رادیو سانگام؛ صدای بلند زنان هند در میان جوامع محلی

امواج امید

رادیو سانگام به‌عنوان اولین ایستگاه رادیویی اجتماعی کاملاً زنانه در هند، توسط زنان دالیت اداره می‌شود که از دیرباز تحت ستم بوده‌اند





امواج امید

۱۳ بهمن ۱۴۰۳، ۹:۴۱

غروب منطقه سنگاردی در ایالت جنوبی تلنگانه هند که فرامی‌رسد، امواج رادیویی هم جان می‌گیرند. صدای «ماساناگری نرسما»، زنی ۴۵ساله از طبقه دالیت، به گوش می‌رسد؛ کسی که دو دهه گذشته را صرف تغییر زندگی زنان، کشاورزان و کودکان در روستاهای اطراف کرده است. او می‌گوید رادیو «سلاح» ما است: «با این ابزار، حقیقت خود را بیان می‌کنیم.»

غروب منطقه سنگاردی در ایالت جنوبی تلنگانه هند که فرامی‌رسد، امواج رادیویی هم جان می‌گیرند. صدای «ماساناگری نرسما»، زنی ۴۵ساله از طبقه دالیت، به گوش می‌رسد؛ کسی که دو دهه گذشته را صرف تغییر زندگی زنان، کشاورزان و کودکان در روستاهای اطراف کرده است. او می‌گوید رادیو «سلاح» ما است: «با این ابزار، حقیقت خود را بیان می‌کنیم.»
نرسما در این مأموریت تنها نیست. در کنار او، «الگوله نرسما»، زنی ۴۴ساله و همکار و همراه نزدیک او، حضور دارد. با حمایت سازمان غیردولتی توسعه دکن (DDS)، که با زنان روستایی کار می‌کند، این دو زن که هیچ‌یک از آنان آموزش رسمی در زمینه رسانه ندیده‌اند، چیزی ساخته‌اند که به یکی از ستون‌های اصلی جامعه‌شان تبدیل شده است: رادیو «سانگام» که به‌نام انجمن‌های مردمی در مناطق روستایی نام‌گذاری شده است.
به‌گزارش «گاردین»، رادیو سانگام که در سال ۲۰۰۸ در روستای ماچنور، ۱۱۵ کیلومتری شمال‌غربی حیدرآباد تأسیس شد، به‌عنوان اولین ایستگاه رادیویی اجتماعی کاملاً زنانه در هند شناخته می‌شود و به‌طور کامل توسط زنان دالیت، که از دیرباز تحت ستم و حاشیه‌نشین در هند هستند، اداره می‌شود.
الگوله درباره برنامه‌های این رادیو می‌گوید ما در مورد همه‌چیز صحبت می‌کنیم: «از تکنیک‌های کشاورزی گرفته تا حقوق زنان، افسانه‌های محلی و نکات سلامتی.»
رادیو سانگام زمانی آغاز به کار کرد که وجود یک ایستگاه رادیویی با چنین اهدافی یک ضرورت به‌شمار می‌آمد. سال‌ها خبرنگاران و فیلم‌سازان مختلفی به این جامعه می‌آمدند تا صداها و تصاویری را برای داستان‌هایشان ضبط کنند، اما به‌ندرت جوهره واقعی جامعه را منعکس می‌کردند. نرسما دراین‌باره می‌گوید: «ما این کار را شروع کردیم، چون هیچ‌کس داستان‌های ما را روایت نمی‌کرد.» او اضافه می‌کند: «چرا باید افرادی بیرون از جامعه ما درباره ما روایت کنند، درحالی‌‌که ما صدای خودمان را داریم.»
از بیرون که نگاه می‌کنی، ایستگاه رادیویی ساده و بی‌تکلف است؛ ساختمانی کوچک که در میان درختان پنهان شده. اما در داخل، فضا پر از انرژی است. نرسما درحالی‌که دکمه‌های میز میکس را تنظیم می‌کند، می‌گوید همه کارها را خودمان انجام می‌دهیم: «خودمان برنامه طراحی می‌کنیم، مصاحبه انجام می‌دهیم، ویرایش می‌کنیم، اجرا می‌کنیم.» الگوله هم می‌گوید: «ما چیز زیادی نداریم، اما همدیگر را داریم و همین کافی است.»
تجهیزات شاید ساده باشند، اما برای این دو زن، این اتاق کوچک، مقدس است. الگوله می‌گوید این مکان با داستان‌های مردم ما زنده است.
درحالی‌که نرسما تنظیمات میز صدا را انجام می‌دهد، صدای «راتنما کامبالاپالی»، یکی از بزرگان روستا، شنیده می‌شود. اگرچه او سال‌ها پیش درگذشت، اما خردش که از سال‌ها تجربه به‌دست آمده بود، در کلمات ضبط‌شده‌اش زنده است و به حفظ شیوه‌های کشاورزی سنتی کمک می‌کند. راتنما در یکی از آخرین ضبط‌هایش گفته بود: «اگر بذر را حفظ کنیم، آینده‌مان را حفظ کرده‌ایم.»
