نخستین پروژه رهاسازی همراه با تحقیق درباره رفتارشناسی گوزن قرمز در ایران در جنگل تحقیقاتی نوشهر انجام شد

صد روز نگهبانی از مرال‌ها

«حامد یوسف‌زاده»، عضو هیئت‌علمی دانشگاه تربیت مدرس: با نصب این ردیاب‌ها برای اولین‌بار در کشور در کنار تقویت جمعیت مرال، رفتارشناسی گونه هم مورد مطالعه قرار می‌گیرد





صد روز نگهبانی از مرال‌ها

۱۷ اسفند ۱۴۰۳، ۱۷:۴۸

«نازگل»،‌ «کاووس»، «مژده»،‌ و «باران» حوالی نیمه‌شب بیهوش به نوشهر رسیدند. وزن هر کدامشان ١۵٠ تا ٣٠٠ کیلوگرم بود و در حالت بیهوش سنگین‌تر هم حس می‌شدند. منتقل کردن آنها به بالادست سخت‌تر شده بود. «مهران قزوینی»، «فردین اکبرزاده»، «کریم شیرمحمدی»،‌ «سلمان زالکانی» و «غلامحسن زالکانی» به‌تنهایی از پس این کار برنمی‌آمدند. باید دست به دامن اهالی روستا می‌شدند، وگرنه نقشه رهایی آنها به سرانجام نمی‌رسید. لحظه به لحظه اثر داروی بیهوشی کمتر می‌شد و این چهار نفر با خود می‌گفتند چگونه از پس این چهار سنگین‌وزن بربیایند؟ اگر اهالی و همیاران محلی دو روستای «ملاکلا» و «صلاح‌الدین‌کلا»، مهرداد قزوینی و شهروز احمدی به کمکشان نمی‌آمدند، هرچه رشته بودند پنبه می‌شد. ۱۷ نفر از مردان روستا به‌سرعت خودشان را رساندند و با زحمت جعبه‌ها را بالا بردند. کار که به سرانجام رسید، اثر داروی بیهوشی هم کم شده بود، وقتی چشم گشودند دیدند همه‌چیز دوروبرشان تغییر کرده است، چهار قرق‌بان برای صد روز ۲۴ساعته دور فنس نگهبانی می‌دادند؛ مبادا کسی به آنها نگاه چپ کند. روز صدم در میان چشمان اشکبار و امیدوار این چهار مأمور و جمعی از مسئولان و در‌حالی‌که هرکدام گردنبند ردیاب به گردن داشتند، در میان جنگل رها شدند تا نخستین پروژه رهاسازی همراه با تحقیق درباره رفتارشناسی مرال در ایران رقم بخورد، در جنگل تحقیقاتی نوشهر!

تابستان ۱۴۰۳ ایده رهاسازی و تقویت جمعیت مرال میان گروهی از کارشناسان مطرح شد. چندماه بعد یعنی در ۱۶ آبان با هماهنگی اداره‌کل محیط‌زیست استان مازندران و همراهی‌های «کوروس ربیعی»، رئیس اداره نظارت بر امور حیات‌وحش محیط‌زیست مازندران، یک مرال نر و سه مرال ماده به جنگل تحقیقاتی دانشگاه تربیت مدرس در حوضه آبخیز ۴۶ کجور سری سه آغوزچال و منطقه حفاظت‌شده البرز مرکزی شمالی انتقال یافتند و درنهایت ۲۳ بهمن رهاسازی انجام شد. به‌گفته «حامد یوسف‌زاده»، مسئول اجرایی این پروژه، «این چهار مرال با هدف بازوحشی‌سازی در ارتفاع حدود ۶۰۰متری در وسط جنگل تحقیقاتی جایی که هیچ رفت‌وآمدی وجود ندارد، منتقل شدند.» 

نگهداری از این مرال‌ها کار ساده‌ای نبود و حتی برای تغذیه آنها باید اصولی را در نظر می‌گرفتند. «سعی کردیم به‌مرور علوفه یونجه را کمتر و در مقابل علوفه‌های جنگلی مانند دارواش، تمشک و … را جایگزین کنیم.گام بعدی نصب ردیاب‌ها بود. با نصب این ردیاب‌ها برای اولین‌بار در کشور در کنار تقویت جمعیت مرال، رفتارشناسی گونه هم مورد مطالعه قرار می‌گیرد.»

یوسف‌زاده معتقد است در جنگل تحقیقاتی نوشهر نگاه اکوسیستمی غالب است. «سازمان منابع‌طبیعی بیشتر به درختان و گونه‌های گیاهی توجه می‌کند و سازمان محیط‌زیست روی بخش محیط طبیعی و حیات‌وحش تمرکز دارد. از نظر ما این شیوه در مدیریت اکوسیستم‌های طبیعی کارساز نیست و باید به همه اجزای تنوع زیستی به‌اندازه خودشان وزن داد و توجه کرد.»

