بایگانی مطالب نشریه
بعد از صدور مجوز جاده دسترسی برای مرکز ثکثیر میگو و تهدید جنگلهای حرا فعالان محیط زیست در اعتراض به دستاندازیها تجمع کردند. پنج شنبه گذشته تشکلهای محیطزیستی با ایجاد یک زنجیره انسانی اعتراض خود را نسبت به این موضوع نشان دادند. صبح دیروز نیز عضو هیئت علمی موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع در بازدید یک روز خود از جنگلهای حرای دیر، اقدام مسئولان در خصوص اخذ مجوز به طرح شیلات را محکوم کرده و خواهان جابجایی این صنعت شده است.
دو سال پیش با دادن مجوز به یک مرکز تکثیر لارو و پرورش میگو به حریم یک تالاب ثبت ملی تجاوز کردند. در واقع با وجود مخالفت محیطزیست، استانداری طرح را به کمیسیون کارگروه ماده ۱۱ هوای پاک برد و مجوز ساخت سایت را به سرمایهگذار داد.
چهار هکتار از این منطقه در حالی به پرورش لارو میگو اختصاص داده شد که با تبدیل این منطقه به تالاب از اسفند 98 هرگونه واگذاری اراضی این منطقه خلاف قانون بوده است. یک سال گذشته و سرمایهگذار این بار به دنبال احداث جاده برای این مرکز تکثیر است. جادهای که درست از وسط تالاب ثبت ملی میگذرد و با ساخت آن راه ورود آبشیرین به جنگلهای حرا را میبندد.
فعالان محیطزیستی این استان اما در برخورد با این مسئله تجمع کردند. این تجمع پنجشنبه گذشته ۲۵ دیماه، صورت گرفته است. مردم بندر دیر با راهاندازی پویش خودجوش نجات جنگل حرا با ایجاد زنجیره انسانی در کنار ساحل این خواسته را فریاد زدند.
عضو هیئت علمی موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع در بازدید یک روزه از جنگلهای حرای دیر در استان بوشهر، اقدام مسئولان در خصوص اخذ مجوز به طرح شیلات را محکوم کرد و خواهان جابجایی این صنعت شد.
محمد درویش گفت: «طرح اقتصادی ایجاد شده در کنار جنگل حرا بندر دیر بسیار خطرناک است و باید مسئولان اشتباه خود را جبران کنند و زمین معوض در اختیار سرمایهگذار قرار دهند.»
درویش با اشاره به اینکه اگر دستگاههای نظارتی روز اول درست وارد ماجرا میشدند امروز چنین اتفاقی نمیافتاد، گفت: «با توجه به اینکه قرار است یک طرح شیلاتی همجوار با جنگلهای حرا در بندر دیر اجرا شود مطالبه دوستداران محیطزیست توقف این طرح است .»
به گفته محمد درویش هیچ اکوسیستمی رقابت با جنگل های حرا ندارد و این جنگلها ضامن تولید غذا برای مردم ایران هستند.
ابراهیم مومنی، دوستدار محیطزیست در بندر دیر نیز در خصوص اعتراضات مردمی، گفت: «منشأ اعتراض و پویش مردمی نجات درختان حرا یک تصمیم اشتباه در صدور مجوز یک فعالیت اقتصادی بر خلاف استانداردهای زیستمحیطی بود که با مخالفت فعالان این حوزه و مراجعات متعدد به مدیران، مسئولان و نهادها راه به جایی نبرده بود و سرانجام منتج به اعتراضات گسترده در بندر دیر شد و کارشناسان و متخصصان زیستمحیطی کشور را به کنش واداشت.»
این در حالی است که مدیرعامل شرکت مهر تکثیر ساحل و مجری این طرح معتقد است که طرح تکثیر لارو و میگو با اخذ تمامی مجوزها و موافقت اصولی و اجاره نامه محل احداث و رعایت فواصل قانونی از دریا و درختان حرا ساخته شده جابهجایی آن بیمورد است.
مختاری در دفاع از اجرای طرح خود گفت: «در حال حاضر تمامی مجوزهای قانونی دریافت شده است و با سرمایه شخصی بدون استفاده از تسهیلات بانکی با رعایت دقیق حریم قانونی ۴۰۰ متر ازجنگلهای حرا و ۶۰۰ متر از دریا بدون آلودگی زیستمحیطی طرح خود را اجرا میکنم.»
تاکید رئیس سازمان جنگلها بر حفاظت از جنگلهای حرا
حالا اما رئیس سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور طی نامهای به مدیر کل منابعطبیعی و آبخیزداری استان بوشهر بر حفاظت از جنگلهای حرا تاکید کرد.
مسعود منصور در نامهای خطاب به غلامرضا منتظری بر حفاظت از این منابع ارزشمند طبیعی تاکید کرد. رئیس سازمان جنگلها در این نامه آورده است: «تمامی عرصههای جنگلی کشور بهطور عام و جنگلهای منحصر بهفرد حرّا بهطور خاص، غیر قابل واگذاری به اشخاص حقیقی و حقوقی هستند و همواره تحت تملک دولت و مدیریت این سازمان قرار دارد و به موجب قوانین و مقررات موجود تغییر کاربری این جنگلها ممنوع است.»
معاون وزیر جهادکشاورزی در این نامه آورده است: «انجام فعالیت عمومی و عمرانی دولتی از قبیل جاده، خط لوله نفت، گاز، آب و غیره مستلزم اخذ نظر سازمان حفاظت محیطزیست و همچنین موافقت این سازمان است و منوط به عدم ورود خسارت و یا جبران آن خواهد بود و تاکنون هیچگونه سابقهای از درخواست و یا اعلام موافقت سازمان در این خصوص وجود ندارد.»
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور منصور تاکید کرده است: «مقتضی است با مراقبت و دقت نظر، از هرگونه تخریب و تصرف عرصههای جنگلی و نیز اقداماتی که منجر به آسیب غیرقابل جبران به جنگلهای حرا میشود جلوگیری و نتیجه اقدامات را به این سازمان گزارش کنید.»
پیش از این فرهاد قلینژاد، مدیرکل محیطزیست بوشهر از مخالفت محیطزیست با ساخت سایت پرورش لارو میگو خبرداده بود: «آب منطقهای در کارگروه ماده 11 اعلام کرد 2 هکتار از ۴ هکتار واگذار شده خارج خور است. بنابراین مجوز سایت پرورش لارو داده شد.» او درباره ساخت جاده دسترسی هم گفته بود «جاده را راهوشهرسازی بدون مجوز سازمان حفاظت محیطزیست ساخت. چون راهوشهرسازی اعتقاد دارد شهر در حریم وظایف سازمان راه و شهرسازی است.» بهگفته قلینژاد، متولی حریم خورها هم وزارت نیرو است. با وجود این، آنطور که قلینژاد و احمد لاهیجانزاده معاون محیط دریایی کشور گفته است:«محیطزیست، شکایت به مراجع قضایی برده است. آنها هم اعتقاد دارند احداث این جاده، ورود سیلاب و روانآبها را به جنگلهای حرا قطع میکند و باعث از بین رفتن جنگلهای ارزشمند منگرو (حرا) میشود.»
با وجود مخالفت محیطزیست با این طرح همچنان فعالیت جادهسازی متوقف نشده و مشخص نیست که پرونده این موضوع به کجا میکشد.
برجام به خاطر ایران زنده است، نه سه کشور اروپایی
وزیر امور خارجه ایران با تاکید بر اینکه طرفهای اروپایی برای حفظ برجام کاری نکردهاند، خاطر نشان کرد: این به خاطر ایران است که برجام زنده است، نه سه کشور اروپایی. به گزارش ایسنا، محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران با انتشار پیامی در صفحه توئیتر خود بار دیگر از تروئیکای اروپا به دلیل کم کاریشان در اجرای تعهدات خود ذیل توافق هستهای انتقاد کرد.
او در این پیام نوشت: «رهبران سه کشور اروپایی- که برای اجرای تعهدات خود ذیل برجام بر امضا و اجازه کارگزاران اوفک (دفتر کنترل داراییهای وزارت خزانهداری آمریکا) متکی هستند – هیچ کاری برای حفظ برجام انجام ندادهاند.»
ظریف ادامه داد: «آیا ابتکار مردهزاده شده امانوئل مکرون یا خودداری انگلیس از پرداخت بدهی مقرر در حکم دادگاه را به یاد دارید؟ این به خاطر ایران است که برجام زنده است، نه سه کشور اروپایی.»
به نظر میرسد که این توئیتهای ظریف واکنشی به سخنان اخیر مقامهای اروپایی در مورد برجام باشد. یکی از موارد، سخنان لودریان، وزیر امور خارجه فرانسه است. ژان ایو لودریان مدعی شد که ایران در حال ایجاد ظرفیت تسلیحات هستهای خود است و خواستار بازگشت تهران و واشنگتن به برجام شد.
وزیر امور خارجه فرانسه در گفت وگو با یک نشریه داخلی با انتقاد از سیاستهای رئیسجمهور کنونی آمریکا در قبال ایران گفته است: «دولت ترامپ رویکردی را انتخاب کرد که به آن کارزار حداکثری علیه ایران گفته میشود. نتیجهاش این است که این استراتژی خطر و تهدید را افزایش داده است.» لودریان با تاکید بر اینکه «این رویکرد باید متوقف شود» بدون ارائه مدرکی مدعی شد: «از نظر من ایران به وضوح در حال ساخت ظرفیت تسلیحات هستهای است.»
او تاکید کرد که تهران و واشنگتن میبایست به توافق هستهای بازگردند. لودریان در ادامه گفته است که حتی اگر هر دو طرف به این توافق برگردند، کافی نخواهد بود: «لازم است که گفتوگوهای سختی درباره فعالیتهای منطقهای و موشکی بالستیک ایران داشته باشیم.»
ایران همواره تاکید کرده است که به هیچ عنوان به دنبال دستیابی به ظرفیت تولید سلاح هستهای نیست و فعالیتهای هستهایاش صرفا صلحآمیز بوده و مطابق با قوانین بینالمللی است.
پیش از این، طرفهای اروپایی برجام، آلمان، انگلیس و فرانسه در پی اعلام آغاز فعالیت تحقیق و توسعه ایران برای طراحی اورانیوم فلزی که به عنوان سوخت جدید رآکتور تحقیقاتی تهران مورد استفاده قرار خواهد گرفت، روز شنبه در بیانیهای نسبت به آغاز این فعالیتها ابراز نگرانی کردند.
در این بیانیه ادعا شده است: «ایران هیچ کاربرد غیرنظامی معتبری برای اورانیوم فلزی ندارد. تولید اورانیوم فلزی به طور بالقوه پیامدهای سنگین نظامی دارد. ایران تحت توافق هستهای متعهد شده است که اقدام به اورانیوم فلزی تولید نکند یا به مدت ۱۵ سال فعالیت تحقیق توسعه روی بهکارگیری اورانیوم فلزی نداشته باشد.»
این سه کشور اروپایی افزودند: «قویا از ایران میخواهیم این فعالیت را متوقف کند و اگر در حفظ توافق جدیت دارد، بدون تاخیر بیشتر به پایبندی به توافق هستهای بازگردد.»
درخواست تروئیکای اروپا در حالی حالی مطرح شده است که ایران پس از خروج آمریکا از برجام و همچنین قصور کشورهای اروپایی در عمل به تعهداتشان ذیل این توافق، اقدام به برداشتن گامهایی برای کاهش تعهدات هستهایاش کرد و همواره اعلام کرده که در صورت بازگشت طرفهای برجام به اجرای کامل تعهداتشان این اقدامات قابل بازگشت هستند. ضمن این که اقدام ایران در این راستا به اطلاع آژانس رسانده شده است.
کاظم غریبآبادی، سفیر و نماینده دائم ایران در سازمانهای بینالمللی در وین روز چهارشنبه با اعلام خبر آغاز فعالیت تحقیق و توسعه برای طراحی نوع ارتقا یافته سوخت رآکتور تحقیقاتی تهران، خاطرنشان کرد: «برنامه ایران از دو سال قبل به اطلاع آژانس رسیده است و بازرسان آژانس نیز سه روز قبل از کارخانه تولید صفحه سوخت بازدید کردند.»
آژانس بینالمللی انرژی اتمی روز چهارشنبه اعلام کرد که ایران فعالیت تحقیق و توسعه در زمینه طراحی اورانیوم فلزی را برای یک رآکتور تحقیقاتی آغاز کرده است.
دریا از آواز «هله مالی» خالی میشود
پس از گذشت ۹ سال از ثبت جهانی دانش سنتی لنجسازی و دریانوردی با لنج در خلیج فارس، هیئت دولت تصمیم به امحای شناورهای چوبی و فایبرگلاس گرفته است. در این مصوبه که 24 آذر به تصویب رسیده، هدف از جایگزینی شناورهای سنتی تجاری (چوبی و فایبرگلاس)، حذف ابزار قاچاق کالا از دریا، انتقال فعالیتهای غیررسمی به رسمی و تجاری، رونق فعالیتهای کشتیسازی داخلی و خدمات تعمیر و نگهداری آنها و افزایش ایمنی دریایی، عنوان شده است.
اما در این تصمیم آنچه دیده نشده، دانش بومی و فرهنگ ناملموس با پیشینه هزاران سالهای است که تجدید نظر در مصوبه جدید درباره امحای لنجهای چوبی را ضروری میکند. سالها پیش بود که با کارشناس میراث استان خوزستان همراه شدم تا برای تکمیل پرونده دانش سنتی لنجسازی و دریانوردی، مسیر لنجها در آبادان و خرمشهر را دنبال کنیم.
لنجسازی از جمله مشاغلی است که متناسب با شرایط جغرافیایی، آب و هوایی و نیاز مردم جنوب ایران پدید آمده، و نقش و اهمیت به سزایی در معیشت و فرهنگ مردم حاشیه خلیج فارس دارد. بنابراین لنجداری حرفهای سنتی است که به وجود آورنده
زنجیرهای از شغلها، فعالیتها و منبع درآمدی برای این مردم است. از طرفی دیگر لنجسازی و لنجداری و کار بر روی لنج به طور سنتی در شهرهای ساحلی در زندگی مردم و فرهنگ آنها رسوخ کرده است و به مرور زمان لنج بخشی از فرهنگ و سنت این منطقه شده است. مطالعه پیرامون جایگاه لنجسازی در زندگی مردم جنوب، لنج را از یک وسیله صرف برای امرار معاش خارج و به آن اعتبار، ارزش و اعتقادی میدهد، که سبب شکلگیری فرهنگی سرشار از باورها، اعتقادات و آداب و رسوم مردم حاشیه خلیج فارس شده است.
اسناد تاریخی نشان میدهد که ایرانیان سالها در کنار دریا زیستهاند و این همزیستی موجب بوجود آمدن فرهنگ و دانش مرتبط با دریا شده است. تاریخچه این همزیستی را میتوان به روشنی در قایقهای سفالی بادبادنی متعلق به ششهزار و سیصد سال پیش در موزه شوش و مهرههای استوانهای کشفشده در چغامیش دید. این آثار از گویاترین اسناد دریایی ایرانیان است. در این کشتی تصویر دریانوردی به چشم میخورد که یکی از آنها روی دماغه کشتی نشسته و شیئی شبیه علامت یا پرچم در دست دارد.
بنابر نوشته مهندس آصفنیای آریانی، دریاپژوه معاصر، داستان کمکهای دریانوردان ایرانی به اسکندر در گذر از کرانههای رودخانه سند تا رسیدن او به آبادان و اهواز نیز شاهدی دیگر از دست داشتن ایرانیها در صنعت دریانوردی در روزگاران گذشته است. رودخانهها از دیرباز پهنه دریانوردی ایرانیان بوده است و از این روست که بزرگانی چون حکیم ابوالقاسم فردوسی در شاهنامه بارها از کشتیسازی و کشتیرانی ایرانیان سخن گفته است.
در مسیر رودخانه بهمنشیر دیدن کارگاههای گلافی و صدای ضربههای آهنگین چکشها، موسیقی ریتمیک گوشنوازی شنیده میشد که متعلق به «کلفات» بود؛ درزگیری بدنه لنج با الیاف مخصوص. در حین کار وقتی تعدادی گلاف باهم کلفات میکردند، با ضربات چکشهاشان این ضرباهنگ ایجاد میشد.
نوع دیگری از این آوای کار نیمهخوانی یا موسیقی کار در دریاست. آوازهایی دلنشین که از سوی جاشوها یا همان ملوانان شنیده میشود؛ برای هماهنگی بیشتر بین دریانوردان (جاشو)، تمیز کردن لنج یا تور کشیدن، شراع و دیگر چیزها… موسیقی نیمه در تهییج روحیه کارکنان لنج یا کشتی و تحمل کارهای طاقتفرسای دریا کارکردی بسیار مهم و تاثیرگذار دارد. خواندن این سرود تا رسیدن جهاز به آب ادامه داشت و حرکت آن یکبار روی سینه و بار دیگر از طرف عقب بود و به این ترتیب جهاز در مسیری زیگزاگ به سمت دریا برده میشد.
شنیدن نامهای لنجها و تفاوتهایشان از زبان گلافها و انواع اصطلاحاتی که درباره دریا و لنجها به کار برده میشود، نشان از قدمت این میراث دارد. نام کشتیها در هر دورهای متفاوت بوده اما دریانوردان خلیج فارس کشتی را «جهاز» و مجموع آنها را «جهازات» مینامیدند. «هوری» هم نام کوچکترین کشتی ایرانیهاست و شباهت زیادی به ماکت قایق کوچکی دارد که در موزه شوش نگهداری می شود. «جالبوت» ها معمولا کشتیهای نجات بودند و «ماشو» نام یکی دیگر از قایقهای کوچک است. «بوم» هم یکی دیگر از کشتیهای ایرانی بوده که دارای دو دکل بوده اما بنابر وضع هوا با یک یا دو بادبان حرکت میکرده است.
لنجهای رها شده در حاشیه رودخانه که هر کدام قصهای دارند از دریا، آواز جاشوها و شبهای طوفانی. سمعه، بِتیل، تَشاله، کَتِر، شُوعی و بسیاری نامهای دیگر که هر کدام پیشینهای دارند و زراحی آنها نتیجه هزاران سال آشتی با دریاست که پدرانمان برای ما به ارث گذاشتهاند تا روزی از دریا بگیریم.
قرنها زیستن در کنار دریا و امرار معاش از خلیج فارس باعث آن شده تا مردمان این دیار، دانش عمیقی از حفظ محیط زیست و اکوسیستم دریایی داشته باشند، اما امروز هجوم صنعت به حاشیه خلیجفارس باعث شده تا بیش از پیش با آنچه داشتیم بیگانه شویم. استفاده از چوب در ساخت لنجها آنها را با محیط زیست سازگار میکند؛ آنچنان که در کارهای تعمیراتی شامل اسکراب (پاکسازی) بدنه لنج از خزهها و موجودات دریایی، زدن پیه گوسفند و جگر کوسه برای آببندی و… بوده است و زمان اسکراپ وقفهای برای بازسازی محیط زیست دریایی است. با ورود لنج های فایبر گلاس به عرصه دریانوردی و هزینههای تعمیر و نگهداری کمتر آن، تمایل به خرید و استفاده از لنجهای فایبر گلس را بیشتر کرده است اما آیا استفاده از رنگهای ضد خزه راه بهتری به جای این جایگزینی نیست؟ متولیان امر در اداره دریانوردی و کشتیرانی و اداره محیط زیست آیا به تبعات این جایگزینی و از کار افتادگی لنجهای فایبرگلس پس از گذشت 40 سال و انباشتگی این پلاستیکها اندیشیدهاند؟
آلودگی هوا هیچ اهمیتی برای مرزهای بینالمللی قائل نیست و تخریب محیطزیست در آینده به مهاجرت گسترده منجر میشود. این را یک وکیل دادگستری برجسته گفته است. همزمان، کارشناسان نیز هشدار دادهاند که دولتها باید دست به اقداماتی در رابطه با این موضوع اضطراری بزنند.
به گزارش گاردین، «سایلش مهتا»، یک وکیل دادگستری متخصص در زمینه زیست محیطی گفته است: «ارتباط میان مهاجرت و تخریب محیطزیست، کاملا واضح است. در عین حال که گرمای جهانی بخشهایی از سیاره ما را غیرقابل سکونت کرده است، مهاجرتهای گسترده به زودی به یک قاعده و هنجار تبدیل میشود. آلودگی هوا و آب، هیچ اهمیتی به مرزهای بینالمللی نمیدهد. ما میتوانیم مانع از تبدیل بحران انسانی و سیاسی به یک بحران وجودی شویم اما رهبران جهانی هماکنون باید دست به اقدام بزنند.»
او اضافه کرده است: «این حق ما است که هوای پاک تنفس کنیم. دولتها و دادگاهها تازه در آغاز راه برای به رسمیت شناختن این حق طبیعی انسانی هستند. این مشکل صرفا مربوط به بنگلادش و سایر کشورهای در حال توسعه نیست. آلودگی هوا سالانه باعث مرگ 200 هزار نفر در بریتانیا میشود. از هر چهار مرگ در جهان، یکی به آلودگی ارتباط دارد.»
اظهارات این وکیل محیطزیستی به دنبال تصمیم دادگاهی در فرانسه میآید؛ گفته میشود این اولینبار است که موضوع محیطزیست در جلسه استماع دادگاه مورد استناد قرار میگیرد. پرونده در مورد یک مرد بنگلادشی دچار آسم بود. او حکم دیپورت (اخراج) از فرانسه را نپذیرفته بود. وکیل او گفته بود که این مرد به دلیل سطح آلودگی شدید هوا در بنگلادش، در معرض وخامت شرایط بیماری و حتی مرگ زودهنگام قرار دارد.
دادگاه تجدیدنظر در شهر بوردو در فرانسه، به دلیل آنکه این مرد 40 ساله با «بدتر شدن آسیبهای تنفسی به خاطر آلودگی هوا» در کشورش روبهرو میشود، دستور اخراج او را لغو کرده است.
اخیرا دانشگاههای ییل و کلمبیا با در نظر گرفتن شاخص عملکرد زیست محیطی، بنگلادش را در رتبه 179 کشورهای جهان به لحاظ کیفیت هوا در سال 2020 قرار دادهاند. در گزارش این دو دانشگاه آمده است که غلظت ذرات ریز در هوای بنگلادش، شش برابر حداکثر میزانی است که سازمان جهانی بهداشت به عنوان سقف آلودگی مجاز در نظر گرفته است.
«دکتر دیوید آر. بوید»، گزارشگر ویژه سازمان ملل در زمینه حقوق بشر و محیطزیست به گاردین گفته است: «آلودگی هوا در سراسر جهان سالانه باعث 7 میلیون مرگ زودهنگام میشود، بنابراین اگر افراد برای تنفس هوای پاک و به منظور حفاظت از سلامتی خود مجبور به مهاجرت شوند، کاملا قابل درک است. آلودگی هوا یک فاجعه سلامت عمومی جهانی است که توجه لازم به آن نشده است چرا که اغلب افرادی که به این دلیل جان خود را از دست میدهند، یا فقیر هستند یا آسیبپذیر.»
او توضیح داده است: «کار من واقعا معطوف به افزایش شناخت و اجرای حق همه افراد برای زندگی در یک محیط سالم است که قطعا شامل هوای پاک هم میشود. من در چند پرونده حقوقی بسیار مهم در آفریقای جنوبی و اندونزی وارد شدهام. خبر خوب این است که ما راهحلهایی داریم که به طور همزمان آلودگی هوا و تغییرات آبوهوایی را در درجه اول با حذف تدریجی سوختهای فسیلی برطرف میکند.»
«الکس رندال» هماهنگکننده ائتلاف اقلیم و مهاجرت میگوید که مسیرهای ایمن و قانونی برای مردمی که به دلایل زیست محیطی مجبور به مهاجرت هستند، باید ایجاد شود.
او میگوید: «مواردی مثل مورد این مرد 40 ساله بنگلادشی که موضوع آلودگی هوا یا سایر آلودگیها دلیلی برای ممانعت از اخراج از یک کشور میشود، گامهای موثر و مهمی به منظور قدم برداشتن در این مسیر است. احتمالا رای دادگاهها در چنین مواردی در آینده باعث میشود که موارد بالقوه دیگری که مربوط به موضوع تغییرات اقلیمی است، زمینه اقامت پناهندگان را فراهم کند. در حقیقت موارد دیگری هم که عمدتا مربوط به افراد آسیبپذیر به مخاطرات محیطی است، در دست اجرا است. با این حال اینم موارد سابقه قانونی ندارند و افرادی که به دلیل تغییرات آبوهوایی از مرزها عبور میکنند، همچنان در یک وضعیت خاکستری نامشخص باقیمیمانند.»
بر اساس گزارش بنیاد «عدالت محیطزیست»، هر 1.3 ثانیه، یک نفر به خاطر بحران آبوهوا مجبور به ترک خانه و اجتماع خود میشود اما میلیونها نفر از حمایت قانونی در این زمینه برخوردار نیستند. بنیاد عدالت محیطزیست از همه کشورها خواسته تا به سرعت به توافقنامه پاریس بپیوندند و به طور کامل آن را اجرا کنند. سال گذشته حکمی در کمیته حقوق بشر سازمان ملل متحد منتشر شد که اخراج پناهندگان را که بحران آبوهوایی در کشور محل زندگی آنها، جانشان را تهدید میکند، از سوی دولتها ممنوع میکرد. پیشبینیها حاکی از آن است که در یک دهه آینده، میلیونها نفر در سراسر جهان به دلیل گرمای جهانی، مجبور به مهاجرت میشوند.
فرصت زیادی برای تغییر وجود ندارد
رسانهها، بنگاههای تضارب آرا، محققان و گروههای محیطزیستی بیش از پیش در حال هشدار در مورد تغییرات آبوهوایی هستند. به گفته آنها، جهان به دلیل تغییرات گسترده آبوهوایی شاهد مهاجرت گسترده مردم جهان از کشورهای خود به کشورهای دیگر خواهد بود. تاثیر تغییرات آبوهوایی بر روی کشاورزی، منابع آب و زیرساختها به ویژه در کشورهای در حال توسعه خواهد بود.
تا پیش از این، جنگ، شرایط نامساعد کار و زندگی، فقر و گسترش بیماریها دلیل مهاجرت افراد مختلف در سراسر جهان بوده است. گرچه در گذشتههای بسیار دور، آبوهوا و کشاورزی مهمترین دلیل برای مهاجرت مردمان یک سرزمین به شمار آمده است. در قرن 21، به دنبال صنعتی شدن و افزایش جمعیت و به دنبال آن، افزایش بیسابقه استفاده از سوختهای فسیلی، نگرانیهایی بسیار جدی در زمینه تغییرات آبوهوایی و گرمایش زمین بهوجود آمده است. به گفته برخی از کارشناسان، ساکنان این کره خاکی که مسئولیت ایجاد این وضعیت بر عهده آنها است، فرصت زیادی برای تغییر مسیر خود ندارند. کارشناسان پیشبینی کردهاند که اگر اقدامی سریع و شدید برای جلوگیری از این مسیر خطرناکی که در آن گام برمیداریم، صورت نگیرد، در سال 2100، کره زمین با خشکسالی شدید، گرمایسوزان و طوفانهای وحشتناک و مخربی روبهرو میشود که نه تنها حیات موجودات و حیوانات را تهدید میکند بلکه حیات انسانها را نیز به خطر خواهد انداخت. برخی از گزارشهای منتشر شده حاکی از آن است که حتی در صورت عملی شدن توافق پاریس تا پایان قرن 21 میلادی، مهاجرتها به خاطر تغییرات آبوهوایی تا 30 درصد افزایش خواهدیافت.
گرم شدن کره زمین و آبشدن یخهای قطبی، باعث بالا آمدن سطح دریاها و اقیانوسها میشود. موضوعی که در نهایت میتواند میلیونها انسان را که در شهرهای ساحلی در سراسر جهان زندگی میکنند را به خطر بیاندازد. پیشتر کارشناسان هشدار داده بودند که این اتفاق میتواند باعث آواره شدن 200میلیون نفر از این افراد شود.
آسمان به زمین نمیآید از عضو شورا آزمون بگیرند
قوانین شورای شهرها قرار است تغییر کند، قرار است قبل از برگزاری انتخابات برای اعضای شورای شهر امتحان برگزار شود و مجلس نظارت استصوابی روی انتخابات شوراهای شهر داشته باشد. در آن سوی ماجرا اما شوراهای شهر در برخی از شهرهای کشور در حال انحلالاند و اعضایشان در حال دستگیری. مجلس برای جلوگیری از چنین اتفاقی خواهان تصویب چنین قانونی است، قانونی که به نظر میرسد تنها هدفش تبدیل شورای شهر به شورای مجلس است. رئیس شورایعالی استانها در نشست خبری که دیروز برگزار کرده بود اما به عنوان یک شورای بالادستی تحلیل متفاوتی از این قانونگذاری داشت و آن را تا حدودی مثبت هم دانست.
به گزارش ایمنا، علیرضا احمدی در نشست خبری پیش از ظهر دیروز (چهارشنبه) در پاسخ به سوال خبرنگاری درباره انعقاد تفاهمنامههایی که منجر به ایجاد قرارداد نشود و نتیجه و نقش شورایعالی استانها به عنوان یک نهاد نظارتی گفت: اگر تفاهمنامه اجرا نشود به سمتشان نمیرویم، ما فقط نهاد نظارتی نبوده و نهاد تصمیمگیری هم هستیم که با توجه به آنکه ذیل شورایعالی استانها شوراهای شهر و روستا هستند که مشکلاتی دارند باید در این زمینه اقدامات لازم بشود.
او ادامه داد: برای مثال با دانشگاه آزاد تفاهمنامهای داشتیم تا از ظرفیت علمی دانشگاه برای تدوین طرحها استفاده کنیم یا برخی از مصوبات شورا در دیوان عدالت اداری بدون گرفتن نظر شورایعالی استانها ابطال میشود که تفاهمنامه با دیوان، این مشکل را حل میکند.
رئیس شورایعالی استانها معتقد است: در عین حال ممکن است مصوبهای در شهری ابطال شده و در شهر دیگر اجرا میشود که با این تفاهمنامه یک وحدت رویهای ایجاد شده و در عین حال مصوبات مشابهی که امکان ابطالشان وجود دارد با ابلاغ ما ایجاد نمیشوند.
احمدی در پاسخ به پرسش دیگری مبنی بر اینکه شورایعالی استانها ضرورت دارد به جای بدعتهایی چون انعقاد تفاهمنامه، طرح، تدوین و به مجلس ارائه دهد، گفت: در دورهای که من ریاست شورایعالی را برعهده داشتم، حدود ۹ طرح تصویب کرده و به مجلس فرستادیم، اما درباره تفاهمنامه نیز بدعت در مسائل دینی حرام است اما کار نو و خلاقیت باید باشد.
رئیس شورایعالی استانها تاکید کرد: این تفاهمنامهها مثل مُسکن میماند که درد را ساکت میکند و در ادامه به دنبال راهکارهای دائمی هم هستیم و طرحهایی که به مجلس رفته نشان این است اما در جایی که میتوانیم گره مشکلات را باز کنیم کوتاهی نمیکنیم.
او همچنین در پاسخ به پرسش دیگری مبنی بر تصویب کلیات تغییر قانون انتخابات شوراها و مطرح شدن آزمون برای نامزدهای انتخابات، تاکید کرد: کلیات تصویب شده و اینکه آزمون باشد به این دوره نمیرسد. در عین حال نمایندگان مجلس، نماینده مردم هستند و حق آنهاست که طرح بدهند. ما میتوانیم نظر بدهیم اما نمیتوانیم حقشان را سلب کنیم. رئیس شورایعالی استانها با بیان اینکه من با این آزمون هم مخالفم و هم موافق، تاکید کرد: از آن جهت مخالفم که آزمون کارساز نبوده و آموزش کارساز است اما اگر منجر به آموزش شود، موافقم؛ عضو شورا باید حداقل قانون اساسی را بداند حالا آسمان به زمین نمیآید اگر آزمون گرفته شود. او همچنین در پاسخ به پرسش دیگری مبنی بر اینکه همزمان با رسیدن به زمان انتخابات، آیا بر نحوه فعالیت سیاسی اعضا و مدیران شهری نظارت میشود، گفت: فضای انتخاباتی نه تنها در شورا بلکه در همه جا هست و اگر محرز شود که تخلفی شده، پیگیری میشود.
احمدی با اشاره به اینکه شورایعالی استانها مجلس دوم کشور است، اظهار کرد: میتوانیم از این ظرفیت استفاده کنیم و طرحها را به مجلس ببریم و این ظرفیت تنها در مجلس و دولت ممکن است. این ظرفیت به صورت کامل استفاده نشده است و تشکیل شورایعالی استانها بر اساس قانون جدید نبوده بلکه مبنای آن قانون اساسی است.
او با بیان اینکه باید از ظرفیت شبکه شورایی در پیشگیری از وقوع مفاسد مختلف استفاده شود، ادامه داد: سامانه ملی ثبت شکایات راهاندازی شده و پیگیر موضوعات هستیم. این کار سبب تقویت بعد نظارتی میشود.
ساماندهی شوراهای شهر و روستا
احمدی با اشاره به وضعیت شوراها گفت: سامانهای راهاندازی کردیم که همه شوراهای شهر و روستا در آن ساماندهی میشوند. همچنین اخبار شهر و روستا پوشش داده میشود. باید از ظرفیت شورایعالی استانها استفاده شود. همچنین دستگاهها جایگاه قدرتنمایی نیست و همه به دنبال یک هدف یعنی خدمت به مردم باید باشند.
رئیس شورایعالی استانها با بیان اینکه این شورا باید دستگاهی برای خدمت به مردم باشد، گفت: بودجه شورایعالی پاسخگوی پرداخت حقوق پرسنل شورایعالی استانها نیست. تخصیص بودجه هم صددرصدی نیست و همه صرف حقوق و دستمزد میشود.
رئیس شورایعالی استانها با بیان اینکه بودجه شورایعالی استانها به میزان یک شهرداری کوچک است، به لزوم توجه به شفافیت، اظهار کرد: شفافیت مالی وجود دارد و همه میتوانند به آن دسترسی داشته باشند.
احمدی با اشاره به ارائه سه طرح به مجلس شورای اسلامی خاطرنشان کرد: فضای سبز، مدیریت یکپارچه شهری و خانههای خالی سه طرح ارائه شده است.
او با اشاره به ثبت ۱۱۰۰ تخلف در سامانه ثبت تخلفات و شکایات شورایعالی تاکنون، افزود: برخی از این موارد در حوزه ساختوساز و و موارد فساد بوده است. صددرصد با تغییر قوانین شوراها موافق هستیم و هرچه فیلتر ورودی را سنگینتر کنیم افراد کارآمدتر و متخصص و پاکدست وارد این شورا میشوند.
شورایعالی استانها برای آلودگی هوا چه کرده است؟
احمدی با اشاره به اقدام شورایعالی استانها برای مقابله با آلودگی هوا ادامه داد: شورایعالی استانها کمیسیون سلامت و محیط زیست دارد و متخصصان زیادی در حوزه آلودگی هوا داریم و از نظرات تخصصی استفاده شود و باید از جوانان مجرب استفاده شود.
احمدی با تأکید بر اینکه سیاستگذاری باید به سمتی پیش برود که درآمد پایدار شهری داشته باشیم، ادامه داد: این یک اصل برای شهرداریها است.
او با اشاره به طرحهای بایگانی شده شورایعالی استانها در مجلس، تصریح کرد: با شروع هر دورهای از مجلس دولت و شورایعالی استانها مجدد طرحها ارائه میدهد که طرحهای قبلی ارسال شده و ۲۲ طرح ارسال کردهایم. لایحه درآمد پایدار هم از سوی دولت ارائه شده است و در حال پیگیری هستیم. اصلاح قانون ماده ۱۰۰ به نفع شهرداری است؟ رئیس شورایعالی استانها در پاسخ به پرسشی درباره اصلاح قانون ماده ۱۰۰ شهرداریها گفت: لایحه ماده ۱۰۰ دولت چهار سال است که به نتیجه نرسیده و به همین دلیل نمایندگان اقدام به تدوین طرح کردند و ما هم نظراتمان را به نمایندگان دادیم.
احمدی با بیان اینکه باید علاوه بر تغییر قانون ماده ۱۰۰، ماده پنج نیز تغییر کند، تاکید کرد: تغییر طرح تفصیلی باعث تخلف میشود؛ زیرا افرادی بر مبنای طرح تفصیلی گذشته، مجوز ساخت گرفته و حالا افراد جدید نمیتوانند به همان شکل ساختوساز کنند پس تخلف کرده و موارد تخلفشان به کمیسیون ماده ۱۰۰ میرود در نتیجه معتقدم تغییر طرح سبب بروز تخلف میشود.
زمستان هیچگاه فصل پر مصرفی برای برق در ایران نبوده است و همواره تابستان بوده که فصل اوج مصرف برق در ایران به حساب آمده است. بر اساس اعلام وزیر نیرو اوج بار سال تا میانگین بار در بقیه ایام سال حدود 20 هزار مگاوات فاصله دارد اما زمستان امسال به دلیل کمبود برق با خاموشی گسترده در تهران و دیگر شهرها روبهرو شدیم و همین مسئله یک سوال را در ذهن همه ایجاد میکند امسال چه تفاوتی با سالهای گذشته دارد؟
بنابر آمار شرکت مدیریت شبکه برق ایران، 22 دیماه امسال و در روزی که فردای آن برخی شهرهای ایران به دلیل کمبود برق خاموشی را تجربه کردند، مصرف پیک برق 40,790 مگاوات بوده است. درست در سال گذشته در همین روز مصرف پیک برق 38,012 مگاوات را نشان میدهد یعنی امسال حدود 2800 مگاوات برق بیشتر مصرف شده است. مصرف برق در زمان پیک در 22 دیماه بیشترین مقدار مصرف را در ماههای اخیر داشته است.
این مقدار مصرف برق در برابر مصرف برق در تابستان عدد چشمگیری نیست. آمار شرکت مدیریت شبکه برق ایران نشان میدهد در 22 تیرماه سال جاری یعنی در فصلی که ایران بیشترین مصرف برق سالانه را تجربه میکند در زمان پیک 55,960 مگاوات برق مصرف شده است.
این در شرایطی است که در حال حاضر ذخیره برق نیروگاهها صفر گزارش شده در حالی که در تابستان و در زمان پیک مصرف ذخیره نیروگاهها حدود 1,177 مگاوات اعلام شده بود. و در 22 دی سال 1398 ذخیره نیروگاهها 2,754 مگاوات بوده است. همه اینها در شرایطی است که وزیر نیرو اعلام کرده امسال نرخ رشد اوج بار نسبت به میانگین سالهای گذشته کمتر بوده است.
او این موفقیت را علاوه بر مدیریت مصرف به دلیل اقدامات موثری خوانده که در سال 99 رخ داده است، رضا اردکانیان در یادداشتی در روزنامه ایران نوشته است:«در طول یک سال گذشته اقداماتی نظیر تعمیرات اساسی و نیمهاساسی 103 هزار مگاوات نیروگاههای حرارتی، برقآبی و اتمی؛ وارد کردن هزار و 840 مگاوات نیروگاه جدید سیکل ترکیبی، گازی، مقیاس کوچک و تجدیدپذیر به شبکه پیش از تابستان 1399، افزودن 340 مگاوات ظرفیت به نیروگاههای کشور از طریق ارتقا و رفع محدودیت نیروگاههای موجود، اجرای هزار و 779 کیلومتر خطوط انتقال و فوقتوزیع، و رساندن میزان آمادگی شبکه سراسری برق به 99.6 درصد انجام شدهاست»
به رغم این سخنان در روزهای گذشته شاهد بودیم که وضعیت به حدی رسیده است که سخنگوی صنعت برق کشور از استفاده از نیروگاههای برقآبی خبر داده است در حالی یکی از کارشناسان این حوزه به پیام ما گفتهاست که خالی کردن مخازن آب در این فصل سال برای تولید برق بدون برنامهریزی قبلی و با توجه به پیشبینیهای بدبینانه در حوزه بارشها اقدام اصولی و معقولی به نظر نمیرسد و اگر وقتی منابع آب از پشت مخازن سد تخلیه شود در حالی که سالی خشک پیش رو است، در عمل نوعی خشکسالی مصنوعی و مضاعف به یک منطقه تحمیل میشود.
آیا بیتکوین مقصر است؟
مصرف برق صنایع در 22 دیماه سال 1399، 4,980 مگاوات بوده است. در 22 دیماه سال 98 مصرف برق صنایع 4,491 اعلام شدهاست. این نشان میدهد که مصرف برق صنایع تغییر چندانی نکردهاست.
بنابراین مراکز استخراج بیتکوین دارای مجوز که از برق صنعتی استفاده میکنند نمیتوانند تغییر چشمگیری در مصرف برق ایجاد کرده باشند. مگر اینکه این مراکز به صورت غیرقانونی فعالیت زیادی داشته اند که باز هم با مقایسه مصرف برق پیک سال گذشته و امسال نشان میدهد این مقدار حدود 2800 مگاوات است. با این حال محمود واعظی، رئیس دفتر رئیسجمهور روز گذشته در حاشیه جلسه هیات دولت گفت: «امروز در دولت ادعایی هم شد که علاوه بر آنهایی که برای استخراج بیتکوین اجازه گرفتند در برخی مرغداریها و جاهای مختلف از آن استفاده میکنند که آقای رئیسجمهور اجازه دادند وزارت اطلاعات و وزارت کشور با جدیت دنبال کنند و اگر جایی استفاده میشود محکم با آنها برخورد کنند چون که الان از حقی که مردم برای دمای منزل یا روشنایی خانه خود لازم دارند، اینها برای این کار، استفاده میکنند.»
وزیر نیرو هم استفاده از انرژی برق یارانهای در ماینرها را غیرمجاز دانسته و گفته است:« ۳۰۰ مگاوات میزان برق مصرفی در بیتکوینها است که کسانی که بدون اخذ مجوزهای لازم در این صنعت مشغول هستند، کار غیرقانونی انجام داده و توسط دستگاههای ذیربط تحت پیگرد و مجازات قانونی قرار میگیرند.»
مصرف گاز بالا رفته است؟
میانگین مصرف خانگی گاز در ایران حدود 4 برابر اروپاست، مصرف خانگی گاز در ایران کمی بیشتر از مصرف صنعتی گاز است و ایران از این نظر جز پرمصرفها به حساب میآید اما این مساله اتفاق جدیدی نیست. محمدرضا جولایی مدیر دیسپاچینگ شرکت ملی گاز به شبکه خبر گفته است در سال گذشته، یعنی سال 1398 رکورد مصرف گاز خانگی به ۶۱۶ میلیون متر مکعب در روز رسید.
امسال بر اساس اعلام ایران اکونومیست در روز هفتم دیماه مصرف گاز در بخش خانگی با رقم ۶۳۸ میلیونمترمکعب به اوج خود رسید. مدیر دیسپچینگ شرکت ملی گاز ایران همچنین در آذرماه سال جاری گفته بود کل مصرف گاز طی ۲۴ ساعت گذشته، نزدیک به ۸۱۰ میلیون مترمکعب در روز بوده است، اواخر آبانماه امسال نیز مقدار گاز تزریق شده به خطوط سراسری، به نسبت مدت مشابه سال گذشته، بیش از پنج درصد رشد داشته که پس از موضوع توسعه گازرسانی، بیشترین میزان مصرف به خاطر شیوع ویروس کرونا بوده است. او گفت: در همین بازه زمانی، میزان مصرف صنایع عمده به ۱۲۴.۶ و نیروگاهها به ۱۲۶.۲ میلیون مترمکعب در روز رسید.
بر اساس اطلاعات شبکه اطلاعرسانی نفت و گاز کشور، ایران به طور میانگین روزانه بین 800 تا 830 میلیون مترمکعب گاز تولید میکند که به گفته مدیرعامل شرکت ملی گاز، این رقم تا پایان امسال به یک میلیارد مترمکعب افزایش مییابد. پیش از این مصطفی رجبیمشهدی، سخنگوی صنعت برق به «پیامما» گفته که افزایش استفاده از نیروگاههای برقآبی به دلیل افزایش چشمگیر میزان مصرف گاز در کشور است.
صادرات به شبکه تامین انرژی آسیب زد؟
ایران در سالهای اخیر روی سیاست صادرات انرژی به کشورهای همسایه هم متمرکز شده است. یکی دیگر از فرضیههایی که امسال درباره فشار به شبکه گاز و برق مطرح شده درباره میزان صادرات گاز و برق به کشورهای همسایه است. برای نمونه در حالی که صادرات گاز به عراق کاهش پیدا کرده بود، در روزهای اخیر برای تامین ارز کالاهای اساسی و به ویژه تامین اعتبارات خرید واکسن کرونا این صادرات از سر گرفته شد.
پیش از این محمدرضا جولایی، مدیر دیسپچینگ شرکت ملی گاز هدفگذاری برای صادرات ۷۰ میلیون مترمکعب گاز در زمستان امسال خبر داده بود. همچنین وزیر نیرو در مورد صادرات برق هم در نیمه دیماه جاری اعلام کرد: «ما براساس قراردادها، صادرات برق داریم. همه مقدار گازی که ما در نیروگاهها استفاده میکنیم تا برق تولید کنیم و این برق صادر شود، کمتر از یک درصد تولید گاز کشور است. اگر قراردادهای خود را متوقف کنیم، از یک درآمد ارزی محروم میشویم که صنعت برق ما در این شرایط تحریمی به آن بسیار احتیاج دارد.»
یک منبع مطلع که میخواهد نامش فاش نشود درباره دلایل کمبود برق در زمستان امسال، به «پیامما» میگوید که شبکه تولید، انتقال و توزیع برق در ایران شبکهای منسجم و دارای برنامهریزی دقیق است و بروز چنین اتفاقاتی برای بسیاری از افراد مرتبط با حوزه برق هم جای تعجب داشته است. او درباره دلیل اصلی بروز این مشکلات میگوید: «استخراج غیرقانونی بیتکوین و اصرار ایران به حفظ سیاست صادرات انرژی به کشورهای همسایه دو فرضیه محتملتر برای بروز این مشکل است». به این ترتیب با توضیحات نه چندان روشن مسئولان وزارت نیرو، معمای برق همچنان به قوت خودش باقی است.
درباره سرنوشت آثار تاریخی، مسئولانه برخورد کنید
جامعه باستانشناسی در نامهای سرگشاده درباره شرایط نامناسب میراثفرهنگی کشور هشدار داد و از نهادهای نظارتی میراثفرهنگی خواست که مسئولانه رفتار کنند.
در این نامه آمده است: «جامعه باستانشناسی کشور مصرانه خواهان رسیدگی به شرایط نامناسب میراثفرهنگی کشور توسط نهادهای نظارتی است تا مسئولان وزارتخانه در برابر سرنوشت آثار ارزشمند تاریخی و فرهنگی به ویژه محوطههای باستانی در خطر همچون چگاسفلی، جوبجی، شوش، فیروزآباد، طاقبستان، ایوان مداین و … پاسخگو بوده و مسئولانه رفتار کنند.»
باستانشناسان میگویند: «سالهاست که میراثفرهنگی ایران چوب بیتدبیری، ناکارآمدی و سیاستهای غلط مدیران کمدانش، ناآزموده و سیاستزده خود را میخورد و روزی نیست که در گوشه و کنار کشور شاهد مرگ و تخریب یک اثر باستانی نباشیم. تجربه دهههای گذشته نشان داده است که با آمدورفت دولتها نه تنها دردهای میراثفرهنگی التیام نیافته، بلکه سبب بیجان شدنِ امید و آرزوی حداقلیِ کارشناسان، پژوهشگران، دلسوزان و دوستداران میراث شده است.
بر خلاف انتظار، هر کجا که میراثی گرانبارتر دارد، پردرد و رنجتر است! برای نمونه کافی است به وضعیت استان خوزستان نظری بیفکنیم. آنچه امروزه در خوزستان بر مجموعه میراث جهانی شوش و محوطههای شاخصی چون چگاسفلی، جوبجی، ایوان کرخه، جندی شاپور، نگارکندهای ایذه و صدها محوطه باستانی دیگر میگذرد، مایوسکننده و دلهرهآور است.»از نگاه جامعه باستانشناسان وضعیت دیگر استانها هم بهتر نیست: «محوطه میراث جهانی فیروزآباد، برم دلک، کاروانسرای خانخوره و صدها محوطه دیگر در فارس وضعیتی بغرنج و بحرانی دارند. خبر فروش قرآن نفیس به سرقترفته از موزه پارس شیراز در حراجیهای بینالمللی و پاسخگو نبودن مدیران و مسئولان مربوطه، تنها انفعال و آشفتگی این وزارتخانه و ادارات استانی را نشان میدهد.»این نامه ادامه میدهد: «متجاوزان به حدود و حریم آثار تاریخی در سایه تنبلی و پیگیر نبودن بخشهای حقوقی، بیش از پیش احساس امنیت میکنند. قاچاقچیان آثار تاریخی در سکوت و بیاعتنایی بخشهای مسئول وزارتخانه و ادارات، آزادانه فعالیت میکنند و قانون را به ریشخند میگیرند. یگان حفاظت میراثفرهنگی از کمبود امکانات به شدت رنج میبرد و بدون ابتداییترین ابزارها و دست خالی به نبرد با قاچاقچیان مسلح و پشتوانهدار میرود. این نیروها در برخی استانها بر خلاف ماموریت سازمانی به کارهای اداری گمارده میشوند! در چنین شرایطی که محصول مدیریت شایسته نیست، محوطههای باستانی بیپناه مانده و به یغما میروند.به موازات شرایط ناگوار داخلی، میراثفرهنگی ایران در بیرون از مرزها نیز از هرگونه حمایتی بینصیب مانده است. سالهاست کارشناسان از شرایط نامناسب حفاظتی طاق کسری در کشور عراق سخن گفتهاند و از مدیران مربوطه تنها وعدههای بیسرانجام، شعار و مصاحبه شنیدند. به راستی آیا مسئولان وزارتخانه و مدیران مربوطه، توان بهرهبردن از ظرفیتهای دیپلماسی خارجی یا امکانات نهادهای بینالمللی و سایر سازمانهای فعال در کشور عراق را نداشتند تا از تخریب بیشتر این میراث بزرگ معماری بشری جلوگیری کنند؟»
اصرار کارشناسان مختلف به گفتن از اثرات جبرانناپذیر آلودگی هوا بر سلامت جسم و روان بیفایده است. تهران حتی در آلودهترین روز سال 99 هم تعطیل نشد. دیروز همه ایستگاههای سنجش آلوده هوای نصب شده در نقاط مختلف تهران، از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب، وضعیت هوا را «قرمز» نشان میدادند، یعنی ناسالم برای همه افراد. در حالی که قانون هوای پاک هم برای در این شرایط برای تماس حداقلی با این هوای دودآلود، از تعطیلی و محدودیتهای ترددی گفته اما این شهر تعطیل نشد. حتی ستاد عملیات مدیریت بیماری کرونای پایتخت تعطیلی هم کارساز نشد و دیروز یک روز بسیار آلوده اما عادی برای تهران بود.
هفته پیش هم که تهران در شرایط اضطرار قرار داشت و پیشنهاد تعطیلی مطرح شده بود، واکنش هیات دولت به این پیشنهاد سکوت بود. همان وقت بهزاد اشجعی، کارشناس آلودگی هوا و دبیر کمیته فنی صدور مجوزهای زیستمحیطی سازمان حفاظت محیطزیست گفته بود که « اصرار ما برای تعطیلی، رفع آلودگی هوا نیست، بلکه تماس حداقلی افراد با هوای آلوده است و در این شرایط باید حتماً کمیته اضطرار تشکیل و برای تعطیلی تهران فکری شود.» حالا رویدادهای هفته پیش باز هم در حال تکرار است. آلودگی تداوم پیدا کرده. هفته گذشته روزهای نارنجی تداوم داشتند و این هفته روزهای قرمز. طبق آییننامههای قانون هوای پاک تداوم دو روز با شرایط قرمز مساوی با شرایط اضطرار است و تصمیمهای اتخاذ شده باید مساوی با شرایط بنفش باشد، اما دیروز هم اینطور نشد، حتی در شمیرانات، تنها نقطه بنفش تهران. این تداوم آلودگی و تعطیل نشدن در شرایطی است که پیش از این علیرضا زالی، فرمانده عملیات مقابله با کرونا در تهران گفته بود که در شرایط آلودگی هوا، خطر ابتلا به کرونا هم تشدید میشود.
کرونا در آلودگی بیشتر دوام دارد
صحبتهای فرمانده ستاد عملیات مدیریت بیماری کرونای پایتخت دیروز هم به آلودگی هوا گره خورد. او گفت: «در شرایط فعلی تعطیلی چنده روزه میتواند برای بهبود وضعیت تهران و کاهش آلودگی هوا کمک کند.» زالی که در حاشیه نشست کارگروه اجتماعی، فرهنگی، سلامت، زنان و خانواده استان تهران سخن میگفت، توضیح داد: «با هر بیماری تنفسی هم شانس ابتلا به کرونا افزایش مییابد و هم شدت علائم را تغییر میدهد و هم در مرگومیر موثر خواهد بود. در کسانی که بیماری تنفسی دارند که در تهران به برخی دلایل، تعداد آنان کم هم در میان اطفال و هم در میان سالمندان کم نیست، کسانی که زمینه بیماری آلرژیک و اسم دارند با آلودهتر شدن هوا، امکان دارد، بیماری آنان شعلهور شود و در ادامه زمینه تشدید خود بیماری تنفسی و ابتلای همزمان به بیماری کرونا خطر مرگومیر افزایش پیدا میکند.»
به گفته او در تهران علاوه بر آنکه با پدیده وارونگی هوا روبهرو هستیم و در روزهای اخیر میزان نزدیکی این لایهها به سطح زمین بیشتر شده است. همچین برخی نقاط شهر از یک سیستم دو لایهای تبعیت میکند و حتی در بعضی نقاط به ارتفاع ۲۰۰ متر نیز رسیده است.
رئیس دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی گفت: «ویروس کرونا، ویروس سنگینی است و در شرایط نبود تهویه و چرخش هوا، زمان بیشتری میتواند در آن محیط حضور داشته باشد و بر همین اساس مدت زمان بقای آن افزایش مییابد و شانس ابتلای شهروندان نیز بیشتر میشود.»
او در ادامه به شاخصها اشاره کرد و اینکه «حتی افراد سالم نیز در این وضعیت در معرض خطر هستند» و «سطح آلودگی به میزانی است که آنان را نیز تحت شعاع قرار میدهد.»
از سوی دیگر به گفته زالی در این میان نیز افرادی که بیماری قلبی و تنفسی دارند، بیماری تنفسی مزمن دارند، کودکانی که زمینه بیماری آسم دارند، کسانی که دچار بیماریهای قلبی مزمن هستند و افراد مسمن بیشتر در معرض خطر هستند چون ظرفیت حیاتی ریه آنان کاهش یافته است و در کودکان نیز تا سن ۱۰ سالگی ظرفیت ریه کاهش دارد و بر همین اساس آنان بیشتر مستعد مواجهه با مشکلات هستند.
فرمانده ستاد عملیات مدیریت بیماری کرونای پایتخت ادامه داد: «در خود فصل سرما نیز به دلایلی بر میزان آلودگی هوا تاثیر مستقیم داشته باشد و میزان آلایندهها را نیز افزایش دهد؛ متاسفانه آلایندههایی که در تهران علاوه بر اینکه قدر مطلق آلایندهها بالاست، تنوع و گوناگونی آلایندهها نیز مشکل دار است و با بستهای از آلایندهها روبهرو هستیم. هر کدام از این آلایندهها میتواند آثار تخریبی و تاثیرات بیولوژیکی بر انسانها داشته باشد و برای افراد مشکلساز شود.»
تعطیلی چند روزه لازم است
رئیس دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در ادامه توصیههای آشنا در روزهای آلوده را تکرار و از نهادهای اجرایی درخواست مشارکت کرد «چرا که شهروندان مجبور به حضور در شهر هستند» او توصیه کرد که افراد پرخطر که بیماریهای زمینهای دارند، زنان باردار و افراد مبتلا به بیماریهای قلبی و سرطانی در این روزها از خانه خارج نشوند و فعالیتهای ورزشی متوقف شود.
زالی خارج نشدن از خانه را تنها راهبردی دانست که در این شرایط میتوان در پیش گرفت و به تعطیلی اشاره کرد: «تعطیلی شهر و اقدامات مداخلهای از این دست میتواند موثر باشد که اجرای آن از اختیار شهروندان خارج است.»
رئیس دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی خواستار تعطیلی چند روزه پایتخت شد و افزود: «باید مراقبت کرد تا این تعطیلی منجر به خروج از شهر نشود و مردم بدانند که خود خروج از شهر و سفر به دیگر نقاط که شرایطی مشابه دارند، خطر جدی را برایشان به دنبال دارد.»
از طرف دیگر او با اشاره به رعایت نشدن فاصله گذاری اجتماعی در حملونقل عمومی شهر تهران، گفت: «حملونقل عمومی پایتخت به عنوان معضلی جدی هم در آلودگی هوا و هم در موضوع کرونا ویروس نقش دارد و نیازمند راهحلهای حمایتی است.»
تهران آلوده بدون آمبولانس
در قانون هوای پاک برای شرایط اضطرار آلودگی هوا (قرار گرفتن در وضعیت قرمز ـ ناسالم و همینطور بنفشبسیار ناسالم) توصیهها و اقداماتی متناسب با شرایط هر شهر مطرح شده است. تشدید اعمال محدودیتهای نوعی و زمانی برای خودروها و موتورسیکلتها در محدودههای ترافیک مصوب یا کل محدوده شهر، ممنوعیتهای ترددی دیگر و مواردی درباره فعالیتهای عمرانی از دیگر موارد مورد اشاره در قانون است.
در بند پ وزارت بهداشت موظف به استقرار پایگاههای سیار فوریتهای پزشکی (اورژانس) و هلالاحمر با جانمایی مناطق آلودهتر و پرتردد برای کاهش زمان دسترسی به پایگاهها شده است. اما این وظیفه جز در دو روزی که احتمال تعطیلی تهران مطرح شد و به سرانجام نرسید، اجرا نشد.
از سوی دیگر اما با اینکه شرایط اضطرار آلودگی هوای پایتخت تایید شده و در اعداد ایستگاههای سنجش هم هویداست، و در حالی که شهرهایی چون تهران در شرایط کرونا، نیمه تعطیلاند، دلیل تصمیم نگرفتن درباره تعطیلی مشخص نیست. تعطیلی مقاطع تحصیلی به واسطه شیوع کرونا اتفاق افتاده اما وزراتخانهها، نهادها، سازمانهای دولتی، عمومی و خصوصی و اصناف برنامهای برای مدیریت ساعات کار روزانه طبق آنچه در قانون هوای پاک آمده در نظر نگرفته است. علاوه بر اینها آمار مراجعه به بیمارستانها به دلیل آلودگی هوا به همهگیری کرونا گرهخورده و پیدا نیست تداوم نفسکشیدن در این هوا، چند نفر را به مراکز درمانی کشانده است.
کارشناسان سازمان حفاظت محیطزیست معتقدند وزارت کشور متهم اول تداوم آلودگی است چون طرح کاهش را اجرا نکرده، بر اجرای معاینهفنی نظارت نداشته، در نوسازی و توسعه ناوگان حملونقل عمومی ناتوان بوده، فیلتر جاذب دوده روی خودروهای عمومی درون شهری نصب نکرده، مدیریت غلطی در ترافیک داشته، در کاهش تقاضای سفرهای درون شهری ناتوان بوده و همه اینها در کنار توسعهندادن فضای سبز وضعیت آلودگی را در تمام کلانشهرها بغرنج کرده است.
منظور از امنیت بگیر و ببند نیست
رئیسجمهور گفته که منظور از امنیت بگیر و ببند و دزدی در خیابان نیست، بلکه منظور از امنیت این است که قانون و مقررات تثبیت شود. به گزارش ایسنا، حجتالاسلاموالمسلمین حسن روحانی صبح دیروز در جلسه هیات دولت با تاکید بر اینکه کمک خداوند و همکاری مردم ما را در مقابل فشارها و در برابر ویروس کرونا موفق میمند، گفت: «غیر از کواکس و واکسنهایی که در دسترس است و وزارت بهداشت تایید میکند با تاکید بانک مرکزی مشکلی برای تامین و پرداخت ارز نداریم و همه تلاشها صورت میگیرد تا واکسیناسیون سراسری طبق زمانبندی مشخص انجام شود.»
او در ادامه اظهار کرد: «رسانههای خارج از کشور و برخی در داخل، به جای آن که بگویند آمریکا چه ظلمی به ملت ایران روا داشته به دنبال نادیده انگاری همه ظلمها و فشارهای آمریکا هستند، گویی آمریکا علیه ملت ایران هیچ ظلمی انجام نداده و این مدیران کشور بودهاند که یک مرتبه ضعیف شدهاند.» او افزود: «حتی اگر ترامپ هم پیروز میشد با اینکه چیزی از سیاست نمیفهمد او هم میفهمید که این سیاست غلط بوده است.»
روحانی در ادامه گفت: «سیاست فشار حداکثری و تروریسم اقتصادی آمریکا با شکست قطعی و حتمی مواجه شده است و نه تنها طراحان آن شکسته خوردهاند و دولتشان تمام میشود بلکه حیات سیاسی آنها هم پایان یافته است. رئیسجمهور آمریکا که فهم سیاسی نداشت و یک وزیر خارجه سفیه و مشاور امنیت ملی افراطی و نادان در کنارش و خودش هم تفکر تاجرمآبی و قماربازی داشت و آن را پیش میبرد که پایان کارشان را دیدیم.»
رئیس دولت دوازدهم با بیان اینکه امروز در کشور شاهد احیای اقتصاد هستیم، اظهار کرد: «با وجود همه فشارها و کرونا ما در پایان سال ۹۹ شاهد یک حرکت با ثبات در اقتصاد هستیم و انتظارات تورمی شرایط دیگری پیدا کرده و مردم افق روشنتری را میبینند.»
امور برنامه و بودجه مستقیما به عهده رئیسجمهور است
رئیس قوه مجریه در بخش دیگری از صحبتهای خود با اشاره به مهم بودن همکاری با مجلس درباره لایحه بودجه عنوان کرد: «قانون اساسی در بودجه با یک لحن خاصی حرف زده و گفته اولا بودجه لایحه است و طرح نمیتواند باشد و حتما باید دولت این لایحه را بدهد و این لایحه ای که دولت تهیه، آماده و تدوین میکند مجلس باید رسیدگی و تصویب کند. این تعبیر قانون است پس همکاری ما با مجلس در این مقطع خیلی برایمان مهم است و دولت باید در کمیسیون تلفیق و سایر کمیسیونها و در همکاری با همه نمایندگان فعال شود… مردم ما میدانند طبق اصل ۱۲۶ قانون اساسی امور برنامه و بودجه کشور مستقیما به عهده رئیسجمهور است و هیچ جایی قانونگذار تعبیر به این محکمی انجام نداده است.»
روحانی همچنین بیان کرد: «آنچه باید در مجلس تصویب شود لایحه دولت است نه طرح مجلس و نه پیشنهاد نمایندگان. یعنی ماهیت و کلیت بودجه باید این باشد. حالا طبیعی است وقتی لایحه تصویب میشود در گوشه و کناری اصلاحاتی هم انجام میشود. قدیم در آن ۲۰ سالی که ما در مجلس بودیم همیشه میگفتیم تغییری که مجلس نسبت به لایحه دولت میدهد بین دو تا سه درصد است.»
روحانی همچنین با تاکید بر اهمیت ارزش پول ملی عنوان کرد: «مشکلی که ما امسال داشتیم این بود که بانک مرکزی ما منابعی که داشت در دسترساش نبود. مثلا شما راجع به یک کشوری به مناسبتهایی زیاد شنیدهاید که هفت میلیارد دلار ما در کشوری حبس است و آن را قفل کردهاند. اگر منابع در اختیار بانک مرکزی قرار بگیرد یعنی همین منابع اگر آزاد شود و نه درآمد جدید، قیمت دلار از ۲۴ و ۲۵ هزار تومان میآید روی حدود ۱۵ و ۱۶ هزار تومان. الان این قیمت دلار در سامانه نیما و بازار قیمت واقعی نیست منتهی بانک مرکزی برای اعمال سیاست دستش بسته است.»
رئیسجمهور در بخش دیگری از صحبتهای خود با تاکید بر اینکه اقتصاد، تولید و حرکت جامعه وابسته به امنیت است، اظهار کرد: «منظور از امنیت بگیر و ببند و دزدی در خیابان و این چیزها نیست. بلکه منظور از امنیت این است که قانون و مقررات تثبیت شود. نمیشود که مثلا فردا وزارت نفت تصمیم بگیرد که مسیر فلان لوله گاز را تغییر دهد. این چیزها باعث ناامنی میشود. باید بگذاریم مردم نسبت به آن مبانی که سرمایهگذاری کردهاند اطمینان داشته باشند و آن را ادامه دهند و یک وقت چیزی تصویب نشود که امید و اطمینان مردم را در سرمایه گذاری و حرکت اقتصادی دچار مشکل کند.
سیاره ما در حال مواجهه با یک «آینده وحشتناک انقراض جمعی، سلامتِ رو به افول و تلاطمهای اختلال آبوهوایی» است که به خاطر بیتوجهی و بیعملی، زندگی انسانها را به خطر انداخته است. این را گروهی از دانشمندان در سراسر جهان گفته و اعلام کردهاند که مردم هنوز به ضرورت تنوع زیستی و بحران آبوهوایی پی نبردهاند. بیشتر مردم، این اتفاقات را امری عادی و متعارف میدانند، حال آنکه چنین نیست.
به گزارش گاردین، 17 دانشمند از جمله پروفسور پاول اِرلیش از دانشگاه استنفورد، نویسنده کتاب «بمب جمعیت» و دانشمندان دیگری از مکزیک، استرالیا و آمریکا میگویند که سیاره زمین نسبت به آنچه مردم – و حتی دانشمندان- تصور میکنند، وضعیت بسیار بدتری دارد.
این گروه از دانشمندان در مجله «Frontiers in Conservation Science» در گزارشی که به بیش از 150 پژوهش با جزئیات به مهمترین چالشهای محیط زیستی جهان اشاره دارد، نوشتهاند: «مقیاس خطراتی که زیستکره و تمام اَشکال زندگی آن – از جمله زندگی انسانی- را تهدید میکند، در حقیقت آنقدر زیاد است که درک آن حتی برای متخصصان کاملا آگاه هم دشوار است.»
این دانشمندان در گزارش خود نوشتهاند که فاصله زمانی میان «تخریب جهان طبیعی» و «تاثیرات این اقدامات»، باعث شده که مردم، میزان گستردگی این مشکل را درک نکنند: «با وجود فرسایش مداوم بافت تمدن بشری، جریان غالب مردم، در درک بزرگی این آسیبها مشکل دارند.»
نویسندگان این گزارش هشدار میدهند که مهاجرتهای جمعی ناشی از تغییرات آبوهوایی، پاندمی و همهگیریهای بیشتر، و در نهایت نزاع و درگیری بر سر منابع، اجتنابناپذیر خواهد بود، مگر آنکه اقدامی فوری برای رفع این مشکل صورت بگیرد: «خواسته ما تسلیم نیست؛ هدف ما این است که «دوش آب سردِ واقعیت» را بر سر رهبران جهان باز کنیم – و مجبوریم این کار را بکنیم- تا آنها برای جلوگیری از آیندهای وحشتناک برنامهریزی و اقدام کنند.»
در این گزارش آمده است که برای مقابله با این مشکل بزرگ، نیاز به تغییرات گستردهای در سرمایهداری جهانی، آموزش و برابری داریم. محققان میگویند که این موارد شامل از بین بردن ایده رشد دائم اقتصادی، قیمتگذاری مناسب عوامل بیرونی محیطزیستی، توقف استفاده از سوختهای فسیلی، کنترل و مهار لابیها و در نهایت، توانمندسازی زنان است.
این گزارش ماهها پس از عدم موفقیت جهان در دستیابی به یک هدف تنوع زیستی در کنوانسیون آیچی سازمان ملل، که به منظور جلوگیری از نابودی دنیای طبیعی برگزار شده بود، دست پیدا کند و این دومینبار متوالی بود که دولتها نتوانستند اهداف تنوع زیستی خود را برآورده کنند. این هفته، ائتلافی متشکل از بیش از 50 کشور کشور متعهد شدند که تا سال 2030، تقریبا از یک سوم سیاره زمین محافظت کنند. بر اساس گزارش اخیر سازمان ملل، حدود یک میلیون گونه در معرض انقراض قرار دارند؛ بسیاری از آنها در چند دهه آینده منقرض میشود.
پروفسور اِرلیش به گاردین گفته است: «زوال محیطزیست برای تمدن بشری، بینهایت تهدیدکنندهتر ترامپیسم یا کووید-19 است.»
پروفسور اِرلیش در کتاب «بمب جمعیت» که در سال 1968 منتشر شد، نسبت به انفجار قریبالوقوع جمعیت و مرگ صدها میلیون نفر به خاطر گرسنگی هشدار داده بود. اگرچه او تایید کرده که برخی از زمانبندیهایش اشتباه بوده است، اما او گفته که همچنان بر پیام اصلی کتابش مبنی بر رشد جمعیت و میزان بالای مصرف در کشورهای ثروتمند که باعث نابودی میشود، ایستاده است.
او در مصاحبه با گاردین گفته است: «رشد اقتصادی مداوم مرضِ مرگبار تمدن است و باید آن را با کارزارهایی جایگزین کرد که برابری و بهباشی و رفاه را در جامعه ایجاد میکنند، نه اینکه مصرف ناخواسته را افزایش دهد.»
در مقاله اخیرا منتشر شده آمده است که جمعیتهای بزرگ و رشد مداوم آنها باعث تخریب خاک و از بین رفتن تنوع زیستی میشود: «افراد بیشتر به معنای تولید بیشتر ترکیبات مصنوعی خطرناک و پلاستیکهای دور ریختنی است که بسیاری از آنها باعث افزایش سموم بیشتر در زمین میشود. همچنین این اتفاق باعث افزایش احتمال وقوع همهگیریهایی میشود که منابع ما را هرچه بیشتر کاهش میدهد.»
پیامدهای شرایط اضطراری آبوهوایی بیش از نابودی تنوع زیستی مشهود است اما با این وجود، جامعه در کاهش دادن انتشار گازهای گلخانهای ناکام مانده است. اگر مردم میزان بحرانها را درک کنند، تغییر در سیاستها و سیاستگذاریها میتواند با توجه به شدت این تهدیدات نیز تغییر کند و مطابقت پیدا کند.
پروفسور «دنیل بلومشتاین» از دانشگاه کالیفرنیا در لسآنجلس که در نوشتن این گزارش کمک کرده، به گاردین میگوید: «نکته اصلی ما این است که هنگامی که به بزرگی و قریبالوقع بودن خطر پی بردید، مشخص میشود که ما بیش از اقدامات فردی مانند استفاده از پلاستیک کمتر، خوردن گوشت کمتر یا پرواز کمتر نیاز داریم. نکته ما این است که ما نیازمند تغییرات بزرگ سیستماتیک و سریع هستیم.»
این مقاله به تعدادی از گزارشهای مهم که در چند سال اخیر منتشر شده، اشاره میکند:
گزارش مجمع جهانی اقتصاد در سال 2020 که از بین رفتن تنوع زیستی را به عنوان یکی از مهمترین تهدیدها برای اقتصاد جهانی عنوان کرده است.
– گزارش ارزیابی جهانی IPBES در سال 2019 که میگوید 70 درصد سیاره زمین به دست انسانها تغییر یافته است.
– گزارش WWF (صندوق جهانی طبیعت) در سال 2020 که هشدار میداد متوسط جمعیت مهرهداران در پنج سال گذشته، 68 درصد کاهش یافته است.
– گزارش بین دولتی تغییرات اقلیمی در سال 2018 که میگوید جهان در حال حاضر بیش از 1 درجه سانتیگراد بالای گرمای جهانی دوره پیشاصنعتی قرار دارد و قرار است تا میان سالهای 2030 تا 2052 به افزایش درجه حرارت 1.5 درجهای برسد.
ناامیدی از بیعملی
این گزارش به دنبال هشدارهای شدیدی میآید که سالها دانشمندان برجسته جهان در مورد وضعیت کره زمین دادهاند؛ از جمله بیانیه 11 هزار دانشمند در سال 2019 مبنی بر اینکه مردم «به دلیل بحران آبوهوایی» با «رنج ناگفته» روبهرو میشود، مگر اینکه تغییرات عمدهای صورت بگیرد.
در سال 2016، بیش از 150 دانشمند آبوهوایی در استرالیا در نامهای سرگشاده که به نخستوزیر وقت، «مالکوم ترنبول» نوشتند، خواستار «اقدامات فوری» در زمینه کاهش انتشار گازهای گلخانهای شدند. در همان سال، 375 دانشمند – از جمله 30 برنده جایزه نوبل- در نامهای سرگشاده به جهانیان از ناامیدی خود نسبت به بیعملی سیاسی در مورد تغییرات آبوهوایی نوشتند.
پروفسور «تام اُلیور» بومشناس دانشگاه «ریدینگ» میگوید که این گزارش، خلاصهای ترسناک اما واقعی از تهدیدهای بزرگی است که جامعه با آن مثل یک «اتفاق عادی و متعارف» برخورد میکند. او میگوید: «دانشمندان اکنون باید فراتر از صِرفِ مستندسازی نابودی محیطزیست بروند و در عوض باید به دنبال یافتن موثرترین راهها برای انجام اقدامات سریع باشند.» پروفسور «راب بروکر»، رئیس بخش علوم زیستمحیطی در انستیتوی «جیمزهاتون»، میگوید که این گزارش به وضوح بر فشار این چالشها تاکید میکند: «قطعا ما نباید در مورد بزرگی چالشهایی که با آنها روبهرو هستیم و تغییراتی که برای مقابله با آنها باید ایجاد کنیم، شک داشته باشیم.»
در همین روزهایی که شاخص آلودگی هوا سر به فلک کشیده و هوا برای کودک و پیر و جوان ناسالم شده، فریدون عباسی، رئیس کمیسیون انرژی مجلس در یک برنامه تلوزیونی (نقل به مضمون) گفته چه اشکال دارد مازوت بسوزانیم؟ آقای عباسی گفته است: «سوزاندن مازوت بد نیست. کشورهای دیگر از ایران مازوت میخرند که با آن برق تولید کنند. کشورهای دیگر ذغال سنگ هم میسوزانند. میخواهند اشتغال ایجاد کنند رفاه خودشان مد نظرشان است و کاری هم به گازهای گلخانهای ندارند این اتفاقی است که در کشورهای بزرگ و درجه یک دنیا هم روی می دهد».
به زبان دیگر آقای عباسی بر این نظر است چون برخی به قول ایشان «کشورهای درجه یک جهان» با شعار اشتغالزایی به بیراهه میروند چرا ما نرویم؟ طرفداران سدسازی و انتقال آب بین حوضه ای هم مشابه همین استدلال را دارند.
آنها میگویند چین و آمریکا این همه سد ساختهاند چرا ما نسازیم؟ کشورهای خلیج فارس این همه آب شیرین کن نصب کردهاند چرا ما نکنیم؟ گویی اجرای چنین طرحهایی فی نفسه عملی مثبت است و چگونگی اجرا و پیامدهای آنها چندان اهمیتی ندارد. هر آدم عاقلی که کمی از محیط زیست سر در بیاورد،
با تماشای دو دقیقه از گفتوگوی آقای عباسی با تلویزیون حساب کار دستش میآید که رییس کمیسیون انرژی مجلس به مسایل انرژی و محیط زیست چه نگرشی دارد.
مشت نمونه خروار است. از همین یک گفتوگو میتوان مطمئن شد که نباید به صاحب چنین نگرشی دل بست تا مسیر قانونگذاری کشور را به نفع محیط زیست هدایت کند. هر چه باشد این یک نشانه از جریانی است که با ادعای «به فکر مردم بودن» مجلس را در اختیار گرفته است. البته اگر از برخی تفاوتهای جزیی چشمپوشی کنیم، توجه به محیط زیست و فهم اولویتهای آن همچنان برای جریانهای سیاسی کشور یک شوخی بزرگ است، حتی اگر با دستاویز قرار دادن آن از مردم رای ستانده باشند. با این حال آقای عباسی و همفکران او در ایران و جهان همچنان به مدافعان محیط زیست با نگاهی عاقل اندرسفیه پوزخند میزنند که: «شما زیادی فانتزی فکر میکنید».
| پیامما| پیرمرد میگوید این روزها در هوای آلودهی تهران هم نفسش بند آمده هم عصبانی و کلافه شده. زنی دیگر در نزدیکیاش میگوید روزها درد قفسه سینه گرفته و نگران کرونا است. دستش را رو به آسمان خاکستری گرفته و آسمان را مقصر میداند. دختر جوانی سرش را تکان میدهد و بدخوابی و بیدار شدنش با سردرد را توصیف میکند. خودش را این روزها «عصبانی» یا حتی «افسرده» میداند. محتوای تصاویر و گزارشهای ویدیویی که این روزها در شبکههای مجازی منتشر میشود پر است از تصاویر زنان و مردان ماسک پوشی که «آلودگی هوا» را قوز بالای قوز مشکلاتشان میدانند. پرخاش میکنند، خوابهای آشفته میبینند و اضطراب و استرس را مستولی شده بر تمام زندگیشان میدانند. همچنان که آلودگی هوا منجر به بیماریهای ریوی و ناراحتیهای تنفسی شود، متخصصان علوم اعصاب پیشتر درباره تاثیر مخرب آلودگی هوا روی اعصاب و روان افراد هم هشدار داده بودند. مسالهای که شهروندان خودشان بدون دریافت دادههای علمی هم درباره آن به اتفاق نظر رسیدهاند. این روزها با استمرار آلودگی هوا و وضعیت هشدار در اغلب کلانشهرهای کشور، به نظر میرسد که نگرانیها درباره تاثیر آلودگی هوا بر روی سلامت روان هم افزایش پیدا کرده است.
پژوهشهای علمی موید تاثیرات دراز مدت آلودگی هوا بر روی سلامت روان ساکنان کلانشهرهای آلودهاند. در پژوهشی که سعید کریمی، عضو هیات علمی پردیس فنی دانشگاه تهران ، دانشکده محیطزیست و احسان طالبی، دانشجوی کارشناسی ارشد بهداشت، ایمنی و محیطزیست دانشگاه تهران با عنوان مروری بر تاثیر آلودگی هوا در بروز بیماریهای روحی و روانی، در «پنجمین کنفرانس ملی نوآوریهای اخیر در روانشناسی» منتشر شده است به آلودگی هوا به عنوان محرکی برای تشدید ناراحتیهای روانی یاد کردند. در چکیده این مقاله آمده است که «نتایج نشان میدهند آلودگی هوا قادر است سیستم اعصاب مرکزی را از طرق مختلف تحتتاثیر قرار دهد. همچنین میتواند منجر به التهاب نورونی و تخریب شریانهای خونی گردد. شواهد مدلی وجود دارد که افزایش غلظتهای اتمسفری شماری از آلایندههای هوا در بروز اختلالات روحی روانی را موثر میدانند.» در بخش دیگری از این مقاله به تاثیر آلودگی هوا بر بیماریهای روانی نظیر شیزوفرنی نیز اشاره شده است: «اختلالات رویداد شیزوفرنی در مناطق حومه شهرها به خوبی مورد بررسی قرار گرفته و اخیرا مشخص شده که آلودگی هوا در بروز این امر موثر است بوده است. تاکنون شواهد اندک است و مرور همگرایی تنها قادر است. رابطه فلزات سنگین از جمله کادمیوم و سرب و راههای عصبی برای توسعه شیزوفرنی را نشان دهند.»
کاهش عملکرد شناختی در بزرگسالان از دیگر تاثیرات آلودگی هوا بر بزرگسالان است که در بخش دیگری از این مقاله به آن اشاره شده است. نویسندگان این مقاله باتوجه به دادههایی که استخراج کردند معتقدند که وجود ذرات معلق در هوا در درازمدت میتواند منجر به زوال عقل یا حتی جنون شود: «مطالعات مروری در خصوص جنون و زوال شناختی همگرایی مثبت دوز پاسخی در خصوص ازون و منواکسیدکربن و اکسیدهای نیتروژن و ذرات معلق ریز و زبر و جنون و زوال شناختی در سطح جمعیت را به اثبات رساندهاند. بهطور مشابه مطالعهای دیگر دریافته است که در معرض قرار گیری بلند مدت با کربن سیاه ناشی از ترافیک بار بزرگتر از کاهش عملکرد شناختی در بزرگسالان بوده است.»
خستگیهای ناشی از آلودگی هوا
در پژوهش دیگری که با نام «تبیین نقش آلودگی هوا و مه دود فتوشیمیایی در بروز سرطان و تاثیر آن بر تغییرات هورمونی ملاتونین و بروز خستگی مزمن» در چهارمین کنفرانس بینالمللی پژوهشهای نوین در مهندسی کشاورزی، محیطزیست و منابع منتشر شده است، به تاثیر آلودگی هوا در ترشح ناصحیح هورمون ملاتونین اشاره شده است. در بخشی از این پژوهش که در سال جاری ارائه شده است، خستگی و افسردگی در طولانی مدت از مسبب آلودگی هوا یاد شدند: «در روزهای آلوده و مه گرفته به دلیل تاریکی هوا و به ویژه در پاییز و زمستان که طول روز کوتاه و طول شب بلند میشود، میزان ترشح هورمون ملاتونین در بدن افزایش پیدا میکند و در فرد ایجاد علائم خستگی، خواب آلودگی و در بلند مدت موجب ابتلا به افسردگی میشود. علاوه بر این، تمایل جذب هموگلوبین خون با مونواکسیدکربن و اثرات سو آن بر سلامتی به صورت اختلال در بینایی، تار دیدن، خستگی، سردرد و خوابآلودگی بروز میکند.»
سومدیریت، شهروندان را عصبانیتر میکند
امیرحسین جلالی، روانپزشک اما جنبههای آلودگی هوا و تاثیرش بر سلامت روانی را از چند زاویه بررسی میکند، او به روزنامه «پیامما» میگوید که تاثیرات را باید به دو شکل کوتاه مدت و بلند مدت بررسی کرد: «آلودگی هوا میتواند شانس ابتلا به بعضی بیماریهای روانی را در یک نسل بالا ببرد، به طور مثال مادران باردار در معرض آلایندههای خاص ممکن است روی جنین و تکامل عصبی او تاثیر منفی داشته باشند.» جلالی دادههای مطالعات محیطزیست و روانپزشکی را در دراز مدت محدود تلقی میکند اما برای تاثیرات کوتاه مدت تحلیل دیگری دارد: «آلودگی هوا میتواند پرخاشگری و اضطراب و بهطور کلی مشکلات خلقی ما را تحت تاثیر قرار دهد، اما این مساله چند وجهه دارد.» جلالی میگوید آلودگی هوا میتواند اکسیژن رسانی به مغز را کاهش دهد و از همین رو افراد ممکن است بیقرار، عصبی و کلافه و تحریکپذیر شوند. «اما در حال حاضر در کشور ما مساله آلودگی هوا با جنبههای جامعه شناختی و پارامترهای اجتماعی در جامعه ما کلید خورده است.»
مسالهای که این روانپزشک اعتقاد دارد که ممکن است مشکلات ثانویه ایجاد کند: «این روزها درباره آلودگی هوا میگویند، مازوت سوزانده میشود، شیوه مبارزه با آلودگی هوا تاکنون به نتیجه نرسیده و مثلا حملونقل شهری همچنان درست فعالیت نمیکند یا سالهای قبل گفته میشد که تولید بنزین غیراستاندارد است. این خبرها این ادراک را به فرد میدهد که سومدیریت وجود دارد. مثل اینکه شما در خانواده احساس کنید که پدری بیمبالات و بدون تدبیر دارد که به فکر اعضای خانواده نیست.» جلالی میگوید: این مساله باعث میشود که عصبانیت و کلافگی شهروندان بیشتر از قبل شود وبا اینکه تاثیرات بیولوژیکی آلودگی هوا خودش را در قالب سرگیجه و نگرانی پیشتر نشان داده باشد.
دیروز یکی از آلودهترین روزهای کلانشهرهای ایران بود. نقطههای قرمز روی نقشه پایش پرتعداد بودند، اثرات کوتاه مدت شاید روی رفتار عموم افراد جامعه تاثیرش را نشان داده باشد اما برای بلندمدتها باید منتظر ماند، شاید سالها. تا فهمید تنفس آلودگی چه تاثیر مخربی روی سلولهای مغز گذاشته است، آلزایمر یا افسردگی یا بیخوابی، باید دید قرعه به نام کدام شهروند و چه بیماری میافتد.