یکی از محبوب‌ترین بخش‌های رادیو، روایت داستان‌های عامیانه و اجرای آوازهای سنتی توسط بزرگان روستا است. این برنامه‌ها چیزی فراتر از سرگرمی هستند و شکلی از حفظ فرهنگ به‌شمار می‌روند.
«چاندرا ما»، زنی ۷۰ساله از اهالی روستا، می‌گوید وقتی به رادیو گوش می‌دهد، احساس می‌کند با ریشه‌ها و اجدادش ارتباط گرفته است.
رادیو سانگام که به حدود ۴۰ روستا دسترسی دارد، به‌عنوان بستری برای تغییرات اجتماعی عمل می‌کند. با حمایت سازمان DDS، نرسما و الگوله کارشناسان حقوقی را دعوت کرده‌اند تا درباره موضوعاتی مانند خشونت خانگی صحبت کنند. الگوله می‌گوید: «قبلاً اختلافات خانوادگی توسط اربابان زمین حل می‌شد که باورهای مردسالارانه داشتند، اما حالا زنان کم‌کم حقوق خود را می‌فهمند و در مواقع لازم به‌دنبال کمک حقوقی می‌روند.»
گفت‌وگوهای صریح آنها درباره موضوعات سلامت زنان که زمانی تابو بودند، تأثیر مثبتی داشته است. رادیو سانگام حتی به مرکزی برای کسانی تبدیل شده که به‌دنبال دام‌های گمشده خود هستند. الگوله با خنده می‌گوید: «روستاییان تماس می‌گیرند و یک گاو یا بز گمشده را با جزئیات توصیف می‌کنند، طوری‌که انگار می‌توانیم تصویری از آن بکشیم. گاهی اوقات یک شنونده دیگر حیوان را پیدا می‌کند و آن را بازمی‌گرداند. این رادیو حتی در چنین موارد کوچکی ما را به‌هم متصل می‌کند.»
اما چیزی که رادیو سانگام را متمایز می‌کند، این است که به زنان کمک کرده قدرت صدای خود را بشناسند. زنی به‌نام «سمما» از این می‌گوید که چگونه مشاوره او درباره حفظ بذرها از طریق رادیو پخش شد و به صدها کشاورز دیگر رسید. او می‌گوید: «قبل از رادیو سانگام، من فقط یک فرد ساده در زمین‌های کشاورزی بودم. اما شنیدن نظراتم از رادیو باعث شد بفهمم که کلماتم اهمیت دارند.»
هر هفته، پس از یک روز طولانی کار در مزرعه و انجام کارهای خانه، زنان از روستاهای اطراف گرد هم می‌آیند تا داستان‌هایی از مبارزات خود به اشتراک بگذارند، درباره برنامه‌های آینده بحث و از این ایستگاه رادیویی بیشتر حمایت کنند.
یکی از خاطرات ارزشمند نرسما دعوت از مردی است که به آوازخوانی در خیابان‌ها معروف بود و او را به استودیو آورد. بعد از پخش آواز او، سیل محبت مردم روستا بود که به‌سوی او روانه می‌شد. نرسما درباره این خاطره توضیح می‌دهد: «او با تمام وجودش می‌خواند. وقتی آوازش پخش شد، احساس می‌کردیم داستان او به همه ما تعلق دارد. روستا او را در آغوش گرفت و من از اینکه توانستم این لحظه را به او بدهم، بسیار خوشحال شدم.»
با وجود این دستاوردها، مسیر تأسیس رادیو سانگام پر از چالش بود. الگوله می‌گوید: «ما سال‌ها برای گرفتن مجوز تلاش کردیم.»
او ادامه می‌دهد: «مقامات تمایلی نداشتند و ما مجبور بودیم خودمان را اثبات کنیم.» پیش از آنکه در سال ۲۰۰۸ مجوز پخش دریافت کنند، تنها می‌توانستند برنامه‌ها را روی نوار ضبط کنند و آنها را در گردهمایی‌های روستاییان پخش کنند.
با وجود اینکه رادیو سانگام از سوی جامعه پذیرفته شده و مردم به آن علاقه دارند، اما یک خطر آن را تهدید می‌کند. نرسما می‌گوید این رادیو که زمانی نبض ارتباطی روستا بود، حالا دارد اهمیتش را از دست می‌دهد و الگوله دلیل آن را «گوشی‌های هوشمندی» می‌داند که باعث شده است «نسل جوان» چندان به رادیو جذب نشوند.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *