بایگانی
«رضا اکبری»، معاون وزیر راهوشهرسازی و رئیس سازمان راهداری و حملونقل جادهای، در نشست ستاد سفرهای نوروزی ۱۴۰۴ که در وزارت راهوشهرسازی گفت: «باتوجهبه مدلهای پیشبینی و با درنظر گرفتن همزمانی سفرهای نوروزی با ماه مبارک رمضان، شبهای قدر و عید سعید فطر، افزایش ۱.۵ درصدی سفرهای بین استانی نسبت به سال گذشته پیشبینی میشود. با تمرکز بر پویش «نه به تصادف» با شعار «شیش دونگ برانیم» و توجه به افزایش ایمنی، کاهش آمار وقوع تصادفات، حفظ سلامت و ایمنی رانندگان و سرنشینان، بهدنبال کاهش ۳۰ درصدی تلفات هستیم.
بهگفته او، آمار نشان از افزایش ۶ درصدی فوتیهای ناشی از تصادفات جادهای در روزهای نوروز ۱۴۰۳ در مقایسه با سال پیشازآن داشته است: «براساس تحلیل تصادفات نوروزی، قریب به ۶۰ درصد تصادفات بهدلیل برخورد دو خودرو و واژگونی و سقوط وسایل نقلیه رخ داده است. باتوجهبه اینکه سرنشینان و رانندگان بهترتیب ۴۱ و ۲۷ درصد از مجموع فوتیهای ناشی از تصادفات سال گذشته را تشکیل دادهاند، در کنار اقداماتی مانند آمادهسازی پایانهها، ناوگان حملونقل عمومی، راهدارخانهها و… بهمنظور اجرای طرح نوروزی و ایمنی سفرها، نقش اجرای فعالیت رسانهای و فرهنگی در قالب یک پویش با اثرگذاری زیادی همراه است.»
او همچنین بر ضرورت تشدید نظارتها در بخش حملونقل مسافر در پایانهها و از طریق سامانهها و سیستمها و همچنین افزایش نظارت بر عملکرد مدیران فنی شرکتهای حملونقل تأکید کرد.
آمار نامنطبق با استاندارد
همزمان با این موضوع وبسایت خبری وزارت بهداشت نیز به نقل از «خسرو صادقنیت»، مشاور وزیر بهداشت و مدیرکل حوزه وزارتی، از تأثیر ۷۰ تا ۸۰ درصدی خطای انسانی در بروز تصادفات رانندگی در کل دنیا اعلام نوشت: در کشور ما بهدلیل مشکلات جادهها و خودروها، احتمال درصد این عوامل بیشتر از میانگین دنیا یعنی ۲۰ تا ۳۰ درصد است؛ اما بخش عمدهای از تصادفات بهدلیل خطای انسانی است.
در کشور ما بهدلیل مشکلات جادهها و خودروها، احتمال درصد این عوامل بیشتر از میانگین دنیا یعنی ۲۰ تا ۳۰ درصد است؛ اما بخش عمدهای از تصادفات بهدلیل خطای انسانی است
بهگفته صادقنیت، در طول سالهای گذشته روندی که بیش از ۱۰ سال کاهشی بود، متأسفانه رو به افزایش رفته و سال گذشته در تصادفات بیش از ۲۰ هزار نفر قربانی و بیش از ۸۰۰ هزار نفر مصدوم و دچار نقص عضو و معلولیت شدند: «در این حوادث نهتنها فرد بلکه خانواده و فامیل دچار عوارض و مشکلات مختلف میشوند؛ البته کل جامعه از این حوادث متأثر هستند؛ چون بخش عظیمی از جوانان، کودکان و نوجوانان را در حوادث رانندگی از دست میدهیم. تصادفات بهشکل مستقیم و غیرمستقیم به کشور صدمه وارد میکند. برآوردها نشان میدهد هزینههایی که تصادفات به کشور تحمیل میکند، از کل هزینههای وزارت بهداشت برای سلامت مردم، بیشتر است. کار در زمینه کاهش تصادفات و آسیبهای ناشی از آن صرفاً محدود به وزارت بهداشت نیست. همه دستگاهها میتوانند در این زمینه نقشآفرینی کنند. وزارت بهداشت دو مسیر را در تصادفات دنبال میکند؛ یکی ارائه خدمات درمانی و فوریتهای پزشکی به مصدومان تصادفات با ظرفیت اورژانس و مراکز درمانی و دیگری آگاهیرسانی به مردم برای پیشگیری از بروز تصادفات.»
نه به تصادف!
او ادامه داد: «یکی از اقدامات آگاهیبخش ما، پویش نه به تصادف! است اما وزارت بهداشت یکی از دستگاههای اجرایی است و همه ارگانها بهویژه پلیس راهور، وزارت راه، صداوسیما، رسانهها، خودروسازان، وزارت صمت و آموزشوپرورش میتوانند در این زمینه و ارتقای فرهنگ رانندگی، مؤثر باشند. خوشبختانه اورژانس هوایی در کشور توسعه بسیار خوبی یافته و در مناطقی که دسترسی آسانی به وسایل نقلیه وجود ندارد، بالگردهای اورژانس مأموریتهای مهمی انجام میدهند و در کنار آمبولانسهای اورژانس تلاش میشود انتقال بیماران و مصدومان در کمترین زمان صورت گیرد. در حال حاضر در هر تصادف، زمان اطلاع از حادثه تا رسیدن آمبولانس یکی از شاخصهای ارزیابی است که به حداقل زمان کاهش یافته، مگر مناطق صعبالعبور که امکان دارد این زمان بیشتر از ۱۰ دقیقه به طول بینجامد. اما هدف اصلی ما پیشگیری از حوادث و تصادفات است که نیازی به خدمات فوریتهای پزشکی و درمانی نباشد که میتواند به حفظ سلامت مردم و هزینهکرد منابع در حوزه بهداشت و پیشگیری، کمک کند.»
صادقنیت اعلام کرده است وضعیت کشورمان در حوزه تصادفات و آسیبهای ناشی از آن، در مقایسه با سایر کشورها، مطلوب نیست: «در کشور ترکیه علیرغم تعداد جمعیت و خودرو حدوداً یکسان با ایران، آمار مرگومیر تصادفات بهمراتب از کشور ما کمتر است. در مقایسه با کشور مصر که از نظر اقتصادی و جمعیتی تقریباً مشابه هستیم، قربانیان تصادفات از ما کمتر است. بنابراین، باید بیشتر کار کنیم. در بازه زمانی ۱۰ساله بین سالهای ۸۵ تا ۹۵ اقدامات مهمی در کاهش تصادفات در کشورمان انجام شد و بیش از ۱۰ سال، روند تصادفات و مرگومیرهای آن، کاهشی بود و از ۲۷ هزار مرگ در سال به کمتر از ۱۷ هزار مورد رسیدیم. بنابراین، اقدام و فعالیت در این حوزه میتواند اثرات ارزشمندی داشته باشد. توجه بیشتر پلیس به قوانین، برخورد با رانندگان خاطی، استفاده از کمربند، اصلاح نقاط حادثهخیز خیابانها و جادهها، توجه بیشتر به ایمنی وسایل نقلیه، آغاز و گسترش معاینات رانندگی حرفهای، نصب دوربینهای کنترل سرعت، آموزشهای فرهنگسازی از سوی رسانهها بهویژه پویانمایی و استفاده از ظرفیت دانشآموزان بهعنوان همیار پلیس از اقداماتی بود که انجام شد و اثرگذار بود.»
ایمنی باید الگوی توسعه
«مجید خدایی»، کارشناس حملونقل پایدار، در مورد رابطه توسعه و تصادفات رانندگی میگوید: «همه عوامل مؤثر در بروز یک تصادف رانندگی چه منجر به فوت یا خسارت جانی بالا باشد یا نباشد، از مثلث معروف خودرو ، جاده و راننده گرفته تا کیفیت قوانین حاکم بهنوعی با سطح توسعهیافتگی در ارتباط هستند. الان چندسال است که قرار است برنامههای ارتقای ایمنی در کشور برای جادهها اجرا شود که البته معطل مانده است. همین چند روز پیش تازه کلیت آن تصویب شد، اما تا زمانی که بهعنوان بخشی از مدل توسعه کشور نباشد، نمیتواند مؤثر عمل کند.»
او ادامه میدهد: «من فکر میکنم آماری که در مورد علل تصادفات رانندگی مطرح میشود، دقیق نیست و با اغماض نسبت به آن برخورد میشود. یعنی اگر دولت اعلام کند چه سهمی در تصادفات یا در افزایش خسارت حوادث بهدلیل جاده ناایمن و خودروهای ناایمن و غیراستاندارد است، حتماً با این مطالبه روبهروخواهد شد که آن را رفع کند. بنابراین، شاید اینکه به مردم یعنی راننده سهم بیشتری از تقصیر را بدهد، برایش راحتتر باشد؛ بهویژه در بخش بهبود جادهها اینطور است. دولت توان نگهداری هزاران کیلومتر شبکه جادهای را برابر استانداردهای روز دنیا ندارد. دلیل اینکه طی این چندسال هم از سوی هیچ دولتی طرح ایمنی راهها مورد استقبال قرار نگرفته بود هم همین است. حالا باید دید که با تصویب کلیات دولت و مجلس در جزییات به چه تفاهمی میرسند.»
هشت اسفند بود که در جلسه شورایعالی هماهنگی حملونقل و ایمنی کشور به ریاست معاون اول رئیسجمهور و با حضور وزرای دولت و مسئولان مرتبط، کلیات برنامه عملیاتی ارتقای ایمنی راههای کشور به تصویب رسید.
تلاش کنید
براساس خبری که وبسایت خبری دولت منتشر کرده است، در این برنامه «سردار سید تیمور حسینی»، رئیسپلیس راهور فراجا، با ارائه گزارشی از وضعیت تصادفات، جانباختگان، نقاط حادثهخیز و وضعیت تجهیزات ترافیکی، خواستار همکاری جدی و سریع دستگاههای مربوطه بهویژه وزارت راهوشهرسازی و وزارت بهداشت شد: «باتوجهبه شروع طرح و رزمایش زمستانه پلیس راهور و افزایش حجم ترددهای جادهای در ایام نوروز، ضروری است اقدامات لازم برای اصلاح نقاط حادثهخیز، نصب علائم و تجهیزات ترافیکی، و آمادگی کامل دستگاههای امدادی و نجات در مسیرهای پرتردد و پرتصادف در اولویت قرار گیرد.»
اقدامات لازم برای اصلاح نقاط حادثهخیز، نصب علائم و تجهیزات ترافیکی، و آمادگی کامل دستگاههای امدادی و نجات در مسیرهای پرتردد و پرتصادف ضروری است
او همچنین از وزرای دولت، بهویژه وزرای راهوشهرسازی و بهداشت، درخواست کرد برنامههای پیشبینیشده را با سرعت بیشتری اجرایی کنند تا بتوان از وقوع حوادث ناگوار پیشگیری کرد.
کلیات این طرح و نه جزئیات و آییننامههای اجرایی آن فقط ۲۱ پیش از آغاز سال نو و تعطیلات نوروز به تصویب رسیده است و حالا معین نیست در این زمان دولت چه اقدام مهمی میتواند برای اجرای این برنامه انجام دهد. این در شرایطی است که براساس آمار پلیس راهور در نوروز سال ۱۴۰۳ بیش از ۱۳ هزار تصادف منجر به جرح و کشته شدن افراد، رخ داده است.
تخریب بناهای تاریخی سودآور میشود
میراثفرهنگی استان تهران پیشتر این خانه را از بناهای واجد ارزش و تخریب آن را ممنوع اعلام کرده بود، اما مالک بنا، که گفته میشود از دلالان املاک است، با شکایت به دیوان عدالت اداری موفق به ابطال حکم ادارهکل میراثفرهنگی استان تهران شد.
در پی آن، این ادارهکل در نامهای به شهرداری تهران، تخریب و نوسازی بنا را مشروط به رعایت موازین قانونی مشخصی بلامانع اعلام کرد. بازخوانی مجوز صادرشده از سوی شهرداری منطقه ۱۲ نشان میدهد نهفقط شروط میراثفرهنگی نادیده گرفته شده، بلکه تخطی جدی از ضوابط طرح تفصیلی شهر تهران صورت گرفته است.
در نامهای که «پرهام جانفشان»، مدیرکل سابق میراثفرهنگی استان تهران در آبانماه ۱۴۰۲ به شهردار منطقه ۱۲ ارسال کرده، هرچند تخریب و نوسازی بنابر پایه حکم دیوان عدالت اداری بلامانع دانسته شده، اما تأکید شده است که کاربری مسکونی بنا نمیتواند تغییر کند و نقشههای معماری بنا باید به تأیید این ادارهکل برسد.
بررسی مجوز صادرشده از سوی شهرداری منطقه ۱۲ نشان میدهد این نهاد مفاد مجوز مشروط میراثفرهنگی را نادیده گرفته و برای ملک مذکور تماماً مجوز اداری صادر کرده است. طبق پروانه شهرسازی که در ۳۰ تیرماه ۱۴۰۳ صادر شده است و امضای «وحیدرضا انارکی محمدی»، شهردار منطقه ۱۲ و «علیرضا بهرامی»، سرپرست معاونت شهرسازی و معماری این منطقه را دارد، شهرداری به این ملک حدود دو هزار و ۶۸۰ مترمربع تراکم اداری، شامل سه طبقه زیرزمین، طبقه همکف و سه طبقه فوقانی داده و شرط مسکونی بودن کاربری را نقض کرده است. از این گذشته، روشن نیست که آیا نقشههای معماری برای میراثفرهنگی استان تهران ارسال شده و مجوز آن اداره را دریافت کرده است یا نه؟
در همین مجوز، پهنه وقوع ملک M114 تعیین شده که طبق طرح تفصیلی شهر تهران به گسترههای مختلط اطلاق میشود و ضوابط ساختوساز در آن عبارت است از حداکثر ۲۰۰ درصد تراکم ساختمانی در حداکثر چهار طبقه، بهگونهایکه ۵۰ درصد تراکم در طبقه همکف و ۱۵۰ درصد تراکم دیگر به نسبت مساوی در سه طبقه فوقانی باشد. همچنین، ضریب سکونت نیز ۵۰ درصد تعیین شده است. بدینترتیب، روشن میشود پروانه شهرسازی صادرشده با ضوابط طرح تفصیلی تهران مطابقت ندارد.
از سوی دیگر، درحالیکه ملک مذکور در کوچه بنبستی با عرض شش متر قرار گرفته، مجوز ساخت ۱۶ واحد پارکینگ برای آن صادر شده که این نیز خلاف ضوابط شهرسازی است؛ زیرا این تعداد پارکینگ به املاکی داده میشود که در معابری با عرض بیشتر واقع شده باشند.
سیاستهای تشویقی برای تخریب بناهای ارزشمند
«اسکندر مختاری»، کارشناس پیشکسوت میراثفرهنگی درباره این اتفاق به «پیامما» میگوید: «مجوز صادرشده برای ملک سابق ولیالله پیرنیا از نظر قانونی دارای اشکالات قابلتوجه است و ادارهکل میراثفرهنگی استان تهران میتواند جلوی اجرای آن را بگیرد. عدهای هستند که بناهای تاریخی ثبت ملی یا واجد ارزش را از مالکان میخرند تا به شیوههای گوناگون، موانع قانونی تخریب و نوسازی آنها را رفع کنند و برای ساختوساز در اختیار سازندگان قرار دهند. علت نیز، سیاست تشویقی شهرداری تهران است که به این قبیل املاک، تراکم اداری یا تجاری میدهد و تخریبشان را سودآور میکند.»
اسکندر مختاری: عدهای هستند که بناهای تاریخی ثبت ملی یا واجد ارزش را از مالکان میخرند تا به شیوههای گوناگون، موانع قانونی تخریب و نوسازی آنها را رفع کنند و برای ساختوساز در اختیار سازندگان قرار دهند. علت نیز سیاست تشویقی شهرداری تهران است که به این قبیل املاک، تراکم اداری یا تجاری میدهد و تخریبشان را سودآور میکند
مختاری درباره اهمیت این بنا میگوید: «خانه ولیالله پیرنیا بخشی از یک مجموعه بزرگ تاریخی شامل املاک و عمارتهای خاندان پیرنیا، مدرسه ژاندارک و تعدادی بناهای تاریخی ارزشمند دیگر است که تا به امروز حفظ شده و اگر یکی از آنها بدینترتیب تخریب و نوسازی شود، دومینووار زمینه تخریب بقیه را فراهم میکند.»
این پژوهشگر حوزه مطالعات معماری نکته مهم دیگری را نیز یادآور شد و خاطرنشان کرد که حتی از منظر سودآوری اقتصادی، حفظ این بناها بیش از تخریبشان سودآور است. او گفت: «تجربه کسانی که بناهای تاریخی مشابه را مرمت کرده و بهعنوان اماکن اقامتی، کافه، گالری یا دفاتر شرکتها مورد بهرهبرداری قرار دادهاند، نشان میدهد سود بهمراتب بیشتری را نسبت به تخریب و نوسازی آنها به دست آوردهاند که بهترین نمونه آن، مرمت بناهای کوچه لولاگر با کاربریهای جدید مانند کافه، بوتیکهتل و گالری است و قیمت املاک آنجا را چندین برابر کرده است.»
مختاری ابراز امیدواری کرد با پیگیریهای ادارهکل میراث فرهنگی استان تهران و آگاهیبخشی رسانهها و همافزایی کنشگران میراث فرهنگی، خانه تاریخی ولیالله پیرنیا و بناهای ارزشمند مشابه از نابودی مصون بماند و دست دلالان و سودجویان از تخریب آنها کوتاه شود.
بهمن ۱۴۰۳، این تاریخ دقیق اظهارنظر وزیر نیرو درباره رفع مشکل قطعی برق تا تابستان ۱۴۰۳ است. عباس علیآبادی در بازدیدی از طرحهای آبرسانی در شوشتر گفت انتظار دارد تابستان سال آینده مردم دیگر شاهد بیبرقی نباشند. او گفته بود: «برنامه گستردهای را برای رفع مشکل ناترازی انرژی در دست داریم که تا پایان سال ۱۴۰۳ به وضعیتی برسیم که در تابستان سال ۱۴۰۴ مطلقاً مشکلی وجود نداشته باشد.»
در حال حاضر، ظرفیت اسمی نیروگاههای کشور بالغ بر ۹۴ هزار مگاوات است که در این میان نیروگاههای حرارتی با ظرفیتی بالغبر ۷۶ هزار و ۷۰۰ مگاوات (حدود ۸۲درصد ظرفیت نامی) نقش اصلی را در تأمین برق کشور دارند. طبق برنامه هفتم توسعه قرار است ظرفیت اسمی نیروگاههای تجدیدپذیر به ۱۲۴ هزار و ۴۸۵ مگاوات برسد. ۳۰ هزار و ۶۴۴ مگاوات افزایش ظرفیت اسمی نیروگاهی که ۱۱ هزار مگاوات آن برپایه تجدیدپذیرها، دو هزار مگاوات افزایش ظرفیت هستهای و حدود ۱۸ هزار مگاوات هم برپایه افزایش ظرفیت اسمی نیروگاههای حرارتی میچرخد.
برنامه دولت چهاردهم اما برای رفع ناترازی برپایه تجدیدپذیرها میچرخد. دولت برنامه دارد تا قبل از تابستان آینده سه هزار و ۵۰۰ مگاوات نیروگاه تجدیدپذیر و تا قبل از پایان دولت ۳۰ هزار مگاوات تجدیدپذیر ایجاد کند. فارغ از اینکه اکنون ظرفیت برق تجدیدپذیر ایران به دو هزار مگاوات هم نرسیده است، آیا این میزان نیروگاه تجدیدپذیر جوابگوی ناترازی برق خواهد بود؟
ناترازی برق تا پایان برنامه هفتم به ۳۳ هزار مگاوات میرسد
«علی صادقی همدانی»، رئیس مرکز پژوهشهای اتاق اصفهان، با بیان اینکه براساس بررسیهای انجامشده ۸۰ هزار مگاوات پیک تقاضا و ۶۲ هزار مگاوات بالاترین میزان تولید برق در یک روز است، از رشد ناترازی برق خبر میدهد. او دراینرابطه میگوید: «اهداف کمی برنامه هفتم در حوزه برق نیز نشان میدهد مشکل جدی و خطای قابلتوجهی در سیاستگذاری داریم؛ چراکه طبق مطالعات و برآوردها نیاز برق تا پایان ۱۴۰۷ به حدود ۱۲۱ هزار مگاوات میرسد. همچنین، برنامه هفتم توسعه راندمان نیروگاهها را ۴۴ درصد و راندمان نیروگاههای جدید را ۵۷ درصد دیده است که بهنظر میرسد حصول این سطح از راندمان، رؤیایی است.» صادقی همدانی معتقد است میزان تقاضا و عرضه برق در پایان برنامه هفتم بهگونهای است که در بدبینانهترین حالت ۶۰ هزار مگاوات در پایان برنامه هفتم ناترازی داریم، در سناریوی خوشبینانه نیز میزان ناترازی به ۳۳ هزار مگاوات میرسد.
در چشمانداز قانون برنامه هفتم، تقاضای برق کشور ۸۵ هزار مگاوات پیشبینی شده است. اگر فرض کنیم نرخ رشد این تقاضا ثابت باشد (۸.۷درصد)، در پایان برنامه هفتم مصرف بیشتر از ۱۲۰ هزار مگاوات خواهد بود. موضوعی که نشان میدهد برنامه هفتم نیاز مصرفی برق را بهدرستی پیشبینی نکرده است
طبق گزارش وزارت نیرو، کشور در پیک روز حدود ۸۰ هزار مگاوات نیاز مصرفی داشته که این عدد نسبت به مدت مشابه سال پیش ۸.۷ درصد رشد داشته است. بااینحال، در چشمانداز قانون برنامه هفتم، تقاضای برق کشور ۸۵ هزار مگاوات (ظرفیت واقعی) پیشبینی شده است. اگر فرض کنیم نرخ رشد نیاز مصرفی برق کشور ثابت باشد (۸.۷درصد) و افزایش پیدا کند، در پایان برنامه هفتم نیاز مصرفی کشور بیشتر از ۱۲۰ هزار مگاوات خواهد بود. موضوعی که در وهله اول نشان میدهد در قانون برنامه هفتم نیاز مصرفی برق بهدرستی پیشبینی نکرده است.
صادقی همدانی معتقد است هنگامی که دولت تا پایان چشمانداز قانون برنامه هفتم سرمایهگذاری برای تولید برق را ۸۵ هزار و ۵۰۰ مگاوات (ظرفیت واقعی) پیشبینی میکند، در خوشبینانهترین حالت ممکن ۴۱درصد از نیاز برق مصرفی کشور تا پایان افق برنامه بدون پاسخ خواهد ماند. بهعبارت دقیقتر، درصورت تحقق اهداف کمی برنامه هفتم در بازار برق، بهاحتمال قریببهیقین کشور با حدود ۳۳ هزار مگاوات کسری برق مواجه خواهد شد.
وزیر نیرو بیصداقتی میکند
«سید هاشم اورعی»، رئیس اتحادیه انجمنهای علمی انرژی ایران، نیز معتقد است سال بعد میزان ناترازی کشور بهمراتب بیشتر از تابستان سال جاری خواهد بود. اورعی با بیان اینکه ماکزیمم تولید سولار در ایران ۲۲ درصد است، به «پیامما» میگوید: «این حرفهایی که آقایان میزنند که سه هزار و ۵۰۰ مگاوات خورشیدی تا پیک سال آینده وارد مدار میشود و ۳۰ هزار مگاوات تا پایان دولت چهاردهم به اجرا میرسد، حرفهایی است که قبلاً هم زده شده است. آقای وزیر نیرو دارد بی صداقتی میکند و دروغ میگوید؛ ما سال آینده مشکلات برقمان بهمراتب از الان و از تابستان سال جاری بدتر خواهد بود.» بیصداقتی وزیر نیرو موضوعی است که در گفتههای «آریا صادق حقیقی»، عضو کمیسیون صنایع اتاق بازرگانی ایران، نیز تأکید میشود. او به «پیامما» میگوید: «مشکل اساسی ما برخورد غیرمسئولانه، مسئولین ماست. کسانی که قبول مسئولیت میکنند، ترک فعل میکنند و در نقلقولهایشان هم متعهد به صداقت نیستند. در جلسات کمیسیون صنایع مجلس، «محرابیان»، وزیر پیشین نیرو، اعلام کرد امسال قطعی برق نداریم و من در همان جلسه نامه اعمال محدودیتها را به رئیس کمیسیون صنایع مجلس ارائه کردم که تعجب کرد. مشکل انگار از افراد نیست، هر کس که روی این صندلی مینشیند، برخورد غیرصادقانه دارد. ما ناترازی داریم و آقایان فکر میکنند با تغییر اسم این مشکل حل میشود. ما کمبود برق داریم، میگویند اسمش را بگذارید ناترازی. قطع برق داریم و حالا اسمش را بگذارید مدیریت مصرف. ظاهراً تنها ارگانی که در این مملکت، کارش را درست انجام میدهد، فرهنگستان زبان و ادب فارسی است که کلمات را عوض میکند؛ وگرنه وزارتخانههای ما کاری انجام نمیدهند.»
آریا صادق حقیقی، عضو کمیسیون صنایع اتاق بازرگانی ایران، معتقد است برای تأمین انرژی اولویت اصلی کشور باید اصلاح شبکهای باشد که اتلافش در حد و اندازه یک نیروگاه شهید رجایی است
اولویت کشور باید اصلاح شبکه باشد، نه احداث تجدیدپذیر
حقیقی معتقد است برای تأمین انرژی اولویت اصلی کشور باید اصلاح شبکهای باشد که اتلافش در حد و اندازه یک نیروگاه شهید رجایی است. او دراینرابطه میگوید: «بهاندازه یک نیروگاه شهید رجایی اتلاف انرژی در شبکه داریم. ارزانترین و سهلالوصولترین روش تأمین انرژی کمکردن تلفات و بالابردن راندمان نیروگاههای ماست، ما الان نیروگاههای با راندمان ۲۶ درصدی در مدار داریم که این فاجعه است. ولی الان به شبکه توجه ندارند و تأکیدشان روی احداث نیروگاه خورشیدی است، فردا نیروگاه را میزنند و شبکه قابلیت ندارد. الان میگویند هر کسی برای خودش نیروگاه خورشیدی بزند. پسفردا میگویند هر کسی برای خودش خط انتقال بزنند. بعد از آن که گاز کم بیاوریم، میگویند هر کسی مته بزند تا به نفت برسد و بعداً هم که به مشکل آب خوردیم، میگویند خودتان آب صنعتتان را تأمین کنید. اینطور که نمیشود؛ صنعت مالیات بدهد و بعد خودش هم آب و برق و گازش را تأمین کند. پس اصلاً مالیات برای چه میدهند؟»
اولین اقدام برای اصلاحات دیدن واقعیت است. طبق مطالعات و برآوردها نیاز برق تا پایان ۱۴۰۷ به حدود ۱۲۱ هزار مگاوات میرسد؛ این یعنی برنامه هفتم توسعه نیاز به اصلاح دارد. تا پنج سال دیگر در خوشبینانهترین حالت ما با ناترازی ۳۳ هزار مگاواتی مواجه هستیم. ۳۰ هزار مگاوات نیروگاه خورشیدی باتوجهبه راندمان ۲۲ درصدی، فقط شش هزار و ۶۰۰ مگاوات از این خلأ را جبران میکند. البته اگر عملاً این میزان نیروگاه احداث شود؛ حال آنکه در برنامه پنج ساله قبل از برای ۱۰ هزار مگاوات نیروگاه خورشیدی تکلیف قانونی کردند و در عمل یکدهم از این میزان هم احداث نشد. در شرایط فعلی کشور کارشناسان بخش اقتصاد و صنعت معتقدند اولویت کشور باید اصلاح شبکه و افزایش راندمان نیروگاههای موجود باشد. ناترازی اکنون به بزرگترین مانع سرمایهگذاری در کشور بدل شده است. طبق آخرین آمار اعلامی که در نوزدهمین نشست هیئت نمایندگان اتاق بازرگانی ایران در دیماه برگزار شد، بخش صنعت در اثر خاموشیهای سال ۱۴۰۳ بالغبر ۲۵۰ همت زیان دیده است. شاخص شامخ به زیر ۵۰ رسیده و آمارها نشان میدهند درصورت تداوم این وضع، ما به ورشکستگی صنعتی میرسیم.
بند کمالخان مانع احیای تالاب هامون
حجم سیلاب حوضه آبریز هیرمند، تلفات جانی و مالی حاصل از آن، یادآور سیلابهای دهه ۷۰ این حوضه آبریز است، بنابراین، اگر بند انحرافی کمالخان غالب سیلاب رودخانه مذکور را به شورهزار گودزره منحرف نمیکرد، احیای بیش نیمی از تالاب بینالمللی هامون تا اوایل بهار دور از انتظار نبود.
پس از جاری شدن حجم زیاد سیلاب در رودخانه هیرمند، وزارت آب و انرژی طالبان مثل سنوات گذشته، با هدف رساندن آب به کشاورزان پاییندست بند کمالخان، دریچههای این بند را باز کرد تا اراضی کشاورزی همیشهتشنه بلوچهای ولایت نیمروز که بهدلیل سیاستهای مهندسی اجتماعی حکام پشتون افغانستان، حقابه شرب و کشاورزی آنها به گودزره منحرف میشد، بار دیگر به زراعت خود رونق دهند. حجم سیلاب رود هیرمند موجب شده است بند لشگری در نزدیکی مرز ایران توان کنترل آب را نداشته باشد و حجم آب اندکی از مبادی سد جریکه وارد خاک ایران شود.
همانطورکه بارها هشدار داده شده، بند کمالخان مغایر ماده پنجم معاهده دلتا است و علیرغم وجود ابزارهای متعدد اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، امنیتی و حقوقی، بنا به ملاحظاتی، منافع ملی ایران تضییع شده است که درصورت عدم تغییر در دکترین سیاست خارجی در قبال افغانستان، در بر همان پاشنه خواهد چرخید.
اگر دستگاه دیپلماسی ایران طی چندسال گذشته در قبال مناقشه آبی هیرمند یک دیپلماسی پویا و نوین را پیش میگرفت و فریب وعدههای طالبان و تیم تطهیر آنها را نمیخورد، اکنون بهجای یک سیلاب اندک، بهاصطلاح دشتمال، شاهد ورود سیلاب بیش از پنج میلیارد مترمکعبی یا حتی بیش از شش میلیارد مترمکعبی به خاک ایران، تالاب بینالمللی هامون و دشت سیستان بودیم.
ساختار سامانه انحرافی بند کمالخان مدیریت سیلابهای رودخانه هیرمند را در اختیار حکام افغانستان قرار داده است. این سامانه بهگونهای طراحی شده که درصورت باز بودن تمامی دریچههای آن، حدود ۴۰۰ مترمکعب در ثانیه بهسمت پاییندست جاری و مابقی سیلاب با هر دبی، بهسمت سد قلعهافضل و گودزره جاری شود. باتوجهبه فصلی بودن رودخانه هیرمند، تجربه سال آبی گذشته نشان داد میزان خروجی بند کمالخان در بازه زمانی سیلاب، حقابه ایران از رودخانه هیرمند طبق معاهده دلتا را تأمین نمیکند. حال پرسش اصلی این است که وزارت خارجه و نیرو برای این مسئله چه استراتژیای دارند؟ چرا برای تأمین منافع ملی تاکنون مقابله بهمثل نکردند؟ چرا از ابزارهای موجود بهره نگرفتند؟
از طرفی سیلاب قابلتوجه سرشاخه فراه، موجب جاری شدن سیلاب در تالاب هامون سابوری شده است. بهرغم پیشرفت فیزیکی بالای سد بخشآباد در ولسوالی بالابلوک ولایت فراه، این رود نقش مهمی در کاهش گردوغبار ولایات افغانستان، منطقه سیستان و زاهدان و ایالت بلوچستان پاکستان دارد، اما بدیهیترین اقدامات برای پیشگیری از تکمیل این سد ذخیره از جانب مقامات ایرانی مانند ممنوعیت صادرات سیمان، مطالعه پیامدهای زیستمحیطی سد بخشآباد و اجماع بینالمللی با کشورهای همسایه انجام نشده است که جای تأمل دارد. در هر صورت امنیت آبی، امنیت غذایی، امنیت زیستی، امنیت ملی، فرهنگ خطه جنوبشرق و عمق استراتژیک ایران در خاک افغانستان در گرو استراتژی دستگاه دیپلماسی است.
صبح روز ۱۰ اسفند خبر رسید که با سیلابی شدن رودخانه «فراه» در افغانستان و همچنین سیلابی شدن هیرمند دو رودخانه فرامرزی ایران و افغانستان، آب از رودخانه فراه به ایران و به هامون سابوری رسید. همچنین، آب رودخانه هیرمند که با بند انحرافی کمالخان از جریان آن بهسمت ایران جلوگیری میشد نیز بهسمت ایران جریان پیدا کرده و به مرز کشور ما وارد شده است. این درحالیاست که طالبان همواره برای عدم تأمین حقابه قانونی و تاریخی ایران موضوع تغییراقلیم و خشکسالی را مطرح کرده است. حالا سیلاب هر دو رودخانه در این کشور به میزانی بوده است که خسارت قابلتوجه بهجای آورده است و طبق آخرین آمار اعلامی طالبان جان ۷۶ نفر را نیز در افغانستان گرفته است.
وقت مذاکره
بررسی تصاویر ماهوارهای طی ماه گذشته نیز نشان میدهد جریان آب از بند کمالخان عبور میکرده، اما همه آب از طریق نهر «لشگری» بهسمت «زرنج» هدایت میشده است.
«جواد میردار»، رئیس پژوهشکده تالاب بینالمللی هامون، در مورد اتفاقات آبی روز گذشته به «پیامما» میگوید: «به فاصله کمتر از ده ماه، مجدداً سیلاب رودخانه هیرمند از پنجشنبهشب، نهم اسفندماه ۱۴۰۳، به ایران رسید. احتمالاً و طبق معمول، طالبان این سیلابها را بهنام حقابه ایران میگذارد و چون گذشته، مدعی دریافت حقابه از سوی ایران میشود؛ هرچند که آب هیرمند از ماه گذشته بعد از گذشتن از بند کمالخان، ضمن انحراف بهسمت نهر لشگری به شهر زرنج افغانستان در فاصله چند کیلومتری مرز ایران رسیده بود. این درحالیاست که رودخانه فراه نیز دچار سیلاب شده و آب حاصل از این سیلاب بعد از گذشتن از تونلهای در حال ساخت سد بخشآباد بهسوی هامون سابوری جاری شده است و بخشهایی از قسمت افغانستانی این هامون نیز از این آب بهرهمند شدهاند؛ هرچند که گزارشهای غیررسمی نشان از ورود مقدار کمی از این آب به بخش ایرانی هامون سابوری در صبحگاه روز جمعه، ۱۰ اسفند ۱۴۰۳، دارد.»
بدون شک، بهانه طالبان درباره خشکسالی و نیز تغییراقلیم، برای تن ندادن به پرداخت حقابه ایران از رودخانه هیرمند و نیز حقابه محیطزیستی تالاب بینالمللی هامون در این روزها محلی از اعراب ندارد
بهگفته او، درحالیکه این اخبار خوب برای مردم سیستان امیدبخش و شادیآفرین است، اما درعینحال برای مسئولین وزارتخانههای نیرو و امور خارجه و نیز سازمان حفاظت محیطزیست میتواند شروعی مجدد برای ادامه روند مذاکرات آبی با کشور افغانستان باشد: «بدون شک بهانه طالبان درباره خشکسالی و نیز تغییراقلیم، برای تن ندادن به پرداخت حقابه ایران از رودخانه هیرمند و نیز حقابه محیطزیستی تالاب بینالمللی هامون از رودخانههایی چون فراه، هاروت و خاشرود با بارشهای اخیر در این کشور، در این روزها محلی از اعراب ندارد. وقوع بارشهای شدید در این کشور بهخصوص در بخشهای غربی کشور افغانستان و جاری شدن سیلابهای شدید موجب تلفات و خسارات فراوانی به حدود ۱۳ ولایت این کشور شده است که بنا بر گزارشهای رسمی بهنقل از مسئولین افغانستان تاکنون بیش از ۳۶ کشته برجای گذاشته است و خسارات مالی زیادی نیز به زمینهای کشاورزی و خانههای مردم این کشور وارد شده است.»
بهانه واهی خشکسالی
میردار میگوید: «باوجوداین، شاید بهانه خشکسالی و کمآبی ناشی از تغییراقلیم در این کشور برداشته شده باشد، اما سهلانگاری و بیتوجهی به ادامه روند مذاکرات آبی با مسئولین دولت امارت اسلامی افغانستان در این شرایط و گوشزد نکردن شرایط پرآبی فعلی و سیلابی شدن رودخانههای منتهی به تالابهای بینالمللی هامون، میتواند موجب عدم دریافت حقابه مندرج در معاهده سال ۱۳۵۱ برای شرب و معیشت مردم سیستان و نیز عدم تداوم جریان آب بهسمت این تالابها شود. در این شرایط، بدون شک مجدداً شاهد تداوم طوفانهای گردوغبار در تابستان پیش رو در منطقه سیستان خواهیم بود و مردم سیستان را وادار به ادامه روند مهاجرتهای اقلیمی از این منطقه استراتژیک برای کشور خواهد کرد. ضایعه دردناکی که بههیچوجه توسط مسئولین ذیربط قابلجبران نخواهد بود.»
تداوم جریان آب بهسوی ایران علاوهبر ادامه بارندگیهای شدید در افغانستان و عدم توانایی این کشور در مهار این سیلابها نیاز به تداوم دیپلماسی پویای آب کشورمان دارد
او توضیح میدهد: «بهنظر میرسد تداوم جریان آب بهسوی ایران علاوهبر ادامه بارندگیهای شدید در افغانستان و عدم توانایی این کشور در مهار این سیلابها (البته فعلاً و تا به اتمام رسیدن روند ساخت سدها و بندهای روی رودخانههای فرامرزی منتهی به ایران)، نیاز به تداوم دیپلماسی پویای آب با امرای طالبان از سوی مسئولین کشورمان دارد تا علاوهبر بهرهمندی ایران از سیلابهای اخیر، مانع انحراف مجدد این آب و عدم ورود آن به کشور شود. مسئلهای که بارها و بارها از سوی افغانها بر آن تأکید شده و در کلام آنها آمده است، اما در عمل شاهد خلف وعده مکرر از سوی آنها بودهایم. بدون شک، در شرایط سیلابی و پرآبی فعلی در کشور افغانستان، برقراری تماس از سوی نهادها، سازمانها و وزارتخانههای مرتبط با آب کشور، نظیر وزارت نیرو و وزارت امور خارجه با دولت امارت اسلامی و پیگیری توافقات و تأکید بر عمل به وعدههای آنها، بر تداوم جریان آب بهسمت کشورمان تأثیرگزار خواهد بود.
بدینترتیب، هم میتوان آب مناسبی را از رودخانه هیرمند، برای شرب و معیشت مردم در چاهنیمههای سیستان ذخیره کرد و هم با تداوم ورود آب رودخانههای فراه، هاروت و خاشرود به تالاب بینالمللی هامون، تابستانی با حداقلِ گردوغبار را برای ساکنین سیستان به ارمغان آورد. در کنار این مذاکرات، بهطور قطع، تأکید بر لزوم اصلاح سرریز بند کمالخان از طرف مذاکرهکنندگان ایرانی، ضروری بهنظر میرسد؛ چراکه با وجود این سرریز و انحراف آب بهسوی شورهزار گودزره، ایران بهرهای از سیلابهای شدید احتمالی در سال جاری و نیز سالهای آتی نخواهد داشت و مردم سیستان درحالیکه از کمبود و نبود آب رنج میبرند، شاهد انحراف آب سیلابها بهسمت شورهزار گودزره و هدررفت این آب خواهند بود.»
سیلاب بسیار بزرگ
آنچه تصاویر ماهوارهای و البته مشاهدات عینی در منطقه نشان میدهد این است که آب طی دو روز گذشته هم از رودخانه فراه و هم هیرمند به ایران وارد شده است. اما چالش اصلی در این است که در امتداد هیرمند و پس از سد کمالخان، آب نیمی از مسیر بهسمت ایران را طی میکند و به کانالی بهنام نهر لشگری میرسد. نهر لشگری خروجی از رودخانه است با ساخت سازهای مشابه آببند عمل میکند و اگر آبی که از کمالخان رها میشود از میزانی کمتر باشد، بهسمت زرنج میرود و بهسمت ایران جریان پیدا نمیکند. یعنی این آب در میانه راه توسط بند کوچک بهسمت زرنج میرود. سیلاب هیرمند گویا به میزانی بوده است که نهر لشگری توان انحراف کامل آن را نداشته است و آب به ایران رسیده است. تصاویر ماهوارهای در حال حاضر بهدلیل ابری بودن بالای هوا قابلیت رصد در محدوده گودزره را ندارد.
در ماههای گذشته، موضوع حفر تونلهای مترو در بافت تاریخی شیراز و عبور مترو از کنار آرامگاه حافظ بهدلیل وجود آثار و لایههای تاریخی در هسته اولیه شکلگیری شهر شیراز خبرساز شد و درنهایت قرار شد وزارت میراثفرهنگی با بررسی و مطالعات تکمیلی، نظر خود را درباره ادامه پروژه مترو در محدوده بافت تاریخی شیراز و عبور آن از مقابل آرامگاه حافظ اعلام کند. اما شواهد خلاف این رویه است و مترو شیراز همچنان در حال ادامه مسیر در محدوده بافت تاریخی این شهر است که تاکنون مطالعه و کاوش باستانشناسی و لایهشناسی در محدوده آن انجام نشده است.
هفته گذشته بود که «سیدرضا صالحیامیری»، وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی، در نشست با خبرنگاران اعلام کرد «شیراز خط قرمز وزارت میراثفرهنگی است و این وزارتخانه اجازه رفتار غیرقانونی و برخلاف ضوابط میراثفرهنگی در سایتها و محوطهها و بافت تاریخی این شهر را نمیدهد.» او همچنین با تمجید از شهردار شیراز، از «محمدحسن اسدی» بهعنوان میراثیترین شهردار کشور یاد کرد. این درحالیاست که فعالان میراث فرهنگی شیراز معتقدند بخش عمده تخریبها در بافت تاریخی شیراز و احداث خیابان ۹ دی که منجر به تخریب خانههای تاریخی بسیاری شد، در دوره حضور او در شهرداری و شورای شهر اتفاق افتاده است. میراثیترین شهردار ایران فقط چندماه مدیرکل تسهیلات و تأمین منابع سازمان میراثفرهنگی، پیش از تبدیل شدن به وزارتخانه، بود و پس از آن در بخشهای دیگر مشغول فعالیت بود.
کشف سفالهای تاریخی
چندشب قبل بهطور اتفاقی انبوهی از سفالهای خردشده و ظروف لعابدار متعلق به دوره میانه اسلامی که در دپوی نخالههای حاصل از کندوکاوهای شهرداری و زیر چرخ لودرها و ماشینآلات سنگینی که مشغول به کار در پروژه حفر تونل اتوبوسهای برقی زیرزمینی در محدوده بافت تاریخی شیراز بودند، کشف شد. درحالیکه ناظری از وزارت میراثفرهنگی و ادارهکل میراثفرهنگی استان فارس در این پروژه حضور ندارد و ماشینآلات سنگین در حال تخریب این محدوده هستند.
این پروژه هنوز ادامه دارد و هنوز باستانشناس ناظری در این پروژه حضور ندارد تا این موضوع را بررسی و خسارات وارده را برآورد کند. اما کارشناسان میراث فرهنگی نگرانند که با تداوم تخریب لایههای تاریخی در کارگاه حفر تونل، بدون به دست آوردن شناخت و امکان حفاظت و بهرهبرداری از داشتههای تاریخی واقع در لایههای زیرین بافت تاریخی شیراز، نشانههای موجود در زیر این بافت، برای همیشه از دست برود.
آسیب به لایههای تاریخی در نبود ناظر از سوی وزارت میراثفرهنگی
«امین طباطبایی»، فعال میراثفرهنگی استان فارس و مدیرعامل خانه فرهنگ جاودان، در گفتوگو با «پیامما» درباره کشفیات جدید موجود در میان نخالههای خاکبرداری حفر تونل در بافت تاریخی شیراز میگوید: «متأسفانه نگرانیهای ما در مورد وجود آثار و لایههای تاریخی در امتداد مسیر تونل مترویی که زیر بافت تاریخی شیراز حفر میشود، درست بود و در میان نخالههایی که بهخاطر شمعزنی احداث ایستگاه مترو بهدست آمده، سفالهایی که احتمالاً مربوط به دورههای میانه اسلام است، کشف شده که نشان میدهد در این نقطه آثاری وجود دارد که نیاز به بررسی و کاوش باستانشناسی دارد.»
طباطبایی: نگرانیهای ما در مورد وجود آثار و لایههای تاریخی در امتداد مسیر تونل مترویی که زیر بافت تاریخی شیراز حفر میشود، درست بود و در میان نخالههایی که بهخاطر شمعزنی احداث ایستگاه مترو به دست آمده، سفالهایی که احتمالاً مربوط به دورههای میانه اسلام است، کشف شده
این فعال میراث فرهنگی فارس درباره کشفیات جدید موجود در نخالههای خاکبرداری حفر تونل در بافت تاریخی شیراز میگوید: «شواهد موجود نشان میدهد با وجود اینکه اعلام شده بدون مجوز میراث فرهنگی حفاریهای مترو انجام نمیشود، ولی هیچ ناظری از سوی میراثفرهنگی در این پروژه حضور ندارد. باتوجهبه تفاهمنامهای که بین پژوهشگاه میراثفرهنگی و دانشگاه هنر شیراز و شهرداری بسته شد، قرار بود نظارت بر این پروژهها توسط دانشگاه هنر و نمایندگانی که آنها معرفی میکنند، انجام شود که محقق نشده است»
طباطبایی میگوید: «کارگاه ایستگاه مترو همچنان در حال فعالیت است و با حضور انبوه ماشینآلات ساختمانسازی و تجهیزات عمرانی بهطور مداوم در حال شمعزنی هستند. این درحالیاست که در حفاریها برای ساخت ایستگاه مترو و زیرگذر عبور اتوبوسهای برقی در بافت تاریخی، براساس تصاویری که در اختیار داریم و مشاهدات میدانی صورتگرفته، تمام نشانههای مربوط به لایههای تاریخی و به مواد فرهنگی موجود در نخالههای خارجشده از حفاریها در حال تخریب هستند و هیچ ناظری هم بالای سر پروژه نیست. همین موضوع نگرانیها را از تخریبی که ممکن است در این پروژه صورت بگیرد، بیشتر میکند.»
مدیر خانه فرهنگ جاودان شیراز میگوید: «باتوجهبه هشدارهایی که در این مدت در مورد آسیبهای ناشی از احداث غیراصولی مترو شیراز داده شد، شهرداری بهطور ۲۴ساعته پروژه را جلو میبرد و نبود ناظر از طرف میراث فرهنگی و فقدان مطالعات در مورد لایههای تاریخی موجود در امتداد مترو شیراز و نبود اطلاعات روشن از اینکه حفاریها در حال تخریب کدام لایههای تاریخی است، آسیب بزرگی برای میراث فرهنگی شیراز است.»
امین طباطبایی تأکید میکند: «شواهدی که از زیر خاک به روی زمین آمده است، این نگرانی بزرگ را ایجاد میکند که باتوجهبه تخریبهای صورتگرفته در بافت تاریخی شیراز، فاجعه تخریب این بافت ارزشمند تاریخی ادامه پیدا کند. ازاینرو، بهنظر میرسد نیاز به اقدام خیلی جدیتر در مورد کاوش و مطالعه و نظارت و نجاتبخشی و شناسایی لایههای تاریخی و حتی باستانی در بافت تاریخی شیراز و در پروژههای در حال احداث شهرداری در این محدوده وجود دارد. باتوجهبه اینکه منطقهای که پروژه در آن انجام میشود، بهعنوان قدیمیترین نقطه شهر شیراز شناخته میشود، احتمال دارد آثاری از دورههای پیشازاسلام هم در این منطقه وجود داشته باشد. زیرا شیراز دوران اسلامی نیز درست در همان هسته مرکزی شکلگیری شهر باستانی شیراز شکل گرفته است. بنابراین، این نگرانی وجود دارد که با این پروژه و ادامه دیگر تخریبهایی که در سالهای اخیر اتفاق افتاده است، بدون به دست آوردن هیچ شناختی و امکان حفاظت و بهرهبرداری از داشتههای تاریخی، پروژه عمرانی مترو شیراز نشانههای موجود از تمدنهایی که از هزارههای گذشته در لایههای تاریخی بافت تاریخی شیراز وجود داشته را تخریب کند.»
چه برنامههایی برای حفاظت از یوز دارید؟ و در اجرای این برنامهها با چه چالشهایی مواجهاید؟
ما برای حفاظت از یوزپلنگ سه راهبرد اصلی در نظر داریم. نخستین راهبرد، به زیستگاه این گونه مربوط میشود. ایمنسازی زیستگاه، بهبود شرایط اکوسیستم، مدیریت منابع آب، بهویژه روانابهای فصل بارندگی و افزایش جمعیت طعمههای یوزپلنگ، از جمله اقداماتی هستند که در این راستا اجرا میشوند. افزایش طعمه میتواند از طریق ایجاد امنیت در زیستگاه، بهبود وضعیت پوشش گیاهی یا انتقال طعمه انجام شود. همچنین، کاهش تهدیدات و چالشهایی همچون حضور شتر، گلههای دام اهلی و سگهای گله در دستورکار قرار دارد. دومین راهبرد، حفاظت از کریدورهای عبور یوزپلنگ است. یکی از مهمترین این کریدورها، مسیر جادهای میامی به عباسآباد است. در گذشته اقداماتی مانند کنترل و کاهش سرعت خودروها، احداث فنسهای حفاظتی و تأمین روشنایی مسیر در بخشهای محدودی از این محور مواصلاتی انجام شده است. ما تلاش میکنیم این اقدامات را تکمیل کنیم تا وضعیت این مسیر بهبود یابد و امنیت یوزها در این منطقه افزایش پیدا کند.
همانطورکه میدانید، وضعیت یوزپلنگ آسیایی بسیار نامساعد است و این گونه بهشدت در معرض خطر انقراض قرار دارد. زیستگاههای اصلی این گونه، شامل پارک ملی توران، پناهگاه حیاتوحش توران و منطقه حفاظتشده توران، که در مجموع تحتعنوان مجموعه حفاظتی توران شناخته میشوند، با تهدیدات جدی مواجه هستند. این منطقه که در قالب ذخیرهگاه زیستکره نیز شناخته میشود، با چالشهایی همچون کمبود شدید نیرو و خودرو، حضور دام و شتر، و تأثیرات غیرقابلانکار تغییراقلیم و خشکسالیهای شدید سالهای اخیر روبهرو است. در حال حاضر، با وجود اینکه تعداد یوزهای مشاهدهشده در توران بیش از حد انتظار است، اما تهدیدهای مذکور همچنان پابرجا هستند. یکی از نکات مثبت، نرخ زادآوری بالای یوزهای ماده در ایران نسبت به یوزهای آفریقایی است؛ بهطوریکه ۹۰ درصد زادآوریها به تولد منجر میشود. همچنین، حدود ۷۰ درصد از تولههای یوزپلنگ سال اول زندگی خود را پشت سر میگذارند. اما مشکل اصلی پس از این مرحله رخ میدهد؛ طی ۱۰ سال گذشته نزدیک به ۲۰۰ توله یوز که به سن استقلال رسیده بودند، محو شدهاند و هیچ اطلاعی از سرنوشت آنها در دست نیست. بهدلیل نبود پایش منسجم و امکان قلادهگذاری، مشخص نیست این یوزها چه سرنوشتی پیدا میکنند. بهنظر میرسد پس از استقلال، یوزپلنگهای جوان بهدلیل کمبود قلمرو در توران، این منطقه را ترک میکنند، اما زیستگاههای بعدی آنها نامشخص است. بهدلیل نبود پایش کافی، اطلاعات دقیقی نداریم، اما همانند سایر نقاط جهان، یکی از راهکارهای اساسی برای حفظ این گونه، تکثیر در اسارت است. هرچند که در ادامه مسیر، مشکلاتی پیش آمد که روند تکثیر در اسارت را به چالش کشید، اما در آغاز، نتایج مثبتی بههمراه داشت. نمونه آن، آبستنی یوز ماده «ایران» و زایمان سه تولهیوز بود که نشان داد این روش قابلیت اجرا دارد. بررسی مسائل و چالشهای پیشآمده در این زمینه نیازمند تحلیلهای تخصصی و کارشناسی بیشتری است.
سایت تکثیر یوز چند یوز و نیرو دارد؟ تیم مدیریتی و دامپزشکی آن شامل چه کسانی است و درنهایت چه کسی پاسخگوی اتفاقاتی است که در این سایت اتفاق میافتد؟ (در گذشته بهویژه پس از زایمان ایران شاهد بودیم که هیچکس مسئولیت را بهشکل کامل بهعهده نمیگرفت و همه توپ را در زمین دیگری میانداختند.)
شش یوز به نامهای فیروز، دلبر، توران، آذر، ایران و ابریشم را در سایت داریم. دو نفر یوزبان بسیار با تجربه و دانش بالا بهصورت شیفت و شبانهروزی در محل سایت تلاش میکنند و یک اکولوژیست بهعنوان ناظر سایت و یک نفر دکتر دامپزشک هم بر فعالیتها و روند رخدادهای سایت نظارت میکنند. در تمام ساعات شبانهروز حفاظت از سایت با حضور محیطبانان مسلح انجام میشود. همه اقدامات و مسائل مرتبط با سلامت و دامپزشکی یوزپلنگها در شورای دامپزشکی با حضور اساتید دانشگاه و دامپزشکان سازمان بررسی و تصمیمگیری میشود. در پاسخ به این پرسش که چه نهادی مسئول اتفاقاتی است که در سایت رخ میدهد، باید گفت سازمان حفاظت محیطزیست دارای سیاستهای مشخصی در حوزه یوزپلنگ است؛ هرچند ممکن است در تأمین منابع مالی و نیروی انسانی و مشکلاتهای حقوقی و قانونی، ضعفهای مشهودی وجود داشتهباشد و آن همراهی کامل مورد انتظار از سوی دولت، مجلس و قوه قضائیه با این سازمان انجام نشود، اما با همین امکانات محدود نیز سیاستگذاریهایی صورت گرفته و اقداماتی انجام شده است. در گذشته، اقدامات هرچند ناکافی اما بسیار مثبتی در زمینه خرید حقوق عرفی و سامانههای چرای دام، ایمنسازی کریدور یوز و سایر اقدامات حفاظتی انجام شد. اما در حوزه اجرا، سازمان حفاظت محیطزیست معمولاً امور اجرایی را به ادارات کل استانها و مدیران کل مربوطه واگذار میکند. بنابراین، مسئولیت این موضوع هم برعهده سازمان و هم برعهده ادارهکل استان و شخص مدیرکل است.
به نسبت مسئولیتی که به افراد سپرده شده، منابع و اختیارات هم دارید یا دارند؟ بهعنوان مثال اگر بخواهید سایت تکثیر در اسارت یوز در ایران را با کشور دیگری مقایسه کنید، شرایط هر کدام چطور است؟
باتوجهبه مسئولیتهایی که افراد برعهده دارند و محدودیتهای اعتباری موجود، شرایط مطلوبی نداریم. بااینحال، سازمان حفاظت محیطزیست تلاش کرده است از منابع داخلی خود و همچنین منابع مرتبط با مسئولیت اجتماعی، اقدامات مؤثری در راستای حفظ یوزپلنگ آسیایی انجام دهد. در حوزه اختیارات، به نسبت شرایط موجود، اقداماتی انجام شده است، بااینحال، برخی مسائل و حواشی ایجادشده گاهی موجب میشود ادارهکل نتواند آنطورکه باید، اعمال اختیار و نظر کند. سیاست کلی ما در ادارهکل حفاظت محیطزیست استان سمنان برپایه شفافیت، پذیرش کامل مسئولیت و بهرهگیری مطلوب از اختیارات موجود است و باتوجهبه سیاستها و مصوبات سازمان حفاظت محیطزیست درباره یوزپلنگ آسیایی، بنده این اختیار را دارم که اخبار و رخدادهای مهم مرتبط با یوزپلنگ آسیایی و سایت تکثیر را به اطلاع مردم برسانم. درباره مقایسه با سایر کشورها هم که پرسیدید، باید بگویم در برخی کشورهای آفریقایی اقدامات موفقی در زمینه تکثیر در اسارت یوزپلنگ انجام شده است، اما شرایط آنها با ایران متفاوت است. این کشورها از نیروی انسانی و منابع مالی بیشتر و کمکهای مالی و فنی و کارشناسی خارجی برخوردارند و به همین دلیل توانستهاند به موفقیتهای قابلتوجهی دست یابند. ما نیز باید از تجربیات ارزشمند آنها در این زمینه بهره بگیریم، اما نمیتوان نسخهای یکسان برای ایران و آن کشورها پیچید. لازم است با در نظر گرفتن شرایط خاص کشور، از علوم روز و تجربیات موجود بهصورت مناسب استفاده کنیم تا بتوانیم برنامه تکثیر در اسارت یوزپلنگ را بهدرستی پیش ببریم.
یکی از انتقاداتی که پس از زایمان ایران مطرح شد، به عدم تجهیزات کافی در سایت برمیگشت. آیا بهلحاظ تجهیزات سایت شرایط مناسبی دارد؟
در حوزه دامپزشکی، بهویژه دامپزشکی حیاتوحش و جراحیهای مرتبط، نیاز فوری و جدی به تجهیزات مناسب در سایت تکثیر وجود دارد. تلاشهایی در حال انجام است تا این تجهیزات تأمین شود و امیدواریم این اقدامات به نتیجه برسد. بااینحال، واقعیت این است وضعیت تجهیزات دامپزشکی در سایت تکثیر شرایط مطلوبی ندارد.
شرایط جسمی دلبر چطور است؟
وضعیت «دلبر» نسبت به روز قبل بهتر و لنگی دست راست کاسته شده است، اما در اندام قدامی کماکان درد وجود دارد. احتمال دارد بهعلت کهولت سن در اندامها آرتروز وجود داشته باشد، اما تصمیم نهایی برای اقدامات حمایتی و درمانی در کمیته دامپزشکی یوزپلنگ آسیایی مطرح میشود. ما برای کاهش اثر سرمای شدید منطقه توران دمای داخل لانه دلبر را کمی افزایش دادهایم.
ایران توان باروری دارد؟ و شرایط بقیه یوزهای نر و ماده سایت چطور است؟
در مورد دو یوزپلنگ مادهای که در اختیار ما هستند، یعنی «آذر» و «توران»، این دو هنوز به بلوغ کامل نرسیدهاند و علائم فحلی کاملی را نشان ندادهاند. در مقابل، «ایران» علائم فحلی را بروز داده و جفتگیری با «فیروز» انجام شده است. بااینحال، برای ارزیابی دقیقتر، بررسیهای بیشتری بهویژه در مورد سلامت رحم یوزپلنگ ماده ضروری است. براساس بررسیهای انجامشده، شاخهای رحم بهطور کلی سالم هستند، بهجز یک شاخ که اندکی فیبروز مشاهده شده است. مسئله مهم دیگر، کیفیت اسپرم «فیروز» است. باتوجهبه آزمایشهایی که در سالهای گذشته انجام شده، گمان میرود اسپرم این یوزپلنگ کیفیت و مطلوبیت لازم را نداشته باشد. توان باروری «ایران» زمانی مشخص خواهد شد که یک یوز نر با تمام ظرفیت باروری در اختیار داشته باشیم. علاوهبراین، بررسیهای دقیقتر شامل سونوگرافی، ارزیابی وضعیت تخمدانها و سلامت شاخهای رحم باید حتماً توسط دامپزشک متخصص انجام شود تا بتوان بهصورت قطعی درباره توانایی «ایران» در بارداری اظهارنظر کرد. در حال حاضر، تنها یوز نر موجود در سایت تکثیر «فیروز» است. شایعاتی مبنیبر زندهگیری «فراز» مطرح شده، اما این موضوع صحت ندارد. «فراز» همچنان بهعنوان یک یوز نر آزاد در زیستگاههای طبیعی حضور دارد. همچنین، همانطور که اشاره شد، «آذر» و «توران» هنوز به بلوغ کامل نرسیدهاند و باید منتظر ماند تا در زمانهای مناسب بعدی، شرایط آنها ارزیابی شود.
دو سال است که خبری از جفتگیری یوزها نیست، چرا؟
سال گذشته نیز جفتگیری انجام شد، اما نتیجهای در پی نداشت. امسال نیز جفتگیری میان «فیروز» و «ایران» صورت گرفته است، اما احتمال موفقیت آن را ضعیف میدانیم. امید ما به سال آینده یا ماههای پیش رو است، زمانی که «آذر» و «توران» به بلوغ میرسند و علائم فحلی کامل را نشان خواهند داد. در مورد اینکه چرا طی دو سال گذشته خبری از جفتگیری منتشر نشده است، باید گفت جفتگیری بهطور طبیعی انجام شده، اما ازآنجاکه به نتیجه منجر نشده، دراینباره اطلاعرسانی خاصی صورت نگرفته است.
تنوع ژنتیکی یوزها چطور است؟ آیا با این جمعیت محدود میتوان امیدی به بقای یوزها داشت؟
در موضوع تنوع ژنتیکی یوزها، یکی از برنامههایی که بهزودی اجرا خواهیم کرد، انجام آزمایشهای ژنتیکی و تعیین قرابت ژنتیکی یوزهای موجود است. هرچند «فراز» بهعنوان یوز نری که در طبیعت زندگی میکند، بهطور مستقیم در دسترس ما نیست، اما میتوانیم از طریق سرگین او نمونهبرداری کنیم و بررسیهای ژنتیکی لازم را انجام دهیم. همچنین، برای یوزهایی که در سایت تکثیر حضور دارند، بهراحتی میتوان آزمایشهای ژنتیکی با نمونهبرداری غیرتهاجمی را انجام داد تا میزان تنوع ژنتیکی آنها مشخص شود و بررسی کنیم که آیا درونآمیزی (همخونی) رخ داده است یا خیر.
در موضوع تنوع ژنتیکی یوزها، یکی از برنامههایی که بهزودی اجرا خواهیم کرد، انجام آزمایشهای ژنتیکی و تعیین قرابت ژنتیکی یوزهای موجود است
با این جمعیت محدود، نمیتوان با قطعیت درباره آینده یوزپلنگ آسیایی نظر دقیق داد، اما تلاش ما این است که برنامههای حفاظتی و تکثیری را بهدرستی پیش ببریم. مجموعهای از عوامل در کنار یکدیگر میتوانند در حفظ این گونه مؤثر باشند و من شخصاً همچنان به بقای یوزپلنگ آسیایی امیدوار هستم.
فراتر از سایت تکثیر مدتهاست که کارشناسان درباره ضرورت قلادهگذاری یوزها صحبت میکنند. اگر این کار اطلاعات مهمی درباره رفتارشناسی این گونه به ما میدهد، چرا انجام نمیشود؟
بحث قلادهگذاری یوزپلنگها ضروری است. اگر بخواهیم سرنوشت یوزهایی را که به سن استقلال میرسند و پس از آن از زیستگاه اولیه جدا میشوند، بررسی کنیم، به دادههای دقیقتری نیاز داریم. متأسفانه چالشها و محدودیتهایی در این زمینه وجود دارد. تلاش ما این است که با جلب اعتماد، اقناع عمومی و ارائه ادله کافی، زمینه اجرای برنامه قلادهگذاری را فراهم کنیم. هرچند این کار باتوجهبه شرایط موجود دشوار است، اما امیدواریم بتوانیم از تمامی ظرفیتهای موجود بهره ببریم تا این اقدام مهم به سرانجام برسد.
هدف از تکثیر در اسارت این است که در مراحل بعدی به تکثیر در شرایط نیمهاسارت و سپس فراجمعیت برسیم
باتوجهبه اینکه سایتهای کوچک تکثیر، مثل توران، شانس زیادی در دنیا ندارند. آیا به روشهای نیمهاسارت و فراجمعیت فکر شده؟
هدف از تکثیر در اسارت این است که در مراحل بعدی به تکثیر در شرایط نیمهاسارت و سپس فراجمعیت برسیم. هدف نهایی ما این است که بتوانیم جمعیت یوزها را در زیستگاههای تاریخی این گونه گسترش دهیم و این پروژه را به نتیجه برسانیم.
مردم چطور میتوانند هم کمک کنند و هم در جریان قرار بگیرند؟ آیا امکان فعالیت داوطلبانه مثل سایتهای یوزپلنگ دنیا در ایران هم وجود دارد؟
یکی از محدودیتهایی که سازمان حفاظت محیطزیست با آن مواجه بوده، موضوع دریافت کمکهای نقدی و غیرنقدی است. براساس مواد قانون تنظیمبخشی از مقررات مالی دولت، ادارات دولتی، از جمله محیطزیست، از دریافت این نوع کمکها منع شده بودند. اما در ضوابط اجرایی بودجه سالهای ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳، این امکان فراهم شد که ادارات دولتی بتوانند از منابع مالی مرتبط با مسئولیت اجتماعی واحدهای صنعتی، تولیدی و خدماتی بهرهمند شوند. خوشبختانه، اخبار دریافتی حاکی از آن است که در بودجه سال آینده، سازمان حفاظت محیطزیست بهعنوان یک دستگاه «هدیهبگیر» تعیین شده است. این بدان معناست که سازمان میتواند هم از منابع مالی مستقیم و هم از کمکهای غیرنقدی بهرهمند شود، که قطعاً میتواند گامی راهگشا در مسیر حفاظت از محیطزیست باشد. انشاءالله پس از تصویب و اعلام قانون بودجه، اطلاعات دقیقتری درباره نحوه دریافت کمکها به مردم ارائه خواهیم کرد. همچنین، درصورتیکه این موضوع بهصورت قانونی به تصویب برسد، آییننامه اجرایی آن تدوین و تصویب خواهد شد تا کمکهای مردمی و منابع مسئولیت اجتماعی صنایع با شفافیت کامل مورد استفاده قرار گیرند.
چرا اطلاعرسانی در مورد فعالیتهای سایت تکثیر اینقدر کم و محدود است، برخلاف زیستگاه که دائماً درباره آن اطلاعرسانی میشود؟
درباره اطلاعرسانی فعالیتهای سایت تکثیر، هدف ما این است که یک رخداد مهم و مثبت اتفاق بیفتد. اینکه بهطور مداوم اعلام کنیم تلاشها به نتیجه نرسیده است، از نظر بار روانی چندان مطلوب نخواهد بود. بااینحال، بنده شخصاً متعهد هستم که با شفافیت کامل درباره سایت تکثیر اظهارنظر کنم. امیدواریم تحولات مثبتی در این حوزه رخ دهد و با اطلاعرسانی آن، کام مردم عزیز را شاد کنیم. ما تحتتأثیر فشارهای بیرونی، فعالیتهای این حوزه را تعطیل نخواهیم کرد و روند مدیریتی حاکم بر برنامههای یوزپلنگ را تغییر نخواهیم داد. یوزپلنگ یک موضوع و مسئله ملی و فراملی است، راه تعامل و همکاری سازنده باز است. مبنای کار ما خرد جمعی است و تلاش میکنیم از تمامی ظرفیتهای موجود در دولت، بخش خصوصی و افرادی که دغدغهمند و دلسوز محیطزیست هستند، بهره ببریم. در این راستا، اطلاعرسانی و شفافسازی میتواند نقش مؤثری در جلب همکاری مردم از سطوح و اقشار مختلف ایفا کند. اگرچه امید چندانی نداریم که تکثیر در اسارت در چند ماه پیش رو به نتیجه برسد، اما برای سال آینده امیدواریها بسیار بیشتر خواهد بود. با بلوغ یوزهای ماده، ظرفیتسازی لازم انجام خواهد شد تا این پروژه به موفقیت برسد. خوشبختانه تاکنون اقدامات مؤثری نیز در راستای بهینهسازی سایت تکثیر انجام شده است، ازجمله افزایش فضاهای موردنیاز، ایجاد مخفیگاههای مناسب برای یوزپلنگ، افزایش محدودههای جایگاههای یوزها، نصب «چیتاران» در سایت و دیگر اقدامات ضروری. علاوهبراین، برنامههای تکمیلی دیگری نیز برای سایت تکثیر در دستورکار قرار دارد. امیدواریم با همکاری و همراهی مردم بتوانیم سایت تکثیر، زیستگاه یوزپلنگ و ایمنسازی کریدور یوزپلنگ را بهطور همزمان به نتیجه برسانیم.
انتشار گزارش مربوط به رشد آمار مزاحمتهای تلفنی اورژانس در روزنامه «پیامما» در هفتم اسفند، بسیار تکاندهنده و نگرانکننده بود. برای تحلیل علت افزایش این آمارها، میتوان از دو منظر به موضوع نگاه کرد.
اولین و مهمترین جنبه، مسئله آموزش است. متأسفانه، مانند بسیاری از حوزههای دیگر در کشور ما، آموزش در این زمینه بهطور جدی و مؤثر وجود ندارد. در مقایسه با سایر کشورها، میتوان دریافت که آموزشهای مربوط به اهمیت نیروهای امدادی و نقش حیاتی کارکنان آن در نجات جان انسانها، از سنین پایین و در مهدکودکها آغاز میشود. به کودکان آموزش داده میشود که جان انسانها چقدر ارزشمند است و نجات آن چه اهمیت والایی دارد. متأسفانه، در ایران این جنبه مورد غفلت واقع شده است. شاید بهصورت محدود و کمرنگ، برخی مدارس غیردولتی به این موضوعات بپردازند، اما این تلاشها کافی نیست و در میان حجم انبوه دروس و آموزشهای دیگر گم میشوند. اگر معتقدیم که نجات جان انسانها امری حیاتی است، باید به این آموزشها اهمیت ویژهای بدهیم و سرمایهگذاری مناسبی در این زمینه انجام دهیم.
متأسفانه یکی از چالشهای اصلی در نظام آموزشی ما این است که آموزشها و مهارتهای لازم برای زندگی در قرن حاضر به دانشآموزان ارائه نمیشود. بهنظر من، باید خدمات آموزشی به میان مردم برده شود و آموزشها در فضاهایی که مردم بهطور روزمره از آن استفاده میکنند، مانند پارکها و مساجد، ارائه شود. آموزش عمومی و فراگیر برای جامعه، اقدامی بسیار مؤثر و ارزشمند خواهد بود.
جنبه دیگری که نباید از آن غافل شد، این واقعیت تلخ است که یک قانون قطعی در تمام دنیا وجود دارد: هرچه تورم بالاتر میرود، اخلاق در جامعه رو به زوال میرود. تورم تأثیر مستقیمی بر اخلاقیات جامعه دارد و این تأثیر ناشی از وضعیت نامناسب اقتصادی است. آلودگی هوا، فقر، مشکلات اقتصادی و مسائل اجتماعی گوناگونی که روزانه با آنها دستوپنجه نرم میکنیم و بهطورکلی به آنچه تورم افسارگسیخته میگوییم، همگی بهنوعی به بیاخلاقی در جامعه، عدم توجه به جان انسانها و عدم حفظ حرمت آنها دامن میزنند. کاهش روزافزون توجه به مسائل اخلاقی در جامعه نگرانکننده است. از طرف دیگر، مسئله آموزش که باید در راس امور قرار گیرد، با کمتوجهی مواجه شده است.
لازم است همزمان به هر دو جنبه توجه کنیم: از یکسو، باید برای حل مشکلات اقتصادی و مهار تورم تلاش کنیم و از سوی دیگر، باید با سرمایهگذاری در آموزش و ترویج ارزشهای اخلاقی، به تقویت بنیانهای اخلاقی جامعه بپردازیم.
باید به این نکته توجه داشت که آموزش، تنها محدود به مدارس و دانشگاهها نیست. آموزش باید در خانواده، در رسانهها و در تمام سطوح جامعه جریان داشته باشد. باید به کودکان و نوجوانان آموزش دهیم که انسانها ارزشمند هستند و باید به یکدیگر احترام بگذاریم و از یکدیگر حمایت کنیم. لازم است به آنها آموزش دهیم که در شرایط سخت، بهجای ناامیدی و بیاخلاقی، بهدنبال راهحل باشند و برای بهبود وضعیت جامعه تلاش کنند.
درنهایت، باید به این باور برسیم که حل مشکلات اقتصادی و اجتماعی، بدون توجه به مسائل اخلاقی امکانپذیر نیست. جامعهای که در آن ارزشهای اخلاقی رنگ ببازند، محکوم به شکست است. بنابراین، باید با تمام توان برای حفظ و تقویت ارزشهای اخلاقی در جامعه تلاش کنیم.
