صلح از جایی آغاز می‌شود که «دیگری» را به رسمیت بشناسیم





صلح از جایی آغاز می‌شود که «دیگری» را به رسمیت بشناسیم

31 شهریور 1405، 19:40

صلح را اغلب در معنای نبود جنگ، خشونت و درگیری تعریف می‌کنیم؛ اما صلح واقعی و پایدار، چیزی فراتر از سکوت اسلحه‌ها و نبود منازعه است. صلح زمانی در یک جامعه شکل می‌گیرد که انسان‌ها، با وجود تفاوت‌هایشان، یکدیگر را به رسمیت بشناسند، حق متفاوت بودن را بپذیرند و برای شنیدن صدای یکدیگر آمادگی داشته باشند. از این منظر، شاید یکی از مهم‌ترین پرسش‌های امروز جامعه ما این باشد که آیا ما «دیگری» را به رسمیت می‌شناسیم؟

جامعه ایران، جامعه‌ای یکدست و یک‌صدا نیست و اساساً نباید چنین باشد. ایران سرزمینی است که مردمان آن با قومیت‌ها، زبان‌ها، فرهنگ‌ها، آیین‌ها و مذاهب گوناگون و با دیدگاه‌های سیاسی و اجتماعی متفاوت در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند. این تفاوت‌ها نه یک استثنا، بلکه بخشی از واقعیت تاریخی و اجتماعی ایران است.

بنابراین، نخستین گام برای رسیدن به صلح اجتماعی، پذیرش این واقعیت است که «دیگری» وجود دارد و حق دارد متفاوت باشد.

صلح را نمی‌توان با حذف تفاوت‌ها ساخت. نمی‌توان جامعه را به این امید که همه مانند هم فکر کنند، یک‌شکل کرد. تفاوت، به‌خودی‌خود تهدید نیست. آنچه تفاوت را به تعارض تبدیل می‌کند، نپذیرفتن آن، نادیده گرفتن دیگری و تلاش برای تحمیل یکسانی بر جامعه است.

پذیرش دیگری به این معنا نیست که همه باید یکدیگر را از نظر فکری، سیاسی، فرهنگی یا اعتقادی تأیید کنند. پذیرش دیگری یعنی پذیرفتن حق وجود، حق شنیده‌شدن و حق مشارکت او در سرنوشت جامعه.

ممکن است من با اندیشه سیاسی فردی موافق نباشم، اما باید بپذیرم که او نیز شهروند این جامعه است. ممکن است زبان، فرهنگ یا سبک زندگی گروهی با من متفاوت باشد، اما این تفاوت نباید موجب محرومیت، تحقیر یا نادیده گرفتن آنان شود. ممکن است درباره مسائل دینی و مذهبی اختلاف‌نظر داشته باشیم، اما این اختلاف نباید به نفی کرامت انسانی و حقوق اجتماعی یکدیگر منجر شود.

صلح دقیقاً در نقطه‌ای آغاز می‌شود که یاد می‌گیریم با وجود اختلاف، یکدیگر را حذف نکنیم. در این میان، نقش مسئولان و ساختارهای حکمرانی بسیار تعیین‌کننده است. مردم زمانی می‌توانند به آینده امیدوار باشند که احساس کنند تفاوت‌های آنان دیده و شنیده می‌شود. پذیرش تکثر اجتماعی نباید صرفاً در سطح شعار باقی بماند، بلکه باید در سیاست‌گذاری، تصمیم‌گیری، توزیع امکانات، مدیریت کشور و نحوه مواجهه با مطالبات شهروندان خود را نشان دهد.

اگر گروهی از شهروندان مطالباتی دارند، نخستین وظیفه مسئولان این نیست که صرفاً درباره درست یا نادرست بودن آن مطالبات قضاوت کنند؛ نخست باید صدای آنان را شنید و فهمید که ریشه این مطالبات چیست.

جامعه‌ای که در آن مردم احساس کنند صدایشان شنیده نمی‌شود، به‌تدریج فاصله میان جامعه و حاکمیت را افزایش می‌دهد. اما گفت‌وگو، شنیدن و پاسخ‌گویی می‌تواند این فاصله را کاهش دهد. البته پذیرش دیگری تنها وظیفه مسئولان نیست. جامعه نیز در برابر این مسئله مسئول است. نمی‌توان از مسئولان انتظار داشت که تکثر را بپذیرند، اما خودمان تحمل شنیدن صدای متفاوت را نداشته باشیم.

