گفت‌وگو با سید فواد توحیدی، پژوهشگر موسیقی نواحی درباره ریشه‌های جغرافیایی و فرهنگی نغمه‌های جنوب؛

رقص ملودی‌ها در آغوش دریا





رقص ملودی‌ها در آغوش دریا

۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۴، ۱۹:۵۳

صدای نی‌انبان از ساحل بندرعباس بلند می‌شود و ریتم یزله در کوچه‌های بوشهر جان می‌گیرد. در جزیره قشم، آواهای آیین زار، حکایت مراودات تاریخی این سرزمین را بازگو می‌کنند. اینجا در ساحل خلیج‌فارس، جایی که موج‌ها با آفتاب داغ هم‌‌صدا می‌شود، موسیقی جریان دارد که روایتگر زندگی‌ست؛ حکایت‌هایی از سفرهای ملوانان، آوازهایی برای شفا و آرامش و ردپایی از فرهنگ‌های دوردست که به دل این خاک راه یافته‌اند. این موسیقی فقط نغمه نیست؛ حافظهٔ یک سرزمین است. گذشته را به آینده پیوند می‌زند و در دل هر ضرب‌آهنگش، ردپای هویت و استقامت مردمانی دیده می‌شود که حتی در طوفانِ زمان، صدایشان خاموش نشده است. سید فواد توحیدی، پژوهشگر و نوازنده موسیقی نواحی در گفت‌وگو با «پیام ما» از چگونگی شکل‌گیری این نغمه‌ها گفته است؛ اینکه چطور اقلیم و فرهنگ بر شکل‌گیری موسیقی نواحی جنوب ایران تاثیر گذاشته. به اعتقاد او، در روزگار تسلط موسیقی پاپ و نفوذ فضای مجازی باید مراقب بود که این گنجینه بومی در خطر فراموشی قرار نگیرد.

اقلیم و فرهنگ تا چه اندازه بر شکل‌گیری موسیقی نواحی مختلف ایران، به‌ویژه در مناطق جنوبی و ساحلی، تأثیرگذار هستند؟ چگونه این تأثیرات خود را در ملودی‌ها، سازها و گویش‌های محلی نشان می‌‌دهند؟
به‌طورکلی موسیقی نواحی هر منطقه حاصل مواجهه هنرمندان موسیقی با اقلیم خودشان است. علاوه بر اقلیم و جغرافیا، فرهنگ نیز بر شکل‌گیری موسیقی نواحی تأثیر دارد. در واقع فرهنگ شامل آداب‌ورسوم، عقاید، مذهب، گویش و لهجه و سایر شاخصه‌های فرهنگی است که در موسیقی نواحی هر منطقه تأثیرگذار است. برای مثال موسیقی مناطق گرمسیر با مناطق سردسیر و مرتفع کاملاً متفاوت است. چه از نظر سازبندی، چه از نظر گویش اشعار، چه از نظر گردش ملودیک. پس جغرافیا و فرهنگ بیشترین تأثیر را در موسیقی نواحی هر اقلیم دارند. اتفاق دیگری که در مناطق جنوبی و خصوصاً مناطق ساحلی افتاده، تأثیر فرهنگ و موسیقی سایر ملل بر موسیقی این مناطق است و البته این تأثیر متقابل بوده است و فرهنگ و موسیقی این نواحی هم بر سایر فرهنگ‌ها تأثیرگذار بوده است. بیش از همه، فرهنگ، موسیقی و آیین‌های آفریقایی در مناطق جنوبی خیلی تأثیرگذار بوده است. نه‌تنها بر موسیقی حتی در لباس پوشیدن، آیین‌ها، لهجه و گویش کاملاً خودش را نشان می‌دهد. چون مناطق ساحلی معمولاً محل مراوده و دادوستد است. در این میان، فرهنگ هم دادوستد می‌شود و ناخودآگاه تأثیر خودش را می‌گذارد. شما هنوز در گویش جنوبی‌ها خیلی واژه‌های غیربومی را می‌بینید. حتی در موسیقی که ما داریم؛ مثلاً موسیقی زار، موسیقی لیوا، نیمه، حتی گواتی مناطقی مثل بلوچستان که از طریق دریای عمان، دادوستد صورت می‌گرفته، شما این تأثیر را می‌بینید که حتی واژه‌های آفریقایی را در مراسم مثلاً زار یا لیوا می‌توانید تشخیص دهید و این اتفاق در این مناطق بیشتر از سایر مناطق ایران است. یعنی این مراوده فرهنگی و این دادوستد بیشتر بوده است.

ترانه‌های موسیقی جنوب چه مضامین و موضوعاتی را بیشتر در بر می‌گیرند؟ و آیا این مضامین با زندگی روزمره مردم ارتباط دارند؟
بله اشعار و ترانه‌های این مناطق کاملاً بر پایه زندگی روزمره مردم است. تعدادی از آن‌ها مربوط به پیشهٔ مردم می‌شود؛ مثل ماهیگیری، دریانوردی و تعدادی دیگر از مشاغل. این ترانه‌ها کاملاً بازگوکننده احوالات آن‌ها است. مثلاً عاشقی‌ها، درد و رنج، رویدادهای تاریخی و سایر مسائل که منطبق بر زندگی مردم منطقه است. معمولاً این اشعار در قالب دوبیتی هستند. دوبیتی‌های محلی که در برخی مناطق به‌صورت شرمه خوانده می‌شود. در بعضی مناطق مثل هرمزگان به‌صورت شروند و در مناطق بلوچ‌نشین زهیروک، کُردی و این‌ها همه کاملاً به بیان حالات افراد مرتبط است. در کنار آن‌ها خیام‌خوانی بوشهر را داریم و موسیقی‌های دیگری مانند نیمه‌خوانی و چاووش‌خوانی. این‌ها کاملاً اشعارش منطبق بر زندگی افراد مناطق است.

پس می‌توان گفت که موسیقی‌ محلی نقش زیادی در تقویت هویت فرهنگی و اجتماعی مردم نواحی جنوب ایفا می‌کنند؟
بله موسیقی جنوب با زندگی مردم این منطقه عجین است. این‌قدر این وابستگی زیاد است که حتی یک نفر که جنوب هم نیامده باشد، با شنیدن موسیقی جنوب می‌تواند شاخص‌های فرهنگی و اتمسفر زندگی مناطق جنوب را از طریق موسیقی دریابد. این‌قدر که موسیقی با زندگی مردم منطقه درهم‌تنیده است.

باتوجه‌به تنوع ملودی‌ها و سازها در مناطق جنوبی ایران، چه شباهت‌ها و تفاوت‌هایی در بستر موسیقایی نواحی مختلفی مانند خوزستان، بوشهر و هرمزگان و همچنین بلوچستان وجود دارد؟ ویژگی‌های خاص ملودی‌ها و سازها در هر یک از این مناطق، چیست؟
ملودی‌های زیادی در این مناطق وجود دارد. می‌توان گفت بستر همه این ملودی‌ها شبیه به هم است. بستر ملودی‌ها از خوزستان تا بوشهر و هرمزگان بسیار به هم شبیه است. در چابهار و بلوچستان به علت فواصل موسیقی بلوچی بستر موسیقایی متفاوت است. سازهایی هم که در مناطق جنوبی وجود دارد، بسیار متنوع است. یعنی سازهای زیادی را در این مناطق داریم که مهم‌ترین آن‌ها به نظر من ساز نی تکی و نی جفتی است که ریشه قدیمی‌تری هم دارد. علاوه‌برآن، ساز سرنا جزو سازهای مهم این نواحی است و همچنین ساز نی‌انبان که به‌احتمال‌قوی یکم متأخرتر از آن‌ها است، اهمیت دارد. همچنین سازهای کوبه‌ای تنبوره یا تمبیره نوبان که ریشه آفریقایی دارد و سایر سازهای کوبه‌ای مثل دهل، کسر، کاسوره، طبل و لیوا هم نقش مهمی دارد. ساز دیگری هم در مناطق جنوبی به نام ساز قیچک شناخته می‌شود که اسم واقعی آن سرود یا سروذ است و در مناطق بلوچستان و قسمت‌هایی از هرمزگان، کرمان و حتی قسمت‌هایی از خراسان نواخته می‌شود. این ساز در موسیقی استان هرمزگان و همچنین سیستان و بلوچستان خیلی نقش پررنگی دارد و در بندرعباس و هرمزگان به آن میروک هم گفته می‌شود و حتی در بعضی نواحی که نزدیک کرمان است به این ساز چنگ می‌گویند. این ساز جزو شاه‌سازهای مناطق جنوبی است. سازهای اصلی مناطق تقریباً این‌هایی است که گفتم. سازهای دیگری مثل بینجو و دهلک و تمبورک و بنجو و رباب نیز در مناطق بلوچ‌نشین وجود دارد. اصولاً تنوع سازها در مناطق جنوبی و ساحلی ایران واقعاً زیاد است.

بسیاری معتقدند که موسیقی نواحی در سال‌های اخیر دچار تغییراتی شده است. شما چه تغییراتی را در موسیقی نواحی جنوب مشاهده می‌کنید و به نظر شما چه عواملی موجب شده تا این تغییرات ایجاد شود؟
تغییر عمده‌ای که در موسیقی مناطق جنوبی مخصوصاً در سال‌های اخیر دیده می‌شود، به‌نوعی حرکت به سمت موسیقی پاپ و فیوژن است. یعنی از ملودی‌های بومی و تعدادی از سازهای بومی استفاده می‌شود؛ ولی حرکت به سمت موسیقی پاپ و مردمی و موسیقی تلفیقی است. به همین دلیل خیلی از سازهای غیربومی جدیداً وارد موسیقی شده و موسیقی فیوژن را ایجاد کرده است. حالا چه از نظر سازبندی، چه از نظر ملودی و اشعار می‌بینیم که موسیقی این مناطق دچار تغییرات شده است، علت تغییرات هم این است که به‌طورکلی در تمام مناطق همه چیز عوض شده. یعنی الان اکثر مردم هویت‌گریز شده‌اند و از چیزی که آن‌ها را متوقف و به فکر وادار کند، فرار می‌کنند. دلیلش هم فضای مجازی است. این سرعتی که ما می‌بینیم در تنوع تصویری گوشی‌ها، در رنگ‌ها و در اطلاعات مختلف روی خلق‌وخوی افراد تأثیر می‌گذارد. برای همین این رفتار در موسیقی و عادات فرهنگی نیز تأثیرگذار است. یعنی نسل جدید نه شعر می‌داند، نه تاریخ، نه خطش خوب است، نه حتی موسیقی خوب را می‌شناسد. از هر چیزی که مربوط به گذشته خودشان باشد، فرار می‌کنند و متأسفانه این باعث تغییرات در هنر، موسیقی و ادبیات شده است. فقط هم مربوط به مناطق جنوبی نیست. مسئله دیگر هم این است که موسیقی سایر ژانرها در رسانه تبلیغات خودشان دارند. ولی موسیقی بومی ما و موسیقی حتی کلاسیک ایرانی رسانه ندارد. جشنواره‌های کوچک سالی یکی دو بار برگزار می‌شود. برای همین ما از این نظر خیلی عقب هستیم، دستمان خالی است و داریم به حاشیه رانده می‌شویم.

چگونه تکنولوژی و رسانه‌های اجتماعی موجب شده که روند انتشار و شناخت موسیقی نواحی جنوب تغییر کند؟
تکنولوژی و رسانه‌های اجتماعی در شناخت موسیقی نواحی هم مثبت بوده و هم منفی. نکته مثبت این بوده که الان هر کسی به‌راحتی می‌تواند آثارش را به اشتراک بگذارد. افراد بیشتری موسیقی نواحی را می‌شنوند و افراد موسیقی هر منطقه‌ای را که بخواهند می‌توانند دنبال کنند. اما مشکل و آسیب این امر این است که موسیقی بکر و موسیقی اصیل هنوز دست کسانی است که سنی از آن‌ها گذشته و اصلاً آشنایی با این تکنولوژی ندارند. یعنی امکان ضبط و به اشتراک گذاشتن آثار خود را ندارند. بعد در مقابل افرادی هستند که دنباله‌رو پیشکسوتان بوده‌اند؛ ولی الان برای اینکه خودی نشان دهند یا فالووری جمع کنند، دست به هر کاری می‌زنند. بعضی مواقع اسم بعضی کارها را نوآوری می‌گذارند؛ ولی در اصل این نوآوری نیست. این‌ها حتی آسیب‌زننده است به موسیقی نواحی ایران.

با این اوصاف آینده موسیقی نواحی جنوب را چطور می‌بینید؟ این روند می‌تواند باعث ازبین‌رفتن یا کم‌رنگ‌شدن موسیقی این منطقه شود؟
من معتقدم موسیقی نواحی هیچ‌وقت از بین نمی‌رود. حالا شاید آسیب ببیند؛ ولی از بین نمی‌رود. موسیقی نواحی همیشه خودش رو به‌روز می‌کند. ما اگر الان از نظر موسیقی نواحی افت کرده‌ایم دلیلش این است که از نظر فرهنگی کلاً در سطح جهان تغییراتی اتفاق افتاده و واقعاً موسیقی نواحی هم از این مسئله آسیب زیادی خورده است. ولی همیشه دوره بازگشت وجود دارد. همیشه بعد از مدتی مردم به سمت داشته‌های خود برمی‌گردند. به سمت فرهنگ قدیمی خود دوباره متمایل می‌شوند و من مطمئنم دوباره موسیقی نواحی بکر در مناطق مختلف رونق پیدا خواهد کرد. کاری که الان ما باید انجام دهیم این است که آثار بزرگان خود را ثبت و ضبط کنیم و آن را برای آینده کشور بگذاریم. تا اسناد و آثار موسیقی کشور ثبت شود و آیندگان بتوانند هر وقت که خواستند به آن‌ها رجوع کنند و به هویت اصلی خود برگردند.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *