گزارش «پیام ما» از برنامه هفتگی «یک روز با کودکان» در موزه ملک

آب شدن یخ، میان موزه و کودک

موزه خلاقیت بچه‌ها را بالا می‌برد و آنها را به‌سمت کشف و پرسشگری هدایت می‌کند و کودک آموزش‌پذیر می‌شود





آب شدن یخ، میان موزه و کودک

۷ آبان ۱۴۰۳، ۱۶:۲۰

به‌خوبی پیداست که دوره جدیدی از ارتباط میان کودکان و موزه در حال شکل‌گیری است. کودکان برای افزایش خلاقیت، آموزش‌پذیری و چیزهای بسیار دیگر به موزه‌ها نیاز دارند. موزه‌ها هم کم‌کم و با کندی در حال طراحی برنامه‌ها و کارگاه‌هایی ویژه کودکان هستند. اگرچه کندتر از آن، اطلاع و اعتماد پیدا کردن والدین در مورد این برنامه‌هاست. شاید در آینده‌ای نه چندان دور موزه‌ها دیگر جای حوصله سربری برای کودکان نباشند.

امیرعلی پنج‌ساله درحالی‌که کفش‌هایش را در آورده و با جوراب در سالن علوم موزه ملک کنار بچه‌ها ایستاده، به تصویر نقاشی عجیبی از بدن انسان بر روی دیوار خیره شده است و با دقت به حرف‌های آقای نوروزی گوش می‌کند. تصویر درواقع چاپ باکیفیت و بزرگ‌شده‌ای از یکی از نقاشی‌های نسخه خطی کتاب «تشریح الابدان» است که نسخه اصلی آن، چند قدم آن طرف‌تر درون محفظه شیشه‌ای قرار دارد. این اولین مواجهه امیرعلی، کودکی که در آخرین سال‌های قرن ۱۴ شمسی به دنیا آمده، با موزه است. مامان امیرعلی خبر برگزاری کارگاه «بدن من» موزه ملک را از مامان امیرحسین شنیده و او هم خبر را از خواهر همسرش گرفته است. مامان امیرعلی می‌گوید که قبلاً تنها مواجهه پسرش با موزه، تماشای انیمیشن «موزه» بوده و آنها تا وارد موزه ملک شده‌اند امیرعلی گفته: «اینجا واقعاً مثل کارتن موزه است»

 

موزه‌گردی به‌جای مهد

صحبت‌های آقای نوروزی که تمام می‌شود پنج کودکی که به‌همراه مادرانشان در این کارگاه ویژه کودکان و نوجوانان ثبت‌نام کرده‌اند، به‌سمت کفپوش‌های فومی که برای آنها کف سالن موزه پهن شده است، می‌روند و روی آنها می‌نشینند. همین موقع است که «نیک‌رای» هم با صورتی خواب‌آلوده همراه با مادرش سر می‌رسد.

مادر نیک‌رای با صدای آرام برایم توضیح می‌دهد که پسرش تنها دو روز در هفته به مهد می‌رود و باقی روزها را دوتایی یا با بچه‌های دیگر به موزه‌گردی، شهرگردی و طبیعت‌گردی می‌گذرانند. «من مربی کودکان هستم و به‌همراه نیک‌رای و کودکان دیگر معمولاً به موزه می‌رویم؛ با این قرار که بعد از بازدید، در مورد چیزهایی که برای بچه‌ها جالب بوده گفت‌وگو کنیم. مثلاً مرد نمکی موزه ملی خیلی توجه بچه‌ها را به خودش جلب کرد. همچنین، معمولاً قرار می‌گذاریم هرکدام در حین بازدید یک اثر را انتخاب کنند تا بعداً آن را با گل بسازند»

 

گل‌کلم به‌جای ریه، گردو به‌جای مغز!

حالا که کودکان، مادرها و من کف موزه نشسته‌ایم، همگی کنجکاویم تا ببینم آقای نوروزی می‌خواهد چه‌کاری با کیسه بزرگی از سبزیجات و میوه‌های مختلف که کنار دستش گذاشته، انجام دهد؟

او نسخه بزرگی از یکی از تصاویر «تشریح‌الابدان» یعنی تصویر یک انسان را که اعضای داخلی بدنش پیداست، روی زمین پهن می‌کند. بچه‌ها دور تصویر می‌نشینند. آقای نوروزی گردویی را از درون کیسه بیرون می‌آورد و می‌شکند و از بچه‌ها می‌پرسد که مغز گردو شبیه به کدام یک از اعضای بدن است، وقتی بچه‌ها دسته‌جمعی می‌گویند مغز، از یکی از آنها می‌خواهد که گردو را در جای مغز آدمِ توی تصویر، قرار دهد و به زبان ساده خاصیت مغز گردو را توضیح می‌دهد.

