بایگانی مطالب نشریه

دست خالی دشت‌ها

سال آبی جاری سالی کم‌بارش در اغلب نقاط کشور بود. علاوه بر اثراتی که این موضوع بر بخش‌های مختلف خواهد داشت، این روزها اخبار مربوط به وضعیت مخازن سدهای کشور، نشان از این دارد که کم‌بارشی سال جاری تاثیر خود را روی سدها گذاشته و مدیریت آب در تابستان را با چالش مواجه می‌کند. در چنین شرایطی مدیریت و سیاست‌گذاری در زمینه منابع آب باید چه رویکردی پیدا کند؟ «طبق آمار بهره‌برداری از سدهای مخزنی کشور تا ۱۳ فروردین ۱۴۰۰ در سال آبی‌ ۱۴۰۰-۱۳۹۹ از مجموع ظرفیت ۵۰.۵ میلیارد مترمکعبی مخازن سدها، ۵۸ درصد مخازن پر شده است» این جمله بخشی از گزارش وزارت نیرو درباره وضعیت سدهای کشور است که در روز پانزدهم فروردین منتشر شد و نشان می‌داد در آغاز نیمه دوم سال آبی، 42 درصد از ظرفیت سدهای کشور خالی است. علاوه بر این گزارش، آمارهایی نیز به تفکیک از وضعیت سدهای استان‌های مختلف کشور منتشر می‌شود که خبر از سالی کم آب دارند. احد وظیفه رئیس مرکز ملی خشکسالی و مدیریت بحران سازمان هواشناسی نیز با تایید این موضوع از خشکسالی شدید در بیشتر نقاط کشور خبر داده و به ایسنا می‌گوید: «آثار کم بارشی را به‌زودی روی سدها خواهیم دید. در دو هفته ابتدایی فروردین ماه در کل کشور تنها ۱۷ میلی‌متر بارش داشتیم که این میزان نسبت به میانگین بلند مدت کشور حدود ۸۵ درصد کمتر است. نوروز بسیار کم بارشی داشتیم، بارش‌ها در زمستان ۹۹ نیز کمتر از حد نرمال بود و این مسئله سبب شده است که در بسیاری از نقاط کشور با کم بارشی مواجه باشیم» همانطور که احد وظیفه اعلام کرده است، حالا اثرات کم بارشی را در میان اخبار مربوط به وضعیت سدها می‌توان دنبال کرد. مدیر برنامه‌ریزی مخازن سدها و رودخانه‌های سازمان آب و برق خوزستان اعلام کرده تنها حدود ۴۰ درصد از مخازن سدهای خوزستان آبگیری شده‌اند. به گفته او مخزن سد کرخه 55 درصد و مخزن سد کارون 28 درصد، سد دز 25 و سد مارون 28 درصد شاهد کاهش حجم مفید نرمال بوده‌اند. اما تنها وضعیت سدهای خوزستان نیست که نگران‌کننده شده است، دیروز معاون حفاظت و بهره‌برداری شرکت آب منطقه‌ای خراسان جنوبی با اشاره به کم‌آبی سدهای مخزنی خراسان جنوبی نسبت به سال گذشته، به خبرگزاری مهر گفت: «وضعیت بحران آب‌های زیرزمینی در سال 1400 جدی است. اکنون ۲۲.۳۷ درصد از مخازن سدهای استان آب ذخیره دارند. حجم فعلی مخازن ۱۶.۹ میلیون مترمکعب بوده و حجم مدت مشابه در سال گذشته ۲۳.۴ میلیون مترمکعب بوده است»
در مازندران هم گزارش‌های مربوطه نشان از کاهش ذخیره سدها دارد، مدیرعامل آب منطقه‌ای مازندران با اشاره به کاهش ۹ درصدی حجم ذخایر آب در سد شهید رجایی، گفت: «حجم کنونی آب را در این سد ۱۴۴ میلیون مترمکعب ذکر کرد. حجم کنونی آبگیری این سد ۱۴۴ میلیون مترمکعب است. این میزان نسبت به ظرفیت ۱۶۲ میلیون مترمکعبی با کاهش ۹ درصدی روبه‌رو بوده است» او مجموع آب ذخیره شده در مخازن آبی استان را ۵۹ درصد اعلام کرد.
مدیرعامل شرکت آب منطقه‌ای استان کرمانشاه هم به پر بودن حدود 74 درصد ظرفیت سدهای استان اشاره کرده و می‌گوید: «این میزان ذخیره نسبت به سال گذشته افت داشته است. سال گذشته یک میلیارد و 17 میلیون مترمکعب آب پشت سدهای استان ذخیره بود که امسال با کاهش 1.5 درصدی این ذخیره مواجهیم»
در شهرهای مرکزی که بارش کمتری را در سال آبی جاری داشتند هم وضعیت سدها به همین منوال است. سرپرست شرکت آب منطقه‌ای اصفهان با اشاره به پر بودن ۲۴ درصد مخزن سد زاینده‌رود، گفت: «در حال حاضر مخزن سد زاینده‌رود ۲۴ درصد آب دارد. بارندگی‌های امسال در سرشاخه زاینده‌رود نسبت به سال گذشته با ۲۱ درصد کاهش همراه بوده و نسبت به متوسط بلندمدت هم با ۳۳ درصد کاهش بارش مواجه هستیم»
رضا اردکانیان، وزیر نیرو نیز هفته گذشته از کاهش بارش‌ها در ادامه سال آبی جاری خبر داده و گفته بود: «در حالی نیمی از سال آبی ۱۴۰۰-۱۳۹۹ را پشت سر گذاشته‌ایم که در نیمه نخست آن بارش‌ها نسبت به متوسط دراز مدت نزدیک به ۳۴ درصد کاهش داشت. پیش‌بینی می‌شود برای فصل بهار نیز بارش‌ها نسبت به متوسط دراز مدت بیش از ۴۰ درصد با کاهش مواجه باشد. در مجموع در سال آبی ۱۴۰۰-۱۳۹۹ در مقایسه با متوسط بلندمدت، بارش‌های کمتری خواهیم داشت، یعنی اگر بارش طبیعی کشور را در طول یک سال آبی ۲۵۰ میلی‌متر فرض کنیم، در سال آبی جاری این رقم به حدود ۱۷۰ تا ۱۸۰ میلی‌متر کاهش پیدا خواهد کرد» احد وظیفه نیز در این رابطه گفته است: « از مهرماه تاکنون تنها حدود ۴۸ درصد از آب سالانه حاصل از بارش‌ها تامین شده است که این وضعیت نگران‌کننده است» این نگرانی‌ها بیش از هر چیز لزوم تدوین برنامه‌ای برای سیاست‌گذاری‌های درست و دقیق در خصوص مدیریت منابع آب در سال پیشِ رو را یادآور می‌شوند. باید دید مسئولان وزارت نیرو که در سال گذشته به هشدارهای کارشناسان در خصوص تخلیه سدها برای تولید برق بی‌توجه بودند، حال که تابستان سختی پیش روی این حوزه قرار گرفته است، چقدر به پیشنهادات و نظرات کارشناسی توجه دارند.
انوش نوری‌اسفندیاری دبیر اندیشکده آب، در خصوص سیاست‌هایی که در سال جاری باید برای مدیریت منابع آب در نظر گرفته شود، به «پیام‌ما» می‌گوید: «ظاهرا وزارت نیرو هنوز این مسئله را به صورت خیلی دقیق مورد توجه قرار نداده است. الان زمانی است که این سیاست‌ها باید تدوین شود. سال‌های گذشته هم اینها سابقه داشت و ظرفیت خالی سدها موجب بروز نگرانی شد، اما با توجه به حجم و ابعاد این کاهش بارش در سال جاری، باید برنامه‌ها جدی‌تر و گسترده‌تر باشد.»
اسفندیاری در خصوص کاهش بارش‌ها به موضوع مهمتری هم اشاره می‌کند که نیازمند برنامه‌ریزی و مدیریت است: «تبعات کاهش بارش‌ها فقط منحصر به سدها نیست. این موضوع، عمدتا شامل برداشت از منابع آب زیرزمینی هم می‌شود. موضوع مدیریت منابع آب در چنین شرایطی باید شامل سدها، نحوه بهره‌برداری از آب ذخیره سدها، و مدیریت و نظارت بر برداشت از آب‌های زیرزمینی باشد. سدها برنامه مشخص‌تر و روشن‌تری دارند و با قراردادی که با مشترکان از جمله زارعین بسته می‌شود یک سری از کشت‌ها را ممنوع اعلام می‌کنند و یا سطح کشت را با میزان آب موجود تنظیم می‌کنند و اولویت‌ها را به تامین آب صنعت و شهرها می‌دهند. اما در مورد آب زیرزمینی طبیعی است که نگرانی‌ها بسیار بیشتر است، معمولا فشار کمبود آب به سفره‌های آب زیرزمینی وارد می‌شود. اضافه برداشت از سفره‌های آب زیرزمینی در شرایط عادی هم انجام می‌شود، اما در مواقع خشکسالی تشدید می‌شود. به همین دلیل باید ستادهای ویژه‌ای شکل بگیرد و این موضوع را کنترل و بر آن نظارت کند و سعی بر کاهش خسارت‌ها داشته باشد. اما تا به امروز برنامه مدونی از سوی وزارت نیرو مشاهده نشده است» اسفندیاری ضرورت نظارت بر دشت‌های ممنوعه را مورد تاکید قرار داده و می‌گوید: «در حالت عادی دشت‌های ممنوعه اضافه برداشت دارند و سطح آب آنها رو به کاهش است. حتی اگر سال نرمال آبی هم باشیم باید کنترل در این مناطق انجام شود. در مواقع خشکسالی مسئله حادتر است و لازم است احتیاط‌هایی که در این مناطق صورت می‌گیرد، افزایش پیدا کند. جدی بودن اقداماتی که در دشت‌های ممنوعه صورت می‌گیرد بسیار مهم است» وزارت نیرو هنوز برنامه‌ مدونی برای اعلام سیاست‌های خود در سال آبی جاری ارائه نکرده است، اما با توجه به هشدارهایی که در زمینه خشکسالی در سال جاری از سوی صاحبنظران مطرح است و همچنین خالی شدن مخازن سدها در زمستان گذشته برای رفع مشکل کمبود برق، تابستان امسال لزوم داشتن برنامه‌ای قابل اجرا در حوزه مدیریت منابع آب در سراسر کشور بیش از گذشته احساس می‌شود.

هفته بسیار سختی در انتظار پایتخت است

سخنگوی وزارت بهداشت از جان باختن ۱۷۴ بیمار کووید۱۹ در ۲۴ ساعت 16 تا 17 فروردین خبر داد و گفت: متاسفانه مجموع جان‌باختگان این بیماری به ۶۳ هزار و ۵۰۶ نفر رسید. به گزارش ایسنا، ‌ دکتر سیما‌سادات لاری، همچنین گفته است که بر اساس معیارهای قطعی تشخیصی، ۱۷ هزار و ۴۳۰ بیمار جدید مبتلا به کووید۱۹ در کشور شناسایی شد که دو هزار و ۳۶۹ نفر از آنها بستری شدند.
شیب تند افزایش ابتلا و مرگ‌ومیر به واسطه کرونا شرایط را بسیار ترسناک کرده است. هر روز از تعداد شهرهای آبی و زرد کاسته و بر تعداد شهرهای نارنجی و قرمز افزوده می‌شود. تهران که تا هفته اول سال جدید، زرد بود به شهری نارنجی تبدیل شد و دیری نپایید که شرایط قرمز کرونایی در پایتخت اعلام شد. به طوری که معاون درمان ستاد کرونای استان تهران در گفت‌وگو با ایسنا اعلام کرده 103 بیمارستان تهران درگیر کرونا هستند و ناچار باید با لغو خدمات درمانی الکتیو در مراکز درمانی اصلی، ظرفیت بیشتری برای رسیدگی به بیماران کرونایی اختصاص داده شود.
از سوی دیگر، دکتر علیرضا زالی، رئیس ستاد کرونای استان تهران نیز پیشنهاد داده تهران برای یک هفته تا 10 روز، تعطیل شود. او گفته که امروز شاهد وقوع یک سناریوی تلخ هستیم که نباید رخ می‌داد. با این اوصاف، آقای زالی هنوز شرایط را بدترین نمی‌داند و اعلام کرده که هفته آینده، هفته بسیار سختی برای پایتخت خواهد بود: «تجربه اخیر خوزستان که با گونه جهش‌یافته کرونا ویروس رخ داد، در تهران نیز در حال تکرار است.» به گفته علیرضا زالی، استان تهران رکورد بستری در 14 ماه گذشته را شکسته است: هزار و 100 بیمار بستری شده در یک روز. رکوردی نگران‌کننده برای روزهای آینده. رییس ستاد کرونای استان تهران همچنین گفته که در میان افرادی که در تهران جان خود را از دست داده‌اند، از کودک یک ساله تا پیرمرد 85 ساله وجود دارد. در این میان، دکتر کیانوش جهانپور، سخنگوی سازمان غذا و دارو، در پیامی توئیتری اعلام کرده که اولین محموله واکسن کرونا شامل 700 هزار و 800 دز آسترازنکا/آکسفورد از طریق کوواکس با تاخیر دو تا سه هفته‌ای به تهران رسیده است.

محیط‌بانانِ خفته بر خاک

پیکرهای خونین مهدی مجلل و میکائیل هاشمی را بعد از سپیده‌دم پیدا کردند. هر دو محیط‌بان بودند؛ مهدی 34 ساله و میکائیل 42 ساله. آنها عصر دوشنبه برای برای تعقیب شکارچیان غیرمجاز در «فیله‌خاصه» به جاده زدند و هیچکس نتوانست در تاریکی شب پیدایشان کند تا صبح فردا. تصاویری که از آنها منتشر شده هولناک و دردآور است؛ با لباس‌های محیط‌بانی پر خون بر زمینِ سبز افتاده‌اند، شیشه‌های ماشینی که سوار بودند خرد شده و از جا درآمده و پوکه‌های خالی فشنگ‌ اسلحه جنگی روی کاپوت جا مانده. اکنون با جان باختن آنها شمار محیط‌بانان شهید به 144 نفر رسیده است.نام دو محیط‌‌بان ایثارگر بر زبان‌ها افتاده. دو مظنون قتل را دستگیر کرده‌اند و خواستار اجرای عدالت شده‌اند. محیط زیست زنجان گزارش شهادت مهدی مجلل و میکائیل هاشمی را آماده کرده و به بنیاد شهید فرستاده است اما معلوم نیست که بنیاد شهید، چه زمانی آنها را شهید بشمرد. تا سال پیش از میان ۱۴۲ شهید محیط‌بان، فقط شهادت ۴۲ نفرشان احراز شده بود. حالا نام دو نفر دیگر به این آمار اضافه شده. در طول سه سال و نیم گذشته هفت محیط‌بان در راه خدمت کشته شده‌اند اما پرونده همه آن‌ها در بنیاد شهید مفتوح است.
آنچه رخ داد
پیکرهایی که صبح دیروز پیدا شد، اکنون در اختیار پلیس است. احتمال‌داده‌اند که شلیک به آنها در ساعت 8 شب دوشنبه رخ داده باشد. «به احتمال قوی این دو محیط‌بان دیشب ساعت ۸ شب شهید شدند، چون از آن ساعت بعد هرچه گشتیم این دو نفر را پیدا نکردیم.» جمشید محبت‌‌خانی، فرمانده یگان حفاظت سازمان محیط زیست اینطور گفته. به او (16 فروردین) این دو محیط‌بان در ساعت 18:30 دقیقه در منطقه فیله‌خاصه به سرنشینان یک نیسان مشکوک شدند که در حال شکار غیرمجاز بودند. محیط‌بانان برای تعقیبشان به جاده زدند و سرنشینان نیسان، ماشین را به سمت جاده زنجان به قزوین هدایت کردند. درست همانجا نیروهای محیط ‌زیست با تلفن ‌همراه و بی‌سیم گزارش این اتفاق را به مسئولان بالادستی دادند. بعد ماشین شکارچیان غیرمجاز به یک مسیر فرعی رفت و تعقیب یک ساعت ادامه داشت. از ساعت 19:30 دقیقه ارتباط محیط‌بانان با مرکز قطع شد. نیروها وارد عمل شدند اما با تاریک شدن هوا جست‌وجوها به نتیجه نرسید. «صبح امروز (۱۷ فروردین‌ماه) و با تلاش نیروها پیکر این دو شهید در کنار خودروی خود پیدا شد. متاسفانه شکارچیان، آن‌ها را با تیر جنگی به شهادت رساندند. در این رابطه پرونده تشکیل شده و موارد در حال بررسی است.»
آنها از شکارچیان محلی بودند
هنوز ظهر نشده یکی از مظنونان حادثه دستگیر شد و کمی بعد جعفر رحمتی، رئیس پلیس آگاهی استان زنجان خبر داد که دومین مظنون هم بازداشت شده است. او گفت: «تاکنون دو نفر از عوامل شهادت محیط‌بانان زنجان دستگیر شدند و بررسی برای روشن شدن زوایایی این جنایت در دست انجام است. عوامل به شهادت رساندن دو محیط بان زنجانی از شکارچیان محلی هستند.»
عیسی کلانتری، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست هم خواستار رسیدگی فوری دستگاه قضا به شهادت دو تن از محیط‌بانان استان زنجان شد. او در متن تسلیتش نوشت: «اینجانب ضمن درخواست از دستگاه محترم قضایی برای رسیدگی فوری به این جنایت و شناسایی، دستگیری و صدور رای قاطعانه برای عاملان که موجب درس عبرتی برای سایر متجاوزان به جان محیط‌بانان و عرصه‌های طبیعت شود، از خداوند متعال برآن شهدای عزیز رفعت جایگاه و غفران الهی را مسئلت می‌جویم.»
با اسلحه جنگی کشتند
حسین آبسالان، مدیر‌کل محیط زیست زنجان می‌گوید: «ناجوانمردانه است. آنها داخل ماشین را تیرباران کردند.» آمارها می‌گوید 30 درصد از محیط‌بانان شهید با شلیک گلوله شکارچیان به شهادت رسیده‌اند و باقی در سوانح مختلف جان باخته‌اند. آبسالان می‌گوید: «چند وقت پیش همکاران ما باز هم از متخلفان منطقه اسلحه جنگی گرفتند. با این همه تلاشی که محیط‌بانان می‌کنند اینطور ناجوانمردانه به شهادت می‌رسند. این حق محیط‌بانان ما نیست که با این تعداد کم، با سلاح‌های جنگی مواجه شوند و اینطور مورد حمله قرار بگیرند. » اظهارات مسئولان سازمان محیط زیست می‌گوید، در سال گذشته نزدیک ۵ هزار سلاح غیرمجاز کشف شده است اما اکنون بیش از یک میلیون اسلحه غیرمجاز در کشور وجود دارد.
«شهید مجلل فوق‌لیسانس داشت. روی GIS خیلی کار کرده بود.فرد بسیار علاقه‌مندی به طبیعت بود. او هفت سال در منطقه حفاظت‌شده سرخ‌آباد شبانه‌روز کار می‌کرد. شهید هاشمی هم از محیط‌بانان خوب ما بود. متاهل بود. 12 سال کار کرده بود و بسیار فعال بود. اگر کاری را به علاقه‌مند واقعی به طبیعت بسپرند تا پای جان انجامش می‌دهد. این دو محیط‌بان هم وجدان داشتند و طبیعت را دوست داشتند.» مدیر‌کل محیط زیست زنجان اینها را در وصف دو محیط‌بان شهید می‌گوید.
اگر آنها نبودند
وسعت منطقه فیله‌خاصه در زنجان ۱۱۰ هزار و۵۳۲ هکتار است. هم درختان میوه و صنوبر دارد و هم آویشن و درمنه. فیله‌خاص آهوی ایرانی و گراز دارد و پرندگانی چون کبک، باقرقره، انواع پرندگان شکاری، انواع پرندگان آبزی و کنار آبزی مهاجر زمستانی و انواع خزندگان است. این نقطه بخشی از منطقه سرخ‌آباد است که سال‌ها منطقه شکار ممنوع بود و حالا به منطقه حفاظت‌شده ارتقا پیدا کرده. مدیر کل محیط زیست استان زنجان می‌گوید اگر محیط‌بانان نبودند این منطقه ارتقا پیدا نمی‌کرد. «محیط‌بان‌ها کارشان وجدانی است و برای حفظ طبیعت. آنها همیشه الگویی هستند برای خیلی از کارمندان دیگر. خیلی از مناطق حفاظت‌شده و پارک‌های ملی به خاطر گشت‌های شبانه‌روزی آنها حفظ شده است. اگر آنها نبودند این مناطق را شخم می‌زدند و نابود می‌کردند. ولی این اکوسیستم‌ها به مدد حضورشان کمتر دست خورده است و حفظ شده است. وجود این مناطق به خاطر محیط‌بانان است.» او حرف‌هایش را اینطور ادامه می‌دهد: « 199 هزار هکتار منطقه فیله‌خاصه چند وقت پیش تبدیل به منطقه حفاظت شده شد. ولی سالیان سال منطقه شکارممنوع بود و محیط‌بانی در آن برقرار بود. با حضور محیط‌بانان در این منطقه با افزایش امنیت و شمار حیات وحش، و تمام تلاش‌هایی که انجام شد، این منطقه هم ارتقا پیدا کرد.» او می‌گوید: «افزایش کشفیات سلاح هم نشان می‌دهد که اگر به محیط‌بانان توجه کنیم، محیط زیست درست‌تر حفظ می‌شود. با تلاششان را جبران کنیم و برای آنها اهمیت قائل شویم. آنها با وجدان کاری در مناطقی که خودشان هستند و خدای خودشان، زحمت می‌کشند. منطقه حفاظت شده را محیط‌بان با روش خودش سالیان سال حفظ کرده‌اند اما با دست‌های خالی. محیط‌بان‌های ما با وجود مساحت زیادی که تحت مدیریت سازمان محیط زیست است، تعدادشان کم است. آن هم در شرایطی که هر لحظه امکان چپ شدن خودرو، مارگزیدگی، ماندن در گرما و سرما، افتادن از بلندی، و درگیری با شکارچی و شهادت وجود دارد. باید تلاش‌های آنها تلافی شود. این درگیری‌ها حق آنها نیست.»

چانه‌زنی ایران و آمریکا پشت درهای برجام

حالا که این سطور نوشته می‌شوند مقامات ایرانی در وین در حال مذاکره با طرف‌های امضا کننده برجام هستند. پیشتر دولت جو بایدن با میانجی‌گری اروپا از ایران خواسته بود برای مهیا کردن مقدمات احیای برجام مذاکرات را آغاز کند. ایران اما اعلام کرد برای بازگشت آمریکا به برجام و عقب‌گرد ایران از کاهش تعهدات برجامی خود هیچ نیازی به مذاکره نیست و آمریکا صرفا باید با یک تصمیم سیاسی بازگشت عملی خود به برجام را اعلام کند و ایران پس از راستی‌آزمایی اقدام آمریکا به تعهدات خود باز خواهد گشت.
کاملا مشخص بود این اقدام ایران تاکتیکی برای بالاتر بردن دست خود در چارچوب مذاکرات برجامی بوده است. ایرانی برآورد درستی از وضعیت جو بایدن داشت و خیلی خوب می‌دانست که بایدن در خصوص برجام آسیب‌پذیر است. بایدن در طول مبارزات انتخاباتی خود بارها و بارها اعلام کرد که تصمیم دولت ترامپ در خروج از برجام کاملا اشتباه بوده است و در صورت پیروزی در انتخابات بازگشت به برجام را در اولویت خود قرار خواهد داد. به این ترتیب بایدن خودش، فشاری بر روی خود ایجاد کرد. به دیگر سخن، بایدن به صورت غیرمستقیم آمریکا را مسئول فروپاشی احتمالی معرفی کرد. در واقع این ذهنیت شکل گرفت که ترامپ به اشتباه از برجام خارج شد و حالا که بایدن وارد کاخ سفید شده است باید براساس قولی که داده است به برجام بازگردد و اگر از این کار امتناع کند مسئول فروپاشی برجام خواهد بود.
علاوه بر این، ایران با امتناع از ورود به مذاکره مستقیم با آمریکا مانع تلاش آمریکا برای شکل‌دهی برجامی جدید شده است. این ممانعت ایران دو هدف را محقق می‌کند. نخست اینکه تمایل رئیس‌جمهور آمریکا در خصوص بازگشت به برجام را به محک می‌گذارد و از سوی دیگر اهرم فشاری در اختیارش قرار می‌دهد که می‌تواند با استفاده از آن میل آمریکا به احیای برجام را در جهت منافع خود به کار بگیرد.
به این ترتیب اگر بایدن بخواهد به قول‌های انتخاباتی خود پایبند بماند باید برجام قبلی را به نوعی زنده کند. و ایران این اجبار را به خوبی دریافته است و همین اجبار موجب می‌شود که ایران بتواند مشوق‌های بیشتری درخواست کند. یکی از این مشوق‌ها می‌تواند این باشد که ایران تهدید کشورهای حاشیه خلیج فارس علیه خود را کمتر کند. این مشوق زمانی معنا می‌یابد که بدانیم قول بایدن برای بازگشت به برجام در تناسب با خواسته‌های برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس و رژیم اسرائیل، موجب می‌شود فشار منفی مضاعفی بر بایدن تحمل شود. در واقع بازگشت آمریکا به برجام فعلی، فشار تل‌آویو و اعراب بر آمریکا را افزایش خواهد داد و در آن سو ممانعت آمریکا در بازگشت به برجام فشار اروپایی‌ها را بر بایدن افزایش خواهد داد. و یکی از دلایل وقت‌کشی بایدن در بازگشت به برجام همین مسئله است. چرا که دولت بایدن هنوز نتوانسته میان این دو اهرم فشار تعادل برقرار کند.
اما به نظر می‌رسد که تحولات حول برجام طی هفته‌های اخیر مثبت بوده است. البته هنوز مشخص نیست که آمریکایی‌ها دقیقا به دنبال چه هستند. ایران اعلام کرده قرار نیست هیچ مذاکره مستقیم و غیرمستقیمی میان ایران و آمریکا برگزار شود. شاید معنای این سخن این باشد که اگر هم گفت‌وگویی در میان باشد، این گفت‌وگو در چارچوب کمیسیون مشترک برجام انجام می‌شود. پیش‌بینی‌ها حاکی از آن است که طی دو یا سه ماه آینده در نهایت طرفین راهی برای خروج از این بن‌بست بیابند. بخشی از راهکار بازگشت به برجام مسائل فنی هسته‌ای است و که بیشتر مربوط به تعهدات هسته‌ای ایران است و بخشی دیگر از راهکارها نیز تصمیم و اراده سیاسی در واشنگتن برای برداشتن تحریم‌ها در عرصه عمل است.

اولیانوف: نشست کمیسیون مشترک برجام موفقیت‌آمیز بود

با پایان نشست وین، نماینده روسیه در سازمان‌های بین‌المللی واقع در وین در توییتی نشست سه‌شنبه کمیسیون مشترک برجام را «موفقیت‌آمیز» خواند. به گزارش ایسنا، میخائیل اولیانوف، نماینده ویژه روسیه در سازمان‌های بین‌المللی واقع در وین روز سه‌شنبه در توییتی نوشت: نشست کمیسیون مشترک برجام موفقیت‌آمیز بود.
دو گروه در سطح کارشناسی (در خصوص رفع تحریم‌ها و مسائل هسته‌ای) موظف شدند که اقدامات ملموسی که تهران و واشنگتن باید برای احیای کامل اجرای برجام انجام دهند را شناسایی کنند. گروه‌ها به سرعت مشغول به کار شدند. او در توییت دیگری افزود: احیای برجام به سرعت اتفاق نخواهد افتاد. [این مهم] زمان خواهد برد. تا کی؟ کسی نمی‌داند.
مهم‌ترین چیز پس از نشست امروز کمیسیون مشترک این است که کار عملی برای رسیدن به این هدف آغاز شده است.
هجدهمین نشست کمیسیون مشترک برجام که در روز جمعه ۱۳ فروردین به صورت مجازی آغاز شده بود، دیروز از ساعت ۱۴:۳۰ دقیقه به ‌وقت محلی (۱۷:۰۰ به وقت تهران) در وین از سر گرفته شد.

آن روی دیگر حاجی فیروز

قرارداد ایران و چین، انتخابات ۱۴۰۰ و نژادپرست بودن حاجی‌فیروز در سنت نوروز، مهم‌ترین عناوینی بودند که از ابتدای سال جدید، ایرانیان در فضای مجازی درباره آن‌ها تولید محتوا کردند. حاجی‌فیروز نژادپرست اما با یک بخشنامه پای خود را به بحث‌های روزمره ایرانیان باز کرد. بخشنامه‌ای که از سوی محمدرضا جوادی‌یگانه، معاون اجتماعی شهرداری تهران صادر شده بود و در آن صراحتا عنوان شد که «به منظور پیشگیری از سو برداشت‌های احتمالی» و «شائبه نژادپرستی» چهره حاجی فیروز از این پس در رویدادهای شهرداری تهران دیگر سیاه نخواهد بود. استدلال جوادی یگانه به مذاق بسیاری از شهروندان تهرانی و حتی بسیاری از اعضای فعلی شهرداری تهران خوش نیامد. بسیاری اقدام او را در راستای از بین بردن آیین و مناسک نوروز دانستند و در مقابل گروهی دیگر آن را اقدامی جسورانه و پیشرو برای اصلاح سنت‌هایی با شائبه نژادپرستی و اصلاح چهره ایرانیان در جامعه جهانی، خطاب کردند. با این حال جوادی یگانه دیروز به صحن شورای شهر تهران آمد تا درباره برنامه‌های نوروز ۱۴۰۰ پایتخت به بهشت‌نشینان گزارش دهد. گزارشی که البته بازهم پای حاجی فیروز را به میان کشید و این‌بار مجال بیشتری برای اظهار نظر فراهم شد.به گزارش «پیام‌ما»، جوادی‌یگانه دیروز در صحن شورا علاوه بر ارائه توضیحات و گزارشی درباره رویداد تهران ۱۴۰۰ به جنجال‌ها و حواشی ماجرای فیروز اشاره کرد. معاون شهردار تهران گفت که صورت سیاه حاجی‌فیروز از ۲۰ اسفند با شروع کارناوال‌های نوروزی مورد انتقاد قرار گرفته بود: «این مساله چند بعد متفاوت دارد که در این بخشنامه به آن اشاره شد. یک بعد آن اساطیری است، بعد دوم هنری و بعد سوم موضوع تاریخی و بازگشت برده‌داری در ایران به ویژه در دوره قاجار است که تاکنون کمتر به آن اشاره شده است. بعد چهارم آن اجتماعی است و اینکه بخشی از مردم ایران که پوست تیره‌تری دارند از این موضوع {چهره سیاه حاجی‌فیروز}ناراحت و آن را توهین به خود تلقی می‌کنند. ما در برنامه خود کاری به حاجی‌فیروز شهر تهران نداریم اما آنچه که شهرداری تهران اجرا می‌کند و با پول مردم تهران اجرا می‌شود، نباید واجد توهین به بخشی از مردم ایران باشد.» تمسخر رنگ پوست و لباس و لهجه سایر اقوام دیگر شواهدی بودند که معاون جامعه شناس شهردار تهران برای توجیه بخشنامه خود از آن‌ها گواهی گرفت: «اصرار دارم که حاجی‌فیروز موضوع نژادپرستی است و باید بدانیم که رفتار مطلوبی نیست. می‌دانستیم که مورد انتقاد واقع می‌شویم و جالب است بسیاری می‌گویند اقدامی نمایشی بوده است. اما معتقدم یکی از مثبت‌ترین اقدامات است. باید تلاش کنیم که در تهران لباس و لهجه دیگران مسخره نشود، مهاجران مورد تمسخر واقع نشوند و آنچه که به ما باز می‌گردد و در سطح قانونی است را اجرا کردیم. ما تلنگری زدیم و حساسیت و حساس شدن به این موضوع توسط مدیریت شهری انجام شد.»
دوگانه ناموجود سیاه و سفید
اعضای شورا که از زمان صدور این بخشنامه کم و بیش اعتراضات خود به آن را در فضای مجازی‌شان منتشر کرده بودند، اینبار در صحن علنی با استدلال‌های جوادی‌یگانه مخالفت کردند. علی اعطا، سخنگوی شورای شهر تهران که اعتراضاتی هم به نحوه برگزاری رویداد تهران ۱۴۰۰ داشت، بخشنامه شهرداری درباره حاجی‌فیروز را برمبنای چند فرضیه دانست و اقدام شهرداری را رسمیت بخشیدن به دوگانه ناموجود سفید و سیاه: «دوگانه نژاد سفید و سیاه در تاریخ فرهنگی ایران دارای موضوعیت نبوده است.
از دوگانه‌های مختلفی که بعضا موجب تبعیض شده است همچون دوگانه‌های اجتماعی، جنسیتی و حتی دوگانه‌های مبتنی بر شکاف شمال و جنوب می‌توان صحبت کرد اما دوگانه نژاد سیاه – نژاد سفید در تاریخ ایران مسبوق به سابقه نبوده است اما وقتی که شهرداری به طور مشخص چنین بخشنامه‌ای صادر می‌کند عملاً به این دوگانه ناموجود رسمیت می‌بخشد. اینکه یک پژوهشگری فرضیه‌ای را مطرح کرده باشد و در پی آن شهرداری بر مبنای آن بخشنامه صادر کند و یک امر دایر فرهنگی را متوقف کند، معقول نیست. برخی از دوستان شهرداری استدلال می‌کردند که ما وارد بحث عامه نشدیم و این بخشنامه مربوط به فعالیت‌های است که صرفاً شهرداری انجام می‌داد اما به نظر من این استدلال پذیرفتنی نیست.»
بخشنامه شهرداری، اصلاح شود
«اساسا گسلی به نام رنگین پوستی و سفید پوستی و سیاه پوستی در ایران وجود ندارد.» حسن رسولی، خزانه‌دار شورای شهر تهران فرد دیگری بود که در واکنش به گزارش تهران ۱۴۰۰ و نژادپرستانه بودن چهره حاجی‌فیروز از شهرداری خواست تا بخشنامه‌ و تصمیمش را اصلاح کند، او معتقد است که تبعیض نژادی در جامعه ایران وجود ندارد: «معتقدم در جامعه ایران اساساً گسلی به نام سفید پوستی یا رنگین پوستی نداریم و این ورود شهرداری ورود صحیحی نبود. همچنین ورود به حوزه فرهنگی آن هم سیاست‌گذاری فرهنگی ارتباطی به شهرداری ندارد و به فرض اینکه داشته باشد، بخشنامه پذیر نیست. شهرداری در قالب یک بیانیه به آثار و پیامدهای این اقدام در حوزه نظری پایان دهند و آنچه در این حوزه انجام شده را اصلاح کنند.»
سنت‌ها خودشان را به روز می‌کنند
احمد مسجد‌جامعی، عضو کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر، در تمام روزهایی که درباره حاجی‌فیروز صحبت شده بود، سکوت کرده بود. او دیروز در جریان بررسی گزارش تهران ۱۴۰۰ گفت که با یک بخشنامه نمی‌توان سنت و عرف را تغییر داد: «سنت‌ها خودشان را نوسازی و روزآمد می‌کنند، مثلا همین هفت‌سین، سبزه یک زمانی گندم بوده، بعد عدس شده، بعد شبدر شده، سینی بوده، بعد بشقاب شده و بعد کوزه شده. یعنی می‌خواهم بگویم، اینها خودشان راه خودشان را پیدا می‌کنند. الان درباره ماهی هم همین است، طرفداران محیط زیست می‌گویند در سفره نباشد. اینها سنت‌هایی است که تجربه دارد و خودش را روزآمد می‌کند. همین هفت سین اگر روزآمد نبود، از بین می‌رفت. خودش را وصل می‌کند به سنت‌های مذهبی و محلی. من بحثم این است که این حوزه محل دخالت ما نیست. با بخشنامه نمی‌شود سنت و عرف را تغییر داد و بگوییم حاجی‌فیروز اینگونه رفتار کند. نه اینکه سنت عوض نمی‌شود اما باید طبیعت خاص خود را داشته باشد.»
نمی‌توانیم تبعیض نژادی را نبینیم
«درباره حاجی‌فیروز دو نکته مطرح است، یکی اینکه آیا موضوع حاجی‌فیروز مساله امروز تهران بوده و آیا ضرورت داشت به این موضوع ورود پیدا کنیم، یا نه؟ بدون بدون کار قبلی، آموزش و نشست قبلی.» زهرا نژاد‌بهرام، عضو هیات رئیسه شورای شهر تهران که از اقدامات شهرداری درباره رویداد تهران ۱۴۰۰ دفاع کرد، تغییر رنگ حاجی‌فیروز را اتفاقی مثبت برای تغییر چهره تهران در جامعه جهانی دانست. او گفت: «چون تهرانی شهری جهانی است و امروز از آخرین تکنولوژی‌ها استفاده می‌کند، نمی‌تواند موضوع تبعیض نژادی در جهان را نبیند، حتی اگر حاجی‌فیروز در تاریخ و گذشته ما وجود داشته باشد و نماد باشد، نمی‌توانیم از سیاه بودن حاجی‌فیروز چشم‌پوشی کنیم، آن هم در زمانی که به جامعه جهانی متصل می‌شویم.»
نژادپرستی بخشنامه پذیر نیست
دیگر مخالف چهره نژادپرستی حاجی‌فیروز، محمد جواد حق‌شناس بود، او که در روزهای اخیر در فضای توییتر انتقادات تندی به جوادی‌یگانه داشت، بخشنامه معاون شهردار تهران را عامل سو‌استفاده رسانه‌های غربی خواند. او همچنین بار دیگر درخواست کرد که بخشنامه شهرداری تهران لغو شود: «متاسفانه موضوعی نابجا با بخشنامه آقای جوادی‌یگانه در کشور رخ داد. نژاد پرستی هیچ موضوعیتی در کشور ندارد و بخشنامه‌پذیر هم نبود و نیست. شاید شأن دانشگاهی آقای یگانه این نگاه را ایجاد کند که سیاه بودن چهره حاجی‌فیروز جنبه جامعه‌شناسی دارد اما نباید این مسئله مورد اشتباه یا پژوهش و دخیل با نگاه غرب قرار گیرد، چرا که شروع موضوعی است که در کشور وجود نداشته و متاسفانه موجب سو‌استفاده رسانه‌های خارجی شد.»
بخشنامه‌ای که مملکت را بهم ریخت
«یکی از دوستان بوشهری ما می‌گفت به والله تا روزی که این بخشنامه کذایی صادر نشده بود، نه من و نه هیچ‌کدام از همشهریانم به این موضوع فکر نکرده بودیم که حاجی‌فیروز به نوعی، به ما طعنه می‌زند.» حجت نظری، سخنگوی کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر هم که پس از گزارش معاونت اجتماعی، اقدامات این سازمان در نوروز ۱۴۰۰ را مردود دانست، صحبت خود را به حاجی‌فیروز کشاند و گفت: «به تعبیری باید گفت که آقای جوادی یگانه با این بخشنامه اساسا به این موضوع دامن زدند و فضایی را باز کرد که تا پیش از آن توجهی به آن نمی‌کرد. دوستی دیگر هم می‌گفت که من در دوران ابتدایی عینکی بودم، خیلی وقت‌ها در مدرسه عینک من را هم مسخره می‌کردند، آیا این دلیل می‌شد که آقای یگانه یا هر عزیز دیگری بخشنامه بدهد و عینک را هم در شهر ممنوع کند؟ این نمی‌شود که روی حساب حرف چهار کودک مدرسه‌ای فرضیه مطرح شود و بخشنامه‌ای داده شود و کل مملکت بهم بریزد، لذا خواهشمندم که در این شرایط دشوار، شهر را ملتهب‌تر نکنیم.»
اشتباه سیزده‌بدر، درباره حاجی‌فیروز هم تکرار شد
ناهید خداکرمی، رئیس کمیته سلامت شورای شهر تهران که از مبدعان رویداد تهران ۱۴۰۰ نیز بود، آخرین فردی بود که درباره حاجی‌فیروز صحبت کرد. صحبت‌هایی دوپهلو، نه چندان صریح که بیشتر خواستار جاری و ساری شدن شادی در خیابان‌ها تهران بود: «همان اشتباهی که سیزده بدر را روز طبیعت نامیدند درباره سیزده بدر هم تکرار شد. روز طبیعت می‌تواند یک روز دیگر و مناسبتی می‌شد، سیزده بدر اما سیزده‌بدر است، نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر. اما من روی صحبتم با نهادهایی است که تصور می‌کنند اگر شادی در جامعه برقرار شود و برنامه فرهنگی که مردم دوست دارند در جامعه پیاده شود، خطرناک است، باید به این افراد گفت که از شادی و نشاط مردم نترسید، از خشم ترس و ناامید و سکوت مردم باید ترسید، بگذارید در شرایط پاندمی شادی مردم در فضای شهر ادامه پیدا کند.»
تحلیل‌های چندگانه
هرچند که قاطبه اعضای شورا در روز گزارش معاون شهردار به تصمیم تغییر رنگ چهره حاجی‌فیروز تاختند. اما در روزهای اخیر دیدگاه‌های متعددی درباره این تصمیم در فضای مجازی یا حتی رسانه‌ها از سوی صاحب نظران مطرح شد. در جدول زیر تعدادی از مهم‌ترین دیدگاه‌ها درباره این مساله آمده است، دیدگاه چهره‌هایی که پیشتر یا امروز درباره منشا حاجی فیروز نکاتی داشتند.

تغییر اقلیم و زلزله

چهارم اردیبهشت 1394 (25 آوریل 2015)، زمین لرزه‌ای به بزرگی 7.8 نپال را لرزاند و باعث کشته شدن ۹ هزار نفر، خرابی بخشی از پایتخت و تخریب روستاها و زمین‌لغزش‌های متعدد شد. آب – کاربردها و اثرات آن – موضوعاتی مکرر در نپال پس از زلزله است. جنگل‌زدایی از جذب آب و نگهداری خاک با ریشه‌های درختان جلوگیری کرده و در نتیجه به زمین‌لغزش و جاری شدن سیلاب کمک می‌کند. با این حال، نپالی‌ها به استفاده از چوب برای سوخت وابسته‌اند و با ادامه این روند تخریب محیط ادامه دارد. فصل باران‌های موسمی که از خرداد آغاز می‌شود، با کمک به رخداد زمین‌لغزش و جاری شدن سیلاب، مشکلات پس از زلزله در نپال را افزایش داد. این اثرها باعث ناامنی غذایی شد که بر سلامتی و معیشت نپالی‌ها اثر داشت. زلزله و تغییرات آب و هوایی باعث شده است که دریاچه‌های یخبندان بیشتر در معرض طغیان سیلابٍ ناشی از ذوب یخچال‌ها قرار بگیرند که باعث نابودی روستاها و زیرساخت‌های پایین دست می‌شود. متاسفانه، بسیاری از نپالی‌ها به دلیل مزایای اقتصادی و اهمیت فرهنگی در نزدیکی این یخچال‌ها زندگی می‌کنند. جغرافیای کوهستانی نپال دسترسی به مناطق روستایی آسیب دیده و امداد‌رسانی در برابر حوادث را بسیار دشوار کرد. جنگل‌زدایی، باران‌های موسمی و سیلاب ناشی از ذوب یخچال‌ها قبلاً وجود داشته‌اند، اما در اثر زلزله سال 2015 تشدید شدند و حتی رابطه‌ای بی‌سابقه بین مداخلات انسان و محیط در نپال برقرار شد. خوشبختانه، نپالی‌ها با مشارکت فعال در بهبود این مسائل از طریق برنامه‌های ابتکاری از جمله جنگل‌داری محلی و کاهش خطر سیلاب ناشی از ذوب یخچال‌ها مبتنی بر مشارکت مردمی، انعطاف‌پذیری واقعی نشان داده‌اند. نپال دارای چشم انداز طبیعی منحصر به فردی است و در دامنه کوه‌های هیمالیا است. نپالی‌ها برای کسب کار و اشتغال به گردشگری و کشاورزی متکی هستند. اما در درجه اول مردم فقیری هستند. بسیاری از نپالی‌ها از چوب جنگل‌های خود به عنوان سوخت استفاده می‌کنند، زیرا اقتصادی‌ترین گزینه است. برای حفظ این منابع مهم جنگلی، دولت نپال در سال 1957، به عنوان یک اقدام نظارتی، جنگلداری محلی را ایجاد کرد. با این وجود، جنگل‌زدایی ادامه داشته و احتمال زمین‌لغزش را افزایش می‌دهد. باران موسمی برای آبیاری، کشاورزی و امنیت غذایی مهم است. با این حال، تغییرات اقلیمی باعث ایجاد فصلی نابسامان موسمی شده و باعث خسارت و تأخیر در برداشت بسیاری از کشاورزان نپالی شده است. به طور مشابه، طغیان دریاچه یخبندان، در اثر تغییرات اقلیمی افزایش پیدا می‌کند و بر معیشت و کشاورزی نپال اثر می‌گذارد. تأیید اهمیت محیط برای نپال اهمیت فرهنگی و معنوی محیط زیست است. یک اعتقاد اصلی در آیین هندو این است که «طبیعت را نمی‌توان نابود کرد بدون اینکه بشریت خود را از بین ببرد»، بر این اساس روش دخالت در طبیعت مستقیماً بر کارما تأثیر می‌گذارد. جنگل‌زدایی، باران‌های موسمی و سیلاب ناشی از ذوب یخچال‌ها موضوعات محیط زیستی هستند که به طور مداوم نپال را آزار می‌دهند. با این حال، اثرات تغییر اقلیم و زلزله 2015 به سرعت در حال تخریب یک چشم انداز طبیعی حساس است. نپال به دلیل داشتن محیط زیبا، چشم انداز تماشایی کوهستانی و نمایش ایده‌آل زندگی سنتی روستایی شهرت دارد، اما این تصویر گمراه کننده است. جمعیت روستایی نپال با وجود درآمد این کشور از گردشگری و کمک‌های خارجی، فقیر است. زمین اساساً تنها منبعی است که آنها می‌توانند بر آن کنترل داشته باشند. با این حال، مسائل محیط زیستی و تغییرات آب‌وهوایی و همچنین زمین‌لرزه 2015، این کنترل را به خطر انداخته است. علاوه بر این، تغییر و تخریب محیط زیست به دلیل جنگل‌زدایی، با ایجاد مشکل در رساندن کمک، مشکلات بهداشت عمومی را در نپال پس از زلزله تشدید کرده است. برای درک بهتر اثرهای ایجاد شده در مسائل محیط زیستی در نپال باید بتوان به این سوال‌ها پاسخ داد: آیا در جنگل‌زدایی، می‌توان تعادل بهتری بین حفاظت از محیط زیست و دسترسی مردم نپال در روستاها به سوخت پیدا کرد؟ مردم فقیر و روستایی نپال معمولاً به خاطر صرفه جویی سوخت‌های بیولوژیکی را با روش‌های آشپزی ناامن مورد استفاده قرار می‌دهند. این پویایی و انطباق طبیعی، آیا ایمن و به لحاظ انسانی بهینه است؟ فصل باران‌های موسمی یک اتفاق سالانه است، با این وجود در سال‌های اخیر، به دلیل تغییرات اقلیمی فصلی نامنظم و غیرقابل پیش بینی شده است. مردم نپال برای آماده سازی بهتر خود در برابر مشکلات احتمالی ناشی از باران‌های نامنظم و شدید موسمی چه کاری می‌توانند و باید انجام دهند؟ چگونه فرهنگ و انگیزه‌های اقتصادی نپالی‌ها را که در کنار دریاچه‌های یخچال طبیعی زندگی می‌کنند را محترم بداریم و از آنها در حالی که از آنها در برابر سیلاب ناشی از ذوب یخچال‌ها محافظت کنیم؟ چگونه جامعه جهانی را درگیر مراقبت از سیلاب ناشی از ذوب یخچال‌ها کنیم وقتی از نظر جغرافیایی، جوامع و افراد فقیر و دورافتاده در کوهستان‌های نپال در معرض آنها هستند؟

موافقت دوباره با گردشگری در جزیره آشوراده

سرانجام پس از مخالفت‌های بسیار و توقف طرح گردشگری جزیره آشوراده با دستور مقام قضایی، با اجرای این طرح حاشیه‌ساز موافقت شد. سوم فروردین 1400 استاندار گلستان از صدور مجوز طبیعت‌گردی جزیره آشوراده در شورای عالی معماری و شهرسازی کشور خبر داده بود و دیروز در چهارمین جلسه ستاد ملی هماهنگی و مدیریت تالاب‌های کشور، حاضران به اجرای گردشگری در تنها جزیره ایرانی دریای خزر رای مثبت دادند. این طرح یکی از مصوبات سفر ریاست جمهوری در سال 93 به گلستان بود و تلاش‌های اولیه برای عملیاتی شدن آن به 14 سال پیش برمی‌گردد اما با مخالفت‌های بیشمار کارشناسان بارها اجرای آن را به وقفه انداخت. بر اساس این طرح 22هکتار از مساحت آشوراده که در دل پناهگاه حیات‌وحش میانکاله قرار گرفته شامل طرح گردشگری می‌شود و قرار است در این وسعت اسکله، مسیر دسترسی، آلاچیق، رستوران و دیگر زیرساخت‌های گردشگری ساخته شود.در جلسه صبح دیروز ستاد ملی هماهنگی و مدیریت تالاب‌های کشور که به ریاست اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس‌جمهوری برگزار شد، علاوه بر موضوعات مختلف مرتبط با تالاب‌ها، از آشوراده صحبت به میان آمد و اعضا با اجرای طرح گردشگری در این جزیره شمالی موافقت کردند. در این جلسه تصویب شد که استانداری گلستان با هماهنگی سازمان حفاظت محیط زیست و وزارت میراث‌فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری نسبت به اجرایی کردن گردشگری در ۲۲ هکتار از اراضی ملی جزیره آشوراده در قالب زون تفریحی متمرکز با رعایت کامل مفاد مندرج در گزارش ارزیابی و پیوست زیست محیطی طرح، اقدامات لازم را به انجام برسانند. حساسیت بسیار به مسئله گردشگری بدون ضابطه در مناطق بکر و به ویژه این جزیره سبب شد دیروز حاضران عبارت «طبیعت‌گردی» را به جای «گردشگری» جایگزین کنند. پیش از این در روزهای تعطیل نوروز هادی حق‌شناس استاندار گلستان از صدور «مجوز طبیعت‌گردی جزیره آشوراده» در شورای عالی معماری و شهرسازی کشور خبر داده بود و در گفت‌وگو با ایرنا تاکید کرده بود که با اجرای زیرساخت‌های لازم، گردشگری این استان تقویت می‌شود. کمیته ملی طبیعت‌گردی در ۶ خرداد ۹۷ طرح ۲۲ هکتاری گردشگری در جزیره آشوراده را ابلاغ کرد که به دلایل مختلف اجرای این طرح به تعویق افتاده بود. با وجود همه مخالفت‌ها در سال‌های گذشته، با امضای قرارداد بین استانداری گلستان و سازمان حفاظت از محیط زیست، این طرح وارد فاز جدیدی شد و با زدن کلنگ عملیات اجرایی این طرح در سال ۹۷ تکاپو و تقلا برای اجرای آن آغاز شد. اما پس از مراسم افتتاحیه این پروژه کش‌و‌قوس میان حامیان محیط زیست و مدیران اجرایی گلستان شدت گرفت. و در نخستین گام و با پیگیری‌های تشکل‌های محیط زیست، مساحت طرح گردشگری در آشوراده از ۳۸۰ هکتار به ۳۸ هکتار کاهش یافت. در طرح جدید قرار شد، کل طرح گردشگری در ۳۸ هکتار اجرا شود و فقط ۲۲ هکتار آن به صورت زون متمرکز گردشگری در مجاورت بافت مسکونی و متروک فعلی آشوراده قرار داشته باشد تا آسیبی به این زیستگاه وارد نشود. همزمان با عملیات اجرایی توسط سازمان همیاری شهرداری‌های گلستان، کارشناسان مختلف و علاقه‌مندان محیط زیست با طرح شکایت‌های متعدد از مدیران استان و محیط زیست کشور، خواستار توقف اجرای این طرح شدند. آخرین مورد این شکایت‌ها اما با همراهی سازمان محیط زیست همراه بود؛ اسفند 97 وقتی مدیران گلستان برای شتاب دادن به روند انتقال مصالح به جزیره، یک سایت پشتیبان را در اراضی ساحلی بندرترکمن انتخاب و جاده‌ای به طول ۷۰۰ متر و عرض ۱۰ متر به سوی خلیج گرگان ساخته بودند تا با پهلوگیری شناور در خلیج گرگان، انتقال مصالح به آشوراده تسهیل شود، دستور مراجع قضایی ادامه ساخت این جاده را متوقف کرد و در نهایت پس از صدور دستور توقف جاده دسترسی، معاونت قضایی دادستان کل کشور در خرداد 99 دستور توقف کامل طرح گردشگری آشوراده را صادر کرد. حالا پس از مخالفت‌های بسیار و کاهش مساحت اجرای طرح، دیروز جهانگیری در جلسه ستاد ملی هماهنگی و مدیریت تالاب‌های کشور، اجرای هر طرحی به ویژه در عرصه‌های طبیعی را نیازمند برخورداری از پیوست زیست محیطی دانسته و گفته است: «اجرای طرح طبیعت‌گردی در جزیره آشوراده همانطور که در طرح نیز عنوان شده است باید با رعایت کامل موارد مرتبط با صیانت از این منطقه باشد.» با این تصمیم ساخت‌وساز‌ها جزیره آشوراده که در سال ۵۴ جزو نخستین مناطق زیست کره جهان معرفی و ثبت شد، به زودی آغاز می‌شود.
تصمیماتی برای خلیج گرگان
تصویب طرح گردشگری در آشوراده، تنها تصمیم دولت برای تالاب‌ها نبود. در حالی که در یک سال گذشته بیش از همیشه درباره وضعیت خلیج گرگان هشدار داده شده، بخشی از جلسه دیروز به این خلیج بزرگ اختصاص یافت. نماینده پژوهشگاه ملی اقیانوس‌شناسی گزارشی درباره مخاطره خشک شدن خلیج گرگان و راهکارهای مواجهه با این بحران ارائه داد و جهانگیری پس از استماع این گزارش، از سازمان برنامه و بودجه کشور خواست تا از محل بودجه مدیریت بحران، منابع مالی لازم را برای اجرای پیشنهادات مطرح شده در جلسه را اختصاص دهد. معاون اول رئیس‌جمهوری با تاکید بر اینکه نباید گذاشت تا زندگی مردم و حیات وحش منطقه به‌خاطر خشک شدن خلیج گرگان و وقوع طوفان‌های گرد‌و‌غبار آسیب ببیند، گفت: «اختصاص منابع مالی در مقطع کنونی به معنای واقعی اقدامی برای پیشگیری است. البته باید طرح‌های بلند مدت‌تر برای احیای خلیج گرگان در دست بررسی قرار بگیرد.» او همچنین از سازمان بنادر و کشتیرانی به عنوان متولی اصلی لایروبی دهانه خلیج گرگان و دریای خزر خواست تا به سرعت خود را برای انجام ماموریت محوله تجهیز نماید و گفت: «علاوه بر انجام اولویت‌بندی برای لایروبی سه کانال پیشنهادی از سوی سازمان حفاظت محیط زیست، ‌اجرای طرح‌هایی نظیر پمپاژ آب از دریای خزر بر جلوگیری از سرعت خشک شدن خلیج گرگان نیز در دستور کار قرار گیرد.» اشاره او به سه کانالی است که از یک سال پیش بارها به بحث و نظر گذاشته شده و حتی سازمان حفاظت محیط زیست چندان به موفقیت آن اطمینان نداشته است. در نهایت دیروز مقرر شد پس از انجام آزمایش‌های محیط زیستی روی رسوب و نقشه‌برداری از منطقه و برآورد حجم دقیق لایروبی، اجرای مسیر تبادل آبی از تنگه‌های چپقلی، ‌آشوراده به عرض ۲۰۰ متر و عمق ۵/۱ متر در دهانه خلیج گرگان امسال و در همین دولت انجام شود. اجرای این طرح با اعتباری بالغ بر چهار هزار میلیارد ریال از محل اعتبارات مدیریت بحران تصویب و مقرر شد عملیات اجرایی این طرح در دولت دوازدهم به صورت جدی آغاز شود. جهانگیری همچنین با اشاره به موضوع اصلاح حد بستر و حریم خلیج گرگان و میانکاله و تالاب انزلی، به پیامدها و آثار سیاسی، اقتصادی و اجتماعی این موضوع اشاره کرد و گفت: «بر اساس قانون، مسئولیت این طرح بر عهده وزارت نیرو است اما باید در این طرح نظر استانداران مرتبط و سایر دستگاه‌ها نیز به منظور فراگیری و جلوگیری از اختلاف نظرها اخذ شود.»
بررسی اختلافات درباره مالکیت تالاب‌ها
در این جلسه همچنین پیشنهاد وزارت نیرو برای تعیین حد بستر و حریم دریا در نوار ساحلی استان گلستان به دلیل مخالفت استانداری گلستان و وزارت کشور به تصویب نرسید. اما مقرر شد راهکارهای اصلاح حد بستر و حریم خلیج گرگان و میانکاله و تالاب انزلی از سوی وزارت نیرو تهیه شود و وزارت کشور و استانداران و سایر دستگاه ها یک ماه فرصت داشته باشند تا نظرات خود را به این وزارتخانه ارائه کنند و در جلسه آتی ستاد ملی دوباره مطرح شود. همچنین درباره مسئله مهم صدور اسناد مالکیت برای تالاب های کشور مقرر شد تا اختلافات موجود در این خصوص از سوی معاونت حقوقی ریاست جمهوری مورد بررسی قرار گرفته و با نظرکارشناسی این معاونت تصمیمات لازم اتخاذ شود.
طرحی برای سازگاری با کم‌آبی پیش رو
معاون اول رئیس‌جمهوری همچنین با تاکید بر اهمیت حفظ و صیانت از تالاب‌های کشور گفت: مساله محیط زیست از مهمترین موضوعات مورد توجه شهروندان ایرانی است و حفاظت از تالاب‌ها و عرصه‌های زیست محیطی کشور وظیفه همه دستگاه‌های حاکمیتی و مردم است. بر اساس گزارش پایگاه اطلاع رسانی معاون اول رئیس‌جمهوری، جهانگیری با اشاره به گزارش ارائه شده از سوی وزارت نیرو درباره تفاهم‌نامه‌های امضا شده با سازمان حفاظت محیط زیست برای تخصیص حق‌آبه تالاب‌ها و حفظ پایداری جریان رودخانه‌های کشور، ‌گفت: «تخصیص حق‌آبه تالاب‌ها پس از تامین آب شرب مردم نشان از اهمیت حفظ این عرصه‌های طبیعی برای دولت دارد و لازم است با همکاری بین بخشی دستگاه‌ها، ‌آب تخصیص یافته به تالاب‌های کشور وارد این حوضه‌های طبیعی شود.» وزیر نیرو با اشاره به تفاهم‌نامه‌های امضا شده با سازمان حفاظت محیط زیست برای تعیین حق‌آبه تالاب‌های کشور، از تهیه طرح سازگاری با شرایط کم آبی برای ۳۱ استان کشور با توجه به کاهش نزولات جوی خبر داد و در ادامه جهانگیری و‌ از استانداران خواست تا در سال آبی جدید که کشور با خشکسالی روبه‌رو است، سازوکار جدی و نظارت بیشتری برای تخصیص دقیق آب تالاب‌ها در کنار بخش‌های کشاورزی و صنعت داشته باشند. دیروز طرح جامع احیای دریاچه زریوار هم تصویب شد و در نهایت عیسی کلانتری، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست نیز درباره به رسمیت شناخته شدن حق‌آبه تالاب‌ها، اظهار امیدواری کرد که با همکاری همه دستگاه‌ها بتوان از میزان آب تخصیص یافته به خوبی صیانت کرد تا محیط زیست کشور آسیب کمتری از بابت خشکسالی پیش رو ببیند.

مهار اژدهای کووید ۱۹ از دست ما رها شده است

سخنگوی وزارت بهداشت دیروز از مرگ 172 نفر بیمار کرونایی در 24 ساعت (از 15 تا 16 فروردین) خبر داد؛ به گفته او بر اساس معیارهای قطعی تشخیصی ابتلای نزدیک به 14 هزار نفر هم تایید شده است. مجموع جان‌باختگان تاکنون به بیش از 63 هزار نفر رسیده و پیش‌بینی‌ها حاکی از وخیم‌تر شدن اوضاع است. دولت و مسئولان، از جمله وزیر بهداشت مردم را مقصر می‌دانند، منتقدان اما دولت را به خاطر عدم وضع قوانین سختگیرانه و همچنین روند بسیار کند واکسیناسیون در ایران دلیل این وضعیت می‌دانند.در حالی که موج چهارم شیوع کرونا در ایران آغاز شده و این ویروس به سرعت گسترش می‌یابد و آمار ابتلا و مرگ‌ومیر جهش ناگهانی یافته، برخی از متخصصان می‌گویند، جهش هولناک ابتلا و مرگ بر اثر کرونا، هنوز خود را نشان نداده و تا دو هفته دیگر شاهد این واقعیت تلخ خواهیم بود. پیشتر مقامات بهداشتی ایران اعلام کرده بودند که اعداد و ارقام واقعی از چیزی که اعلام می‌شود، بیشتر است. بسیاری از کسانی که مبتلا به کرونا هستند، دارای علائم نیستند، بیماری بسیاری هم در جایی ثبت نمی‌شود.
نمکی: کسی به حرف من گوش نداد
سعید نمکی، وزیر بهداشت روز گذشته در نشستی ابراز نگرانی کرده و گفته است که با یکی از سهمگین‌‌ترین امواج کرونا مواجه هستیم و روزهای پرچالشی برای نظام سلامت کشور پیش رو است. آقای نمکی همچنین گفته است: «پیش از عید به روسای دانشگاه‌‌های علوم پزشکی از طریق ویدئوکنفرانس تأکید کردم که تلاش زیادی را برای کنترل کرونای انگلیسی داشته باشند و همه آماده باش بودند اما متأسفانه در مورد کنترل سفرها کسی به حرف من گوش نداد و امروز با گرفتاری بسیار سنگینی مواجه هستیم.»نمکی ضمن تاکید بر اینکه نباید اجازه داد افسار از دست ما رها شود و مرگ‌ومیرها افزایش یابد، گفت: «امروزه مهار اژدهای کووید ۱۹ چموش سرکش از دست ما رها شده و مشخص نیست چه زمانی مرگ سه رقمی را کاهش دهیم. در حال حاضر در شرایط بسیار سنگین و دشوار قرار داریم.»
کسی به ما واکسن نمی‌دهد
وزیر بهداشت با اشاره به افزودن 3 هزار تخت آی.سی.یو گفته: «اجازه ندادیم حتی یک بیمار پشت درب بیمارستان‌‌ها بماند؛ امروز تعداد مرگ‌و‌میرها بیش از ۱۶۰ نفر اعلام شده، اما هنوز بستری‌‌ها در حد پیش ‌بینی نیست و مشخص نیست چه اتفاقی در انتظار ما است. وزارت بهداشت مظلوم است و متأسفانه مورد بی‌مهری قرار گرفته و منابع کافی برای اداره مجموعه وجود ندارد و ارز را به دلایل مختلف به ما ندادند.
دکتر نمکی در ادامه با بیان اینکه «ما تامین واکسن را از روز اول دنبال کردیم»، گفت: «حتی باور نمی‌‌کردند واکسن تولید کنیم، درحالی که ما از سال ۱۲۹۹ پاستور و از سال ۱۳۰۳ موسسه رازی داشتیم. در این رابطه کسی به ما واکسن نمی‌دهد و در حال حاضر مشاهده می‌کنیم که آمریکایی‌‌ها و انگلیسی‌‌ها به هم‌پیمانان خود واکسن نمی‌دهند.»
او در ادامه گفت که بهار امسال، نظام جمهوری اسلامی ایران صاحب واکسن ملی می‌شود و بار دیگر تکرار کرد: «اجازه ندادیم کشورمان آزمایشگاه دیگران شود».
حتی یک نفر از مسئولان هنوز واکسن نزده است
وزیر بهداشت در پایان سخنانش گفت که واکسن در دنیا کالای سیاسی به شمار می‌‌رود و آن را در اختیار هر کسی قرار نمی‌‌دهند. او ادامه داد که «حتی یک نفر از مسئولان جمهوری اسلامی تاکنون واکسن نزده و رهبر معظم انقلاب هم تأکید کردند که واکسن ایرانی می‌‌زنند.» ورود واکسن در چند روز آینده
در حالی که وزیر بهداشت ادعا کرده که آمریکا و انگلیس به همپیمانان خود واکسن نمی‌دهند، مروری در اخبار، خلاف این ادعا را ثابت می‌کند. بلژیک، کانادا، کاستاریکا، جمهوری چک، کویت، عمان، قطر، عربستان سعودی، سوییس و تعدادی دیگر، از جمله کشورهایی هستند که واکسن فایزر وارد کرده‌اند، گرچه ممکن است که این مقدار، نسبت به جمعیت آنها بسیار کم باشد.
تقریبا همه متخصصان در جهان بر این باورند که تنها راه موثر برای مقابله با همه‌گیری کرونا، واکسیناسیون سراسری است. در این میان کشورهای ثروتمندی که قدرت خرید واکسن را داشته‌اند، کارزار واکسیناسیون خود را آغاز کرده‌اند. روز گذشته نیز، سخنگوی سازمان غذا و دارو از بارگیری و ارسال اولین محموله واکسن کرونا از ساز‌و‌کار کوواکس به مقصد تهران خبر داد. کیانوش جهانپور در پیامی توئیتری نوشت: «اولین محموله واکسن تهیه شده از ساز و کار کوواکس شامل بیش از ۷۰۰ هزار دوز واکسن آکسفورد/ آسترازنکا تولیدی شرکت SK_Bio کره جنوبی، دقایقی پیش از مسیر آمستردام به مقصد تهران، بارگیری و ارسال شد.» به گفته او، کل سفارش خرید ایران از سبد کوواکس، بالغ بر ۱۶ میلیون و ۸۰۰ هزار دوز واکسن کرونا است.
دیروز سعید خطیب‌زاده، سخنگوی وزارت خارجه ایران نیز در این مورد صحبت کرد و گفت: «همانطور که می‌دانید سال گذشته آقای ظریف در جریان سفر به مسکو درخواست صادر کردن واکسن اسپوتنیک به ایران را مطرح کردند و تا کنون مقداری از آن وارد شده است که بیش از نیم میلیون دوز است. در مسیر تولید مشترک واکسن نیز همکاری‌هایی بین دو کشور در حال انجام است.» او در ادامه گفت که با طرف‌های هندی و کوبایی هم رایزنی‌هایی انجام شده است و «در چند روز آینده از طریق کواکس بالغ بر ۲.۲ میلیون دوز واکسن وارد کشور می‌شود.» او به موضوع خرید واکسن از هند نیز اشاره کرد و گفت: «هندی‌ها به خاطر قوانین داخلی شان تاکنون واکسن‌ها را ارسال نکرده اند و امیدواریم که این مسئله نیز حل شود.» سخنگوی وزارت امور خارجه همچنین با بیان اینکه از چین نیز مقداری واکسن وارد کشور شده است، ادامه داد: «در جریان سفر اخیر وزیر خارجه چین به ایران بیش از نیم ساعت در جریان مذاکرات وزرای خارجه دو کشور در ارتباط با موضوع واکسن و تولید مشترک آن صحبت شده است. فکر می‌کنم طی هفته‌های آینده واردات واکسن از طریق روسیه و کواکس تسریع شود.» روز یکشنبه نیز محسن هاشمی، رئیس شورای شهر تهران گفته بود: «میزان واکسیناسیون در کشور تاکنون به یک درصد جمعیت هم نرسیده و این تاخیر و عقب‌ ماندن برای افکار عمومی قابل پذیرش نیست.» به گفته هاشمی، واکسیناسیون در ایران در مقایسه با بسیاری از کشورهای توسعه یافته و حتی درحال توسعه با تاخیر و عقب‌ماندگی عمل کرده است.

سبزی نخل به جای سرخی خون

از اسفند پنج سال قبل تا امروز، امید بغلانی از عروسی می‌ترسد و هرکس که او و خانواده‌اش را به عروسی دعوت می‌کند «نه» می‌شنود. برای امید که در اسفند 95 و در مراسم تیراندازی برای شادی عروسی در شوش چشم راستش را از دست داد و حالا شنوایی‌اش هم ضعیف شده دیگر هیچ مراسم سروری، شاد نیست. او در زمان حادثه راننده گروه موسیقی عروسی بود و وقتی که برادر داماد برای شادمانی مراسم اسلحه به دست گرفت و تیراندازی کرد، همراه 17 نفر دیگر مصدوم شد. مصدومیت آن 17 نفر سطحی بود اما امید یک چشمش را از دست داد و حالا بعد از پنج سال از آن روزها ترس رهایش نکرده. خانه نشین شده. ماشینش را فروخته و خرج درمان کرده و می‌گوید زندگی خانوادگی‌اش هر لحظه ممکن از هم بپاشد. «من بارها و بارها در مناطق مختلف شاهد این تیراندازی‌ها در عروسی و عزا بودم. بارها دیدم افراد بسیاری مصدوم و حتی کشته شدند و حالا خودم یکی از آنها هستم.»رسم تیراندازی در مراسم عروسی و عزا در بسیاری از شهرهای مناطق جنوبی رایج است. خشاب اسلحه‌ها پر می‌شود و تیرها رها. تیرهای رها شده در سال‌های گذشته مصدومان و کشته‌شدگان فراوانی به جا گذاشته اما تا همین چند سال قبل صحبتی از آسیب این رسم در میان نبود. تا اینکه پویشی به راه افتاد تا به جای تیراندازی در این مراسم‌ها نخل کاشته شود و کمپین کاشت نخل به جای تیراندازی یا به عربی «نخله و لا‌طلقه» راهش را میان طوایف مختلف باز کرد. هفته گذشته هم شیخ سمیر باوی با حضور در یک مجلسی که با هدف «اصلاح ذات‌البین» در شهرستان باوی خوزستان برگزار شده بود به مردم محلی اعلام کرد که به جای اسلحه کشیدن، درخت بکارند و خودش هم با نخلی به پیشواز این اتفاق رفت و گفت در سال 97 و در مراسم تشییع جنازه برادرش شیخ جاسم باوی که بزرگ طایفه بود و مسوولان زیادی از جمله آیت‌الله جزایری و تیره‌های مختلف برای شرکت در مراسم حاضر شده بودند، هم اعلام کرده «هر کس بخواهد شریک غم ما باشد و به ما تسلیت بگوید اگر بنا باشد تیراندازی کند در خانه خود بماند و اگر تیراندازی کرد از نظر ما مردود است».
او حالا به «پیام‌ما» می‌گوید عمر تفنگ در حدود یک قرن است و برای همین نمی‌توان تیراندازی در عروسی و عزا را سنتی قدیمی و اصیل در مقابل سایر سنت‌های عشیره‌ای دانست که عمری هزاران ساله دارند و نباید این امر را یک سنت دانست بلکه یک بلاست چرا که عموما اسلحه در دست جوانان ناشی است و اتفاقات سال‌های متمادی تنها کشته و زخمی به جا گذاشته. «رسم کاشت نخل و برچیدن استفاده از اسلحه با یکبار گفتن ممکن نیست. فرهنگ‌سازی، حمایت و تلاش همه‌جانبه می‌خواهد. برای مثال دولت و نیروهای انتظامی برای تقدیر از اینکه اسلحه در مراسمی استفاده نشده از یک فرد و گروه تشکر نکنند بلکه کار فرهنگی انجام دهند. کتابخانه و مراکز فرهنگی بسازند و عاملی شوند تا مناطق از یکدیگر پیشی بگیرند.» باوی می‌گوید در مراسم سالگرد برادرش هزار نفر شرکت کردند اما تیری رها نشد و سبب شد شیوخ دیگر هم از این کار تقدیر کنند و شیخ امیر جاسمی زرگان، بزرگ عشیره زرگان هم همراه شود و نخل بکارد. «حلقه‌های مفقوده فرهنگی در این میان زیاد است. برای مثال چرا نباید سالن تیراندازی ساخته شود تا جوانان انرژی خود را در این سالن‌ها تخلیه کنند؟ برای برچیدن این رسم غلط باید فکر و درایت و خواست جمعی در میان باشد.»
این خبر برای امید خوشحال کننده است هر چند جای چشم و زندگی از دست رفته‌اش را پر نمی‌کند. او به «پیام ما» می‌گوید همان زمان که این اتفاق افتاد فرد خاطی نه تنها دستگیر نشد که خانواده آن فرد هم تا یک سال بعد برای دلجویی و دیدن او نیامدند و در نهایت مجبور به شکایت شد. «می‌گفتم چرا هیچکس حتی نیامد حالی از من بپرسد. پلیس هم در محل حادثه حاضر شد اما هیچ کاری نکردند و من هم کمی بعد از حادثه مجبور به تخلیه چشمم شدم. میدانم این اتفاق عمدی نبود اما رسم نادرستی است که زندگی‌ام را نابود کرد و حالا هم که شکایت کرده‌ام اصلا نمی‌دانم نتیجه چه میشود و قاضی چه حکمی می‌دهد.» امید که دو فرزند دارد بعد از این اتفاق نتوانست شغلی داشته باشد و حالا که 38 ساله است امیدی به آینده ندارد و تنها امیدواری‌اش این است: نخل جای فشنگ را بگیرد.
آماری از تعداد کشته‌شدگان و زخمی‌ها نیست
استفاده از اسلحه و تیراندازی در مراسم عزا و عروسی رسم دیرپایی در بسیاری از شهر و روستاهای مناطق جنوبی است. از بختیاری‌ها تا ساکنان خوزستان و لرستان و سیستان‌وبلوچستان و بوشهر این رسم را اجرا می‌کنند و این درحالی است که آمار دقیقی از تعداد این تیراندازی‌ها و مصدومان و کشته شدگان وجود ندارد. با این همه مروری بر خبرهای موجود در چهار سال گذشته گواه تعداد حوادث است. اردیبهشت 96 در دشتستان، رسم تیراندازی در عروسی یک کشته و 3 مجروح گرفت و آذر ماه همان سال تیراندازی هوایی در جشن عروسی در بخش مورموری از توابع شهرستان آبدانان در جنوب ایلام یک کشته برجای گذاشت. اسفند 96 هم در یک مراسم عروسی در زاهدان بر اثر اصابت گلوله به ناحیه سر، دختر بچه 5 ساله‌ای کشته شد. سال 97 هم همین‌طور شروع شد و در فروردین آن سال دو کودک 5 و 7 ساله در تیراندازی جشن عروسی در ریگان (سیستان‌و‌بلوچستان) جان خود را از دست دادن و در آذر آن سال، در همین استان، بر اثر رسم غلط تیراندازی در یک مراسم عروسی در روستای «کوران سفلی» در ایرانشهر جوانی ۲۲ ساله جان باخت.
در فروردین 98 هم رسم تیراندازی در جشن عروسی در روستای دهرود علیا دشتستان یک کشته برجای گذاشت و عروسی را به عزا تبدیل کرد. آذر آن سال تیراندازی در عروسی در شهر حمزه از توابع بخش سردشت دزفول یک نفر دیگر را به کام مرگ کشاند و در بهمن 98، تیراندازی در آیین عزاداری جان یک جوان روستایی را در شهرستان اهواز گرفت.
در تیر ماه 99، 13 نفر به علت تیراندازی سهوی به سمت میهمانان با سلاح شکاری در مجلسی عروسی در یکی از روستا‌های شهرستان خنداب (استان مرکزی) مصدوم شدند و در دی ماه همان سال در پی تیراندازی در مراسم تشییع جنازه در شهرک مدنی بندر ماهشهر یک نفر کشته و یک نفر مجروح شدند. اسفند سال گذشته هم تیراندازی با چندین اسلحه جنگی در حضور جمعیت چندهزار نفری در مراسم فاتحه خوانی خرمشهر همه را شوکه کرد.
نوروز 1400 هم از خبر تیراندازی مصون نبود. سوم فروردین امسال پسری نوجوان در جریان تیراندازی در مراسمی عروسی در اهواز از ناحیه گردن مورد اصابت گلوله قرار گرفت و راهی بیمارستان شد. در خبرها اعلام شد این ضربه به ناحیه نخاعی گردن او وارد شده است و چهارم فروردین هم تیراندازی در مراسم عروسی خانواده‌ای در روستای «بنه اسماعیل» اهواز حادثه آفرید و هفت نفر مصدوم شدند.
این‌ها فقط بخشی از آمارهای موجود هستند؛ آمارهایی که در خبرها آمده و تعداد کشته و زخمی‌شدگانی که نامی از آنها باقی مانده. اما تعداد تیراندازی‌ها بسیار بیشتر از این موارد بوده و تداوم این روند سبب شده از حدود سه سال قبل نخستین کارگاه‌های آموزشی پیرامون رسم غلط تیراندازی با همکاری معاونت اجتماعی و پیشگیری دادگستری خوزستان در مسجد حاج سید احمد برگزار شود و قرار بر این باشد تا این کارگاه‌ها در چندین نوبت برگزار شود. هرچند این کارگاه‌ها ادامه دار نبودند. سال گذشته هم علی قاسم‌پور، معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی خوزستان در زمینه استفاده بیش از حد از سلاح در مراسم جشن و عزا صحبت کرد. او گفته که این رسم در گذشته در روستاها اجرا می‌شد اما اکنون بیشتر در خیابان‌ها و سطح شهر دیده می‌شود و ناجا در مناطق مختلف طرح‌های پاک‌سازی بسیاری را برای خلع سلاح اجرا کرده و مقامات قضایی هم همراه این کار بوده‌اند اما تا وقتی افکارِ اقوامی این رسم را دنبال می‌کنند، عوض نشود، این رسم غلط برچیده نخواهد شد.
تلاش‌ها و پویش «کاشت نخل به جای تیراندازی» بعضی از شیوخ را هم پای کار آورد و بعضی دیگر در گفت‌وگو با ایرنا به صحبت درباره این طرح و تلاش‌ها برای برچیده شدن این رسم پرداختند. شیخ مسعود سواری از قبیله سواری یکی از اقدامات خوب در این زمینه را حرکت معاونت اجتماعی دادگستری استان دانست که چند سال پیش انجام می‌شد و آن هم حضور در مراسم ترحیم کسانی بود که تیراندازی نمی‌کردند و با نصب بنر از آنها و خانواده متوفی به خاطر توجه به این موضوع قدردانی می‌شد اما این کار با وجود این که نتیجه خوبی نیز در پی داشت ادامه پیدا نکرد. و سید عاشور موسوی از عشیره سادات آل‌مهدی هم یکی از اقداماتی که برای مقابله با تیراندازی‌ها در خوزستان شکل گرفته را این مورد دانست که اگر کسی قصد برگزاری آیین ترحیم در مسجد را دارد ابتدا تعهد اخلاقی مبنی بر نبود تیراندازی از صاحب عزا گرفته می‌شود و همین امر نیز تاکنون تاثیر به سزایی در کاهش تیراندازی داشته است. از سوی دیگر شیوخ به عشایر خود اعلام می‌کنند اگر کسی در مراسمی اقدام به تیراندازی کند قطعا بزرگان و شیوخ، مجلس را ترک می‌کنند که این اتفاق به نوعی تنبیه برای شخص مذکور به شمار می‌رود.
با وجود این موارد اما همچنان این رسم ادامه‌دار بوده. محمود خانی، در مقاله‌ای با عنوان «بررسی دلایل انجام تیراندازی در مراسم جشن وشادی در استان لرستان» (مطالعه موردی شهرستان خرم‌آباد) که تابستان سال گذشته در فصلنامه علمی دانش انتظامی لرستان منتشر شده عمده دلایل برچیده نشدن این رسم را نبود برخورد قانونی (اجرای مقررات) با خاطیان توسط پلیس و قوه‌قضائیه، نبود برخورد لازم در سالیان قبل با دارندگان سلاح و تساهل دولت نسبت به جمع‌آوری اسلحه، نبود بخشنامه‌ها و مصوبات قضایی بر لزوم برخورد با افرادی که در مراسم جشن و شادی با تیراندازی موجب سلب امنیت می‌شوند، ضعف در پیشگیری از سوی سازمان‌های فرهنگی، امنیتی و قضایی، جهل نسبت به قوانین کیفری، سهولت دسترسی به اسلحه و فشنگ و رد و بدل آن دانسته بود.
آیین‌های کهن را احیا کنیم
تیراندازی در مراسم عروسی و عزا، نه تنها در ایران بلکه در بسیاری از کشورهای حاشیه خلیج‌فارس و همچنین افغانستان وجود داشته و اسلحه از قدیم نمادی برای جنگ‌آوری و دلاوری به حساب می‌آمده. اما زمان دقیقی نمی‌توان برای آغاز این رسم تعیین کرد. آنطور که نسرین جودکی، مردم‌شناس به «پیام‌ما» می‌گوید: «این سنت از زمانی که عشایر عرب امکان استفاده از سلاح و محافظت خود را پیدا کرده‌اند، رواج پیدا کرد. سنتی که فقط شامل مناطق عرب‌نشین خوزستان نیست و در مناطق بختیاری‌نشین هم وجود دارد با این حال سرعت جایگزینی این رسم با کاشت نهال بومی از جمله نخل با سرعت کمی همراه است و دلیلش در دسترس بودن سلاح است. اگرچه شیوخ همراهی می‌کنند اما ممنوعیت استفاده از سلاح می‌تواند کمک‌کننده باشد.» او معتقد است احیای سنت‌های قدیمی مانند سنت دایره که در بین مردم عرب آبادان و روستاهای آن انجام می‌شود و نذر نخل که پدران ما آن را انجام می‌دادند در پیشبرد این هدف کمک‌کننده خواهد بود.» او حرف‌هایش را این‌طور ادامه می‌دهد: «آنها با نگاهی صلح‌طلبانه و محیط ‌زیستی این کار را می‌کردند و حالا باید این رسوم احیا شوند و یک ریشه فرهنگی و اصیل را باید به این ماجرا گره زد تا نتیجه مطلوب به دست بیاید. چرا که از قدیم اسلحه نشانی از رشادت و دلاوری و جنگ‌آوری بوده اما امروزه که صلح برقرار است و قرار نیست از قوم و قبیله محافظت شود، تعیین جایگزینی برای آن مهم است. اینکه به عنوان نماد چه چیزهایی را می‌توان جایگزین دلاوری و جنگ‌اوری کرد اهمیت دارد و باید گفت رسم کاشت نخل و هر درخت بومی دیگری می‌تواند اثر فراوانی بر آینده رسم‌های خطرساز بگذارد.»
مجتبی گهستونی، فعال فرهنگی منطقه هم از جمله دیگر کسانی است که از کودکی این رسم را دیده و معتقد است اگر ساز و کار دقیقی برای این کمپین و جایگزینی تیراندازی در مراسم شادی و عزا ایجاد نشود نمی‌توان به اثربخشی این پویش امیدوار بود. او پیشنهاد می‌دهد شیوخ مختلف وارد میدان شوند و برای این کار سماجت به وجود بیاید و از سویی به فکر ساز و کار دقیق برای کار بود. «برای مثال خوب است که انجمن‌های محیط زیستی وارد کار شوند و طی فرآیندی نهال نخل را در اختیار افراد قرار دهند چرا که درختکاری و آبیاری آن مشکلات خود را دارد و این همراهی می‌تواند دلگرمی بیشتری ایجاد کند.» به گفته او با اتصال حلقه‌های مختلف می‌توان به آینده این طرح امیدوار بود اما در غیر این صورت فقط به طرحی نمادین بدل می‌شود.

کاهش چشمگیر جنگل‌های نیمه انبوه ایران

مرجع ملی کنوانسیون تنوع زیستی کشور گفت: «حدود یک میلیون و ۶۴۵ هزار هکتار از وسعت جنگل‌های نیمه انبوه ایران با تراکم پوشش ۲۵ تا ۵۰ درصد کاسته شده و در مقابل یک میلیون و ۹۱۰ هزار هکتار به اراضی جنگلی با تراکم پوشش ۱ تا ۵ درصد اضافه شده است.»
اسکندر زند در گفت‌وگو با ایسنا با بیان اینکه در سطح دنیا ۱۱ نوع اکوسیستم وجود دارد که شامل اکوسیستم‌های آبی، خاکی، طبیعی، مصنوعی و… می‌شود، گفت: «در کشور ما ۹ اکوسیستم از این ۱۱ اکوسیستم وجود دارد. از سویی دیگر از ۴۲ نوع تالابی که در دنیا داریم، ۴۱ نوع آن در ایران شناسایی شده است. از این‌رو ایران جزو ۲۰ کشور غنی از نظر تنوع زیستی و ژنتیکی است.»
زند ادامه داد: «تنوع زیستی و ژنتیکی در کشور ما سبب شده است که بسیاری از گیاهان و جانوران بومی ایران باشند. ما در ایران ۲۱۰۰ گونه گیاهی داریم که مخصوص کشور ما هستند همچنین منشا بسیاری از گونه‌های گیاهی و دام‌ها ایران است البته باید اشاره کرد که تنوع گسترده آب‌و‌هوا در کشور ما عامل این تنوع ژنی و گیاهی است و ما باید تنوع زیستی خود را به‌عنوان یک سرمایه ملی تلقی و از آن حفاظت کنیم.»
او ضمن اشاره به وضعیت حفاظت از جنگل‌ها و مراتع در کشور ما به‌عنوان اصلی‌ترین رکن حفاظت از تنوع زیستی عنوان کرد: «متاسفانه به‌طورکلی وضعیت حفاظت از جنگل‌ها، مراتع و زمین‌های زراعی در کشور ما طی سال‌های اخیر مناسب نبوده است. بهره‌برداری بی‌رویه، تغییر کاربری و تخریب سرزمین از اصلی‌ترین عوامل از بین رفتن جنگل‌ها و به‌ تبع آن تنوع زیستی است. بر اساس آمار سال ۱۳۹۹، در ایران حدود ۲ میلیون هکتار اراضی جنگلی و ۱۵.۷ میلیون هکتار جنگل داریم.»
مرجع ملی کنوانسیون تنوع زیستی کشور در ادامه گفت: «مقایسه این آمار با سال ۱۳۸۳ نشان می‌دهد که طی ۱۶ سال اخیر سطح جنگل‌های ایران زیاد تغییر نکرده ولی کیفیت جنگل‌ها آسیب دیده است؛ به‌طوری‌که حدود یک میلیون و ۶۴۵ هزار هکتار از وسعت جنگل‌های نیمه انبوه ایران ( با تراکم پوشش ۲۵ تا ۵۰ درصد) کاسته شده و در مقابل یک میلیون و ۹۱۰ هزار هکتار به اراضی جنگلی (با تراکم پوشش ۱ تا ۵ درصد) اضافه شده است.»

مسکن حق است نه مزیتی طبقاتی

از چه سخن می‌­گوییم؟ از خانه، از خانه، از خانه. از شکل گرفتن کودکی، امنیت، خاطره، از یادگرفتن لبخند، از تجربه کردن عشق، از فهمیدن آزادی، رهایی، برابری، از امکان نترسیدن. بدون تردید بحران مسکن در ایران بر هیچ کس نه پوشیده ­است نه قابل پنهان‌­سازی و نه انکارشدنی. مسکن سیاسی است، این را سال‌­ها پیش(1974) هانری لوفور نشان داد: « فضا ابژه­‌ای علمی نیست که عاری از ایدئولوژی یا سیاست باشد؛ فضا همیشه سیاسی و استراتژیک بوده است»(لوفور،1396: 132). و همچنین مدت‌­هاست که دیوید هاروی و بسیاری از اندیشمندان و منتقدان اجتماعی دیگر به طور خاص سیاسی بودن «مسکن» را با صدای بلند فریاد می‌­زنند.اما سیاسی بودن مسکن به چه معناست؟ دیوید هاروی تاکید می‌­کند، اینکه چگونه شهری می‌­خواهیم از اینکه چگونه انسان‌‌هایی می‌­خواهیم جدا نیست. هاروی نشان می‌‌دهد که مسکن، ارزش مصرفی خود را از دست داده است و تبدیل به کالایی شبیه دیگر کالاهای تولید سرمایه‌­داری شده است، در حالی‌­که مسکن کالا نیست، مسکن تولید نمی‌­شود تا فروش رود و موجب سود شود، بلکه مسکن ساخته می‌­شود تا مصرف شود. او بر این عقیده است که «ارزش افزوده­‌ی ارزش مبادله­‌ای مسکن بسیار اغوا کننده شده است و هدف تولید کننده از تولید مسکن نه ارزش مصرفی که ارزش مبادله‌­ای است، تعقیب ارزش مبادله‌­ای، دسترسی افراد به مسکن بسان ارزش مصرفی را نابود کرد» (هاروی،1394: 33-42)
ولی این موضوع چرا از دید این اندیشمندان محل نقد است؟ آنها بر این عقیده هستند که مسکن کالای تولیدی نیست. بلکه مسکن ساخته می‌­شود تا مصرف ­شود و حامل ارزش مصرفی است. به عبارتی مسکن برای مصرف شدن یعنی به تجربه درآمدن و شکل گرفتن زندگی روزمره است که باید ساخته ­شود، نه برای خرید و فروش و بدست آوردن سود یا ارزش اضافی. داده­‌های انسان‌شناسانی همچون آموس راپاپورت این موضوع را به روشنی در طول تاریخ بشر به ما نشان می‌‌دهد ( راپاپورت، 1366،1384،1388). سود مالی داشتن ساخت‌و‌ساز مسکن و خرید و فروش آن، مسکن را از ارزش مصرفی خود تهی ساخته است. این امر به معنای آن است که مسکن مشمول تمامی ویژگی‌­های تولید و مبادله کالا شده است، یعنی به مثابه ماشین، موبایل، لوازم آرایشی و هزاران کالای دیگر که تنها برای سود تولید می‌­شوند. در اینجاست که ذهن ما دیگر قادر به درک این امر مهم نیست که، مسکن برای این باید ساخته شود که زندگی در آن جریان یابد، نه برای کسب سود مالی.
از این روست که مسکن سیاسی است چراکه با قدرت، قانون­‌گذاری، خشونت تعمیم یافته، سرمایه‌­گذاری، کالا، سود، تولید، بازار و فروش، همراه و در ارتباط است. مسکن کالا نیست، مسکن برای شکل‌گیری زندگی ساخته می‌­شود و نه تولید و فروش. این امر نکته­‌ای است که جهت و رویکرد ما را به مسکن تغییر می‌­دهد. پیتر مارکوزه و دیوید مدن نیز نشان می‌­دهند که پرداختن به بی‌عدالتی و نابرابری سکونتی مستلزم عمل دولتی و همچنین بسیج عمومی بزرگ‌مقیاس است. آنها چنین بیان می‌­دارند که: «جهان معاصر هم‌اکنون دارای ظرفیت فنی و منابع مادی برای حل مسئله‌ی مسکن است. پرسش این است که آیا همه آن‌هایی که در نظام فعلی متضرر شده‌اند می‌توانند متحد شوند و قدرت را برای اجرایی‌کردن یک نظام حقیقتاً انسانی هدایت کنند، نظامی که مسکن را نه به عنوان مستغلات بلکه به عنوان خانه‌ها و به عنوان حقی برای همه ببیند، یا نه. ( پیتر مارکوزه،1397).
لذا ما باید تاکید و تلاش خود را بر وضع آن‌گونه از قوانین بگذاریم، که ما را از این امر مطمئن می‌­سازد ­که تولید و خرید و فروش مسکن، هیچ سود مالی را عاید هیچ‌کسی نمی‌کند. پیتر مارکوزه در به اجرا درآوردن این خواسته در «رویکردی انتقادی به مساله مسکن» بر آن است که مسکن تا جایی‌که برای یک زندگی کامل مورد‌نیاز است باید به یک مسئولیت عمومی تبدیل شود، به طوری‌که بخش خصوصی سود‌محور، فقط نقشی حمایت‌گرانه داشته باشد و مداخله‌اش فقط به حوزه‌هایی محدود شود که به شکل مشخصی بتواند به نیازهای عمومی پاسخ گوید. (پیتر مارکوزه:1398).
این همان چیزی است که جیم کمنی به عنوان نظریه‌پرداز شناخته شدۀ مسکن، به زبانی دیگر از دانش پژوهان می‌­خواهد: کار ما به عنوان دانش پژوهان مسکن باید با گفتمان عمومی در ارتباط باشد، بنابراین باید نحوه ساخت گفتمان عمومی و چگونگی شکل‌گیری نگرش و ایدئولوژی‌­های عمومی را آشکار سازیم. او بر لزوم تئوری‌سازی در پژوهش‌­های مسکن تاکید دارد: 1- آگاهی به زبان تئوری موجب می‌شود تا مسیر آکادمیک را به سمت تاثیرگذاری سیاسی هدایت کند.
2- زبان تئوریک نه تنها شرایط پیوند بین سیاست، روش و نظریه را برقرار می­‌کند، بلکه وجود ارتباط بین آنها را نیز به اثبات می‌­رساند.
3- زبان تئوریک موجب خودآگاهی از ماهیت ساختاری کار درباره مسکن می‌­شود، این موضوع در کنار تجزیه و تحلیل انتقادی از زبان و دانش، از سیاست، رسانه و حوزه­‌های روزمره، عظمت کار درباره مسکن را نشان می‌­دهد(O’Neill,2008).
«مسکن» را باید همچون «هوایی برای نفس کشیدن» در نظر گرفت که فقط برای مصرف شدن است که وجود دارد، نه برای مبادله. اما امروز دیگر تصور فروش «هوا» نیز دشوار نیست، اهمیت تصور تولید و فروش «هوا» با کسب سود و منفعت مالی آن‌­هم به‌واسطه الزام انسان‌­ها به نفس کشیدن در این است که، خشونت پنهان در اینجا را هرچه بیشتر آشکار می‌­سازد، آن خشونتی که به تعبیر فرانتس فانون «خشونت دریغ داشتن مسکن مناسب» خوانده می‌­شود.
این امر به واقع حاکی از آن است که «مسکن سیاسی است» و دربردانده این معنا که: «مسکن» به همان دلیل که «حق» است، «مزیتی طبقاتی» نیست.
* منابع
راپاپورت، آموس،(1366). منشا فرهنگی مجتمع‌های زیستی، ترجمه راضیه رضازاده، تهران، انتشارات جهاد دانشگاهی دانشگاه علم و صنعت.
راپاپورت، آموس(1384).معنی محیط ساخته شده: رویکردی در ارتباط غیر کلامی، ترجمه فرح حبیب، تهران.
راپاپورت، آموس(1388). انسان‌شناسی مسکن، ترجمه خسرو افضلیان، انتشارات حرفه هنرمند.
لوفور، هانری(1394). درآمدی بر تولید فضای هانری لوفور، گردآوری و ترجمه، آیدین ترکمه، نشر تیسا.
مارکوزه، پیتر(1398). رویکردی انتقادی به حل مسألۀ مسکن. ترجمه آیدین ترکمه، فضا و دیالکتیک، شماره 14.
مدن، دیوید. مارکوزه، پیتر(1397). سکونت، سیاسی است. ترجمه هومن حاج میرزایی، فضا و دیالکتیک، شماره 10 .
هاروی، دیوید(1394). هفده تضاد و پایان سرمایه‌داری، ترجمه عارف اقوامی مقدم، تهران: نشر پژواک.
O’Neill, Phillip (2008) The Role of Theory in Housing Research: Partial Reflections of the Work of Jim Kemeny, Housing, Theory and Society, 25:3, 164-176.
*(1)
برگرفته از یک شعار در مقاله‌ای از پیتر مارکوزه و دیوید مدن تحت عنوان: سکونت، سیاسی است، در سایت فضا و دیالیکتیک