نگاهی به نقش خیریهها، خیرین و سمنها در عبور از بحران
در روزهای جنگ، جامعه را تنها نگذاریم
14 شهریور 1405، 21:40
وقتی جنگ آغاز میشود، نخستین تصاویر معمولاً مربوط به میدان نبرد، تخریب ساختمانها و جابهجایی مردم است. اما جنگ خیلی زود از این تصاویر فراتر میرود و خود را در زندگی روزمره مردم نشان میدهد؛ در اقتصاد خانوادهها، در وضعیت بیماران، در زندگی کودکان و سالمندان، در معیشت گروههای کمبرخوردار و در بسیاری از نیازهایی که شاید در روزهای عادی کمتر دیده شوند.
در چنین شرایطی، همه نگاهها به دولت و دستگاههای رسمی معطوف میشود و البته این طبیعی است. دولت مسئولیت اصلی مدیریت بحران را بر عهده دارد، اما هیچ دولتی، حتی با گستردهترین امکانات، نمیتواند در شرایط جنگی پاسخگوی همه نیازهای جامعه باشد. درست در همین نقطه است که نقش سازمانهای مردمنهاد، خیریهها و خیرین اهمیت پیدا میکند.
بااینحال، درباره نقش این نهادها در جنگ نباید فقط از یک زاویه نگاه کرد. سمنها و خیریهها از یک طرف خود تحت تأثیر جنگ قرار میگیرند و ممکن است توانشان برای ادامه فعالیت کاهش پیدا کند و از طرف دیگر، در همان زمان، جامعه بیش از گذشته به آنها نیاز پیدا میکند. این دوگانه شاید مهمترین نکتهای باشد که در سیاستگذاری برای فعالیت سمنها و خیریهها در شرایط بحران باید مورد توجه قرار گیرد.
جنگ، سمنها و خیریهها را هم تحت فشار قرار میدهد
گاهی در زمان بحران از خیریهها و سمنها انتظار میرود که فعالیت خود را بیشتر کنند، اما کمتر به این موضوع توجه میشود که خود این سازمانها نیز بخشی از جامعهاند و از پیامدهای جنگ در امان نیستند.نخستین مشکل، منابع مالی است. بسیاری از خیرین در شرایط جنگی با افزایش هزینههای زندگی و نگرانی نسبت به آینده روبهرو میشوند. در چنین شرایطی، ممکن است میزان کمکهای آنان کاهش پیدا کند یا اولویتهایشان تغییر کند. منابعی که در گذشته برای ساخت مدرسه، خرید تجهیزات یا اجرای یک برنامه اجتماعی اختصاص مییافت، ممکن است ناگهان به تأمین یک نیاز فوری اختصاص داده شود. همزمان، نیازها بیشتر میشود. خانوادههایی که پیش از جنگ نیز با مشکلات اقتصادی دستوپنجه نرم میکردند، معمولاً در دوران بحران آسیبپذیرتر میشوند. بیماران، سالمندان، افراد دارای معلولیت، کودکان و خانوادههای کمبرخوردار بیش از دیگران به حمایت نیاز پیدا میکنند. بنابراین، یک خیریه ممکن است در شرایطی قرار گیرد که از یک سو منابع کمتری در اختیار داشته باشد و از سوی دیگر، با تعداد بیشتری از افراد نیازمند مواجه شود. افزایش هزینهها نیز مسئله دیگری است. جنگ میتواند قیمت کالاها و خدمات را افزایش دهد و دسترسی به برخی تجهیزات و اقلام را دشوار کند. این موضوع در حوزه سلامت اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا تأمین دارو، تجهیزات پزشکی و سایر نیازهای بیماران مستقیماً از شرایط اقتصادی و محدودیتهای ناشی از بحران تأثیر میپذیرد. نباید از مشکلات شخصی مدیران و فعالان این سازمانها نیز غافل شد. مدیر یک مؤسسه خیریه، پیش از آنکه مدیر باشد، خود و خانوادهاش در معرض همان شرایطی قرار دارند که سایر مردم تجربه میکنند. ممکن است خانه، محل کار، درآمد یا حتی اعضای خانواده او تحت تأثیر جنگ قرار گرفته باشند. بنابراین، نمیتوان از این افراد انتظار داشت که بدون هیچ پشتیبانی، همان ظرفیت روزهای عادی را حفظ کنند.
تحریمها و محدودشدن ارتباطات نیز میتواند مشکلات را بیشتر کند. کاهش ارتباط با نهادهای بینالمللی و دشواری انتقال منابع و تجهیزات، بهخصوص برای برخی سازمانهای تخصصی، محدودیتهای تازهای ایجاد میکند.
بنابراین، اگر قرار است در شرایط جنگی روی ظرفیت سمنها و خیریهها حساب کنیم، ابتدا باید بپذیریم که آنها خود نیز نیازمند حمایت و توجه هستند.
چرا در زمان جنگ به سمنها و خیریهها بیشتر نیاز داریم؟
از سوی دیگر، هرچه بحران عمیقتر میشود، اهمیت این نهادها نیز افزایش مییابد. دلیل آن ساده است: نیاز مردم بیشتر میشود، درحالیکه ظرفیت دولت نیز همزمان تحت فشار قرار میگیرد. در شرایط جنگی، دولت ناچار است بخش قابلتوجهی از توان خود را صرف مسائل امنیتی، مدیریت بحران، تأمین نیازهای اساسی و حفظ زیرساختهای حیاتی کشور کند. این به معنای کاهش مسئولیت دولت در برابر مردم نیست؛ بلکه به این معناست که دولت برای پاسخگویی به همه مسائل اجتماعی، به کمک جامعه نیاز دارد. سمنها و خیریهها در این زمینه یک مزیت مهم دارند: آنها در متن جامعه حضور دارند. بسیاری از این سازمانها سالها با بیماران، خانوادههای کمبرخوردار، کودکان، سالمندان یا گروههای خاص کار کردهاند. افراد و خانوادههای نیازمند را میشناسند و شبکهای از خیرین و داوطلبان در اختیار دارند. همین ارتباط نزدیک با مردم میتواند در زمان بحران بسیار باارزش باشد.
از طرف دیگر، ساختار این سازمانها در بسیاری از موارد انعطاف بیشتری نسبت به ساختارهای رسمی دارد. یک خیریه گاهی میتواند در چند ساعت برای یک نیاز مشخص منابع جمع کند یا گروهی از داوطلبان را برای انجام کاری سازماندهی کند. این ظرفیت در شرایطی که سرعت عمل اهمیت زیادی پیدا میکند، مزیت کوچکی نیست.
البته نباید این ویژگی را به معنای بینیازی از هماهنگی با دولت دانست. فعالیتهای پراکنده و بدون هماهنگی ممکن است حتی در شرایط عادی باعث اتلاف منابع شود و در زمان بحران مشکلات بیشتری ایجاد کند. آنچه اهمیت دارد، قرارگرفتن این ظرفیت اجتماعی در کنار ظرفیت رسمی کشور و ایجاد یک تقسیم کار روشن است.
نکته مهم دیگر، سرمایه اجتماعی است. در بسیاری از موارد، مردم به کسی کمک میکنند که او را میشناسند و به او اعتماد دارند. خیریهها و سمنها در طول سالها فعالیت میتوانند چنین اعتمادی ایجاد کنند. در زمان بحران، همین اعتماد میتواند بهسرعت به کمک، داوطلبی و مشارکت تبدیل شود.
جنگ همچنین میتواند احساس همدلی و همبستگی را در جامعه افزایش دهد. بسیاری از افرادی که در شرایط عادی فرصت یا انگیزه مشارکت اجتماعی ندارند، در زمان بحران حاضرند بخشی از وقت، توان یا دارایی خود را در اختیار دیگران قرار دهند. سمنها و خیریهها میتوانند این احساس همدلی را از یک واکنش پراکنده و کوتاهمدت به مشارکتی سازمانیافته و مؤثر تبدیل کنند.
