چرا جامعه مدنی در مقایسه بین انتصاب روسای سازمان‌های محیط زیست و منابع طبیعی،‌ حساسیت کمتری به رئیس منابع طبیعی دارند؟ «کیومرث سفیدی» استاد دانشگاه محقق اردبیلی توضیح می‌دهد

پاسخ پشت درهای بسته

انتخاب رئیس سازمان منابع‌طبیعی به‌عنوان مجری طرح‌های کلان و صادرکنندهٔ بسیاری از مجوزها در حوزهٔ منابع طبیعی، به‌مراتب اهمیت بیشتری نسبت به دستگاه نظارتی محیط‌زیست دارد





پاسخ پشت درهای بسته

۹ مهر ۱۴۰۳، ۹:۱۰

در روزهای انتخاب رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست، جامعه حساسیت بسیار بالایی نسبت به این انتخاب نشان می‌داد. فعالان محیط‌زیست در شهرها و روستاهای مختلف به‌دقت اظهارنظرهای کاندیداها را دنبال می‌‎کردند و شاهد راه افتادن کارزارهایی هم در این زمینه بودیم. این روزها هم باز جامعه به‌شدت درگیر انتخاب مدیرانی است که «شینا انصاری» در قامت رئیس این سازمان و معاون رئیس‌جمهور خواهد داشت. این روزها انتصاب دیگری هم انجام می‌شود، فهرستی غیررسمی از کاندیداهای سازمان منابع‌طبیعی منتشر شده و وزیر جهادکشاورزی قرار است رئیس این سازمان را که متولی بیش از ۸۰ درصد خاک ایران است، مشخص کند. چرا جامعهٔ مدنی و رسانه‌ها نسبت به این موضوع حساس نیستند؟ در گفت‌وگو با «کیومرث سفیدی»، استاد دانشگاه محقق اردبیلی، از او در‌این‌باره پرسیدیم.

یکی از موضوعاتی که این روزها کارشناسان جنگلداری مطرح می‌کنند، این است که چرا نسبت به رئیس سازمان محیط‌زیست در انتصاب رئیس سازمان منابع‌طبیعی،‌ جامعه حساسیت کمتری به خرج می‌دهد؟ به‌نظر شما دلیل آن به خود سازمان منابع‌طبیعی برنمی‌گردد که نمی‌خواسته در سطح رسانه و جامعهٔ مدنی مطرح باشد و با انتقادات کمتری مواجه شود؟

این مسئله دلایل مختلفی می‌تواند داشته باشد که یکی از موارد همین مسئله‌ای است که مطرح می‌کنید؛ هرچند نمی‌توان با قاطعیت آن را تأیید کرد. درعین‌حال این موضوع می‌تواند به‌علت انتخاب رئیس در پشت درهای بسته و عدم اعلام رسمی ‌نامزدهای احراز پست هم باشد. شاید اگر اسامی‌ و مهمتر از آن برنامه‌های هریک از این دوستان در معرض نقد و نظر کنشگران و صاحب‌نظران متخصص در این حوزه قرار گیرد، انتخاب بهتر و دقیق‌تری نیز در عمل شکل بگیرد. بااین‌حال، بهتر است نظر دفتر وزارت جهادکشاورزی هم پرسیده شود؛ زیرا شاید به‌علت حساسیت‌های خاص این پست یا هر دلیل دیگری ترجیح بر عدم اعلام اسامی ‌و رسانه‌ای کردن موضوع باشد.

وقتی رئیس مجموعه‌ای از یک فرایند شفاف انتخاب می‌شود، پذیرش اجتماعی تصمیمات و اقدامات اجرایی به‌مراتب بیشتر است و درنتیجه، باعث مطلوب شدن روند برنامه‌های اجرایی می‌شود

اما اگر علت این عدم اعلام اسامی اجتناب از انتقادات باشد، به ‌هیچ عنوان قابل‌قبول نیست. استفاده از ظرفیت دانش و تجربهٔ کنشگران و متخصصان نه‌تنها نباید تهدید قلمداد شود،‌ بلکه یک فرصت برای کاستن از میزان اشتباه در انتخاب خواهد بود. بااین‌حال، وزیر جهادکشاورزی به‌عنوان مدیر و مسئول ادارهٔ این بخش مهم، دارای اختیار کافی در انتخاب مدیران است و فرد موردنظر هم مجری سیاست‌های وزیر در حوزهٔ منابع طبیعی و ملزم به پاسخگویی به ایشان است. البته اگر افکار عمومی ‌توجه کافی به این موضوع داشت، دفتر وزارتی نیز در عمومی‌کردن مسئله و جذب آرای کنشگران پیشقدم می‌شد.

در حال حاضر، جز چند مورد رسانهٔ مستقل، سایر رسانه‌های مکتوب یا بصری توجه کافی به این موضوع ندارند؛ درحالی‌که انتخاب رئیس سازمان منابع‌طیبعی به‌عنوان مجری طرح‌های کلان و صادرکنندهٔ بسیاری از مجوزها در حوزهٔ منابع طبیعی، دارای اهمیت به‌مراتب بیشتری نسبت به دستگاه نظارتی محیط‌زیست است. البته جایگاه فعلی این دستگاه اجرایی نیز بی‌تأثیر نیست، شاید اگر در ایران مانند کشورهایی مانند ایتالیا، چین و یا روسیه وزارت منابع‌طبیعی مستقل داشتیم، توجه عموم نیز بیشتر برای انتخاب رئیس آن جلب می‌شد.

در حال حاضر با فهرستی غیررسمی‌ از کاندیداهای ریاست سازمان منابع‌طبیعی مواجهیم. این روند غیرشفاف چه تبعاتی دارد و پیشنهاد شما چیست؟

اولین تبعات این است که نامزدها در معرض نقد و نظرات افکار عمومی‌ قرار نمی‌گیرند و ممکن است نظر جمعی عقلای فن یا حوزهٔ مربوطه تأمین نشود. البته این گفته بدان معنا نیست که الزاماً رئیس مجموعه نمایندهٔ تمام گروه‌های فکری باشد. اما چنانچه کنشگران، متخصصان و اهل فن ایرادی به برنامهٔ پیشنهادی کاندیدایی دارند، باید آن را بیان کنند تا هم ایراد‌ها تصحیح شود و هم برنامهٔ پیشنهادی ارتقا یابد. دوم اینکه روند شفاف می‌تواند مانع انتخاب صرف سیاسی خواهد شود. به‌عبارت دیگر افراد صرفاً به‌واسطهٔ ارتباط با جریان‌های سیاسی وارد اجرا نمی‌شوند، بلکه براساس شایستگی انتخاب می‌شوند. سوم اینکه روند شفاف منجر به الگوی مشارکتی می‌شود که همهٔ ذی‌نفعان اعم از دولت، بخش خصوصی، کنشگران، اصحاب رسانه و به‌ویژه جوامع محلی در انتخاب دارای نظر باشند. چهارم اینکه وقتی رئیس مجموعه‌ای از یک فرایند شفاف انتخاب می‌شود، پذیرش اجتماعی تصمیمات و اقدامات اجرایی به‌مراتب بیشتر است و درنتیجه، باعث مطلوب شدن روند برنامه‌های اجرایی می‌شود. یکی از مهمترین مواردی که رئیس آتی سازمان باید برای آن برنامهٔ عملی داشته باشد، ارتباط دوسویه با کنشگران، رسانه‌ها و جلب اعتماد عمومی ‌نزد جوامع محلی است.

آیا با جایگاه فعلی سازمان منابع‌طبیعی می‌توان امیدوار بود بتواند به وظایف خود عمل کند؟

جایگاه فعلی سازمان باید ارتقا یابد و ساختار معیوب آن در مسیر اصلاح قرار گیرد. قرار گرفتن دستگاهی که وظیفهٔ اول آن حفظ و صیانت از عرصه‌های طبیعی است، در یک مجموعهٔ تولیدی کلان یک نقص بزرگ است. مثال‌هایی مثل قانون مولدسازی یا کشت زیراشکوب درختان در زاگرس وجود دارد که با اولین اصول پایداری در مقیاس سرزمینی در تناقض است. اعتبارات سازمان متولی اراضی کشور که عهده‌دار مدیریت حدود ۸۰ درصد زمین‌های کشور است، به‌هیچ‌عنوان رضایت‌بخش نیست. سازمانی که در مواجهه با دست‌کم دو یا سه بحران کلیدی کشور در مقیاس سرزمینی است، باید اعتباراتی در حد یک یا چند وزارتخانه داشته باشد. توجه به بحران آب، تغییراقلیم ‌و حتی ریزگردها در کنار از بین رفتن منابع باارزش طبیعی کشور نه‌تنها بسیار کلیدی است است، بلکه از نظر پدافند غیرعامل نیز مسئله‌ای بسیار حیاتی به‌شمار می‌آید.

در سازمان محیط‌زیست و میراث‌فرهنگی نیروهای حفاظتی پرسنل و نیروهای رسمی ‌دستگاه مربوطه هستند؛ درحالی‌که در ادارات کل منابع‌طبیعی، نیروهای شرکتی با حداقل تعداد و نفر و در‌عین‌حال، حداقل حقوق و مزایا با جان و دل و در نهایت شرافتمندی حفاظت از عرصه‌های طبیعی را برعهده دارند

کمبود اعتبارات و نیروی انسانی می‌تواند منجر به بحران‌های کلیدی در حوزهٔ مدیریت منابع طبیعی کشور شود. در این زمینه به یک مثال برجسته برای تبیین موضوع اشاره می‌کنم، در سازمان محیط‌زیست و میراث‌فرهنگی نیروهای حفاظتی پرسنل و نیروهای رسمی ‌دستگاه مربوطه هستند، درحالی‌که در ادارات کل منابع‌طبیعی، نیروهای شرکتی با حداقل تعداد و نفر و در‌عین‌حال، حداقل حقوق و مزایا با جان و دل و در نهایت شرافتمندی حفاظت از عرصه‌های طبیعی را برعهده دارند؛ شکی نیست که چنین روندی منجر به حفاظت نخواهد شد.

در این شرایط قاچاق و تعرض به عرصه‌های طبیعی به خسارت‌های میلیاردی به منابع باارزش این سرزمین منجر می‌شود. علاوه‌براین، مواردی در تشکیلات سازمانی باید اصلاحاتی را شاهد باشیم که نمونهٔ آنها احیا و تقویت شورای‌عالی و تکیه بر توانمندی‌های بخش بین‌الملل و موارد مشابه است. من اعتقاد دارم در بخش فنی خیلی مشکل جدی نداریم.


در محیط‌زیست ما با تعامل رسانه، دانشگاه، تشکل‌ها و پرسنل سازمان مواجهیم، چه می‌توان کرد که در منابع‌طبیعی هم این اتفاق بیفتد؟

در گام نخست رئیس مجموعه باید اعتقاد به کارایی و سودمندی رسانه و نقد کنشگران داشته باشد. لازم است مجموعهٔ سازمان معتقد به گفتمان دوسویه و سازنده بین این بخش‌ها باشد. احترام به جایگاه رسانه و انتخاب فرد مناسب برای جایگاه روابط‌عمومی ‌در سازمان بسیار کلیدی است. روابط‌عمومی‌ سازمان دریچهٔ ارتباط بین بخش‌های خارج از مجموعه است و باید حساسیت مناسبی در انتخاب افراد وجود داشته باشد. درعین‌حال، هر دو طرف باید با اعتمادسازی و احترام متقابل پذیرای فضای نقد و پرسشگری باشند. دربارهٔ دانشگاه هم باید متذکر شد که رئیس سازمان باید به جایگاه دانش و خرد جمعی اعتقاد داشته باشد. تشکیل کمیته‌های علمی ‌بدون ضمانت اجرایی باعث دلسردی اساتید می‌شود. برگزاری نشست‌های هفتگی و بهره‌مندی از توان پایش و ارزیابی میدانی شبکهٔ تشکل‌ها می‌تواند برخی از مهمترین پیشنهادات باشد.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *