بایگانی

آسیب طرح‌های ضربتی به سلامت کودکان کار

کودک موجودی است بی‌دفاع که اگر برای گذران زندگی خود و خانواده مجبور به کار باشد، از کودکی کردن و داشتن حقوق کودکی محروم می‌شود. بارها دیده شده که یک یا دو فرزند خانواده، مشغول به کار می‌شوند تا کودکان دیگر در همان خانواده درس بخوانند. در چنین وضعیتی که هیچ حمایتی هم از این کودکان صورت نمی‌گیرد، وقتی در پروژه‌هایی به‌نام جمع‌آوری کودکان، کودک به صورت مجرم تحت تعقیب درمی‌آید، بار روانی شدیدی بر لطافت روح و شکنندگی وجودش وارد می‌شود. طبق پیمان‌نامهٔ حقوق کودک که به تصویب دولت جمهوری اسلامی هم رسیده، کودک دارندهٔ فعال حقوق است و باید در تصمیم‌گیری‌های مرتبط با خود مشارکت کند، اما هیچ‌کس از او نمی‌پرسد که آیا تمایلی به ماندن در بهزیستی و جدایی از خانواده دارد؟ 

 

کسی تاکنون فکر کرده است چرا کودکان همواره از این طرح فرار می‌کنند؟ بسیار پیش آمده که کودکی از پنجرهٔ ماشین گشت شهرداری پایین پریده و دستش شکسته است. این‌گونه موارد کم نیستند و تقریباً هر کودکی که حتی یکبار تجربهٔ این نوع جمع‌آوری یا ساماندهی را داشته، فرار را بر قرار ترجیح می‌دهد. سؤال این است که اثر روانی این تعقیب و گریزها بر کودک چیست؟ طبق تعریف یونیسف «کودکان، فقر را به صورت زندگی در محیطی که در آن به توسعهٔ ذهن، فیزیک، عواطف و معنویاتشان لطمه وارد می‌شود، تجربه می‌کنند. این کودکان با فقر چند بعدی روبرو هستند. شهریهٔ بالای مدارس، مشکلات ثبت‌نام و فقر درآمدی خانواده باعث می‌شود که از آموزش محروم شوند. هوای‌ آلوده و محیط‌های کاری ناامن حق حیات آن‌ها را خدشه‌دار می‌کند. 

 

کودک در محیط کار و خیابان انواع تحقیر، توهین، تعرض و آزار جنسی را تجربه می‌کند. پس حمایت از این کودکان و خانواده‌هایشان امری ضروری است. از طرف دیگر مصالح عالیهٔ کودک، حضور کودک در کنار خانواده را تأیید می‌کند. جدا کردن کودک از خانواده درواقع تیر خلاص بر زندگی فقیرانهٔ اوست. چرا کودکی که صدایش شنیده نمی‌شود، عواطفش این چنین خدشه‌دار می‌شود؟ چرا فضای نگرانی، اضطراب و دلهره بر مشکلات کودک افزوده می‌شود؟ پس از اجرا کردن این طرح‌ها در سالیان متمادی، چه دستاوردی از آن حاصل شده؟ چرا با این‌همه جمع‌آوری، تعداد کودکان در چهارراه‌ها بیشتر شده است؟ وقتی رسانهٔ فراگیری مثل سیما و شبکه‌های خانگی با سریال‌هایی چون «آوای باران» و «ملکهٔ گدایان»، کودکان کار را باند معرفی می‌کنند، جامعه را به‌جای حمایت از این کودکان به مبارزه علیه این کودکان فرامی‌خوانند. رفتار نامناسب بعضی از افراد جامعه با کودکان بی‌پناه کار را بسیار دیده‌ایم و حالا شاهد بیلبوردهایی هستیم که محبت به این کودکان را حمایت از باندها می‌داند. یک‌جا کودکان کار، باند معرفی می‌شوند و از طرف دیگر طرح‌هایی برای حل این مسئله از طرف شهرداری و بهزیستی نوشته می‌شود که در آن صحبت از مهارت‌آموزی والدین است. 

 

از سویی این سازمان‌ها هیچ موفقیتی در ساماندهی این کودکان نداشته‌اند و همواره شاهد اخبار دردناک از آزار به کودکانی هستیم که در مراکز بهزیستی نگهداری می‌شوند. پس از سال‌ها فعالیت با کودکان در معرض آسیب و آسیب‌دیده تنها جایی که دیده‌ایم کودکان به‌صورت جمعی به کار گرفته می‌شوند، استفاده از این کودکان در زباله‌جمع‌کنی توسط سازمان‌های طرف قرارداد با شهرداری‌ها بوده است. اگر شهرداری نگران استثمار کودکان به‌صورت جمعی است، بهتر است با سیستم تفکیک زباله از مبدأ، به بهره‌کشی و استثمار کودکان پایان دهد. کودک کار متولی واقعی ندارد. داستان غم‌انگیز او پایانی ندارد، مگر آنکه حمایت از اقشار محروم در دستورکار مسئولین قرار گیرد و شکاف طبقاتی کم شود. اگر اراده‌ای بر حل مشکل کار کودکان نیست، دست‌کم با طرح‌های ضربتی روح و روانشان را تخریب نکنیم. 

بازیافت نخالهٔ ساختمانی و حفظ منابع‌طبیعی

امروزه افزایش روزافزون جمعیت در دنیا و نیاز مبرم به تأمین احتیاجات اولیهٔ انسان از جمله نیاز به مسکن، وجود فعالیت‌های عمرانی را در هر جامعه امری اجتناب‌ناپذیر کرده است. حجم زیاد دورریزهای ساختمانی ناشی از فعالیت‌های عمرانی (ساخت‌وساز تعمیر تخریب و نوسازی) موجب بروز مشکلات زیادی از جمله مشکلات محیط زیستی شده است. پسماندهای ناشی از ساخت و تخریب یکی از بزرگترین جریان‌های پسماند در جهان است، به‌طوری‌که بیش از یک‌سوم کل پسماند تولیدشده در دنیا را شامل می‌شود. ازاین‌رو، متولیان محیط‌ زیست در کشورهای پیشرفته در دهه‌های اخیر توجه زیادی به بحث مهندسی و مدیریت پسماندهای ساختمانی داشته‌اند. ما نیز در پژوهشی که اخیراً در یکی از معتبرترین مجله‌های انرژی و محیط زیست دنیا با نام «Renewable And Sustainable Energy Reviews» و در کشور انگلستان با ضریب تأثیر ۱۶ به چاپ رسیده است، به این موضوع مهم در داخل کشور پرداخته‌ایم. چراکه در ایران با وجود تولید سالانه ۱۷ میلیون تن پسماند ساختمانی، تنها یک درصد از مصالح ناشی از تخریب بازیافت می‌شود. 

با توجه به اینکه نخاله‌های ساختمانی در حجم بالایی تولید می‌شوند و بتن هم به‌عنوان یکی پرکاربردترین محصولات ساختمانی مورد استفاده قرار می‌گیرد، بدیهی است که بر استفاده از نخاله‌های ساختمانی بازیافتی در ساخت بتن به‌منظور حفظ منابع موجود و از نظر محیط زیستی به‌طور جدی تأکید می‌شود. 

 

هرسال حدود ۱۷ میلیون تن (روزانه ۴۶ هزار تن) پسماند ساختمانی در تهران و کل کشور تولید می‌شود.  اگر هر تن از این پسماند را ۵۰ دلار فرض کنیم، ارزش این مقدار در تهران به‌تنهایی روزانه ۲.۳ میلیون دلار و سالانه ۸۴۰ میلیون دلار نخالهٔ ساختمانی است. در سطح ملی، حداقل ۳.۱ میلیارد دلار مصالح ساختمانی به‌عنوان نخاله تولید می‌شود. متأسفانه، در ایران میزان بازیافت مصالح ناشی از تخریب کمتر از یک درصد است، درحالی‌که در برخی کشورهای اروپایی مانند هلند ۹۰ درصد، انگلستان ۴۵ درصد و دانمارک ۸۷ درصد است. در ۱۵ کشور اتحادیهٔ اروپا، ۲۸ درصد از ۱۸۰ میلیون تن نخالهٔ تولیدی بازیافت می‌شود.

 

در حال حاضر، عمر یک ساختمان در ایران به‌مثابه خیابان یک‌طرفه است. مصالح استخراج‌شده برای ساختمان‌ها استفاده می‌شوند و پس از تخریب، این مصالح دفن یا سوزانده می‌شوند. با توجه به عوامل اجتماعی و اقتصادی، چرخهٔ عمر ساختمان‌ها نیازمند اصلاح است و باید بیشتر از مواد تخریبی برای تولید محصولات جدید استفاده شود.

همچنین، در ایران برای هر تن فولاد تولیدشده، بین ۲۵۰ تا ۳۰۰ کیلوگرم سرباره ایجاد می‌شود. هرساله بیش از شش میلیون تن سرباره تولید می‌شود که تا سال ۱۴۰۴ به بیش از ۸۰ میلیون تن افزایش می‌یابد. اقدامات جدی برای بازیافت و استفاده از این سرباره به‌عنوان جایگزین مواد طبیعی در کشورهایی چون برزیل، مالزی و آلمان موفقیت‌آمیز بوده است، به‌عنوان‌ مثال در آلمان ۹۷ درصد از سربارهٔ فولادی به‌عنوان مواد اصلی در تولید آسفالت برای بزرگراه‌ها استفاده می‌شود که در ایران نیز می‌توانیم از این الگوها بهره بگیریم.

 

بازیافت نخالهٔ ساختمانی، کمک به حفظ منابع طبیعی

نخاله‌های ساختمانی بازیافتی در ساخت بتن به دو دلیل اهمیت دارد. ازآنجاکه با استفاده از نخاله‌ها، نیاز و میزان استفاده از منابع جدید کاهش خواهد یافت، مسلماً کاهش نیاز به مصرف منابع طبیعی را به‌دنبال دارد. برای تولید بتن از منابع طبیعی مانند ماسه و شن به میزان بالایی استفاده می‌شود. بنابراین، استفاده از نخاله‌های ساختمانی بازیافتی در ساخت بتن به کاهش مصرف این منابع کمک خواهد کرد. بتن یکی از مصرف‌کنندگان اصلی منابع طبیعی مانند ماسه است و استفاده از بتن بازیافتی به کاهش مصرف این منابع کمک می‌کند. دلیل دوم این است که بازیافت زباله‌های ساختمانی باعث کاهش آلودگی و غلظت زباله‌های ساختمانی می‌شود. استفاده از نخاله‌های ساختمانی بازیافتی در ساخت بتن به طراحی ساختمان براساس توسعهٔ پایدار، کاهش زمان و صرفه‌جویی در هزینه‌های ساخت‌وساز، کاهش آلودگی و مصرف انرژی، حفاظت از محیط زیست و کاهش اثرات منفی ساختمان‌ها بر محیط زیست منجر می‌شود. یکی از مواردی که باید به آن توجه داشت این است که هنگام پردازش و مخلوط کردن پودر بتن بازیافتی باید دقت و توجه بیشتری بر کنترل کیفیت آن داشت. درصورتی‌که خواص فیزیکی و شیمیایی بتن بازیافتی با دقت بررسی نشود و یا در مقادیر مناسب مورد استفاده قرار نگیرد، باعث تولید بتن بی‌کیفیتی خواهد شد.

 

علاوه‌براین، در دو دههٔ اخیر بحث بازیافت و استفادهٔ مجدد از مواد کم‌ارزش و باطله در صنایع مختلف مورد توجه زیادی قرار گرفته است؛ چراکه با این کار علاوه‌بر حل مشکل محیط زیستی آن عامل، به جنبهٔ اقتصادی این مسئله نیز توجه می‌شود.

چنانچه می‌دانیم در کارخانهٔ ذوب آهن جهت جدا کردن آهن از سایر ناخالصی‌های موجود در سنگ معدنی آهن از موادی به عنوان کمک ذوب، مانند آهک و… استفاده می‌شود. این مواد با سایر ناخالصی‌های موجود در سنگ معدنی آهن مانند سیلیکات‌ها، کلسیت‌ها و اکسیدها و … در کوره واکنش می‌دهند و به‌صورت ترکیبی یکپارچه که به آن سرباره گفته می‌شود، درمی‌آیند و به‌خاطر چگالی پایین نسبت به آهن در بالای کوره تجمع می‌کنند و آهن مذاب نیز به‌خاطر وزن مخصوص بالاتر در قسمت تحتانی کوره جمع می‌شود. صنعت فولاد مقادیر بسیار زیادی سرباره تولید می‌کند. سربارهٔ تولیدی در قسمت کورهٔ بلند ۰.۲۳ تا ۰.۱ تن به‌ازای تولید هر تن فولاد است. سرباره‌ها می‌توانند قسمت زیادی از فضای کارخانهٔ ذوب آهن را اشغال کنند که این نیز می‌تواند باعث ایجاد یکسری مشکلات محیط زیستی از جمله ایجاد گردوغبار در نواحی شهری شود. مصارف سرباره‌ها تاکنون بسیار محدود بوده است؛ از جمله استفاده از آن به‌عنوان لاشه در زیرسازی جاده‌ها و راه‌آهن، ایجاد فرودگاه‌های صحرایی، ساخت آجر نسوز و… است.

 

اقتصاد چرخشی، راه کم کردن پسماندها

مفهوم دیگری که امروزه به یک نیاز اساسی تبدیل شده است، لزوم حرکت به‌سوی اقتصاد چرخه‌ای است. اقتصاد چرخه‌ای یک نظام اقتصادی است که هدف آن کمینه کردن پسماندها و بیشترین استفاده از منابع است. این رویکرد بازسازی‌کننده در مقابل رویکرد سنتی اقتصاد خطی قرار می‌گیرد که در آن مدل تولید به‌صورت «دریافت مواد اولیه، تولید و دور انداختن» است. در این نوع نگاه، مصرف منابع ورودی، پسماندهای خروجی و هدررفت انرژی با بستن یا کوچک کردن حلقه‌های مواد و انرژی، از طریق طراحی، نگهداری، تعمیر، استفادهٔ مجدد، بازتولید و بازیافت کمینه می‌شود. با توجه به موارد ذکرشده، ایدهٔ استفاده از نخاله‌های ساختمانی و سرباره در بتن و بررسی مسائل فنی و محیط زیست باعث شد. تا به بتن جدیدی به نام بتن چرخه‌ای، طبق مطالعات گسترده در سطح بین‌المللی که توسط اعضای تیم تخصصی متشکل از «علیرضا حبیبی»، پژوهشگر دانشگاه لافبرو انگلستان، و «امید بامشاد» و «ابوعلی گلزاری» از دانشگاه تهران و «ریچارد باسول و محمد عثمانی» از دانشگاه لافبرو انگلستان انجام شد دست یابیم.

این بتن نه‌تنها دارای مشخصات مقاومتی و دوامی‌ بهتری نسبت به بتن معمولی است، بلکه به‌لحاظ محیط زیستی نیز عملکرد بسیار مطلوب‌تری دارد. طبق مدل‌سازی‌های انجام‌شده در شرایط خورندهٔ خلیج فارس، طول عمر این بتن چرخه‌ای ۶۴ سال برآورد شد که نسبت به بتن معمولی افزایش ۵۲ درصدی داشته است. به‌لحاظ شاخص‌های محیط زیستی، این بتن موفق به کاهش ۶۰ درصدی مصرف سیمان و بازیافت حدود صد کیلوگرم پسماند صنعتی و ۸۵۰ کیلوگرم سنگدانهٔ بازیافتی شده و تا ۴۰ درصد عملکرد مطلوب‌تری در ذخیرهٔ انرژی‌های تجدیدناپذیر داشته است. همچنین، در شاخص‌های مربوط به سلامتی انسان، این بتن در حدود ۴۵ درصد بهتر از بتن معمولی عملکرد داشته است. به‌طور خلاصه، با توجه به آزمایشات صورت‌گرفته، مقدار بهینهٔ نخاله‌های ساختمانی و سرباره به‌منظور استفاده در بتن و حصول بهترین عملکرد از لحاظ فنی منجر به بتن چرخه‌ای شد. همچنین، با انجام تحقیقات گسترده بر روی چرخهٔ حیات این بتن، مشخص شد بسیاری از شاخص‌های محیط زیستی مانند سلامت انسان، انرژی‌های تجدیدناپذیر، گرمایش جهانی، تغییراقلیم و کیفیت اکوسیستم در طی مراحل تولید این بتن بهبود پیدا کرده‌اند.

تاریخ مطابق ذائقهٔ مخاطب امروز

بی‌شک یکی از ژانرهای مهم سینما ژانر تاریخی است؛ چراکه جدای از جنبه‌های هنری و سرگرمی با بازگویی و گاهی بررسی تاریخی شخصیت و رویدادهای تاریخی موجب آگاهی تماشاگران نیز می‌شود. تاریخ کلاس درس است و قطعاً پندآموزی از تاریخ در پیشرفت و اعتلای یک جامعه می‌تواند بسیار تأثیرگذار باشد. در سال‌های اخیر متأسفانه سیطره بیش از حد یا به‌عبارتی هجمهٔ سینمای فانتزی و به قولی مارول‌زده موجب شده که بخش عمدهٔ مخاطبان سینما به‌خصوص نوجوانان و جوانان طعم سایر گونه‌های سینمایی را فراموش کنند و تنها به سینما به‌عنوان مدیومی سرگرم‌کننده توجه داشته باشند. بنابراین، در این دوران امپراطوری آثار ابرقهرمانانه و فانتزی، تولید و ساخت آثار سینمایی برپایهٔ شخصیت‌ها و رویدادهای تاریخی و آن هم به کارگردانی فیلمساز شهیر و کاربلدی چون «ریدلی اسکات» که آثار درخشانی را مانند «تلما و لوئیز»، «فتح بهشت»، «هانیبال»، «بلیدرانر»، «گلادیاتور» و… در کارنامهٔ خود دارد، فرصت غنیمتی است برای تماشاگران سینما که در کنار لذت بردن از یک اثر سینمایی به‌لحاظ فرم و تکنیک از محتوای تاریخی و پندآموز بهرهٔ کافی ببرند.

فیلم «ناپلئون» اگرچه به‌طور کامل دقیق و مفصل به رویدادهای تاریخی در دوران انقلاب فرانسه نمی‌پردازد و بیشتر حول محور شخصیت ناپلئون اتفاقات مهم تاریخی آن دوران را روایت می‌کند و حتی سعی چندانی برای نزدیک شدن به شخصیت ناپلئون هم ندارد، تکیه و توجه‌اش بیشتر به علاقمندی‌های ناپلئون شامل جنگ و نبرد و ارتباط با زنان معطوف است. فیلم نگاهی ویژه، خاص و تا حدودی شخصی به ریشه‌ها و موفقیت سریع ناپلئون به‌عنوان پادشاه فرانسه از طریق ارزیابی ارتباطات معتادگونه و تا حدودی نامطلوب او را با زنان اطرافش البته معشوقهٔ حقیقی‌اش، ژوزفین، روایت می‌کند. اگرچه به‌نظر برخی منتقدان، فیلم محتوای کافی را در بیان رویدادهای تاریخی ندارد و به‌گونه‌ای سرسری به بیان وقایع می‌پردازد، اما از منظری دیگر این موضوع می‌تواند یک امتیاز برای فیلم محسوب شود. به‌عبارتی دیگر ریتم بالا و سرعت بیان اتفاقات متناسب با مخاطب امروزی است و فیلمساز سعی می‌کند که رخدادهای تاریخی را به‌صورت موجز و کوتاه بیان کند؛ زیرا مخاطب امروز سینما حوصلهٔ چندانی برای شنیدن قصه‌های طولانی ندارد. بنابراین، همانطور که گفته شد این شاید یکی از امتیازات فیلم ناپلئون به حساب آید تا نکته‌ای منفی.

تمرکز فیلم بر جنگ‌های مشهور ناپلئون و طمع بی‌حدومرز او و ذهن پویا و کارآمدش به‌عنوان یک فرمانده نظامی بسیار موفق جنگ است.
همانطور که اشاره شد «ناپلئون» اگرچه از لحاظ محتوا تا حدودی مورد بی‌مهری منتقدان قرار گرفته است و هنوز نتوانسته امتیازهای درخور خود را به‌دست آورد، اما از لحاظ ساختار بصری و فرم و تکنیک یک اثر شکوهمند و بزرگ است. فیلم متن و فیلم‌نامه‌ای منسجم با درون‌مایه‌ای متناسب دارد و «دیوید اسکارپا» به‌عنوان فیلمنامه‌نویس توانسته به‌خوبی با شخصیت‌پردازی درست داستانی با چنین ابعادی خلق و روایت کند؛ اگرچه پرداخت شخصیت ناپلئون در بخش‌هایی دچار نقصان می‌شود.

فیلم از قاب‌بندی و فیلمبرداری چشمگیر و تا حدودی خیره‌کننده به‌خصوص در صحنه‌های نبرد برخوردار است. از نظر انتخاب‌ بازیگر در فیلم ناپلئون اتفاق کم‌سابقه‌ای روی داده؛ انتخاب «واکین فینیکس» به‌عنوان نقش ناپلئون بسیار ریسک‌پذیر و جسورانه است، اما او تا حدود زیادی از پس نقش برآمده و بازی درخشانی ارائه داده است. اما بهترین بازی فیلم مربوط «ونسان کربی» در نقش ژوزفین است که بازی‌ بسیار تأثیرگذاری داشته است.
ریدلی اسکات در «ناپلئون» با میزانسن‌های خلاقانه توانسته مفاهیم مدنظر خود را به شیوه‌ای مؤثر انتقال دهد. فیلم دو نسخه دارد که فعلاً نسخهٔ ۱۵۷ دقیقه‌ای،آن در دسترس است و قرار بر اکران نسخهٔ چهارساعتهٔ این فیلم هم است. تماشای این اثر به تماشاگران جدی سینما به‌خصوص علاقمندان به ژانر تاریخی توصیه می‌شود.

فرار شهرداری از شفافیت

هفتهٔ آخر آذر ناگهان خبر آمد که سازمان سرمایه‌گذاری و مشارکت‌های مردمی شهرداری تهران قصد دارد بزرگترین شهربازی ایران را در پارک جنگلی لویزان بسازد. خبری که «میترا شکرلبان»، رئیس ادارهٔ سرمایه‌گذاری و مشارکت‌های شهرداری منطقه ۴ دربارهٔ آن به رسانه‌ها گفته بود: «برای این پروژه سرمایه‌گذارهای داخلی و خارجی ابراز تمایل کرده‌اند و هنوز در مرحلهٔ بررسی است.» اما مشخص نشد که در کدام مناقصه؟ با چه روشی؟ و کدام سرمایه‌گذاران به‌دنبال ساخت چنین سازه‌ای هستند؟ طبق قانون محاسبات عمومی کشور، معاملات مؤسسات دولتی باید از طریق مناقصه یا مزایده انجام شود، اما آگهی مناقصهٔ شهربازی لویزان هیچ‌کجا منتشر نشده است. این داستان اما فقط محدود به یک مورد نیست. در هفتهٔ اخیر یکی از سازمان‌های مردم‌نهاد به «پیام ما» خبر داد که سوله‌ها و خوابگاه‌های امن بهزیستی در بوستان ولیعصر منطقه ۱۵ تهران به قیمتی ناچیز به یکی از تشکل‌های نزدیک به دولت زیرعنوان خصوصی‌سازی، واگذار شده است. 

 

به‌گفتهٔ یکی از فعالان این تشکل که خواست نامش فاش نشود، بدون برگزاری هیچ مناقصه‌ای ۱۸ هزار متر زمین به قیمت صد میلیون تومان به تشکل دیگری واگذار شده و دختران قربانی خشونت که در این خوابگاه‌ها زندگی می‌کردند، به‌طور غیراصولی جابه‌جا شده‌اند. یک کارشناس حوزهٔ مناقصات دربارهٔ پیامدهای این رویکرد به «پیام ما» می‌گوید: «براساس بند ب ماده ۱۳ قانون برگزاری مناقصات مصوب سال ۸۳ مجلس شورای اسلامی، فراخوان مناقصات در روزنامهٔ کثیرالانتشار باید دو تا سه بار به‌صورت شفاف آگهی ‌شود. همچنین این آگهی باید به طرق دیگر نیز در معرض دید و اطلاع اشخاص متخصص و اصلح نیز قرار گیرد از جمله در چنین موردی توصیه می‌شود برای این‌که هزینه جابه‌جایی به کسانی که قبلا در این بخش مشغول بودند تحمیل نشود، متن آگهی با نصب یا فکس یا خبر تلفنی به این افراد اطلاع داده ‌شود تا کسی که سابقه فعالیت در این محل دارد، بتواند در صورت تمایل در مناقصه پیش‌قدم شده و واگذاری‌ها منصفانه اتفاق بیفتد. شفافیت و عدالت همزاد هم هستند. بدون شفافیت نمی‌توان به عدالت رسید.» اما دانستن این وضعیت به چه دردی می‌خورد؟ چرا اینکه شهرداری به برگزاری مناقصه عمومی دست رد می‌زند، مهم است؟ 

 

بهانه‌‌گیری شهرداری برای رانت‌خواری

این موضوع آنجا مهم می‌شود که بدانیم تمام شهرداری‌ها به حکم ماده ۹ قانون برنامهٔ ششم و ماده ۵۰ قانون احکام دائمی برنامه‌ها و نیز نظرات صریح معاونت قوانین مجلس شورای اسلامی، معاونت حقوقی ریاست‌جمهوری و مرکز پژوهش‌های مجلس باید در تمام معاملات خود تابع «قانون برگزاری مناقصات» (مصوب مجلس در سال ۱۳۸۳) باشند. این در‌حالی‌است که براساس شنیده‌ها، شهرداری تلاش دارد «آیین‌نامه‌ٔ مالی موضوع ماده‌ٔ ۱ قانون درآمد پایدار و هزینه‌ٔ شهرداری‌ها و دهیاری‌ها» مصوب اسفند ۱۴۰۱ که شهرداری را ملزم به قانون برگزاری مناقصات مصوب سال ۸۳ و شفاف‌سازی تصمیماتش می‌کند، دور بزند. 

 

بررسی‌های «پیام ما» در گفت‌وگو با برخی کارشناسان و منابع نزدیک به شهرداری، نشان می‌دهد که شهرداری این آیین‌نامه را مناسب جذب سرمایه نمی‌داند و تصمیم به عقبگرد به ۴۶ سال قبل دارد تا آیین‌نامهٔ معاملات شهرداری پایتخت مصوب سال ۵۵ که همهٔ اختیارات را بدون ناظر بیرونی به شهرداری و تصمیمات سلیقه‌ای مدیران شهری واگذار می‌کرد، اجرا کند. قانونی مبهم و دوپهلو که اختیارات بی‌حدوحصری را به شهرداری واگذار می‌کند و از سرمایه‌گذاران بخش خصوصی به‌نفع خود امتیاز می‌گیرد. به این معنی که شهرداری هر زمان بخواهد با هر روشی که بخواهد با هر سرمایه‌گذاری، به‌طور دلبخواهی، قراردادی منعقد می‌کند که راه را برای فساد و رانت‌خواری باز می‌گذارد و همه‌ٔ هزینه‌ها را متوجه سرمایه‌گذار بخش خصوصی می‌کند و درنهایت این اختیار را به شهرداری می‌دهد که به‌طور دلبخواهی سرمایه‌گذاری را که نپسندد، رد کند.

 

شهرداری درحالی قانون سال ۸۳ و سال ۱۴۰۱ را برای جذب سرمایه‌گذار نامناسب می‌داند که اتاق بازرگانی ایران به نمایندگی بخش خصوصی در نامه‌ای به کمیسیون اقتصادی دولت از الزام استفاده از قانون برگزاری مناقصات استقبال کرده و گفته‌ است سرمایه‌گذاران بخش خصوصی از حیث شفافیتی که این قانون در وظایف شهرداری و سرمایه‌گذاران ایجاد می‌کند، رضایت دارند. 

یک منبع آگاه و کارشناس آشنا به ساز‌وکارهای قانونی معاملات به «پیام ما» می‌گوید: «برخی کارکنان شهرداری یا شرکت‌های وابسته به شهرداری با وجود اظهارات روشن نمایندگان بخش خصوصی به‌نام «تسهیل سرمایه‌گذاری و مشارکت» این بخش و «سرمایه‌گذاری در شهر» بهانه‌جویی می‌کنند و درواقع به کام خود به‌دنبال کسب اختیارات بی‌حدوحصر در هنگام انعقاد پیچیده‌ترین، گران‌ترین و فسادخیزترین قراردادهای شهری و شهرداری با روش‌هایی مبهم، غیرقابل‌پیش‌بینی هستند.»

 

روشی که فقط با ایجاد هزینه‌های اداری و سیاسی برای «وزارت کشور»، اختیارات شخصی و سلیقه‌ای مدیران معاملاتی و قراردادی در شهرداری‌ها را گسترش می‌دهد و با ادعاهای سست و قابل‌ابطال طبق تجارب جهانی و داخلی و با توسل به عنوان‌های کلی و دهان پرکن از استقرار روش‌های قانونی، فنی و نظام‌مند در شهرداری‌ها جلوگیری می‌کند و موجی ضدقانون و هرج‌و‌مرج‌آ‌فرین را در وزارت کشور پدید آورده و می‌آورد.

این‌همه درحالی‌است که سازوکارهای شناسایی و انتخاب سرمایه‌گذار در سال‌های اخیر و به‌ویژه در دو سال گذشته، از طریق تبصره‌ ۴ قانون بودجهٔ سنواتی، آیین‌نامه‌ٔ اجرایی این تبصره و اکنون با ابتکار معاونت حقوقی رئیس‌جمهوری و صدور بخشنامهٔ ۱۲۴۳۹۸در مورخ ۱۶ مهر ۱۴۰۲، هیچ بهانه‌ای برای خودداری از استفاده از قانون برگزاری مناقصات در تشکیل قراردادهای سرمایه‌گذاری و مشارکت عمومی و خصوصی وجود ندارد و سازوکاری روشن، پیش‌بینی‌پذیر، آسان و دقیق تعیین شده‌ است.

 

مردم نسبت به اخبار فساد حساس باشند

در روزهایی که اخبار فساد از در و دیوار می‌ریزد، فقط یک کار از دست شهروندان برمی‌آید که آن‌ هم آگاهی به رویه‌های فسادخیز و مطالبه‌گری است. اینکه بدانیم طبق قانون برگزاری مناقصات مصوب سال ۸۳ مجلس شورای اسلامی شهرداری‌ها باید با اعلام عمومی مناقصه‌ها و ایجاد شفافیت در قراردادها نسبت به اعمال خود پاسخگو باشند. یک کارشناس آگاه در این رابطه به «پیام ما» می‌گوید: «قانون برگزاری مناقصات تأکید دارد که باید همه‌چیز براساس معیارها و قواعد از پیش تعیین و تبیین شده باشد. در بندهای 6 و  ۸ مادهٔ ۱۴ دربارهٔ معیارها و روش ارزیابی کیفی مناقصه‌گران، شرح کار، مشخصات فنی بازرگانی، استانداردها، نوع، کمیت و کیفیت کالا یا خدمات و همچنین در بخش رسیدگی به شکایات این قانون فقط چیزهایی غیرقابل شکایت است که در اسناد شفاف اعلام شود. همه‌ٔ موارد دیگر طبق ماده ۱۷ این قانون، حتی اگر اعلام‌شده اما مبهم باشد می‌تواند طبق اصل شفافیت و توازن و تقارن اطلاعاتی مورد سؤال قرار بگیرد. این میزان از شفافیت و پرسشگری در قانون سال ۵۵ اصلاً وجود ندارد و همه‌چیز به‌طور یک‌طرفه به مدیران شهری و شهرداری‌ها واگذار شده است و آنها صاحب اختیار هستند.»

 

به‌این‌ترتیب، اینکه بدانیم شهرداری با به اجرا درآوردن قانون سال ۵۵ به‌دنبال افزایش قدرت خود و فرار از شفافیت است، به شهروندان کمک می‌کند که از رویه‌های فسادخیز پرسشگری کنند و شهرداری را در برابر عوارض سالانه‌ای که از شهروندان می‌گیرد، پاسخگو کنند. کارشناسان دربارهٔ نقش شهروندان و اقدام عملی‌ای که آنها در برابر این وضعیت می‌توانند انجام دهند، توضیح می‌دهد:‌ «نهضت پایش بوروکرات‌ها و قانونگذاران در همه‌جای دنیا چالش است و رسانه‌ها و مردم باید با تشکل‌های مردم‌نهادی که شفافیت کمک می‌کنند، همراهی کنند و در کارزارهای مبارزه با فساد شرکت کنند و اخبار فساد را دنبال کنند و مطالبه کنند.»

بازگشت «مالچ نفتی» به خوزستان

اوایل دی‌ماه بود که فعالان محیط زیست نسبت به استقرار کارگاه‌های مالچ‌پاشی نفتی هشدار دادند. این منطقه جزو مناطق غنی و در همسایگی زیستگاه آهوی کمیاب خوزستان (به زبان محلی ریم) در منطقهٔ حفاظت‌شده میشداغ قرار دارد. انجمن درنای امید در ادامهٔ اعتراضش به مالچ‌پاشی نفتی کمپین #نه_به_مالچ_پاشی را به راه انداخت و با ثبت یک کارزار خطاب به «سلاجقه»، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست، توانست بیش از پنج هزار امضا جمع‌آوری کند. اینها اما مانع بیشتر شدن کارگاه‌ها نشده است. فعالان محیط زیست از استقرار سه کارگاه مالچ‌پاشی در مناطق «خسرج» و «مگرنات» در شهرستان کرخه و منطقهٔ «بیت راشد» شهرستان دشت‌ آزادگان خبر داده‌اند. طبق آگهی مناقصهٔ منتشر‌شده، قرار است عملیات مالچ‌پاشی، نهالکاری روی مالچ و قرق در سطح ۹۰۰ هکتار از ماسه‌زارهای منطقهٔ خسرج (غرب کرخه) با بیش از ۱۲ هزار تن مالچ نفتی و برآورد مالی بیش از ۲۴ میلیارد تومان اجرا شود. 

 

مالچ نفتی مجوز ندارد

«مالچ» نوعی پوشش برای تثبیت شن‌های روان در مناطق بیابانی است. مالچ نفتی که ماده‌ای شبیه به قیر سیاه است، بیش از نیم‌قرن در خوزستان سابقه دارد، اما یک دهه است که کارشناسان و فعالان محیط زیست مخالفت خود را با این روش اعلام کردند. جدال بر سر مالچ‌پاشی نفتی از سال ۱۳۹۷ بالا گرفت، وقتی که زیستگاه آهوی کمیاب خوزستان در منطقهٔ حفاظت‌شدهٔ میشداغ (به زبان محلی مشداخ) در دشت آزادگان، با هجوم مالچ‌پاش‌ها سیاه شد. با اعتراض فعالان محیط زیست، مالچ‌پاشی نفتی در مناطق چهارگانه تحت حفاظت سازمان حفاظت محیط زیست ممنوع شد، اما در سال‌های ۹۸ و ۹۹ با وجود اعتراض‌ها در سایر تپه‌های ماسه‌ای ادامه یافت. با وجود پیگیری خبرنگار «پیام ما»، اداره‌کل منابع‌طبیعی خوزستان حاضر به پاسخگویی نشد و اعلام کرد توضیحات را در نشست خبری آتی ارائه می‌دهد. «وحید جعفریان»، مدیرکل دفتر بیابان سازمان منابع‌طبیعی اما در گفت‌وگو با ایسنا، استفاده از مالچ‌پاشی نفتی را «کارآمدترین روش ایجاد پوشش گیاهی در شن‌زارهای متحرک» دانسته است. به‌گفته او، «پروژه‌های مالچ‌پاشی در مناطق چهارگانه زیرنظر سازمان محیط زیست قرار ندارد. این عملیات موقتی برای حفظ رطوبت و تثبیت ماسه‌های متحرک است تا شرایط برای رویش گیاه فراهم شود و بعد از آن جنگل‌های دست‌کاشت در مناطق بیابانی ایجاد شود.»

 

قانون بودجهٔ سال ۹۸، مالچ‌پاشی را ممنوع اعلام کرد؛ مگر آنکه سازمان حفاظت محیط زیست با آن موافقت کند. موافقت «کلانتری»، رئیس سابق این سازمان، با مالچ‌پاشی نفتی در خوزستان انتقادات بسیاری به‌دنبال داشت. مرکز پژوهش‌های مجلس نیز در گزارشی با عنوان «بررسی آثار محیط زیستی ناشی از مالچ‌پاشی نفتی در منطقهٔ «بیت کوصر» در دشت آزادگان نسبت به تأثیر منفی محیط زیستی اجرای این طرح بر اکوسیستم و زیستگاه منحصربه‌فرد ماسه‌زارهای این منطقه در خوزستان انتقاد کرد. حالا اداره‌کل حفاظت محیط زیست خوزستان نیز مخالفتش را با مالچ‌پاشی نفتی در غرب کرخه اعلام کرده است. آن‌طورکه روابط‌عمومی سازمان حفاظت محیط زیست اعلام کرده است «پروژهٔ مالچ‌پاشی که به‌منظور جلوگیری از پخش ریزگردها و جلوگیری از فرسایش خاک انجام می‌شود، با توجه به تأثیرات منفی بر طبیعت و محیط زیست، مورد تأیید این سازمان نیست.» «داوود میرشکار»، مدیرکل حفاظت محیط زیست خوزستان، با بیان اینکه «مالچ‌پاشی به تنوع زیستی و پوشش گیاهی در مناطقی که استفاده شده، آسیب می‌رساند» گفته است: «این اداره‌کل تاکنون برای مالچ‌پاشی در غرب کرخه مجوزی صادر نکرده.»

 

مرگ‌پاشی، ممنوع

مالچ‌پاشی از دریاچه ارومیه تا غرب کرخه، اعتراض فعالان محیط زیست را در روزهای اخیر به‌دنبال داشته است. تعدادی از انجمن‌های محیط زیستی خوزستان جمعه ۱۵ دی‌ماه در یک تجمع اعتراضی در کارگاه مالچ‌پاشی در منطقهٔ خسرج، خواستار توقف مالچ‌پاشی نفتی در خوزستان شدند. «احمد زالی»، عضو انجمن دوستداران شهر و طبیعت شوش، به «پیام‌ ما» می‌گوید: «اعتراض این کنشگران، به دستکاری طبیعت با مالچ‌پاشی و کاشت کهور است. چون این منطقه طبیعت خاص با هزاران سال قدمت دارد که شامل گونه‌های خاص گیاهی و جانوری اندمیک (بومزاد) است. برخلاف گفتهٔ سازمان منابع‌طبیعی، این عملیات به‌نفع محیط زیست نیست و باعث تغییر شکل منطقه و از بین رفتن تنوع‌زیستی آن می‌شود. انواع خزندگانی مثل آگامای سروزغی و افعی شاخدار و سوسمار خاردم و حتی آهو حیاتشان وابسته به همین زیستگاه شن‌زاری است و با پاشیدن مالچ‌نفتی و کاشت درختان کهور همهٔ این جانوران از بین می‌روند. می‌گویند کاشت کهور خارج از منطقهٔ حفاظت‌شدهٔ میشداغ خواهد بود، درحالی‌که ما شاهدیم این درخت که یک گونهٔ مهاجم در خوزستان است، به مناطق حفاظت‌شدهٔ هم‌جوار سرایت کرده که نمونهٔ آن در سطح وسیعی از جنگل‌های حفاظت‌شدهٔ کرخه است.»

 

به گفتهٔ او، «مالچ‌پاشی در این منطقه هیچ مجوزی ندارد و نه سازمان محیط زیست و نه مؤسسهٔ تحقیقات جنگل به آن مجوز نداده‌اند. ما معتقدیم انجام مالچ‌پاشی با هدف تثبیت شن‌های روان ادعای نادرستی است. چون حرکت شن‌ها در این منطقه زیاد نیست و علاوه‌بر‌این، روستایی هم در این نزدیکی وجود ندارد.» 

یکی دیگر از انتقادات این فعال محیط زیست اتلاف سرمایه‌های ملی با مالچ‌پاشی است، چراکه با این اعتبارات می‌توانستند با قرق عرصه‌ها و مرتع‌داری نتیجهٔ خیلی بهتری بگیرند. 

 

خطر برای مرطوب‌ترین ریگ‌زار

۱۴ میلیون هکتار از اراضی کشور، کانون‌های گردوغبار و ماسه‌های روان است که از این مساحت حدود ۴.۷ میلیون هکتار تپه‌های ماسه‌ای است. طبق برآوردها ۴۰ درصد کانون‌های گردوغبار را مراتع تخریب‌شده تشکیل می‌دهد، ۱۳ درصد آن را تالاب‌ها و دریاچه‌های فصلی، ۱۲ درصد اراضی کشاورزی و دیم‌کاری‌های رهاشده، ۱۴ درصد کویر، ۱۳ درصد اراضی بایر و ۶ درصد نیز جنگل‌های تخریب‌شده در مناطق خشک است. تنها بخش کمی از پهنه‌های ماسه‌ای تولیدکنندهٔ گردوغبار هستند و مابقی تولید گردوغبار قابل‌توجهی ندارد که نیاز به مالچ‌پاشی ندارد.

«حمیدرضا عباسی»، عضو هیئت‌علمی مؤسسهٔ جنگل‌ها و مراتع کشور در گفت‌وگو با «پیام‌ ما» تأکید می‌کند: «ریگ‌زارها (تپه‌های ماسه‌ای) در خوزستان اصلاً نیازی به مالچ‌پاشی ندارند. و با مالچ‌پاشی نباید اکوسیستم مرطوب‌ترین ریگ‌زار کشور را از بین ببریم.» 

 

عباسی می‌گوید: «ریگ‌زارهای این منطقه ۳۳۰ هزار هکتار وسعت دارد که از داخل عراق شروع می‌شود و تا نزدیک امیدیه گسترش دارد و ۲۲۸ هزار هکتار آن در داخل خوزستان است. این ریگ‌زار مرطوب‌ترین ریگ‌زار کشور است. به‌طوری‌که گونه‌های جانوری مختلفی در آن زندگی می‌کنند که در کشور منحصربه‌فرد هستند؛ مثل افعی شن‌زار و آهو. به‌دلیل رطوبت بسیار بالای این پهنه‌ها، در برخی قسمت‌ها پوشش گیاهی مناسبی دارند که در کشور نظیر ندارد. همین مسئله باعث شده است عشایر برای زمستان‌گذرانی به این ریگ‌زار بیایند و دام‌هایشان از آن تغذیه می‌کنند. این ریگ‌زار به‌قدری مرطوب است که در بعضی قسمت‌ها با حفر نیم تا یک متر به آب زیرزمینی می‌رسیم و من شاهد بودم که عشایر چگونه از این آب لب‌شور برای دام‌هایشان استفاده می‌کنند. اگر این آب با مواد سمی آلوده شود، روی سلامت گوشت دام عشایر هم تأثیرگذار است.»

 

مالچ مسموم

این عضو هیئت‌علمی مؤسسهٔ جنگل‌ها و مراتع کشور، توجه به دو ویژگی «مکان» و «کیفیت مالچ» را برای مالچ‌پاشی ضروری می‌داند: «فقط در مناطقی که انرژی باد بسیار زیادی دارند، روش مالچ‌پاشی قابل استفاده است که ریگ‌زارهای خوزستان به‌هیچ عنوان دارای این ویژگی باد شدید نیست. از نظر گردوغبار نیز تنها محدودهٔ کوچکی در مرز ایلام امکان تولید گردوغبار را دارد و مابقی تپه‌های ماسه‌ای خوزستان کانون گردوغبار نیستند. به‌طوری‌که در یک پژوهش مشخص شد که تپه‌های ماسه‌ای خوزستان سالی ۱ تا ۱.۵ متر حرکت می‌کنند که نشان می‌دهد فعالیت بالایی ندارند.» 

 

او بر پایش دائمی کیفیت مالچ نیز تأکید می‌کند: «منابع طبیعی اعلام کرده که قرار است ترکیب جدیدی از مالچ معرفی شود و مالچ تولیدی نیز از نظر مواد سمی به‌طور دائمی و روزانه در پژوهشگاه نفت پایش خواهد شد. به‌نظر می‌رسد نهاد مستقلی مثل انجمن‌های محیط زیستی باید روی این پایش‌ها نظارت کنند. البته رویکرد منابع‌طبیعی قرار است از مالچ‌پاشی به‌سمت ایجاد بادشکن تغییر کند و امسال آخرین سالی است که بودجه برای مالچ‌پاشی اختصاص می‌یابد و بعد از این متوقف خواهد شد.» 

 

عباسی می‌گوید: «در سال‌های گذشته مالچ نفتی که از پالایشگاه آبادان برای مالچ‌پاشی استفاده می‌شد، مقادیر بسیار زیادی مواد سمی مثل بنزن و ترکیبات حلقوی آروماتیک از جمله «آنتراسن» داشت. نمونه‌برداری‌های دوسال پیش از این مالچ نشان داد که مقدار این ترکیبات به یک هزار و پنج PPM می‌رسد، درحالی‌که میزان استاندارد ۱۰ تا ۲۰ PPM است. این ترکیب را بعضی دانشجویان پزشکی برای سرطانی کردن موش‌های آزمایشگاهی استفاده می‌کنند.»

عباسی اصرار مالچ‌پاشی در خوزستان را سؤال‌برانگیز می‌داند: «چرا مالچ‌پاشی در استان‌هایی مثل کرمان و سیستان انجام نمی‌شود؟ با توجه به قانونی که وجود دارد و هزینهٔ حمل مالچ برعهدهٔ مجری مالچ‌پاشی است، آیا نزدیکی مسافت به پالایشگاه آبادان عامل این اصرار بر مالچ‌پاشی در خوزستان است؟» 

«هگمتانه» همدان را پایتخت گردشگری آسیا کرد

بهار امسال در سایت مجمع شهرداران آسیایی سه محور گردشگری، محیط زیستی و فرهنگی معرفی شد تا شهرهای مختلف سراسر آسیا که تمایل دارند، براساس محورهای اعلام‌شده اطلاعات و رزومهٔ خود را به مجمع شهرداران آسیایی ارائه کنند. درنهایت این رزومه‌ها در نشست «میت‌آپ» در ۲۲ آذر ۱۴۰۲ بررسی و در هیئت اجرایی به رأی گذاشته شد تا همدان به‌عنوان پایتخت گردشگری آسیا، شیراز به‌عنوان پایتخت محیط‌ زیست و غبیری (لبنان) به‌عنوان پایتخت فرهنگی ۲۰۲۴ انتخاب شوند. ستاد گردشگری شهرداری همدان هم خرداد امسال رزومه‌ای از ویژگی‌های تاریخی، طبیعی، برنامه‌ها، چشم‌اندازها، قابلیت‌‌ها و ظرفیت‌های استان همدان در زمینهٔ گردشگری را برای مجمع شهرداران آسیایی ارسال کرده بود.

 

مشاور عالی شهردار و دبیر ستاد گردشگری شهرداری همدان دربارهٔ شیوهٔ این انتخاب به «پیام ما» می‌گوید: «برای انتخاب پایتخت گردشگری سه حوزهٔ ظرفیت‌های تاریخی، طبیعی و گردشگری مدنظر بود. ظرفیت‌های تاریخی همدان که مشخص است و این استان با داشتن آثار تاریخی متعدد از هگمتانه و کتیبهٔ گنجنامه گرفته تا آرامگاه بوعلی و باباطاهر به‌عنوان پایتخت تاریخ و تمدن ایران شناخته می‌شود. همچنین، این استان ظرفیت‌های طبیعی بسیاری از جمله آبشار گنجنامه، کوه الوند که به فاصلهٔ نیم‌ساعت امکان قله‌نوردی را فراهم می‌کند، پیست اسکی که یکی از سهل‌الوصول‌ترین پیست‌های اسکی کشور است و … را در اختیار دارد.»

 

«حسن محمدی» دربارهٔ ظرفیت گردشگری با اشاره به پروندهٔ ثبت جهانی هگمتانه، می‌افزاید: «سال گذشته همدان سال پرمشغله‌ای را برای ثبت جهانی هگمتانه در یونسکو داشت و محور تاریخی هگمتانه مورد بحث و بررسی قرار گرفت تا به‌عنوان محور ثبت جهانی شود. در جریان این پرونده، اقداماتی از جمله ساخت پیاده‌راه، رسیدگی به بازارهای تاریخی و حذف زوائد صورت گرفت که به نوعی پاک کردن گرد‌وغبار سال‌ها از پیکرهٔ بافت تاریخی همدان بود. این اقدامات در کنار داشته‌های طبیعی و تاریخی فضایی را فراهم کرد تا همدان به‌عنوان یک شهر مناسب گردشگری شناخته شود.»

به‌گفتهٔ او، ستاد گردشگری شهرداری همدان که در راستای ثبت جهانی هگمتانه فعالیت خود را آغاز کرده است، وظیفهٔ هماهنگی بین بخشی سازمان‌ها و اداره‌های مختلف را در حوزهٔ گردشگری برعهده دارد و این هماهنگی کمک بسیاری به بهبود ساختارهای گردشگری شهر همدان کرده است.

 

ادامه‌ٔ رویداد ۲۰۱۸

همدان، سال‌هاست به‌عنوان ششمین شهر فرهنگی-تاریخی کشور و همچنین پایتخت تاریخ و تمدن ایران شناخته می‌شود و آن‌طور که مشاور عالی شهردار و دبیر ستاد گردشگری شهرداری همدان می‌گوید می‌تواند کریدور مناسبی بین شهرهای غربی کشور باشد، ارتباط پنج-شش استان را فراهم کند و همچنین به‌دلیل فاصلهٔ کم و سه‌ساعته با پایتخت، میزبان سرریز گردشگران تهران و استان‌های اطراف باشد.

محمدی البته در پاسخ به انتقادهایی که دربارهٔ پایتختی همدان در سال ۲۰۱۸ و پایتختی کشورهای آسیایی به انتخاب اجلاس وزرای گردشگری کشورهای آسیایی و فرصت‌سوزی در این رویداد مطرح شده بود، می‌گوید: «پایتختی ۲۰۱۸ توانست تحول شگرفتی در گردشگری همدان ایجاد کند و اتفاقاً همان سال ظرفیت گردشگری همدان کامل بود و اقامتگاه‌ها با ظرفیت صد درصدی در حال فعالیت بودند. اما کرونا بعد از آن مشکلاتی ایجاد کرد. امسال اگر دست یاری بدهیم، می‌توانیم فرصت جدید یعنی پایتختی گردشگری همدان به انتخاب مجمع شهرداران آسیایی را تکملهٔ رویداد ۲۰۱۸ بکنیم و در حوزهٔ گردشگری سیر صعودی داشته باشیم.»

 

مزیت‌های پایتختی

به اعتقاد دبیر ستاد گردشگری شهرداری همدان، مجمع شهرداران آسیایی و مجموعهٔ مجامع بین‌المللی همگی وظیفهٔ برقراری ارتباط بین شهرها و دیپلماسی شهری را دارند تا با پیوند آنها و برقراری ارتباط مؤثر، شهرها بتوانند از تجربهٔ یکدیگر استفاده کنند: «مجامع جهانی به‌ویژه مجمع شهرداران آسیایی این فضا را فراهم کرده است تا ما و شهرهای دیگر یک حلقه باشیم و از تجربه‌های هم استفاده کنیم. با ارتباطات بین‌المللی که این مجمع دارد، امیدواریم سیاستگذاری مناسبی را هم شاهد باشیم تا شهرداری‌ها در عین اشتراک تجربه، در رقابت سالم و مؤثر باشند. البته که این تجربه‌ها و الگوهای موفق به‌اشتراک‌گذاشته باید بومی‌سازی شود.»

محمدی می‌افزاید: «انتخاب همدان مزیت‌های دیگری هم برای ما دارد. ارتباط ما را به‌صورت زنجیره‌ای با تمام مجامع بین‌المللی برقرار می‌کند و به‌صورت دوره‌ای عکس‌هایی از مراکز تاریخی و طبیعی همدان در سایت مجمع شهرداران آسیایی و به‌تبع آن در سایت‌های مجامع بین‌المللی چون UN، مجمع شهرداران جادهٔ ابریشم و سایر مجامع بین‌المللی به تماشا درمی‌آید. طبیعتاً گردشگران خارجی برای انتخاب مقصد خود به سایت‌های معتبری چون سایت‌های یونسکو، مجمع شهرداران آسیایی و جادهٔ ابریشم مراجعه خواهند داشت و در هر حالت این سایت‌ها به‌صورت زنجیره‌ای به هم وصل هستند و با این اقدام ارتباط ما با آنها برقرار می‌شود.»

او همچنین تأکید می‌کند که انتخاب همدان به‌عنوان پایتخت گردشگری در سال ۲۰۲۴ برای ما یکسری الزامات را ایجاد می‌کند که باید این الزامات اجرا شوند؛ اما به‌صورت کلی، فراهم کردن فضای مشارکتی با سایر شهرهای آسیایی و بررسی چالش و فرصت‌های مشترک، استفاده از تجربه‌های شهرهای دیگر در زمینهٔ ظرفیت‌های گردشگری، به اشتراک گذاشتن فرصت‌های گردشگری، دریافت اعتبار جهانی از طرف مجمع، فرصت جذب مشارکت مالی سازمان‌های پیشرو در مدیریت شهری جهانی، ایجاد انگیزه برای دستیابی تعهدهای مطرح‌شده در چارچوب طرح‌ها، بهره‌مندی از ظرفیت‌های تخصصی و نظارتی کمیته‌های فنی مجمع از جمله مزایای پایتخت گردشگری آسیایی شدن همدان به‌شمار می‌رود.

 

**

شهریور امسال بود که ارزیاب یونسکو برای بررسی پروندهٔ «هگمتانه» به همدان آمد‎‎‎‏. گروه ارزیاب یونسکو پروندهٔ ثبت جهانی «هگمتانه و مرکز تاریخی همدان» در فرآیند بررسی مستندهای پروندهٔ ثبت جهانی در محدودهٔ مشخص‌شدهٔ بافت تاریخی به بازدید پرداختند. پروندهٔ ثبت‌ جهانی هگمتانه و مرکز تاریخی همدان گستره‌ای از محوطهٔ باستانی هگمتانه، میدان مرکزی شهر، بازار تاریخی همدان، آرامگاه بوعلی‌سینا و خیابان‌های تاریخی این محدوده را شامل می‌شود و مسئولان همدان امیدوارند با توجه به مشارکت همهٔ مسئولان محلی، شهروندان و ساکنان شهر تاریخی همدان این پرونده نتیجهٔ مثبت داشته باشد و ثبت جهانی شود.

آن‌طور که «محسن معصوم علیزاده» مدیرکل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی همدان پیشاز‌این گفته بود ۳۶ طرح در راستای ثبت جهانی هگمتانه آماده‌سازی و مرمت شده است؛ مرمت راستهٔ حاج‌صفرخان، کاروانسرای حسین‌خانی، ابتدای کوچه استر، کنیسهٔ یهودی‌ها، کاروانسرای قلمدانی، گلشن تحدید (ذغالی‌ها)، عمارت جنانی، قبله، شریف‌الممالک و مسجد حاج‌احمد، محوطه‌سازی آرامگاه بوعلی، مرمت کاروانسرای یدالهی، تهیه و ساخت تابلوی بناهای تاریخی واقع در عرصهٔ اثر ثبت جهانی، مرمت کاروانسرای پیغمبر و مطالعه و آسیب‌شناسی عرصهٔ ثبت جهانی محور فرهنگی تاریخی همدان از این طرح‌هاست که حالا مسئولان معتقدند همین فعالیت‌ها توانسته همدان را در پایتختی گردشگری مجمع شهرداران آسیایی به موفقیت برساند.

خطای آمار یا کاهش جمعیت حیات‌وحش در «کلاه قاضی»؟

«کاهش ده هزار عددی جمعیت علف‌خواران وحشی استان اصفهان نسبت به سرشماری سال گذشته» عنوان مطلبی بود که برادرانی منتشر کرد و نوشت: «آمار سرشماری حیات‌وحش مناطق استان اصفهان در سال گذشته با توجه به بارندگی مناسب و عدم وجود و شیوع بیماری به‌خصوص طاعون نشخوارکنندگان کوچک تقریباً از نصف هم کمتر شده است. براساس آمار موثق رسیده، جمعیت علف‌خواران شاخص موته (بز وحشی، گوسفند وحشی و آهوی گواتردار) از بیش از ۱۹ هزار (سرشماری سال ۱۳۹۵ و ۴۰۰ ) به حداکثر ۷ هزار عدد در سرشماری امسال کاهش داشته است. همچنین آمارها نشان می‌دهد در سرشماری امسال در منطقه‌ٔ پارک ملی و پناهگاه حیات‌وحش کلاه‌قاضی تنها ۶۰۰ تا ۷۰۰ فرد بز وحشی، ۴۰۰ تا ۵۰۰ فرد آهوی گواتردار ایرانی و ۲۰ فرد قوچ اصفهانی شمارش شده است.»

«حسین اکبری»، معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی اداره‌کل حفاظت محیط زیست استان اصفهان، اما می‌گوید هنوز آمار سرشماری جمع‌بندی نشده است. «پس از جمع‌بندی و بررسی آن اطلاع‌رسانی را انجام می‌دهیم.» او درعین‌حال خشکسالی را یکی از دلایلی می‌داند که باعث کاهش جمعیت حیات‌وحش می‌شود.

 

تمایل مدیران برای اعلام آمارهای افزایش جمعیت

یک منبع آگاه از چند عامل برای کاهش جمعیت حیات‌وحش در کلاه‌ قاضی نام می‌برد. اولین آنها بازهٔ زمانی انجام این کار است. «در سال‌های قبل دو روز برای سرشماری اختصاص می‌یافت، اما امسال تنها یک نیم‌روز به این موضوع اختصاص پیدا کرد.»

از نظر این منبع آگاه عامل بعدی که شاید مهمترین دلیل باشد، به آمار ارائه‌شده در سرشماری‌های قبل بازمی‌گردد. «آمارهای سال قبل چندان واقعی نبود، معمولاً مدیران می‌خواهند هرساله رشد جمعیت را نشان دهند، وگرنه باید چه تعداد حیات‌وحش شکار شوند یا از منطقه مهاجرت کنند تا به آمار پایین امسال برسیم؟»

 

 اساس سرشماری در ایران بر مشاهده‌گری استوار است

«عبدالله سالاری»، کارشناس حیات‌وحش، معتقد است سرشماری کامل حیات‌وحش گرچه امکانپذیر نیست، ولی می‌توان تلاش کرد تا تخمین دقیق از جمعیت گونه‌های مختلف به‌دست آورد. «با به‌دست آوردن آمار دقیق می‌‌توان تأثیر رخدادهای گوناگون نظیر شرایط آب‌‌وهوایی، بیماری، برداشت غیرقانونی و … را به‌دست آورد و از آنها برای مدیریت حیات‌وحش بهره گرفت.» از نظر این کارشناس کاربرد دیگر آمار دقیق و نزدیک به واقعیت برای مدیران، در برآورد پروانه‌ٔ شکار است؛ اینکه در هر منطقه‌‌ای به چه میزان گونه‌های قابل بهره‌برداری وجود دارد.

 

در جهان و به‌تبع آن در ایران روش‌های مختلفی برای سرشماری از گذشته تاکنون وجود داشته است. «ما در ایران از روشی استفاده می‌کنیم که اساس آن مشاهده است. مشاهده‌گر مسیرهای مشخصی را طی و مشاهداتش را ثبت می‌کند، درنهایت نیز آمارها جمع‌آوری می‌شوند. با‌این‌حال، من تاکنون سراغ ندارم که نتایج سرشماری‌ها با نرم‌افزارهای تخصصی تحلیل شده باشد و براساس آنها اقدامی صورت گیرد.»

به‌گفتهٔ سالاری سرشماری در ایران به مهارت مشاهده‌گر اتکا دارد. «اگر مشاهده‌گر مهارت یا تلاش کافی نداشته باشد، احتمال دیدن گونه کاهش پیدا می‌کند. علاوه‌براین، زمان درنظرگرفته‌شده برای سرشماری نیز اهمیت زیادی دارد و باعث تغییر در آمارها می‌شود.»

اینکه مسیرهای پیاده‌روی یا مشاهده بر چه اساسی طراح شده‌اند یا چه فصلی برای سرشماری در نظر گرفته شده، از دیگر مواردی است که به‌نظر سالاری باید مورد توجه قرار گیرد. «در زمان‌هایی مانند فصل مستی گونه‌ها احتمال مشاهدهٔ گونه‌های پنهان‌کار بیشتر است. همچنین، در زمان برودت هوا و بارش برف حیات‌وحش از ارتفاعات برای تأمین غذا پایین‌ می‌آیند. به‌این‌ترتیب، مسیرهای رو به آفتاب محل‌های مناسبی برای مشاهدهٔ گونه‌های علف‌خوار است.»

او به سرشماری‌های انجام‌شده در استان اصفهان اشاره می‌کند که بیانگر کاهش جمعیت حیات‌وحش بودند و می‌گوید «براساس بررسی‌هایی که داشتم تلاش قابل‌توجهی برای مشاهدهٔ حیات‌وحش انجام نشد. سرشماری در ساعت ۹ صبح تا یک بعدازظهر انجام شده که طبیعی است با خطا همراه باشد.»

 

از نظر این کارشناس، باید سرشماری حیات‌وحش به‌شکل متناوب و در مسیرهای یکسان در طول سال انجام شود تا بتوان مقایسهٔ آماری انجام داد. ضمن اینکه باید از تکنولوژی روز نیز کمک بگیریم. «در دنیا روش‌های جدید سرشماری استفاده می‌‌شود که نمونهٔ آنها بهره‌گیری از پهپادها یا دوربین‌های تله‌ای است که خطای مشاهده‌گر را به حداقل می‌رساند. علاوه‌براین، نرم‌افزارهای تخصصی و هوش مصنوعی با شناسایی و تفکیک گونه‌هایی که به‌لحاظ هم شباهت دارند،‌ آمار دقیق‌تری به ما ارائه می‌دهند.»

سالاری بر استفاده از تکنولوژی برای سرشماری‌ها در ایران تأکید دارد. «ما باید به‌سمت تکنولوژی برای سرشماری حیات‌وحش برویم و بررسی‌های خود را پژوهش‌محور کنیم. درنهایت نیز باید این داده‌های خام به‌جای خاک خوردن در قفسهٔ کتابخانه، برای مدیریت مناطق مورد استفادهٔ سازمان حفاظت محیط زیست قرار گیرند.»

 

او مشارکت جامعهٔ محلی به‌ویژه شکارچیان بومی را یکی از عوامل رسیدن به مقولهٔ حفاظت مشارکتی می‌داند،؛ هرچند که اغلب مدیران سازمان حفاظت محیط زیست همچنان در این باره تردید دارند. «دو سال پیش برای سرشماری در استان تهران برنامه‌ریزی کردیم که از بومی‌ها و شکارچی‌ها کمک بگیریم؛ آنها، هم دوربین‌کش‌های خوبی هستند و هم شناخت خوبی از مناطق دارند که می‌شود از آن برای حفاظت بهره گرفت. در پارک ملی گلستان این رویه جواب داد و برخی همیاران، شکارچیان سابق هستند. با‌وجود این تجربهٔ موفق، اداره‌کل حفاظت محیط زیست تهران با این گزاره موافق نکرد. استدلالشان هم این بود که شکارچی‌ها می‌خواهند راه و چاه را یاد بگیرند و بعد وارد مناطق شوند. تا زمانی که این تفکر در سازمان حفاظت محیط زیست وجود داشته باشد، راه به جایی نخواهیم برد.»

 

کاهش آمار جمعیت حیات‌وحش محدود به اصفهان نیست

کاهش آمار جمعیت حیات‌وحش البته تنها مربوط به اصفهان و مناطق چهارگانه در این استان نیست. در سایر مناطق که سرشماری انجام شده، برخی از کاهش قابل توجه سخن می‌گویند. نمونهٔ این مناطق پناهگاه حیات‌وحش خوش‌ییلاق در استان سمنان و شهرستان شاهرود است. مسئولان ادارهٔ محیط زیست شاهرود آماری از جمعیت حیات‌وحش ارائه نداده‌اند، ولی مشاهدات و گفته‌های کارشناسان نشان می‌‌دهد این پناهگاه که یکی از مناطق دارای پتانسیل برای حضور یوز است، شرایط بسیار دشواری به‌لحاظ امنیت گونه‌های مختلف دارد. در استان قزوین نیز به‌نظر می‌رسد اوضاع مساعد نباشد. فروردین امسال «رامین رمضانی»، معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی قزوین، در گفت‌وگو با رسانه‌ها اعلام کرد که جمعیت وحوش استان طی ۱۰ سال گذشته با افزایش ۳۰۰ درصدی روبه‌رو بوده است. بااین‌حال، در ۱۷ دی‌ماه در خبرگزاری ایرنا گزارشی با تیتر «گزارشی از سرشماری حیات‌وحش منطقهٔ الموت غربی قزوین/ چنگال شکارچیان، حیات‌وحش الموت را بی‌جان کرد» منتشر شد. براساس این گزارش در یک روز سرشماری در منطقه هیچ سم‌داری دیده نشد. اینکه زمان سرشماری مناسب نبوده یا آنچنان که در گزارش به‌نقل از محلی‌ها ذکر شده، شکارچیان باعث کاهش جمعیت حیات‌وحش شده‌اند، مشخص نیست و همین امر ضرورت یک بررسی دقیق را بیشتر می‌کند.

 

عکس: مهدی داوری دولت آبادی

کسی ابرها را ندزدید

پس از آن بود که عبارت «ابردزدی» سرزبان‌ها افتاد. ادعایی که سال ۹۷ غلامرضا جلالی، رئیس سازمان پدافند غیرعامل ایران، به صورت رسمی به زبان آورده بود: «تیم های مشترکی از اسرائیل و یکی از کشورهای همسایه، ابرهای در حال ورود به ایران را غیربارور می‌کنند؛ علاوه بر این ما با بحث ابردزدی و برف دزدی نیز مواجه هستیم». موضعی که چند روز بعد از سوی روابط عمومی این سازمان اصلاح شد. امسال و در هفته‌های اخیر دوباره همین ادعاها از سوی دیگران مطرح شده بود. کار به آنجا رسید که علی سلاجقه، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست دربارهٔ ادعای غیب شدن ابرها از فراز دریاچهٔ ارومیه گفت: «‌میانگین بارش در کشورهای همسایه هم نسبت به میانگین بلند مدت کاهش یافته است و تحت تاثیر شدید تغییر اقلیم قرار گرفتند اما اینکه جبهه هوایی بارانی و روی دریاچه ارومیه محو شود نیاز به بررسی علمی دارد اینکه گاز متانی که آنجا تولید می شود یا افزایش دما تاثیر دارد یا نه‌، روی این مسائل کار می‌شود.»  موضعی که چند روز بعد از سوی روابط عمومی این سازمان اصلاح شد. امسال و در هفته‌های اخیر دوباره همین ادعاها از سوی دیگران مطرح شده بود. کار به آنجا رسید که علی سلاجقه، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست دربارهٔ ادعای غیب شدن ابرها از فراز دریاچهٔ ارومیه گفت: «‌میانگین بارش در کشورهای همسایه هم نسبت به میانگین بلند مدت کاهش یافته است و تحت تاثیر شدید تغییر اقلیم قرار گرفتند اما اینکه جبهه هوایی بارانی و روی دریاچه ارومیه محو شود نیاز به بررسی علمی دارد اینکه گاز متانی که آنجا تولید می شود یا افزایش دما تاثیر دارد یا نه‌، روی این مسائل کار می‌شود.»

البته «احد وظیفه»، رئیس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران خشکسالی سازمان هواشناسی به ادعاهای مطرح شده پاسخ داده بود: «ابردزدی داستانی بیش نیست، یک شایعه است که بیشتر دنبال تشویش اذهان عمومی است، متاسفانه ممکن است مسئولین هم چنین حرف‌هایی را باور کنند و به جای فکر عاجل دنبال تئوری توطئه باشند.» اما بارش‌های دو روز اخیر به نظر نقطه پایانی بر افسانهٔ ابر دزدی از ایران است. باران و برف سرانجام بارید و 19 استان کشور از آن بهره‌مند شدند.

 

دیروز جمعه، در استان‌های کردستان، کرمانشاه، همدان، ایلام، لرستان، تهران، البرز، مرکزی، قزوین و مناطقی از آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اردبیل، زنجان، قم، چهارمحال و بختیاری، نیمه شمالی خوزستان، گیلان، مازندران و گلستان بارش باران و برف، وزش باد و در ارتفاعات کولاک برف اتفاق افتاد. براساس پیش‌بینی‌ سازمان هواشناسی کشور و همچنین صدور هشدار نارنجی از سوی این سازمان، این شرایط در روزهای آتی نیز ادامه خواهد داشت.

 

به گزارش «پیام ما» و بر اساس اطلاعات منتشر شده از سوی سازمان هواشناسی کشور، بیشینه بارش برف روز‌های پنجشنبه و جمعه در لرستان، جنوب آذربایجان غربی، غرب کردستان، شمال چهارمحال و بختیاری و ارتفاعات البرز مرکزی رخ داد و امروز (شنبه) در جنوب غرب آذربایجان غربی، غرب کردستان و غرب چهارمحال و بختیاری، شنبه و یکشنبه در غرب کردستان، غرب آذربایجان غربی، اردبیل و شمال آذربایجان شرقی رخ می‌دهد.

 

همچنین در روز شنبه در نوار غربی برخی مناطق استان‌های واقع در دامنه‌های جنوبی البرز و برخی نقاط شمال شرق کشور بارش باران و برف رخ می‌دهد.

شنبه در شمال غرب، غرب سواحل دریای خزر و مناطقی از غرب کشور، یکشنبه در شمال غرب، گیلان و مازندران، برخی مناطق غرب و استان‌های واقع در دامنه‌های جنوبی البرز بارش باران و برف پیش‌بینی می‌شود.

دیروز (جمعه) در کنار بارش برف و باران در مناطق مرکزی، شمال غرب، دامنه‌های جنوبی البرز، شمال شرق و بخش‌هایی از جنوب شرق، شنبه در شمال غرب، غرب، شمال شرق، دامنه‌های جنوبی البرز و یکشنبه در شمال غرب، غرب و بخش‌هایی از مرکز کشور در بعضی ساعات وزش باد نسبتا شدید تا شدید و در مناطق  خیزش گرد و خاک اتفاق افتاد.

 

روز جمعه در برخی معابر پایتخت آبگرفتگی اتفاق افتاد که خوشبختانه منجر به سیلاب نشد. اما بارش سنگین برف محور مواصلاتی تهران شمال از مسیر چالوس تا کندوان را مسدود کرد. همچنین براساس اخبار منتشر شده به نظر جاده‌های دسترسی در استان کرمانشاه نیز به دلیل بارش برف با مشکل در تردد مواجه شده است.

 

تا زمان تنظیم این گزارش، خبری مبنی بر وقوع سیلاب یا خسارت سنگین ناشی از برف و باران منتشر نشده است اما هشدارهای هواشناسی از احتمال سرمازدگی باغات در صورت ادامه روند کاهشی دما خبر داده است.

به نظر اما باران کشور به موقع از راه رسید. درست زمانی که وزارت نیرو از کاهش ذخیره سدها خبر داده بود و قرارگاه‌های تامین آب شرب در استان‌ها یکی پس از دیگری با اضطرار تشکیل می‌شدند. باید دید در میان تشدید تنش آبی در چهارمین خشکسالی شدید کشور، شاید بر اثر بارش‌ها بحران عمیق تنش آبی به صورت موقت کاهش یابد اما  به دلیل کسری تجمعی بالا در منابع آب کشور مشکل اصلی همچنان‌پابرجاست.  

دست‌انداز مالی در توسعهٔ ظرفیت تجدیدپذیرها

آژانس جهانی انرژی (IEA) در تازه‌ترین گزارش خود که روز پنجشنبه منتشر شد، اعلام کرد در سال گذشتهٔ میلادی نسبت به سال ۲۰۲۲ ظرفیت تولید برق تجدیدپذیر به میزان ۵۰ درصد افزایش داشته است و پیش‌بینی شده این ظرفیت تا سال ۲۰۲۸ به بیشترین میزان خود برسد. آژانس می‌گوید مفاد بیانیهٔ نهایی اجلاس اقلیمی دوبی (کاپ ۲۸) پنجره‌های جدیدی برای توسعهٔ تجدیدپذیرها باز کرد و به‌نظر می‌رسد در سال‌های پیش‌ رو، فرصت مناسبی برای رسیدن به هدف «سه‌برابر کردن ظرفیت تجدیدپذیرها» که در اجلاس دوبی مطرح شده بود، ایجاد شده باشد. 

 

گزارش آژانس جهانی انرژی حکایت از رسیدن ظرفیت انرژی‌های تجدیدپذیر جهان به ۵۱۰ گیگاوات دارد و این به‌معنای رشد ۵۰ درصدی ظرفیت این انرژی‌ها در سال ۲۰۲۳ است. سه‌چهارم از این رشد، مربوط به نیروگاه‌های برق «فتوولتائیک» (PV) است که بیشترین رشد در جهان نیز از ناحیهٔ همین نیروگاه‌ها گزارش شده است. اما در چین، ظرفیت تولید برق بادی ۶۶ درصد رشد داشته است. اروپا، ایالات متحده و برزیل نیز ظرفیت تولید انرژی‌های تجدیدپذیر خود را به بالاترین سطح در مقایسه با سال‌های گذشته رسانده‌اند. 

 

طبق آخرین تحلیل‌های آژانس انرژی از وضعیت توسعهٔ انرژی‌های تجدیدپذیر، با توجه به سیاست‌های موجود و شرایط بازار انرژی جهان انتظار می‌رود ظرفیت انرژی تجدیدپذیر جهان در فاصلهٔ سال‌های ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۸ به هفت‌هزار و ۳۰۰ گیگاوات برسد. بر همین اساس، برق خورشیدی و برق بادی ۹۵ درصد از این افزایش ظرفیت را تشکیل خواهند داد و برق تجدیدپذیر تا اوایل ۲۰۲۵ با پیشی گرفتن از زغال‌سنگ، تبدیل به بزرگترین منبع تولید برق جهان خواهند شد. بااین‌حال و باوجود رشد بی‌سابقه‌ای که در ۱۲ ماه گذشته اتفاق افتاده، جهان باید تا سال ۲۰۳۰ به ظرفیت سه‌برابری تجدیدپذیرها برسد؛ چراکه در اجلاس کاپ ۲۸ کشورها به این توافق رسیده‌اند. برابر گزارش آژانس، ظرفیت جهانی تجدیدپذیرها تا سال ۲۰۳۰ به ۲.۵ برابر خواهد رسید که کمتر از میزان مورد توافق است. 

 

«فاتح بیرول» (Fatih Birol)، مدیر اجرایی آژانس می‌گوید: «این جهش در ظرفیت تجدیدپذیر برای رسیدن به هدف سه‌برابر شدن این انرژی‌ها هنوز کافی نیست. اما ما در حال نزدیک شدن به هدف هستیم و دولت‌ها ابزارهایی را که برای پرکردن این شکاف احتیاج است، در اختیار دارند.» او همچنین می‌گوید: «امروزه باد خشکی (توربین‌های بادی نصب‌شده در خشکی) و فتوولتائیک ارزان‌تر از نیروگاه‌های سوخت فسیلی در اکثر کشورها تمام می‌شود. هنوز موانع بزرگی از جمله محیط دشوار اقتصاد کلان جهانی وجود دارد.» 

بیرول اضافه می‌کند: «از نظر من، مهمترین چالش برای جامعهٔ جهانی افزایش سریع ظرفیت تأمین مالی و استقرار انرژی‌های تجدیدپذیر در اکثر اقتصادهای نوظهور و کشورهای درحال‌توسعه‌ای است که بسیاری از آن در اقتصاد انرژی جدید عقب مانده‌اند. موفقیت در رسیدن به هدف توسعهٔ سه‌برابری تجدیدپذیرها، به همین تأمین مالی بستگی دارد.» 

 

بیرول همچنین می‌گوید: «این گزارش اولین مرحلهٔ کلیدی در اقدامات آژانس انرژی برای پیگیری نتایج کاپ ۲۸ است که در سال ۲۰۲۴ و پس از آن ادامه خواهد داشت. این گزارش براساس پنج ستون اصلی است که ما پیش از کاپ ۲۸ تعیین کرده بودیم. سه‌برابر کردن ظرفیت تجدیدپذیرها، دوبرابر کردن بهره‌وری انرژی، کاهش انتشار متان، گذار از سوخت‌های فسیلی و افزایش تأمین مالی برای اقتصادهای نوظهور و کشورهای درحال‌توسعه ستون‌های پنج‌گانه هستند و ما از نزدیک پیگیری خواهیم کرد تا ببینیم آیا کشورها به وعده‌های خود عمل می‌کنند و سیاست‌های مناسب را اجرا می‌کنند یا خیر.» 

 

نیازها برای رسیدن به هدف سه‌برابر کردن ظرفیت تجدیدپذیرها با توجه به شرایط کشورها، منطقه و تکنولوژی به‌طور قابل‌توجهی متفاوت است. در اقتصادهای نوظهور و درحال‌توسعه، اقداماتی برای دسترسی به منابع مالی، حاکمیت قوی و چارچوب‌های نظارتی قوی برای کاهش ریسک و جذب سرمایه‌گذاری ضروری است؛ از جمله این اقدامات، ایجاد اهداف و سیاست‌های جدید در کشورها است. 

آن‌طورکه آژانس می‌گوید، انتظار می‌رود راه‌اندازی نیروگاه‌های فتوولتائیک و برق بادی در خشکی تا سال ۲۰۲۸ در ایالات متحده، اتحادیهٔ اروپا، هند و برزیل در مقایسه با پنج سال گذشته بیش از دو برابر شود. قیمت واحدهای ماژول‌های فتوولتائیک در سال ۲۰۲۳ تقریباً ۵۰ درصد کاهش یافته است که این کاهش قیمت و هزینه‌های راه‌اندازی سریع نیز ادامه خواهد داشت. این کاهش هزینه‌ها به‌دلیل آن است که پیش‌بینی می‌شود ظرفیت تولید جهانی تا پایان سال ۲۰۲۴ به یک‌هزار و صد گیگاوات برسد که به‌طور قابل‌توجهی بیش از تقاضا است. درمقابل، نیروگاه‌های بادی (خارج از چین) به‌دلیل مسائلی چون اختلال در زنجیرهٔ تأمین مداوم، هزینه‌های بالاتر و جدول زمانی طولانی‌مدت با محیطی پرچالش روبه‌رو است که نیاز به سیاستگذاری‌های قوی‌تر دارد. 

 

در این گزارش همچنین اقدامات انجام‌شده برای تولید هیدروژن با استفاده از انرژی‌های تجدیدپذیر بررسی شده و ارزیابی می‌کند که احتمالاً چه تعداد از پروژه‌های اعلام‌شده در این حوزه پیش خواهند رفت. از تمام پروژه‌های تولید هیدروژن با استفاده از انرژی‌های تجدیدپذیر اعلام‌شده در سراسر جهان، انتظار می‌رود از کل ظرفیت‌های پیشنهاد در این دهه تنها هفت درصد تا ۲۰۳۰ راه‌اندازی شوند. این سرعت آهسته به‌دلیل مواردی همچون هزینه‌های بالای تولید و سرعت کند تصمیم‌گیری برای سرمایه‌گذاری در این حوزه است. آژانس می‌گوید برای متقاعد کردن سرمایه‌گذاران، اعلامیه‌های بلندپروازانهٔ این پروژه‌ها باید با سیاستگذاری‌هایی همراه باشد که با حمایت از تقاضا در این حوزه سازگار باشد. 

 

در سال ۲۰۲۳ نیز نقش سوخت‌های زیستی نیز پررنگ‌تر از قبل شد و به‌نظر می‌رسد اقتصادهای نوظهور به‌ رهبری برزیل و هندوستان در پنج‌سال آینده، ۷۰ درصد از تقاضای جهانی این سوخت‌ها را به‌خود اختصاص دهند؛ چراکه در حال حاضر این سوخت‌ها در حال نشان دادن پتانسیل واقعی خود در بخش‌هایی همچون سفرهای هوایی و جایگزینی با سوخت‌های بسیار آلاینده مانند گازوئیل هستند. درحالی استفاده از سوخت‌های زیستی در حال شتاب‌ گرفتن است، گزارش آژانس نشان می‌دهد که این شتاب چندان که باید، کافی نیست و برای هماهنگ‌سازی سوخت‌های زیستی با مسیر «صفر خالص» تا ۲۰۳۰، جهان نیازمند افزایش قابل‌توجه تقاضای این نوع سوخت خواهد بود.

مهرجوییِ نارنجی‌­پوش

در رثای هنرمندی همچون «داریوش مهرجویی» می‌­توان به‌رسم آشنا کارنامهٔ مشهورش را فیلم به فیلم و نما به نما مورد بحث و بررسی قرار داد. اهالی سینما به‌خوبی می‌­دانندکه تسلط او بر میزانسن کم‌نظیر بود و در ایجاد لحظه‌های ناب سینمایی عملکردی فوق‌العاده داشت. به‌راستی که او استاد بیان مسائل پیچیده با فرمی به‌ظاهر ساده بود. نقش او در ساخت موج نوی سینمای ایران غیرقابل انکار است؛ ساخت آثاری همچون «گاو»، «دایرهٔ مینا» و «آقای هالو» آن‌هم در زمانی که سینما از رقص و کاباره به مستی رسیده بود، نشان از هوشمندی فیلسوفانه­ او داشت.
آنچه او را از سایر هم‌نسلانش متمایز کرده بود، علاوه‌بر میزان دانش سینمایی و فهم زبان آن، هنرمندی‌اش در استفاده از ژانرهای مختلف بود که کار هر فیلمسازی نیست. مهرجویی ادبیات می‌­دانست و از کوتاه‌­ترین داستان‌­ها، دراماتیک‌­ترین آثار را اقتباس می‌­کرد. مگر چندنفر مثل او می­‌توانند جهان‌­بینی ادبی و سینمایی را الگو قرار دهند و به فرامتنی نوین دست یابند؟ انسانی که می‌­توانست بعد از دگرگونی پنجاه‌وهفت برای همیشه از ایران برود و راحت زندگی کند، اما ماند تا از تمام فیلم‌­های واپسگرا و مضحک آن زمان، آشنازداییِ روشنفکرانه کند.
او ماند تا تحولی شگرف در فرم و محتوای سینمایی رقم بزند که سال‌ها بعد در آثاری همچون «اجاره‌­نشین‌­ها» و «هامون» به‌شکلی تکامل‌یافته بروز کرد. بعدتر در چندگانهٔ «بانو»، «سارا»، «پری» و «لیلا» تصویر شفافی از زن ایرانی را به تصویر کشید که می‌­توانست کنشگر باشد، نه موجودی مطیع و همیشه دسترس. حتی در «مهمان مامان» هم زنان فیلم چندگامی جلوتر از زمانهٔ خود بودند. سال‌ها بعد با «سنتوری» یک تصویر مینیمال و ظریف از جامعه را به همگان نشان داد که در فرامتن آن خشونت، اعتیاد و نابرابری در بحث عدالت اجتماعی در آن موج می‌زد و مخاطب را به چالشی عمیق برای تفکر دعوت می­‌کرد.
ابتدای دههٔ نود، تولید و پخش فیلمی که به محیط­ زیست پرداخته بود، به‌غیر از رسانه‌­ها و هنرمندان در بین اهالی فعال در حوزهٔ محیط ­زیست حسابی شور و شوق به‌پا کرد. به‌هرحال، یکی از بهترین فیلمسازان ایرانی به سراغ موضوعی رفته بود که آن زمان برای جامعهٔ مدنی ایران به نقطهٔ اوج رسیده بود و مهرجویی یکبار دیگر نشان داد که محیطِ زیستِ خود را به‌خوبی می‌­شناسد. «نارنجی‌­پوش» با روایتی متفاوت از یک عکاس ساده به لحنی جدید رسید؛ گفتاری برساخته از معنایی نوین که در زیرمتن علیه بی‌­تفاوتی شوریده بود.
با اینکه فیلم، سفارشی ساخته شده بود و به‌ظاهر نگاهی در سطح به مشکلات داشت، اما ساخت محیط انسانی و نشان‌ دادن عناصر پایداری و ساختن کنایه‌­هایی که دراماتیک شده بودند، تماشاگر ایرانی را به چالش می‌کشید که چندان حساسیتی به محیط اطراف خود ندارد. اینجاست که مهرجویی با «نارنجی‌­پوش» خود، ما را به حرکت‌کردن دعوت می‌­کرد، اما ما با انواع نقد و تنگ‌نظری راه را بر نقد جامعه بستیم و امروز حاصل سال‌ها بی­‌تفاوتی را در از بین رفتن اکوسیستم‌­های خشکی و آبی می‌­بینیم و حسرت می­‌خوریم. نقدهای بسیاری بر فیلم نوشته شد که از مهرجویی ناامید شده بودند و به فیلم تاختند که در سطح مانده و اثرش توهین به بدنهٔ مردم است! به‌هرحال، انتظار هم از او بالا بود، اما همیشه جهل دسته‌جمعی سبب می‌شود تا صدای روشنفکران یک سرزمین به شایستگی شنیده نشود. شاید او با کمدی سیاه خواسته با مخاطب یک شوخی رندانه بکند تا به خودش بیاید، اما ما اجازه ندادیم تا فیلم به اثربخشی برسد.
حالا او در خاک خفته است و ما آشفته‌­حالان بیداربخت به‌حال خود رها شده‌­ایم. هنوز داغ از دست دادن مهرجویی تازه است. هنوز باور این مطلب که دیگر او نیست تا از درون فلسفه و شعر و طرب به فیلمی همچون «هامون» برسد، دشوار است. دیگر خبری از «حامد آبان» نیست که بر پردهٔ نقره‌­ای فریاد بزند که مراقب ذهن و روحتان باشید و همگان را به «نارنجی‌­پوش» شدن دعوت کند. مهرجویی همواره با همهٔ سختی‌ها جنگید تا برای مردم سرزمینش تفکر به ارمغان بیاورد. اما ما هیچ‌گاه قدردان افراد باتجربه­‌ٔ خود نبوده و نیستیم.

غولی که هوش مصنوعی را به‌پیش برد

شرکت آمریکایی Nvidia از زمان تأسیس خود با فعالیت در زمینه‌های بازی، یادگیری ماشین، استخراج ارز دیجیتال، مراکز داده و هوش مصنوعی همواره در لبهٔ فناوری حرکت کرده است. اما سال ۲۰۱۷ نقطهٔ عطفی در تاریخچهٔ این شرکت محسوب می‌شود. در این سال، Nvidia شروع به بهینه‌سازی واحدهای پردازندهٔ گرافیکی (GPU) خود برای انجام محاسبات خاص هوش مصنوعی کرد. در همین سال، این شرکت که معمولاً به سایر شرکت‌ها ریزتراشه می‌فروخت، شروع به فروش رایانه‌هایی کرد که می‌توانستند محاسبات هوش مصنوعی را با کارآیی بیشتری انجام دهند. برای برخی رقبا، رقابت با شرکتی که به مشتریانش رایانه، نرم‌افزار، خدمات ابری، مدل‌های هوش مصنوعی و پردازنده ارائه می‌داد، دشوار بود. غول‌های فناوری مانند گوگل، مایکروسافت، فیسبوک و آمازون از سال ۲۰۱۷ ریزتراشه‌های بیشتری را از Nvidia برای مراکز دادهٔ خود خریداری می‌کردند. تسلا نیز در این سال اعلام کرد که برای ایجاد امکان رانندگی خودکار، GPUهای Nvidia را در تمامی خودروهای خود نصب خواهد کرد. در این زمان Nvidia در بازار به ارائهٔ مداوم ریزتراشه‌های سریع‌تر شهرت پیدا کرد.

با نگاهی به گذشته، به جرأت می‌توان گفت طی بیش از ۱۰ سال، شرکت Nvidia با شناخت زودهنگام روند روبه‌رشد هوش مصنوعی، به پیشتاز بی‌رقیب تولید ریزتراشه‌های هوش مصنوعی (با انجام وظایفی همچون تشخیص تصویر، چهره و گفتار و همچنین تولید متن برای چت‌بات‌هایی همچون ChatGPT) تبدیل شده است. با وجود اینکه شرکت‌های دیگری همچون گوگل، آمازون، متا و IBM نیز ریزتراشه‌های هوش مصنوعی تولید می‌کنند، Nvidia بیش از 70 درصد از فروش این ریزتراشه‌ها را به خود اختصاص داده است. در همین راستا، در اوایل سال 2023 این شرکت از ریزتراشه‌های H100 رونمایی کرد که جانشین پردازنده‌های گرافیکی Nvidia A100 (که پایه و اساس توسعهٔ مدل‌های زبانی بزرگ بوده‌اند) محسوب می‌شود. H100 ریزتراشه‌ای است که از لحاظ آموزش مدل‌های هوش مصنوعی 9 برابر و از لحاظ توان استنتاجی 30 برابر سریع‌تر از A100 است. به گفتهٔ مدیران و تحلیلگران صنعت میکروالکترونیک، هر ریزتراشهٔ H100 بین 15000 تا بیش از ۴۰ هزار دلار قیمت دارد. ارزش سهام شرکت Nvidia در سال 2023 سه برابر شد و بیش از 700 میلیارد دلار به ارزش بازار این شرکت افزوده شده است، در نتیجه Nvidia به اولین شرکت تریلیون دلاری فعال در صنعت میکروالکترونیک تبدیل شده است.

البته Nvidia برای تأمین ریزتراشه‌های H100 به‌دلیل افزایش سرسام‌آور تقاضا با کمبود عرضه مواجه است. تحلیلگران بر این باورند که این شرکت در فصل‌های آینده تنها نیمی از تقاضای موجود را می‌تواند برآورده کند و به‌همین دلیل است که هر یک از این تراشه‌ها را به دو برابر قیمت اصلی (۲۰ هزار دلار) به فروش می‌رساند. با توجه به این کمبود عرضه در مقابل تقاضا، Nvidia باید تعیین کند که به چه شرکتی چه میزانی از این ریزتراشه‌ها را می‌خواهد بفروشد. این موضوع موجب قدرت خاص Nvidia در تعیین جایگاه شرکت‌های فعال در عرصهٔ رقابت هوش مصنوعی است. بخش عمده‌ای از افزایش تقاضای ریزتراشه‌های Nvidia، ناشی از تقاضای شرکت‌های چینی است که به‌دلیل ممنوعیت‌های وضع‌شده بر روی صادرات تراشه توسط ایالات متحده‌، تراشه‌های خود را ذخیره می‌کنند. گزارش‌ فایننشال تایمز نشان می‌دهد شرکت‌های پیشرو چینی در مجموع پنج میلیارد دلار تراشه از Nvidia سفارش داده‌اند. کمبود عرضهٔ تراشه توسط این شرکت عملاً برخی مشتریان احتمالی را به سمت رقیب اصلی Nvidia، یعنی AMD سوق می‌دهد که با تراشه‌های M1300X خود به‌دنبال به‌چالش کشیدن موقعیت Nvidia است.

منابع:
https://techwireasia.com/08/2023/how-did-the-ai-revolution-make-nvidia-the-worlds-most-valuable-chip-maker/
https://www.nytimes.com/2023/08/21/technology/nvidia-ai-chips-gpu.html
*تهیه شده در تحریریهٔ برنامهٔ ملی میکروالکترونیک معاونت علمی، فناوری، و اقتصاد دانش‌بنیان ریاست جمهوری

زمین در آستانهٔ رکوردزنی جدید

«سامانتا برگس» (Samantha Burgess) معاون کوپرنیک گفت: «تمام روزهای سال ۲۰۲۳ بیشتر از یک درجهٔ سانتیگراد گرم‌تر از دورهٔ پیش از انقلاب صنعتی بوده است.» و اضافه کرد: «احتمالاً سال ۲۰۲۳ بیش از هر دوره‌ای در ۱۰۰ هزار سال گذشته، گرمتر بوده است.»

«آنتونیو گوترش»، دبیرکل سازمان ملل هم گفت که «اگر همین حالا اقدامی نکنیم، سال ۲۰۲۳ فقط یک پیش‌نمایش از آیندهٔ فاجعه‌باری است که در انتظار ماست.» 

 

دانشمندان می‌گویند که تقریباً نیمی از روزهای سال دمایی بالاتر از حد ۱.۵ درجهٔ سانتیگراد داشته است که فراتر از افزایش دما، احتمال دارد این شرایط، به نوعی به روند تغییراقلیم دامن بزند و از سوی دیگر اثرات فاجعه‌بار آن را تشدید کند. 

اما همانطور که بعضی دانشمندان پیش‌بینی‌می‌کنند، حتی اگر در سال ۲۰۲۴ افزایش دمای سطح زمین از ۱.۵ درجهٔ سانتیگراد هم بگذرد، به معنی آن نیست که کشورهای جهان نتوانسته‌اند هدف توافقنامهٔ پاریس که محدودکردن افزایش دمای زمین تا ۱.۵ درجه بود را محقق کنند. این اتفاق ممکن است چندسال متوالی رخ دهد و دما بالاتر از معیار ۱.۵ درجهٔ سانتیگراد باشد و حتی از این معیار هم عبور کند اما توافق سال ۲۰۱۵ پاریس این امکان را فراهم می‌کند که با وجود سال‌های بیش از حد گرم، کاهش دمای زمین رخ دهد. 

در سال ۲۰۲۳ شاهد آتش‌سوزی‌های گسترده در کانادا، خشکسالی‌های شدید در شاخ آفریقا و خاورمیانه، امواج گرمای بی‌سابقهٔ تابستانی در اروپا، ایالات متحده و چین و گرمای زمستانی در استرالیا و آمریکای جنوبی بودیم. 

 

«اد هاوکینز» (Ed Hawkins)، استاد تغییراقلیم دانشگاه ریدینگ در این‌باره گفت: «تا زمانی که ما از سوخت‌های فسیلی فاصله نگیریم و به انتشار صفر کربن نرسیم، چنین رویدادهایی همچنان بدتر و شدیدتر رخ خواهند داد.» و اضافه کرد: «ما برای چند نسل از عواقب بی‌عملی امروزمان رنج خواهیم برد.» 

یافته‌های کوپرنیک یک ماه پس از اجلاس اقلیمی دوبی (کاپ ۲۸) به‌دست آمد. اجلاسی که خواستار گذار تدریجی از سوخت‌های فسیلی به‌‌عنوان مهمترین عامل گرم‌شدن زمین شده بود. 

«جان مارشام» (John Marsham) استاد علوم جوی دانشگاه لیدز گفت: «ما به‌شدت نیازمند این هستیم که به کاهش استفاده از سوخت‌های فسیلی سرعت بدهیم تا زودتر به صفر خالص انتشار گازهای گلخانه‌ای برسیم تا اقلیم قابل زندگی که همه‌مان به آن وابسته‌ایم حفظ شود.» 

سال ۲۰۲۳ یک رکوردزنی دیگر هم داشت؛ دو روز از ماه نوامبر، افزایش دما به دو درجه در مقیاس دوران پیش از انقلاب صنعتی رسید. کوپرنیک پیش‌بینی کرد که دورهٔ ۱۲ ماهه‌ای که در فوریه ۲۰۲۴ به پایان می‌رسد «بیش از 1.5 درجهٔ سانتیگراد بالاتر از سطح پیش از انقلاب صنعتی» خواهد بود. 

 

داده‌های آب‌وهوایی قابل اعتماد از سال ۱۸۵۰ قابل دسترس هستند اما داده‌های قدیمی‌تری مانند حلقه‌های درختان قدیمی، هسته‌های یخ و رسوبات نیز برای بررسی تغییراقلیم در دوره‌های مختلف قابل اتکا هستند. این داده‌ها نشان می‌دهند که دمای سال ۲۰۲۳ «بیش از هر دورهٔ دیگری در حداقل ۱۰ هزار سال گذشته» بوده است. رکوردها در همهٔ قاره‌ها شکسته شد و فقط در اروپا، ۲۰۲۳ دومین سال گرم بعد از ۲۰۲۰ بود. چرا که ۲۰۲۰ به‌میزان ۰.۱۷ درجهٔ سانتیگراد گرمتر از پارسال بود. علاوه‌بر این، در سال ۲۰۲۳ پدیدهٔ ال‌نینو که باعث گرمتر شدن آب‌های جنوب اقیانوس آرام و تشدید هوای گرم می‌شود نیز رخ داد. انتظار می‌رود این پدیده در سال ۲۰۲۴ به اوج خود برسد و همین عامل با هشت ماه گرم متوالی از ژوئن تا دسامبر ارتباط داشت. همچنین دمای اقیانوس‌ها در سطح جهانی نیز «به‌طور مداوم و غیرمعمول بالا بود» و بسیاری از رکوردهای فصلی از ماه آوریل به بعد شکسته شد. 

همین گرمای بی‌سابقه در اقیانوس‌ها باعث ایجاد امواج گرمایی دریایی شد که برای زندگی آبزیان بسیار ویرانگر بود و شدت توفان‌ها را نیز افزایش داد. اقیانوس‌ها بیش از ۹۰ درصد گرمای اضافی ناشی از فعالیت‌های انسانی را جذب می‌کنند و نقش مهمی در تنظیم اقلیم زمین دارند. 

افزایش دما همچنین به تسریع ذوب لایه‌های یخ منجر شد. میزان یخ موجود در دریای قطب جنوب در سال ۲۰۲۳ به پایین‌ترین میزان خود رسید. 

«کارلو بونتمپو»، رئیس کوپرنیک گفت: «رکوردزنی‌هایی که در همین چندماه شاهد بود، یک گواه غم‌انگیز از فاصلهٔ ما با اقلیمی است که تمدن در‌آن توسعه پیدا کرد.» 

به‌علاوه در سال ۲۰۲۳ غلظت دی‌اکسید کربن در جو زمین به ۴۱۹ قسمت در میلیون و غلظت متان نیز به یک واحد در میلیارد رسید. متان دومین عامل گرم‌شدن زمین پساز دی‌اکسید کربن است و مسئول ۳۰ درصد از افزایش دمای کرهٔ زمین بعد از دوران انقلاب صنعتی است.