بایگانی
وقتی محیطزیست از گوشی بیرون آمد
«مردم در شبکههای اجتماعی محیطزیستیتر هستند تا در زندگی واقعی.» این جمله، جان کلام گزارشی بود که سال ۱۳۹۴ در یکی از روزنامهها نوشتم. زمانی که دغدغههای محیطزیستی بیشتر نمایش آنلاین تلقی میشد تا تعهد واقعی. وقتی که بیشتر مردم با گذاشتن تصاویر و هشتگهای سبز، حامی محیطزیست بودند، اما در عمل، تغییر چندانی در سبک زندگیشان ایجاد نمیکردند. بدتر از آن، نگاه از بالا به پایین به کسانی بود که دغدغه بیشتری از ما داشتند و وارد گود شده بودند.
آن روزها، این سؤال برایم مطرح بود که آیا این دغدغههای آنلاین، میتوانند به یک حرکت واقعی در دنیای واقعی تبدیل شوند؟ آیا این نمایشهای سطحی، میتوانند به تغییر رفتار و مطالبهگری منجر شوند؟
یک دهه پس از نوشتن آن گزارش، امروز پاسخ آن سؤالها را میبینم. میبینم که آن جرقههای کوچک مجازی، شعلههای یک مطالبه حقیقی را روشن کردهاند. مردم دیگر فقط به نشر تصاویر طبیعت دلخوش نیستند، بلکه حق محیطزیستی خود را مطالبه میکنند.
دیگر خبری از آن ژستهای صرف نیست. مردم به خیابان میآیند*، اعتراض میکنند، مینویسند و از مسئولان پاسخ میخواهند. آنها میدانند که محیطزیست یک مسئله لوکس و تزئینی نیست، یک حق اساسی است؛ حقی که بر زندگی، سلامت و آینده آنها تاثیر مستقیم دارد.
در سالهای اخیر، شاهد تغییر چشمگیری در نگرش عمومی نسبت به مسائل محیطزیستی بودهایم. آگاهی مردم نسبت به چالشهای محیطزیستی سیارهمان، از تغییراقلیم تا آلودگی و تخریب زیستگاهها، بهطور قابلتوجهی افزایش یافته و این آگاهی منجر به افزایش انتظارات و مطالبات از سوی مردم برای حفاظت از محیطزیست شده است.
این مطالبهگری در اشکال مختلفی نمود پیدا کرده است. از حمایت سازمانهای مردمنهاد و کمپینهای محیطزیستی تا تغییر در سبک زندگی شخصی برای کاهش ردپای کربن در زمین.
این تحول بیعلت نیست. نتیجه مشاهده عواقب فاجعهبار تخریب محیطزیست، افزایش آگاهی عمومی و البته تأثیر همان نمایشهای آنلاین است.
رسانههای اجتماعی نقش مهمی در افزایش آگاهی و تسهیل این مطالبهگری ایفا کردهاند. به اشتراک گذاشتن اطلاعات و تصاویر مربوط به مسائل محیطزیستی، برگزاری کمپینهای آنلاین و ایجاد فضایی برای بحث و تبادلنظر، به مردم کمک کرده است تا صدای خود را به گوشها برسانند و خواستار تغییر شوند.
این تغییر در نگرش عمومی نشاندهنده یک تحول مثبت و امیدبخش است. هر میزان مردم بیشتر نسبت به مسائل محیطزیستی آگاه و مطالبهگر باشند، احتمال اقدامات جدیتری دولت برای حفاظت از محیطزیست بیشتر خواهد شد. هرچند هنوز باشند کسانی که به محیطزیست بهعنوان یک مانع بر سر راه توسعه نگاه کنند و منافع شخصی را بر منافع جمعی ترجیح دهند.
امید است در سال پیش رو، که بحرانهای آب، هوا و انرژی زندگی ما را بهشدت تحتتأثیر قرار خواهند داد، این مطالبهگری، روزبهروز قویتر و به یک رفتار فراگیر تبدیل شود. جنبشی که بتواند سیاستمداران، صنعتگران و تکتک افراد جامعه را بهسمت یک آینده پایدار هدایت کند. آیندهای که در آن، محیطزیست نه یک دغدغه حاشیهای، بلکه یک اولویت اساسی باشد.
*تجمعهای اعتراضی مطالبه هوای پاک در اراک
نجات یا تخریب؟ نقش دوگانه شبکههای اجتماعی در حفاظت از محیطزیست
در عصر دیجیتال، شبکههای اجتماعی با نفوذ شگفتانگیز خود در زندگی روزمره مردم، توانستهاند نقشی کلیدی در اطلاعرسانی، آموزش و حتی فرهنگسازی ایفا کنند. در ایران، این پلتفرمها به یکی از ابزارهای اصلی برای پرداختن به موضوعات حیاتی همچون حفاظت از محیطزیست تبدیل شدهاند. در حال حاضر، بسیاری از کاربران با گوشیهای هوشمند خود، سفیران سبز شدهاند؛ از اشتراکگذاری عکس کاشت درخت گرفته تا اعتراض به پروژههای مخرب محیطزیستی.
آگاهی، نخستین گام تغییر
یکی از برجستهترین مزایای شبکههای اجتماعی، افزایش آگاهی عمومی درباره مسائل محیطزیستی است. پلتفرمهایی مانند اینستاگرام، توییتر و تلگرام به بستری برای انتشار سریع اخبار، مقالات، ویدئوهای آموزشی و اینفوگرافیکهای محیطزیستی تبدیل شدهاند.
هشتگهایی نظیر «نه به پلاستیک»، «محیطزیست را نجات دهیم» و چالش «بدون زباله» توانستهاند میلیونها کاربر را به خود جذب کرده است و سبک زندگی پایدار را به یکی از دغدغههای عمومی بدل کنند. این جریانها اغلب با انتشار داستانهای موفق از افراد یا گروههایی همراه است که با تغییراتی در سبک زندگی، گامی مؤثر در راستای حفاظت از طبیعت برداشتهاند.
شبکههای اجتماعی تنها اطلاعرسان نیستند؛ بلکه رفتارسازند. تبلیغ کاهش مصرف پلاستیک، تفکیک زباله، صرفهجویی در انرژی و مصرف آب از جمله اقداماتی هستند که با ترند شدن در این بسترها، به الگوهای جدید رفتاری تبدیل شدهاند.
برای مثال، کمپینهایی مانند «چالش بدون پلاستیک» یا «چالش کاشت درخت» بهخوبی توانستهاند با جذب کاربران فعال در شبکههای اجتماعی، مشارکت فراگیر ایجاد و رفتارهای سبز را به بخشی از فرهنگ عمومی تبدیل کنند.
وقتی سلبریتیها سبز میشوند
نقش اینفلوئنسرها، سلبریتیها و فعالان اجتماعی در پیشبرد اهداف محیطزیستی انکارناپذیر است. این افراد با بهرهگیری از محبوبیت و شمار بالای دنبالکنندههای خود، توانستهاند پیامهای مرتبط با محیطزیست را به اقشار مختلف جامعه برسانند.
از بازیگران سینما که از محصولات دوستدار محیطزیست استفاده میکنند تا ورزشکارانی که کمپینهای درختکاری را به راه میاندازند، همگی نشاندهنده قدرت اثرگذاری افراد شناختهشده در جهتدهی به افکار عمومی هستند. این اقدامات اغلب بهصورت ویدئوهای آموزشی، تجربههای شخصی یا معرفی محصولات سبز در صفحات آنها منتشر میشود و الگوسازی مؤثری برای جامعه بههمراه دارد.
فشار فضای مجازی بر سیاستگذاران
فراتر از تأثیرات فردی، شبکههای اجتماعی توانستهاند به موتور محرکهای برای تغییرات ساختاری و سیاسی در حوزه محیطزیست نیز بدل شوند. کمپینهای مردمی که در اعتراض به پروژههای آسیبزا در مناطق طبیعی به راه میافتند، گاه آنچنان قدرت میگیرند که مسئولان را مجبور به عقبنشینی میکنند.
دادخواستهای آنلاین، طومارهای اینترنتی و هشتگهای اعتراضی ابزارهایی هستند که شهروندان برای مطالبهگری از آنها استفاده میکنند. نمونههایی مانند مخالفت با ساخت سد در مناطق حفاظتشده یا اعتراض به آلودگی کارخانهها در استانهای مختلف ایران، شاهدی بر این مدعاست که سیاستگذاران دیگر نمیتوانند شبکههای اجتماعی را نادیده بگیرند.
راه پرفرازونشیب
البته بهرهگیری از شبکههای اجتماعی برای اهداف محیطزیستی بدون چالش نیست. یکی از نگرانیهای اصلی، انتشار اطلاعات نادرست یا اغراقآمیز است که میتواند باعث بیاعتمادی عمومی شود. گاه فعالیتهای سطحی یا اصطلاحاً «اکتیویسم دیجیتال» جای اقدام واقعی را میگیرد و کاربران با زدن یک لایک یا انتشار یک پست، خود را فعال محیطزیست میدانند.
همچنین برخی صنایع آلاینده، با استفاده از تبلیغات فریبنده، تلاش میکنند چهرهای سبز از خود به نمایش بگذارند و افکار عمومی را از اثرات واقعی فعالیتهایشان منحرف کنند؛ موضوعی که در ادبیات جهانی با عنوان greenwashing شناخته میشود.
برای مقابله با این چالشها، نخستین گام، اتکا به منابع معتبر و تأییدشده است. خبرنگاران و کاربران مسئول باید بهدقت اطلاعات را و از انتشار مطالب نادرست پرهیز کنند. همچنین، ایجاد شبکهای از کنشگران واقعی که فراتر از فضای مجازی فعالیت میکنند، میتواند موجب اثرگذاری بیشتر شود. آموزش فیکنیوز نیز در این مسیر بسیار ضروری است تا کاربران بتوانند محتوای مخرب یا گمراهکننده را تشخیص دهند و خود در دام آنها نیفتند.
شبکههای اجتماعی، اگرچه ابتدا بهعنوان ابزاری برای ارتباطات شخصی مطرح شدند، اما اکنون به یکی از مهمترین ابزارهای آگاهیبخشی، رفتارسازی و مطالبهگری در حوزه محیطزیست تبدیل شدهاند. در کشوری همچون ایران که با بحرانهای زیستمحیطی متعددی روبهروست، این بسترها میتوانند پلی باشند میان مردم، متخصصان و سیاستگذاران.
با مدیریت درست، تقویت آگاهی و حمایت از فعالیتهای واقعی، میتوان شبکههای اجتماعی را بهعنوان یکی از مؤثرترین سلاحها در جنگ با بحرانهای محیطزیستی بهکار گرفت؛ سلاحی از جنس آگاهی، همبستگی و امید.
دیگر تابستان از اواخر خردادماه شروع و در پایان شهریور به انتها نمیرسد. چندی سال است که تابستان بیش از ۲۰ روز بیشتر از دهههای گذشته آغاز میشود. هوای گرمی که از اول خرداد آغاز و تا ۲۰ روز بعد از مهر ما هم ادامه داد. کولرگازی و آبی در پایتخت و نقاط دیگر حتی در اواسط مهرماه هم روشناند. بر اساس آخرین تحلیل دادههای ایستگاهی هواشناسی، میانگین دمای کشور در تیر ۱۴۰۳ به ۳۰.۷ درجه سلسیوس رسید که ۱.۳ درجه گرمتر از حالت طبیعی در این ماه بود. تابستان سال گذشته میانگین دمای هوا در ۳۰ استان کشور در تیرماه گرمتر از نرمال بوده است. دراینبین بیشترین افزایش دما به ترتیب در استان کرمان با ۲.۴، سیستان و بلوچستان ۲.۲ و هرمزگان و فارس ۱.۸ درجه سلسیوس ثبت شده است.
*تابستان گرمتر از همیشه
تابستان امسال گرم و طولانیتر از حد نرمال است. رئیس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران خشکسالی کشور در گفتوگو با «پیام ما» از افزایش دمای ۱ تا ۲ درجه سانتیگراد در منطقه خاورمیانه نسبت به میانگین بلندمدت خبر میدهد. این البته متوسط فصلی است، قیاس تغییرات دما بهصورت هفتگی شرایط بدتری را نشان میدهد. وظیفه دراینرابطه میگوید: «شبیهسازی که کردیم، نشان میدهد دمای متوسط منطقه خاورمیانه حدود ۱ تا ۲ درجه نسبت به شرایط میانگین بلندمدت گرمتر است؛ یعنی ما با تابستانی مواجهیم که بیشتر از معمول گرم است. این البته میانگین فصلی است و در برخی هفتهها همانند آن چیزی که تابستان گذشته در اصفهان و یزد داشتیم، میانگین دما حدود ۴ تا ۵ درجه بیشتر از حد نرمال در این هفتهها خواهد بود.»
*افزایش گازهای گلخانهای
عامل گرمایش گازهای گلخانهای است که خصوصاً از صنایع و حملونقل منتشر میشود و مهمترینش گاز دیاکسیدکربن و بعد متان است. به گفته وظیفه روند افزایش این گازها ادامه دارد و بنابراین گرمایش زمین هم ادامه دارد، حالآنکه دمای متوسط جهانی در نیمه دوم سال ۲۰۲۳ و نیمه اول ۲۰۲۴ بیش از ۱.۵ درجه نسبت به عصر پیشاصنعتی گرمتر بود. خاورمیانه منطقهای است که بیشتر از هر جای دیگر تحت تأثیر این گرما قرار دارد. اردیبهشت ۱۴۰۲ رئیس سازمان هواشناسی کشور اعلام کرده بود که میانگین افزایش دمای کشور ما با سرعتی دوبرابر روند جهانی پیش میرود.
سد لار از مدار خارج شد و ۹۰ درصد از سد کرج خالی است
حجم آب سدهای تهران به زیر ۴۰ درصد ظرفیت رسیده است. «محمد جوانبخت»، معاون وزیر نیرو در امور آب و آبفا، درباره وضعیت سدهای پایتخت گفته است: «سد لار با ۱ درصد پرشدگی عملاً از مدار خارج شده است و سدهای لتیان و ماملو نیز هر کدام با ۱۲ درصد پرشدگی در شرایط مشابهی هستند. ۹۰ درصد سد کرج خالی است و مجموع ورودی آب به این سدها در سال آبی جاری ۴۷ درصد کمتر از میانگین بلندمدت است که نشاندهنده کاهش شدید بارشها در حوزه آبریز البرز است.» محسن اردکانی، مدیرعامل شرکت آبوفاضلاب استان تهران گفته قرار نیست آب جیرهبندی شود، اما از مردم خواسته مصرف خود را ۲۰ درصد کاهش دهند تا تابستان سختی پیش رو نداشته باشیم.
کارشناسان هشدار میدهند که تابستان پیش رو برای پایتختنشینان بسیار سخت خواهد بود و نیاز به تدابیر جدی برای مدیریت مصرف آب وجود دارد
بحران در پایتخت
۵ سال متوالی است که بارندگی پایتخت کمتر از حد نرمال بوده است. رئیس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران خشکسالی کشور معتقد است حتی اگر میزان بارش به حد نرمال برسد، جوابگوی میزان جمعیت تهران نیست. او دراینرابطه میگوید: «سطح تنش افزایش پیدا کرده است، درگذشته باتوجهبه جمعیت تهران خشکسالی منجر به تنش آبی میشد و یک مقداری هشدار داده میشد و مردم توجه میکردند و سطح کشت کاهش پیدا میکرد و این تنش رفع میشد؛ اما دیگر از مرحله تنش آبی، عبور کردیم و به شرایط بحرانی رسیدیم؛ بهطوریکه حتی برای تأمین آب شرب هم در مضیقه و در چالش قرار داریم و قرار است که خط دوم انتقال آب از سد طالقان که عملاً برای این حوضه نبوده است وارد این حوضه آبی شود.»
آینده بدتر از حالا
او معتقد است اگرچه امسال ممکن است پایتخت با تمهیداتی مانند انتقال آب از طالقان یا حفر چاههای بیشتر، این تابستان را پشت سر بگذارد، اما شرایط آینده بدتر خواهد بود. او در این رابطه توضیح میدهد: «مطمئناً با روندی که در بارشها میبینیم که کاهشی است، و روند دما که افزایشی است و توان تبخیر را افزایش میدهد و وضعیت چاهها که روند برداشت آبهای زیرزمینی بالا رفته و منابع آبی بهسرعت در حال تخلیه و کاهش است، مطمئناً شرایط برای آینده بسیار بدتر از امروز خواهد بود.» فقط پایتخت نیست، استان خراسان رضوی نیز از دیگر استانهایی است که به اعتقاد وی، شرایط خشکی و ناهنجاری بارشی در آن به شرایط بحرانی رسیده است.
کاهش ذخایر آبی پشت سدها، نیروگاههای برقآبی را با خطر خاموشی مواجه کرده است. این امر میتواند منجر به ناترازی برق ۲۴ هزار مگاواتی در تابستان شود
در تاریخ ۲۹ بهمن ۱۴۰۳، سخنگوی صنعت آب کشور اعلام کرد که ورودی سدهای کشور نسبت به میانگین پنجساله، ۲۹ درصد کاهش داشته است. در سد زایندهرود، ۸۹ درصد ظرفیت مخزن خالی است و تنها ۱۱ درصد آن آب ذخیره شده دارد. همچنین، به دلیل افت چشمگیر حجم آب موجود در مخزن، نیروگاه برقابی سد زایندهرود از مدار خارج شده است. نیروگاههای برقابی، بهعنوان منابع انرژی پاک و تجدیدپذیر، با در اختیار داشتن سهم ۱۵ درصدی از ظرفیت برق کشور و سهم حداقل ۵ درصدی در تأمین انرژی کشور، نقش بسزایی در تولید انرژی در زمان اوج مصرف دارند. اما اکنون این ۱۵ درصد در معرض خطر قرار گرفته است.
حمیدرضا صالحی، دبیرکل فدراسیون صادرات انرژی و صنایع، در تاریخ ۵ فروردین ماه، مهر تأییدی بر افزایش حجم ناترازی در کشور زد. وی دربارۀ پیشبینی اوضاع تأمین برق تابستان سال جاری گفته است: «با توجه به این احتمال که نیروگاههای برقابی به دلیل کمبود آب از مدار خارج میشوند، احتمالاً ۲۴ هزار مگاوات کسری برق خواهیم داشت.» پیش از این، پیام ما نیز در گزارشی با عنوان «۲۴ هزار مگاوات ناترازی برق در تابستان» نسبت به افزایش روند ناترازی و خروج بیشتر نیروگاههای برقآبی به دلیل کاهش ذخایر آبی پشت سدها هشدار داده بود.
حکمرانی گردشگری در کشور نداریم
سفرهای نوروزی از کمیت تا کیفیت
گردشگری ایران در حالی پیک سفرهای نوروزی را پشت سر گذاشت که هنوز نه از مدیریت مقصد در این بخش خبری است و نه تکلیف حسابهای اقماری روشن شده و همچنان آمارها بدون مبنای مشخصی، تیتر رسانهها میشوند. از جمله آماری که وزیر میراثفرهنگی ارائه و اعلام کرده است در نوروز 1404 حدود 45 میلیون نفر – یعنی بالغ بر نیمی از جمعیت کشور – به مسافرت رفتهاند. هنوز مشخص نیست این آمار با چه فرمولی بهدستآمده و مبنای آن چیست؛ اما برخی فعالان گردشگری از جمله رئیس هیئتمدیره دفاتر سفر و گردشگری استان تهران، نسبت به صحت آن تردید کرده و گفته است: «این آمار قابلاتکا نیست» تأکید وزارت میراثفرهنگی اما همچنان بر افزایش چشمگیر سفرهای نوروزی باتکیهبر آمارهایی که سالهاست در مورد صحت آنها تردید وجود دارد. موضوعی که نشان میدهد برنامهریزی دقیقی برای گردشگری نه در روزهای پیک سفر و نه در فصول دیگر سال وجود ندارد، چرا که یک برنامهریزی دقیق نیازمند آماری دقیق و مبتنی بر دادههای صحیح است.
در کنار آمارهای افزایشی و در مواردی عجیب که از تریبونهای رسمی اعلام میشود، موضوع مدیریت مقصد هم مسئلهای بود که خود را در تصاویر وایرال شده در شبکههای اجتماعی به رخ میکشید. انبوه بازدیدکنندگان در یک مجموعه یا بنای تاریخی، بدون هیچ ضابطه و برنامهای و بدون توجه به آسیبهای بلند مدتی که بر آثار تاریخی خواهد گذاشت، نشان میدهد که کمیت در نگاه مدیران گردشگری کشور بر کیفیت غلبه دارد.
اقبال مسافران به جاذبههای تاریخی
یکی از تغییراتی که در نتیجه شرایط عمومی کشور در چند سال اخیر در حوزه گردشگری و میراثفرهنگی شاهد آن هستیم، اقبال چشمگیر مردم به بازدید از مراکز تاریخی و فرهنگی است. موضوعی که میتواند تلنگری برای وزارت میراثفرهنگی باشد تا برنامهای مدون و دقیق در زمینه آموزش عمومی تهیه کند تا عموم مردم با شیوه اصولی مواجهه با آثار تاریخی و باستانی بیشتر آشنا شوند و شاهد تصاویری مشابه آنچه در تختجمشید و حافظیه اتفاق افتاد نباشیم. در صورت بیتوجهی به این مسئله باید گفت افزایش اقبال عمومی به جاذبههای فرهنگی تنها میتواند موجب نگرانی باشد.
