بایگانی مطالب نشریه
کارون سال پیش هتل قو را در خود غرق کرده بود؛ پروبال قوی پیر به گل نشسته بود. زیرزمین تا یک متر پر از آب شده بود و دوستداران میراثفرهنگی ترسیده بودند که با این همه آب احتمال فرونشست و ریزش هتل کم نیست. فرسودگی بنای دو طبقه و وسیع قاجاری، آرامآرام در چهرهاش نمایان شده بود. هتل از سال 47 تا 58 متروکه بود و قبل از آن هم در اختیار اداره بهداشت اهواز قرار داشت و مدتی هم مسکونی بود. بیست سال پیش اسمش را گذاشتند کنار آثار تاریخی ملی و شماره ثبت گرفت و البته دوباره به حال خود رها شد و ریزش کرد و ریزش کرد. قصهاش طولانی است. خبر تازه این است: دیروز درهای این هتل که هر ماه و هر سال میگفتند در حال تخریب است، باز شد. گفتهاند قرار است هتل قو را مرمت کنند تا تبدیل شود به تنها اقامتگاه بومگردی اهواز.
بعد از نیم قرن درهای هتل را باز کردهاند. این برای اهالی اهواز تجدید خاطره است. خاطرهای که در در نقطهای خوشمنظره از بافت قدیم اهواز جا خوش کرده و تا قبل از این رو به فراموشی بود؛ در جاده ساحلی، خیابان خسروی. بسیاری در این سالها کنجکاو بودند که بدانند در پس این دیوارها چه خاطرهای پنهان شده. چشم آنها با عکسهایی که از اوضاع نابسامان هتل قو بیرون میآمد، با این بنا آشنا شده بود. مثلا دو سال پیش تصاویری دیدند از ریختن سقف بالکن شمالی. تخریب همان وقتها داشت شدت میگرفت و اعتراض به بیتوجهی به هتل قو تا همین چند وقت پیش ادامه داشت.
ساخت این عمارت اوایل دوره پهلوی به پایان رسید و در دهه ۲۰ در اجاره بانک شاهنشاهی ایران و انگلستان بود. ده سال بعد از این تاریخ نخستین هتل اهواز در این بنا متولد شد؛ محلی برای اقامت مسافران و برگزاری مراسم فرهنگی تفریحی. باز هم 10 سال بعد از این، یعنی در دهه 40 اوضاع عوض شد و اداره بهداشت اهواز در این عمارت مستقر شد. تا اینکه آسیبهای سیل سهمگین سال 47، باعث شد بنا به کل تخلیه شود.
کارشناسان میراثفرهنگی در توصیف عمارت تاریخی هتل قو، آن را آمیزهای از تکنیکهای معماری سنتی ایرانی و اروپایی میدانند که از آرایههای معماری چون کاشیکاری، آجرکاری، سردر آجرکاری، گچبریهای زیبای اتاقک و تکنیکهای منحصر به فرد نصب پلهای پیش ساخت داخل دیوارها را در خود دارد. بخشی از تاریخچه فرهنگ اهالی اهواز و تاریخ معماری یک قرن پیش در دوران گذار از سنت به مدرنیته، روی دوش این عمارت است.
آنچه بر عمارت رفت
برنامه مرمت و استحکامبخشی در این سالها بارها آغاز شده و به جایی نرسیده است. در این مدت خبرهای بسیاری از این عمارت به بیرون درز کرده. مثلا مرداد سال 97 علیرضا ایزدی، مدیرکل وقت میراثفرهنگی استان خوزستان گفته بود که همکاری نکردن مالک هتل قو مانع حفاظت از این اثر است و او اجازه مرمت را نداده. حتی گفته بود که به مالک پیشنهاد دادهاند تا بنا را برای سه تا پنج سال در اختیار بگیرند تا حفاظت شود و او قبل نکرده بود. مدیر کل میراثفرهنگی اینها را دلایل انجام نشدن مرمت دانسته بود. اما مالک هم پیش از این بارها گله کرده بود که بعد از گذشت سالها از ثبت ملی «هنوز هیچ گونه اراده جدی از سوی میراثفرهنگی خوزستان برای مرمت و بازسازی این بنای ارزشمند نشان داده نشده است.»
درست یک سال پیش (25 دی 98) معاونت میراثفرهنگی خوزستان با انتشار بیانیهای مراحل مرمت را تشریح و اعلام کرد که «با وجود وسعت بنای هتل قو و گستردگی آسیبهای وارد آمده به اثر و همچنین محدودیت اعتبارات مربوط» برای حفظ اثر، «اقدامات حفاظتی و رفع خطر» را انجام داد؛ مستندنگاری و تهیه طرح مرمت، رفع خطر و مرمت اضطراری قسمتهای آسیبدیده، جلب مشارکت مالک برای امضای تفاهمنامه مشارکتی و هدایت او برای دریافت تسهیلات اعتبار فنی، جمعآوری بخشهای غیرقابل نگهداری و اجرای شمعبندی و تنگهگذاری قسمتهای در معرض خطر و برچیدن اندودهای الحاقی برای رفع رطوبت. بر اساس این بیانیه سال پیش ۱۰۰ میلیون تومان برای ادامه روند مرمت و حفاظت اضطراری از میراثفرهنگی به این بنا تخصیص داده شد. آن زمان گفتند که در حال پیگیری برای مشخص شدن پیمانکارند تا کار اجرایی آغاز شود.
یک فال نیک
دوستداران میراثفرهنگی در این مدت رفتهاند و شاخههای خشک سالیان دور را از باغچه هتل کندهاند. بنا نونوار شده و حوض آبی دوباره پر از آب زلال است. از تمام بنا فعلا فقط حیاط آماده است و مرمت بنای اصلی مانده.
وحید دیلمی، نماینده مالک بنا به ایرنا توضیح داد: «نزدیک به ۲ سال است که تلاش میکنیم تا روزی را برای بازدید مردم از این بنای تاریخی اختصاص دهیم اما تا به امروز شرایط بنا برای بازدید عمومی مهیا نبود چرا که آوار زیادی در حیاط این بنا وجود داشت. به همراه گروه «اکسین» به صورت داوطلبانه و با هماهنگی اداره کل میراثفرهنگی استان کار پاکسازی حیاط بنا و حفاظت آن طی یک سال گذشته آغاز شد و امروز به نقطهای رسیدیم که به نظر میرسد حیاط بنا برای بازدید آماده شده است. اداره کل میراثفرهنگی خوزستان از سال ۹۷ مرمت بخشهای مختلفی از بنا را در ۲ فاز آغاز کرده است.»
نماینده مالک هتل قو علاوه بر اینها گفته است که «بسیاری از مردم چه در فضای مجازی و چه در فضای حقیقی خواستار بازدید از هتل قو بودند.»
زهرا جعفری، یکی از بازدیدکنندگان به ایرنا گفته که سالهای سال دوست داشته از این بنا بازدید کند: «هتل قو در مرکز شهر اهواز و در موقعیت جغرافیایی خوبی از نظر دسترسی برای مردم قرار دارد و با وجود اینکه میتواند به یک مکان پربازدید تبدیل شود اما سالهاست علاقهمندان به تاریخ با درهای بسته آن مواجه بودند. باز شدن در این بنای تاریخی را به فال نیک میگیریم و امیدواریم علاوه بر مرمت بنا کاربری مناسبی نیز برای آن در نظر گرفته شود.»
به گفته دیلمی، نماینده مالک هتل قو اما تنها دلیل بسته بودن درهای این بنا آماده نبودن شرایط بازدید بوده است: « الان هم فقط حیاط پاکسازی شده و بنای هتل به علت خطری که دارد امکان بازدید ندارد از این رو در بازدید حصاری به دور بنا کشیده شده تا بازدیدکنندهها امکان ورود به حیاط بنا را داشته باشند.» او یکی از هدفهای بازگشایی درهای بنا را خود مردم و واکنشهای آنها دانسته: «تا مردم خودشان از نزدیک وضعیت بنا را ببینند و هم اینکه ما ببینیم این بنا چقدر ظرفیت و شرایط بازدید را دارا است.» اینطور که دیلمی گفته، استقبال از عمارت هتل قو، بعد از این همه سال خاموشی، «بینظیر» بوده است: «اصلا چنین انتظاری نداشتیم.»
هتل قو اقامتگاه بومگردی میشود
پیش از این سال 92 معاون میراثفرهنگی خوزستان از اختصاص یک میلیارد ریال اعتبار برای مرمت هتل قو خبر داده و گفته بود که قرار است این بنا بعد از مرمت سفرهخانه شود. حالا نماینده مالک عمارت هتل قو گفته میخواهد این بنا را به یک اقامتگاه بومگردی تبدیل کند چون اهواز اقامتگاه بومگردی ندارد. البته به نظر میرسد تصمیم مالک هنوز نهایی نشده است: «البته میتوان کاربریهای متنوع دیگری چون رستوران، کافیشاپ، نگارخانه و گالری در این بنا راهاندازی کرد.» مرداد امسال طرح مرمت اضطراری و رفع خطر هتل قو در نشست شورای فنی میراثفرهنگی استان بررسی و تصویب شد و حالا قرار است کار مرمت فاز به فاز جلو برود و همزمان، در حد امکان، بهرهبرداری هم انجام شود.
با این همه هنوز زمان مرمت دقیقا مشخص نیست چون «بودجه و اعتباری برای آن مشخص نشده است». به گفته نماینده مالک بنا در حال حاضر اعتبارات میراثفرهنگی و دیگر طرفین مربوط به بنا محدودند و برای همین نمیتوان گفت چه زمانی دقیقا مرمت آغاز و چه زمانی به پایان میرسد اما اگر بودجه کافی اختصاص داده شود مرمت کامل تا دو سال دیگر طول میکشد.
منازعات بر سر انتقال بین حوضهای آب دوباره در کشور بالا گرفتهاست. مردم خوزستان نسبت به انتقال آب از سرشاخههای کارون معترض هستند، پروژه انتقال آب بهشت آباد مدتهاست که میان مردم استانهای چهارمحالوبختیاری و اصفهان اختلافهایی را ایجاد کرده است. توجیه محیطزیستی و اقتصادی انتقال آب دریای خزر به سمنان هم علاوه بر اینکه در ابهام است از نظر کارشناسان میتواند مولد توسعه ناپایدار در استان سمنان باشد و زندگی مردم تحت تاثیر آن را به خطر بیاندازد. در این شرایط اتحادیه انجمنهای علوم آب کشوربیانیهای را منتشر کرده و در آن نسبت به تداوم سیاستهای انتقال آب بین حوضهای هشدار داده است. این اتحادیه همچنین چند پرسش بیپاسخ در مورد انتقال آب را هم مطرح کرده است.
سیاست انتقال بین حوضهای آب در کشور اگرچه از دولت یازدهم و دوازدهم آغاز نشد اما با همان روال پیشین تداوم پیدا کرد. چشمگیرترین تفاوتی که در این حوزه ایجاد شد افزایش منازعات و اعتراضات مردم استانهای مختلف بر سر انتقال آب بود. این مساله پس از آنکه کارشناسان سالها نسبت به وجهه اجتماعی توسعه هشدارمیدادند، بالاخره به عنوان یکی از بارزترین نمودهای اجتماعی و سیاسی این پروژهها آشکار شد و کشور را با مساله جدید روبهرو کرد. در حالی که در هفتههای اخیر مردم خوزستان نسبت به انتقال آب از سرشاخههای کارون معترض بودند و آیتالله محسن حیدری نماینده خوزستان در مجلس خبرگان هم به بودجه میلیاردی را برای انتقال آب از کارون اعتراض کرد برخی از مسئولان همچنان معتقدند که به جای این منازعات باید پروژههای انتقال آب در سکوت خبری انجام شود تا مشکلی به وجود نیاید.
چندی پیش بهروز مرادی مدیرعامل وقت شرکت آب و نیروی ایران خطاب به مسئولان یزد گفته بود: « خط دوم انتقال آب یزد را رسانهای نکنید تا مثل اصفهان نشوید.» اظهار نظری که موجی از انتقادهای کارشناسان و فعالان محیطزیست را در پی داشت. در ادامه این اتفاقها سیدکریم حسینی، رئیسمجمع نمایندگان خوزستان هم به مهر گفت: «به این اطمینان رسیدیم که وزارت نیرو یک سری کارها را به دور از چشم نمایندگان و مسئولان خوزستان و رسانهها انجام میدهند و میگویند که رسانهها خبردار نشوند.» او هم چنین اشاره کرد که وزارت نیرو نه برای کشور بلکه وزارت چند استان خاص است و تمام تلاش خود را برای رسیدگی به طرحهای انتقال آب چند استان به کار گرفته است.
شکست پروژههای انتقال آب در آینده نزدیک
اکنون در شرایط شدت گرفتن منازعات بر سر انتقال آب و تاثیر مستقیم این پروژهها بر زندگی مردم اتحادیه انجمنهای علوم آب کشور بیانیهای منتشر و در آن بر تدوین برنامه جامع مبتنی بر مدیریت جامع منابع طبیعی اعم از آب، خاک، معادن و پوشش گیاهی و با نگاه آمایش سرزمین در سطح حوضههای آبخیز کشور تاکید کرده است.
این اتحادیه با اشاره به اهمیت آب و این مسئله که آب در ادوار گذشته همواره بستر اصلی شکلگیری تمدنها بوده است تاکید کرده است که «مرکز شکلگیری تمدنها در سطح این سرزمین متناسب با دسترسی به منابع آب بوده است. در این رهگذر واقع شدن بخش عمده کشور در اقلیم خشک و نیمهخشک، از یک طرف بخشهایی از این سرزمین را بهخصوص در حوزه فلات مرکزی با کمبود آب مواجه و از طرف دیگر ضرورت ارتباط مناطق با همدیگر در پیوستگی تاریخی خود، پراکنش جمعیت را در سطح سرزمین ایجاب کرده است.»
انجمنهای علوم آب کشور معتقدند در حالی که نیاکان ما فناوریهایی همانند کاریز، سد و بندهای ذخیره و انحراف آب بر روی رودخانههای بزرگی همچون کارون در استان خوزستان و کر در استان فارس را ایجاد و توسعه دادند، اقدامات ما در سده و دهههای اخیر پس از افزایش جمعیت برای مهار و استخراج آبهای سطحی و زیرزمینی، تعادل طبیعی را به هم زده است. «این موضوع به همراه سو مدیریت بر منابع آب و بهرهبرداری بیرویه موجب خشک شدن تالابها، کاهش کمی و کیفی آب رودخانهها و نیز افت بیش از حد سطح آب در آبخوانها شده است.»
اتحادیه انجمنهای علوم آب کشور معتقد است که فرافکنی و زیادهخواهی از این هم فراتر رفته و برای تامین آب دستاندازی از حوضهای به حوضه دیگر در دستور کار مصرفکنندگان و متولیان منابع آب قرار گرفته است «عامل اصلی ایجاد این چالشها و اقدامات ناپایدار، توسعه بیرویه صنعتی و کشاورزی بدون لحاظ ظرفیتهای طبیعی در مناطق و به تبع آن تمرکز جمعیت بیشتر در این مناطق بوده، که حاصل برنامهریزی بخشی و نیز شکلگیری فارغ از دوراندیشی و آیندهنگری بوده است. بنابراین گزینه انتقال آب بین حوضهای را برای ماندگاری و رشد بیشتر این صنایع و تمرکز جمعیت بهدنبال خود داشته و همچنان افسار گسیخته تداوم مییابد.»
این بیانیه تداوم این روند را هشدار جدی برای سیاستگذاران و برنامهریزان و دولتی میداند و عنوان میکند که انتقال آب بینحوضهای اگر هم بدون اشکال باشد که نیست، در آینده نزدیک جوابگو نخواهد بود.
این اتحادیه در ادامه بیانیه خود چند سوال را مطرح میکند «انتقال آب از دریای خزر به منطقه سمنان، انتقال آب از سرشاخههای کارون و دز به ایران مرکزی، انتقال آب از سواحل خلیج فارس با فاصله صدها کیلومتر مسیر به مناطق شرقی کشور، انتقال آب از نوار غربی به ارومیه و… از جمله طرحهایی هستند که سوالات متعددی در رابطه با آنها مطرح بوده که هنوز بیپاسخ ماندهاند.»
اتحادیه انجمنهای علوم آب در سوالات خود بر مسائلی مانند اهمیت تمرکز صنایع، کشاورزی و تمرکز جمعیت در کنار منابع آبی سواحل تمرکز کرده و پرسیده است که آیا توسعه نباید بر اساس برنامه آمایش باشد؟ آنها همچنین در مورد اولویت بهینه کردن مصرف بر انتقال آب سوالاتی را مطرح کردهاند.
اتحادیه انجمنهای علوم آب در ادامه این بیانیه بر رفع سومدیریتها بر منابع و مصارف آب تاکید میکند و معتقد است که این مساله میتواند بخشهای زیادی از نیاز آبی کشور در مناطق مختلف به ویژه ایران مرکزی را رفع کند. از طرف دیگر در این بیانیه تاکید میشود که اگرچه انتقال آب بینحوضهای که ملاحظات زیستمحیطی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی را در بر داشته باشد، میتواند یکی از گزینهها باشد اما تداوم آن معضلات جدی را به همراه میآورد «از طرفی باید قبل از تأکید بر تمرکز توسعه صنعتی و کشاورزی و افزایش جمعیت در مناطق با کمبود آب، برنامه جامع مبتنی بر مدیریت جامع منابع طبیعی اعم از آب، خاک، معادن و پوشش گیاهی و با نگاه آمایش در سطح حوضههای آبخیز کشور تهیه نکرده و سپس با آیندهنگری و پیشبینیهای هوشمندانه تأمین و مصارف آب را مدیریت و برنامهریزی کرد. انتقال بینحوضهای منابع آب هم باید در این چارچوب دیده شود.
بهعلاوه اینکه انتقال آب بینحوضهای باید فارغ از اعمال فشارهای سیاسی و محلی و با درایت کامل و کارشناسی همه جانبه مورد تجدیدنظر قرار گیرد.»
« کشَفرود» آلوده، پارک جنگلی میشود
امیررضا وثوقی | حجم وسیعی از فاضلاب کشفرود به صورت غیرقانونی برای آبیاری اراضی کشاورزی استفاده میشود و همین موضوع پیچیدگی مساله را روشن میکند. سالهای زیادی است که فعالیت بیوقفه موتورپمپها و تانکرهای حمل فاضلاب شهری بیش از هر چیزی در حاشیه رودخانه خودنمایی میکند. کشاورزی در زمینهای مجاور کشفرود آن هم با فاضلاب تخلیه شده در این رودخانه حساسیت و آسیبهای آن را دوچندان کرده است.
با این حال آبانماه 98 پس از دو دهه سهلانگاری در رسیدگی به کشف رود، با تصمیم رزمحسینی استاندار وقت، مدیریت و بهبود وضعیت این رودخانه به شهرداری مشهد سپرده شد تا پایانی بر مناقشههای ناتمام این رودخانه باشد. حالا با گذشت بیش از یک سال از این تصمیم سرنوشتساز برای قدیمیترین رود مشهد، سوال این است که میزان اصلاحات و ساماندهی رودخانه به کجا رسیده و با چه موانعی روبهرو است؟
بودجهای که هیچ وقت محقق نشد
بسیاری از کارشناسان حوزه مدیریت شهری وضعیت اسفبار کشفرود را ناشی از انتظار چندین ساله برای تحقق وعدههای دولت میدانند. اعتباراتی که تاکنون در حد یک ادعا باقیمانده است. شهریورماه 93 در سفر اول حسن روحانی، رئیسجمهوری به مشهد ۱۶۰ میلیارد تومان اعتبار برای ساماندهی بستر کشف رود تخصیص داده شد. به گفته حمید صالحی، مدیرکل وقت حفاظت محیطزیست خراسان رضوی، قرار بود با تخصیص سه ساله اعتبار از سال ۹۴ تا ۹۶ طرح سامان دهی «کشف رود» شامل تصفیه فاضلاب، رفع تصرفات، جلوگیری از ورود فاضلاب به این رودخانه حفاظت شده و ایجاد فضا سبز به انجام برسد. اما پرونده این تخصیص اعتبار در نهایت با پرداخت ۱۴ میلیارد تومان بسته شد.
257 میلیارد تومان قرارداد برای ساماندهی کشف رود
از همین رو متولیان شهری و استانی به این نتیجه رسیدند که برای حل وفصل مهمترین معضل زیست بومی مشهد باید به امکانات و منابع مالی شهری تکیه کنند، وگرنه انتظار عمل به وعدههای گذشته جز سرگردانی عایدی دیگری نخواهد داشت. موضوعی که شهردار مشهد نیز این گونه بر آن مهر تایید زده بود: «برای تامین مالی ساماندهی کشف رود روی دولت زیاد حساب باز نمیکنیم». به گفته مدیر ساماندهی کشف رود 257 میلیارد تومان قرارداد در حوزههای مختلف برای ساماندهی، بهسازی و مهندسی بستر این رودخانه توسط شهرداری بسته شده است.
احداث نخستین تصفیهخانه سپتاژ کشور
براساس اعلام محمدرضا کلائی، شهردار مشهد «روزانه حدود 350 تا 400 تانکر، فاضلاب خام را به صورت مستقیم در محدودهای به وسعت 150 کیلومتر و در مجاورت زمینهای کشاورزی رهاسازی میکنند». با این حال تخلیه سپتاژ در رودخانه تنها فاضلاب منتهی شده به کشف رود نیست و در طول 80 کیلومتر از این رودخانه در بخشهای مختلفی به حریم به کشف رود تجاوز شده است و فاضلابهای صنعتی به آن روانه شده است. موضوعی که به گفته مدیرعامل شرکت آب منطقهای خراسان رضوی باعث شد تا «از کشفرود بزرگ جز جوی کوچکی با زهرابی بویناک و سمی، چیزی باقینماند». شهرداری مشهد احداث نخستین تصفیهخانه سپتاژ کشور را در آبان ماه امسال با اعتباری بالغ بر 74 میلیارد تومان آغاز کرده است. پروژه بزرگی که معاون خدمات شهری شهرداری مشهد درباره پیشرفت فیزیکی آن میگوید: «خوشبختانه این پروژه با سرعت بسیار مناسبی در حال اجرا است و تاکنون پیشرفت ۳۵ درصدی داشته و بر اساس برنامه زمانبندی تعیین شده، فاز شیمیایی این تصفیهخانه در خرداد ماه و فاز بیولوژیک آن در آبان ماه سال ۱۴۰۰ به بهرهبرداری میرسد». با این حال هنوز دیگر تصفیهخانههای کشفرود در بلاتکلیفی به سر میبرند. مدیر ساماندهی کشفرود در تشریح وضعیت تصفیهخانه چرمشهر، طبرسی و پرکندآباد به «پیامما» میگوید: تصفیه خانه چرمشهر پس از پیگیریهای متمادی از ابتدای سال وارد مدار شده است. اما مشکلات تامین قطعات و ملزومات این پروژه، اجرای عملیات فاز ۲ آن را به تعویق انداخت. به گفته عبدالله سلطاناحمدی شرکت آبمنطقهای اصرار دارد که شهرداری تنها سرمایهگذار این پروژه باشد. این در حالی است که سالهاست پروژه تصفیهخانه طبرسی روی زمین مانده است و مطابق توافقنامه استانداری در سال گذشته باید فرماندهی این پروژه به شهرداری سپرده میشد. او بیان کرد: بخشی از تصفیه خانه پرکند آباد توسط شرکت آبوفاضلاب مشهد به سرمایه گذار واگذار شده است، اما با گذشت چند سال این پیمانکار هنوز به تعهدات خود در قبال تکمیل این تصفیه خانه عمل نکرده است. به همین دلیل حجم زیادی از فاضلاب کماکان از این قسمت وارد کشف رود میشود.
موتور پمپهایی که خاموش نمیشوند
حل معضل موتورپمپها و کشاورزی با فاضلاب موجود در کشف رود به عوامل متعددی وابسته است و نیازمند رسیدگی مستمر به این رودخانه است. برخوردهای ضربتی و مقطعی در طول این سالها تنها چند روز صدای موتورها را خاموش کرده است. مدیر ساماندهی کشفرود در تشریح برنامه شهرداری برای خاتمه دادن همیشگی به فعالیت موتور پمپها، میگوید: بیش از ۱۰۰موتورپمپ ثابت و سیار در محدوده ۲۴ کیلومتری از قازقان تا کنهبیست شناسایی شده است. سلطان احمدی با اشاره به اینکه سرکشی مداوم از حاشیه کشفرود در دستورکار قرار میگیرد، تا کسی نتواند برداشت غیرقانونی از آن داشته باشد، میافزاید: برای حل این مشکل دیوارهای پیش ساختهای در بستر رودخانه در حال نصب است تا با محدود کردن دسترسی به بستر رودخانه، جمع آوری این موتورها را نتیجه بخش کند. او ادامه داد:در راستای تکمیل حلقههای حفاظتی سامانه نظارت و تصویری و کنترل از راه دور در ۸۱ کیلومتر از بستر این رودخانه تاریخ ایجاد شود. هریک از این دوربینها رصد خواهد شد و اطلاعات آن به صورت برخط به شهرداری و دیگردستگاههای متولی ارسال میشود. مدیر ساماندهی کشف رود بیان کرد: پیمانکار حفاظتی «رتبه یک» و تأیید شده نیروهای انتظامی برای این منطقه در نظر گرفته شده است. این پیمانکار با استفاده از ۲۷ نیرو، خودروی شاسی بلند و ۵ دستگاه موتورسیکلت به صورت مستمر و شبانه روزی در بستر کشف رود گشت زنی میکند؛ همچنین این افراد در ۴ مقر و پاسگاه در قازقان، اولنگ، کلاتنوری و همت آباد مستقرند.
تبدیل کشف رود به بوم پارک
عملیات بهسازی و ساماندهی کشف رود به ایجاد تصفیهخانه و مهندسی رود خلاصه نمیشود و شهرداری مشهد در تلاش است تا کشف رود را به بزرگترین پارک جنگلی شهر مشهد تبدیل کند. بنا به اعلام شهرداری، بخش از این رودخانه به وسعت 55 کیلومتر که در حریم شهری مشهد واقع شده است را در اولویت بهسازی و کاشت درخت قرار داده است. مدیر ساماندهی کشف رود میگوید: برای کاشت 200 هزار اصله درخت در 17 گونه گیاهی در بستر رودخانه برنامهریزی شده است که تا پایان خرداد ماه مجموعه مساحت درختکاری شده در بستر کشف رود به 480 هکتار میرسد. به گفته سلطان احمدی تاکنون 16 کیلومتر از بستر رودخانه ساماندهی شده است و 175 هکتاری درختکاری در آن اجرا شده است. او ادامه داد: به تازگی عملیات مهندسی و کاشت درخت در 300 هکتار از این رودخانه آغاز شده است که تا پایان خرداد 1400 آماده تحویل است.
«آلودگی هوا» امسال نیز با فرارسیدن فصل سرد و پایداری هوا، نفس شهرهای بزرگ کشور را به شماره انداخته است. معضلی محیط زیستی با قدمتی بیش از چهار دهه در پایتخت که بهنظر میرسد ارادهای واقعی برای حل آن در پیچ و خم قوانین و آییننامههایی اجرایی میان دستگاههای متولی شکل نگرفته است.
طرفه آنکه طی سالهای گذشته بر تعداد شهرهایی که به درد آلودگی هوا در کشور دچار شدهاند افزوده شده و هم اینک حداقل 10 کلانشهر کشور به صورت جدی با مشکل آلودگی هوا در فصول سرد سال مواجه هستند. درباره اهمیت مقابله با آلودگی هوا همگان صحبت میکنند ولی آنچه در عمل مشاهده می شود آن است که در حقیقت این مساله فاقد اهمیت درخور برای مجموعه حاکمیت و ایضا شهروندان است چراکه نمی توان مسالهای هرچند غامض ولی قابل حل را طی چند دهه با راهکارهای مشخص و تجربیات موفق متعدد در کشورهای مختلف در مقابل دیدگان خود داشت ولی اقدام موثری برای حل آن انجام نداد!
پرسشهای اساسی درباره مساله آلودگی هوا این است که آیا سابقه طولانی مدت آلودگی هوا موجب شده که این موضوع اهمیت خود را در میان متولیان و شهروندان از دست دهد و در قامت مسالهای همیشگی برای فصول سرد سال پایتخت و شهرهای بزرگ کشور در بیاید؟ آیا قرار گرفتن در مخمصه هشدار و اضطرار آلودگی هوا و انجام اقدامات کوتاه مدت و ضربتی راهکار پایدار رفع معضل آلودگی هواست؟
آیا اعلام برنامهها، تکالیف و وعدههای دستگاههای مسئول برای کاهش آلودگی هوا در شرایط وارونگی و فراموشی اقدامات و پیگیری ها برای کل ایام سال میتواند مدیریت موثر آلودگی هوا را رقم بزند؟ و آیا عوارض آلودگی هوا کم اهمیتتر از بیماری کووید 19 است که در طول همه این سالها عزم جدی و حقیقی برای کنترل آن در دولت و جامعه شکل نگرفته است؟
نگاهی اجمالی به آمار مرگومیر ناشی از آلودگی هوا در مقایسه با بیماری کرونا حاکی از اهمیت غیرقابل انکار معضل آلودگی هواست. مرگومیر ناشی از آلودگی هوا در جهان سالانه ۷.۳ میلیون نفر را دچار مرگ زودرس میکند در حالی که تلفات کرونا طی یک سال گذشته ۱.۴ میلیون نفر بوده است.
در آمار کشوری نیز کافی است به مرگهای منتسب به آلودگی هوا که توسط وزارت بهداشت منتشر شده است توجه کنیم آلودگی هوا سالانه ۴۵۰۰ نفر از شهروندان تهرانی و بیش از 30 هزار نفر را در کشور به کام مرگ میکشد. آمار قربانیان با احتساب همه سالهایی که آلودگی هوا بهمثابه یک بیماری مزمن در شهرهای بزرگ و صنعتی کشور در فصل زمستان و چندسال اخیر در فصل گرم سال (با آلاینده ازون) مرگی خاموش و تدریجی را در پی داشته است آماری قابل تامل و تکاندهنده است.
آماری که در کنار افزایش بیماریهای سخت و صعبالعلاج ناشی از آلایندههای هوا چون بیماریهای قلبی و تنفسی، سرطانها، بیماریهای خودایمنی از جمله بیماری «مالتیپل اسکلروز» یا ام اس و هزینههای سنگین بهداشتی حاصل از آن از ابعاد موضوع آلودگی هوا حکایت دارد و نشان میدهد که این مساله اهمیت کمتری از ویروس تاجداری که بنیانهای اجتماع را در طرفهالعینی زیر و رو کرده است و دغدغه تمامی ارکان جامعه شده است ندارد.
در نگاهی گذرا میان کرونا و آلودگی هوا، هرچند این بیماری ویروسی به واسطه آثار و تبعات سریع خود بر پیکره جوامع بسیار هولناک به نظر میرسد با این حال باید اذعان کرد که خسارات جانی و عوارض بهداشتی آلودگی هوا کمتر از کرونا نیست. شاید اگر آلودگی هوا به جای عوارض تدریجی و میان مدت خود میتوانست همانند کووید 19 ظاهر شود آنگاه دیگر مصوبات لازمالاجرای کاهش آلودگی هوا در دستگاههای متولی با توجیه نبود اعتبارات و صد البته نداشتن اولویت و اهمیت، عقیم نمیماندند
|پیامما| لیلی هوشمندافشار، مادر سامرجبی یکی از کارشناسان محیط زیست بازداشتی، بر اثر بیماری درگذشت. پس از وخامت طولانی حال مادر سام رجبی، خبر درگذشت او در حالی رسیده که فرصت دیدار با فرزند خود را پیدا نکرد. پیش از این وکیل رجبی به «پیامما» گفته بود: «ما به دفعات برای مرخصی درخواست کردهایم و گفتهاند باید این درخواست بررسی شود، استعلامات لازم انجام شود و در نهایت اطلاع میدهند که با مرخصی موافقت میشود یا خیر اما هنوز پاسخی ندادهاند.» سام رجبی یکی از کارشناسان محیطزیست است که در بهمن و اسفند 96، همراه با هشت تن دیگر بازداشت شد. کتایون رجبی، خواهر او، خبر درگذشت مادر سام را در توییتر منتشر کرده و نوشته است: «لیلی مادر تنی من نبود. وقتی سامی به دنی اومد، ما تکمیل شدیم. خانواده من از این واژه ناتنی به دور بود. چشمش به در موند و سامی برنگشت و مرخصی هم بهش ندادند. امروز لیلی با سری بلند به سوی بابا پرواز کرد.» او تصویری از لیلی هوشمند و همسرش پرویز رجبی را به این توییت ضمیمه کرده است. پرویز رجبی ایرانشناس، مترجم و نویسنده بهمن سال 90 درگذشت.
انتظار برای عفو و آزادی فعالان محیطزیستی بازداشتی در حالی طولانی شده است که بعد از آزادی نرگس محمدی، زندانی سیاسی در مهر ماه، امیدها برای آزادی هفت فعال محیطزیست در بند هم بیشتر شده بود.
حجت کرمانی، وکیل سام رجبی به «پیامما» گفته بود که «بر اساس قانون افرادی که یک سوم مجازاتشان را گذراندند میتوانند هر چهار ماه برای پنج روز مرخصی داشته باشند اما دادستان باید در این مورد نظر بدهد و هنوز موافقت نکردهاند.» به گفته او در حالی که آخرین عفو به صورت موردی بوده و شامل پرونده هیچ یک از محیطزیستیها نشده «باید منتظر عفوهای آتی ماند».
هومن جوکار، امیرحسین خالقی، سام رجبی، طاهر قدیریان، نیلوفر بیانی، سپیده کاشانی، مراد طاهباز، کاووس سید امامی و عبدالرضا کوهپایه ۹ فعال محیطزیستی بودند که بهمن و اسفند ماه ۹۶ به اتهام جاسوسی بازداشت و روانه زندان اوین شدند.
کاووس سید امامی دو هفته پس از بازداشت در زندان جان خود را از دست داد. مرگ او توجه افکار عمومی و مسئولان را به پرونده فعالان محیطزیستی بازداشتی دو چندان کرد. بر همین اساس رئیسجمهوری، دستور تشکیل هیاتی چهار نفره متشکل از وزرای دادگستری، کشور، اطلاعات و معاونت حقوقی ریاستجمهوری را داد تا وضعیت این افراد را پیگیری کنند. نتیجه این پیگیریها بنا به آنچه وزیر اطلاعات و رئیس سازمان حفاظت محیطزیست اعلام کردند این بود که فعالان محیطزیستی بازداشتی «جاسوس» نیستند. عبدالرضا کوهپایه نیز در اسفند ۹۸ آزاد شد اما تکلیف دیگر افراد درگیر این پرونده هنوز روشن نیست.
ورود ۱۵۰ هزار دوز واکسن کرونا از آمریکا توسط هلالاحمر منتفی شد
سخنگوی جمعیت هلالاحمر با اشاره به فرمایشات امروز مقام معظم رهبری درباره ممنوعیت ورود واکسن آمریکایی و انگلیسی به کشور، گفت: ورود ۱۵۰ هزار دوز واکسن کرونا شرکت فایزر از آمریکا توسط هلالاحمر منتفی شد. محمدحسن قوسیان مقدم در گفتوگو با خبرگزاری تسنیم، با اشاره به فرمایشات مقام معظم رهبری درباره ممنوعیت ورود واکسن آمریکایی و انگلیسی به کشور اظهار کرد: «ایشان در صحبتهایشان به این موضوع اشاره کردند که اگر آمریکاییها توانسته بودند، واکسن درست کرده بودند، وضعیت خودشان اینگونه نبود که جمعیت هلالاحمر بر اساس صحبتهای مقام معظم رهبری عمل میکند و صحبتهای ایشان در هر موضوعی از جمله ورود واکسن کرونا فصلالخطاب است.» او گفت: «پیش از این چند انجمن خیریه در کشور آمریکا بنا داشتند 150 هزار واکسن کرونا (شرکت فایزر) در اختیار جمعیت هلالاحمر قرار بدهند که البته آن هم صرفا توافق اولیه بود و موضوع قطعی نشده بود که با توجه به صحبتهای مقام معظم رهبری این موضوع منتفی است.
سخنگوی جمعیت هلالاحمر تصریح کرد: براساس برنامهریزی قرار است یک میلیون واکسن کرونا از یکی از کشورهای شرق (احتمالا روسیه، چین یا هند) در اختیار جمعیت هلالاحمر قرار گیرد که در این زمینه جمعیت هلالاحمر براساس سیاستهای وزارت بهداشت در امر توزیع عمل میکند.
واکسن فایزر در برابر گونههای جدید کرونا اثربخش است
نتیجه یک بررسی نشان میدهد که واکسن فایزر/بیو ان تک در برابر گونههای جدید کروناویروس از اثربخشی لازم برخوردار است. به گزارش ایسنا، «یلیپ دورمیتزر»، یکی از محققان واکسن کروناویروس فایزر گفت: جهش میتواند عامل انتقال بیشتر ویروس باشد و این نگرانی وجود دارد که موجب شود ویروس از آنتیبادیهای ناشی از واکسن رهایی پیدا کند. طبق مطالعات آزمایشگاهی که توسط این شرکت داروسازی آمریکایی انجام گرفته مشخص شده است: واکسن کروناویروس فایزر/بیو ان تک در برابر سویه جهش یافته این ویروس که در انگلیس و آفریقایجنوبی شناسایی شده و از قابلیت انتقال بالایی برخوردار است، تاثیرگذاری لازم را دارد. مطالعه انجام شده روی نمونه خون افرادی که به آنان واکسن تزریق شده، بدست آمده است. هرچند یافتههای بدست آمده محدود است زیرا مجموعه کامل جهشهای موجود در هر یک از انواع جدید ویروس را که به سرعت در حال گسترش است، مورد بررسی قرار نداده است.
ورود واکسن آمریکایی و انگلیسی به کشور ممنوع است
رهبر معظم انقلاب با تاکید بر اینکه غرب موظف است تحریم علیه ایران را فورا متوقف کند، افزودند: اقتصاد ایران را باید به گونهای قوی کنیم تا سیاستبازیها در آن اثرگذار نباشد. مقام معظم رهبری صبح دیروز در سخنانی تلویزیونی با افتخارآمیز خواندن تولید واکسن کرونا در کشور، گفتند: حضور منطقهای و ثباتآور و افزایش قدرت دفاعی و موشکی ایران ادامه خواهد یافت، در مورد برجام هم ما اصرار و عجلهای برای بازگشت آمریکا نداریم مهم این است که تحریمها باید فوری و کامل برداشته شود.
به گزارش ایرنا از پایگاه اطلاعرسانی دفتر مقام معظم رهبری، رهبر انقلاب اسلامی قبل از بیان مباحث اصلی خود درباره حماسه ۱۹ دی ۱۳۵۶ مردم قم و برخی مسائل روز، از حضور حماسی و خودجوش مردم در تجلیل از سردار شهید حاج قاسم سلیمانی و شهید ابومهدیالمهندس قدردانی و تأکید کردند: این فعالیت خودجوش و حماسهگونه، ناشی از عواطف، بصیرت و انگیزههای عالی مردم بود و روح تازهای در کالبد کشور و ملت دمید.
ایشان همچنین از تجمع بزرگ و شگفتانگیز مردم عراق در بغداد و چند شهر دیگر در سالگرد این دوشهید بزرگ تجلیل کردند و یاد همراهان سردار سلیمانی و ابومهدی و نیز شهدای عراقی همراه را گرامی داشتند. حضرت آیتالله خامنهای همچنین با بزرگداشت یاد شهدای جانباخته کرمان در مراسم تشییع سردار سلیمانی و نیز شهیدان جانباخته در حادثه بسیار تلخ و ناگوار سانحه هواپیمایی در آسمان تهران، از خداوند متعال برای آن عزیزان لطف و رحمت و برای بازماندگان صبر و تسلّا و آرامش مسالت کردند. رهبر انقلاب افزودند: مسئولان نیز در این زمینه وظایفی دارند که به آنها تذکر داده شده است. حضرت آیتالله خامنهای با اشاره به چهلمین روز شهادت دانشمند بزرگ کشور شهید فخریزاده افزودند: دو شخصیت بزرگ علمی که این اواخر از دست دادیم یعنی شهید فخریزاده و آیتالله مصباح یزدی، هر دو در عرصههای کاری خویش، چهرههای برجستهای بودند که باید از میراث ارزشمند آنها مراقبت شود و راه آنان به بهترین وجه ادامه یابد.
رهبر انقلاب در بخش اصلی سخنانشان با تاکید بر تاثیر تعیینکننده قیام ۱۹ دی ۱۳۵۶ مردم قم، نگهبانی و حراست از یاد این حادثه و نیز مضمون عمیق آن را ضروری برشمردند. ایشان افزودند: قیام ۱۹ دی از نقاط اوج حیات ملت ایران است چرا که عزم، اراده و بصیرت ملت را نشان میدهد. بنابراین باید یاد آن زنده و پُر نشاط بماند و راه آینده را روشن کند.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به تلاش دستهای خائن و تحلیلگران مغرض برای تغییر مضمون و محتوای حوادث بزرگ ملتها در جهت منافع قدرتهای بزرگ گفتند: با گسترش وسایل ارتباط جمعی، امکان تغییر مضمون اینگونه حوادث بیشترشده است. ایشان تحریف واقعیت رویدادهای مهم کشورها و جهان، آن هم با زبان و قلم اشخاص و نویسندگان معروف را از کارهای مهم دستگاههای جاسوسی و امنیتی برشمردند و با اشاره به کتابی که در زمینه اینگونه فعالیتهای سازمان سیا منتشر شده است، افزودند: این کتاب نشان میدهد که سیا چگونه با تسلط بر مطبوعات و رسانههای بزرگ آمریکایی و حتی اروپایی، حوادث را تحریف و تفسیرهای تامین کننده منافع آمریکا را به افکار عمومی القا میکند.
رهبر انقلاب در تبیین ضرورت نگهبانی از مضمون قیام ۱۹ دی ۱۳۵۶ مردم قم افزودند: حادثه قم به این شهر منحصر نماند و با الگوسازی و گسترش به دیگر شهرها، زمینهساز پیروزی انقلاب عظیم مردم ایران شد، بنابراین باید از مضمون آن بهخوبی مراقبت کرد.
حضرت آیتالله خامنهای، خشم متراکمشدهی مردم نسبت به رژیم دیکتاتور، فاسد و وابسته پهلوی را یکی از دو مضمون اصلی قیام ۱۹ دی دانستند و افزودند: این حرکت تعیینکننده، اساساً دینی بود چرا که بر رهبری، بیانیهها، سخنان و درسهای امام خمینی(ره) به عنوان مرجع تقلید متکی بود و ایشان هم از روز اول قیام در سال ۱۳۴۱، مردم را بر اساس مبانی دینی رهبری و هدایت میکرد.
رهبر انقلاب اسلامی، مضمون دوم قیام ۱۹ دی ۱۳۵۶ را «ضدّ آمریکایی و ضدّ استکباری» خواندند و یادآوری کردند: چند روز قبل از آن قیام، رئیسجمهور وقت آمریکا در تهران حمایت صددرصدی خود را از رژیم منحط، مستبد و وابسته پهلوی اعلام کرده بود، بنابراین حرکت مردم قم علیه رژیم پهلوی یک حرکت ضد آمریکایی هم بود.
ایشان در جمعبندی این بخش از سخنانشان گفتند: قیام دینی و ضدآمریکایی ۱۹ دی در واقع اولین ضربه تبر ابراهیمی بر پیکر بت بزرگ به حساب میآید، ضرباتی که تا امروز ادامه یافته است. رهبر انقلاب با اشاره به اوضاع در هم ریخته بت بزرگ استکبار افزودند: «افتضاح انتخاباتی»، «حقوق بشری که هر چند روز یک سیاهپوست قربانی آن میشود»، «بر ملا شدن ماهیت ارزشهای ادعایی آمریکا که موجب تمسخر دنیا حتی دوستان آمریکا شده»، «اقتصاد فلج»، و «دهها میلیون بیکار و گرسنه و بیخانمان» نشان دهنده اوضاع نابسامان آمریکا است که البته عجیب نیست، اما عجیب این است که عدهای هنوز آرزو و قبلهشان آمریکا است. حضرت آیتالله خامنهای افزودند: عدهای خیال میکنند که اگر با آمریکا آشتی کردیم، کشور بهشت بَرین میشود. این افراد باید به ایران قبل از انقلاب نگاه کنند که چگونه حمایت آمریکا باعث جلوگیری از پیشرفت کشور، گسترش فقر اقتصادی و علمی و رواج فساد و بیبندوباری فرهنگی شد. ضمن اینکه امروز هم اوضاع رژیمهایی که در منطقه قربانصدقه آمریکا میروند، بر همه روشن است.
رهبر انقلاب، بازگشت به سلطه جهنمی قبل از انقلاب را هدف اصلی آمریکاییها در فشارهای ۴۲ ساله بر ایران دانستند و افزودند: فرق آمریکا با برخی اروپاییها در این است که آمریکاییها به علت سابقه سلطه قبلی خود بر ایران و منطقه، دنبال تکرار آن وضع هستند و باید همه در مقابل این هدف شوم هوشیار باشند.
حضرت آیتالله خامنهای با اشاره سخنان صریح یک کارشناس معروف آمریکایی گفتند: آمریکاییها تا هنگامی که بر منطقه سلطه نیابند، منافع خود را در ایجاد بیثباتی در ایران، عراق، سوریه، لبنان و دیگر کشورهای منطقه جستجو میکنند که این هدف را گاهی با کارهایی شبیه فتنه ۸۸ در ایران و گاهی با تشکیل داعش پیگیر میشوند.
ایشان با اشاره به حوادث روزهای اخیر در آمریکا مانند حمله به کنگره و فرار نمایندگان از تونلهای مخفی افزودند: آنها در فتنه ۸۸ به دنبال ناامنی و ایجاد آشوب و جنگ داخلی در ایران بودند که موفق نشدند و خداوند همین مساله را در سال ۹۹ بر سر خودشان آورد.
حضرت آیتالله خامنهای در بخش دیگری از سخنانشان در خصوص مسئله تحریم تاکید کردند: جبهه غرب و دشمنان موظفند حرکت خباثتآمیز تحریم علیه ملت ایران را که واقعاً یک خیانت، جنایت و دشمنی بیجهت علیه مردم است، فوراً متوقف کنند و همه تحریمها را بردارند.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: البته بارها تأکید کردهایم که باید اقتصاد را با فرض برداشتهنشدن تحریمها جوری برنامهریزی کنیم تا کشور به خوبی اداره شود و با رفتن و آمدن تحریم و با بازیگریهای دشمن دچار مشکل نشود که این کار با اتکا به ظرفیتهای داخلی و اجرای سیاستهای اقتصاد مقاومتی ممکن است. اگرچه تحریمها نیز به تدریج در حال بیاثر شدن هستند. حضرت آیتالله خامنهای خاطرنشان کردند: بنابراین این حرف طرف مقابل که فلان کار را بکنید یا نکنید، بیخود است و تحریمها که خیانت و جنایت در حق ملت است، باید برداشته شود.
رهبر انقلاب اسلامی، معنا و منطق حضور منطقهای ایران را تقویت دوستان و طرفداران جمهوری اسلامی خواندند و گفتند: حضور جمهوری اسلامی در منطقه «ثباتآفرین» و موجب رفع بیثباتی است همچنانکه در سوریه و عراق این واقعیت را همه دیدند. بنابراین، این حضور، قطعی است و باید وجود داشته باشد و خواهد داشت. حضرت آیتالله خامنهای با یادآوری تجربه تلخ ناتوانی کشور در مقابل حملات هوایی صدام خاطرنشان کردند: ایران آن روزها در مقابل موشکباران و بمباران تهران و شهرهای مختلف ناتوان و بیدفاع بود و جمهوری اسلامی حق نداشت کشور را در آن شرایط نگه دارد.
ایشان با یادآوری نمونههایی از قدرت دفاعی امروز ایران مثل ساقط کردن پرنده متجاوز آمریکایی در آسمان ایران و یا در هم کوبیدن پایگاه عینالاسد گفتند: دشمن در مقابل این واقعیتها ناگزیر است قدرت و تواناییهای دفاعی ایران را در محاسبات و تصمیمات خود در نظر بگیرد.
رهبر انقلاب اسلامی در بخش دیگری از سخنانشان به مسئله برجام اشاره کردند و گفتند: این بحث را مطرح میکنند که آمریکا به برجام برگردد یا برنگردد؟ جمهوری اسلامی هیچ اصرار و عجلهای برای بازگشت آمریکا به برجام ندارد، بلکه مطالبه منطقی ما رفع تحریمها و بازگرداندن حق غصبشده ملت است که این وظیفه آمریکا و اروپاییهای دنبالهرو آن است. حضرت آیتالله خامنهای افزودند: اگر تحریمها برداشته شد بازگشت آمریکا به برجام معنا میدهد البته مسئله خسارتها که جزو مطالبات ما است در مراحل بعدی دنبال خواهد شد، اما بدون رفع تحریمها بازگشت آمریکا به برجام حتی ممکن است به ضرر کشور هم باشد.
ایشان خاطرنشان کردند: در این موارد به مسئولان در قوای مجریه و مقننه گفته شده که با دقت و رعایت کامل ضوابط پیش بروند.
رهبر انقلاب اسلامی تصمیم مجلس و اقدام دولت برای کاهش بخش دیگری از تعهدات برجام را کاملاً درست و عقلانی دانستند و گفتند: عمل کردن جمهوری اسلامی به همه تعهدات خود در شرایطی که طرف مقابل به همه تعهدات خود عمل نمیکند، بیمعنی است.
ایشان افزودند: البته اگر آنها به تعهدات خود بازگردند ما نیز برمیگردیم، همچنانکه بنده از ابتدای برجام گفتم اقدامات باید به صورت متناظر و «کار و تعهد آنها در مقابل کار و تعهد ما» باشد که البته این، اولِ کار انجام نگرفت اما اکنون باید انجام شود. موضوع دیگری که رهبر انقلاب اسلامی به آن اشاره کردند، منافات نداشتن بهکارگیری جوانان با انگیزه و کاربلد، با استفاده از افراد کارکشته و با تجربه بود. ایشان به پخش بخشی از سخنانشان در یک برنامه تلویزیونی که در صدر آن بر روی کار آمدن «دولت جوان حزباللهی» و در ادامه بر استفاده از افراد با تجربه تاکید شده بود، اشاره کردند و گفتند: این دو مورد با هم منافاتی ندارد، بنده از قدیم به تکیه به نیروهای جوان اعتقاد راسخ داشتهام به این معنی که به آنها اعتماد و در برخی مدیریتهای مهم کشور از آنها استفاده، و از ابتکار، انگیزه و نشاط آنها استقبال شود. رهبر انقلاب اسلامی گفتند: باید از کار، روحیه و خلاقیت جوانان و بچههای کشور حداکثر استفاده بشود اما این به معنای حذف و کنار گذاشتن نسل قبل نیست، بلکه بر حسب اقتضا، یکجا مدیریتِ جوان و یکجا مدیریت فرد مجرّب و کارکشته لازم است همچنانکه در زمان امام بزرگوار نیز همینطور بود. البته در خصوص دولت جوان حزباللهی در ایام نزدیک انتخابات سخن خواهیم گفت.
حضرت آیتالله خامنهای با اشاره به شهید سرافراز سردار سلیمانی افزودند: البته بعضی از افراد میانسال هم مثل جوانان هستند. شهید سلیمانی در حدود ۶۰ سالگی از هیچ چیز نمیترسید و تحرّک، تلاش و فعالیتهای متراکم او اعجابآور بود. رهبر انقلاب در بخش پایانی سخنان خود با اشاره به مسئله کرونا از وزارت بهداشت و دستاندرکاران تولید واکسن آزمایششده برای مقابله با کرونا، تشکر کردند و این واکسن را مایه افتخار و عزت کشور خواندند و با انتقاد از افرادی که هر کار بزرگ در کشور را انکار میکنند، به سوابقی از این انکارها در مقابل پیشرفتهای علمی اشاره و خاطرنشان کردند: سالها قبل وقتی جوانان کشور دستگاههای سانتریفیوژ را درست کرده بودند، عدهای نامه نوشتند که مبادا فریب این ادعاها را بخورید، همچنین پس از موفقیت مرحوم کاظمی و جوانان همکار او در سلولهای بنیادی پیغامهای مشابهی داده شد اما آن پیشرفتها واقعاً قابل باور بود و پس از آن نیز پیشرفتها ۱۰ برابر شد. حضرت آیتالله خامنهای در ادامه، ورود واکسن آمریکایی و انگلیسی به کشور را ممنوع اعلام کردند و گفتند: آمریکاییها اگر توانسته بودند واکسن تولید کنند این افتضاح کرونایی در کشورشان بهوجود نمیآمد که در یک روز حدود چهار هزار نفر تلفات داشته باشند. ضمن اینکه اساساً به آنها اعتمادی نیست و گاهی این واکسنها برای آزمایش بر روی ملتها است. ایشان افزودند: البته با سابقهای که فرانسویها در قضیه خونهای آلوده دارند، به آنها هم خوشبین نیستم، اما تهیه واکسن از کشورهای دیگر هیچ مشکلی ندارد.
رهبر انقلاب اسلامی با تاکید بر لزوم استمرار مراقبتهای بهداشتی مردم و انجام وظایف مسئولان برای مقابله با کرونا گفتند: برخی تجربههای خوب، موفق و امتحانپس داده دارویی در زمینه کرونا وجود دارد که مسئولان هم آنها را تصدیق میکنند، این موارد نباید انکار شود بلکه باید مورد بررسی قرار بگیرد.
حضرت آیتالله خامنهای در پایان خطاب به ملت ایران، مردم قم و حوزه علمیه معظّم خاطرنشان کردند: دیروز ملت ایران در سایه اتحاد، عزم راسخ، دینداری، حضور بهنگام و مجاهدت توانست با رقم زدن این انقلاب عظیم، مسیر تاریخ دنیا و بشر را تغییر دهد و امروز نیز ملت با تواناییها و تجارب و امکانات بیشتر میتواند بر همه موانع در زمینه مسائل اقتصادی مثل تولید و ارزش پول ملی و در زمینه مسائل فرهنگی، سیاسی و نظامی فائق آید.
|پیام ما| اصفهان: بسیار ناسالم، تهران: ناسالم برای همه، اهواز: ناسالم برای همه. این فهرست دنبالهدار است و بسیاری از ایستگاههای اصفهان، تهران و خوزستان را در بر میگیرد. صبح جمعه، طبق پیشبینیها درباره پایداری هوا، اهالی این شهرها در حالی در وضعیت قرمز نفس کشیدند که با توجه به قانون هوای پاک، شهر در وضعیت اضطرار بود و یا باید تعطیل میشد، یا محدودیتهای شدیدتر بر آنها اعمال میکردند. اما روزی عادی آلودهای بود، مثل باقی روزهای زمستانی در کلانشهرها.
آلودگی طولانی هوای در اصفهان و خوزستان، خبر تکراری محیطزیست در هفته گذشته بود و استفاده از سوختهای غیراستانداردی چون مازوت را به صدر اخبار آورد. اما این تمام ماجرا نیست. بیتوجهی به قانون هوای پاک از سوی دستگاهها، زخم روی زخم آلودگی است. قانون هوای پاک در سال ۱۳۹۶ به تایید مجلس و شورای نگهبان رسید و اکنون پس از گذشت سه سال از تصویب آن، دستگاههای مختلف وظایف قانونی خود را نادیده گرفتهاند. مثل وزارت صنعت، معدن و تجارت که برای منافع خودروسازان و موتوسیکلتسازان اجرای چندین بند از قانون هوای پاک را به تعویق انداخت یا لغو کرد. این در حالی است که بر اساس ۳۴ ماده قانون هوای پاک، دستگاههای مختلف اجرایی در کشور از جمله وزارت کشور، وزارت نفت، وزارت نیرو، نیروی انتظامی، شهرداری، صداوسیما و.. کلف شدهاند که به تناسب وظایف خود، اقداماتی برای کنترل آلودگی هوا در کشور اجرایی کنند.
مازوت، تاییدها و تکذیبها
براساس سیاهه انتشار شهر تهران سهم منابع متحرک در آلودگی هوا ۶۰ درصد و سهم منابع ثابت حدود ۴۰ درصد است اما ایسنا گزارش داده است که بهدنبال آلودگی شدید هوا روزهای اخیر در برخی از کلانشهرهای کشور از جمله تهران، اصفهان، اراک، تبریز و… بسیاری از کارشناسان بر سهم منابع ثابت بر آلودگی هوا در این نقاط تاکید کردهاند چرا که نشانههایی از مصرف سوختهای غیراستاندارد مثل مازوت یا گازوئیل پرگوگرد در صنایع و نیروگاهها تهران دیده میشود و حتی استفاده از مازوت در برخی نیروگاهها از جمله شازند اراک و نیروگاه طوس در استان خراسانرضوی تایید شده است.
سهم منابع متحرک
نقش نیروگاهها و صنایع در آلودگی هوا تا جایی پیش رفته که حتی به گفته برخی مسئولان محیطزیست، سهم منابع ثابت و متحرک در آلودگی هوای تهران برعکس شده، هرچند عموما در سالهای اخیر سهم منابع متحرک مانند خودروها در آلودگی هوا بسیار بیشتر از سهم منابع ثابت مانند نیروگاهها و صنایع عنوان شده است. به طور کلی طبق گفته کارشناسان، ۷۵ تا ۸۵ درصد آلودگی هوای تهران مربوط به منابع متحرک؛ یعنی خودروها، موتورسیکلتها و سایر وسایل نقلیه است که در میان آنها موتورسیکلتهای فرسوده بیشترین سهم را در آلودگی هوای تهران دارند. همچنین بر اساس جدیدترین مطالعات، ۴۰ درصد آلودگی شهر تهران مربوط به خودروهای فرسوده است.
پیش از این ر شینا انصاری، مدیرکل محیطزیست و توسعه پایدار شهرداری تهران، بر لزوم اجرای مصوبات قانون هوای پاک از سوی دستگاههای متولی تاکید کرد و گفت که از رده خارج کردن خودروهای فرسوده، تولید و عرضه سوخت استاندارد، ارتقای استاندارد خودروهای نو، تجدید و توسعه ناوگان حملونقل عمومی، تبیین شرایط اضطرار آلودگی هوا، پایش و کنترل آلودگی صنایع، رفع آلایندگی موتورخانهها و سامانههای احتراق خانگی، بیابانزدایی و مقابله با گردوغبار، توسعه انرژیهای تجدیدپذیر و ایجاد شعب تخصصی رسیدگی به تخلفات محیطزیستی در مراجع قضایی از مهمترین مواردی است که در قانون هوای پاک مطرح شده، اما با وجود گذشت سه سال از ابلاغ قانون هوای پاک، محورهای این قانون با اولویت از جانب دستگاههای متولی پیگیری نشده است.
نقش خودروسازان در آلودگی هوا
واردکنندگان خودرو پیش از ممنوعیت واردات این کالا، به ازای واردات هر دستگاه خودرو، چهار تا هشت دستگاه خودروی سواری فرسوده را از رده خارج میکردند، اما بعد از ممنوعیت واردات خودرو در تیر ماه سال ۱۳۹۷، گواهیهای اسقاط در مراکز اسقاط خودرو نیز بیمشتری ماند. از طرف دیگر مصوبه دولت که براساس آن از سال ۱۳۸۷ خودروسازان باید ۳۰ درصد از تولیدشان را جایگزین خودروهای فرسوده کنند هم بر اساس مصوبه مهر ماه سال ۱۳۹۶ هیات وزیران حذف شده است.
در چنین شرایطی، به گفته رئیس هیئت مدیره انجمن صنفی کارفرمایی مراکز اسقاط و بازیافت خودروهای فرسوده، تا سال ۱۴۰۴ تعداد خودروهای فرسوده در کشور به هشت میلیون دستگاه میرسد و با توجه به اینکه در سال گذشته تنها ۸۰۰۰ دستگاه خودروی فرسوده اسقاط شده، اگر همین روند ادامه پیدا کند، اسقاط این هشت میلیون خودروی فرسوده سالیان سال طول میکشد.
او مهمترین مشکل صنایع اسقاط را خودروسازان داخلی دانست که از سال ۱۳۸۸ موظف بودند ۳۰ درصد گواهی اسقاط کشور را مصرف کنند، اما هیچ وقت زیر بار آن نرفتند و حالا هم راهحل اصلی سرعت بخشیدن به اسقاط خودروهای فرسوده و در نتیجه کاهش آلودگی هوا مربوط به آنها است؛ به طوریکه فعالان این حوزه پیشنهاد میکنند که خودروسازان داخلی ملزم شوند در اولین سال تصویب قانون که در حال حاضر در کمیسیون صنایع مجلس در دست بررسی است، معادل ۲۰ درصد تولید خود، خودروی فرسوده اسقاط کنند؛ یعنی اگر ۱۰۰ خودرو شمارهگذاری کردند، ۲۰ خودرو اسقاط کنند. اما این رقم در مدت ۹ سال باید به ۱۰۰ درصد برسد؛ یعنی هر سال ۱۰ درصد به این رقم اضافه شود.
مصوبات فراموششده
اجرای برخی مصوبات قانون هوای پاک که طبق آن شمارهگذاری موتورسیکلت بنزینی منوط به اسقاط یک دستگاه موتورسیکلت و شمارهگذاری هر سه خودروی دیزلی یورو ۵ منوط به اسقاط یک یا چند خودروی دیزلی با ظرفیت گواهی اسقاط مشابه است، با نظر وزارت صنعت، معدن و تجارت (صمت) بعد از یک سال تاخیر، تازه از سال گذشته آغاز شد؛ هرچند به دلیل فراهم نبودن زیرساختهاس اسقاط موتورسیکلت و ایرادات فراوان در سامانه ستاد مدیریت حملونقل و سوخت، از سال گذشته تاکنون حتی یک گواهی اسقاط موتورسیکلت صادر نشده است. این موضوعی است که معاون محیطزیست انسانی بارها درباره آن به وزارت صمت گلایه کرده است.
وزارت نفت و عرضه سوخت استاندارد
اصرار به استفاده از سوخت مازوت به بهانههای مختلف در حالی است که بر اساس ماده ۱۸ قانون هوای پاک، وزارت نفت مکلف شده است که سوختهای تولیدی در کشور از جمله بنزین، نفت گاز، نفت کوره و نفتسفید را مطابق با استانداردهای ملی مصوب (یورو۴) عرضه کند اما نهتنها از سوخت آلاینده مازوت در برخی نقاط کشور استفاده میشود بلکه به گفته انوشیروان محسنی بندپی، استاندار تهران صنایع در استان تهران از سوخت گاز و گازوئیلی استفاده میکنند که حداقل ۵۰ درصد آن از استانداردهای یورو ۴ برخوردار است این درحالیاست که وزارت نفت مکلف به عرصه تمامی سوختهای تولیدی در کشور براساس استانداردها یورو ۴ است. البته این موضوع در روزهای گذشته بارها رد و تایید شده است.
نیروی انتظامی و قانون
یکی از دستگاههایی که نقش مهمی در اجرای قانون هوای پاک دارد نیروی انتظامی است. این قانون اختیارات لازم را به نیروی انتظامی برای برخورد با منابع آلاینده متحرک چون خودروهای سبک، سنگین، نیمهسنگین و موتورسیکلت داده و در ماده ۶ قانون هوای پاک تاکید شده است که نیروی انتظامی موظف به جریمه و حتی متوقف کردن وسایل نقلیه آلاینده و فاقد معاینهفنی است. درحالی منابع متحرک آلاینده از جمله خودروهای دیزلی، موتورسیکلتها، خودروهای شخصی و… یکی از مهمترین عوامل ایجاد ذرات معلق کمتر از ۲.۵ میکرون – مهمترین عامل آلودگی هوا در نیمه دوم سال – هستند که در حال حاضر خودروهایی که معاینهفنی ندارند فقط در تهران و چند کلانشهر دیگر جریمه میشوند و سایر شهرها موضوع معاینه فنی را روی خودروهای مختلف چک نمیکنند.
از سویی دیگر نیروی انتظامی که خود مسئول اجرای قانون هوای پاک است از آبانماه امسال طرح ترخیص موتورسیکلتهای رسوبی از پارکینگها و توقفگاهها را اجرایی کرده است و در حالی هزاران موتورسیکلت رسوبی به چرخه حمل و نقل باز میگردند که سازمان حفاظت محیطزیست معتقد است که ۹۰ درصد موتورسیکلتهای رسوبی در پارکینگها فرسوده هستند و باید اسقاط شوند همچنین براساس اطلاعات سیاهه انتشار شهر تهران سهم موتورسیکلتها در تولید آلایندههای گازی حدود ۲۱ درصد و در تولید ذرات معلق ۱۰ درصد است. علاوه بر اینها هر ۱۰ موتورسیکلت کاربراتوری در هر کیلومتر به اندازه یک اتوبوس دیزلی قدیمی، ذرات معلق – که عامل اصلی آلودگی هوا است – تولید میکند.
ابطال ماده ۸ قانون هوای پاک
ماده ۸ قانون هوای پاک تمامی مالکان وسایل نقلیه موتوری را موظف کرد که وسیلهنقلیه خود را پس از رسیدن به سن فرسودگی از رده خارج کنند. این ماده مهم اما در تیر ماه امسال بر اساس استعلام دیوان عدالت اداری از شورای نگهبان، ابطال شد چرا که اساس نظر فقهای این شورا، تعیین سن فرسودگی برای خودروها خلاف شرع است.
تعویق دو ساله در ارتقای استاندارد خودروها
از سویی دیگر بر اساس ماده ۴ قانون هوای پاک مقرر شد که تولید انواع وسایل نقلیه موتوری و واردات آنها مستلزم رعایت حدود مجاز انتشار آلایندهها – که از سوی سازمان حفاظت محیطزیست اعلام میشود – باشد. این یعنی خودروسازان با توجه به اعلام سازمان حفاظت محیطزیست تولیدات خود را باید مطابق با استانداردهای آلایندگی یورو۵ کنند. متاسفانه بهدلیل مانعتراشیهای خودروسازان اجرای این ماده از قانون هوای پاک تا امسال بهتعویق افتاده است و حتی متاسفانه امسال نیز تعدادی از خودروها بر اساس مجوز سازمان حفاظت محیطزیست و موافقت هیات دولت، برخلاف قانون هوای پاک با استاندارد یورو ۴ شمارهگذاری شدند.
امن کردن، تبعیدگاه هوایی شهرها
سارا از پل عابر میترسد. پل عابر نرسیده به خیابان بهشت، برایش جهنم است. پل که اسکلتش چفت خیابان خیام است، عموما پاتوق معتادان بود. سارا یکبار وقتی که دانش آموز دبیرستانی بود برای درس خواندن راهی کتابخانه پارک شهر شده بود، از این پل عبور کرده بود. قرار گرفتن درفاصله چند قدمی با مصرف کنندگان مواد مخدر برای سارا ترسناک بود. بعد از آن هربار که او قرار بود از خیابان رد شود، ترجیح میداد، چشم بسته از عرض خیابانی بگذرد که ماشینها برای رسیدن به مقصد در آن مسابقه گذاشته بودند. سارا یکی از چند صد دختر و پسری است که از پل عابر میترسند، مثل محسن، روسری فروش خیابان میرعماد. او هم یکی از چند صد پسری است که یکبار هنگام عبور از پل عابر اتوبان خیابان سیدخندان، وقتی تاریکی خودش را پهن پل کرده بود، خفت شد. او با خودش وعده کرد که پل عابر را در شهر نادیده بگیرد. سازهای که نیم قرن پیش برای اولین بار در تهران ساخته شد و کسی گمان نمیکرد، روزی از آن به عنوان تونل وحشت یاد شود.
خبر ناامنی پلهایعابرپیاده، بارها به گوش مسئولان رسیده است، مسئولان سازمان زیباسازی که از اصلیترین متولیان پلهای عابرپیادهاند، پیشتر وعده داده بودند، که برای استفاده از پلهایعابر در شب زمان مشخصی تعیین شود. مرداد 96، عیسی علیزاده، مدیرعامل وقت سازمان زیباسازی شهر تهران به بسته شدن پلهایعابرپیاده از ساعت 11 شب به بعد اشاره کرده بود و گفته بود که در برخی از مناطق به دلیل میزان آسیبهای اجتماعی مانند کارتنخوابی، تعرض، خفت گیری و غیره مناطق اقدام به بستن پلهایعابرپیاده میکنند. کمبود دید در پلهایعابر به دلیل محبوس شدن با تابلوها و بیلبوردهای تبلیغاتی، یکی دیگر از مصادیق ناامن شدن این سازههای شهری بود. برزین ضرغامی، مدیرعامل فعلی سازمان زیباسازی شهر تهران از نصب یک طرفه تابلوها و بیلبوردهای تبلیغاتی خبر داد.
زمان، مهمترین دغدغه فعالان شهری
با این حال اما هنوز امنیت به پلهایعابرپیاده بازنگشته است، خصوصا در این روزها که اتوبانها و معابر تهران تاریک شدند و خیابانها بعد از محدودیتهای کرونایی خلوت. شورای شهر تهران بر همین اساس در یک طرح یک فوریتی، شهرداری تهران را ملزم کرده تا لایحهای برای ایمن کردن پلهایعابرپیاده به صحن شورای شهر تهران ارسال کند. طرحی که فوریت آن هفته پیش به تصویب رسید. لایحهای که البته بسیاری از کنشگران شهری به ارسال آن خوشبین نیستند. بعد مالی و درآمدی شهرداری تهران و دیگری زمان ارائه طرح با توجه به اینکه از عمر مدیریت شهری بیشتر از 7 ماه باقینمانده است، کنشگران شهری را از ارسال این لایحه ناامید کرده است. کریم آسایش، کنشگر شهری در اینباره به روزنامه «پیامما» میگوید: «به نظر نمیرسد که این طرح اثری در حال حاضر داشته باشد، زیرا برای هر مصوبه در شورا ممکن است یک تا سه ماه، یا نهایت ششماه دستورالعمل بیاید.» زهرا نژاد بهرام، عضو هیات رئیسه شورای شهر تهران این طرح را در راستای مصوبهای میداند که در شورای شهر قبلی آنچنان که باید عملیاتی نشد: « عملیاتی شدن چارچوبها و الزامات مصوبه اندکی با تاخیر مواجه شده بود. در دوره ما مصوبه قبلی تا حدودی عملیاتی شد اما کامل نبود. فوریت این طرح درباره رفع نواقص مصوبه قبلی و تکمیل شدن آن است، اکنون آن مصوبه اجرا میشود، یعنی ما تمام تابلوهای تبلیغاتیمان یکطرفه است و همه از سطح پلعابرپیاده و سطح بالای آن فاصله دارد.»
نور استاندارد در پلهای عابرپیاده تامین شود
یک طرفه بودن، تبلیغات پلهایعابرپیاده اما رفع کننده مشکل نیست، مژگان انصاری، مدیرعامل مجمع کنشگران شهری هم ساخت و عضو داوطلب باهمستان یکی از افرادی است که چند سال پیش طرحی برای ایمنسازی و ایجاد امنیت در پلهایعابرپیاده به شورا و شهرداری ارائه داده بود اما به گفته خودش به دلیل بروکراسی اداری طرح در تهران اجرا نشد اما در عوض بعد از تصویب شورای شهر شیراز در این شهر به مرحله آزمون و خطا رسیده است. او به روزنامه «پیامما» میگوید:«اینکه تبلیغات در پلهایعابر یک طرفه باشد کمکی به دید نمیکند، زیرا دید سواره و پیاده از سمتی است که تابلو در جلوی پل قرار گرفته است، از طرف دیگر فاصله 70 تا 90 سانتی از کف تنها به زانوی افراد میرسد. در شیراز مصوب کردند که ارتفاع تبلیغات 50 سانتیمتر بیشتر از کف یا عرشه پل بالاتر نیاید.» او میگوید، پیمانکاران شهری که مسئولیت تبلیغات این پلها گاهی به عهده آنهاست عموما به این فاصله راضی نمیشدند: «ما در طرح پیشنهاد دادیم که در وهله اول تمام تبلیغات محیطی پلهایعابرپیاده حذف شوند، اگر نشد، ارتفاع آنها بین 50 تا 70 سانتیمتر پایین بیاید و در وهله آخر آنها بالای پلها نصب شوند.» نورپردازیهای پلهایعابر مساله دیگر این سازههای شهری است: «روی پلها عمدتا دیده نمیشوند، وقتی هم که تبلیغات با پروژکتور روی آنها نصب شده باشد، عموما سایه ایجاد میکنند. آنچه در طرح ما قید شده بود، نورپردازی پل باید در طول شب طبق استاندارد جهانی یعنی حدود 50 لوکس از دو طرف گذرگاه جهت جلوگیری از سایهاندازی بود.»
پلهای عابر برچیده شوند
سولماز حسینیون، دکترای تخصصی طراحی شهری، دانشگاه ملبورن استرالیا هم بهترین راه استفاده از تبلیغات در پلهایعابرپیاده را آویزان کردن بیلبوردها در پلهایعابر میداند و یک طرفه کردن را برای عابر یا خودرویی که تابلوی تبلیغات مقابل اوست، موثر نمیداند. حسینیون به روزنامه «پیامما» میگوید: که در اکثر کشورهای دنیا نباید تقاطع غیرهمسطح وجود داشته باشد: «در اکثر کشورهای پیشرفته که شعار شهری برای همه و شهر انسان محور میدهند، خودرو باید سرعت خودش را برای عبور شهروندان کاهش دهد، نبود این تقاطعهای غیرهمسطح هم زیرگذر و هم پلعابر شاید اولین قدم برای ایجاد امنیت خیابانها باشد. با همین دیدگاه شاید باید بسیاری از پلهایعابرپیاده را جز آنهایی که در بزرگراهه هستند را حذف کرد.» او البته معتقد است که فارغ از مساله امنیت، ایمنی و دسترس پذیری برای پلهایعابرپیاده نیز اهمیت بالایی دارد: «به جرات میتوانم بگویم که پلهای عابرپیاده برای 60 درصد از افراد جامعه قابل استفاده نیست، چون استاندارد نیستند، فردی که کالسکه دارد، چرخ خرید دارد یا حتی دوچرخه نمیتواند از روی پل رد شود.» از نظر او لایحه شهرداری باید به وجهه دسترسپذیر کردن پلها هم توجه ویژه داشته باشد.
طرح شورا تنها شهرداری را ملزم با ارائه لایحه کرده است، شاید هم به قول عضو شورا تکمیل مصوبه قبل. هنوز از لایحه تازه و زمان ارسال آن خبری نیست، سارا و محسن هنوز تمایلی به استفاده از پلعابرپیاده ندارند، پلهایعابر هنوز تاریکند و بسیاری هنوز آنها را به تونل وحشت تشبیه میکنند.
| پیام ما |پانزدهمین اجلاس جهانی میراث ناملموس یونسکو، در حالی آذر امسال و به صورت مجازی برگزار شد که رهآوردش برای ایران و کشورهای همسایه، ثبت جهانی آیین زیارت دِیر تادئوس مقدس و هنر مینیاتور بود. نمایندگان میراثی کشور البته تنها توانستند برای نیمی از پروندههای مشترک ارائه شده، نظر کارشناسان اجلاس جهانی را جلب کنند و هنر ساختن و نواختن عود و جشن مهرگان، از این رقابت فرهنگی جا ماندند و البته آیینهایی از سوی کشورهای دیگر به ثبت رسید که در ایران هم ریشه داشت اما به نام دیگران ثبت شد. مثل جشن انار.
ثبت جهانی «آیین زیارت صومعهتادئوس» به صورت مشترک با ارمنستان، ثبت «هنر نگارگری ایرانی» به صورت مشترک با آذربایجان و ترکیه و ازبکستان؛ این اما پایان ماجرای ثبتهای جهانی پانزدهمین اجلاس میراث ناملموس یونسکو نبود. در این اجلاس پروندههایی که آیینها و سنتهای قدیمی ایرانی، از سوی کشورهای دیگر جهانی شدند و نامی از ایران برده نشد. مثل ثبت جهانی «جشن انار» از سوی جمهوری آذربایجان که بسیاری آن را شوک جهانی امسال دانستند و اینطور تفسیر شد که شاید شیوع کرونا و برگزاری اجلاس به صورت مجازی و کمخبری از این اتفاق، آن را از دیدهها پنهان کرده است.
درباره انار
ایسنا در گزارشی نوشته است که به نظر میرسد همسایه شمالی ایران، به میراثفرهنگی کشورمان چشم دوخته است؛ شاهد این ادعا اقدام جمهوری آذربایجان است که «ناربایرامی، جشن و فرهنگ سنتی انار» (Nar Bayrami, traditional pomegranate festivity and culture) را به نام خود ثبت و آن را بخشی از هویت فرهنگی خود معرفی کرد. برای جشن انار که از کهنترین، فراگیرترین و باشکوهترین آیینهای فرهنگی ایران است که در تاریخ ریشه دارد و در سراسر کشور برگزار میشود، انار از نمادینترین میوهها در ایران است و عنصر جداییناپذیر جشن یلدا به شمار میرود.
این نخستینبار نیست که کشور همسایهمان دست به چنین کاری میزند؛ چون جمهوری آذربایجان قبلا هم «هنر ساختن و نواختن تار» (Craftsmanship and performance art of the Tar, a long-necked string musical instrument) را در سال ۲۰۱۲ به نام خود ثبت کرد و اعتراضات هنرمندان هم راه به جایی نبرد.
ثبت تلخ ابر و باد
ترکیه هم در سال ۲۰۱۴ هنر «ابریسازی» (یا همان هنر ابر و باد امروزی) را با نام «ابرو» (Ebru, Turkish art of marbling) به عنوان یک هنر تُرکی در فهرست ناملموس یونسکو ثبت کرد. «ابریسازی» یا ابر و باد در ایران ریشهای عمیق و کهن دارد و شاهکارهایی از هنر ابریسازی در کتابخانهها و مراکز اسناد خطی در ایران موجود است، اما ترکیه این هنر ایرانی را به نام یک هنر تُرکی در یونسکو ثبت کرد و تا کنون نهادهای متولی و مسوول در ایران برای این میراث نیز کاری از پیش نبردهاند. البته برخی کارشناسان معتقدند که برای اعاده حیثیت فرهنگی ایران، لازم است نهادهای مسئول برای ثبت جهانی «ابریسازی» اقدام کنند و آب رفته را به جوی برگردانند.
دو روی سکه ثبتِ مینیاتور
امسال «هنر مینیاتور» تحت عنوان Art of miniature با مشارکت آذربایجان، ایران، ترکیه و ازبکستان (براساس ترتیب کشورها در پرونده) در پانزدهمین اجلاس میراث ناملموس یونسکو ثبت شد. ثبت هنر مینیاتور، برای هنرمندان و فرهنگ دوستان و عموم ایرانیان اتفاقی شیرین بود، اما این اتفاق به ظاهر شیرین، حقایقی تلخ هم پشت پرده دارد.
بررسی مدارک و مستندات ارسالی کشورهای ترکیه و آذربایجان که ضمیمه پرونده مینیاتور است، نشان میدهد که در سال ۲۰۱۸ کشور ترکیه به آذربایجان پیشنهاد کرده هنر مینیاتور را مشترکاً ثبت کنند. از این اسناد و مدارک میتوان دریافت که سالهاست ترکیه به ثبت جهانی مینیاتور چشم دوخته بود. برای تأیید موضوع همین بس که ترکیه، مینیاتور را سال ۲۰۱۴ در فهرست ملی خود ثبت کرد و ایران در سال ۲۰۱۹ این میراث مهم را در فهرست آثار ملی خود قرار داد؛ یعنی درست چند روز قبل از ارسال پرونده به یونسکو.
از سوی دیگر در پرونده موجود هنر مینیاتور، کشورهای افغانستان، هند، پاکستان، تاجیکستان و عراق سهمی ندارند، هر چند معاون میراثفرهنگی تاکید دارد که بر اساس درخواست افغانستان به زودی نام این کشور نیز در این لیست قرار میگیرد، اما نه تنها اهل فن، بلکه کسانی که مختصر آشنایی با تاریخ نقاشی دارند، میدانند که مینیاتور یکی از عناصر مهم میراثفرهنگی ایران، افغانستان، هند و پاکستان است، چون هنر مینیاتور یا نگارگری با زبان و خوشنویسیِ فارسی عجین است و نمیتوان آنها را از هم جدا کرد.
نگاهی به تاریخ مینیاتور و مکتبها و شیوههای نگارگری، این حقیقت را بازگو میکند که علاوه بر شهرهای ایران، مینیاتور در هرات و دهلی و کشمیر، لاهور و بغداد رشد و ترقی کرده و مینیاتور در ترکیه و آذربایجان و ازبکستان در قیاس با افغانستان و هند و پاکستان از اهمیت و اعتبار کمتری برخوردار بوده است. این سخنان به معنی آن نیست که ترکیه و آذربایجان و ازبکستان نباید در پرونده مینیاتور مشارکت داشته باشند، بلکه حضور آنها مفید قلمداد میشود و نشان دهندهی قلمرو هنر مینیاتور است. اما متاسفانه کشورهای اصلی و ارکان هنر مینیاتور (افغانستان و هند و پاکستان) در این پرونده غایباند.
از سوی دیگر به نظر میرسد در متن پرونده در حق ایران اجحاف شده و نمایندگان ایران در پروندهی جهانی مینیاتور یا متوجه نشده یا مجبور به قبولی بودهاند که در بند یک پرونده مینیاتور با عنوان شناسایی و تعریف مینیاتور Identification and definition of the element مطالبی آمده است که نوعی تصاحب ضمنی مفاخر و میراث ایران از آن استنباط میشود. بر اساس ترتیب مطالبِ مندرج کشورها در این پرونده، هر یک از کشورهای عضوِ پرونده یکی از نسخههای تاریخی مصور خود را به این ترتیب معرفی کردهاند: نظامی گنجوی از طرف آذربایجان، فردوسی از طرف ایران، مولانا از طرف ترکیه، و امیرعلیشیر نوایی از طرف ازبکستان اعلام شدهاند!
در این بخش از پرونده میراث مکتوب و مفاخر، گویا ایران مانند گوشت قربانی بین همسایگان تقسیم شده است. کسی تردیدی ندارد که نظامی گنجوی ایرانی است و آثارش را به فارسی سروده و شعر معروف او درباره ایران زبانزد خاص و عام است؛ چطور وزارت میراثفرهنگی، کمیسیون ملی یونسکو و دفتر نمایندگی ایران در یونسکو حاضر شدهاند در پروندهای سهیم شوند که در آن، کشورهای رقیب با زرنگی و زیرکی مفاخر ما را به نام خود معرفی کردهاند؟ آیا این سهلانگاری نمایندگان و کارشناسان ایرانی در پروندهی مینیاتور، تلاشها و کوششهای فرهنگدوستان و دلسوزانِ میراثفرهنگی ایران بر باد نداده است؟
گذر احتمالی آذربایجان از یلدا
در اجلاس اخیر یونسکو، دو پرونده «هنر ساختن و نواختن عود» و «جشن مهرگان» پذیرفته نشدند. بر اساس این گزارش به گفته بعضی کارشناسان مطلع، تهیه پرونده «عود» با مشارکت سوریه و بدون در نظر گرفتن دیگر کشورهای عربی که عود در آنها رواج دارد، اقدامی خطا بود. از سوی دیگر اخباری از چند و چون تهیه پرونده عود به گوش میرسید، مثلاً شنیده شد که پرونده عود را با عجله از روی پرونده کمانچه رونویسی کردهاند، اما شاید باید این علت را در دقت علمی و کارشناسی و مشارکت ندادن دیگر کشورها در این اتفاق دانست.
در فهرست پروندههای (Backlog nominations) طبق فهرست یونسکو به معنای (جمع شده)؛ چند پرونده مهم مانند «یلدا»، «جشن سده»، «هنر ساختن و نواختن رُباب» و «مهماننوازی رضوی» قرار دارند؛ در حالیکه هر لحظه ممکن است یکی از کشورهای همسایه، برای ثبت یلدا اقدامی انجام دهند. آنهم در شرایطی که کشوری مانند آذربایجان که «تار» و «جشنِ انار» را به نام خود ثبت کرد، آیا واقعا از ثبتِ آیینِ مهمی مانند یلدا میگذرد؟
از سوی دیگر در لیست پروندههای جمع شدهی جمهوری آذربایجان، پروندهی ساز موسیقاییِ «بالابان»(Craftsmanship and performing art of balaban/mey) دیده میشود. این به آن معناست که آذربایجان، پرونده بالابان را در آب نمک خوابانده و در فرصت مناسب برای ثبت آن اقدام میکند. به نظر میرسد در این شرایط کمترین کاری که میتوان انجام داد آن است که «ایران و ارمنستان (به عنوان اصیلترین ساز ارمنیها در بین دیگر سازهای ملیشان) با یکدیگر پرونده بالابان را به طور مشترک تهیه کنند.»
جدال پیشِ رو؛ خوشنویسی
سال آینده قرار است پرونده «برنامه ملی پاسداری از هنر سنتی خوشنویسی در ایران»(National programme to safeguard the traditional art of calligraphy in Iran) برای ثبت جهانی توسط یونسکو بررسی شود. در این باره هم مسائل نگرانکنندهای وجود دارد.
ایران برای ثبت خوشنویسی باید به مصاف ۱۶ کشور عربی و ترکیه برود، چون همزمان با ایران، شانزده کشور عربی شامل عربستان سعودی، عراق، اردن، لبنان، فلسطین، یمن، مصر، الجزایر، تونس، مراکش، کویت، امارات، عمان، بحرین، سودان و موریتانی پروندهای با عنوانِ «خوشنویسیعربی، دانش، مهارت و شیوهها» (Arabic calligraphy, knowledge, skills and practices)
تدوین و به یونسکو ارائه کردهاند.
از سوی دیگر نیز ترکیه هم برای ثبت خوشنویسی خیز برداشته و پروندهای با نام «حُسن خط، هنر باستانی خوشنویسی اسلامی» (Hüsn-i Hat, traditional art of Islamic calligraphy) به دبیرخانه یونسکو فرستاده است. ترکیه به عنوان کشوری که سالهاست رسمالخط رسمی خود را تغییر داده و با میراث خوشنویسی خداحافظی کرده، اما درصدد برآمده تا این میراث گرانقدر را نیز به نام خود ثبت کند.
از سرامیک تا هنرهای وابسته به معماری
در طول سالهای گذشته کارشناسان تهیه پروندههای جهانی در سازمان میراثفرهنگی وقت و وزارتخانه کنونی میراثفرهنگی، کمیسیون ملی یونسکو و دفتر نمایندگی ایران در یونسکو (پاریس) آیا به فکر ثبت نمونههای مهم میراث ناملموس مانند هنرهای وابسته به معماری (کاشیکاری، گچبری یا آیینهکاری) افتادهاند یا احتمال تکرار روندِ سرقت هنرهای ملی و شخصیتهای فرهنگیمان مانند گذشته همچنان وجود دارد؟
آنهم در شرایطی که حتی مکزیک و اسپانیا سال گذشته نوعی از «هنر سرامیک» را در فهرست میراث جهانی ناملموس ثبت کردهاند و هیچ صدا یا اعتراضی بلند نشد، به همین دلیل نیز دلنگرانی برای هنر کاشیکاری به عنوان یکی از فراگیرترین و مهمترین هنرهای صناعی ایران وجود دارد و تردیدی نیست که این هنر از ایران به اسپانیا رفته است.
اتلاف 16 هزار مگاواتی برق در شبکه توزیع
آیسان زرفام | هر بار که مصرف انرژی در کشور زیاد میشود، پای بحث قدیمی غلط بودن الگوی مصرف انرژی در ایران هم به میان میآید و نتیجه گرفته میشود که «اگر صرفهجویی کنیم مشکل حل میشود». در روزهای اخیر با تشدید آلودگی هوا مساله مصرف نیروگاهها از سوخت مازوت به دلیل کمبود گاز، مطرح شده و برای حل این مساله وزارت نیرو پیشنهاد کرده مردم در مصرف برق وگاز صرفهجویی کنند. اکنون مصرف انرژی در ایران چه میزان است و هدر رفت انرژی چه میزان به استفاده نادرست مردم و دیگر عوامل بستگی دارد؟ این موضوع را در گفتوگو با محمدحسن زربخش کارشناس انرژی و عضو هیات مدیره انجمن علمی مدیریت مصرف انرژی بررسی کردهایم. او از پیشکسوتان حوزه مدیریت انرژی در کشور به شماره میرود و 25 سال در بخشهای مختلف این حوزه سابقه مدیریت دارد.
ایران در بخش تولید و مصرف انرژی به نسبت دیگر کشورهای جهان در چه وضعیتی قرار دارد؟
ایران دومین کشور دارای منابع گاز دنیا و پنجمین کشور دارای منابع نفت دنیا است و تا پیش از تحریمها، دومین تا چهارمین کشور صادرکننده نفت دنیا هم بود.
کشور ما با داشتن مزیت نسبی این مقدار زیاد منابع زیرزمینی و همچنین نیروی انسانی میتوانست «سرزمینانرژی» نامیده شود اما متاسفانه به علت مصرف بیرویه و غیرمنطقی انرژی میتوانیم «سرزمین اتلاف انرژی» نامیده شویم.
با توجه به اینکه همیشه در حال تاکید بر صرفهجویی انرژی در بخش خانگی هستیم واقعا مصرف انرژی در بخش خانگی بیش از آن چیزی است که باید باشد؟
بخش مصرف خانگی انرژی در ایران 40درصد از مصرف انرژی کشور را به خود اختصاص داده است. در بخش گاز به ازای هر مترمربع زیربنای مسکونی، 22متر مکعب گاز مصرف میشود یعنی 1 واحد 100متری 2200 مترمکعب گاز استفاده میکند.
در اروپا این مقدار نزدیک به 5 تا 5.5 مترمکعب گاز برای هر متر مربع زیربنای مسکونی است. یعنی مصرف ما حدود 4 برابر بیشتر از کشورهای اروپایی است که در مناطق سردسیر تری هم نسبت به ما قرار دارند. در بخش برق هم بخش خانگی در ایران، مصرفی 2 تا 3 برابر متوسط دنیا دارد و بزرگترین مصرفکننده برق، بخش مشترکان خانگی است. هر مشترک خانگی به طورمتوسط 3000 کیلووات ساعت در سال در ایران مصرف برق دارد اما میانگین این مقدار در دنیا 600 کیلو وات است. ممکن است برخی به این آمار اعتراض کنند که میانگین جهانی کمتر از چیزی است که به نظر میرسد بنابراین باید توضیح دهیم که در کشورهایی مانند هند و چین برخی مناطق هنوز به برق دسترسی ندارند و از منابعی مانند بیوگاز برای مصارف خانگی استفاده میکنند به همین خاطر هم میانگین پایین آمده است و واقعیت این است که کشورهای اروپایی، آمریکا و برخی کشورهای منطقه میزان استفاده بیشتری از برق دارند، مثلا مصرف خانگی برق در قطر به خاطر رفاه نسبی بیشتر از ایران است و یا میانگین مصرف برق هر مشترک خانگی در اروپا 7 تا 8 هزار کیلووات است چرا که دسترسی بیشتری به تجهیزات رفاهی دارند .
وضعیت مصرف انرژی ما در صنایع به نسبت کشورهای دیگر دنیا چگونه است؟
در بخش صنایع باید بگوییم که صنعت سیمان بهترین وضع مصرف انرژی در کشور را دارد با این حال هنوز 30 درصد نسبت به کشور اروپایی که تجهیزات صنعت سیمان را به ایران صادر کردهاند مصرف برق بیشتری داریم. تجهیزات و تکنولوژی آسیاب سیمان، کوره و… از آلمان و دانمارک آمده ولی نحوه بهرهبرداری ما باعث مصرف بیشتر شده است. اما در صنایع دیگر وضعیت بدتر است در صنایع ما 30 تا 50 درصد پتانسیل صرفهجویی انرژی وجود دارد.
پس به طور کلی پرمصرفترین بخش انرژی کشور خانگی است؟
در مجموع اگر مصارف را در ترازی تقسیم کنیم سهم مصرف انرژی (گاز، برق و سوخت) در بخش خانگی 37 -38 درصد، در بخش صنعت 35 درصد، در بخش حملونقل 27 درصد و باقی برای سایر مصارف است.
اینکه مصرف انرژی در بخش خانگی تقریبا مساوی بخش صنعتی است اتفاق خوبی نیست، یعنی مصرف انرژی بخش مولد با بخش غیرمولد که ارزش افزوده ای تولید نمیکند و عایدی ندارد مساوی است.
چرا مصرف انرژی در بخش خانگی زیاد است و چه کاری میتوانیم برای کاهش آن انجام دهیم؟
عوامل زیادی در این بخش وجود دارد اما دو مسئله از همه مهمتر است. اولین مسئله تجهیزات خانگی غیربهینه است. ما در بخش خانگی 30 میلیون مشترک داریم برای مثال اگر همه مشترکان یک دستگاه یخچال و فریزر خانگی داشته باشند، پس 30 میلیون یخچال و فریزر در این بخش است که متاسفانه 90 درصد آنها تکنولوژی قدیمی دارند و بعضا فرسوده هستند بنابراین مصرف انرژی بالایی دارند و نسبت به تجهیزات مشابه خارجی یک و نیم برابر انرژی برق بیشتری مصرف میکنند. باید توجه کنیم که این آمار مربوط به تجهیزاتی است که در تمام شب و روز به برق متصل هستند. متاسفانه تجهیزات خانگی غیربهینه در سبد خرید مردم وجود دارد.
مساله دوم نحوه بهرهبرداری است. مثلا شیوه استفاده از یخچال در میان مشترکان ما بهینه نیست هر بار که در یخچالی که به گاز نزدیک است باز میشود گرمای شعله گاز وارد یخچال میشود و مصرف برق یخچال را بالا میبرد، بنابراین تعداد و مدت زمان باز گذاشتن در یخچال بسیار مهم است. به طور کلی 7 درصد مصرف برق به دلیل بازوبسته کردن نادرست در یخچال است. حالا تصور کنید که حدودا در هر خانه 30 وسیله برقی وجود دارد که در همه آنها بهینه بودن و نحوه مصرف اهمیت دارد.
میزان برق و گاز در مرحله انتقال و توزیع هدر میرود؟
ظرفیت اسمی نیروگاههای برق کشور حدود 80 هزار مگاوات است اما در بخش انتقال و توزیع شبکه برق کشور حداقل 20 تا 30 درصد از این مقدار تلف میشود یعنی چیزی حدود 16 هزار مگاوات، این یعنی 8 برابر تولید نیروگاه شهید رجایی. این تلفات ناگزیر است اما میتوان مقدار آن را کاهش دارد مثلا این تلفات در کرهجنوبی 7 درصد و در ژاپن 4 درصد است.
دلیل این حجم از اتلاف انرژی در بخش انتقال و توزیع چیست؟
علت این تلفات فرسودگی تجهیزات و همچنین وارد شدن همه تولیدات به یک شبکه برق کشور است. در گاز هم این تلفات وجود دارد اما جزئی است در بخش آب هم همینگونه است و با مشکل فرسودگی تجهیزات و تلف شدن آب روبهرو هستیم.
وزارت نیرو میگوید با صرفه جویی برق و گاز در بخش خانگی میتوان گاز طبیعی لازم برای نیروگاههای کشور را تامین کرد و در این صورت نیازی نیست که برخی نیروگاهها از سوخت آلاینده مازوت استفاده کنند. این پیشنهاد برای جلوگیری از مصرف مازوت به نظر شما منطقی است؟
مصرف گاز ما نسبت به کشورهای دیگر خیلی زیاد است. مصرف گاز ما در چند روز گذشته 600 میلیون مترمکعب بوده در حالی که تولید گاز در کشور زیر یک میلیون مترمکعب است پس این توصیه میتواند منطقی باشد. در زمستان هم مصرف گاز بالاست و این منجر به قطع گاز نیروگاهها میشود. امسال در تهران سرمای زیادی نداشتیم اما دمای حدود 20 شهر دیگر در روزهای اخیر به زیر صفر رسید و این مساله باعث افزایش مصرف گاز شد. از سوی دیگر به خاطر شیوع کرونا وزارت بهداشت مردم را به باز گذاشتن لای در پنجرهها توصیه میکند که اگر مردم پنجره را زیاد باز کنند مصرف گاز درصدی بالا میرود.
این روزها بیشتر درباره مصرف بخش خانگی صحبت میشود اما شما به اتلاف انرژی در بخش صنعت هم اشاره کردید. در بخش صنعت چه راهبردی باید برای افزایش بهرهوری در پیش گرفته شود؟
در بخش صنایع تکنولوژی حرف اول را میزند، مثلا تکنولوژی سال 1960 دیگر فرسوده است و مصرف بالایی دارد و مساله دوم هم بهرهبرداری و استفاده از تجهیزات در صنایع است که باید توصیههایی که برای هر وسیله در خصوص صرفهجویی در انرژی وجود دارد، جدی گرفته شود.
