گزارش نشست رونمایی کتاب «دورمانده از توسعه، خودی‌ها و غیرخودی‌ها در جهان عرب»

«خودی و غیرخودی»؛ مانع اصلی اصلاحات





«خودی و غیرخودی»؛ مانع اصلی اصلاحات

۳۱ مرداد ۱۴۰۳، ۹:۲۲

کشورهای جهان عرب بالاخص کشورهای غیرنفتی، سال‌هاست که از توسعه دور مانده و پویایی اقتصادی خود را از دست داده‌اند. این وضعیت با وجود انقلاب‌ها و تغییر در نظام‌های سیاسی این کشورها ثابت مانده است. «استفن هرتوگ»، استاد دانشگاه و کارشناس جهان عرب، در کتاب «دورمانده از توسعه، خودی‌ها و غیرخودی‌ها در جهان عرب» به توصیف وضعیت اقتصادی، سیاسی و اجتماعی و بررسی دلایل می‌پردازد. نشست رونمایی و نقد و بررسی این کتاب، دوشنبه بیست و نهم مرداد در خانهٔ اندیشمندان علوم انسانی، با حضور مترجمان این اثر و کارشناسان حوزهٔ اقتصاد سیاسی برگزار شد. منتقدان حاضر در این نشست علاوه بر معرفی کتاب، شباهت‌های وضعیت اقتصادی و اجتماعی کشورهای عرب با ایران امروز بررسی کردند.

 اقتصاد تکه تکه شده

مداخله دولت در اقتصاد کشور به خودی خود مشکل‌ساز نیست، بلکه این مداخله ناکارآمد دولت‌ها در اقتصاد است که منجر به دور شدن دولت از هدف ایجاد رفاه عمومی و توسعه می‌شود. «استفن هرتوگ» در کتاب خود استدلال می‌کند که دولت‌ها با تقسیم‌بندی بازیگران اقتصادی به «خودی‌ها» و «غیرخودی‌ها» و اجرای کنترل کامل بر آن‌ها، اقتصاد کشور را تکه تکه می‌کنند. این دولت‌ها با ایجاد بروکراسی‌های ناکارآمد، حمایت از حامیان و حذف مخالفان خود،  همکاری میان اقشار مختلف را کاهش می‌دهند که در نهایت بهره‌وری را در بازار از بین می‌برد.

این دولت‌ها با اینکه منابع چندانی در کار ندارند، بسیار جاه‌طلب‌اند و با بلندپروازی وعده‌های غیرمعقولانه‌ای به مردم می‌دهند که باعث افزایش مطالبات مردم می‌شود. «زهرا کریمی»، اقتصاددان و یکی از مترجمان کتاب، در این نشست گفت: «دولت‌ها با هدف توسعه و رفاه بر سر کار می‌آیند اما به دلیل مقررات و مداخلۀ ناکارآمد در اقتصاد و توزیع نابرابر درآمد در نهایت کشورهایی فقیر یا با درآمد متوسط باقی می‌مانند و راه توسعه را بر خود می‌بندند.»

در کتاب هرتوگ به صورت ضمنی اشاره می‌شود که راه حل، حذف حمایت‌های مختص به خودی‌ها نیست، بلکه باید با کاهش حمایت از خودی‌ها، به «بازتوزیع» سوبسیدها میان خودی‌های و غیرخودی‌ها پرداخت

«هرتوگ» در مقابل به کشورهای شرق آسیا اشاره می‌کند که با وجود داشتن منابع و شرایط اقتصادی یکسان، توانسته‌اند به دستاوردهایی همچون انباشت سرمایۀ بالا، توزیع عادلانه‌تر درآمد و منابع دست یابند. این امر به عقیده او به دلیل صرف منابع برای حفظ ائتلاف خودی‌ها یا به عبارتی حمایت‌ از موافقان سیاسی خود، و نه سرمایه‌گذاری آن‌ها است.

این حمایت‌ها شامل حمایت‌های بانکی، دادن تسهیلات رایانه‌ای و شغل‌های دولتی مادام‌العمر با درآمدهای بالا به خودی‌ها می‌شود. همچنین در این کشورها داشتن مدرک تحصیلی به نوعی مجوز ورود به دولت است. بنابراین میل به تحصیل در میان جوانان افزایش یافته و در پی ورود سیل عظیمی از متقاضیان به دانشگاه، کیفیت آموزش دانشگاه‌ها کاهش می‌یابد. به این ترتیب بخش رسمی دارای نیروی کار مازاد و غیرماهری می‌شود که در افزایش تولید و بهره‌وری تاثیری ندارند.

در مقابل، افرادی که موفق به ورود به بخش خودی نمی‌شوند، وارد بخش غیررسمی می‌شوند. این افراد از حمایت‌های دولت برخوردار نبوده و معمولا ناامید و بدبین نسبت به آینده‌اند. هرتوگ تاکید می‌کند که همین افراد هستند که عامل شور و خشم انقلابی‌اند. یکی از این کارگران غیررسمی که در جهان هم شناخته شده، «محمد بوعزیزی» است که در اعتراض به جمع شدن بساطش از سوی شهرداری، خودش را به آتش کشید.

«مقداد ضیاءتبار»، دیگر مترجم کتاب، با اشاره به مفاهیم شایسته‌سالاری و نظام انگیزشی به عنوان معیارهایی برای قضاوت رویکرد دولت‌ها گفت: «اگر  نظام پاداش و تنبیه اقتصاد یک کشور مبتنی بر شایسته‌سالاری نباشد، می‌توان نتیجه گرفت که این ترتیبات به درستی چیده نشده‌اند. مثلا اگر یک بنگاه اقتصادی رشد و ارتقا پیدا می‌کند، باید حتما براساس سودآوری آن باشد. اگر این‌گونه نباشد نظام انگیزشی نیز منحرف شده و افراد انگیزۀ خود برای فعالیت در عرصه اقتصادی را از دست می‌دهند.»

در کتاب هرتوگ به صورت ضمنی اشاره می‌شود که راه حل، حذف حمایت‌های مختص به خودی‌ها نیست، بلکه باید با کاهش حمایت از خودی‌ها، به «بازتوزیع» سوبسیدها میان خودی‌های و غیرخودی‌ها پرداخت. «ضیاءتبار» در انتها تاکید کرد که باید از این تحلیل‌ها آموخت اما استفاده از راه‌حل‌ها باید متناسب با اقتضائات هر کشور انتخاب شود. «محمد فاضلی»، جامعه‌شناس، یکی از منتقدان مهم این نشست بود. او با بیان اینکه پدیده‌های سطح فردی (همچون ماهر نبودن افراد) پدیده‌هایی اجتماعی‌اند، گفت: «نوع اقتصاد سیاسی، نوع روابط جامعه با حکومت و روابط بنگاه‌ها با حکومت‌ها، به وضعیتی می‌انجامد که عاقلانه‌ترین کار برای فرد این است که ماهر نشود؛ چرا که دولت خودی‌ها را نه براساس مهارت بلکه براساس وفاداری سیاسی‌شان انتخاب می‌کند.» در نهایت چنین روندی منجر به تولید مداوم افراد ناماهر می‌شود.

 

رویین‌تن در مقابل انقلاب

«کریمی» به این مسئله نیز اشاره کرد که در کتاب تاکید می‌شود مسئله خودی‌ها و غیرخودی‌ها در همه‌جای دنیا وجود دارد، اما در کشورهای جهان عرب این مسئله بزرگتر و باثبات‌تر است. «هرتوگ» معتقد است مشکل اساسی جهان عرب این است که غیرخودی‌ها خواستار همان امتیازاتی هستند که خودی‌ها دارند. این در حالی‌ست که دولت گاهی از تامین همان امتیازات نیز باز می‌ماند. این مسئله باعث می‌شود که اصلاحات ساختاری به سرانجام نرسد و حتی در صورت انقلاب و تغییر نظام سیاسی هم این ساختار بیمار تغییر نکند. «فاضلی» در این مورد گفت: «این نظام‌های سیاسی در مقابل پدیدۀ انقلاب رویین‌تن هستند، یعنی بخش سیاسی فرو می‌ریزد اما بخش اقتصادی به همان شکل دوباره بازتولید می‌شود.»

 

 خودی و غیرخودی در ایران

در این نشست با اشاره به شباهت‌های میان وضعیت ایران و وضعیت کشورهای عربی سعی در تحلیل شرایط امروز ایران شد. «حجت‌الله میرزایی»، اقتصاددان، یکی دیگر از میهمانان این نشست دیدگاهش دربارهٔ کتاب را اینگونه صورتبندی کرد: «فکر می‌کنم اگر پژوهشگری به همین سیاق دست به کار می‍‌شد و وضعیت ایران را بررسی می‌کرد، گزارش به مراتب نگران‌کننده‌تری از آنچه که الان در مورد کشورهای عربی داریم به دست می‌آمد.»  «میرزایی» به آمار حدود۵۰ درصدی اشتغال غیررسمی در ایران اشاره کرد که از حمایت‌های عمومی برخوردار نیستند. او با اشاره به  به مسئله‌ٔ خودی و غیرخودی، گفت: «نرخ شهرنشینی در کشورهای در حال توسعه مخصوصا در کشورهای نفتی مثل ایران بسیار بالاتر از بقیه کشورهاست. این یعنی مردم دریافته‌اند که با زندگی در شهرها می‌توانند از صندوق رانت نفتی بهره ببرند.»

«فاضلی» اما یکی از پیام‌های این کتاب را اینگونه تشریح کرد: «اقتدارگرایی مبتنی بر توزیع رانت در همۀ کشورها الگوی مشترکی دارد؛ بنابراین برخلاف عقیدهٔ مرسوم، نوع حکمرانی در ایران استثنا نیست.» او معتقد است این استثناگرایی باعث می‌شود راه‌حل‌های گمراه‌کننده‌ای پیشنهاد شده و مردم هر روزناامیدتر از قبل شوند. از نظر او این کتاب به خوبی توضیح می‌دهد که ناامیدی در نظام‌های اجتماعی مثل ایران چگونه به وجود می‌آید.

 

 جامعه مدنی، راه حل اصلی

یکی دیگر از مسائلی که این کتاب به آن می‌پردازد، مسئلۀ «کیفیت حکومت» است که تاکنون در دوگانۀ ساختگی بازار یا دولت گم شده بود. «فاضلی» و «میرزایی» بر این امر تاکید کردند که مسئلۀ اصلی دولت و بازار نیست، بلکه راه توسعه از دولت، بازار و جامعه مدنی می‌گذرد. آن چیزی که حائز اهمیت است، اندازه دولت و بازار نیست، بلکه کیفیت و ظرفیت حکومت و بخش خصوصی است. جامعه مدنی، شامل اتحادیه‌ها و تشکل‌ها، می‌تواند در رسیدن به توسعه بسیار راهگشا باشد.

«فاضلی» در بخش پایانی سخنانش کوشید در پاسخ به دیدگاه یکی از حاضران که معتقد بود «استعمار کشورهای عربی» دلیل اصلی توسعه نیافتگی این کشورها است؛ با ذکر مثال‌هایی این دیدگاه را به چالش بکشد. او به ساخت سیاسی کشورهای شرق آسیا اشاره کرد که با وجود درگیری با استعمار و دیگر مشکلات مشابه، به رفاه نسبی رسیده‌اند.

«زهرا کریمی»، یکی از مترجمان کتاب هم در فراز پایانی سخنانش بر تاثیر عامل داخلی انگشت گذاشت: «من معتقدم مسائل داخلی تعیین‌کننده‌اند، مسائل خارجی فقط تشدیدکننده‌اند».

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

شکاف دستمزدها در دانشگاه

شکاف دستمزدها در دانشگاه