بر اساس اعلام دبیر ستاد مرکزی سفر در نوروز 1404 اقبال گردشگران به مراکز فرهنگی افزایش پیدا کرده، به گفته فاطمی آمار تجمیعی بازدیدها از ۲۹ اسفند ۱۴۰۳ تا ۱۳ فروردین ۱۴۰۴ نشان میدهد که در این مدت، ۴ میلیون و ۶۱۶ هزار و ۸۵۹ گردشگر از اماکن فرهنگی، تاریخی و موزههای کشور بازدید کردهاند. این رقم در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته که ۳ میلیون و ۶۰۰ هزار و ۷۳۳ بازدید ثبت شده بود، رشد بیش از ۲۸ درصدی را نشان میدهد.
لزوم توجه به مدیریت مقصد در گردشگری کشور
«ارشک مسائلی» عضو هیئتعلمی پژوهشگاه میراثفرهنگی و گردشگری در خصوص وضعیت گردشگری داخلی در نوروز سال جاری به «پیام ما» میگوید: «متأسفانه برخی سیاستگذاران گردشگری بهویژه در استانها تصور میکنند که وظیفه آنها صرفاً فراهمکردن وسایل نقلیه، اقامتگاهها، تورلیدرها و امکان برگزاری تورها و یا تأمین بنزین، نان، غذا و سایر ملزومات سفر است. البته اینها «شرایط لازم» برای گردشگری هستند؛ یعنی بدون آنها اساساً گردشگری شکل نمیگیرد. اما سؤال اینجاست: آیا صرفِ تأمین این شرایط برای شکلگیری فرایند گردشگری کافی است؟ خیر. ما به «شرایط کافی» هم نیاز داریم. یکی از مهمترین موارد برای تأمین «شرایط کافی» تعیین ظرفیت پذیرش جاذبههای گردشگری است؛ این ظرفیت باید برای تمام مقاصد گردشگری اعم از جاذبههای فرهنگی، طبیعی یا انسانساخت، بهویژه در ایام پیک سفر مشخص شود. متأسفانه، این موضوع چندان مورد توجه قرار نمیگیرد. بهعنوانمثال شاهد هستیم که جمعیت بسیار زیادی به یکباره در ایوان عالیقاپوی اصفهان حضور پیدا میکنند. شاید این ازدحام در کوتاهمدت آسیب ملموسی به بنا وارد نکند، اما در بلندمدت، روند تخریب آن را تسریع میکند. اگر پذیرش گردشگران بهصورت برنامهریزیشده و کنترلشده انجام شود، ممکن است بنا پس از ده سال نیاز به مرمت داشته باشد؛ اما اگر مدیریت نشود، همین بنا ممکن است پس از هفت سال آسیبدیده و به مرمت جدی نیاز پیدا کند.»
به باور عضو هیئتعلمی پژوهشگاه میراثفرهنگی و گردشگری یکی از کلیدیترین نیازها در گردشگری کشور تغییر نگرش نسبت به نیازهای اساسی این بخش است، مسائلی معتقد است: «نیاز داریم که در گردشگری نگرشها از تمرکز صرف بر تأمین و توسعه زیرساختها به سطوح بالاتر، مانند مدیریت مقصد، تغییر کند. در این زمینه، نهادهایی مانند استانداریها و شهرداریها میتوانند نقش مؤثری ایفا کنند. مدیریت گردشگری فقط به معنای اختصاص پارکهایی برای چادرزدن یا مکانهایی برای اسکان موقت در مواقع بارندگی نیست، بلکه باید شامل بررسی ظرفیت پذیرش جاذبهها، برنامهریزی برای پذیرش گردشگران و سیاستگذاری هوشمندانه باشد. استانها و شهرداریها میتوانند تمام جاذبهها و مسیرهای گردشگری را در قالب اپلیکیشنها یا وبسایتها معرفی کرده و با تعیین ظرفیت بازدید و سیستم رزرواسیون پیش از سفر، از ازدحام غیرمنطقی در مقاصد گردشگری جلوگیری کنند. به طور نمونه برای جزیره هرمز، تعداد مشخصی بازدیدکننده پذیرش شود و بیش از آن مجاز نباشد. بیتوجهی به این موارد باعث شده با مشکلاتی مانند تخریب ماسههای نقرهای ساحل، برداشت غیرقانونی خاک سرخ هرمز، یا درگیریهای مشابه در حافظیه شیراز و پارک آبی مشهد مواجه شویم. گاهی خسارات ناشی از این بیبرنامه عملکردن، غیرقابلجبران است»
نیاز به حکمرانی در گردشگری
به باور ارشک مسائلی در حال حاضر، حکمرانی گردشگری در کشور ما وجود ندارد، او در توضیح این جمله میگوید: «حکمرانی به این معناست که مانند بورس، که دامنه نوسان روزانه قیمتها بهصورت شفاف تعیین میشود، در گردشگری نیز باید چارچوبهای مشخصی برای پذیرش گردشگران وضع شود. نباید همه چیز باز باشد و بدون برنامهریزی و نظارت، سفرها انجام شود. باید توجه داشته باشیم که در نوروز امسال بهدلیل شرایط اقتصادی، بسیاری از مسافران که قبلاً به سفرهای خارجی میرفتند، اکنون به مقاصد داخلی رو آوردهاند. این افزایش حجم سفرهای داخلی، ضرورت مدیریت هوشمندانه را دوچندان میکند» او در مورد رفتارهای ناهنجار برخی مسافران که تصاویر آن هم در شبکههای اجتماعی منتشر شد، معتقد است برای کنترل چنین رفتارهایی باید سیاستهای تشویقی و تنبیهی در نظر گرفته شود و در عین حال در روزهای پیک سفر محدودیتهایی برای بازدید از اماکن تاریخی در نظر گرفته شود، او معتقد است: «علاوه بر سیاستگذاریهای کلان، توجه به آگاهیبخشی عمومی در مورد اهمیت این آثار نیز ضروری است، اما بهتنهایی کافی نیست. پویشهایی مانند «نه به ریختن زباله» اگرچه مفیدند، اما بدون ضمانت اجرایی (مانند جریمههای نقدی برای انداختن زباله از ماشین) تأثیر چندانی ندارند. نمونه موفق این رویکرد، اجباری شدن کمربند ایمنی است که با قانونگذاری و اجرای دقیق، به یک عادت همگانی تبدیل شد. یا به طور مثال در کانادا، بلندکردن صدای موسیقی در جنگل یا زیستگاههای حیاتوحش جریمه سنگینی دارد، زیرا خواب پرندگان و آرامش حیاتوحش را مختل میکند. این نشان میدهد که سیاستگذاران باید بین لذت گردشگران و حفظ محیطزیست تعادل ایجاد کنند» او با اشاره به حضور انبوه جمعیت در تختجمشید و پاسارگاد و یا مجموعه سعدآباد با تأکید بر اینکه این اتفاق و اقبال مردم به اماکن تاریخی و فرهنگی اتفاق خوبی است، معتقد است: «اما این شرایط نیاز به ظرفیتسنجی دارد. باید محدودیتهای بازدید در اماکنی مثل تختجمشید ایجاد شود و مردم از طریق یک پلتفرم مشخص، بازدید خود را از قبل رزرو کنند و سقفی برای این رزرو و بازدید روزانه مشخص شود. وقتی این موارد اتفاق بیفتد، میتوان گفت که کنترل امور از دست مدیران این مجموعهها هم خارج نمیشود و شرایط قابل کنترل خواهد بود»
وزارت میراثفرهنگی و سایر نهادهای مسئول باید بدانند مدیریت سفر فقط به معنای تأمین اقامتگاه و حملونقل نیست، بلکه به معنای برنامهریزی برای حفظ جاذبهها، رفاه گردشگران و منافع جامعه میزبان است. ما نباید از محیطزیست و آثار تاریخی و فرهنگمان رانت و یارانه بدهیم؛ اینها میراثی بیننسلی هستند که باید برای آیندگان نیز حفظ شوند
مسائلی تأکید دارد که: «وزارت میراثفرهنگی و سایر نهادهای مسئول باید بدانند مدیریت سفر فقط به معنای تأمین اقامتگاه و حملونقل نیست، بلکه به معنای برنامهریزی برای حفظ جاذبهها، رفاه گردشگران و منافع جامعه میزبان است. ما نباید از محیطزیست و آثار تاریخی و فرهنگمان رانت و یارانه بدهیم؛ اینها میراثی بیننسلی هستند که باید برای آیندگان نیز حفظ شوند. با ظرفیتسنجی، سیستم رزرواسیون، قوانین شفاف و اجرای دقیق آنها، میتوان از تخریب جاذبهها جلوگیری کرد و گردشگری را بهصورت پایدار توسعه داد.»
سفرهای نوروزی به روایت آمارهای رسمی
طبق آخرین آمارهای منتشر شده از سوی ستاد مرکزی خدمات سفر و اعلام «مصطفی فاطمی» دبیر این ستاد اقامت ۵۴ میلیون و ۷۳۱ هزار نفر تا ۱۲ فروردینماه ثبت شده و استان مازندران پرمسافرترین استان کشور بوده است. در گزارشهای رسمی در خصوص آمار مسافران استانها این نکته ذکر نمیشود که آمار مسافران هنوز بر اساس پلاک خودروهایی که از مبادی ورودی هر استان وارد میشوند – بدون درنظرگرفتن فاکتورهایی که در تعاریف استاندارد برای گردشگران وجود دارد – تهیه و اعلام میشود و رقابتی تنگاتنگ بین استانهای گردشگرپذیر برای ارائه آمارهای بالاتر وجود دارد و همین مسئله لزوم وجود یک ساختار مشخص تهیه آمار بخش گردشگری را یادآور میشود تا بتوان باتکیهبر آمارهای اصولی و دقیق برای سالهای بعد برنامهریزی دقیقتری انجام داد. اما این مسئله سالهاست که به شکلی جدی مورد غفلت واقع میشود.
بر اساس آمار رسمی ستاد سفر تعداد جانباختگان در تصادفات جادهای نسبت به سال گذشته با ۴ درصد افزایش به ۶۶۴ نفر رسیده است. در خصوص بازدید از مراکز فرهنگی و تاریخی آمارها نشان میدهد تختجمشید و حافظیه بیشترین بازدیدها را در تعطیلات نوروز داشتهاند. بر همین اساس از ۲۹ اسفند تا ۱۳ فروردین، ۴۷۰ هزار نفر از تختجمشید و ۴۶۴ هزار نفر از حافظیه بازدید کردند. استانهای فارس و اصفهان بیشترین تعداد بازدید را داشتند، و استان مازندران با ۴.۷ میلیون مسافر، بیشترین سفر را در نوروز تجربه کرد. مشهد، شیراز و اصفهان هم از مقاصد اصلی گردشگران بودند. فاطمی در خصوص اقامتهای نوروزی، اعلام کرده است که تا ۱۲ فروردین، مجموع اقامتها به ۵۴ میلیون و ۷۳۱ هزار نفر رسید و ۸.۹ میلیون نفر در مراکز رسمی اقامت داشتند. به گفته او بازدید از آثار تاریخی کشور نیز در نوروز ۱۴۰۴ رشد ۲۸ درصدی داشت و در مجموع ۴.۶ میلیون نفر از این اماکن دیدن کردند.
ندای نجات زمین در قابهای سینمایی
سینما از اوایل قرن بیستم به بحرانهای زیستمحیطی پرداخته است؛ اما این موضوع در دهه ۱۹۷۰، همزمان با اوجگیری جنبشهای زیستمحیطی، رنگوبوی جدیتری به خود گرفت. فیلمهایی مانند «سکوت طولانی» (Silent Running) پیامدهای ویرانگر اقدامات انسان را به تصویر کشیدند و زیرژانر جدیدی از علمی-تخیلی را پایهگذاری کردند که روزبهروز اهمیت بیشتری پیدا میکند.
مستندهای متعددی نیز به این موضوع پرداختهاند. مستند تأثیرگذار «یک حقیقت ناراحتکننده» (An Inconvenient Truth) ساخته دیویس گوگنهایم، یکی از مهمترین آثار قرن ۲۱ در این زمینه است که به احیای جنبشهای زیستمحیطی کمک شایانی کرد. درحالیکه مستندها با ارائه شواهد، ما را از واقعیت آگاه میکنند، فیلمهای داستانی با قدرت تخیل و داستانپردازی میتوانند حقایقی را که هنوز به وقوع نپیوستهاند یا بهدلیل پیچیدگی، امکان بررسی آنها در قالب غیرداستانی وجود ندارد، به تصویر بکشند.
در این مطلب قصد داریم ۱۰ فیلم از بهترینهای این حوزه (پنج فیلم داستانی و پنج فیلم مستند) را به مخاطبان پیامما معرفی کنیم تا به تماشای این فیلمهای شگفتانگیز بپردازند.
فیلمهای داستانی: پنج فیلم برگزیده در این فهرست، تغییراقلیم را از زوایای خلاقانه و سینمایی متفاوت مورد بررسی قرار میدهند. این آثار، از درامهای ظریف که بحرانهای محیطزیستی در حاشیه آن است تا فیلمهای فاجعهای که مستقیماً بحران را در متن فیلم به تصویر میکشند، همه را شامل میشود. این فیلمها لزوماً برای فرار از واقعیت و ایجاد سرگرمی ساخته نشدهاند؛ بلکه هدفشان روشنکردن ابعاد مختلف این تهدید وجودی و ایجاد بینشی جدید در مخاطب است.
آغاز پایان ما (The End We Start From) (۲۰۲۳)
«آغاز پایان ما» فیلمی با بازی بندیکت کمبربچ (Benedict Cumberbatch)، بازیگر مشهور، و کارگردانی محالیا بلو (Mahalia Belo)، کارگردان زن انگلیسی است که بیشتر شهرتش را از فیلم «آهنگ طولانی» (Long Song) سال ۲۰۱۸ بهدست آورده است. این فیلم، اگرچه ادای دینی به ژانر گسترده فیلمهای فاجعهای است، اما یکی از قدرتمندترین و تکاندهندهترین تصاویر از بحران اقلیمی را به نمایش میگذارد و این مسئله را به قلب لندن میآورد. جودی کومر (Jodie Comer)، بازیگر فیلم دوئل آخر، در این فیلم نقش زنی باردار را بازی میکند که درست زمانی که شهر زیر سیل فاجعهباری فرومیرود، کیسه آبش پاره میشود. او پس از فروپاشی جامعه در اثر بحران و جدایی از همسر، با نوزاد تازهمتولدشدهاش به جزیرهای نزدیک اسکاتلند فرار میکند.
این فیلم به بررسی این موضوع میپردازد که چگونه یک فرد میتواند در میان پیامدهای یک بحران اقلیمی هولناک، مسیر خود را پیدا کند؟ آیا باید خود را از جهان جدا کرد و به یک آرمانشهر پناه برد؟ یا باید به خرابههای خانه بازگشت و برای بازسازی تلاش کرد؟ اگرچه این فیلم پس از اکران، نقدهای متفاوتی دریافت کرد، اما مطمئناً بهتر از اکثر فیلمهای فاجعهای قدیمی است.
شاهزاده مونونوکه (Princess Mononoke) (۱۹۹۷)
هایائو میازاکی، کارگردان انیمیشن بلندآوازه ژاپنی که در جشنواره فیلم ونیز ۲۰۲۴ نیز از او تقدیر شد، بارها در فیلمهایش، از جمله شاهکار «شهر اشباح» (Spirited Away)، بر اهمیت محیطزیست تأکید کرده است و «شاهزاده مونونوکه» فیلمی است که بهشکل مستقیم به این موضوع میپردازد. این فیلم داستان شاهزادهای بهنام آشیتکا را روایت میکند که برای یافتن درمان یک نفرین سفر میکند. در طول سفر، به میان نبردی بین خدایان جنگل و آیرونتاون میرسد. آیرون تاون یا شهر آهنی، یک مستعمره معدنی است که محیط طبیعی اطراف خود را ویران کرده است.
این فیلم خانوادگی و از لحاظ بصری خیرهکننده، به بررسی تنش بین طبیعت و فناوری میپردازد و این مسئله را به یک دوگانگی ساده تقلیل نمیدهد. رویکردی ظریف و منصفانه به هر دو طرف اتخاذ میکند، مبارزه بین شخصیتها را انسانی میکند و نشان میدهد پیچیدگی بیشتری از صرفاً خوب و بد و سفید و سیاه وجود دارد. این فیلم که در دهه ۹۰ میلادی منتشر شد، اثری پیشگویانه از این استاد ژاپنی است که تقریباً سه دهه بعد، همچنان مرتبط و مسحورکننده باقی مانده است.
چگونه یک خط لوله را منفجر کنیم (How to Blow Up a Pipeline) (۲۰۲۲)
دنیل گلدابر، کارگردان آمریکایی فیلمهای «بچههای بد» و «چهرههای مرگ»، با موضوعی عجیب به سینما برگشت. کمتر کسی با میل و رغبت خود را تروریست مینامد، اما در فیلم «چگونه یک خط لوله را منفجر کنیم» گروهی از جوانان حامی محیطزیست این کار را افتخار میدانند. این فیلم، اقتباسی از کتاب غیرداستانی آندریاس مالم با همین نام است که استدلال میکند خرابکاری فعال، تنها شکل منطقی کنشگری برای مقابله با بحرانی در این مقیاس است. داستان، گروهی هشتنفره از فعالان جوان در غرب تگزاس را دنبال میکند که تصمیم میگیرند بهنام دفاع از محیطزیست، یک خط لوله انتقال نفت و گاز را منفجر کنند.
خوشبختانه، گلدابر میدانست این تفکرات جدلی نمیتواند کل فیلم را پوشش دهد. بنابراین، با افزودن عناصر داستانی و درام، سعی کرد فیلم را به یک تریلر نفسگیر نیز تبدیل کند.
اصلاح اول (First Reformed) (۲۰۱۷)
پل شریدر، سینماگر و منتقد معروف آمریکایی و نویسنده فیلمهای معروف «رانندهتاکسی» و «آخرین وسوسههای مسیح» که توسط مارتین اسکورسیزی معروف ساخته شد، سال ۲۰۱۷ فیلم «اصلاح اول» را با سپردن نقش اول به اتان هاوک روانه سینماها کرد. فیلمهای زیادی به بررسی کشیشهایی پرداختهاند که با بحران ایمان مواجه میشوند، اما «اصلاح اول» دیدگاهی کاملاً جدید ارائه میدهد. فیلم داستان «ایتان هاوک» را در نقش یک کشیش پروتستان روایت میکند که از غم و اندوه شخصی و جهانی بهقدری ناامید شده است که دیگر نمیتواند دعا کند. یکی از پیچیدگیهایی که او با آن مواجه است، زنی است که همسرش یک فعال محیطزیست است و نسبت به وضعیت جهان بهطور فزایندهای پوچگرا شده. وضعیت روحی این فعال محیطزیست و ناامیدیاش از اصلاح وضع موجود، کاملاً با وضعیت کشیش همسان است.
کشیش که احساس میکند دیگر صدای خداوند را نمیشنود، با نیروی بیرحم و ترسناک دنیای مادی نیز روبهرو میشود. این تجربه، باری غیرقابلتحمل بر دوش او میگذارد.
شعلهور (Afire) (۲۰۲۳)
کریستین پتزولد، کارگردان آلمانی، شاید آرامترین و افشاگرانهترین رویکرد را نسبت به بحران اقلیمی در بین فیلمسازان اتخاذ میکند. «آتش سرخ» داستان لئون (با بازی توماس شوبرت)، نویسندهای خودخواه و دوست عکاسش فلیکس (با بازی لنگستون اویبل) را دنبال میکند که برای گذراندن تابستان به یک کلبه ایدئال میروند و برای جلبتوجه نادیا (با بازی پائولا بیر) رقابت میکنند. «شعلهور» علاوهبر اینکه یک عاشقانه لذتبخش و سرگرمکننده است، استعارهای گزنده برای نحوه نادیدهگرفتن مداوم بحران اقلیمی و تمرکز بر دغدغههای فردی است.
فیلمهای مستند
به لطف عصر استریم، اکنون امکان تماشای مستندهای عالی طبیعت نسبت به هر زمان دیگری بیشتر شده است. آنچه قبلاً به شبکههای آموزشی محدود میشد، اکنون در پلتفرمهایی مانند دیزنیپلاس، نتفلیکس، اچبیاو مکس و آمازون پرایم ویدئو و نیز پلتفرمهای داخلی نظیر فیلمنت، فیلیمو و نماوا بهسادگی در دسترس است. بااینحال، مانند هر ژانر دیگری، گزینههای متعددی وجود دارد که از بقیه متمایز هستند. بهترین مستندهای طبیعت چیزهای زیادی برای مخاطب دارند؛ از یادگیری در مورد قارههای مختلف و اقیانوسها گرفته تا آموزش در مورد وضعیت حیوانات در سراسر جهان، تمام گوشههای دنیای طبیعی را پوشش میدهند.
زندگی بر سیاره ما (A Life on Our Planet) (۲۰۲۰)
دیوید اتنبرو (David Attenborough) را همه علاقهمندان محیطزیست میشناسند. مستند «زندگی ما در سیاره زمین» پس از انتشار، توجه گستردهای را به خود جلب کرد. این اثر، آخرین پروژه دیوید اتنبرو، دانشمند ۹۴ساله و تاریخدان مشهور طبیعت، است که برای تبلیغ آن و افزایش آگاهی به شبکه اجتماعی اینستاگرام پیوست و توانست در مدت زمانی بسیار کوتاه، به یک میلیون دنبالکننده دست یابد! «زندگی بر سیاره ما»، مستندی تکاندهنده و درعینحال امیدوارکننده است که در آن تغییراتی را که سیارهمان در طول زندگی اتنبرو تجربه کرده، بازتاب میدهد. اتنبرو علاوهبر اشاره به مشکلات، معتقد است هنوز برای جلوگیری از یک فاجعه میتوانیم کارهایی انجام دهیم.
سیاره ما (Our Planet) (۲۰۱۹ تا ۲۰۲۳)
«سیاره ما» یکی دیگر از مستندهای سریالی اورجینال نتفلیکس است که این هم توسط دیوید اتنبرو روایت میشود. این مجموعه مستند طبیعت فوقالعاده، نهتنها زیبایی و تنوع سیارهمان را نشان میدهد، بلکه حقیقت تلخ تأثیر انسان بر محیطزیست و تمام موجودات زنده را نیز آشکار میکند. هر قسمت مانند یک فیلم جداگانه است که بر یک زیستگاه طبیعی متفاوت تمرکز دارد: صحراها، اقیانوسها، جنگلها یا یخچالها. این مجموعه نشان میدهد که چگونه هر یک از آنها تحتتأثیر تغییراقلیم قرار گرفتهاند.
رژه پنگوئنها (March of the Penguins) (۲۰۰۵)
«رژه پنگوئنها» یکی از زیباترین فیلمهای طبیعت برای تمام اعضای خانواده است که سفر سالانه پنگوئنهای امپراتور را در قطب جنوب برای یافتن جفت مناسب خود به تصویر میکشد. این مستند تأثیرگذار به کارگردانی لوک ژاکه، کارگردان فرانسوی، به ما امکان میدهد زندگی پنگوئنها را در یکی از سختترین زیستگاههای سیاره ببینیم. نسخه انگلیسی فیلم توسط مورگان فریمن، بازیگر معروف و پرآوازه هالیوود، روایت میشود.
یخ در آتش (Ice on Fire) (۲۰۱۹)
«یخ در آتش» فیلم مستند دیگری است که توسط لئوناردو دیکاپریو و تهیه و روایت و توسط لیلا کانرز (Leila Conners) شده است. «یخ در آتش» مانند یک کلاس آموزشی برای کسانی است که میخواهند گرمایش جهانی را بهتر درک کنند. این فیلم روشنگرانه در مورد ذوبشدن یخچالهای طبیعی سیاره و تأثیر این فرایند بر تغییراقلیم صحبت میکند. «یخ در آتش» با فراتر رفتن از روایت معمول، آینده امیدبخشی را نوید میدهد؛ زیرا روشهای اثباتشده و راهحلهای نوآورانهای را ارائه میکند که میتواند به کاهش اثرات گرمایش جهانی کمک کند.
اقیانوس پلاستیکی (A Plastic Ocean) (۲۰۱۶)
«اقیانوس پلاستیکی» که در نتفلیکس موجود است، یکی از بهترین فیلمهای طبیعت است که در مورد مسئله زبالههای پلاستیکی صحبت میکند. تخمین زده میشود هشت میلیون تن پلاستیک در اقیانوسها ریخته میشود که نهتنها به گیاهان و جانوران اقیانوس، بلکه بهسلامت انسان نیز آسیب جدی وارد میکند. این فیلم، کریگ لیسون، روزنامهنگار، تانیا استریتر، غواص حرفهای و یک تیم بینالمللی از دانشمندان را در سفر به ۲۰ مکان مختلف در سراسر جهان دنبال میکند و حقایق تکاندهندهای را در مورد وضعیت اقیانوسها آشکار میکند.
ورود به صنعت حملونقل
۱۸ ساله بود که وارد بازار کار شد. آن زمان اطلاعاتی از حوزه حملونقل نداشت و تنها رویایش این بود که مستقل شود: «همیشه استقلال را دوست داشتم و میخواستم یک دختر مستقل بار بیایم. احساس میکردم کارکردن آدم را میسازد و بزرگ میکند.» برای همین بود که در ۱۸ سالگی در بخش بازرگانی یک شرکت به عنوان کارآموز مشغول به کار شد، دانشی نداشت و همه چیز را از صفر یاد گرفت. بعد از مدتی کارآموزی، به شرکت دریایی ورزنده معرفی شد و اینجا بود که با کار در حوزه حملونقل بینالمللی آشنا شد.
آنطور که مهری میگوید هیچکس از خانوادهاش در این حوزه فعالیت نداشته و پدرش کار فنی میکرده. او از علاقه زیادی که به این حوزه پیدا کرده میگوید: «این شغل را خیلی دوست دارم، هرچند فعالیت در این حوزه برای زنان از مردان سختتر است. چون از نگاه جامعه این کار مردانه به نظر میآید، ولی من واقعاً کار در بخش حملونقل را دوست دارم.» او در ابتدا با حقوق کمی شروع کرد، اما بهمرور عاشق کار شد و حتی برای آنکه بهتر بتواند در کارش رشد کند، همزمان با کار، در دانشگاه، مدیریت بازرگانی خواند.
برای ما که کار بینالمللی انجام میدهیم، تعطیلات پنجشنبه و جمعه مشکل بزرگی است. چون در کشورهای دیگر شنبه و یکشنبه تعطیل است، ما چهار روز از هفته را از دست میدهیم
تحریمها و تغییر مسیر
دو سال از فعالیت او در حوزه حملونقل دریایی نگذشته بود که تحریمها باعث کاهش شدید فعالیتها در این بخش شد و شرایط سختی برای او به وجود آمد: « احساس کردم وقت آن است که تغییر مسیر بدهم.» او وارد حوزه حملونقل زمینی میشود و شرایط به یکباره تغییر میکند. بعد از چند سال حضور در حوزه حملونقل دریایی و زمینی، حالا مدتی است که او و همسرش شرکت حملونقل بینالمللی خود را تأسیس کردهاند و به فعالیت ادامه میدهند.
چالشهای زنان در خانه و جامعه
مهری معتقد است که زنان و مردان باید در جامعه فرصتهای برابر داشته باشند و بر اساس تواناییهایشان در جایگاههای مناسب قرار بگیرند: «من همیشه معتقد بودهام که هر کس که بهترین است، باید در جایگاه مناسب خود قرار بگیرد، چه زن و چه مرد. مهم این است که فرد بتواند کارش را به بهترین شکل انجام دهد و به نتیجه برساند.»
او به موانع ساختاری که زنان در محیط کار با آنها مواجه هستند، اشاره میکند: «در بسیاری از جاها، حقوق مدیران زن و مرد برابر نیست. این موانع باید از طریق فرهنگسازی رفع شود. اگر فرهنگسازی درست اتفاق بیفتد، خیلی چیزها تغییر میکند. امروزه هم زنان و هم مردان به دلیل شرایط اقتصادی، پا به پای هم کار میکنند و هزینههای زندگی را تقسیم میکنند.»
مهری همچنین درباره نگاه جنسیتی در صنعت حملونقل میگوید: «بعضیها فکر میکنند زنان نمیتوانند این کار را انجام دهند، ولی من ثابت کردم که میتوانم. من اصولا تلاش میکنم تا کارها را به بهترین شکل انجام دهم. حتی زمانی که کارمند بودم و مدیرم از پس کاری برنمیآمد، من آن را انجام میدادم. این باعث افتخار من است.»
او از تجربه خود بهعنوان یک زن شاغل و مادر میگوید و تأکید دارد که حمایت خانواده برای موفقیت زنان در کار و زندگی بسیار مهم است: «وقتی زنی بیرون از خانه کار میکند، باید در خانه هم حمایت شود. بدون حمایت خانواده، کارکردن برای زنان بسیار سخت میشود. بعد از ازدواج و بهخصوص بعد از بچهدارشدن، مدیریت بین کار و خانه سختتر میشود. در یک خانواده، وقتی دو طرف کار میکنند درآمدشان به خانواده تعلق دارد و این بسیار زیباست که زن و مرد در هر شرایطی کنار هم باشند. اما زندگی مشترک یعنی اینکه هر دو طرف در کارهای خانه هم مشارکت داشته باشند. من خوشبختانه با همسرم به این تعادل رسیدهایم و او در کارهای خانه پابهپای من است. وقتی من خستهام، او خودش پیشنهاد میدهد که جارو بزند یا کارهای دیگر را انجام دهد. این تقسیم کار بهصورت خودکار بین ما اتفاق افتاده است.»
حمایت از زنان کارآفرین
مهری معتقد است که حمایت سازمانها از زنان کارآفرین در ایران کافی نیست: «من زیاد حمایت خاصی ندیدم. فکر میکنم خودمان باید قوی باشیم و پیشرفت کنیم. البته الان در کانون زنان بازرگان تهران هستم و خانم دکتر مقیمی از ما حمایت میکنند، ولی بهطورکلی حمایتهای دولتی و سازمانی از زنان کم است.»
ایجاد شبکه حمایتی برای زنان کارآفرین
مهری ایجاد شبکههای حمایتی برای زنان کارآفرین را ضروری میداند: «خیلی از زنان کارآفرین ممکن است نتوانند به اتاق بازرگانی بپیوندند، چون کسبوکارهای کوچکی دارند. مثلاً ممکن است یک غذافروشی کوچک داشته باشند. اما خیلی مهم است که شبکهای ایجاد کنیم که از این زنان حمایت کند.»
او پیشنهاد میدهد که در شبکههای مجازی، گروههایی تشکیل شود که زنان کارآفرین را حمایت کنند: «همه ما وقت زیادی در شبکههای مجازی صرف میکنیم. کاش بهجای اینکه وقتمان را در شبکههای مجازی تلف کنیم، شبکهای برای زنان کارآفرین ایجاد کنیم و از هم حمایت کنیم. رسانهها و روزنامهنگاران میتوانند به ما کمک کنند تا دیده شویم.»
این زن کارآفرین از رسانهها میخواهد که زنان کارآفرین را معرفی کنند و مشکلات و چالشهای آنها را بازگو کنند: «رسانهها میتوانند به ما کمک کنند تا دیده شویم. معرفی زنان کارآفرین و مشکلاتشان میتواند به گسترش کار آنها کمک کند. هر کارآفرینی دوست دارد کارش دیده شود و پیشرفت کند.»
مهری به زنان جوانی که میخواهند وارد حوزه کارآفرینی شوند، توصیه میکند که ابتدا خودشان را بشناسند و بدانند که چه میخواهند. او میگوید: «اول ازهمه باید بدانید که چه میخواهید. اگر کارتان را دوست داشته باشید، حتی در شرایط سخت هم کنار نمیکشید. شکستها را میپذیرید و از آنها درس میگیرید. برنامهریزی و هدفگذاری هم بسیار مهم است.»
از نگاه او، آموزشوپرورش میتواند نقش مهمی در شکوفاشدن استعدادهای دختران نوجوان داشته باشد: «دختران ما نیاز دارند که از همان دوران مدرسه، استعدادهایشان شناسایی شود. نباید فقط به آنها آشپزی و کارهای زنانه یاد داد. باید زمینههای مختلف را به آنها نشان داد تا بتوانند در هر حوزهای که استعداد دارند، پیشرفت کنند.»
چالشهای اقتصادی
مهری درباره چالشهای اقتصادی که کارآفرینان با آن مواجه هستند میگوید: «شرایط اقتصادی بسیار سخت است، بهخصوص برای کسانی که کسبوکار خودشان را دارند. هزینهها بالا رفته و این فشار زیادی به ما وارد میکند. اما من تابهحال پشیمان نشدهام.»
او باوجود تمام مشکلات، نگاه مثبتی به آینده دارد و میگوید: «من حس مثبتی دارم و فکر میکنم همه چیز درست خواهد شد. امیدوارم که همه دستبهدست هم دهند و به هم کمک کنند.»
مشکلات بخش خصوصی
مهری از حمایت نشدن بخش خصوصی گلایه دارد: «بخش خصوصی به شدت تحت فشار است. حتی در شرایطی مثل آلودگی هوا یا برف، بخش دولتی تعطیل میشود، اما بخش خصوصی مجبور است به کار خود ادامه دهد. این نابرابری باعث مشکلات زیادی میشود.»
برای ما که کار بینالمللی انجام میدهیم، تعطیلات پنجشنبه و جمعه مشکل بزرگی است. چون در کشورهای دیگر شنبه و یکشنبه تعطیل است، ما چهار روز از هفته را از دست میدهیم
او همچنین درباره تعطیلات پنجشنبه و جمعه میگوید: «برای ما که کار بینالمللی انجام میدهیم، تعطیلات پنجشنبه و جمعه مشکل بزرگی است. چون در کشورهای دیگر شنبه و یکشنبه تعطیل است، ما چهار روز از هفته را از دست میدهیم.»
مهری به مشکلات ارز و انرژی اشاره میکند: «نوسانات ارز و افزایش هزینهها باعث کاهش صادرات شده است. وقتی صادرات کاهش پیدا میکند، درآمد کم میشود و کارخانهها تعطیل میشوند. قطعی برق و اینترنت هم مشکلات زیادی ایجاد میکند. این مشکلات باعث میشوند که بخش خصوصی به جای پیشرفت، حذف شود.»
زیرساختهای جادهها
برای کسانی که در حوزه حملونقل جادهای فعالیت میکنند، مشکل زیرساختهای جادههای کشور بسیار جدی است. مهری در این باره میگوید: «جادههای ما به ویژه در شبها بسیار خطرناک هستند. چراغهای کافی وجود ندارد، دستاندازها مشخص نشدهاند و گاردریلها شبرنگ ندارند. این مسائل باعث افزایش خطر برای رانندگان، به ویژه رانندگان ترانزیت میشود که مجبورند در شبها رانندگی کنند.»
او از تجربه شخصی خود در سفرهای کاری و مشاهده مستقیم شرایط جادهها میگوید: «من خودم با ماشین شخصیام به بسیاری از شهرها مانند سبزوار، کاشان، تبریز و جلفا سفر کردهام. مسیرهایی که رانندگان ترانزیت از آنها عبور میکنند، بسیار قدیمی و خطرناک هستند. این جادهها نیاز به بازسازی اساسی دارند. متأسفانه در بسیاری از موارد، جلسات با مسئولان بدون نتیجه باقی میمانند.»
حمایت از صنف حملونقل
او از سیستم حملونقل ترکیه بهعنوان نمونهای موفق یاد میکند: «در ترکیه، وزیر راه از صنف حملونقل حمایت و به دغدغههای رانندگان رسیدگی میکند. این حمایت باعث میشود رانندگان احساس امنیت کنند. این چیزی است که در کشور ما کمتر دیده میشود.»
در ترکیه، وزیر راه از صنف حملونقل حمایت و به دغدغههای رانندگان رسیدگی میکند. این حمایت باعث میشود رانندگان احساس امنیت کنند. این چیزی است که در کشور ما کمتر دیده میشود
مهری تأکید میکند که بهبود زیرساختهای جادهها باید در اولویت قرار گیرد: «اگر من وزیر راه بودم، اولین کاری که میکردم، بازسازی جادهها بود. جادههای ما باید ایمن و استاندارد باشند تا بتوانند بهعنوان مسیرهای ترانزیت بینالمللی مورد استفاده قرار بگیرند.»
یادگیری مداوم
مهری به اهمیت یادگیری مداوم و مطالعه در رشد شخصی و حرفهای اعتقاد زیادی دارد: «من همیشه در حال یادگیری چیزهای جدید هستم. حتی اگر روزی فقط یک کلمه یا یک جمله جدید یاد بگیرم، احساس میکنم که روزم مفید بوده است.»
او از علاقه خود به کتابهای مربوط به رشد شخصیت و مدیریت میگوید: «من عاشق مطالعه هستم و همیشه به دنبال کتابهایی هستم که به من کمک کنند تا شخصیتم را رشد دهم. کتابهای پائولو کوئلیو بهویژه «کیمیاگر»، تأثیر زیادی روی من داشتهاند.»
مهری در مسیر کاری خود به زنان دیگری هم که قصد راهاندازی کارهای مختلف داشتهاند، کمک کرده است و میگوید این کمکها به موفقیت او هم کمک زیادی کرده: «من همیشه دوست داشتم کار خودم را راه بیندازم و به دیگران کمک کنم تا کسبوکار خودشان را راهاندازی کنند. این کمکها نهتنها برای آنها مفید بوده، بلکه به موفقیت شخصی من نیز کمک کرده است.»
شرایط اقتصادی بسیار سخت است، بهخصوص برای کسانی که کسبوکار خودشان را دارند. هزینهها بالا رفته و این فشار زیادی به ما وارد میکند. اما من تابهحال پشیمان نشدهام.
آرزوها برای آینده
با همه چالشها و موانع موجود، او امید زیادی برای پیشرفت در حوزه حملونقل دارد. تنها آرزویش این است که شرایط جادهها و رانندگان هر چه سریعتر بهتر شود: «امیدوارم در آینده شاهد تغییرات مثبت در این حوزه باشیم. حملونقل یکی از بخشهای مهم اقتصاد است و اگر بهدرستی مدیریت شود، میتواند به رشد کشور کمک زیادی کنیم.»
ماجرای ۶۰۰ حلقه چاه آب در تهران
محسن موسوی خوانساری دبیر کمیته ملی سدهای ایران استاندار محترم تهران در اولین روز کاری سال ۱۴۰۴ مطالبی در خصوص وضعیت آب شرب تهران بیان نمودند. طبق اظهارات این مقام مسئول ۱۳۰ لیتر در روز به عنوان الگوی مصرف آب در تهران تعیین شده که متاسفانه کماکان ۶۳ درصد از مصرف کنندگان آب شرب بیش از دوبرابر الگوی مصرف تعیین شده یعنی ۲۵۰ لیتر در روز مصرف می نمایند و قطعا برای کنترل این مقدار از مصرف نیاز به مدیریت خاصی بوده که از آن جمله افزایش تعرفه های قیمت آب شرب و یا قطع آب شرب مصرف کنندگانی که بیش از استاندارد مصرف می کنند را می توان در دستور کار قرار داد ایشان تأکید نمودند جایگزین نمودن پساب حاصل از تصفیه خانه های فاضلاب در بحث جداسازی آب شرب و غیر شرب یکی از راهکارهای اصلی است که به شهر تهران در تامین آب شرب کمک می نماید.
شهرداری تهران هم اینک برای آبیاری فضای سبز از سفرههای آب زیرزمینی و آبخوان های موجود برداشت داشته که امروز این موضوع واقعا یک تهدید جدی برای تهران بزرگ محسوب می شود . و اما ماجرای ۶۰۰ حلقه چاه در اختیار شهرداری تهران که استاندار محترم از آن یاد نمودند چه بوده است ، در اواخر دهه ۷۰ و نیمه اول سال ۸۰ بود که توسط شرکت آب و فاضلاب تهران و شرکت اب منطقهای تهران و به منظور کاهش بحران اب شرب در تهران تعداد ۶۰۰ حلقه چاه حفاری شده و تجهیز گردید تا در مواقع لزوم بعنوان پدافند غیر عامل برای تامین اضطراری اب تهران در سالهای خشک و کم آب منظور گشته و سپس به طور موقت تحویل شهرداری تهران گردید.
در هنگام تصدی وزیر نیروی وقت در دولت دوازدهم بود که طبق یک تفاهم با شهرداری تهران مقرر گردید پساب حاصل از تصفیه خانه های فاضلاب طی پنج سال جایگزین تامین آب از چاههای مذکور شود در این ارتباط چند نکته به شرح زیر مطرح می باشد – چرا طی دو دهه اخیر شهرداری تهران اقدام به جایگزینی پساب با منابع آب زیرزمینی ارزشمند تهران ننموده است و آیا با توجه به شرایط تنش آبی در تهران در سال جاری ، شهرداری تهران می تواند به سرعت پساب را جایگزین منابع آب این ۶۰۰ حلقه چاه بنماید – آیا وضعیت کیفی آب این ۶۰۰ حلقه چاه از نظر شرکت آب و فاضلاب برای شرب مورد تایید است – هزینه بسیار زیاد برای اتصال این چاهها به شبکه آب شرب تهران چگونه و از چه منبعی تامین می شود و آیا اساسا تامین هزینه های گزاف این چنینی امکان پذیر است – با توجه به اینکه شهرداری تهران از این پس برای خرید پساب از وزارت نیرو موظف به پرداخت هزینه پساب است آیا شهرداری محترم تهران تمایل دارد که پساب را جایگزین منابع آب زیرزمینی نماید با توجه به طرح این سوالات و سوالات دیگری که در مورد این ۶۰۰ حلقه چاه مطرح است بایستی دقت نمود که مدیران ارشد استان تهران قبل از قطعی شدن وضعیت این چاه ها و در مدار قرار گرفتن این ۶۰۰ حلقه چاه در شبکه آب شرب از بیانات مشخص در باره این موارد اجتناب نمایند و لازم است شرکت آب منطقه ای تهران و شرکت آب و فاضلاب تهران در باره وضعیت ۶۰۰ حلقه چاه عنوان شده توسط استاندار محترم اطلاع رسانی نمایند.
فیلترینگ، حجاب، دلار و آینده سیاست جهانی ایران
فاطمه مهاجرانی در گفتوگو با «پیام ما» از نگاه سختگیرانهتری میگوید که زنان در عرصه قدرت با آن مواجهاند:
«وقتی با زنان مواجه میشویم، سطح انتظارات را چند پله بالاتر تنظیم میکنیم.»