به همین دلیل، بحران فقط دوران کمبودها نیست؛ گاهی فرصتی است برای اینکه ظرفیتهایی را که در روزهای عادی کمتر دیده میشوند، بهتر بشناسیم و به کار بگیریم.
دولت چه باید بکند؟
اگر قرار است از ظرفیت سمنها و خیریهها در زمان جنگ استفاده شود، رابطه دولت با این نهادها نیز باید متناسب با شرایط تغییر کند.
اولین اقدام، فراهمکردن آزادی عمل بیشتر برای آنها در چارچوب قانون است. در شرایط عادی ممکن است برخی فرایندهای اداری قابلتحمل باشند، اما در شرایط بحرانی، تأخیر در یک تصمیم یا مجوز میتواند فرصتی مهم را از بین ببرد. بنابراین، میتوان برای شرایط اضطراری سازوکارهای سریعتر و مشخصتری طراحی کرد؛ سازوکارهایی که در عین حفظ نظارت و شفافیت، مانع فعالیت مؤثر سازمانهای مردمنهاد نشوند. موضوع دوم، استفاده از ظرفیت آنها برای انجام بخشی از کارهایی است که جامعه میتواند با کیفیت مناسب انجام دهد. منظور، کنارگذاشتن مسئولیتهای دولت نیست؛ بلکه باید دید کدام بخش از خدمات حمایتی، شناسایی نیازها، کمک به خانوادهها، حمایت از بیماران و برخی فعالیتهای اجتماعی را میتوان با استفاده از ظرفیت خیریهها و سمنها بهتر و سریعتر انجام داد.
این نگاه در واقع یک تغییر رویکرد است: دولت قرار نیست همه کارها را خود انجام دهد؛ بلکه میتواند بخشی از امور را با کمک مردم پیش ببرد.
در حوزه سلامت، این موضوع اهمیت بیشتری دارد. «وزارت بهداشت» میتواند با شناسایی ظرفیت خیرین، خیریههای بیمارستانی و سمنهای سلامت، نقش هریک را در شرایط بحران مشخص کند. اگر این تقسیم کار از قبل طراحی شده باشد، در زمان جنگ لازم نیست همهچیز از صفر آغاز شود.
مسئله مهم دیگر، آمادهسازی خود سازمانهای مردمنهاد است. بسیاری از سمنها و خیریهها برای شرایط عادی برنامه دارند، اما ممکن است برای مواجهه با یک جنگ یا بحران گسترده، برنامه مشخصی نداشته باشند. آموزش مدیران، تدوین برنامه تداوم فعالیت، پیشبینی منابع جایگزین و ایجاد شبکه ارتباطی میان سازمانها میتواند بخشی از این آمادگی باشد.
در واقع، دولت در زمان بحران بیش از هر چیز باید تسهیلگر و هماهنگکننده باشد؛ یعنی ظرفیتهای موجود را بشناسد، آنها را به یکدیگر متصل کند و اجازه دهد هر بخش در جایی که بیشترین توانایی را دارد، نقش خود را ایفا کند.
از تجربه جنگها چه یاد گرفتهایم؟
هر جنگی، علاوه بر خسارتها، تجربههایی نیز بر جای میگذارد. اگر این تجربهها ثبت و تحلیل نشوند، در بحران بعدی دوباره همان اشتباهها تکرار میشود.
درباره وضعیت سمنها و خیریهها در جریان «جنگ رمضان» نیز مطالعات و نظرسنجیهایی انجام شده است. در جریان این جنگ و پس از آن، دو ساختار مرتبط با حوزه سمنها و خیریهها، یعنی «انجمن خیر ایران» و «انجمن افرا»، نظرسنجیها و پژوهشهایی درباره وضعیت این سازمانها انجام دادند و نتایج آنها را منتشر کردند.
