بایگانی مطالب نشریه

صعود «بیت کوین» سقوط روشنایی

| پیام ما | افزایش بی‌سابقه ارزش بیت‌کوین، کمبود سوخت نیروگاهی یا اولویت دادن به صدور گاز و برق؛ کدامیک دلیل خاموشی‌های روزهای اخیر است؟ مدتی است که مشکلات مربوط به نیروگاه‌های پایتخت خبرساز شده و خاموشی‌های گسترده سهم مردم از کمبودهایی که کسی در مورد دلیل آن‌ها توضیح نمی‌دهد. دیروز بخشی از پایتخت در حالی چند ساعتی را بدون برق سپری کرد که وزیر نیرو در آیین افتتاحیه بیستمین نمایشگاه صنعت برق حضور داشت و از صادرات برق و گاز به عراق می‌گفت.

دیروز مناطق ۲، ۳، ۶، ۹، ۱۱ ،۱۳ و ۱۴ پایتخت برای ساعتی با قطع برق روبه‌رو شد. همزمان با تهران، اهالی گیلان، کرج، اراک، اصفهان، خوزستان، سمنان، قم و اردبیل هم در شبکه‌های اجتماعی گزارش‌هایی از قطعی برق داده‌اند. در روزهای اخیر موضوع کمبود برق باز هم در صدر خبرها نشسته و مسئولان هربار صرفه‌جویی مردم را به عنوان تنها راهکار حل این مشکل طرح کردند. در حالی که برخی معتقدند افزایش بی‌سابقه قیمت بیت‌کوین و بالارفتن مصرف برق ماینرهای غیرمجاز در کشور، باعث بروز مشکلات در سیستم توزیع برق شده است. به نظر می‌رسد موضوع ماینینگ آن‌قدر که برخی ادعا می‌کنند در خاموشی‌های اخیر بی‌تاثیر نیست. هفته پیش سخنگوی صنعت برق اعلام کرد کسانی که مراکز غیر‌قانونی استخراج رمز شارژ را معرفی کنند 10 – 20 میلیون پاداش دریافت می‌کنند، دیروز هم وزیر نیرو به استفاده کنندگان غیرمجاز ماینرها هشدار داد. وزیر نیرو هم دیروز در سخنانی به بهره‌برداران مزارع غیرمجاز بیت‌کوین هشدار داد و گفت در صورتی که استفاده‌کنندگان ماینرها از وزارت صمت مجوز نگیرند و تعرفه استفاده از برق ماینر را رعایت نکنند با آن‌ها برخورد می‌شود. رضا اردکانیان در حاشیه مراسم افتتاح بیستمین نمایشگاه صنعت برق و شانزدهمین نمایشگاه صنعت آب‌و‌فاضلاب گفت: «پس از تصویب آیین نامه بهره‌برداری از ماینرها در هیئت دولت و ابلاغ آن به وزارت نیرو، استفاده از ماینرها تابع مقرراتی است که در مرحله نخست باید از وزارت صنعت، معدن و تجارت مجوز دریافت کنند. در مرحله بعد کسانی که این مجوز را از وزارت صمت دارند می‌توانند با استفاده از تعرفه‌های خاص مصرف انرژی که وزارت نیرو آن را تعیین می‌کند، از انرژی برق استفاده کنند. در غیر این صورت کسانی که استفاده غیرمجاز از برق برای ماینرها داشته باشند با آن‌ها برخورد می‌شود. ما اجازه استفاده غیرمجاز از برق برای ماینرها را تحت هیچ شرایطی نمی‌دهیم» مصطفی رجبی‌مشهدی سخنگوی صنعت برق هم درباره مصرف ماینرها و تاثیر آن‌ها در اختلالات به وجود آمده در توزیع برق به «پیام‌ما» می‌گوید: «ما کمبود ظرفیت نیروگاهی برای تولید برق نداریم، مشکل ما کمبود سوخت است. مصرف گاز در بخش خانگی و تجاری رشد بی‌سابقه‌ای پیدا کرده است. اگر مردم صرفه‌جویی کنند قطعا کمبود برق نخواهیم داشت. سهم مزارع استخراج رمز ارز بسیار کم است، کمتر از دو دهم درصد مجاز استفاده می‌کنند ارزیابی ما این است که به همین میزان هم به صورت غیرمجاز استفاده می‌کنند، که در مجموع می‌توان گفت کمتر از نیم درصد از مصرف برق کشور مربوط به استفاده ماینرهاست. هر چند با استفاده کنندگان غیرمجاز برخورد می‌شود چون از تعرفه رایگان استفاده می‌کنند. قیمت برق ماینرها متوسط برق صادراتی است، نزدیک به هزار تومان در حالی که قیمت برق در بخش کشاورزی و مناطق گرمسیر حدود 20 تومان است و در باقی مناطق 80 تا 85 تومان است، به نوعی از حقوق بقیه برای سود شخصی استفاده می‌کنند. تا به حال 1620 مرکز استخراج غیرمجاز را شناسایی کردیم که تقریبا 260 مگاوات ظرفیت داشتند، این مزارع را جمع آوری و جریمه کردیم و به متخلفان را مراجع قضایی معرفی می‌کنیم» برآوردها نشان می‌دهد برای تولید هر بیت‌کوین به اندازه مصرف سالانه ۲۴ واحد مسکونی در تهران برق نیاز است. در پی طرح پرس‌شها و ابهامات در زمینه موضوع ماینینگ و تاثیر آن در خاموشی‌های اخیر پایگاه اطلاع‌رسانی وزارت نیرو نیز دیروز به نقل از سخنگوی صنعت برق به برخی سوالات پاسخ داد. مصطفی رجبی‌مشهدی با اعلام این‌که تا به حال 24 مرکز استخراج رمز ارز با ظرفیت بیش از 310 مگاوات نسبت به اخذ انشعاب برق مجاز از وزارت نیرو اقدام کرده‌اند که حدود 70 درصد از آن‌ها در حال حاضر فعال هستند، در خصوص اخبار و اطلاعاتی که اخیرا در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی مطرح شده، می‌گوید: « اخیراً در فضای مجازی و خبرگزاری‌های داخلی اطلاعاتی مبنی بر تخمین سهم 8 درصدی ایران از کل فعالیت‌های استخراج رمز ارز در دنیا منتشر شده است که ظاهراً مبتنی بر گزارش سایت BitOoda ارائه شده، نکته مهم قابل ذکر که در تحلیل‌های ارائه شده در برخی رسانه‌ها و فضای مجازی مورد غفلت قرار گرفته یا تفسیری اشتباه از آن ارائه شده است، عدم توجه به تفاوت ماهوی میان انرژی مصرفی و توان تخصیص داده شده است. برای داشتن درک بهتر از مقیاس فعالیت مربوط به استخراج رمز ارز در ایران باید توجه داشت که پیک بار کشور در سال جاری حدوداً 58255 مگاوات (102 برابر ظرفیت ماینینگ کشور در زمان مشابه)، پیک بار استان تهران حدوداً برابر با 7000 مگاوات مگاوات (12 برابر ظرفیت ماینینگ کشور در زمان مشابه) و ظرفیت نیروگاه سیکل ترکیبی کرمان به عنوان یک مثال حدوداً برابر با 1550 مگاوات (2.7 برابر ظرفیت ماینینگ کشور در زمان مشابه) است»
مسئولان معتقدند ماینرها در ایران به میزان بسیار کمی در شبکه برق سهیم هستند، اما بسیاری از تحلیلگران افزایش ارزش بیت‌کوین و پایین بودن نرخ برق در ایران را انگیزه‌ای برای روی آوردن برخی افراد به استخراج بیت‌کوین می‌دانند. شنیده‌ها از استفاده بهره‌برداران مزارع بیت‌کوین از برق مراکزی که تعرفه برق رایگان دارند مثل مساجد و مدارس، در پی افزایش ارزش ارزهای دیجیتال به ویژه بیت‌کوین حکایت دارد. اما همچنان دلیل اصلی خاموشی‌ها افزایش مصرف واحدهای مسکونی و تجاری عنوان می‌شود.
در پی خاموشی‌های دیروز پایتخت شرکت توانیر در اطلاعیه‌ای خطاب به مردم اعلام کرد: «افزایش مصرف برق و گاز در بخش خانگی و تجاری و محدودیت سوخت تحویلی به تعدادی از نیروگاه‌ها، باعث خاموشی‌های پراکنده در برخی مناطق شده است. خاموشی‌های ایجاد شده قابل برنامه‌ریزی از قبل نبوده و تنها با 10 درصد کاهش مصرف گاز و برق، امکان استمرار تامین مطمئن گاز و برق در کشور فراهم خواهد بود» علاوه بر این حسین صبوری مدیرعامل شرکت توزیع نیروی برق تهران بزرگ با اعلام این‌که مشترکان اداری از مهم‌ترین و بزرگ‌ترین مصرف‌کنندگان انرژی پایتخت هستند، از تشکیل تیم ارزیابی مشترک با شرکت گاز استان تهران با هدف رصد و پایش چگونگی مدیریت مصرف انرژی در ادارات، دستگاه‌ها و نهادهای اجرایی شهر تهران، خبر داد و گفت: «برق وزارت کار و امور اجتماعی، وزارت نفت، وزارت صنعت معدن و تجارت و سازمان آب به علت مصرف بیش از حد مجاز قطع و وضعیت عملکرد حدود یک هزار مشترک اداری پایتخت در حوزه مدیریت مصرف انرژی به شکل دقیق، بررسی و کارنامه عملکرد آنان و نام اداراتی که همکاری لازم را در این خصوص، نداشته اند به مراجع بالادست، ارسال خواهد شد» شرکت توزیع نیروی برق تهران بزرگ عصر دیروز اعلام کرد در پی بخشنامه ابلاغی استاندار تهران به مراکز دولتی مبنی بر رعایت صرفه‌جویی در مصرف برق و عدم توجه برخی ادارات دولتی، برق ۲ وزارتخانه و ۳۵ ارگان دولتی از سوی شرکت توزیع برق تهران قطع شد. این واکنش‌ها در حالی است که خبرگزاری مهر اعلام کرده است نیروگاه‌های طرشت، ری و سه واحد از نیروگاه رودشور که تامین کننده برق پایتخت بودند، به دلیل تامین نشدن سوخت از مدار تولید خارج شده‌اند.
یکی از دلایلی که مسئولان وزارت نیرو به عنوان علت قطعی برق بر آن تاکید دارند، تامین سوخت نیروگاه‌هاست. استفاده از سوخت جایگزین در هفته‌های اخیر وضعیت هوای تهران را از مرز هشدار گذراند. موضوع مازوت‌سوزی در هفته‌های اخیر واکنش‌های بسیاری به دنبال داشت. هرچند مسئولان اعلام می‌کنند در نیروگاه‌های اطراف تهران مازوت به عنوان سوخت نیروگاهی مورد استفاده نیست، اما هنوز هوای پایتخت آلوده است. روز دوشنبه عیسی کلانتری رئیس سازمان محیط‌زیست درباره مصرف مازوت در نیروگاه‌ها گفت: «از نظر من بهتر است که روزی دو ساعت خاموشی داشته باشیم اما از سوخت مازوت استفاده نکنیم، چون موجب آلودگی هوا می‌شود» اما هلنا کعبی مدیرکل دفتر پایش فراگیر سازمان حفاظت محیط‌زیست دیروز درباره سوخت‌های جایگزین نیروگاه‌های اطراف پایتخت و تبعات آن هشدار داد و به ایسنا گفت: «براساس آخرین گزارش‌های هفتگی -که داده‌های آن براساس محاسبات انجام شده تا روزهای ابتدایی هفته جاری است- گوگرد سوخت نیروگاه‌هایی که از گازوییل استفاده می‌کنند در برخی مناطق کشور بسیار بیشتر از حد استاندارد است. گوگرد سوخت نیروگاه‌هایی که از گازوییل استفاده می‌کنند در برخی مناطق کشور بسیار بیشتر از حد استاندارد است. برای مثال گوگرد سوخت برخی از نیروگاه‌های کشور بین ۴۰۰ تا ۸۰۰۰ppm گزارش شده این درحالی‌است که استاندارد گوگرد در سوخت گازوییل ۵۰ppm است» هوای پایتخت دیروز در وضعیت هشدار بود. حالا پایتخت‌نشینان هم با وضعیت هشدار آلودگی هوا روبه‌رو هستند و هم با خاموشی‌های چند ساعته، در حالی که اطلاعیه‌های منتشر شده هم آن‌ها را مقصران اصلی این وضعیت می‌دانند و مدام درخواست می‌شود مردم برای عبور از این وضعیت در مصرف گاز و برق صرفه‌جویی کنند. البته دیروز محمد عسگری سخنگوی شرکت ملی گاز ایران، در واکنش به اظهارات وزیر نیرو مبنی بر کمبود گاز در نیروگاه‌ها و ارتباط آن با قطعی برق به باشگاه خبرنگاران جوان گفت: «قطع برق به دلیل کمبود یا قطعی گاز صحت ندارد. مسئول گازرسانی ما نیز این موضوع را اطلاع رسانی کرده که قطعی گاز نیروگاه های برق، ناشی از مسائل دیگری است و ارتباطی با شرکت گاز ندارد، شرکت ملی گاز ایران یک تعهدی دارد که طبق تعهدش در حال انجام گازرسانی است. گازرسانی نسبت به سال گذشته بیشتر شده و کمتر نشده است»

دخالت‌های نابجا توان جنگل‌ ها را گرفته است

برداشت چوب،‌ ورود دام،‌ گردشگری انبوه و … توان اکوسیستمی جنگل را تضعیف می‌کند،‌ بارها در گفته‌های فعالان محیط‌زیست و منابع طبیعی و همچنین مسئولان درباره این مقوله سخن رفته است،‌ زمانی که از توان اکوسیستمی صحبت می‌کنیم از چه حرف می‌زنیم و سهم عوامل مختلف در اختلال در کارکردهای جنگل چقدر است؟ در گفت‌و‌گو با مظفر شیروانی، مشاور بین‌المللی جنگل و محیط‌زیست از او در این باره پرسیدیم.

بارها در گفته‌‌های مسئولان و کارشناسان از عنوان «توان اکوسیستمی جنگل» سخن رفته است،‌ توان اکوسیستمی شامل چه مواردی است؟
اکوسیستم جنگل‌ها همانند سایر موجودات زنده از سیکل بسته و مشخصی برخوردارند که شامل مراحل مختلف رشدی مانند مرحله شروع یا جوانی (Adolescent Stage) مرحله ایده‌ال یا میان‌سالی (Optimal Stage) و بالاخره دوره درهم‌ریختگی یا پیری (Descry Stage) است. در این منابع مجموعه‌ای از تولیدکنندگان (Producers)، مصرف‌کنندگان (Consumers) و تقلیل‌دهندگان (Reducers) هستند که در تعامل با یکدیگر، باعث تداوم سیکل تولید و مصرف می‌شوند. دینامیک خاص درون جنگل که ناشی از فعالیت‌های زیستی است باعث به وجود آمدن کارکردهای متعدد تحت عنوان توان اکوسیستمی می‌شود .
جنگل‌ها منابعی زنده و پویا هستند که اگر به درستی در آن‌ها دخالت‌هایی صورت گیرد کارکرد‌های آن‌ها نه تنها تمام نمی‌شوند بلکه دائم افزایش پیدا می‌کنند. این منابع نخست منابع تولیدی هستند.

تولید چوب، بذر، میوه و غیره موادی هستند که درختان و درختچه‌ها طی رشد سالانه خود به طور دائم تولید می‌کنند. تولید انواع و اقسام گیاهان کف جنگل، انواع قارچ‌‌ها توام با محصولات حیوانی مانند گوشت و غیره بخشی دیگر از فراورده‌های جنگلی به حساب می‌آیند.

جذب آب‌های حاصل از بارندگی و ذخیره کردن آن‌ها درسفره‌های زیرزمینی به صورت منابع آب‌های ذخیره‌ای، تنظیم اعمال تبخیر و تعرق، تصفیه و بالا بردن کیفیت آب بخش دیگری از این کارکردهای جنگل است. ممانعت از وقوع سیلاب، لغزش، بهمن، فرسایش خاک، ریزگردها و غیره قسمتی از عملکردهای جنگل به حساب می‌آیند.

جلوگیری از شدت باد، ملایم کردن درجه حرارت هوا، جذب انیدرید کربنیک از هوا، ممانعت از تغییرات شدید اقلیمی‌، کاهش میزان آلودگی هوا، ممانعت از سر و صدا، محیط مناسب به منظور تفریح و تفرج، استراحت (گردشگری) و غیره که تاثیرات مهمی را بر محیط‌زیست می‌گذارند از جمله کارکردهای دیگر جنگل هستند. حضور فعال جنگل در اشعار، داستان‌ها، نقاشی و زیبایی اجزای تشکیل دهنده آن (درختان، گیاهان، جانوران، پرندگان، حشرات و غیره) مورد توجه عام است.
چه عواملی توان اکوسیستمی جنگل‌ها را تحت‌تاثیر خود قرار می‌دهد؟
از آنجایی که جنگل‌ها به عنوان منابع زنده و پویا دائما تحت تاثیر عوامل زنده و غیره دائم در حال تغییر و تحول هستند، هرگونه دخالت بجا و یا نابجا میتوانند باعث ارتقای توان اکوسیستمی آن‌ها یا منجر به درهم‌ریختگی و از بین رفتن بخشی از فون، فلور و تقلیل توان اکوسیستمی در آن‌ها شود.

به عنوان مثال جنگل‌کاری با گونه‌های سوزنی‌برگان در عرصه‌هایی که مناسب برای کشت این گونه‌ها نیستند، باعث از بین رفتن تنوع گونه‌‌های گیاهی، اسیدی شدن خاک، عدم فعالیت قارچ‌ها، ممانعت از به وجود آمدن هوموس، از بین رفتن کرم‌های خاکی توام با سایر موجودات زنده در خاک و در نتیجه فقر تدریجی خاک جنگلی می‌شوند و در عمل پتانسیل اکوسیستمی جنگل را به حداقل تقلیل می‌دهند. حضور فعال دام و افزایش بیش از حد حیات‌وحش در جنگل‌ها باعث از بین رفتن تنوع گونه‌ای (Biodiversitat) می‌شود. جنگل‌کاری با گونه‌های خارجی که متناسب با عرصه‌های جنگلی نیستند در بلندمدت مشکلات فراوانی را سبب می‌شوندکه اثراتی منفی در اکوسیستم باقی می‌گذارند.
در ایران توان اکوسیستمی جنگل‌ها تحت تاثیر چه عواملی کاهش یافته‌اند؟
دخالت‌های نابجایی که تاکنون در سطوح مختلف جنگل‌های کشور صورت گرفته است باعث تنزل شدید توان اکوسیستم این منابع به خصوص در جنگل‌های خارج از شمال (زاگرس، ارسباران ،ایرانی تورانی) شده است.

این عوامل تخریب فقط به بهره‌برداری‌های بی‌رویه و چرای مفرط دام محدود نمی‌شوند، بلکه تبدیل کاربری عرصه‌های این منابع به زمین‌های کشاورزی، صنعتی، کشت و کار زیر اشکوبی (اگرو فارستری) توام با تغییرات اقلیمی و طغیان آفات و امراض (بلوط‌‌میری در زاگرس، مرگ‌و‌میر شدید شمشاد در جنگل‌های هیرکانی) شدت تخریب را در این منابع فزونی داده است.

توان اکوسیستمی در برخی از این منابع به حدی پایین آمده است که خود آن‌ها در حال حاضر شدیدا نیازمند کمک‌های احیایی هستند.
با توجه به این توضیحات چگونه می‌توان توان اکوسیستمی‌جنگل‌ها را افزایش داد یا به زبان ساده چه باید کرد؟
اولین اقدامی‌که برای بالا بردن توان اکوسیستمی‌در این منابع باید به عمل آید از میان بردن عوامل تخریب (خروج بدون قید و شرط دام از جنگل) و فراهم کردن شرایط مناسب برای استقرار زاد‌آوری طبیعی و افزایش رشد سریع سالانه درختان است. جنگل‌هایی که از رشد سالانه ۰،۵ (جنگل‌های خارج از شمال‌) تا  ۲،۵ (جنگل‌های هیرکانی) مترمکعب در سال و در هکتار برخوردارند عملا از توان اکوسیستمی مناسبی که شرایط محیطی برای آن‌ها فراهم ساخته بهره نمی‌برند.

عرصه‌های این منابع با توجه به مناطق مختلف دارای پتانسیل‌های بسیار مناسب در شرایط مختلف آب‌وهوایی است که متاسفانه به علل مختلف از این امکانات استفاده لازم به عمل نیامده است. جنگل‌هایی که از رشد سالانه مناسب برخوردار نباشند هم‌زمان امکان جذب انیدرید کربنیک در آن‌ها در حد ناچیری باقی خواهد ماند، کارکردهای حفاظتی این قبیل منابع عملکرد مناسبی نخواهند داشت و خود در برخی از موارد عامل شدت بخشیدن به سیلاب‌ها و تخریب پل‌ها، جاده‌های جنگلی و سایر خسارات می‌شوند. (سیلاب‌های سال‌های اخیر در استان‌های شمالی که درختان زیادی را ریشه‌کن و با خود به پایین حمل کردند.)
یکی از مهم‌ترین راه‌حل‌های شناخته شده به منظور بالا بردن توان اکوسیستمی ‌جنگل دخالت‌های احیایی پرورشی در جنگل است. این گونه دخالت‌ها زمینه‌های مناسبی را برای جوان کردن جنگل، استقرار زادآوری طبیعی، گسترش تنوع زیستی توام با ساختاری کردن جوامع جنگلی فراهم می‌کنند.

عملیات پرورشی با برداشت درختان پیر، فرتوت و بیمار که رشد سالیانه چندانی هم ندارند زمینه‌های مناسبی را برای زادآوری طبیعی و رشد فزاینده درختان جوان فراهم می‌کنند. مشابه این عمل نیز در جوامع انسانی و حیوانی دایم رخ می‌دهد. افراد مسن، بیمار که مانع از تغییر و تحول اساسی در جامعه می‌شوند، جای خود را به نیروهای جوان و پویا می‌دهند، اتفاقی که در جنگل‌های طبیعی هم دایم در حال رخ دادن است.
در رسانه‌های کشور عموما برداشت چوب به عنوان اصلی‌ترین عامل در تخریب جنگل‌ها معرفی شده است، آیا با این گزاره موافقید؟
دخالت‌های صحیح جنگل‌شناسی در جنگل که عملا توام با بهره‌برداری چوب از جنگل است به هیچ وجه به معنای تخریب و درهم‌ریختن ساختار جنگل نیست بلکه به عکس، این دخالت‌های احیایی باعث افزایش حجم درختان، افزایش رشد سالانه آن‌ها و بالا بردن توان اکوسیستمی جنگل می‌شوند.
بهره‌برداری‌های اقتصادی چوب از جنگل بر اساس دستورالعمل کاملا مشخص و علمی صورت می‌گیرد. مقدار این برداشت در رابطه با میزان رویش سالانه جنگل تعیین می‌شود که به طور کاملا دقیق محاسبه و به اجرا در می‌آید.

در شیوه جنگل‌شناسی اقتصادی همگام با طبیعت هرگز موجودی سر پای جنگل به صفر نمی‌رسد بلکه پس از برداشت رویش پنج سال مجددا به جنگل فرصت داده می‌شود تا این‌که موجودی سر پای خود را حداقل به حجم پنج سال قبل ارتقا دهد. با برداشت این رویش پنج ساله که با برداشتن یک یا دو درخت در یک هکتار صورت می‌گیرد عملا حفره‌ای در جنگل به‌وجود می‌آید که زمینه مناسب برای استقرار زادآوری طبیعی است.
اما برای برداشت یک درخت از جنگل رعایت حداقل یکی از شروط زیر الزامی است: برداشت درخت باعث فراهم آوردن زمینه‌های مناسب برای استقرار زادآوری طبیعی است، درخت برداشت‌شده باعث ارتقای ارزش افزوده کمیت و کیفیت جنگل می‌شود، قطع درخت باعث تنظیم انبوهی و تعدد تنوع زیست گونه‌های جنگلی می‌شود، درخت برداشت شده به قطر بهره‌برداری رسیده است (در قدیم اصطلاح درختان مسن به کار برده می‌شد).

همان‌طور که اشاره شد به طور کلی جنگل‌بانان جهان بر این عقیده‌اند که دخالت و بهره‌برداری از جنگل به معنای تخریب جنگل نیست بلکه قبول این واقعیت است که یکی از مهم‌ترین کارکردهای جنگل همان کارکرد تولیدی جنگل است که عملا به برداشت چوب از جنگل منتهی می‌شود.
آیا مقایسه میان کشورهای اروپایی و آمریکا با ایران مقایسه درستی است؟ تفاوت‌هایی بین شیوه‌‌های بهره‌برداری از آن‌ها وجود ندارد؟
جنگل‌هایی که در عرض‌های جغرافیایی یکسان قرار دارند از لحاظ آب‌وهوایی و شرایط رشدی نیز کم و بیش شباهت‌هایی هم با یکدیگر دارند. مقایسه کلی بین این منابع امکان قضاوت را بر روی عملکرد انسان در جنگل آسان‌تر می‌کند. اما در پاسخ به بخش دوم سوال شما، باید گفت که دو شیوه جنگل‌شناسی در جهان معمول است.

شیوه جنگل‌شناسی کلاسیک که تمام دخالت‌ها در جنگل بر اساس سن درختان انجام می‌شود. فلسفه وجودی این شیوه از جنگل‌شناسی نشات گرفته از تفکر کشاورزی است و بدین معنا است که هر کاری که در مزرعه کشاورزی از قبیل شخم زدن زمین، بذرکاری، وجین کردن، کود دادن، مبارزه با آفات، امراض و علف هرز از طریق سموم شیمیایی، علف‌کش‌ها، کود دادن و برداشت انجام می‌شود، مشابه این اعمال هم در جنگل‌های کلاسیک به اجرا در می‌آیند.

تنها تفاوت عمده بین این دو در زمان بهره‌برداری آن‌ها خلاصه می‌شود که در کشاورزی یک یا چند ساله است. در حالی‌که در جنگل این زمان بهره‌برداری صد تا صد و پنجاه سال است. نتیجه دخالت‌ها و نتایج حاصل از این شیوه جنگل‌شناسی که از طریق قطع‌های یک‌سره، یا تدریجی، تدریجی پناهی، فمل اشلاگ صورت می‌گیرند، جنگل‌های هم‌سال، همسان و در اکثر مواقع تک‌گونه‌ای(Monokultur) هستند که اکثرا در مقابل تغییرات اقلیمی‌ و طوفان‌های شدید بسیار زبون، ناپایدار و به آسانی درهم‌ریخته می‌شوند. این شیوه از جنگل‌شناسی تا حدود دو دهه قبل نیز در ایران به اجرا در آمده است.

شیوه دیگری از جنگل‌شناسی، جنگل‌شناسی اقتصادی همگام با طبیعت است که فلسفه وجودی آن نشات‌گرفته از جنگل‌های طبیعی دست نخورده است. در این شیوه از جنگل‌شناسی همه دخالت‌ها در جنگل همگام با طبیعت است و وظیفه اصلی طبیعت که همانا زادآوری طبیعی، انتخاب گونه، انبوهی، تنوع گونه‌ها و بالاخره خارج شدن درخت از پروسه تولید است، به عهده طبیعت واگذار می‌شوند. این قبیل جنگل‌ها اکثرا جنگل‌های ناهمسال، متنوع و ساختاری هستند که از پایداری و دوام برخوردارند. این شیوه از جنگل‌شناسی که در دو دهه اخیر به ایران آورده شده است به علت حضور فعال دام و فقدان دانش لازم جنگل‌شناسی عملا از موفقیت چندان چشمگیری برخوردار نبوده و امید است با پشتکار و جدیت بیشتر بتواند با موفقیت‌های بیشتری همراه شود.

کسانی باید عذرخواهی کنند که حقوق مردم را تضییع کردند

فائزه هاشمی در نامه‌ای سرگشاده پاسخ انتقادات برادرش محسن به مصاحبه خبرسازش را داد. او در این نامه 12 بندی در پاسخ به نامه سرگشاده برادرش نوشته است: «از نامه محسن خوشحال شدم، سبب راحتی هم او و هم من گردید»؛ او اما گفته که به برادرش حق می‌دهد چرا که «برای خودش آینده‌ای ترسیم کرده و دنبال حذف موانع است.» او در ادامه گفته است که ترامپ برای آمریکایی‌ها خطرناک است اما برای ایران او را ترجیح می‌داد، چون «بخش‌هایی و افرادی خطرناک‌تر از ترامپ در قلدری و عدم پایبندی به اصول و قواعد و مقررات با عملکرد و بعضا سیاست‌های نادرست، کشور را در سراشیبی ناکارآمدی‌ها، سو مدیریت‌ها، بی‌کفایتی‌ها، دگم‌اندیشی‌ها و حتی گاهی تا مرز تلاشی پیش برده‌اند، به مطالبات عمومی نه تنها توجهی ندارند، بلکه در خاموش کردن آن از هم سبقت می‌گیرند.»
دختر هاشمی رفسنجانی در ادامه نوشته که «اگر دغدغه ما توسعه کشور، حقوق مردم، آزادی و دموکراسی است و نه بقا» حفظ اصل انقلاب و اصل نظام ایجاب می‌کند از تذکر و تلاش باز نایستیم. او سپس نوشته است: «اگر هر فرد آزاده و بدون خشم و غضب و وابستگی و منافع و بدور از احساسات، گوش شنوا و دقت نظری داشته باشد… درمی‌یابد که بنده حقیر از همه دلواپسان و ناقدین و اهانت کنندگان و دروغگویان در دو جریان اصولگرایی و اصلاح‌طلبی در این مسیر دلسوزتر و جدی‌ترم، هزینه‌های زیادی داده و ابایی از دادن هزینه بیشتر و قربانی شدن در این راه نیز ندارم.»
فائزه هاشمی خطاب به منتقدانی که برای معیشت مردم واویلا به‌راه انداخته‌اند، گفته: «آیا خطاب شعارها و رفتارها در صدها صحنه اعتراضی، تحصن، اعتصاب و تجمعات اقشار مختلف حداقل در سه سال اخیر را نشنیدند و ندیدند که متوجه مدیران و مسئولان در داخل بود؟» او در نهایت نوشته «کسانی بایستی عذرخواهی کنند که … همراه جریانی می‌شوند که به بن‌بست رساندن مطالبات عمومی و اصلاحات، نابود کردن منافع ملی، تضییع حقوق مردم، انحراف جدی از اهداف انقلاب، فاصله گرفتن از اسلام واقعی را برای حفظ خود به جای حفظ نظام سال‌هاست دنبال می‌کنند.»

آلودگی هوا و مرگ زودرس شهروندان

در سال‌های گذشته، هیچ سالی نبود که کلانشهرها آلودگی هوا را در فصل سرد سال تجربه نکنند. در تمام این سال‌ها آلودگی بود اما هیچ سالی چون امسال نبود که غلظت آلودگی به سطحی برسد که میدان دید را تحت تاثیر قرار دهد و مه‌آلودگی همه جا را گرفته باشد. این وضعیت در شهرهای مختلف چون اراک، اصفهان، کرج و… هم وجود دارد و تهران از ابتدای زمستان روز کمی را بدون آلودگی گذرانده و این روزها برای تمام اقشار پرخطر است. این در حالی است که با وجود محدودیت‌های کرونایی که باعث تعطیلی مدارس، دانشگاه‌ها و دورکاری اغلب سازمان‌ها شد توقع این بود که وضعیت کمی بهتر باشد. اما بررسی‌های ما نشان می‌دهد منابع ثابت انتشار آلودگی با قوت کار می‌کنند و سنگینی انتشار آلاینده آنها زیادتر از گذشته است. از سوی دیگر در سال‌های گذشته وقتی آلودگی افزایش می‌یافت، با اقدامات مقطعی چون تعطیلی مدارس و… و منع تردد عبور و مرور در برخی مناطق کمی از شدت آلودگی کاسته می‌شد اما امسال حتی این هم رخ نمی‌دهد چون به دلیل کرونا این تعطیلی‌ها از قبل وجود داشته است. در این شرایط پیشنهاد اصلی وزارت بهداشت این است که دورکاری‌ها با قوت ادامه یابد و منابع ثابت انتشار آلودگی هم مورد بررسی قرار گیرد تا بتوانیم از این شرایط سخت عبور کنیم. همانطور که می‌دانیم آلودگی گسترده هوا یکی از دلایل اصلی مرگ زودرس است و تاثیر بسیاری بر سلامتی دارد. به علاوه، عامل 20 تا 30 درصد سکته‌های مغزی و قلبی و انسدادهای ریوی و بسیاری دیگر از بیماری‌ها همین آلودگی هواست و حالا که می‌دانیم تاثیراتش بر کرونا هم بالاست، باید هرچه زودتر برای این وضعیت فکری شود. آن‌طور که آمارها به ما نشان می‌دهد ذرات معلق در هوای تهران و برخی دیگر از کلانشهرها 6 تا 7 برابر استاندارد جهانی است که سازمان بهداشت جهانی اعلام کرده و این رقم بسیار بالا و خطرناک است. از سوی دیگر این شرایط در وضعیتی که مردم اضطراب فراگیری را از پاندمی کرونا تجربه می‌کنند، از نظر روانی هم بسیار مخرب بوده. وقتی انسان‌ها در شهر نمی‌توانند چند متر جلوی خود را ببینند، از نظر روانی استرس و فشار زیادی بر آنها وارد می‌شود و می‌دانیم که تداوم چنین وضعیتی، آثار بلندمدتی هم در سلامت آینده افراد خواهد داشت و بیماری‌هایی را ایجاد خواهد کرد که به راحتی نمی‌توان آنها را از بین برد. در چنین وضعیتی سازمان محیط زیست که متولی نظارت بر عملکرد تولید منابع آلاینده کارگاه‌ها و کارخانه‌هاست باید با جدیت وارد عمل شود. نظارت و بازرسی مستمر به عمل آید و شاید با این وجود بتوان درصدی از سختی این وضعیت کاست. آن هم در شرایطی که هنوز نمی‌دانیم پاندمی کرونا تا چه زمانی ادامه خواهد داشت و وضعیت جوی هم خبر از تغییر خاصی نمی‌دهد و از سوی دیگر کارهای مقطعی و سریعی که هر ساله جواب می‌داد، نتیجه نداده است.

نیمی از وظایف سازمان محیط زیست بودجه ندارد

|پیام ما| مرکز پژوهش‌های مجلس پس از بررسی بخش محیط‌زیست در لایحه بودجه 1400 ، این بخش از لایحه را قابل تایید ندانست. این مرکز معتقد است سهم بودجه محیط‌زیست کشور تفاوتی با سال گذشته ندارد و این بخش کمترین سهم را در لایحه بودجه دارد. این در حالی است که محیط‌زیست باید یکی از اولویت‌های کشور باشد و همچنین حدود نیمی از مسئولیت‌های سازمان حفاظت محیط‌زیست در بودجه پیشنهادی دیده نشـده اسـت.

مرکز پژوهش‌های مجلس کلیات بخش بودجه محیط‌زیست در لایحه 1400 را قابل تایید ندانست. این مرکز به طور کلی «ابهام و عدم تغییر ساختاری» را دلیل این تایید نکردن عنوان کرد.
مرکز پژوهش‌های مجلس می‌گوید که در نگاه اول بودجه بخش محیط‌زیست نشان از افزایش 88 درصدی نسبت به سال گذشته دارد یعنی میزان اعتبارات از 9285 میلیارد ریال در سال 1399 به 17425 میلیارد ریال در لایحه بودجه سال 1400 رسیده است. اما نکته این‌جاست که سهم امور محیط‌زیستی در بین سایر امور فقط 0.2 درصد است یعنی امور محیط‌زیست بخشی است که کمترین سهم اعتبارات از کل بودجه را دارد و از نظر درصدی تفاوت چندانی را نسبت به قانون بودجه 1399 نشان نمی‌دهد و تنها 0.1 درصد افزایش داشته است.
این مرکز همچنین اعتقاد دارد که همین افزایش 88 درصدی هم کارساز نیست چرا که با توجه به ماهیت تعریف شده برای بودجه، بخش عمده آن صرف پرداخت حقوق و دستمزد می‌شود بنابراین این مرکز بر اهمیت توزیع اعتبارات در اجرای برنامه‌های محیط‌زیستی با اولویت دستگاه‌های اجرایی تاکید کرده‌است.
بنابراین تاکید شده است که پیش از هر چیز ضروری سازمان حفاظت محیط‌زیست و سازمان برنامه و بودجه، عملکرد بودجه سال های اجرایی برنامه ششم توسعه و رئوس اهداف و برنامه‌های بودجه پیشنهادی برای سال 1400 را اعلام کند.
سازمان پژوهش‌های مجلس جایگاه بودجه محیط‌زیست را به دلیل برخی معضلات محیط‌زیستی دارای اهمیت می‌داند: آلودگی شدید هوای کلان‌شهرها، طوفان سهمگین ریزگردها بر آسمان کشور، انباشت آلودگی‌های نفتی و سموم کشاورزی در سواحل دریا و رودخانه‌ها، تداوم تخریب و ویرانی تالاب‌های ایران، وضعیت بغرنج حیات‌وحش، تخریب جنگل‌های حفاظت شده و … و معتقد است مدیریت کشور نتوانسته است این مسائل را حل کند.
پژوهش‌های انجام شده نشان می‌دهد که در بخش محیط‌زیست به دلیل بی‌توجهی جدی به امور حفاظتی و توسـعه پایـدار، بیشترین اعتبارات امور محیط‌زیست در سال‌های اخیر به ردیف‌های هزینه‌ایی تعلق گرفته است.
امور محیط‌زیست در لایحه بودجه دارای سه فصل است. این فصل‌ها عبارتند از فصل کاهش آلودگی، فصل حفاظت از گونه‌های زیستی و فصل تحقیق و توسعه در امور محیط‌زیست که اعتبارات هزینه‌ای و اعتبارات تملک دارایی‌های سرمایه‌ای آن‌ها نسبت به سال گذشته رشد داشته اما سهم آن‌ها نسبت به کل بودجه، مانند سال گذشته است و فقط سهم فصل تحقیق و توسعه یک درصد رشد پیدا کرده‌ است.
این 3 فصل در لایحه بودجه دارای 6 برنامه هستند این برنامه‌ها شامل برنامه پایش و مدیریت آلاینده‌ها، برنامه فرهنگ‌سازی و ارتقای مشارکت مردمی در بهسازی محیط‌زیست، برنامه حفاظت، احیا و بهسازی زیست‌بوم‌های خشکی، برنامه پژوهش‌های کاربردی، برنامه حفاظت از مناطق تحت مدیریت و حمایت از محیط‌بانان می‌شوند.
بودجه هر کدام از این برنامه‌ها در لایحه بودجه مشخص شده است اما مرکز پژوهش‌های مجلس اعتقاد دارد که نحوه تخصیص اعتبارات تملک دارایی‌های سرمایه‌ای با وجود افزایش اعتبارات مانند سالهای قبل بوده و اولویت‌بندی خاصی برای مدیریت معضلات و چالش‌های زیستم حیطی کشور صورت نگرفته است.
شش برنامه در نظر گرفته شده در لایحه بودجه دارای 15 طرح هستند که برای آن‌ها اعتبارات طرح‌های تملک دارایی‌هایی سرمایه‌ای اجرایی در نظر گرفته شده است این طرح‌ها عبارتند از: تدوین و اجرای طرح‌های توجیهی ـ تفصیلی مناطق چهارگانه تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط‌زیست، حفاظت از تنوع زیستی و حیات‌وحش، ارزشگذاری اقتصادی منابع محیط‌زیستی، تدوین برنامه‌های آموزشی، تحقیقاتی و پیام‌رسانی زیست‌محیطی، بررسی و حفاظت محیط‌زیست انسانی، ایجاد سیستم کنترل و پایش آلودگی‌های محیط‌زیست، مطالعات جامع مدیریت مقابله با ریزگردها و پدیده گردوغبار و تغییر اقلیم، تعمیرات اساسی و تامین تجهیزات و ماشین‌آلات، حفاظت، پایش و احیای تالاب‌ها و رودخانه‌های در معرض خطر، حفاظت پارک ملی گلستان و زیستکره دنا، تعمیرات اساسی و تامین ماشین‌آلات، مطالعه، حفاظت و احیای تالاب هامون، مطالعه حفاظت و احیای دریاچه‌های استان فارس، حفاظت و احیای تالاب انزلی، ایجاد نظام جامع آمار و اطلاعات زیست‌محیطی کشور و تامین تجهیزات یگان حفاظت و اطفا حریق مناطق تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط‌زیست.
نکته قابل توجه در مورد طرح‌های محیط‌زیستی این است که رشد بودجه طرح تدوین و اجرای طرح‌های توجیهی ـ تفصیلی مناطق چهارگانه تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط‌زیست منفی 66‌درصد است، طرح بررسی و حفاظت محیط‌زیست انسانی هیچ رشد بودجه‌ای نداشته و برای طرح تامین تجهیزات یگان حفاظت و اطفا حریق مناطق تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط‌زیست بودجه در نظر گرفته شده در حالی که سال گذشته این طرح بودجه‌ای نداشته است.
بر اساس گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس مسائل محیط‌زیستی کشور با وجود رشد تخصیص اعتبارات هزینه‌ای و تملک‌ دارایی‌های سرمایه‌ای طی دو سال اخیر، فاقد وضعیت با ثبات و سازمان یافته‌ است. از نظر بازوی پژوهشی مجلس، الزامات محیط‌زیستی در نظام برنامه‌ریزی و بودجه‌ریزی کشور تاکنون جایگاه واقعی خود را پیدا نکرده است و در برنامه‌های توسعه و بودجه‌های سالیانه، ملاحظات محیط‌زیستی به صورت واقعی در متن برنامه‌ها و بودجه سنواتی لحاظ نشده و به اجرا درنمی‌آید.
مرکز پژوهش‌های مجلس معتقد است که حـدود نیمـی از مسئولیت‌هـای سـازمان محیط‌زیست در بودجه پیشنهادی دیده نشـده اسـت و لایحه بودجه به گونه‌ای است که عملا امکـان اجرای وظایفی نظیر تهیه و تدوین برنامه عمل حفاظت و مدیریت مناطق و گونـه‌هـای در معـرض تهدید و خطر انقراض حیات‌وحش، برنامه عمل حفاظت، احیا، مدیریت و بهره‌برداری مناسب از تالاب‌هـا و … کـه در قانون برنامه ششم توسعه تاکید شده امکان‌پذیر نیست.
همچنین این مرکز اعتقاد دارد هیچ گونه تغییر رویکرد و ساختاری در بودجه بخش محیط‌زیست وجود نداشته اسـت.
در بخش نتیجه‌گیری بررسی بخش محیط‌زیست در لایحه بودجه آمده است که با توجه به این‌که بیش از 80 درصد مساحت کشور تحت پوشش و مدیریت سازمان حفاظت محیط‌زیست است و مسئولیت این سازمان فرادستگاهی است و با وجود گستردگی وظـایف و معضلات متعـدد ازجمله بحران آب، آلودگی هوا، ریزگردها، نابودی تنوع زیستی، فرسایش خاک، از بین رفتن جنگـل‌ها‌ی زاگرس و جنگلهای شمال و … بودجه در نظر گرفته شده برای این سازمان با 7000 نفر نیروی شـاغل و محیط‌بان و 31 اداره کل استانی با وجود رشد قابـل توجـه اعتبـارات در لایحه پیشـنهادی در مقابـل بودجه سایر دستگاه‌ها ناچیز است البته گفتنی اسـت حـدوداً 50 درصـد اعتبـارات هزینـه‌ای مربـوط بـه اعتبارات حقوق و سایر موارد است.
همچنین مرکز پژوهش‌های مجلس عنوان کرده‌است با توجه به شرایط اعتباری و بودجه ای دولت، بهترین منبع درآمدی برای صندوق ملی محیط‌زیست که تخصیص آن هیچ فشار جدیدی برای دولت نخواهد داشت، درآمد ناشی از دریافت عوارض آلایندگی است. این درآمد در همه سال‌های گذشته به منظور هزینه‌ کرد برای محیط‌زیست در اختیار شهرداری‌‌ها قرار داده می‌شد که البته تا پیش از شکل‌گیری صندوق ملی محیط‌زیست، اقدامی قابل‌ قبول بود، اما پس از شکل‌گیری ابزار و سازوکار شکل‌دهی، هدایت و مدیریت منابع برای حفظ محیط‌زیست و دستیابی به اقتصاد پایدار صندوق باید تمام یا بخش زیادی از این عوارض به صندوق ملی محیط‌زیست واریز شود.

بیلبوردها، منابع ناشناخته اتلاف انرژی در شهرها

معابر اصلی و بزرگراه‌های اصلی کلان‌شهرها تاریک شدند، پلیس از تصادفات احتمالی در این تاریکی‌ها می‌گوید و زنان از ناامن شدن خیابان‌ها برای تردد. بیش از یک قرن پیش و قبل از اختراع برق اما وضعیت معابر و خیابان‌ها تاریک‌تر از چیزی بود که اکنون ما تجربه‌اش می‌کنیم. رفته رفته دانشمندان به تکاپو افتادند، ادیسون و تسلا دست به کار ساخت جریان مستقیم و متناوب برق شدند و لامپ‌های الکتریکی هم پس از آن ایجاد شد. خیابان‌ها رفته رفته روشن شدند. روشنایی کم کم به شرق کره زمین هم رسید و دیگر کمترین نقطه‌ای است که شب‌ها در تاریکی مطلق فرو رود. شب‌های روشن این روزها جزویی از سبک زندگی ما شده است. از همین رو زمانی که خیابان‌ها و معابر با توجیه صرفه‌جویی در مصرف انرژی و کاهش مصرف مازوت کم نور شدند، اعتراضات بالا رفته است. گروهی اما هستند که از این تاریکی البته در حد معقولش استقبال می‌کنند، دسته اول منجمان و عکاسان آسمان شب‌اند که روشنایی شهرها حق استفاده از آسمان شب را از آن‌ها سلب کرده است. این گروه البته ماجرا را تنها محدود به منجمان نمی‌دانند، آن‌ها معتقدند که حق دسترسی به آسمان شب حق همگانی است. فعالان آسمان تاریک در همه نقاط دنیا می‌گویند که اگر مصرف انرژی در خیابان‌ها بهینه شود، احتمال استفاده از حامل‌های انرژی و آلودگی هوا که این روزها گریبان بسیاری از شهرها را گرفته هم کمتر خواهد شد. انجمن بین‌المللی آسمان تاریک سال گذشته طی آماری اعلام کرده بود که 30 درصد از چراغ‌های خیابان‌ها اتلاف انرژی دارند این یعنی 21 میلیون تن تولید کربن‌دی‌اکسید. برای جبران این مقدار اما باید حدود 875 درخت کاشت. عددی که به نظر نشدنی می‌آید.

آلودگی نوری اما تاثیرات گسترده‌ای بر روی سلامت انسان‌ها و سایر جانداران محیط‌زیست نیز دارد. ترشح نشدن ملاتونین در بدن یا قتل عام پرندگان یا حتی درختان از جمله آثار این آلودگی‌های نوری است. برای حل آن اما باید چه کرد؟ حامد میرزاخلیل، منجم آماتور و فعال حوزه مقابله با آلودگی نوری از ضرورت نورپردازی درست در شهرها و خانه‌های مسکونی می‌گوید و اشکان اعتماد متخصص ساختمان‌های سبز در یک گفت‌وگوی اینستاگرامی بر ضرورت سبز شدن خانه‌های مسکونی تاکید می‌کند. در ادامه بخش‌هایی از این گفت‌وگویی اینستاگرامی را می‌خوانید.
ساختمان‌های سبز، آسمان شب را به انسان بر می‌گردانند
اشکان اعتماد در ابتدای این گفت‌وگو یکی از مزایای ساختمان‌ها سبز را در بحث آلودگی نوری می‌داند. او می‌گوید: یکی از معیارهایی برای ساختمان‌های سبز وجود دارد، که البته معیار و ضابطه داوطلبانه است، بحث کاهش آلودگی نوری است. این آلودگی به دو قسمت تقسیم می‌شود. یکی مقابله با آپ لایتینگ است یعنی نوری که به سمت بالا می‌رود، کنترل شود، هدف این معیار استفاده از آسمان شب که طبیعت فراموش شده شهرنشینان است. اما مقصود دیگر از این معیار کاهش اثرات بر محیط‌زیست و انسان است. اما مبارزه با آلودگی نوری دقیقا از چه سالی آغاز شد؟ اثرات مخرب این آلودگی نوری بر سلامت انسان چیست و ساختمان‌ها یاحتی تابلوهای شهری باید چه ویژگی داشته باشند تا برچسب آلودگی نوری نخورند، پرسش‌هایی بودند که در ادامه به آن‌ها پاسخ داده شده است.

وعده دادند لاشه خانه مومنان حفظ شود

خانه مومنان نای ایستادن روی پاهایش را ندارد. دو سال پیش که این بنا به ثبت ملی رسید فقط بخشی از دیواره‌اش ریخته بود. حالا اما تنها لاشه‌ای از آن باقی‌مانده است. در و پنجره‌ها را به سرقت برده‌اند و کف خانه را به هوای پیدا کردن گنج کنده‌اند. خانه شده محل زندگی کارتن‌خواب‌ها و حالا بعد از گذشت دو سال از ثبت آن در فهرست آثار ملی، بی‌تکلیف مانده و میراث فرهنگی قزوین هم می‌گوید وظیفه‌ای در قبال آن ندارد، هر چند وعده داده‌اند که ویرانه باقی‌مانده را نگه دارند.

خانه مومنان تنها خانه محله دباغان است که از طرح توسعه امامزاده حسین(ع)جان سالم به در برد. 4 سال پیش تمام بافت تاریخی محله دباغان را زیر لودر بردند. زورشان اما به خانه مومنان نرسیده بود. هر چند که آن را هم مانند سایر همتایانش به تملک درآورده بودند. دو سال پیش تنها چیزی که باعث حفظ خانه شد، یک شماره بود. مومنان با شماره ۳۲۱۱۲ در مهر 97 در فهرست آثار ملی به ثبت رسید. قرار بود یک سال پیش خانه را مرمت کنند. امیر ارجمند، معاون میراث اداره کل میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری استان قزوین به ایسنا گفته بود که این بنا جز اولویت‌های مرمتی سال 98 است. شهرداری هم مکلف شده بود تا دیواری که خود موجب ریزشش شده بود را تا مهر ماه ترمیم کند. هر دو نهاد اما از زیر بار مسئولیت شانه خالی کردند. نه خانه مرمت شد و نه دیوارش را سر‌و‌سامان دارند. طی این دو سال حتی یک حصارکشی ساده هم اطراف خانه‌ای که دل ویرانه دباغان است صورت نگرفت. این محله به واسطه تخریب خانه‌ها و سوت و کوری اطرافش تبدیل شده به محله‌ای حاشیه‌نشین.
توسعه امامزاده‌ها و بی‌توجهی دنبال‌دار به بافت تاریخی
سال‌ها قبل به بهانه گسترش حریم امامزاده حسین(ع) تمامی خانه‌ها را به اجبار از مالکان خریدند. ایرنا در گزارشی در این باره نوشته است: ‌«کدام محله؟ همان‌جایی که اهالی اصیلش را از منازل آبا‌و‌اجدادی‌شان بیرون کردند؟ بله «دباغان»، همانجایی که ساکنان خانه‌های اطرافِ «مؤمنان» حالا سال‌هاست به بهانه طرح توسعه شهزاده حسین (ع) وادار به فروش خانه‌هایشان شده و وقتی مقاومت کرده بودند با قطع آب و برق منازلشان مجبور به ترک خانه‌هایشان شده بودند؛ همان کسانی که به گواه اهالی بیشترشان با پول فروش خانه‌هایشان نتوانستند خانه‌ای در شهر بخرند و مجبور به حاشیه‌نشینی شدند.»
آن زمان در اقدامی مشترک بین سازمان اوقاف، اداره راه‌و‌ترابری و شهرداری قزوین، بخش مهمی از بافت تاریخی، فرهنگی و اجتماعی این محله تاریخی از بین رفت. همان اتفاقی که برای بافت تاریخی اطراف «شاهچراغ» یا خانه‌های اطراف امامزاده‌ای دیگر در یزد افتاد. در شیراز2 خانه تاریخی ثبت ملی را شبانه ویران کردند و این ویرانی در نهایت به چند نامه‌نگاری و اعتراض و گلایه کشید.
خانه مومنان تخریب نمی‌شود
حالا سال‌ها از طرح توسعه امام‌زاده حسین (ع) گذشته و حتی آجری روی آجر گذاشته نشده است. تنها کسی که به این خانه سر زده بی‌خانمان‌ها بوده‌اند. آثار حضور آن‌ها را می‌توان در آجرها و اجسام گمشده خانه دید. تنها چیزی که از این خانه قاجاری باقی‌مانده چند ستون و دیوار‌هایی است که بخشی از آن‌ فرو‌ریخته. این صدمات در کنار اصرار اعضای شورای شهر بر ساماندهی هر چه سریع‌تر طرح توسعه امامزاده حسین(ع) بیش از گذشته شایعه تخریب این خانه و خروج آن از فهرست آثار ثبت ملی را بر سر زبان‌ها انداخته است. در روزهای گذشته «میراث خبر» از تخریب این خانه در طی طرح توسعه این امامزاده خبر داده بود. حالا علیرضا خزائلی، مدیر‌کل میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری قزوین می‌گوید سفر وزیر به این استان جلوی تخریب خانه را گرفته است. او به «پیام‌ما» می‌گوید: «بعد از سفر وزیر میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی که با حضور معاونان و مدیران ستادی و همین طور مسئولان استان قزوین بود مقرر شد که خانه مومنان در طرح توسعه امامزاده حسین توسط مشاور لحاظ شود و به عنوان یک اثر ثبت ملی در این طرح باقی بماند.»
فقط 30 درصد از خانه مومنان
باقی مانده است
دو سال پیش آسیب وارده به این خانه حدود 35 تا 30 درصد بود اما هم اکنون آنچه از خانه مانده فقط 30 درصد است. با این حال هنوز نه تاریخ مرمت مشخص است و نه کاربری که برای این خانه در نظر گرفته‌اند.
محمد حسن سلیمانی، فعال میراث‌فرهنگی قزوین و پژوهشگر تاریخ معاصر به «پیام‌ما» می‌گوید: «خانه مومنان یک خانه قاجاری و پهلوی است که در جریان طرح توسعه حریم بقعه امامزاده حسین که به نابودی یک محله تاریخی به نام دباغان منجر شد این خانه هم که در تملک شهرداری قرار گرفته بود آسیب دید.» آن طور که سلیمانی می‌گوید ثبت ملی خانه مومنان به صورت اضطراری صورت گرفته اما با تغییر مدیریت میراث‌فرهنگی استان از قید فوریت افتاده است: «سال 97 برای این‌که جلوی آسیب بیشتر خانه را بگیرند به صورت اضطراری آن را به ثبت رساندند. اما متاسفانه بعد از تغییر مدیر کل میراث‌فرهنگی استان در دو سال گذشته دیگر کسی به این خانه توجه نکرد.»
این فعال میراث‌فرهنگی در خصوص آسیب وارده به خانه می‌گوید: «نسبت به دو سال پیش بسیاری از اجزای بنا و ساختار خانه از هم پاشیده و در حال حاضر فقط 30 درصد از آن باقی‌مانده است.»
کسی شهامت ندارد
که به تنهایی به این خانه برود
در دو سال گذشته با وجود ثبت ملی این اثر، هیچ اقدامی از سمت میراث‌فرهنگی برای مرمت و حفاظت از این خانه صورت نگرفته است و خانه در میان انبوهی از آوار محله دباغان به حال خود رها شده است. سلیمانی که منتقد عملکرد میراث‌فرهنگی استان قزوین در حفظ آثار تاریخی این شهر است، می‌گوید:‌ «حداقل کار حصارکشی پیرامونی بنا و تلاش برای مرمت و احیای این خانه بود که همان را هم انجام ندادند. تعهد مسئولیت میراث‌فرهنگی، بازسازی و حفاظت از این بنا است. در حالی که در دو سال گذشته علی رغم ثبت ملی بودن این اثر هیچ اقدامی از سمت میراث‌فرهنگی برای این خانه صورت نگرفته است.»
جمعیت که از دباغان دست شستند، باب خلاف و دوره‌گردی نیز فراهم شد. سلیمانی می‌گوید: «وقتی که جایی بافت جمعیتی‌اش را از دست می‌دهد بستر وقوع آسیب‌های اجتماعی هم فراهم می‌شود. در این شرایط خانه مومنان به مامن معتادان مواد مخدر تبدیل شده است. حتی خبرنگاران و عکاسان نیز شهامت این را ندارند که به تنهایی وارد آنجا شوند.»
میراث وظیفه‌ای در قبال مرمت خانه مومنان ندارد
علیرضا خزائلی، مدیر کل میراث‌فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری قزوین معتقد است که میراث‌فرهنگی هیچ وظیفه‌ای در قبال خانه‌مومنان ندارد: «در قانون بودجه سال 1398 و 1399 بحث مرمت بناها به عهده دستگاه‌های متولی است و آنجا هم در اختیار دستگاه مربوطه‌اش قرار گفته است.»
به گفته خزائلی این خانه قبل از ثبت شدن در فهرست آثار ملی تحت تملک ستاد ساماندهی امامزاده حسین(ع) -متشکل از دستگاه‌هایی شامل اوقاف، شهرداری و راه‌و‌شهرسازی استان- قرار گرفته و این دستگاه‌ها هستند باید نسبت به مرمت و حفظ آن اقدام کند.
او حرف بودجه را پیش می‌کشد و می‌گوید: «ما 33 هزار اثر ثبت ملی داریم. بودجه‌ای که به ما اختصاص داند کفاف حفاظت از تمام این آثار را نمی‌دهد. در قانون بودجه سال 98 و 99 قید شده که دستگاه‌هایی که مالکیت اثر ثبتی را بر عهده دارند، خودشان باید نسبت به حفاظت، تعمیر و نگهداری‌اش اقدام کنند و وظیفه میراث در قبال بناهایی که در مالکیت بخش دولتی است، فقط فنی و نظارتی است.»

خاموشی به جای مازوت‌سوزی

قطعی برق از مازوت‌سوزی بهتر است. این جمله را دیروز رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست گفت. در پرداختن به عوامل آلودگی هوای تهران، اصفهان، اهواز، اراک و کرج، مازوت همچنان پررنگ است. چه آن‌که دیروز مدیر کل محیط‌زیست خوزستان از مازوت‌سوزی در اهواز گفت و در حالی که مصرف گاز در بخش خانگی ۱۵ درصد نسبت به سال گذشته افزایش یافته، خبر آمد که ۱.۵ میلیون مترمکعب گاز به نیروگاه شازند اختصاص داده شده؛ نیروگاهی که متهم به استفاده از این سوخت آلاینده بود و حالا با تامین گاز می‌تواند سهم خود را از آلودگی استان مرکزی کم کند. از سوی دیگر در جلسه بررسی آلودگی هوا در کمیسیون اصل ۹۰ مجلس هم به طور مفصل به مسئله سوخت و عوامل مختلفی که تنفس در کلان‌شهرها را سخت کرده، پرداخته شد. این‌ها همه در حالی بود که دیروز 28 ایستگاه سنجش کیفیت هوا در استان تهران، 6 ایستگاه در استان البرز و تمام ایستگاه‌های شهر اصفهان، سه ایستگاه در خوزستان و یک ایستگاه در قم، با درجات مختلفی از آلودگی شدید وضعیت کیفیت هوا را ناسالم برای همه تشخیص دادند.

«از نظر من بهتر است که روزی دو ساعت خاموشی داشته باشیم اما از سوخت مازوت استفاده نکنیم چون موجب آلودگی هوا می‌شود.» عیسی کلانتری، معاون رئیس‌جمهوری و رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست دیروز با بیان این جمله در یک برنامه تلویزیونی بار دیگر به افزایش مصرف گاز در زمستان تاکید کرد و گفت: «اکنون علت اصلی آلودگی هوا، افزایش غلظت ذرات معلق کمتر از ۲.۵ میکرون است که عامل اصلی آن استفاده از سوخت‌های فسیلی به ‌ویژه گازوییل در خودروهای دیزلی و مازوت در صنایع سنگین و نیروگاه‌ها است.»
او با بیان این‌که اکنون محدودیت‌هایی در زمینه عرضه گاز در کشور داریم، اضافه کرد: «امسال مصرف گاز در بخش خانگی ۱۵ درصد نسبت به سال گذشته افزایش یافته، علت این موضوع می‌تواند شیوع ویروس کرونا باشد زیرا بر اساس توصیه‌های بهداشتی در ادارات، مراکز تجاری و منازل در و پنجره‌ها برای تهویه هوا تا حدودی باز است و این سبب می‌شود گرمای هوا با سرمای بیرون تبادل شود.»
به گفته رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست با افزایش مصرف گاز در کشور، نیروگاه‌ها و کارخانه‌هایی مانند سیمان با کمبود انرژی روبرو شده‌اند از این‌رو ناچار هستند که مازوت و یا گازوییل مصرف کنند. او همچنین با رد استفاده از مازوت در نیروگاه‌های حاشیه تهران –به عکس اظهارات پیشین خود درباره اجازه مصرف این سوخت در نیروگاه‌های شرق تهران- کامیون‌های فرسوده را یکی از منابع مهم آلاینده تهران معرفی کرد. کلانتری از پلیس خواست که از تردد این کامیون‌ها جلوگیری کند و گفت: «اکنون بیش از ۵۰ درصد اتوبوس‌های درون شهری تهران مستهلک و به ‌شدت آلاینده هستند و نتیجه همه این‌ها آلودگی هوا در زمان پایداری جو است.» به گفته او از سوی دیگر وزیر نفت اعلام کرده که با توجه به افزایش مصرف گاز در کشور مجبور است برای تولید ۵۰۰۰ مگاوات برق در کشور از مازوت استفاده کند و این مقدار ۹ درصد برق مصرفی کشور است. اینجا بود که گفت: «از نظر من بهتر است که روزی دو ساعت خاموشی داشته باشیم اما از مازوت استفاده نکنیم، ما در زمان جنگ هم روزی ۷ تا ۸ ساعت با خاموشی مواجه بودیم.»
در شازند و اهواز چه می‌گذرد؟
در حالی که رئیس اداره ازمایشگاه‌های محیط‌زیست استان یزد خبر داد که کارشناسان آزمایشگاه اداره کل حفاظت محیط‌زیست استان یزد از نیروگاه‌های استان بازدید و سوخت مصرفی آن‌ها را مورد بررسی قرار دادند و در این استان از مازوت استفاده نمی‌شود، محمدجواد اشرفی، مدیرکل حفاظت محیط‌زیست خوزستان گفت نیروگاه رامین تخلف کرده و مازوت می‌سوزاند. او که در یک برنامه تلویزیونی سخن می‌گفت توضیح داد: «قطعاً از طریق مراجع ذی‌ربط موضوع استفاده از مازوت در نیروگاه رامین را پیگیری می‌کنیم.» به گفته او از میان شش نیروگاه خوزستان، تنها رامین تخلف کرده است: «با پیگیری‌های انجام‌شده، اجازه استفاده گسترده از مازوت در این نیروگاه داده نشده و تنها یک واحد نیروگاه رامین آن هم در دی‌ماه امسال که دستور استفاده از مازوت توسط وزارت نیرو و وزارت نفت داده شد، از مازوت استفاده کرده است. این واحد، ۱۲ روز از مازوت استفاده کرد و در شش روز گذشته از مازوت استفاده نشده است.»از سوی دیگر به گفته او اکنون در کارخانه‌های سیمان‌ هم سوخت مازوت به صورت محدود در حال استفاده است. اشرفی با توجه به میزان تولید نفت و آلودگی در مراحل مختلف تولید نفت در خوزستان، استان خوزستان سهم خود را از آلودگی‌ دریافت کرده است و به همین راحتی فلرهای نفتی، هوای خوزستان را آلوده می‌کنند. اشرفی با بیان این موارد با گلایه گفت: «اگر تنها در یک نقطه در کشور نباید از سایر سوخت‌ها استفاده کند، خوزستان است اما نسبت به خوزستان بی‌عدالتی شده است.»مدیر‌کل محیط‌زیست خوزستان با تاکید بر لزوم جلوگیری از استفاده از مازوت در واحدهای صنعتی خوزستان، بیان کرد: «این مساله از سوی مسئولان ارشد استان پیگیری و تاکنون مقاومت شده است زیرا قرار بود حتی سوخت گاز واحدهای بزرگی مانند شرکت فولاد خوزستان را هم کاهش دهند که با مقاومت‌هایی که انجام شده، تاکنون این اتفاق نیفتاده است. همچنین با وجود تعهدات شرکت فولاد برای کاهش آلودگی، این شرکت در این زمینه به خوبی عمل نکرده و انتظارات ما و مردم را برآورده نکرده است، در حالی که در سال‌های گذشته حرکت‌های رو به رشدی داشته است.»
در حالی که در هفته‌های گذشته نیروگاه شازند هم یکی از متهمان آلودگی اراک با استفاده از سوخت آلاینده بوده، دیروز محمدرضا سمیعی، مدیرعامل شرکت گاز استان مرکزی خبر داد که نیروگاه حرارتی شازند ۱.۵ میلیون مترمکعب گاز در اختیار دارد. او در جلسه تداوم انرژی با صرفه‌جویی در مصرف برق و گاز بیان کرد: «در حال حاضر ۱.۵ میلیون مترمکعب گاز در اختیار نیروگاه حرارتی شازند است در حالی که در شرایط عادی این نیروگاه ۷ میلیون مترمکعب گاز مصرف می‌کند.» به گفته او در استان مرکزی۷۰ درصد گاز مصرفی در بخش صنعت استفاده می شود، ۲۶ درصد در بخش خانگی و تجاری اما در حال حاضر ۶۰ درصد گاز استان را خانه‌ها مصرف می‌کنند.
مردم باید بدانند چرا هوا آلوده است
دیروز در جلسه بررسی آلودگی هوا در کمیسیون اصل ۹۰ مجلس هم به علل آلودگی کلان‌شهرها پرداخته و چند راهکار مطرح شد. سمیه رفیعی، رئیس فراکسیون محیط‌زیست مجلس در ابتدای این جلسه گفت: «مردم باید بدانند که چرا هوا آلوده است به همین علت این جلسه را تشکیل دادیم تا میزان قصور دستگاه‌های مختلف در پاک نبودن هوا را مشخص کنیم.» به گزارش ایسنا او در پرسشی از نماینده پخش و پالایش وزارت نفت گفت: «وضعیت بنزین یورو ۴ و یورو ۵ چگونه است؟»
نماینده پخش و پالایش وزارت نفت نیز در پاسخ گفت: «وزارت نفت ۸۵ درصد تاییدیه سازمان محیط‌زیست در توزیع بنزین یورو ۴ را اخذ کرده است. به همه تعهدات در زمینه توزیع بنزین یورو ۴ عمل شده است. در مصوبه هیات وزیران بندی مبنی بر توزیع بنزین یورو ۵ وجود ندارد. در مورد گازوئیل نیز در همه کلان‌شهرها گازوئیل یورو ۴ توزیع می‌شود. حتی در حومه شهر تهران نیز از همین نوع گازوئیل استفاده می‌شود.»
رفیعی در پرسشی دیگر از نماینده بهینه‌سازی مصرف سوخت در وزارت نفت مطرح کرد: «وضعیت قسمت منتهای باک خودروها با کدام دستگاه است؟» اما نماینده بهینه‌سازی مصرف سوخت اینطور جواب داد: «مسئولیت باک خودروها با سازنده خودروها بوده و وزارت نفت هیچ دخالتی در این موضوعات ندارد. مسئولیت اصلی با وزارت صنعت، معدن و تجارت است.» او در واکنش به انتقادی در مورد مصرف مازوت هم پاسخی مشابه داد.
توضیح نماینده پخش و پالایش در وزارت نفت درباره میزان مصرف سوخت این بود: «مصرف گاز طبیعی در سال ۹۹، ۵۶ میلیارد مترمکعب بوده. این در حالی است که مصرف گاز طبیعی در سال ۹۷، ۶۳ میلیارد مترمکعب بوده است؛ یعنی از سال ۹۷ تا سال ۹۹ سه میلیارد مترمکعب افزایش مصرف گاز طبیعی داشتیم.» به گفته او نیروگاه شازند از ابتدای سال ۹۹ از گاز سوخت طبیعی استفاده کرده اما در زمستان با کمبود گاز طبیعی مواجه شده است.
رفیعی صحبت‌های نماینده وزارت نفت درباره استفاده از گازوئیل یورو ۴ به عنوان سوخت دوم نیروگاه منتظرقائم را این‌طور رد کرد: «گزارش‌های ما می‌گوید که در نیروگاه منتظرقائم گازوئیلی مصرف می‌شود که ۶ هزار و ۵۰۰ p.p.m گوگرد وجود دارد و این ۱۲۸ برابر از حد‌مجاز است. در نیروگاهی در نیشابور نیز ۷۰۰ p.p.m گوگرد مصرف می‌شود.» در ادامه این جلسه عباس مقتدایی، نماینده اصفهان با اشاره به وضعیت آلودگی شهر اصفهان گفت: «بارها از مسئولان خواسته‌ام که میزان تولید مازوت توسط پالایشگاه اصفهان و همچنین میزان مصرف مازوت و همچنین میزان صادرات مازوت به صورت شفاف ارائه شود که این اتفاق نیفتاد.» اما نماینده پخش و پالایش وزارت نفت در پاسخ گفت: «سوخت پالایشگاه‌های اصفهان مطلقا گاز طبیعی بوده است. مازوت‌های اصفهان به طور کامل در شش ماه اول سال به بندرعباس و پالایشگاه بوشهر فرستاده می‌شود تا برای صادرات استفاده شود.» به گفته او علت آلودگی هوای شهر اصفهان تعدد بیش از حد پالایشگاه‌ها و نیروگاه‌ها در حریم شهرها است و البته میزان سوخت خودروها، موتورسیکلت‌های دیزلی و حمل‌و‌نقل شهری نیز در میزان آلودگی اتأثیر می‌گذارد.

بازرسان آژانس اخراج نمی‌شوند

«رافائل گروسی»، مدیر کل آژانس اتمی گفته است که از بابت مصوبه مجلس ایران در مورد دسترسی بازرسان آژانس نگران است و دوست ندارد که در روز بیست‌ویکم فوریه از ایران بشنود که حضور بازرسان در ایران کاهش می‌یابد. با این حال او گفته است که نمی‌داند دولت ایران تا چه حد مصوبه مجلس شورای اسلامی را اجرا می‌کند.
به گزارش پایگاه خبری انتخاب، گروسی طی سخنرانی در همایش «رویترز نِکست» وابسته به خبرگزاری رویترز، او با بیان این‌که ایران با سرعت زیادی در حال حرکت به سمت غنی‌سازی ۲۰ درصدی است، پیش‌بینی کرد ماهانه حدود ۱۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۲۰ درصد در تاسیسات فردو تولید شود: «زمانی که ابتدا درباره برنامه ایران برای غنی‌سازی ۲۰ درصدی مطلع شدم، آژانس نمی‌دانست که این واقعا قصد و نیت فوری ایران است یا یک طرح است اما بعد ایران طی چند روز پیش رفت.» او همچنین اضافه کرده که «این میزان می‌تواند افزایش یابد.» رافائل گروسی گفت: «هنوز به من اطلاعیه‌ای از سوی ایران درباره قصد آن‌ها برای پایان دادن به دسترسی [بازرسان آژانس] ذیل پروتکل الحاقی در ماه فوریه داده نشده است.» اما باید «این موضوع را جدی بگیرم زیرا این [مصوبه] یک قانون است و به نظر می‌رسد دولت هم در اجرای آن مصمم باشد. این برای من نگران‌کنده است.» مدیر کل آژانس اتمی با اشاره به مصوبه مجلس و تصمیم دولت جمهوری اسلامی ایران برای اجرای آن، تصریح کرد: «با این‌که وظیفه من نیست که به [جو بایدن] رئیس‌جمهور منتخب آمریکا بگویم که برای احیای دیپلماسی با ایران چه کار کند اما مشخص است که ما ماه‌های زیادی زمان پیش روی خود نداریم. باید فقط چند هفته فرصت داریم.»
گروسی درباره طرح کاهش دسترسی نظارتی بازرسان این سازمان در ایران نیز گفت: «دوست ندارم که در روز بیست‌ویکم فویه از ایران بشنوم که حضور بازرسان من در ایران کاهش می‌یابد. این خبر بدی است، واقعا!»
با این حال او ابراز امیدواری کرده که نوعی توافق برای بازگشت تمام طرف‌ها به توافق هسته‌ای صورت بگیرد: «باور دارم می‌توانیم تا تاریخ بیست‌ویکم فوریه به نوعی توافق کمکی یا نقشه‌راه جهت اطمینان حاصل کردن از بازگشت تمام طرف‌ها به توافق هسته‌ای دست یابیم، فارغ از این‌که موضوعاتی مانند غنی‌سازی ۲۰ درصدی یا سانتریفیوژهای اضافه باید برطرف شوند.»
داستان اخراج بازرسان از کجا آب می‌خورد؟
اما داستان اخراج بازرسان از سخنان احمد‌امیرآبادی‌فراهانی، عضو هیئت رئیسه مجلس شروع شد. او در یک برنامه تلویزیونی گفت طبق قانون مجلس شورای اسلامی اگر تا سوم اسفند ماه، آمریکا تحریم‌های مالی، بانکی و نفت را حذف نکند قطعا بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را از کشور اخراج و حتما اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی را متوقف می‌کنیم.
حالا اما سخنگوی سازمان انرژی اتمی گفته است که بازرسان آژانس، اخراج نمی‌شوند. بهروز کمالوندی، سخنگوی سازمان انرژی اتمی در مصاحبه‌ای گفته است: «در شرایط فعلی کارها به نحوی پیش می‌رود که سازمان انرژی اتمی به طور صد در صد خواسته‌های قانونی را به لحاظ فنی اجرا می‌کند.»
کمالوندی با اشاره به اظهارات مرتبط با خروج بازرسان آژانس پس از توقف اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی در صورت عدم اجرای تعهدات برجامی طرف‌های مقابل طبق قانون اقدام راهبردی برای لغو تحریم‌ها، اظهار کرد: «بر اساس این قانون اگر تحریم‌ها لغو نشود در موعد مقرر اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی متوقف می‌شود و این به معنای اخراج بازرسان آژانس نیست. در واقع ما در سطوح مختلف بازرسی داریم که یکی از آن‌ها بازرسی پادمانی و دیگری طبق پروتکل الحاقی است و در صورت توقف اجرای پروتکل الحاقی بازرسی‌های مربوط به پروتکل قطع می‌شود.»
سهو لسان
از سوی دیگر، دیروز خطیب‌زاده، سخنگوی وزارت خارجه نیز در کنفرانس خبری خود درباره اظهارات احمد امیرآبادی‌فراهانی، بدون آوردن نام او گفت: «باید از ایشان سؤال کنید. من سخنگوی ایشان نیستم. این قانون کاملا روشن است. شاید ایشان سهو لسان داشتند و احتمال دارد به بند۶ قانون می‌خواهد ارجاع دهد که آن بند می‌گوید در صورتی که طرف‌های متعهد در برجام به تعهداتشان عمل نکنند، نظارت‌های فراپادمانی متوقف می‌شود و این نظارت‌ها به معنای اخراج بازرسان نیست در چارچوب ان.پی.تی و تعهداتمان در فضای عدم اشاعه همکاری‌های ما با آژانس ادا==مه خواهد داشت.» روز دو‌شنبه ۱۵ دی ماه سال جاری و پس از آن‌که «قانون اقدام راهبردی برای لغو تحریم‌ها و صیانت از منافع ملت ایران» از سوی مجلس تصویب و به دولت ابلاغ و رئیس‌جمهور نیز دستور اجرای قانون مزبور را صادر کرد، سازمان انرژی اتمی در راستای اجرای این قانون تولید اورانیوم با غنای ۲۰ درصد را آغاز کرد.

کره جنوبی هرچه سریع تر موانع منابع ارزی ایران را آزاد کند

وزیر امور خارجه ایران بزرگترین مانع توسعه روابط ایران و کره جنوبی در شرایط فعلی را محدودیت ایجاد شده برای منابع ارزی ایران نزد بانک‌های کره‌ای ذکر کرد و از دولت کره خواست که هرچه سریع‌تر در جهت رفع این موانع اقدامات لازم معمول کنند.
به گزارش ایرنا، چوی جونگ کن قائم مقام وزیر امور خارجه کره جنوبی که در رأس هیأتی به تهران سفر کرده است، با محمد جوادظریف وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران دیدار و گفت وگو کرد. در این دیدار ظریف بزرگترین مانع توسعه روابط دو کشور در شرایط فعلی را محدودیت ایجاد شده برای منابع ارزی ایران نزد بانک‌های کره‌ای دانست و از دولت کره خواست که هرچه سریع تر در جهت رفع این موانع اقدامات لازم معمول کنند. ظریف گفت: «با توجه به پیامدهای بهداشتی و اقتصادی کرونا، در حال حاضر اولویت اصلی مناسبات دو کشور فراهم شدن دسترسی به این منابع است… و اقدام غیرقانونی بانک‌های کره، جو عمومی و دیدگاه مردم ایران نسبت به کره را به شدت منفی کرده و… نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی با تاکید بر حق قانونی خود برای ورود به موضوع تاکید دارند که این مشکل باید هرچه زودتر حل شود.» مقام کره‌ای نیز در این دیدار با تاکید بر اراده کشورش برای حل مشکل گفت: «سئول از همه توان خود برای فراهم آوردن شرایط دسترسی به این منابع استفاده خواهد کرد.»
قائم مقام وزیر امور خارجه کره با اشاره به توقیف کشتی متعلق به این کشور، خواستار تسریع در حل این موضوع شد. ظریف نیز در پاسخ گفت که کشتی کره‌ای به دلیل آلوده سازی آب‌های خلیج فارس توقیف شده و دولت امکان دخالت در این فرآیند قضایی را ندارد.

کم توجهی به محیط زیست در نظام بودجه‌ریزی

به طور کلی بودجه هر سازمان به چند مولفه بستگی دارد، ابتدا اهمیت آن سازمان و اینکه در روند توسعه کشور چه نقشی دارد، سپس اینکه این سازمان چه برنامه‌هایی را ارائه می‌دهد و چه فعالیت‌هایی راانجام می‌دهد مهم است و سوم مساله در اهمیت نوع نگاه اقتصادی به بودجه است. یعنی بودجه‌ریزی در کشورما نوعی سرمایه‌گذاری دیده می‌شود.
متاسفانه بوجه سازمان حفاظت محیط زیست با توجه به این 3 مولفه، همیشه در جایگاه نامناسب قرار دارد. شاید دلیل اول این است که هیچگاه نگاه سرمایه‌گذاری به حفاظت محیط زیست نشده است. یکی از نگاه‌ها به محیط زیست ماهوی است. یعنی زمانی که ما زیرساخت‌های حیاتی کشور را حفظ نکنیم یا مهمترین و غیرقابل بازگشت‌ترین سرمایه‌های کشور که سرمایه طبیعی هستند را در معادلات بودجه‌ریزی در نظر نگیریم، هر بودجه‌ای برای حفاظت محیط زیست در نظر تصمیم‌گیران دور ریختن پول است. یعنی در روند توسعه کشور هزینه‌های پنهانی که برای حفاظت خاک، حفاظت منابع آب، زیستگاه‌های طبیعی، گونه‌های گیاهی و جانوری هرگز دیده نمی‌شود.
نگاه دوم هم این است که صرف این بودجه چه میزان بازگشت اقتصادی دارد. مثلا بودجه حفاظت از تالاب‌ها ممکن است از نظر تصمیم گیران پول هدر دادن باشد اما وقتی تبعات ناشی از طوفان‌های شن، خشکسالی و بی کاری های جامعه محلی که از آن تالاب ارتزاق می کردند را از نظر اقتصادی محاسبه کنیم می‌بینیم این بودجه بسیار به صرفه است، اما متاسفانه این نگاه در برنامه ریزی بودجه وجود ندارد.
از طرف دیگر بخش از برنامه‌ریزی برای بودجه محیط زیست به فعالیت‌ها در زمینه حفاظت محیط زیست کشوربستگی دارد، یعنی اینکه چه برنامه‌هایی برای محیط زیست کشور طراحی می‌شود. باید بگویی مدر این زمینه در بیشتر مواقع رفتار دولت در برابر حفاظت محیط زیست واکنشی است. یعنی در جایی اتفاقی رخ می‌دهد، مثلا تالابی خشک می‌شود یا گونه‌ای در معرض خطر انقراض قرار می‌گیرد و سپس دولت شروع به فعالیت و درخواست بودجه و تقاضا پروژه‌های فوق برنامه می‌کند که معمولا این نوع عملکرد کمتر جواب می‌دهد.
برخی مواقع هم نمی‌توانیم به خوبی تشریح کنیم که اگر این گونه جانوری منقرض شود چگونه در اقتصاد تاثیر می‌گذارد. ماهیت حفاظت محیط‌ زیست اینگونه است که لزوما نمی‌‌شود از آن اعداد ارقام اقتصادی استخراج کرد در حالیکه متاسفانه در بودجه فقط به اعداد و ارقام و سود و زیان اقتصادی توجه می‌شود.
مساله مهم دیگر این است که نه فقط سازمان حفاظت محیط زیست بلکه کل قوای سه گانه باید به این مساله توجه داشته باشند که اگر بخش‌هایی مانند صنعت، کشاورزی و … به حفاظت محیط زیست توجه نکنند، سازمان به تنهایی نمی‌تواند هیچ پروژه موفقی داشته باشد. اینگونه نیست که هر دستگاه کار خودش را انجام بدهد و بعد با افزایش بودجه سازمان محیط زیست خسارات را ترمیم کند.
متاسفانه نگاه تصمیم‌گیری محیط زیست اینگونه شده که مثلا در زمان تعیین استاندارد سوخت خودرو می‌شود

وزارتخانه مربوطه توجیهات خودش را دارد و کار خودشان را انجام می‌دهد اما وقتی به مشکل بر می‌خورد به سازمان محیط زیست مراجعه می‌کند. تاوقتی این نگاه باشد سازمان حفاظت محیط زیست ناکارآمد خواهد بود و طبیعی است که از نظر برنامه‌ریزان بودجه دادن به این سازمان پول دور ریختن باشد.
به غیر از این مسائل باید نگاه‌های سیاسی را هم اضافه کنیم . برخورد سیاسی افراد و تصمیم گیران با رئیس سازمان یا طیف سیاسی که سازمان یا دولت را در اختیار دارند بر بودجه تاثیر گذار خواهد بود.
در مجموع تا زمانی که نگاه ما به حفاظت محیط زیست نگاه واکنشی باشد، بودجه چیزی فراتر از این نخواهد رفت و این نگاه واکنشی هم شامل کل بدنه سه گانه به ویژه در قوه مجریه و دولت و هم شامل بخش‌ها تولیدی و خدماتی و هم خود سازمان است.
اگر این نگاه تغییر نکند بودجه چیزی فراتر از حقوق کارمندان و فعالیت‌های روزمره سازمان حفاظت محیط زیست نخواهد بود.
اگرچه در سال‌های گذشته از نظر رقم، بودجه محیط زیست افزایش پیدا کرده‌است اما درواقع باتوجه به هزینه‌ها و تورم هر سال بودجه از نظر ارزش اقتصادی کاهش داشته‌است. سازمان حفاظت محیط زیست حتی برای حقوق حق کارکنان، حق مامورت و … با مشکل روبرست از طرفی فعالیت‌های سازمان هم رفته رفته کم شده است، برای نمونه قبلا کتاب منتشر می کرد و خدماتی برای آگاه سازی ارائه می‌دادی داد اما در سال‌های اخیر این فعالیت‌ها بی سر و صدا حذف شده‌است و ما با کاهش پنهان بودجه روبرو بودیم.
از سوی دیگرهمواره بودجه‌ای که تصویب می‌شود به طور کامل تخصیص پیدا نمی‌کند یا در زمان نامناسب تخصص پیدا می‌کند.
به نظر می‌رسد نگاه به محیط زیست همچنان تزئینی است در عمل سازمان نهادی نخواستنی در توسعه است و طبیعی است هر بودجه‌ای به آن اختصاص داده شود موفق نخواهد بود.

هوا برای همه ناسالم شد

قرمزی‌ها روی نقشه پایش آلودگی هوای کشور بازهم پرتعداد شدند. هوای تهران، اراک، ارومیه، اصفهان و چند کلان‌شهر دیگر تیره شدند و شاخص روی بالای 100 ایستاده است و به شهروندان این شهرها توصیه شده تا حد امکان از خانه‌ها خارج نشوند. علت آلودگی در هر شهر متفاوت است. انگشت اتهام در بعضی شهرها بر روی استفاده از سوخت مازوت است و در بسیاری دیگر از شهر همچنان این منابع آلاینده متحرکند که مسبب آلودگی هوا شناخته می‌شوند.

طبق آخرین بررسی‌ها، هوای 4 نقطه در شهر اهواز برای تمام گروه‌ها ناسالم است. طبق نقشه پایش آلودگی هوای کشور، در خوزستان هوای سوسنگرد و شادگان هم ناسالم برای تمام گروه‌هاست و شاخص قرمز رنگ است.
احمدآباد، حسین‌آباد و زهران اصفهان هم سه نقطه از پنج نقطه آلوده اصفهانند. شاخص در شهر بجنورد نیز روی عدد 158 ایستاده است و این یعنی وضعیت قرمز. همچنین طبق گزارش ایرنا، هوای شهرهای خرم‌آباد با شاخص‌ ۱۰۳، اراک ۱۰۴، قم ۱۰۸، مشهد ۱۲۲، ارومیه ۱۲۹ و تبریز ۱۲۹ ناسالم برای گروه‌های حساس و هوای شهرهای تهران با شاخص‌های ۱۵۳، بجنورد ۱۵۸، اهواز ۱۶۱، کرج ۱۶۴ و اصفهان ۱۷۳ در شرایط ناسالم برای تمام گروه‌ها قرار دارد.
همچنین هوای شهرهای زابل با شاخص ۱۷، اردبیل ۱۹، بیرجند ۳۸، ایلام ۴۶ پاک است. همچنین هوای شهرهای بوشهر با شاخص ۵۳، سنندج ۵۶، گرگان ۵۸، بندر عباس ۶۱، سمنان ۶۲، یزد ۶۶، رشت ۷۸، کرمانشاه 80، کرمان ۸۱، شیراز ۸۴، همدان ۸۸، شهرکرد ۹۲، زنجان ۹۹ و قزوین ۱۰۰ در شرایط قابل‌قبول قرار دارد.
تهران، ناسالم برای همه
سازمان حفاظت از محیط‌زیست دیروز گزارشی درباره وضعیت آلودگی هوای تهران منتشر کرد. طبق این گزارش متوسط شاخص کیفیت هوای تهران در ۲۴ ساعت گذشته ۱۵۳ و آلاینده اصلی ذرات معلق با قطر کمتر از ۲.۵ میکرون بوده و کیفیت هوا در شرایط ناسالم قرار داشته است. متوسط ۲۴ ساعته کیفیت هوا در ایستگاه‌های پیروزی منطقه ۱۳ (۱۷۶) ، سوهانک منطقه ۱ (۱۷۶) و ایستگاه فرمانداری شهر ری منطقه ۲۰(۱۶۸) و در شرایط ناسالم برای همه بوده است.
همچنین در این گزارش آمده که براساس هشدار شماره ۱۴ اداره کل هواشناسی استان تهران در تاریخ ۲۰ دی مبنی برسکون نسبی جو، پایداری هوا و انباشت آلاینده‌ها تا روز چهارشنبه (۲۴‌دی‌ماه) شرایط نامطلوب ادامه دارد.
در این اطلاعیه همچنین از شهروندان خواسته شده تا گروه‌های حساس جامعه شامل کلیه بیماران قلبی و ریوی، سالمندان و کودکان از تردد غیرضروری پرهیز و از انجام فعالیت‌های ورزشی و فیزیکی در فضای باز جدا خودداری کنند.
ایرنا در گزارش دیگری نوشته است که از ابتدای سال جاری تاکنون تهران ۱۸۲ روز سالم، ۹۰ روز در شرایط ناسالم برای گروه‌های حساس جامعه و ۹ روز ناسالم برای همه گروه‌های جامعه قرار داشته است و تنها ۱۵ روز هوای تهران پاک بوده است.
تعطیلی در اراک
یکی از شهرهای همواره آلوده روی نقشه ایران اما شهر اراک است. ایستگاه مخابرات اراک نارنجی رنگ است و شاخص در آن روی عدد 121 ایستاده است. رئیس مرکز پایش و کنترل کیفیت هوای کلان‌شهر اراک گفت: هوای اراک برای گروه‌های حساس ناسالم است.
علیرضا محرابیان، رئیس مرکز پایش و کنترل کیفیت هوای شهر اراک در خصوص وضعیت کنونی هوای شهر اراک به ایسنا گفته است: براساس اعلام مرکز پایش آلودگی هوای اداره کل حفاظت محیط‌زیست استان مرکزی و اطلاعات دریافت شده از ایستگاه‌های سنجش آلودگی هوای شهر اراک، متوسط شاخص کیفیت هوای اراک در ۲۴ ساعت گذشته منتهی به ساعت ۸ صبح روز یکشنبه ۲۱‌دی‌ماه در شرایط ناسالم برای گروه‌های حساس قرار گرفت. او عامل اصلی ناسالم بودن هوا را ذرات معلق کمتر از 2 و نیم میکرون دانست.
او همچنین اضافه کرد: براساس پیش‌بینی‌های سازمان هواشناسی استان مرکزی مبنی بر تداوم سکون نسبی هوا، پیش‌بینی می‌شود که شرایط ناسالم تا آخر هفته جاری ادامه داشته باشد به همین دلیل لازم است که تمام بیماران قلبی و ریوی، سالمندان و کودکان از تردد در فضای باز جدا خودداری کنند. سایر افراد از فعالیت‌های سنگین خارج از منزل اجتناب کنند، همچنین شهروندان از انجام هرگونه فعالیت که منجر به افزایش آلودگی هوا می‌شود مانند روشن کردن آتش در معابر، سوزاندن لاستیک، عملیات قیرکاری و عمرانی و مانند آن خودداری کنند.
ایسنا همچنین در گزارش دیگری نوشته است که اراک از ابتدای سال جاری تاکنون ۳۵ روز ناسالم را پشت سر گذاشته است که یک روز آن برای تمام گروه‌های سنی ناسالم بوده و به دلیل انباشت آلاینده‌ها در هوای شهر اراک، ادارات این کلان‌شهر به همراه ادارات شهر شازند و مهاجران در ۲۱ دی‌ماه به تعطیلی کشیده شد، این دومین تعطیلی ادارات اراک در دی‌ماه ۹۹ است که آلودگی هوا آن‌را باعث شده است.
قزوین در مرز آلودگی
قزوین یکی از شهرهای آلوده در هفته‌های گذشته دیروز در مرز وضعیت قابل‌قبول قرار داشت و شاخص روی عدد 100 قرار گرفته بود. دیروز اما در کارگروه بررسی آلایندگی هوای استان قزوین، معاون هماهنگی امور عمرانی استاندار قزوین از محیط‌زیست درخواست کرد تا صنایع آلاینده استان قزوین شناسایی شود و درباره آن‌ها اعمال قانون شود.
علی فرخزاد همچنین به ایسنا گفته است: موضوع انتقال صنایع آلاینده اعتبارات خوبی مدنظر قراردادند و وزارت کشور از استان‌ها خواستند که صنایع آلاینده را اعلام کنند، همکاران محیط‌زیست باید این صنایع را شناسایی کنند تا از این ظرفیت استفاده کنیم.
او ادامه داد: در خصوص موتورخانه‌ها و سامانه‌های احتراقی باید از ظرفیت بومی و پتانسیل داخل استان استفاده کنیم، بنابراین از سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی استان قزوین درخواست کردیم که به این مسئله ورود پیدا کنند و حتماً شرکت‌های بومی انتخاب شوند، در حال حاضر اداره استاندارد شرکت‌هایی را معرفی کرده است که غیربومی هستند اما ما می‌خواهیم از ظرفیت مهندسی استان استفاده کنیم و ملاک ما بومی بودن است. از پلیس می‌خواهیم که موضوع معاینه‌فنی خودروهای شخصی و عمومی را جدی بگیرند به‌ویژه در این ایام که احتمال آلودگی بالا است، برنامه‌ریزی لازم را داشته باشیم که شاهد آلودگی در این ایام نباشیم.
شکایت از پالایشگاه پتروشیمی آبادان
شاخص در آبادان هم روی عدد 111 ایستاده است، رئیس اداره حفاظت محیط‌زیست آبادان که یکی از دلایل آلودگی هوا را وجود پالایشگاه و پتروشیمی آبادان می‌داند از ارائه شکایت محیط‌زیست به مرجع قضایی خبر داده است.
علی فتحی‌نیا به ایرنا گفته است: از ابتدای سال تاکنون اداره حفاظت محیط زیست آبادان به پالایشگاه و پتروشیمی آبادان برای انتشار آلایندگی در هوا و ورود پساب به رودخانه در چند نوبت اخطار داده است ولی توجهی به این اخطارها نشد.
او همچنین تاکید کرده است که طبق وظیفه قانونی علیه شرکت پالایش نفت و پتروشیمی آبادان شکایتی تنظیم شد و تحویل مراجع قضایی آبادان گردید. ظاهرا پالایشگاه و پتروشیمی آبادان در پایان دادن به آلودگی زیست‌محیطی ناتوان هستند و وظیفه اداره محیط‌زیست، پیگیری قضایی در این خصوص است.
پیش‌بینی‌های سازمان هواشناسی نشان می‌دهد که هوا در بسیاری از شهرهای آلوده پایدار است و احتمالا شرایط نامطلوب در اصفهان و تهران ادامه خواهد داشت.