این اتفاق با گل‌کلم که شبیه ریه‌ است، زنجبیل کامل که جای معده می‌نشیند، کرفس به‌جای استخوان و چیزهای دیگر ادامه پیدا می‌کند.

 

موزه کودک را آموزش‌پذیر می‌کند

یکی از کسانی که در کارگاه توجه همه را به خود جلب می‌کند، صبا صباغ‌ها، دانش‌آموز کلاس ششم است. او با وجود سن کمش به‌جز فارسی به پنج زبان دیگر هم تسلط دارد، بسیار با اعتمادبه‌نفس است و به نسبت سنش اطلاعات بالایی دارد. صبا می‌گوید همه موزه‌های تهران را دیده و در بسیاری از رویدادها و کارگاه‌های موزه‌ها شرکت کرده است. «کارگاه بدن من، ایده خلاقانه‌ای بود. خیلی جالب است که انسان‌های قدیم بدون علم درست و حسابی، توانسته بودند بدن انسان را تشریح کنند. نتیجه کارشان هم خیلی شبیه به آنچه که امروز دانشمندان می‌گویند، بود. و این‌هم خیلی جالب بود که میوه‌ها را به‌جای اعضای بدن بگذاریم»

از او می‌پرسم کدام موزه تهران را از همه بیشتر دوست دارد و کدام را به نوجوانان توصیه می‌کند؟ پاسخ می‌دهد: «موزه سعدآباد برایم خیلی جالب است و فکر می‌کنم در موزه ملک می‌شود خیلی وقت گذراند و اطلاعات زیادی به‌دست آورد که در مدرسه هم برای کنفرانس و چیزهای دیگر خیلی به درد می‌خورد». او به‌همراه مادرش در کارگاه ساخت کاغذ دست‌ساز موزه ملک هم شرکت کرده است و این تجربه را بهترین تجربه کارگاهی‌اش در موزه ملک می‌داند. «هربار که به موزه می‌آیم، اطلاعات جدیدی به‌دست می‌آورم و علمم بیشتر می‌شود».

مادر صبا که تسهیلگر حوزه کودک است، توضیح می‌دهد بخش زیادی از آموزش صبا از سن خیلی کم اینگونه بوده که همراه مادرش دو کوله‌پشتی می‌اندازند و شهرگردی و موزه‌گردی می‌کنند و با کسب تجربه فرایند آموزش را پیش می‌برند. «ما به آموزش در یک محیط ثابت اعتقاد نداریم، حتی اگر در بهترین مدرسه باشد.» او می‌گوید موزه خلاقیت بچه‌ها را  بالا می‌برد و آنها را به‌سمت کشف و پرسشگری هدایت می‌کند و اینگونه کودک آموزش‌پذیر می‌شود.

مهمترین چالش دیدگاه والدین است که تصور و اطلاعات درستی از این نوع کارگاه‌ها و اتفاقاتی که در موزه‌ها رخ می‌دهد و می‌تواند برای کودکان جذاب باشد، ندارند. اگر بینش خانواده‌ها عوض شود، یخ بین موزه و بچه‌ها هم کم‌کم آب می‌شود

او در مورد اینکه چطور می‌توان موزه‌گردی را برای کودکان جذاب کرد، براساس تجربه‌اش توضیح می‌دهد: «بازدید از موزه برای کودک و نوجوان باید هدفمند باشد، مثلاً با بازی و مشارکت باشد؛ در غیر این‌صورت حوصله کودک سر می‌رود. مثلاً در کارگاه سکه، سکه‌هایی مشخص شده بود که کودکان باید آنها را پیدا می‌کردند و در جای خود می‌گذاشتند، یا در موزه عروسک و اسباب کارگاهی برای ساخت عروسک آفریقایی برای نوجوانان برگزار شد که خیلی جالب بود. همچنین، اکنون بسیاری از گروه‌های هنری و فرهنگی برنامه‌های جذابی را در موزه مثل تئاتر تعاملی، برگزار می‌کنند».

«خانم صالح‌پور»، مادر صبا در مورد اینکه چگونه از این برنامه‌ها باخبر می‌شود، می‌گوید: «مامان‌ها گروه‌های تلگرامی خودشان را دارند و هرکس از برنامه‌ای مطلع شد، در گروه می‌گذارد. درواقع، نوعی اطلاع‌رسانی دهان به دهان است».

از او در مورد اینکه این برنامه‌ها در ماه چقدر هزینه می‌برد، سؤال می‌کنم. او توضیح می‌دهد:«هزینه ورودی موزه‌ها بالا نیست، و هزینه بیشتر کارگاه‌ها هم رایگان یا بسیار کم است؛ مثلاً کارگاه بدن من کاملاً رایگان بود و کارگاه ساخت کاغذ ۳۰۰ هزار تومان هزینه داشت»

در آخر کارگاه بچه‌ها درحالی‌که بلند بلند باهم حرف می‌زنند سهم موز و گردویشان را از آقای نوروزی می‌گیرند و می‌خورند و به او قول می‌دهند که از این به‌بعد برای خوردن سبزیجات بهانه نمی‌آورند. آقای نوروزی بعد از اینکه «امیرحسین» تند تند سهم خودش را می‌خورد و اعلام می‌کند که گردو خیلی دوست دارد، یک مغز گردوی دیگر هم به او می‌دهد.

 

ترجمه موزه به زبان کودک

«محمد نوروزی»، کارشناس موزه‌داری، برگزارکننده کارگاه‌های کودک با موضوعات مختلفی مانند ضرب سکه، شناخت بدن، خوشنویسی و …  است. او طی سال‌ها کارکردن متوجه روندی در موزه‌ها در مورد کودکان شده است: مادر و پدرها با کودکانشان به موزه می‌آیند، بچه‌ها با آثار صامت و اطلاعات مکتوب کنار آثار ارتباط برقرار نمی‌کنند، حوصله‌شان سر می‌رود و شروع می‌کنند به نق زدن، مادر و پدرها از این نق زدن‌ها خسته می‌شوند و بعد همه باهم به این نتیجه می‌رسند که پارک گزینه‌ای بهتر از موزه است. «در این میان به افراد و تکنیک‌هایی نیاز داریم که  این مطالب درون موزه را با زبان ساده و با زبان قابل‌فهم برای کودکان، به آنها ارائه کند.» یکی از کارهایی که او و همکارانش در موزه ملک در این راستا انجام داده‌اند، طراحی کارگاه‌های کودک براساس تجربه و خلاقیت خودشان بوده است. او مهمترین چالش را در دیدگاه والدین می‌داند و معتقد است مادر و پدرها تصور و اطلاعات درستی از این نوع کارگاه‌ها و اتفاقاتی که در موزه‌ها رخ می‌دهد و می‌تواند برای کودکان جذاب باشد، ندارند. «اگر بینش خانواده‌ها عوض شود، یخ بین موزه و بچه‌ها هم کم‌کم آب می‌شود».

 

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

ایران؛ دروازه جهان

۶۰ سال پس از «سازمان جلب سیّاحان» و تحولی که در گردشگری ایجاد کرد

ایران؛ دروازه جهان

«برادران امیدوار» نمونه عالی همراهی قلم با قدم

«برادران امیدوار» نمونه عالی همراهی قلم با قدم

شهرک‌سازی در عرصه شهر قدیم جیرفت

«پیام ما» در گفت‌وگو با عضو هیئت علمی گروه باستان‌شناسی دانشگاه جیرفت شهرک‌سازی در عرصه تاریخی این منطقه را بررسی کرد

شهرک‌سازی در عرصه شهر قدیم جیرفت

میراث کهن مدیریت آب در مسیر زوال

کاهش قنوات فعال در استان مرکزی؛

میراث کهن مدیریت آب در مسیر زوال

بسته‌های حمایتی برای فعالان گردشگری به‌زودی اعلام می‌شود

وزیر میراث‌فرهنگی خبر داد

بسته‌های حمایتی برای فعالان گردشگری به‌زودی اعلام می‌شود

هجوم «بوشکرفترها» به غارهای باستانی زاگرس؛ خطر تخریب میراث پارینه‌سنگی

هشدار یک باستان‌شناس درباره تهدید غارهای تاریخی

هجوم «بوشکرفترها» به غارهای باستانی زاگرس؛ خطر تخریب میراث پارینه‌سنگی

حیات بهمن‌پــــــور در حیات «نظر»

گزارشی از برنامه‌ای برای گرامیداشت یاد «محمودرضا بهمن‌پور»

حیات بهمن‌پــــــور در حیات «نظر»

دانشگاه از دانشجو خبر ندارد

نگاه پژوهشگران و فعالان دانشجویی به مسئولیت اجتماعی دانشگاه در زمان جنگ

دانشگاه از دانشجو خبر ندارد

محدودیتِ بـــدونِ شفافیـت

نشست «اینترنت» کارزار با حضور فعالان این حوزه و در غیبت مسئولان برگزار شد

محدودیتِ بـــدونِ شفافیـت

دیپلماسی شهری در دفاع از میراث جهانــــی

«پیام ما» کارکرد روابط خواهرخواندگی در حفاظت از میراث اصفهان را بررسی کرد

دیپلماسی شهری در دفاع از میراث جهانــــی