بایگانی
نودوهشتمین جلسه شورای مشورتی ایکوم در تاریخ دوم تیرماه ۱۴۰۴ (برابر با ۲۴ ژوئن ۲۰۲۵) بهصورت آنلاین برگزار شد و ۱۴۵ نفر از اعضای هیئتمدیره و کمیتههای ملی ایکوم از سراسر جهان در این جلسه حضور فعال داشتند.
در این نشست، با دعوت از کمیته ملی موزههای ایران، رئیس ایکوم ایران گزارشی جامع درباره حمله اخیر رژیم اسرائیل به تمامیت سرزمینی ایران ارائه کرد و ضمن تأکید بر اهمیت حفاظت از میراثفرهنگی، موارد زیر را برشمرد:
«در پی حملههای اخیر، چندین موزه، مکانهای فرهنگی، آثار تاریخی ثبتشده و بیش از ۳۰ سایت ثبتشده در فهرست میراث جهانی یونسکو در ایران، در معرض خطر جدی تخریب و آسیبهای جبرانناپذیر قرار گرفتهاند.
ایکوم ایران با ارسال نامهای رسمی به رئیس ایکوم و یونسکو، ضمن درخواست حمایت و اقدام فوری، بر ضرورت حفاظت از میراث فرهنگی ایران در شرایط بحرانی کنونی تأکید کرده است.
بیش از ۸۰۰ موزه شامل بیش از دو میلیون مجموعه آثار تاریخی ارزشمند در ایران، هماکنون تهدیدی جدی را متحمل میشوند که این موضوع نگرانی عمیق جامعه موزهداری جهانی را برانگیخته است.
ایکوم ایران حملات بیدلیل و غیرقانونی رژیم اسرائیل را که جان انسانها، زیرساختها و میراثفرهنگی غنی ایران را هدف قرار داده است، قویاً محکوم میکند.
براساس اسناد و کنوانسیونهای بینالمللی که حقوق بینالملل عرفی نیز پشتیبان آن است، از جمله کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه برای حمایت از اموال فرهنگی در زمان مخاصمات مسلحانه و پروتکلهای الحاقی آن، کنوانسیون ۱۹۷۲ یونسکو درباره حفاظت از میراثفرهنگی و طبیعی جهان و نیز قطعنامههای ۲۱۹۹ (۲۰۱۵) و ۲۳۴۷ (۲۰۱۷) شورای امنیت سازمان ملل، حمله عمدی به اماکن فرهنگی، موزهها، بناهای تاریخی و سایر میراث تمدنی در جریان مخاصمات مسلحانه، صراحتاً ممنوع و هرگونه آسیب یا تخریب عمدی وارده به این داراییها، نقض جدی حقوق بینالملل و از مصادیق جرائم بینالمللی تلقی شده است. بر این اساس، حفاظت از میراثفرهنگی نهتنها مسئولیتی اخلاقی، بلکه تعهدی حقوقی و الزامآور برای جامعه جهانی است. کمیته ملی موزههای ایران ضمن تأکید بر این اصول، خواستار اقدام فوری و هماهنگ جهانی برای حفظ جان انسانها، میراثفرهنگی و رعایت حقوق بینالملل است.»
در ادامه، «اما نردی»، رئیس ایکوم جهانی، دریافت نامه رسمی ایکوم ایران را تأیید و ضمن ابراز همدردی عمیق با مردم ایران، اعلام کرد اقدامات لازم جهت پیگیری موضوع بهزودی انجام میشود. «آنتونیو رودریگز»، رئیس هیئت مشورتی ایکوم، نیز ضمن ابراز تأسف از این حملات، اعلام کرد در اسرع وقت با ایکوم ایران ارتباط برقرار و همکاریهای لازم را برای حمایت از میراثفرهنگی ایران آغاز میکند. همچنین، رئیس مرکز بینالمللی مطالعه حفظ و احیای اموال فرهنگیICCROM) ) گفت این سازمان بهطور مستمر وضعیت جنگ علیه ایران را رصد میکند تا بتواند بهترین راهکارهای حفاظتی را پیشنهاد دهد. بهعنوان اولین اقدام، ICCROM جلسهای ویژه در این زمینه برگزار و بیانیهای رسمی صادر خواهد کرد. در پایان جلسه، اعضای حاضر ضمن قدردانی از توجه و پیگیری ایکوم ایران به این موضوع حساس، بر حفظ ارتباط مستمر با ایکوم ایران تأکید کردند تا بتوانند حمایتهای خود را بهصورت عملی و مؤثر ارائه دهند. همچنین، درخواست شد ایکوم بیانیهای رسمی و قوی در حمایت از ایران و حفاظت از میراثفرهنگی آن صادر کند.
در پی تشدید حملات به شهرهای مختلف ایران و همچنین حمله به حومه شهر تاریخی اصفهان در روز اول تیرماه، دیروز لسآنجلستایمز در گزارشی نسبت به وضعیت آثار تاریخی این شهر در جریان حملات آمریکا و اسرائیل به ابهاماتی درباره سرنوشت آثار شاخص معماری این شهر پرداخته است. هر چند در روزهای شروع حملات، مدیرکل میراثفرهنگی اصفهان در گفتوگو با «پیام ما» از اتخاذ تدابیری برای حفاظت هر چه بیشتر آثار تاریخی این شهر خبر داده بود، اما با تشدید درگیریها باز هم نگرانی در این رابطه افزایش پیدا کرده است. اصفهان که مسجد عتیق آن در جریان جنگ مورد اصابت موشک عراق قرار گرفت و هنوز زخمی جنگ ایران و عراق است، حالا در همسایگی یکی از مهمترین سایتهای هستهای کشور باز هم در معرض تهدیدی جدی قرار دارد. نگرانی از وضعیت آثار تاریخی اصفهان و دیگر شهرهای ایران در حالی مطرح است که بهرغم مکاتبات انجمنهای مستقل و وزارت میراثفرهنگی با نهادهای جهانی حافظ میراث بشری، یونسکو و نهادهای دیگر بینالمللی حامی میراثفرهنگی هنوز درباره آن اظهار نظر و اقدامی انجام ندادهاند. ضمن اینکه اسرائیل و آمریکا سالهاست که اعلام کردهاند بهدلیل مواضع یونسکو در قبال کشورهایشان از این نهاد بینالمللی خارج میشوند. با اینهمه یونسکو تا امروز در قبال حملات این دو کشور به ایران سکوت کرده است.
«کریستوفر رینولدز» در گزارش خود با عنوان «بمبها و موشکها در ایران فرود میآیند، سرنوشت گنجینههای معماری اصفهان در ابهام» به حمله آمریکا و اسرائیل اشاره کرده و نوشته است: «درحالیکه تحلیلگران نظامی همچنان در حال بررسی میزان خسارات واردشده از حملات هوایی و موشکی ایالات متحده به ایران هستند، بسیاری از پژوهشگران و ایرانیان نگران پیامدهای این حملات برای مردم و آثار تاریخی اصفهاناند.» او درباره اهمیت شهر اصفهان نوشته: «اصفهان که یکی از سه سایت هستهای ایران -که روز شنبه هدف حملات آمریکا قرار گرفت- در آن واقع شده، از کهنترین و مهمترین شهرهای تاریخی این کشور است؛ شهری که پر است از بناهایی که یادآور دوران شکوه ایران در قرن هفدهم میلادی هستند.» او بهنقل از «جاسمین دارزنیک»، نویسنده ایرانیالاصل ساکن کالیفرنیا که بخشی از کودکی خود را در ایران گذرانده، نوشته است: «اصفهان یک گنجینه است؛ بهنظر من مردم نسبت به این شهر احساس خاص و متفاوتی دارند.» نویسنده درباره میراث تاریخی و معماری این شهر نوشته است: «معماری این شهر شامل مسجدهایی با کاشیکاریهای بسیار ظریف، چند پل باشکوه و میدانی وسیع است که در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شدهاند. درحالیکه رهبران نظامی آمریکا و اسرائیل تمرکز خود را بر مجتمع هستهای واقع در ۱۴مایلی شرق اصفهان گذاشتهاند، فهرست داراییهای فرهنگی این منطقه نیز بسیار بلندبالاست.»
رینولدز در ادامه به شاخصههای معماری اصفهان پرداخته و برخی آثار شاخص شهر را معرفی کرده است. در این گزارش بهنقل گزارش یونسکو درباره این شهر، آمده است: «حاکمان قرن هفدهم منطقه کاشیکاری رنگارنگ را بهعنوان شاخصترین ویژگی معماری ایرانی بنا نهادند و این سبک تزئینی در اصفهان به اوج خود رسید.» نویسنده گزارش درباره چند اثر تاریخی این شهر از جمله مسجدجامع عتیق و سیوسه پل و میدان نقشجهان هم نوشته و در پایان به این نکته که این شهر در دوران صفوی یکی از مهمترین شهرهای ایران بوده، اشاره کرده و آورده است: «سلسله صفوی در دوران اوج خود بر سرزمینهایی حکومت میکرد که در نقشههای امروز ایران، جمهوری آذربایجان، بحرین و ارمنستان، بخشهایی از گرجستان، روسیه، عراق، کویت، افغانستان، ترکیه و کشورهای دیگر را در بر میگیرد. شاهعباس کبیر، اصفهان را بهعنوان پایتخت انتخاب کرد و مسیر جاده ابریشم را تغییر داد تا این راه مهم از این شهر عبور کند. در همان دورانی که شکسپیر در انگلستان نمایشنامه مینوشت و کاراواجو در ایتالیا نقاشی میکرد، بناهای تاریخی اصفهان شکل میگرفتند و بهواسطه تجارت در مسیر جاده ابریشم، فرشهای ایرانی وارد خانههای ثروتمندان اروپایی میشدند. پس از سقوط صفویان، اصفهان جایگاه خود بهعنوان پایتخت ایران را از دست داد، اما همچنان شهرت خود را بهعنوان شهری زیبا حفظ کرده است.» گزارشگر لسآنجلستایمز در پایان گزارش خود به حمله اخیر به اصفهان اشاره کرده و نوشته است: «روز یکشنبه،CNN گزارش داد که ۱۸ سازه در مجتمع هستهای اصفهان در بیرون شهر یا تخریب شدهاند یا آسیب دیدهاند. این سایت هستهای در سال ۱۹۸۴ ساخته شده، محل اشتغال حدود سه هزار دانشمند است و بهعنوان بزرگترین مجتمع پژوهش هستهای ایران شناخته میشود.» از ابتدای حمله اسرائیل به ایران، بسیاری از فعالان فرهنگی نسبت به وضعیت آثار تاریخی ایران در این جنگ ابراز نگرانی کردهاند، اما سیاست بسیاری از این نهادها در این رابطه، تنها سکوت بوده است.
ادامه رایزنیهای دیپلماتیک ایران
«ولادیمیر پوتین»، رئیسجمهور روسیه، در دیدار با «عباس عراقچی»، حملات به ایران را تجاوزی بیدلیل و بدون توجیه خواند و گفت: روسیه برای کمک به مردم ایران تلاش میکند. پوتین سفر وزیر امور خارجه ایران به روسیه را فرصتی برای گفتوگو درباره راههای خروج از وضعیت کنونی در خاورمیانه دانست.
رئیسجمهور روسیه از عراقچی خواست تا بهترین آرزوها را به آیتالله خامنهای، رهبر معظم انقلاب و «مسعود پزشکیان»، رئیسجمهور کشورمان، ابلاغ کند.
وزیر امور خارجه کشورمان نیز در دیدار با رئیسجمهور روسیه در کرملین گفت: این دیدار در شرایط خطیر و مهمی در منطقه صورت میگیرد. روابط ایران و روسیه روابط بسیار نزدیک و قدیمی است و در سالهای اخیر جنبه راهبردی پیدا کرده است.
عراقچی با تأکید بر اینکه «ما همواره با دوستان خودمان در روسیه مشورتهای نزدیک را داشتهایم»، افزود: در موضوع هستهای ایران، روسیه شریک و همراه ایران بوده است و در مذاکرات هستهای هم حضور داشته است. سطح تنش اکنون بهدلیل تهاجم بیدلیل رژیم اسرائیل و آمریکا در حال افزایش است. تهاجمها خلاف منشور ملل متحد و قوانین بینالمللی است و جمهوری اسلامی ایران در حال دفاع مشروع در مقابل این تهاجمهاست.
عراقچی ضمن تشکر از محکومکردن این تهاجمات توسط روسیه گفت: روسیه در جهت درست قوانین بینالمللی قرار دارد.
همچنین، سخنگوی کاخ کرملین با اشاره به تجاوز آمریکا به ایران گفت «کمک روسیه به ایران به نیازهای تهران بستگی خواهد داشت.»
براساس گزارش تسنیم، «دیمیتری پسکوف»، سخنگوی ریاستجمهوری روسیه، در اظهاراتی درباره حمله آمریکا به تأسیسات هستهای ایران گفت: هنوز مشخص نیست که در پی حملات آمریکا چه اتفاقی برای تأسیسات هستهای ایران افتاده است و این مسئله نگرانیهایی را ایجاد میکند. در مورد حملات آمریکا به ایران، تعداد شرکتکنندگان در درگیری افزایش یافته است.
او ضمن اظهار تأسف از دور جدید تشدید تنشها گفت: موضوع ایران بارها در گفتوگوهای اخیر پوتین و ترامپ مورد بحث قرار گرفته است. کمک روسیه به ایران به نیازهای تهران بستگی خواهد داشت. روسیه آشکارا موضع خود را در مورد مناقشه ایران و اسرائیل اعلام کرده است، که این امر نشانهای مهم از حمایت ما از تهران است. انتظار میرود طرف ایرانی، مسکو را از دیدگاه خود در مورد اوضاع مطلع کند.
سخنگوی کاخ کرملین در مورد اظهارات آمریکا در رابطه با تغییر قدرت در ایران گفت: سرنوشت اداره هر کشوری باید فقط توسط مردم آن تعیین شود، نه کشورهای ثالث. برای روسیه، هم شراکت راهبردی با ایران و هم احیای روابط با ایالات متحده از اهمیت بسزایی برخوردار است. دیدار پوتین و وزیر امور خارجه ایران قبل از حملات آمریکا برنامهریزی شده بود، اما پس از آن اهمیت ویژهای پیدا کرد. او حملات آمریکا به ایران را «بیسابقه» خواند و تأکید کرد «این حملات پیامدهای منفی بهدنبال خواهد داشت».
روسیه: ایران حق استفاده از فناوریهای هستهای را دارد
از سوی دیگر، سخنگوی وزارت خارجه روسیه نیز گفت «ایران حق استفاده از فناوریهای هستهای برای مصارف صلحآمیز را دارد». «ماریا زاخاوررا» با بیان اینکه «ایران همانند هر کشور دیگر حق استفاده از فناوریهای هستهای را دارد»، بر پایبندی ایران به تعهدات هستهایش تأکید کرد.
انتقاد از مواضع دولتهای اروپا
وزیر خارجه کشورمان در گفتوگو با همتای ایتالیایی با انتقاد از مواضع دولتهای اروپایی در برابر تجاوز آشکار آمریکا، تأکید کرد امروز جامعه جهانی و بهطور مشخص، اتحادیه اروپایی باید بهصراحت در برابر چنین اقدامی واکنش نشان دهند. «آنتونیو تایانی»، وزیر امور خارجه ایتالیا، طی تماس تلفنی با عراقچی، وزیر امور خارجه کشورمان، درباره حمله نظامی دولت یاغی واشنگتن به سه سایت صلحآمیز هستهای کشورمان گفتوگو کرد. وزیر خارجه کشورمان با انتقاد از مواضع دولتهای اروپایی در برابر این تجاوز آشکار، تأکید کرد: امروز جامعه جهانی و بهطور مشخص، اتحادیه اروپا باید بهصراحت در برابر چنین اقدامی واکنش نشان دهند، چراکه نهتنها تأسیسات هستهای صلحآمیز ایران بلکه اصول بنیادین نظم بینالملل و منشور سازمان ملل متحد مورد تهدید و تجاوز قرار گرفتهاند.
عراقچی ضمن محکومیت شدید این تجاوز نظامی تصریح کرد: جمهوری اسلامی ایران، حق خود را برای استفاده از تمام گزینهها در چارچوب دفاع مشروع محفوظ میدارد. وزیر امور خارجه ایتالیا با ابراز تأسف از تشدید تنشها در منطقه، در پی حمله نظامی آمریکا، خواستار بازگشت همه طرفها به دیپلماسی شد.
وزیر امور خارجه ایران همچنین در گفتوگو با همتای فرانسوی گفت: سکوت و بیعملی کشورها در برابر تجاوز آمریکا تبعات و پیامدهای گستردهای برای همه کشورها خواهد داشت.
«ژان نوئل بارو»، وزیر امور خارجه فرانسه، در گفتوگویی تلفنی با وزیر امور خارجه کشورمان در مورد آخرین تحولات منطقه متعاقب تجاوز نظامی ایالات متحده آمریکا علیه تأسیسات هستهای صلحآمیز ایران رایزنی کرد. عراقچی در این گفتوگو حمله تجاوزکارانه آمریکا به تأسیسات صلحآمیز هستهای را بهشدت محکوم کرد و این اقدام نظامی را نقض تمامی قوانین و مقررات بینالمللی و در صدر آن، منشور ملل متحد خواند و تصریح کرد: سکوت و بیعملی کشورها در برابر این تجاوز، تبعات و پیامدهای گستردهای برای همه کشورها خواهد داشت. وزیر خارجه فرانسه نیز ضمن ابراز تأسف از این حمله هرگونه مشارکت در طرح، برنامهریزی و اجرای این تجاوز را رد کرد و نگرانی خود را از تشدید تنشها در منطقه پس از تجاوز نظامی آمریکا ابراز داشت و خواستار تداوم گفتوگوهای ایران و اروپا شد.
در روزهای نخست جنگ، تهران همچون میدانی خالی از سکنه و صدای رفتوآمد بود. خیابانها زیر سایه سنگین ترس، بدون روح و خالی از هیاهوی معمول به نظر میرسیدند. کرکرههای مغازهها تا اطلاع ثانوی پایین ماند و پیادهروها خالی از حضوری انسانوار بودند. هر صدای دوردست، انگار حجم هراس را بیشتر میکرد و سکوت بیرحمانهای بر شهر حاکم بود.
اما شنبه اول تیرماه ۱۴۰۴ نقطه عطفی در این خاموشی بیامان بود. مردم با احتیاط اما مصمم، بار دیگر کوچهها و خیابانها را رنگ زدند؛ زنان و مردانی که آرام قدم میزدند و جوانانی که با گامهای استوار از ایستگاههای مترو و اتوبوس میگذشتند. کرکرههای نیمهباز مغازهها و صفهای کوتاه مقابل نانواییها نشان از آن داشت که تهران هرچند زخمی، اما هنوز نفس میکشد.
در میانه این بازگشت محتاطانه به زندگی روزمره، محله دروازه غار بیش از هر جای دیگری از تبعات جنگ متاثر مانده است. خانوادههایی که پیش از این با دستمزد اندک مشاغل روزمزدی یا خرده فروشی امرار معاش میکردند، پس از تعطیلی کارگاهها، منابع درآمدشان به کلی قطع شده است. این فقدان شغل، آنان را با چالشی جدی مواجه کرده: چگونه سفرهای ساده برای فردا فراهم کنند.
بزرگترین مشکل امروز این خانوادهها، تأمین مایحتاج اولیه است؛ نان مورد نیاز روزانه، برنجی که تا پایان ماه دوام بیاورد و روغن خوراکی برای پخت سادهترین غذا. در کنار اینها، هزینههای درمانی بیماران و تأمین شیرخشک برای نوزادان، به معضلی حاد تبدیل شده است. نوزادانی که حتی چند روز بدون شیرخشک دوام نمیآورند، در این شرایط کمبود و گرانی، شکنندهتر از همیشهاند.
روانشناسان اجتماعی هشدار میدهند اختلالات تغذیهای و استرس مداوم میتواند آسیبهای بلندمدت روحی و رفتاری برای کودکان به همراه داشته باشد. پدر و مادری که با اضطراب جنگ، در تلاش برای یافتن دارو و غذا هستند، شبها بیخواب و نگران فردای فرزندانشاناند.
در این میان، موسسه «یاریگران کودکان کار پویا» به صورت متمرکز روی حمایت از این خانوادهها کار میکند. این نهاد، با شبکهای از داوطلبان محلی، بستههای غذایی، شیرخشک و اقلام بهداشتی را به دروازه غار میرساند و هزینههای درمانی کودکان بیمار را تأمین میکند. مشارکت شما در این راه میتواند جان یک کودک را نجات دهد و باری از دوش مادری بردارد که سالها برای آرامش فرزندش تلاش کرده است.
هر کمک مالی—حتی کوچک—از طریق درگاه بانکی امن موسسه واریز شود و هر بسته غذایی یا شیرخشکی که به این موسسه اهدا شود، مستقیماً به دست نیازمندان میرسد. حمایت شما تضمینی است برای لبخند کودکی که در روزهای تاریک به امید نگاه شما چشم دوخته.
تهران امروز، هرچند زخمی و خسته، اما با همت شهروندانش هنوز نفس میکشد. بیایید با همراهی «یاریگران کودکان کار پویا»، امید را به کوچههای دروازه غار بازگردانیم؛ تا هیچ مادری در تامین مایحتاج فرزندش درمانده نماند و هیچ کودکی از حق زیستن در امنیت و آرامش محروم نشود، چراکه جهان به نفس کودکان زنده است.
هموطنان که قصد همراهی مؤسسه «یاریگران کودکان کار پویا» را دارند، میتوانند کمکهای نقدی خود را به کارت بانکی شماره ۶۰۳۷۹۹۸۸۰۰۰۳۴۹۱۴ و یا حساب شماره ۰۱۱۰۸۲۱۴۱۴۰۰۳ واریز نمایند.
معاهدات بینالمللی یکییکی نقض میشوند. «جنگ است اسماعیل… جنگ است». آمریکا در جنونی حیرتانگیز دست اسرائیل را فشرده و وارد نبرد با ایران شده است. ایران اما سرزمینی کهن است که جنگها به خود دیده. باد بینیازی خداوند بر این سرزمین وزیده و مغولان در آن جوی خون راه انداختند، اما ققنوسوار به پا خاسته است.
این روزها از ما میگذرد، اما گروههای حقوق بشری در سازمانها و نهادهای بینالمللی ازاینپس باید پوستاندازی کنند. بعد از جنگ جهانی دوم علیه جنگ معاهدههای بسیار نوشته شد، اما بهنظر میرسد هیچکدام در زمین واقعیت به کار نمیآید.
تجربه تاریخی نشان داده است هیچوقت سازمانهای حقوق بشری دردی از مردم خاورمیانه و آفریقا و… دوا نکردهاند. این روزها بسیاری مردم از خانههای خود آواره شدهاند و در شرایط دشواری زندگی میکنند. آیا زمان آن نرسیده که ماجرای هیروشیما را به یاد آورید؟ جنگی که قرار بود صلح بیافریند، تبدیل به چه شد؟ هنوز بشر این لکه ننگ را بر چهره دارد. انسانهایی که بیرحمانه قربانی شدند…
سال گذشته فیلم «اوپنهایمر» به کارگردانی «کریستوفر نولان» که در اسکار ۲۰۲۴ بیشترین جوایز گرفت، یادآوری کرد آمریکا راهی را که برای صلح مدعی است، دارد به بیراهه میرود. اکنون خاورمیانه در برابر آزمون بزرگ جهانیان قرار گرفته است. روزهای آینده گواهی خواهند داد بر ننگ و نامها.
اینجا در ایران اما مردمی زندگی میکنند که نگران کودکان هستند؛ کودکانی که باید در صلح زندگی کنند. بسیاری از فعالان حقوق کودک و انجمنها در تلاشاند تا جای امنی برای کودکان شیرخوارگاهها پیدا کنند. اگرچه راههای ارتباطی بسته است، اما بیش از ۵۰ کودک از شیرخوارگاه آمنه در ونک به جای امنی منتقل شدند.
یک لحظه تجسم کنید وقتی منطقه ۳ تهران ناامن خوانده شد، چه فشار روحی و روانیای به متولیان این شیرخوارگاه که در همین منطقه قرار دارد، وارد شده است. در این شیرخوارگاه بیش از ۵۴ نوزاد زندگی میکنند که قلبهای کوچکشان تاب کشیدن رنجی بیش از بیپدرومادری ندارد. «حسن موسوی چلک»، معاون بهزیستی، اما به ما میگوید: نگران نباشید، ما این بچهها را خانواده خود میدانیم و لحظهای تنهایشان نمیگذاریم.
براساس گفتههای او، اکنون جای بچهها امن است. بسیاری از شیرخوارگاههای خصوصی هم بچههای کوچک را به جاهای امن رساندهاند. تاریخ از یاد نمیبرد ایران «علیاکبر صنعتی»ها دارد که میانه جنگ جهانی دوم برای کودکان یتیم کرمان پدری کرد و پناهگاه ساخت. کودکانی که سالها بعد هنر و علمشان پرآوازه شد.
کودکان کار و بدسرپرست اما همچنان نیازهای اساسی به کمک و امداد دارند. اگر قرار نیست جامعه جهانی یک لحظه آن چشمهای معصوم را به یاد بیاورد، اینجا هنوز هستند زنان و مردانی که یک لحظه آرام ندارند و برای کمک به همنوع خود دریغ نمیکنند. اگر جهانیان از یاد بردند، اما این صدای ماست که بلند است؛ ایرانیان مردمی دیرپا و مهربان هستند. آنها که در بحبوحه جنگ جهانی دوم به لهستانیهای جنگزده پناه دادند. نشان به آن نشان که اگر صلحی در جهان باشد، از سرزمینی تسری پیدا میکند که اقوامش سالیان دراز و در کنار هم همزیستی کردهاند.
«قسمت دوم»
این روزها با دو کوله راهی بیمارستان میشوم. دوربین و لپتاپ را که تنها دارایی ارزشمندم هستند، بههمراه تعدادی کتاب و دفتر و کاغذ در یک کوله میگذارم. در کوله دیگر هم چند تکه لباس و مقداری وسایل شخصی و خوراکی قرار میدهم؛ چون ممکن است حدفاصل رسیدن به بیمارستان زمینگیرشوم یا دیگر امکان بازگشت به منزل را نداشته باشم. هر روزی که برای شیفت بیرون میآیم، از خانه کوچک استیجاریام عکس میاندازم؛ زیرا در بحبوحه جنگ، امیدی به دیدن و زیستن مجدد در این کاشانه ۵۰متری ندارم. اگر مردمی که از تهران رفتند، یکبار با خانهشان خداحافظی کرده و عکس گرفته باشند، من هر روزی که از خانه بیرون میروم این مراسم را تکرار میکنم. حتماً کتانی و لباس راحت میپوشم. چون ممکن است هر لحظه انفجاری رخ دهد و نیاز به دویدن و پناه گرفتن باشد. عروسک کودکیام را هم همراهم میبرم؛ تنها عضوی از خانواده که این روزهای تلخ و سیاه همراهم است. چالش بعدی پیدا کردن ماشین برای رفتن به بیمارستان است.
حرکت اتوبوسهای ناوگان عمومی کند شده و نمیدانم بموقع میرسم یا نه. سیستمهای مکانیابی مختل شده و اگر تاکسی اینترنتی پیدا شود، عمدتاً در فاصله دوری از من است. هزینه چندبرابرش را بازگو نمیکنم. مجبورم دقایق طولانی در خیابان خلوت و آرام منتظر بمانم. سکوت در هنگامه جنگ رعبآور است. بهجز من و چند تبعه در خیابان، پرندگان هستند که شاهد این دقایقاند. سیستم بانکی کند شده و اغلب امکان پرداخت اینترنتی هزینه وجود ندارد. بعد از مدتها پول نقد به کیفم بازگشته و هزینه تاکسی را نقدی پرداخت میکنم. پس از گذر از این چند خان به بیمارستان غمزده و خلوت میرسم. جنگ هنوز به شلوغی و ازدحام بیمارستانی نرسیده است. تعدادی از همکاران شیفت قبل در حال انتقال اخبار جنگ هستند که خب خوشحالی سفیهانهشان از انفجار فلان نقطه از کشور، خان سختی از شروع کارم است. در حالی به سراغ بیماران میروم که آسمان تهران را نه دود همیشگی اتومبیلها که دود موشک در بر گرفته است. هشت سال کار کردن در بخش ویژه، نگرش درک زندگی در لحظه را به من بیدار کرده است. بهکرات دیدهام که بیمار دمی هست و ساعتی دیگر در سردخانه است. این روزها در هنگامه جنگ، زندگی در لحظه بهشکل دیگری خودش را به من نشان میدهد. خیابان و ساختمانی هست و دیگر نیست. شهر و محلهای هست و شاید نباشد…
مروری بر برخی سایتهای میراث جهانی که بهواسطه حملات و اقدامات آمریکا و اسرائیل طی چند دهه اخیر تحت ستم بودهاند، در شرایطی که ایران عزیز تحت مصاف نابرابر با این دو رژیم متخاصم قرار گرفته، حائز اهمیت است:
گنبد بمب اتمی هیروشیما موسوم به گنبد گِنباکو (یادمان صلح) در ژاپن، از جمله مکانهای ثبتشده جهانی است که بهدلیل یادآوری بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی در سال 1945 توسط آمریکا، در صدر مکانهای تحت ستم مربوط به جنگهای جهانی قرار دارد. بمبارانی که منجر به فجایعی گسترده و کشته شدن بیش از 200 هزار نفر شد. این اثر که با عنوان پارک و یادمان صلح در سال 1996 در فهرست میراث جهانی به ثبت رسیده است، بقایای تالار معرفی دستاوردهای صنعتی هیروشیما است که بهشکلی خاص و نیمهمخروبه باقی مانده است. این اثر جهانی با احراز معیار ۶ از معیارهای ششگانه میراث جهانی بهعنوان یادمانی از کشتار بمب اتمی آمریکا در فهرست میراث جهانی جای گرفته است.
«جزیره بیکینی» واقع در جزایر مارشال در اقیانوس آرام اثر دیگری است که بهدلیل آزمایشات هستهای آمریکا پس از جنگ جهانی دوم غیرقابل سکونت شد و سالها جنایت اتفاقافتاده در این جزیره، موضوع رسانههای جهان بود. «لوییس رارد»، طراح لباس معروف شنای بانوان، نام «بیکینی» را برای یک طرح معروف گذاشت تا طنز تلخی از این واقعه در جزیزه باشد؛ جزیرهای که بهگفته باستانشناسان سابقه سکونت در آن دستکم تا دوره تاریخی میرسید. این جزیره در سال 2010 با معیار 4 و 6 در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید. (در انیمیشن معروف این روزها، باب اسفنجی، جزیره «بیکینی باتم» نیز اشارهای به همین جزیره دارد.)
در سال 1981، در کوران اختلافات اسرائیل و فلسطین، یونسکو شهر تاریخی قدس(اورشلیم) را با مسئولیت اردن در فهرست میراث جهانی به ثبت رساند. هرچند بهرغم مسئولیت حقوقی اردن در حفاظت از این اثر میراث جهانی، گزارشات دورهای ایکوموس حاکی از آن است که اسرائیل در اقدامات مربوط به حفاظت از این سایت جهانی کوتاهیها و تخلفات جدی داشته است. یونسکو در سال 2014 با تصمیمی قابلتوجه بخش جنوبی شهر قدس(اورشلیم) را با نام «فلسطین، منظر فرهنگی زیتون و تاکستان» به ثبت جهانی رساند. از دیگر نکات جالب توجه این است که فلسطین با آنکه بهعنوان یک کشور رسمی عضو سازمان ملل متحد شناخته نمیشود و عضو ناظر محسوب میشود، اما سالها عضو کمیته میراث جهانی یونسکو و همچنین عضو کمیته بینالدولی میراثفرهنگی ناملموس یونسکو بوده است و هماکنون نیز از اعضای کنوانسیون میراث جهانی است.
کمیته میراث جهانی یونسکو در نشست 46ام این کمیته که در سال گذشته در دهلی نو برگزار شد، با تأکید بر قرارگیری میراث جهانی اورشلیم(قدس) در فهرست میراث در خطر تصریح کرد:
با یادآوری مفاد مربوط به حفاظت از میراثفرهنگی از جمله چهار کنوانسیون ژنو (1949)، کنوانسیون لاهه برای حفاظت از اموال فرهنگی درصورت درگیری مسلحانه (1954) و پروتکلهای مرتبط با آن، کنوانسیون روشهای ممنوعیت و جلوگیری از واردات، صادرات و انتقال مالکیت غیرقانونی اموال فرهنگی (1970)، کنوانسیون حفاظت از میراثفرهنگی و طبیعی جهان (1972)، توصیهنامه یونسکو دهلی نو در سال 1956 در مورد کاوشهای انجامشده در سرزمینهای اشغالی، ثبت شهر قدیمی اورشلیم و دیوارهای آن به درخواست اردن در فهرست میراث جهانی (1981) و در فهرست میراث جهانی در معرض خطر (1982) و موارد مرتبط توصیهها، قطعنامهها و تصمیمات یونسکو همچنین، با تأکید مجدد بر اهمیت شهر قدیمی اورشلیم و دیوارهای آن برای سه دین توحیدی، با یادآوری اینکه تمام اقدامات و اقدامات قانونی و اداری انجامشده توسط اسرائیل، قدرت اشغالگر ، که شخصیت و وضعیت شهر مقدس اورشلیم و بهویژه «اصول اساسی» اورشلیم را تغییر دادهاند یا قصد تغییر آن را دارند، باطل و بیاعتبار هستند و باید فوراً لغو شوند.
کمیته از از عدم توقف حفاریهای مداوم، تونلسازی، کارها، پروژهها، از جمله طرح ساخت تلهکابین و سایر اقدامات غیرقانونی در اورشلیم شرقی، بهویژه در داخل و اطراف شهر قدیمی اورشلیم، که طبق قوانین بینالمللی غیرقانونی هستند، ابراز تأسف میکند و مجدداً و تاکیداً از اسرائیل، قدرت اشغالگر، درخواست میکند از هرگونه تخلفی که با مفاد کنوانسیونها، قطعنامهها و تصمیمات مربوطه یونسکو مطابقت ندارد، جلوگیری کند. همچنین، از امتناع اسرائیل برای اجرای درخواست مدیرکل یونسکو بهمنظور تعیین یک نماینده دائمی مستقر در اورشلیم شرقی ابراز تأسف میکند و درخواست خود را از مدیرکل برای تعیین نماینده مذکور در اسرع وقت تکرار میکند.
کمیته بار دیگر بر لزوم فوری اجرای مأموریت نظارتی یونسکو بر شهر قدیمی اورشلیم تأکید و از مدیرکل و مرکز میراث جهانی دعوت میکند تمام تلاشهای ممکن را مطابق با وظایف خود و مطابق با مفاد کنوانسیونها، تصمیمات و قطعنامههای مربوطه یونسکو، برای تضمین اجرای سریع این مأموریت و درصورت عدم اجرا، ارائه اقدامات مؤثر ممکن برای تضمین اجرای آن، بهکار گیرند.
کمیته تصمیم میگیرد «شهر قدیمی اورشلیم و دیوارهای آن» را در فهرست میراث جهانی در معرض خطر حفظ کند.
خانه «فاطمه» و خانوادهاش به انرژی اتمی نزدیک است. همین موضوع باعث شده تا بیخوابیهایش نسبت به ساکنان سایر بخشهای شهر بیشتر باشد. «شبهای اول خیلی میترسیدم. در روزهای اول جنگ شبها خانه خودمان نمیخوابیدیم، اما ازآنجاکه وضعیت نامشخص است، تصمیم گرفتیم به خانه برگردیم.»
آن روز که با فاطمه صحبت کردم، هنوز حملات شبانه به اصفهان شروع نشده بود. در هنگام نوشتن این گزارش اما ساعت 12 ظهر هالهای از دود بخشی از شهر را فراگرفته است؛ همان شهری که پیترو دلاواله، جهانگرد ایتالیایی قرن هجدهم، دربارهاش گفته بود «هیچ شهری را در جهان ندیدهام که چنین هماهنگی و زیبایی در خیابانهایش باشد. اصفهان مرا مبهوت کرد.» فاطمه آن روز از این گفت که روزها اصفهان آرام است، اما شبها از ساعت ۷-۸ شب صدای پدافند و انفجار بخشی از شهر را برای ساعاتی پر میکند. «جمعهشب، یعنی 30 خرداد، حمله شدیدی از ساعت یک تا ۵ صبح داشتیم. شنیدم مناطق مختلف را زدهاند.»
بهگفته این شهروند ساکن اصفهان، کارکنان شرکتها و ادارت خصوصی این روزها نگرانند؛ اینکه کارفرمایان توان پرداخت حقوق را دارند یا نه. «شرکت ما کاملاً به اینترنت وابسته است و هرگونه اختلالی کار ما را با چالش جدی مواجه میکند.» فاطمه از این میگوید که گرچه موج حمله بهویژه آنچه جمعهشب اتفاق افتاد، ترس به دل خیلیها انداخته، اما همچنان کارها در جریان است؛ چه در بخش دولتی و چه در بخش خصوصی. «مردم در تمام محلهها و نقاط اصفهان درگیر جنگ نشدهاند و برخی مناطق بیشتر تحتتأثیر آن قرار دارند.»
نگرانی این شهروند ساکن اصفهان مشخص نبودن چشمانداز آتی است. «امیدوارم راهحلی پیدا شود؛ زیرا تداوم این وضعیت به مشاغل آسیب میزند. در کنار آن ما از مسئولان انتظار داریم درباره آسیبهای احتمالی نیروگاهی که به خانه ما نزدیک است، اطلاعرسانی بیشتری داشته باشند تا مردم اطمینانخاطر داشته باشند.»
شبها در خانهایم
مرجان خانهدار است و خانهشان در جنوب اصفهان در محله جلفا است. او از خلوتی خیابانهای اصفهان در شبها میگوید. «اغلب خانوادهها دور هم جمع میشوند و ترجیحشان این است که در هنگام تاریک شدن هوا در خانه نباشند.» اطراف خانه مرجان هم چند منطقه نظامی است و همین موضوع باعث شده شبها خواب راحتی نداشته باشد. «اینجا صداها از ساعت ۲ نیمهشب بهبعد شروع میشود. اندکی بعد صداها متوقف و دوباره شروع میشود و این وضعیت تا ۴ و نیم صبح ادامه دارد. البته میدانم در تهران اوضاع شما از ما بدتر است.»
بهگفته مرجان، ساکنان این محله همه در یک مقوله مشترکاند: «استرس». آنها درعینحال چشماندازی از پایان این وضعیت ندارند و همین موضوع باعث شده است نتوانند تصمیمی برای خروج از شهر بگیرند. «اگر میدانستیم یک هفته یا دو هفته است، به جای دیگری میرفتیم؛ اما وقتی نمیدانیم چقدر قرار است طول بکشد، ترجیح میدهیم در خانه باشیم.»
مرجان همانند فاطمه جمعهشب را خوب به خاطر دارد، همان شبی که سروصداها از اصفهان فراتر رفت و حتی به دولتآباد که خانه مادرش در آنجاست، رسید.
بیخوابی حکایت این روزها
شروین 13ساله روزهای اول خیلی میترسید، استرس شدیدی را تحمل میکرد، حالش بد میشد و فشارش میافتاد. حالا اندکی بهتر است. «ساعت 8 شب شروع میکنند، وقتی پدر و مادرم بیدارند، اوضاع بهتر است؛ اما نیمهشب که با صدای زیاد بیدار میشوم، برایم خیلی سخت است.»
شروین هنوز شب اول را به یاد دارد؛ همان شبی که خانه به لرزه درآمد. این نوجوان اصفهانی از همان اولین انفجار تا امروز که این گزارش نوشته میشود، بیشتر وقتها در خانه است. «الان دیگر بیرون نمیروم، کلاسهای تابستانیام هم لغو شدهاند. بعد از چند روز ماندن در اتاقم، با چند نفر از دوستانم در حوالی خانه قرار گذاشتم. ساعت 8 دوباره صداهای وحشتناکی آمد و سریع به خانه برگشتم.»
این حکایت تنها مربوط به شروین نیست. دوستان دیگرش هم همین وضعیت را دارند. «یکی از دوستانم میگوید شبها تا صبح بیدار است. ساعت 5 صبح که صداها تمام میشود، تازه میتواند بخوابد.»
«محسن» و همسرش هر دو بازنشستهاند و ساکن شهرک بهارستان. آنها هم خواب شبانه ندارند و دلنگران دخترشان در کرج هستند. «شبها تا صبح بیدارم، درست نمیتوانم بخوابم.»
محسن فضای شهر اصفهان در روز را عادی میداند. مردم سر در کار خود دارند و به ادارات و شرکتها میروند، اما شبها شهر سوتوکور است. اصفهانیها شب را در کنار هم هستند، با هم درباره اوضاع حرف میزنند و اینکه چه اتفاقی خواهد افتاد.
این گزارش روایت چند نفر از ساکنان اصفهان است. در سایر شهرهایی که این روزها گرفتار موج حملات اسرائیل هستند نیز وضعیت مشابه است؛ از اهواز گرفته تا تبریز. البته این دو شهر اخیر روزها هم بارها موج انفجارها را تجربه کردهاند، همچنان که ساکنان تهران چنین تجربهای را داشتهاند. «پیام ما» در گزارشهای دیگری به حالوهوای این شهرها میپردازد و درباره مردمی مینویسد که شبوروزشان با صدای پدافند و انفجار آمیخته شده است.
در همین رابطه وزیر خارجه ایران طی یک نشست خبری در استانبول، این حمله را «نقض آشکار قوانین بینالمللی» خواند و گفت: «ما در حال مذاکره بودیم، اما آمریکا میز را به آتش کشید.»
«سیدعباس عراقچی» با اشاره به قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت و معاهده NPT تأکید کرد: «این تجاوز، حمله به حاکمیت ایران نیست، حمله به قوانین جهانی است.» عراقچی از شورای امنیت خواست جلسهای فوری تشکیل دهد و آمریکا را محکوم کند. او پاسخ به این سؤال که «آیا ایران به پایگاههای آمریکا در منطقه حمله میکند؟» نیز گفت: «گزینههای ما روی میز است. ما حق دفاع مشروع داریم.» او همچنین هشدار داد «اعتماد ایران به غرب دیگر وجود ندارد» و توضیح داد: ما بههیچعنوان به کشورهای غربی در زمان گفتوگو اعتماد نداشتیم و اکنون دلایل زیادی وجود دارد که نباید به آنها اعتماد کنیم، بیاعتمادی ما به آنها بیشتر شد.
وزیر امور خارجه ایران با تأکید بر اینکه «ما بههیچعنوان در مورد حاکمیت و استقلال ایران سازش نخواهیم کرد»، گفت: ایران به دفاع از اراضی، حاکمیت و ملت خود ادامه خواهد داد و از تمامی راههای ممکن و ضروری، نهتنها برای مقابله نظامی با حملات آمریکا، بلکه برای اتخاذ اقدامات دیگر در این زمینه استفاده خواهد کرد.
براساس گزارش ایسنا، عراقچی در این نشست خبری حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی به تأسیسات هستهای ایران را مورد اشاره قرار داد و گفت: من از ژنو به اینجا آمدهام، جایی که اولین نشست وزارتی ایران و تروئیکای اروپایی برای صلح و ثبات برگزار شد. ما ناگهان با یک تجاوز مواجه شدیم؛ تجاوز آشکار از سوی نیروهای آمریکایی به تأسیسات هستهای ایران. این دولت جنگطلب که قوانین را نقض میکند، مسئول کامل پیامدهای خطرناک و آثار ناشی از این تجاوزگری است.
بهگفته عراقچی، «جمهوری اسلامی ایران از شورای امنیت خواسته جلسه فوقالعادهای برگزار کند و این اقدام تجاوزگرانه را با صراحت کامل محکوم کند و دولت آمریکا را بهدلیل نقض قوانین بینالمللی و منشور سازمان ملل متحد مسئول بداند».
وزیر امور خارجه ایران با تأکید بر اینکه «دولت آمریکا مانع ثبات شده و راه دیپلماسی را بسته است و به اقدامات غیرقانونی رژیم صهیونیستی و تجاوزگریهای آن پیوسته»، گفت: این اقدام خبیثانه آمریکا در حمله نظامی، اقدامی خطرناک و تجاوزگرانه علیه ملت ایران بهشمار میرود. ایران، براساس منشور سازمان ملل متحد، حق دفاع از خود را دارد و مبانی و قوانینی که بر جمهوری اسلامی ایران حاکم است، این حق را به آن دادهاند که از خود، از امنیت خود، از منافع خود و از ملت دفاع کند.
رئیس دستگاه دیپلماسی کشور با تأکید بر این موضوع که «باب مذاکرات همیشه باید باز بماند»، ادامه داد: اما شرایط کنونی اینگونه نیست. کشور من مورد حمله قرار گرفته است؛ کشور من هدف تجاوزگری واقع شده و ما باید پاسخ دهیم.
وزیر امور خارجه با بیان اینکه نمیدانم چقدر فرصت دیپلماتیک باقی مانده است، گفت: ما اکنون در حال ارزیابی خسارتها هستیم، اما خسارتها فقط به تأسیسات هستهای محدود نمیشود؛ بلکه منشور سازمان ملل متحد نیز آسیب دیده است. بنابراین، ما نمیدانیم چقدر فرصت برای دیپلماسی باقی مانده است.
عراقچی در واکنش به اظهارات تهدیدآمیز رئیسجمهور آمریکا مبنیبر اینکه ایران باید راه صلح در پیش گیرد، وگرنه حملات آتی بسیار شدید خواهد بود، گفت: واکنش به این سخنان نباید فقط از سوی ایران باشد، بلکه جامعه جهانی باید واکنش نشان دهد؛ زیرا منشور سازمان ملل متحد مورد حمله قرار گرفته است. ما نمیدانیم چرا ایران هدف حمله قرار گرفت، آنهم در سایه توهمهای خطرناک مبنیبر اینکه ایران بهدنبال ساخت سلاح هستهای است.
وزیر امور خارجه درباره حمایت چین از ایران و نیز موضع روسیه در قبال اقدامات تجاوزکارانه اسرائیل و آمریکا علیه ایران گفت: من به مسکو سفر خواهم کرد و با رئیسجمهور پوتین دیدار خواهم داشت. روسیه کشوری دوست با ایران است و ما شراکتهای راهبردی با یکدیگر داریم. همیشه در حال رایزنی با یکدیگر بودهایم و مواضع خود را هماهنگ میکنیم.
عراقچی همچنین در پیامی در شبکه ایکس خطاب به اروپاییها نوشت: «هفته گذشته، وقتی ما در حال مذاکره با آمریکا بودیم، اسرائیل تصمیم گرفت دیپلماسی را نابود کند. این هفته، وقتی با گروه تروئیکای اروپا E3 و اتحادیه اروپا گفتوگو داشتیم، آمریکا تصمیم گرفت آن دیپلماسی را نابود کند. از این وضعیت چه نتیجهای میتوان گرفت؟ از نگاه بریتانیا و مسئول عالیرتبه سیاست خارجی اتحادیه اروپا، موضوع این است که ایران باید به میز مذاکره «بازگردد». اما چگونه ممکن است ایران به چیزی بازگردد که هرگز ترک نکرده است، چه برسد به اینکه نابودش هم کردهاند؟»
پزشکیان: آمریکا، پشت پرده جنایات اسرائیل
رئیسجمهور ایران، مسعود پزشکیان، نیز در جلسه هیئت دولت، حمله آمریکا را «افشای نقش واقعی واشنگتن» دانست: «آنها ابتدا پنهان میکردند، اما حالا خودشان وارد جنگ شدند.»
او با اشاره به عملیات اخیر ایران علیه اسرائیل گفت: «پاسخ ما نشان داد که اسرائیل بهتنهایی توان مقابله با ایران را ندارد.» پزشکیان خطاب به ملت ایران تأکید کرد: «وحدت، تنها سلاح ما در برابر دشمن است.»
سپاه پاسداران: انتقامی سهمگین در راه است
همچنین سپاه پاسداران در بیانیهای، حمله آمریکا را «جنایت علیه بشریت» خواند و هشدار داد: «پاسخ ما فراتر از محاسبات دشمن خواهد بود.» سپاه پاسداران در این بیانیه از تداوم عملیات «وعده صادق ۳» علیه اسرائیل خبر داد و افزود: «صهیونیستها تاکنون ۲۰ موج حملات ما را تجربه کردهاند و این روند ادامه دارد.» سپاه همچنین تأکید کرد: «پایگاههای آمریکا در منطقه آسیبپذیر هستند.»
آژانس اتمی جلسه اضطراری تشکیل میدهد
«رافائل گروسی»، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، نیز در پی این حمله، جلسهای اضطراری با شورای حکام تشکیل داد. روسیه و چین نیز در شورای امنیت بهدنبال تصویب قطعنامه علیه آمریکا هستند.
اتحاد جهانی علیه سیاستهای جنگطلبانه
بیانیه وزارت خارجه الجزایر: تشدید تنشها نگرانکننده است
وزارت خارجه الجزایر در بیانیهای رسمی، نگرانی و تأسف عمیق خود را نسبت به تشدید تنشها در منطقه پس از حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران اعلام کرد. این بیانیه اشاره دارد که این اقدامات در شرایطی صورت میگیرد که جامعه بینالمللی در تلاش برای کاهش تنشها و یافتن راهحلهای مسالمتآمیز است. الجزایر بر ضرورت آتشبس فوری، بازگشت به مذاکرات و حلوفصل مسالمتآمیز پرونده هستهای ایران تأکید کرد.
محمد البرادعی: حمله آمریکا و اسرائیل نقض قوانین بینالمللی است
«محمد البرادعی»، رئیس سابق آژانس بینالمللی انرژی اتمی، حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران را جنگی متجاوزانه و نقض منشور سازمان ملل خواند. او گفت: «دو دولت هستهای (آمریکا و اسرائیل) که یکی از آنها خارج از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) است و هزاران سلاح اتمی دارد، جنگی را آغاز کردهاند که اصول حقوق بینالملل را زیر پا گذاشته است.»
البرادعی هشدار داد این جنگ پیامدهای ویرانگری برای امنیت منطقه دارد و تأکید کرد صلح پایدار تنها از طریق عدالت، امنیت برابر و مذاکره محقق میشود.
واکنش روسیه: دستاوردهای معکوس حمله آمریکا به ایران
«دیمیتری مدودف»، معاون رئیس شورای امنیت روسیه، با تمسخر ادعاهای دونالد ترامپ درباره «صلح آمریکایی»، به تشریح پیامدهای منفی حمله واشنگتن به ایران پرداخت. او گفت: «زیرساختهای هستهای ایران آسیب جدی ندیده و غنیسازی اورانیوم ادامه خواهد یافت.»
مدودف همچنین اشاره کرد که برخی کشورها آمادهاند سلاحهای هستهای خود را مستقیماً به ایران عرضه کنند. او افزود: «حکومت ایران نهتنها تضعیف نشده، بلکه قویتر شده و مردم بیشازپیش در حمایت از رهبری خود متحد شدهاند.»
معاون شورای امنیت روسیه با اشاره به مخالفت اکثر کشورهای جهان با اقدامات آمریکا و اسرائیل، گفت: «ترامپ با این حمله، هرگز جایزه صلح نوبل را نخواهد برد.»
پاپ لئوی چهاردهم: جنگ مشکلات را حل نمیکند
رهبر کاتولیکهای جهان نیز با محکوم کردن حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، خواستار توقف فوری درگیریها شد. «پاپ لئوی چهاردهم» تأکید کرد: «جنگها هیچ مشکلی را حل نمیکنند، بلکه رنجها را عمیقتر میکنند.»
او گفت: «هیچ پیروزی نظامی رنج یک مادر، ترس یک کودک یا آینده ازدسترفته را جبران نمیکند. تنها راه، دیپلماسی و گفتوگوی صلحآمیز است.»
رایزنی عربستان و کویت برای کاهش تنشها
«محمد بن سلمان»، ولیعهد عربستان سعودی، و «مشعل الاحمد الجابر الصباح»، امیر کویت، نیز در تماس تلفنی بر لزوم کاهش تنشها در منطقه تأکید کردند. این گفتوگو به بررسی آخرین تحولات، از جمله تنشهای ایران و رژیم صهیونیستی اختصاص داشت و دو طرف بر ضرورت جلوگیری از تشدید درگیریها اشاره کردند.
واکنشهای بینالمللی نشان میدهد اقدام متجاوزانه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران با مخالفت گسترده کشورها و نهادهای جهانی روبهرو شده است. از الجزایر و روسیه تا واتیکان، همگی بر ضرورت توقف جنگ، بازگشت به مذاکرات و حلوفصل مسالمتآمیز بحران تأکید کردهاند. این اجماع بینالمللی نشاندهنده محکومیت قاطع نقض حاکمیت ایران و خطرات گسترش جنگ در منطقه است.
نگاه کودکان از قاب پنجره به جنگ
روایت مادران از مواجهه کودکان با جنگ
«طاها»، هشتساله و «رستا»، چهارساله – نوبنیاد: «الهام»، مادر این دو کودک از شب انفجار میگوید؛ همان شبی که آسمان شهرک چمران از پنجره آشپزخانهشان دیده شد و همهچیز برای همیشه در ذهن بچهها ثبت شد.
«شب اول، رستا با ترس پرسید: ’مامان این صدا چیه؟‘ و طاها گفت: ’مامان بریم خونه مامانجون، الان خونههامون منفجر میشه…‘»
الهام میگوید هیچوقت فکر نمیکردم یک شب عادی اینطور به خاطرهای پر از وحشت تبدیل شود: «رستا بهمحض اینکه کوچکترین صدایی را میشنود، لباس من را محکم میگیرد و میپرسد: ’بمب زدن؟‘ ولی طاها فقط زل میزند و حرفی نمیزند… ترس و شوک در نگاهش موج میزند. آنها هیچکدام از این واژهها را نمیدانستند، ولی حالا دارند تکرارشان میکنند.»
الهام جملهای را به یاد میآورد که دلش را شکست: «طاها گفت: ’مامان نکنه اینها فهمیدن تولدمه که بمب انداختن؟‘ چون قرار بود جمعه مهمان داشته باشیم که نیامدند… دنیای بچهها خیلی ساده است.»
او برای کاهش ترس بچهها تصمیم گرفت آنها را تنها نگذارد: «آوردمشان نزد پدر و مادرم تا کنار هم باشند. به بچهها میگویم خیلی زود تمام میشود، این صداها همه بمب نیست، صدای آسمان است. اما آنها از نگاه من میفهمند که دارم فقط دلداری میدهم…»
«آرشام»، چهارساله – پیروزی: «مائده»، مادر آرشام، میگوید تلاش کرده بودند کودکشان متوجه فضای جنگ نشود، اما بچهها حتی وقتی بازی میکنند، همهچیز را میفهمند. «وقتی رسیدیم لواسان، آرشام یکدفعه گفت: ’خوب شد اومدیم اینجا پناه گرفتیم.‘ پرسیدیم پناه برای چه؟ گفت: ’آخه اسرائیل حمله کرده…‘» او وسط بازی هم ناگهان میگفت: «اگه بریم تهران، میمیریم… چون اسرائیل داره میجنگه.»
وقتی صدای پدافند آمد، پاهایش را جمع کرد و با ترس گفت: «یا امام حسین، جنگ شد؟» مادرش گفت: «نه عزیزم، اینها نورافشانیاند، مثل چهارشنبهسوری.» ولی ترس در چشمهایش موج میزد.
مائده میگوید: «حتی وقتی فکر میکردم سرگرم بازی است، خبر کشتهشدن بچهها که از تلویزیون پخش میشد، رفت جلوی صفحه و فقط نگاه کرد.» بعد با اطمینان کودکانهای گفت: «اصلاً اسرائیل ما رو نمیزنه… ما داریم اسرائیل رو میزنیم.»
او در پایان میگوید: «به او میگوییم اینجا جنگ نیست، صداها برای بیرون است؛ ولی او میفهمد که همهچیز عوض شده است.»
«کارین»، ششساله – تهران: کارین، با اینکه صدای پهپاد یا انفجار را نمیشنود، اما وقتی اخبار جنگ در تلویزیون پخش میشود و بزرگترها درباره آن حرف میزنند، ذهنش پر از سؤال و ترس میشود. مادر کارین میگوید: «وقتی تصاویر کودکانی را که کشته شده بودند، دید، بغض کرد و پرسید: ’مامان، چرا این کار رو میکنن؟ اینا آدمای بدیان؟ چرا بچهها رو میکشن؟ من ازشون بدم میاد…‘»
مادرش میگوید تلاش میکند خانه را از فضای جنگ دور نگه دارد: «تمام تلاشم را کردم که کارین دیگر چیزهای ترسناک نبیند، اما انگار با تمام حواسش داشت اتفاقها را دنبال میکرد.»
او میگوید: دیروز، وقتی داشت ظرفها را میشست، کارین ناگهان با عروسکش به آغوشش پناه آورد و بدون هیچ مقدمهای گفت: «مامان، من جنگو دوست ندارم. چرا تموم نمیشه؟ دلم میخواد بریم جاهایی که دوست داریم…»
مادر، او را در آغوش گرفته و گفته: «کارینجان، اینجا جنگ نیست… خیلی زود همهچیز تمام میشود، اینترنت وصل میشود و میتوانی کارتونهایی که دوست داری ببینی.»
«نامدار»، ۱۰ساله – پل رومی: نامدار ابتدا صدای پدافند را هیجانانگیز میدانست. مادرش، «سوگند»، میگوید: «رفت سمت پنجره و گفت: ’وای، چقدر باحاله!‘ ولی چند روز بعد، همان صداها باعث شد ساکت شود و با ترس اطرافش را نگاه کند. دیگر ذوق نداشت.»
برای آرامکردنش، مادر به بازی و فیلم پناه آورد، اما خودش هم آرام نبود: «بچگی من با جنگ گذشت. این صداها فقط صدا نیستند… با هر انفجار، خاطرههایم برمیگردد. حتی وقتی آب منطقه قطع شد، نامدار دقیق نمیدانست چه میگذرد، ولی میفهمید چیزی تغییر کرده است.»
«هیرمان»، هفتساله و «لنا»، چهارساله – میدان المپیک: هیرمان و لنا، کودکان دیگری از میدان المپیک تهران، شب حمله با ترس به مادرشان هانیه گفتند: «مامان، جنگ شده؟ من میترسم خونهمون رو بزنن… ما چطور بخوابیم؟ اینهمه صدا هست…» مادرشان میگوید هیرمان بعد از چند دقیقه پرسید: «مامان، داریم از خونمون میریم… پس اسباببازیهام چی میشن؟» او با دلشوره گفته: «خانهمان امن است عزیزم، نگران نباش.» اما هیرمان بغض کرد و پرسید: «ما برنمیگردیم خونه؟ من همه اسباببازیهامو میخوام…»
میگوید لنا، دختر چهارسالهاش، وقتی صدای انفجار شنید، پرسید: «مامان، این صدا چیه؟» گفتم: «رعدوبرق است عزیزم…» اما وقتی دوباره صدا آمد، لنا با اضطراب رفت سمت پدرش و گفت: «بابا! دوباره صدا اومد… جنگ و دعواهاشون شروع شد؟»
مادرشان تعریف میکند: «برای اینکه نترسند و بتوانیم کمی آرامشان کنیم، همه در سرویس بهداشتی جمع شدیم و آنجا برایشان کارتون با صدای بلند گذاشتیم و بازی کردیم. همان شب از تهران خارج شدیم.» در مسیر لنا با صدایی کودکانه پرسید: «بابا… یعنی ایران تموم شد؟»
«حلما»، ۱۰ساله و «هیوا»، پنجساله – پردیس: حلما و هیوا دختران «زهرا» هستند که در پردیس تهران زندگی میکنند، شبهای اول حمله را مادرشان اینطور روایت میکند: «صدای انفجار ناگهانی بود. حلما که تا آن روز فقط در کتابها درباره جنگ خوانده بود، با ترس واقعی روبهرو شد. میگفت: ’وقتی چشمامو میبندم، صداها تو گوشم میپیچه…‘ نمیتوانست بخوابد، کابوس میدید و بغض کرده بود.»
زهرا میگوید: «شنیدن صدای تپش قلب دخترم و دیدن ترس در چشمانش برایم از سختترین لحظات بود. حس میکردم قلبم فشرده شده.» مادر ادامه میدهد: «تلاش کردم فضای خانه را عادی نگهدارم، اما چند روز پیش حلما با اشک گفت: ’دلم برای ایرانمون میسوزه مامان…‘»
زهرا میگوید: «اینکه بچهام چنین حسی دارد، ایران را وطنش میداند و نگرانش است، برایم ارزشمند است.»
«کیان»، ۱۱ساله – پردیس: کیان، چند روز قبل از شروع حملهها همراه خانوادهاش به اردبیل رفت. قرار بود شنبه به تهران برگردند، اما با شدت گرفتن حملات، ماندگار شدند. «ثریا»، مادر کیان، میگوید: «کیان صدای انفجار نشنیده بود، ولی همان روز اول بعد از دیدن خبرها گفت: ’مامان… من میخواستم بزرگ بشم.‘»
او قرار بود جمعه در کنسرت هنرجویان پیانو اجرا داشته باشد. مادرش میگوید: «خیلی ناراحت بود که کنسل شد. به او گفتم این وضعیت همیشگی نیست. ما کنارت هستیم، قرار است همهچیز درست شود…، ولی واقعیت این است که خودم هم پر از ترسام.»
سامان، ۹ساله – پونک: مادر سامان تعریف میکند که سامان «اولین شب گفت: ’ما کار بدی کردیم که بهمون حمله کردن؟” خیلی ترسیده بود، اصرار داشت برویم در پارکینگ؛ چون امنتر است. ولی سختترین لحظه، زمانی بود که فهمید پدرش باید برود سر کار؛ زد زیر گریه… از جدایی میترسید.»
آنها بعد از آن تصمیم گرفتند تهران را ترک کنند: «رفتیم سمت جنگل. گفتیم اینجا امنتر است. در مسیر، با بغض گفت: ’همه اسباببازیهامو جا گذاشتم و فرار کردیم.‘»
«آرتان»، هشتساله – جم (بوشهر): طبق گفته مادر آرتان، او از همان ابتدا نگران بود. مادرش میگوید: «به من گفت ’نمیتونم مثل شما بیتفاوت باشم. من کشورمو دوست دارم… ولی میترسم.» او تلاش کرده پسرش را آرام کند و توضیح بدهد صداهایی که میشنود، مربوط به دفاع ایران است. اما آرتان فقط سکوت کرده. «شب اول هر چه گفتم، قانع نشد… انگار او بود که من را قانع میکرد.»
وقتی آرتان گفت: «مامان، نکنه دیگه اتاقمو نبینم»، مادرش ساعتها گریه کرده است.
«کسری»، ۱۰ساله – تهرانسر: «سعیده» مادر کسری، میگوید با خانواده برای سفر به شمال رفته بودیم. اما بعد از شروع حملهها، به تهران برنگشتیم. او میگوید: « یک روز نزدم آمد و گفت: ’مامان، من خیلی جوونم… خیلی کم زندگی کردم‘.» بیشتر از همه، نگران پدرش بود که برای سر زدن به خانه برگشت تهران. مادرش در پاسخ فقط گفته است: «در این شرایط باید کنار هم باشیم تا دوباره زندگیمان را بسازیم.»
«امیرعلی»، هشتساله – آجودانیه: «هدیه»، مادر امیرعلی، از شب اول آغاز حملات چنین میگوید: «آن شب، صدای انفجار شدید شنیده شد، ولی امیرعلی متوجه نشد. اما صبح روز بعد، با شنیدن حرفهای اطرافیان، کمکم فهمید چه اتفاقی افتاده است.» هدیه میگوید: «حتی وقتی سرش به تبلت گرم بود، با دقت به مکالمههای ما گوش میداد. یکبار گفت: ’امسال، بدترین سال عمرمه‘.»
مادرش تلاش کرده او را آرام کند و با زبان خودش ماجرا را توضیح دهد: «گفتم نترس، ما مواظب هستیم. گفت دلش میخواهد با مشت دشمن را بزند.»
او حالا مدام مادرش را چک میکند تا مطمئن شود هنوز کنار اوست: «با هر بهانهای میآید بغلم، دستم را میگیرد، چیزی میپرسد یا فقط نگاهم میکند. دلش نمیخواهد حتی یک لحظه از ما جدا باشد.»
مادرش با صدایی آرام میگوید: «در این روزها، مادریکردن خیلی سخت است. چیزی در دلت مچاله میشود، ولی نمیتوانی نشان بدهی؛ باید محکم باشی.»
جنگ تنها صدای انفجار و دود نیست؛ جنگ، ترسی است که در قلب کودکان خانه میکند، کابوسی که شبهای بیپایان را میسازد و روزهایشان را بیرنگ میکند. روایت مادران، پژواک آن دلهرهها و امیدهایی است که در میان تاریکیها زنده میماند. هر کدام از این قصهها، دعوتی است برای درک عمیقتر، همراهی بیشتر و تلاش بیوقفه برای ساختن دنیایی امنتر، جایی که کودکان بتوانند با آرامش به آینده نگاه کنند و از قاب پنجرههایشان به روشنایی برسند.
هاشمی علوی اقتصاددان مراکشی در وبسایت نیو عرب در مورد وضعیت اقتصاد این رژیم و تابآوری آن توضیحات دقیقی داده است. به گفته او ایران در جریان جنگ غزه روزانه ۲۶۰ میلیون دلار پول خرج کرده که این رقم در مورد جنگ اخیر به دلیل استفاده آب تجهیزات گرانتر، رشد زیادی داشته است.
تجارت اسرائیل راکد شد
همزمان در دوران جنگ پروازهای تجاری زیادی به اسرائیل لغو شده است، گردشگری متوقف شده، وضعیت کسبوکارها زیرورو و تجارت در مجموع بسیار کُند شده است.
به گفته این اقتصاددان؛ بعید است که آمار رسمی در مورد هزینه اقتصادی جنگ برای اسرائیل منتشر شود؛ اما یک نکته قطعی است: این جنگ علاوه بر هزینه اقتصادی، عملاً هزینه سیاسی و عدم قطعیت شدیدی نسبت به آینده را به همراه آورد. درست است که بسیاری از سرمایهگذاران خارجی در اسرائیل یهودی هستند و ثروت زیادی هم دارند، اما اوضاع بیثبات در منطقه حتی برای آنها هم قابلقبول نیست.
یکی دیگر از بخشهای اقتصاد آنها که در جنگها آسیب میبیند، بازار کار است. در دوران جنگ دسترسی به نیروی کار در اسرائیل بهشدت کم میشود و به دلیل وسعت اندک، امکان جاذبههایی آنها هم ریسک بالایی پیدا میکند. همزمان بخشی از این نیروی کار به ارتش فراخوانده میشوند. به طور مثال در جنگ غزه، ۳۶۰ هزار نفر از جمعیت شاغلان به ارتش فراخوانده شدند. این جمعیت ۸ درصد از نیروی کار اسرائیل را تشکیل میدهد.
هدف ارتش اسرائیل از این فراخوان، اضافهکردن نیروهای ذخیره به ۱۵۰ هزار نیروی فعال ارتش بود. اما وقتی هزاران اسرائیلی به جنگ فراخوانده شدند، عملاً شغلهای خود را خالی گذاشتند. درعینحال باید این نکته را نیز در نظر داشت که خدمت سربازی برای تمام اسرائیلیهای بالای هجده سال از جمله زنان اجباری است.
حتی اگر انستیتو بیمه ملی اسرائیل حقوق لازم را به سربازانی که شاغل بودهاند پرداخت کند، باز هم کارفرماها باقی میمانند که ناگهان با صندلی خالی کارکنان خود و پیوستن آنها به ارتش مواجه شدند. این مسئله روی تولید و بهرهوری نیروی کار تأثیر زیادی داشته و در جریان جنگ غزه و جنگ ایران، اقتصاد اسرائیل را فلج کرده است.
سرکار نمیروند
تجربه جنگ غزه نشان میدهد که در مواقع بحران جنگی، عده کمتری از ساکنین اراضی اشغالی به محل کارشان میروند. این جریان در جنگ با ایران هم تکرار شده است.
بر اساس پیشبینیهای بانک اسرائیل، هزینه هفتگی غیبت کارکنان در پنج هفته اول جنگ غزه برابر با شش درصد از تولید ناخالص داخلی هفتگی اسرائیل بوده است. این عدد در مورد جنگ اخیر حداقل تا دوبرابر تخمین زده میشود.
در همین حال، موضوع مهم دیگری نیز در بازار کار اسرائیل وجود دارد: بسیاری از افرادی که در اسرائیل کار میکنند، فلسطینی بودند و با آغاز جنگ غزه، اسرائیل همه آنها را اخراج کرد. همچنین بخش دیگری از نیروی کار در اسرائیل را اتباع خارجی از کشورهای آسیایی و آفریقایی تشکیل میدادند که فعالیت آنها هم بهشدت محدود شد و با آغاز جنگ ایران، بخشی از آنها نیز اسرائیل را ترک کردند.
درواقع موانع پیش روی ورود بیش از ۱۶۴ هزار کارگر فلسطینی به اسرائیل باعث شد که در دوران جنگ، بخش کشاورزی و بخش ساختوساز اسرائیل بهشدت لطمه ببیند و خالی از نیروی کار شود.
بهعنوان مثال، تنها در بخش کشاورزی غیبت پانزده هزار کارگر فلسطینی و خارجی رخ داد. همچنین ۱۶.۲ درصد از نیروی کار خود اسرائیل به دلیل مسائل امنیتی آنجا را ترک کردند و به خارج از سرزمینهای اشغالی رفتند. عده زیادی از آنها پاسپورت کشورهای دیگر را داشتند.
اینکه چنین جای خالی بزرگی در بازار کار اسرائیل قرار است چطور پر شود مسئلهای است که حتماً در آینده اقتصاد اسرائیل تأثیر زیادی میگذارد. آنچه که فعلاً میتوان با قطعیت گفت این است که اقتصاد اسرائیل در سطحی پایینتر از پتانسیل تولید ناخالص داخلیاش کار میکند و اگر تنشها به هر شکلی تداوم داشته باشد، احتمال درستشدن این وضع هم کم میشود.
بحران نزدیک
استارتآپهای اسرائیلی بیشتر در تلآویو هستند و اوضاع کاملاً مختلی دارند. همزمان بندر حیفا از همه جهت نابود شده است. تأسیسات بندریاش دست گروه آدانی (گوتام آدانی، بیزینسمن هندی) بود که به کل از بین رفته است. البته از زمان شروع جنگ غزه مشکلات مختلف وجود داشت؛ ولی حالا این مشکلات تشدید شده است.
همزمان و پس از حملات ایران، صادرات گاز اسرائیل نیز مختل است.
این در حالی است که یکی از اهداف اسرائیل از راهاندازی جنگ غزه این بود که لبنان نتواند از میدان گازی خود استفاده کند؛ ولی حزبالله مانع اسرائیل بود.
بدترین اتفاق برای صهیونیستها این بود که گردشگری بهخصوص در مناطق ساحلی برای آنها درآمدزا بود که از زمان جنگ اخیر به کل از بین رفت.
پالایشگاه حیفا که صادرات به اروپا داشت نابود شد.
از زمان شروع جنگ غزه، تعداد زیادی از اسرائیلیها سرمایههایشان را به جاهایی مثل قبرس منتقل کردند و حتی برای زندگی به آنجا رفتند. از زمان حملات موشکی ایران، تعداد خیلی زیادی از اسرائیلیها با کشتی خودشان را به قبرس رساندهاند و همچنان این روند ادامه هم دارد.
شرکتهایی مثل اینتل که در اسرائیل کارخانه زده بودند بعد از حملات ایران اعلام کردند که نیروی خود را تعدیل میکنند. آنها با تداوم جنگ ناچار به تعطیلی هستند. این کارخانه نزدیک نوار غزه بود.
مصرف نکنید
اما این تمام ماجرا نیست. نکته دیگر که به اقتصاد اسرائیل لطمه میزند، کاهش مصرف است که بلافاصله پس از وقوع جنگ رخداده و باعث شده مصرف کالاها و خدمات بهشدت کاهش پیدا کند. این شوک بزرگ در زمینه درآمد خانوارها هم دیده میشود و با افزایش نرخ تورم نیز همراه بوده است. از سوی دیگر، از دو روز پس از آغاز جنگ غزه، ارزش شِکِل اسرائیل در مقابل دلار آمریکا کاهش پیدا کرد و این هم لطمه خودش را به اقتصاد زد. در این دوران و بهخصوص در اواخر ماه اکتبر، ارزش شِکِل به پایینترین سطح خود در چهارده سال اخیر رسید. در همین زمان بود که مؤسسه رتبهبندی فیچ، خدمات سرمایهگذاری مودیز و همینطور اساندپی هشدار دادند که هر نوع تداوم تنشها در این مناقشه میتواند باعث سقوط رتبه اعتباری اسرائیل شود و حالا آنها جنگ با ایران را بدون توجه به این هشدار اقتصادی آغاز کردهاند. این وضعیت میتواند
به کاهش شدید سرمایهگذاری در اسرائیل، افزایش هزینههای سرمایهگذاری، کاهش بهرهوری و همینطور اختلال در زنجیرههای تأمین بیانجامد.
علاوه بر کمبود نیروی کار و همینطور کاهش استفاده از خدمات و کاهش مصرف که اقتصاد اسرائیل را تحتفشار قرار داده است، بخش تکنولوژی هم بهصورت مشخص از مناقشات آسیبدیده است. طبق آنچه اقتصاددانان میگویند، تنها ده درصد از نیروی کار اسرائیلی در بخش تکنولوژی پیشرفته مشغول به کارند؛ اما پنجاه درصد از صادرات اسرائیل به این بخش مربوط میشود. در این بخش، فنآوریهای اطلاعاتی و جاسوسی پیشرفته هم تولید میشود. بسیاری از افرادی هم که برای خدمت نظام به ارتش اسرائیل فراخوانده شدند از جوانان تحصیلکرده در همین بخش هستند.
پس از جنگ غزه و پیش از درگیری با ایران، بزالل اسموتریچ وزیر دارایی اسرائیل گفته بود قصد دارد بودجه جدید را ارائه دهد و قبلاً هم اعلام کرده بود که یک میلیارد دلار وام را در اختیار کسبوکارهایی که در دوران جنگ آسیبدیدهاند قرار خواهد داد. اما محافل تندرو در اسرائیل خواهان این هستند که این پول به دست احزاب اولترا ارتدوکس (ارتدوکس افراطی) و احزاب موافق با افزایش شهرکنشینی برسد؛ بنابراین در زمینه پول خرجکردن هم معضلاتی وجود دارد.
در بودجهای که در ماه می برای سالهای ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ میلادی اسرائیل ارائه شده بود، حدود چهار میلیارد دلار پول به احزاب اولترا ارتدوکس (ارتدوکس افراطی) و احزاب موافق با افزایش شهرکنشینی میرسید. یکی از مهمترین بخشهای خرجشدن این پول هم در نوع خودش جالب است. مردان گروههای ارتدوکس افراطی یهودی کار نمیکنند و در ارتش هم خدمت نمیکنند و صرفاً حقوق دریافت میکنند و به دلیل عقایدشان، دولت هم قدرت مقابله با آنها را ندارد.
نکته قابلتوجه اینکه دولت رژیم صهیونی پس از جنگ با غزه به مردمش بدهکار شد و اکنون در آوردگاه جدید، این بدهی افزایشیافته است.
در حال حاضر دولت نتانیاهو برای ارائه یارانه به شرکتها و خانوارها هم تحتفشار قرار گرفته است؛ بنابراین احتمالش زیاد است که بدهی عمومی اسرائیل در دوران حاضر بهشدت افزایش پیدا کند.
بهصورت خلاصه میتوان گفت که شوک اقتصادی دوگانهای به عرضه و تقاضا در اسرائیل وارد شده است و این وضعیت میتواند به یک بحران اقتصاد کلان در ابعاد پیشبینینشده منتهی شود. برخی اقتصاددانان اسرائیلی تخمین زدهاند که در صورت تداوم مناقشه تا یک سال، هزینهای برابر با ده درصد از تولید ناخالص داخلی اسرائیل در انتظار دولت است.
این وضعیت برای اسرائیل قابل تحمل نیست. اقتصاد آنها زیر بار جنگ خرد میشود.
