بایگانی مطالب نشریه
محمد علی علومی رمان نویس و پژوهشگر در گفتگو با «پیام ما» ظرفیتهای فرهنگ مردم در داستان نویسی
محمد علی علومی رمان نویس و پژوهشگر در گفتگو با «پیام ما»
ظرفیتهای فرهنگ مردم در داستان نویسی
محمدعلی علومی در سال 1343 در شهر باستانی بم به دنیا آمد. علومی؛ فارغ التحصیل رشته علوم سیاسی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران است. در سال 70 با گردآوری قسمتی از فرهنگ مردم استان کرمان در ماهنامه ادبی-فرهنگی ادبستان مشغول به کار شد و در عین حال چندین سال بخش آموزش داستاننویسی در مجله جوانان را بر عهده داشت. در همان سال ها شاگرد سید ابوالقاسم انجوی شیرازی (مشهور به پدرفرهنگ مردم) بود. داستان کوتاه «بمانی» اثر اوست که در آخرین شماره ماهنامه «فرجاد» در اواخر دهه ۶۰ یا اوایل ۷۰ چاپ شد. رمانهای «سوگ مغان»، «آذرستان»، «ظلمات»، «اندوهگرد»، «پریباد»، «داستانهای غریب مردمان عادی»، «هزار و یک شب نو»، «خانه کوچک» و «عطای پهلوان» را در پرونده کاری خود دارد. رمان «آذرستان» وی در سال 77 کتاب برگزیده سال از سوی وزارت ارشاد وقت و رمان طنز« شاهنشاه در کوچهدلگشا» برنده سی سال رمان طنز ایران شد. علومی در زمینه پژوهش های مربوط به طنز، آثاری را منتشر کرده است ازجمله «طنز ایران از مشروطه به بعد»، «طنز در آمریکا»، «طنز در گلستان و بوستان سعدی». در زمینه ادبیات کودک و نوجوان کتاب
«گذر از کوه کبود» و در تحلیل قصههای ایرانی کتاب «اساطیر افسون وش» از آثار او هستند.
با این نویسنده و پژوهشگر گفتگویی راجع به فرهنگ مردم انجام دادهم که میخوانید
جناب علومی به طور کلی تعریف فرهنگ مردم چیست؟
در مورد خود فرهنگ تعاریف متناقضی ارائه شده است. به طور کلی فرهنگ عبارت است از درک و دریافت مردم از جهان هستی و جایگاه انسان در هستی. مسلماً دریافت یک فیلسوف و دانشمند از هستی با درک و دریافت مردم دوره خودشان متفاوت بوده است. پیامبران همواره با فرهنگ مردم دوران خودشان در تضاد بوده اند. آنها دریافت و درک جدیدی از هستی به مردم ارائه می دادند. یک مصلح اجتماعی نیز ممکن است در تضاد با فرهنگ مردم زمان خود قرار بگیرد. جامشوکرانی که سقراط نوشید به خاطر همین درک و دریافت متفاوت بود. چون علیه خدایان صحبت می کرد و به عقیده حاکمان آن زمان جوانان آتن را به گمراهی می کشید.
از چه وجوهی می توان این فرهنگ را بررسی کرد؟
فرهنگ مردم دو وجه دارد. دریافت مردم از هستی یا محسوس و عینی است و به صورت وسیله و شیء در می آید و در قالب لباس، معماری، معیشت و رفتارهای روزمره خود را نشان می دهد به عنوان مثال در کرمان یک فرهنگ قدرتمند تاریخی وجود داشته است. عصر، عصر ایمان بوده است و شک های فلسفی در حاشیه قرار داشت. در یک ظرف آب حتماً نام خدا و مقدسات دور تا دور لیوان نوشته میشدهاست. مظاهر ایمان در اشیاء روزمره هم وجود داشته، معماری هم که تحت تأثیر جغرافیا بوده؛ از فرهنگ و باور مردم تأثیر میپذیرفتهاست. طرز لباس پوشیدن هم به فرهنگ باز میگردد. لباسهای زنان در گذشته هنرمندانه تر، زیباتر و پرنقش و نگارتر طراحی شده است.
بخش دوم، دریافت های معنوی از جهان پیرامون بوده است. اخلاقیات، ارزش ها و ضد ارزشها براساس سنتهای هزاران ساله شکل گرفتهاند.
شما در زمینه فرهنگ مردم کرمان کار کرده اید. کرمان را به لحاظ اساطیری چگونه ارزیابی می کنید؟
کرمان در ارتباط با سیستان، آخرین جایگاه قوم فارس و یکی از مناطق مهم حکمت ایران باستان بوده است، اما پس از تغییر دین، باورهای قبلی به جرگه فرهنگ مردم می پیوندد و از حالت باور و اعتقاد خارج می شود. در حال حاضر، مهر پرستی دیگر درکرمان وجود ندارد اما برخی باورهای این آیین، حضور خود را در فرهنگ مردم حفظ کرده است. باورهای زرتشتی و مانوی نیز جزو فرهنگ مردم استان کرمان است. اسطوره هایی که در جنوب شرقی استان بسیار رایج است. خاندان رستم در حال حاضر جزو فرهنگ مردم جنوب شرق استان است. این فرهنگ حتی در اسامی شهرها نیز نمود دارد. مثلا شهر نرماشیر، نریمان شهر بوده و از نام نریمان جد رستم گرفتهشده است. بم قبلاً بهمن بوده است و ارگ بم همان ارگ بهمن است. بنا به روایت اسطورهای، بهمن پس از خبردار شدن از مرگ رستم به سیستان هجوم می برد. زال و رودابه را در قفس می کند و به حوالی بهمن میآید. در «دارزین» که همان دادستان است؛ فرامرز پسر رستم را دار می زند. ارگ بهمن را بنا می کند تا علاوه بر تسلط بر این منطقه به زابل (سیستان) نیز اشراف داشته باشد و هم این که با فاصله کافی از سیستان بتواند به جمع آوری و تجهیز نیرو بپردازد. در بروات بم با فاصله ده کیلومتری از شهر بم قناتی کشف شد که متعلق به دوره هخامنشی است که به آناهیتا (ایزد بانوی باران) تقدیم شده بوده است. زیارتگاه هایی که «بی بی» نام دارند متعلق به آناهیتا هستند. چرا که آب از دوران های قدیم در مناطق کرمان بسیار مهم بوده است و آناهیتا موکل آب بوده است و برای طلب باران به آناهیتا قربانی میبردهاند. به دلیل این که کشاورزی و دامداری شغل اغلب مردم بود ؛آب عنصر مهمی به شمار می آمده است. حتی قضیه معروف «آب جوشیدن از سنگ» که در بسیاری داستان ها آمده است نظر به همین فرهنگ دارد. تبدیل عناصر به یکدیگر در ایران باستان نقش کلیدی بازی میکند. در سیرجان کوه شاه خیر الله، معروف است. معتقدند که یک عابد در غاری واقع در کوه شاه خیر الله زندگی می کرده است. سیرجانی ها در آنجا نذورات می دهند. مهر (خورشید) هم از پشت کوه طلوع میکند.
چه ارتباطی بین فرهنگ کرمان و فرهنگ های دیگر تمدنها وجود داشته است؟
برخلاف برخی که تصور می کنند هیچ کس قبل از آریایی ها در ایران زندگی نمی کرده است در این دوران اقوامی در ایران ساکن بوده اند. باستانی پاریزی می نویسد که اسم بسیاری از شهرها با صرف و نحو مادی و پارسی قابل توجیه نیست و مربوط به دوران ماقبل آن است. قدمت تمدن کشف شده در حاشیه هلیل به پیش از تمدن سومریان باز می گردد. سومریان می گویند که ما از سرزمین «ارته» به بین النهرین کوچ کرده ایم. تاکنون نامعلوم بود که «ارته» کجاست. صد و پنجاه سال است که کشفیات بابل و سومر خوانده شده است اما تمدن هلیل هنوز مورد مطالعه ابتدایی هم قرار نگرفته است. فرهنگ مردم در کرمان بسیار درخشان است. به طور اتفاقی تاکنون سه مورد شباهت بین فرهنگ کرمان و یونان را دریافته ام. نمونه اولش در جیرفت بود که یک چوپان کوه های جبال بارز را به من نشان داد و گفت: «از زمان پدربزرگم یک غول در این کوه زندگی می کرده است این غول، هر فردی که از کنار این کوه رد می شده را کباب میکرده و میخوردهاست. تا این که یک تاجر جیرفتی با درایت از چنگ این دیو فرار می کند و حتی یکی از چشم های این غول را نابینا می کند. این چوپان یقین داشت که در زمان پدربزرگش این اتفاق افتاده است. داستان او داستان «اویس و غول یک چشم» بود. بدون این که خود بداند. در راین چاقویی ساخته می شود که شبیه خنجرهای یونانی است و آن را «تروایی» می نامند. یا در شهرستان «بافت» به پاشنه پا «آشیلو پا» می گویند که یادآور اسطوره آشیل و آسیب پذیری پاشنه پای اوست. این ها هنوز در اعتقادات مردم حضور دارند اما روی آنها روشمند کار نشده است.
چه کسانی در ایران به صورت تخصصی در زمینه فرهنگ مردم و مشخصاً اسطوره ها کار کرده اند؟
استاد انجوی شیرازی از جمله کسانی است که کار وسیع و روش مندی را انجام داده است. مرحوم صبحی و صادق هدایت نیز در این زمینه کار کرده اند. اتفاقاً اولین کسانی که در زمینه فرهنگ مردم در ایران تحقیق کردند؛ اروپاییان بودند. کُلُنل یوری می سرکنسول انگلستان در کرمان قصهها، ضرب المثلها و دو بیتی های کرمانی را جمع آوری کرد. بازی های مردم کرمان را نیز ضبط نمود در چهار محال بختیاری نیز همین کار را انجام داد و کتابی را منتشر کرد به نام «افسانههای جنوب ایران»
کارکرد فرهنگ مردم در داستان نویسی مدرن چیست؟
فرهنگ مردم در داستان نویسی مدرن هم کارکرد فراوانی دارد. آن چیزی که امروزه به عنوان رئالیسم جادویی مشهور است از جمله آثار مارکز، آستوریاس و… براساس فرهنگ سرخ پوستان آمریکای لاتین نوشته شده است. در حالی که نهایت و اوج تمدن سرخ پوست ها «ماچوپیچو» است که مربوط به هزار سال قبل است و این در برابر فرهنگ و تاریخ ایرانی، زمان کوتاهی به شمار میآید. در این صورت ما ایرانی ها به طریق اولی شایستگی بیش تری داریم که از فرهنگ مردم استفاده کنیم.
فرهنگ مردم شرق ظرفیت های زیادی برای تولید محتوای مدرن دارد. فاکنر در مصاحبه ای با یک خبرنگار ژاپنی می گوید: «نوشتن، برای شرقی ها کار بسیار ساده ای است. چون سابقه فرهنگ قدیم را دارند.»
نویسندگان ایرانی در استفاده از فرهنگ مردم در داستان نویسی مدرن چهقدر موفق بوده اند؟
آن چه در ادبیات جدید ایران نوشته می شود به شکل غالب، از گزارش مردم شناسی فراتر نرفته است و شکل داستانی پیدانکردهاست غلامحسین ساعدی قبل از آن که «صد سال تنهایی» به فارسی ترجمه شود، در «عزاداران بیل» رئالیسم جادویی را مورد اشاره قرارداده است. ساعدی پزشک و با روستاییان مرتبط بوده است و به داستانسرایی پرداخته است. به هر حال داستان نویسی جدید در ایران سابقه طولانی ندارد. اما مایه خرسندی است که محمد شریفی نعمتآباد در مجموعه داستان «باغ اناری» خود، استفاده به جایی از فرهنگ مردم کرده است. خود من هم تلاش کردهام که همین کار را دنبال کنم. برادرران تاورنیه در دوران صفویه گزارشهای جزئیتر و زیباتری از مردم شناسی ایران ارائه داده اند.
وجوه غالب این نگاه مردم شناسانه در تاریخ و ادبیات ما چیست؟
در حکمت باستان، درک از جهان و درک فلسفی و… از اخلاق جدا نیست. حکیمان، همواره با پرسشهایی از قبیل اینکه ما برای چه آفریدگاری آفریده شده ایم؟ آیا «ما همه لعبتکانیم و فلک لعبت باز؟» این همه شر در اجتماع برای چیست؟ عشق چیست؟ شهرت چیست؟ عشق مجازی چیست؟ عشق حقیقی کجاست؟ جایگاه هستی در جهان چیست؟ جایگاه اراده انسان در برابر تقدیر و مشیت خدا؟ اینها پرسشهایی است که هنوز دست از سر بشر برنداشتهاست. نگاه سازنده قصه ها نیز نگاهی چند وجهی بوده است در قصه ها همواره شاهزاده از کاخ که نماد یک طبقه اجتماعی است؛ خارج می شود. در اجتماع گردش می کند و دوباره به جایگاه اول خود باز می گردد. اما دیگر آن شاهزاده با خصوصیات قبلی خود نیست. جامعه آریایی شامل سه طبقه بوده است. موبدان، جنگاوران و کشاورزان. برادر کوچک تر نماینده طبقه سوم بوده است. این الگو به اشخاص محبوب داستان سرایان نسبت داده می شود.
به عنوان مثال کوروش نزد چوپانی به نام مهرداد (خداداد) بزرگ میشود و مادرش «سپاکو» او را شیر می دهد. وقتی به طبقه اولیه خود باز میگردد؛ یک پدر مهربان و پادشاهی دادگر است و دقیقاً همان انسانی که مردم، آرزویش را دارند.
علومی مانند جامعه شناسی، روان شناسی، مردم شناسی و… چگونه میتواند به پژوهشگر در شناخت بهتر فرهنگ مردم کمک کند؟
من دانستن این علوم و تسلط نسبی بر آنهارا برای یک نویسنده و روزنامه نگار ضروری میدانم. چرا که با دانستن اینها خیلی عمیقتر می توان به مقوله فرهنگ مردم اعم از عزاداری ها، آداب و رسوم و… دست یافت.
جناب علومی از همراهی شما با «پیام داستان» تشکر می کنیم.
من هم برای شما و همکاران تان در مجله «پیام داستان» آرزوی موفقیت میکنم و امیدوارم بتوانید به اهداف فرهنگی خود دست یابید.
مصائب بازنشستگی
علیجان غضنفری
سال ها پیش که هنوز دل و دماغی داشتیم و به خنسی امروز نیفتاده بودیم و بازار کرمان هم عطر و بوی دلاویز خود را از دست نداده بود، هر از گاهی من و عیال به بهانه استشمام عطر ترکیبی و دلنشین عطاری های بازار سری به میدان گنجعلیخان می زدیم و اغلب دم در ورودی حمام گنجعلیخان زوج های کهنسال خارجی و بیشتر آلمانی را می دیدم که در دوران بازنشستگی خود، لیلی و مجنون وار دست در دست هم، بی کمترین دغدغه مالی رو به سیاحت افاق و انفس آورده اند. عیال با دیدن فراغت بال و راحتی خیال اهالی ممالک از ما بهترن، قوه تخیلش به پرواز درمی آمد و افاضات می فرمود که:«فلانی، انشاا… ببینم اون روزی رو که اوضاع اقتصادی مملکت خودمون هم روبراه شده و با پول سنوات و پاداشی که تو می گیری، من و تو، دوتایی با هم، اگر نه مثل این خانم و آقا که می خوان دنیا رو بگردن، دست به یک ایرانگردی حسابی بزنیم و شهرهای زیبای کشورمون را از نزدیک ببینیم و توی هر کدومشون یه هفته اتراق کنیم و از زندگیمون لذت ببریم.» بنده هم که سیر تصاعدی روز شمار گرانی و تورم اقتصادی را هر روزه شاهد بودم، جواب می دادم:«انشاا…، خدا از زبونت بشنوه، منم آرزومه، اما کو تا آن روز!»
عیال هم که دست از خیالات خوبش برنمی داشت و سرزنشم می کرد که:«تو رو خدا واسه یه بارم شده، یه انرژی مثبت بده، یه بارم بگو انشاء ا… حتما میریم!»
-:«بابا من که گفتم انشاء ا…، حالام می گم انشاء ا… میریم، خوبه؟ راضی شدی؟»
اما هرچه به سال های بازنشستگی من نزدیک می شدیم. تورم بیشتر می شد و ارزش پول کمتر و کمتر، آرزوهای عیال هم هی کوچکتر می شد. یک روز سر از خواب برداشتیم که گفته شد، قیمت دلار از نهصد تومان به سه هزار تومان رسیده و طلا هم همین طور! معنی اش این بود که ارزش پول و قدرت خرید ما به یک سوم کاهش پیدا کرده، عیال که مدت ها بود دست از آرزوی ایرانگردی خود برداشته و فهمیده بود، حقوقی که همین الان بنده می گیرم بر اساس آمارهای خود دولت، چهار درصد زیر خط فقر است و چون خودش مسئول خرید بوده، اندک آرزویش تبدیل به وحشت از بازنشستگی من شد و مرتب دعا دعا می کرد که دیرتر بازنشسته شوم. علی القاعده هنوز دو سالی فرصت داشتم و جای نگرانی نبود. اما یک روز پشت میزم تو اداره نشسته بودم که نامه بر اداره، حکم بازنشستگی ام را گذاشت روی میزم. تمام و کامل و بی نقص، با همه امضاها و مهرها! هر چه کنترل کردم، جای اما و اگر نداشت. انگار بعد 28 سال یک مهر «باطل شد» بزنند وسط پیشانیت! نگاهی به میز و صندلی های اتاقم انداختم. در یک لحظه همه شان با من بیگانه شده بودند حتی صندلی که روی آن نشسته بودم!
به قدری گیج شدم که نتوانستم وسایل شخصی ام را جمع کنم و هنگام خداحافظی هم دو سه تا از یاران «همدل» جیم زدند!
نیم ساعت بعد تو خیابان بیرون اداره، یکی شان زد به شیشه بغل ماشینم. با دلخوری کشیدم کنار. چسبید به صورتم که:«مرا ببخش، اونجا باهات خداحافظی نکردم که بهم برچسب نزن!»
-«برچسب چی؟ بابا من بازنشسته شدم. اخراج که نشدم، ایناها، ببین، اینم حکمم؟!»
بهتر دیدم که دیگر غصه این چیزها را نخورم. فکر این باشم که چه جور با خانواده ام روبرو بشوم؟ تا شب خانه نرفتم. دوره رؤیا پردازی های عیال مدت ها پیش تمام شده بود و می دانستم که اولین نگرانی او این خواهد بود که با کاهش حقوق من چه بر سر فرزندانمان خواهد آمد. اما آخرش چه؟! تا کی می توانستم موضوع را از آن ها پنهان کنم؟ خودم را قانع کردم که:مرگ یه بار، شیون هم یه بار! اراده ام را تقویت کردم و سر شب راه افتادم به سمت خانه، ولی انگار خبر چند ساعت پیش از طریق همکارانم به آن ها رسیده بود! به محض ورود چشمم افتاد به بساط گل و شیرینی و کیک روی میز که عدد 28 انگلیسی رو آن خودنمایی می کرد. انگار خود این عدد یک جور کنایه بود که چرا 30 نه! مگر چه خطایی مرتکب شده بودی؟! همه فامیل جمع شده بودند. خدا خیرشان بدهد که همیشه با تجمع به موقعشان زهر اولیه فجایع را می گیرند. اما در پشت این کیک و شیرینی و تبریک و تهنیت های فامیل، صدای بغض کرده و چشمان قرمز همسر و دخترم نشان می داد قبل از ورود فامیل، هوا حسابی بارانی بوده! حق هم داشتند با چهار تا بچه که سه تاشون دانشگاه آزاد بودند و یک دبیرستانی و مخارج کمرشکن و حقوقی که سی درصدش آب رفته بود، بیکاری، تورم و گرانی، مگر خوشحالی هم برای آن ها معنی داشت؟!
شب اول با حضور فامیل و شوخی و خنده آنها آرام و راحت سپری شد. آخر شب هم که همه خسته بودیم و خوابیدیم. یعنی که در واقع به خیر گذشت. صبح زود، چشم که باز کردم عیال بالای سرم بود:«چرا بیدار شدی، دیگه بازنشسته شدی، راحت بگیر بخواب!»
-«بخوابم که چی بشه، از نمازم که بازنشسته نشدم!»
تلاش می کرد آرام باشد. اما من می شناختمش، دلش داشت مثل سیر و سرکه می جوشید.
– راستی فلانی، هیچ فکر کردی از این به بعد تکلیفمان چیه و چکار باید بکنیم؟
– چه تکلیفی عزیزم؟
– خودت میدونی، بچه ها تازه افتادن رو خرج، مث ریگ باید پول هزینه کنیم، اونم دانشگاه آزاد، این همه مخارج رو از کجا جفت و جور می کنیم. لابد از حقوق نصف و نیمه ای که به تو میدن؟!
– توکل بر خدا کن زن! تو از حالا غصه این چیزا رو نخور، چند درصدی از حقوق من کم شده اما دیگه نصف نشده، وانگهی می تونیم پول پاداشی رو که بهم میدن خرج بچه ها کنیم.»
– این پول رو قراره کی بدن؟
– فک کنم دو سالی طول میکشه.
– خدا پدر زنده تو بیامرزه، من از امروز خود در اضطرابم، تو از آینده می گویی جوابم! بچه ها الان نیاز به پول ثبت نام و انتخاب واحد دارن، تو وعده دو سال دیگه بهم میدی. تا دو سال دیگه با این تورم لجام گسیخته ای که ما داریم، چیزی عاید تو نمی کنه!
می دانستم همه این ها بهانه است که بزند به صحرای کربلا، کمی جابجا شد و با نگاه یک قاضی که می خواهد از زیر زبان متهم حرف بکشد پرسید:«خب ازشان نپرسیدی، پدرتان خوب مادرتان خوب، مگه من چه هیزم تری به شما فروخته بودم که دو سال جلوتر از موعد، یک شبه حکم بازنشستگی منو گذاشتید کف دستم و چرا آقای فلانی که به جای من آوردین با سی و سه سال سابقه هنوز وقت بازنشستگی اش نرسیده، هان؟!»
سپس خودش جواب داد:«نه، معلومه نپرسیدی، جوابی نداشتی بهشون بدی!»
– چیه، داری منو محاکمه میکنی، مگه من کاری کردم؟
– چی بگم وا…، شایدم کرده باشی، چقدر بهت گفتم مرد، این قدر صاف و ساده نباش! امروزه مردم دو جور شخصیت دارن، یه نمونه اش، توی جمع خودشونه، صاف و ساده، هرچی تو قلب و باطنشون هس، همون رو بروز می دن، یه نمونه ش هم تو جامعه اس که درست صدوهشتاد درجه متفاوتن، بارها گفتم مرد به تو نیومده که تو انتخابات طرف اینو بگیری یا اون یکی رو، سر تو بنداز پایین، برو رأیت رو بده و برگرد خونه.
– مگه من کاری جز این کردم؟
– حتماً کردی دیگه، پس چرا 28 ساله راهتو دادن دستت!
به بهانه وضو گرفتن سعی کردم بحث را تمام کنم و گرنه نومیدی و ناراحتی او کار را به جای باریک می کشاند. اما او دست بردار نبود. سر نماز آمد سجاده اش را پهن کرد کنار من و باز شروع کرد: – یادته عزیزم، گفتم مردم هزار رو دارن، تو که پارتی نداری این قدر خودتو شفاف نشون نده، رفتی ستاد انتخاباتی زدی، تبلیغ کردی و به جای اینکه کاندیداتو به مردم بشناسونی، خودتو رو کردی و لو دادی، غافل از این که داری تیشه به ریشه خودت می زنی…
بگذریم… از اولین صبح بازنشستگی گوشی دستم آمد که اگر بخواهم خانه نشین بشوم، همان یه ذره احترام توی خانه را هم از دست خواهم داد. باید فکری می کردم. ناچار ابوقراضه را برداشتم و رفتم آژانس تاکسی تلفنی یکی از دوستان. آنجا دو ماه بیشتر طاقت نیاوردم. راستش تو آژانس، این چشمان بابا قوری من با آن که شروع به آوردن «آب مروارید» کرده بود، صحنه هایی را می دید که از خدا می خواستم کاش کور کامل بودم واین صحنه ها را نمی دیدم. آن جا بود که متوجه شدم جامعه ما از اخلاق خیلی فاصله گرفته! خیر، آژانس رفتن کار من نبود، کوری چشم و آب مروارید را بهانه کردم و زدم بیرون!
خلاصه جانم برایتان بگوید که هنوز آثار اولیه پول پاداش پیدا نشده، محل خرجش پیدا شد، شمارش معکوس آغاز شده بود و از همین تحلیل رفتن بینایی حقیر می شد فهمید که زنگ ها به صدا درآمده است. شش ماه بعد چربی خون، یک سال بعد قند خون و به دو سال نرسیده، سرطان پروستات، البته با یک درجه تخفیف از جانب باری تعالی، خوش خیم!
چه درد سرتان بدهم، به دو سال نکشیده، چوب خط پول پاداش پر شد و هنگامی که موعد پرداخت پاداش با کلی تلاش و دوندگی و صد البته پارتی بازی رسید، مبلغی هم سرریز کرده بود و تمام برآوردها و حساب و کتاب ها و پیش بینی های هزینه دانشگاه و جهیزیه دختر و… دود شد و رفت هوا! در واقع با اندکی تأخیر فهمیدیم که پول پاداش همان خون بها و هزینه کفن و دفن بازنشستگان است که در مورد بنده به آن جا هم نرسید!
خلاصه بنده و خانواده که می خواستیم ایران را سیاحت کرده و در هر شهر یک هفته رحل اقامت بیفکنیم، تا جوپار هم نتوانستیم برویم و امروز با یک دنیا بدهکاری و اقساط عقب افتاده بابت جهاز دختر و شهریه دانشگاه پسران، به جایی رسیده ایم که حقیر جرأت نگاه کردن به چشمان عیال که او هم تازگی با من مسابقه گذاشته و قند و چربی و فشارخونش یک باره به هم ریخته را ندارم!
گاه می گویم فغانی برکشم باز می بینم صدایم کوته است!
نماینده مردم زرند و کو هبنان در مجلس: سوهان زرند نمونه ای از اشتغالزایی در اقصاد خرد است
نماینده مردم زرند و کو هبنان در مجلس:
سوهان زرند نمونه ای از اشتغالزایی در اقصاد خرد است
نماینده مردم شهرستان های زرند و کوهبنان در مجلس شورای اسلامی گفت:سوهان در شهرستان زرند میتواند نمونه ای از اقتصاد خرد باشد و به واحدهای تولیدی تبدیل شود.
به گزارش خبرگزاری ایسنا منطقه کویر،» حسین امیری خامکانی» امروز 14 بهمن ماه در جشنواره ثبت ملی سوهان زرندی در زرند گفت:شهرستان زرند دارای ظرفیت هایی همچون حوزه صنعتی و معدنی، کشاورزی و باغداری و میراث و گردشگری است.
وی با اشاره به اینکه جشنواره سوهان زرند برجسته کردن یکی از نشانه های هویت ملی ماست، افزود:این محصول میراث به جا مانده از دسترنج خانواده ها و مادران ماست.
وی تصریح کرد:در دنیای ارتباطات و اطلاعات هر روز تغییرات تازه ایجاد می شود و همه تلاشمان باید بر این رکن استوار باشد که این تغییرات هویت ما را تحت تاثیر قرار ندهد.
امیری بیان کرد:سوهان زرندی می تواند نشانه ای از اقتصاد مقاومتی باشد تا ضمن تلاش در حوزه اقتصاد خانواده، به بهداشت و تغذیه سالم و کامل کمک کند تا غذای کامل در اختیار خانوادهها قرار گیرد.
وی تاکید کرد:این محصول مشکل بازاریابی و فروش ندارد بلکه مشکل آن حمایت است که می طلبد همه مسئولین توان بیشتری بگذارند.
امیری بیان کرد:سوهان در شهرستان زرند میتواند نمونه ای از اقتصاد خرد باشد و به واحدهای تولیدی تبدیل شود.
وی با اشاره به اینکه در کشور هم در حوزه نرم افزار و هم در سخت افزار باید از خانوادهها و اشتغال خانگی حمایت بیشتری شود، بیان کرد:در حوزه اشتغال جوانان با توجه به ظرفیت ها و پتانسیل بالقوه هر منطقه به خوبی می توان تلاش و حمایت کرد به گونه ای که در قانون نیز پیش بینی شده است.
وی با بیان اینکه در دنیا به خصوص در کشور های توسعه یافته اشتغال خرد و واحد های کوچک مشکل بیکاری را حل می کنند، گفت:سوهان زرند از قدیم در منازل تولیده می شده که اگر حمایت مالی از این صنعت شود می تواند بیکاری بسیاری از خانواده ها را حل کند و مردم از این راه امرار معاش نمایند.
امیری تصریح کرد:حتی در تکنولوژی جدید هم باید زمینه ای فراهم کرد که جوانان از منزل بتوانند خدمات نرم افزاری ارایه دهند.
وی با اشاره به تصویب قانون سامان دهی مشاغل خانگی در مجلس در سال 89، بیان کرد:تعریف این مشاغل و شرایطی که ایمنی را تهدید نکند در ستاد خاصی که متشکل از چندین وزیر می باشد مشخص می شود.
وی ادامه داد:با حمایت های لازم صنعت سوهان زرند نیز در قالب همین قانون باید به اشتغال زرند کمک کند.
کرمان بر پشت اسب
بخش 42
سفرنامه«سراسر ایران بر پشت اسب» نوشته الا سایکس خواهر «سرپرسی سایکس» است. ترجمه این سفرنامه محمد علی مختاری اردکانی است، الا به همراه برادرش به جهانگردی پرداخت و اوقات زیادی را در ایران گذراند. یکی از مقاصد این سفر کرمان بود و صفحات قابل ملاحظه ای از این سفرنامه به کرمان گزیده ای از اختصاص یافته است. صفحه کرمون خلاصه این بخش را با عنوان «کرمان بر پشت اسب» به صورت دنباله دار به شما علاقه مندان تقدیم می کند؛
سه زن دست بند، انگشتر و گردنبند داشتند. چادرهای خود را پس زدند. قلیان می کشیدند که جوانان دم در برای آن ها آماده می کردند و می گفتند بسیار ناراحت هستند که من در این لذت شرکت نمی کنم. به بچه ها که خیلی گریه می کردند چای و کیک می دادند تا آن ها را آرام کنند و مادرها گاهی آن ها را از کلفت ها می گرفتند تا به من نشان دهند.
طبق عادت کلفت ها خیلی وارد صحبت می شدند. مثل خانم هایشان چای می خوردند؛ اما به وضوح تا حدی به خوراکی های من مشکوک بودند و وقتی بسته ای روزنامه های مصور در آوردم، دور من جمع شدند تا تماشا کنند. نمایش عکس ها تا حدی برای من ناراحت کننده بود. چون هر وقت در ورق زدن صفحات به هیکل زنانه خودم برمی خوردم، با دقت نگاه می کردند و بعد به من خیره می شدند. انگار مرا خصیصه به خصیصه با عکس مقایسه می کردند و مرا به اشتباه می انداختند با نوعی فریاد جمعی «زیباست اما شما! شما خیلی زیباتر هستید» از آن جایی که بدون کوچکترین تشخیصی همچو حرفی می زدند غیرممکن بود خیلی خوشحال شوم.
نمی دانستم مهمانان چه موقع خواهند رفت. چون دو ساعت دیدار آن ها تمام موضوعاتی که می توانستم به فارسی بیان کنم به تحلیل برده بود. صحبت به نحوی رقت انگیز ته کشیده بود که سر و کله بارجی پیدا شد و با لبخندی بسیار گیرا به جمع گفت که به زودی صاحب می آید.
این خبر، فرار عام را دامن زد: چادرهای کتانی خود را با شتاب مرتب کردند. کفش های بی پاشنه خود را پوشیدند. بچه ها و قلیان ها را برداشتند و با دست دادن های گرم و «خداحافظ های شما» به عجله رفتند. هاشم خندید و قاطی کرد؛ اما سرانجام اعتراف کرد که چون دید مهمان ها زیاد مانده اند به این وسیله تمسک جسته تا آن ها را دست به سر کند. احساس کردم که باید برای این رفتار که برای پیشخدمت اروپایی کاری مذموم است با او دعوا کنم. اما سپاسگزار او شدم که مرا از دست سیزده، چهارده نفر که در اتاق کوچک من تجمع کرده بودند، خلاص کرد.
رابر را ترک کردیم. به منطقه ناشناخته ساردو(که مارکوپولو در قرن سیزدهم از آن گذشته بود) رسیدیم.
نسیم ملایمی می وزید و دسته کوچکی از سوسک های طلایی بزرگ را به خیمه های ما آورد. سپیدی کرباس آن ها را جلب کرده بود. چون فوراً فرود می آمدند و به ما حمله می کردند و با شاخک های بلند پرآسای خود به این طرف و آن طرف وزوز می کردند و روی همه میزها و صندلی ها می خزیدند. حتی وارد رختخواب ها می شدند. دیرگاه آن شب مردان ایلیاتی به صورت جمع بیرون اردویشان نشستند و با برگزاری عزاداری محرم با نوحه و همراهی ضربات بر زمین وقتی به همخوانی مکرر «حسین! حسین! حسین!» می رسیدند. همه را بی خواب کردند. آهنگ، عجیب غریب و حزین بود. با یکنواختی که از موسیقی شرقی جدایی ناپذیر است و همه با شور و حرارت بدان می پیوستند و در پایان هر شعر با شدت سینه می زدند.
پاسخ ظریف به ترامپ: ایران تحت تاثیر تهدیدات
قرار نمی گیرد
انتخاب نوشت: رئیس جمهور آمریکا در سه روز اخیر تاکنون چندین پیام خطاب به ایران در توییتر منتشر کرده است. دونالد ترامپ در تازه ترین توییت خود آورده است: «ایران با آتش بازی میکند. آنها قدر مهربانی که اوباما با آنها داشت را نمی دانند. من آنطور نیستم».
در واکنش به این توییت، محمد جواد ظریف وزیرخارجه کشورمان در توئیتی نوشت: «ایران از تهدیدات متاثر نمیشود، ما امنیت را از شهروندانمان میگیریم. هرگز آغاز کننده جنگی نخواهیم بود، اما میتوانیم به تمام ابزار دفاعیمان تکیه کنیم.» رئیسجمهوری آمریکا نیز در توییتر ادعا کرد: ایران به سرعت در حال در اختیار گرفتن قسمت های بیشتری از عراق است. وی همچنین در توییت دیگری مدعی شد: ایران داشت نفسهای آخر را میکشید و در حال فروپاشی بود تا اینکه آمریکا با طناب نجاتی در قالب توافق هستهای به مددش رسید: 150 میلیارد دلار
مرضیه وحید دستجردی: با خانواده سعیدحجاریان
رفتوآمد داریم
24 آنلاین نوشت:مرضیه وحیددستجردی در برنامه «دستخط» شبکه ۵ سیما ،دکتر وجیهه مرصوصی همسر سعیدحجاریان را دوست ۴۰ساله خود خواند. در این برنامه، وجیهه مرصوصی بخشی از ویژگی های وحید دستجردی را برشمرد و از جمله بر ساده زیستی او تاکید کرد. مجری برنامه از او پرسید آیا با خانواده حجاریان رفت وآمد دارید؟ وی پاسخ مثبت داد . در ادامه مجری از او پرسید آیا در این دیدارهای خانوادگی بحث سیاسی هم می کنید؟ دکتروحید ضمن پاسخ مثبت گفت هرکدام دیدگاه های خود را داریم ضمن اینکه دوستی۴۰ساله با اختلاف نظرهای سیاسی از بین نمی رود. وحید دستجردی در این برنامه در پاسخ به این سوال که بعد از رای نیاوردن در انتخابات مجلس،داوطلب احراز پست دیگری نیستید پاسخ منفی داد. وی افزود در دوره وزارت کم سختی نکشیدم و هم اکنون هم روزی یک مشت قرص می خورم. وحیددستجردی ضمن تشکر از حسن روحانی برای ۵-۶برابر کردن بودجه بخش درمان و بهداشت در دولت یازدهم،اظهار کرد نظارت دقیقی برای هزینه کرد این بودجه وجود ندارد.
ممنوعیت نام بردن از آیتالله هاشمی در سیما؟
جماران نوشت: غلامعلی رجایی مشاور مرحوم آیت الله هاشمی در یادداشتی از ممنوعیت بردن نام هاشمی در سیما یاد کرده است. در بخشی از این یادداشت تلگرامی آمده است: دیشب حدود ساعت یازده شب پس ازسخنرانی که به محضرعارفی شتافتم بعضی از دوستان همدل به سراغم آمدند و با تعجب گفتند هنوزچهلم آیت الله هاشمی تمام نشده است که صدا و سیما حتی ازبردن نام ایشان هم ابا می کند.پرسیدم: مگرچه شده است؟ گفتند: دراخبارساعت 14 دیروز سیما، وقتی گوینده خبر می خواند که در دوازدهم بهمن ماه رهبری به رسم همه ساله بر سر مزار امام حاضر شد درادامه گفت رهبری همچنین بر مزار رییس فقید مجمع تشخیص حاضر شد و درعبارتی معنادار بدون آنکه بگوید رهبری بر مزار دوست شصت ساله اش قرآن خواند افزود: و برای ایشان ازخداوند طلب عفو کرد!
احمد حکیمی پور : شورای شهر یکشنبه درباره استیضاح قالیباف تصمیم می گیرد
دیده بان ایران نوشت: احمد حکیمی پور عضو شورای اسلامی شهر تهران در پاسخ به این سئوال که آیا شورای شهر در خصوص حادثه پلاسکو شهردار تهران را استیضاح می کند یا خیر، گفت: باید کمک شود تا حقیقت کشف شود اینکه استیضاح شود یا خیر یک فرآیند طولانی است. وی ادامه داد: سؤالاتی در خصوص حادثه پلاسکو از شهردار تهران داریم که قرار است در روز یکشنبه شهردار در جلسه علنی با سؤالات ما پاسخ دهد، تصمیم گیری در خصوص استیضاح به پاسخ شهردار بستگی دارد و چنانچه اعضا از پاسخ قانع نشوند هر عضو میتواند طبق قانون پیگیر استیضاح باشد.
جدیدترین پستی که روحانی در اینستاگرامش منتشر کرد
خبرآنلاین نوشت: حسن روحانی در صفحه شخصی خود در اینستاگرام ولادت حضرت زینب(س) و روز پرستار را تبریک گفت.متن این پیام به شرح زیر است؛ دستان پرتلاش و نگاه مهربان و بیدارتان، شفابخش، و بردباریتان ستودنی ست. ولادت حضرت زینب(س) و روز پرستار مبارک.
تاکید عارف بر غیرسیاسی بودن ترکیب اعضای شوراهای شهر
باشگاه خبرنگارن جوان نوشت: رئیس مجمع نمایندگان استان تهران در مجلس گفت: چهرههای برجسته کارشناس و فنی باید کاندیدای انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا شوند. محمدرضا عارف با تاکید بر ضرورت اصلاح ترکیب شوراهای شهر و روستا وغیرسیاسی و تخصصی شدن آنها، گفت: چهرههایی که به دنبال فعالیتهای سیاسی هستند باید از حضور در شوراها امتناع ورزند. محمدرضا عارف با اشاره به فعالیت های شوراهای شهر و روستا گفت: شوراها پارلمان محلی تلقی میشوند که وظیفه آنها پیگیری مسائل محل، شهر، شهرستان و روستاها است؛ بر این اساس جهتگیری اصلی آنها نباید سیاسی باشد، این همان اصلی است که برای پنجمین دوره از شوراهای اسلامی شهر و روستا دنبال خواهیم کرد.
نماینده مردم تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه جهتگیری مذکور را در ارائه لیست مورد نظر قرار خواهیم داد، افزود: کاندیدای موردنظر ما بر اساس شاخصهای کیفی معرفی می شوند که در این شاخصها جهتگیری اصلی و تاکید بر تخصص است، البته در عین حال بر ملاحظات اجتماعی نیز توجه خواهیم کرد. رئیس مجمع نمایندگان استان تهران در مجلس شورای اسلامی ادامه داد: در تهران اولویت مسائل اجتماعی و فرهنگی بیش از سایر موضوعات است؛ بنابراین افرادی باید کاندیدای پنجمین دوره از شوراهای اسلامی شهر تهران شوند که بتوانند مسائل در این حوزه ها را پیگیری کنند.
ارجاع نامه حسین فریدون به هیئت نظارت بر رفتار نمایندگان
تسنیم نوشت: عضو هیئترئیسه مجلس از ارجاع نامه حسین فریدون به رئیس مجلس به هیئت نظارت بر رفتار نمایندگان مجلس برای بررسی خبر داد. اکبر رنجبرزاده از ارجاع نامه حسین فریدون به رئیس مجلس درباره رد ادعاهای نمایندگان مبنی بر اتهامات وارده به وی در موضوع مفاسد اقتصادی به هیئت نظارت بر رفتار نمایندگان خبر داد و گفت: در نامهای که برادر رئیس جمهور به مجلس واصل داشته، اعلام شده ادعاهای نمایندگان باید در هیئت نظارت بر رفتار نمایندگان بررسی شود. عضو هیئترئیسه مجلس با اعلام اینکه برخی از اعضای هیئترئیسه مجلس مخالف قرائت نامه برادر رئیسجمهور در صحن علنی مجلس بودند، اظهار داشت: طبق آئیننامه داخلی مجلس، باید بخشی از نامه برادر رئیسجمهور در صحن علنی مجلس قرائت میشد که اینکار صورت گرفت.
هشدار سیدحسن خمینی: اگر حضور مردم و اعتماد به دین کمرنگ شود پایه و اساس نظام از بین میرود
هشدار سیدحسن خمینی:
اگر حضور مردم و اعتماد به دین کمرنگ شود
پایه و اساس نظام از بین میرود
یادگار گرامی امام با تأکید بر «حضور مردم» و «اعتماد به دین» به عنوان دو سرمایه نظام جمهوری اسلامی ایران، هشدار داد: اگر این دو عامل به هر دلیلی و با هر تنگ نظری کمرنگ شود، پایه و اساس نظام اسلامی از بین می رود. به گزارش جماران حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی در دیدار اعضای شورای عالی استانها، اظهار کرد: دوست و دشمن بر این نکته اعتراف دارند که خواسته اکثریت کم نظیری از مردم ایران در دوران مبارزات، نفی استبداد ستم شاهی و روی کار آوردن نظام مقدس جمهوری اسلامی بود.
وی با اشاره به «امام خمینی» و «مردم» به عنوان دو قهرمان انقلاب اسلامی ایران، افزود: امام مورد قبول همه مردم بود، به گونه ای که برخلاف دیگر انقلاب ها، گروه های متضادی که مبارزه می کردند، در بازه زمانی یکسال منتهی به پیروزی لحظه ای در دل و زبان خویش نسبت به رهبری امام تردیدی نداشتند و همه جامعه آن روز پذیرفته بود که آنچه محقق می شود نتیجه یک رهبری مورد وفاق اقوام، گروهها، مذاهب و طبقات مختلف جامعه است. یادگار امام با تأکید بر اینکه قهرمان دوم این انقلاب مردم بودند که کار بسیار بزرگی انجام دادند، تصریح کرد: انقلاب ما دوره زمانی کوتاهی داشت هم خشونت و کشتار بسیار کمی را در قیاس با انقلاب های دوران جنگ سرد و قبل آن داشت؛ انقلابی که شعار آن «گل در مقابل گلوله» بود.
وی علت ناتوانی رژیم پهلوی در مقابله با مردم را فراگیر بودن انقلاب ذکر کرد و گفت: حرکت های دیگر در دنیا بیش از آنکه انقلاب باشد یک سری جنگ های چریکی بودند که در آنها مردم اگر همدل هم بودند، اما همراه و هم زبان نبودند.سید حسن خمینی یادآور شد: اگر آغاز انقلاب اسلامی را از دی 1356 در نظر بگیریم و نقطه اوج آن را شهریور ماه 57 بدانیم، مجموع جریان 13 ماه و اوج آن حدود 5 ماه بوده است. اما در سایر کشورها بعضا تا دهه ها یک انقلاب به طول انجامیده است. علت این امر آن است که در آن انقلاب ها همه مردم در میان نبودند؛ اما در انقلاب اسلامی ایران همه بودند و با همه نمی توان جنگید.
وی در همین زمینه افزود: استراتژی بزرگ امام در انقلاب این بود که ایشان گفتند با ارتش درگیر نشوید، زیرا فرزندان همین مردم هستند. وی با بیان اینکه به دلیل حضور مردم رژیم پهلوی توانایی اعمال خشونت و ضربه زدن به انقلاب را نداشت، تأکید کرد: انقلاب اسلامی دردست یک حزب و تشکیلات نبود که با قطع بخشی از آن تشکل، بقیه آن هم قطع شود.
وی «اعتماد مردم به دین و مرجعیت» را ازعوامل مهم شکل گیری وحدت مردم خواند و اظهار کرد: یکی از جلوه های اعتماد مردم که سرمایه اصلی نظام است شوراهاست و اکنون که انتخابات شوراها در پیش است، باید نسبت به این امر حساسیت داشته باشیم که مردم باید در تمام لحظه های زندگی احساس کنند سیاست ها و تصمیمات جامعه از صدر تا ذیل متعلق به آنهاست.جمهورى اسلامى بى حضور و اعتماد مردم بى معناست همانطور که بى ارزشهاى دینى از معنى تهى مى شود. سید حسن خمینی، اعتماد مردم به دین و توانایی مشکل گشایی آن و امکان اداره جامعه نسبت به رقبا را دیگر امری دانست که باید نسبت به آن حساسیت داشته باشیم و تأکید کرد: باید با کار و تلاش بیشتر برای این هدف تلاش کنیم.
وی با تأکید بر اینکه اگر خدای نکرده اعتماد مردم بشکند، آن پایه و اساسی که انقلاب را به راحتی به پیروزی رساند از بین رفته است، هشدار داد: اگر حضور مردم و اعتماد آنان به دین به هر دلیلی و با هر تنگ نظری کمرنگ شود، پایه و اساس نظام اسلامی از بین می رود؛ اما اگر مردم در صحنه باشند و اعتماد به دین مشگل گشا، فقر ستیز، زایل کننده فساد ،دنیا ساز و آخرت ساز باقی بماند، انقلاب برای نسل ها باقی می ماند. جامعه باید ببیند که متدینین و مسئولان دین دار مى توانند مشکلات ایشان را حل کنند و این نکته اى است که هم امام همواره به آن اشاره داشتند و هم پس از امام مورد تأکید رهبر معظم انقلاب بوده است.
یادگار امام گفت: جامعه ما مانند تشنه ای که به آب نیاز دارد، محتاج این دو عامل است.
باهنر: مراقب باشیم اتفاق سال ۸۸ تکرار نشود
باهنر:
مراقب باشیم اتفاق سال ۸۸ تکرار نشود
دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین گفت: اکنون اقتصاد متقاضی ندارد و طبیعی است در چنین شرایطی بگوییم تورم صفر است اما در واقعیت امر هنوز رکود بر کشورمان حاکم است. به گزارش مهر، محمدرضا باهنر پیش از ظهر جمعه در جلسهای با عنوان «فرصتها و تهدیدهای انتخابات ۹۶» که در کتابخانه مرکزی شهرداری اصفهان برگزار شد، اظهار داشت: کارنامه تاریخ ایران اسلامی در ۳۸ سال گذشته پر از افتخاراتی است که تنها نور انقلاب اسلامی آنها را برای کشورمان به ثمر آورده است.
وی با اشاره به صحبتهای بدون منطق برخی افراد در ارتباط با وضعیت رفاهی بهتر مردم در پیش از انقلاب افزود: آن زمان جمعیت ایران نصف جمعیت کنونی بود و بسیاری از مردم از امکانات رفاهی محروم بودند این در حالی است که امروز به شکل سالیانه حداقل یک میلیون نفر خودرو میخرند و بسیاری شاخصهای دیگر نیز نشان از وضعیت رفاهی بهتر مردم نسبت به گذشته دارد. وی با تاکید بر این نکته که تمام دولتها به سهم خود البته نه به یک میزان برای کشور تلاش کردند، تصریح کرد: هرگز کاستیهای کشور را انکار نمیکنیم و نیازمند تلاش بیشتر برای رفع مشکلات به ویژه موضوع مهم بیکاری هستیم. باهنر بیکاری را از مهمترین تهدیدهای کشور و موجب ایجاد فاصله میان مردم و حاکمیت برشمرد و ابراز داشت: البته باید توجه داشته باشیم که رونق اقتصادی به معنای شاغل شدن تمام افراد بیکار کشور نیست.
نماینده ادوار مختلف مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه هماکنون چرخ اقتصادی کشور رونق ندارد، تاکید کرد: اکنون اقتصاد متقاضی ندارد و طبیعی است در چنین شرایطی بگوییم تورم صفر است اما در واقعیت امر هنوز رکود بر کشور حاکم است و مسئولان باید برنامهریزی جدی برای رفع این مشکل داشته باشند. وی اضافه کرد: اگر در یک ماه فروش نفت خوبی داشتیم که نمیتوان ادعا کرد فلان درصد رشد اقتصادی داشتهایم بلکه رشد اقتصادی را باید در طول یک سال بسنجیم و آنگاه مشخص میشود چه میزان این صحبتها در ارتباط با رشد اقتصادی کشور صحیح است. باهنر اضافه کرد: برخی شاخههای اقتصادی با دو سال تاخیر خود را نشان میدهد اما به طور کلی مردم طعم رونقِ مطرح در گفتههای مسئولان را نیز نچشیدهاند.
وی به بیان نظر خود در ارتباط با رای دولت یازدهم در انتخابات آینده پرداخت و تصریح کرد: با توجه به نارضایتیها در سطح کشور از عملکرد دولت از دیدگاه من دولت یازدهم ریزش رای بالایی دارد. نماینده سابق تهران در مجلس با بیان اینکه جریانات اصلاحطلب از روحانی عبور نخواهند کرد و هر صحبتی در این ارتباط بازارگرمی جریان اصلاح طلبی است، اضافه کرد: رئیسجمهورها در کشور ایران معمولاً دو دورهای هستند اما ممکن است با توجه به رأی آقای روحانی که بسیار به ۵۰ درصد نزدیک بود، در صورت رفتن انتخابات به مرحله دوم خلاف رویه قبلی ایجاد شود.
وی با بیان اینکه کشور یک رئیسجمهور بیشتر لازم ندارد بنابراین شرط لازم پیروزی اصولگرایی وحدت و یکپارچگی همه جانبه است، گفت: به دنبال این هستیم که جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی به عنوان یک جبهه بزرگ نیروهای انقلابی به پیش رود. باهنر با بیان اینکه رقابت انتخابات آینده باید اخلاقمدارانه و به دور از تهمت و افترا باشد، تاکید کرد: باید از دو قطبی کردن جریان انتخابات دوری کنیم اما این امر به معنای عدم رقابت نیست بلکه باید مراقب باشیم اتفاق سال ۸۸ تکرار نشود و بر همین اساس کاندیداها باید تمکین خود را از نتیجه انتخابات به مردم اعلام کنند.
امام جمعه تهران: دولت درحادثه پلاسکو سنگ تمام گذاشت
امام جمعه تهران:
دولت درحادثه پلاسکو سنگ تمام گذاشت
خطیب موقت نماز جمعه تهران خطاب به رسانهها گفت: طوری حرف نزنید که مردم و آزادگان دنیا را ناامید کنید. به گزارش خبرآنلاین، آیتالله سیداحمد خاتمی در نماز جمعه که در مصلی امام خمینی (ره) برگزار شد، با اشاره به سالگرد پیروزی انقلاب اظهارداشت: دین ستیزی، عفت ستیزی، استقلال ستیزی، مردم ستیزی و آزادی ستیزی ۵ ماموریت رژیم سیاه ۵۷ ساله پهلوی بود. وی افزود: انقلاب چراغ امیدی در جهان شد که می توانید با حکومت های طاغوتی در افتاده و آنها را بر اندازید و این ارمغان مهمی است.
اهم اظهارات خطیب جمعه تهران را از خبرگزاریها بخوانید؛
وقتی نقاط ضعف را می گویید این را هم بگویید در ۵۷ سال مردم هیچکاره بودند و ساواک اسامی را به شاه می داد و شاه روی هر کدام خط نمی کشید نماینده بودند.
وظیفه ما دمیدن روح امید در مردم با همه مشکلات و سختی که دارند، است.
{درباره فرمان ضدمهاجرت دونالد ترامپ}شما برای انسانیت کمترین احترامی قائل نیستید. به قراردادها پایبند نبوده و عهدشکنی می کنید. واکنش مردم ایران نیز این است که ما مثل کوه مقاوم و استوار بر آرمانها ایستادگی میکنیم. خسته نشدیم اما شما را خسته میکنیم.
فرمان به اصطلاح رئیس جمهور آمریکا در منع صدور ویزا برای هفت کشور مسلمان هنوز مسئله روز بوده و می بینید در دنیا چه خبر است؛ اعتراضی در خود آمریکا و کشورهای اروپایی در این مورد وجود دارد.
در اول انقلاب روسای جمهور دموکرات و جمهوریخواه آمدند و ناکام رفتند اما ایران اسلامی همچون سرو قامتکشیده ایستاده و ایستاده خواهند ماند. این پیام ملت ایران است و در راستای همین پیام است که ما رزمایش موشکی داریم که جلوه اقتدار ماست.
شهدای آتشنشان در حادثه پلاسکو به حق استحقاق قهرمان ملی دارند؛ چرا که عطر شهادت را در مملکت پراکندند. نکته دیگر اینکه در این عرصه انصافاً همه مسئولان سنگتمام گذاشتند.
دولت محترم سنگتمام گذاشت، شهرداری و آتشنشانان سنگتمام گذاشت. نیروی انتظامی، هلال احمر و صداوسیمای جمهوری اسلامی همدلی خوبی نشان دادند و باید از همه این عزیزان تشکر و تقدیر کنیم.
نکته دیگر این است که مردم ما نیز گل کاشتند و به محض آنکه شنیدند آتشسوزی گسترده است از سراسر کشور خود را به تهران رساندند و برای اهدای خون صف کشیدند و در مراسم تشییع آتشنشانان نیز بهترین تجلیل را انجام دادند.
درحالی که برخی در اوج حادثه بهدنبال مقصر بودند، رهبری تاکید کردند بگذارید این مشکل حل شود و بعد بهدنبال مقصر بگردید و نکته دیگر اینکه باید به احیای بافتهای فرسوده توجه شود.
مرحوم خطیب نماز جمعه تهران آیتالله هاشمی رفسنجانی همیشه با ما خواهد بود و درحالی که خاطراتی در این باره شنیدهاید، در ادامه نیز خاطراتی خواهیم شنید.
آیتالله هاشمی در دوران مبارزه در صف نخست بود و نکته دیگر اینکه مردم خادمان خود را دوست دارند و آیتالله هاشمی تلاش فراوانی در این رابطه داشت. نکته دیگر مساله ارادت به ولایت است. مردم از شخصیتی تجلیل کردند که میگفت عشق من آقای خامنهای است و ۵۹ سال رفیق و همکار رهبری بود. مردم چنین عشق و تجلیلی نسبت به آیتالله هاشمی داشتند.
نکته قابلتوجه دیگر درباره آیتالله هاشمی رفسنجانی، قصه استکبارستیزی او و ایستادگی ایشان در مقابل بدخواهان انقلاب بود و نطق پرشور ایشان در جریان عدم کفایت بنیصدر از خاطر ملت پاک نشده است.
مراسم تشییع پیکر آیتالله هاشمی رفسنجانی مانور و رزمایش وحدت بود. انتظار داریم برخی این مانور وحدت را تبدیل به مانور تفرقه نکنند. چرا که استفاده ابزاری از آیتالله هاشمی به این معنا است. همانطور که استفاده ابزاری از امام(ره) و مقام معظم رهبری غلط است، استفاده ابزاری از شخصیت های ملی این کشور ناخواسته، ضایع کردن آنها است. آنهایی که دوست آقای هاشمی هستند باید در مقابل این حرکات بایستند.
خاتمی در پایان ضمن تقدیر و تشکر تلاش و رشادتهای همافران ارتش از آنها تشکر کرد.
مهندس سام شهردار اسبق کرمان : «خانه شهر» با پول مردم ساخته شده است
مهندس سام شهردار اسبق کرمان :
«خانه شهر» با پول مردم ساخته شده است
فریده امینی زاده
خانهشهر، بنایی که متعلق به مردم کرمان است و بی هیچ بودجه دولتی ساخته شده قرار است با تصمیم مسئولان استانی تخریب شود. خانه ای که حافظه جمعی مردم شهر است.
خبری از جلسه شورای شهر آمد، معاون عمرانی استاندار در نامه ای به شهردار ۲۰ روز برای تخریب خانه شهر فرصت داده است. ابوالقاسم سیف الهی خطاب به شهردار در این نامه نوشته اگر تا ۲۰ روز آینده شهرداری در این رابطه اقدام نکند بخشی از اعتباراتی که قرار بود از طرف استانداری به پروژه های عمرانی شهر اختصاص یابد برگشت میخورد. این در حالی است که شنیده می شود علی بابایی تاکنون در برابر فشارها برای تخریب «خانه شهر» ایستادگی کرده است. در این رابطه نظر محمد سام و مهندس نخعی را جویا شدم.
شهردار اسبق کرمان در گفتگو با خبرنگار «کرماننو» گفت: «زمانی که بحث تخریب خانه شهر و ساخت ساختمان استانداری مطرح شد رئیس شورای شهر بودم. با این موضوع مخالفت کردم مصاحبه داشتم و مطالبی نوشتم برای ساخت این مجموعه جای زیادی وجود دارد حتی پیشنهاداتی هم در این مورد مطرح کردم اما کسی توجه نکرد. گفتم رو به روی میدان را انتخاب کنند. دلیل مخالفت من این بود که ساختمان عریض و طویل استانداری اصلا نشان توسعه نیست همه جا اداره های دولتی کوچک می شوند.
محمد سام که سابقا عضو شورای شهر در دوره سوم شوراها بوده افزود که اسم این خانه «خانه شهر» است. با پول مردم ساخته شده. مسئولان وقت با اضافه کردن مبلغ کمی روی فیش آب هزینه ساخت این بنا را تامین کردند. مردم راضی بودند چون این ساختمان را نمادی برای شهر می دانستند. برای گرفتن هر تصمیمی در مورد خانه شهر باید اول نظر مردم پرسیده شود. کشورهای دیگر به کنار در همین کشور خودمان بنایی که به عنوان نماد شهر ساخته شده را حفظ میکنند.
وی ادامه داد که فرسودگی بهانه تخریب این ساختمان است. حرف بیهوده ای است. در کشور ما ساختمانهای چندصد ساله و بیشتر وجود دارد که حفظ شده اند و در حال استفاده هستند حتی اگر این ساختمان فرسوده باشد که نیست، نماد شهر ماست. زیباترین نمای شهری را دارد، خانه ی شهر ماست. نکته مهمتر اینکه هیچ لزومی نداشت برای ساخت ساختمان جدید این بنا تخریب شود. از ابتدا در جانمایی برای ساختمان استانداری اشتباه کردند، نمی بایست این کار انجام شود. وقتی که انجام شد عمدا برای نگهداری و حفظ این ساختمان هیچ هزینه ای اختصاص داده نشد تا هر کس از طرح تخریب انتقاد کرد بگویند ببینید این ساختمان دارد خراب می شود. اگر بخواهند خانه شهر را تخریب کنند باید از همه مردم کرمان، از ورثه کسانی که برای ساخت این بنا پول پرداخت کردند اجازه بگیرند اگر می خواهند درست و براساس قوانین اسلام باشد.
محمد سام با انتقاد از روزنامه نگاران و رسانه های کرمانی گفت که یکی از مشکلات مهم شهر ما خود شما روزنامه نگاران هستید چرا این مسائل را برای مردم نمی شکافید؟ چرا در مورد از بین رفتن نمادهای شهری کرمان حرف نمیزنید؟ شهردار که بودم مجسمه سازی را از تهران برای ساخت مجسمههای شهری به کرمان دعوت کردم زمانی که کوه صاحبالزمان را دید گفت این کوه در ایران بی نظیر است. از نظر حجم و نزدیکی به شهر. اما الان چی؟ دل کوه را شکافتند داغون کردند دیگر نمی شود به کوه نگاه کرد. تا در این مورد انتقاد می کنیم می گویند می خواهند جلوی توسعه را بگیرند.
شهردار اسبق کرمان بیان کرد که هر شهری نیاز به یک مرکزیت اجتماعی دارد. مسئولان وقت، این نکته را درک کردند و خانه شهر را ساختند. این بنا مرکزی برای همه فعالیتهای اجتماعی است. زمانی که رئیس شورای شهر بودم، فراخوان دادیم.
یک نمایشگاه خانوادگی در سالن پایین برگزار کردیم. خانواده ها برای تشویق بچههای خود کاردستیهای آنها را به نمایش گذاشتند. پیش از انقلاب جعفر والی نمایشنامه ای را در این سالن اجرا کرد که کرمان را تکان داد. خانه شهر مرکزی برای همه چیز بود، هنوز هم هست. بهترین نمایشنامه ها و شب شعرها اینجا برگزار شده است. مطمئن باشید تالار بزرگ شهر هم که بسازند، هیچ وقت جای این بنا را نخواهد گرفت.
خانه شهر ویژگی های معماری منحصر به فردی دارد
مدیر اسبق خانه شهر میگوید این بنا در زمان ساخت بی نظیر بوده و ویژگی های معماری منحصر به فردی دارد. این ساختمان به لحاظ کلی مشکل خاصی ندارد، با مرمت جزئی که شاید یک پنجم هزینه ساخت یک ساختمان جدید باشد می توان بنا را حفظ کرد. همه مردم شهر از این بنا خاطره دارند. در واقع خانه شهر حافظه جمعی مردم کرمان است. برای زنده نگهداشتن این خاطرات باید خانه شهر حفظ شود.
مهندس نخعی گفت که آیتالله جعفری هم با این موضوع مخالف هستند. مراسمی در خانه شهر بود داشتم ایشان را بدرقه می کردم به صراحت اعلام مخالفت کردند. وی افزود که من از مسئولان می خواهم هر طور شده این بنا را حفظ کنند. در ساخت این بنا زحمت زیادی کشیده شده یکی از معماران کاشیکار تعریف می کرد که من یک کاشی را اشتباه گذاشته بودم ۳بار از تهران آمدند و به کار من ایراد گرفتند. تمام نما را درآوردم تا آن کاشی سرجای خودش قرار بگیرد باید این زحماتی که پدران ما کشیدند، ارج نهاده شود.
گم شدن خاطرات
با حسین سبزه صادقی شاعر کرمانی گفتگو می کردم خاطرهای از خانه شهر گفت و حرف به تصمیم مسئولان برای تخریب آن رسید، او هم مثل همه گفت که از این بنا خاطرات زیادی دارد. پرسیدم در مورد خانه شهر شعری ندارید؟ گفت ندارم و کمی بعد بداهه شعری سرود که در ادامه می آورم.
«تکه ای از آواز بسطامی را بالا آورد
بیل مکانیکی
صدای منوچهر نیستانی قاطی آجر و گچ و سیمان فرو ریخت
در کمپرسی
در ذهن موزاییک ها قدم های تو در انتظار گودو بودند
تاریخ در گرد و خاکی آزار دهنده مدام سرفه می زد
و باد حافظه ام را با خود می برد
به سمت چشم های تو
هیچ کس مرا نمی شناخت
و کلاغی بر کاج های رو به روی خانه شهر
به شهریور نوک می زد
زمستان خسته بود
ناامیدی از موهایمان شره می کرد»
شهری که بی هویت می شود
در هرجای شهر کرمان که نگاه کنی پروژه های عمرانی در جریان است توسعه شتاب زده به قیمت از بین رفتن هویت شهری. چند سالی است که کرمان جدیدی را میبینیم بافت تاریخی میدان مشتاق را به جای مرمت با طاقهایی بیگانه با فضا میپوشانند، کوه را می تراشند و هتل می سازند. برفراز شهری که بیهویت می شود، پل میزنند و زیرگذر می سازند. جالب اینکه همان مسئولانی که از این پروژه ها دفاع می کنند، پس از پایان خدمت می گویند ساخت این پل و آن زیرگذر اشتباه بود و توجیه ترافیکی نداشته است. حالا خانه شهر اسمش را که می آورم خاطرات مثل فیلمی از جلوی چشمانم می گذرد. تلخ است تصور اینکه خانه مردم کرمان دیگر نباشد، تلختر اینکه فدای گروکشی برای ادامه پروژههای شهری شود.
خانه شهر
زیر تیغ توسعه
شکوفه نبی زاده
تاکید بر تخریب خانه شهر، چه بی رحمانه است این تصمیم، چگونه میشود دستور تخریب خانهای را داد که موجودیت خود را از دل مردم گرفته است. خانهای که با شکل گرفتنش دل گرمیای شد برای مردم شهرش، کم نیست خاطرات خانه شهر چه شب شعرها، تئاترها و جشنوارههای موسیقیای که آنجا برگزار نشد و چه آدمهایی را به بهانه شرکت در این مراسمها به دور هم جمع نکرد شاید این تنها خانهای باشد در شهر که مردم را از هر قشر شهری به دور هم جمع میکرد و دل آنها را سیر، سیر از عشق و امید .
چه راحت است گرفتن خاطرات مردم یک شهر برای مدرنیته کردنش. اصلا مدرنیته چیست؟ تخریب اماکن تاریخی؟ به گمانم واژه مرمت هم مدرن شده و عجین شده با ساخت و ساز های جدید و مدرن که بویی از هویت و تاریخ ندارد. سال ۱۳۴۸ هجری شمسی خانه شهر کرمان شروع به جان گرفتن کرد و درست در شب مبعث حضرت رسول درهای خانه شهر به روی همگان گشوده شد. آن روزها به جای نگرانی از تخریبش همه را درگیر زیبایی خود کرده بود. از پدرم خاطرات زیادی در مورد مراسمهای آن دوره شنیدهام همان روزها که خانه شهر روزهای اوج خود را میگذراند. حال انگار میخواهند زنده به گورش کنند.
چطور میتوان خانهای که هنوز ستونهایش استوار است را به دست بیل مکانیکی سپرد. ما چه بی هدف دست به تخریب نوستالژیّهای شهرمان میزنیم. شاید اگر کمی بیشتر به خودمان فرصت میدادیم تصمیم متفاوتی میگرفتیم. بدون شک ساختن بهتر از جایگزین کردن است. یک شهر علاوه بر توسعه نیازمند به هویت تاریخی است. هویتی که از بین رفتنش هیچ سودی برایمان ندارد.
این هویت چیزی نیست که بتوان به این راحتی از کنارش گذشت. از گذشته تا به امروز همین هویت تاریخی موجب همدلی و هم راهی مردم بوده و خواهد بود. خانه شهر هم بخشی از همین تاریخ است و به لحاظ فرهنگی, تاریخی و هنری جایگاه ویژه ای دارد. پنجرههای رنگیاش، ستونهای طرح دار هندسیاش، رنگ فیروزهای بکار رفته در بنا، همه و همه نشان بر منحصر بودن معماری خانه شهر است.
کرمان شهری پهناور، یعنی آنقدر جا کم دارد که ما را دست به دامان تخریب کرده! بناهای تاریخی نه تنها باید حفاظت شوند بلکه باید از آنها الگو برداری کنیم. پیشرفت و توسعه هیچگاه بد نبوده و نیست اما نه به قیمت از بین رفتن تاریخ و هویت شهر، ما باید به دنبال ادامه راه گذشتگانمان باشیم و با ساخت و سازهای با هویت موجب توسعه شهرمان شویم.
خانه شهر به نوبه خود سندی است بر هویت تاریخی کرمان و حفاظت از آن وظیفه همه ی ماست. توسعه داشته باشیم اما از نوع پایدار، یعنی بدون تخریب و از بین بردن ریشه تاریخ قدمی برداریم به سوی ساخت مکانهای جدید. و ای کاش یادمان نرود روزی ما هم در تاریخ غرق خواهیم شد و آیندگان نیز از ما یاد خواهند کرد.
دستگیری 124 نفر معتاد پر خطر در کرمان
دستگیری 124 نفر معتاد پر خطر در کرمان
فرمانده انتظامی شهرستان کرمان گفت: در ادامه طرح ارتقاء امنیت اجتماعی، 124 معتاد پرخطر از سطح این شهرستان جمع آوری شدند.
سرهنگ عبدالعلی روانبخش بیان داشت: در راستای اجرای طرح ارتقاء امنیت اجتماعی، ماموران انتظامی این فرماندهی موفق به پاکسازی سطح شهر کرمان از معتادان پر خطر شدند. وی افزود: این طرح که با تقدیر ویژه شهروندان و مسئولان مواجه شد، با حضور تمامی کارکنان انتظامی اعم از کلانتری ها، پایگاه اطلاعات و یگان امداد برگزار شد.
فرمانده انتظامی شهرستان کرمان تصریح کرد: در اجرای این طرح و با تلاش شبانه روزی مأموران در 24 ساعت گذشته تعداد 124 معتاد پر خطر از سطح شهرستان جمع آوری و به مراکز نگهداری معتادان منتقل شدند.
سرهنگ روانبخش خاطرنشان کرد: جمع آوری و کمک به معتادان یکی از اقدامات پلیس جهت ایجاد امنیت و آرامش برای مردم است و قطعاً مأموران انتظامی در راه رسیدن به این هدف از هیچ تلاشی دریغ نمی کند. این مقام انتظامی در خاتمه ضمن قدردانی از مشارکت و همکاری خوب شهروندان با پلیس در اجرای طرح های پاکسازی، بر استمرار این طرح ها تاکید کرد و از عموم شهروندان خواست در صورت مشاهده و برخورد با معتادان پرخطر مراتب را در اسرع وقت از طریق تلفن 110 به پلیس اطلاع دهند.
بیش از 100 فقره انشعاب غیرمجاز در بم تبدیل
به مجاز شد
طی ده ماه نخست سال جاری ،107 فقره انشعاب غیرمجاز در شهر بم تبدیل به مجاز شد. مدیر امور آب و فاضلاب شهرستان بم گفت: از ابتدای سال جاری تا پایان دی ماه ،140 فقره انشعاب غیر مجاز در شهر بم شناسایی شد که از این تعداد، 107 فقره پس از طی مراحل قانونی به مجاز تبدیل شد. احمد بیانی با بیان اینکه استفاده غیرمجاز از شبکه آب شهری براساس ماده 660 قانون مجازات اسلامی جرم بوده و مشمول جریمه است، تصریحکرد: در واقع کسانی که از طریق انشعابات غیرمجاز به شبکه وصل میشوند، علاوه بر نپرداختن هزینه خدمات خود و با تجاوز به حقوق دیگر مشترکان، شبکه را در معرض خطر آلودگی قرار میدهند؛ به همین دلیل موضوع شناسایی انشعابات غیرمجاز با حساسیت ویژه دنبال میشود.
113 کیلومتر از شبکه آبرسانی استان کرمان بازسازی شد
طی ده ماه نخست سال جاری،113 کیلومتر شبکه آبرسانی استان کرمان بازسازی شد. معاون بهره برداری شرکت آب و فاضلاب استان کرمان گفت: یکی از اقداماتی که به منظور جلوگیری از هدر رفت آب آشامیدنی در شبکه توزیع، کاهش حوادث، اتفاقات، تعدیل و تقویت فشار در شبکه آبرسانی انجام می شود بازسازی شبکه آبرسانی فرسوده است. مجتبی ابراهیم نژاد افزود: در همین راستا از ابتدای سال جاری تا پایان دی ماه 113 کیلومتر شبکه آبرسانی در سطح استان بازسازی شده و انتظار داریم این میزان تا پایان سال به 200 کیلومتر برسد.
432 کیلومتر شبکه جمع آوری فاضلاب شهر کرمان شستشو شد
مدیر بهره برداری فاضلاب شهر کرمان گفت: از ابتدای سال جاری تا پایان دی ماه 432 کیلومتر شبکه جمع آوری فاضلاب شهر کرمان شستشو شد. هادی دهقان افزود: حجم فاضلاب جمع آوری شده 5 میلیون و338 هزارو973 متر مکعب و حجم فاضلاب تصفیه شده نیز 5 میلیون و338 هزارو973 متر مکعب در این مدت می باشد. 42.9 کیلومتر ویدئومتری شبکه، 75 مورد همسطح سازی دریچه منهول و 60 فقره رفع اتفاقات از دیگر اقدامات انجام شده طی ده ماه نخست سال جاری می باشد.
مدیرعامل شرکت ملی صنایع مس خبر داد:
افتتاح 5 پروژه اصلی شرکت صنایع مس بدست رئیس جمهور
مدیرعامل شرکت ملی صنایع مس ایران گفت: 5 پروژه اصلی شرکت مس شامل کارخانه ذوب سرچشمه، پالایشگاه خاتون آباد، نیروگاه سیرجان، کارخانه تولید مواد ناریه در سرچشمه و بازسازی و نوسازی پالایشگاه سرچشمه و چند پروژه نوسازی و بازسازی قرار است در هفته جاری اگر مشکلی پیش نیاید به دست رئیس جمهور به بهره برداری برسند. احمد مرادعلیزاده در گفتگو با خبرگزاری ایسنا اظهار کرد: وضعیت دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان خیلی خوب است اما چیزی که تابحال مغفول بوده رابطه دو طرفه صنعت مس و دانشگاه بوده که می تواند برقرار شود. وی افزود: این رابطه تاثیر درازمدت در درمان منطقه، بهداشت و درمان صنعت مس و اثرات محیط زیست و مسائل و خدمات اجتماعی در منطقه می تواند بگذارد و در این دیدار در این خصوص صحبت و تبادل نظر شد.
