بایگانی مطالب نشریه

برای تشویق جامعه به صرفه‌جویی «سرمایه اجتماعی» نداریم

ما‌ه‌های آینده، ماه‌های دشواری از نظر کمبود آب خواهند بود. خشکسالی شدید سبب می‌شود که در این مدت حتی برای تامین آب شرب مشکلاتی به وجود بیاید، آیا در این مدت اندک می‌توان کاری برای این بحران کرد؟ کارشناسان معتقدند سرمایه اجتماعی لازم برای درخواست از مردم برای صرفه‌جویی وجود ندارد و از طرف دیگر تعرفه آب به اندازه‌ای کم است که حتی دوبرابر کردن آن هم موجب تغییر رفتار و افزایش صرفه‌جویی نمی‌شود.

زنگ هشدار به صدا درآمده است، در سال آبی جاری نسبت به سال گذشته با بیش از 50 درصد کاهش بارش روبه‌رو هستیم و ورودی سدها هم نسبت به سال گذشته 40 درصد کاهش داشته‌اند. بنفشه زهرایی،مدیر‌کل دفتر مدیریت مصرف و ارتقای بهره‌وری آب و آبفا پیش از این در گفت‌وگو با «پیام‌ما» از خشکسالی شدید در کشور خبرداده بود و اعلام کرد که با افزایش شهرهای درگیر تنش آبی روبه‌رو می‌شویم. حالا کم کم اثرات این خشکسالی و کمبود بارش در حال آشکار شدن است، روز گذشته مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب استان ایلام نسبت به کمبود آب شرب در این استان هشدار داد.با گرمتر شدن دمای هوا، میزان مصرف آب در شهرهای مختلف رو به افزایش است و این در حالی است که همه می‌دانیم در یکی دو ماه آینده با بحران آب حتی برای شرب روبه‌رو خواهیم بود. حالا در این یکی دو ماه چگونه می‌توان با این بحران مقابله کرد؟
نهادهای دولتی صرفه‌جویی را شروع کنند
محمد حب‌وطن، کارشناس اجتماعی حوزه آب وزارت نیرو در مورد این مساله به «پیام‌ما» گفت:«متاسفانه سرمایه اجتماعی و اعتماد از بین رفته است به همین خاطر درخواست از مردم برای کاهش مصرف و صرفه‌جویی بسیار دشوار است چرا که مردم خواهند گفت اگر با کمبود آب روبه‌رو هستیم چرا ارگان‌ها یا نهادها رفتارهای مصرف‌گرایانه دارند؟»او با بیان اینکه تا 2 یا 3 ماه آینده که با اوج مشکل کمبود آب روبه‌رو می‌شویم زمانی برای انجام اقدامات گسترده یا برنامه‌ریزی‌های میان مدت یا بلند مدت نیست، ادامه داد: «در این زمان می‌توان جریان‌سازی‌های اجتماعی، کمپین یا چالش‌هایی را برپا کرد اما به دلیل کاهش سرمایه اجتماعی بهتر است این چالش‌ها از دستگاه‌های دولتی و نهادهای عمومی شروع شود، مثلا شهرداری بگوید در این شرایط برای کمبود آب چه اقدامی کرده، مثلا از آبیاری چمن‌ها خودداری کرده و اطلاعات و فیلم‌های آن را منتشر کند.» حب‌وطن در پاسخ به اینکه چگونه می‌توان آگاهی رسانی در جامعه را در مورد کمبود آب گسترش داد، گفت:«آگاهی‌رسانی همیشه منجر به تغییر رفتار نمی‌شود شاید تنها 20 درصد موثر باشد. ممکن است بتوان از گروه‌های مرجع استفاده کرد اما متاسفانه رفتار اغلب گروه‌های مرجع هم سبب بی‌اعتمادی شده است اما برخی گروه‌های مرجع مانند معلمان همچنان از اعتبار برخوردارند و می‌توان از آنها کمک گرفت.»
او ادامه داد: «صدا‌و‌سیما می‌تواند نقش پررنگی در این زمینه داشته باشد اما این نهاد بیشتر تجاری برخورد می‌کند، زمان‌های خوب در تلویزیون صرف تبلیغ رفتارهای مصرف‌گرایانه می‌شود اما برنامه‌های حوزه آب در زمان‌هایی که بیننده کمی دارد پخش می‌شود.»
ضربه سواستفاده‌های سیاسی بر اصلاح الگوی مصرف
با گسترش شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های فارسی زبان خارج از کشور، یکی از مشکلات به وجود آمده شدت گرفتن رفتارهای پوپولیستی با مسائل تخصصی همانند حوزه آب است. برخی گروه‌ها با تبدیل کردن هر مساله به مساله‌ای سیاسی روند اطلاع‌رسانی صحیح را از مسیر کارشناسی خارج می‌کنند و برای ناکارآمد جلوه دادن مسئولان دولتی واقعیت‌های علمی و نقش مردم در برخی بحران‌ها را کمرنگ نشان می‌دهند که این مساله می‌تواند برخی از مردم را از اقدامات موثری که می‌توانند در حوزه مقابله با کمبود آب انجام دهند، دور کنند. حب‌وطن در این‌باره گفت:« وقتی دست ما از اطلاعات خالی باشد مردم از جای دیگر اطلاعات می‌گیرند برای جلوگیری از این مساله نیاز به اطلاع‌رسانی شفاف دولت داریم تا اعتمادسازی شود. از طرف دیگر با هر رفتار همراه با ریاکاری و بی‌صداقتی از طرف دولت و مسئولان، کل سرمایه اجتماعی را از بین می‌برد.»
نمی‌توانیم به مرز اقتصادی تغییر رفتار برسیم
حب‌وطن در پاسخ به اینکه آیا بالا بردن تعرفه آب می‌تواند به بالا رفتن صرفه‌جویی در میان مردم منجر شود گفت:« در حال حاضر این اتفاق نمی‌افتد. ما در اقتصاد مرزی داریم که منجر به تغییر رفتار می‌شود، هر افزایش قیمتی تغییر رفتار ایجاد نمی‌کند.»این کارشناس وزارت نیرو توضیح داد: مثلا برای یک خانواده متوسط در جامعه اکنون ممکن است ماهانه حدود 30 هزار تومان قبض آب بیاید، دولت اگر این هزینه را 2 برابر کند هم منجر به تغییر رفتار نمی‌شود، 30 هزار تومان بیشتر، پول یک ساندویچ است، آن خانواده مبلغ را می‌پردازد و مصرف را کم نمی‌کند بنابراین این نمی تواند مرز اقتصادی تغییر رفتار باشد. اما اگر این قبض 200 هزار تومان شود، آن وقت تاثیرگذار است، اما آیا این افزایش قیمت برای دولت امکان‌پذیر است؟!»او افزود: «در نظام تعرفه‌گذاری آب باید جراحی‌های عمیقی ایجاد شود و این چیزی نیست که در 1 یا 2 ماه انجام شود و به ثمر برسد.»
نگرانی برای تنش‌های اجتماعی
مساله آب، مساله‌ای است که در سال‌های گذشته منجر به تنش‌های اجتماعی و حتی درگیری میان گروه‌های مختلف جامعه شده است، یکی از بارزترین این تنش‌ها اعتراضات کشاورزان شرق اصفهان بود. اکنون با بحران کمبود آب و مشکل تامین آب شرب این سوال پیش می‌آید که آیا این تنش‌ها گسترش پیدا می‌کند؟ آیا از این پس به جز در میان کشاورزان در گروه‌های دیگر هم تنش‌های اجتماعی ناشی از بحران آب دیده می‌شود؟
حب‌وطن در این‌باره اظهار کرد: «آب کشاورزی حجم زیادی است و بستن آب کشاورزی در طولانی مدت بر معیشت کشاورزان تاثیرگذار است به همین خاطر آنها بسیار در این زمینه مقاومت می‌کنند چرا که مساله حق‌آبه آنهاست. اما در مورد کمبود آب شرب این نگرانی وجود ندارد. وزارت نیرو هرگز آب شرب را بر روی مردم نمی‌بندد.»او با یادآوری اینکه در بحران خشکسالی سال‌های 79 و 80 دولت با ایجاد 100 حلقه چاه در تهران مشکل آب شرب را حل کرد، گفت: « وزارت نیرو ممکن است به منابع آب آسیب بزند اما آب شرب را برای طولانی مدت قطع نمی‌کند و در نهایت این کم‌آبی به جیره‌بندی کوتاهی در بخش‌هایی از کشور منجر می‌شود. در جایی که شاهد تنش به دلیل آب شرب هستیم، مساله مناطقی است که در طولانی مدت با مشکل آبرسانی روبه‌رو هستند و این مساله با آنچه در پیش‌رو داریم متفاوت است.»

مطالبه واکسیناسیون عادلانه، شفاف و رایگان

چگونگی خرید و تزریق واکسن کرونا در ایران به کلافی سردرگم بدل شده است. هفته پیش بود که علیرضا رئیسی، سخنگوی ستاد ملی مقابله با کرونا اعلام کرد افرادی که نمی‌توانند مطابق با سند ملی مقابله با کرونا واکسن دریافت کنند، می‌توانند از شرکت‌هایی که واکسن وارد می‌کنند، واکسن بخرند. او تاکید کرد: «برخی عجله دارند و صبر نمی‌کنند تا طبق سند ملی واکسیناسیون واکسن را دریافت کنند، این افراد برای دریافت واکسن کرونا به خارج از کشور مراجعه می‌کنند که ممکن است از آنها کلاهبرداری شود و یا اصلا واکسن تقلبی به آنها تزریق شود، بر همین اساس، ستاد ملی مقابله با کرونا مجوز داده تا افراد و یا شرکت‌ها با ارز نیمایی، واکسن وارد کنند تا افرادی که نمی‌توانند طبق سند ملی واکسیناسیون، منتظر دریافت واکسن باشند از واکسن‌های وارد شده توسط این افراد استفاده کنند و پول آن را نیز پرداخت کنند.» معاون وزیر بهداشت پیش از این تاکید کرده بود که مردم از این قضیه استقبال نمی‌کنند و طبق سیاست‌های وزارت بهداشت همه مردم چه با واکسن داخلی و چه خارجی تا پایان سال واکسینه می‌شوند اما: « اما اگر نوبت فردی برای دریافت واکسن در سند ملی واکسیناسیون به عنوان نمونه آذرماه است، می‌تواند با پرداخت هزینه زودتر این واکسن را دریافت کند.» صحبت‌های رئیسی اما از سوی سخنگوی سازمان غذا و دارو و رئیس مرکز روابط‌عمومی و اطلاع‌رسانی وزارت بهداشت تکذیب شد. کیانوش جهانپور گفته بود: «هر واکسن مجاز کرونا از هر جا که وارد یا تولید شود، توسط وزارت بهداشت خریداری شده و در چارچوب برنامه واکسیناسیون ملی علیه کووید‌۱۹ و به صورت رایگان توزیع و تلقیح می‌شود.» ردپای واکسن پولی کرونا اما چندی بعدی در میان سخنان رئیس دفتر، رئیس‌جمهوری هم یافت شد. محمود واعظی، دو روز پیش به ایرنا گفت: «رئیس‌جمهوری اجازه داد شرکت‌های خصوصی و بیمارستان‌ها با ارز نیمایی واکسن بیاورند و تحت نظارت وزارت بهداشت به همه افرادی که نمی‌خواهند صبر کنند تا نوبتشان شود این واکسن را تزریق کنند. در این زمینه شرکت‌های دولتی و غیردولتی با ما تماس گرفتند.» واعظی همچنین تاکید کرد: «اولویت نخست ما این است تا تولید داخلی انجام نشده، بتوانیم واکسن‌های مورد‌نیاز را با تایید وزارت بهداشت خریداری کنیم و تحویل وزارت بهداشت دهیم و این وزارتخانه هم واکسن‌ها را بر اساس همان جدول رایگان به مردم تزریق کند.» هرچند که تا حدودی موضوع واکسن پولی کرونا از سوی مقامات کشور رد شده است اما همچنان شائبه تبدیل واکسن کرونا از کالایی عمومی به کالایی خصوصی وجود دارد، شائبه‌ای که اگر پای شرکت‌های خصوصی را به میان بکشد احتمالا قوت بگیرد. با این حال دیروز گروهی از مردم که شمار آن‌ها هزار نفر است؛ خواستار توقف روند واکسیناسیون پولی شدند و از دولت خواستند تا مانند سایر کشورها واکسیناسیون رایگان و همگانی را تسریع بخشد. به گزارش «روزآروز» این بیانیه به ابتکار کارزار«حق بر سلامت عمومی» منتشر و تنظیم شده است. این کارزار بهمن سال گذشته آغاز به کار کرد و یکی از اهداف آن نقد نحوه توزیع واکسن کرونا است. روزآروز در این‌باره نوشته که این کارزار به مطالبه گری پیرامون تامین و توزیع عادلانه، شفاف و رایگان واکسن کرونا و نقد سیاست‌ها و ساختارهایی که حق برخورداری از سلامت عمومی را نقض می‌کنند، می‌پردازد. در بخشی از این بیانیه آمده است: « اظهارات اخیر برخی از مقامات بهداشتی درباره صدور مجوز برای ورود بخش خصوصی به فرآیند واردات و توزیع واکسن کرونا و همچنین درخواست اخیر رئیس‌جمهور از بخش خصوصی برای واردات واکسن با استفاده از ارز نیمایی، به نگرانی‌های زیادی در خصوص شکل‌گیری بازار سیاه و مافیای واکسن، ورود واکسن‌های تقلبی، ایجاد امکان رانت و فساد برای دلالان و واسطه‌ها و تشدید شکاف‌های طبقاتی و اقتصادی موجود بواسطه پولی‌سازی واکسن دامن زده است.» کنشگران در این بیانیه همچنین تاکید کردند: «این درحالی‌است که در اکثر قریب به اتفاق کشورهای جهان، فرآیند واردات، توزیع و تلقیح واکسن کرونا بطور کامل از طریق دولت و با نظارت مستقیم نهادهای رسمی بهداشتی صورت می‌گیرد و این بدعت خطرناک برای ایجاد بازار واکسن پولی حاکی از نگاه کالایی تصمیم‌گیران به سلامت عمومی و حاکم شدن رویکردی غیرانسانی، ناعادلانه و سودجویانه بر نظام بهداشت و درمان کشور در راستای سیاست‌های تعدیل اقتصادی سه دهه اخیر است.» در این بیانیه همچنین تاکید شده که این تصمیم خلاف نص‌صریح قانون اساسی است: «همچنین تصمیم اخیر مقامات دولتی نقض واضح اصول مختلف قانون اساسی از جمله اصل ۲۹ است که بر حق خدمات بهداشتی و درمانی و مراقبت‌های پزشکی رایگان برای همگان تاکید دارد.»
امضا‌کنندگان این بیانیه اما در پایان خواستار توقف موازی‌کاری در بخش تامین واکسن کرونا شدند: «ما امضا کنندگان این دادخواست خواستار توقف هرگونه موازی‌کاری و مداخله‌ی بخش‌ خصوصی در فرآیند واردات و توزیع واکسیناسیون کرونا، تضمین واکسیناسیون رایگان همگانی در سریع‌ترین زمان ممکن از مجرای دولت و تحت نظارت نهادهای رسمی بهداشتی و همچنین تاسیس سامانه شفاف واکسن برای فراهم شدن امکان نظارت عمومی بر واکسیناسیون کرونا بر مبنای اولویت‌های پزشکی و به دور از ویژه‌خواری اصحاب ثروت و قدرت هستیم.» در میان امضاکنندگان این بیانیه نام سعید مدنی، احسان شریعتی، حسین راعفر و فیروزه صابر به همراه جمعی از کنشگران و فعالان دانشجویی به چشم می‌خورد.