او در این گفتوگوی نوروزی درباره تحقق وعدههای انتخاباتی برای حضور زنان، جوانان و اقوام، تأثیر سیاستهای فرهنگی و اجتماعی، هزینههای حجاب اجباری، دیپلماسی منطقهای، FATF و سیاست خارجی سخن گفته و تأکید میکند تغییر تفکر در جامعه زمانبر است اما متوقف نمیشود.
واردات شمش طلا توسط ایران در شرایط تحریم رشد بالایی داشته و ذخایر بانک مرکزی بهشکل چشمگیری افزایش یافته است.
واردات ۸۱ تن شمش طلا در ۱۰ ماه اول امسال و رشد ۳۰۰ درصدی نسبت بهسال گذشته، حضور ایران در میان ۵ کشور اول جهان چین، هند، آمریکا و امارات در خرید طلا و کشف ۱۹۰ تن طلا در معادن طی ۸ سال اخیر واقعیت هایی از وضعیت مطلوب کشور در حوزه ذخائر این فلز گرانبها و پشتوانه بینظیر بانک مرکزی است.
علیرغم این آمارهای مثبت اما سوال اینجاست که چرا برخی ، مدعی کاهش ذخایر کشور با ادعای گم شدن ۶۱ تن طلا شدهاند، آیا واقعا این میزان طلا گم شده است؟
واقعیت این است که واردات طلا تنها توسط بانکمرکزی صورت نمیگیرد و صادرکنندگان و مسافران نیز میتوانند بهصورت قانونی طلا وارد کنند.
در گزارش یکی از فعالان رسانهای که مدعی گم شدن ۶۱ تن طلا شد ، تفاوت میزان طلای وارداتی و معامله شده توسط بانک مرکزی و طلای وارد شده از سوی صادرکنندگان برای رفع تعهدات ارزی و طلایی که بصورت مسافری توسط مردم وارد کشور شده در نظر گرفته نشده است.
نکته مهم دیگر اینکه بخشی از ۶۱ تن طلایی که در گزارش وی آمده ، جزئی از ذخایر بین المللی بانک مرکزی می باشد و هیچ گاه به بازار عرضه نشده است.
همچنین بخش قابل توجهی از طلای وارداتی جزو ۳۰۰ تن طلایی است که در حال حاضر بهشکل سکه و جواهرآلات نزد مردم قرار دارد.
نتیجه میگیریم ، اختلاف واردات طلای ثبت شده نزد گمرک با طلای عرضه شده توسط مرکز مبادله ارز و طلای بانک مرکزی کاملا طبیعی است و همانطور که اشاره شد ، اشکال در عدم توجه به راه های مختلف واردات ، عرضه و ذخیره طلا در کشور است.
حال در چنین شرایطی توییت اخیر نتانیاهو نخستوزیر رژیم صهیونیستی بسیار قابل تامل بود!
نتانیاهو با هدف تحریک افکار عمومی و ایجاد شبهه در میان مردم به فارسی نوشته است: «کسی که پول کلان داره باید به ارز و طلا تبدیل کنه چون ریال جمهوری اسلامی ساعت به ساعت بیارزشتر میشه. اما نه یکدفعه حمله کنن به صرافی، طلافروشی و صف و صف بازی … .»
با نگاهی به این واکنش نتیجه میگیریم این تنها اسراییل است که از ایجاد بحران در ذخیره سازی و عرضه طلا در کشور سود می برد و به دنبال آسیب زدن به نقاط قوت ایران در شرایط کنونی است.
۲۴ هزار مگاوات ناترازی برق در تابستان
بارش برف و باران در زمستان ۱۴۰۳ در منطقه البرز مرکزی (منبع اصلی تأمین آب تهران) بهشدت کمتر از میانگین بلندمدت بوده است. بارش از اول مهر ۱۴۰۳ تا ۱۰ اسفند ۱۴۰۳ در استان تهران ۸۸ میلیمتر و در استان البرز ۱۴۰۳ میلیمتر بوده که نسبت بارش در سال آبی قبل ۴۴ درصد کاهش نشان میدهد. رودخانههای اصلی تأمینکننده آب تهران مانند جاجرود، لار، و لتیان با کاهش جریان مواجهاند. حجم آب سدهای تهران (لار، لتیان، ماملو و طالقان) به زیر ۴۰ درصد ظرفیت رسیده است. وضعیت منابع آبی تهران به مرحلهای بحرانی رسیده است؛ بهطوریکه حجم ذخایر سدهای کلیدی تأمین آب تهران به پایینترین سطح در سالهای اخیر کاهش یافته است. مسئولان وزارت نیرو هشدار دادهاند اگر مصرف آب مدیریت نشود، پایتخت با چالشهای جدی در تأمین آب مواجه خواهد شد. «محمد جوانبخت»، معاون وزیر نیرو در امور آب و آبفا، وضعیت سد کرج را بهعنوان یکی از بحرانیترین نقاط تأمین آب کشور توصیف کرده است. بهگفته جوانبخت سد کرج که بیش از ۴۰ درصد آب شرب تهران را تأمین میکند، اکنون با تنها ۷ درصد پرشدگی در شرایطی بیسابقه و کاملاً بحرانی قرار دارد. این وضعیت در طول ۶۳ سال بهرهبرداری از این سد هرگز رخ نداده و محدودیتهای جدی برای تأمین پایدار آب پایتخت ایجاد کرده است.
سد لار از مدار خارج شده و بیش از ۹۰ درصد از سد کرج خالی است
حجم فعلی آب پشت سد به حدود ۱۴ میلیون مترمکعب رسیده، درحالیکه ظرفیت کل آن ۲۰۵ میلیون مترمکعب است و این یعنی بیش از ۹۰ درصد مخزن خالی است. جوانبخت همچنین درباره وضعیت سایر سدهای تهران گفته است: «سد لار با ۱ درصد پرشدگی عملاً از مدار خارج شده است و سدهای لتیان و ماملو نیز هر کدام با ۱۲ درصد پرشدگی در شرایط مشابهی هستند. مجموع ورودی آب به این سدها در سال آبی جاری ۴۷ درصد کمتر از میانگین بلندمدت است که نشاندهنده کاهش شدید بارشها در حوزه آبریز البرز است.»
تهرانیها مصرف خود را ۲۰ درصد کاهش دهند
سد کرج، بیش از شش دهه آب شرب، برق و کشاورزی تهران و البرز را تأمین کرده است. «رُجحان سزاوار»، مدیر مطالعات پایه منابع آب شرکت آبمنطقهای البرز، در مصاحبهای که ۲۱ اسفندماه انجام داده است، جزئیات بیشتری از وضعیت وخیم سد کرج ارائه داد. او اعلام کرده است در حال حاضر فقط ۸ درصد از ظرفیت سد کرج پر است و حجم آب موجود به ۱۵ میلیون مترمکعب رسیده. این رقم در مقایسه با سال گذشته که ۳۲ میلیون مترمکعب بود، کاهش ۵۵ درصدی را نشان میدهد.
«محسن اردکانی»، مدیرعامل شرکت آبوفاضلاب استان تهران گفته قرار نیست آب جیرهبندی شود، اما از مردم خواسته مصرف خود را ۲۰ درصد کاهش دهند تا تابستان سختی پیش رو نداشته باشیم.
فقط مسئله پایتخت نیست، ۲۹ درصد ورودی سدهای کشور نیز نسبتبه میانگین پنجساله کاهش یافته است. بررسی آخرین وضعیت سد زایندهرود نشان میدهد ۸۹ درصد ظرفیت مخزن این سد خالی است و تنها ۱۱ درصد از ظرفیت آن دارای آب ذخیرهشده است. همچنین، بهدلیل افت چشمگیر حجم آب موجود در مخزن، نیروگاه برقابی سد زایندهرود از مدار خارج شده است.
فقط چهار سال از ۵۷ سال گذشته، شرایط بدتر از امسال بوده
بنا به اعلام «فیروز قاسمزاده»، سخنگوی صنعت آب کشور، حجم ورودی آب به سدهای کشور از ابتدای سال آبی جاری (۱۴۰۳-۱۴۰۴) تا ۲۸ دیماه، معادل ۵/۸۵ میلیارد مترمکعب بوده است. او عنوان کرده است: «میزان بارندگی تجمعی در کشور از ابتدای سال آبی جاری تا پایان دیماه، نسبت به مدت مشابه سال گذشته با کاهشی معادل ۴۵ درصد روبهرو بوده است. بررسی رتبه بارشی در سری زمانی ۵۷ساله نشانگر این است که کشور امسال در رتبه ۵۳ قرار دارد و بهعبارتدیگر، فقط چهار سال از ۵۷ سال، شرایط بدتر نسبت به امسال داشتهاند.»
کارشناسان حوزه آب و انرژی تأکید دارند ادامه این روند میتواند بحران آبی و برقی را تشدید کند. نیروگاههای برقابی بهعنوان منابع انرژی پاک و تجدیدپذیر با در اختیار داشتن سهم ۱۵ درصدی ظرفیت برق کشور و سهم حداقل ۵ درصدی در تأمین انرژی کشور، نقش بسزایی در تولید انرژی در زمان پیک مصرف دارند. اما اکنون این ۱۵ درصد در معرض خطر قرار گرفته است.
قطعیهای برق شدت میگیرد
«امیرحسین شاهپوری»، کارشناس حوزه انرژی، معتقد است باتوجهبه شرایط کشور از نظر بارندگی و قطعی برق در زمستان، قطعاً با شروع تابستان قطعیهای برق شدت میگیرد. او با اشاره به کمبود برق و از مدار خارجشدن نیروگاههای برقابی بهدلیل نبود آب پشت سدها به «پیام ما» میگوید: «بهطور طبیعی باتوجهبه رشد مصرف برق، نیازمند برق بیشتری هستم. اما چون پیشبینیها در سالهای گذشته انجام نشده بود و در حال حاضر هم کار خاصی انجام نمیشود که بتوان امیدوار بود، قطعاً ناترازی در سال بعد افزایش پیدا میکند و این بحرانی که از سه سال قبل شروع شده، هر سال اوج میگیرد.»
«سید هاشم اورعی»، رئیس اتحادیه انجمنهای انرژی ایران، در گفتوگو با «پیامما» شرایط فعلی کشور را ناشی از بیبرنامگی و عدم تدبیر در دهههای گذشته میداند و معتقد است از ابتدا نباید سبد انرژی کشور روی منابع آبی و گازی سوار میشد. او دراینرابطه میگوید: «قاعده این است که وقتی میخواهید بخشی از برق کشور را متکی به آب پشت سد کنید، باید بررسیهای تا ۵۰ سال آینده را انجام دهیم. چینیها یک زمانی آمدند تا برای نیروگاه بادی در سیستانوبلوچستان سرمایهگذاری کنند، اطلاعاتی که آن زمان از ما خواستند حتی شامل سابقه سیل و زلزله تا ۵۰ سال گذشته در آن منطقه بود. ما در چند دهه پیش و در سند برق کشور ۱۵ درصد ظرفیت منصوبه برق را از برقابیها دیدیم که جدا از نیروگاههای حرارتی، مستقیماً تولیدشان وابسته به میزان آب پشت سدهاست.» او با بیان اینکه کشور نمیتواند سهم قابلتوجهی از برق را در بهار و مخصوصاً در تابستان آینده از نیروگاههای برقابی داشته باشد، میگوید: «سال پیش رو هم باتوجهبه اینکه وضعیت آب خیلی وخیم است، پیشبینی من این است که در بهترین حالت ما نصف سهم نیروگاههای برقابی را بتوانیم انرژی داشته باشیم.» او معتقد است باتوجهبه وضعیت آبی کشور حجم ناترازی برق در تابستان سال بعد به بالای ۲۴ هزار مگاوات معادل یکسوم نیاز برق کشور میرسد: «ما میگفتیم تابستان آینده احتمالاً بین ۲۰ تا ۲۴ هزار مگاوات کسری خواهیم داشت، حالا که وضعیت آب هم اینگونه شده، این یعنی ناترازی بهسمت عدد ۲۴ هزار مگاوات و یا شاید هم بیشتر میرود که معادل یکسوم برق مصرفی کشور است.»
بهرهبرداری از نیروگاههای برقآبی در شرکت آب و نیرو از سال ۱۳۸۹ آغاز شده است، علیرغم هشدارها نسبت به وضعیت آبی کشور از آن سال هر سال وزارت نیرو سهم بیشتری از سبد انرژی کشور را روی آب سوار کرده است. آبان سال ۱۴۰۲ معاون بهرهبرداری شرکت آب و نیرو اعلام کرده بود که بالغبر ۷۰ درصد از کل ظرفیت برقآبی کشور معادل ۸۸۳۲ مگاوات توسط شرکت آب و نیرو احداث و به بهرهبرداری رسیده است. ۲۸ درصد از ظرفیت کل برقابی کشور روی نیروگاههای کارون۴، گتوند، سیمره، رودبار لرستان، داریان، سردشت، چمشیر و تاریک با ظرفیت سه هزار و ۴۷۰ سوار است. درصد پرشدگی سدهای زنجیره کارون ۱۴ درصد کمتر از سال قبل از پرشدگی به ۶۰ درصد هم نمیرسد سایر سدها چون رودبار لرستان و داریان، سردشت کاهش ذخایر تا ۲۰ درصد را تجربه کردند و با این شرایط میزان تولید برق کشور از نیروگاههای برقابی خصوصاً با از مدار خارجشدن دو نیروگاه زایندهرود و کرج نیز کمتر خواهد شد.
کاشتیم، برداشتیم صادر کردیم، تشنه ماندیم
«غلامرضا نوری قزلجه» گفت: «صادرات کالای کشاورزی باید متناسب با موجودی آن در کشور باشد. البته این اشکالی که الان از منظر صادرکنندگان پیش آمده، به این دلیل است که در سال گذشته بموقع برنامه صادرات اعلام و ابلاغ نشد که ما در چه ماههایی چه محصول و به چه مقداری قابلیت صادرات دارد. به همین دلیل، هم کار ما یک مقدار سخت شد و هم بازرگانان.» وزیر جهادکشاورزی ادامه داد: «هدف اول ما فعلاً تأمین سفره شب عید مردم و سفره ماه مبارک رمضان است. در مورد صادرات چندکالایی که بر آن اعمال محدودیت شد هم هنوز در حال مذاکره با تشکلها هستیم. انشاءلله پس از اطمینان از تأمین بازار داخل و تضمین بازار داخلی روند صادرات هم دوباره برقرار میشود. برای صادرات کالاهایی که در کشور ضروری است، محدودیتهایی وجود دارد که در موعد مقرر و امسال، برای سال بعد اعلام کردیم.» بهگفته او، در ۱۰ ماه امسال تا بهمن، صادراتی محصولات کشاورزی ۳۵ درصد افزایش داشته است. این عدد قابلتوجهی است، یعنی یکسوم تراز منفی بخش کشاورزی را جبران کردیم. همزمان کاهش واردات را هم شاهد بودیم.»
بزرگترین مصرفکننده آب
وزیر جهادکشاورزی هیچ اشارهای به کاهش صادرات یا محدود کردن کشت محصولات کشاورزی باتوجهبه سال آبی سخت پیش رو نکرده است. بهنظر تنها دغدغه متولی بزرگترین مصرفکننده آب کشور تأمین بازار داخل است. این درحالیاست که در فهرست اقلام کشاورزی صادراتی ایران محصولات آببری مانند گوجهفرنگی در صدر جدول صادرات، هندوانه سومین حجم از صادرات، کاهو و خربزه رتبههای ۱۳ و ۱۴ به خود اختصاص دادند و سایر محصولات موجود در این جدول نیز البته در رده محصولات آببر قرار میگیرند. بهنظر جهادکشاورزی هیچ مطالعهای بر صدور آب بهواسطه آب مجازی محصولات کشاورزی ندارد. بااینحال، واقعیت مسیر خودش را طی میکند و به اعداد و ارقام جدول جهادکشاورزی کاری ندارد. براساس اعلام رئیس کمیسیون کشاورزی، آب، منابعطبیعی و محیطزیست مجلس در دیداری که روز پایانی هفته گذشته با وزیر نیرو داشت، کمبارشی ۹۰ درصد دشتهای حاصلخیز کشور را با مشکل مواجه کرده است و ورودی و برداشت آب از چاهها تناسب ندارد.
دشتهای در خطر
بهگفته «محمدجواد عسگری»، این مسئله موجب شده است معضل مربوط به آب شدت یابد و شاهد بروز مشکلات در سفرههای آب زیرزمینی باشیم: «اکنون درباره چاههای کشاورزی وضعیت نگرانکننده است، بالغبر ۹۰ درصد دشتهای حاصلخیز کشور با مشکل روبهرو شده است، چراکه میزان ورودی و استحصال آب با یکدیگر همخوانی ندارد و باید در این زمینه مدیریت و تدبیر لازم صورت گیرد. مجلس شورای اسلامی در بودجه ۱۴۰۴ آنچه لازم بوده و در توان داشته را لحاظ کرده است، اما از طرفی در برنامه هفتم توسعه تا حدودی عقبماندگی داریم. آنچه امروز باید بهطور جدی دیده شود، موضوع ناترازی آب و انرژی است. مجلس و کمیسیون بهمنظور پیشبرد اقدامات و همکاری اعلام آمادگی کرده است. هماکنون ظرفیت، قابلیت و تکنولوژی مربوط به بازچرخانی آب در کشور وجود دارد. امیدواریم این روش توسعه پیدا کند.» در این جلسه وزیر نیرو هم تأکید کرد تأمین آب شرب کشور در اولویت است و برای کشاورزی باید بهسمت کشاورزی گلخانهای و اصلاح الگوی کشت برویم. «عباس علیآبادی» گفت: «تهران تا ۲۰ اسفند ۱۴۰۳ تنها ۱۱ میلیمتر به ثبت رسیده است که کفاف رفع کمآبی کلانشهر تهران را نمیکند. وزارت نیرو با وجود تداوم خشکسالیها و نیز کاهش قابلتوجه بارندگی در کشور بهمنظور تأمین آب مورد نیاز در بخشهای شرب، کشاورزی و صنعت، اقدامات ویژهای را با جدیت در دستورکار خود قرار داده است.» او ادامه داد: «چالش آب سالهاست که تداوم دارد، مشکل آب اصفهان برای اکنون نیست و مسئلهای تاریخی است، اما نکته این است که با تدبیر و پیگیری فراوان، طرحهای توسعهای یکی پس از دیگری در حال اجراست.»
صادرات مجازی
موضوع صادرات محصولات آببر و حتی کشت آن در کشور باتوجهبه شرایط آبی و اقلیمی یکی از مهمترین موضوعات مورد بحث کارشناسان کشاورزی بهعنوان یکی از موانع تحقق کشت پایدار است. اردیبهشت سال ۱۴۰۲ اتاق مرکز مطالعات آب و کشاورزی گزارشی از صادرات آب بهواسطه محصولات کشاورزی منتشر کرد.
طبق این گزارش بررسی آب مجازی محصولات عمده صادراتی نشان میدهد طی سالهای ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۸ صادرات پسته بالاترین آب مجازی را در بین محصولات عمده صادراتی را به خود اختصاص داده است. بهطوریکه بهطور متوسط طی ۹ سال، سالانه ۱۳۸۲ میلیون مترمکعب آب مجازی کشور خارج کرده است. بعد از محصول پسته خرما با سالانه ۸۱۱ میلیون مترمکعب آب، رتبه دوم صادرات آب مجازی طی همین دوره مذکور را دارد. طی دوره مذکور بهطور متوسط سالانه سبزیجات ۲۴۰، سیب ۲۳۰، گوجهفرنگی ۳۰۸، هندوانه و خربزه ۲۳۰، زعفران ۲۱۴، سیبزمینی ۱۷۳، قند و شکر ۱۱۷، حبوبات ۱۰۶، خیار تازه ۹۳، موسیر و پیاز ۵۹، انواع روغن ۴۷، مرکبات ۳۰، انگور خشککرده ۲۰، کیوی تازه ۱۴ و چای شش میلیون مترمکعب آب مجازی صادر کردهاند.
در مقابل طی بررسیهای صورتگرفته و به استناد همین گزارش، طی بازه زمانی ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۸، ذرت بیشترین واردات آب مجازی را به خود اختصاص داده است. بهطوریکه در سال ۱۳۹۰، ۵۴۵۳ میلیون مترمکعب آب مجازی از این محصول به کشور وارد شده است. بعد از ذرت محصول برنج با توسط ۳۲۵۲ میلیون مترمکعب دومین محصول از منظر واردات آب مجازی است. همچین، این گزارش میگوید برای هر واحد آب مجازی صادراتی کیوی تازه با متوسط سالانه ۴.۴ دلار بر مترمکعب بیشترین ارزش صادراتی بهازای هر مترمکعب آب را به خود اختصاص داده است. بعد کیوی زعفران با ۱.۱، پیاز و موسیر با ۱.۴، خیار تازه ۰.۹۳، مرکبات ۰.۹، سیبزمینی ۰.۸۷، انگور خشککرده ۰.۷۷، سیب ۰.۷۵، هندوانه و خربزه ۰.۶، گوجهفرنگی ۰.۴۸، پسته ۰.۶۹ و خرما ۰.۳۴ دلار بر مترمکعب ارزآوری داشته است که احتمالاً با پایین آمدن ارزش ریال و بالا رفتن نرخ ارز در سال ۱۴۰۳ این عدد کاهش نیز داشته است.
