مرال‌ها به زیستگاه‌های تاریخی خود بازمی‌گردند





مرال‌ها به زیستگاه‌های تاریخی خود بازمی‌گردند

۱۷ اسفند ۱۴۰۳، ۱۷:۴۱

هدف اصلی و مشترک تمامی ‌پروژه‌های بازوحشی‌سازی گونه‌های حیات‌وحش، بازگرداندن آنها به زیستگاه‌های تاریخی خود و افزایش جمعیت آنها در کشور است. ما هرگز نمی‌توانیم حذف و محو شدن گونه‌هایی را که طی میلیون‌ها سال سازوکارهای تکاملی در اکوسیستم، نقش‌های کارکردی بلندمدت را در زیستگاه ایفا کرده‌اند، نادیده بگیریم. سازمان محیط‌زیست با هدف حفظ گونه‌های حمایتی از انقراض کامل، سایت‌هایی را تحت‌عنوان سایت تکثیر در اسارت در مناطق مختلف کشور احداث کرده است. برای مثال در هشت نقطه اکنون سایت تکثیر گوزن زرد ایرانی فعال است و احتمالاً تعداد معدودی از این گونه زندگی آزادانه در آخرین زیستگاه تاریخی خود در دز و کرخه داشته باشند.

برای مرال هیرکانی یا همان زیرگونه مرال گوزن قرمز، سایت تکثیر در اسارت سمسکنده ساری تجربیات موفقیت‌آمیزی در تکثیر و ازدیاد نسل این گونه ارزشمند داشته است و اکنون وقت آن رسیده که جمعیت تکثیریافته برای ترمیم نقش اکولوژیک این گونه ارزشمند که شاخص جنگل‌های هیرکانی محسوب می‌شود، به طبیعت بازگردد و به پایداری و ازدیاد اندک جمعیت باقیمانده در جنگل‌ها کمک کند. در نوار سبز هیرکانی که از استان گلستان شروع شده است و تا ارسباران ادامه پیدا می‌کند، هر چقدر از طرف شرق به غرب حرکت می‌کنیم، وضعیت حضور این گونه بغرنج‌تر می‌شود. بیم آن می‌رود با هر تأخیری در اقدام به بازوحشی‌سازی قسمت‌های غربی منطقه هیرکانی به‌طور کامل عاری از مرال شود. حذف بزرگترین علفخوار وحشی از اکوسیستم شمال تبعات جبران‌ناپذیری خواهد داشت که شاید برای آشکار شدن پیامدهای منفی و غیر قابل بازگشت به سال‌ها زمان نیاز باشد.

شاید بتوان اضافه کرد علی‌رغم اینکه هر گونه جانوری ارزش‌های منحصربه‌فردی دارد که با گونه دیگر قابل‌مقایسه نیست، اما مرال (گوزن قرمز) در مقایسه با گوزن زرد ایرانی از چندجنبه در بازوحشی‌سازی مزیت‌هایی دارد. برای مثال، برای مرال حداقل سه گروه جمعیتی با ‌هاپلوتایپ‌های ژنتیکی مختلف شناسایی شده است، که نشان‌دهنده تنوع ژنتیکی بالاتری است. این تنوع ژنتیکی به بقای درازمدت جمعیت کمک می‌کند و خطر انقراض را کاهش می‌دهد. این درحالی‌است که برای گوزن زرد ایرانی جمعیت بنیانگذار این گونه که در دهه ۳۰ شمسی بازشناسایی شد، از ابتدا کم بود و به‌دلیل درون‌آمیزی و هم‌خونی بالا، تنوع ژنتیکی آن در تمامی‌ سایت‌های هشت‌گانه امروز در ایران به‌شکل قابل‌ملاحظه‌ای پایین است. این باعث می‌شود جمعیت در برابر بیماری‌ها و تغییرات محیطی و حتی تغییراقلیم ‌در آینده آسیب‌پذیرتر باشد.

از نظر سازگاری با محیط باید گفت مرال به شرایط مختلف محیطی از جمله جنگل‌ها و مناطق کوهستانی شمال ایران و نوار سبز هیرکانی سازگار است. این سازگاری به آن کمک می‌کند تا در بازوحشی‌سازی به‌راحتی به زیستگاه‌های طبیعی خود بازگردد. اما برای گوزن زرد ایرانی محدودیت‌های جغرافیایی و زیستگاه‌های تخریب‌شده وضعیت وخیم‌تری دارد و این باعث می‌شود تا بازگرداندن آن به زیستگاه‌های تاریخی چالش‌های بیشتری به‌همراه داشته باشد.

بنابراین، اگر موضوع مقایسه پایداری این دوگونه یعنی مقایسه مرال و گوزن زرد بعد از بازوحشی‌سازی باشد، می‌توان اذعان داشت به‌دلیل برخورداری از تنوع ژنتیکی و مهیا بودن زیستگاه‌های بیشتر در شمال کشور، انتظار می‌رود پایداری جمعیت مرال در بازوحشی‌سازی بیشتر باشد و به نتایج عینی و ملموس در احیای جمعیت ختم شود. این پایداری به‌معنای آن است که جمعیت به‌راحتی می‌تواند خود را در محیط طبیعی حفظ کند، درحالی‌که برای گوزن زرد ایرانی به‌دلیل فقر ژنتیکی، استقرار یک جمعیت پایدار از آن با چالش‌های جدی‌تری همراه است؛ به‌ویژه اینکه زیستگاه‌های اصلی باقیمانده از این گونه را باید به‌شدت محدودشده توصیف کرد. این باعث می‌شود بازوحشی‌سازی گوزن زرد به‌معنی واقعی با چالش‌های بیشتری همراه باشد.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زندگی در تعلیق

زندگی در تعلیق