پیوستن یا نپیوستن، تصمیم این است
راهی برای کاهش ریسک اقتصادی ایران
ایران از خرداد ۱۳۹۵، زمانی که با گروه اقدام مالی بینالمللی (FATF) توافق کرد که مانند ۱۸۰ کشور دیگر جهان توصیههای ۴۰گانه را در مبارزه با پولشویی و تأمین مالی تروریسم اجرا کند، در مسیر اصلاحات ساختاری قرار گرفته است. اقداماتی مانند ایجاد چکهای صیادی، حذف چک حامل، ثبت کد ملی گیرنده روی چک و سایر تدابیر کنترلی، بخشی از این روند بودهاند که امروز نیز در حال اجرا هستند و نتایج مثبتی در مقابله با پولشویی در داخل کشور بههمراه داشتهاند.
بااینحال، ایران همچنان در لیست قرمز FATF قرار دارد و برای خروج از این وضعیت، نیاز به تصویب دو معاهده مهم، یعنی کنوانسیون پالرمو و کنوانسیون CFT، در مجمع تشخیص مصلحت نظام دارد. لذا موضوع اصلی در ایران، پذیرش یا رد FATF نیست، بلکه تصمیمگیری درباره این دو معاهده کلیدی است. مخالفان معتقدند تدابیر اتخاذشده توسط مجلس شورای اسلامی بهاندازه کافی مانع از سوءاستفادههای احتمالی نخواهد شد، اما در مقابل، عدم تصویب این معاهدات هزینههای گزافی را بر کشور تحمیل کرده است.
کنوانسیون پالرمو چیست؟
کنوانسیون پالرمو، که بهطور رسمی با نام کنوانسیون ملل متحد علیه جرائم سازمانیافته فراملی شناخته میشود، یکی از مهمترین معاهدات بینالمللی برای مبارزه با جرائم فراملی نظیر قاچاق مواد مخدر، انسان، سلاح و پولشویی است. این کنوانسیون در سال ۲۰۰۰ در شهر پالرمو ایتالیا تصویب شد و تاکنون بیش از ۱۹۰ کشور جهان به آن پیوستهاند. هدف اصلی آن ایجاد همکاری بینالمللی در زمینه پیشگیری، تحقیق و پیگرد قضایی جرائم سازمانیافته است.
کنوانسیون پالرمو شامل سه پروتکل مکمل است:۱. پروتکل جلوگیری، سرکوب و مجازات قاچاق انسان، بهویژه زنان و کودکان؛ ۲. پروتکل مبارزه با قاچاق مهاجران از طریق زمینی، دریایی و هوایی؛ ۳. پروتکل مقابله با ساخت و قاچاق غیرقانونی سلاح گرم.
این معاهده از کشورهای عضو میخواهد قوانین داخلی خود را با مقررات بینالمللی هماهنگ کنند و در تحقیقات، استرداد مجرمان و تبادل اطلاعات با سایر کشورها همکاری داشته باشند. پیوستن به این کنوانسیون برای کشورهایی که بهدنبال تعامل گسترده با نظام مالی جهانی هستند، اهمیت زیادی دارد؛ زیرا بسیاری از بانکها و مؤسسات بینالمللی، همکاری با کشورهایی را که در فهرست کشورهای غیرهمکار قرار دارند، محدود میکنند.
کنوانسیون CFT چیست؟
کنوانسیون بینالمللی مقابله با تأمین مالی تروریسم (CFT) یک معاهده جهانی است که سال ۱۹۹۹ توسط سازمان ملل متحد تصویب شد. هدف اصلی این کنوانسیون، شناسایی و مسدود کردن منابع مالی گروههای تروریستی و جلوگیری از تأمین مالی فعالیتهای غیرقانونی است. این معاهده از کشورها میخواهد قوانین شفاف مالی داشته باشند، تبادلات بانکی را کنترل کنند و اطلاعات مالی مشکوک را با سایر کشورها به اشتراک بگذارند. پیوستن به CFT به کشورها کمک میکند تا از لیست سیاه FATF خارج شوند، روابط بانکی بینالمللی را بهبود ببخشند و دسترسی به منابع مالی جهانی را تسهیل کنند. بیش از ۱۸۰ کشور جهان به این کنوانسیون پیوستهاند و آن را بهعنوان یکی از ابزارهای کلیدی در مبارزه با پولشویی و تأمین مالی تروریسم پذیرفتهاند.
چرا ایران به CFT نمیپیوندد؟
ایران تاکنون از پیوستن به کنوانسیون CFT خودداری کرده و دلیل این مخالفت، نگرانیهای امنیتی و سیاسی اعلام شده است. برخی مقامات مخالف بر این باورند که پیوستن به این معاهده ممکن است بهانهای برای شناسایی و مسدود شدن کمکهای مالی ایران به گروههای متحد منطقهای است. همچنین، برخی معتقدند ایران تحتتحریمهای آمریکا قرار دارد و حتی درصورت پیوستن به CFT، مشکلات مالی و بانکی کشور برطرف نخواهد شد. آنها استدلال میکنند که اجرای الزامات این کنوانسیون، ابزارهای ایران برای دور زدن تحریمها را محدود میسازد و اقتصاد کشور را در برابر فشارهای بینالمللی آسیبپذیرتر میکند.
بااینحال، منتقدان این دیدگاه بر این باورند که نپیوستن به CFT، ایران را در لیست سیاه FATF نگه میدارد و هزینههای تجارت و مبادلات مالی را افزایش میدهد، که این امر به ضرر اقتصاد و شهروندان ایرانی خواهد بود
تحلیل چند دلیل دیگر در نپیوستن به FATF
اما اینهمه دلایل نپیوستن به «گروه ویژه اقدام مالی» نیست. یکی از مهمترین دلایل این است که پیوستن به FATF مستلزم ارائه اطلاعات دقیق درباره تراکنشهای مالی و فعالیتهای اقتصادی کشور است. در شرایطی که ایران تحت تحریمهای گسترده قرار دارد، شفافیت بیشتر ممکن است مسیرهای دور زدن تحریمها را مختل کند و فضای فعالیت اقتصادی ایران را محدودتر سازد. برخی از تصمیمگیران سیاسی و اقتصادی بر این باورند که با وجود تحریمهای آمریکا، پیوستن به FATF تأثیر قابلتوجهی در بهبود وضعیت اقتصادی نخواهد داشت و حتی ممکن است هزینههایی برای کشور بههمراه داشته باشد.
پیوستن ایران به FATF چیزی فراتر از یک انتخاب است. این عضویت، قفل انزوای مالی را میشکند و درهای تعامل با نظام مالی جهانی را به روی ایران باز میکند
این دلایل در حالی مطرح میشود که نپیوستن ایران به FATF مشکلاتی چون انزوای مالی و بانکی و محدودیت در روابط تجاری بینالمللی را تشدید کرده است. واقعیت این است که ایران همین حالا تحت شدیدترین تحریمهای یکجانبه آمریکا و برخی کشورهای جهان قرار دارد و بسیاری از مسیرهای مالی ایران پیش از این آشکار شده است. در این شرایط، عضویت در FATF میتواند ابزار چانهزنی ایران برای کاهش انزوای مالی باشد. بدون پیوستن به این نهاد، ایران در سطح جهانی بهعنوان کشوری پرریسک در نظر گرفته میشود که حتی متحدان نزدیک ایران، مانند چین و روسیه، تمایلی به همکاری بانکی و مالی با ایران ندارند.
نکته دیگر اینکه انزوای مالی ناشی از عدم عضویت در FATF، نهتنها دست ایران را در منطقه نمیبندد، بلکه منابع اقتصادی کشور را نیز محدودتر میکند. درعینحال، این استدلال که پیوستن به FATF تأثیری در رفع تحریمهای آمریکا ندارد، مغلطهآمیز است. درست است که تحریمهای آمریکا مستقل از FATF اعمال میشوند، اما عضویت در این نهاد میتواند همکاری با سایر کشورهای جهان را تسهیل کند. نپیوستن به FATF باعث میشود ایران حتی از فرصتهای کوچک برای تعاملات مالی قانونی هم محروم شود.
پیوستن ایران به FATF چیزی فراتر از یک انتخاب است؛ این یک نیاز حیاتی برای بقای اقتصادی و پیشرفت در دنیای پیچیده امروز است. این عضویت، قفل انزوای مالی را میشکند و درهای تعامل با نظام مالی جهانی را به روی ایران باز میکند. روابط بانکی ایران با قدرتهایی مثل چین و روسیه تقویت میکند، موجب اعتماد سرمایهگذاران خارجی به ایران میشود، به کاهش فساد و بهبود فضای کسبوکار منجر میشود، از دیدگاه توسعه پایدار نیز کلید ورود به دنیایی پر از فرصتهای تجاری و سرمایهگذاری است. این عضویت میتواند اقتصاد ایران را از مسیر بنبست تحریمها به شاهراه رونق و تعامل جهانی هدایت کند.
آیا پیوستن به FATF تحریمها را لغو میکند؟
اکنون این پرسش مطرح است که آیا پذیرش FATF تحریمها را بهطور کامل لغو میکند؟ پاسخ روشن است: خیر. اما مسئله اینجاست که اجرای این معاهدات، باعث کاهش ریسک اقتصادی ایران در نظام مالی جهانی خواهد شد. با پذیرش این دو معاهده، ایران در عمل تمامی مقررات FATF را اجرا میکند و زمینه برای خروج از وضعیت قرمز به خاکستری و طی مراحل بعدی فراهم میشود. نمونه آن در سال ۱۳۹۵ دیده شد؛ زمانی که پس از امضای اسناد FATF توسط وزیر وقت اقتصاد، تنها یک ماه بعد ایران از لیست قرمز خارج و در وضعیت خاکستری قرار گرفت، و ضریب ریسک سرمایهگذاری از ۷ به ۶ کاهش یافت. درصورت تصویب مصوبه مجلس، این ضریب میتوانست به ۵ نیز برسد، که معنای آن کاهش هزینههای صادرات، واردات و سرمایهگذاری در ایران بود.
اهمیت این کاهش ریسک زمانی بهتر درک میشود که بدانیم هزینههای بیمه کالاهای صادراتی و وارداتی، براساس ضریب ریسک محاسبه میشود. اگر این هزینهها بر ضریب ۷ محاسبه شود، فشار سنگینی بر فعالان اقتصادی خواهد بود، اما کاهش این عدد به ۶ یا ۵، تأثیر مستقیم بر کاهش هزینههای تجاری خواهد داشت.
مشکل اینجاست که برخی تصمیمگیران ترجیح میدهند واقعیتهای اقتصادی را به مردم نگویند و تنها بر این نکته تأکید کنند که «با پذیرش FATF، تحریمها لغو نخواهد شد». درحالیکه همه میدانند که پذیرش این مقررات، ایران را از انزوا خارج میکند، اعتبار بینالمللی کشور را افزایش میدهد، همکاری با کشورهایی مانند چین، هند و روسیه را تسهیل میکند و هزینههای دور زدن تحریمها را کاهش میدهد.
تصمیمگیری درباره این موضوع تنها یک انتخاب سیاسی نیست؛ بلکه مسیری است که میتواند اقتصاد ایران را از فشارهای مضاعف برهاند و فضا را برای رشد و توسعه هموار کند.
چرا تا امروز عضویت صورت نگرفته؟
اما چرا تا امروز این اتفاق نیفتاده؟ پاسخ ساده است: منافع ملی ایران گروگان منافع گروهی کوچک و پرنفوذ است. کسانی که از شفافیت و پاسخگویی هراس دارند، عضویت در FATF را تهدیدی برای خود میبینند. این درحالیاست که برای اکثریت ایرانیان، از دانشجویان و کارآفرینان گرفته تا فعالان اقتصادی، پیوستن به FATF یعنی بازگشت به نظام جهانی، حذف محدودیتها، و دسترسی به امکاناتی که حق هر شهروند است.
پیوستن به FATF، فقط یک موضوع سیاسی نیست، بلکه نبرد بین آینده و گذشته است. یا با شجاعت بهسوی پیشرفت گام برمیداریم، یا در انزوای مالی گرفتار میمانیم. انتخاب صدالبته که شفاف و واضح است؛ ایران شایسته جایگاهی بالاتر در نظام جهانی است و FATF همان پلی است که میتواند این جایگاه را محقق کند.
برخی افراد نسبت به شفافیت مالی نگرانیهایی دارند، زیرا معتقدند که این موضوع ممکن است بر برخی سیاستها و رویکردهای اقتصادی کشور تأثیر بگذارد. در شرایطی که اطلاعات مالی و هزینههای کلان اقتصادی کمتر در دسترس افکار عمومی قرار میگیرد، حساسیتهایی درباره شفافسازی وجود دارد. برخی مخالفان بر این باورند که اجرای استانداردهای بینالمللی در زمینه مالی، میتواند بر نحوه تخصیص منابع و همکاریهای اقتصادی تأثیر بگذارد و محدودیتهایی ایجاد کند.
یکی از دغدغههای اصلی مخالفان پیوستن به FATF این است که شاید اطلاعات مربوط به مبادلات مالی ایران در سطح بینالمللی مورد توجه قرار گیرد و این موضوع میتواند برخی سیاستهای اقتصادی و منطقهای را تحتفشار قرار دهد. همچنین، برخی بر این باورند که با شفافتر شدن تراکنشهای مالی، امکان اعمال محدودیتهای جدید از سوی برخی نهادهای خارجی افزایش مییابد.
بااینحال، تجربه سایر کشورها نشان میدهد پیوستن به استانداردهای بینالمللی مالی، نهتنها موجب انسداد مسیرهای اقتصادی نمیشود، بلکه راه را برای بهبود روابط مالی و کاهش هزینههای مبادلاتی هموار میکند. شفافیت مالی میتواند ضمن تقویت اقتصاد کشور، به افزایش اعتماد عمومی و کاهش فساد اقتصادی نیز کمک کند. مسئولان کشور باید بدانند نتیجه نهایی شفافیت هرچه باشد، بهنفع کشور و مردم است. پنهانکاری چیزی جز هزینههای سنگین برای شهروندان عادی بههمراه نخواهد داشت. بنابراین، زمان آن است که تصمیمگیران، ترس از شفافیت را کنار بگذارند و بهجای حفظ وضعیت موجود، به فکر باز کردن گرههای کور اقتصادی کشور باشند.
اقتصاد در بنبست تحریم و فساد
ایران سالهاست که با چالشهای جدی در نظام مالی و اقتصادی خود دستوپنجه نرم میکند. اگرچه برخی توافقهای اخیر، امیدهایی را ایجاد کردهاند، اما تا زمانی که ایران به قواعد پولی و مالی بینالمللی نپیوندد، این تغییرات تأثیر عمیقی بر مبادلات اقتصادی کشور نخواهند گذاشت. در حال حاضر، هزینه تبادلات مالی تجار ایرانی بهدلیل تحریمها و حضور در لیست سیاه FATF بسیار افزایش یافته است، که این امر رقابتپذیری اقتصاد ایران را بهشدت کاهش داده است.
اما ماجرا به اینجا ختم نمیشود. طی دو دهه گذشته، شبکهای از فساد و رانتخواری پیرامون «کاسبی تحریم» شکل گرفته که نهتنها به یک مانع جدی برای اصلاحات اقتصادی تبدیل شده، بلکه حالا به یک ساختار بینالمللی گسترده رسیده است. تخمینها نشان میدهد در این مدت، میلیاردها دلار مبادلات غیرشفاف در این شبکه توزیع شده است. چنین حجمی از فساد، اقتصاد سالم را به حاشیه رانده و انگیزه برای سرمایهگذاری را بهشدت کاهش داده است. در شرایط فعلی، میل به خروج سرمایه از ایران بهشدت افزایش یافته، درحالیکه سرمایهگذاری داخلی با افت شدید مواجه است. گزارشهایی که از رشد اقتصادی ارائه میشود، درواقع تلاشی برای نمایش بهبود شرایط است، اما در واقعیت، پس از سالها تورم افسارگسیخته و رکود مداوم، این رشد چیزی جز «حرکت در قعر» نیست. رشد روزانه نقدینگی به شش تا هفت هزار میلیارد تومان رسیده که بهمعنای تورمی مهارناپذیر است. بااینحال، مسئله اصلی این نیست که اقتصاد ایران چگونه باید اداره شود، بلکه آنچه در اولویت قرار دارد، حفظ قدرت و توزیع منابع ثروت ملی در میان یک گروه خاص است. این همان دلیلی است که پیوستن به FATF و شفافیت اقتصادی را، باوجود تمامی مزایای آن، با مقاومت شدیدی روبهرو کرده است.
اقدام فرمانداری شوش، اعتراض فعالان فرهنگی را برانگیخت
بیش از 150 نفر از جامعه دانشگاهی و فعالان فرهنگی شوش در بیانیهای سرگشاده، نصب «مضیف» و «سیاه چادر» در فرمانداری شوش را محکوم کردند، آنها تاکید دارند که دستگاهی مانند فرمانداری باید نماینده وحدت ملی و بیطرفی باشد.
در این بیانیه آمده «شوش، کهنشهر تمدن و فرهنگ، همواره نماد همزیستی اقوام و تنوع فرهنگی بوده، اما اخیراً اقدام به نصب «مضیف» و «سیاهچادر» در فرمانداری که باید نماینده وحدت ملی و بیطرفی باشد، نگرانیهای جدی در میان شهروندان و دلسوزان این شهرستان ایجاد کرده است. ما، جمعی از دغدغهمندان میراث فرهنگی، این اقدام را نادرست و برخلاف اصول همگرایی ملی دانسته و نسبت به رعایت نکات زیر تأکید میکنیم:
۱. تحریف هویت تاریخی و چندفرهنگی شوش
هرچند مضیف و سیاهچادر، بخشی از فرهنگ جنوب غرب ایران هستند، اما نماینده همه فرهنگهای این منطقه نیستند. شوش با پیشینه چندین هزارساله، حاصل تنوع فرهنگی و تاریخی است، نه نمادپردازیهای تکبعدی. تحمیل یک روایت خاص از هویت منطقهای، ظلمی آشکار در حق سایر فرهنگهای این دیار است.
۲. تهدید وحدت اجتماعی و ایجاد شکاف قومی
شوش خانه اقوام است و فرمانداری باید فضایی برای حفظ این همزیستی باشد، نه بستری برای نمایش برتری یک فرهنگ بر دیگر فرهنگها؛ هرگونه نمادپردازی قومیتی در یک نهاد دولتی، بهجای تقویت اتحاد، احساس تبعیض و حاشیهنشینی را در سایر گروههای فرهنگی ایجاد میکند.
۳. خدشه به جایگاه بیطرف و ملی نهاد دولت
فرمانداری، نماینده حاکمیت ملی و نهادی فراتر از تعلقات قومی است. جانبداری از یک فرهنگ خاص، جایگاه این نهاد را تضعیف کرده و آن را از رسالت اصلیاش که تأمین عدالت و توازن اجتماعی برای همه شهروندان است، دور میکند. نهادهای دولتی باید نماد انسجام ملی باشند، نه ابزار نمایش فرهنگی این/آن قومِ خاص.
بنابراین اگر قرار است فرمانداری شوش، نمادی از هویت و تاریخ این شهر را به نمایش بگذارد، چرا چادرهای سوختهی رزمندگان در جبهههای نبرد و عملیات فتحالمبین، در کنار این مضیف قرار نگرفتهاند؟
۴. لزوم اصلاح فوری این رویکرد
ما خواستار حذف فوری این نمادها از ساختمان فرمانداری هستیم و از مسئولان انتظار داریم که با درک حساسیت موضوع، از هرگونه اقدام یا نمادسازی که باعث ایجاد شکاف در میان شهروندان میشود، پرهیز کنند. احترام به تمامی فرهنگها مستلزم بیطرفی و دوری از جانبداری در فضاهای حاکمیتی است. بنابراین با توجه به این که شوش، شهری با هویتی چندصدایی و متنوع است، هیچ مسئول یا جریان و گروهی حق ندارد این تنوع را با نمادپردازیهای یکجانبه مخدوش کند. آینده این شهر در گرو احترام به همه اقوام و جلوگیری از هرگونه سیاستگذاری فرهنگی جانبدارانه است. ما بر لزوم پایبندی به اصول همبستگی ملی و پرهیز از هرگونه رفتار تفرقهافکنانه تأکید داریم و امیدواریم که نهادهای مسئول، با تصمیمگیری صحیح، پاسدار این ارزشهای بنیادین باشند.
فهرست امضاکنندگان همچنان باز است و شما نیز میتوانید با افزودن نام خود به این پویش اجتماعی-فرهنگی، سهمی در اعتلای مسیر داشته باشید.
۱_عبدالرضا حیدری.
۲_عزیزاله احمدی
۳_علی درویشی
۴_خانم فتانه رستمی
۵_خانم زینب ممبینی
۶_سلمان نادی
۷_محمدصحراکار
۸_لیلا زاده حسن
۹_ رضا معتمد
۱۰_حمیدهژبری
۱۱_چنگیز شعاعی
۱۲-محمدرضا دیناروندی
۱۳_ علیرضا معتمد نیا
۱۴_ امیر کرمی نسب
۱۵_ ایرج کوشایی
۱۶_ناهیدشمسی زاده
۱۷_امیدعلی دیناروند
۱۸_احیا خانه زر
۱۹_علیمراد واهبی
۲۰_ منصوره فروغی راد
۲۱_ابراهیم امیریان
۲۲_اسماعیل واهبی
۲۳_آذررضازاده
۲۴- هوشنگ رییسی
۲۵-طیبه زارع
۲۶_اسماعیل مهرابی
۲۷_ اشکان زارعی
۲۸_اکبرپارسافر
۲۹_حسین ملک خدایی
۳۰_مجتبی گهستونی
۳۱_فاطمه یوسفی
۳۲_سروش رامین
۳۳_ارشک درویشی
۳۴_علی قربانی
۳۵_اسکندر رحیمی فر
۳۶_محمدعلی علیدوستی
۳۷_احمدلالوند
۳۸_احمدکرمانشاهی
۳۹_محمدمرادی
۴۰_غلامعباس اسلامی پناه
۴۱_میلادجعفری راد
۴۲_داریوش سروش
۴۳_شیروان ایزد مهر
۴۴_فروغ جنگ جان
۴۵_کیانوش سروش راد
۴۶_پوریا ایزدی مهر
۴۷_نصرت سگوند
۴۸_مهردادمرادی
۴۹_نگین ایزدمهر
۵۰_حجت اله سگوندی
۵۱_اهورا جعفری
۵۲_نسترن شاهرونی
۵۳_سهراب سگوندی
۵۴_مهری ایزدی مهر
۵۵_بنیامین سکوندی
۵۶_شقایق ادیبان نیا
۵۷_سیاوش سگوندی
۵۸_سجادبازگیر
۵۹_فیروزلرستانی
۶۰_رضاباباپور
۶۱_شاهین ایرانمهر
۶۲علی سگوند
۶۳_محمدبالو
۶۴_نعمت طولابی
۶۵_علی جعفرپور
۶۶_اسماعیل طولابی
۶۷_غلامرضارستمی
۶۸_حسن شوهانی
۶۹_خسرو اقبالی
۷۰_احمد زالی
۷۱_محمدحیوری
۷۲_نسرین گودرزی
۷۳_مرتضی کُرد
۷۴_ عیدی سیدی
۷۵_ساسان ساکی
۷۶_سیدامید ذوالنوری
۷۷_امیدمعتمدی
۷۸_رضاقائدرحمتی
۷۹_دانیال پورطالب
۸۰_یعقوب منگری
۸۱_علیرضا سگوند
۸۲_رشید سگوند
۸۳_علی دیناروند
۸۴_معصومه دیناروند
۸۵_منصوررشنو
۸۶_سجادکرد
۸۷_صادق کرد
۸۸_حسین رشنو
۸۹_علی حیدری
۹۰_رحیم رشنو
۹۱_علی رشنو
۹۲_ابراهیم حسن غلامعلی
۹۳_محمود کرد
۹۴_گل آفتاب حوری
۹۵_امین احمدی
۹۶_فیروز رستمی
۹۷_معین احمدی
۹۸-صادق دیناروند
۹۹_مجید دیناروند
۱۰۰_سمیه دیناروند
۱۰۱ــ آریا مکوندی
۱۰۲_مهرداد سگوند
۱۰۳_سعید رشنو
۱۰۴-شهرام معتمدنیا
۱۰۵-اردشیر ملک خدایی
۱۰۶-بیژن عالیخانی
۱۰۷-عزت یزدانی
۱۰۸-رضا خیرآبادی
۱۰۹_علیرضا ندای علی
۱۱۰- رضا ناصر پشوتن
۱۱۱-کامبیز بهارلویی
۱۱۲_محمد سردابی
۱۲۳_محمد سلیمی
۱۱۴_حسین قماش فروش
۱۱۵_رضا شکرالهی
۱۱۶_امین دشت بزرگ
۱۱۷_اشکان شکوهی
۱۱۸-حبیب احمدی
۱۱۹-محمد حسن بازافکن
۱۲۰-مهدی شوهانی
۱۲۱-مجتبی مرادی
۱۲۲-فاطمه حوری
۱۲۳.رحمن ایزدی فر
۱۲۴-مهسا خشامی
۱۲۵_لیلا عبادنژاد
۱۲۶ــصدیقه رشیدیان
۱۲۷ــ محمد فرضی کاهکش
۱۲۸ــ پارسا فرضی کاهکش
۱۲۹ـ منوچهر رشنو
۱۳۰-روحیه سکوند
۱۳۱- مریم اهنی
۱۳۲ـ علیرضا خیرآبادی
۱۳۳ -سعاده صفی زاده
۱۳۴_ اسدالله رحیم خانی
۱۳۵ _ رستم رحیم خانی
۱۳۶ _ امیر حسین رحیم خانی
۱۳۷ _ عبدالرضا جلیلیان
۱۳۸_ بهرام موحدی
۱۳۹ _ محمد رحیم خانی
۱۴۰ _ علی رحیم خانی
۱۴۱ _ حمزه عطایی
۱۴۲ _ عزیز زارعی
۱۴۳ _ داریوش مرادی
۱۴۴ _ سعید اسدی راد
۱۴۵- هدایت دیناروند
۱۴۶- مسعود رشنو
۱۴۷_نعیم سرخی
۱۴۸_ فریده نعیم زاده
۱۴۹_علی عرفانی
۱۵۰-صغرا نصیری
۱۵۱-زهراسگوند
۱۵۲_مرتضی سبزی مراد
۱۵۳-حسین یاری
۱۵۴- امین زارعی
۱۵۵-امیر سپهری نیا
156-مهدی صیادی
۱۵۷- شامرا سگوند
۱۵۸-مریم جم
معرفی برگزیدگان جایزهٔ «دکتر تقی ابتکار»
بیستمین دوره جایزه دکتر تقی ابتکار که هرساله توسط سازمان غیردولتی «مرکز صلح و محیطزیست» برگزار میشود، امسال نیز در سالگرد درگذشت تقی ابتکار، دومین رئیس سازمان حفاظت محیطزیست پس از انقلاب اسلامی برگزار شد. در این مراسم که با حضور جمعی از فعالان محیطزیست، چهرههای دانشگاهی و پیشکسوتان این حوزه برپا بود، «معصومه ابتکار»، رئیس اسبق سازمان حفاظت محیطزیست و «سید محمد خاتمی»، رئیس دولتهای هفتم و هشتم، نیز حضور داشتند.
فراخوان این جایزه در دیماه منتشر شده بود و همانند سالهای گذشته، فعالان محیطزیست و سازمانهای مردمنهاد، پژوهشگران، مخترعان، نوآوران، نویسندگان و روزنامهنگاران آثار خود را به دبیرخانه این جایزه غیردولتی ارسال کردند. هیئت داوران بیستمین دوره جایزه متشکل از چند تن از پیشکسوتان حوزه محیطزیست و اساتید باسابقه دانشگاههای کشور هستند، با حضور مدیرعامل مرکز صلح و محیطزیست در ۳۰ بهمنماه تشکیل جلسه دادند و با بررسی پروندههای رسیده براساس شاخصهای مندرج در فراخوان، پژوهشگران و فعالان سال ۱۴۰۳ را انتخاب کردند.
معرفی برگزیدگان
براساس رأی هیئت داوران این دوره جایزه پژوهشگر پیشکسوت به «محمد ذکایی»، استاد بازنشسته دانشگاه شهید بهشتی، بهخاطر تلاش ممتاز در تهیه و تدوین چندین گزارش وضعیت محیطزیست ایران براساس استانداردهای جهانی SOE تعلق گرفت. جایزه پژوهشگر جوان در حوزه بومشناسی به «حسین مصطفوی» بهخاطر تلاش در بهبود ارزیابی و مدیریت اکولوژیکی اکوسیستمها و سازگاری با تغییراقلیم، جایزه پژوهشگر جوان در زمینه آب به «محمدرضا شهبازبگیان» بهخاطر تلاشهای مجدانه در پیشبرد دیپلماسی آب، جایزه پژوهشگر محیطزیست به «شهرزاد خرمنژادیان»، بهخاطر تلاش برای کاهش اثرات منفی فعالیتهای ورزشی بر محیطزیست، جایزه پژوهشگر جوان محیطزیست به «فرشاد گلبابایی کوتنایی» بهخاطر فعالیتهای دانشبنیان در زمینههای مهندسی محیطزیست، تصفیه آبوفاضلاب و مدیریت مواد زائد جامد و پسماند، جایزه تلاشگر جوان محیطزیست به «احمد سلسبیلی» بهخاطر فعالیتهای دانشبنیان در زمینه تصفیه فاضلابهای صنعتی و کشاورزی و تولید محصولات جانبی باارزش از آنها و ارائه در بازار، جایزه تلاشگر محیطزیست به «محمد داسمه» بهخاطر دفاع از حقوق محیطزیست و فعالین این عرصه بهعنوان یک وکیل، جایزه زوج جوان محیطزیست به «ریحانه میرانزاده مهابادی» و «مصطفی اَبیاره» بهخاطر آموزش جوامع محلی در زمینه تنوعزیستی در سطوح دانشآموزی تا دانشگاهی و در میان کشاورزان، معلمان و عموم مردم، جایزه تشکل غیردولتی به سازمان مردمنهاد نذر طبیعت وطن ما، بهخاطر فعالیت نوآورانه و کارآمد در جلب و جذب مشارکت مردم برای حفاظت از طبیعت، حیاتوحش و حمایت از محیطبانان و جایزه روزنامهنگار فعال در حوزه محیطزیست به «فریبا نباتی» بهخاطر تلاش برای فرهنگسازی اجتماعی حفاظت از طبیعت، تعلق گرفت.
همچنین، لوح تقدیر هیئت داوران به فعال محیطزیست، «سید ضیا شریفی» به خاطر تلاش های آموزشی و فرهنگسازی در شهرستان اقلید برای حفاظت از محیطزیست و به فعال محیطزیست «مجید عسگریزاده فراهانی»، بهعنوان محیطبانی که در حوزه وظایف خود بههمافزایی با ساخت فیلمهای مستند از حیاتوحش پرداخته است، به فعال محیطزیست «محسن تیزهوش» بهخاطر تلاش برای پیوند میان سینما و محیطزیست و به انجمن مدافعان محیطزیست و منابعطبیعی خوزستان بهخاطر فعالیتهای آموزشی و فرهنگی در روستاهای خوزستان بهخصوص اجرای طرح تنوعبخشی به معیشتهای سازگار با منابع تالابی، تعلق گرفت. بخش دیگری از تقدیرها در بیستمین دوره جایزه دکتر تقی ابتکار، معنوی و با در نظر گرفتن وسعت اثرگذاری قابلتوجه آنها در ابعاد ملی و بینالمللی بوده است.
دو تقدیر برای تلاش محیطزیستی و دو تقدیر برای تلاشهای صلحجویانه به «نیکی دوایی»، همسر زندهیاد «سید آهنگ کوثر»، که سالها در دشتهای خشک جنوب ایران زندگی سختی را در کنار همسر گذراند و در اثر مهم دکتر کوثر برای دشتهای ایران سهیم بوده است. همچنین، از زندهیاد «الن ووسالو»، مشهور به مادر درناهای سیبری تقدیر شد. این دوره برای اولینبار دو تقدیر بینالمللی نیز داشت؛ تقدیر از زن ایتالیایی مدافع صلح عادلانه، «فرانچسکا آلبانیز»، وکیل بینالمللی و دانشگاهی و گزارشگر ویژه سازمان ملل، برای نشان دادن قتلعام غیرنظامیان و نسلکشی در غزه. این وکیل ایتالیایی درحالیکه بارها از طرف اسرائیل تهدید به قتل شده، از مواضع خود کوتاه نیامده و برای برقراری صلح عادلانه تلاش کرده است. همچنین، «فرد ای رید»، نویسنده، محقق و مترجم آمریکایی-کانادایی نیز بهدلیل معرفی فرهنگ صلحدوستانه شرق مورد تقدیر مرکز صلح و محیطزیست قرار گرفت. آثار او ازاینجهت در این مراسم مورد تقدیر قرار گرفت که فرهنگ شرق را فرهنگ صلح دانست و حتی در میدان خونبار عاشورا رویکرد صلحطلبانه فرزند پیامبر را دریافت و برای معرفی آن تلاش کرد.
بیانیه هیئت داوران بیستمین دوره
در بیانیه هیئت داوران بیستمین دوره جایزه دکتر تقی ابتکار آمده است: اکنون که کشور با چالشهای متعدد اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی مواجه است، نهادهای مدنی میتوانند منادی امید برای عبور از معضلات و بحرانها با تلاش درایت و انسجام باشند؛ ماهیت نهادهای مدنی اینچنین است.
مرکز صلح و محیطزیست اینک ۲۰ سال است که جایزهای را بهنام مرحوم استاد دکتر تقی ابتکار برای پژوهشگران و فعالین عرصه محیطزیست با حمایت مالی خانواده آن مرحوم، تقدیم دوستداران طبیعت و اعتلای کشور میکند.
دکتر تقی ابتکار پیشنهاددهنده اصل ۵۰ قانون اساسی و اولین رئیس سازمان حفاظت محیطزیست پس از انقلاب بود. او از آن دوران که مانع انحلال آن سازمان شد تا هنگام درگذشت که مشاور علوم و فنون رئیسجمهور سیدمحمد خاتمی بود، لحظهای از تلاش بازنایستاد؛ اگرچه در فراز و نشیبها با عواملی که خسته یا ناامیدش کنند، بسیار مواجه شد.
برگزاری هرساله این جایزه از سوی مرکز صلح و محیطزیست با هدف ایجاد بارقهای از امید در شرایط سخت برای مردمی است که به کشور و محیطزیست علاقهمند هستند و تاکنون برای حفاظت و پیشرفت این آب و خاک فداکاریها کردهاند.
برنامهریزی برای برگزاری بیستمین دوره جایزه با انتشار فراخوان از اول دیماه سال جاری در شبکههای اجتماعی و رسانهها، همچنین دانشکدههای محیطزیست کشور آغاز و در ۲۵ بهمن، پس از یکبار تمدید پایان یافت.
هیئت داوران بیستمین دوره جایزه متشکل از چندتن از پیشکسوتان حوزه محیطزیست که همچنین از اساتید باسابقه دانشگاههای کشور هستند که با حضور مدیرعامل مرکز صلح و محیطزیست ۳۰ بهمنماه تشکیل شد و با بررسی پروندههای رسیده، براساس شاخصهای مندرج در فراخوان، پژوهشگران و فعالین سال ۱۴۰۳ انتخاب شدند.
درخواست ۱۰۰ کنشگر فرهنگی از وزیر میراث فرهنگی برای جلوگیری از تخریب خانه تاریخی ولیالله پیرنیا
بیش از صد تن از کنشگران فرهنگی و کارشناسان حوزه معماری، شهرسازی و میراث فرهنگی درنامهای به رضا صالحی امیری، وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، خواهان جلوگیری از تخریب خانه تاریخی ولیالله پیرنیا شدند.
این خانه که میان مجموعهای از بناهای ثبت ملی و واجد ارزش تهران قرار گرفته و خود افزون بر ارزشهای معماری، از مکانرویدادهای شهر تهران به شمار میرود، با موافقت اداره کل میراث فرهنگی استان تهران، مجوز تخریب و نوسازی دریافت کرده است. متن نامه فعالان فرهنگی بدین شرح است:
«جناب آقای رضا صالحی امیری»
وزیر محترم میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی
با سلام و احترام؛
با توجه به خطر تخریب قریبالوقوع خانه تاریخی ولیالله پیرنیا در خیابان منوچهری تهران که خود میان مجموعهای از بناهای ثبت ملی و واجد ارزش قرار گرفته است؛ و با عنایت به ابهامات قانونی و شائبههایی که درباره موافقت ادارهکل میراث فرهنگی استان تهران با تخریب و نوسازی این بنا وجود دارد، ما امضاءکنندگان نامه حاضر از جنابعالی خواهشمندیم نسبت به ابطال مجوز تخریب خانه ولیالله پیرنیا اقدامهای فوری را به انجام رسانید تا امکان بررسی بیشتر و جلوگیری از تخریب این اثر ارزشمند فراهم شود».
امضاکنندگان:
- مسعود آجیلیان، دبیر کارگروه میراث فرهنگی دیدهبان یادگارهای فرهنگی و طبیعی ایران
- اسماعیل آزادی، نویسنده و روزنامهنگار
- محمدکریم آسایش، کنشگر و پژوهشگر شهری
- فرزانه ابراهیمزاده، روزنامهنگار حوزه میراث فرهنگی و تهرانپژوه
- بهنام ابوترابیان، نویسنده و تهرانپژوه
- فریبا ابوالقاسمی، طراح و گرافیست
- فاطمه احمدی، عضو هیأت رئیسه کمیته جهانی موزههای دانشگاهی
- علیرضا ارگی، وکیل دادگستری
- علیرضا اسدی، کنشگر میراث فرهنگی
- عیسی اسفنجاری کناری، استادیار مرمت دانشگاه هنر اصفهان
- پگاه اسماعیلی، معمار
- ساناز افتخارزاده، معمار و کنشگر فرهنگی
- علیرضا افشاری، دبیر دیدهبان یادگارهای فرهنگی و طبیعی ایران
- افشین امیرشاهی، سردبیر روزنامه پیام ما
- مسعود امیرزاده، دبیر کارگروه محیطزیست دیدهبان یادگارهای فرهنگی و طبیعی ایران
- محمد ایرانمنش، مدرس دانشگاه و پژوهشگر حوزه مدیریت مخاطرات
- هادی بابایی، فعال حوزه میراثفرهنگی
- محمد باریکانی، روزنامهنگار حوزه میراث فرهنگی و مدیرمسئول صدای میراث
- مجید بجنوردی، نویسنده و تهرانپژوه
- علی بدری، شهرساز و مدیر مؤسسه مطالعات اندیشه شهر و اقتصاد
- مینا بزرگمهر، فیلمساز و کارگردان تئاتر
- محمد بلوری، معمار و کارشناس مرمت بنا و بافت
- آزاده بیداربخت، معمار
- مرتضی بیک بیاتی، پژوهشگر تاریخ تهران و کارشناس شهری
- محمدعلی بیطرف، فعال حوزه گردشگری و میراث فرهنگی
- ناهید پورابراهیمی، دبیر انجمن پارسیگان مهربوم
- هدی پورپیرعلی، شهرساز
- سهیلا پیروان ، معمار
- مهران تهرانی، فعال حوزه میراثفرهنگی
- مریم جلیلوند، روزنامهنگار حوزه میراث فرهنگی
- یاشار جمشیدی، معمار و مرمتگر بناهای تاریخی
- کورش جوادی،کنشگر فرهنگی و دبیر باشگاه شاهنامهپژوهان
- هاله جواهری، معمار
- محمدرضا حائری مازندرانی، معمار و شهرساز
- ندا حبیباله، پژوهشگر علوم اجتماعی و فعال حوزه گردشگری
- مینا حدادیان، نویسنده کودک و نوجوان
- حمیدرضا حسینی، نویسنده و تهرانپژوه
- سید هادی حسینی، شهرساز
- مازیار خاکی، معمار
- ناصر خاکی، کنشگر حوزه محیط زیست
- فرهاد خردمند، مترجم و سینماگر
- عادله خسروجردی، فعال حوزه صنایعدستی
- مهیار دادخواه، معمار
- فتانه دانشمند، مدرس دانشگاه و پژوهشگر شهری
- افسانه دوستی، نویسنده
- سعید دهنوی، مرمتگر بناهای تاریخی
- محمد رسولی، پژوهشگر
- صادق رشیدیفرد، معمار و روزنامهنگار
- سمیه رمضان ماهی، عضو هیئت علمی دانشگاه سوره
- شهرام زارع، باستانشناس و پژوهشگر
- منصور زند، معمار و طراح شهری
- حمید زیران، معمار
- سپیده سجادی، پژوهشگر حوزه ایرانشناسی
- بابک سرور، معمار
- فرشته سعیدی، پژوهشگر هنر شهری و عمومی
- بهنام سلطانشعار، شهرساز
- رضا سلیمان نوری، روزنامه نگار و پژوهشگر حوزه میراث فرهنگی
- منیر شجاعی، فعال اجتماعی
- مهدی شعبانیپور، مدرس صنایع دستی
- شهرام شهریار، کنشگر و پژوهشگر حوزه میراث فرهنگی
- رضا شیرازیان، پژوهشگر نقشهها و اسناد اطلاعات مکانی تهران
- هلنا شین دشتگل، نقاش و پژوهشگر آثار تاریخی
- آرش صابری نیا، موزهدار و پژوهشگر تاریخ تهران
- سعید صادقی، شهرساز
- همایون صادقی، شهرساز و معمار
- ترانه صادقیان، نقاش و مدرس هنر
- مینوش صدوقیانزاده، معمار و شهرساز
- ریحانه ظهیری، پژوهشگر و مستندساز
- حافظ عبدالکریمی، معمار و مدرس دانشگاه
- فاطمه علیاصغر، روزنامهنگار حوزه میراث فرهنگی
- مهدی عبیدی سیاوشانی، پژوهشگر اقتصاد شهری
- نیره غلامحسین، دبیر کارگروه صنایع دستی شبکه سمنهای میراثی استان تهران
- الهام فخاری، عضو دوره پنجم شورای شهر و شورای استان تهران
- هدی فرد، شهرساز
- فتانه فرید، کارشناس ارشد مرمت بنا و بافت شهری
- حامد فوقانی، روزنامهنگار
- آهو قلندری، پژوهشگر حوزه معماری و مرمت بنا و بافتهای تاریخی
- شادی کابیانی، خبرنگار حوزه گردشگری
- کاوه کاغذچی، کنشگر میراث فرهنگی و تهرانپژوه
- عباس کتابی، فیلمساز
- غزال کرامتی، معمار و شهرساز
- سعید کسرایی، کارشناس شهرسازی وزارت کشور
- لیلا کفاش زاده، کارشناس میراث فرهنگی
- هادی کمالی مقدم، فعال حوزه میراث فرهنگی
- غزاله گودرزی، شهرساز
- شفق متولی، معمار و طراح شهری
- داود محمدیفرد، نویسنده و ناشر
- محمدرضا مرزوقی، نویسنده
- سیده مهسا مطهر، مشاور گردشگری
- میثم معصومی، معمار و شهرساز
- نجمه معصومی، کنشگر فرهنگی و مدنی
- مهدی معمارزاده، کارشناس مسئول میراث فرهنگی
- البرز ملک پور، طراح فیلم
- امیر ملکی، معمار و مرمتگر بناهای تاریخی
- الهام مولویزاده، پژوهشگر شهرسازی
- جلالالدین مهتاش، مهندس عمران
- مریم میرزایی، کارشناس ارشد مرمت بنا و تهرانپژوه
- بهزاد میرزایی یگانه، معمار
- مهدیه سادات میرناصری، کارشناس ارشد مرمت و احیای بناها و بافتهای تاریخی
- زهرا نژادبهرام، عضو دوره پنجم شورای شهر تهران
- محمد نظرپور، پژوهشگر شهری
- سوسن نوباغی، هنرمند نقاش
- فتح الله نیازی، رئیس انجمن صنفی سراسری مرمتگران آثار تاریخی
- محمد یزدانی، مدیر خانه فرآوران ایران
- ترانه یلدا، معمار و شهرساز
