بایگانی

چراغ‌های رابطه تاریک‌اند

۹ روز از حمله اسرائیل به ایران می‌گذرد. اینترنت جهانی کاملاً قطع و راه‌های ارتباطی مردم در سراسر ایران کور شده است. اینترنت داخلی به‌کندی بالا می‌آید و دسترسی به اخبار مختلف دشوار است. ارتباط با منابع خبری و تهیه گزارش برای خبرنگاران با اختلال روبه‌رو شده و به‌جز چند خبرگزاری و روزنامه مشخص باقی رسانه‌ها به‌سختی امکان فعالیت دارند. بسیاری از مشاغل بعد از کرونا به‌شدت به فضای مجازی و استفاده از مرورگرهایی همچون گوگل و… وابسته‌اند و اگر این شرایط ادامه پیدا کند، از حیات خود ساقط می‌شوند. شبکه‌های اجتماعی که خود فضایی برای گفت‌وگو و به مشارکت‌گذاشتن احساسات و نظرات مردم بودند، دیگر در دسترس نیستند. گفته می‌شود این قطعی موقتی است و برای ایجاد امنیت ملی صورت گرفته. تسنیم در خبری آورده، ریزپرنده‌های رژیم اسرائیل اینترنت خود را از سیم‌کارت تأمین می‌کردند. بر فرض درست بودن این گزاره، از سیاستگذاران انتظار می‌رود با درک اهمیت ارتباطات میان شهروندان در دوران جنگ، شرایط استفاده از اینترنت ثابت را فراهم کنند. ماجرا این است که ارتباطات در روزهای جنگ بیش از هر چیزی برای حفظ جان و روان انسان‌ها مهم است. معلوم نیست اگر پیام تخلیه منطقه‌ای داده شود، چند نفر از مردم می‌توانند مطلع‌ می‌شوند و به‌هم اطلاع دهند. ما از چندین میلیون انسان صحبت می‌کنیم که هر کدام داستان‌هایی دارند و در یک جغرافیایی زندگی می‌کنند؛ خانواده‌هایی که هر کدام از اعضایشان در جایی از ایران و جهان‌اند.

به خانواده‌هایی که بیمار دارند، فکر کنید. به بیماران سرطانی که تازه شیمی‌درمانی را شروع کرده‌اند و باید در تهران بمانند. به افرادی که نیاز فوری به عمل جراحی دارند. به خانواده‌هایی که سرپرست‌هایشان روزمزد هستند. به مسافرانی که در شهر گیر افتاده‌اند و… . به دانشجویانی که خارج از کشورند و از خانواده‌ خود میانه جنگ بی‌‌خبرند و… . مردم عدد و رقم نیستند. گوشت و پوست و استخوان‌اند و طیفی از احساسات… . آنها اگر چه در این شرایط به‌شدت مهربانند و در کنار هم، باوجوداین، در شب‌های تاریک همچنان چراغ لازم است و ارتباط ضروری است. سخت است که ملت‌ها باید چشم‌انتظار حاکمانشان برای تصمیم‌گیری باشند، بی‌ اینکه بدانند فردا چه خواهد شد و بی‌خبر از چشم‌انداز پیش‌ رویشان باشند. آنها باید خود را در انتخاب سرنوشتشان سهیم‌ بدانند. واقعیت اما این است که اینجا چراغ‌های رابطه تاریک‌اند و قلب‌ها در انتظار روزنه‌ای که آفتاب ارتباط به آن بتابد.

دیپلماسی در میدان

وزیر امور خارجه ایران طی سخنانی در نشست شورای حقوق بشر در ژنو با بیان اینکه صلح و حاکمیت قانون درنتیجه تهاجم غیرقانونی رژیم اسرائیل به ایران، به‌شدت در معرض تهدید قرار گرفته‌ است، هشدار داد هرگونه توجیهی برای این جنگ ناعادلانه و مجرمانه، به‌معنای مشارکت در آن جنایت است.

سیدعباس عراقچی در سخنرانی خود گفت: من وزیر امور خارجه ایران هستم، کشوری صلح‌دوست که وارث یکی از کهن‌ترین تمدن‌های بشری است و سهم بزرگی در تمدن، فرهنگ و اخلاقیات انسانی داشته است. اکنون این ملت، هدف یک اقدام تجاوزکارانه و شرم‌آور از سوی رژیمی قرار گرفته که طی دو سال گذشته در فلسطین مرتکب نسل‌کشی وحشتناک شده و سرزمین کشورهای همسایه را اشغال کرده است.

براساس گزارش ایرنا، او افزود: من در برابر این نهاد معتبر ایستاده‌ام تا یادآور شوم که هر عضو و ناظر شورای حقوق بشر وظیفه قانونی و اخلاقی دارد که در برابر این بی‌عدالتی بزرگ بایستد. رژیم اسرائیل تجاوزی تحریک‌نشده علیه ایران آغاز کرده که نقض آشکار بند چهارم ماده ۲ منشور سازمان ملل متحد است و چالشی جسورانه علیه تمامی اصول و قواعدی است که این شورا بر آنها بنا شده است. عراقچی افزود: این یک جنگ ناعادلانه است که از بامداد جمعه، ۱۳ ژوئن، به مردم من تحمیل شده است؛ جنگی که در آن اسرائیل مجموعه‌ای از عملیات‌ غیرقانونی و مجرمانه علیه نظامیان غیرمشغول به خدمت، استادان دانشگاه و افراد عادی مرتکب شده است. وزیر خارجه کشورمان بیان داشت: صدها تن از هم‌میهنان من در پی حملات غافلگیرانه و عملیات‌های تروریستی اسرائیل علیه مناطق مسکونی، زیرساخت‌های عمومی، بیمارستان‌ها، مراکز درمانی و حتی وزارت امور خارجه، کشته یا زخمی شده‌اند. او اضافه کرد: تأسیسات صلح‌آمیز هسته‌ای ما نیز هدف حمله قرار گرفته‌اند؛ با وجود اینکه تحت نظارت کامل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی قرار دارند و با اینکه حمله به چنین تأسیساتی طبق حقوق بین‌الملل کاملاً ممنوع است. رئیس دستگاه دیپلماسی ایران گفت: حمله به تأسیسات هسته‌ای، جنایت جنگی بزرگی محسوب می‌شود، به‌ویژه با توجه به خطر فاجعه زیست‌محیطی و سلامت عمومی ناشی از نشت مواد رادیولوژیک. عراقچی گفت: ایران، به‌عنوان یکی از اعضای بنیانگذار نظام سازمان ملل متحد، به‌درستی انتظار دارد که هر یک از شما در کنار عدالت، حاکمیت قانون و اصول بنیادین انسانیت و اخلاق بایستید. ایران تحت تجاوزی بی‌رحمانه قرار گرفته است. این واقعیت روشن نباید اجازه پیدا کند توسط اسرائیل و حامیانش وارونه جلوه داده شود. او اظهار داشت: تجاوز اسرائیل علیه ایران نمی‌تواند و نباید تحت هیچ استاندارد قانونی یا اخلاقی توجیه شود. هرگونه توجیهی برای این جنگ ناعادلانه و مجرمانه، به‌معنای مشارکت در آن جنایت خواهد بود. وزیر امور خارجه با بیان اینکه ایران در برابر تجاوزی وحشیانه، از خود دفاع می‌کند، افزود: ما حق و وظیفه ذاتی داریم که از تمامیت ارضی، حاکمیت ملی و امنیت خود با تمام قدرت دفاع کنیم. این حق، به‌صراحت در ماده ۵۱ منشور ملل متحد به رسمیت شناخته شده است. او گفت: صلح و حاکمیت قانون درنتیجه تهاجم غیرقانونی اسرائیل به ایران، به‌شدت در معرض تهدید قرار گرفته‌اند. اسرائیل در حال ارتکاب جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت است. حقوق بین‌الملل بشردوستانه، که پیش‌تر نیز درنتیجه جنایات بی‌وقفه اسرائیل در فلسطین اشغالی و جاهای دیگر به‌شدت تضعیف شده، اکنون با تهدیدی جدی‌تر مواجه است؛ زیرا اسرائیل به‌شکل فاحش کنوانسیون‌های ژنو سال ۱۹۴۹ را نقض می‌کند. عراقچی تصریح کرد: بگذارید صریح بگویم، اگر قرار است از نظام‌ها و سازوکارهای پرهزینه‌ای که طی هشت دهه گذشته برای حفظ حقوق بشر و کرامت انسانی ایجاد کرده‌ایم، استفاده‌ای شود، اکنون زمان آن است. ما به اقدام نیاز داریم، وگرنه کل نظام حقوق بین‌المللی مبتنی‌بر قانون دچار فرسایش جدی می‌شود. عراقچی گفت: این لحظه‌ای تاریخی برای تمدن بشری است؛ هنگامی که ملتی متمدن تحت جنگی ناعادلانه و تجاوزکارانه قرار گرفته است. جهان، هر دولت، هر نهاد و سازوکاری باید بیدار شود، اقدام کند، متجاوز را متوقف کند، به مصونیت از مجازات پایان دهد و عاملان این جنایات بی‌پایان در منطقه ما را پاسخگو سازد. او افزود: این سخنی است از کسی که تمام عمر خود را وقف گفت‌وگو و دیپلماسی کرده، اما همچنین بازمانده جنگ تحمیلی رژیم صدام است و می‌داند چگونه باید از میهن عزیزش دفاع کند.

حمله به تأسیسات بوشهر عواقب جدی دارد

همچنین «رافائل گروسی»، دبیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، در ژنو گفت هرگونه حمله به سایت هسته‌ای بوشهر منجر به انتشار سطح بالایی از رادیواکتیو می‌شود. او افزود: حمله به تأسیسات بوشهر عواقب جدی دارد؛ زیرا حاوی مواد هسته‌ای است.

به‌گزارش سایت «انتخاب»، دبیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی با تأکید بر اینکه «ما وضعیت تأسیسات هسته‌ای ایران را زیر نظر داریم»، گفت: زیرساخت‌های برق در سایت غنی‌سازی نطنز هدف قرار گرفت. سطح تشعشعات در اطراف نطنز تغییر نکرده و بر مردم یا محیط‌زیست تأثیری نگذاشته است. گروسی درباره تأسیسات اصفهان نیز گفت: در تأسیسات هسته‌ای اصفهان، چهار ساختمان درنتیجه حملات آسیب دیدند.

دبیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در ادامه تأکید کرد «حمله به تأسیسات بوشهر می‌تواند منجر به آسیب‌های زیست‌محیطی شود. وضعیت بوشهر بسیار نگران‌کننده است. حمله به تأسیسات بوشهر عواقب جدی دارد؛ زیرا حاوی مواد هسته‌ای است.»

او همچنین با تأکید بر اینکه «ذخایر اورانیوم ایران همچنان تحت پادمان است»، گفت: از سرگیری بازرسی‌ها در اسرع وقت برای آژانس مهم است و زمانی که شرایط امنیتی اجازه دهد، به کار خود ادامه خواهد داد. تأسیسات و تجهیزات هسته‌ای نباید تحت‌تأثیر جنگ‌ها قرار گیرند.
او بار دیگر تأکید کرد: «آژانس بین‌المللی انرژی اتمی می‌تواند اطمینان حاصل کند که ایران مواد هسته‌ای تولید نمی‌کند.»

به یونسکو و ایکوم درباره آثار تاریخی ایران در جنگ هشدار دادیم

در هر جنگ و بحرانی، گردشگری، صنایع‌دستی و بازارها جزو اولین مواردی است که از کار می‌افتند. اما در همین زمان است که ارزش میراث‌فرهنگی خود را نشان می‌دهد. آنچه حتی در دل جنگ هم باید حفظ شود، میراثی است که شناسنامه و هویت ماست و فراتر از هر چیز دیگر، به همه بشریت تعلق دارد. ما تجربه حفاظت از این میراث را در جنگ ایران و عراق داشتیم. همان روزهای آغاز جنگ، تعدادی از کارشناسان دغدغه‌مند آثار موزه‌های شوش و آبادان را، زیر موشک‌باران، بسته‌بندی و به تهران منتقل کردند. وقتی مسجد جامع اصفهان بمباران شد، این یونسکو بود که پای کار آمد و آن را بازسازی کرد. این یعنی میراث‌فرهنگی، فقط یک مسئولیت داخلی نیست؛ یک مسئولیت جهانی است.

در روزهایی که صحبت از تهدید و جنگ دوباره در گوشه‌وکنار مطرح می‌شود، خبر تعطیلی موزه‌ها تصمیم درستی است. اما آیا این کافی است؟ نه. ما هنوز مخازن امن به‌معنای واقعی نداریم. اشیایی مثل نقش‌برجسته‌های موزه ایران باستان را نمی‌شود جابه‌جا و به مخزن منتقل کرد. باید در جهت حفاظت این آثار روی آنها کیسه شن قرار داد، آنها را با مواد بازدارنده پوشاند تا از لرزش و آسیب محفوظ بمانند. در مورد حفاظت از آثار ما باید سال‌ها پیش در این زمینه سرمایه‌گذاری و ویترین‌هایی ضدزلزله و مقاوم در برابر حرکت طراحی می‌کردیم، اما نکردیم. حالا در این شرایط بحرانی بسیاری از مجموعه‌داران نمی‌دانند آثارشان را کجا ببرند و چگونه حفاظت کنند. این آثار بخشی از میراث‌فرهنگی ما هستند، گرچه در اختیار مردم‌اند. سازمان میراث‌فرهنگی می‌تواند بخشی از فضای انبارهای خود را به‌صورت امانی در اختیار این مجموعه‌ها قرار دهد. بانک‌ها می‌توانند صندوق‌های امن خود را بدون هزینه در اختیار مجموعه‌دارانی که مجموعه‌های نفیس در اختیار قرار دارند، بگذارند. این یک مسئولیت مدنی است.

در شرایط بحرانی موجود یک مسئله حیاتی‌ دیگر که سال‌ها از ان غفلت شده است، تهیه رِدلیست ملی از آثار در معرض خطر است. رِدلیست نباید بعد از فاجعه تهیه شود. باید در زمان صلح، آماده باشد تا اگر خدای نکرده بحرانی پیش آمد، راه را بر غارتگران ببندد؛ همان کاری که برای عراق و افغانستان و کامبوج انجام شد. ما سال‌هاست این را می‌خواهیم، اما هنوز اتفاق نیفتاده است.

درباره حفاظت از آثار تاریخی در شرایط جنگی موجود کمیته ملی ایکوم نامه‌ای برای یونسکو و شورای بین‌المللی موزه‌ها ارسال کرده‌ است. ما در این نامه به این نهادهای بین‌المللی تذکر دادیم که بیش از ۸۰۰ موزه و همه میراث جهانی ایران، از گلستان تا چغازنبیل، باید به‌عنوان نقاط امن فرهنگی شناخته شوند. طبق قوانین یونسکو، این آثار نباید تحت هیچ شرایطی هدف حمله نظامی یا تخریب عمدی قرار بگیرند. کاخ گلستان در تهران میراث جهانی است و باید منطقه امن شمرده شود و تمام سایت‌های تاریخی مهمی که در کشور داریم از جمله چغازنبیل، نقش‌جهان، مسجد‌جامع و غیره همه باید مورد اطمینان و امنیت باشند و ما این پشتیبانی را از مراجع بین‌المللی می‌طلبیم. این آثار فقط متعلق به ایران نیستند. به بشریت تعلق دارند. بعد از ماجرای بامیان در افغانستان، تخریب میراث‌فرهنگی، در ردیف جنایات علیه بشریت طبقه‌بندی شد. هیچ کشوری، هیچ گروهی، هیچ قدرتی، حق ندارد به آنها تعرض کند. این موضوعی است که نه‌فقط کشور متجاوز بلکه همگان باید این را مد نظر قرار دهند.

جنگ‌نامه یک پرستار

هرکس که می‌توانست رفت. دستگاه‌های اجرایی دورکار شدند. نظیر هر بحرانی تنها مشاغل خدماتی هستند که نه‌تنها دورکار که ملزم به حضور در محل کارشان هستند. کادر درمان نیز از این قائده مستثنا نیست. غرض از این یادداشت بیان شکایت از حقوق کم و بدعهدی حاکمیت پس از بحران کرونا با کادر درمان نیست. غرضم نشان دادن برشی از کار در هنگامه جنگ و تجاوز است. شاید جزء معدود پرستارانی باشیم که تجربه احیای قلبی بیمار را حین موشک‌باران داشته باشیم. مادامی که آسمان پایتخت میزبان پرندگانی چون پهپاد و پدافند است، ما کماکان در حال تعویض پانسمان و مراقبت از بیمار هستیم. هرگز فکر نمی‌کردم حین دارودهی به بیماران هم‌زمان نظاره‌گر دود سیاهی باشم که برج میلاد را دربرگرفته است.

در بیمارستان زمان به‌گونه‌ عجیبی می‌گذرد. ماهیت زندگی و مرگ در بیمارستان به‌گونه‌ای است که گویی جنگی رخ نداده و ما مثل همیشه در حال دوندگی برای انجام کار بیماران و تحویل به شیفت بعدی هستیم. شاید در نگاه نخست این حضور همیشگی در صحنه کادردرمان ظالمانه یا حتی ناراحت‌کننده باشد اما بواسطه همین حضور است که زندگی کاری ما در هیچ بحرانی متوقف نمی‌شود. از طرفی با گذشت هفت روز از جنگ و دگرگون شدن زندگی عادی ساکنین این جغرافیا تنها مشاغل خدماتی نظیر کادردرمان هستند که علیرغم شرایط بحران هنوز بخشی از زندگی سابقشان در جریان است و بواسطه این جریان رونده زیست متفاوتی را تجربه ‌می‌کنند. زیستی که در آن دیگرخواهی بر خویش‌خواهی مقدم است. این روزها گاهی کارکنان بخش درمان مجبور می‌شوند خردسال و کودک خود را به بیمارستان بیاورند تا در کنار کارشان، جریان زندگی خانوادگی را متوقف نکنند و سایه امنیت خود را در ناامن‌ترین وضعیت کشور بر سر فرزندانشان داشته باشند. برای مدیریت‌ رفت‌وآمد پرسنل، ساعات شیفت‌‌ها زیاد و دفعات حضور در بیمارستان کم شده‌است. کار کردن طولانی‌مدت در کنار بی‌خبری و بدخبری روح و روان کارکنان را تحت تاثیر قرار‌داده است و علائم خستگی بیش از پیش برچهره‌اشان مشهود است.

تهیه داروهای خاص با سامانه ۱۹۰

اهمیت بیمارستان‌ها در شرایط جنگی، حیاتی و دوچندان است. بیمارستان‌ها در این شرایط، به‌عنوان مراکز اصلی درمان و نجات جان افراد آسیب‌دیده، نقش کلیدی ایفا می‌کنند و تأمین سلامت و بهبودی مجروحان در مناطق جنگی به‌شدت به آنها وابسته است.

۲۳ خرداد، «رضا شروین بدو»، معاون درمان دانشگاه علوم‌پزشکی تهران، درباره آماده‌باش بیمارستان‌های دانشگاه علوم‌پزشکی تهران گفته بود: «بلافاصله بعد از اطلاع از حملات، یک جلسه اضطراری با حضور تمام رؤسای بیمارستان‌ها تشکیل شده و هماهنگی‌های لازم برای خدمت‌رسانی به مردم انجام شده است.»

او از آماده‌باش کامل تمام بیمارستان‌های تحت‌پوشش دانشگاه علوم‌پزشکی تهران خبر داد و اعلام کرد هیچ‌کدام از این بیمارستان‌ها دچار کمبود نیروی انسانی نیستند: «اما اگر اتفاق جدیدی بیفتد، نیاز به حمایت‌های بیشتر وجود دارد.»

۲۶ خرداد هم «سید سجاد رضوی»، معاون درمان وزارت بهداشت، در ابلاغیه‌ای به معاونان درمان دانشگاه‌های علوم‌پزشکی سراسر کشور بر پذیرش بی‌قیدوشرط بیماران و مصدومان در بیمارستان‌ها و همکاری با نیروهای امدادی تأکید کرده بود.

در متن ابلاغیه معاون درمان وزارت بهداشت درباره «پذیرش بی‌قیدوشرط بیماران و مصدومین در بیمارستان‌ها و همکاری با نیروهای امدادی»، فعال‌سازی و استقرار سامانه فرماندهی حادثه در بیمارستان به‌منظور هماهنگی و تدارکات برای اعزام تیم درمانی و ارتباط مؤثر با بخش اورژانس بیمارستان و همچنین، سایر ارگان‌های خارج از بیمارستان، هلال‌احمر نیروهای نظامی و انتظامی به‌منظور کسب و افزایش آمادگی پاسخگویی به بحران فوریت و حوادث محتمل به‌عنوان یکی از موارد ذکر شده است. همچنین، در این بخش «اعلام جانشین عصر و شب در تمامی پست‌های مدیریتی و درمانی برای بالا بردن ظرفیت پاسخگویی اطمینان از عملکرد زیرساخت‌های تجهیزاتی بیمارستان» به‌عنوان یکی از موارد عنوان شده است.

در این ابلاغیه «تأمین زیرساخت‌های لازم جهت دفع صحیح پسماندهای بیمارستانی متناسب با نوع بحران و تهدیدات احتمالی» به‌عنوان یکی دیگر از موارد پیش‌بینی‌شده آمده است.

«رایگان‌کردن تمامی هزینه‌های تشخیصی درمانی مصدومین تجاوز رژیم صهیونیستی در مراجعه به تمامی مراکز بیمارستانی دانشگاهی با همکاری سازمان‌های بیمه‌گر پایه» مورد دیگری است که به آن اشاره کرده‌اند.

همچنین گفته شده است در این شرایط، بیمارستان‌ها باید محل‌های جایگزین احتمالی برای پیش‌ورودی بخش اورژانس به‌منظور تریاژ بیماران در زمان مواجهه با انبوه مراجعین در نظر بگیرند.

در این ابلاغیه تأکید شده است انتظار می‌رود هیچ فعالیت ضروری کاهش پیدا نکند و فعالیت‌ها به‌نحوی تعدیل شوند که اولویت با «بیماران مصدوم» باشد. همچنین، تخت‌های عادی و ICU به‌نحوی مدیریت شوند که برای بستری بیماران مصدوم مشکلی ایجاد نشود.

 

سامانه ۱۹۰ برای پیداکردن دارو

در شرایط جنگی، پیداکردن دارو یکی از دغدغه‌های مهم افراد و به‌ویژه بیماران خاص است. سامانه ۱۹۰ وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی علاوه‌بر اینکه مرکزی برای پاسخگویی و رسیدگی به شکایات از این وزارتخانه است و به پرسش‌های مردم در حوزه‌های مختلف بهداشتی، درمانی و دارویی پاسخ می‌دهد، در زمینه دارویی هم فعال است.

عدد شماره ۳ یکی از مهمترین بخش‌های سامانه ۱۹۰ وزارت بهداشت به‌عنوان بخش دارویی آن است. درصورت تماس با این بخش سه گزینه پیش روی تماس‌گیرنده است؛ به‌منظور دریافت راهنمایی برای پیدا کردن داروهای کمیاب عدد ۱، مشاوره دارویی عدد ۲ و ثبت شکایت از داروخانه‌ها اعم از گرانفروشی یا فروش داروی اشتباه عدد ۳ شماره‌گیری می‌شود.

«حسین کرمان‌پور»، رئیس مرکز روابط‌عمومی وزارت بهداشت، به «پیام ما» می‌گوید مردم در این شرایط می‌توانند برای یافتن دارو با این سامانه تماس بگیرند.

او تأکید می‌کند مردم برای یافتن داروهای خاص نیز می‌توانند با این سامانه تماس بگیرند و بعد از پیگیری، به آنها پاسخ داده می‌شود.

 

ایجاد یک وضعیت رفاهی برای کادر درمان

«نیروهای درمانی با صحنه‌های دلخراش و مجروحانی مواجه هستند که نیازمند همراهی روانی‌اند.» این جمله را کرمان‌پور روز پنجشنبه، ۲۹ خرداد، گفته بود.

او دراین‌باره به خبرنگار ما می‌گوید اخیراً دستورالعملی به بیمارستان‌ها درباره افرادی که در بیمارستان‌ها خدمت می‌کنند و به‌ویژه در شهرهایی مانند تهران هستند که مورد هدف قرار گرفته‌اند، داده شده: «به این معنا که شرایط رفاهی فراهم شود تا افرادی که نگران خانواده‌هایشان هستند، بتوانند خانواده‌هایشان را کنار خود بیاورند. بیمارستان‌هایی که توانایی انجام این کار را دارند، در حال انجام‌دادن تدابیری هستند تا این دغدغه کادر درمان برطرف شود.»

او می‌گوید در حال حاضر مشکل ویژه‌ای در حوزه سلامت وجود ندارد: «حتی کمبودهایی هم که بود، رفع شده است. مازاد بر این، بسیاری از داوطلبان اعلام آمادگی کرده‌اند که درصورتی‌که کادر سلامت ما دچار خستگی شد، جایگزین کنیم.»

به‌گفته کرمان‌پور، پزشکانی در خارج از کشور هم اعلام آمادگی کرده‌اند که اگر شرایط را مهیا کنیم، آماده خدمت در هر نقطه‌ای هستند. اقدامی که به‌اعتقاد او  بسیار حائز اهمیت و مثال‌زدنی است: «حتی در دوره همه‌گیری کرونا هم چنین اتفاقی را ندیده بودم.»

برای کودکان در زهدان

قرار نبود این‌طور باشد. قرار نبود وقتی مادرم من را در زهدان حمل می‌کرد، موشک بر سر آسمان کشور ببارد و وقتی من هم تو را در رحمم همراه دارم، موشک ببارد. اما قسمت این‌طور بود و چرخ‌ گردون برای من و مادرم یک‌جور چرخید. من وارث سرنوشت مادر شدم به وقت نخستین تجربه مادری. شبیه من، مادران زیادی هستند که در میانه سال‌های جنگ به دنیا آمده‌اند و حالا دارند از جنین‌های کوچکی در شکم پاسداری می‌کنند تا شاید پیش از دنیا آمدن فرزندانشان، روزهای صلح فرابرسد. من تو را جایی درون خودم نگه‌داشته‌ام و تمام تلاشم این است که تو ندانی این بیرون، زندگی چگونه با ترس و دلهره در جریان است. اینکه ندانی شبی از شب‌ها، چطور موشک متجاوزان آسمان ما را مکدر کرد. آسمانی که دوست داشتم وقتی به دنیا آمدی، تک‌تک ستاره‌هایش را نشانت بدهم و قشنگی مهتاب را در نی‌نی چشم‌هایت تماشا کنم. دوست ندارم بدانی که ما برای حفظ جان تو و ترس از دست دادنت، پیش از آنکه به‌دنیا بیایی، وسایلمان را جمع کردیم، خانه را گذاشتیم و از تهران خارج شدیم. خیلی چیزهای دیگر هم هست که دوست ندارم از این روزها بدانی. تصاویر خانه‌های سوخته، خیابان‌های پر از دود، چهره عبوس آدم‌ها، تهران آرام و بدون ازدحام جمعیت. وقتی به ‌دنیا بیایی و بزرگ شوی، جایی از درس‌های تاریخ می‌خوانی که ما این روزها کودکان زیادی از دست داده‌ایم. کودکانی که به هر مسلکی هم باشی، می‌دانی نباید در میانه کودکی شهید می‌شدند. کودکانی که قرار بود نسل فردا باشند مانند تو، اما حتی بازی‌هایشان به فردا هم نرسید. اما چیزهای دیگری هم خواهی دید. خواهی دید که به‌رغم تلاشی که مزدوران کرده‌اند، زیبایی‌های ایران ازبین‌رفتنی نیست. خزر، البرز و زاگرس، خلیج‌فارس، الوند و اروند، سهند و سبلان، کارون زیبا و ارس خروشان را کسی نمی‌تواند با بمب و موشک از بین ببرد. دماوند به بلندای تاریخ این سرزمین ایستاده است و خوی ما مردمان نیز به همین طبیعت ایستا می‌ماند. روزی که دیر نیست، تمام این زیبایی را به تو نشان خواهم داد. روزی که جنگ تمام شده است و روزهای صلح پایدار برای ایران از راه برسد. از ایران می‌پرسی؟ ایران سرزمین مادری و پدری توست؛ سرزمین تو، جایی که در آن بالنده می‌شوی‌، شاهد تمام لحظه‌های زیستت. جنگ تمام می‌شود. من و تمام مادرانی که حالا کوچک زیبایی در زهدان دارند، قول می‌دهیم تمام زیبایی‌ها و شکوه این سرزمین را نشانتان خواهیم داد. شما تمام این ویرانی را خواهید ساخت حتی بهتر و زیباتر از گذشته.

 

به‌خاطر یک پرنده، برمی‌گردم

در آسمان تهران پرنده پر نمی‌زند، مگر وقت انفجار. آن‌وقت، گنجشک‌ها، کلاغ‌ها، یاکریم‌ها و کبوترها، ترسیده به هوا می‌پرند، لحظه‌ای قاب چشم را پر می‌کنند و دوباره گم می‌شوند. درعوض، سفیر پرنده‌های آهنی بی‌رحمانه قلب آسمان را می‌شکافد. روی زمین مردم با همان ترس، خانه‌ را ترک می‌کنند. جنگ به هفته دوم رسیده است و بسیاری، از بیم آتش اسرائیل، زخم‌خورده و حیران به‌اجبار از خانه‌هایشان رفته‌اند؛ خانه‌هایی که اکنون فقط تکه‌ای از آن را در آغوش دارند: گربه، پرنده یا سگ؛ یادگارهایی از زندگی پیش از جنگ؛ بازمانده‌هایی از گذشته و خانه.

با اوج گرفتن انفجارها در نارمک، «مجید» وسایلش را جمع کرد و همراه همسرش به گلپایگان پناه برد. اما اکنون ناچار است ۳۷۰ کیلومتر راه را تا تهران برود و زود برگردد؛ فقط به‌خاطر یک طوطی.

«وقتی هشدار دادند تهران باید تخلیه شود، با دستپاچگی از خانه رفتیم و پرنده‌مان را نبردیم. با خودمان گفتیم دوروزه برمی‌گردیم. قبلاً هم پیش آمده بود که به‌اندازه دو روز برای «مومو» آب‌ودانه بگذاریم و برویم. اما بیشتر از دو روز طول کشیده و نگرانیم.» مجید می‌گوید طوطی‌شان پیش از هر انفجار فریاد می‌زد و سروصدا می‌کرد؛ انگار صداها را زودتر می‌شنید. حالا انگار چیزی را گم کرده‌اند. «بلاتکلیف و کلافه‌ایم. از این جنگ غم‌زده‌ایم. از اینکه خانه و زندگی‌مان را رها کرده‌ایم و رفته‌ایم حالمان بد است. آمده‌ایم یک جای دور که در امنیت باشیم. دست‌کم اینجا صدای انفجاری نیست که توی دلمان را خالی کند، هرچند از هیچ‌چیز نمی‌توان مطمئن بود. چه می‌دانستیم اوضاع این‌طور می‌شود. حالا چاره‌ای نیست، باید برگردم.»

«امیر» و «شکوفه» هم همین‌طور فکر می‌کردند که مینا را با خودشان نبردند.

«به خودم بدوبیراه می‌گفتم که اصلاً چرا نیاوردمش. فکر می‌کردیم به‌زودی به خانه برمی‌گردیم، اما نشد.» در بحبوبه آتش و انفجار در تهران، وقتی مشغول بستن بار سفر اجباری‌شان بودند، مرغ مینا در خانه جا ماند. «میان ماندن ‌و رفتن در تردید بودیم. فکر کردیم مینا را آزاد کنیم، ولی ترسیدیم که دوام نیاورد. ناگهان شرایط اضطراری شد و رفتیم.» آنها بدون بنزین در حاشیه تهران گیر افتادند. به‌سختی تاکسی اینترنتی پیدا کردند و با هزینه‌ای گزاف کلید خانه را به دست یکی از آشناها رساندند تا مرغ مینا را با خودش بیاورد. بعد، با مینا، به راه کوچ اجباری رفتند.

با آغاز حمله رژیم اسرائیل، رفتن از خانه برای آنها که صاحب حیوان خانگی هستند، آسان نبود. برای بعضی رفتن با حیواناتشان کار سختی بود، برای بعضی ماندن با آنها.

گره کار «راضیه» این بود که نمی‌توانست سه گربه‌اش را به خانه مادری‌اش در کرج ببرد. «مادرم چندان از گربه‌ها خوشش نمی‌آید. می‌ترسد. اما وقتی اطراف خانه‌مان در تهران، درگیری بالا گرفت، گربه‌ها را برداشتم و رفتم. آنجا ناچار بودم سه گربه را در یک اتاق نگه دارم. خیلی سخت گذشت. مشکل دیگرم این بود که کرج هم به‌اندازه خانه، پر از صدای انفجار بود و هنوز احساس خطر می‌کردم.» شدنی نبود و او با گربه‌هایش به خانه برگشت.

وقتی انفجارها در شب دوم جنگ به اوج رسیده بود، «ستاره» به‌سختی توانست جایی برای رفتن پیدا کند، چون یک گربه همراهش داشت. «مثل همیشه دنبال تاکسی‌های اینترنتی گشتم، اما پاسخی نگرفتم. اوضاع عادی نبود. به این و آن سپردم و دست آخر به گروهی تلگرامی رسیدم که در آن همه برای کمک به هم بسیج شده بودند.» گروهی راه افتاده بود تا مردم به مقصدهای خود در شهرهای مختلف برسند؛ تصویر دیگری از همدلی در روزهای جنگ. «فقط می‌خواستم گربه‌ام را که ترسیده بود، به آشنایی بسپارم. یک ساعت هم طول نکشید که کسی را پیدا کردم. گفتم یک گربه دارم و قبول کرد. کارت شناسایی را به هم نشان دادیم و فردا صبح راهی شدیم. راننده آدم خوبی بود، برایش مهم بود که از همه ظرفیت ماشینش برای کمک به دیگران استفاده کند.» او با راننده و سه دانشجوی دیگر راهی بابل شد. «همه ما از شرایط ترسیده بودیم، اما در طول مسیر فضایی صمیمی شکل گرفت که پر از اشتراک و همدلی بود. همه نگرانی مشترک داشتیم و آینده برایمان نامعلوم بود.»

«مرتضی» شهروند دیگری است که همراه گربه‌اش در خانه مانده است. او می‌گوید حیوانات هم از صداهای بلند، جابه‌جایی ناگهانی و اضطراب اطرافیان می‌ترسند و «چیزی که دردناک است این است که ترس آنها، انگار آیینه و تصویر ترس خود ماست». کسی نمی‌داند جنگ کی به آخر می‌رسد یا اینکه فردا کدام خانه‌ها خالی می‌شوند. رفتن بدون پرنده شاید راحت‌تر باشد و سفر بدون گربه بی‌دردسرتر، اما از نگاه کسانی مثل مرتضی، در روزهایی که جنگ با مرگ و ویرانی خود را نمایش می‌دهد، دستی که ظرف آب پرنده را پر می‌کند یا گربه‌ای را بغل می‌زند، یادآور «زندگی» است.

از جان‌ انسان‌ها و میراث‌فرهنگی دفاع کنیم

«مهدی حجت» در روزهای آغاز جنگ ایران و عراق مسئول معاونت حفظ و احیای میراث‌فرهنگی در وزارت فرهنگ و آموزش عالی بود و در سال ۱۳۶۴ پیشنهاد تأسیس سازمانی مستقل به‌نام میراث‌فرهنگی را داد و این سازمان با موافقت مجلس در میانه جنگ تأسیس شد. او امروز ریاست ایکوموس ایران را نیز برعهده دارد و معتقد است وزارت میراث‌فرهنگی باید در شرایط موجود با تمام توان از مواریث فرهنگی کشور دفاع و حفاظت کند. همان‌طورکه جان انسان‌ها ارزشمند است، این میراث هم ارزشمند است و باید از آن حفاظت کرد.

ساخت مخزن بتنی برای اشیای موزه‌ای
روایت مهدی حجت از اتفاقاتی که در هشت سال جنگ ایران و عراق برای آثار تاریخی افتاد، با این جمله آغاز می‌شود: «در جریان جنگ هشت‌ساله، تجهیزات و ابزارهای جنگی بسیار متفاوت از آن چیزی بود که امروز در اختیار نیروهای متخاصم قرار دارد. در آن زمان، بیشتر جنگ با سلاح‌هایی مانند خمپاره و در مقیاس‌های محدودتر، موشک‌هایی انجام می‌شد که عمدتاً توسط عراق علیه ایران به‌کار می‌رفت، به همین دلیل، آسیب‌ها اغلب سطحی بودند و تخریب عمیق گسترده‌ای صورت نمی‌گرفت. امروز اما تجهیزات جنگی تغییر کرده و پیشرفته‌تر است و دامنه تخریب آن هم به‌مراتب بیشتر.» منطقه اصلی درگیری اما منطقه‌ای باستانی و مهم بود: «خوزستان» حجت در این رابطه می‌گوید: «نکته بسیار مهم این است که خوزستان، به‌عنوان یکی از مراکز اصلی جنگ، مملو از محوطه‌های باستانی و آثار تاریخی ارزشمند بود که در معرض خطر جدی قرار داشتند. در آن مقطع، میزان آگاهی عمومی و حتی آگاهی مسئولان از اهمیت و چگونگی حفاظت از این آثار، بسیار محدود بود و هنوز آمادگی لازم برای محافظت از این میراث فراهم نشده بود.» تهران که آماج حملات عراق شد و موشکی در میدان ارگ و کنار کاخ گلستان به زمین نشست، موضوع میراث‌فرهنگی در سطوح بالای مدیریتی با جدیت بیشتری دنبال شد: «شلیک موشکی به موزه شوش و آبادان منجر به تخریب بخشی از آثار شد. با پیشروی جنگ و شدت پیدا کردن حملات، به‌تدریج اقدامات پیشگیرانه‌ای برای جلوگیری از آسیب‌ها اتخاذ شد. یکی از مهمترین این اقدامات، پس از برخورد یک موشک در نزدیکی میدان ارگ و کاخ گلستان بود. با توجه به آثار بسیار ارزشمندی که در این مجموعه نگهداری می‌شد، تصمیم گرفتیم راهکاری برای حفاظت از آنها پیدا کنیم. به‌ویژه اینکه از اواسط جنگ، عراق به موشک‌های دومرحله‌ای مجهز شده بود که ابتدا در نقطه اول منفجر می‌شدند و پس از نفوذ به سازه‌ مجدداً انفجار رخ می‌داد و تخریبی عمیق به‌جا می‌گذاشت. این موضوع نگرانی‌های ما را دوچندان کرد. در آن زمان، دولت با پیشنهاد ما موافقت کرد و ما با تلاش بسیار همکاران، اقدام به ساخت یک گنجینه امن در یکی از بناهای تاریخی کردیم. این گنجینه شامل دو مخزن بتنی بزرگ تودرتو بود؛ مخزن اول نقش دفع‌کننده موج انفجار اولیه را داشت و مخزن دوم، انفجار ثانویه را مهار می‌کرد. همکاران و دوستان من در آن دوران، با زحمات فراوان مجموعه گسترده‌ای از اشیای ارزشمند را گردآوری، بسته‌بندی و به این مخزن منتقل کردند.» اما حفظ آثار منتظر ساخت این مخزن نمانده بود. به‌گفته حجت، در یکی از مجموعه‌های تاریخی بزرگ آب‌انباری قدیمی وجود داشت که بلااستفاده اما امن بود: «این آب‌انبار به‌عنوان محل نگهداری موقت آثار انتخاب شد. همکاران من ابتدا اشیا را در جعبه‌های یونولیتی که در برابر آب و رطوبت نفوذناپذیر بودند، قرار دادند و به‌طور کامل بسته‌بندی کردند و در عمق آب‌انبار گذاشتند تا زمانی که انبار بتنی آماده شود و اشیا به آن منتقل شوند. مخزن بتنی که ساخته شد، به‌قدری وسیع بود که هم به سالن‌های بیرونی مجموعه دسترسی داشت و هم امکان ورود کامیون برای جابه‌جایی اشیا در آن فراهم بود. خوشبختانه در روزهای اخیر هم مطلع شده‌ام که موزه‌ها تا حد زیادی اقدام به انتقال اشیا خود به مخازن امن کرده‌اند و این گام بسیار مؤثری در این شرایط است.»

کنوانسیون‌های بین‌المللی در جنگ
ایران و عراق هر دو به کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه -حمایت از اموال فرهنگی درصورت بروز مخاصمه مسلحانه- متعهد بودند، اما در زمان جنگ عراق به این کنوانسیون متعهد نماند و چند اثر تاریخی ایران را هدف موشک قرار داد، موضوعی که منجر به واکنش‌های بین‌المللی شد. حجت آن روزها در یکی از اجلاس یونسکو در پاریس به این اقدام عراق اعتراض کرد. او می‌گوید: «موضوع مهم دیگری که باید اشاره کنم، مسئله کنوانسیون حفاظت از آثار در زمان جنگ است. طبق این کنوانسیون، کشورهای درگیر موظف‌اند نشانه‌های خاصی روی موزه‌ها و محوطه‌های تاریخی خود نصب کنند تا طرف مقابل متوجه شود این اماکن فرهنگی‌اند و از هدف قرار دادن آنها خودداری کند. در کنفرانس یونسکو در پاریس، از من پرسیده شد که آیا ایران این علائم را برای شناسایی آثار تاریخی خود نصب کرده است؟ پاسخ من منفی بود. توضیح دادم که عمداً از این کار خودداری کرده‌ایم، زیرا در شرایط جنگی ما، این علامت‌گذاری‌ها می‌توانست موجب جلب توجه دشمن و هدف‌گیری مستقیم این آثار شود. این پاسخ برای بسیاری از حاضران تعجب‌برانگیز بود. آنها تصور نمی‌کردند عراق تا این اندازه قساوت داشته باشد. اما تمام جهانیان دیدند که موزه شوش، مسجد جامع اصفهان، موزه آبادان و برخی سایت‌های دیگر آسیب دیدند و چغازنبیل هم در معرض تهدید قرار گرفت. البته نیروهای نظامی ما نیز، به‌دلیل ضرورت‌های نظامی و استقرار در مناطق حساس، گاه ناخواسته به برخی آثار آسیب رساندند که این مسئله در آن شرایط اجتناب‌ناپذیر بود.»

آثار فرهنگی و تاریخی در تمامی جنگ‌ها در معرض خطرند
حجت به اظهارات ترامپ در سال ۹۸ اشاره می‌کند که گفته بود ۵۲ مرکز فرهنگی ایران را هدف قرار خواهد داد و این اظهاراتش با واکنش گسترده بین‌المللی روبه‌رو شد: «این ادعا با واکنش تند و گسترده جامعه جهانی مواجه شد و ایکوموس آمریکا نیز در نامه‌ای که برای ایکوموس ایران نوشت، از طرف خود و جامعه فرهنگی‌ آمریکا از ملت ایران عذرخواهی کرد و اظهارات رئیس‌جمهورشان را غیرقابل‌قبول و مغایر با قوانین بین‌المللی دانست. درنهایت، این موضوع فراموش شد. اما درعین‌حال واقعیت این است که آثار فرهنگی و تاریخی در تمامی جنگ‌ها در معرض خطر قرار دارند و راه‌حل قطعی برای حفاظت کامل از آنها وجود ندارد. در جنگ جهانی دوم نیز فرانسوی‌ها و آلمانی‌ها بسیاری از آثار خود را در غارها و کوه‌ها پنهان و آنها را کدگذاری کردند تا از خطر بمباران در امان بمانند. خوشبختانه تا امروز میراث ما از تخریب گسترده در امان مانده است و امیدوارم این روند حفظ شود. اما همان‌طورکه در جهان امروز، همه از جنایاتی که اسرائیل در غزه مرتکب شده، آگاهند -از جمله نابودی کامل مجموعه‌های تاریخی این منطقه؛ اگر دشمنی بخواهد به سایت‌های تاریخی ما تعرض کند، چیزی جز رسوایی، پستی و اثبات صبوعیت آن باقی نخواهد ماند.»
پایه‌گذار سازمان میراث‌فرهنگی معتقد است ما در جنگ عزیزانی را از دست داده‌ایم و اگر بنا باشد از کشور دفاع کنیم، میراث‌فرهنگی نیز بخشی از آن سرمایه‌های ملی است که باید مورد دفاع و حفاظت قرار گیرد. او که چهار دهه از زندگی خود را حوزه میراث‌فرهنگی سپری کرده، بر این باور است که باید تمام توان‌ خود را، شبانه‌روز، به‌کار بگیریم تا خسارات به حداقل برسد و بتوانیم هم از جان انسان‌ها و هم از میراث ارزشمند فرهنگی‌مان به بهترین نحو دفاع کنیم.

اول ماسک اکسیژن خودتان را بگذارید

خوب است بدانیم در شرایط جنگی، آسیب‌های سخت و جدی، تنها از سمت گلوله‌ها و انفجارها نمی‌آیند. تجربه هیجانات شدید مثل اضطراب، بی‌قراری، ناامیدی وحتی بی‌حسی روانی، نه‌فقط می‌توانند روند طبیعی زندگی را به‌شدت تحت‌تأثیر قرار دهند، که حتی می‌توانند آن را مختل کنند. بنابراین، روان ما هم درست مانند بدنِ ما، نیازمند مراقبت و آمادگی‌ست؛ به‌ویژه برای کسانی که مداوماً در معرض اخبار جنگ و تهدید قرار دارند.
قبل از آنکه به نکات مهم برای مراقبت از سلامت روان در این شرایط بپردازم، لازم می‌دانم ابتدا شما را به‌طور مختصر با شیوه‌ مواجهه‌ مغز با خطر آشنا کنم.
وقتی مغز با شوک روانی ناگهانی مواجه می‌شود، سیستم لیمبیک یا سیستم عصبی خودکار (Autonomic Nervous System) وارد وضعیت اضطراری می‌شود. در این حالت، افراد ممکن است به‌عنوان یک مکانیزم دفاعی فوری به یکی از روش‌های زیر واکنش نشان دهند:
۱. جنگیدن (Fight)
۲. فرار کردن (Flight)
۳. یخ‌زدن (Freeze)
در واکنش Freeze (یخ‌زدگی یا فلج موقتی روان)، سیستم لیمبیک مغز به‌طور موقت احساسات را خاموش می‌کند تا از شوک بیشتر جلوگیری کند و مغز بتواند به ارزیابی خطر و بقا اولویت بدهد.
پس در شرایطی مانند جنگ یا هر خطر دیگری، همه افراد به یک شکل واکنش نشان نمی‌دهند. برخی دچار حملات پانیک و اضطراب و بیقراری می‌شوند، برخی گریه می‌کنند، برخی پرخاشگری می‌کنند و برخی دیگر فقط بی‌حس (Emotional Numbness) می‌شوند؛ انگار نه می‌ترسند، نه غمگین‌اند، فقط در سکوتی درونی فرومی‌روند. این بی‌حسی روانی، برخلاف ظاهرش، نشانه‌ بی‌تفاوتی نیست. مغز انسان در برابر شوک ناگهانی، برای محافظت از خود، ممکن است موقتاً احساسات را خاموش کند. این واکنش، راهی برای جلوگیری از فروپاشی روانی است. پس اگر در روزهای نخست بحران چیزی حس نمی‌کنید یا حتی از نداشتن احساس تعجب کرده‌اید، این خود نشانه‌ای از عملکرد طبیعی ذهن در مواجهه با خطر است، نه نشانه‌ای از ضعف یا ناهنجاری.
دانستن این نکات جدای از اینکه به شما کمک می‌کند بتوانید خودتان را بهتر درک کنید و با خودتان همدلی کنید، شما را قادر می‌سازد بتوانید دیگران را هم درک کنید.
در این شرایط سخت از هم حمایت کنید، یکدیگر را بابت شیوه‌ای که به جنگ واکنش نشان می‌دهند، سرزنش یا تحقیر نکنید و اجازه دهید هر کس به شیوه خودش با این شوک و تهدید کنار بیاید.
طبیعی است در این شرایط که مغز از حالت شناختی وارد حالت هیجانی و بقا شده است، ورود به بحث‌های عقیدتی و سیاسی و ایدئولوژیکی، مذهبی و معنوی نه‌تنها فایده‌ای برای هیچکدام‌مان ندارد بلکه باعث می‌شود زنجیره حمایتی و همدلی و اتصالی را که اتفاقاً در این شرایط، کمک‌کننده و تسکین‌بخش است، از دست بدهیم. قطعاً عبور از طوفانی چنین سهمگین در تنهایی، بسیار دشوارتر از اتصال و همراهی با جمع است.

برای مراقبت از سلامت روانتان به نکات زیر توجه کنید:
۱. هر احساسی که دارید معتبر است، آن را سرکوب نکنید.
ترس، خشم یا بی‌حسی واکنشی زیستی به خطر است و بدن ما برای بقا آن را تولید می‌کند. انکار یا سرزنش خود به‌خاطر داشتن این احساسات، تنها بر فشار روانی شما می‌افزاید. به‌جای تلاش برای سرکوب آنها، بهتر است با آنها بنشینیم، یعنی به آنها اعتبار و مجوز بودن بدهیم. نام گذاشتن روی هیجان، آن را معتبر می‌کند. این کار ساده، از دیدگاه روانشناسی تروما، شروع رسیدن به آرامش و بازیابی‌ قدرت شناختی ماست.
۲. با بدنتان ارتباط بگیرید؛ تا ذهن‌تان را رها کنید!
هنگام اضطراب، مغز در حالت «بقا» گیر می‌کند (amygdala hijack). برای رهایی از این حالت از تکنیک‌های زیر استفاده کنید:
تنفس عمیق شکمی، حرکت‌های بدنی و حتی لمس زمین با کف پا، مالیدن کف دست‌ها به یکدیگر، لمس و آرام فشردن عضلات بازو و ران، زیر لب زمزمه کردن آواز، با این کارها به بدن و ذهنتان پیام بازگشت به ایمنی و آرامش می‌دهید. به‌سادگی حتی سه تا پنج نفس عمیق شکمی و آگاهانه، می‌تواند تنظیم‌گر سیستم عصبی شما باشد.
۳.دنبال کردن اخبار را محدود و مدیریت کنید، بلعیدن مداوم آنها سمی است!
قرار گرفتن در معرض اخبار پی‌درپی از منابع متعدد و احتمالاً نامعتبر، باعث ایجاد اضطراب تجمعی و احساس بی‌قدرتی در شما می‌شود.
مطالعات نشان داده‌اند پیگیری افراطی اخبار جنگ و فاجعه، با اختلال اضطرابی ثانویه (vicarious trauma) مرتبط است.
پس دنبال کردن اخبار هر سه تا چهار ساعت یک‌بار و آن‌هم از یک منبع معتبر و بدون پروپاگاندای کاذب و درگیر هیجان‌زدگی کافی‌ست.
۴. کودکان را به حال خودشان رها نکنید؛ برایشان در دسترس، پاسخگو و پناه امن باشید!
کودکان حتی زمانی که مستقیم چیزی نمی‌شنوند، اضطراب بزرگترها را با تمام وجود حس می‌کنند.
بچه‌ها لازم نیست دروغ بشنوند، ولی لازم هم نیست درگیر همه‌ واقعیت‌های تلخ بشوند. می‌توانید به آنها بگویید: «گاهی بین کشورها مشکل پیش می‌آید و گاهی آدم‌ها با هم دعوا می‌کنند. بعضی‌ها دارند سعی می‌کنند کار را درست کنند. وظیفه‌ ما این است که باهم باشیم، و تو الان در امانی.»
در پاسخ به سؤال‌های کودک، صادقانه اما ساده و کوتاه و با حذف جزئیات بگویید: «بله، بعضی چیزها در دنیا اتفاق می‌افتد که ترسناک است، ولی ما مراقب تو هستیم.»
به‌جای سخنرانی، بپرسید: «چه چیزهایی شنیدی؟»، «فکر می‌کنی چه شده؟» و «بیشتر نگران چه هستی؟»
احساسات کودک را تأیید کنید، از ترس آنها نترسید و برای آرام‌کردنشان عجله نکنید و نگویید: «نترس!»، بگویید: «می‌فهمم که ترسیدی. افراد بسیاری همین حس را دارند. من مراقب و کنارت هستم.»

روتین‌ها (برنامه‌ روزانه) را حفظ کنید
حتی اگر شرایط تغییر کرده، باید تا جای ممکن روتین زندگی مثل غذا، خواب، بازی و داستان‌خوانی قبل خواب را حفظ کنید. ثبات و نظم به ایجاد امنیت روانی کمک می‌کند. برای تخلیه‌ هیجانات نقاشی کردن، قصه ساختن، بازی‌ و تحرک بدنی کمک می‌کنند که ترس به‌شکلی سالم تخلیه شود. مثلاً پیشنهاد دهید ما می‌توانیم ترست را نقاشی کنیم یا از کودک بپرسیم اگر تو یک نینجا یا سوپرمن بودی چه‌کار می‌کردی؟ حضور، آغوش باز و در دسترس بودن شما و ارتباط جسمی با شما، بسیار بیشتر از اطلاعاتی که می‌دهید، امنیت ایجاد می‌کنند.
۵. شما هم یک انسان هستید، مراقب کودک ترسیده‌ و تحت فشار درون خودتان هم باشید!
مطالب زیادی درباره مراقبت از کودکان در شرایط جنگی منتشر شده است و در بخش قبلی من هم مطالبی را ذکر کردم. اما دقت کنید همان‌قدرکه مراقبت از کودکانمان مهم است، مراقبت و توجه به کودک ترسیده‌ درون خودمان (هیجانات) هم اهمیت زیادی دارد! همان‌طورکه در هواپیما و در مواقع سقوط لازمه است اول ماسک اکسیژن خودتان را بگذارید و بعد ماسک کودکتان را، در شرایط حاضر هم لازم است که مراقب اضطراب و خشم یا ترسِ بحق خودتان هم باشید. پس اگر جلوی فرزندتان از ترس از جا پریدید یا گریه کردید، لطفاً عذاب وجدان نگیرید. شما هم انسان هستید و طبیعی است که هیجانات مختلفی را در این شرایط تجربه کنید.
۶. گفت‌وگو، پادزهر اضطراب است.
با کسی حرف بزنید. حتی گفتن یا شنیدن یک جمله ساده مثل «من کنارت هستم» یا «من هم نگران هستم»، کافی‌ست تا سیستم عصبی ما را از وضعیت خطر، به‌سمت پیوند انسانی (connection) حرکت دهد. این مکانیسم در مغز با ترشح اکسی‌توسین همراه است و اثری آرام‌بخش دارد.
۷. «کوله‌ اضطراری برای روان» داشته باشید.
همان‌طورکه کوله‌ای برای شرایط بحرانی آماده می‌کنیم، داشتن چند ابزار ذهنی برای آرام‌سازی ذهن و روان هم ضروری است. ابزاری مثل:
– تنفس عمیق شکمی آگاهانه.
– تمرین پنج حس که شما را به لحظه‌ حال متصل می‌کند (به پنج چیزی که می‌بینید، چهار چیزی که می‌شنوید، سه چیزی که لمس می‌کنید، دو چیزی که بو می‌کنید و یک چیزی که می‌چشید، توجه کنید و نام ببرید).
-تکرار و زمزمه‌ جملات تلقینی یا آرامش‌بخش (شعر دوران کودکی، آوازی که دوست دارید یا تکرار جمله‌هایی مثل: «من در امنیتم»، «این نیز بگذرد» و هر آنچه برای شما در گذشته تسکین‌بخش بوده است.
– ارتباط با دیگران.
– یادآوری ارزش‌های انسانی‌مان.
– بغل کردن عزیزانمان خصوصاً کودکان.

حرف آخر:
عزیزان اگرچه واقعیت تلخ این است که در دل بحران، ما نمی‌توانیم «همه‌چیز» را کنترل کنیم، اما خبر خوش اینکه می‌توانیم «واکنش»‌های خودمان را انتخاب کنیم. حضور آگاهانه حتی در دل ترس، می‌تواند پناهگاه امنی هم برای خودمان و هم دیگری باشد. امروز، بیش از همیشه، جامعه ما به کسانی نیاز دارد که با آگاهی، همدلانه، منصفانه و مسئولانه با خودشان و دیگران رفتار می‌کنند. ما دست در دست هم و با روشن نگه‌داشتن نور امید و شفقت انسانی در قلب‌هایمان از پس این طوفان سهمگین برمی‌آییم.

منابع:
van der Kolk, B. A. (2014). The Body Keeps the Score: Brain, Mind, and Body in the Healing of Trauma. Penguin.
Siegel, D. J. (2020). The Developing Mind: How Relationships and the Brain Interact to Shape Who We Are. Guilford Press.
American Psychological Association (APA). (2022). Tips for Managing Distress after Traumatic Events.
Porges, S. W. (2011). The Polyvagal Theory: Neurophysiological Foundations of Emotions, Attachment, Communication, and Self-regulation.
National Child Traumatic Stress Network (NCTSN). (2023). Helping Children After a Crisis: Guidance for Parents and Caregivers.

همیاری برای زاگرس در آتش

در شرایط سخت و زیان‌باری که تهران و سایر شهرها گرفتار حمله‌های روزانه و شبانه توسط اسرائیل هستند، زاگرس همچنان در حال سوختن است. آتش‌سوزی‌هایی که عامدانه‌اند و حیات زیستی کشورمان را هدف قرار داده‌اند.
ایران در شرایط خاصی قرار دارد. پیش از این تجاوز هم در کشورمان با مشکلات عدیده‌ای درباره مدیریت منابع‌طبیعی و محیط‌زیست مواجه بودیم که در همین ماه‌های اخیر باعث شهادت دو محیطبان ما، «یاسر مصدق» در پارک ملی گلستان و «هدایت‌الله دیده‌بان» در منطقه حفاظت‌شده خائیز شد. قرار بود مجموعه نشست‌هایی داشته باشیم و به برنامه‌ای برای ارتقای کیفیت مدیریت مناطق چهارگانه محیط‌زیست برسیم که با جنگ ناخواسته و تجاوز اسرائیل به ایران عزیزمان مواجه شدیم. در این شرایط باید همه در کنار هم بایستیم و بیش از گذشته، حواسمان به خودمان و به شاخص‌های محیط‌زیستی کشورمان باشد. باید به‌ هم کمک کنیم و همه تلاشمان را برای ایجاد آرامش به‌کار بگیریم.
متأسفانه در سال‌های اخیر با جریانی مواجه‌ایم که در حال خشکاندن جای‌جای زاگرس عزیزمان است و با حمله اسرائیل به خاک کشورمان می‌بینیم این آتش‌سوزی‌ها تشدید هم شده‌اند. همین اکنون در استان‌های فارس، کردستان، ایلام، لرستان، خوزستان و کهگیلویه‌وبویراحمد، رویشگاه‌های حیات‌بخش زاگرس در حال سوختن است. کسانی که منشأ حریق زاگرس هستند، به همان خباثت ایران‌ستیزانی هستند که کشور عزیز ما را با انواع و اقسام سلاح‌ها مورد تهاجم قرار داده‌اند.

شوربختانه التهابات سیاسی، اجتماعی و نظامی در کشورمان باعث شده است کسانی که با تعادلات زیستی ایران ما دشمنی دارند، زمینه را فراهم ببینند که بیش از گذشته زاگرس را به آتش بکشند.
یک واقعیت که باید بیشتر به آن توجه کنیم، این است که محیط‌زیست درواقع مقوله‌ای همه‌جانبه است که بخش‌های مختلفی به آن مربوط می‌شوند. اگر به‌درستی نگاه کنیم، بیکاری، فقر، اعتیاد، سلامت جامعه، برنامه‌ریزی و سیاست کلان کشورها و بسیاری از مسائل دیگر، زیرشاخه‌های بخش محیط‌زیست هستند که باید با مدیریت مستقل و صحیح تعادل را در این بخش‌ها ایجاد و حفظ کرد.
اما با توجه به اینکه محیط‌زیست چنین گستره دربرگیرنده‌ای دارد، موضوع جنگ به‌طور خاص با تمامی این زیرشاخه‌های محیط‌زیستی که ذکر کردم، در تضاد است. جنگ، همه توازن و تعادلات زیستی را برهم می‌زند. وقتی یک پالایشگاه، پمپ‌بنزین، کارخانه پتروشیمی یا حتی تجهیزات نظامی مورد حمله قرار می‌گیرند، این نه‌تنها شاخص‌های طبیعی و به‌طور مستقیم آرامش و سلامت زیستی را از بین می‌برد، بلکه تعادلات اجتماعی را هم تحت‌تأثیر قرار می‌دهد.
این نوع حملات بر توازن سلامت روحی و جسمی جامعه اثر مخرب کوتاه‌مدت و بلندمدت می‌گذارد، زیرا آلاینده‌هایی که از انفجارات ناشی از تسلیحات نظامی، نفتی، پتروشیمی یا شیمیایی منتشر می‌شوند، استمرار سلامت جامعه را تهدید می‌کنند.

بسیاری از این آلاینده‌ها اثرات آنی و حتی بلندمدت دارند و ممکن است سال‌ها طول کشد تا اثرات مخرب آنها رفع شود. اینها واقعیت‌هایی هستند که در اثر جنگ پیش می‌آیند.
تا به حال هیچ‌جا ندیده‌ام که گفته شده باشد اگر کشوری مشکوک به داشتن سلاح‌های هسته‌ای یا نیروگاه‌های هسته‌ای با چشم‌انداز کاربرد نظامی باشد، دیگر کشورها یا سازمان‌های بین‌المللی حق دارند به‌طور نظامی به آن حمله کنند. این حرکت درواقع خلاف قانون بین‌الملل است، چه از نظر حقوق بین‌الملل و چه از نظر محیط‌زیست، و قطعاً یک حرکت ضدبشری است. بااین‌حال، شاهد بوده‌ایم که چنین اقداماتی صورت گرفته است، مانند حملات به نطنز و دیگر تأسیسات مشابه.
پیامدهای این اقدامات در جنگ، از منظر محیط‌زیستی، اقتصادی و اجتماعی، بسیار مخرب و جانکاه است و متخاصمان مسئول مستقیم بروز هرگونه آلایندگی محیط‌زیست و انتشار رادیواکتیو خواهند بود؛ رویدادی که می‌تواند حتی در برخی از کشورهای منطقه تأثیر سوء بگذارد.
اما وظیفه ما در این شرایط سخت چیست؟ مسلماً همدلی و همیاری بیشتر برای ایجاد آرامش یکدیگر. بسیار خشنود شدم وقتی دیدم مردم در شرایط سختی که خودشان در آن قرار دارند، درِ اقامتگاه‌ها و خانه‌هایشان را به روی عزیزانی که مجبورند از شهرهایی که در معرض حملات دشمن قرار دارند، گشوده‌اند. این نوع همدلی و محبت که جزو فرهنگ اخلاقی پربار ایرانیان است، بسیار ارزشمند و اثرگذار است.
اما در این شرایط که دشمن شاخص‌های زیستی‌مان را نشانه رفته است، شایسته است کمک ما همه‌جانبه باشد. همیاری‌هایمان نباید فقط محدود به ارائه کمک به یکدیگر باشد. باید به طبیعتمان، به تنوع‌زیستی‌مان، به آب‌وهوایمان، به خاکمان و به درخت‌هایمان هم توجه کنیم. آنها استوانه‌های زیستی و نیرو محرکه استمرار حیاتمان هستند.
مثلاً یک درخت کهن که ممکن است ۴۰۰ یا ۵۰۰ سال عمر داشته باشد، اگر از بین برود، دیگر نمی‌توانیم جایگزینش کنیم؛ زیرا شرایط محیطی و اقلیمی امروز با گذشته متفاوت است. آن درخت در یک شرایط خاص از لحاظ آب‌وهوایی رشد کرده است که دیگر تکرار نمی‌شود.
در مقابل، وقتی یک پالایشگاه یا کارخانه آسیب می‌بیند، پس از مدتی می‌توان آن را بازسازی کرد. اما وقتی یک درخت از بین می‌رود یا جان انسانی گرفته می‌شود، دیگر جایگزینی برای آن نیست.
در این راستا، برخی افراد با سوءاستفاده از شرایط موجود، به زیستگاه‌ها و منابع‌طبیعی کشور آسیب می‌زنند، دقیقاً در جهت اهداف دشمن گام برداشته‌اند؛ دشمنی که می‌خواهد این سرزمین را از هستی تهی کند.

زمانی که زاگرس خشک شود، ما دیگر آب نخواهیم داشت و بدون آب، دیگر زندگی و آبادانی وجود نخواهد داشت. مهاجرت‌های اجباری که اکنون در مناطق مختلف کشور شاهد آن هستیم، نتیجه مستقیم آسیب‌هایی است که به منابع‌طبیعی وارد شده است. این دقیقاً همان کاری است که دشمن در حال انجام آن است؛ تخریب سرزمین و اجبار مردم به مهاجرت.
ما اکنون بیش از هر زمان دیگری نیاز داریم که در کنار هم بایستیم. باید آرمانمان صلح، دوستی، عشق و محبت باشد. باید از منابع پایه کشور که به‌نوعی ستون‌های پایداری ما هستند، حفاظت کنیم. منابعی مانند آب، خاک، جنگل‌ها و دشت‌های کشور. اینها میراث ما و متعلق به آیندگان است و باید به‌جد از آنها محافظت کنیم.
آرزومندم در شرایط ناخواسته و غم‌بار، بیش‌ازپیش در کنار همدیگر قرار بگیریم و هوشمندانه از استوانه‌های پایداری وطن عزیزمان حفاظت کنیم و به نسل‌های آینده انتقال دهیم. امیدوارم با اتحاد و همدلی از بحران جنگ عبور کنیم و بیشتر از گذشته به سرزمینمان، به طبیعتمان، به هم‌وطنانمان عشق و محبت بورزیم.
در این شرایط حساس که طبیعت و ارزش‌های میهنی‌مان تحت فشارند، شایسته است بیش‌ازپیش با همیارانی که در مقابله با آتش جنگل‌های زاگرس، محیطبانان، جنگلبانان، نیروهای امدادگر که برای بهبود اوضاع کشور تلاش می‌کنند، همکاری کنیم تا از گسترش اثرات زیان‌بار دشمنان ایران جلوگیری کنیم.

نجات قربانیان خاموش از فراموشی

در جهانی که هر روز با اخبار درگیری‌های نظامی، تجاوزها و بمباران‌های ویرانگر مواجه است، کمتر به خسارت‌های پنهانی توجه می‌شود که سال‌ها پس از پایان جنگ‌ها، سایه سنگین خود را بر زندگی انسان‌ها و طبیعت حفظ می‌کنند. در میان آوار جنگ‌ها، قربانی‌ای خاموش اما حیاتی وجود دارد: محیط‌زیست. سازمان ملل متحد با نامگذاری ششم نوامبر به‌ «روز جهانی پیشگیری از سوءاستفاده از محیط‌زیست در جنگ‌ها و درگیری‌های مسلحانه»، تلاش کرده است این قربانی خاموش را از فراموشی نجات دهد. بیانیه‌های این سازمان تأکید دارند خسارات زیست‌محیطی ناشی از جنگ‌ها می‌توانند برای دهه‌ها یا حتی قرن‌ها باقی بمانند و بازسازی آنها نیازمند تلاش‌های جهانی، منسجم و بلندمدت است. تجاوزات اخیر رژیم صهیونیستی به خاک ایران و بمباران برخی مناطق، بار دیگر زنگ خطر تأثیرات فاجعه‌بار جنگ بر محیط‌زیست را به صدا درآورد. درحالی‌که توجه عمومی عمدتاً به ابعاد انسانی، نظامی و سیاسی درگیری‌ها معطوف است، اثرات مخرب زیست‌محیطی می‌تواند آینده‌ای نگران‌کننده برای اکوسیستم‌های ایران رقم بزند. تخریب منابع‌طبیعی، آلودگی شیمیایی و بیولوژیک، تهدید گونه‌های جانوری و گیاهی، نابودی منابع آبی و کاهش تنوع‌زیستی، تنها بخشی از پیامدهای بلندمدتی هستند که به‌تدریج آشکار می‌شوند و بازگشت‌ناپذیرند. در بسیاری از جنگ‌ها، منابع‌طبیعی نخستین قربانی‌اند. در حملات اخیر به تأسیسات صنعتی و نظامی ایران، خطر انفجار، نشت سوخت و تخریب زیرساخت‌های حیاتی، می‌تواند به آلودگی گسترده آب‌های سطحی و زیرزمینی منجر شود. تجربه تلخ جنگ ویتنام و استفاده از «عامل نارنجی» توسط ارتش آمریکا، نمونه‌ای گویا از فجایع زیست‌محیطی جنگ‌های معاصر است که نه‌تنها جنگل‌ها را نابود کرد بلکه سلامت نسل‌های بعدی را نیز با تهدیدی جدی روبه‌رو ساخت.
آلودگی‌های شیمیایی و زیستی از دیگر پیامدهای خطرناک جنگ‌های امروزی‌اند. آتش‌سوزی چاه‌های نفت کویت در جنگ خلیج‌فارس و انتشار میلیون‌ها تن آلاینده به جو، پیامدهای اقلیمی و بهداشتی گسترده‌ای در منطقه به‌جا گذاشت. مشابه این خطر در حملات اخیر به مناطق نفتی و صنعتی ایران نیز وجود دارد. ورود مواد سمی به چرخه‌های زیستی، آلودگی آب، خاک و هوا، می‌تواند سلامت انسان‌ها و گونه‌های جانوری را برای سال‌ها به خطر اندازد.
جنگ‌ها اکوسیستم‌های طبیعی را به‌شدت مختل می‌کنند. بمباران جنگل‌ها، تخریب مراتع، خشک‌شدن تالاب‌ها و نابودی زیستگاه گونه‌های نادر، از پیامدهای رایج درگیری‌های مسلحانه‌اند. حیات‌وحش با ازبین‌رفتن زیستگاه‌ها یا اختلال در چرخه‌های طبیعی مهاجرت و تغذیه در معرض انقراض قرار می‌گیرد. آلودگی‌های صوتی، نوری و حرارتی ناشی از انفجارها، حرکت تجهیزات نظامی و آتش‌سوزی تأسیسات، فشار مضاعفی بر گونه‌های جانوری وارد می‌کند و گاه آثار غیرقابل‌جبرانی بر جای می‌گذارد. تجربه جنگ‌های خاورمیانه، از سوریه و عراق تا یمن و غزه، شواهدی روشن از این تخریب‌های گسترده ارائه می‌دهد.
مین‌های زمینی و بقایای مواد منفجره عمل‌نکرده، تهدیدی پایدار برای جوامع انسانی و محیط‌زیست‌ هستند. مناطق مرزی غرب ایران هنوز با مین‌های به‌جامانده از جنگ تحمیلی مواجه‌اند و تجاوزات جدید می‌تواند این تهدید را تشدید کند. مین‌ها نه‌تنها مانع بازسازی کشاورزی و احیای سرزمین می‌شوند، بلکه تردد گونه‌های جانوری را محدود کرده و بسیاری از آنها را قربانی می‌کنند.
یکی از مزمن‌ترین و خطرناک‌ترین پیامدهای زیست‌محیطی جنگ‌ها، تأثیرات ژنتیکی و بهداشتی ناشی از آنهاست. آلودگی منابع غذایی با فلزات سنگین و ترکیبات سمی، ورود این مواد به زنجیره غذایی و انباشت آنها در بافت‌های زیستی، می‌تواند به بروز بیماری‌هایی مانند سرطان، ناهنجاری‌های مادرزادی و مشکلات تنفسی منجر شود. این پدیده هنوز در مناطقی مانند ویتنام به چشم می‌خورد و درصورت بی‌توجهی، ممکن است در سایر مناطق جنگ‌زده نیز تکرار شود. درحالی‌که آسیب‌های زیست‌محیطی ناشی از جنگ‌ها گسترده و ویرانگرند، حقوق بین‌الملل بشردوستانه تاکنون نتوانسته حفاظت مؤثری از محیط‌زیست ارائه دهد. پروتکل‌های الحاقی کنوانسیون ژنو (۱۹۷۷) و کنوانسیون ENMOD، که استفاده از تکنیک‌های تغییر مصنوعی محیط‌زیست به‌عنوان سلاح را ممنوع می‌کنند، به‌دلیل فقدان مکانیزم‌های اجرایی قوی و خلأهای حقوقی، عملاً امکان سوءاستفاده از محیط‌زیست در درگیری‌ها را فراهم کرده‌اند. براساس گزارش برنامه محیط‌زیست سازمان ملل متحد (UNEP) در سال ۲۰۲۳ تنها ۲۰ درصد از تعهدات زیست‌محیطی در این چارچوب‌ها به‌طور مؤثر اجرا می‌شوند. درنتیجه، بسیاری از تخلفات زیست‌محیطی در میدان‌های جنگ، مانند تخریب منابع آب و خاک در اوکراین، بدون پاسخگویی باقی می‌مانند.
در سال‌های اخیر، پیشنهاد افزودن جرم «نسل‌کشی محیط‌زیستی» (Ecocide) به حقوق بین‌الملل کیفری به‌عنوان گامی برای مسئولیت‌پذیری و بازدارندگی مورد توجه قرار گرفته است. در سال ۲۰۲۱ کمیته Stop Ecocide Foundation پیش‌نویسی ارائه کرد که این جرم را به‌عنوان اقدامات عامدانه یا بی‌ملاحظه‌ای تعریف می‌کند که منجر به تخریب شدید، گسترده و بلندمدت محیط‌زیست می‌شوند. در سال ۲۰۲۴، مجمع عمومی سازمان ملل متحد در قطعنامه A/RES/79/172 از کشورها خواست برای تقویت پاسخگویی در قبال تخریب‌های زیست‌محیطی در جنگ‌ها، از جمله بررسی مفهوم Ecocide، همکاری کنند. گنجاندن این جرم در اساسنامه دیوان کیفری بین‌المللی می‌تواند نقطه‌عطفی در بازخواست عاملان فجایع زیست‌محیطی باشد و مانعی بازدارنده در برابر تخریب‌های آتی ایجاد کند.
مقابله با تخریب زیست‌محیطی ناشی از جنگ‌ها، نیازمند اقدامات فوری و هماهنگ در سطوح ملی و بین‌المللی است. نخست، باید ثبت دقیق و شفاف خسارات زیست‌محیطی در همه مراحل درگیری، به‌صورت الزام‌آور برای طرف‌های درگیر، در دستورکار قرار گیرد تا از پنهان‌کاری و انکار جلوگیری شود. دوم، سازمان ملل متحد به‌ویژه برنامه محیط‌زیست (UNEP) و برنامه توسعه (UNDP)، باید نقش فعال‌تری در پایش، مستندسازی و بازسازی مناطق جنگ‌زده ایفا کنند. سوم، آموزش‌های نظامی باید به‌گونه‌ای بازنگری شود که اصول حفاظت از محیط‌زیست در آن گنجانده شود و نظامیان با پیامدهای زیست‌محیطی اقدامات خود آشنا شوند. درنهایت، تأمین منابع مالی کافی برای بازسازی اکوسیستم‌های آسیب‌دیده، به‌منظور جلوگیری از فروپاشی زیست‌بوم‌ها و حفظ تاب‌آوری آنها، امری حیاتی است.
همان‌گونه‌که سازمان ملل هشدار داده است، تخریب محیط‌زیست در زمان جنگ تنها به نابودی درختان، منابع آب و گونه‌های جانوری محدود نمی‌شود؛ بلکه آینده نسل‌های بشر و پایداری سیاره زمین را به خطر می‌اندازد. جنگ‌ها می‌آیند و می‌روند، اما زخم‌هایی که بر پیکر طبیعت باقی می‌گذارند، گاه تا ابد التیام نمی‌یابند. حفاظت از محیط‌زیست در زمان جنگ، مسئولیتی اخلاقی، حقوقی و حیاتی برای بشریت است. امروز، این قربانی خاموش بیش از هر زمان نیازمند صدایی بلند و قاطع است؛ صدایی برای دفاع از زمین، طبیعت و حیات، در برابر بی‌رحمی سلاح‌ها و سکوت قانون.

جنگ، زن، جهان بی‌پاسخ

زن، صلح، آزادی
در ایران، زن در جنگ فقط یک قربانی نیست. او هم پناه است، هم پرستار، هم بازمانده. در بسیاری از خانه‌ها، او تنها فردی است که باید کودکان را آرام کند، برای سالمندان دارو بیاورد، به خانواده‌اش قوت قلب بدهد و هم‌زمان خودش را نجات دهد. اما در بمباران این روزها، زن ایرانی نه‌فقط از زندگی که از دیده‌شدن هم محروم شد. در ۲۳ خرداد، بیمارستان فارابی کرمانشاه، یکی از مهمترین مراکز درمانی غرب کشور، هدف حمله هوایی اسرائیل قرار گرفت. بخشی از ساختمان بخش زنان و زایمان تخریب شد. دست‌کم ۴۵ نفر کشته و ده‌ها نفر زخمی شدند. این بیمارستان، هیچ کاربری نظامی نداشت. تنها «جرم» آن، ارائه خدمات درمانی به غیرنظامیان بود.
براساس کنوانسیون چهارم ژنو (۱۹۴۹ میلادی)، حمله به مراکز درمانی، جنایت جنگی محسوب می‌شود. ماده ۱۸ این کنوانسیون، بیمارستان‌های غیرنظامی را از هرگونه حمله مصون می‌داند و ماده ۲۷ بر حمایت ویژه از زنان باردار و مادران تأکید دارد.

هیچ‌کس در امان نیست؛ حتی در زایشگاه
اسرائیل پیشینه‌ای طولانی در حمله به زیرساخت‌های درمانی دارد، اما حمله مستقیم به بیمارستان فارابی در عمق خاک ایران، آغاز فصل جدیدی در تجاوزگری است. این اتفاق تنها یک حمله نظامی نبود؛ پیامی آشکار بود: هیچ‌کس، حتی در زایشگاه، در امان نیست.
این حمله نه‌تنها نقض آشکار حقوق بشر، بلکه نمایش عمومی بی‌پاسخ‌ماندن جنایت در برابر چشم جهانیان است. اسرائیل، بی‌آنکه به دادگاهی احضار شود یا حتی تحت فشار جدی قرار گیرد، باز هم مرزهای انسانیت را رد کرد.

هلالی که دیگر نشان امان نیست
در ۲۴ خرداد، یک آمبولانس هلال‌احمر ایران در آذربایجان‌غربی، حین انتقال مصدومان، هدف مستقیم قرار گرفت و دو نفر کشته شدند. در همان روز، یک آمبولانس دیگر در شرق تهران، حوالی بزرگراه بعثت، با اصابت ترکش آسیب دید و دو امدادگر زخمی شدند.
مطابق با پروتکل اول الحاقی به کنوانسیون ژنو (۱۹۷۷ میلادی)، وسایل نقلیه امدادی، درمانی و حاملان علامت صلیب‌سرخ یا هلال‌احمر، از هرگونه تعرض مصون هستند. اما در واقعیت، نه نشان آمبولانس ایران و نه نشان هلال‌احمر، مانعی برای موشک‌های اسرائیلی نبود.

جغرافیای ترس: نقشه‌ای از زندگی‌های ویران
در این پنج روز، بیش از ۱۹ استان ایران هدف حمله اسرائیل قرار گرفته‌اند. در تهران، محله‌هایی چون شهرک غرب، سعادت‌آباد، نیروی هوایی، ستارخان، نارمک، جنت‌آباد و اطراف بزرگراه بعثت دچار تخریب شدند. مدارس تعطیل شدند، پناهگاه‌ها مملو از خانواده‌های مضطرب شدند و بیمارستان‌ها با موجی از مجروحان روبه‌رو شدند.
به‌گزارش فایننشال‌تایمز در ۲۷ خرداد، این حمله‌ها نه‌تنها جنبه نظامی نداشتند، بلکه عامدانه با هدف فلج‌کردن زیرساخت‌های شهری، ایجاد وحشت عمومی و مختل‌کردن زندگی غیرنظامیان طراحی شده‌اند.

قوانین جهانی فقط برای ویترین‌اند
قطعنامه ۱۳۲۵ شورای امنیت سازمان ملل (۲۰۰۰ میلادی)، بر لزوم حمایت ویژه از زنان در زمان جنگ و مشارکت آنها در روند صلح تأکید دارد. این قطعنامه، به‌ظاهر یکی از پیشروترین اسناد سازمان ملل درباره «زنان، صلح و امنیت» است. اما زن ایرانی در بیمارستان فارابی، در خیابان و در خانه‌اش، نه از امنیت بهره‌مند شد، نه از صلح و نه از حمایت.
نهادهای بین‌المللی که با سرعت به بحران‌های مشابه در اوکراین، افغانستان یا میانمار واکنش نشان می‌دادند، این‌بار سکوت کردند. این سکوت نه بی‌خبری، که انتخاب است؛ انتخابی سیاسی، نه انسانی.

تجربه‌ای که تکرار شد، پاسخی که نرسید
حمله به بیمارستان فارابی، یادآور حملات مشابه اسرائیل به مراکز درمانی در غزه است. در سال‌های ۲۰۰۸، ۲۰۱۴ و ۲۰۲۳ میلادی، اسرائیل بارها به بیمارستان‌ها، مدارس دخترانه و مراکز نگهداری کودکان حمله کرد. فاجعه بمباران بیمارستان المعمدانی در غزه در اکتبر ۲۰۲۳، با بیش از ۵۰۰ کشته، موجی از اعتراض جهانی را برانگیخت؛ اما هیچ‌گاه منجر به محاکمه نشد.
جنایت‌های بی‌پاسخ، به الگویی از سیاست خارجی اسرائیل تبدیل شده‌اند. الگویی که با حمایت آشکار برخی قدرت‌های جهانی، به‌طور عملی مصونیت کامل از عدالت را فراهم کرده است.

زن ایرانی و سکوتی که زخمی‌تر از جنگ است
زن ایرانی امروز، فقط قربانی حمله نیست، او قربانی بی‌عدالتی حقوقی و رسانه‌ای نیز است. درحالی‌که زنان در غزه یا اوکراین با موجی از همبستگی جهانی مواجه شدند، زن ایرانی نه تیتر خبر شد و نه موضوع بیانیه. حتی سازمان‌های جهانی حقوق زنان نیز سکوت پیشه کردند. این استاندارد دوگانه، تنها رنج زن ایرانی را عمیق‌تر نمی‌کند؛ بلکه اعتماد به ساختار جهانی عدالت را نیز به‌چالش می‌کشد.

جهانِ بی‌دادگاه، جنایتِ بی‌مجازات
اساسنامه رم دادگاه کیفری بین‌المللی (۱۹۹۸ میلادی)، حمله به غیرنظامیان، مراکز درمانی و امدادگران را «جنایت جنگی» معرفی می‌کند. اسرائیل عضو این دادگاه نیست، اما براساس اصل «صلاحیت جهانی» یا با تشکیل کمیته‌های حقیقت‌یاب، امکان پیگیری وجود دارد، اگر اراده‌ای وجود داشته باشد. اما این اراده، در پنج روز گذشته، غایب بوده است.

نه در متن قانون، که در محک وجدان
زن ایرانی امروز، فقط با ترکش زخمی نمی‌شود. او زخمی سکوت رسانه‌ها، بی‌عدالتی حقوقی و تبعیض نهادینه‌شده جهانی نیز است. در خانه‌ای که سقفش ریخته، او باید هم مادر باشد، هم پرستار، هم مقاوم و هم روایتگر رنجی که دیده نمی‌شود. اگر جامعه جهانی هنوز به اصولی چون حق حیات، امنیت زنان و عدالت در جنگ باور دارد، امروز روزی است که باید واکنش نشان دهد؛ نه‌فقط با کلمات، بلکه با کنش فوری و اثربخش. این سکوت نه بی‌طرفی است و نه بی‌اطلاعی؛ این سکوت، هم‌دستی در ویرانی ایران است.