بایگانی

ردیاب‌ها کلید فهم رفتار مرال‌ها

پروژه تکثیر در اسارت و رهاسازی مرال از چه زمانی شروع شد؟

پروژه‌ای که ما در جنگل تحقیقاتی دانشکده منابع طبیعی و علوم دریایی دانشگاه تربیت مدرس دنبال می‌‌کنیم، درحقیقت تکمیل‌کننده بخش پایانی یک چرخه بزرگتر حفاظتی است؛ نه یک پروژه تکثیر در اسارت. برای درک بهتر این موضوع، باید به تاریخچه‌ای کوتاه از تلاش‌هایمان اشاره کنم. حدود سه سال پیش، با تغییر مدیریت و رویکرد در این مجموعه و به لطف اشتیاق دانشجویان، تحقیقات گسترده‌ای درباره حیات‌وحش جنگل تحقیقاتی آغاز شد؛ موضوعی که تا پیش‌ازآن کمتر مورد توجه قرار گرفته بود. این مطالعات شامل مصاحبه با جوامع محلی، پایش میدانی جامع و استفاده از ابزارهایی مانند دوربین‌های تله‌ای بود که خیلی زود نشان داد جنگل ما زیستگاه گونه‌های شاخص هیرکانی از جمله پلنگ ایرانی، خرس قهوه‌ای، شوکا، گربه جنگلی، رودک و پرندگانی نظیر سارگپه، قرقاول، جغد جنگلی، لیل و دارکوب‌هاست. در این میان، حضور یک جمعیت بسیار کوچک از گوزن قرمز یا همان مرال نیز به ثبت رسید که برای ما از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بود.

مرال، به‌عنوان نماد حیات‌وحش استان مازندران و یکی از نمادهای طبیعت شمال ایران که در فرهنگ، شعرها و ضرب‌المثل‌های این منطقه جایگاه ویژه‌ای دارد، انتخابی ایدئال بود؛ به‌ویژه که حضورش را در ارتفاعات جنگل خودمان ثبت کرده بودیم

با‌این‌حال، تنوع زیستی غنی این محدوده از جنگل‌های هیرکانی با تهدیدات متعددی نیز روبه‌روست؛ از گاوداری سنتی، گاوها و سگ‌های پرسه‌زن گرفته تا کندوهای عسل در دورافتاده‌ترین نقاط جنگل، حضور شکارچیان غیرمجاز، برداشت بی‌رویه چوب و گیاهان و حتی تردد موتورسواران تفریحی در مسیرهای غیرمجاز. پس از بررسی‌ها و جلسات متعدد با کارشناسان و مدیران، به این نتیجه رسیدیم که بهترین راهبرد حفاظتی برای این بخش کوچک اما ارزشمند از جنگل هیرکانی، استفاده از گونه‌های پرچم است؛ گونه‌هایی که به‌دلیل محبوبیت و جایگاه فرهنگی‌شان بتوانند توجه عموم و نهادها را به حفاظت جلب کنند. مرال به‌عنوان نماد حیات‌وحش استان مازندران و یکی از نمادهای طبیعت شمال ایران که در فرهنگ، شعرها و ضرب‌المثل‌های این منطقه جایگاه ویژه‌ای دارد، انتخابی ایدئال بود؛ به‌ویژه که حضورش را در ارتفاعات جنگل خودمان ثبت کرده بودیم.

در این میان، باید به تلاش‌های پیشین در کشور هم اشاره کنم. سایت‌های متعددی مانند پارک جنگلی قرق با بیش از نیم‌قرن سابقه، سمسکنده ساری از سال ۱۳۸۶، فندق‌لو در اردبیل و چند مرکز دیگر در نقاط مختلف ایران به تکثیر مرال مشغول‌اند. اما با وجود هزینه‌های سنگین این سایت‌ها برای سازمان حفاظت محیط‌زیست، به‌جز یک مورد در سال ۱۳۹۵ که با همت و تلاش مضاعف رئیس دفتر حیات‌وحش اداره‌کل استان انجام شد و طی آن پنج مرال از سمسکنده به منطقه گلستانک منتقل شدند، تلاش جدی برای بازوحشی‌سازی و رهاسازی این گونه در طبیعت صورت نگرفته است. این در‌حالی‌است که هدف اصلی سایت‌های تکثیر، تقویت جمعیت‌های وحشی و بازگرداندن گونه به زیستگاه‌های تاریخی‌اش است، هدفی که تا حد زیادی مغفول مانده است.

ما با در نظر گرفتن این خلأ و با هدف تکمیل زنجیره تکثیر در اسارت، تصمیم گرفتیم در کنار سازمان حفاظت محیط‌زیست، نقش مکمل را ایفا کنیم و هم‌زمان از این فرصت برای حفاظت بهتر از جنگل تحقیقاتی خودمان بهره ببریم. براین‌اساس، از تابستان ۱۴۰۳ مذاکرات و هماهنگی‌ها با اداره‌کل حفاظت محیط‌زیست مازندران آغاز شد. خوشبختانه، همکاری و حمایت سریع کارشناسان و مدیریت این نهاد جلب و ساخت سایت بازوحشی‌سازی در زیستگاه‌هایی که حضور مرال در آنها ثبت شده بود، کلید خورد. این پروژه نه‌تنها گامی‌ در جهت احیای جمعیت مرال در منطقه حفاظت‌شده البرز مرکزی است، بلکه تلاشی برای حفاظت از کل اکوسیستم جنگل هیرکانی محسوب می‌‌شود.

 

تیم پروژه چه کسانی هستند؟ و به چه میزان بودجه‌ای نیاز داشت؟

پروژه بازوحشی‌سازی مرال در جنگل تحقیقاتی، تیمی‌ متنوع و متخصص را در بر می‌‌گیرد. این تیم شامل ۲۸ نفر از کادر اداری و هیئت‌علمی‌ دانشکده، از جمله رئیس، معاونین و کارشناسان جنگل و حیات‌وحش است که برنامه‌ریزی و اجرای علمی‌ پروژه را هدایت کردند. همچنین، ۹ دانشجوی داوطلب از رشته‌های مرتبط دانشکده با اشتیاق به کار پیوستند و فرصتی برای کسب تجربه عملی یافتند. از نکات برجسته، همکاری ۱۷ نفر از ساکنان روستاهای «ملاکلا» و «صلاح‌الدین‌کلا» در نزدیکی سایت بازوحشی‌سازی است که به‌صورت داوطلبانه مشارکت کردند. این همکاری محلی، تعارضات را کاهش داد و حمایت جامعه را جلب کرد. پروژه‌های این‌چنینی چالش‌های پیش‌بینی‌نشده‌ای دارند، اما هماهنگی این تیم موجب شد پنج مرحله از شش مرحله پروژه، از طراحی تا پایش اولیه، با موفقیت انجام شود.

 از نکات برجسته، همکاری ۱۷ نفر از ساکنان روستاهای «ملاکلا» و «صلاح‌الدین‌کلا» در نزدیکی سایت بازوحشی‌سازی است که به‌صورت داوطلبانه مشارکت کردند. این همکاری محلی، تعارضات را کاهش داد و حمایت جامعه را جلب کرد. پروژه‌های این‌چنینی چالش‌های پیش‌بینی‌نشده‌ای دارند، اما هماهنگی این تیم موجب شد پنج مرحله از شش مرحله پروژه، از طراحی تا پایش اولیه، با موفقیت انجام شود

درباره بودجه، هزینه‌ها در مقایسه با اهداف پروژه ناچیز بوده است. بخش اصلی هزینه صرف ساخت سایت بازوحشی‌سازی شد که با رعایت استانداردهای ایمنی، حدود نیمی‌ از بودجه را به خود اختصاص داد. این سایت، بستری کلیدی برای آماده‌سازی مرال‌ها است. سایر هزینه‌ها شامل انتقال مرال‌ها از سمسکنده، ترددها، تأمین علوفه طراحی و تولید ردیاب‌های ماهواره‌ای داخلی بود. استفاده از ردیاب‌های بومی‌، هزینه‌ها را کاهش داد و نوآوری پروژه را تقویت کرد. در کل، بودجه با مدیریت دقیق، کارآمدی بالایی داشت و نشان داد با برنامه‌ریزی مناسب، می‌‌توان با منابع محدود به نتایج بزرگ حفاظتی و علمی‌ دست یافت. این رویکرد، پروژه را به الگویی مقرون‌به‌صرفه و مؤثر تبدیل کرده است.

چرا بازوحشی‌سازی مرال‌ها اهمیت دارد،‌ آن‌هم به‌واسطه منابع محدود محیط‌زیست که با آن مواجهیم؟

حیات‌وحش ایران به‌دلیل تخریب زیستگاه‌ها، شکار غیرمجاز و تعارضات انسانی در وضعیتی شکننده قرار دارد و گونه‌های بسیاری در معرض تهدید و انقراض‌اند. حفاظت از این گونه‌ها نیازمند ترکیبی از راهکارهاست: حفاظت درون‌زیستگاهی، آگاهی‌رسانی، جلوگیری از تخریب زیستگاه‌ها و برای گونه‌های در معرض انقراض، تکثیر در اسارت و بازوحشی‌سازی. تجربه‌های جهانی نشان می‌‌دهند بازگرداندن گونه‌ها به طبیعت، بخشی مهم از زنجیره حفاظتی است و بدون آن، تلاش‌های پیشین ممکن است بی‌ثمر بماند. گوزن قرمز یا مرال، گونه‌ای در معرض تهدید در ایران، در دهه‌های اخیر با کاهش شدید جمعیت روبه‌رو شده است و در فهرست گونه‌های حمایت‌شده سازمان حفاظت محیط‌زیست قرار دارد. مراکز تکثیر متعددی ایجاد شده‌اند، اما این سایت‌ها در بازوحشی‌سازی و تقویت جمعیت‌های وحشی موفق نبوده‌اند.

پروژه ما در جنگل تحقیقاتی دانشکده منابع طبیعی و علوم دریایی دانشگاه تربیت مدرس برای رفع این خلأ طراحی شده است. ما با تکمیل فرایند تکثیر در اسارت، مرال را به‌عنوان گونه‌ای پرچم به زیستگاه‌های هیرکانی بازمی‌‌گردانیم تا حفاظت از این اکوسیستم را تقویت کنیم. اهمیت پروژه در دو محور اس؛: نخست، به نتیجه رساندن سرمایه‌گذاری کلان تکثیر در اسارت که بدون بازوحشی‌سازی ناقص می‌ماند و دوم، جلب توجه به جنگل‌های هیرکانی که با تخریب و تعارضات انسانی مواجه‌اند. برخی با اشاره به منابع محدود محیط‌زیست، این پروژه را کم‌اهمیت می‌‌دانند، اما ما معتقدیم تکمیل این زنجیره، هزینه اضافی نیست، بلکه ارزش تلاش‌های گذشته را نمایان می‌‌کند.

این پروژه براساس دستورالعمل اتحادیه بین‌المللی حفاظت از طبیعت (IUCN) اجرا می‌‌شود که با شرایط ایران تطبیق یافته تا الگویی بومی‌ ارائه دهد. استفاده از ردیاب‌های ماهواره‌ای داخلی نیز نقطه قوت آن است. نزدیک به یک ماه از رهاسازی چهار مرال گذشته و ما با سامانه‌های داخلی و شبکه تلفن همراه، موقعیت آنها را رصد می‌‌کنیم. این داده‌ها، شناخت ما از رفتارشناسی و اکولوژی مرال را ارتقا می‌‌دهند و پایه حفاظت بهتر را فراهم می‌‌کنند. این فناوری درصورت موفقیت، برای پایش سایر گونه‌ها نیز قابل‌استفاده است. اهمیت پروژه در اتصال تلاش‌های گذشته به نتایج ملموس و ایجاد زیرساخت حفاظتی است. موفقیت آن، مرال را و مشارکت عمومی‌ را جلب می‌‌کند و هزینه‌های آتی را کاهش می‌‌دهد. این گام، الگویی برای حفاظت پایدار هیرکانی و حیات‌وحش ایران است.

 

چند مرال قلاده‌گذاری شدند؟ و از زمان رهاسازی تاکنون پایش آنها چطور بوده؟

در فاز ابتدایی پروژه بازوحشی‌سازی و تقویت جمعیت مرال در جنگل تحقیقاتی دانشکده منابع طبیعی و علوم دریایی دانشگاه تربیت مدرس، چهار مرال، شامل یک نر و سه ماده، با میانگین سنی حدود چهار سال از سایت تکثیر سمسکنده ساری به سایت بازوحشی‌سازی ما منتقل شدند. این انتقال به‌عنوان گام نخست برنامه‌ای بلندمدت طراحی شده که هدف نهایی آن، رهاسازی ۲۵ مرال در مراحل مختلف است تا جمعیتی زایا و زیستا در زیستگاه طبیعی شکل گیرد. این ۲۵ مرال پس از طی فرایند بازوحشی‌سازی و سازگاری با شرایط وحشی، به‌تدریج در منطقه حفاظت‌شده البرز مرکزی رهاسازی خواهند شد.

برای پایش این مرال‌ها و ثبت تغییرات رفتاری آنها، از ترکیبی از روش‌ها و ابزارهای علمی‌ بهره گرفته‌ایم. در مرحله اسکان نیمه‌طبیعی، فرم‌های روزانه‌ای برای ارزیابی رفتار هر یک از مرال‌ها تکمیل و این داده‌ها به‌صورت منظم تحلیل می‌‌شوند. همچنین، دوربین‌هایی در محوطه داخلی سایت و زیستگاه طبیعی اطراف آن نصب شده‌اند که امکان رصد مداوم رفتار مرال‌ها را در حضور سایر گونه‌های زیستمند این اکوسیستم فراهم می‌‌کند. علاوه‌براین، از ردیاب‌های ماهواره‌ای برای پایش دقیق‌تر جابه‌جایی‌ها و تعاملات آنها با محیط بعد از رهاسازی استفاده می‌‌کنیم. خوشبختانه، علفخواران به‌طورکلی توانایی بالایی در بازگشت به رفتارهای غریزی و طبیعی خود دارند و مرال‌های منتقل‌شده نیز تاکنون روند امیدوارکننده‌ای در بازیابی این رفتارها نشان داده‌اند.

بااین‌حال، ازآنجا‌که این مرال‌ها در سایت‌های تکثیر متولد شده‌اند و تجربه زندگی در طبیعت وحشی را ندارند، فرایند بازوحشی‌سازی آنها با چالش‌هایی همراه است. طبیعت وحشی متغیرهایی مانند تهدیدات طبیعی، تغییرات فصلی و رقابت با گونه‌های دیگر را به‌همراه دارد که سازگاری با آنها زمان‌بر است. ما معتقدیم موفقیت کامل این پروژه زمانی تأیید می‌‌شود که این چهارمرال پس از یک سال کامل (چهار فصل) در زیستگاه طبیعی، با سلامت کامل و رفتارهای غریزی پایدار مشاهده شوند. تا آن زمان، پایش مستمر این افراد با استفاده از ابزارهای مستقیم مانند مشاهده میدانی و غیرمستقیم مانند داده‌های ماهواره‌ای و تصاویر دوربین‌های تله‌ای ادامه خواهد داشت. این پایش‌ها نه‌تنها وضعیت مرال‌ها را رصد می‌‌کند، بلکه اطلاعات ارزشمندی برای بهبود مراحل بعدی پروژه و حفاظت بلندمدت از این گونه در اختیار ما قرار می‌‌دهد. 

 

بازوحشی‌سازی چه کمکی به حفاظت از مرال‌ها می‌‌کند؟ و گام‌های بعدی هم برای آن دارید؟

گوزن قرمز یا مرال یکی از گونه‌های کلیدی جنگل‌های هیرکانی است که در دهه‌های اخیر با کاهش شدید جمعیت مواجه شده است. برآوردها نشان می‌‌دهد جمعیت این گونه در کشور بیش از ۸۰ درصد کاهش یافته و در بسیاری از مناطق شمالی کشور و جنگل‌های هیرکانی، انقراض محلی رخ داده است. این وضعیت درحالی‌است که مراکز تکثیر متعددی در ایران، از جمله پارک جنگلی قرق، سمسکنده ساری و فندوق‌لو، می‌زبان جمعیت‌های قابل‌توجهی از مرال هستند، اما این جمعیت‌ها اغلب به چرخه طبیعی بازنگشته‌اند. پروژه بازوحشی‌سازی و تقویت جمعیت مرال در جنگل تحقیقاتی دانشکده منابع طبیعی و علوم دریایی دانشگاه تربیت مدرس، با هدف تکمیل فرایند تکثیر در اسارت، گام مهمی‌ در جهت احیای این گونه برمی‌‌دارد. این پروژه از طریق بازگرداندن مرال به زیستگاه‌های تاریخی و تقویت جمعیت‌های وحشی، می‌‌تواند نقش مؤثری در جلوگیری از انقراض کامل این گونه و بازسازی اکوسیستم‌های وابسته به آن ایفا کند.

این پروژه با فراهم کردن شرایط بازوحشی‌سازی، نه‌تنها به بقای مرال کمک می‌‌کند، بلکه با حفاظت از زیستگاه‌هایش، تنوع زیستی جنگل هیرکانی را نیز تقویت می‌‌کند. ما با انتخاب دقیق زیستگاه‌هایی که حضور مرال در آنها پیش‌تر ثبت شده و پایش مداوم افراد رهاسازی‌شده، تلاش داریم تا شانس موفقیت این گونه در طبیعت را افزایش دهیم. این اقدام، به‌ویژه در منطقه حفاظت‌شده البرز مرکزی، می‌‌تواند الگویی برای احیای جمعیت مرال در سایر نواحی کشور باشد و به‌عنوان یک گونه پرچم، توجه عمومی‌ و نهادها را به حفاظت از این اکوسیستم جلب کند. در مورد گام‌های بعدی، این پروژه تنها یک نقطه شروع است. پس از اتمام فاز آزمایشی که از شهریور ۱۴۰۳ آغاز شده، ما نقاط قوت و ضعف، فرصت‌ها و تهدیدهای آن را تحلیل خواهیم کرد. این ارزیابی به ما امکان می‌‌دهد تا دستورالعملی به‌روز و متناسب با شرایط اجتماعی و طبیعی ایران تدوین کنیم که راهنمای احیای جمعیت مرال و سایر علفخواران بزرگ‌چثه در زیستگاه‌های مختلف کشور باشد. در مراحل بعدی، برنامه داریم تعداد بیشتری از مرال‌ها را به سایت بازوحشی‌سازی جنگل تحقیقاتی منتقل کنیم و بعد از بازوحشی‌سازی و رهاسازی، با استفاده از ردیاب‌های ماهواره‌ای و دوربین‌های تله‌ای، پایش بلندمدتی از رفتار و اکولوژی این گونه انجام دهیم. این داده‌ها اطلاعات ارزشمندی درباره الگوهای جابخ‌جایی، تعاملات با محیط و نیازهای حفاظتی مرال ارائه خواهند داد که می‌‌تواند پایه علمی‌ محکمی‌ برای حفاظت مؤثرتر از این گونه و زیستگاه‌هایش فراهم کند. درنهایت، هدف ما گسترش این تجربه به سایر مناطق مستعد و ایجاد شبکه‌ای از جمعیت‌های پایدار مرال در سراسر جنگل‌های هیرکانی است. 

 

آیا تجربه‌های جهانی در این زمینه داریم؟

پروژه‌های بازوحشی‌سازی و تقویت جمعیت گونه‌ها، از جمله گوزن قرمز یا مرال، در نقاط مختلف جهان تجربه‌های ارزشمندی به‌همراه داشته‌اند که می‌‌توانند راهنمای ما در این مسیر باشند. برای مثال، پارک ملی Oostvaardersplassen در هلند یکی از نمونه‌های موفق این نوع برنامه‌ها به‌شمار می‌‌رود. در این پروژه، با مدیریت دقیق زیستگاه‌ها و نظارت بر جمعیت گونه‌ها، تعادل اکوسیستم حفظ شده است. همچنین، در کشورهایی مانند رومانی و اسپانیا، گوزن قرمز به مناطقی که پیش‌تر جمعیت آن کاهش یافته بود، دوباره معرفی شده تا تنوع زیستی تقویت شود و ساختار اکوسیستم‌های جنگلی و دشت‌ها بهبود یابد. این پروژه‌ها نشان‌دهنده اهمیت همکاری‌های بین‌المللی، مدیریت صحیح زیستگاه‌ها و کاهش تهدیداتی مانند شکار غیرقانونی و رقابت با دیگر گونه‌هاست و بر این نکته تأکید دارند که موفقیت در این زمینه نیازمند رویکردی چندجانبه و پایدار است.

در ایران نیز تجربه‌هایی از بازوحشی‌سازی گونه‌های در معرض تهدید داریم که می‌‌توان به معرفی مجدد گورخر ایرانی به پارک ملی کویر و گوزن زرد ایرانی به پارک‌های ملی دز و کرخه اشاره کرد. در پروژه گورخر ایرانی، این گونه از مناطق حفاظت‌شده‌ای مانند بهرام‌گور و توران به پارک ملی کویر منتقل شد و پس از اسکان اولیه در محیط‌های نیمه‌طبیعی، به‌تدریج در زیستگاه اصلی خود رهاسازی شدند. تصاویر و پایش‌ها نشان می‌‌دهد این گورخرها توانسته‌اند جمعیتی پایدار تشکیل دهند و زادآوری موفقی داشته باشند. به‌همین‌ترتیب، گوزن زرد ایرانی نیز ابتدا در مراکز تکثیری مانند ایلام و باغ شادی یزد پرورش یافت و سپس به زیستگاه‌های تاریخی‌اش در دز و کرخه بازگردانده شد. دوربین‌های تله‌ای در پارک ملی دز تصاویری از شکل‌گیری جمعیتی پایدار از این گونه را پس از سال‌ها غیبت ثبت کرده‌اند، هرچند هنوز گزارش‌های علمی‌ جامعی از موفقیت این پروژه‌ها منتشر نشده است.

پروژه بازوحشی‌سازی و تقویت جمعیت مرال در جنگل آموزشی تحقیقاتی دانشکده منابع طبیعی و علوم دریایی دانشگاه تربیت مدرس، واقع در منطقه حفاظت‌شده البرز مرکزی، اما رویکردی متفاوت و جامع‌تر دارد. این برنامه که از شهریور ۱۴۰۳ آغاز شده، اولین پروژه در ایران است که تمامی‌ اصول علمی‌ و مدیریتی را به‌طور کامل در نظر گرفته است. ما با بهره‌گیری از تجربه‌های جهانی، انتخاب ژنتیکی برای جلوگیری از هم‌خونی، اسکان نیمه‌طبیعی، پایش ماهواره‌ای رفتار حیوانات و همکاری با جوامع محلی برای کاهش تعارضات را در اولویت قرار داده‌ایم. استفاده از فناوری‌های نوین و طراحی سازوکارهایی برای کنترل تهدیدات انسانی نیز از ویژگی‌های برجسته این پروژه است. بررسی تجربه‌های بین‌المللی نشان می‌‌دهد موفقیت چنین برنامه‌هایی به سه عامل کلیدی وابسته است: انتخاب زیستگاه‌های مناسب با منابع غذایی و حفاظتی کافی، مدیریت تعاملات انسانی برای جلوگیری از تعارضات، و پایش بلندمدت برای ارزیابی نتایج و رفع چالش‌ها. پروژه ما با در نظر گرفتن این عوامل، نه‌تنها به احیای جمعیت مرال در منطقه کمک می‌‌کند، بلکه می‌‌تواند الگویی برای سایر برنامه‌های حفاظتی در ایران و حتی در سطح جهانی باشد. 

 

تهدیدهای پیش روی این پروژه چیست؟ و برای آن راهکاری دارید؟

پروژه بازوحشی‌سازی و تقویت جمعیت مرال در جنگل تحقیقاتی دانشکده منابع طبیعی و علوم دریایی دانشگاه تربیت مدرس، مانند هر برنامه حفاظتی دیگری، با تهدیدها و چالش‌هایی روبه‌روست که موفقیت آن را تحت‌تأثیر قرار می‌‌دهند. این تهدیدها از جنبه‌های محیط‌زیستی، رفتاری و مدیریتی قابل‌بررسی هستند، اما ما برای هریک راهکارهایی طراحی کرده‌ایم تا احتمال موفقیت پروژه را به حداکثر برسانیم.

یکی از تهدیدهای اصلی، حضور گوشتخواران بزرگ‌جثه مانند پلنگ ایرانی و خرس قهوه‌ای در محدوده رهاسازی است. این گونه‌ها به‌طور طبیعی در اکوسیستم جنگل هیرکانی حضور دارند و حذف آنها نه ممکن است و نه از نظر حفاظتی مطلوب. چالش دیگر، عدم سازگاری کامل با شرایط طبیعی برای مرال‌هایی است که برای رهاسازی انتخاب شده‌اند. این مرال‌ها طی نسل‌های متوالی در اسارت تکثیر شده‌اند و تجربه مواجهه با دشمنان طبیعی را ندارند، که می‌‌تواند آنها را در برابر شکار آسیب‌پذیر کند. همچنین، نپیوستن افراد رهاسازی‌شده به گله‌های وحشی موجود به‌دلایل مختلف که ممکن است برای ما ناشناخته باشد، یکی دیگر از موانع است. برای علفخوارانی مانند مرال، موفقیت بازوحشی‌سازی اغلب به عواملی چون پاکسازی محیط از دشمنان طبیعی، حفاظت در برابر شکار غیرمجاز و همراهی با گله‌های وحشی برای یادگیری رفتارهای طبیعی و مهاجرت‌های فصلی وابسته است. نبود هریک از این شرایط می‌‌تواند پروژه را با خطر شکست مواجه کند.

بااین‌حال، ما برای مقابله با این تهدیدها برنامه‌ریزی دقیقی انجام داده‌ایم. برای مواجهه با گوشتخواران، به‌جای حذف آنها، از رویکرد اسکان نیمه‌طبیعی استفاده می‌‌کنیم. در این روش، مرال‌ها پیش از رهاسازی کامل، در محدوده‌ای محصور اما نزدیک به شرایط طبیعی نگهداری می‌‌شوند تا به‌تدریج با محیط و تهدیدات آن آشنا شوند. بعد از رهاسازی، با پایش ماهواره‌ای نقاط حضور و دوربین‌های تله‌ای، رفتار آنها را زیر نظر داریم و درصورت لزوم، مداخلات حفاظتی محدود انجام می‌‌دهیم تا شانس بقای آنها افزایش یابد. برای رفع مشکل عدم انجام رفتار کاملاً طبیعی مرال‌ها، برنامه‌ای برای آموزش تدریجی آنها طراحی کرده‌ایم که شامل قرار گرفتن در معرض محرک‌های طبیعی و شبیه‌سازی شرایط وحشی و استفاده از تغذیه نیمه‌طبیعی است. این فرایند به آنها کمک می‌‌کند تا غریزه دفاعی خود را تقویت کنند و برای رویارویی با چالش‌های طبیعی آماده شوند.

در مورد دوری از گله‌های وحشی، ما سایت بازوحشی‌سازی را در محلی که قبلتر حضور مرال‌های وحشی در آن به ثبت رسیده است، ایجاد کردیم تا شانس ارتباط و تطابق را بالا ببریم. ما با پایش مداوم و رهاسازی هدفمند مرال‌ها در مناطقی که حضور گله‌های کوچک وحشی ثبت شده است، تلاش می‌‌کنیم این شکاف را پر کنیم. علاوه‌براین، برای حفاظت در برابر شکار غیرمجاز که یکی از تهدیدهای جدی در منطقه است، همکاری نزدیکی با اداره‌کل حفاظت محیط‌زیست مازندران و جوامع محلی داریم. آموزش و جلب مشارکت مردم محلی به‌عنوان حافظان جنگل، همراه با نصب تابلوهای هشدار و افزایش گشت‌های حفاظتی و برگزاری کارگاه‌های آموزشی و آگاهی‌رسانی از جمله اقداماتی است که برای کاهش این تهدید در نظر گرفته‌ایم.

تهدیدات دیگری مانند تعارض با فعالیت‌های انسانی، از جمله گاوداری سنتی، کندوهای عسل و تردد موتورسواران نیز وجود دارد که برای آنها نیز راهکارهایی اندیشیده‌ایم. ما با کمک سازمان‌های مسئول، در حال تنظیم برنامه‌های مدیریت تعارض هستیم که شامل محدود کردن دسترسی غیرمجاز به زیستگاه و تشویق به فعالیت‌های پایدار در منطقه است. درنهایت، موفقیت این پروژه به پایش بلندمدت و انعطاف‌پذیری در برابر چالش‌ها وابسته است. ما با استفاده از فناوری‌های نوین و بهره‌گیری از تجربه‌های جهانی، اطمینان داریم که می‌‌توانیم این تهدیدها را به حداقل برسانیم و با تدوین دستورالعملی برای بازوحشی‌سازی و تقویت جمعیت الگویی موفق برای بازوحشی‌سازی در ایران ارائه دهیم.

صد روز نگهبانی از مرال‌ها

تابستان ۱۴۰۳ ایده رهاسازی و تقویت جمعیت مرال میان گروهی از کارشناسان مطرح شد. چندماه بعد یعنی در ۱۶ آبان با هماهنگی اداره‌کل محیط‌زیست استان مازندران و همراهی‌های «کوروس ربیعی»، رئیس اداره نظارت بر امور حیات‌وحش محیط‌زیست مازندران، یک مرال نر و سه مرال ماده به جنگل تحقیقاتی دانشگاه تربیت مدرس در حوضه آبخیز ۴۶ کجور سری سه آغوزچال و منطقه حفاظت‌شده البرز مرکزی شمالی انتقال یافتند و درنهایت ۲۳ بهمن رهاسازی انجام شد. به‌گفته «حامد یوسف‌زاده»، مسئول اجرایی این پروژه، «این چهار مرال با هدف بازوحشی‌سازی در ارتفاع حدود ۶۰۰متری در وسط جنگل تحقیقاتی جایی که هیچ رفت‌وآمدی وجود ندارد، منتقل شدند.» 

نگهداری از این مرال‌ها کار ساده‌ای نبود و حتی برای تغذیه آنها باید اصولی را در نظر می‌گرفتند. «سعی کردیم به‌مرور علوفه یونجه را کمتر و در مقابل علوفه‌های جنگلی مانند دارواش، تمشک و … را جایگزین کنیم.گام بعدی نصب ردیاب‌ها بود. با نصب این ردیاب‌ها برای اولین‌بار در کشور در کنار تقویت جمعیت مرال، رفتارشناسی گونه هم مورد مطالعه قرار می‌گیرد.»

یوسف‌زاده معتقد است در جنگل تحقیقاتی نوشهر نگاه اکوسیستمی غالب است. «سازمان منابع‌طبیعی بیشتر به درختان و گونه‌های گیاهی توجه می‌کند و سازمان محیط‌زیست روی بخش محیط طبیعی و حیات‌وحش تمرکز دارد. از نظر ما این شیوه در مدیریت اکوسیستم‌های طبیعی کارساز نیست و باید به همه اجزای تنوع زیستی به‌اندازه خودشان وزن داد و توجه کرد.»

پروژه رهاسازی این چهار گوزن مشکل کم نداشت، یکی از آنها چالش منابع مالی بود. «علی‌رغم مشکلات مالی زیاد با تلاش و اراده مسئولان دانشگاه تربیت مدرس از رئیس دانشگاه دکتر حجت گرفته تا رئیس دانشکده، دکتر اسماعیلی، این مشکل برطرف شد و ما توانستیم پروژه را انجام دهیم. البته امیدواریم در یک بازه زمانی چهارساله یک جمعیت پایدار را با حداقل ۲۵ فرد در منطقه داشته باشیم.»

 

احیای زیستگاه‌های تاریخی

با کوروس ربیعی، رئیس اداره نظارت بر امور حیات‌وحش محیط‌زیست مازندران، تماس می‌گیرم و می‌گویم قصد دارم گزارشی درباره رهاسازی چهار گوزن مرکز تحقیقاتی نوشهر تهیه کنم. می‌گوید بهتر است ابتدا با مسئولان پروژه صحبتی داشته باشم؛ چون بار اصلی کار بر دوش آنها بوده،. به او اطمینان خاطر می‌دهم اعضای پروژه نظرشان را گفته و در ضمن همگی او را به‌عنوان یکی از ارکان این اقدام معرفی کرده‌اند و اضافه می‌کنم در سازمان‌های دولتی بسیار بعید است مدیران چنین برخوردی داشته باشند؛ در مقابل، به‌نام خود زدن فعالیت سازمان‌های مردم‌نهاد و کارشناسان رویه‌ای غالب است. «در این پروژه دانشگاه واقعاً هزینه کرده و‌ نیروهایش را به کار گرفته است. ما چند جلسه با آنها داشتیم. برای برنامه رهاسازی هم ‌آنها معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط‌زیست را دعوت کردند. اینکه من بخواهم زحمت دیگران را به‌نام خود بزنم رویه درستی نیست. آنها ۱۸۰۰ هکتار عرصه را در اختیار دارند و از آن حفاظت می‌کنند، دوربین تله‌ای نصب کرده‌ و گونه‌های مختلف را ثبت کرده‌اند و درنهایت توانسته‌اند به مرحله‌ رهاسازی برسند.»

چرا این پروژه اهمیت دارد، آن‌هم زمانی که ما برای حفاظت از گوشتخواران خود با چالش مواجهیم و در مقابل، جمعیت قابل‌قبولی از مرال‌ها را در کشور داریم؟ ربیعی از مرال به‌عنوان نماد جنگل‌های شمال و مازندران نام می‌برد. «مرال بزرگترین علفخوار ایران است. ما با تخریب زیستگاه و شکار غیرمجاز در کنار سایر چالش‌ها برای حفاظت این گونه مواجهیم. در استان گیلان جمعیتی از مرال  وجود ندارد و در مازندران هم چند زیستگاه جزیره‌ای در شرق،‌ غرب و مرکز استان داریم که باید به فکر پیوستگی آنها باشیم، ضمن اینکه به‌لحاظ تنوع ژنی هم آنها را تقویت کنیم.»

به‌گفته رئیس اداره نظارت بر امور حیات‌وحش محیط‌زیست مازندران، سال ۱۳۸۶ یک مرکز تکثیر در اسارت مرال در سمسکنده تأسیس شد. در این بازه زمانی ۱۷ساله دولت برای این مرکز هزینه‌ کرده و جمعیت مرال‌های آن افزایش داشته است. اما درنهایت این مرال‌ها به مراکز خصوصی و باغ‌وحش‌ها ارسال می‌شوند. «ما باید بتوانیم این جمعیت‌ها را به مناطق آسیب‌دیده در عرصه‌های طبیعی تزریق کنیم. متأسفانه درباره گونه درنا نتوانستیم موفق باشیم؛ زیرا این گونه مهاجر بود. اما امیدواریم درباره مرال که محدوده زیستگاهی‌اش در استان است، به موفقیت برسیم.»

ربیعی هدف از صد روز قرنطینه مرال‌ها را سازگاری آنها با محیط جدید می‌داند. «چهار مرال در این بازه زمانی با ارتفاع،‌ صدای محیط و… سازش پیدا کرده‌اند. درعین‌حال، با نصب ردیاب‌ها، داده‌هایی از آنها ارسال می‌شود که به رفتارشناسی این گونه کمک می‌کند. ما امیدواریم با موفقیت این طرح بتوانیم آن را به سایر استان‌های همجوار اعم از گلستان یا گیلان تعمیم دهیم.»

یکی از دلایل اهمیت این پروژه از نگاه این مقام مسئول، مشارکت جامعه محلی است. «اهالی روستای ملاکلا حضور پررنگی در اجرای پروژه داشتند. ما شاهدیم حتی کسانی که سابقه شکار داشتند، اشتیاق زیادی به حفاظت از مرال‌ها نشان می‌‌دهند‌، شرایط آنها را رصد و هرگونه خبری را با اشتیاق دنبال می‌کنند.»

تا امروز که این گزارش در حال نوشته شدن است، خوشبختانه چهار مرال سالمند،‌ نه طعمه پلنگ شده‌اند و نه شکار توسط شکارچیان! «ما تمایل داشتیم که رهاسازی در ارتفاع بالاتری انجام شود تا بتوانند به گله‌های وحشی ملحق شوند، اما باتوجه‌به اینکه هر مرال نر بین ۲۵۰ تا ۳۰۰ کیلو و ماده‌ها بین ۱۵۰ تا ۲۰۰ کیلو وزن دارند، این کار میسر نشد. بااین‌حال، امیدواریم با گرم شدن هوا ارتفاع بگیرند و به گله‌های وحشی ملحق شوند.»

ربیعی همچنین امیدوار است این پروژه الگویی برای سایر مناطق و کشورها باشد. «مرال‌ها در آسیای میانه و قفقاز پراکنش داشتند، اما در کشورهایی مانند ارمنستان و… جمعیتشان از دست رفته است. امیدواریم با موفقیت این پروژه، شاهد احیای مرال در برخی کشورهای آسیای میانه و قفقاز و درعین‌حال زیستگاه‌های تاریخی این گونه در کشورمان باشیم.»

به‌گفته رئیس اداره نظارت بر امور حیات‌وحش محیط‌زیست مازندران احیای زیستگاه‌های تاریخی در کنار رهاسازی به یک عامل اصلی نیاز دارد که مشارکت مردم است. «آموزش،‌ آگاهی‌رسانی و مشارکت اصلی‌ترین عامل در موفقیت چنین پروژه‌هایی است. اگر مردم بدانند بازوحشی‌سازی و رهاسازی یک گونه به چه میزان هزینه، زمان،‌ نیروی انسانی و … نیاز دارد، در حفاظت از گونه‌ها حساسیت بیشتری به خرج می‌دهند.»

 

صد روز نگهبانی با استرس حمله پلنگ و خرس

«غلامحسن زالکانی» از قرق‌بانان مرال در این صد روز است. او پویش مردمی «نهرو» و کمک اهالی «ملاکلا» و «صلاح‌الدین‌کلا» را عامل اصلی در پیشبرد پروژه می‌داند و در ادامه کارهایی را که در این بازه زمانی انجام داده است، شرح می‌دهد. «اوایل که مرال‌ها آمدند، به آنها یونجه می‌‌دادیم و بعد سراغ گونه‌هایی مثل دارواش، تمشک و … رفتیم. ما علف‌ها را روی درخت می‌گذاشتیم تا حالت طبیعی داشته باشند. تمشک را بیشتر دوست داشتند و بعد از خوردن تمشک سراغ دارواش می‌رفتند. اینها که تمام می‌شد پیچک می‌خوردند. دقیقه ۹۰ اگر باز هم گرسنه بودند، از همیشک‌ها تغذیه می‌کردند؛ همیشک کمی تلخ است.»

 از زالکانی پرسیدم سختی‌های کار چه بود؟ «چالش زیاد داشتیم،‌ در منطقه به خاطر حفاظت پلنگ زیاد شده و استرس حمله خرس و پلنگ داشتیم. می‌ترسیدیم مبادا بلایی سر مرال‌ها بیاید. برای همین، شبانه‌روز نگهبانی می‌‌دادیم.»

غلامحسن زالکانی، قرق‌بان: بخواهم حساب کنم ۲۰۰ نفر به ما کمک کردند. شب‌ها پیش ما می‌ماندند و هر کاری از دستشان برمی‌آمد، برایمان انجام می‌‌دادند. آنها انرژی مثبت به ما منتقل می‌کردند. با همراهی آنها بدترین شکارچیان با ما همراه شدند. شاهد بودم یک شکارچی به دوستش می‌گفت من چه بدبخت بودم که مرال‌ها را شکار می‌کردم

به‌گفته این همیار محلی، پویش مردمی نهرو که اعضایش از روستاهای منطقه، شهرهای اطراف و حتی برخی ساکنان تهران و … هستند به افزایش آگاهی و مشارکت مردم منجر شده است. «بخواهم حساب کنم ۲۰۰ نفر به ما کمک کردند. شب‌ها پیش ما می‌ماندند و هر کاری از دستشان برمی‌آمد، برایمان انجام می‌‌دادند. آنها انرژی مثبت به ما منتقل می‌کردند. با همراهی آنها بدترین شکارچیان با ما همراه شدند. شاهد بودم یک شکارچی به دوستش می‌گفت من چه بدبخت بودم که مرال‌ها را شکار می‌کردم.»

رهاسازی که انجام شد، برای سه روز خبری از دو مرال نبود تا اینکه دوباره پیامی از آنها آمد. در این بازه زمانی نگرانی به جان زالکانی افتاده بود که مبادا اتفاقی افتاده باشد. پس از سه روز دوباره گروه چهارتایی تکمیل شد. «نمی‌دانم پلنگ را دیده و از هم جدا شده بودند یا چیز دیگری بود. اما خیلی خوب شد که دوباره هم را پیدا کردند،‌ الان هشت چشم برای حفاظت از خودشان دارند.»

 

از خدا می‌خواهم زنده بمانند

«کریم شیرمحمدی» قرق‌بان،‌ قدردان همه است؛ از رئیس دانشگاه و دانشکده گرفته تا مدیران محیط‌زیست،‌ مدیران جنگل تحقیقاتی، پویش مردمی نهرو و کارشناسانی که همراهی کردند تا پروژه به سرانجام برسد. «۲۴ساعته از مرال‌ها حفاظت کردیم. یک شیف رجب عباسی بود و آقای کاویانپور و شیفت بعدی آقای فاروقی و جواد بور. البته آقای قزوینی هم کارهای اداری را انجام می‌داد. خاطرم است شبی که آنها را آوردند ساعت حوالی ۱۱ و ۱۲ شب به منطقه رسیدند. ماشالله! نر پنج‌ساله خیلی سنگین بود و ما باید جعبه را تا صد متر بالا می‌بردیم. با اهالی تماس گرفتیم و ۱۶ تا ۱۷ نفر بدون گرفتن هیچ پولی و با خوشحالی به ما کمک کردند. من دست تک‌تک آنها را می‌بوسم و از پویش مردمی نهرو هم تشکر می‌کنم.»

کریم شیرمحمدی، قرق‌بان: ما به این مرال‌ها وابسته شده بودیم. هر روز به آنها غذا می‌دادیم و مراقبشان بودیم. از خدا می‌خواهم به آنها کمک کند تا زنده بمانند و طعمه پلنگ نشوند

روزی که رهاسازی انجام شد، شیرمحمدی و همکارانش گریه می‌کردند. «ما به این مرال‌ها وابسته شده بودیم. هر روز به آنها غذا می‌دادیم و مراقبشان بودیم. از خدا می‌خواهم به آنها کمک کند تا زنده بمانند و طعمه پلنگ نشوند.» 

 

نگران نازگلم

برای «فردین اکبرزاده» «نازگل» متفاوت از سه مرال دیگر بود. «وقتی در حال نگهبانی دور سایت دور می‌زدیم، همراه ما می‌آمد. از مژده، باران و کاووس آرام‌‌تر بود و همین رفتارش باعث شد بیش از بقیه به او وابسته شوم.»

در این هفته‌ها که رهاسازی انجام شده، این قرق‌بان نگران هر چهار مرال و البته بیش از همه «نازگل» است. «چندروز قبل که برف آمد، وارد جنگل شدیم و ردشان را زدیم. از دور نگاهشان کردم، دیدم که سلامتند. ما مدام مرال‌ها را با دوربین رصد می‌کنیم، اما می‌ترسم نازگل به‌واسطه آرام بودن در زمان حمله پلنگ نتواند فرار کند.»

با وجود نگرانی‌ها در این ۲۴ روز، باران، مژده، کاووس و نازگل توانسته‌اند جمع کوچکشان را حفظ کنند. امید قرق‌بانان، کارشناسان‌، مسئولان و اساتید دانشگاه دخیل در پروژه این است که با فرارسیدن بهار و گرم شدن هوا،‌ چهار مرال به گله‌های وحشی ملحق شوند تا هم آنها در فضای امن‌تری قرار گیرند و هم داده‌های بیشتری درباره رفتارشناسی پلنگ ارسال شود. با اطلاعاتی که از ردیاب‌ها می‌رسد، می‌توان به حفاظت بیشتر و احیای زیستگاه‌های تاریخی مرال‌ در ایران امیدوار بود.

حمایت سازمان محیط‌زیست ضامن سریالی شدن رهاسازی گوزن‌ قرمز

سازمان حفاظت محیط‌زیست تابه‌حال با صرف هزینه بالا، دست به احداث مراکز تکثیر در اسارت حیات‌وحش در سطح کشور زده است تا گونه‌های حمایتی را از خطر انقراض نجات دهد. این هزینه‌ها اعم از تأسیس ابنیه، محصور کردن مناطق با فنس‌کشی، تغذیه دستی، هزینه‌های پرسنلی و امثال آن است که در نوع خود هنگفت بود، اما به‌دلیل عدم رهاسازی نمونه­‌های تکثیریافته به طبیعت، عملاً این فعالیت به نتیجه غایی خود که ترمیم و احیای محیط‌زیست طبیعی است، دست نیافته و ابتر باقی مانده است.

ازاین‌رو، با شناسایی این کاستی به‌عنوان حلقه گمشده حفاظت از حیات‌وحش غنی ناحیه هیرکانی، پروژه بازوحشی‌سازی مرال هیرکانی در دانشکده منابع طبیعی و علوم دریایی دانشگاه تربیت مدرس در شهرستان نور آغاز شد که خوشبختانه با همکاری خوب و قابل تقدیر سازمان حفاظت محیط‌زیست کشور و اداره‌کل آن در استان مازندران همراه بود. در عین هزینه‌های قابل‌توجه تأسیس این سایت برای دانشکده، حضور سرکار خانم دکتر انصاری به‌عنوان رئیس سازمان به‌اتفاق معاون محیط طبیعی ایشان و حمایت معنوی این عزیزان از پروژه که در بازدید حضوری از سایت بازوحشی‌سازی مرال رخ داد، قوت قلبی برای ادامه این راه بود.

پروژه بازوحشی‌سازی برای مرال هیرکانی برای اولین‌بار در کشور به‌شکلی کاملاً علمی و با هدف استانداردسازی چهارچوب‌های اجرایی آن در دانشکده انجام شده است. نوبت اول پروژه وارد فاز نهایی خود شده و تا این لحظه که در ماه چهارم آن هستیم، نتایج بسیار خوبی عاید شده است. برای نوبت‌های بعدی نیز قرار است این فعالیت با آزادسازی تعداد بیشتری مرال در طبیعت بکر منطقه حفاظت‌شده البرز مرکزی که جنگل آموزشی دانشکده نیز در آن واقع شده، انجام شود. بنابراین، در برنامه است تا در نوبت‌های بعدی نیز گوزن‌های تطابق یافته با شرایط طبیعی پس از انتقال از سایت تکثیر سمسکنده به جنگل آموزشی تحقیقاتی دانشکده به وسعت تقریبی دو هزار هکتار منتقل شوند و پس از سازگاری نهایی با شرایط جدید به طبیعت بازگردند تا به ترمیم و احیای جمعیت ازدست‌رفته حیات‌وحش در منطقه کمک کنند. در کنار این فعالیت ارزشمند و نوآورانه، دانشگاه انتظار دارد سازمان حفاظت محیط‌زیست و دفاتر حیات‌وحش همکاری‌های لازم را با آنان داشته باشند تا تحقیقات و پروژه‌های محیط‌زیست طبیعی را به‌صورت کاربردی و با تمرکز بر حل مسائل موجود پیش ببرند. درحقیقت، این به‌معنی استفاده از توان علمی دانشگاه‌ها برای برون‌رفت از مسائل محیط‌زیستی است. از طرفی انتظار می‌رود سازمان محیط‌زیست از برنامه‌های تحقیقاتی در زمینه حفظ گونه‌های شاخص و کلیدی از خطر انقراض حمایت کند. آموزش‌های مناسب برای تغییر نگرش و رفتار دانشجویان در حمایت از محیط‌زیست همواره برعهده دانشگاه و نظام آموزش‌عالی کشور است. در کنار آن سازمان‌های اجرایی به‌عنوان بخش اجرا نقش محوری و کلیدی در تکمیل این فرایند را دارند. در پروژه‌هایی مانند بازوحشی‌سازی مرال، انتظار می‌رود با تشکیل کمیته ویژه‌­ای از مسئولین دانشگاه و مدیران سازمان محیط‌زیست این برنامه در افق بلندمدت فعالیت‌های تحت حمایت سازمان قرار گیرد تا اطمینان حاصل شود که این پروژه‌ها ضمن تأمین نیازهای حفاظتی کشور، از پایداری و ثبات در آینده برخوردار خواهند بود.

مرال‌ها به زیستگاه‌های تاریخی خود بازمی‌گردند

هدف اصلی و مشترک تمامی ‌پروژه‌های بازوحشی‌سازی گونه‌های حیات‌وحش، بازگرداندن آنها به زیستگاه‌های تاریخی خود و افزایش جمعیت آنها در کشور است. ما هرگز نمی‌توانیم حذف و محو شدن گونه‌هایی را که طی میلیون‌ها سال سازوکارهای تکاملی در اکوسیستم، نقش‌های کارکردی بلندمدت را در زیستگاه ایفا کرده‌اند، نادیده بگیریم. سازمان محیط‌زیست با هدف حفظ گونه‌های حمایتی از انقراض کامل، سایت‌هایی را تحت‌عنوان سایت تکثیر در اسارت در مناطق مختلف کشور احداث کرده است. برای مثال در هشت نقطه اکنون سایت تکثیر گوزن زرد ایرانی فعال است و احتمالاً تعداد معدودی از این گونه زندگی آزادانه در آخرین زیستگاه تاریخی خود در دز و کرخه داشته باشند.

برای مرال هیرکانی یا همان زیرگونه مرال گوزن قرمز، سایت تکثیر در اسارت سمسکنده ساری تجربیات موفقیت‌آمیزی در تکثیر و ازدیاد نسل این گونه ارزشمند داشته است و اکنون وقت آن رسیده که جمعیت تکثیریافته برای ترمیم نقش اکولوژیک این گونه ارزشمند که شاخص جنگل‌های هیرکانی محسوب می‌شود، به طبیعت بازگردد و به پایداری و ازدیاد اندک جمعیت باقیمانده در جنگل‌ها کمک کند. در نوار سبز هیرکانی که از استان گلستان شروع شده است و تا ارسباران ادامه پیدا می‌کند، هر چقدر از طرف شرق به غرب حرکت می‌کنیم، وضعیت حضور این گونه بغرنج‌تر می‌شود. بیم آن می‌رود با هر تأخیری در اقدام به بازوحشی‌سازی قسمت‌های غربی منطقه هیرکانی به‌طور کامل عاری از مرال شود. حذف بزرگترین علفخوار وحشی از اکوسیستم شمال تبعات جبران‌ناپذیری خواهد داشت که شاید برای آشکار شدن پیامدهای منفی و غیر قابل بازگشت به سال‌ها زمان نیاز باشد.

شاید بتوان اضافه کرد علی‌رغم اینکه هر گونه جانوری ارزش‌های منحصربه‌فردی دارد که با گونه دیگر قابل‌مقایسه نیست، اما مرال (گوزن قرمز) در مقایسه با گوزن زرد ایرانی از چندجنبه در بازوحشی‌سازی مزیت‌هایی دارد. برای مثال، برای مرال حداقل سه گروه جمعیتی با ‌هاپلوتایپ‌های ژنتیکی مختلف شناسایی شده است، که نشان‌دهنده تنوع ژنتیکی بالاتری است. این تنوع ژنتیکی به بقای درازمدت جمعیت کمک می‌کند و خطر انقراض را کاهش می‌دهد. این درحالی‌است که برای گوزن زرد ایرانی جمعیت بنیانگذار این گونه که در دهه ۳۰ شمسی بازشناسایی شد، از ابتدا کم بود و به‌دلیل درون‌آمیزی و هم‌خونی بالا، تنوع ژنتیکی آن در تمامی‌ سایت‌های هشت‌گانه امروز در ایران به‌شکل قابل‌ملاحظه‌ای پایین است. این باعث می‌شود جمعیت در برابر بیماری‌ها و تغییرات محیطی و حتی تغییراقلیم ‌در آینده آسیب‌پذیرتر باشد.

از نظر سازگاری با محیط باید گفت مرال به شرایط مختلف محیطی از جمله جنگل‌ها و مناطق کوهستانی شمال ایران و نوار سبز هیرکانی سازگار است. این سازگاری به آن کمک می‌کند تا در بازوحشی‌سازی به‌راحتی به زیستگاه‌های طبیعی خود بازگردد. اما برای گوزن زرد ایرانی محدودیت‌های جغرافیایی و زیستگاه‌های تخریب‌شده وضعیت وخیم‌تری دارد و این باعث می‌شود تا بازگرداندن آن به زیستگاه‌های تاریخی چالش‌های بیشتری به‌همراه داشته باشد.

بنابراین، اگر موضوع مقایسه پایداری این دوگونه یعنی مقایسه مرال و گوزن زرد بعد از بازوحشی‌سازی باشد، می‌توان اذعان داشت به‌دلیل برخورداری از تنوع ژنتیکی و مهیا بودن زیستگاه‌های بیشتر در شمال کشور، انتظار می‌رود پایداری جمعیت مرال در بازوحشی‌سازی بیشتر باشد و به نتایج عینی و ملموس در احیای جمعیت ختم شود. این پایداری به‌معنای آن است که جمعیت به‌راحتی می‌تواند خود را در محیط طبیعی حفظ کند، درحالی‌که برای گوزن زرد ایرانی به‌دلیل فقر ژنتیکی، استقرار یک جمعیت پایدار از آن با چالش‌های جدی‌تری همراه است؛ به‌ویژه اینکه زیستگاه‌های اصلی باقیمانده از این گونه را باید به‌شدت محدودشده توصیف کرد. این باعث می‌شود بازوحشی‌سازی گوزن زرد به‌معنی واقعی با چالش‌های بیشتری همراه باشد.

سیلاب فراه‌رود به جای تثبیت گرد و غبار تالاب راهی زهکش ادیمی شد

علی رغم هشدار کارشناسان مبنی بر ممنوعیت خروج آب از تالاب هامون سابوری و صرف این آب برای تثبیت خاستگاه‌های گرد و غبار، منابع محلی از تکرار تجربه تلخ و ناموفق انتقال سیلاب رودخانه فراه و تالاب هامون سابوری به زهکش ادیمی توسط یک قرارگاه نظامی خبر دادند.

پرسش اصلی این است که با توجه به تجربه تلخ سال گذشته مبنی بر تبخیر آب زهکش ادیمی، انتقال آب کانال تالاب هامون سابوری به زهکش مذکور با هماهنگی یا اخذ مجوز از دستگاه‌های متولی صورت گرفته است؟ آیا برای انتقال این آب برنامه‌ای وجود دارد؟ با توجه به اهمیت وجود آب برای تثبیت کانون‌های بحرانی و ضرورت مشارکت جامعه محلی، چرا اهداف و برنامه‌های دستگاه‌های متولی برای مردم شفاف سازی نمی‌شود؟
از دیرباز آب مورد نیاز شرب و کشاورزی منطقه سیستان و شهرستان زاهدان از آورد رودخانه هیرمند ذخیره شده در چاه‌نیمه‌ها، تامین می‌شد و از آورد رودخانه فراه جهت مصارف زیست محیطی و مرطوب‌سازی بخشی از بستر تالاب هامون استفاده می‌گردید.

دو سال قبل براساس یک تحلیل نادرست امنیتی مبنی بر اینکه در صورت عدم ورود آب به منطقه سیستان تا حوالی بهمن ماه سال ۱۴۰۱؛ منجر به اتمام آب شرب منطقه می‌شود، بنابراین براساس همان تحلیل نادرست، شرکت آب نیرو مکلف شد که در بستر تالاب هامون حدود ۲۸ کیلومتر کانال حفر کند که سیلاب رودخانه فراه به زهکش ادیمی منتقل و سپس توسط تاسیسات طرح موسوم به ۴۶ هزار هکتاری برای مصارف شرب به یکی از چاه‌نیمه‌های سیستان منتقل شود، اما در آن سال هیچ آبی از طریق رودخانه فراه وارد تالاب هامون سابوری نشد و به رغم تشدید بحران آب شرب به علت ناکارآمدی دولت وقت، ذخایر آب منطقه تا زمان ورود سیلاب در سال آبی گذشته و همزمان با تکمیل بزرگترین آب‌شیرین‌کن فراساحلی خاورمیانه، کفاف بخشی از نیاز سیستان و زاهدان را داد.

در سال آبی گذشته علی رغم ورود ۳۰۰ میلیون مترمکعب به چاه‌نیمه‌ها، میزان قابل توجهی از آب موجود در تالاب هامون برای انتقال به چاه‌نیمه‌ها در زهکش ادیمی دپو شد، اما این آب به چاه نیمه ها منتقل نگردید، از ظرفیت آن برای تثبیت خاستگاه‌های گرد و غبار استفاده نشد و به کاسه تبخیر تبدیل گردید.

در سال آبی جاری نیز به رغم وجود آب در چاه‌نیمه‌ها و ورود سیلاب از طریق رود هیرمند، یک قرارگاه نظامی اقدام به نصب ایستگاه پمپاژ کرده و آب درون کانال تالاب هامون سابوری را به زهکش ادیمی منتقل می‌کند.
طی یکسال گذشته حدود ۱۰۰ میلیون مترمکعب آب مصرف و یا تبخیر شد، میزان آب انتقالی از تالاب هامون سابوری قرار است به حجم تبخیر آب بیفزاید؟ مادامی که هیچ طرحی برای کاهش میزان تبخیر آب چاه‌نیمه‌ها وجود ندارد، افزایش میزان ذخیره آب چاه نیمه ها از محل آورد فراه‌رود چه ضرورتی دارد؟ چرا قرارگاه مذکور به جای انتقال آب تالاب هامون، نسبت به اجرای طرح‌هایی برای کاهش میران تبخیر آب چاه‌نیمه‌ها اقدام نمی‌کند؟ وقتی که خاستگاه‌های گرد و غبار در تالاب هامون سابوری، سیستان را به آلوده ترین شهر جهان شُهره کرده، براساس کدام منطق آب موجود در این تالاب به جای دیگری منتقل می‌شود؟

وجود دایک مرزی و کانال هامون سابوری، پخش طبیعی سیلاب در بستر تالاب هامون را غیر ممکن کرده است، بنابراین باید برای تسهیل شرایط زندگی اهالی سیستان، باید با استفاده از ظرفیت کانال تالاب هامون سابوری در محل کانون‌های بحرانی برداشت گرد و غبار به صورت مصنوعی عملیات پخش آب انجام شود.
مادامی که در عمل زمام امور از دست دستگاه‌های متولی متخصص امر خارج و اختیارات به یک قرارگاه نظامی منتقل شود، طبیعی است که ملاحظات زیست محیطی نادیده انگاشته می‌شود و بدین ترتیب مردم متضرر خواهند شد.

اگر دستگاه‌های متولی حوزه آب و محیط زیست توان نصب ایستگاه پمپاژ و انتقال آب در شرایط اضطراری را ندارند و این‌کار باید توسط یک قرارگاه نظامی صورت گیرد، چرا این دستگاه‌ها تعطیل نمی‌شوند تا در شرایط اسفناک اقتصادی کنونی، بودجه کشور صرف دستگاه‌های ناکارآمد نشود؟ در این زمینه باید نماینده عالی دولت در استان پاسخ دهد./پیام ما

برندها در خدمت تغییرات اجتماعی

 نخستین دورهمی «گفتمان مسئولانه» با حضور مدیران مسئولیت اجتماعی برندهای معتبر و فعالان اقتصادی و اجتماعی توسط خیریه مهرآفرین برگزار شد. این نشست به‌‎عنوان فرصتی برای بررسی نقش مسئولیت اجتماعی در کاهش نابرابری‌ها و تحقق توسعه پایدار مطرح شد.

توسلی، مدیر روابط‌عمومی مهرآفرین، با ارائه آمارهایی از وضعیت نگران‌کننده اجتماعی در ایران، شامل ۱.۶ میلیون کودک کار، ۶ میلیون خانواده مادرسرپرست و ۹۱ هزار کودک بازمانده از تحصیل، بر اهمیت ورود بخش خصوصی به حل این معضلات تأکید کرد. او همچنین خاطرنشان کرد نوآوری اجتماعی می‌تواند راه‌حلی برای کاهش این چالش‌ها باشد.

 

مسئولیت اجتماعی؛ از اخلاق فردی تا استراتژی شرکتی

«امیرعبدالله ستوده»، مدیرعامل گروه گسترش، مسئولیت اجتماعی را به‌عنوان چارچوبی اخلاقی و وجدانی دانست که نقش اساسی در حفظ تعادل میان اقتصاد و محیط‌زیست ایفا می‌کند. او افزود کارآفرینی اجتماعی می‌تواند به‌عنوان روشی مؤثر برای حل مشکلات اجتماعی و اقتصادی جامعه به کار گرفته شود.

 

تعهدی بلندمدت نه اقدامی مقطعی

«جک لی»، مدیرعامل مدیران خودرو، در این نشست بر اهمیت ایجاد مدل‌های پایدار و قابل‌اندازه‌گیری در زمینه مسئولیت اجتماعی تأکید کرد. او افزود برندها باید فراتر از اقدامات کوتاه‌مدت حرکت کنند تا تأثیرات مثبت بلندمدتی در جامعه ایجاد کنند. «بابایی‌زاده»، مدیر برند مدیران خودرو، نیز اشاره کرد که مسئولیت اجتماعی نه‌تنها به جامعه کمک می‌کند بلکه باعث افزایش وفاداری مشتریان به برندها نیز می‌شود.

 

پلی میان تجربه مسئولیت اجتماعی و ساختار تخصصی در اتاق ایران

«فاطمه دانشور»، بنیان‌گذار مهرآفرین، از تأسیس کمیسیون مسئولیت اجتماعی در اتاق بازرگانی به‌عنوان دستاورد مهم این خیریه یاد کرد. او گفت مسئولیت اجتماعی دیگر یک انتخاب نیست، بلکه ضرورتی استراتژیک است که هم به جامعه کمک می‌کند و هم به ارزش برندها افزوده می‌شود.

در این نشست، پنل تخصصی با حضور مدیران مسئولیت اجتماعی از برندهای مطرحی همچون دیجی‌کالا، مدیران خودرو، اوان و جایزه مسئولیت اجتماعی برگزار شد. در این پنل، نقش واقعی مسئولیت اجتماعی در کسب‌وکارها، چالش‌ها و تأثیر آن بر پایداری اجتماعی، زیست‌محیطی و اقتصادی مورد بررسی قرار گرفت. «شقاقی»، مدیر مسئولیت اجتماعی مهرآفرین، فرصت‌های کلیدی این حوزه را شامل توانمندسازی مادران و کودکان، تأمین سرپناه برای افراد آسیب‌پذیر، سرمایه‌گذاری در سلامت، آموزش و محیط‌زیست، و توسعه همکاری‌های بین‌بخشی در مسئولیت اجتماعی عنوان کرد.

 

محرک نوآوری در مسئولیت اجتماعی شرکتی

«تایماز سید مصطفائی»، دبیر جایزه مسئولیت اجتماعی، مهرآفرین را فراتر از یک خیریه سنتی دانست و آن را محرک و مجری پروژه‌های نوآورانه مسئولیت اجتماعی در کشور معرفی کرد. او افزود برندهای مسئولیت‌پذیر با جلب وفاداری مشتریان و افزایش اعتبار خود، درواقع به پاسخ مثبت از طرف جامعه و مصرف‌کنندگان دست می‌یابند.

 

آغاز همکاری‌های گسترده‌تر میان برندها و سازمان‌های مردم‌نهاد

این رویداد به‌عنوان نقطه‌عطفی در گسترش همکاری‌های بخش خصوصی و سازمان‌های مردم‌نهاد شناخته می‌شود. این همکاری‌ها می‌توانند مدل‌های مؤثر و پایدار برای کاهش نابرابری‌های اجتماعی و ایجاد مسئولیت اجتماعی شرکتی مؤثر در کشور فراهم کنند.

جنگلداری، کلید احیای منابع طبیعی

جنگل‌ها منابع تولیدی دائمی هستند که چنانچه به‌درستی در آنها دخالت‌هایی صورت گیرد، موجودی سرپای آنها هرگز به صفر نمی‌رسد. کارایی جنگل‌ها اعم از تولید چوب، جذب انیدرید کربنیک هوا، افزایش میزان بارندگی، ممانعت از فرسایش خاک و موارد دیگر اموری طبیعی هستند که اجرایی شدن آنها وابسته به سلامت جنگل و رشد درختان آن دارد. هر جنگلی رشد بهتر و بیشتری داشته باشد، به همان نسبت هم سالم‌تر و کار‌آیی‌های بیشتری خواهد داشت. جنگل‌های کشور بنابر اصل قانون تنفس در زمره جنگل‌های تخریب‌شده محسوب می‌شوند که نیاز شدید به احیا شدن دارند.

مهمترین هدف از هرگونه دخالت‌های جنگلشناسی در جنگل به عکس نظر برخی از عوام به‌هیچ‌وجه تولید چوب نیست؛ کما اینکه در جنگل‌های کاملاً طبیعی و دست‌نخورده که هیچ‌گونه دخالتی نیز در آنها صورت نمی‌گیرد، باز هم چوب به‌طور طبیعی تولید می‌شود. امر تولید چوب در هر جنگلی اعم از جنگل تخریب‌شده و یا تخریب‌نشده امری کاملاً طبیعی است. بنابراین، هدف از دخالت‌های جنگل‌شناسی در جنگل‌ها مطلقاً محدود به تولید چوب نیست بلکه هدف اصلی از این دخالت‌های احیایی و پرورشی نخست استواری جنگل و مساعد کردن هرچه بیشتر زمینه‌های استمرار تولید است. این‌گونه دخالت‌های جنگل‌شناسی، موجب افزایش کارآیی‌های بیشتر را در جنگل‌ها می‌شوند، رشد کمی آنها را افزایش می‌دهند و این رشد کمی را به رشد کیفی مبدل می‌کنند.

باز کردن تاج پوشش جنگل موجب گسترده شدن تاج درختان و افزایش فعالیت‌‌های فتوسنتزی توأم با جذب هرچه بیشتر انیدرید کربنیک از هوا است. جنگلی از استواری و استمرار تولید دائمی برخور‌دار است که در آن تعادل نسبی مابین تولیدکنندگان، مصرف‌کنندگان و تغییردهندگان موجود باشد. شرط لازم به‌منظور دستیابی به این هدف نیز اجرا کردن اصول اساسی و زیربنایی فعالیت‌های اقتصادی، بوم‌شناسی و اجتماعی است. تجارب بیش از دویست‌و‌اندی سال جنگلداری در جهان نشان داده است درعمل فعالیت‌های اقتصادی جنگل‌ها بر سایر اهداف برتری داده شده‌اند. رعایت تمامی اصول اکولوژی و حل مسائل اجتماعی زمانی به اجرا درآمده است که بخشی از درآمد‌های حاصل از فعالیت‌های اقتصادی جنگل صرف تأمین هزینه‌های این اقدامات شوند و یا اینکه هزینه‌های مربوط به رفع نیازمندی‌های آنها خارج از جنگل و از طریق منابع خارجی و یا درآمدهای دولتی تأمین شوند. تجارب مختلف نشان داده‌اند دستیابی به اهداف اکولوژیکی تنها از طریق صندوق دولت عملاً در بلندمدت نتایج مناسبی به‌همراه نداشته است.

وصل کردن استواری اکوسیستم‌های جنگلی به منابع خارجی عملاً جنگل‌ها را از منابع تولیدی پایان‌ناپذیر به منابع مصرفی مبدل می‌کند که درنهایت به رها شدن جنگل به حال خود و ناپایداری تدریجی آن منجر می‌شود. امری که سالیان زیاد است در جنگل‌های خارج از شمال کشور نیز رخ داده است. تجارب هشت سال گذشته قانون تنفس نیز نشان داده است انتظار دریافت بودجه از اینجا و آنجا راه به جایی نخواهد برد و جز اتلاف وقت و تخریب بیشتر جنگل‌ها دستاورد دیگری به‌همراه نخواهد داشت. واقعیت این است که در هیچ کجای جهان چه در کشور‌های بسیار ثروتمند و چه در کشور‌های فقیر جنگل‌ها تنها با هزینه‌های جاری دولت‌ها اداره نمی‌شوند، مخصوصاً که بیشترین این جنگل‌ها نیز به بخش‌های خصوصی تعلق دارند. کمک‌های دولت‌ها در مواقع ضروری در پیشبرد اهداف اکولوژی مؤثرند، اما به‌طورکلی جنگل‌ها برپایه اصل خودکفایی مطلق مستقر هستند و نیازمندی‌های اقتصادی، اکولوژی آنها از طریق فروش تولیدات جنگلی اعم از چوب، انیدرید کربنیک، حیات‌وحش، فعالیت‌های تفریحی و غیره تأمین می‌شود. در کشور اتریش بیش از نصف درآمد ارزی کشور از ۴.۲ میلیون هکتار جنگل و خدمات جنگلی تأمین می‌شود. وضعیت در سایر کشور‌های اروپایی مانند آلمان، فرانسه، سوییس و غیره نیز کم‌وبیش مانند این کشور است.

امروزه جنگل‌هایی که در اختیار سازمان محیط‌زیست قرار گرفته‌اند و هزینه‌های جاری آنها کم‌وبیش از طریق منابع دولتی تأمین می‌شود، از وضعیت چندان مناسبی برخوردار نیستند. عدم استقرار زادآوری طبیعی با حضور دائمی دام و حیات‌وحش شرایط کنونی و آینده آنها را با مخاطرات شدیدی مواجه ساخته است. در این قبیل جنگل‌های واگذاری‌شده هیچ‌گونه طرح و برنامه مشخصی برای آینده، پیش روی به‌جز رها کردن آنها به حال خود منتشر نشده است. جنگل‌هایی که در حال حاضر تحت‌نظر این سازمان محیط‌زیستی اداره می‌شوند نیز مانند سایر جنگل‌های کشور در زمره جنگل‌های تخریب‌شده در قانون تنفس به حساب می‌آیند. آنها نیز مانند سایر جنگل‌های تخریب‌شده شدیداً نیاز به دخالت‌های احیایی و پرورشی دارند. این منابع جنگلی در شرایط کنونی و با وجود انبوه مشکلات اجتماعی و بالاخص حضور فعال دام و توسعه جمعیت حیات‌وحش هرگز به جنگل‌های طبیعی دست‌نخورده مبدل نخواهند شد.

در این جنگل‌ها حتی ابتدایی‌ترین اقدامات در مورد آماربرداری و پایش منتشر نشده است و کمترین اطلاعی از وضعیت گذشته، حال و آینده آنها در دسترس نیست. در این شرایط بحرانی واگذار کردن حدود ۲۰ درصد از بقیه جنگل‌های کوهستانی که در شیب‌های بیش از ۶۰ درصد قرار دارند نیز به پارک‌های ملی و در اختیار نهادن آنها به سازمان محیط‌زیست تکرار همان اشتباهاتی است که تاکنون در مورد واگذاری سایر جنگل‌ها به‌عمل آمده است. این جنگل‌های پرشیب بیشترین سهم از جنگل‌های تخریب‌شده را به خود اختصاص می‌دهند که نیاز فوری به احیا و پرورش دارند. سرچشمه بیشترین سیلاب‌های فاجعه‌برانگیز و مهیب در کشور به‌خصوص در شمال کشور در این عرصه‌های پرشیب جنگلی است. سیل‌های چندسال اخیر در حوضه‌های آبخیز رودخانه سه هزار و جنگل‌های گلستان که موجب خسارت زیادی شدند، نمونه بارز اداره کردن این نوع جنگل‌ها است. تهیه و اجرای طرح‌های جنگل‌داری در این جنگل‌های کوهستانی بالاخص جنگل‌های حفاظتی غیرقابل بهره‌برداری نسبت به سایر طرح‌های جنگلداری حق تقدم دارند. تا زمانی که برای این قبیل از جنگل‌های کوهستانی تدابیر احیایی و پرورشی اتخاذ نشود و آنها مانند گذشته به حال خود رها شوند، کشور کماکان و بدون استثنا با مشکلات و مسائل ناشی از سیل‌های مهیب و تخریب‌کننده دست به گریبان خواهد بود.

حفظ چرخه کربن با حفاظت از تالاب‌ها

تالاب‌ها از مهمترین مخازن طبیعی کربن محسوب می‌شوند که نقش حیاتی در تنظیم چرخه کربن جهانی دارند. بااین‌حال، تغییرات محیطی نظیر گرم شدن زمین، نوسانات سطح آب و فعالیت‌های انسانی، توانایی آنها در ذخیره‌سازی و آزادسازی کربن را تحت‌تأثیر قرار داده است. این نوشتار مروری به بررسی مطالعات انجام‌شده در این زمینه پرداخته و اثرات این تغییرات بر چرخه کربن در تالاب‌ها را تحلیل می‌کند. نتایج نشان می‌دهند افزایش دما، تغییرات هیدرولوژیکی و فعالیت‌های انسانی مانند زهکشی و کشاورزی، منجر به کاهش ظرفیت ذخیره‌سازی کربن در تالاب‌ها و افزایش انتشار گازهای گلخانه‌ای می‌شود. در ادامه این نوشتار همچنین راهکارهایی برای حفظ و احیای تالاب‌ها جهت مقابله با تغییراقلیم ارائه شده است.

تالاب‌ها به‌عنوان یکی از مهمترین اکوسیستم‌های طبیعی، نقش کلیدی در جذب و ذخیره‌سازی کربن دارند. باوجوداین، تغییراقلیم و فعالیت‌های انسانی باعث اختلال در عملکرد زیستی این اکوسیستم‌ها شده و روند ذخیره‌سازی و آزادسازی کربن را تغییر داده‌اند. هدف این نوشتار، مرور مطالعات انجام‌شده در زمینه تأثیر عوامل مختلف محیطی بر چرخه کربن تالاب‌ها و ارائه راهکارهایی برای مدیریت پایدار آنها است.

تالاب‌ها و چرخه کربن

افزایش دما منجر به تغییر در تجزیه مواد آلی و افزایش نرخ انتشار گازهای CO₂ و CH₄ از تالاب‌ها می‌شود. همچنین، تغییرات دمایی روی فعالیت‌های میکروبی و تجزیه‌کننده‌های مواد آلی تأثیر مستقیم دارد که می‌تواند باعث کاهش ذخیره کربن در تالاب‌ها شود.

به‌علاوه، نوسانات سطح آب یکی از عوامل تعیین‌کننده در میزان جذب و رهاسازی کربن است. کاهش سطح آب می‌تواند باعث افزایش معدنی‌شدن مواد آلی و افزایش انتشار CO₂ شود، درحالی‌که افزایش سطح آب ممکن است به تجمع بیشتر مواد آلی و درنتیجه ذخیره‌سازی بیشتر کربن منجر شود.

فعالیت‌های انسانی نظیر زهکشی تالاب‌ها، تبدیل آنها به زمین‌های کشاورزی و ورود آلاینده‌ها نیز می‌تواند ظرفیت ذخیره‌سازی کربن را کاهش دهد و منجر به افزایش انتشار گازهای گلخانه‌ای شود. مطالعات نشان می‌دهند تالاب‌هایی که تحت‌تأثیر فعالیت‌های انسانی قرار گرفته‌اند، میزان انتشار گازهای گلخانه‌ای بیشتری نسبت به تالاب‌های طبیعی دارند.

‌این نوشتار همچنین مروری براساس تحلیل مطالعات پیشین و بررسی یافته‌های موجود در زمینه تأثیر تغییرات محیطی بر چرخه کربن تالاب‌ها تدوین شده است. منابع علمی معتبر، مقالات پژوهشی و گزارش‌های بین‌المللی مورد بررسی قرار گرفته‌اند تا تأثیر تغییراقلیم و فعالیت‌های انسانی بر توانایی تالاب‌ها در ذخیره و آزادسازی کربن روشن شود.

مطالعات نشان داده‌اند افزایش دما باعث افزایش نرخ تجزیه مواد آلی و کاهش توانایی تالاب‌ها در ذخیره‌سازی کربن می‌شود. همچنین، میزان انتشار گاز متان (CH₄) که یک گاز گلخانه‌ای قوی‌تر از CO₂ است، در تالاب‌های گرم‌تر افزایش می‌یابد. به‌علاوه، در دوره‌های خشکسالی، میزان انتشار CO₂ از تالاب‌ها افزایش می‌یابد، درحالی‌که در شرایط مرطوب‌تر، میزان ذخیره‌سازی کربن بیشتر است. این نتایج نشان‌دهنده اهمیت پایداری شرایط هیدرولوژیکی تالاب‌ها در حفظ ذخیره کربن است. بررسی منابع علمی همچنین  نشان داده است تخریب تالاب‌ها و تغییر کاربری آنها تأثیر منفی بر ظرفیت ذخیره‌سازی کربن دارد. در مناطقی که تالاب‌ها زهکشی شده‌اند، میزان انتشار گازهای گلخانه‌ای به‌طور چشمگیری افزایش یافته است.

برای مدیریت پایدار تالاب‌ها چه می‌شود کرد،‌ اولین راهکار و پیشنهاد احیای تالاب‌ها است. به این منظور، بازگرداندن شرایط طبیعی تالاب‌ها از طریق پر کردن کانال‌های زهکشی و افزایش پوشش گیاهی می‌تواند به حفظ ذخیره‌سازی کربن کمک کند.

مدیریت سطح آب دومین پیشنهاد است؛ کنترل مناسب سطح آب می‌تواند از کاهش شدید ذخیره‌سازی کربن جلوگیری کند. همچنین، کاهش فعالیت‌های مخرب انسانی یعنی محدود کردن تخریب تالاب‌ها و جلوگیری از تغییر کاربری آنها نقش مهمی در حفظ چرخه کربن ایفا می‌کند.

پایش و مدل‌سازی به‌عنوان آخرین راهکار استفاده از فناوری‌های سنجش از دور و مدل‌های اکولوژیکی برای پیش‌بینی تغییرات آینده در میزان ذخیره‌سازی کربن است که می‌تواند به مدیریت بهتر این اکوسیستم‌ها کمک کند.

بررسی مطالعات انجام‌شده نشان می‌دهد تغییرات محیطی از جمله افزایش دما، تغییرات سطح آب و فعالیت‌های انسانی، تأثیر چشمگیری بر میزان ذخیره‌سازی و آزادسازی کربن در تالاب‌ها دارند. حفظ و احیای تالاب‌ها از طریق اقدامات مدیریتی مناسب می‌تواند به کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای و مقابله با تغییراقلیم کمک کند. مطالعات بیشتر در این حوزه می‌تواند به درک بهتر مکانیسم‌های زیستی و ژئوشیمیایی دخیل در چرخه کربن تالاب‌ها کمک کند و راهکارهای بهتری برای مدیریت پایدار آنها ارائه دهد.

منابع:
  • Mitsch, W. J., & Gosselink, J. G. (2015). Wetlands. John Wiley & Sons.
  • Nahlik, A. M., Fennessy, M. S. (2016). Carbon storage in US wetlands. Nature Climate Change, 6(9), 803-808.
  • Kayranli, B., Scholz, M., Mustafa, A., Hedmark, A. (2010). Carbon storage and fluxes within freshwater wetlands: a critical review. Environmental Science & Technology, 44(20), 7729-7733.
  • Reddy, K. R., DeLaune, R. D. (2008). Biogeochemistry of Wetlands: Science and Applications. CRC Press.
  • IPCC. (2021). Climate Change 2021: The Physical Science Basis. Cambridge University Press.

درختان، جان‌‌بخشان خاموش

درخت کرَم هر کجا بیخ کرد             گذشت از فلک شاخ و بالای او
گر امّیدواری کز او بر خوری            به منّت منه ارّه بر پای او  

 (سعدی)

اگر به دیوان و اشعار بزرگان ادب پارسی نظری بیندازیم با اشعار بسیاری مواجه می‌­شویم که در باب فواید و سخاوت بی‌­مانند درختان سروده شده‌­اند و در نظر گرفتن آموزه‌­های آنها مایه رهایی و رستگاری انسان امروز خواهد بود. قصد این نوشتار نه پرداختن به این اشعار که خود مجال مفصل و مستقلی می‌­طلبد، بلکه نگاهی گذرا به فوائد و تواضع درختان در زندگی انسان از دریچه نگاه شاعرانه استاد سخن سعدی شیرازی به‌بهانه شعری است که در آغاز سخن آمد.

شیخ اجل در این ابیات می‌­خواهد به انسان یادآوری کند که اگر می­‌خواهید لطف و محبتی کنید و منتظر دریافت پاداش از طرف باری تعالی هستید، با منت گذاشتن اثر این کار را از بین نبرید. او با اشاره به شاخ و بالای برگذشته از فلکِ درخت درواقع به‌طور ضمنی به سخاوت و بی‌دریغی درخت هم اشاره می‌­کند. با خواندن این ابیات ناخودآگاه به فرهنگ ایرانی و استفاده از مفهوم درخت در زبان فارسی اندیشیدم. مثلا‌ً ضرب‌المثل معروف «درخت هرچه پربارتر، افتاده‌تر» هم با استفاده از تصویر فروتنی و سربه‌زیری درخت به افراد مغرور و متکبر خطابی زیبا دارد. یعنی همان‌طورکه یک درخت هرچه پربارتر باشد و میوه و ثمر بیشتری داده باشد، شاخه­‌هایش بیشتر خم می‌شود، انسان دانا نیز هر چقدر علم و آگاهی‌­اش بیشتر باشد، متواضع‌­تر و بی‌­تکبرتر است. انسان دانا بدون غرور و تکبر تلاش می‌کند تا دیگران نیز از دانش او بهره‌­مند شوند؛ همچون درخت پرثمری که شاخه‌­هایش را خم کرده تا مردم از ثمره وجودش بهره‌مند شوند. به‌این‌ترتیب، گویی آگاهی و درخت از یک جنس هستند. در فرهنگ‌­های غیرپارسی نیز به درخت آگاهی و آگاهی درخت اشاراتی شده است.

چنان که پیداست در خلقت این کره خاکی، به‌وجود آمدن درختان قبل از حیوانات و انسان‌­ها بوده است. درختان همواره مأمن و پناهگاهی برای انسان بوده و هستند. انسان همیشه از همه اجزای این مخلوق بابرکت استفاده و حتی متأسفانه سوء‌استفاده کرده است. از ریشه تا برگ، چوب، میوه و حتی سایه درختان برای انسان مفید بوده است و تا چندین دهه قبل بیشتر وسایل زندگی او از درختان تأمین می‌­شده است. امروز لااقل در بادی نظر این مسئله روشن است که البته ارزش درختان تنها به چوب و میوه آن نیست. درخت در پالایش هوا و دمیدن روح زندگی در این کره خاکی که با گازهای سمی و شیمیایی احاطه شده است، نقش بی‌بدیلی دارد. این موجود به‌زعم من مقدس، در افزایش لطافت هوا، حفظ خاک و گردش آب در طبیعت بسیار مؤثر است و سبب رنگ و روح بخشیدن به شهرها می‌­شود. درختان همه این مزیت‌­ها را از قبیل سرسبزی، اکسیژن، کاهش گرمایی محیط، حفاظت از خاک، کاهش آلودگی، سایه­ گستری، ساخت ابزار و هزاران کاربرد دیگر را، بی‌­دریغ در اختیارمان می‌­گذارند.

 درختان نه‌تنها انسان‌ها بلکه برای پرندگان و دیگر حیوانات و جانوران، همیشه منبع تغذیه و پناهگاه مطبوع بوده‌­اند. علاوه‌بر بخشندگی و تواضع که می‌­توان از درختان یاد گرفت، دیگردوستی هم مقوله‌ای است که می‌­توان از کنار هم بودن درختان آموخت. می‌­توان آموخت که چگونه با پیروی از آرامش و صبر و سخاوت درختان، از وضعیت پیچیده‌­ای که بشر امروزی دچار آن شده است و هر روز سردرگمی و شکنندگی اوضاع به‌ویژه در کشورهای توسعه‌نیافته بیشتر می‌شود، رهایی یافت. در اکثر کشورهای توسعه‌یافته انجام کارهای داوطلبانه و کمک به مؤسسات خیریه امری کاملاً مرسوم است و حتی نوعی رزومه شخصی برای افراد جویای کار تلقی می‌­شود. در این کشورها این فرهنگ را از کودکی به بچه‌ها می‌آموزند، درحالی‌که چنین رویه‌­ای در کشور ما کاملاً مغفول مانده است و توجهی به آن نمی‌شود. متأسفانه در حال حاضر با مشکلات عدیده‌­ای که بشر امروز دارد، خوب بودن خیلی دشوار شده است. اما می‌­شود بی‌دریغی و سخاوت را از درخت آموخت و چنان‌که سعدی درخت را به‌نوعی مظهر سخاوت در نظر گرفته است، بی‌دریغ بخشید و با صبر ایستادگی در انتظار برآمدن بهار ایستاد. می‌­توان از طبیعت دوستی آغاز کرد، از توجه و نوازش درختان و گیاهان گرفته تا مراقبت از محیط‌زیست اطرافمان و همچنین تلاش بی‌وقفه برای درک اهمیت و نقش درختان در زیست جمعی. این تمرین می‌­تواند نگاه ما را به مقوله محیط‌زیست تغییر دهد و به‌سمت تلاش برای ارتقای سطح کیفی زندگی پایدار رهنمون باشد.   

رابطه مرگبار جاده‌ها و دوزیستان

جنگل‌های هیرکانی، با قدمتی بیش از ۴۰ میلیون سال، یکی از ارزشمندترین زیست بوم‌های جهان هستند که در نوار شمالی ایران و بخش کوچکی از جنوب جمهوری آذربایجان گسترده شده‌اند. این جنگل‌ها میزبان گونه‌های متنوعی از جانوران و گیاهان هستند که بسیاری از آنها اندمیک (بومزاد) این منطقه هستند. در میان این تنوع‌زیستی، دوزیستان جایگاه ویژه‌ای برای ما دارند؛ چراکه یک شاخص خوب برای بررسی سلامت زیست‌محیطی یک زیستگاه هستند و از اهمیت اکولوژیک بسیاری برای یک اکوسیستم برخوردارند. متأسفانه این گروه مهم و جذاب به‌واسطه حساسیت‌هایشان، بیش از سایر گروه‌های مهره‌داران در خطر انقراض‌ قرار دارند و گونه‌های بسیاری از آنها در جهان در گرداب مهیب انقراض قرار گرفته‌اند.

 در جنگل‌هاى هیرکانى بیش از هشت گونه دوزیست وجود دارد که سه گونه Paradactylodon persicus، Rana pseudodalmatina، Bufo eichwaldi اندمیک هستند و فقط در این منطقه یافت می‌شوند. همچنین، گونه‌هاى دیگرى نیز هستند که با وجود انحصارى نبودن براى ما اهمیت حفاظتى ویژه‌اى دارند، در این بین می‌شود به سمندر تاجدار قفقازى (Lissotriton lantzi) اشاره کرد، گونه‌اى که احتمال می‌رود در قسمتی از کشور‌هاى همسایه ایران منقرض شده باشد و ایران به‌عنوان شرقى‌ترین زیستگاه این گونه مسئولیت مهمی ‌براى حفاظت از آن دارد.

در فصل تولیدمثل دوزیستان که معمولاً در جنگل‌هاى هیرکانى از اواخر دى‌ماه آغاز و بسته به گونه تا اوایل بهار ادامه دارد، تعداد بى‌شمارى از هر گونه به‌سمت محل‌هاى تولیدمثلى سرازیر می‌شوند و در آنها تجمع می‌کنند. متأسفانه بسیارى از مسیر‌هاى طی‌شده توسط این دوزیستان در سفر سالانه‌شان، توسط جاده‌ها قطع و یا محدود شده است و همین موضوع باعث می‌شود هرساله در فصل زمستان، شاهد تلفات بی‌شمار دوزیستان در جاده‌هاى شمال کشور باشیم!

البته لازم به ذکر است که این چالش فقط مختص به جنگل‌هاى هیرکانى و کشور ایران نیست و در تمام دنیا جاده‌ها یک چالش و مانع یراى دوزیستان به حساب می‌آیند؛ با این تفاوت که در بسیاری از نقاط دنیا راهکار‌هایی برای مدیریت و جلوگیری از تلفات آنها پیش گرفته شده است. اما این راهکار‌ها چیست؟

شاید بتوان گفت کارآمدترین اقدام ایجاد تونل‌ها و زیرگذر‌های مخصوص در محل‌های پرتردد دوزیستان است که تجربه استفاده از این روش در اروپا کمک معناداری به جلوگیری از تلفات وزغ‌ها و سمندر‌ها کرده. همچنین، نصب تابلو‌های هشدار، در نظر گرفتن محدودیت‌های سرعت برای ماشین‌ها و بستن موقت برخی جاده‌ها می‌توانند به کاهش تصادفات کمک کنند. یک راهکار مفید دیگر به‌خصوص در اوج فعالیت تولیدمثلی دوزیستان، جابه‌جایی فیزیکی و انتقال آنها به محل‌های تولیدمثلی است که برای این منظور باید افراد آموزش‌دیده با رعایت نکات ایمنی در منطقه حاضر شوند.

امیدوارم حال که در یکی از نقاط اوج تولیدمثل این موجودات ارزشمند هستیم، سازمان محیط‌زیست اقداماتی را در راستای مدیریت و جلوگیری از تصادفات جاده‌ای دوزیستان پیش بگیرد.

صنعت و کشاورزی، هماهنگی برای آینده

بسیار دیده می‌شود که مسئولین مسائل و چالش‌های روز کشور را به‌عنوان مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها و صنایع معرفی می‌کنند و برآنند که صنایع باید برای رفع این چالش‌ها تلاش کنند. اخیراً در چهارم اسفندماه نیز استاندار مرکزی از لزوم حمایت صنعت از بخش کشاورزی گفت و حمایت از کشاورزان را مسئولیت اجتماعی خواند. او در شورای گفت‌وگوی دولت با بخش خصوصی گفته است: حمایت از کشاورزان و بخش کشاورزی منجر به افزایش تولیدات غذایی، تقویت اقتصاد، ایجاد اشتغال و کاهش وابستگی به واردات در این بخش می‌شود.

به‌گفته «حسین محمودی»، هیئت‌علمی دانشگاه شهید بهشتی، مسئولان معمولاً در مواجهه با کشاورزان بر لزوم حمایت از آن‌ها تأکید می‌کنند، اما در بسیاری از موارد برنامه خاص و عملیاتی برای این حمایت وجود ندارد. این مسئله به این معنا نیست که نیت یا رویکرد آنها اشتباه است، بلکه گاهی اوقات برنامه‌ریزی دقیق و مشخصی در این زمینه صورت نگرفته است. به همین دلیل، لازم است صحبت‌ها و پیشنهادهای ارائه‌شده به‌صورت شفاف بررسی شوند تا مشخص شود چه اقداماتی می‌توان انجام داد و چه محدودیت‌ها یا خط قرمزهایی وجود دارد. 

 اگرچه حمایت از کشاورزی و کشاورزان کاری شایسته و بایسته است، اما «پیام ما» سعی دارد بررسی کند که آیا واقعاً این وظیفه در دسته مسئولیت‌های اجتماعی شرکت‌ها و صنایع قرار می‌گیرد؟ و اینکه صنایع چگونه می‌توانند از کشاورزی و کشاورزان حمایت کنند؟

 

حمایت از کشاورزی، مسئولیت اجتماعی است؟

در پاسخ به سؤال جایگاه حمایت از کشاورزی در چارچوب مسئولیت اجتماعی صنایع، «هامون طهماسبی»، مشاور حوزه مسئولیت اجتماعی و پایداری، می‌گوید: در‌صورتی‌که پیامدهای فعالیت‌های کسب‌وکار به‌صورت مستقیم بر کشاورزی تأثیر داشته باشد، حمایت از کشاورزی نیز در حیطه مسئولیت اجتماعی آن شرکت قرار می‌گیرد. «به این معنا است که ما کسب‌وکاری داریم، مانند پتروشیمی، که به‌واسطه فرایندهای خود، منابع آب منطقه را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد؛ هم از آن استفاده می‌کند و هم ممکن است آن را آلوده کند. این شرایط می‌تواند باعث آسیب به کشاورزی منطقه شود. یا به‌عنوان مثال، یک معدن در نزدیکی روستایی وجود دارد که گردوغبار ناشی از فعالیت‌های معدنی موجب کاهش حاصلخیزی زمین‌های کشاورزی و باغ‌های اطراف می‌شود. در چنین شرایطی، کشاورزی تحت‌تأثیر منفی قرار می‌گیرد. بنابراین، از منظر مسئولیت‌پذیری و مدیریت پیامدهای فعالیت‌های کسب‌وکار، شرکت نه‌تنها موظف است که از کشاورزی حمایت کند، بلکه این کار وظیفه‌ای اخلاقی و اجتماعی است و ضروری است که پیامدهای منفی‌ای که بر کشاورزی گذاشته شده، جبران شود. اما اگر این حمایت خارج از حیطه فعالیت کسب‌وکار باشد و هیچ ارتباط مستقیمی با آن نداشته باشد، مثلاً یک بانک بخواهد از کشاورزی حمایت کند، موضوع بحث‌برانگیز می‌شود.»

بسیاری از صنایع که ارتباط مستقیم با کشاورزی ندارند، قادر به اجرای پروژه‌های مؤثر در این حوزه نیستند و به‌دلیل فقدان تخصص ممکن است تلاش‌های آنها نتایج مثبتی به همراه نداشته باشد.

او البته ورود غیرتخصصی به مسئله کشاورزی را آسیب‌زا می‌داند و می‌گوید: «یکی از جنبه‌های این مسئله این است که شرکت‌هایی که در حوزه کشاورزی تخصص ندارند (مثلاً شرکتی که فعالیتش کاملاً غیرمرتبط با کشاورزی است)، معمولاً در این زمینه دانش و تجربه کافی ندارند. اگر چنین شرکتی بخواهد به پروژه‌ای در حوزه کشاورزی ورود کند، احتمالاً خروجی قابل‌توجهی نخواهد داشت.» او می‌افزاید حمایت از کشاورزان تنها درصورتی اثربخش خواهد بود که فرایند درستی طی شود؛ یعنی مسئله به‌درستی شناسایی شده باشد، همکاران و مشاوران یا مجریان توانمندی در کنار پروژه حضور داشته باشند و پروژه‌ای با اثربخشی بالا تعریف و اجرا شود. اگر این شرایط فراهم شود، می‌توان گفت چنین پروژه‌ای می‌تواند به‌عنوان یک پروژه جانبی خوب در راستای مسئولیت اجتماعی شرکت و برای جامعه محلی مفید باشد.»

 

رابطه متقابل کشاورزی و صنعت

«حسین محمودی»، هیئت‌علمی دانشگاه شهید بهشتی، اما معتقد است: اگر صنایع بخواهند به کشاورزی کمک کنند، این دو حوزه (کشاورزی و صنایع) الزاماً ارتباط مستقیمی ندارند، اما نوعی رابطه متقابل بین آنها وجود دارد. این رابطه در میزان خرید محصولات یک مزرعه توسط یک شرکت نمود پیدا می‌کند؛ به‌ویژه شرکتی که به آن محصول خام نیاز دارد. او می‌گوید: شرکت‌های صنایع غذایی می‌توانند نقش مهمی در ایجاد شبکه‌ای منسجم برای حمایت از کشاورزان ایفا کنند. برای مثال، در یک منطقه جغرافیایی خاص، کشاورزانی که یک محصول مشابه تولید می‌کنند، می‌توانند تحت‌پوشش یک قرارداد با یک شرکت قرار بگیرند. این شرکت‌ها می‌توانند با کشاورزان قراردادهای میان‌مدت یا بلندمدت (مثلاً پنج‌ساله) ببندند و تضمین کنند که محصولات آنها را با قیمت مناسب خریداری خواهند کرد. در این نوع قراردادها، کشاورز اطمینان دارد که محصولش به فروش خواهد رسید و ضرری متحمل نخواهد شد.

درصورتی‌که صنایع از کشاورزی حمایت کنند، باید روش‌های نوین و متخصصانه را در پیش گیرند تا حمایت‌ها با توجه به چالش‌های اقلیمی، اثرات پایدار داشته باشد

محمودی همچنین تأکید دارد برای حمایت از کشاورزان، نباید تنها به خرید محصولات آنها به قیمت عادلانه اکتفا کرد. او می‌گوید: یکی از مشکلات کشور ما این است که در برخی مواقع محصولات کشاورزی روی دست کشاورزان می‌ماند و به هدر می‌رود. این محصولات می‌توانند در قالب فرآوری و صنایع تبدیلی به محصولات با ارزش‌افزوده تبدیل شوند، مثلاً به‌صورت کنسانتره یا دیگر اقلام فرآوری‌شده. این راهکار یکی از مهمترین و ابتدایی‌ترین اقداماتی است که می‌توان برای حمایت از کشاورزی و کشاورزان انجام داد.

محمودی نیز همچون طهماسبی تأکید دارد مسئولیت اجتماعی یک شرکت باید در قالب مشخصی تعریف شود، چراکه اگر چارچوب مشخصی وجود نداشته باشد، کمک‌ها به‌سمت حوزه‌هایی سوق پیدا می‌کنند که اساساً بی‌ربط هستند و مفهوم واقعی مسئولیت اجتماعی در آنها گم می‌شود.

اگر منظور از حمایت، کمک به کشاورزانی باشد که با انواع ریسک‌ها مواجه هستند، باید به این نکته توجه کرد که این ریسک‌ها قبل از رسیدن محصول به بازار وجود دارند؛ ریسک‌هایی مانند کاهش بارندگی، سرمازدگی ناگهانی، خشکسالی‌های طولانی‌مدت و دیگر مخاطرات اقلیمی. در چنین شرایطی، اگر محصولات بموقع فروخته نشوند یا سامان‌دهی مناسبی برای آنها انجام نشود، کشاورز دچار ضررهای پی‌درپی می‌شود. این مشکلات به‌تدریج جذابیت کشاورزی را به‌عنوان یک حرفه و فرصت سرمایه‌گذاری از بین می‌برد. دقیقاً به همین دلیل است که در کشورهای دیگر، بیمه‌های کارآمد برای کشاورزان وجود دارد. اما در کشور ما، اگرچه بیمه‌هایی برای کشاورزی تعریف شده است، بسیاری از کشاورزان از آن رضایت ندارند، چراکه این بیمه‌ها به‌اندازه کافی از آنها حمایت نمی‌کنند.

محمودی حمایت صنایع از کشاورزی را به دو صورت امکانپذیر می‌داند: نخست، صنایع می‌توانند با توسعه روش‌ها و شیوه‌های نوین کشاورزی، کشاورزی سنتی را به‌سمت روش‌های پیشرفته‌تر سوق دهند؛ مانند استفاده از گلخانه‌های مدرن یا فناوری‌های جدید تولید انبوه که می‌توانند قیمت محصولات را تعدیل کنند و بهره‌وری را افزایش دهند. دوم، صنایع با ایجاد شبکه‌هایی برای خرید مستقیم از کشاورزان و تضمین قیمت منصفانه، به پایداری اقتصادی کشاورزان کمک کنند. او معتقد است درنهایت، هر نوع حمایت باید در چارچوبی مشخص و متناسب با نیازهای واقعی کشاورزی کشور انجام شود تا بتواند تأثیرات مثبت و پایداری به‌همراه داشته باشد.

 

 آب، چالش اصلی کشاورزی

اما مسئله‌ اصلی و بنیادی کشاورزی کشور در حال حاضر مسئله آب است که گاهاً در بحث حمایت صنایع از کشاورزی نیز مطرح می‌شود. چنانکه استاندار مرکزی مهمترین پروژه این استان را انتقال آب از سد کوچری به ساوه خوانده و گفته است: توسعه متوازن و پایدار ساوه با استفاده از بازچرخانی پساب، اجرای شبکه فاضلاب و رعایت مسائل زیست‌محیطی همراه با تأمین آب موردنیاز، تحقق پیدا می‌کند.

یکی از راه‌حلی‌های مطرح‌شده برای تأمین آب، مسئله انتقال آب از مناطق مختلف، به‌ویژه از دریا به مناطق مرکزی کشور است. این موضوع همواره در سیاستگذاری‌های مربوط به مدیریت منابع آبی کشور مطرح بوده است و موافقان و مخالفان بسیاری دارد.

 

انتقال آب، تهدیدی برای منابع

«محمد ارشدی»، عضو شورای راهبردی اندیشکده تدبیر آب ایران، معتقد است انتقال آب از دریا برای کشاورزی، به‌دلیل ارزش پایین اقتصادی این اقدام، بسیار چالش‌برانگیز است. او می‌گوید: «هزینه انتقال آب از دریا بسیار بالا است (حدود ۴ یورو یا ۳۰۰ هزار تومان برای هر مترمکعب) و تولید محصولات کشاورزی با این آب، مگر در موارد خاصی مانند پسته یا زعفران، از نظر اقتصادی توجیه‌پذیر نیست.»

ارشدی همچنین هشدار می‌دهد هزینه انتقال آب از بودجه عمومی کشور تأمین می‌شود و فشار آن درنهایت به‌شکل تورم بر مردم وارد خواهد شد. به‌گفته او، سیاستگذاری در این حوزه باید به‌گونه‌ای باشد که تأثیر منفی بر امنیت غذایی مردم، به‌ویژه محصولات اساسی مانند سیب‌زمینی و گندم، نداشته باشد.

به‌نظر می‌رسد انتقال آب از دریا برای کشاورزی می‌تواند به تولید محصولات با ارزش‌افزوده بالا کمک کند. اما ارشدی تأکید می‌کند که این موضوع تنها درصورتی قابل‌توجیه است که کشاورزان حاضر باشند هزینه واقعی آب را بپردازند. او توضیح می‌دهد: «محصولاتی مانند سیب‌زمینی که نقش مهمی در سبد غذایی مردم دارند، نمی‌توانند هزینه‌های بالای تأمین آب را جبران کنند. اما محصولاتی مانند پسته، که کالایی لوکس محسوب می‌شوند و تأثیر مستقیمی بر امنیت غذایی کشور ندارند، می‌توانند در بازار جهانی هزینه‌های تأمین آب را پوشش دهند.»

 

بازچرخانی آب، راهکاری برای پایداری 

بازچرخانی آب و استفاده از پساب‌های تصفیه‌شده به‌عنوان جایگزینی برای آب متعارف، یکی از راهکارهای پیشنهادی برای مدیریت منابع آبی کشور است. «حسین محمودی»، استاد دانشگاه شهید بهشتی، تأکید می‌کند این روش می‌تواند در مدیریت منابع آبی، به‌ویژه برای مصارف غیرشرب، مؤثر باشد. او استفاده از آب‌های خاکستری را برای آبیاری فضای سبز و مصارف صنعتی پیشنهاد می‌دهد، اما هشدار می‌دهد بازچرخانی آب نمی‌تواند آب کشاورزی را تأمین کند.
او همچنین تأکید می‌کند این اقدام باید با توسعه فناوری‌های مرتبط و افزایش ظرفیت تصفیه‌خانه‌ها همراه باشد. به‌گفته او، بازچرخانی آب لزوماً به‌معنای حمایت مستقیم از کشاورزی نیست و باید به‌عنوان بخشی از مدیریت کلان منابع آبی کشور در نظر گرفته شود.

 

ائتلافی برای قفل بر توسعه

ارشدی با اشاره به تلاش صنایع بزرگ و کشاورزان عمده برای بهره‌برداری هرچه بیشتر از منابع آبی، می‌گوید: این ائتلاف‌ها می‌توانند مانعی برای اصلاحات اساسی در مدیریت منابع آبی کشور باشند. سیاستگذاران باید به‌جای تمرکز بر تأمین آب برای صنایع یا کشاورزی خاص، به بهره‌وری و مدیریت منابع توجه کنند. او همچنین هشدار می‌دهد که تمرکز بر انتقال آب، نه‌تنها به توسعه پایدار کمک نمی‌کند، بلکه به هدررفت منابع حیاتی کشور منجر می‌شود. به‌گفته او، کشور نیازمند یک جراحی بزرگ در حوزه مدیریت منابع آبی است که از صنایع آغاز شده است و به کشاورزی نیز می‌رسد.

درنهایت، نظرات کارشناسان نشان می‌دهد حمایت از کشاورزی بدون برنامه‌ریزی دقیق و شفاف، می‌تواند به بحرانی بزرگتر تبدیل شود. ائتلاف صنایع بزرگ و کشاورزان عمده، در‌حالی‌که ممکن است در کوتاه‌مدت منافعی به‌همراه داشته باشد، می‌تواند اصلاحات اساسی در این حوزه را به تأخیر بیندازد.
لازم است مسئولیت اجتماعی صنایع و سیاستگذاری‌های مرتبط با کشاورزی در چارچوب توسعه پایدار تعریف شوند. تنها با رویکردی مبتنی‌بر دانش و تخصص می‌توان از منابع محدود کشور به‌درستی استفاده کرد و آینده‌ای پایدار برای نسل‌های بعد رقم زد.

لباس‌هایی برای زمین

امروزه برندهای معتبر جهانی برای ایجاد تعادل میان تولیدات خود و عوامل حفظ محیط‌زیست، تلاش می‌کنند به‌عنوان‌مثال نایــک و H&M  از جمله شرکت‌هایی هستند کـه امتیـازات زیست‌محیطی آنهـا حاکـی از پیشـرفت در ایـن زمینـه اسـت. اما اعداد و ارقام چگونه تلاش شرکت‌های حامی محیط‌زیست را محاسبه می‌کنند؟

صنعـت مـد ۱۰درصـد از انتشـار دی‌اکسید کربن در جهــان را بــه خــود اختصــاص می‌دهــد و دومیــن صنعــت آلاینده جهـان اسـت، امـا در جامعـه‌ای کـه بـه‌طور فزاینده‌ای نسـبت بـه آب‌وهوا آگاه اسـت، برندهای معتبر تـلـاش بیشتری می‌کننــد که خــود را پایداری نشان دهنـد تـا بـرای مشـتریانش جـذاب بـه‌نظـر برسـد .

یکــی از دغدغه‌هــای بــزرگ صنعــت مــد، انتشــار گازهــای گلخانــه‌ای اســت و در دودهــه گذشــته بســیاری از برندهــا در طرحــی بــه‌نــام پروژه افشــای کربــن CDP کــه یــک نهــاد مســتقل اســت و بـرای عملکـرد محیـط‌زیسـتی امتیـاز اعطـا می‌کنــد، ثبت‌نام کرده‌انــد. هم‌زمان با این کار رسانه‌ای چون گاردیــن به‌صورت انحصــاری نشـان می‌دهـد کـه صنعـت مـد چگونه و تا چه اندازه بـر روی کره زمیـن تأثیرگذار بوده است. بر همین اساس و به لطـف روش محاسبه رسانه‌های پیگیر محیط‌زیست؛ برندهایـی ماننــد  H&M  و نایــک دارای امتیازات بالاتری هستند و در این زمینه می‌تواننــد ادعــا کننــد میــزان انتشــار سالانه دی‌اکسید کربن در اثر تولیدات آنها کاهش‌یافته اســت.

نایـک در گـزارش تغییراقلیم در سـال ۲۰۲۰ توضیـح می‌دهـد چگونـه انتشـار گازهــای گلخانــه‌ای سالانه یــک درصــد افزایش‌یافته اســت کــه بــا هفــت درصــد رشـد درآمـد سالانه جبـران شـده اسـت و ایــن امــر منجــر بــه کاهــش بیــش از پنج‌درصدی در انتشــار دی‌اکسیدکربن به‌ازای درآمــد در ســال مالــی ۲۰۱۹ شــده. باوجـود افزایـش انتشـار دی‌اکسیدکربن، نایـک از CDP امتیـاز A را دریافـت کـرد.

همچنیــن، برنــد «H&M » افزایــش انتشــار ناخالــص جهانــی را در سال‌های ۲۰۱۷ و ۲۰۱۸ گـزارش کـرده اسـت، امـا ازآنجاکه ایـن انتشـارات کمتـر از درآمـد افزایش‌یافته بــود، کاهــش کلــی را گــزارش کــرده و همچنیـن هـر سـال امتیـاز A را دریافـت می‌کنــد. پیونــد ســود و درآمــد تنهــا یکــی از ابـزارهای ارائـه‌شـده توسـط پروتـکل گازهـای گلخانــه‌ای اســت. نحوه انتشــار گازهــای گلخانــه‌ای بــرای درک بهتــر عملکــرد برندهــا بــه ردیــف‌هــای یــک، دو، ســه تقسیم‌بندی‌ شده‌اند و ایــن ردیــف‌بنــدی باعــث می‌شــود برندهــا انتشــار گاز دی‌اکسیدکربن کل خـود را کاهـش دهنـد کــه ایــن امــر بســیار مهــم اســت .

بســیاری از شــرکت‌ها انتشــارات ردیــف ســوم خــود را حــذف می‌کننــد. بــه ایــن معنــی کــه آنهــا آلودگــی تولیــدشــده توســط زنجیره تأمیــن خــود را در نظــر نمی‌گیرنــد؛ اگــرچــه نایــک ایــن انتشــارات را پیگیــری می‌کند؛ اما مجموع ناخالــص ایــن آمــار را ارائــه نمی‌دهــد. ســفرهای کاری به‌عنوان انتشـار گازهـای گلخانـه‌ای ردیــف ســوم محاســبه می‌شــود و بــه ایــن معنـی کـه تأثیر پروازهـای کارکنـان آنهـا در انتشــار ناخالــص جهانــی برندهــا لحــاظ نمی‌شــود. نایک بــه پرسشــی بــرای اظهارنظر در ایـن مـورد پاسـخی نداد؛ اما قبلاً اعـلام کـرده بـود کـه انتشـارات ردیـف سـه ماننــد ســفرهای کاری در اهــداف پایــداری آینده ایــن برنــد گنجانــده نشــده اســت .

کارشناسـان از پیشـرفت ایـن صنعـت نگـران هسـتند و هشـدار می‌دهنـد تمرکـز بـر افزایـش کارایـی و درآمـد سیاره زمیــن را در معــرض خطــر قــرار می‌دهــد. «جیمــز دایــک»، دانشــیار علــوم سیســتم زمیــن در دانشــگاه اکســتر، می‌گویــد: تجلیــل از موفقیــت ایــن نــوع جداســاز نسبی، دســتورالعملی بــرای فاجعــه اســت. زمانــی کــه پمپــاژ گازهــای گلخانــه‌ای بــه جـو را متوقـف کنیـم، گرمایـش زمیـن نیـز متوقــف خواهــد شــد.

 

تولید جین بدون نیاز به آب!

مجموعه ۱۰ تکـه جیـن «پـور» بـا همکاری شــرکت ســایتکس ایالــت متحــده تولیــد شــده اســت کــه گفتــه می‌شــود، یکــی از تمیزتریــن تولیدکننــدگان جیــن در جهــان اســت و از روش‌هــای تولیــدی اســتفاده می‌کنــد کــه در تولیــد آن از آب اســتفاده نمی‌کنــد و فقــط از مــواد تکمیل‌کننده و سـازگار بـا محیط‌زیست و بـرپایـه مایـع اســتفاده می‌کنــد.

ایــن برنــد توضیــح می‌دهد جین‌های سـنتی ۸۰ لیتـر آب بـرای تولیـد هـر لبـاس هــدر می‌دهند و در مقابــل، سیســتم منحصربه‌فرد پــور از ۱.۲۵ لیتــر آب اســتفاده می‌کند کــه ۹۸ درصــد آن بازیافــت و دو درصــد آن تبخیــر و تغییــر کاربــری داده می‌شود.

«اریـک تورسـتن سـون»، یکـی از بنیانگذاران و مدیــر خــلاق فریــم، دربــاره مجموعــه پــور می‌گوید: مــا مفتخریــم کــه مجموعه‌ای ماننــد پــور را معرفــی می‌کنیم. صرفه‌جویی در آب و درنتیجـه صرفه‌جویی در انـرژی گام دیگـری در ایـن مسـیر اسـت کـه نه‌تنها بـرای تولیـد پایـدار و مسئولانه بـرمی‌داریم، بلکـه بـرای انسان‌های بیشـتری در جهــان تـلـاش می‌کنیم. مجموعــه خالــص جیــن جدیدتریــن مجموعــه سـازگار بـا محیط‌زیست برنـد فریـم اسـت کـه پنج درصـد از کلکسـیون بهـار و تابسـتان ۲۰۲۲ ایــن برنــد را تشــکیل می‌دهد. درحالی‌که بقیـه مجموعـه شـامل ۹ درصـد مــواد قابل‌تجزیه و ۵۳ درصــد از ســبک پارچــه بــا شست‌وشــوی ســازگار بــا محیط‌زیست اســت.

علاوه‌براین، چندین برند دیگر هم در این زمینه فعالیت داشته و فعالیتی کرده‌اند به‌عنوان‌مثال آدیداس از پلاستیک‌های بازیافتی اقیانوسی برای تولید کفش استفاده می‌کند، لیوایز در جین‌هایش مصرف آب را به حداقل رسانده، تیمبرلند علاوه‌بر تولید پایدار، پروژه‌های کاشت درخت را هم راه انداخته است و کلمبیا لباس‌هایی با الیاف بازیافتی و فناوری‌های کاهش آلودگی تولید می‌کند.

 

برندهای ایرانی دوستدار محیط‌زیست

در ایران هم هرچند مد پایدار هنوز یک جریان نوپاست و نیاز به مطالعه و پیگیری زیادی از سوی متولیان زیست‌محیطی دارد؛ ولی در همین زمان که بحث مد پایدار و سبز در ایران جان گرفته است، چند برند جسور تصمیم گرفته‌اند روی اصول اخلاقی و محیط‌زیستی کار کنند و اتفاقاً کارهای خوبی در این زمینه ارائه کرده‌اند که هم نظر مخاطبان مد و هم نظر دوستداران محیط‌زیست را تا حدی جلب کرده است.

 روله دِ ساین (Rule The Sign)

اینجا خبری از پارچه‌های صنعتی و تولید انبوه نیست! این برند با ترکیب پارچه‌های قدیمی و صنایع‌دستی ایرانی، لباس‌هایی می‌سازد که هم خاص‌اند، هم حافظ محیط‌زیست. استفاده از الیاف طبیعی و بازطراحی لباس‌ها (Upcycling) بخش مهمی از هویت این برند است.

 نوبانو (Nobano)

اگر می‌خواهید لباسی بپوشید که هم شیک باشد و هم زمین را نابود نکند، نوبانو یک گزینه خوب است. این برند با شعار «اینجا اثر هنری می‌پوشید» از الیاف طبیعی استفاده می‌کند و حتی در بسته‌بندی‌هایش هم پلاستیک را کنار گذاشته است.

 تیرشه (Tirshe)

تیرشه نگاه متفاوتی به بازیافت دارد. این برند فرش‌های قدیمی ایرانی را به کیف و اکسسوری‌های جدید تبدیل می‌کند. البته بحث‌برانگیزترین بخش کارشان استفاده از چرم طبیعی در بعضی محصولات است. اما ایده کلی آنها کمک به کاهش ضایعات نساجی است که خودش جای تقدیر دارد.

 دیزا (Diza)

دیزا طرفدار مد آهسته (Slow Fashion) و تولیدات اخلاقی است. لباس‌های این برند نه‌تنها ماندگاری بالایی دارند، بلکه از نظر طراحی هم کلاسیک و بی‌زمان هستند تا از چرخه پرسرعت «مدِ مصرفی» دور بمانند.

 ویراگو (Virago)

ویراگو برند جالبی است که از پارچه‌های باقیمانده از برندهای مطرح جهانی برای تولید لباس‌هایش استفاده می‌کند. این یعنی به‌جای اینکه این پارچه‌ها راهی سطل زباله شوند، در کمد شما جایی پیدا می‌کنند!

برندهای جهانی که برای زمین تلاش می‌کنند

مد پایدار در ایران هنوز در ابتدای راه است، اما برندهایی که به این مسیر قدم گذاشته‌اند، نشان داده‌اند صنعت مد می‌تواند هم زیبا باشد، هم مسئولانه. اگر می‌خواهید لباس‌های دوستدار محیط‌زیست بپوشید، بهتر است انتخاب‌های خودتان را آگاهانه‌تر انجام دهید. هر خرید کوچک، یک‌قدم برای تغییر است.