تنها یادگار تاریخی بندرعباس از دوران صفویه رو به ویرانی است

کلاه‌فرنگی ۳۰۰ سال بعد از پیروزی نادرشاه

این بنای تاریخی حالا با آجرنما و کاشی پوشیده و دروازه ورودی آن زیر کامپوزیت پنهان شده است تردد و ورود به این بنای ثبت‌ملی از ابتدای دهه ۶۰ به‌راحتی امکانپذیر نیست





کلاه‌فرنگی ۳۰۰ سال بعد از پیروزی نادرشاه

۳ خرداد ۱۴۰۴، ۲۰:۱۶

|پیام‌ما| نادرشاه افشار که بر لشکر افغان‌ها پیروز شد، از همین بنا توپ شادی شلیک شد. بنایی در حاشیه خلیج‌فارس و همسایگی اسکله شهید حقانی بندرعباس، شاهد رویدادهای مختلف تاریخ بوده است. از رفت‌وآمد هلندی‌ها‌ و انگلیسی‌ها و عمانی‌ها تا امروز که متروک و فراموش‌شده پشت دیوارهای بلند، شمارش معکوس تخریبش آغاز شده است و متولیان آن را به حال خود رها کرده‌اند. اینجا عمارت کلاه‌فرنگی بندرعباس است. تنها بنای باقیمانده از عصر صفوی در شهری که نامش را از صفویان وام گرفته، اما اثری از آن دوران در این شهر باقی نمانده است. هم‌زمان با هفته میراث‌فرهنگی نمایشگاهی از اسناد و تصاویر مربوط به این بنا براساس پژوهش‌های «نیما صفا» در کاخ گلستان تهران برپا شده است؛ اسنادی که به‌خوبی گویای اهمیت این بنا در طول تاریخ است و صاحب‌نظران در دوره‌های مختلف بر اهمیت آن تأکید داشته‌اند. بنایی که حالا با آجر نما و کاشی پوشیده شده و دروازه ورودی و تاریخی آن زیر کامپوزیت پنهان شده است. این بنای ثبت‌ملی‌شده از ابتدای دهه ۶۰ در اختیار حوزه علمیه بندرعباس قرار دارد و در حال حاضر تردد و ورود به آن، حتی برای مسئولان میراث‌فرهنگی شهر، به‌راحتی امکانپذیر نیست.

«پدربزرگم همیشه از مراوده و رفت‌و‌آمد اجدادمان با «کلاه‌فرنگی» صحبت می‌کردند. من در عالم نوجوانی نمی‌دانستم منظورشان چیست. کلاه‌فرنگی یک فرد است یا یک اداره، بعدها با پرس‌وجوهایی که کردم، فهمیدم «کلاه‌فرنگی» نه یک شخص، بلکه یک ساختمان است. این علاقه و پرس‌وجوها ادامه پیدا کرد و باعث شد از توصیف ساده پدربزرگم به تاریخچه مفصلی از این بنا برسم.» این را «نیما صفا» می‌گوید، پژوهشگر تاریخ خلیج‌فارس و نویسنده چندین عنوان کتاب و مقاله در زمینه تاریخ خلیج‌فارس، بندرعباس و استان هرمزگان که این روزها در گوشوار غربی تخت مرمر مجموعه جهانی کاخ گلستان نمایشگاهی از اسناد و تصاویر عمارت کلاه‌فرنگی بندرعباس بر پا کرده است. او در گفت‌وگو با «پیام‌ما» درباره اهمیت این بنا و وضعیت فعلی آن می‌گوید: «عمارت کلاه‌فرنگی، مهمترین بنای تاریخی باقیمانده در شهر بندرعباس و تنها بنای مربوط به دوران صفوی در این شهر است. اهمیت بنا در این است که علاوه‌بر شاخصه‌های معماری در دوره‌های مختلف تاریخی به‌عنوان دارالحکومه، قلعه شهر و اداره گمرک بندرعباس مورد استفاده قرار گرفته است. ما بندرعباس را به‌عنوان شهری صفوی می‌شناسیم؛ شهری که به دستور شاه‌عباس ساخته شد. اما تنها اثری که از آن دوران در این شهر باقی مانده، همین عمارت کلاه‌فرنگی است که به حال خود رها شده است.»