پروژه رهاسازی این چهار گوزن مشکل کم نداشت، یکی از آنها چالش منابع مالی بود. «علی‌رغم مشکلات مالی زیاد با تلاش و اراده مسئولان دانشگاه تربیت مدرس از رئیس دانشگاه دکتر حجت گرفته تا رئیس دانشکده، دکتر اسماعیلی، این مشکل برطرف شد و ما توانستیم پروژه را انجام دهیم. البته امیدواریم در یک بازه زمانی چهارساله یک جمعیت پایدار را با حداقل ۲۵ فرد در منطقه داشته باشیم.»

 

احیای زیستگاه‌های تاریخی

با کوروس ربیعی، رئیس اداره نظارت بر امور حیات‌وحش محیط‌زیست مازندران، تماس می‌گیرم و می‌گویم قصد دارم گزارشی درباره رهاسازی چهار گوزن مرکز تحقیقاتی نوشهر تهیه کنم. می‌گوید بهتر است ابتدا با مسئولان پروژه صحبتی داشته باشم؛ چون بار اصلی کار بر دوش آنها بوده،. به او اطمینان خاطر می‌دهم اعضای پروژه نظرشان را گفته و در ضمن همگی او را به‌عنوان یکی از ارکان این اقدام معرفی کرده‌اند و اضافه می‌کنم در سازمان‌های دولتی بسیار بعید است مدیران چنین برخوردی داشته باشند؛ در مقابل، به‌نام خود زدن فعالیت سازمان‌های مردم‌نهاد و کارشناسان رویه‌ای غالب است. «در این پروژه دانشگاه واقعاً هزینه کرده و‌ نیروهایش را به کار گرفته است. ما چند جلسه با آنها داشتیم. برای برنامه رهاسازی هم ‌آنها معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط‌زیست را دعوت کردند. اینکه من بخواهم زحمت دیگران را به‌نام خود بزنم رویه درستی نیست. آنها ۱۸۰۰ هکتار عرصه را در اختیار دارند و از آن حفاظت می‌کنند، دوربین تله‌ای نصب کرده‌ و گونه‌های مختلف را ثبت کرده‌اند و درنهایت توانسته‌اند به مرحله‌ رهاسازی برسند.»

چرا این پروژه اهمیت دارد، آن‌هم زمانی که ما برای حفاظت از گوشتخواران خود با چالش مواجهیم و در مقابل، جمعیت قابل‌قبولی از مرال‌ها را در کشور داریم؟ ربیعی از مرال به‌عنوان نماد جنگل‌های شمال و مازندران نام می‌برد. «مرال بزرگترین علفخوار ایران است. ما با تخریب زیستگاه و شکار غیرمجاز در کنار سایر چالش‌ها برای حفاظت این گونه مواجهیم. در استان گیلان جمعیتی از مرال  وجود ندارد و در مازندران هم چند زیستگاه جزیره‌ای در شرق،‌ غرب و مرکز استان داریم که باید به فکر پیوستگی آنها باشیم، ضمن اینکه به‌لحاظ تنوع ژنی هم آنها را تقویت کنیم.»

به‌گفته رئیس اداره نظارت بر امور حیات‌وحش محیط‌زیست مازندران، سال ۱۳۸۶ یک مرکز تکثیر در اسارت مرال در سمسکنده تأسیس شد. در این بازه زمانی ۱۷ساله دولت برای این مرکز هزینه‌ کرده و جمعیت مرال‌های آن افزایش داشته است. اما درنهایت این مرال‌ها به مراکز خصوصی و باغ‌وحش‌ها ارسال می‌شوند. «ما باید بتوانیم این جمعیت‌ها را به مناطق آسیب‌دیده در عرصه‌های طبیعی تزریق کنیم. متأسفانه درباره گونه درنا نتوانستیم موفق باشیم؛ زیرا این گونه مهاجر بود. اما امیدواریم درباره مرال که محدوده زیستگاهی‌اش در استان است، به موفقیت برسیم.»

ربیعی هدف از صد روز قرنطینه مرال‌ها را سازگاری آنها با محیط جدید می‌داند. «چهار مرال در این بازه زمانی با ارتفاع،‌ صدای محیط و… سازش پیدا کرده‌اند. درعین‌حال، با نصب ردیاب‌ها، داده‌هایی از آنها ارسال می‌شود که به رفتارشناسی این گونه کمک می‌کند. ما امیدواریم با موفقیت این طرح بتوانیم آن را به سایر استان‌های همجوار اعم از گلستان یا گیلان تعمیم دهیم.»

یکی از دلایل اهمیت این پروژه از نگاه این مقام مسئول، مشارکت جامعه محلی است. «اهالی روستای ملاکلا حضور پررنگی در اجرای پروژه داشتند. ما شاهدیم حتی کسانی که سابقه شکار داشتند، اشتیاق زیادی به حفاظت از مرال‌ها نشان می‌‌دهند‌، شرایط آنها را رصد و هرگونه خبری را با اشتیاق دنبال می‌کنند.»

تا امروز که این گزارش در حال نوشته شدن است، خوشبختانه چهار مرال سالمند،‌ نه طعمه پلنگ شده‌اند و نه شکار توسط شکارچیان! «ما تمایل داشتیم که رهاسازی در ارتفاع بالاتری انجام شود تا بتوانند به گله‌های وحشی ملحق شوند، اما باتوجه‌به اینکه هر مرال نر بین ۲۵۰ تا ۳۰۰ کیلو و ماده‌ها بین ۱۵۰ تا ۲۰۰ کیلو وزن دارند، این کار میسر نشد. بااین‌حال، امیدواریم با گرم شدن هوا ارتفاع بگیرند و به گله‌های وحشی ملحق شوند.»

ربیعی همچنین امیدوار است این پروژه الگویی برای سایر مناطق و کشورها باشد. «مرال‌ها در آسیای میانه و قفقاز پراکنش داشتند، اما در کشورهایی مانند ارمنستان و… جمعیتشان از دست رفته است. امیدواریم با موفقیت این پروژه، شاهد احیای مرال در برخی کشورهای آسیای میانه و قفقاز و درعین‌حال زیستگاه‌های تاریخی این گونه در کشورمان باشیم.»

به‌گفته رئیس اداره نظارت بر امور حیات‌وحش محیط‌زیست مازندران احیای زیستگاه‌های تاریخی در کنار رهاسازی به یک عامل اصلی نیاز دارد که مشارکت مردم است. «آموزش،‌ آگاهی‌رسانی و مشارکت اصلی‌ترین عامل در موفقیت چنین پروژه‌هایی است. اگر مردم بدانند بازوحشی‌سازی و رهاسازی یک گونه به چه میزان هزینه، زمان،‌ نیروی انسانی و … نیاز دارد، در حفاظت از گونه‌ها حساسیت بیشتری به خرج می‌دهند.»

 

صد روز نگهبانی با استرس حمله پلنگ و خرس

«غلامحسن زالکانی» از قرق‌بانان مرال در این صد روز است. او پویش مردمی «نهرو» و کمک اهالی «ملاکلا» و «صلاح‌الدین‌کلا» را عامل اصلی در پیشبرد پروژه می‌داند و در ادامه کارهایی را که در این بازه زمانی انجام داده است، شرح می‌دهد. «اوایل که مرال‌ها آمدند، به آنها یونجه می‌‌دادیم و بعد سراغ گونه‌هایی مثل دارواش، تمشک و … رفتیم. ما علف‌ها را روی درخت می‌گذاشتیم تا حالت طبیعی داشته باشند. تمشک را بیشتر دوست داشتند و بعد از خوردن تمشک سراغ دارواش می‌رفتند. اینها که تمام می‌شد پیچک می‌خوردند. دقیقه ۹۰ اگر باز هم گرسنه بودند، از همیشک‌ها تغذیه می‌کردند؛ همیشک کمی تلخ است.»

 از زالکانی پرسیدم سختی‌های کار چه بود؟ «چالش زیاد داشتیم،‌ در منطقه به خاطر حفاظت پلنگ زیاد شده و استرس حمله خرس و پلنگ داشتیم. می‌ترسیدیم مبادا بلایی سر مرال‌ها بیاید. برای همین، شبانه‌روز نگهبانی می‌‌دادیم.»

غلامحسن زالکانی، قرق‌بان: بخواهم حساب کنم ۲۰۰ نفر به ما کمک کردند. شب‌ها پیش ما می‌ماندند و هر کاری از دستشان برمی‌آمد، برایمان انجام می‌‌دادند. آنها انرژی مثبت به ما منتقل می‌کردند. با همراهی آنها بدترین شکارچیان با ما همراه شدند. شاهد بودم یک شکارچی به دوستش می‌گفت من چه بدبخت بودم که مرال‌ها را شکار می‌کردم

به‌گفته این همیار محلی، پویش مردمی نهرو که اعضایش از روستاهای منطقه، شهرهای اطراف و حتی برخی ساکنان تهران و … هستند به افزایش آگاهی و مشارکت مردم منجر شده است. «بخواهم حساب کنم ۲۰۰ نفر به ما کمک کردند. شب‌ها پیش ما می‌ماندند و هر کاری از دستشان برمی‌آمد، برایمان انجام می‌‌دادند. آنها انرژی مثبت به ما منتقل می‌کردند. با همراهی آنها بدترین شکارچیان با ما همراه شدند. شاهد بودم یک شکارچی به دوستش می‌گفت من چه بدبخت بودم که مرال‌ها را شکار می‌کردم.»

رهاسازی که انجام شد، برای سه روز خبری از دو مرال نبود تا اینکه دوباره پیامی از آنها آمد. در این بازه زمانی نگرانی به جان زالکانی افتاده بود که مبادا اتفاقی افتاده باشد. پس از سه روز دوباره گروه چهارتایی تکمیل شد. «نمی‌دانم پلنگ را دیده و از هم جدا شده بودند یا چیز دیگری بود. اما خیلی خوب شد که دوباره هم را پیدا کردند،‌ الان هشت چشم برای حفاظت از خودشان دارند.»

 

از خدا می‌خواهم زنده بمانند

«کریم شیرمحمدی» قرق‌بان،‌ قدردان همه است؛ از رئیس دانشگاه و دانشکده گرفته تا مدیران محیط‌زیست،‌ مدیران جنگل تحقیقاتی، پویش مردمی نهرو و کارشناسانی که همراهی کردند تا پروژه به سرانجام برسد. «۲۴ساعته از مرال‌ها حفاظت کردیم. یک شیف رجب عباسی بود و آقای کاویانپور و شیفت بعدی آقای فاروقی و جواد بور. البته آقای قزوینی هم کارهای اداری را انجام می‌داد. خاطرم است شبی که آنها را آوردند ساعت حوالی ۱۱ و ۱۲ شب به منطقه رسیدند. ماشالله! نر پنج‌ساله خیلی سنگین بود و ما باید جعبه را تا صد متر بالا می‌بردیم. با اهالی تماس گرفتیم و ۱۶ تا ۱۷ نفر بدون گرفتن هیچ پولی و با خوشحالی به ما کمک کردند. من دست تک‌تک آنها را می‌بوسم و از پویش مردمی نهرو هم تشکر می‌کنم.»

کریم شیرمحمدی، قرق‌بان: ما به این مرال‌ها وابسته شده بودیم. هر روز به آنها غذا می‌دادیم و مراقبشان بودیم. از خدا می‌خواهم به آنها کمک کند تا زنده بمانند و طعمه پلنگ نشوند

روزی که رهاسازی انجام شد، شیرمحمدی و همکارانش گریه می‌کردند. «ما به این مرال‌ها وابسته شده بودیم. هر روز به آنها غذا می‌دادیم و مراقبشان بودیم. از خدا می‌خواهم به آنها کمک کند تا زنده بمانند و طعمه پلنگ نشوند.» 

 

نگران نازگلم

برای «فردین اکبرزاده» «نازگل» متفاوت از سه مرال دیگر بود. «وقتی در حال نگهبانی دور سایت دور می‌زدیم، همراه ما می‌آمد. از مژده، باران و کاووس آرام‌‌تر بود و همین رفتارش باعث شد بیش از بقیه به او وابسته شوم.»

در این هفته‌ها که رهاسازی انجام شده، این قرق‌بان نگران هر چهار مرال و البته بیش از همه «نازگل» است. «چندروز قبل که برف آمد، وارد جنگل شدیم و ردشان را زدیم. از دور نگاهشان کردم، دیدم که سلامتند. ما مدام مرال‌ها را با دوربین رصد می‌کنیم، اما می‌ترسم نازگل به‌واسطه آرام بودن در زمان حمله پلنگ نتواند فرار کند.»

با وجود نگرانی‌ها در این ۲۴ روز، باران، مژده، کاووس و نازگل توانسته‌اند جمع کوچکشان را حفظ کنند. امید قرق‌بانان، کارشناسان‌، مسئولان و اساتید دانشگاه دخیل در پروژه این است که با فرارسیدن بهار و گرم شدن هوا،‌ چهار مرال به گله‌های وحشی ملحق شوند تا هم آنها در فضای امن‌تری قرار گیرند و هم داده‌های بیشتری درباره رفتارشناسی پلنگ ارسال شود. با اطلاعاتی که از ردیاب‌ها می‌رسد، می‌توان به حفاظت بیشتر و احیای زیستگاه‌های تاریخی مرال‌ در ایران امیدوار بود.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *