بایگانی مطالب نشریه
تولید برق به بهای خشکسالی خودساخته
| |پیام ما | روزهای ابتدایی دیماه بود که جلالالدین حجتی معاون بهرهبرداری شرکت آب و نیرو از افزایش 10 درصدی تولید برق نیروگاههای برقآبی خبر داد و اعلام کرد سدها در فصل زمستان آمادگی کامل برای تولید انرژی را خواهند داشت. اما کارشناسان سازمان هواشناسی از زمستانی کمبارش خبر میدهند. اگر بنا بر توجه به هشدارهای هواشناسی باشد، تولید برق از ذخایر سدها و برداشت آب آنها در چنین شرایطی چندان معقول به نظر نمیرسد، با این حال گویا دستوراتی مبنی بر افزایش فشار بر نیروگاههای برقآبی صادر شده است و این امر نگرانیها را برای تابستان پیش رو تشدید میکند.
گزارشهای منتشر شده توسط وزارت نیرو از وضعیت بارندگی کشور از اول مهر تا 21 دیماه سال آبی 1400-1399 نشان میدهد مجموع بارشها در این بازه زمانی بالغ بر 82 میلیمتر بوده که نسبت به میانگین دورههای مشابه درازمدت 4 درصد و نسبت به دوره مشابه سال آبی گذشته 27 درصد کاهش داشته است. احد وظیفه رئیس مرکز ملی خشکسالی و مدیریت بحران سازمان هواشناسی معتقد است: «با توجه به مدلهای اقلیمی احتمال کمبارشی بیشتر از احتمال نرمال یا بیش از نرمال بودن است. احتمال کمبارشی ۶۰ درصد و احتمال این که ترسالی داشته باشیم ۲۰-۱۰ درصد است»این اخبار و پیشبینیها در حالی مطرح است که در سوی دیگر اتفاقاتی در حال وقوع است که نشان میدهد گویا بخشهای دیگر وزارت نیرو توجه چندانی به این پیشبینیها ندارند و چشمانداز یک سالهای برای فعالیت خود در نظر نگرفتهاند. به طور مثال علیرغم اخبار مربوط به کاهش بارندگیها که بالطبع ضرورت توجه به ذخایر سدها را بیشتر یادآوری میکند، وزیر نیرو نیمه دیماه جاری اعلام کرده است: «استفاده از نیروگاههای برقآبی را افزایش داده و برای جبران و کمک به نیروگاههای حرارتی وارد مدار کردهایم.» رضا اردکانیان میگوید: «ما براساس قراردادها، صادرات برق داریم. همه مقدار گازی که ما در نیروگاهها استفاده میکنیم تا برق تولید کنیم و این برق صادر شود، کمتر از یک درصد تولید گاز کشور است. اگر قراردادهای خود را متوقف کنیم، از یک درآمد ارزی محروم میشویم که صنعت برق ما در این شرایط تحریمی به آن بسیار احتیاج دارد» نیروگاههای برقآبی به عنوان یکی از مهمترین منابع تامین برق در سالهای اخیر مورد توجه مسئولان قرار گرفتهاند. بالغ بر 90 درصد برق مصرفی کشور توسط نیروگاههای حرارتی تولید میشود و سهم نیروگاههای برقآبی از تولید برق تنها 15 درصد است. در سال جاری به گفته مدیرکل مرکز مدیریت نیروگاههای برقآبی شرکت مدیریت منابع آب ایران نیروگاههای برقآبی با ثبت رکورد بالغ بر ۳۰ میلیارد کیلووات ساعت تولید برق سهمی ۳۸ درصدی در تولید برق غیرفسیلی در کشور داشتند. در روزهای اخیر اخبار جستهوگریختهای که به گوش میرسد حاکی از بروز مشکلاتی در تامین برق دارد. اما مسئولان در مورد دلیل مواجه شدن کشور با کمبود برق توضیحی نمیدهند. یک روز موضوع ماینرهای غیرمجاز مطرح میشود و یک روز مصرف برق خانگی. اما در روزهای اخیر سدهای نیروگاهی خوزستان شروع به برداشت آب از سدها با هدف تولید برق کردهاند. اقدامی که در دهه هشتاد تجربهای سخت را برای کشاورزان و مردم خوزستان رقم زد. برای این اقدام خارج از برنامهریزی هنوز هیچ توضیحی ارائه نشده است. مرور یک تجربه
تخلیه مخازن سدها برای تولید برق در فصل زمستان نخستین بار نیست که اتفاق میافتد. در سال 1386 سرمای شدید کشور را با مشکل تامین گاز مواجه کرد. نیروگاههای حرارتی توان تولید برق موردنیاز در سرمای بیسابقه آن سال را نداشتند. از طرفی گاز موردنیاز برای گرمایش به شهرهای شمالی کشور نرسید. تصمیمی که برای رفع این مشکل اتخاذ شد اما زمینهساز بروز مشکلی بزرگتر برای خوزستان شد. پرویز فتاح وزیر وقت نیرو، دستور داد تا از ذخیره مخازن نیروگاههای برقآبی برای تولید برق و انتقال آن به شهرهای شمالی استفاده شود و برق جایگزین گاز برای مصارف گرمایشی شود. علیرغم مخالفت مدیران استان، با دستور مستقیم وزیر نیرو، آب از نیروگاهها عبور داده و برق موردنیاز تولید شد.
مخازن سدهای خوزستان در زمستان تخلیه شدند. در حالی که بر اساس برنامهریزیهای سالانه مخازن سدها در زمستان برای تولید حداقلی برق و کشاورزی مورد استفاده قرار میگیرد و در تابستان بیشتر برای تولید برق و کمتر با هدف کشاورزی از این ذخایر بهرهبرداری میشود. در پی خالی شدن ذخایر سدها طی یک اقدام و تصمیم غیراصولی و لحظهای، یکی از سختترین خشکسالیها اتفاق افتاد. سال 87 خوزستانیها تابستان سختی را پشت سر گذاشتند. کارون به کمترین میزان دبی ممکن رسید. موضوع کم آبی کارون تا حدی بحرانی شد که موضوع انتقال آب کرخه به کارون مطرح شد. سالهای بعد خشکسالیهای پی در پی فشار مضاعفی به کشاورزان وارد کرد. خالی بودن مخازن سد در سال ابتدای خشکسالی مزید بر علت شد تا کشاورزان و مردم شهرهای مختلف استان با بحران جدی روبهرو شوند.
کمبود برق داریم یا نیاز به تولید بیشتر؟
حال باز هم دستوری دیگر، بدون نگاه به برنامهریزیهای قبلی صادر شده است. در همین زمینه یک کارشناس با تجربه صنعت آب که نخواست نامش فاش شود، به «پیامما» گفت: «خالی کردن مخازن آب در این فصل سال برای تولید برق بدون برنامهریزی قبلی و با توجه به پیشبینیهای بدبینانه در حوزه بارشها اقدام اصولی و معقولی به نظر نمیرسد. وقتی منابع آب از پشت مخازن سد تخلیه شود در حالی که سالی خشک پیش رو است، در عمل نوعی خشکسالی مصنوعی و مضاعف به یک منطقه تحمیل میشود»بارشهای آذرماه امیدواریهایی برای کشور ایجاد کرد، اما با توجه به اینکه شهرهای کشور دیماه خشکی را پشت سر گذاشتهاند و در عین حال به گفته مدیران استانی مخازن سدها نسبت به دورههای آماری مشابه، تراز بسیار پایینی دارند، اعمال فشار به سدهای نیروگاهی و مصروف کردن ذخایر آنها برای تامین برق میتواند باعث تکرار تجربه سال 86 شود. بررسیهای «پیام ما» نشان میدهد که به زودی سد کارون 4 از مدار تولید برق خارج خواهد شد و با توجه به شرایطی که سدهای خوزستان دارند، این احتمال وجود دارد که سدهای دیگر نیز به همین شکل از مدار تولید برق خارج شوند. به گفته یک کارشناس صنعت آب، این مسئله میتواند در صورت بروز بارشهای سهمگین، کنترل سیلاب در آخرین مخزن (سد گتوند) را با مشکل روبرو کند. مصطفی رجبی مشهدی، سخنگوی صنعت برق در گفتوگو با «پیام ما» با اشاره به اینکه ما کمبود ظرفیت نیروگاهی در تولید برق نداریم، مشکل اصلی افزایش مصرف گاز در کشور است، میگوید: «با توجه به افزایش چشمگیر میزان مصرف گاز در کشور ما به اجبار از نیروگاههای برقآبی بیشتر استفاده کردیم. اما ملاحظاتی درخصوص حفظ ذخایر برای تابستان سال آینده هم داریم»
رجبی مشهدی در مورد خارج شدن سد کارون 4 از مدار میگوید: «از هر منبعی بی حد و حصر استفاده شود به پایان میرسد، اما ما ملاحظاتی در این زمینه داریم که ذخیره آب به قدر کفایت برای تابستان حفظ شود. قطعا اگر ظرفیت مخازن از استانداردهایی که پیشبینی کردهایم کمتر شود، برنامههای دیگری خواهیم داشت.» در همین حال مقامهای رسمی در مورد دلیل اصلی کمبود برق در کشور اظهار نظری نمیکنند و دائم توپ را به زمین مصرفکنندگان خانگی میاندازند و معتقدند اگر مردم صرفهجویی کنند مشکل کمبود برق در کشور مرتفع میشود. آیا تلاشها برای تامین برق به هر قیمتی، به موضوع صادرات برق مربوط است یا ماینینگ مجاز اما بالاتر از ظرفیت کشور؟ تمام سدهای نیروگاهی خوزستان در حال حاضر بدون توجه به برنامهریزی سالانه خود، در حال تولید برق هستند، این در حالی است که شرایط جوی کشور وضعیت غیرمترقبهای ندارد و سرمای بیسابقهای در جریان نیست که بحرانی در زمینه مصرف انرژی ایجاد کند یا موجب کاهش شدید برق شود. حال این سوال مطرح است که کشور با کمبود برق مواجه است یا به دلایلی نامشخص نیاز به تولید برق بیشتر دارد؟
ترامپ آخرین یارش را از دست داد
شرایط برای ترامپ هر روز بدتر میشود. رئیسجمهوری که از پیروزی در دوره دوم ریاست جمهوریاش با اطمینان سخن میگفت، حالا از همه طرف تحت فشار قرار گرفته است؛ دموکراتها که از همان روز اولی که ترامپ پا به دفتر بیضی گذاشت، بنای ناسازگاری گذاشتند؛ برخی از جمهوریخواهان که در این مدت در کنار دموکراتها ایستادند و حالا هم نوبت به توییتر رسیده که اکانت قدرتمندترین سیاستمدار دنیا را برای همیشه مسدود کرده است.
در کنار همه این اتفاقها اما یک چیز ترامپ و طرفدارانش را بیش از همه ناراحت کرده است؛ فاصله گرفتن مایک پنس، معاون اول رئیسجمهوری در روزهایی که بیش از همیشه ترامپ به او احتیاج دارد. مایک پنس که به نظر برای تضمین آینده سیاسی خود میخواهد جای پای خود را محکم کند، برخلاف دونالد ترامپ که گفته بود در مراسم تحلیف جو بایدن شرکت نمیکند، گفته در این مراسم حاضر میشود. جو بایدن رئیسجمهوری منتخب هم همانطور که از عدم حضور ترامپ در این مراسم استقبال کرده بود، از حضور پنس نیز ابراز خرسندی کرده و ضمن خوشآمدگویی به مایک پنس، حضور او را باعث افتخار خود دانسته و از آن به عنوان اقدامی در راستای انتقال قدرت در آمریکا یاد کرده است.
9 روز دیگر به پایان دوره ریاست جمهوری دونالد ترامپ، جنجالیترین رئیسجمهوری ایالات متحده آمریکا باقیمانده و به نظر میرسد که هرچه به روز 20 ژانویه که قرار است مراسم تحلیف در آن زمان انجام شود، نزدیکتر میشویم، فشارها بر ترامپ بیشتر میشود.
پنس که تا امروز سعی کرده موضعی متعادل را در قبال طرفداران و مخالفان ترامپ بگیرد، پیشتر، درخواست عدم تایید نتایج آرای الکترال جوبایدن را که از سوی ترامپ و برخی از جمهوریخواهان تندرو مطرح شده بود، رد کرد. پس از آن، و به دنبال اتفاقاتی در کنگره افتاد، نانسی پلوسی و برخی دیگر از چهرههای دموکرات از معاون اول ترامپ خواستند تا با استفاده از متمم 25 قانون اساسی، رئیسجمهوری را برکنار کند. خبرهایی از مخالفت او با این درخواست نیز شنیده شد اما حالا خبرگزاری سی.ان.ان به نقل از برخی از نزدیکان مایک پنس خبر داده که او استفاده از متمم 25 قانون اساسی را نامحتمل ندانسته است. در خبری که به قلم «جیم آکوستا» و «پاملا براون» منتشر شده، از قول منابع آگاه آمده است که مایک پنس این گزینه را برای زمانی که ترامپ رفتار بیثباتکنندهتری را نشان بدهد، نگه داشته است؛ اما نگرانی تیم آقای پنس این است که استفاده از این متمم یا حتی استیضاح ترامپ ممکن است باعث شود که کشور در معرض خطرات بزرگی قرار بگیرد. این دو منبع به سی.ان.ان گفتهاند که ترامپ از مایک پنس عصبانی است و پنس نیز از ترامپ ناراحت و ناامید است. ترامپ با درخواست از پنس برای رد کردن آرای بایدن، او را در موقعیت ناممکنی قرار داد و وقتی پنس گفت که نمیتواند چنین کاری را انجام بدهد و نامهای خطاب به کنگره نوشت که از قانون اساسی پیروی میکند، ترامپ بسیار خشمگین شد و در تجمعی در روز چهارشنبه در جمعی از هوادارانش خطاب به پنس گفت: «مایک پنس! امیدوارم که تو به نفع قانون اساسی ما و به نفع کشور عمل کنی و اگر اینگونه نباشد، از تو بسیار ناامید میشویم…»
حالا ترامپ از کسی ناامید شده که روزی یکی از بزرگترین مدافعان رئیسجمهوری بوده است. در نهایت، مایک پنس، پیروزی جو بایدن را در انتخابات ریاست جمهوری 2020 تایید کرد و بر ناامیدی ترامپ، افزود.
گرچه ترامپ بعد از وقایع کنگره اعلام کرد که قدرت را منتقل میکند اما «گرگوری کریگ»، تحلیلگر سی.ان.ان در یادداشتی نوشته است که با وجود نزدیک بودن خط پایان برای او، هر «ساعت» ممکن است خطر جدیدی دموکراسی آمریکا را تهدید کند. گرچه بعید است ترامپ بخواهد دست به کار خطرناکی بزند، چرا که برخی از تحلیلگران معتقدند که همه کارهایی که ترامپ از زمان مشخص شدن پیروزی جو بایدن در انتخابات، انجام داده، به نوعی برای مظلومنمایی و تحریک طرفدارانش برای انتخابات دوره بعدی ریاست جمهوری در 2024 بوده است. از طرف دیگر، ادامه این روند، به لحاظ قضایی برای خود او هم خطرناک خواهد بود. هر روز افراد دیگری از مقامات کاخ سفید استعفا میدهند تا در تقابل میان ترامپ و دموکراسی، در جایگاه درستی بایستند و آینده سیاسی خود را به خطر نیاندازند. حالا ترامپ با وجود حدود 74 میلیون رای، تنهاتر از همیشه است.
توییتر؛ تحدید خشونت یا تهدید آزادی
پس از اتفاقات کنگره، بسیاری مسئولیت ناشی از این هرجومرج را بر عهده ترامپ و سخنان تحریکآمیز او دانستند. توییتر نیز تصمیم به بستن دائمی حساب کاربری ترامپ گرفت. اتفاقی که ترامپ میگوید، پیشبینی آن را میکرد. ترامپ در واکنش به این اقدام، «دموکراتها و چپهای رادیکال» را مقصر دانسته است. بسیاری از کاربران از این جهت که ترامپ با پیامهای توییتری خود خشونت را ترویج میکند، از این اقدام توییتر حمایت کردهاند. یکی از آنها، هیلاری کلینتون است. او پیامی را بازنشر کرده که در آن از ترامپ خواسته بود تا حساب کاربری خود را در توییتر حذف کند و در کنار این پیام، علامت تیک قرار داده است. به این معنا که خواسته سالهای گذشته او (هیلاریکلینتون) مبنی بر حذف شدن حساب کاربری ترامپ، حالا تیک خورده و عملی شده است.
از سوی دیگر اما بسیاری از طرفداران ترامپ، در اعتراض به این اقدام توییتر، در حال ترک این شبکه اجتماعی هستند. آنها این اقدام را «حمله به آزادی بیان» توصیف کردند و گفتهاند به شبکه اجتماعی «پارلر» میروند. اعتراضها به اقدام توییتر اما محدود به طرفداران ترامپ نبود. برخی سیاستمداران و فعالان سیاسی هم به این موضوع واکنش منفی نشان داده و آن را حمله به آزادی بیان دانستهاند. آندرس مانوئل لوپز اوبرادور، رئیسجمهوری مکزیک تصمیم توییتر برای تعلیق حساب ترامپ را محکوم کرد و گفت که چنین «سانسوری» را نمیتوان برای کسی اعمال کرد. همچنین الکسی ناوالنی، رهبر تبعیدی اپوزیسیون روسیه نیز در صفحه توییتر خود نوشت که این اقدام، یک سانسور «بیسابقه» است.
او که بزرگترین منتقد ولادیمیر پوتین، رئیسجمهوری روسیه به شمار میآید، نوشته: «قاتلان خونسردی چون پوتین و نیکلاس مادورو، دروغگوها و دزدانی چون دیمیتری مدودف حساب توییتری دارند… آنهایی که وجود کووید۱۹ را انکار کردند، آزادانه در فضای توییتر میچرخند و ارتباط برقرار میکنند.
حرفهای آنها جان هزاران نفر را گرفته است، اما این ترامپ است که حساب کاربریاش آشکارا و برای خودنمایی بسته میشود.»
او در توییت دیگری اضافه کرده: «به من نگویید که او (ترامپ) مقررات توییتر را نقض کرده. خود من سالهاست که به طور روزانه پیامهای تهدید مرگ دریافت میکنم اما توییتر حساب هیچ کسی را نبسته است (نه به این دلیل که من خبر ندادهام).»
شناسایی ۴ مورد جدید کرونای جهشیافته در ایران
وزیر بهداشت از شناسایی چهار مورد جدید کرونای جهشیافته انگلیسی در ایران خبر داد. به گزارش ایسنا، دکتر سعید نمکی در ستاد کرونای استان مازندران با اشاره به ابتلای چهار نفر به ویروس کرونای انگلیسی در کشور گفت: چهار مورد جدید از ویروس موتاسیون یافته و جهشیافته انگلیسی یا اروپایی میتوانیم در کشور گزارش کنیم که تایید شده است.
وزیر بهداشت گفت: بعد از موردی که قبلا از ویروس جهش یافته کرونا اعلام کردم، در ردیابیهایی که برای ویروس جدید انجام میدهیم، یک خانواده ایرانی که مسافرتی به اروپا داشتند و به کشور بازگشتند، علامت پیدا کردند.
پنجشنبه گذشته تستهای لازم را گرفتیم و بررسیهای مجدد انجام شد. نهایت شب گذشته ساعت 11 و نیم به من خبر دادند این چهار مورد هم در آزمایشگاه ریفرانس ما از نوع ویروس موتاسیون یافته انگلیسی است. وزیر بهداشت گفت: یعنی چهار مورد جدید تایید شده از ویروس موتاسیون یافته انگلیسی در کشور دیشب نزدیک نیمههای شب به من گزارش کردند. بلافاصله دستورات جدیدی را برای مراقبت از بقیه موارد به معاونت بهداشت و دانشگاههای علوم پزشکی صادر و ابلاغ کردم.
99 درصد سختیها به خاطر آمریکا است
از سوی دیگر، دکتر سعید نمکی در جلسه ستاد استانی مقابله با کرونا در مازندران به بیان دلایل علمی و منطقی مخالفت با واردات واکسنهای آمریکایی و انگلیسی پرداخته است. دکتر نمکی گفت: چطور ممکن است کشوری که بهدلیل تحریمها مظلوم واقع شده است، رهبرش باور کند آمریکایی که برای بیمار ما اجازه واردات و گردش پول برای دارو نمیداد، برای افراد سالم ما واکسن کرونا هدیه کند؟ دکتر نمکی گفته است: در این راستا مقام معظم رهبری فرمایشاتی داشتند؛ در فرمایش ایشان دو نکته بود؛ یکی اینکه «از آمریکا و انگلیس واکسن کرونا نخرید»؛ من علت این امر را عرض میکنم. ما در این ایام، سختیهای زیادی کشیدیم؛ در کشورهای مختلف پول داشتیم ولی آمریکاییها اجازه ندادند ما برای بیمار مستأصل، کودک و جوان و پیر این مملکت، دارو جابهجا کنیم؛ شما میبینید که علیرغم نوسانات قیمت برخی از کالاهای ضروری، ما در رابطه با دارو تنش اساسی نداشتیم اما نمیدانید بر ما چه گذشته است که این دستاورد در کشور حاصل شده است.
او ادامه داد: ما روز و شبهای سختی گذراندیم و 99 درصد این سختیها بهدلیل ظلمی است که آمریکاییها به ما کردند. ما وقتی میخواستیم از کره جنوبی که پول ما در آنجا بلوکه شده است، «رپید تست» بیاوریم امروز و فردا کردند و در نهایت هم گفتند «آمریکاییها به ما اجازه نمیدهند این تستها را به شما بدهیم.»
او با اشاره به پیوستن ایران به کووکس گفت: در این سازوکار کووکس، ما قرار بود قسط اول را که 52 میلیون دلار است بفرستیم؛ یک ماه و نیم برای چرخش این حساب معطل ماندیم. شما نمیدانید ما چه خون دلی خوردیم که این پول جابهجا شود؛ حالا چطور ممکن است کشوری که مظلوم واقع شده است، رهبرش باور کند آمریکایی که برای بیمار ما اجازه واردات و گردش پول برای دارو نمیداد، برای افراد سالم ما واکسن کرونا هدیه کند؟ کدام عقل سلیمی باور میکند کسی که برای بیمار ما از پول خود ما اجازه حملونقل دارو نداده است حالا برای افراد سالم ما واکسن هدیه کند؟ این امر با عقل جور در نمیآید.
نمکی با ابراز اینکه مقام معظم رهبری گزارشهای متعددی در عرصه سیاست، اقتصاد و مسائل مختلف کشور دریافت میکنند؛ گفت: یکی از این گزارشها، گزارشی علمی در حوزه واکسن کروناست؛ واکسنی که بهروش «mRNA» ساخته میشود، مقالات زیادی دربارهاش وجود دارد که تردیدهایی دربارهاش اعلام میکنند. در رابطه با امآرانای، سالهای پیش مقالاتی چاپ شد که گفته شد در ایمونوتراپی سرطان میتواند مؤثر باشد و بعدها مشخص شد که در ساخت واکسن نیز میتواند مؤثر باشد اما هرگز فاز چهارم کارآزمایی بالینی شروع نشده است. در خود آمریکا، مقالاتی چاپ شد که گفته شد mRNA میتواند عوارضی از جمله ایجاد بیماریهای خودایمنی داشته باشد. ممکن است mRNA با دستکاری سیستم ایمنی آن را بههم بریزد و بسیاری از افراد در خود آمریکا و اروپا این واکسن را بهدلیل تشکیکی که ایجاد شده است نمیزنند؛ حالا که به رهبری که مانند پدر یک خانواده هستند گفتهاند «این شیوه معالجه برای فرزندانت ممکن است عارضه ایجاد کند»، حق دارند که مسئولان کشور را از چیزی که در رابطه با آن تشکیک ایجاد شده است منع کنند.
از سوی دیگر، دیروز ۲۰۰ نماینده مجلس در بیانیهای با اشاره به بیانات رهبری مبنی بر ممنوعیت ورود واکسن آمریکایی، انگلیسی و فرانسوی، از دولت خواستند که هرگونه واردات واکسنهای تولیدی شرکتهای آمریکایی، انگلیسی و فرانسوی را ممنوع کند.
فرسایش سالی ۲ میلیارد تن خاک در ایران
سالانه دو میلیارد تن فرسایش خاک در ایران رخ میدهد و به گفته رئیس کمیته محیطزیست مجمع تشخیص مصلحت نظام این میزان در سالهای اخیر که با سیلهای سنگینی مواجه بودیم، بیشتر شده است.
محمد مجابی با بیان این مطلب و با اشاره به اینکه در اقلیم کشور حدود ۷۰۰ تا ۱۰۰۰ سال طول میکشد تا یک سانتیمتر خاک تشکیل شود، به ایسنا گفت: «کنترل فرسایش خاک ایران با سرعت بسیار پایینی بهسمت بهبود حرکت میکند اما همچنان با میانگین جهانی فرسایش خاک اختلاف زیادی دارد بنابراین یکی از مهمترین نکاتی که باید در برنامه هفتم توسعه به آن پرداخت کنترل فرسایش خاک است.» او در ادامه توضیح داد: «در اقلیم کشور ما این زمان بین ۷۰۰ تا ۱۰۰۰ سال است همچنین وسعت ایران ۱۶۵ میلیون هکتار گزارش شده که ۹۰ میلیون هکتار از این وسعت فاقد خاک است. از سویی دیگر ۷۶ میلیون هکتار از وسعت کشور ما دارای خاک است که از این میزان در ۱۸.۵ میلیون هکتار کشاورزی انجام میشود.» مجابی با اشاره به اینکه در کشور ما اطلاعات دقیقی از میزان فرسایش خاک وجود ندارد، گفت: «بر اساس تخمینها ما در کشور سالانه ۱۶.۴ تن در هکتار فرسایش خاک داریم که این میزان بیش از سه برابر میانگین جهانی است همچنین بهطور کلی و در مجموع حدود ۲ میلیارد تن در سال فرسایش خاک در ایران رخ میدهد که البته این میزان طی سالهای اخیر که با سیلهای سنگینی مواجه بودیم، بیشتر شده است.»
به گفته مجابی با اینکه سازمان جنگلها تقریبا به ۵۰ درصد اهداف خود در قانون برنامه ششم توسعه در زمینه تثبیت شنهای روان و مهار کانونهای فرسایش بادی رسیده است اما این سازمان اعتبارات کافی برای رسیدن به این اهداف را نداشته است.
بعد از قرض گرفتن درنای آفریقایی باغ پرندگان تهران برای نمایش در برنامه شام ایرانی و قالبکردنش به عنوان گونه در حال انقراض ایران، این بار محیطزیست مجوز نگهداری و نمایش حیاتوحش در مراکز تجاری را صادر کرده است. تمساح مرکز خرید اپال خیلی وقت است که در یک مثلث سه ضلعی محصور شده تا آدمها را به خرید از این مرکز تجاری سعادتآباد ترغیب کند. نام ایران از چهار سال پیش به فهرست کشورهای بدون سیرک حیوانات جهان اضافه شده اما حالا مجتمعهای تجاری با نمایش تمساح، ایگوانا و لاکپشت در ویترینها و قابهای کوچک شیشهای، جای سیرکها را پر کردهاند. موضوع فقط نمایش حیوانات نیست چون شایعههایی درباره خریدوفروش حیاتوحش در مرکز اوپال شنیده میشود.
علاوه بر تمساحی که از سه روز پیش تصویر آن دستبهدست میشود، یک لاکپشت و دو ایگوانا هم در قفسهای شیشهای این مرکز خرید به نمایش درآمدهاند. آن هم با مجوز سازمان حفاظت محیطزیست. البته مدیران محیطزیستی حتی نمیدانند لاکپشتی که مجوز نمایش آن را دادهاند. اما تمساح را از قاره آمریکا به ایران آوردهاند. سالها قبل شرکت خزنده پرور ایرانیان، این گونه را در کنار دهها گونه حیاتوحش دیگر به ایران آورد تا در مرکز خریدی در میدان تجریش، کیش نگهداری شود. طول کشید تا سازمان محیطزیست نسبت به وضعیت نگهداری این حیوان واکنش نشان دهد. آن هم وقتی که خود برای نگهداری آن در مرکز خرید کیش مجوز داده بود. بعد از آن، این تمساح را به باغ گل کنتیا منتقل کردند، اما طولی نکشید که دوباره به یک مرکز خرید دیگر منتقل شد. این بار در حوضچهای که تنها فرقش با مرکز قبلی گلهایی است که دورش چیدهاند تا زیبا به نظر برسد.
همه توجیهات اداره محیطزیست تهران
محمد کرمی، رئیس اداره نظارت بر امور حیاتوحش استان تهران، که روز گذشته گفته بود که سازمان حفاظت محیطزیست و اداره حفاظت محیطزیست شهر تهران در حال پیگیری این مساله هستند تا علت انتقال تمساح به این مرکز خرید را بررسی کنند. این بار در گفتوگو با «پیام ما» از اخذ مجوز برای این انتقال میگوید. یعنی تا پیش از این هیچ مجوزی برای نمایش این گونه در مرکز خرید وجود نداشته و حالا بعد از انتقادات بسیار تصمیم به قانونیکردن این نمایش گرفتهاند. کرمی مدعی است که این انتقال برای خریدوفروش نیست و مشکلی هم ندارد: «این گونه وارداتی است و قانونی هم وارد کشور شده است. این فرد با ما مکاتبه کرده و ما هم امروز مدارک و مستندات را تکمیل کردیم که برای نمایش به آن مجوز دهیم.»
کسی که این تمساح را آورده شرکتی است به نام خزنده پرواز ایرانیان که برای واردات نیز مجوز سازمان حفاظت محیطزیست را داشته است و چندین سال است که در کشور فعالیت میکند. از دیدگاه رئیس اداره نظارت بر امور حیاتوحش استان تهران همین مسئله نمایش حیوان در مرکز تجاری را توجیه میکند. نمایشی که به گفته کرمی حتی تاریخ دقیقی هم برای اتمامش وجود ندارد: «وقتی بحث نمایش مطرح است هم میتواند دائمی و هم موقتی باشد. مهم این است که شرایط طبیعی برای این حیوان در نظرگرفته و محیط اطرافش را با گل و گیاه پوشاندهاند.»
به گفته کرمی این مجوز جدید برای به نمایش درآمدن یک لاکپشت، یک تمساح و دو ایگوانا صادر شده است.
رئیس اداره نظارت بر امور حیاتوحش استان تهران، در پاسخ به انتقادات مطرح شده در فضای نگهداری حیوان نیز میگوید: «دوستانی که این حرفها را میزنند باید مطالعاتشان را روی گونهها تکمیل کنند. اینگونه حداکثر رشدش 100 سانتیمتر است. الان هم بین 80 تا 90 سانتیمتر از دم تا نوک پوزه طول دارد و بیشتر از این رشد نمیکند.»
اگر چه کرمی، منتقدان را به ناآگاهی متهم میکند اما پاسخ روشنی هم به استاندارد نگهداری گونه «کیمن» ندارد: «چون این گونه وارداتی است ما اطلاع چندانی نداریم. جایی که حیوان را وارد میکند، میگوید که با این فضا و با این شرایط حیوان نگهداری شود. ما هم این موضوعات را بررسی کردیم و تقریبا شرایط برای حیوان مساعد بود. هم دما مساعد بود و هم غذایی که بهش میدادند.» او درباره کوچک بودن فضای نگهداری حیوان هم میگوید: «این گونه تقریبا کم تحرک است و در شرایط آرام زندگی میکند.» مشخص نیست که یک مرکز خرید چه تناسبی با یک فضای آرام دارد. آنچه مشخص است این اداره برای بررسی شرایط نگهداری حیوان صرفا به حداقل شرایط حیات نگاه کرده است. کرمی میگوید:«این یک گونه خون سرد است و اگر دما به زیر صفر برسد ممکن است تلف شود، برای همین هم دمای محیط باید مناسب باشد که این مرکز تمام شرایط نگهداری را داشته است.»
این مجوز ترویج
قاچاق حیاتوحش است
خارج از آسیبهای احتمالی نگهداری حیاتوحش در یک مرکز خرید، این اقدامات منجر به قبح شکنی در جامعه شده است. سلبریتیها هم به این مسئله دامن زدهاند. در کنار تصاویر منتشر شده در اینستاگرام از نگهداری شیر و ببر در خانه، شبکههای خانگی هم برای جذب مخاطب به استفاده از حیاتوحش روی آوردهاند. مثل شهرزاد کمالزاده، در برنامه شامایرانی که چند جغد و طوطی را در خانهاش به نمایش گذاشت و گفت آنها را از باغ پرندگان تهران قرض گرفته. قضیه وقتی جدیتر شد که درنای تاجدار آفریقا را به عنوان گونه در حال انقراض ایران معرفی کرد و از دریافت مجوزهای لازم برای این نمایش گفت.
علیرضا شهرداری، فعال محیطزیست و عکاس حیاتوحش، در خصوص تبعات این نوع از اقدامات به «پیامما» میگوید: «یک سری اتفاقات در کشور ما با مجوز صورت میگیرد و فرد فکر میکند که وقتی مجوز دارد، کار درستی است. بحث بر این است که اصلا کسی که مجوز داده باید زیر سوال برود. چرا برای چنین نمایش بیمحتوا و بیفایدهای که فقط ترویج قاچاق حیاتوحش است، مجوز دادهاند؟»
از نگاه او نگهداری تمساح در مرکز خرید چه با مجوز و چه بدون مجوز سازمان حفاظت محیطزیست یک اشتباه است و سازمان باید نسبت به این مسئله پاسخگو باشد: «اگر نگهداری حیاتوحش در مرکز خرید مجوز محیطزیست را داشته، سازمانی که به آن مجوز داده باید پاسخگو باشد که به چه دلیل مجوز داده. اگر هم مجوز نداده باز هم باید بگوید که چرا جلویش را نگرفته؟»
او با اشاره به شرایط نگهداری حیوانات در باغوحشها و باغهای پرندگان میگوید: «مراکزی که برای نگهداری از حیاتوحش مجوز دارند. تعریفهای خاص خودشان را دارند اما ما تعریف درستش را در کشور نداریم. هیچ کدام از این هدفها به درستی در کشور ما اجرا نمیشود. حتی این استانداردها برای باغ وحشها رعایت نمیشود، حالا وای به حال مراکز تجاری.»
این عکاس حیاتوحش معتقد است که این اقدام در نهایت منجر به راه یافتن حیاتوحش در دیگر مراکز تجاری میشود و راه را برای قاچاق بیشتر حیوانات باز میکند. او این اقدام را به مثابه یک قبحشکنی میداند: «این اقدام هیچ توجیهی که ندارد بلکه ترویج کننده قاچاق حیاتوحش است. چرا باید تمساحی که اصلا برای چنین زیستگاهی و چنین جایگاه مثلثشکل کوچکی نیست، آنجا نگهداری شود؟ این یک شکنجه و یک نگهداری غلط است.»
این نمایش، یک اتفاق ساده نیست
سپهر سلیمی، فعال حقوق حیوانات هم نگهداری حیاتوحش در مراکز خرید را ناشی از نگاه ابزاری به حیوانات میداند. او به «پیامما» میگوید: «تصاویری که منتشر شده نشاندهنده این است که جای حیوان مناسب نیست. این تمساح در مرکز خریدی نگهداری شده که در معرض رفتوآمد شهروندان است و به هیچ وجه شباهتی به زیستگاه این حیوان ندارد.» او معتقد است که این اقدام در نهایت منجر به ترغیب بیشتر افراد برای نگهداری حیوانات وحشی در منزل و قاچاق حیوانات میشود و هر نوع نمایش حیوانات وحشی در مراکز تجاری به نوعی راه خرید و فروش این حیوانات را هموار میکند. «این یک ماجرای ساده نیست و سلسله اتفاقات را به دنبال دارد. چه بسا خیلی از فروشندگان حیاتوحش هم به رایگان اینها را در اختیار مرکز خرید بگذارند که تبلیغی برای آنها شود.عملا اگر کسی بخواهد تمساح بخرد در مراکز تجاری شماره خریدار و فروشندهاش را هم پیدا میکند.»
به اعتقاد او در این سالها انتقادات کارشناسان و فعالان حیاتوحش نادیده گرفته شده و سازمانی که باید متولی حقوق حیوانات باشد خود به نگهداری حیاتوحش در فضاهای محصور ترغیب شده است. «با وجود وضعیت اسفناک باغوحشها و مراکز نگهداری از حیوانات، این مراکز نه تعطیل شدند و نه حتی تعدادشان کم شد. اگر قبلا باغ پرندگان و حیاتوحش را داشتیم، حالا دیگر حیاتوحش را در مراکز تجاری میبینیم.» تجارت حیاتوحش چهارمین تجارت در دنیا است و حالا روز به روز دامنه آن گستردهتر میشود. سلیمی با اشاره به شفاف نبودن روند تامین حیوانات حیاتوحش در باغ وحشها و مراکز نگهداری از حیوانات میگوید: «به هیچ وجه تجارت حیاتوحش کنترل و نظارت نمیشود. در کشور 105 شیر در باغ وحشها و مراکز نگهداری میشوند. حتی اگر نیمی از آنها بالغ باشند سالانه بیش از صد توله شیر به این جمعیت اضافه میشود، اما سازمان محیطزیست نظارتی ندارد و مشخص هم نیست که این حیوانات متولد شده کجا میروند.»
کشور ما در جستوجوی تابآوری اقلیمی است. حداقل چنین باید باشد. تغییرات آب و هوایی در نتیجه اثرهای سامانههای آب و هوایی، با ویژگیهای سینوپتیکی مختلف رخ داده است. مقیاس سینوپتیکی در هواشناسی مقیاس طول افقی در رده هزار کیلومتر یا بیشتر، در عرضهای جغرافیایی متوسط است. در شصت سال گذشته افزایش دو و نیم تا سه درجه دمای هوا در ایران نشان داده شده است. برآوردهای آینده حوادث شدید آب و هوایی را -گرما و آلودگی متمرکز هوا، افزایش درجه حرارت، کاهش میزان بارندگی، افزایش تواتر و شدت حوادث آب و هوایی- برای منطقه ما پیشبینی میکنند. میزان متوسط 0.3 – 0.5 درجه سانتیگراد افزایش دما در هر دهه زمینههای مختلفی در آسیبهای اقتصادی و اجتماعی (از جمله منابع آب، کشاورزی، بهداشت عمومی، حفاظت از سواحل، انرژی، تنوع زیستی و …) ایجاد کرده و در آینده نیز ادامه خواهد داشت. دستیابی به هدف تابآوری، با سازگاری با تغییرات آب و هوایی برای توسعه پایدار کشور محقق میشود. به این منظور سه اولویت مهم قابل ذکر است:
اول: کنترل اثرهای تغییرات آب و هوایی از طریق دنبال کردن «سازگاری» همزمان با اقدامات «پیشگیرانه» ممکن خواهد بود. یک راهبرد سنجیده در کنترل تبعات تغییرات اقلیمی، ضمن توجه همزمان به پیشگیری و سازگاری، هم در سیاستگذاری و هم اقدام و همچنین مشارکت با کشورهای دیگر به ویژه کشورهای منطقه بسیار حیاتی است. همکاری در زمینه تغییرات آب و هوایی، در کنار تلاش برای کاهش فقر از اولویتهای توسعه امروز کشورهای منطقه ماست. راهبرد تابآوری در برابر تغییر اقلیم باید به روشنی بر رویکرد یکپارچه و بر پایه همکاری اقتصادی منطقهای تاکید کند.
دوم: رویکرد محوریت موضوع تغییرات آب و هوا آب و هوا اتخاذ شود. به جای تغییرات جزئی برای بخشیدن رنگ و بوی موضوع «تغییرات اقلیمی» به برنامههای درازمدت توسعه و برنامههای سالانه، سازگاری اقلیمی به عنوان «محور» همه برنامهها لحاظ شود. در بخشهایی مانند حمایت از سازگاری اقلیمی در آب و کشاورزی به توجه پایدار و مداوم نیاز است: سازگاری با تغییرات اقلیمی در تمام کارها. حمایت از بخش خصوصی، اشتغال، مهاجرت و حکمرانی بر پایه تفکر سیستمی با رویکرد سازگاری اقلیمی میتواند تکمیل شود. تمرکز بیشتر بر یکپارچهسازی سازگاری در بوم سامانه (اکوسیستم) و مدیریت منابع در این مرحله ضروری است. از جمله در بحران تنوع زیستی رویکردهای صرفا اداری و بروکراتیک در دهه گذشته کمتر کارایی نشان داده است. معمولا بخش اقتصاد در مقابل سازگاری با تغییرات آب و هوایی مقاومت میکند و بعضا در برنامههای کشورها چنین برنامههایی به عنوان یک «افزودنی» و موضوعی که «فقط باید در برنامهنویسی کلان ملی گنجانده شود» پرداخته شده است. با استفاده از تجزیه و تحلیل چگونه پشتیبانی از کوششهای سازگاری با مخاطرات آب و هوایی قابل تحلیل است. یک راه مهم آن است که نشان دهیم که میزان و درصد آسیبپذیری مرتبط با هر بخش و در نتیجه میزان ریسک هر قسمت در برابر مخاطرات اقلیمی چقدر است. مهم است که نشان داده شود که بی توجهی به این موضوع با از بین رفتن امکان حیات در بخشهایی از کشور همراه خواهد بود.
سوم : آنکه تقویت تعامل با توسعه بسیار حیاتی است. تلفیق سازگاری و توسعه نیاز به افزایش همکاری هم در سطح ملی و هم در سطح بین المللی دارد. مشارکتهای ملی تعیین شده توسط خود کشورها در توافقنامه آب و هوایی پاریس (2015) دیده شده و در آن معاهده تصریح شده که سازگاری آب و هوایی همراه با توسعه ملی موفقیت آمیز خواهد بود. چنین برنامههایی در بعضی کشورهای به ویژه اروپایی، نظیر آلمان و فرانسه، در دهه 2010-2020 بسیار تقویت شد. از آنجا که چنین سیاستهای ملی چون در سطح اتحادیه اروپا نیز توصیه شده، در سطح قارهای نیز از سوی سایر کشورهای اتحادیه اروپا بسته به توان اقتصادی و علمیشان دنبال میشود. طبیعی است که پیاده سازی برنامههایی که توسط کشورهایی مانند آلمان و فرانسه اجرا شده، در سایر کشورهای اروپایی فرصتهایی برای یادگیری و الگویی برای اجرا ایجاد کرده است. اجرای الگویی مشابه برای منطقه پیرامون ایران، با چالشهایی بسی بیشتر و دشوارتر همراه است. ولی حساسیت مساله نیز اتفاقا در منطقه ما بسیار بیشتر و پراهمیتتر و حیاتیتر از قلمرو کشورهای عضو اتحادیه اروپاست.
خلاصه کتاب «واقعیت» را در پادکست بیپلاس علی بندری گوش دادم. آدرس این پادکست را در قسمت اخر این نوشته میگذارم. بلافاصله چون کرونا آغاز شده بود، کتاب را اینترنتی خریدم.چاپ دوازدهم نشر نوین و ترجمهای از بهار رحمتی بود. یک ماه از دیماه تلخ 98 گذشته بود. خیابانهای تهران خلوت و خالی از هرگونه رفت و آمدی بود. وحشت کرونا و همهگیریاش بیداد میکرد. برای اینکه اندکی حال و هوایام متفاوت شود، کمی مثبت فکر کرده و ذهنیت منفیام را کمرنگ کنم این کتاب را خریدم. نویسنده کتاب هانس رزلینگ، پرفسور سلامت جهانی است که در تدوین کتاب از کمک پسر و عروسش هم بهره میبرد. او در سال 2017 پیش از اتمام نگارش کتاب درگذشت. این هفته یادداشتهای من به معرفی این کتاب و بیان خلاصهای از آن اختصاص دارد. فعلا به شعار رزلینگ در این کتاب توجه کنید تا روز سهشنبه مفصلتر به آن بپردازیم: ما در باره جهان اشتباه فکر میکنیم. در واقع رویدادهای جهان از آنچه به نظر میرسند بهترند.
bpluspodcast.com
نفت میدهیم، اتوبوس وارد میکنیم
«آشتی کنان دولت و شهرداری» و «تهاتر نفت با اتوبوس» شاید مهمترین کلید واژههایی بودند که دیروز در مراسم آغاز عملیات بازآفرینی شارباغ و فاز دو بزرگراه نجفی رستگار از زبان رئیس شورای شهر تهران و معاون اول رئیسجمهور بیان شد. عباراتی مرتبط باهم که به نظر میرسد باب مشکل گشایی از شهروندان پایتخت را هم باز کرده است. مسالهای که البته باید دید در هفت ماه باقیمانده از عمر مدیریت شهری و دولت چه قدر توان اجرایی شدن دارد.
محسن هاشمی، رئیس شورای شهر تهران دیروز در مراسم آغاز عملیات بازآفرینی شارباغ و بهرهبرداری از فاز دوم بزرگراه شهید نجفی رستگار که با حضور اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیسجمهور، برگزار شد، گفت: این حضور معاون اول را به عنوان آشتیکنان هیات دولت با شهردار فرض میکنیم و امید است از فردا با پارتی بازی شما شهردار را در هیات دولت داشته باشیم.
ماجرا از ساخت یک نیم طبقه در محدوده جماران آغاز شد. ملکی که متعلق به ریاستجمهوری بود، با دستور شهردار منطقه و پیگیری اعضای شورای شهر تهران تخریب شد و همین مساله بنایی شد برای اختلاف میان شهردار تهران و ریاستجمهوری. پیروز حناچی که پیش از این اتفاق به جلسات هیات دولت دعوت میشود و انتقال دهنده مشکلات پایتخت به دولت بود، دیگر به جلسات هیات دولت دعوت نشد. محسن هاشمی پیشتر در صحن علنی شورای شهر تهران گفته بود که همین دعوت نشدن و پیگیریها برای ملک جماران باعث شد تا همه چیز در تهران از جمله اتوبوس از دست برود. « آمدیم جلوی نیمطبقه را بگیریم، کل جماران را از دست دادیم. فوریت این طرح در این است که اگر فوری تصمیم نگیریم نیمطبقه را میسازند. در حالی که کنار این ملک یک ساختمان ۴ طبقه ساخته شده بود و باید اول آن را خراب میکردیم. حالا بهجای یک نیمطبقه کل اتوبوس و مترو را از دست دادیم، حضور آقای حناچی را هم از دست دادیم.»
جهانگیری: از تراکم جمعیت
در مترو و اتوبوس ناراحتم
حالا اما با حضور معاون اول رئیسجمهوری در مراسم افتتاحیه دو پروژه شهرداری به نظر میرسد هم اختلافات حل شده و هم مشکل اتوبوس قابل رفع شدن است. مشکلی قدیمی که گریبان شهروندان تهران را گرفته است. آخرین آمارهای شهرداری تهران میگویند که در حال حاضر ۵۷۸۶ دستگاه اتوبوس در ناوگان اتوبوسرانی تهران وجود دارد که از این تعداد ۳ هزار و ۵۸۵ یعنی ۶۲ درصد به سن فرسودگی رسیدهاند و باید از رده خارج شوند. محمود ترفع، مدیرعامل شرکت واحد اتوبوسرانی تهران از سال ۸۹ تا کنون، یعنی در ده سال گذشته حتی یک دستگاه اتوبوس نیز از سوی دولت به پایتخت تحویل نشده است.
انتقادها درباره لزوم نوسازی حملونقل عمومی در رسانهها باز هم مطرح شده است. شاید همین انتقادها موجب شده تا جهانگیری در این باره موضعی مشخص بگیرد: ستاد مقابله با کرونا تصویب کرد که اواخر امسال بتوانیم نفت بدهیم و اتوبوس ساخته و نیمهساخته وارد کنیم؛ با اینکه بسیاری از اتوبوسها را در داخل کشور میسازیم اما شرایط حملونقل عمومی تهران این موضوع را میطلبد. مسالهای که البته پیشتر از سوی انوشیروان محسنیبندپی، استاندار تهران هم عنوان شده بود. او به ابلنا گفته بود که وزیر کشور پیگیر تهاتر نفت با اتوبوس است.
جهانگیری اما در ادامه درباره وضعیت بودجه دولت گفت: وضع بودجه دولت هم خیلی بهتر از شهرداری نیست چرا که یکی از ارکان اصلی بودجه دولت نفت بود و نفت یک رقم مستقیم در بودجه دارد و یک رقم غیرمستقیم.
او ادامه داد: وقتی میگوییم عوارض ورود کالا و زمانی که میگوییم ۱۰۰ میلیارد دلار درآمد کشور کم شده، معنی آن این است که ۱۰۰ میلیارد دلار کالا وارد کشور شده است.
معاون اول رئیسجمهوری با اشاره به اینکه دولت به حملونقل عمومی پایتخت، متروی تهران و هفت کلانشهر کمک کرده است، توضیح داد: دولت به محض برداشته شدن تحریم از منابع چین، ۲ میلیارد دلار به این امر اختصاص داد که یک میلیارد دلار آن خاص شهرداری تهران بود و کار پیشرفت میکرد اما متاسفانه بار دیگر با تحریمی جدید و قوی برخورد کردیم که خیلی قوی کار پیش نرفت. از سوی دیگر تامین ۶۳۰ واگن با اعتبار حدود ۸۰۰ میلیون دلار بود و ۳۱۵ واگن مترو دیگر هم اعتباری بود که دولت گذاشت؛ بپذیرید که ۲ میلیارد دلار رقم کمی نیست. او البته از وضعیت حملونقل عمومی تهران در دوران کرونا هم انتقاد کرد و گفت: تراکم جمعیت هم در مترو و اتوبوس زیاد است و بنده هم از این شرایط ناراحتم و باید اقدام جدی تری انجام شود.
جهانگیری با بیان اینکه منابع شهرداری حتی در شرایط عادی هم محدود است، اضافه کرد: در این حوزه دو رویکرد وجود دارد؛ یکی تراکمفروشی است که به معنای واقعی شهرفروشی و قانونفروشی است و منبع درآمد مهمی برای شهرداری بود که متوقف شده است.
او با بیان اینکه بسیاری از مشکلات شهر تهران هم از همین روش کار (تراکمفروشی) بود، ادامه داد: روش دیگر استفاده از اوراق مشارکت بود که تقریبا کلانشهرهای ایران از آن استفاده کردند و شهرداری تهران سال گذشته یک هزار و ۲۰۰ میلیارد تومان اوراق مشارکت استفاده کرد و بنده شخصا برای وصول آن و مشکل پیش آمده با بانک مرکزی ورود کردم. امسال هم مشکلی با تامین اجتماعی و بانک رفاه بود که البته حل شده است و بدانید اوراقی که در قانون برای شهرداری گذاشتهایم حتما تامین میشود و اگر مشکلی باشد من کمک میکند.
هر وقت دعوتم کردند، آمدم
جهانگیری همچنین در واکنش به صحبتهای محسن هاشمی گفت که هروقت از سوی شهرداری به مراسم دعوت شود، حتما در آن شرکت میکند: «در دوره قالیباف و حناچی هر وقت دعوت کردند حضور پیدا کردیم و حتی یکی دو بار هم شخص رئیسجمهوری در مراسمهای افتتاح حضور یافتند. هر وقت ما را دعوت کنند حضور پیدا می کنیم چرا که شهرداری تهران آنقدر مهم و مسائلش زیاد است که حتما باید در جریان این موضوعات بود.»
هیچ نیروگاهی مازوت نمیسوزاند
در این مراسم، به مساله آلودگی هوا در پایتخت و سایر کلانشهرها هم پرداخته شد. اسحاق جهانگیری گفت: هیچکدام از نیروگاههای تهران، کرج و شهرهای اطراف از سوخت مازوت استفاده نمیکنند.
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی، معاون اول ریاستجمهوری، او با اشاره به اینکه آلودگی هوا موضوعی جدی است که در رابطه با آن کارهای پراکندهای انجام شده است، اظهار داشت: امروز بنزین و گازوییل مصرفی در کشور از استانداردهای دنیا برخوردار است بهطوریکه در دوران تحریم فرآوردههای نفتی ایران به ویژه بنزین مشتریان پروپاقرص خود را دارند که دلیل آن استاندارد و کیفیت خوب این محصول تولیدی ایران است. جهانگیری ادامه داد: در تولید خودرو هم مشکلاتی وجود دارد که البته از حجم آن کاسته شده است، در زمان تصدی وزارت صنایع از افتخارات ما متوقف کردن تولید پیکان به دلیل نداشتن ایمنی و استانداردهای لازم بود و برخی خودروهای جدید وارد خطوط تولید شدند، البته قرار بود تولید برخی خودروهای آلاینده هوا متوقف شود و باید مسئولان در این خصوص توضیح دهند.
معاون اول ریاستجمهوری، تاکید کرد: همه دستگاهها در موضوع آلودگی هوای پایتخت و کلانشهرها با یکدیگر همکاری کنند و هیچ دستگاهی حق تعلل ندارد. در خصوص موضوع سوزاندن مازوت برای نیروگاهها نیز باید گفته شود که هیچکدام از نیروگاههای تهران، کرج و شهرهای اطراف از سوخت مازوت استفاده نمیکنند. در سال ۹۲ حدود ۴۸ درصد سوخت نیروگاهها به کشور از گاز بود، امسال با وجود افزایش مصرف خانگی سوخت بیش از ۷۰ درصد نیروگاههای کشور گازی است. به گفته او اولویت اول دولت در این شرایط قطع نشدن آب، برق و گاز مشترکان خانگی بود.
به گزارش «پیامما»، عملیات اجرایی پروژه احداث محور شارباغ حضرت فاطمهالزهرا(س) دیروز آغاز شد.
این پروژه پس از انتقال خط راهآهن تهران ـ تبریز به زیرزمین در سال ۱۳۹۲، روی بام این تونل در محدودهای به طول تقریبی ۹ کیلومتر از میدان شهدای مدافع حرم تا درهرودکن تعریف شده است.
این پروژه در راستای بالا بردن سرانه فرهنگی و رفاهی مناطق ۹، ۱۷ و ۱۸ شهر تهران شکل گرفته و شامل گسترههای (فرهنگی، تفرجی)، (گردشگری، تفرجی) و (تجاری، تفرجی) با ۹۱ درصد فضای سبز و باز در مناطق است.
پروژههای انتقال آب و ارجحیت نگاه سیاسی
سالهاست که کارشناسان تاکید میکنند جانمایی و اجرای پروژههای صنعتی، کشاورزی و… باید براساس سند آمایش سرزمین و ظرفیت طبیعی هر منطقه برنامهریزی و انجام شود.
هر چند وعده هایی در این زمینه داده شده اما تحقق آن مدام به تعویق میافتد. در واقع باید اسناد بالادستی مانند سند آمایش سرزمین مبنای تصمیمگیری درباره طرحهایی مانند انتقال آب بین حوضهای باشد. با توجه به اینکه بیشتر این طرحها با افق 20، 30 یا 50 ساله طراحی میشود این سوال مطرح است که آیا در 50 سال آینده میخواهیم با همین فرمان پیش برویم؟ پاسخ به این سوال نگران کننده خواهد بود.
جایگزینی توسعه بر اساس ظرفیت مناطق با پروژههای انتقال آب خواسته به حقی است که باید تحقق پیدا کند اما مدیریت اجرایی کشور آن را عقب میاندازد. البته همه این مسائل مربوط به وزارت نیرو نیست و لازم است که در سطحی کلانتر مانند شورای عالی آب در مورد آن تصمیمگیری شود و این شورا حل مشکل را به تعویق نیندازد .
پیامد طرحهای مداخلهای مانند انتقال آب کاملا آشکار نیست و تصمیمگیری عجولانه در این باره نگرانیهای زیادی به وجود میآورد. اجرای سراسیمه چنین طرحهایی میتواند برای آیندگان مشکلات عمدهای درست کند بنابراین باید هرچه زودتر این مساله حل و فصل شود. متاسفانه اما تاکنون در مورد حل این مسایل اساسی مسامحه شده است. پروژههای انتقال آب بین حوضهای بیشتر به این دلیل در کشور ما اجرا میشود که برنامه توسعه ما به مکانیزمهای اقتصادی و اجتماعی وابسته نیست و بیشتر در مورد آن تصمیمگیری سیاسی میشود. کسانی که در کانون قدرت قرار میگیرند سعی میکنند موضوع آب را به صورت محلی حل و فصل کنند و بر اساس منافع محلی و جایی که از نظر محل تولد به آن وابستهاند؛ عمل کنند. در چین شرایطی منافع ملی در نظر گرفته نمیشود.
کسانی که به مساله آب نگاهی بخشی دارند عموما به ابعاد اجتماعی و اقتصادی طرحها کم توجه هستند. در بخشهای صنعت و کشاورزی و حتی شهرسازی باید صرفه اقتصادی در نظر گرفته شود و جامعه محلی، مبدا و مقصد در جریان مطالعه، تدوین و اجرای این گونه پروژهها حضور جدی داشته باشند.
دو جاده ریههای بندر دیر را سیاه کردند. یکی را به بهانه راه دسترسی به مرکز تکثیر میگویی ساختند که نه مجوز محیطزیست دارد و نه آب منطقهای . دیگری را هم شهرداری به بهانه توسعه منطقه ایجاد کرده است. لودرها و غلتکها دل تالاب ثبت ملی خور را صاف کردهاند و جلوی ورود آب شیرین به جنگلهای حرا را گرفتهاند. درختی که وابسته به آب شیرین است و بدون آب از دست میرود.
زخم اول را شهرداری زد. درست همان وقتی که به فکر ایجاد جاده در دل منطقه ثبت ملی افتاد. خشت اول را کج نهادند و راه بخش خصوصی و سایر ارگانها دولتی برای بهرهبرداری از منطقه باز شد. در رقابت بین طرح گردشگری دیر و سایت پرورش لارو میگو، کارگروه ماده ۱۱ مجوز ساخت سایت را به سرمایهگذار داد. به مرگ گرفتند که به تب راضی شوند. طرح اول بهرهبرداری از 4 هکتار اراضی ساحلی بود و دست آخر مجوز بهرهبرداری از نیمی از آن صادر شد.
2 هزار هکتار از تالاب ثبت ملی را باخاک پوشاندند
سرمایهگذار با وجود مخالفت محیطزیست، توانست دو هکتار از اراضی ثبت ملی منطقه تالابی را بگیرد. شن و ماسه را با مجوز استانداری و کمیته ماده 11 در منطقه باتلاقی و جزرومدی دریا ریختند و ساخت سایت پرورش میگو را آغاز کردند. همان زمان هم چشمشان را بر آرزوهای بندریها بستند. فعالان محیطزیستی که با هزاران امید و آرزو نهالهای حرا را پرورش داده و در موعد مقرر در دل آب میکاشتند. امید داشتند که روزی این 5 هزار نهال به 30 هزار اصله درخت تنومند تبدیل شود.
25 هزار اصله را همان سالهای 95 تا 98 کاشتند. همان زمانهایی که حتی این تالاب در لیست تالابهای ملی کشور هم ثبت نشده بود.
خور بردستان دیر و جنگلهای حرا سال 98 در فهرست تالابهای کشور ثبت شد اما نه این شماره توانست جلوی دخلوتصرف بهرهبرداران را بگیرد و نه قانون اراضی سازهای که میگوید در منطقهای که جزرومد اتفاق میافتد کسی حق ساختوساز ندارد.
مرکز تکثیر میگو، معیشت صیادان را دچار مشکل میکند
خور بین ساحل و جنگلهای حرا است. مکانی که راه دسترسی به مرکز تکثیر میگو راه شهرداری درست از قلب آن عبور میکند. حسن باغبانی، متخصص اکولوژی در گفتوگو با «پیامما» میگوید:«به عنوان یک متخصص اکولوژی قول میدهم که با احداث این جاده باید میلیاردها دلار هزینه کنیم برای بازسازی خورها و برای احیای خلیجفارس، همین کارهایی که الان در دریاچه ارومیه انجام میدهند.»
خور بردستان زایشگاه ماهیان آبزی است. مردم محلی هم چشمشان به همین منطقه است. آب که پایین میرود، ریشههای حرا از زیر آب بیرون میزند و صیادان با تورهای پر از ماهی و میگو برمیگردند خانه. حالا اما قرار است که همین منبع درآمد محلیها نیز قطع شود.
با از بین رفتن خور، حیات آبزیان تحت تاثیر قرار میگیرد
باغبانی درباره تاثیر این راه دسترسی و پر کردن تالاب در خور بردستان میگوید: «این خورها زایشگاههای ظرفیتهای دریایی است. خورها محل آبهای آرام هستند که فرصت تخمریزی به ماهیها و انواع زیستمندان دریایی را میدهد.» در اصل خور مرکز فعالیت بهسازی ظرفیت دریا است. باهر بارش و جاری شدن آب، غذای ماهیان به وسیله خور از دشت وارد دریا میشود.
با احداث این جاده و مرکز تکثیر سه اکوسیستم دریا، خور و جنگلهای حرا در معرض خطر قرار گرفته اند. باغبانی در این خصوص توضیح میدهد: «حجم بارش که از حدی بیشتر میشود آبها از دشتها به سمت خور جاری میشوند. به عبارتی منابع غذایی ماهیان از طریق خور وارد دریا میشود. به واسطه همین تغذیه دریا، میزان ماهیهای منطقه به شکل قابل توجهی افزایش داشته است.»
به گفته او با قطع ارتباط جنگلهای حرا با آب شیرین، زمینه نابودی جنگل نیز فراهم میشود چرا که درخت حرا وابسته به آب شیرین است.
حیات حرا، در گرو آب شیرین است
احسان عابدی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه ملی اقیانوسشناسی و علوم جوی کشور و عضو انجمن زیستمحیطی سوکا و کانون رشد و توسعه نجیرم، درباره جنگلهای حرا به «پیامما» توضیح میدهد: «ما دو گونه گیاه حرا داریم که اگر چه با یک اسم شناخته میشوند اما دو گونه متفاوتاند. نوع جنگلهای حرای دیر از نوع «اوسینامارینا» است که به نوعی حرای اصلی است و 25 درصد از گونه حرای کشور را تشکیل میدهد.» به گفته او آب شیرین برای ادامه این گونه حرا حیاتی است: «محیط زندگی این جنگلها آب شور است و وقتی آب شور بماند تخریب میشود و شورتر هم میشود . شوری خلیج فارس 40 درصد است اما شوری منطقه حرا 45 است. مقاومت این گیاه بالا است و نمک را در برگهای قدیمی و پیر نگهداری کرده و آنها را میریزد اما اگر آب شیرین به این گیاه نرسد، روز به روز پیرتر و نابود میشود.»
به گفته عابدی جنگلهای حرا بالذات دارای اهمیت هستند چرا که بیش از 20 درصد جنگلهای خشکی تولید اکسیژن میکنند و بههمینصورت گاز دیاکسیدکربن را جذب و از محیط دفع میکنند.
در 20 سال گذشته، 20 درصد جنگلهای حرای ایران از بین رفتهاند
سرعت تخریب این جنگلهای دریایی، اما سه تا پنج برابر بیشتر از جنگلهای خشکی است. عابدی در این خصوص توضیح میدهد: «در ایران در 20 سال گذشته، حدود 20 درصد از این جنگلها از بین رفتهاند. در جهان نیز تا کنون 50 درصد از جنگلهای حرا کم شده است.»
اهمیت این گونه گیاهی خارج از اکسیژنسازی در جذب کربن است. مسئلهای که عملا باعث شده تا محدوده این گونهها به عنوان ذخیرهگاه زیستکره شناخته شود. عضو هیئت علمی پژوهشگاه ملی اقیانوسشناسی و علوم جوی کشور توضیح میدهد: «جنگلهای حرا در مقایسه با گیاهان خشکیزی میزان کربن بالاتری را در بافتهای زمینی خود ذخیره میکنند. این گیاه کربن آبی، یعنی کربنی که باعث گرمایش زمین میشود را انباشت میکند و در دل خود نگه میدارد.» این انباشت حتی با مرور افزایش سن گیاه بیشتر هم میشود. این مسئله اما با نابودی این ناحیه جنگلی تبعات شدیدی بر منطقه میگذارد.
گرمایش زمین با نابودی حرا
به گفته عابدی آنچه باعث خشک شدن جنگلهای حرا شناخته میشود سه عامل اصلی است: صید بیرویه، کمبود بارش و کمبود رسیدن آب شیرین به جنگل.
او از تاثیر این تخریب بر افزایش گرمای زمین میگوید:«هنگامی که یک گیاه حرا از بین میرود، کربن ذخیرهشدهای که به واسطه آن گیاه حرا در زیر لایههای رسوبی مدفون شده است، وارد جو میشود و این فاجعه گرمایش جهانی را تشدید میکند؛ چراکه میزان کربن ذخیرهشده در بافتهای غیرزنده در زیر خاک خیلی بیشتر از بافتهای زنده است. این میزان احتمالا بین 75 تا 95 درصد کل کربن ذخیرهشده زیر خاک است.»
درحالی که یکی از سه دلیل اصلی نابودی جنگلهای حرا، نرسیدن آب شیرین است، اکنون شهرداری و مسئولان بوشهر با جادهکشی جلوی ورود آب شیرین به این جنگلها را گرفتهاند.
مسئله تنها مسدود کردن آب شیرین نیست. جادهکشی خود باعث آلودگی بیشتر و رفتوآمد دیگر به منطقه است. آن هم منطقهای که در سال 98 با همکاری تشکلهای محیطزیستی در فهرست تالابهای ملی کشور به ثبت رسیده است.
حالا اما سرمایهگذار از دل این منطقه ثبت شده جاده کشیده و با ساخت مرکز تکثیر زمینه ورود بیشتر موادآلاینده و پساب را به منطقه فراهم آورده است. عابدی میگوید: «پساب و فاضلابهایی که این مرکز تکثیر به دریا میریزد، وارد اکوسیستم میشوند و اول جنگل را خشک میکنند و بعد هم زیستمندان و جانوران آنجا را ازبین میبرند.»
شکایت محیطزیست از مرکز پرورش میگو
هفته گذشته فرهاد قلینژاد، مدیرکل محیطزیست بوشهر نیز مخالفت محیطزیست را با این پروژه اعلام کرده بود. او گفته بود: «آب منطقهای در کارگروه ماده 11 اعلام کرد 2 هکتار از ۴ هکتار واگذار شده خارج خور است. بنابراین مجوز سایت پرورش لارو داده شد.» او درباره ساخت جاده دسترسی هم گفته است: «جاده را راه و شهرسازی بدون مجوز سازمان حفاظت محیطزیست ساخت. چون اعتقاد دارد شهر در حریم وظایف سازمان راهوشهرسازی است.» بهگفته قلینژاد، متولی حریم خورها هم وزارت نیرو است. با وجود این، احمد لاهیجانزاده، معاون محیط دریایی کشور، از شکایت سازمان حفاظت محیطزیست در خصوص پرونده این تالاب و احداث مرکز تکثیر ماهی خبر داده است: «محیطزیست، شکایت به مراجع قضایی برده است. آنها هم اعتقاد دارند احداث این جاده، ورود سیلاب و روانآبها را به جنگلهای حرا قطع میکند و باعث از بین رفتن جنگلهای ارزشمند منگرو (حرا) میشود. »
با وجود شکایت صورت گرفته و موافقت قوه قضاییه اما همچنان لودرها و غلتکها مشغول صاف کردن و خاک ریختن در محیط تالاباند. باغبانی میگوید: « هنوز این تخریب ادامه دارد و مشغول جادهسازیاند. در حالی که هر گونه ورود انسان و دستکاری در آن محدوده خلاف است و تخریب کردن منطقه است.
این متخصص اکولوژی از مطرح شدن این موضوع با نمایندگان بوشهر خبر میدهد و میگوید: «دو روز پیش نمایندگان تشکلهای محیطزیستی با نمایندگان مجلس جلسه داشتند و امروز نیز تشکلها با معاون سیاسی استاندارد جلسه دارند.» از نظر او در استانداری بوشهر بحث عمرانی و اقتصادی بدون در نظر گرفتن آمایش سرزمینی صورت گرفته و عملا مسیر توسعه به سمت مسیر توسعه نامتوازن و اشتباه رفته است.
شرکتهایی واکسن پیشنهاد کردند وزارت بهداشت بهحق نپذیرفت
حسن روحانی، رئیس جمهوری دیروز در جلسه ستاد ملی مقابله با کرونا با تاکید بر اینکه برای ساخت واکسن یا برای خرید واکسن هر ارزی و هر ریالی نیاز باشد بلافاصله به هر قیمتی آن را تامین میکنیم، گفت: «ما زودتر از این هم میتوانستیم واکسن وارد کنیم و واکسنهایی در اختیار ما بود، اما واکسنها متعلق به شرکتهایی بودند که میخواستند آن را روی مردم ما آزمایش کنند.»
حسن روحانی در جلسه ستاد ملی مقابله با کرونا، با اشاره به همکاری مردم و مراعات پروتکلها برای کاهش روند شیوع این ویروس در کشور گفت: «۸۰ درصد بستریها و ۷۰ درصد فوتیها کاهش یافته است؛ البته به آن نقطه مطلوب نرسیدیم و برای رسیدن به نتیجه هنوز باید تلاش خود را ادامه دهیم، اما شرایط بسیار بهتر شد.»
به گزارش ایسنا، او ادامه داد: «همکاری مردم باعث شد امروز در مصوبات ما یک وضعیت جدید تصویب شود و آن وضعیت «شهرهایآبی» برای مناطق زردی بود که تعداد کرونای مثبت آن، ۲ در ۱۰۰ هزار است و شرایط نزولی دارند. در این مناطق آبی تقریبا همه کسبوکارها فعالیت میکنند و در مناطق زرد هم با مراعات پروتکلهای شدید، کسبوکارها فعالیت خود را ادامه میدهند.»
روحانی با بیان اینکه بسیار مهم است شرایطی که امروز به آن رسیدیم پایدار بماند، گفت: «باید اقدامات پیشگیرانه را برای اینکه وارد موج چهارم نشویم تا پایان سال مشکل نداشته باشیم، ادامه دهیم. ما برای موفق شدن در برابر این ویروس باید مجموعه کارهایی انجام دهیم که اگر هر یک از این مجموعهها آسیب ببیند، ما را با خطر مواجه میکند. یعنی همانطور که ماسکزدن ضروری است، رعایت فاصلهگذاری و دورهمی و اجتماعات هم به همان نسبت ضروری است. پس باید مراقبت کنیم که اجتماعاتی تشکیل نشود، هرچند که در روزهای اخیرا شاهد تجمعاتی بودیم و خیلیها از این موضوع گلایه کردند.»
رئیسجمهور با تاکید بر اینکه مجموعه اقدامات باید مورد مراعات و استمرار ما باشد، گفت: «ما وقتی ناچاریم محدودیتهای شدید را اعمال کنیم، مشکلات فراوانی در زندگی و اقتصاد و فرهنگ جامعه ایجاد میشود. پس باید کاری کنیم زمان محدودیتهای شدید را با همکاری با همدیگر به حداقل ممکن کاهش دهیم.»
مرجع ما سازمان
بهداشت و درمان است
رئیسجمهور در ادامه گفت: «نکته دیگر که بسیار مهم است و در این جلسه درباره آن تصمیمات خوبی اتخاذ شد، مسئله واکسن است. یکی از مطالبات مردم این است که سریعتر بتوانیم واکسن مورد اطمینان را در اختیار مردم قرار دهیم و مرجع ما در واکسن سازمان بهداشت و درمان است. ما در داخل هم به دنبال این هستیم که هرچه سریعتر واکسن را به نتیجه برسانیم که البته اقدامات خوبی انجام گرفته است. در خارج هم علیرغم همه محدودیتها و همه مشکلات دنبال این هستیم که بتوانیم واکسن مطمئنی را خریداری و وارد کشور کنیم.»او افزود: «ما برای خرید واکسن بیش از ۴۰ روز گرفتار نقلوانتقال پول بودیم. یکی از موارد و مثالهای بسیار روشن جنایتی که آمریکا علیه ملت ایران انجام داد، در تهیه واکسن کرونا بود.»روحانی تصریح کرد: «آمریکاییها برای جابهجایی پول به حساب شرکتی جهت اینکه زمان نوبتمان، واکسن کواکس را خریداری و وارد کشور کنیم مشکلات زیادی ایجاد کردند اما دولت با همه این مشکلات اقدامات لازم را انجام داد. یعنی چه آنجایی که واکسن مشترک میخواهیم بسازیم چه واکسن بخواهیم بخریم و چه در داخل تولید کنیم، هر جا ارز و ریال نیاز بوده دولت بدون هیچ مضایقهای علیرغم همه سختیها در این زمینه با دست باز وارد شده است.»
رئیسجمهور با تاکید بر اینکه برای ساخت واکسن یا برای خرید واکسن هر ارزی و هر ریالی نیاز باشد بلافاصله به هر قیمتی و برخلاف همه مشکلات، آن را تامین میکنیم، گفت: «ما زودتر از این هم میتوانستیم واکسن وارد کنیم و واکسنهایی در اختیار ما بود، اما واکسنها متعلق به شرکتهایی بودند که میخواستند آن را روی مردم ما آزمایش کنند. به ما پیشنهاد دادند و وزارت بهداشت درمان به حق نپذیرفت و قبول نکرد.»
او یادآور شد: «البته برخی کشورها قبول کردند که کاری به آنها نداریم؛ بنابراین مردم ما مطمئن باشند آنها وسیله آزمایش برای شرکتهای سازنده واکسن قرار نمیگیرند.»
روحانی با اشاره به چگونگی روند واکسیناسیون و اولویتهای مشخصشده در این زمینه، گفت: «در این سند چهار فاز مدنظر قرار گرفته است؛ وقتی واکسن در اختیار ما قرار بگیرد در فاز اول، اجرای این واکسیناسیون برای حدود یک میلیون و ۳۰۰ هزار نفر خواهد بود که متشکل از کادر درمان که در خط مقدمند و افراد پرخطر است که در سرای سالمندان هستند یا جزو معلولان و جانبازان محسوب میشوند.» به گفته روحانی، در فاز دوم حدود ۱۲ میلیون نفر جمعیت که سن آنها بالاست و یا بیماری زمینهای دارند و یا هر دو در اولویت خواهند بود؛ و فاز سوم و چهارم هم حدود ۱۹ میلیون نفر را در بر میگیرد: «تلاش ما این است که فازها کوتاه شود و در حداکثر زمان آن را اجرا کنیم و امیدواریم امسال و سال آینده این کار انجام شود.»
روحانی ادامه داد: «البته حتی اگر واکسن در اختیار قرار بگیرد واکسیناسیون و اجرای آن این گونه نیست که در یک لحظه یا در یک روز انجام شود. اگر بخواهیم به ۶۰ میلیون نفر واکسن بزنیم؛ یعنی در دو نوبت ۱۲۰ میلیون بار باید این واکسن تزریق شود.
با توجه به مکانهای مختلف و با شیوههایی که داریم این تزریق زمانبر است. اگر روزی هزار نفر هم کار واکسن را انجام دهند با توجه به ۶۰ میلیون نفر حدود چند ماه زمان میبرد که این موضوعات در سند امروز مورد بحث و بررسی قرار گرفت.»او با اشاره به اینکه مردم شایعات را در زمینه واکسنها قبول نکنند، گفت: «شایعه میکنند فلانجا واکسن دارند، فلانجا واکسن عرضه شده است و مردم را با این شایعات درگیر میکنند.
مردم به متخصصان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، قرارگاه عملیاتی و ستاد گوش بدهند و فریب افراد سواستفادهگر در این شرایط را نخورند.»روحانی گفت: «خرید واکسن و تهیه آن هم جزو اولویتهایی است که انجام میشود و انشاالله در زمان آن با شرایطی که اعلام میشود، در اختیار مردم قرار خواهد گرفت؛ ضمن اینکه اگر واکسن آمد و تزریق آن شروع شد بهمعنای کنار گذاشتن پروتکلها نیست.»
روانچی: ترامپ غیرقابل پیشبینی است، نباید هیچ موضوعی را منتفی دانست
سفیر و نماینده دایم ایران در سازمان ملل متحد گفت: با توجه به فضای کنونی آمریکا و حساسیتهای جناح رقیب نسبت به تصمیمات و اقدامات احتمالی ترامپ در روزهای پایانی مسئولیتش، شخصا بعید میدانم دونالد ترامپ در روزهای پایانی ریاست جمهوریاش به خصوص در موضوع اقدام هستهای نگرانیساز باشد. به گزارش ایسنا، مجید تختروانچی درباره تحرکات نظامی آمریکا در منطقه و ابراز نگرانیها در خصوص احتمال توسل ترامپ به سلاح هستهای تصریح کرد: رئیسجمهور آمریکا در طول این چند سال کارهای عجیبوغریب زیاد داشته و این نگرانی را به وجود آورده است که حتی در چند روز مانده به اتمام ریاست جمهوریاش هم ممکن است کارهای پیشبینی نشدهای انجام دهد. او افزود: اما با توجه به فضای کنونی بینالمللی از جمله در آمریکا نسبت به تصمیمات و اقدامات احتمالی ترامپ در روزهای پایانی مسئولیتش، شخصا بعید میدانم ترامپ به خصوص در موضوع اقدام هستهای، نگرانیساز باشد. گرچه به دلیل غیرقابل پیشبینی بودن او نباید هیچ موضوعی را منتفی دانست، ولی او به این سمت نمیرود. اگرچه باید هوشیاری خود را حفظ کنیم. سفیر و نماینده دایم ایران در سازمان ملل متحد در گفتوگو با سایت شورای راهبردی روابط خارجی در همین حال درباره تحرکات نظامی آمریکا در خلیج فارس گفت: این که شیطنت دیگری صورت گیرد، باید هوشیاری و آمادگی لازم را داشته باشیم؛ البته استنباط شخصیام این است که در این حوزه هم اتفاقی نخواهد افتاد. تختروانچی با بیان اینکه البته دولت ترامپ سیاستهای نامتعارفی داشت، گفت: حرکات این دولت چه در قبال ایران و چه در قبال دیگر کشورها برای بسیاری از ناظران در داخل یا خارج از آمریکا، غیرقابل پیشبینی بود.سفیر ایران در سازمان ملل با تاکید بر اینکه بهطور کلی نباید انتظار داشت که در سیاست آمریکا در قبال ایران تفاوتهای بنیادینی روی دهد، تصریح کرد: بهطور مثال استفاده از ابزار تحریم علیه ایران در دولتهای مختلف آمریکا، هم دموکرات و هم جمهوریخواه تداوم داشته است. آمریکا در طول سالهای اخیر از ابزار تحریم استفاده کرده است و این را ابزاری میداند که فکر میکند میتواند از آن برای امتیازگیری استفاده کند و به این روند نیز ادامه میدهد.