روایت‌هایی از تاریخ
پس از آنکه پرتغالی‌ها در سال ۱۶۲۲ میلادی (۱۰۰۱ شمسی) از هرمز و خلیج‌فارس اخراج شدند، انگلیسی‌ها ‌وارد عرصه تجارت در بندرعباس شدند. بلافاصله پس‌ازآن، هلندی‌ها در سال ۱۶۲۳ میلادی کمپانی هند شرقی هلند را در بندرعباس مستقر و در کنار تجار داخلی، تجارتخانه‌ای دایر کردند. بعدها تجارتخانه فرانسه هم به این جمع اضافه شد. هر یک از این شرکت‌ها ساختمان‌های بزرگی داشتند؛ زیرا معاملات عمده‌ای انجام می‌دادند. با توجه به کوچک بودن ساختمان اولیه تجارتخانه هلندی‌ها، در سال ۱۶۹۸ میلادی، یعنی ۱۰۷۷ شمسی، رئیس وقت کمپانی «ژاکوب هوخ‌کامر»، با کسب مجوز از دربار شاه‌ سلطان‌حسین صفوی دستور ساخت تجارتخانه‌ای بزرگتر و باشکوه‌تر را صادر کرد. این تجارتخانه جدید در منتهی‌الیه شرق شهر بندرعباس -که خارج از محدوده شهری محسوب می‌شد- ساخته شد. ساخت این بنا حدود پنج تا شش سال طول کشید و در سال ۱۰۸۵ شمسی به پایان رسید. برخی از نقاشی‌های قدیمی این عمارت که در نمایشگاه کاخ گلستان به نمایش درآمده، به‌خوبی روند تأسیس این بنا را نشان می‌دهد. هلندی‌ها حدود ۱۳۶ سال در بندرعباس حضور داشتند و ۵۵ سال در عمارت کلاه‌فرنگی مستقر بودند. پس از خروج آنها این ساختمان در دوره‌های مختلف به قلعه شهر، دارالحکومه و سپس اداره گمرک تبدیل شد. در مقاطعی هم محل وقوع اتفاقات تاریخی بود. از جمله زمانی که سربازان محمود افغان (محمود غلجایی) به اصفهان و شهرهای جنوبی از جمله بندرعباس حمله کردند. ازآنجاکه شهر بندرعباس استحکامات دفاعی چندان زیادی نداشت، طبق روایت‌هایی که در منابع هلندی آمده است، مردم بندرعباس در زمان حملات متعدد غلجاییان به این شهر، برای پناه‌گرفتن به این عمارت می‌آمدند. در مقطعی دیگر برخی از مدعیان جانشینی صفویان، از جمله «سید احمدخان مرعشی» که در بندرعباس حضور داشتند، بارها در این عمارت مورد استقبال قرار گرفتند و یا برای مذاکره با مدیران تجارتخانه، در آن بنا مستقر می‌شدند. زمانی که نادرشاه افشار بر افغان‌ها پیروز شد، از این عمارت توپ شادی شلیک شد. تمام این روایت‌ها در منابع خارجی ثبت شده و نشان‌دهنده عظمت تاریخی این بنا است. صفا با مرور تاریخ بنا می‌گوید: «تعداد روایت‌ها درباره این بنا آنقدر زیاد است که من از تعبیر «دروازه ورود به تاریخ بندرعباس و منطقه» برای این عمارت استفاده می‌کنم؛ زیرا این عمارت نه‌تنها مرکز حکومت بندرعباس بود، بلکه مناطق اطراف آن نیز تابع حاکمی بودند که در این مکان مستقر بود. به همین دلیل، اهمیت بسیار زیادی در تاریخ سیاسی و اداری بندرعباس دارد.»
یکی از اسناد جالب که در نمایشگاه کاخ گلستان به نمایش درآمده، نامه کارگران اداره گمرک درباره ایمنی بناست: «در سال ۱۳۰۳، کارگران گمرک در نامه‌ای هشدار دادند که این ساختمان متعلق به دوره پرتغالی‌هاست -البته در مورد قدمت بنا اشتباه کرده‌اند- و احتمال ریزش آن وجود دارد. خوشبختانه، امروز ۱۰۱ سال پس از آن هشدار، عمارت همچنان پابرجاست. این عمارت بیش از ۳۲۰ سال قدمت دارد و هنوز ابهت خود را به رخ می‌کشد.»

عمارت فراموش‌شده
از حدود سال ۱۳۰۴، این ساختمان به‌طور کامل در اختیار اداره گمرک قرار گرفت و تا سال ۱۳۵۱ به‌عنوان اداره گمرک بندرعباس استفاده می‌شد. پس‌ازآن، گمرک به مکان جدیدی منتقل شد و شهرداری بندرعباس با تصویب انجمن شهر آن زمان، این عمارت را در مقابل واگذاری زمین بزرگی به اداره گمرک، تملک کرد. حتی در همان زمان هم مسئولان وزارت فرهنگ و هنر -که متولی آثار تاریخی کشور بودند- در مکاتبات خود به لزوم حفظ این اثر تاریخی تأکید کرده‌اند. در ابتدا قرار بود عمارت به موزه یا مکان فرهنگی تبدیل شود، اما با وقوع انقلاب این طرح‌ها متوقف شد. در سال ۱۳۶۰ امام‌جمعه وقت بندرعباس پیشنهاد داد این عمارت به حوزه علمیه تبدیل شود. پس‌ازآن، ساختمان به حوزه علمیه واگذار شد و سال‌ها به‌عنوان محل برگزاری دروس حوزوی مورد بهره‌برداری قرار گرفت و سپس برای مدتی خوابگاه طلاب بود. در دهه ۷۰، ساختمان جدیدی در فاصله ۳۰–۴۰ متری از شمال این بنا ساخته شد و عمارت اصلی به حال خود رها شد. عمارت کلاه‌فرنگی امروز درون محوطه‌ای دیوارکشیده و بسته قرار دارد. نمای اصلی و ساده آن با آجر و کاشی پوشانده شده و ظاهر تاریخی آن که با مصالحی متناسب با اقلیم منطقه ساخت شده بود، پنهان شده است؛ این بنا ارتباطی با فضای بیرونی ندارد و بسیاری از مردم و حتی افراد مسن شهر نیز تصور می‌کردند بنا تخریب شده است.
نیما صفا در این رابطه می‌گوید: «با تحقیق و بررسی منابع متوجه شدم این بنا همچنان وجود دارد. براساس موقعیت مکانی روبه‌روی اسکله و مقایسه با نقاشی‌ها و سفرنامه‌ها، آن را شناسایی کردم. به‌خاطر دارم استاد احمد سایبانی در کتاب خود با نام «از بندر جرون تا بندرعباس» که در دهه ۷۰ مجدداً چاپ شده، درباره این عمارت نوشته بودند به‌علت محصور بودن بنا در دهه‌های اخیر، تصور می‌کردند عمارت تخریب شده است.» صفا درباره ثبت ملی بنا هم می‌گوید: «آقای نوروزی، مدیرکل اسبق میراث فرهنگی هرمزگان، در سال ۱۳۸۴ تلاش زیادی برای ثبت این بنا انجام داد و عمارت تاریخی کلاه‌فرنگی در تاریخ ۱۳۸۴/۰۸/۲۵ در فهرست آثار ملی به ثبت رسید. دکتر «ویلم فلور»، ایران‌شناس هلندی و عضو هیئت نویسندگان دانشنامه ایرانیکا، در سال ۱۳۹۶ برای بازدید از این بنا به بندرعباس آمد، اما اجازه ورود به او داده نشد. نه‌فقط مردم و پژوهشگران که حتی مدیران سابق اداره‌کل میراث‌فرهنگی نیز به‌راحتی اجازه ورود به بنا را ندارند، درحالی‌که بنا ثبت ملی شده است. اخیراً گویا مدیرکل میراث‌فرهنگی هرمزگان، توانسته است پس از بازدید از این عمارت، با مدیران حوزه علمیه مذاکراتی داشته باشد که به نتایج آن امیدوار هستم.»
به‌گفته صفا، برخی معتقدند این بنا قابل‌مرمت نیست و باید تخریب شود، درحالی‌که ساختمان بیش از ۳۰۰ سال است که همچنان پابرجاست و فقط بخشی از سقف آن نیاز به مرمت دارد. متأسفانه بدون مجوز بخش‌هایی از حریم بنا در خیابان ساحلی به‌مرور تبدیل به مغازه و واحدهای تجاری می‌شود. درحالی‌که در عرصه و حریم بنای ثبت‌ملی‌شده هر اقدامی باید با مجوز اداره‌کل میراث‌فرهنگی صورت گیرد.

