رفتار همسایگان ایران در جنگ ۱۲روزه با اسرائیل
سکوتهای سنگین و مواضع معنادار
۳ مرداد ۱۴۰۴، ۱۹:۵۱
جنگ دوازدهروزهای که در بهار ۱۴۰۴ میان ایران و اسرائیل درگرفت، بیتردید یکی از نقاط عطف پرمخاطره در معادلات منطقهای بود؛ رویدادی که فقط عرصه نبرد نبود، بلکه به میدانی برای سنجش واکنش همسایگان ایران تبدیل شد. در این جنگ، کشورهای پیرامونی ایران –از ترکیه تا افغانستان– هر یک با مواضع، سکوتها و پیامهای غیرمستقیم خود، روایتی پیچیده از منافع، نگرانیها و ملاحظات ژئوپلیتیکی به نمایش گذاشتند.
ترکیه؛ نوسان میان روایت اسلامی و ملاحظات استراتژیک
ترکیه از همان روزهای آغازین جنگ، در چارچوبی کاملاً حسابشده ظاهر شد. نه در صف حامیان اسرائیل ایستاد و نه دفاع آشکار از ایران را برگزید. بیانیهای که در روز سوم جنگ منتشر کرد –تأکید بر «حق ملتها برای دفاع از خود»– دقیقاً همان واژگانی بود که بتوان از آن دو معنا استخراج کرد. آنکارا نه میخواست روابط نظامیاش با تلآویو آسیب ببیند، نه فرصت تبدیلشدن به میانجی در بحران را از دست بدهد.
در رسانههای داخلی، اگرچه فضای عمومی اندکی متمایل به روایت ایران بود، اما سیاست رسمی بر حفظ موازنهای شکننده استوار بود؛ موازنهای که هم ریشه در جاهطلبی منطقهای ترکیه دارد، هم در نگرانی از رویارویی با غرب.
عراق؛ دوگانگی میان خیابان و دولت
واکنش عراق از جنس پارادوکس بود. دولت مرکزی در بغداد تلاش کرد با اتخاذ موضعی خنثی، خود را از درگیری دور نگه دارد، اما خیابانهای نجف، بصره و کربلا تصویر دیگری ارائه میدادند؛ شعارهای تند ضداسرائیلی، اجتماعات مردمی و اعلام همبستگی با ایران از سوی گروههای شیعی. این شکاف میان موضع رسمی و واکنش اجتماعی، چالشی همیشگی در سیاست عراق است: از یکسو، تلاش برای حفظ ثبات داخلی و اجتناب از ورود به منازعه مستقیم و از سوی دیگر، فشار روزافزون جریانهای مقاومت شیعی که ایران را متحد طبیعی خود میدانند.
آذربایجان؛ سکوت سرد در خدمت محاسبه
جمهوری آذربایجان از معدود کشورهایی بود که ترجیح داد در لایهای از سکوت رسمی حرکت کند، اما همزمان، شواهدی غیررسمی از همکاری اطلاعاتی با اسرائیل در رسانهها مطرح شد. در سالهای گذشته، نزدیکی امنیتی میان باکو و تلآویو به مرحلهای رسیده که نمیتوان از آن چشم پوشید. در چنین بستری، جای تعجب نبود که آذربایجان نهتنها از ایران حمایت نکرد، بلکه بازنمایی اخبار جنگ در رسانههایش، رویکردی منتقدانه نسبت به تهران داشت.
پاکستان؛ همدلی پنهان، بیطرفی علنی
پاکستان با وجود قرابتهای مذهبی و سیاسی با ایران، همان سیاست سنتی خود را ادامه داد: بیطرفی فعال. بیانیه رسمی دولت اسلامآباد محکومکننده کلی خشونتها بود، اما در نهادهای دینی و برخی نطقهای پارلمانی، نشانههایی از همدلی با موضع ایران دیده شد.
اما این بیطرفی، ریشه در دغدغههایی واقعی دارد؛ از بیم تحریک هند، تا تلاش برای پرهیز از وارد شدن در تنش میان اسرائیل و جهان عرب. افزونبرآن، بحرانهای داخلی اقتصادی و سیاسی، توان هرگونه سیاست خارجی مداخلهگر را از دولت سلب کرده است.
افغانستان؛ سکوتی که حامل پیام بود
طالبان در افغانستان، نهتنها بیانیهای صادر نکرد، بلکه تماماً سکوت اختیار کرد. درحالیکه کشورهای دیگر، حتی با زبان دیپلماتیک موضعگیریهایی داشتند، کابل راه دیگری رفت؛ انفعال مطلق. اما درعینحال، گزارشهایی از تحرکات نگرانکننده در مرز شرقی ایران منتشر شد که گمانههایی از احتمال سوءاستفاده از وضعیت بحرانی برای قاچاق یا نفوذهای مرزی را تقویت کرد.
افغانستان امروز، بهویژه با حاکمیت طالبان، درگیر بحران مشروعیت بینالمللی است و توان ورود به هر نوع نزاع منطقهای را ندارد.
ترکمنستان؛ استمرار سنت انزوا
رفتار ترکمنستان مطابق پیشبینیها بود؛ بیطرفی کامل، سکوت خبری و پرهیز از هرگونه اظهارنظر سیاسی. عشقآباد همواره سیاستی محتاطانه و درونگرا در پیش گرفته، بهویژه در بزنگاههای امنیتی. تنها نشانه تعامل، همکاریهای محدود مرزی با ایران برای حفظ نظم در گذرگاهها بود، که البته در چارچوب منافع مرزی تفسیر میشود، نه همدلی سیاسی.
ارمنستان؛ بیم از تضعیف جایگاه در قفقاز
درحالیکه ارمنستان روابط خوبی با ایران دارد، اما در این بحران ترجیح داد سکوت کند؛ سکوتی که بیش از آنکه ناشی از بیتفاوتی باشد، از ترس واکنشهای احتمالی اسرائیل یا تشدید فشارهای باکو نشئت میگرفت. در فضای آکادمیک ارمنستان، نگرانیهایی جدی درباره حضور پررنگتر اسرائیل در منطقه قفقاز جنوبی شکل گرفت؛ حضوری که میتواند تعادل قدرت را بیشازپیش به سود آذربایجان بر هم بزند.
ضرورت بازنگری در سیاست همسایگی
نگاهی به رفتار همسایگان ایران در این جنگ کوتاه، اما تعیینکننده، نشان میدهد اشتراکات جغرافیایی، لزوماً به هم سویی سیاسی نمیانجامد. هر کشور برپایه منافع خاص خود، با زبانی متفاوت، از کنار این بحران عبور کرد. برخی سکوت کردند، برخی موضع گرفتند و برخی فقط از مرزهای خود مراقبت کردند.
اما یک پیام مشترک میان همه آنها وجود داشت: ملاحظات ژئوپلیتیکی و اضطراب از ناآرامی، بیش از هر چیز دیگری، تصمیمگیری آنها را هدایت میکند. برای ایران، این واکنشها نهفقط یک هشدار، که فرصتی برای بازتعریف سیاست منطقهای است؛ سیاستی که باید با درک دقیقتری از ترجیحات واقعی همسایگان طراحی شود، نه با تکیه بر پیشفرضهای تاریخی یا پیوندهای مذهبی.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
چه کسی چالش را تحمـــل میکند؟
یک سال دور یک میز؛ به احترام محیطزیست ایران
تو یکـــــی نِهای هزاری، تو چراغِ خود برافروز
رسانه و کنشگــــــری محیطزیست
سرانجام، روزنامهنگاری محیطزیست
هر رسانه، یک دریچــــــــه تازه
مدیریت پسماند «تالش» در محاق فراموشی
آنچه بر میــــــــراث میگذرد
محیطزیست بهجای خبر فوری
صدای طبیعت
رفیقِ یـــــــــــــوز و آهو!
وب گردی
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟
- درخواست لغو بسته شدن فرودگاه پیام
- مطالبه شفافیت در دانشگاه علوم پزشکی ایران
- خطاهای پنهان در ترجمه مدرک تحصیلی که پرونده اپلای را با تاخیر مواجه میکند
- درخواست توقف پروژه باملند برای حفاظت از درختان و طبیعت شهر لاهیجان
- بهترین پنل پیامکی ایران [4 تا از بهترین سامانه پیامکی ایران]
- آشنایی با خدمات متنوع اسنپفود در رشت
- بهترین مدل شومیز برای افراد چاق؛ 10 مدل ترند 1405 بیشتر
بیشترین نظر کاربران
ژئوتوریسم؛ ثروتی که هنوز جدی نگرفتهایم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید