بایگانی مطالب برچسب: حفظ آثار تاریخی

کنش در برابر فراموشی و فجایع

|پیام ما| حفاظت از میراث‌فرهنگی در جنگ‌ها و بحران‌ها چه اصول و ضوابطی دارد؟ وقتی جان انسان‌ها در خطر است و منابع، امنیت و دسترسی‌ها محدودند، چگونه می‌توان از میراث‌فرهنگی محافظت کرد؟ آیا در شرایط جنگی اولویت بخشیدن به حفاظت از میراث‌فرهنگی هزینه‌هایی در پی خواهد داشت؟ اینها سؤالاتی است که حالا دیگر برای ما تازگی ندارد. در جریان جنگ دوازده‌روزه بارها با این سؤالات مواجه شدیم و پاسخ‌هایی هم برای آن پیدا کردیم. پس از آتش‌بس هم بارها کارشناسان به این سؤالات پاسخ دادند و تجربیات جهانی را مرور کردند. اما حفظ میراث‌فرهنگی در بحران‌ها موضوعی نیست که تنها محدود به شرایط جنگی باشد و از طرفی در کشوری که همچنان سایه جنگ بر سرش سنگینی می‌کند، توجه به این مقوله در شرایطی که آرامش نسبی جریان دارد، از ضروریات است.

نجیب‌زاده اشکانی در پناه سنگر شنی

همه شهر غافلگیر شدند در آن نیمه‌شبی که تهران با انفجارهای پی‌درپی از خواب پرید. هر کس تدبیری داشت برای نجات و رفتن به جایی امن. جنگ شروع شده بود و کسی نمی‌دانست کی قرار است تمام شود. پس بهتر آن بود که هرکس خود را به جایی امن برساند. روایت آنها اما متفاوت بود. آنها که ساعاتی بعد از آن انفجارها بلافاصله راهی محل کارشان شدند؛ راهی موزه‌ها. قرار بود پیش از آنکه خود را به محلی امن برسانند، شرایطی امن برای آثار تاریخی موزه فراهم کنند. آسمان پایتخت در روزهای بعد هم  ناآرام است و همچنان صدای انفجارها به گوش می‌رسد، آنها اما در سالن‌های موزه مشغول‌اند. موزه‌داران و کارکنان میراث‌فرهنگی در ۱۲ روز جنگ روزهای متفاوتی را سپری کردند؛ روزهایی که شاید در آینده نزدیک روایت‌هایش را نقل کنند. چند روز پیش تصاویری از موزه ملی ایران منتشر شد که نشان می‌داد تدابیر حفاظتی برای حفظ آثار موزه به‌کار گرفته شده است. کتیبه بارعام و پلکان کاخ شورا پشت کیسه‌های شن پنهان شده‌اند. داریوش و مرد شمی هم در حصاری شنی قرار گرفته‌اند. جنگ است و این آثار قرار است قرن‌ها بمانند، پس باید به سنگر بروند. اما این اقدامات تا چه اندازه منطبق بر ضوابط و استانداردهای حفاظت بودند؟ 

فرمان تخریب یا اظهارنظر؟

حدود ۴۰ سال بعد از اولین نقدها به حفاظت از بناهای تاریخی و جلوگیری از تخریب آنها و بعد از سال‌ها تلاش برای آموزش و فرهنگسازی بین مردم برای حفاظت و مرمت از بناهای تاریخی، حالا اظهارات یکی از مسئولان مذهبی شهر اصفهان که بناهای جهانی آن آوازه‌ای بلند بین کشورها دارد، نگرانی‎‌های زیادی را مطرح کرده و به واکنش‌های زیادی بین فعالان میراثی و فعالان فضای مجازی منجر شده است.

کلاه‌فرنگی ۳۰۰ سال بعد از پیروزی نادرشاه

|پیام‌ما| نادرشاه افشار که بر لشکر افغان‌ها پیروز شد، از همین بنا توپ شادی شلیک شد. بنایی در حاشیه خلیج‌فارس و همسایگی اسکله شهید حقانی بندرعباس، شاهد رویدادهای مختلف تاریخ بوده است. از رفت‌وآمد هلندی‌ها‌ و انگلیسی‌ها و عمانی‌ها تا امروز که متروک و فراموش‌شده پشت دیوارهای بلند، شمارش معکوس تخریبش آغاز شده است و متولیان آن را به حال خود رها کرده‌اند. اینجا عمارت کلاه‌فرنگی بندرعباس است. تنها بنای باقیمانده از عصر صفوی در شهری که نامش را از صفویان وام گرفته، اما اثری از آن دوران در این شهر باقی نمانده است. هم‌زمان با هفته میراث‌فرهنگی نمایشگاهی از اسناد و تصاویر مربوط به این بنا براساس پژوهش‌های «نیما صفا» در کاخ گلستان تهران برپا شده است؛ اسنادی که به‌خوبی گویای اهمیت این بنا در طول تاریخ است و صاحب‌نظران در دوره‌های مختلف بر اهمیت آن تأکید داشته‌اند. بنایی که حالا با آجر نما و کاشی پوشیده شده و دروازه ورودی و تاریخی آن زیر کامپوزیت پنهان شده است. این بنای ثبت‌ملی‌شده از ابتدای دهه ۶۰ در اختیار حوزه علمیه بندرعباس قرار دارد و در حال حاضر تردد و ورود به آن، حتی برای مسئولان میراث‌فرهنگی شهر، به‌راحتی امکانپذیر نیست.

بیمه ضرورتی مغفول در بناهای تاریخی

|پیام ما| مرکز پژوهش‌های مجلس در اظهارنظری کارشناسانه درباره لایحه اصلاح قانون حمایت از مرمت و احیای بافت‌های تاریخی-فرهنگی، این لایحه را مورد نقد قرار داده و پیشنهادهایی برای بهبود آن ارائه کرده است. یکی از مهمترین مواردی که این گزارش بر آن تأکید دارد، موضوع مردمی‌سازی حفاظت از این بافت‌ها و همچنین تأمین منابع مالی پایدار برای این حفاظت است. اما نکته قابل‌توجه در این گزارش تأکیدی است که بر موضوع بیمه بناهای تاریخی شده است. مسئله‌ای که بارها از سوی ناظران و کنشگران مطرح شده، اما موانع متعدد باعث کنار گذاشتن آن شده است. این گزارش اما راهکارهایی برای رفع این موانع ارائه کرده است که می‌تواند راهگشا باشد؛ هرچند موانع دیگر از جمله عدم تمایل شرکت‌های بیمه به این مقوله به‌دلایل مختلف، همچنان بر قوت خود باقی است.

مردم در خط مقدم حفظ تاریخ

|پیام ما| بازنگری حرایم، بلای جدیدی است که بر بافت‌های تاریخی نازل شده است. بلایی که مدیرکل ثبت و حریم آثار تاریخی آن را کاری تخصصی و اصولی می‌داند و می‌گوید وزارت میراث‌فرهنگی ابایی از انجامش ندارد. اما به‌نظر می‌رسد آنچه در عمل اتفاق افتاده، توافقی است که میان وزارت میراث‌فرهنگی به‌عنوان متولی حفظ این بافت‌ها، با تخریب‌کنندگانی که پرچم توسعه نامتوازن شهری را به‌دست دارند، صورت گرفته است. سیاستی که از نخستین سفر استانی هیئت دولت سیزدهم به شیراز در دستورکار وزارت میراث‌فرهنگی قرار گرفت و در جلسه رأی اعتماد وزیر دولت چهاردهم بر آن صحه گذاشته و وعده آن به نمایندگان مجلس داده شد. حالا از گرگان تا سبزوار و از اصفهان تا همدان، خبرهای جدیدی از بازنگری حریم‌ها و کوچک‌سازی بافت‌های تاریخی می‌رسد. این موضوع در نشست اخیر «کافه کارزار» به‌عنوان محوری برای گردهمایی دغدغه‌مندان این حوزه انتخاب شد تا باتوجه‌به تشدید نگرانی‌ها در بافت‌ تاریخی شهرهای مختلف، مروری داشته باشند بر کنشگری اجتماعی که در سال‌های اخیر برای حفظ بافت‌های تاریخی صورت گرفته و در مواردی منجر به توقف تخریب و در مواردی باعث کند شدن روند تخریب‌ها شده است.

شکل‌دهی به تاریخ

در اواسط قرن بیستم، مجموعه‌ای از کشورهای جنوب آسیا به طور جمعی تجربه رهایی از استعمارگران را داشتند. دوره‌ای که پس از آن آغاز شد، عصری از ایده‌ها و فلسفه‌ها برای آینده‌ای نو را برانگیخت. در این دوران، معماران نقش محوری در خلق سازه‌های مدرن داشتند که هویت پسااستعماری، پسااستقلال و پسامپراطوری این کشورها را تعریف می‌کرد. معماران جنوب آسیایی از طراحی به عنوان ابزاری برای بیان چشم‌اندازهای امیدوارکننده اجتماعی استفاده کردند. با وجود این موفقیت، از تاثیر معماران زن در شکل‌دهی به تاریخ جنوب آسیا کمتر گفته شده است.

«میراث شهری» مفهوم حفاظت را تغییر داد

اهمیت حفاظت از بافت تاریخی بر کسی پوشیده نیست، اما نکتهٔ مهم اینجاست که نه‌تنها حفاظت از بافت‌ها به خوبی میسر نشده که دربارهٔ سایر آثار باستانی و تاریخی خارج از بافت تاریخی این آسیب سرعت بیشتری داشته است. این درحالی‌است که بسیاری از شهرهای مختلف دنیا ذیل واژهٔ «میراث شهری» معنای حفاظت از میراث و بافت تاریخی را به‌طور کامل تغییر داده‌اند. «حجت گلچین»، پژوهشگر و عضو ه‍یئت‌علمی دانشگاه شهید باهنر کرمان، در گفت‌وگو با «پیام‌ ما»‌ دربارهٔ توجه جهانی به این مقوله از میراث معماری و شهری به نکات جالبی اشاره می‌کند و می‌گوید: «زمانی که دربارهٔ یک بافت تاریخی واجد ارزش صحبت می‌کنیم، به‌طور ضمنی، مجوز صادر می‌کنیم که خارج از آن محدوده، مد نظر و واجد ارزش نیست، اما مقولهٔ میراث شهری هیچ منافاتی با بافت تاریخی ندارد و نه‌تنها آن را در زیرمجموعهٔ خود قرار می‌دهد که منجر به حفظ ابعاد بسیار وسیعی از وجوه و نشانه‌های فرهنگی جامعهٔ انسانی در یک شهر است.»