۸۰ سال پس از اعتصاب کارگران پالایشگاه نفت کرمانشاه

اعتراضِ حَقّه





اعتراضِ حَقّه

۹ خرداد ۱۴۰۴، ۲۰:۱۲

«مدیر شرکت نفت کرمانشاه به‌جای اینکه به تقاضاهای حقه و قانونی کارگران رسیدگی کند، دست به یک عمل تحریک‌آمیز و مستبدانه می‌زند.»
روزنامه ظفر، ۲۴ خرداد ۱۳۲۴

بعضی اتفاق‌ها در تاریخ معاصر ایران، کمتر دیده شده‌اند و مورد توجه قرار گرفته‌اند، اما این موضوع از اهمیت‌شان نکاسته است. یکی‌شان اعتصاب کارگران پالایشگاه نفت کرمانشاه است که ۸۰ سال پیش در چنین روزهایی آغاز شد. رخدادی که نخستین دست‌ازکارکشیدنِ کارگران در یکی از واحدهای شرکت نفت انگلیس و ایران، پس از اعتصابِ اردیبهشت ۱۳۰۸ در پالایشگاه نفت آبادان بود، اما این دومی از آن یکی چه‌بسا مهمتر هم بود؛ زیرا پیش درآمد تحولاتی بود که شرکت نفت انگلیس و ایران باید در سال‌های بعد در عرصه‌های کارگری و سیاسی-اقتصادی با آن مواجه می‌شد. اگر بگوییم و مدعی شویم که با وجود ناکام‌ ماندنش، از جمله زمینه‌سازان ملی‌شدن صنعت نفت ایران در پنج‌ سال بعد بود، سخنی گزاف نگفته‌ایم و به بیراهه نرفته‌ایم. شرکت سهامی نفت کرمانشاه در بهار ۱۳۱۲ آغازبه‌کار کرد و در تابستان همان سال، عملیات حفاری، لوله‌کشی و احداث پالایشگاه در پنج‌ کیلومتری شمال شهر کرمانشاه و در کنار رود قره‌سو شروع شد و پالایشگاه دو سال بعد، با ظرفیت پالایش یک‌صد هزار تُن نفت خام در سال فعالیت خود را آغاز کرد. مهندسان، سرکارگران و کارگران در ابتدا از نیروهای پالایشگاه آبادان بودند، اما به‌مرور نیروهای محلی آموزش دیدند و اضافه شدند.
پس از اشغال ایران توسط قوای متفقین در جنگ جهانی دوم، به‌سبب آشفتگی فضای سیاسی و بلبشوی حاکم، احزاب سیاسی و مطبوعات آزادانه‌تر، فعالیت خود را پی گرفتند؛ اما همچنان حزب توده از این مهم برکنار ماند، چنانکه تلاش برای تأسیس شعبه‌ای از این حزب در کرمانشاه در مرداد ۱۳۲۱، با مقاومت کلنکل «فلچر»، مستشار نظامی و سیاسی انگلیس در آن شهر مواجه شد و تا اواخر پاییز دو سال بعد تداوم یافت. درنتیجه می‌توان فهمید کرمانشاه تا چه‌اندازه زیر یوغ فشار بیگانگان بود.
اما آنچه جرقه آن اعتصاب مشهور را زد، تلگراف ۲۰۰ نفر از رانندگان شرکت نفت کرمانشاه درباره شکایت از شخصی به‌نام «منتصر» که رئیس حمل‌ونقل و معاون شرکت نفت کرمانشاه خطاب به شرکت نفت انگلیس و ایران و مجلس شورای ملی در ۱۸ فروردین ۱۳۲۴ بود. آنان نوشتند؛ «[منتصر] با لگد زدن و کشتن جاسمِ عرب، راننده شرکت و کتک زدن اغلب رانندگان و رشوه گرفتن از عموم کارگران شرکت، مستقیماً و یا به وسایل عدیده کارگران و رانندگان کرمانشاه را لخت نموده و میلیون‌ها ثروت از خون این بیچارگان در بانک‌ها جمع کرده است» و خواستار پیگرد قانونی شدند.
تشکل تازه‌تأسیس شورای متحده ایالتی اتحادیه‌های کارگران و زحمتکشان کرمانشاه به رهبری «عزت‌الله عتیقه‌چی» سوار بر موج شد و تحریک کرد تا سرانجام از بی‌عملی حکومت مرکزی، کارگران در نهم خرداد ۱۳۲۴ دست به اعتصاب زدند و خواسته‌های خود را «پرداخت دستمزد برای روز جمعه و ایام تعطیل، کاهش ساعت کار به هشت‌ ساعت، اجرای قانون بیمه کارگران، رعایت اصول بهداشت در محیط کار و برخورد با احترام و نزاکت مسئولان پالایشگاه با کارگران و تحویل رشن (جیره کالایی) کارگران در روزهای تعطیل» اعلام کردند.
تا ۱۲ خرداد، اعتصاب‌کنندگان ۷۴۰ نفر از کارگران و رانندگان پالایشگاه نفت بودند و در روزهای بعد شمار آنها به کمتر از هزار نفر، یعنی تقریباً به قاطبه کارگران و رانندگان پالایشگاه رسید. مطبوعات کشوری ترجیح دادند سکوت کنند و حتی اداره پست و تلگراف هم تلگراف‌های رسیده از کرمانشاه را با تأخیر به مقصد می‌رساند و اخبار آن، تنها در روزنامه‌های رهبر و ظفر (ارگان‌های حزب توده) و بیستون (ارگان شورای متحده ایالتی) منعکس می‌شد.
اعتصاب اما خیلی‌ زود شکست خورد؛ کارگران و رانندگان به سر کار خود بازگشتند و شرکت نفت هم بی‌درنگ ۴۰۰ نفر از آنان را اخراج کرد. اعتصاب‌کنندگان گمان می‌کردند از پس اعتصاب دوهفته‌ایِ ۱۰ هزار کارگر شرکت نفت در آقاجاری در نیمه دوم اردیبهشت ۱۳۲۵، در بازگشت به کار توفیق خواهند یافت. نامه‌هایی به احمد قوام‌السلطنه، نخست‌وزیر نوشتند، مذاکراتی با رؤسای شرکت نفت کردند و قول‌ها و وعده‌هایی گرفتند؛ اما هیچ‌یک به ثمر و اثر نرسید و مُعتَصِبان هیچ‌گاه به کار خود بازنگشتند.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زندگی در تعلیق

زندگی در تعلیق