اضطراب آب‌وهوایی در حال افزایش است

آندره بریانت، درمانگر در شهر تاکوما در ایالت واشینگتن، می‌گوید اولین‌باری که پای مسئله تغییرات آب‌و‌هوایی در کلینیکش باز شد، احساس درماندگی کرد. سال 2016 بود و مراجعه‌کننده‌ای در داشتن یا نداشتن بچه، در عذاب و تردید بود. همسرش بچه می‌خواست اما مرد جوان نمی‌توانست جلوی این تصور را بگیرد که فرزندش در شرایط آخرالزمانیِ آب‌و‌هوایی بزرگ شود.بریانت همیشه عادت داشت مردم را در مورد نزاع‌های رابطه، اضطراب‌های آینده و تصمیمات سرنوشت‌ساز، راهنمایی کند. این‌بار اما داستان، چیز دیگری بود. برینت مدت‌ها بود که نگران مشکل تغییرات آب‌و‌هوایی بود اما از دور و به شکل نظری. حالا ناامیدی مراجعه‌کننده‌اش او را با واقعیت کاملا جدیدی روبه‌رو کرده بود: اینکه تغییرات آب‌وهوایی روی زندگی او و نسل‌های آینده تاثیر خواهد داشت.
به گزارش ارثر (Earther) بریانت می‌گوید: «هیچ‌وقت این امکان را در نظر نگرفته بودم». بریانت می‌گوید که در آن لحظه ترسش مانند مهِ غلیظی بود. تنها واکنشی که می‌توانست نسبت به اضطراب بیمار خود داشته باشد، اندیشیدن به کودکان خردسال خودش بود: آنها وارث چه جهانی هستند؟ آیا بابت به دنیا آوردن آنها باید احساس عذاب وجدان کند؟
بریانت می‌گوید: «نمی‌دانستم چه باید بکنم یا چه بگویم.» او در تمام مدت تحصیلی و کاری خود خود را برای مقابله با چنین چیزی مجهز نکرده بود. از آن زمان به بعد اما بریانت سال‌ها وقت خود را صرف مطالعه در مورد اثرات بحران تغییرات آب‌وهوایی بر سلامت روان کرده است. امروز او برای مواجهه با چنین موقعیتی کاملا مجهز است.
انجمن روان‌پزشکی آمریکا (APA) تغییرات آب‌وهوایی را تهدیدی فزاینده برای سلامت روان دانسته اما بسیاری از متخصصان سلامت روان، برای مدیریت تعداد رو به رشدِ افراد مضطرب و غمگین از وضعیت کره زمین، خود را دست خالی می‌بینند. درمانگرها در چند تخصص مثل طبیعت درمانی، به طور خاص برای وارد کردن آگاهی از محیط زیست به کار خود در مواجهه با بیماران، آموزش می‌بینند اما این درمان‌گرها درصد بسیار کمی را تشکیل می‌دهند و اکثریت قریب به اتفاق مردم، به درمان‌های آگاهی-محور آب‌وهوایی دسترسی ندارند.
مطالعه‌ای در سال 2016 نشان داد که بیش از نیمی از درمان‌گرهایی که با آنها مصاحبه شد، خود را برای مواجهه با اثرات بحران آب‌وهوایی بر سلامت روان، کاملا آماده نمی‌بینند. به علاوه، همان مطالعه نشان داد که گرچه بسیاری از مشارکت‌کننده‌ها در این مطالعه اهمیت تغییرات آب‌وهوایی را در حرفه بهداشت روان به طور کلی درک کرده‌اند، حدود نیمی از آنها تغییرات آب‌و‌هوایی را به کار تخصصی خود نامرتبط می‌بینند.
سوزان کلیتون، روانشناسی دانشگاه وستر که در مورد اضطراب آب‌وهوایی تحقیق می‌کند، می‌گوید: «گمان می‌کنم که بسیاری از درمان‌گرها تشخیص می‌دهند که این مسائل با هم ارتباط دارند اما در حال حاضر افراد به ندرت آموزش خاصی برای مواجهه با این مسائل می‌بینند.» با افزایش اختلال استرس پس از سانحه، اضطراب، و فشار روانی مرتبط با آب‌وهوا تعدادی از متخصصان سلامت روان در تلاشند تا استانداردهای سلامت روانی جدیدی را برای افراد در جهانِ در حالِ تغییرمان ارائه دهند.
اضطراب محیط زیستی
در زمینه روانشناسی، این مسئله به رسمیت شناخته شده که بسیاری از مردم در حال تجربه پریشانی ناشی از تغییرات آب‌و‌هوایی هستند. بر اساس یک نظرسنجی که در سال 2020 توسط پژوهشگران دانشگاه ییل منتشر شد، بیش از 40 درصد از مردم آمریکا درباره تغییرات آب‌وهوایی احساس «انزجار» یا «درماندگی» کردند. نظرسنجی سال 2020 از انجمن روان‌پزشکی آمریکا دریافته که بیش از نیمی از پاسخ‌دهندگان از اثرات تغییرات آب‌وهوایی بر سلامت روانشان، به شدت مضطرب بودند یا به نوعی اضطراب داشتند. گرچه هنوز به صورت رسمی این اضطراب را طبقه‌بندی نکرده‌اند، اما از سال 2007 تا کنون نامی برای آن در متون دانشگاهی و رسانه‌ها به کار رفته است: اضطراب محیط زیستی. لزلی داونپورت، درمانگر مستقر در تاکوما، واشینگتن و نویسنده کتاب «انعطاف‌پذیری هیجانی در دوران تغییر آب‌وهوایی» می‌گوید، کاملا طبیعی است که در برابر ذوب شدن یخ‌های قطبی یا گرم شدن زمین و ششمین انقراض جمعی، احساس اضطراب کنید و از برخی جهات، اضطراب آب‌وهوایی، یک واکنش منطقی است: «اضطراب محیط زیستی یک واکنش طبیعی به یک تهدید است و این تهدید، یک تهدید کاملا واقعی است.» با این حال، در نظرسنجی سال 2016، تقریبا یک پنجم درمان‌گرها، واکنش مراجعان خود را نامناسب توصیف کرده‎‌اند. چندین شرکت‌کننده گفته‌اند که اعتقادات مراجعان آنها در مورد تغییرات آب‌وهوایی «خیالی» یا «اغراق‌آمیز» است. یک چهارم دیگر، پاسخ‌های متفاوتی دادند. یک متخصص سلامت روان در مورد تجربه شخصی خود با درمانگرش گفته است، وقتی با درمانگرم از اضطرابم در مورد خشکسالی حرف زدم، او در پاسخ پرسید: «باشه، اما واقعا این نگرانی در مورد چه چیزی است؟» آن درمانگر با اینکه فرد بسیار شایسته و قابل اعتمادی بود، نمی‌توانست درک کند که تغییرات آب‌وهوایی علت اصلی پریشانی بیمارش است.
طبق نظرسنجی سال 2020 برنامه دانشگاه ییل روی ارتباطات تغییرات آب‌وهوایی، درصد آمریکایی‌هایی که گفته بودند شخصا اثرات گرم شدن زمین را تجربه کرده‌اند، از سال 2009 تا 2020، از 32 به 42 درصد افزایش یافته است.
پژوهشگران، بیش از 1700 کودکی را که چهار طوفان آیک، چارلی، کاترینا و آندره را تجربه کرده بودند. نتایج آنها که اوایل ساری جاری میلادی منتشر شد، نشان داد که نیمی از این کودکان، علائم اختلال استرس پس از حادثه را نشان می‌دهند. برای 10 درصد از کودکان، این علائم مزمن شده بود.
درمان‌گرها از نظر کمک به مراجعان برای کنارآیی با این مشکل، متفاوت عمل می‌کنند. رویکردهای مبتنی بر ذهن‌آگاهی می‌تواند به افراد کمک کند تا با احساسات شدید مرتبط با اضطراب و اندوهِ آب‌وهوایی کنار بیایند. برای مثال، داونپورت ممکن است بیماران خود را از طریق مراقبه هدایت شده، که در آن، آنها خود را در محیطی آرام تصور می‌کنند، و همزمان وادار کردن آنها به تفکر درباره تغییرات آب‌وهوایی، درمان کند. درمان شناختی رفتاری که هدف اصلی آن پرداختن به روش‌های ناسالم تفکر است؛ تفکراتی که می‌تواند باعث بهم ریختن روان بیماران و پریشانی آنها هنگام تفکر به تغییرات آب‌وهوایی شود. درمان‌گران روش درمان‌های آگاهی‌محور آب‌وهوایی را در کنار فعالیت و وقت‌گذرانی در طبیعت پیشنهاد می‌کنند.
هیکمن می‌گوید: «دلیل این آشفتگی آب‌وهوایی ما این است که این موضوع را جدا از خودمان می‌بینیم.» هیکمن از بیماران خود می‌خواهد تا ارتباط خود را با محیط زیست پیرامونشان کاوش کنند؛ او از این طریق به بیماران کمک می‌کند تا اضطراب و غم و اندوه درباره تغییرات آب‌وهوایی را کشف کنند.
درمان‌گران جدید، حالا کم‌کم ملزم می‌شوند که در مورد بحران‌های محیط زیستی و آب‌وهوایی و واکنش‌های دفاعی روانی انسان‌ها در مقابل آنها، بخوانند و بدانند. آنها باید یاد بگیرند که چه موقع از این اضطراب‌ها در بیماران حمایت کنند و چگونه به آنها کمک کنند تا بر این پریشانی فائق بیایند.

مقاومت دستگاه‌ها در برابر انتشار گزارش‌های محیط زیستی

یک روز پس از روز جهانی زمین؛ مسعود تجریشی؛ معاون محیط‌ زیست انسانی سازمان حفاظت محیط زیست گفت که ایران از نظر محیط‌ زیستی وضعیت مطلوبی ندارد و با وجود اسناد بالادستی و به رغم قوانین گوناگون تخریب گسترده‌ای در محیط‌زیست کشور ایجاد شده است. او که جمعه شب در جلسه «کلاب‌هاوس روزنامه پیام‌ما» صحبت می‌کرد با تاکید بر اینکه زمین در ایران با مخاطرات گسترده‌ای روبه‌روست گفت که تقریبا اکثر تالاب‌های کشور خشک شده‌اند و ۴۰ درصد کانون‌هایی که گرد‌و‌غبار تولید می‌کنند همین تالاب‌های خشک شده هستند و در حال حاضر سی میلیون هکتار کانون تولید گرد‌و‌غبار داریم که وضعیت پنج میلیون هکتارش بحرانی است و برداشت بی‌رویه آب یکی از اصلی‌ترین دلایلش است. به گفته او ایران درحال حاضر در زمینه گرد‌و‌غبار و فرسایش خاک هم وضعیت اسفناکی دارد و درباره پسماند و برگشت پسماندها به طبیعت هم وضعیت بد است چرا که تنها پسماندهای تحت مدیریت ما حدود ۴ تا ۵ درصد است. علاوه بر این‌ها به گفته تجریشی نشست زمین هم حالت بحرانی دارد. در بعضی از دشت‌های کشور چیزی در حدود ۲۰ تا ۲۵ سانتی‌متر در سال نشست زمین داریم و این خطرات زیادی برای زیرساخت‌ها ایجاد کرده است. او در این اتاق که با حضور جمع زیادی از خبرنگاران حوزه و فعالان تشکیل شده بود تخریب‌های محیط‌زیست در سال‌های گذشته را عمیق و جدی دانست. تخریب‌هایی که حالا سازمان‌های توسعه‌ای و وزارتخانه‌ها را هم به فکر انداخته تا با آن مقابله کنند و راهکاری برای حفظ زمین ایران بیندیشند. در این اتاق اما سوالات بسیاری مطرح شد از جمله چرایی منتشر نشدن گزارش‌ ارزیابی محیط ‌زیستی طرح‌های مختلف. مسئله پسماند؛ کمبود نیرو در حوزه محیط ‌زیستی انسانی؛ سدسازی و مدیریت آب و گرد‌و‌غبار و… .از جمله اصلی‌ترین مواردی که در این نشست به آن پرداخته شد مسئله گزارش‌ ارزیابی محیط‌ زیستی طرح‌های مختلف بود. طرح‌ها و پروژه‌های صنعتی و معدنی و اقتصادی که در طول سال مجوزهای احداث و فعالیت می‌گیرند اما بسیاری از آنها آب و خاک و محیط‌ اطرافشان را آلوده می‌کنند و در نهایت هم عنوان می‌شود این طرح‌ها مجوز داشته و ارزیابی محیط‌ زیستی شده‌اند. حالا تجریشی می‌گوید در سایت معاونت انسانی ارزیابی محیط‌ زیستی پروژه‌ها فهرست شده و در تلاشند تا گزارش‌های سال‌های قبل را هم در این لیست بگنجانند. «این گزارش‌ها اهمیت فراوانی دارند و نشان می‌دهند که کارخانه‌ها و صنایع و … آیا به تعهدات‌شان بعد از شروع به کار عمل کرده‌اند یا نه.» او همچنین درباره ارزیابی محیط ‌زیستی طرح‌های سرمایه‌گذاران خارجی هم گفت که در سه و نیم سال گذشته طرحی از سوی سرمایه‌گذاران خارجی ارائه نشده که بخواهند برایش ارزیابی صادر کنند و در این سال‌ها فقط یک سرمایه‌گذار ترک بوده که برای راه‌اندازی نیروگاهی در سمنان ارزیابی لازم داشته است و به غیر از آن در حوزه سرمایه‌گذاران خارجی همچین موردی مطرح نشده است.
دیگر مورد مطرح شده درباره ارزیابی محیط‌ زیستی طرح‌ها و صنایع در سال‌های گذشته و نقدی که به ساز‌و‌کار آن وارد است این است که ارزیاب‌ها پول ارزیابی آن را از سوی سرمایه‌گذار دریافت می‌کردند نه سازمان و همین هم عامل برخی از فسادها در سال‌های گذشته بوده و مشکل شفافیت را دو چندان کرد. چرا که اگر ارزیاب نمی‌توانست مجوز را از سازمان بگیرد پولی دریافت نمی‌کرد و همین هم دلیلی بود که روی بسیاری از مشکلات چشم ببندد. تجریشی هم با تاکید بر این مورد گفت که یکی از اصول حکمرانی خوب پاسخگویی و شفافیت است. این شفافیت در گزارش ارزیابی از دو-سه سال پیش آمده و مقاومت برای منتشر نشدن هم وجود دارد چرا که معمولا دستگاه‌های اجرایی دوست ندارند همه چیز شفاف باشد اما مردم باید بدانند. نمونه‌اش هم اپلیکیشن آلودگی هوای تهران و برخی از کلان‌شهرها بود که از سال ۷-۹۶ راه‌اندازی شد و حالا در لحظه وضعیت آلودگی را می‌توان رصد کرد و این وضعیت را بهتر کرد و در سایت کارگروه ملی آلودگی کلان‌شهرها گزارش مربوط به سوخت سه ماهه و شش ماهه هم قرار داده می‌شود. در نتیجه در گذر این شفافیت و خواست ایجاد شد.
به گفته تجریشی در حال حاضر گزارش ارزیابی برای ۵۴ پروژه بزرگ اجرایی است و بسیاری از صنایع اصلا نمی‌دانند گزارش ارزیابی چیست: «در این سال‌ها ما با صنایع بزرگ شروع کردیم و برای ۱۱۱ صنعت پرونده الکترونیک ایجاد شده و ارزیابی پسماند و پساب انجام گرفته و باید سیاست‌گذاری برای صنایع انجام گیرد اما بسیاری از این صنایع علاقه‌ای ندارند برنامه استراتژیک و راه طولانی داشته باشند. در حال حاضر گزارش ارزیابی‌ محیط ‌زیستی طرح‌ها در سایت سازمان محیط ‌زیست موجود است و قرار است گزارش‌ سال‌های گذشته هم به سایت اضافه شود».
وزارت کشور متولی نادرست پسماند
پسماند و مشکلات آن از جمله دیگر مواردی بود که تجربشی بر آن تاکید کرد. به گفته تجریشی اولین مشکل این است که سازمان متولی بحث پسماند وزارت کشور است و این سازمان هم سازمانی سیاسی است هرچند معاونت روستایی و عمرانی دارد اما حتی یک دفتر تخصصی درباره پسماند در آن وجود ندارد و این ضعف بزرگی است.
وزارت کشور متولی جمع‌آوری پسماند خانگی است در حالی‌ که ما در زمینه پسماند صنعتی هم مشکلات عمده و بزرگی داریم که باید به آن رسیدگی شود «در سال ۹۷ پیگیری‌هایی انجام گرفت تا مجوز ایجاد دفتر پسماند در سازمان محیط‌ زیست را گرفتیم اما وزارت کشور که سازمان اجرایی است دفتر ندارد و در نتیجه نیرو و برنامه عملیاتی هم برایش وجود ندارد. اما در آن دفتر ایجاد شده برای استان‌های شمالی تصمیماتی با حضور استاندار و همه سازمان‌ها و البته مردم گرفته شد و حرکت‌های خوبی هم انجام گرفت. اما در زمینه بودجه به دولت واگذار شد که از نظر ما می‌تواند این بخش با بررسی به بخش خصوصی هم واگذار شود.»
به گفته تجریشی قانون پسماند سال ۶-۸۵ تصویب شد و آیین‌نامه‌هایش هم در سال‌های مختلف تصویب شدند و قانون هوای پاک هم با آیین‌نامه‌هایش وجود دارد اما در عمل مشکلاتی وجود دارد: «دو علت دارد یکی منابع مالی است و وقتی مصوب مجلس شد سالانه هم مجلس و هم دولت باید ردیف‌هایی را برایش می‌دیدند اما ردیفهای بودجه شکل نگرفت و مشکل بعدی هم عمل نکردن به وظایف قانونی است که ما نمی‌توانیم کار خاصی کنیم. مثلا ما می‌توانیم مجوز خودرو برای یورو ۵ ندهیم اما در بسیاری از بخش‌ها کاری از ما ساخته نیست. بعضی از صنایع آلوده است اما می‌گویند اگر از کار بیفتند اشتغال و اقتصاد تحت‌تاثیر قرار می‌گیرد و ما از نظر حقوقی درگیری‌های زیادی داریم».
تجریشی تاکید می‌کند که برای نمونه سال گذشته بحث مازوت‌سوزی مطرح بود و آنها ایستادند تا مازوت سوخته نشود اما در شهرهایی از کشور بعضی از دادستان‌ها اجازه دادند مازوت سوخته شود چون وزارت نیرو و نفت می‌گفتند اگر مازوت سوزانده نشود نمی‌شود برق تولید کرد و از طرفی هم نمی‌شود گاز را هم قطع کرد.
بنابراین دادستان‌ها وارد می‌شدند و می‌گفتند بسوزانید. «بسیاری از مواقع دولت و قوه قضائیه همراهی نمی‌کنند. بعضی جاها هم دولت و مجلس همراهی می‌کنند و این ماجراها آسیب‌شناسی نشده‌اند. هنوز قوانین برای اعمال جدی نیست و این در حالی است که قانون هوای پاک به اقتصاد و سلامت مردم کمک می‌کند.
نکته دیگر درباره عوارض آلودگی بود که تا پیش از این به شهرداری‌ها داده می‌شد و هیچ صورت مالی هم برای خرج شدنش وجود نداشت و حالا تجریشی می‌گوید بعد از آن‌که به محیط‌ زیست و صندوق ملی این عوارض داده شد؛ تنها در سال ۹۹؛ ۹۱۰ میلیارد تومان پول و با حساب و کتاب تعیین شد که صندوق به صنایع و برای آلودگی‌شان وام داد. حالا با رفتن این پول‌ها به خزانه و تعیین حساب و کتاب برای آن می‌توان به این بخش و پول‌هایی که می‌توان از آن به دست آورد امیدوار بود.

ارژن‌ها؛ زیر تبر شرکت تعاونی

منطقه ارجنای چالشتر که در ۱۰ کیلومتری مرکز چهارمحال‌و‌بختیاری واقع شده است، سال گذشته در همین روزها به خاطر قطع درختان ارژن واقع شده در آن بر سر زبان‌ها افتاد. آن‌طور که ایرنا می‌نویسد قطع درختان ارژن به‌منظور تغییر کاربری اراضی و ایجاد باغ مثمر از سوی یک شرکت تعاونی اعتراض دوستداران محیط‌ زیست و مردم محلی را در پی‌داشته است که با افزایش حساسیت‌ها در مورد این اتفاق، ابهامات و اشکالات قانونی در واگذاری ۱۴۹ هکتار از اراضی ملی واقع در ارجنای چالشتر به این شرکت نیز مطرح شد به طوری که در آن زمان مسئولان مربوطه و مراجع قضایی هر یک در مصاحبه‌های مختلف خبر از پیگیری موضوع دادند.با گذشت یک سال از آن اتفاق‌ها، بار دیگر تصاویر جدیدی از قطع درختان ارژن و بادام کوهی منطقه در فضای مجازی به اشتراک گذاشته شد تا اعضای تشکل‌های مردم نهاد محیط زیستی و دوستداران طبیعت نسبت به تکرار واقعه، واکنش نشان دهند و با ارسال نامه‌هایی سرگشاده به مسئولان، خواستار توقف برنامه‌های شرکت و پیگیری موضوع شوند. اقداماتی که از جمله آن ایجاد پایه‌های سیمانی مختلف برای سوار کردن تانکرهای آب و گچ‌کِشی بخشی از اراضی نیز نشان می‌داد که زمین‌های موسوم به ارجنای چالشتر بلوک‌بندی شده است و سهامداران شرکت، فعالیت‌های کشاورزی را با جدیت در این محدوده دنبال می‌کنند.
تعرض به گونه‌های جنگلی منطقه ارجنا توجیه‌پذیر نیست
بیت‌الله محمودی؛ عضو هیات علمی دانشکده منابع طبیعی و علوم زمین دانشگاه شهرکرد و فعال محیط زیستی از نخستین افرادی بود که در صفحه شخصی خود در شبکه‌های اجتماعی به قطع دوباره درختان اعتراض کرد و آن را نوعی جنگل خواری نامید. به گفته او در سال گذشته پس از فشار رسانه‌ها و نهادهای مردمی برای پایان دادن به دست‌اندازی شرکت تعاونی به درختان ارژن، قرار شد این شرکت طرح جدیدی را برای اجرای برنامه‌های توسعه‌ای خود به امور اراضی سازمان جهاد‌کشاورزی ارائه کند به طوری که در این طرح آسیبی به درختان موجود در منطقه وارد نشود. اما با وجود آن‌که هنوز این طرح آماده نشده و به تصویب نیز نرسیده است اما این شرکت در سال جدید فعالیت‌های کشاورزی خود را دوباره از سر گرفته و اقدام به قطع تعداد دیگری از درختان کرده است.
محمودی با اشاره به اینکه محدوده واگذار شده به شرکت تعاونی از جمله مناطق جنگل دست کاشت محسوب می‌شود و مناطق بالادست رویشگاه طبیعی این نمونه جنگلی است، تصریح می‌کند: ارزش ژنتیکی گونه ارژن را نمی‌توان نادیده گرفت و نابودی منطقه به هر دلیلی پذیرفتی نیست. اگر چه این اراضی واگذار شده و نظارت بر روند فعالیت‌های شرکت بر عهده امور اراضی سازمان جهاد‌کشاورزی است اما این موضوع توجیه درستی نیست و منابع طبیعی باید از اختیارات قانونی خود برای حفظ این توده جنگلی استفاده کند.
این منطقه مشمول قانون ممنوعیت واگذاری جنگل دست کاشت نمی‌شود
مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری استان در پاسخ به چرایی و علت واگذاری وسعتی چند هکتاری از جنگل‌های ارژن به شرکت تعاونی متشکل از کارکنان منابع طبیعی به اسناد و مدارک مربوط به این واگذاری در ۳۰ سال پیش رجوع می‌کند و می‌گوید: زمین‌های پلاک حسین‌آباد معروف به ارجنای چالشتر در سال ۱۳۷۱ توسط هیات واگذاری و با قرارداد اجاره و به ‌منظور کشت تلفیقی بادام و علوفه کاری در اختیار این شرکت قرار گرفته است.
سید اسماعیل صالحی درباره ارزیابی پوشش گیاهی منطقه در زمان واگذاری می‌افزاید: بر اساس اسناد موجود این اراضی در زمان واگذاری مرتع درجه سه شناخته شده‌اند و نمونه‌ای از درخت ارژن در آن زمان در محدوده واگذاری وجود نداشته است.
او در پاسخ به طرح این دیدگاه که واگذاری جنگل دست کاشت عمومی بر اساس ماده ۲ آیین‌نامه اجرایی لایحه قانونی واگذاری و احیا اراضی مصوب سال ۱۳۵۹ ممنوع است و آیا محدوده ارجنای چالشتر نیز مشمول این قانون می‌شود یا خیر، تصریح می‌کند: درختان ارژنی که هم‌اکنون در منطقه دیده می‌شوند پس از واگذاری در اراضی کاشته شده و پس از گذشت این سال‌ها به توده‌ای جنگلی تبدیل شده‌اند و نقشه‌های هوایی نیز این موضوع را تایید می‌کند.
اعضای شرکت تعاونی در سال ۱۳۷۶ و بعد از آن با مشارکت اداره آبخیزداری آن زمان به صورت خواسته یا ناخواسته و با توجه به آن‌که منابع آبی چندانی نیز در منطقه وجود نداشته است، عملیات بیولوژیک را آغاز کردند و گونه گیاهی ارژن و بادام کوهی را در اراضی واگذار شده کشت می‌کنند که این گونه گیاهی در گذر زمان با محیط سازگار شده و به خوبی رشد می‌کند.
او ادامه می‌دهد: در حال حاضر از نگاه منابع طبیعی خواستار حفظ گونه گیاهی ارژن در منطقه هستیم ولی با وجود آن‌که این عرصه همچنان در تملک دولت است به دلیل واگذاری آن، نظارت بر نحوه اجرای شروط قرارداد بر عهده امور اراضی است و منابع طبیعی بر مبنای قوانین وضع شده تنها مسئولیت حفاظت و حراست از اراضی جنگلی ملی را برعهده دارد و در این محدوده فاقد اختیارات قانونی است.
صالحی امکان تجدیدنظر در واگذاری و خلع ید شرکت را نیز یادآور می‌شود و می‌گوید: این اقدام پیش از این نیز به دلیل اجرایی نشدن الگوی کشت مندرج در قرارداد شرکت انجام شده است ولی شرکت تعاونی با اعلام شکایت و پذیرش شرایط جدید، حق واگذاری را بازگردانده است.
امور اراضی از قطع درختان ارژن در منطقه ارجنا جلوگیری کرده است
مدیر امور اراضی سازمان جهاد‌کشاورزی استان با تایید این نکته که در زمان واگذاری اراضی به شرکت، وجود گونه‌های جنگلی و یا ممنوع‌القطع در منطقه گزارش نشده است، می‌گوید: درختان ارژن پس از واگذاری در این منطقه کاشته شده‌اند و پس از آن‌که این درختان به یک توده جنگلی تبدیل شدند، امور اراضی در حد توان از قطع آنان توسط بهره‌بردار جلوگیری کرده است.
شهرام جزایری می‌افزاید: با این حال در طرح اولیه برای کاربری اراضی، علوفه کاری و باغ بادام در نظر گرفته شده است و شرکت پس از گذشت این سال‌ها مدعی است که حق و حقوقش برای بهره‌برداری از بین رفته و نتوانسته است در مقابل مال‌الاجاره پرداختی، بهره مناسبی داشته باشد.
جزایری به ابطال طرح واگذاری و شکایت شرکت در این‌باره نیز اشاره دارد و تصریح می‌کند: بر مبنای توافق صورت گرفته پس از طرح شکایت و بازگرداندن رأی شورای نظارت، شرکت موظف شد طرح جدیدی را برای بهره‌برداری از اراضی تهیه کند که در آن بخش‌های خالی از گونه ارژن با کاشت گونه‌های باغی تکمیل شود و در دیگر مناطقی که توده ارژن با فاصله‌های بیشتری قرار دارد از گونه‌های دیم همچون مو و بدون آسیب رسیدن به درختان بومی منطقه استفاده شود.
مدیرکل امور اراضی سازمان جهاد کشاورزی یادآور می‌شود: در این طرح باید گونه‌های هم‌زیست و هم‌راستا با طبیعت منطقه انتخاب شود تا علاوه بر تامین مصارف اقتصادی شرکت بر اساس سیاست‌های واگذاری اراضی، عرصه طبیعی موجود از تخریب نجات یابد.
او با اشاره به اینکه طرح ارائه شده از طرف شرکت از اواخر سال ۹۸ تاکنون ۲ مرتبه تصحیح شده و همچنان عملیاتی نشده است، می‌افزاید: در هفته گذشته با توجه به گزارش‌های رسیده مبنی بر تخریب عرصه، عوامل نظارتی در محل حاضر شدند و گرچه تخریب چندان گسترده نبود اما اخطار کتبی برای شرکت صادر شد. جزایری بر لزوم چاره‌اندیشی برای حل این مشکل تاکید دارد و می‌گوید: هیات مدیره شرکت و بسیاری از سهامداران به خوبی بر این موضوع آگاه هستند که آسیب رساندن به گونه‌های گیاهی موجود در منطقه می‌تواند به خلع‌ید منجر شود از این رو در حفظ شرایط موجود تلاش می‌کنند اما بنا بر بررسی‌های انجام شده برخی افراد ناآگاه در خارج از شرکت عامل تخریب‌های اخیر هستند.

بر نامه ششم در بخش آب مردود شد

در ارزیابی مرکز پژوهش‌های مجلس از عملکرد دولت در بخش آب بر اساس برنامه ششم توسعه، به نظر می‌رسد که اهداف این برنامه محقق نشده است. همچنین یکی از مهم‌ترین اهداف این برنامه که بهبود بیلان منفی سفره‌های آب زیرزمینی است به وضعیت وخیم‌تری هم دچار شده است. از سوی دیگر اگرچه در برنامه ششم توسعه به تامین حق‌آبه محیط زیست هم پرداخته شده اما مرکز پژوهش‌های مجلس در این حوزه اطلاعات تفکیک شده و ارزیابی مشخصی ارائه نکرده است. مرکز پژوهش‌های مجلس به تازگی گزارشی را از عملکرد دولت در حوزه آب منتشر کرده است.
در این بخش مرکز پژوهش‌های مجلس عملکرد دولت در حوزه آب را بر اساس احکام و مواد مختلف قانون برنامه ششم، به ویژه ماده 35 این قانون و عملکرد بخش آب در قانون بودجه سال 1399 بررسی کرده است.
در ماده 35 قانون برنامه ششم توسعه گفته شده که دولت مکلف است به منظور مقابله با بحران کم‌آبی، رهاسازی حق‌آبه‌های زیست محیطی برای پایداری سرزمین، پایداری و افزایش تولید در بخش کشاورزی، تعادل‌بخشی به سفره‌های زیرزمینی و ارتقای بهره‌وری و جبران تراز آب، به‌میزانی که در سال پایانی اجرای قانون برنامه یازده میلیارد مترمکعب شود، اقداماتی را از جمله افزایش عملکرد در واحد سطح و افزایش بهره‌وری در تولید محصولات کشاورزی، توسعه روش‌های آبیاری نوین، نصب کنتور هوشمند و حجمی آب، احیا، مرمت و لایروبی قنوات به میزان سالانه 5 درصد و … را انجام دهد.
بر اساس نظر مرکز پژوهش‌های مجلس به طور کلی می‌توان گفت تمرکز اصلی این ماده در بخش آب بر تعادل‌بخشی و بهبود بیلان منفی سفره‌های آب زیرزمینی است.
رشد کم در پوشش شبکه دفع فاضلاب
مرکز پژوهش‌های مجلس بر اساس بررسی‌های خود اعلام کرده که عملکرد توسعه شبکه‌های دفع فاضلاب بسیار ضعیف بوده است، به نحوی که درصد جمعیت تحت پوشش شبکه دفع فاضلاب در سال‌های برنامه ششم کمتر از 4 درصد رشد داشته است.
استفاده مستقیم از حدود یک‌سوم پساب شهری
همچنین در این گزارش عنوان شده است که در حال حاضر از حدود 1400 میلیون مترمکعب پساب تولید شده شهری، حدود 500 میلیون مترمکعب آن مورد استفاده مستقیم قرار می‌گیرد که حدود 65 درصد آن در قالب طرح‌های جایگزینی (با منابع آب مصرفی کشاورزی، صنعتی و فضای سبز)، تغذیه مصنوعی و تامین حق‌آبه تالاب‌ها و مابقی نیز برای طرح‌های توسعه صنعت، کشاورزی و فضای سبز به مصرف می‌رسد.
این گزارش اضافه کرده که عملکرد دولت در مورد بازچرخانی و مدیریت آب‌های نامتعارف هم ضعیف بوده است.
صرفه‌جویی بیش از 1 میلیاردی آب چاه‌ها
در مجموع سال‌های برنامه ششم از طریق پلمپ چاه‌های غیر‌مجاز و جلوگیری از اضافه برداشت‌ها، 1 میلیارد و 782 میلیون و 500 هزار متر مکعب آب صرفه‌جویی شده است که بیشترین مقدار متعلق به سال 97 بوده است.
همچنین در سال 96، 4هزار و 215 حلقه چاه، در سال 97، 6 هزار و 343 حلقه چاه، در سال 98، 7هزار 766 حلقه چاه و در سال 99، 4 هزار و 787 حلقه چاه به کنتور مجهز شده‌اند .
اما عملکرد نصب کنتور هوشمند و حجمی آب روی چاه‌های آب دارای پروانه بهره‌برداری نسبت به تعداد کل چاه‌های موجود بسیار ضعیف ارزیابی شده است به‌طوری‌که در سال‌های برنامه ششم، کمتر از 25 هزار فقره کنتور هوشمند نصب شده که در مقایسه با هدف کمی تعیین شده بسیار محدود است.
به نظر می‌رسد تخصیص نیافتن بودجه یکی از دلایل مهم عملکرد ضعیف در این زمینه باشد به طوری که در قانون بودجه سال 97 هیچ بندی برای این کار در نظر گرفته نشده بود.
نگرانی برای هامون
مساله مهم دیگری که در این گزارش اشاره شده تامین حق‌آبه هامون است. مرکز پژوهش‌های مجلس اشاره کرده است که دولت در این زمینه فعالیت‌هایی انجام داده اما این فعالیت‌ها نتیجه بخش نبوده است چرا که هنوز کشور افغانستان حق‌آبه قانونی ایران را در مواقع ضروری رهاسازی نمی‌کند.
این گزارش همچنین احداث سد‌های مخزنی در بالادست حوضه آبریز هامون در افغانستان را چالش برانگیز دانسته است.
اروند لایروبی نشد
همان‌طور که گفته شد یکی از موارد مورد تاکید ماده 35 قانون برنامه ششم، لایروبی قنات‌ها‌ و رودخانه‌هاست.
مرکز پژوهش‌‌های مجلس اعلام کرده است با وجود پیگیری‌ها لایروبی رودخانه اروند انجام نشده است.
از دیگر مواردی که مجلس به اجرایی نشدن آن اشاره کرده است موضوع تدوین الگوی کشت است این موضوع در جلسات مختلف هماهنگی بین وزارتخانه‌های نیرو و جهاد کشاورز ی و شورای عالی آب مطرح شده است ولی تا به حال پیشرفت اجرایی ملموسی نداشته است.
پس از اشاره به این نقاط ضعف گزارش مرکز پژوهش‌ها عنوان کرده است در دوره‌های مختلف زمانی و با توجه به شرایط بارش و تعاریف ســال‌های تر و خشــک و نظر به منابع آب در دســترس، تامین حق‌آ‌به کشاورزان متناسب صورت می‌گیرد.
جای خالی ارزیابی حق‌آبه محیط زیست
مرکز پژوهش‌های مجلس همچنین در گزارش خود آورده است که در سالهای آبی 1396ـ1395، 1397ـ1396 و 1398ـ1397 به ترتیب معادل 6.7 ،5.1 و 11.4 میلیارد مترمکعب از سدهای در حال بهره‌برداری برای تامین نیازهای «شرب، صنعت،کشاورزی و نیازهای زیست محیطی« آب رهاسازی شده است. اما این مرکز در گزارش خود به طور مشخص به مقدار اختصاص یافته به حق‌آبه‌های محیط زیستی اشاره نکرده و به ارزیابی آن نپرداخته است در صورتی که این مساله یکی از بزرگترین دغدغه‌های محیط زیستی کشور به حساب می‌آید و تامین نشدن حق‌آبه تالاب‌های مانند گاوخونی و دریاچه ارومیه این روزها بسیار نگران‌کننده شده است.
عملکرد ضعیف در تحقق اهداف کمی
در بخش دیگر این گزارش، مرکز پژوهش‌ها به بررسی عملکرد دولت در تحقق اهداف کمی قانون برنامه توسعه پرداخته است.
در این بخش عنوان شده است که دولت در مورد درصد تحقق برخی از شاخص‌های کلیدی مانند ظرفیت آب تنظیمی سدهای غیرمرزی، احداث شبکه‌های اصلی آبیاری و زهکشی غیرمرزی، خرید تضمینی آب از بخش غیردولتی، عملیات رپرگذاری حد بستر رودخانه‌ها و سایر پهنه‌های آبی، تجهیز چاه‌ها به ابزار اندازه‌گیری هوشمند، تغذیه مصنوعی، مسلوب‌المنفعه کردن چاه‌های غیرمجاز، مدیریت کیفی منابع آب و تجهیز نقاط مصرف به ابزار اندازه‌گیری دارای عملکرد بسیار ضعیف بوده است.
همچنین عملکرد طرح‌های مرزی (ظرفیت آب تنظیمی سدها، احداث شبکه‌های اصلی آبیاری و زهکشی) ضعیف تا متوسط ارزیابی شدند و همچنین تاکید شده که تامین اعتبار این طرح‌ها و بازگشت تسهیلات گرفته شده برای آنها از صندوق توسعه ملی همچنان باقی است.
در نهایت نتیجه گیری شده است که در این بخش بیشتر شاخص‌های اصلی بخش آب در سال 1399 از عملکرد مناسبی برخوردار نبوده‌اند.
همچنین عنوان شده است که در برنامه عملیاتی برنامه ششم بین اهداف و اعتبارات تناسبی برقرار نیست. همچنین تاکید شده که حل این مشکلات به همکاری بخشی و فرابخشی نیاز دارد.
در نهایت این گزارش برخی نقاط ضعف موجود در حوزه آب را نبود ارتباط و هماهنگی منسجم و مستمر میان ارکان حکومت در راستای حکمرانی موثر، بهره‌برداری غیرکارآمد از امکانات طبیعی موجود، وابستگی زیاد به منابع مالی عمومی دولت، کاهش ذخایر آب‌های زیرزمینی و افت سطح آبخوان‌ها و … بر شمرده و نتیجه گیری کرده است که اگرچه در برخی موارد سازه‌ای و معدودی هم غیرسازه‌ای در بخش آب، گام‌هایی در این برنامه برداشته شده است، ولی باید گفت که هنوز مشکلات اصلی بخش آب به قوت خود باقی است و در این راستا، عملکرد برنامه مطلوب نبوده است «به عنوان مثال می‌توان موضوع تعادل‌بخشی و بهبود بیلان منفی سفره‌های آب زیرزمینی که موضوعیت اصلی قانون برنامه ششم توسعه در بخش آب است را مطرح کرد که متاسفانه در این حیطه وضعیت وخیم‌تر شده است. البته در تحقق شاخص‌های بخش آب مواردی مانند عدم تامین اعتبارات الزم، ناهماهنگی های بین بخشی و همچنین ضعف در تدوین مبانی و هدف گذاری‌های اسناد بالادستی را نباید دور از نظر داشت.»
این گزارش اضافه کرده است که در مورد عملکرد بخش آب در قانون بودجه سال 1399 باید گفت که عملکرد اعتباری برنامه‌های مختلف این بخش در این قانون (در هشت ماه ابتدای سال 1399) حدود 72 درصد بوده است.

نبود اطلاعات اماکن گردشگری مانع سفر معلولان است

شاید همه چیز برای نسیم خورسندی از یک سانحه آغاز شد. معلولیت، سفر را از سبد روزمره خانواده‌ای که به سفر کردن عشق می‌ورزید، حذف کرد. او، عضو این خانواده همواره در پی راه‌حلی بود تا دوباره سفر کردن را برای اهل خانه ممکن کند. ۴ سال پیش وقتی در کلاس‌های راهنمای گردشگری شرکت کرد به پدرش فکر کرد و راهی که بتواند او را با خود همراه کند و شهر به شهر را با او و ویلچرش بگردد. همین هم شد، از ۴ سال پیش تاالان تمرکز نسیم روی گردشگری دسترس‌پذیر است، این واژه برای او تنها به معنای گردشگری معلولان نیست، او می‌گوید بیماران خاص، سالمندان یا حتی افرادی که گیاه‌خوارند هم شامل این نوع گردشگری می‌شوند. می‌گوید تاکنون بیش از ۱۰۰ تور برگزار کرده که افراد دارای معلولیت در آن شرکت کردند، تورهایی که اغلب اسپانسری جز انجمن‌ها و تشکل‌های بیماران خاص نداشتند. اولین توری که نسیم برگزار کرد، سال ۹۶ بوده در چهلستون. جایی که همان روزها امکان حرکت ویلچر در آن ممکن بود. نسیم که خود از اهالی و ساکنان اصفهان است. روزها دوید تا ۴۰ نفر آسیب دیده نخاعی را با خود همراه کند اما وقتی ویلچرها به در ورودی موزه رسیدند، تازه فهمید که رمپی در کار نیست، ویلچرها که متوقف شدند، برای نسیم در دیگری باز شد، در ورودی کارمندان موزه که از قضا رمپ داشت، پذیرای ویلچرها شد. از آن سفر جز استرس یک انگیزه بالا برای او باقی ماند. روزها که بلند و کوتاه می‌شدند، نسیم خورسندی هم تعداد تورهای گردشگری‌اش بیشتر می‌شد، کرونا که آمد اما همه چیز متوقف شد. او این روزها خاطره آخرین سفری که رفته را در خانه مرور می‌کند و همین هم انگیزه‌ای شده تا کفش آهنی بپوشد و طرح‌هایی که درباره دسترس پذیر کردن بناهای تاریخی نوشته را از این سازمان به آن سازمان بفرستد. مرور آخرین سفری که مقصدش مشهد بود و هم ناشنوایان در آن بودند و هم بیماران خاص، سفری که مزه‌ی شیرینش هنوز زیر دندان نسیم خورسندی مانده و روحیه‌اش را حفظ کرده است.

از نظر شما به عنوان اولین راهنمای گردشگری دسترس‌پذیر در ایران چه موانعی سد راه ترویج گردشگری معلولان در کشور است؟
در همه جای دنیا سه مانع وجود دارد و در ایران می‌توان گفت ۴ مانع در این مسیر وجود دارد. اصلی‌ترین مانع، مانع فیزیکی است و یکی از اصلی‌ترین موانع فیزیکی مساله حمل و نقل است. متاسفانه در بسیاری از کلان‌شهرهای ما از جمله اصفهان ماشین‌های مناسب‌سازی شده برای تردد معلولان و ویلچرها نداریم. مساله بعدی مباحث نگرشی و فرهنگی است، بارها در تورها مشاهده کردم که افراد سراغ بازدیدکنندگان آمدند و سوالات شخصی پرسیدند یا حتی خدا را شکر کردند یا می‌خواستند به آن‌ها صدقه بدهند. این مساله باعث می‌شود که افراد ترجیح دهند در خانه بمانند و اصلا سفر نروند و در جمع نباشند. مساله دیگر فقدان اطلاعات است. ما درباره دسترس‌پذیری شهرهای اطراف خودمان هم اطلاعات کافی نداریم. مثلا ما توری داشتیم به سمیرم اما هیچ اطلاعاتی درباره شرایط شهر و مکان مورد نظر ما برای سفر وجود نداشت و در این صورت ما معمولا مجبوریم چند روز قبل سفر کنیم تا بتوانیم بفهمیم آن مکان دسترس پذیر است یا چطور باید دسترس پذیرش کرد. مسئله دیگری که تنها در ایران وجود دارد، مساله مالی است. قانون استخدام معلولان در کشور ما به درستی اجرا نمی‌شود و همین مساله باعث می‌شود که معلولان از نظر اقتصادی در مضیقه باشند و این باعث می‌شود که نتوانند برای سفر هزینه کنند.
روزی که تصمیم گرفتید تورهای دسترس‌پذیر را راه‌اندازی کنید، چه موانعی سد راه خودتان بود؟ آیا سازمان‌ها و مراجع مرتبط با شما همکاری داشتند؟
واقعیت این است که از سمت افراد دارای معلولیت از ابتدا تاکنون محدودیتی وجود نداشت و آن‌ها بسیار استقبال می‌کردند، من یادم هست که ما توری داشتیم برای بازدید از تونل آکواریوم اصفهان، حدود ۷۰ نفر ثبت‌نام کرده بودند اما ۱۵۰ نفر آمدند و این نشان می‌داد که چه قدر سفر کردن و تفریح برای این دوستان لازم است. اما مشکلی داشتیم این بود که وقتی با بهزیستی صحبت می‌کردم، هیچ ذهنیتی درباره گردشگری معلولان نداشتند غیر از سفر به مشهد و نهایتا شمال. هر زمان هم با میراث فرهنگی جلسه داشتم هیچ ذهنیتی درباره معلولان نداشتند. در واقع من نه می‌توانستم بهزیستی را قانع کنم نه میراث را. اما خوشبختانه سال گذشته میراث و بهزیستی چندباری روبه‌روی هم قرار گرفتند و واقعا بازخوردها نسبت به سال ۹۶ بهتر بود و به نظر می‌رسید هر دو طرف نسبت به مساله دست کم آگاه شدند. علت این پذیرش هم همراهی با تشکل‌هایی بود که ماهیت مطالبه‌گری داشتند و این باعث شد تا سازمان‌ها نگاه ویژه‌تری داشتند.
یکی از مشکلاتی که همواره سد راه ردشگری دسترس‌پذیر بوده و شما هم اشاره کردید، دسترس‌پذیری بناهای تاریخی، خانه‌های قدیمی و موزه‌هاست. اغلب مسئولان هم می‌‌گویند خانه‌های قدیمی و تاریخی یا بناهای کهن امکان دسترس‌پذیر شدن ندارند. شما در صحبت‌هایتان بارها به خلاف این مساله اشاره کردید و معتقدید همه بناهای تاریخی را می‌توان دسترس پذیر کرد. این تضاد دیدگاه از کجا نشات می‌گیرد؟
اجازه دهید این را از دیدگاه جهانی آن بررسی کنیم، ما در دنیا یک موسسه بین‌المللی داریم که زیر نظر یونسکو فعالیت می‌کند و نامش «European Network for Accessible Tourism» است که به اختصار ENAT گفته می‌شود. مجموعه‌ای است که تلاش می‌کند گردشگری معلولان و سالمندان را گسترش دهد. یکی از زیرمجموعه‌های آن موسسه‌ای است که به اختصار به آن LHAC می‌گوییم. این مجموعه روی دسترس‌پذیر کردن شهرهای تاریخی کار می‌کند، در ادامه این قصیه سندی تحت عنوان Mبه وجود آمده که در انگلستان هم تصویب شده است. انگلستان با توجه به اینکه بیشتر آثار تاریخی‌اش شکل قلعه‌ای دارد، دسترس‌پذیری در آن سخت است اما در این کشور با کمک بالابر یا آسانسور پرتابل دسترس‌پذیری همین قلعه‌ها انجام شده است.

این اضافه کردن آسانسور و بالابر در تضاد با قاعده‌ای که می‌گوید نباید به بناهای تاریخی متعلقاتی افزود، نیست؟

خیر. چون اول از همه آن بالابرها به صورت پرتابل است یعنی زیر آن یکسری چرخ دارد و قابلیت حمل دارد و وقتی آن فرد معلول از آن استفاده کرد، می‌تواند به انباری آن مجموعه برود و برای معلول بعدی مورد استفاده قرار گیرد، یعنی به جایی فیکس نمی‌شود و به بنا آسیب نمی‌زند.

به بنا متصل نمی‌شود اما آیا نزدیک شدن آن منجر به آسیب به جداره‌های بنا نمی‌شود؟ به هر حال ما درباره بناهایی با قدمت بالا صحبت می‌کنیم.

خیر، کاملا از بنا مجزا است. یکی از کارهای دیگری که می شود انجام داد، این است که حتی می‌توانیم همین بالابرها را هم فیکس کنیم، به این صورت که گروه مرمت و گروه باستان شناسان آن محوطه را کاملا بررسی کنند و بینند که اطراف آن محدوده یعنی آن یک متری که قرار است بالابر داخل زمین فیکس شود را بررسی کنند و ببینند از نظر باستان‌شناسی اشیای قابل توجهی در آن محدوده وجود دارد یا ندارد، اگر وجود نداشت می‌شود آن را فیکس کرد که در واقع انگلیس در خیلی از بناهایش این کار را انجام داده است و بالابر به صورت ثابت آنجا وجود دارد چون گروه مرمت و گروه باستان‌شناسان آنجا را کاملا بررسی کرده‌اند. ما حتی می توانیم از رمپ استفاده کنیم. ما رمپ‌های پرتابل داریم که قابلیت جمع شونده دارند و شبیه تخته‌هایی هستند روی پله‌ها قرار می‌گیرند و عبور ویلچر را تسهیل می‌کنند. چیزی شبیه به وضعیت الان تخت‌جمشید. تخته‌هایی که سبب می‌شود افراد مستقیما پای خود را روی پله‌ها نگذارند. این تخته‌ها در بناها می‌تواند مانند رمپ قرار بگیرد. مورد دیگری که سند M به آن اشاره می‌کند، این است که می‌گوید اگر هیچ کدام از این اتفاق‌ها نیفتاد یعنی نتوانستیم بالابر یا رمپ پرتابل بگذاریم، می‌توانیم از فضای مجازی استفاده کنیم و در قالب فضاهای ۳۶۰ درجه‌ای بنا را به نمایش بگذاریم، ایده‌ای که من برای عالی قاپو اصفهان دادم همین بود، شرایط عالی قاپو به گونه است که ما نمی‌توانیم هیچ کدام از این مواردی که گفته شد را اجرایی کرد، اما می‌توان از این قابلیت مجازی استفاده کرد.
چند درصد از این ایده‌هایی که در سند M وجود دارد در بناهای تاریخی کشور ما اجرایی شده است؟
من همیشه یزد را مثال می‌زنم. ما در یزد زندان اسکندر را داریم، در این بنا چند بالابر که روی بنا اتصال دائم نشدند قرار گرفته است و در ادامه با کار گذاشتن تخته رمپ‌ها فضا برای افراد دسترس‌پذیر شده است. بدون اینکه به بنا آسیبی وارد شود. غیر از این بنا در یزد دخمه زرتشتیان قرار دارد که به کمک همین رمپ‌های چوبی آنجا هم دسترس‌پذیر شده است، جالب است بدانید که در کویر هم از آنجایی که یک اثر طبیعی محسوب می‌شود و قابلیت تردد ویلچر در ماسه در آن وجود ندارد، با تکه‌های چوبی دسترس‌پذیر شده است.
پس از نظر شما دسترس‌پذیری بناها چندان ناممکن نیست، اما در کشور آنچنان توفیقی نداشته است، شما خودتان طرح یا پیشنهادی به مسئولان زی‌ربط داشتید؟
من یک طرح جامعی را 7 الی 8 ماه پیش به شورای شهر اصفهان دادم چون میراث که کاملا واضح است بودجه چندانی ندارد و اگر بودجه‌ای هم داشته باشد، صرف مرمت می‌شود به همین دلیل من طرح را به شورای شهر اصفهان بردم که شامل مناسب‌سازی آثار تاریخی اصفهان که ثبت یونسکو بودند، می‌شد، یعنی میدان نقش جهان، مسجد شیخ لطف‌الله، مسجد جامع عباسی، عالی‌قاپو، چهل ستون و مسجد جامع و برای هرکدام آیتم‌هایی را ذکر کردم.
از این طرح خیلی استقبال شد ولی از یک جایی به بعد متوقف شد که من فکر می‌کنم دلیل آن انتخابات است و امیدوارم بتوانم بعد از انتخابات دوباره طرح را پیش بگیرم اما اساسا عمده دلیلی که برای عدم اجرا شدن چنین طرح‌هایی می‌آورند، بحث بودجه است وگرنه توجیه اقتصادی خوبی دارد.
وقتی از مسئولان درباره مناسب‌سازی خیابان‌ها و پارک‌های شهری می‌پرسیم عموما پاسخ می‌دهند مگر جامعه متشکل از چند معلول است یا مگر معلولان چه قدر سفر می‌کنند؟ این توجیه اقتصادی که شما می‌گویید چطور برای آن‌ها توجیه می‌شود؟
طبق آمارهایی که سازمان بهداشت جهانی می‌دهد 10 الی 15 درصد از افراد جامعه ایران دارای معلولیت هستند که ما حداقل آن را یعنی همان 10 درصد را در نظر می‌گیریم. در کل دنیا هم همین آمار تخمین زده می‌شود. 10 درصد از 80 میلیون جمعیت ایران چیزی نزدیک به 8 میلیون نفر می‌شود، پس ما 8 میلیون فرد معلول در کشورمان داریم و کشورمان کشوری است که دارد رو به سالمندی می‌رود و طبق آمارهایی که داده شده است نزدیک به 10 میلیون نفر هم سالمند داریم ولی وقتی ما می‌گوییم 8 میلیون معلول (طبق تحقیقات جهانی)، باید آن را در 2 ضرب کنیم یعنی ما 16 میلیون معلول داریم چون وقتی یک معلول در خانواده‌ای وجود دارد، ناخودآگاه افراد آن خانواده هم خانه‌نشین می‌شوند، یعنی دست از سفر بر می‌دارند و قید سفر را می‌زنند. اگر شرایط دسترس‌پذیر شود، طبق تجربیاتی که من خودم داشتم، هر فردی که معلولیت داشت برای حضور در یک تور 3 نفر را به خودش می‌آورد، یعنی ما فکر می‌کردیم که مثلا برای این تور 50 نفر ثبت نام می‌کنند ولی 100 تا 120 نفر متقاضی داشتیم. از طرفی این افراد به دلیل محدودیت‌هایی که دارند، فرضا اگر من بخواهیم برای افراد عادی یک تور اصفهان‌شناسی بگذارم، طوری برنامه‌ریزی می‌کنم که صبح روز شنبه عالی‌قاپو، مسجد شیخ لطف‌الله و مسجد جامع عباسی را بازدید کنیم و بعد از ظهر به هتل برگردیم، ولی برای کسانی که محدودیت دارند، در طول یک روز فقط باید مسجد شیخ لطف‌الله را بازدید کنند چون بدنشان این توانایی را ندارد که مدت زیادی روی ویلچر باشند همین باعث طولانی‌تر شدن مدت زمان سفرشان می‌شود.
اما وقتی با معلولان صحبت می‌کنیم اغلب‌ می‌گویند این‌قدر هزینه‌های زندگی‌شان بالاست که دیگر سفر کردن یا تفریح کردن را از هزینه‌های روزمره‌شان حذف کرده باشند.
درست است، این قضیه وجود دارد. همین سؤال برای من پیش آمد و برای اینکه بتوانم این سؤال را حل کنم یک پرسش‌نامه تهیه کردم و در انجمن‌های مختلفی که عضو آنها بودم این پرسش‌نامه‌ها را بردم و از آن‌ها خواستم این پرسش‌نامه‌ها را پر کنند و به عددی که برخوردم نسبتا عدد بالایی بود که حاضر بودند برای سفر هزینه کنند.
جامعه آماری شما چه تعداد بود؟
تقریبا جامعه آماری حدود ۷۰ نفره بود از بچه‌های آسیب نخاعی تهران و اصفهان و همین‌طوری بچه‌های ناشنوا. یکی از پرسش‌های این بود که تمایل شما برای سفر کردن در سال چند بار است، هیچ بار، یک بار، دوبار و بیشتر از دوبار. که 66 درصد گفته بودند بیش از دوبار تمایل به سفر کردن دارند. بعد پرسیده بودم با چند همراه سفر می‌کردند، ۴۷ درصد گفته بودند با بیش از دو نفر سفر می‌کنند، پرسش دیگر این بود که سالیانه چه قدر برای سفر می‌کنند که نزدیک به ۴۱ درصد گفته بودند بیشتر از ۶ میلیون حاضرند، هزینه می‌کنند. البته این پرسش‌نامه برای سال ۹۶ است و تورم الان بسیار بیشتر است، پرسش دیگر این بود که اگر شرایط مطلوب شود تمایل دارند با تور سفر کنند که ۸۱ درصد گفته بودند حاضر بودند با تور سفر کنند.
البته فاکتورهایی نظیر سن و نوع معلولیت هم در نتیجه این پرسش‌نامه موثر بوده است.
بله قطعا. اما تفریح حق همه افراد است و اگر شرایطش باشد همه تمایل به تفریح کردن دارند. موسسات بسیار زیادی در دنیا وجود دارد که دارد روی این نوع گردشگری کار می‌کند و قاعدتا ما هم می‌توانیم کشوری باشیم که بتوانیم جذب این نوع توریست را هم داشته باشیم. به نظر من اگر ما این مناسب‌سازی‌ها را انجام دهیم، افراد داری معلولیت کشورهای دیگر هم جذب می‌شوند.
ما بیشتر درباره افراد با آسیب نخاعی و مناسب‌سازی بناها از نظر تردد با ویلچر صحبت کردیم، آیا توری برای افراد نابینا یا ناشنوا هم برگزار کردید؟ شرایط برگزاری برای آن‌ها باید چگونه باشد؟
درباره ناشنوایان من راهنمای گردشگری که به زبان اشاره مسلط باشد نمی‌شناسم، اما چیزی است که به شدت لازم است و خودم به تازگی شروع کرده‌ام تا زبان اشاره را یاد بگیریم. در مورد نابینایان کاری که می‌شود انجام داد، ملموس کردن آن اثر و آن بنا با لمس است. یعنی به‌فرض ما وارد محیط چهل‌ستون می‌شویم، ما باید آن محیط را کاملا توصیف کنیم که مثلا سمت چپ شما یا سمت راست شما چه چیزی وجود دارد، گاهی بعضی از اثرها را می‌شود لمس کرد، بنابراین می‌توانیم دست افراد را بگیریم تا ستون‌های چهل ستون را لمس کنند. من تا الان چندین تور برای نابینایان برگزار کردم و بازخورد خیلی خوبی گرفتم، چون سعی کردم آن مکان‌ها را توصیف کنم و گذاشته‌ام که راه پله‌ها و ستون‌ها را لمس کنند یا حتی آن‌ها را شبیه‌سازی می‌کنم. فرضا سقف چهل‌ستون زیبایی حیرت انگیزی دارد و زیبایی‌اش به این دلیل است که یکسری قطعات چوب به شکل پازل در هم فرورفته‌اند و روی آن حکاکی شده است، من همین را برای آنها مثل قطعات پازلی که در هم فرو‌رفته‌اند و با عدد و رقم مثال زده‌ام. مثلا چیزی که من توصیف می‌کنم قطعات چوب 3 سانت در 3 سانت است که این‌ها کنار هم قرار گرفته‌اند و یک سقفی به عظمت 10 متر در 20 متر را تشکیل داده‌اند. فرد نابینا در این صورت عظمت را درک می‌کند. یکی از آیتم‌هایی که من در طرحم نوشته بودم ماکت‌سازی بود، یعنی افراد بتوانند تمام اجزای آن بنا را در یک ابعاد کوچک لمس کنند.
یکی از مواردی که معمولا در کشور ما جدی گرفته نمی‌شود، حفظ استقلال معلولان در تردد و مجزا نکردن آن‌ها از سایر افراد جامعه است، تورهایی که شما برگزار می‌کردید، تنها افراد معلول را شامل می‌شد؟ یا افراد فاقد معلولیت هم می‌توانستند شرکت کنند؟
این حرف درست است یعنی اگر امکانش هست همه از یک در ورودی وارد آن بنا شوند نه اینکه یک در مجزا برای آن افراد گذاشته شود، این افراد ناخودآگاه نیازهای ویژه‌ای دارند و به دلیل این نیازهای ویژه لازم است که شرایط ویژه‌ای برای آنها فراهم شود. مثلا در یکی از تورهای خودم به مشهد به دلیل مسافت زیاد، ما پزشک به همراه خودمان داشتیم در حالی که در یک تور معمولی نیاز به حضور پزشک نیست ولی ما این را لازم دانستیم که پزشکی همراه تور باشد که به دردمان هم خورد، چون فقط معلولان در تورهای ما نیستند و افراد با بیماری‌های خاص هم در این تورها هستند و به دلیل مسیر راه، شرایطی پیش آمد که ما به شدت به پزشک نیاز داشتیم که خوشبختانه در تیم ما بود و این جای شکر داشت (در شرایطی لازم است افرادی که تخصص دارند در تور حضور داشته باشند).
در میان تورهایی که برگزار کردید، کدام شهر دسترس‌پذیرتر بود یا افراد دارای معلولیت در هنگام سفر و تردد به مشکل برنمی‌خوردند؟
یزد واقعا روی مساله دسترس‌پذیری کار کرده است. این شهر ثبت یونسکو است یعنی اگر دخل و تصرفی در آن انجام شود ممکن است از ثبت یونسکو خارج شود اما آنها خیلی خوب و خیلی با دقت و درایت آنجا را دسترس‌پذیر کرده‌اند. مثلا آتشکده زرتشتیان را در نظر بگیرید؛ همیشه هنگام دسترس‌پذیری باید این پرسش را مطرح کرد که بنا چرا مهم است؟ جواب داده می‌شود به دلیل آن آتشی است که دو هزار و خرده‌ای سال است در آن مکان روشن است، بنابراین خود ساختمان و بنا را می‌توان دسترس‌پذیر کرد، زیرا اهمیت آنجا به آتش است. این دسترس‌پذیری اتفاق افتاد یک رمپ بسیار مناسب با یک شیب بسیار استاندارد ساخته شد.

بحران آب‌وهوایی محور چرخش زمین را تغییر داده است

مطالعات نشان داده که ذوب عظیم یخچال‌ها که ناشی از گرمای حاصل از فعالیت‌های انسانی است از دهه 1990 باعث تغییر در محور چرخش کره زمین شده است. دانشمندان می‌گویند، این اتفاق نشان می‌دهد تاثیر انسان بر روی کره زمین تا چه اندازه عمیق است. به گزارش گاردین، قطب‌های جغرافیایی شمالی و جنوبی سیاره زمین، نقاطی است که محور چرخش را قطع می‌کنند اما آنها ثابت نیستند. تغییر در نحوه توزیع جرم زمین در این سیاره، باعث حرکت محور و در نتیجه قطب‌ها می‌شود. در گذشته، فقط عوامل طبیعی مثل جریان اقیانوس‌ها و همرفت سنگ‌های مذاب در اعماق زمین موقعیت قطب‌ها را مشخص می‌کردند. پژوهش‌های جدید اما نشان می‌دهد که از دهه 1990، از بین رفتن صدها میلیارد تُن از یخ‌های قطبی در سال و جاری شدن آنها در اقیانوس‌ها که ناشی از بحران آب‌و‌هوایی است، باعث شده که قطب‌های زمین در جهات جدیدی حرکت کنند. دانشمندان دریافتند که جهت رانش قطبی در سال 1995 از جنوب به شرق تغییر کرده و میانگین سرعت این رانش از سال 1995 تا سال 2020، 17 برابر سریع‌تر از سال 1981 تا سال 1995 بوده است. از سال 1980، موقعیت قطب‌ها به لحاظ مسافت، حدود 4 متر جابه‌جا شده است. تیم پژوهشگران به رهبری شانشان دنگ، از موسسه علوم جغرافیایی و منابع طبیعی در آکادمی علوم چین به این نتیجه رسیدند که کاهش سریعِ آبِ ذخیره شده در خشکی که ناشی از ذوب شدن یخچال‌ها است، مهم‌ترین علتِ رانش قطبی سریع بعد از دهه 1990 است. این پژوهش که در مجله «ژئوفیزیکال ریسِرچ لِتِرز» منتشر شده، نشان می‌دهد که عاملی که بیشترین سهم را در جابجایی قطب‌های زمین داشته، از بین رفتن یخ‌های قطبی بوده است، اما احتمالا پمپاژ آب‌های زیرزمینی نیز در این جابجایی تاثیر داشته است. آب‌های زیرزمینی، همچنان که از نامش پیداست، در اعماق زمین ذخیره شده است، اما با پمپاژ کردن آن به بالا برای استفاده در کشاورزی یا آشامیدن، این آب‌ها سرانجام وارد دریا می‌شود و توزیع مجدد وزن آن در سراسر جهان اتفاق می‌افتد. در 50 سال گذشته، انسان‌ها 18 هزار میلیارد تُن آب را از مخازن عمیق زیرزمینی خارج کرده‌اند، بدون آن‌که جایگزینی وجود داشته باشد.

اگر ویروس هندی وارد کشور شود مشکل بزرگی پیدا می‌کنیم

رئیس‌جمهور گفته است، دو هفته آینده حساس است و امکانات بهداشتی و درمانی ما نامحدود نیست. نیروی انسانی ما هم توان مشخصی دارد و سطح تحمل مردم نیز سطح خاصی است. روحانی همچنین گفته که اینکه امروز خطر ویروس هندی پیش روی ماست و این ویروس، از ویروس انگلیسی، برزیلی، آفریقای جنوبی بدتر است که اگر وارد کشور شود، با مشکل بزرگی مواجه می‌شویم. سخنگوی سازمان هواپیمایی کشور نیز به دنبال درخواست وزیر بهداشت و وزیر کشور، اعلام کرد که پروازهای هند و پاکستان به ایران و بالعکس ممنوع شده است.حجت الاسلام‌و‌المسلمین حسن روحانی در جلسه ستاد ملی مدیریت بیماری کرونا با بیان اینکه همه آنهایی که نظارت و کنترل را به دست دارند باید کارشان را تشدید کنند، اظهار کرد: اگر جز این باشد نمی‌توانیم به راحتی از این موج خلاص شویم؛ البته مردم هم آن‌طور که باید پروتکل‌ها را رعایت نمی‌کنند که لازم است در این زمینه هم مردم توجه بیشتری داشته باشند. به گزارش ایسنا، روحانی یادآور شد: دو هفته آینده حساس است و امکانات بهداشتی و درمانی ما نامحدود نیست و محدودیت دارد. نیروی انسانی ما هم توان مشخصی دارد و سطح تحمل مردم نیز سطح خاصی است. پس هم دولت و هم مردم وظایفی دارند و باید باهم پیش روند. رئیس‌جمهوری با بیان اینکه بیشتر استان‌های ما در مسیر پیک این بیماری هستند و به پیک نهایی آن نرسیدند، اظهار کرد: ۱۸ استان به طور ویژه نام برده شد که شرایط‌شان مساعد نیست و هفت استان از این استان‌ها، شرایط‌شان بدتر است.
روحانی تاکید کرد: امروز گزارش داده شد که مردم هم مراقبت نمی‌کنند و سرجمع رعایت پروتکل‌های بهداشتی زیر ۶۰ درصد است در حالی که رعایت پروتکل‌ها باید بالای ۸۰ و ۹۰ درصد برسد تا از این موج عبور کنیم. رئیس‌جمهوری با اشاره به آمارها و ارقام‌ نگران‌کننده، تصریح کرد: باید با همه توان‌مان مراعات کنیم.
اولویت اول برای تامین ارز واکسن است
رئیس‌جمهوری در بخش دیگری از سخنانش با تاکید بر اینکه یکی از اولویت‌های بزرگ دولت واکسن است، گفت: به رئیس کل بانک مرکزی دستور دادم که اولویت اول برای تامین ارز واکسن است. هیچ اولویتی بالاتر از آن نیست و حتی در جلسه قبل دولت به او دستور دادم با هر مشکلی هست، ۱۰۰ میلیون دلار پول آن را کنار بگذارد. اما برای جا به جا کردن این پول‌ها با مشکلات بزرگی مواجه هستیم. روحانی ادامه داد: اگر ۲۴ ساعت یکی از این تلاش‌ها را روی کاغذ بیاوریم مردم می‌بینند که پول واکسن فلان کشور شرقی یا غربی را می‌خواهیم پرداخت کنیم، چه مشکلاتی وجود دارد؛ واقعا تحریم یک جنایت بزرگ است.
نباید این ویروس خطرناک وارد کشور شود
رئیس‌جمهوری با بیان اینکه امروز خطر ویروس هندی پیش روی ماست، تاکید کرد: ویروس هندی از ویروس انگلیسی، برزیلی، آفریقای جنوبی بدتر است. اگر این ویروس وارد کشور شود، ما مشکل بزرگی پیدا می‌کنیم. از استاندارهای خراسان‌رضوی، خراسان‌جنوبی و سیستان‌و‌بلوچستان و حتی استان‌های جنوبی مانند کرمان و هرمزگان می‌خواهم مراعات کنند و بدانند تکلیف بزرگی بر عهده‌شان است که این ویروس خطرناک وارد کشور نشود.
روحانی افزود: نیروهای مسلح، مرزبانی، استانداری‌ها، هلال‌احمر، وزارت بهداشت، وزارت راه و همه دستگاه‌ها در این زمینه تشکیل جلسه می‌دهد و چارچوبی برای همه دستگاه‌ها تصویب می‌شود. ان‌شاءالله نیروهای مسلح هم کمک کنند تا مردم دچار گرفتاری مجدد نشوند.
نقل و انتقال مسافراز هندوستان متوقف شد
دیروز، وزیر بهداشت در نامه‌ای خطاب به وزیر کشور و فرمانده قرارگاه عملیاتی ستاد ملی مبارزه با کرونا درخواست کرد که نقل و انتقال مسافر به شکل مستقیم و غیرمستقیم از هندوستان متوقف شود. نمکی در پیام کوتاه خود نوشت: «نظر به اینکه ویروس کووید-19 در کشور هندوستان دچار موتاسیون بسیار خطرناک شده لذا ضروری است به نحو مقتضی نقل و انتقال مسافر به شکل مستقیم و غیرمستقیم از کشور مذکور متوقف گردد. خواهشمند است دستور فرمائید پیگیری لازم صورت پذیرد.»
رحمانی‌فضلی، وزیر کشور و فرمانده قرارگاه عملیاتی مبارزه با کرونا نیز در واکنش به درخواست نمکی، در نامه‌ای به وزیر راه‌و‌شهرسازی، هرگونه تردد مستقیم یا غیرمستقیم مسافر و کالا را از طریق مرزهای زمینی، هوایی و دریایی با کشور هندوستان تا اطلاع ثانوی ممنوع اعلام کرد.
رحمانی‌فضلی همچنین با یادآوری مسئولیت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در نظارت بر تحقق ممنوعیت یادشده، تصریح کرد: وزارت بهداشت، درمان وآموزش پزشکی به عنوان مسئول نظارت برفرآیند اجرا، موظف است؛ متخلفین از این ابلاغیه را بلادرنگ به مراجع قضایی معرفی و نتایج امر را بصورت روزانه به قرارگاه عملیاتی اعلام نماید.
ساعاتی بعد، محمدحسن ذیبخش، سخنگوی سازمان هواپیمایی کشوری اعلام کرد، بر اساس تصمیمات وزارت بهداشت در خصوص پروتکل‌های مراقبت بهداشتی مرزی در مسافرت‌های هوایی و همچنین شناسایی ویروس جهش یافته کرونا در آن کشورها، «پروازها به / از دو کشور هند و پاکستان» ممنوع شد. او با تاکید بر اینکه پرواز برنامه‌ای بین ایران و هند وجود ندارد و در حال حاضر پروازها محدود و به صورت موردی انجام می‌شود، افزود: پذیرش مسافر کانکشن از کشورهای مذکور نیز ممنوع خواهد بود.
گونه جدید هندی در 18 کشور جهان گزارش شده
هند نخستین بار ژنوم بی.1.617 را در ماه اکتبر گذشته (مهر پارسال) به پایگاه داده‌های جهانی گزارش کرده است. حالا هند در حال مبارزه با افزایش صعودی و سریع شمار بیماران مبتلا به همان سویه جهش یافته از کووید-۱۹ است که بیمارستان‌های این کشور را زیر فشار مضاعف قرار داده و منجر به کمبود شدید تخت و اکسیژن شده است. یورونیوز گزارش داده که بیماران مبتلا به این گونه در نقاط دیگر دنیا مانند ایالات متحده آمریکا، استرالیا، اسرائیل، سنگاپور و چند کشور دیگر … نیز گزارش شده‌اند. این گونه تاکنون در ۱۸ کشور جهان شناسایی شده است. نگرانی درباره این گونه برخی از کشورها از جمله بریتانیا را به سمت اعمال محدودیت‌های مسافرتی به هند و از مبدا این کشور سوق داده است. گرچه مت هانکوک، وزیر بهداشت بریتانیا روز دوشنبه گذشته گفته بود که ۱۰۳ مورد از گونه هندی در بریتانیا شناسایی شده است که بیشترین موارد مربوط به افراد مسافری است که از هند وارد بریتانیا شده‌اند اما برخی نیز از طریق انتقال ایجاد شده است. ایالات متحده آمریکا نیز به شهروندان خود توصیه کرده است حتی اگر به‌طور کامل واکسینه شده‌اند اما به هند سفر نکنند. فرانسه نیز قوانین قرنطینه را برای مسافران هند اجرایی می‌کند. وزارت بهداشت هند اواخر ماه مارس، یعنی حدود یک ماه پیش اعلام کرد که در ۱۵ تا ۲۰ درصد نمونه‌های تجزیه و تحلیل شده از ایالت ماهاراشترا این گونه وجود دارد. اما آخرین آمار حکایت از افزایش این رقم به ۶۰ درصد است. محققان می‌گویند باید آزمایش‌های بیشتری روی این ویروس انجام شود، اما به نظر می‌رسد که واکسن‌ها همچنان می‌توانند در مقابل این جهش جدید اثرگذار باشند. طبق گزارش رویترز محققان در اسرائیل که سه‌شنبه گذشته هشت مورد از گونه هندی ویروس کرونا را ثبت کرد، معتقد هستند که واکسن فایزر-بیون‌تک تا حدی در برابر این گونه موثر است. گرچه اثربخشی کمتری دارد.

نجات گردشگری از مسیر واکسیناسیون

تا همین چند ماه پیش، سفر در حال تبدیل شدن به آرزو برای مردم دنیا بود. قرنطینه در کشورهای مختلف دنیا، کسانی را که تعطیلات خود را در سفر می‌گذراندند کلافه کرده بود. شرکت‌های دارویی که خبر تولید واکسن را منتشر کردند، خیال مردم که از بابت سلامت و نجات و ایمنی جسمی در مقابل ویروس کرونا آسوده شد، بسیاری بار و بندیل بستند و تور و هتل و بلیت رزرو کردند تا بعد از یک سال، به سفر بروند. خیلی زود بحث گذرنامه واکسن مطرح شد تا کسانی که واکسن دریافت کرده‌اند این مزیت را داشته باشند که بتوانند با خیالی آسوده ویزا دریافت کنند و پا در راه سفر بگذارند. هر چند بسیاری از نهادهای بین‌المللی و کارشناسان گردشگری با اجرای طرح گذرنامه واکسن مخالف بودند و آن را عاملی برای تبعیض بین شهروندان کشورهای مختلف می‌دانستند، اما گویا گردشگری دنیا ناگزیر به تن دادن به این تبعیض است تا صنعت گردشگری بیش از این با تبعات کرونا درگیر نباشد. اتحادیه اروپا این ایده را اجرایی کرد و بسیاری از کشورها شرط سفر شهروندانشان و پذیرش گردشگران را در دست داشتن گذرنامه واکسن عنوان کردند. به نظر می‌رسد گذرنامه واکسن قرار است آینده گردشگری را در کشورهای مختلف رقم بزند. هتلی لوکس در دبی 25 درصد تخفیف برای مسافرانی که واکسن دریافت کرده‌اند در نظر گرفته، وزیر گردشگری مالدیو از مسافران دعوت کرده تا برای «بازدید، تزریق واکسن و گذراندن تعطیلات» به کشورش سفر کنند، روسیه میزبان گردشگران بسیاری است که از اروپا برای تفریح و دریافت واکسن به این کشور سفر می‌کنند، تایلند بومیان و ساکنان جزایر گردشگرپذیر خود را واکسینه می‌کند، صربستان با مازاد واکسن‌هایی که تهیه کرده، شهروندان کشورهای همسایه را هم واکسینه می‌کند، استرالیا اعلام کرده ممکن است در سال ۲۰۲۲ مرزهای خود را به روی گردشگران خارجی باز کند، البته فقط گردشگرانی که واکسن دریافت کرده باشند و… بسیاری جمله و خبر و تیتر مشابه دیگر این روزها حکایت از اثرگذاری‌های واکسن در گردشگری و سفرهای بین‌المللی دارد.
کرونا در یک سال گذشته اثر چشمگیری بر حوزه سفر داشت و حالا با باز شدن پای انواع واکسن‌ها به حوزه سلامت در کشورهای مختلف، باز هم نام کووید‌19 همنشین مفهوم سفر شده است. اتحادیه اروپا هفته پیش اعلام کرد تا پایان ماه ژوئن (خرداد) طرح گذرنامه واکسن را در سراسر کشورهای عضو این اتحادیه عملیاتی می‌کند، پیش از آن هم بعضی کشورها ممنوعیت سفر را برای کسانی که گواهینامه دریافت واکسن داشتند، لغو کرده بودند. اینطور به نظر می‌رسد که گذرنامه واکسن قرار است آینده گردشگری را به شکلی جدی تحت تاثیر قرار دهد.
صنعت گردشگری دنیا در یک سال گذشته سناریوهای مختلفی را برای سفر در شرایط کرونا طراحی کرد. از اپلیکیشن‌ها و گجت‌هایی که امنیت مسافر و میزبان را در سفر فراهم می‌کرد تا تدابیری برای تامین امنیت بهداشتی لازم در اقامتگاه‌ها یا سیستم حمل‌و‌نقل و… بعد از نتیجه‌بخش اعلام شدن تعدادی از واکسن‌های تولید شده در امریکا و چین و روسیه اما ورق برگشت و حالا سیاست‌های بخش گردشگری حول محور واکسن می‌چرخد. کشورهایی که اقتصاد آنها متکی بر گردشگری است، تسهیلات ویژه‌ای برای کسانی که واکسن دریافت کرده‌اند در‌نظر می‌گیرند. به گزارش یورونیوز وزارت خارجه گرجستان اعلام کرده شهروندان تمام کشورها در صورت دریافت دو دوز واکسن کرونا، می‌توانند از مبادی هوایی وارد گرجستان شوند. جمهوری سیشل در اقیانوس هند، مرزهای خود را به روی مسافرانی که دو هفته پیش از سفر خود، واکسینه شده باشند باز کرده است. دولت استونی ورود شهروندان کشورهای کم‌خطر را که دو دوز واکسن کرونا دریافت کرده باشند، مجاز اعلام کرده است. رومانی الزام قرنطینه ۱۴ روزه برای مسافران ورودی که از زمان دریافت دوز دوم واکسن آنها بیش از ۱۰ روز گذشته باشد را لغو کرده است. عبدالله معصوم وزیر گردشگری مالدیو هم در مصاحبه با شبکه CNBC اعلام کرده است کشورش برای جذب مجدد گردشگران امکان تزریق واکسن را در بدو ورود فراهم می‌کند، معصوم در این گفت‌و‌گو از گردشگران دعوت کرده تا برای «بازدید، تزریق واکسن و گذراندن تعطیلات» به کشورش سفر کنند. این روزها در دنیا علاوه بر مفهوم «گذرنامه واکسن» ، «گردشگری واکسن» هم به عنوان شکلی جدید از گردشگری، تبدیل به یکی از پرطرفدارترین انواع آن شده است. امری که شاید تا چند ماه پیش بعید به نظر می‌رسید، اما سیاست‌گذاری‌ها در زمینه تزریق واکسن، بسیاری از شهروندان کشورهای مختلف دنیا را راهی کشورهای دیگر کرده تا بتوانند سریع‌تر واکسن کرونا دریافت کنند.
بسیاری از کشورهای پیشتاز در اجرایی کردن گذرنامه واکسن، کشورهایی هستند که بخش عمده اقتصاد آنها وابسته به صنعت گردشگری است. آنها در یک سال گذشته رکودی ناخواسته را تجربه کرده‌اند و حالا با گشایشی که واکسن برای گردشگری ایجاد کرده است، به دنبال راهی برای بهره بردن از این فرصت در جهت رونق دوباره گردشگری در کشور خود هستند. هر چند هنوز هم بعضی نهادها و کارشناسان بین‌المللی با طرح گذرنامه واکسن مخالفند، اما گردشگری در آینده نزدیک ناگزیر تحت تاثیر واکسن کرونا خواهد بود و در این میان کشورهایی که اقدامی موثر برای واکسیناسیون عمومی شهروندان خود انجام نداده باشند، از تحولات صنعت گردشگری در دنیا جا می‌مانند. این یکی از مهمترین نگرانی‌ها در میان فعالان بخش گردشگری ایران است. اینکه ایران بعد از کنترل نسبی کرونا در دنیا، همچنان نتواند مقصد گردشگران باشد.
در ایران در کنار تمام مسائل مربوط به سلامت و بهداشت مردم، آینده گردشگری کشور نیز به واکسیناسیون عمومی بستگی پیدا کرده است. ابراهیم پورفرج، رئیس جامعه تورگردانان ایران در خصوص اثرات سیاست‌گذاری‌ها در حوزه واکسن به «پیام‌ما» می‌گوید: «وزیر بهداشت حرف‌هایی که می‌زند اصولی نیست، در شرایطی که همه دنیا به دنبال واکسن است، مسئولان ما به دنبال مردم هستند. به جای اینکه دنبال واکسن باشند، دنبال مردم هستند، مردم را قسم می‌دهند که در خانه بمانند. آیا مردم یک سال دیگر هم در خانه بمانند همه چیز درست می‌شود؟ نه! باید راه درمان را باید پیدا کنید، باید واکسن وارد کنید. من واقعا نگران آینده گردشگری هستم. به زودی واکسیناسیون کشورهای دیگر انجام می‌شود و سفرها دوباره از سر گرفته می‌شود. در آینده هر کس می‌خواهد سفر کند باید پاسپورت بهداشتی داشته و واکسن دریافت کرده باشد. مسلم است که اگر مسافران ایرانی واکسن دریافت نکرده باشند، کشوری به آنها ویزا نمی‌دهد. از طرفی کسی که می‌خواهد وارد ایران شود، می‌خواهد ببیند کشور ما از نظر بیماری برایش امن است یا نه، اگر واکسیناسیون انجام نشده باشد، مسافری ایران را برای سفر انتخاب نمی‌کند. اگر این شرایط ادامه پیدا کند و در واکسیناسیون تعلل شود، باز گردشگری دچار خسارت خواهد شد. باز هم ما از دنیا و گردشگری دنیا عقب خواهیم ماند و تا چند سال دیگر با تبعات کرونا درگیر خواهیم بود.
مسلم است که یک راه بیشتر نداریم، باید مردم را واکسینه کنیم، در غیر این‌صورت باید مسئولان مثل گذشته بیایند مردم را قسم بدهند که به سفر نروند تا آنها بتوانند بیماری را کنترل کنند. من واقعا نگران آینده هستم که ما پاسپورت واکسن نخواهیم داشت، نه می‌توانیم به کشورهای دیگر سفر کنیم و نه می‌توانیم گردشگر وارد کشور کنیم، نه می‌توانیم در نمایشگاه‌های بین‌المللی شرکت کنیم. باز کارهای ما عقب خواهد افتاد و خسارت روی خسارت به ما تحمیل می‌شود. و همین چند نیروی متخصص باقی‌مانده در بخش گردشگری را هم از دست خواهیم داد» رابطه تنگاتنگ کرونا و گردشگری گویا قرار است همچنان تداوم داشته باشد. حوزه گردشگری در ایران نه تنها در دوران کرونا از حمایت‌های لازم بهره‌مند نشد، که آسیب‌هایی را نیز از اشتباهات مکرر مدیران تجربه کرد. حال نگرانی فعالان این حوزه از آینده گردشگری در دنیایی که با واکسن به استقبال از سفر و رونق گردشگری رفته است، نگرانی به جایی است.
اگر قرار باشد در بر همان پاشنه بچرخد و سیاست‌گذاری‌ها در مواجهه با بحران کرونا همان باشد که در یک سال گذشته بود، باید نگران بود از وضعیتی که گردشگری ایران بعد از واکسیناسیون عمومی کشورهای دیگر و کنترل نسبی کرونا در دنیا خواهد داشت.

اولویت دولت تامین واکسن از خارج است

رئیس دفتر رئیس‌جمهوری اولویت نخست دولت را تامین واکسن‌های مورد نیاز از خارج عنوان کرد و گفت: طبق وعده داده شده همه تلاش دولت این است تا واکسن داخلی در فصل بهار و اوایل تابستان تولید شود و مورد استفاده قرار بگیرد.
محمود واعظی در گفت‌و‌گو با ایرنا درباره شفافیت توزیع واکسن‌های وارداتی، و وضعیت واکسن های تولید داخلی کشور گفت: شفافیت در استفاده از واکسن‌هایی که الان در حال تزریق هستیم امر بسیار مهمی است و برای همین رئیس‌جمهوری به وزارت بهداشت دستور داد به طور مرتب در این زمینه اطلاع‌رسانی کند. او با بیان اینکه وزارت بهداشت سریع‌تر باید در این زمینه اطلاع‌رسانی کند، اضافه کرد: از آنجا که حجم واکسن‌های وارداتی تاکنون چندان بالا نبود نمی‌توانستیم روزانه اطلاع‌رسانی کنیم اما وقتی تعداد بیشتر شود مانند بقیه موارد روزانه اطلاع‌رسانی خواهد شد. واعظی گفت: اولویت نخست ما این است تا تولید داخلی انجام نشده، بتوانیم واکسن‌های مورد نیاز را با تایید وزارت بهداشت خریداری کنیم و تحویل وزارت بهداشت دهیم و این وزارتخانه هم واکسن‌ها را بر اساس همان جدول رایگان به مردم تزریق کند.

دو روز هوای پاک سهم تهرانی‌ها از فروردین

با وجود تعطیلات نوروز اما کیفیت هوای شهر در ماه فروردین آنچنان مطلوب نبود و شهروندان تهرانی در این ماه تنها دو روز تنفس در هوای پاک را تجربه کردند و بیست‌و‌پنج روز هوا در شرایط قابل قبول قرار داشت. طبق اطلاعات منتشر شده از شرکت کنترل کیفیت هوای تهران، فروردین ماه هوا ۴ روز در شرایط ناسالم برای گروه‌های حساس بود که علت آن افزایش ذرات معلق کمتر از ۲.۵ میکرونی بود. مدیر واحد پایش کنترل کیفیت هوای تهران ۲۰ فروردین ماه علت کاهش کیفیت هوا را در این ماه کاهش بارندگی و ایجاد کانون‌های گردوغبار در اثر خشکسالی برشمرده بود. محسن روشنی پیشتر به مهر گفته بود: «تهران طی فروردین ۱۴۰۰ آلوده‌تر شده است معمولاً روزهای ابتدایی فصل بهار که همزمان با تعطیلات نوروز است با کاهش سفرهای درون شهری در تهران مواجه هستیم. از سویی دیگر عموماً طی ماه‌های فروردین و اردیبهشت بارش‌های خوبی در سطح شهر تهران داریم که با وزش باد نیز همراه می‌شوند. بارش باران و وزش باد طی بهار سبب می‌شود که کیفیت هوا در نقاط مختلف ازجمله تهران مطلوب شود اما متاسفانه طی سال جاری به دلیل کاهش بارش‌ها، اقلیم خشک‌تری نسبت به سال‌های گذشته در تهران داریم.»
به گفته مدیر واحد پایش شرکت کنترل کیفیت هوای تهران این شرایط سبب شده است که هنگام وزش باد در تهران گرد و خاک از کانون‌های مختلفی به شهر منتقل و در نتیجه بر تعداد روزهای آلوده افزوده شود.
ذرات معلق عامل ناپاکی هوای فروردین‌ماه
حالا با شروع ماه اردیبهشت شرکت کنترل کیفیت هوای تهران، گزارش‌های تکمیلی درباره وضعیت هوای شهر تهران منتشر شده است. در این گزارش آمده است که شاخص آلایندگی ذرات معلق کوچکتر از ۱۰ میکرون در روزهای ابتدایی فروردین ماه نسبت به دیگر روزها افزایش داشته است، همچنین طبق گزارش ایسنا، ذرات معلق کمتر از ۲.۵ میکرون در سال ۱۳۹۹ سبب آلوده شدن هوای پایتخت طی ۸۷ روز از سال شد.
کیفیت هوا پایین آمده است
آمارها همچنین نشان می‌دهد که فروردین سال جاری تعداد روزهایی که شهروندان های پاک را استشمام کردند نسبت به سال قبل کاهش پیدا کرده است، در گزارش آماری شرکت کنترل کیفیت هوای تهران همچنین آمده است که فروردین ماه سال ۱۳۹۸ کیفیت هوا در پایتخت طی ۲۱ روز در شرایط پاک قرار داشت که به‌نوعی رکورد محسوب شد. کیفیت هوا در این‌بازه زمانی ۱۰ روز نیز در شرایط قابل قبول گزارش شده بود. این درحالیست که طی فروردین ماه سال ۱۳۹۷ نیز همانند امسال کیفیت هوا در برخی از روزها پایین بود و آلودگی گزارش شده بود و وضعیت هوا در شرایط ناسالم برای گروه‌های حساس قرارداشت. همچنین ایسنا در گزارش دیگری آورده است که تهرانی‌ها در فروردین ماه این سال ۲۵ روز هوای مطلوب تنفس کردند که از این بین سهم هوای پاک سه روز و سهم هوای قابل قبول ۲۲ روز بود. گفتنی است که کیفیت هوا طی این بازه زمانی شش روز به‌دلیل افزایش غلظت ذرات معلق کمتر از ۲.۵ میکرون در شرایط ناسالم برای حساس‌ها بود. این درحالیست که کیفیت هوای تهران در اولین ماه از بهار سال ۱۳۹۶، ۹ روز در شرایط پاک، ۱۸ روز در شرایط قابل قبول و چهار روز به‌دلیل افزایش غلظت ذرات معلق کمتر از ۲.۵ میکرون در شرایط ناسالم برای گروه‌های حساس قرار داشت همچنین کیفیت هوا طی این بازه زمانی در سال ۱۳۹۵ نیز ۱۰ روز در شرایط پاک و ۲۱ روز در شرایط قابل قبول گزارش شد.
ذرات معلق بیماری‌زا
پژوهشکده محیط زیست ایران در پژوهشی درباره ذرات معلق نوشته است: ذرات معلق هوا اصطلاحی است که برای توصیف ذرات جامد و مایع پراکنده شده در هوا به کار می‌رود که بزرگتر از مولکول‌های مجزا (مولکول‌هایی با قطر تقریباً 1نانومتر) و کوچک‌تر از 500 میکرومتر است. ذرات در این ابعاد دارای زمان ماندگاری به حالت تعلیق متغیری از چند ثانیه تا چندین ماه هستند. ذرات بزرگتر از 1 میکرومتر و کوچک‌تر از 20 میکرومتر تمایل به پیروی از حرکت سیالی دارند که آنها را حمل می‌کند. ذراتی که قطر آنها تقریباً بالای 20 میکرومتر است، سرعت‌های ته‌نشینی بزرگ‌تری دارند و توسط نیروی ثقل و دیگر فرآیندهای اینرسی از هوا حذف می‌شوند. این ذرات نقش موثری در تشدید بیماری‌های ریوی و قلبی دارند و مواجهه طولانی مدت با این ذرات می‌تواند سبب حملات قلبی و بروز بیماری آسم شود. ذرات معلق همچنین می‌توانند به همراه باد تا فواصل طولانی حمل شوند و بر آب و خاک رسوب کنند. ایسنا سال گذشته نوشته بود که در پایتخت هر سال بیش از ۱۰ هزار تن ذرات معلق با ابعاد کمتر از ۲.۵ میکرون تولید می‌شود و آلودگی هوا سالانه حدود ۲.۶ میلیارد دلار به این شهر خسارت وارد می‌کند. براساس آخرین آماری سهم منابع متحرک در تولید آلاینده‌های گازی بیش از ۸۰ درصد و در بخش ذرات معلق بیش از ۶۰ درصد ذکر شده و خودروهای سواری، موتورسیکلت و تاکسی‌ها بیشترین سهم در تولید منابع متحرک را داشتند. همچنین بر اساس آخرین سیاهه انتشار شهر تهران، سهم منابع متحرک مانند تاکسی‌ها، خودروهای شخصی، اتوبوس‌ها و… در تولید ذرات معلق ۶۰ درصد است که در این بین خودروهای دیزلی پررنگ‌ترین نقش را دارند.