سرکاری ولندیز زیر غبار زمان
صفا درباره پژوهش‌هایی که درباره تاریخ زادگاهش انجام داده است، می‌گوید: «تحقیقات من از همین عمارت شروع شد و وقتی به‌دنبال منابع رفتم، متوجه شدم تعداد زیادی سفرنامه‌ ترجمه‌نشده وجود دارد که درباره بندرعباس عهد صفوی و عمارت کلاه‌فرنگی توضیحاتی داده‌اند. در دوره صفوی، این بنا را با نام کلاه‌فرنگی نمی‌شناختند، بلکه آن را «سرکاری ولندیز» می‌نامیدند. «سرکاری» اصطلاحی بود که در دوره صفوی برای تجارتخانه یا کارگزاری بین مردم استفاده می‌شد و «ولندیز» نامی بود که بین مردم بندرعباس -و البته در زبان اردو- برای هلند به‌کار می‌رفت. اکثر منابع مدون و یکپارچه موجود درباره تاریخ بندرعباس مربوط به اواخر دوره قاجار است و اطلاعات کمی از زمان تأسیس شهر و عصر صفوی در دست است. درباره قلعه‌های بندرعباس، به‌ویژه قلعه پرتغالی‌ها، اطلاعات چندانی نداریم. سفرنامه‌های زیادی درباره هرمزگان وجود دارد و با همکاری دوستان و مترجمین حرفه‌ای که در کار ترجمه به من کمک می‌کنند، روی این سفرنامه‌ها کار می‌کنیم. من گردآوری و تحقیقات و شرح آنها را انجام می‌دهم و دوستانم کار ترجمه آن را پذیرفته‌اند؛ تمام این منابع از شکوه و عظمت عمارت کلاه‌فرنگی سخن گفته‌اند.»

این عمارت یک بنای حکومتی و دارای محبس‌خانه، غلام‌خانه و آشپزخانه و بخش‌های دیگر بود. در حال حاضر تنها عمارت اصلی باقی مانده و اطراف آن که شامل مکان‌ها و بناهای نظامی بوده، از بین رفته است. در دوره قاجار و پیش‌ازآن، مردم برای انجام امور قضائی، اداری و مالیاتی به این عمارت مراجعت می‌کردند؛ بنابراین، در تاریخ شفاهی مردم بندرعباس جایگاه ویژه‌ای دارد.
صفا معتقد است باید این بنا ضمن حفظ حقوق قانونی مالک و واقف و اراضی آن، برابر قوانینی مربوط به حفظ آثار تاریخی، توسط متخصصین مرمت و سپس با همکاری مدیران محترم حوزه علمیه که خود به‌نوعی متولی امور فرهنگی نیز محسوب می‌شوند، کاربری فرهنگی به خود بگیرد و مردم نیز بتوانند از آن بازدید کنند. پیشنهاد او این است که بخشی از این بنا تبدیل به کتابخانه نسخ خطی متعلق به حوزه علمیه شود.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

گنج‌یابی در سایه جنگ

گنج‌یابی در سایه جنگ