این مطالعات از آن جهت اهمیت دارند که میتوانند تصویری واقعیتر از وضعیت سمنها و خیریهها در دوران جنگ ارائه دهند و نشان دهند که این سازمانها با چه مشکلاتی روبهرو بودهاند، چه تغییراتی در فعالیت آنها ایجاد شده و چه ظرفیتهایی در این دوران شکل گرفته است.
سیاستگذاری برای بحران نباید فقط براساس حدس و تجربههای شخصی باشد. تجربههای ثبتشده جنگهای گذشته میتواند به ما کمک کند تا برای بحرانهای آینده آمادهتر باشیم.
جامعهای که در روزهای آرام آماده شده، در روزهای سخت مقاومتر است.جنگ، سمنها و خیریهها را با یک تناقض جدی روبهرو میکند: درحالیکه خود آسیبپذیرتر میشوند، جامعه بیش از گذشته به آنها احتیاج پیدا میکند.
راهحل این تناقض، کنارگذاشتن این نهادها یا سپردن همه مسئولیتها به آنها نیست. راهحل، ایجاد رابطهای روشن و منطقی میان دولت و جامعه مدنی است؛ رابطهای بر پایه اعتماد، هماهنگی، شفافیت و تقسیم کار.
خیریهها، خیرین و سمنها منابعی فراتر از پول در اختیار دارند: اعتماد مردم، شبکههای اجتماعی، داوطلبان، تجربه و ارتباط مستقیم با گروههای مختلف جامعه. این سرمایه در زمان بحران میتواند بسیار تعیینکننده باشد.
ازاینرو، حمایت از سمنها و خیریهها نباید صرفاً یک اقدام حمایتی تلقی شود. تقویت جامعه مدنی در روزهای آرام، در واقع نوعی سرمایهگذاری برای روزهای سخت است.
اگر میخواهیم جامعهای داشته باشیم که در برابر بحرانها تابآور باشد، باید پیش از وقوع بحران، ظرفیت مشارکت مردم را جدی بگیریم. جامعهای که مردم در آن فرصت سازمانیافتن، اعتمادکردن و مشارکتکردن دارند، در روزهای دشوار نیز تنها نمیماند.
برچسب ها:
انجمن خیر ایران، بحران، تابآوری اجتماعی، جامعه مدنی، خیریهها، دولت و مردم، سمنها، شرایط جنگی، کمکهای مردمی، مسئولیت اجتماعی
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
شهروند پیشفرض مدیران شهری: مرد میانسال، سالم و توانمند
واکاوی سدسازی و انتقال آب بینحوضهای در هشتادودومین «شب ایران»
پروژههای سدسازی
عقاب های طالیی برای زادآوری
آنچه در جلسه با رئیسجمهور درباره محیطزیست دیدم
«عقاب طلایی» پس از چهار دهه به فلسطین بازگشته، اما جنگ، توسعه زیرساختها و قاچاق همچنان آینده این شکارگر را تهدید میکند
دو عقاب، دو مرگ در کرانه باختری
نشست جدی میان دستگاههای قضایی و محیطزیستی
مشارکت گسترده ۳۴۰۰ دانشآموز چهارمحال و بختیاری در طرح ملی «محیطیار»
دستگیری دو شکارچی در راین؛ کشف سلاح شکاری، فشنگ چهارپاره و لاشه خرگوش
کشف سلاح شکاری غیرمجاز در منطقه آزاد گود غماش سیرجان؛ یک متخلف بازداشت شد
دستگیری شکارچی در پارک ملی خبر
کشف سلاح PCP و لاشه ۳ قطعه کبک وحشی
وب گردی
- درخواست معافیت دانشجویان ممتاز دکتری دانشگاه آزاد اسلامی از آزمون جامع
- درخواست افزودن درس موسیقی در مدارس
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز
- شناسنامه دار بودن ظروف صنعتی چه نقشی در مدیریت مسئولانه آن ها دارد؟
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟
- درخواست لغو بسته شدن فرودگاه پیام
- مطالبه شفافیت در دانشگاه علوم پزشکی ایران بیشتر
بیشترین نظر کاربران
از شکست ملتها چــــــه میآموزیم؟
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید