بایگانی مطالب نشریه

مرثیه‌ای برای سبلان

جاده‌کشی در سبلان طی ماه‌های اخیر مورد نقد بسیاری از رسانه‌های محلی و ملی قرار گرفت اما هیچ نهادی پاسخگوی سوالات کارشناسی و علمی در این حوزه نبود. عواقب این جاده‌کشی که با نام متناقض «کمربند سبز» معرفی شده اما در نهایت تبدیل به «کمربند مرگ» خواهد شد، بارها و بارها در رسانه‌ها عنوان شده است اما تبعاتی که در بلندمدت دامن‌گیر مردمان این دیار خواهد شد باید بیشتر مورد توجه مسئولان و مردم قرار گیرد. سبلان به عنوان یک اکوسیستم کلان در منطقه آذربایجان و به ویژه استان‌های اردبیل و آذربایجان‌شرقی نقش مهمی در پایداری تنوع گیاهی و جانوری دارد. جاده‌ای که در این منطقه احداث خواهد شد
تقریبا کل زیستگاه شرقی این کوه را به دو قسمت تقسیم خواهد کرد. این اقدام در ادبیات حفاظت با نام تکه‌تکه شدگی زیستگاه شناخته می‌شود و در میان بوم‌شناسان به عنوان اصلی‌ترین عامل حذف پستانداران بزرگ جثه محسوب می‌شود.
این منطقه از سبلان زیستگاه اصلی خرس قهوه‌ای، گرگ خاکستری، سیاه گوش و ده‌ها جاندار دیگر است که هر کدام نقش بسیار مهمی در پایداری طبیعت و اکوسیستم سبلان دارند. احداث این جاده که با هدف رونق گردشگری انجام می‌گیرد شاید اکنون با تشویق و هورای تماشاگران همراه باشد اما در میان‌مدت (۱۰ تا ۱۵ سال) باعث حذف گونه‌های مذکور و در بلندمدت (۱۵ تا ۲۰ سال) باعث کاهش و حذف جمعیت گونه‌هایی خواهد شد که نقش صید و صیادی در این منطقه دارند و در طی هزاران سال گذشته به نوعی از پایداری رسیده‌اند. در حالی که در نقاط مختلف کشور سازمان‌های متولی حفاظت از تنوع زیستی در حال برنامه‌ریزی برای حفاظت از یوزپلنگ‌، پلنگ، خرس سیاه، سمندر امپراتور و سایر گونه‌های ارزشمند جهت حفاظت از تنوع ژنتیکی اکوسیستم‌های متنوع کشورمان هستند، در گوشه‌ای دیگری از کشور لودرها و ماشین‌آلات راه‌سازی در حال تخریب خانه این موجودات با ارزش است.
تبعات بعدی این جاده‌کشی نابودی تنوع گیاهی ارزشمند دامنه‌های شرقی این کوه تاریخی خواهد بود و در صورت بروز این اتفاق همه ۱۵۰ روستای مشرف به دامنه‌های شمالی، شرقی و جنوبی سبلان باید منتظر رخدادهای ناگواری مانند رانش زمین، سیل و خشک شدن چشمه‌های این منطقه باشند. با احداث جاده گردشگری تنها بخش طبیعی این کوه تهدید نمی‌شود. به باور بسیاری از کارشناسان فرهنگی و تاریخی این جاده دقیقا از کنار آثار تمدن‌های کهن این منطقه یا شاید هم از روی آن‌ها عبور خواهد کرد و این یعنی فاجعه‌ای که آیندگان به سوگ آن خواهند نشست. این تذکرها به صورت مفصل توسط استادان دانشگاه و صاحب‌نظران این حوزه طی جلسات متعدد برای مسئولان و متولیان این جاده‌کشی بازگو شده اما همه تذکرات بدون پاسخ مانده و دیگر زمانی به شنیدن دیدگاه‌های دیگر از سوی مسئولان استان اردبیل اختصاص نمی‌یابد. آری، گوش‌هایی که خود را بی‌نیاز از شنیدن نظرات کارشناسان می‌دانند قطعا صدای هیچ فریادی را نخواهند شنید.

خطر غرق شدن «دوار»

دوار نشینان را گذاشتند مقابل مسیر سیلاب و پشتشان سیل‌بند ساختند. سیل‌بندی که ساختش به بهای قطع دو هزار درخت تمام شد و برای کم کردن هزینه‌هایش هم از شن‌های روان استفاده کردند. دیگر بحث بر سر خسارت وارده به تپه ماهورها نیست، اینجا حتی آسیب وارده به منطقه پارک ملی کرخه به عنوان منطقه حفاظت شده نیز کم اهمیت جلوه می‌کند. بحث بر سر مصالحی است که حتی با مخلوط شدن با آهک هم استحکام ندارد و با یک بارندگی شدید فرو می‌پاشد. وجود سیل‌بند ماسه‌ای حاشیه کرخه می‌تواند یک روستا را زیر آب ببرد و نابودیش راه را برای ورود رمل‌ها به جنگل باز می‌کند. بماند که برداشت هزاران تن رمل زمینه ایجاد یک کانون ریزگرد دیگر را فراهم کرده؛ آن هم در خوزستان که از سال‌ها پیش گرفتار گرد‌و‌غبار شده است.

چند ماه از سیلاب‌های 98 گذشته بود که ستاد مدیریت بحران خوزستان به فکر چاره افتاد. مطالعات را دانشگاه شهید چمران اهواز به عنوان مشاور استانداری انجام داد. آن زمان تصمیم گرفتند یک سیل‌بند در حاشیه رودخانه کرخه احداث کنند تا جلوی ورود سیل به دو روستای «دوار» و «دبات» را بگیرند. روستاهایی که در سیلاب سال گذشته کمترین آسیب را دیده بودند.
عامل بروز سیلاب‌های 98 همچنان نامعلوم است اما شواهد نشان می‌دهد که آزادسازی آب سد کرخه در این سیلاب بی‌تاثیر نبوده است. وقتی حجم آب سد زیاد شد، دیگر چاره‌ای جز آزادسازی نداشتند. از دبی 500 مترمکعب در ثانیه شروع کردند و به سه هزار مترمکعب در ثانیه رسیدند. مشکل اما برداشت ناهمگون معادن شن و ماسه از حریم رودخانه‌ها بود. برخی نقاط رودخانه کاملا گود شده بود. حجم آب ورودی که زیاد شد، آب از بستر رودخانه خارج شد و هدایت شد به سمت شرق. پوشش گیاهی جلوی سیلاب را گرفت اما زهکش کشاورزی حوالی روستای «دوار» آب را به این روستا هدایت کرد.

سیل از شمال وارد دوار شد، سیل‌بند را در جنوب ساختند

این بود که احداث سیل‌بند در حوالی دو روستای «دوار» و «دبات» در دستور کار ستاد مدیریت بحران قرار گرفت. سال پیش سیلاب از شمال وارد منطقه شده بود اما سیل‌بند را دقیقا در خلاف جهت ساختند. کارشناسان زمین‌شناسی و حتی مردم محلی از این انتخاب حیرت کرده‌اند.
رضا خیرآبادی، کارشناس ژئومورفولوژی (زمین‌ریخت‌شناسی) به «پیام‌ما» می‌گوید: «پشت روستا سیل‌بند بسته‌اند و تا پل شهید ناجیان کرخه ادامه داده‌اند. در فاز بعدی هم می‌خواهند از پل شهید ناجیان تا 2500 مترمربع در بالادست رودخانه سیل‌بند را ادامه دهند. اما همه می‌دانند سیل از شمال وارد روستا شده است.» برای ترسیم بهتر این موضوع بهتر است که یک جنگ را تصور کنید که نیروهای نظامی به جای سنگر زدن در جلوی دشمن، پشت نیروهای خودی سنگر زده‌اند و نیروهای خودی را روبه‌روی دشمن قرار داده‌اند.
مکان‌یابی پروژه به گونه‌ای است که روستاییان را در مسیر سیلاب قرار داده و راه فرار را هم با سیل‌بند بسته‌اند. خیرآبادی می‌گوید: «آن‌ها پشت روستا سیل‌بند ساختند. اگر یک دفعه دیگر این سیلاب تکرار شود، سیلاب پشت این دیوار خاکی جمع می‌شود و باعث مرگ مردم می‌شود و مازاد آب به سمت شهر می‌رود.»
از شن‌های روان

برای ساخت سد استفاده کردند

مشکل فقط مکان‌یابی سد نیست. بنیاد مسکن، مجری ساخت این سیل‌بند برای کم کردن هزینه‌هایش سراغ شن‌های روانی رفته که سالیان سال درختان پارک جنگلی با پس زدنش جلوی ریزگردها را گرفته بودند.
این کار به بهانه کم کردن هزینه‌ها بوده و البته به بهای کاهش استحکام سیل‌بند ماسه‌ای و ورود ریزگردهای بیشتر به منطقه. خیرآبادی در این رابطه می‌گوید: «تپه‌ماهورها را تخریب کردند و هزار تن ماسه بادی برای احداث سیل‌بند به حاشیه جنگل آوردند. اگر چه برای استحکام بیشتر آهک را قاطی این شن‌های روان کردند اما این اقدام عملا هیچ تاثیری در استحکام بخشی ندارد.» این موضوعی است که احمد زالی، عضو هیئت مدیره انجمن دوستداران شهر و طبیعت شوش هم روی آن دست می‌گذارد. زالی به «پیام ما» می‌گوید: «بن‌مایه سد، ماسه‌ای است و این ماسه‌ها را هم از غرب کرخه می‌آورند. جنس این ماسه‌ها به گونه‌ای است که هیچ‌ گونه پیوستگی ندارد و با آب شکسته می‌شود. این تپه‌های شنی و ماسه‌ای معروف‌اند به شن‌های روان و بسیار فرسوده‌اند.»

سیل‌بند خراب شود جنگل پر از شن روان می‌شود

خوزستان همواره یکی از استان‌های غبارآلود کشور بوده. در طول یک دهه گذشته پیوسته خبرهایی از ریزگرد‌های این استان شنیده می‌شود و طرح‌هایی هم برای کنترل این ریزگردها ارائه می‌شود. از جمله کاشت درختان در شوره‌زارها. وقتی تصمیم گرفتند که هزینه سیل‌بندی که در کارکرد آن شک و تردید است را کاهش دهند، به سابقه غبارآلودگی خوزستان فکر نکردند.
هژیر کیانی، دبیر انجمن دوست‌داران طبیعت و محیط‌زیست ایذه درباره سد ماسه‌ای، به «پیام‌ما» می‌گوید: «یقینا این دستکاری در طبیعت و مستعد کردن منطقه برای تبدیل شدن به کانون ریزگرد است و هیچ توجیه فنی ندارد. چند صد میلیون پول در اراضی شوره‌زار خرج شده که چند نهال را رشد دهند، آن وقت آمدند پوشش گیاهی یک منطقه حفاظت شده را از بین بردند.»
کیانی ادامه می‌دهد: «می‌خواهند تپه‌های ماسه‌ای را مستعد ریزگرد کنند و پوشش گیاهی را از بین ببرند، به این امید که سیلاب‌ها را کنترل کنند. در صورتی که سیلاب از حوزه آبخیز دز و کارون وارد خوزستان شد.» او معتقد است که برای کنترل سیلاب باید پوشش گیاهی در استان‌های حوزه آبخیز کرخه، تقویت شود: «به جای این‌که از سرچشمه موضوع را حل کنند در پایین‌دست‌بند ایجاد کردند. این سدسازی بیهوده است چرا که قدرت و حجم سیلاب بیشتر می‌شود و نمی‌توان هر ساله، بند ایجاد کرد.»

مسطح کردن تپه‌ها برای کشاورزی

آن چه این میان کمتر مورد توجه قرار گرفته، تبعات از بین رفتن سیل‌بند ماسه‌ای است که از همین ابتدا درباره قدرت و استحکامش شک و تردید است. دو ماه پیش محمد الوندی، رئیس پارک ملی کرخه گفته بود: «به محیط زیست گفته شده است که اگر سیل بخواهد از دیوار سه متری بالا بزند، بخشی ازسیل‌بند را تخریب و سیل را به سمت سیل‌بندهای دیگر هدایت می‌کند.» اما تاثیر تخریب این سیل‌بند بر منطقه جنگلی چیست؟
خیرآبادی این پرسش را این گونه پاسخ می‌دهد: «اگر سدی که درست کرده‌اند از هم بپاشد -که چندان بعید هم نیست- تمام این رمل‌ها پخش می‌شود در جنگل و پوشش گیاهی می‌رود زیر آواری از رمل و شن.»
پشت پرده این سد و برداشت ماسه‌ها برای سیل‌بند هدف دیگری است. خیرآبادی در زمره کسانی است که معتقد است این برداشت برای مسطح‌سازی منطقه و بهره‌بردای از بخش دیگری از منطقه حفاظت‌شده برای کشاورزی است.

سیل‌بند از کجا مجوز گرفت؟

تاکنون درختان 4 هکتار از مناطق حفاظت‌شده پارک جنگلی کرخه را برای احداث سیل‌بند قطع کردند. حتی اگر شیوه محاسبه مسئولان دولتی که برای هر 20 مترمربع یک درخت حساب می‌کنند را قبول کنیم، تاکنون دو هزار درخت در این عرصه قطع شده است. البته این تازه شروع ماجراست. در فاز دوم 5هکتار دیگر از اراضی جنگلی زیر تیغ می‌رود. یعنی در مجموع 4 هزارو 500 قطعه درخت برای سیل‌بندی که کارایی‌اش از دید کارشناسان رد شده، از بین می‌رود.
قطع درختان از اردیبهشت ماه امسال شروع شد. قرار بود در ابتدا نیمی از زمین سیل‌بند از اراضی غیرقانونی تصرف‌شده کشاورزان باشد، اما مجری طرح تصمیم گرفت تمام اراضی را از منطقه حفاظت‌شده بردارد. نیمی از درختان قطع شده و مراحل خاکبرداری و احداث سیل‌بندی که هنوز مشخص نیست از چه سازمانی مجوز گرفته، آغاز شده است.

مدیریت بحران خوزستان اخذ مجوز از مدیریت بحران را رد کرد

این طرح مجوز سازمان حفاظت محیط‌زیست را ندارد اما یاسینی، پیمانکار سیل‌بند و محمد‌جواد اشرفی، مدیرکل حفاظت محیط‌‌زیست خوزستان مدعی شده‌اند که طرح مجوز ستاد مدیریت بحران را دارد. با این حال امید بن‌عباس، مدیرکل مدیریت بحران استانداری خوزستان 6 دی ماه در گفت‌و‌گو با ایسنا اعلام کرد که مدیریت بحران خوزستان در خصوص صدور مجوز برای احداث سیل‌‌بند در منطقه حفاظت‌شده کرخه نقشی ندارد.
بن‌عباس گفته است که دفتر فنی استانداری خوزستان بر اساس اولویت‌ها، زمان ساخت سیل‌بندها را مشخص کرده و بخشی از کار بر عهده بنیاد مسکن و بخشی بر عهده دفتر فنی استانداری گذاشته شده و نمی‌داند کار در این نقطه از شوش، بر عهده کدام دستگاه بوده است.
مدیرکل مدیریت بحران خوزستان در پاسخ به این‌که کدام اداره مجوز ساخت سیل‌بند را داده است، گفته: «قطعا رعایت تمام نکات مربوط به احداث سیل‌بند باید توسط پیمانکاران لحاظ شود اما مدیریت بحران خوزستان در خصوص این‌که این وسط در این ماجرا این اداره یا آن اداره مجوز صادر کرده باشد، نقشی ندارد.»
روشن نیست که چرا اداره محیط‌زیست استان خوزستان اجرای این طرح را متوقف نکرده است. پیگیری‌های «پیام‌ما» برای گفت‌وگو با محمد‌جواد اشرفی، رئیس این اداره بی‌نتیجه است و محمد الوندی، رئیس پارک ملی کرخه هم می‌گوید اجازه مصاحبه ندارد.
احداث سیل‌بند خوزستان به بهای نابودی درختان حتی مورد انتقاد سمیه رفیعی، رئیس فراکسیون محیط‌زیست مجلس نیز قرار گرفته بود. او به خانه ملت گفته بود:«پوشش گیاهی خصوصا در قالب درخت و درختچه مهمترین سیل بند طبیعی است، چه سیاستی پشت این ماجرا وجود دارد که سیل‌بند طبیعی را از بین ببریم و به جای آن سیل‌بند ماسه‌ای احداث کنیم فعلا مشخص نیست.»

قطع درختان پارک ملی برای جلوگیری از زمین‌خواری

پیش از این در اوایل تیرماه اداره کل حفاظت محیط‌زیست منطقه درباره تخریب زیستگاه در محاکم قضایی شکایت کرده بود، ولی دادگاه مجری پروژه را که بنیاد مسکن خوزستان بود تبرئه کرد و پروژه ادامه یافت. به تازگی اما محیط‌زیست از مواضع خود کوتاه آمده است. مدیر کل حفاظت محیط‌زیست خوزستان به رسانه‌ها گفته: «دولت بیهوده پولی را صرف هیچ پروژه‌ای نمی‌کند. ضرورت این طرح برای ما نیز مسجل شده، ولی در ابتدا ما معتقد بودیم که بهتر است طرح به جای جنگل در زمین‌های کشاورزی که چسبیده به جنگل است، اجرا شود، اما از آنجایی که مجری محدودیت‌هایی برای تملک اراضی داشت، تصمیم گرفته شد که از اراضی جنگلی استفاده شود.» اشرفی در دفاع از این سیل‌بند گفته است که احداث دایک (خاکریز) شاید باعث شود دو هکتار از عرصه‌های حفاظت‌شده از دست برود، ولی باعث می‌شود توسعه کشاورزی و روستایی به سمت جنگل در آینده اتفاق نیفتد.
او مدعی شده که این خاکریز در آینده نقش آتش‌بُر خواهد داشت: «در تابستان امسال 70 هکتار از اراضی حفاظت‌شده در آتش سوخت، اما احداث دایک می‌تواند به‌عنوان آتش‌بر عمل کند.»
دبیر انجمن دوست‌داران طبیعت و محیط‌زیست ایذه ادعاهای مدیر کل محیط‌زیست خوزستان را رد می‌کند. کیانی می‌گوید: «آتش‌برهایی که تا به حال ایجاد شده در قالب جاده‌های خاکی و تیغ‌زدن‌های سطحی بوده است. برای ایجاد آتش بر اصلا نیاز به قطع درخت نیست. این چه منطقی است که درخت قطع کنیم برای نجات درخت‌های دیگر. اگر می‌خواستند آتش‌بر ایجاد کنند، می‌توانستند لابه لای درخت‌ها یک خاک‌برداری سطحی انجام دهند.»

محیط زیست پاسخگو باشد

کیانی درباره قطع درختان برای جلوگیری از زمین‌خواری هم می‌گوید: «صحبت مدیر کل محیط‌زیست خوزستان توهین‌آمیز است. اولا مردم روستاها و جوامع محلی ذی‌نفعان اصلی این طرح هستند و دوما اگر زمین‌خواری اتفاق بیفتد به دلیل سو مدیریت‌ها و آموزش ندادن به جوامع محلی است.» دبیر انجمن دوست‌داران طبیعت و محیط‌زیست ایذه معتقد است که باید خسارت قطع این درختان پرداخت شود و سازمان حفاظت محیط زیست پاسخگو باشد: «با چه مجوز و توجیهی اجازه قطع این درختان را دادند؟ باید متولی پاسخگو باشد و حتی برای این تخریب غرامت بپردازند. یقینا اداره کل حفاظت محیط زیست هم به عنوان ناظر باید پاسخگو باشد که چرا به وظیفه نظارتی خود عمل نکرده است.»

آنها نمی‌دانستند این میراث جهانی است

با وجود ثبت جهانی «دانش سنتی لنج‌سازی و دریانوردی ایرانیان در خلیج فارس» در فهرست میراث جهانی یونسکو در سال 90، آذرماه امسال، هیات وزیران «برنامه جایگزینی شناورهای سنتی تجاری با ظرفیت کمتر از ۵۰ تن (لنج تجاری) را با هدف حذف ابزار قاچاق کالا از دریا، انتقال فعالیت‌های غیررسمی به رسمی و تجاری، رونق فعالیت‌های کشتی‌سازی داخلی و خدمات تعمیر و نگهداری آن‌ها و نیز افزایش ایمنی دریایی» به تصویب رساند. این در حالی است که وزیر میراث‌فرهنگی در این جلسه حضور نداشت و مسئولان این دستگاه تا امروز درباره این موضوع به رسانه‌ها توضیحی نداده‌اند.

فرهاد نظری که مدیر پیشین دفتر ثبت آثار و حفظ و احیای میراث طبیعی و معنوی نیز است، در این رابطه به ایسنا گفت: «وقتی ساخت، تعمیر و فعالیت لنج‌های سنتی با محدودیت یا ممنوعیت مواجه شود، نسل جوان رغبتی به فراگیری این دانش‌ها و مهارت‌های سنتی پیدا نمی‌کند و این میراث چندهزارساله به نسل‌های جوان منتقل نمی‌شود.»

اکنون مدیرکل پیشین دفتر ثبت آثار و حفظ و احیای میراث طبیعی و معنوی با بیان این‌که یونسکو در سال ۲۰۱۱ «دانش سنتی ساخت لنج و دریانوردی در خلیج فارس» را به نام ایران در فهرست میراث ناملموس بشریِ آن هم به صورت میراث در خطر و نیازمند پاسداری فوری ثبت کرد، گفته است: «ثبت میراث ناملموسِ «دانش سنتی ساخت لنج و دریانوردی در خلیج فارس» در فهرست یونسکو باعث افتخار و مباهات ما ایرانیان است. این پرونده از مهم‌ترین اسناد بین‌المللی است که گواهی می‌دهد ایرانی‌ها در ساخت شناورهای دریایی و دریانوردی سابقه‌ چند هزارساله دارند.»

او با اشاره به این‌که گفته می‌شود تعداد قابل توجهی از شناورهای مردم که در حاشیه خلیج فارس و دریای عمان کار می‌کنند مشمول این مصوبه می‌شوند، اضافه کرد: «آن‌چه برای ما از منظر میراث فرهنگی حائز اهمیت است فعالیت لنج‌های چوبی است که با تکنیک سنتی ساخته شده‌اند.»

نظری تصمیمات یا اقداماتی را که باعث کاهش فعالیت یا بیکار شدنِ احتمالی استادکارانِ ساخت و تعمیر لنج‌های سنتی و دریانوردان می‌شود عاملی دانست که می‌تواند هم‌سو با اهداف پاسدارانه‌ پرونده‌ میراث دریانوردی نباشد و گفت: «وقتی ساخت و تعمیر و فعالیت لنج‌های سنتی با محدودیت یا ممنوعیت مواجه شود، نسل جوان رغبتی به فراگیری این دانش‌ها و مهارت‌های سنتی پیدا نمی‌کنند و این میراث چند هزار ساله به نسل‌های جوان منتقل نمی‌شوند.»

به گفته‌ او امروزه کارگاه‌های متعددی در کرانه‌ خلیج‌فارس در شهرها و مناطقی مانند بندرکنگ، قشم، بوشهر و سواحل دریای عمان به ساخت و تعمیر برنج‌های سنتی مشغول‌اند. این پرونده در یونسکو، به صورت میراث در معرض خطر و  نیازمند پاسداری فوری ثبت شد و تعهدات دولت در زمان ثبت آن شامل «انجام اقدامات پاسدارانه‌ مناسب برای درآمدن این پرونده از فهرست میراث در خطر و عادی شدن وضعیت آن» مانند دیگر مصادیق میراث ناملموس است تا دانش و مهارت سنتی لنج‌سازی و دریانوردی به مرور رونق یابد و این میراث کهن زنده بماند.

مدیرکل سابق دفتر ثبت آثار و حفظ و احیای میراث طبیعی و معنوی تاکید کرد: «از سوی دیگر اما باید این احتمال را نیز در نظر داشت که زمانی‌که این مصوبه در حال بررسی و تصویب بوده، افراد حاضر در آن جلسه از جهانی بودن این میراث خبر نداشته‌اند. در این شرایط، وزارت میراث‌فرهنگی باید این موضوع را به اطلاع هیات وزیران برساند.»

مصرف گاز تعدیل شد

سخنگوی شرکت ملی گاز ایران از تعدیل مصرف گاز در کشور خبر داد و گفت که در این شرایط دیگر نیاز به واردات گاز نیست اما سخنگوی صنعت برق با توجه به سرمای پیش رو همچنان از مردم خواسته است که مدیریت مصرف انرژی داشته باشند تا دوباره در تامین سوخت نیروگاه‌ها مشکلی به وجود نیاید.

محمد عسگری سخنگوی شرکت ملی گاز به ایسنا گفته‌است که با اقدامات صورت گرفته و همکاری مردم میزان مصرف گاز کاهش یافته است و نیازی به واردات گاز به کشور نیست «اما از مردم تقاضا داریم که مدیریت مصرف را ادامه دهند تا بتوانیم پیک امسال را بدون مشکل سپری کنیم.»
او همچنین نسبت به میزان مصرف انرژی مردم هشدار داده است تا ایران مجبور نباشد که گاز وارد کند.
این صحبت سخنگوی شرکت ملی گاز در حالی است که ایران چهارمین تولید کننده گاز طبیعی در دنیا است و به کشورهای همسایه مانند ترکیه و عراق صادرات گاز انجام می‌دهد.
بحث واردات گاز از آنجا مطرح شد که رضا اردکانیان وزیر نیرو در روز سه‌شنبه 30 دی‌ماه گفته‌بود که تداوم شیوه فعلی مصرف گاز و دور کردن ذهن جامعه از اعمال مدیریت مصرف باعث می‌شود تا روزی تبدیل به وارد کننده گاز شویم.
بر اساس صحبت‌های وزیر نیرو با فرض این‌که همه سوخت نیروگاه‌های کشور گاز باشد، برای این‌که در هر شبانه‌روز نیاز برقی همه مشترکان در همه بخش‌ها تامین شود به چیزی حدود ۱۸۰میلیون‌متر‌مکعب گاز نیاز است در حالی که فقط بخش خانگی حدود ۴ برابر این میزان گاز مصرف می‌شود.
او همچنین گفت:« روزهایی بوده که به جای ۱۸۰ میلیون مترمکعب حدود ۷۰ تا ۷۵ میلیون متر‌مکعب گاز دریافت کردیم و در همان روزها در بخش خانگی حدود ۶۰۰ میلیون متر‌مکعب مصرف گاز بوده است.»
اردکانیان با تاکید بر ضرورت اصلاح الگوی مصرف اظهار کرد: «واقعیت این است که کمبود گاز وجود ندارد و باید به جای آنکه اشاره کنیم به دلیل کمبود گاز خاموشی رخ داده به دلیل مصرف بالای گاز این امر صورت گرفته و همچنین نباید آن را در وهله نخست متوجه مردم و مصرف کننده دانست.»
پیش از این محمدحسن زربخش عضو هیات مدیره انجمن علمی مدیریت مصرف انرژی، به «پیام‌ما» گفته بود که در بخش خانگی به ازای هر متر‌مربع زیربنای مسکونی، ۲۲‌متر مکعب گاز مصرف می‌شود یعنی ۱ واحد ۱۰۰‌متری ۲۲۰۰ مترمکعب گاز استفاده می‌کند در حالی که در اروپا این مقدار نزدیک به ۵ تا ۵.۵ مترمکعب گاز برای هر متر مربع زیربنای مسکونی است.
او 2 علت اساسی برای مصرف بالای انرژی در بخش خانگی در ایران را تجهیزات خانگی غیربهینه و نحوه بهره‌برداری نادرست اعلام کرد« ما در بخش خانگی ۳۰ میلیون مشترک داریم برای مثال اگر همه مشترکان یک دستگاه یخچال و فریزر خانگی داشته باشند، پس ۳۰ میلیون یخچال و فریزر در این بخش است که متاسفانه ۹۰ درصد آن‌ها تکنولوژی قدیمی دارند و بعضا فرسوده هستند بنابراین مصرف انرژی بالایی دارند و نسبت به تجهیزات مشابه خارجی یک‌و‌نیم برابر انرژی برق بیشتری مصرف می‌کنند. باید توجه کنیم که این آمار مربوط به تجهیزاتی است که در تمام شب و روز به برق متصل هستند. متاسفانه تجهیزات خانگی غیر‌بهینه در سبد خرید مردم وجود دارد».
زربخش همچنین در مورد نحوه بهره‌برداری اظهار کرد:« مثلا شیوه استفاده از یخچال در میان مشترکان ما بهینه نیست هر بار که در یخچالی که به گاز نزدیک است باز می‌شود گرمای شعله گاز وارد یخچال می‌شود و مصرف برق یخچال را بالا می‌برد، بنابراین تعداد و مدت زمان باز گذاشتن در یخچال بسیار مهم است.»

صادرات برق ضروری است

پس از خاموشی‌هایی که به دلیل نرسیدن سوخت کافی به نیروگاه‌های تولید برق در بعضی از شهرها رخ داد برخی از کارشناسان یکی از عوامل آن را صادرات برق و گاز به دیگر کشورها دانستند، پس از این مساله وزیر نیرو گاز مصرفی برای تولید برق صادراتی را کمتر از یک درصد گاز تولیدی کشور اعلام کرد.
او با وجود کمبود گاز برای نیروگاه‌های برق کشور، صادرات برق را ضروری دانست و گفت:«اگر نتوان برق را صادر کرد انتظار برای صادرات مابقی محصولات انتظاری نابه‌جا است ضمن آن‌که موجب از دست رفتن سایر بازارهای صادراتی می‌شود.»
یکی دیگر از عواملی که در کمبود برق در کشور از آن نام برده شد مصرف برق برای استخراج رمز‌ارزها مانند بیت‌کوین بود.
وزیر نیرو همچنین در این مورد گفت: «وزارت نیرو در جلسات کمیسیون‌های مختلف دولت بر این مسئله پافشاری می‌کرد که نمی‌توان انرژی یارانه‌ای برای کسانی که می‌خواهند رمز‌ارز تولید کنند بدهیم و از جیب انبوهی از مردم، این یارانه در این زمینه مصرف شود.»
بر اساس گفته اردکانیان ‌برق مورد‌نیاز کسانی که روال قانونی را برای استخراج رمز‌ارز طی می‌کنند در مواقعی که کشور نیاز شدید ندارد، تامین می‌شود.

آمار گاز مصرفی

محمد عسگری سخنگوی صنعت گاز کشور آخرین آمار مصرف گاز را ۶۱۴ میلیون مترمکعب اعلام کرده و گفته‌است که در ابتدای دی‌ماه امسال نسبت به مدت مشابه در سال گذشته با افزایش 10 درصدی مصرف گاز روبه‌رو بوده‌ایم.
شیوع بیماری کرونا و به تبع افزایش استفاده از آب گرم و همچنین ورود موج سرما به کشور 2 عامل موجب افزایش مصرف گاز نسبت به سال گذشته اعلام شده است. او با بیان این‌که ۸۰ درصد گاز کشور در بخش خانگی مصرف می‌شود، از مردم خواسته تا با کاهش دمای سیستم‌های گرمایشی خود، به شرکت ملی گاز در تداوم گازرسانی به همه نقاط کشور و صنایع کمک کنند. او میزان کاهش مورد‌نیاز دما در سیستم‌های گرمایشی را دو درجه اعلام کرده است«به ازای هر یک درجه کاهش دمای سیستم‌های گرمایشی، به اندازه تولید یک فاز پارس جنوبی صرفه‌جویی می‌شود.» همچنین استان‌های آذربایجان شرقی و غربی، استان‌های گیلان و مازندران، استان‌های خراسان شمالی، رضوی و جنوبی و تهران استان‌های پرمصرف‌ترین استان‌ها برای گاز طبیعی اعلام شده‌اند. پس از اظهارنظر سخنگوی صنعت گاز، مصطفی رجبی‌مشهدی سخنگوی صنعت برق هم اعلام کرد که با هماهنگی با شرکت ملی گاز و شرکت پخش پالایش وضعیت نسبتا مطلوبی برای تامین برق وجود دارد با این حال همچنان از مردم خواست که در کاهش مصرف برق دقت لازم را داشته باشند.
از آنجا که سازمان هواشناسی نسبت به بارش برف در برخی نقاط کشور هشدار داده است، سخنگوی صنعت برق هم از وضعیت آماده باش در این مناطق خبر داده‌است «برنامه‌ریزی کرده‌ایم برای مشترکان خانگی و بیمارستان‌ها که خط قرمز ما هستند اعمال خاموشی نکنیم.»

از کوه بی‌بی شهربانو مشتی ریزگرد می‌ماند

یادگار دوران ساسانی است این روزها اما کامیون کامیون از بدنه‌اش کم می‌شود. کوه بی بی شهربانو واقع در منطقه ۲۰ تهران، شهرری توخالی شده و به تعبیر یکی از اعضای شورای شهر تهران مدتی دیگر تنها پوسته‌ای از آن باقی می‌ماند.
کوه همجوار با کارخانه سیمان که از آن به عنوان بام ری یاد می‌شود، این روزها به فضایی تبدیل شده برای استخراج سیمان، کارخانه سیمان تهران و شرکت‌های تابعه از معادن سیمان آن کیلو کیلو کم می‌کنند. مسئولان شهری و میراث فرهنگی بارها درباره سرنوشت این کوه تذکر دادند. مدتی پیش حسن خلیل آبادی، رییس کمیته میراث فرهنگی و گردشگری شورای شهر تهران خواسته بود تا کوه بی بی شهربانو ثبت ملی شود تا شاید به این بهانه از دستکاری‌های آن هم کاسته شود.
او اکنون درباره آخرین وضعیت ثبت این بنا به پیام ما می‌گوید: «ثبت این کوه در دستور کار کمیسیون فرهنگی و محیط زیست است که پیشنهاد ثبت آن در صحن مطرح شود و وزارت میراث فرهنگی و گردشگری بتواند آن را ثبت کند.»
خلیل آبادی می‌گوید، در صورت ثبت این بنا «اگر زور میراث فرهنگی برسد و دغدغه حفاظت از میراث و تاریخ در میان مردم ایجاد شود می‌توان مقابل دستکاری‌هایی که در این منطقه رخ داد، ایستادگی کرد.»
به اعتقاد خلیل آبادی اگر روند تخریب کوه ادامه داشته باشد، در آینده از این کوه مشتی ریزگرد باقی می‌ماند«در آینده نزدیک از میراث چند هزار ساله تهران و از این کوه تنها یک پوسته باقی می‌ماند.» محمد سالاری، دیگر عضو شورای شهر تهران نیز به پیام ما می‌گوید «برداشت‌های معادن باعث ایجاد کودهای پرخطر شده که باعث لطمه به محیط زیست می‌شود و ناامنی بسیاری زیادی برای شهروندان و گردشگران ایجاد می‌کند.»
دور روز گذشته نیز فرماندار ویژه شهرستان ری خبر از احداث موزه صنعت در حوالی کوه بی بی شهربانو داده بود. حسین توکلی کجانی به ایسنا گفته بود که برنامه‌ای وجود دارد تا طرح گردشگری در اطراف بی بی شهربانو را اجرایی کنیم که از آسیب به موقعیت شهرری، کوه و محیط زیست جلوگیری کنیم، بر همین اساس موضوع پیگیری شده و مقدمات اولیه این کار هم انجام شده است.مقرر شده موزه صنعت در این محل باتوجه به زمینی که توسط دولت در اختیار شهرداری تهران گذاشته شده است احداث شود و در کنار این اقدام همچنین قرار است تا طرح گردشگری هم دیده شود تا بتوانیم از مجموعه حفاظت کنیم.
در میان اظهار نظراتی که درباره ذرات معلق در هوا در منطقه شهرری وجود داشت، بازهم ردپای خرد کردن سنگ و حفر معدن در منطقه شهرری به چشم می‌خورد. فرهاد افشار، شهردار منطقه 20 نیز دو ماه پیش به فارس گفته بود که قسمت اعظمی از ذرات pm10 در هوای ری به دستگاه‌های خردکن سنگ مربوط می‌شود که برای تبدیل سنگ به خاک مورد استفاده قرار می‌گیرد.
رئیس اداره حفاظت از محیط زیست شهرستان ری درباره دستکاری کوه‌ها به ایرنا گفته بود که مجوز این شرکت‌ها از سوی اداره صنعت و معدن داده می‌شود. زهره عبادتی تاکید کرده بود: «پایش معادن مهم‌ترین راهکار در چارچوب روابط زیست محیطی و کاهش تخریب معادن و آلودگی کمتر محیط زیست با آب پاشی مسیرها و آسفالت معابر برای گرد و غبار کمتر انجام می‌شود. این اداره در صدور مجوز و حق برداشت از منابع طبیعی شهرستان ری و کوه بی‌بی شهربانو ری دخالتی ندارد و مجوز لازم توسط اداره صنعت و معدن صادر می‌شود.»
برداشت سیمان از دل کوه هنوز هم ادامه دارد. کامیون‌های قرمز و زرد از مسیر مخصوصی وارد جاده‌های کوهستانی می‌شوند و معدن حفر می‌کنند و سنگ برداشت می‌کنند. معادن و حفره‌های توخالی در دل کوه بی بی شهربانو کم تعداد نیستند، زائران بقعه بی بی شهربانو می‌گویند، روزهای زیادی برای حفر سیمان کوه منفجر می‌شود. دره‌های عظیم چند متری اطراف بام ری هیچ نشانه‌ای ندارند و هیچ بعید نیست بعد از بی‌مبالاتی سیمان کاران، روزی فردی را در خود ببلعند.
به گواه تاریخ و سنگ نبشته هایی که در اطراف بی بی شهربانو ثبت شده است، در این‌ کوه بقعه بی بی شهربانو «دختر یزدگرد ساسانی و همسر امام حسین(ع) با توجه به مشخص نشدن شجره نامه» مدفون است که بسیاری از شیعیان اقلیت های مذهبی از ایران، پاکستان، هند، بنگلادش و اروپا در این محل حضور پیدا می‌کنند، متولیان این بقعه می گویند یک روز در سال این مکان محل گردآمدن زرتشتیان نیز است.

من مسئول اجرای دستور قضایی پالایش نیستم

صبح دیروز، خبری در رسانه‌ها و فضای مجازی منتشر شد مبنی بر احضار محمدجواد آذری‌جهرمی، از سوی دادستان کل کشور. در متن خبرها آمده بود که آذری‌جهرمی به دلیل «استنکاف از اجرای اوامر قضایی در مورد فیلتر کردن اینستاگرام» و «استنکاف از ابلاغ رئیس مرکز ملی فضای مجازی برای کاهش پهنای باند بین‌الملل و محدودسازی پیام‌رسان‌های خارجی» احضار شده است.
برخی از رسانه‌ها هم از دلایل دیگر احضار جهرمی سخن به میان آورده بودند: «عدم اجرای مصوبات شورای‌عالی فضای مجازی از جمله مصوبه سال ۹۱ شورا در مورد انسداد فیلترشکن‌ها و VPNها و همچنین مصوبه حمایت از پیام‌رسان‌های بومی».
ایرنا گزارش داده که علاوه بر این جرایم، رسیدگی به شکایت مردم اهواز و چند شهر دیگر از وزیر ارتباطات، شکایت جاویدنیا، معاون سابق دادستان کل کشور از آذری‌جهرمی‌و نیز شکایت سازمان صداوسیما از آذری‌جهرمی در مورد اظهارنظر او در مورد بازپس‌گیری فرکانس‌های باند ۷۰۰ و ۸۰۰ از دیگر اتهامات وزیر ارتباطات طرح شده است.
وزیر ارتباطات در متن دفاع خود نوشت است: «دستور دادیار شیراز توسط دادستان کل کشور موقوف‌الاجرا شده و در دستورات بعدی دادستان کل کشور به جای عبارت مسدودسازی از عبارت فیلتر مصادیق محتوای مجرمانه اینستاگرام استفاده شده که تفاوت زیادی با یکدیگر دارند.» آذری‌جهرمی اضافه کرده:‌ «لذا حکم قضایی مسدودسازی کل اینستاگرام سالبه به انتقا موضوع است. جدای از این توضیحات بنا بر مواد ۷۴۹ و ۷۵۱ قانون مجازات اسلامی، شرکت‌های اینترنتی موظف به اجرای دستورات قضایی بوده و اتهام استنکاف وارد نیست چرا که در هیچ قانونی وزیر ارتباطات مسئول اجرای دستور قضایی پالایش نیست.»
ساعاتی بعد از انتشار این خبر، مدیر روابط‌عمومی وزارت ارتباطات اعلام کرد که وزیر ارتباطات با «قرار‌التزام» آزاد شده است. «سید جمال هادیان»، مدیر روابط‌عمومی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات در توئیتی نوشت: «محمد‌جواد آذری‌جهرمی امروز به دادسرای فرهنگ و رسانه احضار و در مورد اعلام جرم‌های دادستان کل کشور علیه او، توسط بازپرس پرونده بازجویی شده است که پس از استماع و اخذ پاسخ، بازپرس دستور آزادی وزیر ارتباطات با قرار‌التزام را صادر کرد.» ساعاتی بعد، اطلاعیه‌ای از سوی دادسرای عمومی و انقلاب تهران منتشر شد. در این اطلاعیه آمده است: «ضمن رد برخی گمانه زنی‌ها و شایعات منتشر شده در فضای مجازی اعلام می‌شود طی دو سال گذشته و در دور جدید دادستانی تهران، هیچ حکم قضایی مبنی بر فیلترینگ یا مسدودسازی شبکه اجتماعی‌ای صادر نشده است.»این بار اولی نیست که موضوع فیلتر اینستاگرام مطرح می‌شود. پیش‌تر در سال 97، کریمی قدوسی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس وقت در مصاحبه‌ای گفته بود: «آذری‌جهرمی به من گفت اینستاگرام را به زودی فیلتر می‌کنیم.» قدوسی گفته بود که روحانی اجازه فیلتر شدن اینستاگرام را نمی‌دهد و «رئیس‌جمهور و وزیرش در بحث فیلترینگ با هم اختلاف نظر دارند.» گرچه همان زمان، آذری‌جهرمی، سخنان قدوسی را رد کرد و در توییتر نوشت: «نظر یک نهاد، نظر حاکمیت نیست. هیچ امر حاکمیتی بر انسداد اینستاگرام به دولت ابلاغ نشده است.»آذری‌جهرمی در آذر‌ماه 98 نیز در مصاحبه‌ای دیگر در پاسخ به انتقادها گفته بود که «وزیر ارتباطات در موضوع قطع اینترنت یا فیلترینگ اختیاری ندارد که بتواند جلوی آن بایستد»

فیلترینگ‌های پرسروصدا

موضوع فیلترینگ وب‌سایت‌ها، اپلیکیشن‌ها و رسانه‌های پیام‌رسان در ایران، موضوع جدیدی نیست. یوتیوب، دومین وب‌سایت پربازدید در دنیا، در آذر‌ماه سال 1385 به طور موقت و در نهایت در سال 1388 به طور دائم فیلتر شد. فیسبوک، یکی از اولین پیام‌رسان‌های محبوب در جهان نیز در همان سال 88 از دسترس ایرانی‌ها خارج شد. توییتر هم در همان سال، گرچه کاربران ایرانی زیادی نداشت، فیلتر شد. گرچه در طی همه این سال‌ها، بر تعداد کابران ایرانی توییتر افزوده شده و حتی مقام‌های سیاسی و مسئولان کشور هم کم‌کم در این رسانه حضور پیدا کردند.
سال‌ها بعد وقتی تلگرام به پیام‌رسان محبوب ایرانی‌ها تبدیل شد، کم‌کم موضوع فیلترینگ آن مطرح شد. در اوایل دی‌ماه 96، این پیام‌رسان برای مدتی فیلتر بود و دوباره در اواخر همان ماه، رفع فیلتر شد. در نهایت 10 اردیبهشت 97، تلگرام به دستور قضایی، از دسترس کاربران ایرانی خارج شد. به غیر از ایران، تلگرام در روسیه و چین نیز فیلتر است. در چین به دلیل فعالیت فعالان حقوق بشر و در روسیه، به دلیل امتناع شرکت تلگرام از تحویل دادن سیستم رمزنگاری پیام‌ها به دولت روسیه.

شرایط سه سال گذشته تکرارنمی‌شود

همزمان با پایان دولت دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری جنجالی آمریکا، حسن روحانی، رئیس‌جمهوری ایران گفته است که امروز، توپ در زمین آمریکا است: «ترامپ مُرد و زندگی سیاسی‌اش تمام شد اما برجام زنده ماند.»

حسن روحانی صبح دیروز در جلسه هیات دولت، با مقایسه میان محمدرضا پهلوی و دونالد ترامپ گفت که در سال 99 قمری (زمستان 1357) با مقاومت مردم دوران یک ظالم و مستبد تمام شد و امروز هم در سال ۹۹ شمسی دوران یک مستبد دیگر سپری شد.
به گزارش ایسنا، روحانی گفت: «امروز روز پایان حکومت نحس کسی است که در تمام چهار سال حکومتش جز ظلم و فساد و مشکلات برای مردم خود و مردم جهان هیچ ثمری نداشت… آن آدم سیاست بلد نبود و به فکر برج‌سازی خود بود و به سیاست هم این‌گونه نگاه می‌کرد. کسانی که امروز وارد کاخ سفید می‌شوند در سیاست بوده‌اند و مسائل سیاسی را می‌فهمند. اگر آن‌ها نسبت به تعهدات خود و قطعنامه ۲۲۳۱ امضایی کردند در برابرش ایران هم امضا می‌کند و نه بیشتر. اگر فرمان صادر کردند در ایران هم فرمان صادر می‌شود.»
روحانی با بیان این‌که اگر آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها «اجرای موثر تعهدات» خود را انجام بدهند، ایران هم تعهدات خود را انجام می‌دهد، گفت: «امروز توپ در زمین آمریکا و واشنگتن است که برگردند و به تعهدات عمل کنند.» رئیس‌جمهوری ایران با اشاره به این‌که آمریکا در سیاست‌هایش در چهار سال گذشته تنها ماند، گفت: «آمریکا در قطعنامه ۲۲۳۱ شکست خورد و آن جایی که آمد جلوی اجرایی نشدن تحریم تسلیحاتی ایران را بگیرد و یا آن جایی که خواست اسنپ بک را اجرا کند یا کاری کند کمیته‌های تحریم باقی‌بماند، باز هم شکست خورد.» روحانی اضافه کرد: «حالا طول می‌کشد تا این چهار سال، کاری که ترامپ کرده پاک شود. از جمله این کارها بی‌اعتمادی جهان نسبت به امضا و تعهد آمریکا و تروریسم دولتی آمریکا بود.
تا به حال ندیده بودیم که رئیس‌جمهور آمریکا صریحا اعلام کند که یک فرمانده نظامی‌کشور دیگری را که در کشور دیگری مهمان بوده ترور کرده و بعد هم بگوید من دستورش را دادم. تروریسم دولتی روی پیشانی کاخ سفید خورد.»
حسن روحانی همچنین گفت که از «آن‌هایی که قدرت را در کاخ سفید به دست می‌گیرند» توقع داریم که در چهار سال آینده، تلاش کنند تمام لکه‌های سیاه چهار سال قبل را پاک کنند: «اگر به قانون برگردند پاسخ ما هم مثبت خواهد بود. اگر صادقانه بیایند و صداقت خود را در عمل نشان بدهند طبیعی است که ما هم به تعهدات خود عمل می‌کنیم.» روحانی در ادامه از رسانه‌ها، دوستان و حتی کسانی که با دولت میانه خوبی ندارند خواست تا واقعیت را بگویند: «آن چه در این سه سال بر سر ما آمد توطئه‌های ترامپ بود. اگر ما مثل همیشه نفت می‌فروختیم و بانک و بیمه و کشتیرانی ما مثل قبل فعالیت داشتند شرایط ما کاملا متفاوت بود.»
رئیس‌جمهوری همچنین با اعلام آمادگی برای «حل‌و‌فصل مسائل» با آمریکا گفت: «معتقدیم که خیلی سریع می‌توان مسائل را حل و فصل کرد. اگر آن‌ها به تمام تعهدات خود عمل کنند هر ساعتی که شروع به عمل بکنند ما ساعت بعد عمل می‌کنیم. البته ما برنامه‌های خود را هم پیش می‌بریم.» روحانی خطاب به مردم ایران هم گفت که «شرایط سه سال پیش تکرار نمی‌شود» و این را از آمار و ارقام هم می‌توان دریافت.
روحانی اضافه کرد: «در این یک سال که کرونا اضافه شد باز مردم در صحنه بودند و باز ترامپ جنایت جدیدی مرتکب شد. آن‌ها برای خرید واکسن مانع ایران شدند و برای خرید دارو سنگ‌اندازی کردند و در هر جایی هر اقدامی‌توانستند علیه منافع ملی ایران انجام دادند، ولی در هدف نهایی خود شکست خوردند. امروز مسیر صادرات غیر‌نفتی ما تقریبا در حال عادی شدن است و در صادرات نفتی هم شرایط ما از ماه‌های پیش به مراتب بهتر است و صادرات فرآورده‌های نفتی هم در مسیر درست حرکت می‌کند که همه این‌ها به معنی شکست سیاست آمریکا علیه ایران است.»
روحانی در بخش دیگری از صحبت‌های خود با اشاره به نظرات بنیانگذار انقلاب اسلامی‌درباره اهمیت رای مردم گفت: «امام خطاب به منتخبان مجلس خبرگان قانون اساسی می‌فرماید که اکثریت هرچه گفتند آرای ایشان معتبر است ولو به ضرر خودشان باشد. شما که ولی آن‌ها نیستید شما فقط وکیل آن‌ها هستید مردم خودشان مصالح خودشان را می‌دانند.»

بودجه جای ادبیات سیاسی نیست

رئیس‌جمهور در بخش دیگری از صحبت‌های خود با اشاره به بودجه سال ۱۴۰۰ گفت: «لایحه بودجه برای زندگی مردم سال آینده و اقتصاد کشور و تولید و صادرات و واردات و معیشت مردم بسیار مهم است… در لایحه بودجه جایی برای ادبیات غیر‌اقتصادی و غیر‌کارشناسی نیست و جای اتهامات نیست؛ در بودجه کسی این‌گونه حرف نمی‌زند… بودجه جای ادبیات سیاسی نیست، بلکه جای اعداد و ارقام و محاسبه و قانونگذاری برنامه سال آینده و حساب و کتاب است.»
روحانی با اشاره به فروش دو میلیون و ۳۰۰ هزار بشکه نفت روزانه در بودجه آینده گفت: «ماحصل فروش دو میلیون و ۳۰۰ بشکه نفت در بودجه ۱۹۹ هزار میلیارد تومان بوده و آقایان آمدند آن را یک میلیون و ۵۰۰ هزار بشکه نفت کردند اما رقمش ۲۳۰ هزار میلیارد تومان شده است. یعنی یک چشم‌بندی عجیبی انجام شده؛ نفت کم شده اما پولش بیشتر شده است! در تاریخ این چشم بندی سابقه ندارد.»
روحانی همچنین اضافه کرد: «۳۱ هزار میلیارد تومان وابستگی بودجه به نفت را بیشتر کردند؛ هر کسی که ۴ عمل اصلی را بلد باشد می‌تواند محاسبه کند که چکار کرده‌ای. ما دلار را در بودجه بین ۱۱ هزار و ۵۰۰ تا ۱۲ هزار تومان محاسبه کردیم اما شما دلار ۱۷ هزار و ۵۰۰ حساب کردید. هزار تومان ارزش پول ملی را کم کردید تا حساب و کتابتان جور شود. این‌ها عدد و رقم است و مشخص می‌شود و دم خروس اینجا بیرون می‌زند.»
رئیس‌جمهوری با بیان این‌که «اصول ما در چشم‌انداز بودجه اقتصاد روشن، شکست تروریسم اقتصادی، بالا بردن ارزش پول ملی اصلاح معیشت مردم، فروختن اموال دولت و کوچک‌سازی و چابک کردن دولت» است، از نمایندگان مجلس خواست تا در این زمینه با دولت همکاری کنند.
روحانی گفت: «ما در بودجه گفته‌ایم کالاهای اساسی باید با ارز ۴۲۰۰ تومانی باشد و اگر خواستید تغییر بدهید این امر باید در اختیار دولت باشد. چطور امروز می‌خواهید تغییر بدهید و ۴ ماه بعد اجرا شود. پس تکلیف این ۴ ماه و سو استفاده و رانتی که ایجاد می‌شود چه می‌شود. من از کمیسیون تلفیق و نمایندگان خواهش می‌کنم که با همکاری وهماهنگی دولت بحث بودجه را پیش ببرند.»
رئیس‌جمهوری در بخش پایانی صحبت‌های خود به افتتاح طرح‌های عمرانی توسط دولت اشاره کرد و گفت: «ما تا امروز ۷۳ هزار میلیارد تومان برای طرح‌های عمرانی تخصیص داده‌ایم و ۶۳ هزار میلیارد تومان پرداخت کردیم که نسبت به پارسال ۶۹ درصد افزایش دارد. ما فردا افتتاح بسیار مهمی‌داریم که نشان می‌دهد چه بلایی بر سر تحریم حداکثری آمده است. فردا پالایشگاه گاز بید بلند دو که سه میلیارد دلار برای آن هزینه شده افتتاح می‌شود. با این افتتاح تمام فلرها و گازهایی که در فضا می‌سوخت جمع می‌شود که کمک بسیارمهمی‌برای محیط‌زیست و جلوگیری از اتلاف منابع است.»

نام خسرو سینایی، روی میدانی در تهران

نام خسرو سینایی، جمیله شیخی، بدیع‌الزمان فروزانفر بر خیابان‌های تهران قرار گرفت. به گزارش ایسنا، اعضای شورای شهر تهران در دویست‌و‌شصت و پنجمین جلسه شورای اسلامی شهر تهران پنجاه و هفتمین صورتجلسه کمیسیون نام‌گذاری معابر و اماکن عمومی شهر تهران را در دستور کار خود داشتند.محمد جواد حق‌شناس از تغییر نام خیابان‌ها به نام اساتید ادبیات خبر داد و تاکید کرد: خیابان فردانش به نام «محمد ابراهیم باستانی‌پاریزی»، خیابان آذین به نام دکتر «زرین کوب»، خیابان رهنما به نام «بدیع الزمان فروزانفر»، خیابان پارسی مهر به نام «عباس زریاب خویی» و کوچه شمشاد هم به نام دکتر «علی شریعتمداری» تغییر نام یافت. او ادامه داد: معابری در اطراف دانشگاه تهران به نام استاد احمد احمدی، مهدی ماحوزی، ابوالقاسم گرجی و حمیدسمندریان تغییر نام یافته است.تلاش شده است معابر اطراف دانشگاه تهران و روبه‌روی دانشکده ادبیات و حقوق به نام بزرگان ادب و هنر فارسی نام‌گذاری شود تا دانشجویان و اساتید بتوانند نام آنان را زنده نگه دارند. تاکنون مجسمه استاد ندوشن در این محدوده نصب شده است و تلاش داریم سردیس سایر اساتید نیز در محور دانشگاه تهران نصب شود. همچنین میدان بی‌نامی در منطقه یک به نام «سید هادی میرمیران» از معماران معاصر، میدان بی‌نام در منطقه ۶ به نام «خسرو سینایی» نام‌گذاری شد. او همچنین ادامه داد: بوستان ششم به نام استاد «مرتضی احمدی»، خیابان آفتاب به نام استاد مجسمه‌ساز «ناصر هوشنگ وزیری»، کوچه شریف نمازی به نام علامه «علی اکبر دهخدا»، خیابان ورزش به نام استاد «حسین علیمرادی»، خیابان برنا در کنار خانه هنرمندان به نام استاد «جمیله شیخی» تغییر نام یافت. همچنین به درخواست جامعه مدرسین و اساتید حوزه علمیه قم نیز خیابان فجر در منطقه دو شهرداری تهران به نام «آیت‌الله یوسف صانعی» تغییر نام یافت.

یک دریا فاضلاب

نزدیک آمده، به قدری نزدیک که زمین بازی بچه‌ها شده. توپ در میانه آن بالا و پایین می‌پرد، بچه‌ها هم. به قدری نزدیک آمده بود که چند خانواده مجبور به عقب نشینی شدند. می‌گویند قرمزی قاطی رنگ پوست عده‌ای دیگر ساحل نشینان شده. آن‌هایی که خانه‌هایشان کنار خور بوده خاطره‌ی مشترکشان از ساعات پایانی شب بوی گندی است که در فضا پخش می‌شد، بو، هر شب همزمان با ساعت‌هایی که نباید در خیابان تردد کرد، در شهر پخش و پلا می‌شود. به جای تمام ماشین‌ها و افرادی که تا همین چند ماه پیش در خیابان تردد می‌کردند، در خیابان می‌پلکد. بو از فاضلاب است. قرمزی رنگ پوست هم از همان است. خانواده‌ها هم به همین خاطر عقب نشستند. بندرعباسی‌ها می‌گویند همه چیز از فاضلاب است.

دریا همیشه مامن فاضلاب بود. از دیرباز این خورها بودند که فاضلاب را دست به دست می‌کردند و به دریا می‌ریختند. می‌گفتند دریا بزرگ است و سخاوتمند. فاضلاب را با خودش می‌کشد و به دورها می‌برد. ماهیان مرده و آب تیره و پوست اگزما‌زده اما از سخاوت دریا حکایت نمی‌کرد. بعدها فهمیدند که دریا از پس همه فاضلاب بر‌نمی‌آید. شهری که جمعیتش زیاد شده بود و فاضلاب بیشتر. فهمیدند که باید تا حدی از گند فاضلاب گرفته شود و بعد سینه‌خیز راهی دریا شود. تصفیه‌خانه را ساختند، قرار بود فاضلاب اول تصفیه شود و بعد روانه آب شود. چرخ تصفیه خانه اما از همان روزهای اول لنگ می‌زد، آبی که از آن بیرون می‌آمد، سالم نبود. هیچ سالم نبود.

ماهیان در آب می‌میرند

رئیس اداره محیط‌زیست بندرعباس هفته پیش در نشست خبری وضعیت فاضلاب در این شهر را نگران کننده دانست. حبیب مسیحی تازیانی گفته بود: «co فاضلاب بندرعباس سه برابر، BOD آن دو و نیم برابر و میزان آلودگی میکروبی آن شش برابر استاندارد است و این موضوع علاوه بر بیماری برای شهروندان موجب مرگ‌ومیر آبزیان و پدیدار شدن مواردی همچون کشند قرمز هم می‌شود.» او از باز شدن پای مجامع قضایی به پرونده‌ هم گفته بود.

آب از مواد آلی آکنده شده،سخت شده

مریم سلیمی‌زاده، رئیس اداره مرکز سنجش و آلودگی اداره محیط‌زیست بندرعباس می‌گوید که دیروز برای آخرین بار آبی که از تصفیه‌خانه خارج می‌شود و راهی دریا می‌شود را سنجیده‌اند. او به روزنامه «پیام‌ما» می‌گوید:«نمونه‌برداری می‌گوید که از خروجی تصفیه خانه که بعد از آن به خور می‌ریزد و در نهایت منتهی به دریا می‌شود، پارامتر شاخص محیط‌زیستی مثل سی‌او‌دی ، کولی فروم گوارشی و کولی فروم کل بالاتر از حد استاندارد است.» این شاخص‌ها به زبان ساده مبین چند نکته‌اند.
COD اکسیژن مورد‌نیاز فعل‌و‌انفعال شیمیایی است و به میزان اکسیژنی اشاره می‌کند که به صورت شیمیایی برای اکسیداسیون مواد‌آلی موجود در فاضلاب مصرف می‌شود. COD شاخص کل ترکیبات آلی موجود در فاضلاب است، یعنی مواد‌آلی غیرقابل تجزیه . هر قدر که این عدد بالاتر رود، نشان می‌دهد که فاضلاب دارای مواد پیچیده‌ی آلی است و یعنی آدر فرآیند تصفیه، باید تصفیه فاضلاب باید اول تصفیه شیمیایی شود. سلیمی‌زاده می‌گوید: «حد مجاز بی‌او‌دی ورودی به آب‌های سطحی 100 است اما مقداری که ما سنجش کردیم بالای 300 است، یعنی 3 برابر حد استاندارد» این عدد یعنی فاضلاب بندرعباس آن‌طور که باید تصفیه شیمیایی نمی‌شود. سلیمی‌زاده می‌گوید: « مسلما این شاخص روی محیط‌زیست موثر است، بعضی می‌گویند دریا قدرت خودپالایی دارد اما این صحبت‌ها صحیح نیست چون این مقدار قطعا روی سلامت شهروندان و محیط‌زیست تاثیر منفی دارد» او می‌گوید این روزها بوی تصفیه‌خانه فاضلاب هم در کل شهر می‌پیچد و تنفس را ناممکن می‌کند و اهالی نزدیک به خور احتمالا شرایط دشواری دارند.

اصلا انگار تصفیه خانه‌ای وجود ندارد

شورای شهری‌ها هم نسبت به وضعیت فاضلاب گلایه دارند. کیانوش جهانبخش، عضو شورای شهر بندرعباس که یک‌بار در سال 94 در یک حرکت نمادین جلوی یکی از کانال‌های فاضلاب ایستاده بود، به «پیام‌ما» می‌گوید: که بعد از اعتراض او یک پیمانکار برای اصلاح ساختار تصفیه‌خانه انتخاب شد تا بتواند آن را اصلاح کند و آب را بازچرخانی کند اما پساب خروجی به قدری زیاد است که به نظر اصلا تصفیه‌خانه‌ای وجود ندارد: «شورا و شهرداری همان زمان تحت فشار قرار گرفتند تا قراردادی امضا شود و شرکت بتواند تسهیلات بگیرد.» او می‌گوید که شرکت اهلیت لازم برای اجرای پروژه را نداشت و تصفیه‌خانه همچنان استاندارد نیست: «شرکت به زعم سازمان برنامه و بودجه وضعیت قرمز دارد، شرکت ژرف کار جم هم بدهی دارد و هم ناکارآمد است.» او ناکارآمدی را دلیلی برای به اتمام رسیدن پروژه تصفیه خانه می‌داند. جهانبخش اما از پیشنهاد تازه برای تصفیه فاضلاب‌خانه‌ها می‌گوید: «جلسات متعددی با وزارت نیرو و شرکت آب‌و‌فاضلاب تشکیل دادیم، بنا بر این شد که صنایع غرب استان شرکت توسعه زیرساخت را تشکیل دهند که تشکیل دادند و قرارداد شرکت ژرف کار جم ملغی شود و طی پروسه دیگری صنایع بتوانند آب را بگیرند و تصفیه‌خانه را اصلاح کنند، پساب را بگیرند، خودشان آب را شیرین کنند و سهم خودشان را بردارند و سهم مردم را بدهند، دادستان هم به ماجرا ورود کرده است، اما به اختلاف مالی برخورد کردند و و پیمانکار رقم بیشتری مطالبه می‌کند.» او امیدوار است که با ورود دادستان ماجرا زودتر حل‌و‌فصل شود.

روان فاضلاب‌ها کمترند

بیش از 50 درصد فاضلاب بندر اما بدون این‌که راهی تصفیه خانه شود، وارد خور و دریا می‌شود. این را اغلب فعالان محیط‌زیست و شورای شهری‌ها هم تایید می‌کنند. فاضلاب خام در مناطق فرسوده که هنوز به شبکه فاضلاب سطحی متصل نشدند، راهی آب می‌شود. سلیمی‌زاده البته مقدار آن را نسبت به آبی که از تصفیه‌خانه خارج می‌شود کمتر می‌داند. او می‌گوید: «بالغ بر 90 هزار متر مکعب در روز خروجی فاضلاب تصفیه شده است و این در مقیاس با روان فاضلاب کمتر است.»اهالی می‌گویند فاضلاب گردشگران را از شهر فراری می‌دهد. «کنار یکی از بزرگترین هتل‌های شهر خور گورسوزان است که کنار آن نفس نمی‌توانید بکشید.» این را یکی از خبرنگاران محلی به «پیام‌ما» می‌گوید. فاضلاب و تاثیرات منفی آن تا جلوی در خانه‌ها آمده است. محیط‌زیست می‌گوید بهترین کار توسعه تصفیه‌خانه است. این‌که جای دیگر تصفیه خانه دیگری احداث شود تا کمک کننده وضعیت باشد. زیرا با افزایش جمعیت روز به روز حجم ورودی بیشتر می‌شود. علی رغم پیگیری‌های «پیام‌ما»، شرکت آب و فاضلاب استان پاسخی نداد. اما بندرعباس تنها شهری نیست که وضعیت فاضلابش آشفته است. اهواز، دورود، بسیاری از نقاط شهر کرج هم در آستانه غرق شدن در فاضلاب‌اند.

فاضلاب بندرعباس و تهدید تنوع زیستی

موضوع فاضلاب بیش از دو دهه است که در هرمزگان و به ویژه در شهر بندرعباس روی میز تمام دولت‌ها بوده، همه مدیرانی که در حوزه محیط زیست و شهرداری و آب و فاضلاب روی کار آمده‌اند، از سوی مردم و سمن‌ها (سازمان‌های مردم‌نهاد) انگیزه‌هایی برای رفع وضعیت موجود در دستور کار قرار دادند. حدود دو سال پیش امیدواری‌های جدی شکل گرفت و یک شرکت آلمانی تقبل کرد که برای تصفیه فاضلاب بندرعباس اقدام کند و برای مصارف شهری و کشاورزی و صنایع غرب آب خاکستری استحصال کند. اما این پروژه به دلایلی به نتیجه نرسید.
امروز آب شیرین‌کن‌هایی که در کرانه ساحلی خلیج فارس در حال شیرین‌سازی آب و انتقال آن به فلات مرکزی هستند بخشی از آب شرب مورد نیاز شهر بندرعباس و مناطق دیگر استان هرمزگان را تامین می‌کند. اما در سوی دیگر با پدیده‌ای روبه‌رو هستیم که به نوعی با تغلیظ نمک و ورود تلخاب به خلیج فارس اکوسیستم را دچار اخلال می‌کند. تغلیظ نمک روی زیستگاه‌های ما اثرگذار است. باید بپذیریم که در آینده زیستگاه خلیج فارس روز به روز مطلوبیت کمتری خواهد داشت. تاب‌آوری کمتری خواهد داشت و اکسیژن موجود در آب که توسط مرجان‌ها و جلبک‌ها و خزه‌های دریایی تولید می‌شوند، روز به روز کمتر می‌شود. وقتی زیستگاه‌ها ضعیف‌تر می‌شوند تنوع زیستی آبزیان ضعیف‌تر خواهد شد و چرخه‌ای که نسبت به آن آگاهی داریم آسیب‌پذیرتر و شکننده‌تر می‌شود.
در مناطقی از بندرعباس بویی بسیار وحشتناک و متعفنی از وجود فاضلاب وجود دارد. این خورها و محل تجمع فاضلاب در شهر در نزدیکی اماکنی مثل هتل امین، هتل هرمز، پارک علم و فناوری و کانون پرورش فکری قرار دارند. این وضعیت در حالی در شهر بندرعباس ایجاد شده است که تجربه جهانی با شفافیت در دسترس است. تجربه‌ای که نشان می‌دهد اگر فاضلاب شهری وارد دریا شود، زیستگاه‌ها تخریب می‌شود و تعادل زیستگاه به هم می‌خورد. ممکن است بعضی در نگاه نخست به رشد جلبک‌ها و حضور پرندگان در محل ورود فاضلاب به دریا اشاره کنند، اما این تصویر ناشی از فسفات بسیار زیادی است که در شوینده‌ها وجود دارد و به راحتی محل رشد غیراصولی جلبک‌ها و قارچ‌هاست که تعادل زیستگاه را به هم می‌زنند و پهنه زیستگاهی را با پوشش گیاهی جدید و جلبک‌های آلوده پوشش می‌دهند.
در حال حاضر یکی از مطالبات اصلی و به حق سمن‌ها در هرمزگان که بخش‌هایی از سرمایه اجتماعی را در استان هرمزگان نمایندگی می‌کنند، موضوع بهسازی وضعیت فاضلاب است. موضوعی که می‌تواند با سرمایه‌گذاری اصولی از این فاضلاب برای حل بسیاری از مشکلات شهر استفاده شود. متاسفانه بوی فاضلاب در بندرعباس در حال تبدیل شدن به یک فیچر و بخشی از هویت شهر است.

ظرف هفته‌های آینده اولین محموله واکسن می‌رسد

دیروز حسن روحانی در جلسه کمیته‌های تخصصی ستاد ملی مقابله با کرونا نیز تاکید کرد که دولت مصمم است ظرف هفته‌های آینده و با ورود اولین محموله واکسن خریداری شده، عملیات واکسیناسیون را در کشور مطابق جدول طراحی شده از جامعه هدف آغاز می‌کند.
رئیس‌جمهور با بیان این‌که باید در کنار سایر احتیاجات دارویی و تجهیزات پزشکی، واکسن کرونا با اولویت تولید و تامین شود، اظهارداشت: «اگر تحریم‌ها، مانع تراشی‌ها و ایجاد محدودیت‌ها در تامین منابع خرید واکسن از سوی دولت تروریست ترامپ نبود، قطعا واکسیناسیون را خیلی زودتر می‌توانستیم آغاز کنیم و این نیز این جنایتی بود که آمریکایی‌ها در حق ملت ایران انجام دادند.»روحانی تصریح کرد که به رغم همه این مانع تراشی‌ها و ایجاد محدودیت‌ها، اقدامات لازم برای خرید واکسن انجام شده و اولین محموله آن که مورد تایید وزارت بهداشت و درمان است ظرف هفته‌های آتی وارد کشور می‌شود و بلافاصله نیز در چارچوب سند ملی تدوین شده، واکسیناسیون آغاز می‌شود.
در این جلسه همچنین قرارگاه عملیاتی، گزارش تکمیلی از احتمال شیوع موج چهارم کرونا و مخاطرات آن و نقش عدم رعایت دقیق دستورالعمل‌های بهداشتی از جمله در سفرها و اجتماعات مذهبی، ملی و خانوادگی ارائه و تصمیمات لازم در این خصوص اتخاذ شد.
رئیس‌جمهور در همین ارتباط به قرارگاه عملیاتی ستاد ملی مقابله با کرونا و کمیته بهداشتی و درمانی در خصوص تشدید نظارت‌ها ماموریت داد و گفت که باید تکلیف هر دستگاه نظارتی در خصوص اجرای دقیق دستورالعمل‌های بهداشتی مشخص شود و در قبال آن پاسخگو باشد.

تاکید روحانی بر حفظ تعادل بازار سرمایه

همچنین در یکصد و نود و هفتمین جلسه ستاد هماهنگی اقتصادی دولت که روز سه‌شنبه برگزار شد، وزیر امور اقتصادی و دارایی گزارشی از تحولات بازار سرمایه ارائه کرد که مورد بحث و بررسی قرار گرفت. رئیس‌جمهور پس از این گزارش تاکید کرد: «شورای عالی بورس باید برای حفظ تعادل در بازار سرمایه و شفافیت و صیانت از حقوق سرمایه‌گذاران تصمیمات لازم را اتخاذ و اجرایی کند.»
در این جلسه همچنین وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی گزارشی از تامین و توزیع دارو و تجهیزات پزشکی و نحوه تخصیص ارز ترجیحی بابت مصارف کالاهای دارویی و تجهیزات پزشکی ارائه کرد که پس از تبادل نظر درباره آن تصمیم‌گیری شد.

ظریف: ابزار ما مذاکره، مصاحبه و ائتلاف‌‌سازی است

مجلس شورای اسلامی ایران روز سه‌شنبه، ۳۰ دی‌ماه، در پی عدم رضایت دو نماینده، به محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه، دو کارت زرد داد. یکی در مورد مصاحبه ظریف با اشپیگل و دیگری با موضوع دیپلماسی اقتصادی در وزارت خارجه.

به گزارش ایسنا، محمد‌جواد ظریف در جلسه علنی صبح دیروز مجلس شورای اسلامی و در پاسخ به سوال محمدجواد کریمی قدوسی درباره‌ی مصاحبه او با مجله اشپیگل و این‌که چرا سه هفته بعد از شهادت سردار سلیمانی «کد مذاکره با آمریکا را داده»، اظهار کرد: «ابتدا این را بگویم، این‌که من نتوانستم برای پاسخگویی به این سوال خدمت دوستان نماینده در کمیسیون شرف‌یاب شوم اصلا جسارت به مجلس شورای اسلامی نبوده بلکه به دلیل مشغولیات بوده که گاهی امکان حضور به این دلیل فراهم نمی‌شود، البته کمیسیون بار دوم بود که برنامه‌ریزی می‌کرد ولی من نتوانستم خدمت برسم و دلیلش اجلاس سران آستانه بود.»
او ادامه داد: «سیاست خارجی در واقع وظیفه و هدفش جلوگیری از موفقیت سیاست‌های آمریکا، رقبا و دیگران است. ابزار سیاست خارجی هم ابزار مشخصی است. ابزار ما مذاکره، مصاحبه و ائتلاف‌‌سازی است و ابزار دیگری نداریم. خدا را شاکریم امروز که روز آخر ریاست جمهوری منحوس دونالد ترامپ است با پشتوانه مردم ایران توانستیم ترامپ را در سیاست خارجی شکست دهیم.»وزیر امور خارجه اضافه کرد: «تحلیلگران و وسایل ارتباط جمعی می‌گویند آمریکا در سیاست فشار حداکثری خود شکست خورده و دلیلش هم مقاومت مردم ایران بوده است. دیپلماسی هم با استفاده از ابزار خود بر این موضوع تاثیر گذاشته است.»
او ادامه داد: «من مصاحبه محکمی با مجله اشپیگل آلمان داشتم و چیزی نگفتم جز فرمایش رهبری که گفتند اگر آمریکا به ۱+۵ بازگردد ما مذاکره می‌کنیم و علتش که این را گفتم این بود که مانع شوم که آمریکایی‌ها ادعا کنند ایران به دنبال دیپلماسی نیست، ابزار من در حوزه دیپلماسی هم کاملا مشخص است و من وظیفه دارم از آن ابزار استفاده کنم امیدوارم که مورد قبول واقع شویم.»ظریف یادآور شد: «ما در واقع در خط مقام معظم رهبری حرکت می‌کنیم ایشان هفته گذشته در سخنرانی‌شان فرمودند که عجله‌ای به بازگشت آمریکا به برجام نداریم. از نظر ایشان نه برجام بوی گند می‌دهد و نه دفن شده است. مجلس هم قانونی که تصویب کرد برای اجرای برجام است نه دفن آن لااقل ریاست مجلس شورای اسلامی این طور به ما گفتند آقا هم گفتند ما عجله نداریم اگر آمریکا تعهدات خود را اجرا کند و تحریم‌ها را بردارد، می‌تواند برگردد و در ۱+۵ بنشیند. مبنای سیاست ما هم همین است و ریاست مجلس شورای اسلامی هم در این جلسه بود.»
وزیر امور خارجه یادآور شد: «ملاقات بنده نه یک هفته قبل از شهادت سردار بزرگ سلیمانی بلکه یک سال و نیم قبل از آن و برای آزاد کردن مسعود سلیمانی دانشمند بزرگ کشورمان بود که یک سال در بدترین شرایط اسیر آمریکا بود. فردی که از طرف آمریکا می‌خواست مذاکره کند آقایی را همراه‌اش آورد که بعدا معلوم شد او ۱۰ سال در رژیم صهیونیستی بود. ما او را نمی‌شناختیم. او در جلسه یادداشت بر می‌داشت و بعد هم با من عکس گرفت.»
ظریف ادامه داد: «مسعود سلیمانی دانشمند ماست که در بند آمریکایی‌ها بود او در هواپیما هم به من گفت که چه اتفاقاتی در آمریکا برایش افتاده است. گناه من هم این بود که برای آزادی‌اش باید با کسانی گفت‌وگو می‌کردم که از آن‌ها هیچ خوشم نمی‌آید. اگر هم پشت میز مذاکره لبخند می‌زنم برای این‌که مقاومت مردم ایران در برابر زورگویی آن‌ها را نشان دهم.»وزیر امور خارجه همچنین اظهار کرد: «من جلوی [جان] کری نماز خواندم؛ آن هم وسط مذاکره و به او گفتم می‌خواهم به خودم یادآوری کنم که قَدَر قدرت خداست نه شما. من با صدام هم مذاکره کردم خیال می‌کنید از این‌که رو به روی صدام نشستم لذت بردم؟ کار من این بود؛ من ناگزیر بودم. این را به عنوان گناه من ثبت نکنید. ان‌شاءالله این‌ها کفاره گناهان‌مان خواهد بود.»
او بخشی از مصاحبه خود با مجله اشپیگل را برای نمایندگان خواند و گفت: «عین مصاحبه من با اشپیگل موجود است و این از محکم‌ترین مصاحبه‌هایم است؛ آقا هم بارها گفتند فلانی محکم حرف می‌زند. من معتقد هستم ایالات متحده آمریکا از مردم ایران می‌ترسد. مردم ایران مایه عزت و اقتدار ما هستند و آنچه ایالات متحده را شکست داده موشک‌های ما نیست – اگرچه آن هم مهم است – بلکه فرهنگ ایثار و شهادت این ملت است.»
پس از این سخنان، پاسخ وزیر امور خارجه به سوال کریمی قدوسی به رای نمایندگان گذاشته شد و نمایندگان با ۵۵ رای موافق، ۱۷۳ رای مخالف و ۱۸ رای ممتنع از مجموع ۲۵۹ نماینده حاضر در جلسه علنی، پاسخ‌های وزیر امور خارجه را قانع‌کننده ندانستند و به او کارت زرد دادند.

ما صرفا مسئول حل مشکل شده‌ایم

ظریف همچنین در جلسه علنی مجلس، در پاسخ به سوال فرهاد بشیری، نماینده مردم پاکدشت در خصوص این که چرا دیپلماسی اقتصادی در وزارت خارجه جدی گرفته نمی‌شود؟ گفت: «بحث دیپلماسی اقتصادی مساله پیچیده‌ای است که نیازمند همکاری همه ارکان کشور به ویژه دولت و مجلس است. بنده امروز برای توضیح به مجلس نیامده‌ام؛ بلکه برای درخواست کمک به مجلس آمده‌ام. ساختار وزارت خارجه از سال ۱۳۶۶ به ساختار منطقه‌ای تبدیل شد در ساختار منطقه‌ای معاونت اقتصادی وزارت خارجه که در کنار معاونت سیاسی قرار داشت کنار گذاشته شد. هدف این بود تا روابط با کشورها در یک معاونت متمرکز شود که این فلسفه درست بود اما واقعیت این است به خاطر حجم فشارهای سیاسی و امنیتی که بر روی وزارت خارجه وارد بود طبیعتا دستگاه دیپلماسی و معاونت منطقه‌ای به مسائل سیاسی و امنیتی گرایش پیدا کرد.»وزیر امور خارجه تصریح کرد: «در دوران بنده نیز بر اساس پیشنهاد مجلس و هم فکری که با کمیسیون اقتصادی مجلس شکل گرفت قرار شد تا معاونت اقتصادی مجددا احیا شود و ما بر همین اساس کل ساختار وزارت خارجه را به هم ریختیم تا از ساختار منطقه‌ای به ساختار موضوعی بازگشته و یک معاونت اقتصادی و یک معاونت سیاسی را ایجاد کرده تا اقتصاد نیز هم سطح مسائل سیاسی و امنیتی قرار گیرد.»
ظریف در ادامه بیان کرد: «ما نمی‌توانیم واقعیت ها را در کشور نادیده بگیریم چرا که بسیاری از فشارها بر کشور سیاسی امنیتی است. اقدامات ما در زمینه دیپلماسی اقتصادی ناموفق نبوده است اما آن قدری که ما انتظار داشتیم موفقیت آمیز نیز نبوده و نیازمند آسیب شناسی است.»
وزیر امور خارجه تاکید کرد: رئیس مجلس پیشنهاد دادند تا وزارت خارجه متولی کل روابط خارجی باشد که این امر هم مزایایی دارد هم معایبی. امروز وزارت خارجه مسئولیت روابط خارجی را ندارد. بلکه فقط مسئول سیاست خارجی است. نقش وزارت خارجه در روابط اقتصادی خارجی فقط نقش تشویق‌گر است. دستگاه‌ها چه در بخش خصوصی و چه در بخش دولتی سیاست‌های خود را دنبال می‌کنند و هر گاه به مشکل برخوردند به سراغ وزارت خانه می‌آیند. ما صرفا مسئول حل مشکل شده‌ایم نه مسئول جهت‌دهی و هماهنگی در این حوزه.»
در نهایت پاسخ ظریف به سؤال فرهاد بشیری هم به رای گذاشته شد و نمایندگان با ۹۰ رأی موافق، ۱۳۸ رأی مخالف و ۱۲ رأی ممتنع از مجموع ۲۵۹ نماینده حاضر در جلسه از پاسخ‌های وزیر قانع نشدند و دومین کارت زرد خود را به ظریف دادند.