صلح اجتماعی از رفتار روزمره ما آغاز می‌شود؛ از اینکه به هم اجازه دهیم متفاوت فکر کنیم؛ از اینکه زبان و فرهنگ دیگری را تحقیر نکنیم؛ از اینکه به‌دلیل تفاوت مذهبی یا سیاسی، دیگری را از دایره «ما» بیرون نرانیم؛ از اینکه پیش از قضاوت، بشنویم و پیش از پاسخ دادن، تلاش کنیم دیگری را بفهمیم.

یکی از مشکلات جوامع متکثر این است که «دیگری» خیلی زود به «بیگانه» تبدیل می‌شود. درحالی‌که دیگری ممکن است همسایه ما، همکار ما، دوست ما، هم‌کلاسی فرزندمان یا حتی عضوی از خانواده ما باشد. تفاوت الزاماً فاصله ایجاد نمی‌کند؛ این نگاه ما به تفاوت است که می‌تواند فاصله ایجاد کند.

ایران برای رسیدن به صلح پایدار، نیازمند عبور از فرهنگ «یکسان‌سازی» به‌سمت فرهنگ «همزیستی» است. همزیستی یعنی ما لازم نیست شبیه هم باشیم تا بتوانیم در کنار هم زندگی کنیم.

در یک جامعه متکثر، هدف نباید ساختن جامعه‌ای بدون تفاوت باشد؛ هدف باید ساختن جامعه‌ای باشد که تفاوت‌ها در آن به رسمیت شناخته شوند و هیچ‌کس به‌دلیل تفاوت خود احساس طردشدگی نکند. از همین منظر، پاسخ به مطالبات اجتماعی نیز اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. مطالبات زمانی می‌توانند به بخشی از فرایند صلح تبدیل شوند که مسیرهای قانونی، مدنی و مسالمت‌آمیز برای بیان آنها وجود داشته باشد و مردم اطمینان داشته باشند که بیان خواسته‌هایشان به شنیده‌شدن و گفت‌وگو منجر می‌شود.

جامعه‌ای که راه گفت‌وگو را باز نگه می‌دارد، فرصت بیشتری برای حل اختلافات پیش از تبدیل‌شدن آنها به بحران دارد. در مقابل، نادیده گرفتن مطالبات، انکار تفاوت‌ها و به حاشیه راندن گروه‌های اجتماعی، نه‌تنها مسئله را حل نمی‌کند، بلکه می‌تواند بر بی‌اعتمادی و شکاف‌های اجتماعی بیفزاید.

صلح، محصول حذف صداهای متفاوت نیست؛ محصول شنیدن آنهاست. صلح تنها یک آرمان بین‌المللی یا مفهومی مربوط به روابط میان دولت‌ها نیست. صلح درون جامعه نیز معنا دارد؛ در رابطه میان شهروندان، میان گروه‌های اجتماعی، میان نسل‌ها و میان کسانی که متفاوت می‌اندیشند.

اگر می‌خواهیم جامعه‌ای آرام‌تر و آینده‌ای باثبات‌تر داشته باشیم، باید از خود بپرسیم: آیا حاضر هستیم دیگری را همان‌گونه که هست بپذیریم؟ آیا حاضر هستیم صدای متفاوت را بشنویم؟ آیا مسئولان حاضرند مطالبات شهروندان را بشنوند و برای پاسخ به آنها اقدام کنند؟ و آیا مردم حاضرند اختلافات خود را بدون نفی و حذف یکدیگر مدیریت کنند؟ پاسخ مثبت به این پرسش‌ها می‌تواند نقطه آغاز یک مسیر تازه باشد.

صلح زمانی محقق می‌شود که «ما» آن‌قدر گسترده باشد که «دیگری» را نیز دربر بگیرد. ایران امروز بیش از آنکه نیازمند حذف تفاوت‌ها باشد، نیازمند مدیریت مسالمت‌آمیز تفاوت‌هاست. ما می‌توانیم متفاوت باشیم و درعین‌حال یک جامعه واحد باقی بمانیم. می‌توانیم زبان‌های متفاوت داشته باشیم، فرهنگ‌های متفاوت داشته باشیم، باورهای متفاوت داشته باشیم و دیدگاه‌های سیاسی متفاوتی داشته باشیم؛ اما در یک اصل مشترک باشیم: اینکه همه انسان‌ها و شهروندان، صرف‌نظر از این تفاوت‌ها، از کرامت و حق شنیده‌شدن برخوردارند.

صلح از جایی آغاز می‌شود که دیگری را دشمن، مزاحم یا تهدید نبینیم؛ او را انسانی متفاوت ببینیم که مانند ما حق دارد دیده شود، شنیده شود و در ساختن آینده جامعه خود سهم داشته باشد. و شاید صلح پایدار در ایران، نه با یکسان‌شدن ما، بلکه با پذیرش تفاوت‌های ما آغاز شود.

 

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *