نگاهی به رمان «آخر دنیا» نوشته «جنی ارپنبک»؛ روایتی از زندگی‌هایی که می‌توانستند اتفاق بیفتند

اگر می‌شد زندگی را از نو نوشت





اگر می‌شد زندگی را از نو نوشت

31 شهریور 1405، 19:41

اگر زندگی یک‌بار دیگر فرصت آغاز پیدا می‌کرد، چه چیزی را تغییر می‌دادیم؟ یک تصمیم، یک دیدار، یک مهاجرت یا حتی لحظه‌ای کوتاه که می‌توانست سرنوشت را به مسیری دیگر بفرستد؟ ما معمولاً گذشته را مجموعه‌ای از اتفاق‌های قطعی می‌دانیم؛ اتفاق‌هایی که رخ داده‌اند و دیگر نمی‌توان آن‌ها را تغییر داد. اما جنی ارپنبک در رمان «آخر دنیا» همین قطعیت را به چالش می‌کشد و خواننده را با این پرسش روبه‌رو می‌کند که اگر زندگی می‌توانست بارها از نقطه‌ای دیگر آغاز شود، چه سرنوشت‌هایی در انتظار یک انسان بود؟

«آخر دنیا» داستان زنی بی‌نام است، اما زندگی او، برخلاف بسیاری از شخصیت‌های داستانی، یک مسیر مشخص و واحد ندارد. ارپنبک سرگذشت او را در چند امکان متفاوت دنبال می‌کند. هر بار که زندگی شخصیت به پایان می‌رسد، روایت به گذشته بازمی‌گردد و از نقطه‌ای دیگر ادامه پیدا می‌کند؛ گویی مرگ نه پرده پایانی، بلکه دری برای ورود به زندگی دیگری است. در یک مسیر، شخصیت اصلی در کودکی از دنیا می‌رود و همه‌چیز همان‌جا تمام می‌شود. در مسیری دیگر، بزرگ می‌شود، عشق را تجربه می‌کند و با پیامدهای تصمیم‌هایش روبه‌رو می‌شود. در روایتی دیگر، زندگی او با روسیه در دوران استالین و فضای سرکوب سیاسی آن دوره گره می‌خورد و در مسیرهای بعدی، تاریخ آلمان شرقی و برلین پس از فروپاشی دیوار نیز به بخشی از سرگذشت او تبدیل می‌شود.

این ساختار، مهم‌ترین ویژگی «آخر دنیا» است؛ اما ارپنبک از آن صرفاً برای ایجاد شگفتی استفاده نمی‌کند. او با تغییر مسیر زندگی یک شخصیت، نشان می‌دهد که سرنوشت انسان تا چه اندازه به اتفاق‌هایی وابسته است که گاهی کوچک و پیش‌پاافتاده به نظر می‌رسند. یک تصمیم شخصی ممکن است آینده را تغییر دهد، اما گاهی یک جنگ، یک حکومت، یک مهاجرت یا حادثه‌ای که هیچ اختیاری درباره‌اش نداریم، تأثیری بسیار بزرگ‌تر بر زندگی ما می‌گذارد. در نتیجه، انسان در رمان ارپنبک نه کاملاً صاحب سرنوشت خویش است و نه قربانی مطلق آن؛ زندگی در نقطه‌ای میان انتخاب و تصادف شکل می‌گیرد.

از همین‌جا، «آخر دنیا» از داستان یک زن فراتر می‌رود و به روایتی درباره تاریخ تبدیل می‌شود. قرن بیستم اروپا در این رمان فقط مجموعه‌ای از تاریخ‌ها و نام‌ها نیست؛ تاریخ به خانه‌ها، خانواده‌ها و روابط انسانی راه پیدا می‌کند. جنگ و استبداد، تغییر مرزها، مهاجرت و دگرگونی‌های سیاسی، زندگی شخصیت‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهند و نشان می‌دهند که هیچ انسانی را نمی‌توان کاملاً جدا از زمانه‌ای که در آن زندگی می‌کند، شناخت.

جنی ارپنبک، نویسنده آلمانی، در سال ۱۹۶۷ در برلین شرقی متولد شد. پیش از ورود جدی به عرصه ادبیات، در حوزه‌هایی همچون صحافی، تئاتر و موسیقی آموزش دید و بعدها به کارگردانی اپرا پرداخت. این پیشینه هنری چندوجهی در آثار او نیز بازتاب پیدا کرده است؛ نوشته‌هایش معمولاً به زمان، خاطره، تاریخ و تجربه انسانی توجهی ویژه دارند. ارپنبک بعدها به یکی از نویسندگان مطرح ادبیات معاصر آلمان تبدیل شد و آثارش به زبان‌های مختلف ترجمه شدند.

«آخر دنیا» نیز از جمله آثاری است که جایگاه ادبی ارپنبک را تثبیت کرد. این کتاب در سال ۲۰۱۵ «جایزه داستان خارجی مستقل» را به دست آورد و در میان نامزدهای نهایی «جایزه ادبی دوبلین» نیز قرار گرفت. ساختار متفاوت رمان و شیوه پیوند دادن زندگی شخصی با تاریخ، از مهم‌ترین ویژگی‌هایی است که در بررسی‌های ادبی درباره این اثر مورد توجه قرار گرفته است.

«آخر دنیا» در نهایت کتابی درباره امکان‌های از دست‌رفته است؛ درباره تمام آن زندگی‌هایی که می‌توانستیم داشته باشیم، اما هرگز نداشتیم.

مشخصات کتاب:
نام کتاب: آخر دنیا
نام نویسنده: جنی ارپنبک
نام مترجم: «محمد همتی»
نام ناشر: «بیدگل»
نوبت چاپ: اول
سال چاپ: ۱۴۰۵

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *