بایگانی مطالب نشریه
لالههای واژگون در حال گریختناند. آنها از لهشدن زیستگاهها زیر پای گردشگران، از چرای بیرویه دام، از چیدهشدن و جادهسازی به سمت ارتفاعات فرار کردهاند. لالههای زرد که روزگاری در بلندیهای زاگرس غنچه میکرد و میشکفت، سالهاست در بسیاری زیستگاهها منقرض شده و لالههای به جا مانده در نقاط محدود متراکم شدهاند. برداشت غیرقابل کنترل گل و پیاز از رویشگاههای طبیعی، از مدتها پیش این گونه را در معرض نابودی قرار داده است. با اینکه از دو سال پیش شیوع کرونا، فرصتی برای تنفس به طبیعت ارزانی کرده، اما باز هم خطر از لالهها دور نشده. دسترسی آسان، بوتهکنی، برداشت گیاهان فرعی مرتعی توسط سودجویان و تخریب توسط گردشگران ناآگاه هنوز ادامه دارد و امسال خشکسالی و کمبارشی، بیش از همیشه این گلهای وحشی را تهدید میکند.لاله واژگون با نام علمی (Fritillaria imperialis L) از خانواده سوسن، در ایران بیشترین پراکنش را در زاگرس دارد و به صورت بومی در ارتفاعات استانهای چهارمحالوبختیاری، کرمانشاه، کردستان، ایلام ، لرستان، فارس و اصفهان میروید.
در برخی نقاط ایران، لاله واژگون یا لاله نگونسار را «اشک مریم» یا «لاله اشک» مینامند و در هورامان آن را به اسم «هلاله برمه» و «قهقلهبازی» میشناسند. تصویر این گیاه در سرستونهای ساسانی و هم در موزه طاقبستان در کنار نقش پادشاه ساسانی دیده میشود. در داستانی اسطورهای آمده که این لاله، شاهد مرگ سیاوش بوده و از غصه این اتفاق سر به زیر شده و اشک میریزد. اشکهای لاله واژگون در حقیقت شیره بیرنگی است که درون لاله قرار دارد و گاهی به سمت پایین سرازیر میشود.
تاکنون ۱۵ نوع گونه لاله واژگون در ایران شناسایی شدهاست. لاله واژگون از جمله گیاهان در خطر انقراض کشور است که هر ساله به دلیل برداشت غیرقابل کنترل گل و پیاز از رویشگاههای طبیعی، بیش از پیش در معرض نابودی قرار میگیرد، از دست دادن این نعمت بزرگ که از میلیونها سال پیش به ما به ارث رسیده، ضایعهای بزرگ خواهد بود.
در ایران لاله واژگون تحت تاثیر دمای هوا از اوایل بهار در نواحی شمالی زاگرس شروع به شکوفایی میکند و در مناطق جنوبی در اواسط تابستان به گل مینشیند، معمولا از اوایل اردیبهشت ماه گلدهی این گیاه آغاز و تا پایان فصل بارش ادامه دارد.
در ایران بر اساس سیاستهای سازمان حفاظت محیط زیست، لاله واژگون به عنوان ذخیره ژنتیکی و عنصر زیبایی شناختی قلمداد میشود و به همین دلیل حفاظت از آن ضروری است. با توجه به شرایط موجود (پراکنش محدود و متراکم) به اضافه چرای دامها، جاده سازی، بوتهکنی، برداشت گل و عرضه به بازار، به نظر میرسد که بقای لاله واژگون در آینده با چالش روبهرو شود.
سفری از ایلام تا چهارمحال و بختیاری
هر ساله اواخر فروردین و اوایل اردیبهشت دامنههای زاگرس شاهد به گل نشستن لالههای واژگون است؛ گلهایی که گونههای طبیعت سبز را سرخ میکنند و هر ساله گردشگران زیادی در نقاط مختلف رویشگاههای این گل زیبا، به تماشای آنها میروند و البته گروهی از گردشگران هم تفریح و لذت را به قیمت تخریب زیستگاه و فرسایش خاک برای خود میخواهند و میخرند.
رویشگاه لالههای واژگون در کرمانشاه در ارتفاعات کوههای شاهو و هورامانات، امروله و دالخانی و منطقه حفاظتشده بیستون است. علیرضا صابری، مسئول روابطعمومی اداره منابع طبیعی کرمانشاه میگوید: «ما بذر گیاهان بومی را که رو به انقراضاند یا مصرف خوراکی و دارویی دارند و بیرویه برداشت میشوند را در اختیار کشاورزان قرار میدهیم اما لالههای واژگون از این قاعده مستثنی هستند.» صابری با اشاره به گونههای مختلف لاله قرمز و زرد و نارنجی لالهها که در ارتفاعات استان رشد میکنند، میگوید: «اگر میخواهیم شاهد انقراض این گل در استان نباشیم، باید دامدارن و گردشگران از برداشت و تخریب این گونه گیاهی خودداری کنند.» گونه زرد و نارنجی سالهاست که در رویشگاههای دیگر زاگرس چون گلستان کوه خوانسار منقرض شدهاند.
راه دسترسی یا راهی به انقراض
در پاوه این گونه منحصر به فرد در ارتفاعات شاهو میروید. راه دسترسی به آن برای گردشگران هموار نبود و از تخریب انسانی محفوظ مانده بود اما چند سال اخیر یک جاده دسترسی به قله شاهو راه ناهموار را هموار کرده است. سامان وسیمی، رئیس اداره منابع طبیعی و آبخیزداری پاوه میگوید: «کوه شاهو ارتفاعی نزدیک به 3000 متر دارد و نزدیک روستای شمشیر واقع شده. چند سال پیش یکی از نهادهای نظامی برای دسترسی به برجک نگهبانی در شاهو، جادهای کشیده که تا قله کوه امتداد دارد و اکنون گردشگران به سهولت برای بازدید از لالههای واژگون از همین مسیر رفتوآمد میکنند.» گردشگری که به گفته وسیمی، در هر بازدید گلها را دسته دسته میکند و جلوی ماشین و روی برف پاککنش میریزد و «سلفی» میگیرد تا خوراکی برای اینستاگرامش فراهم کرده باشد.
غیر از پاوه در ارتفاعات امروله و دالخانی هم هر ساله لالهها سر از خاک بیرون میآورند. البته رویشگاه آنها در مناطق حفاظتشده قرار دارد. این منطقه به مساحت ۲۴ هزار هکتار بین شهرستانهای کنگاور و صحنه، بهدلیل پوشش گیاهی انبوه، چشمهها و رودهای متعدد و دشت لاله واژگون و تنوع گونههای جانوری مورد توجه بوده و بههمین دلیل بهمن پارسال در جلسه شورای عالی محیط زیست به منطقه حفاظتشده ارتقا یافت.
لگدکوب شدن خاک
رویشگاه لالههای واژگون در استان ایلام از آبدانان تا کویرکوه و همچنین دشت مانشت و قلارنگ گسترده شده است و یکی از جاذبههای دیدنی استان در بهار، دشت لالههای مانشت و قلارنگ است. این دشت حدود 3000 هکتار وسعت دارد و بنا بر اظهارات فرشید کرمی، رئیس حفاظت و حمایت منابع طبیعی استان، در فصل گلدهی و به بار نشستن لالههای واژگون، قرق میشود.
کرمی میگوید: «مانشت و قلارنگ به دلیل نزدیکی به مرکز استان بازدیدکنندههای زیادی دارد اما مردم اینجا نسبت به حفاظت از جنگلها، عرصههای منابع طبیعی و گل و گیاه حساس هستند و تشکلهای مردمی هم شکل گرفته است. حتی در دو سال گذشته تراکم لالهها به دلیل محدودیتهای اعمال شده به خاطر اپیدمی کرونا بیشتر هم شده است.»
اما آنچه دشت مانشت را تهدید میکند، حضور گردشگران نیست بلکه قرار گرفتن این منطقه در مسیر ییلاق و قشلاق عشایر است. خاک غنی، مرتعی پربار و وسیع برای احشام فراهم کرده است و لالهها در مسیر چرا قربانی میشوند. مهدی نورمحمدی، مستندساز ایلامی که سالهاست در حوزه حیات وحش و طبیعت فعالیت میکند و او را با مستند «در پناه بلوط» میشناسیم، در این رابطه میگوید: «یکی از آسیبهایی که به جنگل و مراتع طبیعی وارد میشود چرای دام است و در زادآوری گلها و گیاهان تأثیر منفی میگذارد. حضور انسان و دامها باعث لگد کوب شدن خاک میشود و خاک خاصیت خودش را از دست میدهد و بذر گیاه چنان که باید و شاید منتقل نمیشود و چرخه ناقصی در تکثیر گیاه ایجاد میکند.»
هر چند به لطف کرونا تراکم لالههای واژگون در مانشت بیشتر شده اما دو عامل نزدیکی و سهلالوصول بودن این مکان و قرار گرفتن در مسیر کوچ هر ساله عشایر، خطر انقراض لالههای واژگون را در این عرصه جدی کرده است و نمیتوان به فرصت کوتاه اپیدمی دل خوش کرد.
قرق کوهرنگ
دشت لالههای واژگون کوهرنگ برای گردشگران و ایرانگردان، نامی شناخته شده است. راه دسترسی مطلوب و قرار گرفتن این دشت در کنار جاذبههای طبیعی دیگر چون چشمه دیمه، گردشگران بیشتری را به آنجا میکشاند. وسعت این دشت حدود 4600 هکتار است و جاده دسترسی به داخل دشت هم کشیده شده. سهولت دسترسی و وفور بازدیدکنندگان، در کنار برداشت گیاهان فرعی مرتعی، موجبات تخریب رویشگاه لالهها را در طول سالهای گذشته بیش از بیش فراهم کرده و گونه اکنون در معرض انقراض قرار گرفته است.
با وجود اینکه از سال 75 بر اساس مصوبه شماره ۱۵۰ شورای عالی محیط زیست، وضعیت لاله واژگون نگرانکننده اعلام شد اما روال پیشین ادامه یافت تا اینکه از سال 98 منطقه کوهرنگ قرق شد و این قرق از زمان رویش لالهها تا پایان گلدهی ادامه داشت. لطفعلی چراغپور، رئیس اداره منابع طبیعی کوهرنگ، گفته بود که به دلیل قرقکردن، تراکم لالهها 30 تا 40 درصد افزایش یافته است.
تشنگی لالهها
خطر دیگری که امسال در کمین لالههای واژگون نشسته، خشکسالی و کمبارشی است. این خطر به خصوص برای رویشگاههای لاله واژگون در اصفهان جدیتر است. در اصفهان دشتهای لاله واژگون به صورت پراکنده در فریدونشهر، سمیرم، افوس و خوانسار وجود دارند و معروفترین و پربازدیدترین آنها «گلستان کوه» در خوانسار است. علیرضا دلشاد، فرمانده یگان حفاظت منابع طبیعی خوانسار، میگوید: «خشکسالی امسال باعث کوتاهتر شدن دوره رویشی و زایشی لالههای واژگون شده است و علاوه بر این خطر آفتزدگی آنها را تهدید میکند.» علیرضا اسدی، کارشناس مرتع منابع طبیعی فریدونشهر هم این مشکل را تایید میکند: «با توجه به اینکه سال قبل ترسالی داشتیم، انتظار نداشتیم امسال دچار خشکسالی شویم. گلها و گیاهان این منطقه به بارش برف بیش از باران نیاز دارند. این تغییر اقلیم در ریخت و ساخت گیاه تاثیر میگذارد و لالههای واژگون را ضعیفتر و شکنندهتر میکند.»
همسایه پردردسر در خوانسار
لالههای واژگون بیشتر در دشتها و مراتعی میرویند که رویشگاه گیاهان خوراکی و دارویی نیز است. از این رو همواره در معرض خطر آسیب سودجویانی که به طمع صرفه اقتصادی به این مراتع روی میآورند، قرار دارند.
در خوانسار گیاه موسیر و گیاهان دارویی دیگر در گلستانکوه در فصل رویش و باروری لالهها به بار مینشینند و برداشت بیرویه پیاز موسیر، به پیاز لالهها هم آسیب جدی وارد میکند. دلشاد میگوید: «به دلیل شرایط سخت اقتصادی، برداشت موسیر و محصولات فرعی مرتعی بیشتر شده است. مردم به خاطر موسیر که کیلویی 30 تا 50 هزار تومان در بازار به فروش میرسد، مراتع را تخریب میکنند.»
لالههای فراری
وسعت گلستانکوه به 850 هکتار میرسد. به گفته فرمانده یگان حفاظت خوانسار، این منطقه در گذشته نه چندان دور، رویشگاه لالههای واژگون زرد و قرمز بوده اما گونه زرد که ضعیفتر بوده با تخریب عوامل انسانی، اکنون منقرض شده است.
حفاظت از گلستانکوه را شرکت تعاونی «گلستانکوه قلعه بابامحمد» که متشکل از اهالی روستای بابامحمد در همسایگی گلستانکوه است، بر عهده دارد. آنها از گردشگران ورودی دریافت میکنند و بر حضور آنها نظارت دارند. فرمانده یگان حفاظت منابع طبیعی خوانسار میگوید: «مرتع گنجایش این همه گردشگر را ندارد و پایکوبی خاک توسط بازدیدکنندگان باعث میشود پیاز لالهها رشد نکند و از بین برود. وقتی انسانها وارد قلمرو لالهها میشوند، آنها احساس خطر میکنند و به سمت ارتفاعات میروند. به گفته گذشتگان ما لالههای واژگون برای دور ماندن از گزند آدمها به آنجا فرار میکنند.» شاید وسعت رویشگاه لالههای واژگون گلستانکوه کم نشده باشد اما تراکم و پراکنش آنها بدون تردید بسیار کمتر از شده است.
آگاهی بخشی و تعامل
چرا با وجود تلاشهایی که از سوی فعالان محیط زیست و منابع طبیعی و سازمان حفاظت محیط زیست صورت گرفته، خطر انقراض لالههای واژگون به عنوان یک گونه منحصربهفرد وجود دارد؟
مهدی نورمحمدی میگوید: «سازمانهای مسئول قدرت اجرایی دارند اما تصمیمات خوبی نمیگیرند. ارتباط سازمانهای مرتبط با فعالان و کارشناسان و حامیان محیط زیست یک ارتباط تعاملی نیست، یک صرفه است.» او به اهمیت فرهنگسازی و آگاهیبخشی اشاره میکند و برنامهریزی برای چرای دامها و از طرف دیگر حضور گردشگران را ضروری میداند و میگوید: «گردشگری نیازمند تزریق آگاهی و آموزش حضور در طبیعت است.» عبدالله عبداللهی، مرتعدار نمونه دشت دالانی در الیگودرز، این امر را به خوبی دریافته و اجرایی کرده است. دشت لالههای واژگون دالانی 400 هکتار وسعت دارد و عبداللهی از 40 سال پیش حفاظت آن را به عهده داشته است. دشت دالانی همچون مانشت و قلارنگ در مسیر کوچ عشایر قرار دارد و مسیر آن همچون کوهرنگ و گلستانکوه در دسترس است اما با همه اینها، مرتعدار آن با برنامهریزی برای حضور دامها، ایجاد مسیرهای خاص و تعریفشده برای بازدید گردشگران، تعامل با محلیها و توجیه آنها با بهرهگیری از فرهنگ مردمی آن منطقه هم فرهنگسازی را به خوبی انجام میدهد و هم چارچوب خاصی برای حفاظت از منطقهای که تحت نظارت اوست، تعریف کرده است.
مدیرکل پیشبینی و هشدار سریع سازمان هواشناسی از بارش پراکنده در برخی نقاط کشور در روزهای آینده خبر داد. صادق ضیاییان با اشاره به وجود آلودگی هوا در برخی از روزهای استان تهران به ایلنا گفت: «با توجه به اینکه سال آبی خشکی داشتیم و زمینهای اطراف تهران خشکتر از سالهای تر بوده است، بنابراین با کوچکترین بادی، گردوخاک بلند میشود.» او ادامه داد: «برای همین معمولا، ما یک غباری داریم که در اغلب شهرهای ایران دیده میشود، چون سال خشکی را داشتیم و این غبار محلی را در این ایام خواهیم داشت. همچنین توجه کنید که سرعت باد هم در بهار یک مقدار بیشتر از فصلهای دیگر است، به خصوص در دشتها که فضا باز است و این موجب میشود که یک مقدار گردوغبار را در هوا داشته باشیم.» ضیاییان در مورد وضعیت جوی استانهای کشور، بیان کرد: «روز شنبه در شرق سواحل دریای خزر، خراسان شمالی، شمال خراسان رضوی، زنجان، قزوین، البرز، مرکزی شرق، همدان و برخی نواحی اصفهان، شرق فارس، یزد و کرمان بارشهای رگباری و پراکنده را خواهیم داشت.» او اضافه کرد: «حتی در بعضی از نقاط دیگر بارشهای رگباری و موقت زودگذر هستند و برای روز یکشنبه (۵ اردیبهشت) هم در ارتفاعات البرز شرقی، سواحل شرقی دریای خزر، نیمه شمالی اصفهان، جنوب یزد، کرمان و فارس بارشهای پراکنده را شاهد خواهیم بود.»
تعهدآمریکا به کاهش 50 درصدی انتشار گازهای گلخانهای
جو بایدن، رئیسجمهوری ایالات متحده آمریکا از رهبران جهان خواست تا با بحران آبوهوایی مقابله کنند و «بر بحران وجودی زمانهمان فایق آیند»؛ او همزمان از تعهدات جدید و بلند پروازانه آمریکا برای کاهش تولید گازهای گلخانهای تا نصف، تا پایان دهه رونمایی کرد.بایدن در سخنرانی خود در گردهمایی مجازی بیش از 40 رهبر جهان در اجلاس آبوهوایی روز زمین، هشدار داد که برای رفع گرمای خطرناک جهانی، «زمان کوتاه است» و از سایر کشورها خواست تا اقدامات بیشتری را انجام دهند.
به گزارش گاردین، کمی پیش از آغاز نشست، کاخ سفید اعلام کرد که آمریکا هدف خود را تا سال 2030، کاهش انتشار گازهای گلخانهای بین 50 تا 52 درصد نسبت به سطح 2005 قرار داده است. بایدن گفت که هدف جدید آمریکا، این کشور را در مسیر حرکت به سوی انتشار صفر تا سال 2050 قرار میدهد و سایر کشورها هم حالا باید هدفهای بلندپروازانهای را انتخاب کنند.
رئیسجمهوری آمریکا در سخنرانی آغازین این نشست گفت: «خصوصا ما که بزرگترین اقتصادهای جهان را نمایندگی میکنیم، باید گامهای بزرگتری را برداریم. بیایید برای این رقابت، مسابقه بدهیم، آیندهای پایدارتر از آنچه که اکنون داریم را به دست بیاوریم و بر بحران وجودی دورانمان فایق بیاییم.»
به گفته بایدن، تغییر به سمت انرژی پاک، باعث ایجاد «میلیونها شغل خوب» میشود و کشورهایی که برای مقابله با بحران آب و هوا فعالیت میکنند، «از مزایای اقتصادی انرژی پاک آینده» بهرهمند میشوند. او گفت: «این یک ضرورت اخلاقی، ضرورت اقتصادی و یک لحظه خطر است اما در عین حال لحظه امکانات خارقالعاده هم است. زمان کم است اما من باور دارم که میتوانیم این کار را انجام دهیم و ایمان دارم که این کار را میکنیم.»
دولت بایدن همچنین طرح جدیدی را به میان آورده مبنی بر اینکه بودجه ایالات متحده آمریکا که به کشورهای در حال توسعه داده میشود تا با آسیبهای خشکسالی، سیل و سایر حوادث آبوهوایی مقابله کنند، دو برابر شود. بایدن گفت، سایر کشورهای ثروتمند و بخش خصوصی باید تامین مالی خود را از سوختهای فسیلی به سمت انرژیهای پاک ببرند: «این لحظه، نیازمند فوریت است- فقط ایدههای خوب و نیتهای خوب کافی نیست. باید مطمئن شویم که برای ایجاد تغییرات آبوهوایی، تامین مالی، چه دولتی و چه خصوصی وجود دارد و به ما کمک میکند که فرصت داشتن شغلهای خوب، اقتصادهای قوی و جهانی امنتر ایجاد شود.
بایدن گفت که باید تلاش کنیم میزان افزایش دمای زمین را ۱.۵ درجه سانتیگراد نگاه داریم. اگر دما از این بالاتر رود به معنی آتشسوزیهای مکرر و شدید، سیل، خشکسالی، امواج گرمایی و توفانهای شدید خواهد بود که زندگی مردم زمین را ویران میکند.
پس از جو بایدن، دیگر رهبران جهان نیز شروع به صحبت کردند. شی جینپینگ، رهبر چین از کشورها خواست که به «تعادل میان انسان و طبیعت پایبند باشند» و گفت که چین، زودتر از سایر اقتصادهای بزرگ، انتشار گازهای گلخانهای خود را به اوج میرساند. چین قول تازهای نداد؛ رهبر این کشور صرفا بر تعهد پیشین خود تاکید کرد و گفت که کشورش تا سال 2060 به لحاظ انتشار گازها به سطح خنثی میرسد. نارندرا مودی نخست وزیر هند هم مانند رهبر چین، قول تازهای نداد و زیر بار تعهد جدیدی نرفت؛ او گفت که میزان تصاعد سرانه کربن در هند، ۶۰ درصد کمتر از میانگین جهانی است.
بوریس جانسون، نخست وزیر بریتانیا، بر اهمیت کمکهای مالی برای کشورهای آسیبپذیر در برابر بحران آبوهوایی تاکید کرد. جانسون همچنین در سخنرانی خود، تصمیم دولت بایدن برای به نصف رساندن تصاعد گازهای گلخانهای تا سال ۲۰۳۰ را «تغییر دهنده معادلات» توصیف کرد: «ما میتوانیم با کمک هم در سراسر جهان موفق شویم. ثروتمندترین کشورها باید گرد هم آیند و از تعهد ۱۰۰ میلیارد دلاری که در سال ۲۰۰۹ داده بودند، فراتر بروند.»
اطلاعیه جدیدی از ژاپن منتشر شد که یوشیده سوگا، نخست وزیر ژاپن آن را اعلام کرد؛ بنابر این اطلاعیه ژاپن تا سال 2030 انتشار گازهای گلخانهای را 46 درصدِ سطح سال 2013 کاهش خواهد داد. به این ترتیب، از سطح تعهد قبلی خود فراتر میرود. کره جنوبی نیز متعهد شد که دیگر هیچ پروژه زغالسنگی خارج از کشور را تامین نکند. کانادا نیز هدف خود را برای سال 2030 از 40 به 45 درصد کاهش انتشار گازها نسبت به سطح سال 2005 افزایش داد.
هدف جدید ایالات متحده آمریکا که رسما به سازمان ملل ارائه میشود، نشاندهنده یک گسست جدی از دوران دونالد ترامپ و سیاست انکارگرایانه او در بحران آبوهوایی است و به گفته یک مقام کاخ سفید که از اهداف جدید آمریکا باخبر است، «بدون هیچ تردیدی میتوان گفت که ایالات متحده بازگشته است.» او همچنین گفته است: «آمریکا بنا ندارد منتظر بماند. هزینههای تاخیر بسیار زیاد است و ملت ما مصمم است تا همین حالا اقدام کند.»
آمریکا تلاش میکند تا اعتبار بینالمللی خود را پس از دوران ترامپ که این کشور را توافقنامه پاریس خارج کرد، از پس بگیرد. جلوگیری از افزایش دمای زمین بیش از 1.5 درجه سانتیگراد، مهمترین هدف توافقنامه پاریس بود. بایدن گفت که آمریکا مسئول کمتر از ۱۵ درصد از انتشار گازها در جهان است و به تنهایی نمیتواند مانع از افزایش دمای بیش از 1.5 درجهای شود.
چین، بزرگترین انتشار دهنده کربن در جهان، نسبت به توانایی آمریکا در بازگشت به مسیر آبوهوایی، ابراز تردید کرده اما کاخ سفید اعلام کرده که اطمینان دارد آمریکا نفوذ خود را حفظ کرده است.
این مقام کاخ سفید به گاردین گفته است: «هدف جدید ما اهرم قابل توجهی برای انجام اقدامات آبوهوایی در خارج از کشور ایجاد میکند.
هر تُن کاهش انتشار کربن در ایالات متحده آمریکا، تاثیر چند برابری بر روی کشورهای دیگر میگذارد تا از ما الهام بگیرند.»
گرچه هدف جدید ایالات متحده آمریکا، تقریبا دو برابر هدفی است که باراک اوباما تعیین کرده بود و حالا هم هدفی جاهطلبانه به حساب میآید، اما با اهداف انگلستان و اتحادیه اروپا مطابقت ندارد. طبق قانونی جدیدی که نتیجه توافق اعضای اتحادیه و پارلمان اروپاست، انتشار کربن تا سال ۲۰۳۰ باید دستکم ۵۵ درصد کمتر از سال ۱۹۹۰ شود. بریتانیا هم برنامههایی برای کاهش ۷۸ درصدی انتشار گازهای کربنی تا سال ۲۰۳۵ اعلام کرده است.
آنتونیو گوترش، دبیر کل سازمان ملل گفته که برای جلوگیری از افتادن سیاره به ورطه نابودی آبوهوایی، کاهش انتشار 50 درصدی گازها توسط ایالات متحده آمریکا ضروری است، و دانشمندان هشدار میدهند که اگر بخواهیم جلوی موجهای گرمایی شدید، آتشسوزیها، سیل، و ناآرامیهای اجتماعی مرتبط با آب و هوا را بگیریم، باید تا سال 2030 انتشار گازها را به نصف کاهش دهیم. الگور، معاون رئیسجمهور آمریکا در زمان بیل کلینتون گفته است: «این یک گام بزرگ برای کشور ماست.»
دولت بایدن تلاش دارد تا در مسیری قرار بگیرد که تا سال 2035، تمام شبکه انرژی برقی آمریکا از منابع پاک مثل خورشید و باد تامین شود تا از این طریق بتوان به اهداف پیشبینی شده دست یافت. همچنین آنها پیشبینی میکنند که انفجار در انرژیهای تجدیدپذیر و تولید ماشینهای الکتریکی میتواند باعث ایجاد اشتغال در آمریکا شود. برنامهای که برخی از تحلیلگران در عملی شدن آن تردید دارند.
برجام را میخواهیم نه یک کلمه زیاد و نه یک کلمه کم
رئیسجمهور با اشاره به مذاکرات احیای برجام عنوان کرد: بعضی ها پارسال و پیارسال درباره برجام فیلم درست کردند و روی دستشان باد کرده و حالا در حال پخش آن هستند، البته اینها تفکرات قدیم است و ما به آن کاری نداریم. عیبی هم ندارد که پخش بکنند چون ماهیت خودشان را افشا میکنند. به گزارش ایسنا، حسن روحانی صبح دیروز در هیات دولت، گفت: امروز همه میدانند راهحل برای معضل هستهای ایران اجرای توافق هستهای است و این موضوع برای ۱+۴، ۱+۵، اروپا، منطقه و همه روشن شده است که باید توافق به خوبی اجرا شود.رئیسجمهوری گفت: ما اجرا را عین سند برجام میخواهیم؛ نه یک کلمه زیاد و نه یک کلمه کم. ما زیادهخواهی نمیکنیم، البته طلبهایی هم در این زمینه داریم که بعدا مطرح میکنیم. چون در این چهار سال صدها میلیون دلار به ما خسارت وارد شده است که آن را سر جای خودش مطرح میکنیم. به هر حال ما برجام پلاس و … نمیخواهیم و عین برجام را میخواهیم.
روحانی با بیان اینکه در احیای برجام سه پله وجود دارد، گفت: پله اول رفع تحریمهاست که این کار به عهده آمریکاست و البته ۱+۴ هم باید کمک کند. آمریکاییها باید کلیه تحریمها را بردارند و شرایط باید به آنچه در سال ۲۰۱۵ در برجام پیشبینی شده بود بازگردد. باید هرگونه تحریمی که به بهانههای دیگر و یا با برچسبهای جدید ایجاد شده بود کنار بگذارند و ما بتوانیم به اقتصادی سالم، متعادل و قابل قبول برگردیم.
او اضافه کرد: آنها فعلا و در زبان جدی هستند اما عنوانها برای ما کافی نیست. بلکه تمام تحریمهایی که شماره دارد و معلوم است باید روی کاغذ بیاورند و همه دنیا بدانند که برداشته شده است وگرنه در کلیات گرفتار میشویم. رئیسجمهور با اشاره به اینکه در احیای برجام دو کار بر عهده ماست، بیان کرد: یک کار ما این است که وقتی تحریم برداشته شد، ما این را از بانک مرکزی، وزارت نفت، وزارت راه میپرسیم و وقتی آنها بگویند برداشته شده این موضوع را اعلام میکنیم… کار خیلی پیچیدهای هم نیست. اگر همکاری و حسن نیت باشد در زمان نه چندان طولانی میتوان به جواب رسید. قدم سوم کاری است که ما باید انجام دهیم و برنامه هستهای ما کامل باید منطبق با برجام باشد که عینا این کار را خواهیم کرد و یک میلیمتر اضافهتر هم نمیخواهیم. ما عین برجام همه آنچه اضافه باشد را جمع میکنیم و به انبار می بریم که این کار سادهای است. چرا که تعهدات ما در برجام کاملا مشخص شده و ما هم عین برجام را پیاده خواهیم کرد.
«اقلیت» با «شرق» مشکل دارند
رئیسجمهور در بخش دیگری از صحبتهای خود به روند تهیه و توزیع واکسن کرونا اشاره کرد و گفت: اقلیتی در کشور جوی درست کردند که تا میخواهی چیزی از شرق بیاوری میگویند چرا از فلان جا میآوری و چرا غربی نیست. در قراردادها هم همین جو را راه انداختند. مثلا اگر با اروپا قرارداد ۱۰۰ ساله هم بسته شود حرفی نمیزنند، اما قرارداد ۲۵ ساله با شرق را میگویند این چه بود و از این حرفها. به هر حال ذهنیتی در بخشی از مردم ایجاد شده که جنس شرقی به کیفیت جنس غربی نیست. وزارت بهداشت هم مطرح کرد که در واکسن به دنبال سبدی است که بخشی از آن از غرب و بخشی از شرق تهیه شود… ما هم زیر نظر سازمان بهداشت جهانی ۱۶ میلیون و ۸۰۰ هزار دوز خریداری کردیم، اما وقتی خواستیم پول آن را پرداخت کنیم به خاطر تحریمها نشد و هی امروز و فردا و از این حساب به آن حساب صورت گرفت. روحانی در ادامه گفت: عدهای که خود را سوپر انقلابی هم میدانند در این مدت تحریم یک کلمه راجع به آمریکا حرف نمیزنند و فقط به دولت فحش میدهند و توهین میکنند و علیه دولت دروغ میگویند. در حالی که میدانند اگر تحریم نبود سهمیه کواکس به ما در اسفند وارد میشد.
«طرفین انعطاف نشان دهند»
در حالی که به نظر میرسد گفتوگوهای برجامی در وین به مراحل پایانی خود میرسد، بسیاری از طرفها، از پیشرفتهای حاصل شده، ابراز خرسندی کردهاند. جوزپ بورل، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در صفحه توییترش درباره مذاکرات احیای توافق هستهای در وین نوشت: پیشرفت مهمی ظرف هفته گذشته در وین برای بازگرداندن برجام به مسیر خود انجام شده است. کار آسانی نیست اما تمامی هیئتها سخت فعالیت کردهاند و مصمم به پیدا کردن راهکارهایی برای آن هستند. آقای بورل از طرفین خواسته «انعطاف» نشان بدهند.
سخنگوی وزارت امور خارجه فرانسه نیز در نشست خبری خود روند رایزنیها را سازنده خوانده و گفته، موانع «فنی و سیاسی» وجود دارد که باید بر آنها غلبه کرد. از سوی دیگر، ند پرایس، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا نیز مذاکرات ایران قدرتهای جهانی را «مثبت» خوانده و گفته، رابرت مالی، نماینده ویژه آمریکا در امور ایران، در حال بررسی اقدامات ایران و آمریکا برای بازگشت به تعهدات برجامی است.
هنوز به طور دقیق مشخص نیست که روند برداشته شدن تحریمهای آمریکا علیه ایران و بازگشتن ایران به تعهداتش ذیل برجام، به چه صورت خواهد بود؛ ایران میگوید ابتدا باید تحریمهای آمریکا به صورت کامل برداشته شود، راستیآزمایی صورت بگیرد و در صورت تایید برداشته شدن تحریمها در عمل، ایران به تعهداتش بازخواهد گشت.
اخیرا اما یک منبع خبری پرستیوی ادعا کرده که «هیئت آمریکایی با فشار بر ۴+۱ موفق شده است کارگروه سومی را برای مرحلهای کردن گام به گام رفع موقت تحریمها ایجاد کند.» منبع خبری پرس تی.وی در وین گفت: «تشکیل این کارگروه بدین معنا است که کدام تحریمهای آمریکا و چگونه و طی چه مراحلی به تدریج موقتا رفع میشود. در مقابل ایران طی چه مراحلی و چگونه کدام اقدامات هستهای خود را کاهش میدهد.»
با این حال، سهشنبه شب، عباس عراقچی رئیس هیات ایرانی در مذاکرات وین، در توییتر به این ادعا واکنش نشان داد و به طور غیرمستقیم آن را رد کرد. عراقچی در توییتی به زبان انگلیسی نوشت: نمیدانم «منبع مطلع» پرستیوی در وین کیست، اما هر که هست اصلا مطلع نیست.
همزمان با پیشرفت مذاکرات در وین، فشارهای داخلی هم بر تیم مذاکرهکننده بالا گرفته است. مخالفان برجام در داخل ایران، در مورد «تکرار راه اشتباه گذشته» هشدار میدهند و تلویحا تیم مذاکرهکننده را به شکستن خطوط قرمز متهم میکنند. حملات به تیم مذاکرات تا حدی است که دیروز اسحاق جهانگیری در توییتر خود واکنش نشان داد و نوشت: «حمله به تیم مذاکره کننده و دکتر ظریف در شرایطی که در حال مذاکراتی تا این حد حساس هستیم، مثال شلیک به پای خود است. رقابت انتخاباتی به هر قیمتی سیاست نیست. به مصالح ملی ایران فکر کنید و صبور باشید.»
روز زمین در حالی رسیده که اخبار محیط زیست کشور پر از هشدارهایی درباره کمبارشی، خشکسالی و فرونشست زمین است. شرایط اقلیمی کشور باعث شده به شعار جهانی «احیای زمین» برای روز زمین (دوم اردیبهشت-22 آوریل) این عبارت اضافه شود: «افزایش بهرهوری برای توسعه پایدار». اما چالشهای احیای زمین در این سرزمین چیست؟روز زمین، روزی برای ارتقا آگاهی و آموزش در مورد مسائل زیست محیطی و ترویج فرهنگ حفاظت و پاسداری از زمین است و هر سال به همین مناسب برنامههای مختلفی در دنیا برگزار میشود. این بار اما دومین سالی است که به دلیل شیوع ویروس کرونا، فعالیتها به فضای مجازی محدود شده است.
سازمان حفاظت محیط زیست هم شعار جهانی را مناسب با احوال کشور انتخاب کرده و سخنرانیهای آنلاین درباره روز زمین، از دیروز آغاز شده است.
علی مریدی، مدیرکل دفتر آب و خاک سازمان محیط زیست در گفتوگو با «پیامما» دلیل انتخاب این شعار را توضیح میدهد: «شعار جهانی امسال برای روز زمین، احیای زمین است. متناسب با چالشها و محدودیتهایی که در ایران داریم، مسئله افزایش بهرهوری در راستای توسعه پایدار به این شعار اضافه شد. ما از منابع زیستی و طبیعی به صورت بهینه استفاده نمیکنیم و این روند استفاده غیرمعقول از منابع مثل آب، انرژی و … هم سبب از دست رفتن منابع میشود و هم آلودگی هوا را تشدید میکند و هم تولید گازهای گلخانهای را افزایش میدهد. همه اینها تبعاتی برای زمینی که در آن زیست میکنیم خواهد داشت؛ تغییرات آبوهوایی و افزایش گرمایش جهانی.»
مسئله مهم آب و سهم فراموششده محیط زیست
مریدی آب را یکی از منابع مهمی میخواند که به درستی از آن استفاده نمیشود؛ چه در حوزه شرب، چه صنعت. به گفته او نبود مصرف بهینه در این منبع حیاتی باعث شده سهم محیط زیست پرداخته نشود و مصارف دیگر در اولویت قرار بگیرد. این کارشناس مدیریت منابع آب میگوید: «افزایش برداشت آب و مصرف بیرویه آن دو اثر مهم دارد؛ گردوغبار یکی از این آثار مهم است که بخش عمده آن ناشی از خشکیدن تالابهای کشور است. همین موضوع سبب شده پدیده گردوغبار فرصت بروز داشته باشد. چنان که در سالهای قبل، در دورههای خشکسالی، با این پدیده به طور گسترده مواجه شده بودیم و گردوغبار در استانهایی مثل خوزستان به مسئلهای جدی بدل شده بود. گردوغبار جر اینها همه اثرات هم روی فعالیتهای اقتصادی ما میگذاشت.»
مدیرکل دفتر آب و خاک سازمان حفاظت محیط زیست ادامه میدهد: «اگر برنامه صحیحی در حوزه مصرف آب داشته باشیم، با این هدف که ارزش افزوده برای تولیدات ایجاد کنیم و سعی کنیم با ملاحظات خوداتکایی عملکرد بهتری داشته باشیم، یعنی بهرهوری. یعنی میزان درآمد و تولید را به ازای هر مترمکعب مصرف آب افزایش دهیم. از طرف دیگر سهم محیط زیست را نباید فراموش کنیم. اگر سهم محیط زیست را ندهیم زندگیمان را با چالش جدی مواجه میکنیم.»
تابستان سخت پیش رو
اشاره مریدی به گردوغبار گذشته در حالی است که سال پایانی قرن نیز، با کمبارشی آغاز شده است. در هفتههای گذشته اهالی قم، خوزستان، سیستانوبلوچستان، کرمان، اصفهان و بوشهر پدیده گردوغبار را به دنبال این خشکی چند ماهه تجربه کردهاند. مدیر کل دفتر آب و خاک سازمان محیط زیست میگوید اگر وضعیت بارش به همین منوال باشد، سال سختی پیش رو خواهیم داشت. «تا الان متوسط بارش امسال حدود 125 میلیمتر بوده است. یعنی نسبت به متوسط بلندمدت که 200 میلیمتر است، 37 تا 38 درصد کاهش بارندگی داشتهایم. عملا ماههای ترِ سال که بارندگی زیاد داشته را پشت سر گذاشتهایم و حالا اردیبهشت را پیش رو داریم که اگر بارندگیها در آن مناسب نباشد، میتوان گفت که سال آبی خیلی سختی پیش رو خواهیم داشت. تابستان بسیار سختی پیش روی ماست و در این فصل مسئله تامین منابع آب چالش بسیار مهمی است.» او توضیح میدهد در حالی که بخشی از برق کشور از طریق نیروگاههای برقآبی تامین میشود احتمال چالش برای تامین آب دور از انتظار نیست، شرایط بحرانی سبب فراموشی حق زمین میشود. «وقتی با بحرانهای خشکسالی و کمآبی مواجه میشویم، نخستین مسئلهای که یادمان میرود، پرداختن حق زمین و محیط زیست است. چرا که پیش از همه، نیازهای دیگر را تامین میکنیم و دیگر به محیط زیست سهمی نمیرسد. همین است که علیالقاعده در سالی مثل امسال که سال خشکی است، سهم محیط زیست را فراموش میکنیم و یادمان میرود که حقابه رودخانهها و تالابها رهاسازی شود و این به طور قطع مسئلهساز خواهد بود.» او با گفتن این موارد تاکید میکند که «اگر این روند مدیریت نشود، احتمال اینکه امسال گردوغبار شدت بگیرد، بسیار است».
فرونشست زمین و گنج قارون
اثر دیگر بهرهبرداری بیرویه از منابع آب و مدیریت نادرست آن، در دشتها مشهود است. علی مریدی به فرونشست اشاره میکند که اضافهبرداشتها از منابع آب زیرزمینی سبب آن شده است. او فرونشست زمین و از دست رفتن منابع را به ماجرای گنج قارون تشبیه میکند و میگوید: «قارون با گنجش در زمین فرو رفت. فرونشست هم چیزی شبیه همین است. بر اثر برداشت بیرویه از منابع آب زیرزمینی، زمین به مرور نشست میکند و گاهی این نشست میتواند نامتقارن باشد یا ارتفاع نشستها چنان زیاد باشد که خسارتهای جدی به زیرساختها وارد کند؛ ممکن است جادهها و راهآهن را را دچار مشکل کند یا خیلی از زیرساختهای صنایع را تخریب شوند. اثر دیگر اما این است که با فرونشست زمین آبخوانها و منابع زیرزمینی را از دست میدهیم و دیگر در آن دشتها آبی ذخیره نمیشود که بتوانیم از آن استفاده کنیم. یعنی آن محدوده از سرزمین که دچار فرونشست شده، نابود خواهد شد.» به گفته همه این موارد سبب میشود که در حوزه منابع آب، افزایش بهرهوری موضوع مهمی باشد.
همه در کنار هم
امسال بخش آب سازمان ملل هم شعار «ارزشگذاری آب» را برای گرامیداشت روز جهانی آب در سال 2021 انتخاب کرد. مریدی میگوید در منابع آب باید به ارزشگذاری اقتصادی منابع توجه کنیم و این را مدنظر قرار دهیم که اگر آب مصرف میکنیم، حتما ارزش افزوده هم ایجاد کنیم و بتوانیم درآمدزایی خوبی در آن حوزه داشته باشیم؛ در این صورت از خسارت به محیط زیست جلوگیری کردهایم.
مدیرکل دفتر آب و خاک سازمان محیط زیست مسئله آب را فرابخشی میداند و توضیح میدهد: «آب فقط به سازمان حفاظت محیط زیست یا فقط وزارت نیرو مربوط نیست. متولیان متعددی دارد؛ وزارت جهادکشاورزی که متولی کشاورزی است و بخش زیادی از مصارف آب در این حوزه است، وزارت صنعت و معدن که حوزه صنعت تحت نظارتش است و خود وزارت نیرو که بخش آب و فاضلاب آن وظیفه تامین آب روستا و شهر را دارد. هماهنگی در حوزه آب و بهینهسازی مصرف و افزایش بهرهوری نیازمند هماهنگی بین دستگاههای دولتی است.»
او ادامه میدهد: «اما مهمتر از همه در کنار همکاری دستگاهها به عزم ملی و مشارکت مردم احتیاج دارد. آب حوزهای است که اگر مردم مشارکت جدی نداشته باشند و آگاهیرسانی درستی انجام نشود، در عمل هر چه قانون و مقررات و پلیس و بگذاریم باز هم نمیتوانیم، در رفع چالشهای مدیریت منابع آب موفق باشیم.»
مریدی علاوه بر اینها میگوید: «همه اینها در حالی است که اسناد بالادستی خیلی خوبی داریم. اگر سیاستهای ابلاغی به درستی اجرا شود، برنامهریزی شود و کار به درستی پیش برود، میتوانیم از بحران عبور کنیم.»
احیای زمین دور از شعار
اما دور از شعار، چشمانداز احیای زمین، در این شرایط چیست؟ مریدی به این سوال جواب میدهد: «واقعیت این است که اگر در مصرف آب و انرژی و دیگر نهادهها همین روند فعلی را ادامه دهیم، کم کم از بحران آب و محیط زیست عبور خواهیم کرد و ممکن است امنیت ملی دچار مخاطره جدی شود. موضوع محیط زیست بسیار مهم است اما گاهی لابهلای چالشهای اقتصادی که با آن دست به گریبان هستیم، فراموش میشود.» او به این اشاره میکند که در چند ماه اخیر مطالبات محیط زیستی به حداقل رسیده و حالا که فصل انتخابات است، کسی انتظارات محیط زیستی از کاندیداهای ریاست جمهوری ندارد. «همه مطالبه گوشت و مرغ دارند. جای مطالبه محیط زیست برای رفع چالشها و ارائه برنامه برای این حوزه مهم خالی است.»
کاهش توان نیروگاههای «برقآبی» برای تابستان
از میانههای سال آبی جاری، وضعیت بارشها و پیشبینیهای هواشناسی خبر از سالی خشک و کمآب میداد. سالی که بارندگی در آن طبق آمارهای رسمی 50 درصد نسبت به سال گذشته و 40 درصد نسبت به متوسط بلندمدت، کاهش داشته و یکی از تبعات این کاهش بارندگی در حوزه تولید و تامین انرژی است. وزیر نیرو روز سهشنبه اعلام کرد: «کاهش بارندگی موجب شده در بخش برق آبیها نسبت به سال گذشته سه هزار مگاوات ظرفیت تولید برق کمتری داشته باشیم» اما اردکانیان تنها به بخشی از علت کاهش ظرفیت نیروگاههای برق آبی اشاره کرده است. کاهش سه هزار مگاواتی تولید برق در تابستان پیش رو، عوامل دیگری هم دارد. «از نظر اقلیمی و تغییرات آبوهوایی منطقه، ما از این به بعد بیشتر باید پذیرای شرایط حدی -ترسالی شدید و یا خشکسالی شدید که متعاقب هم رخ میدهند- باشیم. ما دو سال پربارش -بعد از خشکترین سال 50 سال اخیر- را در 96 ، 97 تجربه کردیم و متعاقب آن در سالهای 97، 98 یکی از ترسالترین سالها طی نیم قرن اخیر و سیلاب گسترده را شاهد بودیم. امسال 50 درصد نسبت به سال گذشته و 40 درصد نسبت به متوسط بلندمدت بارندگی کمتری داشتهایم» وزیر نیرو این سخنان را روز سهشنبه پس از اینکه اعلام کرد: «کاهش بارندگی موجب شده در بخش برق آبیها نسبت به سال گذشته سه هزار مگاوات ظرفیت تولید برق کمتری داشته باشیم» بیان کرد. هر چند کاهش بارندگی یکی از مهمترین عوامل موثر در فعالیت و تولید انرژی در نیروگاههای برقآبی است، اما در سال جاری عوامل دیگری نیز در کاهش ظرفیت نیروگاههای برقآبی کشور نقش داشتند.
ایمان گرامیمقدم مدیر بهرهبرداری نیروگاههای برقآبی سازمان آب و برق خوزستان در رابطه با عوامل کاهش ظرفیت نیروگاههای برقآبی در این استان، به «پیامما» میگوید: «علت اصلی این امر کاهش بارشها نسبت به سال قبل و نسبت به یک سال نرمال است. همه کشور تحت تاثیر این کم بارشی قرار گرفتند، اما چند عامل دیگر هم مزید بر علت شد و وضعیت را بغرنجتر کرد، یکی از موارد این بود که در زمستانی که گذشت، به دلیل بروز مشکلاتی در تامین سوخت، بسیار بیشتر از میزانی که باید، از نیروگاهها انرژی اخذ شد»
در جریان خاموشیهای پر جنجال و سراسری که سال گذشته در کشور رخ داد، وزارت نیرو برای تامین انرژی نیروگاهها و همینطور شهرها، اقدام به رهاسازی آب در سدها و تولید برق در نیروگاههای برقآبی کرد، اقدامی که در همان مقطع با انتقاداتی از سوی کارشناسان و اعتراضاتی از طرف صاحب نظران حوزه انرژی روبهرو شد.
در همان روزها «پیامما» در گزارشی نوشت: «تولید برق از ذخایر سدها و برداشت آب آنها در چنین شرایطی چندان معقول به نظر نمیرسد، با این حال گویا دستوراتی مبنی بر افزایش فشار بر نیروگاههای برقآبی صادر شده است و این امر نگرانیها را برای تابستان پیش رو تشدید میکند.» دی ماه سال گذشته مصطفی رجبیمشهدی سخنگوی صنعت برق کشور با اطمینان خاطر از بررسی تمام جوانب در این امر به «پیامما» گفت: «از هر منبعی بی حد و حصر استفاده شود به پایان میرسد، اما ما ملاحظاتی در این زمینه داریم که ذخیره آب به قدر کفایت برای تابستان حفظ شود.
قطعا اگر ظرفیت مخازن از استانداردهایی که پیشبینی کردهایم کمتر شود، برنامههای دیگری خواهیم داشت» اما حالا همان برداشتها با خشکسالی همپیمان شدهاند تا تابستانی سخت را برای کشور رقم بزنند. یکی از کارشناسان و منتقدان این اقدام وزارت نیرو هم در همان روزها اعلام کرد: «خالی کردن مخازن آب در این فصل سال برای تولید برق بدون برنامهریزی قبلی و با توجه به پیشبینیهای بدبینانه در حوزه بارشها اقدام اصولی و معقولی به نظر نمیرسد. وقتی منابع آب از پشت مخازن سد تخلیه شود در حالی که سالی خشک پیش رو است، در عمل نوعی خشکسالی مصنوعی و مضاعف به یک منطقه تحمیل میشود» حالا هم گرامی مقدم با تاکید بر بیتوجهی تصمیمگیران به هشدارهای کارشناسان اعلام میکند: «همه نیروگاهها موظف هستند که دستورات مدیریت شبکه را اجرا کنند. این جزء اصول اولیه و دستورالعملهای ثابت بهرهبرداری است. بنابراین ما در سازمان آب و برق خوزستان هیچ اختیاری روی این موضوع نداشتیم که بخواهیم رایزنی کنیم. سازمان آب و برق خوزستان و به طور کلی نیروگاهها هیچ دخل و تصرفی در میزان اخذ انرژی ندارند.
مدیریت شبکه برق کشور متاسفانه امسال تخطی زیادی در اخذ انرژی از نیروگاههای برق آبی داشت» او همچنین به افزایش فشار به نیروگاهها در زمستان گذشته و اثراتی که در تابستان پیشرو خواهد داشت اشاره میکند و میگوید: «نیروگاههای برقآبی یا انرژی محدود، برنامهریزی بسیار دقیقی دارند، چون این نوع از نیروگاهها اغلب مخزنی هستند و برنامهریزی کشاورزی و آب شرب و … تحت تاثیر این برنامهریزی قرار دارد.
وقتی بدون برنامه و خارج از دستورالعمل انرژی از نیروگاه اخذ شده و آب رها میشود، این انحراف کاملا برنامهریزیهای دقیق را تحت تاثیر قرار میدهد. این اثرات در ماههای گرم سال بیشتر نمایان میشود و تقریبا تا مهرماه شاهد تاثیر این اقدامات خواهیم بود. اگر امسال به دستورالعملهای ما توجه میشد شاید اتفاقی که قرار است در تابستان بیفتد مقداری خفیفتر بود»
عوامل کاهش ظرفیت نیروگاههای برقآبی اما همین دو مورد نیست. استهلاک بالای این نیروگاهها ضرورت تعمیرات سالانه آنها را بیشتر میکند و نبود نقدینگی جهت انجام این تعمیرات به راحتی میتواند بخشی از این نیروگاهها را از مدار خارج کند. همان اتفاقی که در خوزستان افتاده است و به گفته گرامی مقدم: «از مجموع 37 واحد نیروگاهی سازمان آب و برق خوزستان امسال 36 واحد در پیک خواهد بود. واحد 3 نیروگاه عباسپور به دلیل عدم تامین نقدینگی به پیک نمیرسد» به این معنا که تقریبا 250 مگاوات از کاهشی که اردکانیان در سخنان خود به آن اشاره کرد، مربوط به عدم انجام تعمیرات نیروگاه شهید عباسپور در خوزستان است و ارتباط چندانی با موضوع خشکسالی ندارد.
مدیر بهرهبرداری نیروگاههای سازمان آب و برق خوزستان میگوید: «کمبود نقدینگی در وزارت نیرو نتیجه تنگناهای اقتصادی در کشور بود، تعمیرات همین 36 واحد را که میتوانند در مدار باشند، با زحمت بسیار زیاد انجام دادیم. تامین نقدینگی برای تعمیرات یکی از معضلاتی بود که امسال با آن دست و پنجه نرم کردیم. حالا هم به بازار بدهکاریم و اگر نتوانیم این بدهی را تسویه کنیم سال آینده ممکن است بیشتر دچار مشکل شویم» به گفته گرامی مقدم: «هر یک مگاوات کاهش تولید در نیروگاه برقآبی به معنای یک مگاوات خاموشی در کشور است. در واقع هر یک مگاوات کاهش تولید، در تامین انرژی در سطح کشور اثر خواهد داشت»
احد وظیفه رئیس مرکز ملی خشکسالی و مدیریت بحران سازمان هواشناسی از خشکسالی شدید و بیسابقه در ایران خبر داد و به خبرگزاری ایسنا گفت: «دستگاههای ذیربط باید با توجه به در نظر گرفتن این شرایط برای مصرف آب موجود در کشور برنامهریزی کنند و ارزش قطره قطره آب را بدانند چرا که درحالحاضر کمبود آب جدی است.
درحال حاضر کشور در شرایط خشکسالی بسیار شدید قرار گرفته است، 43 درصد کم بارشی در ایران از مهرماه تاکنون به نوعی رکورد در حوزه خشکسالی محسوب میشود.
امسال بهنوعی یکی از خشکترین سالهای آبی در ایران است. بهطور کلی سال آبی جاری یکی از بدترین سالهای آبی در ایران است» با مرور این اخبار و اطلاعات آنچه بیش از هرچیز لازم و ضروری به نظر میرسد، مدیریت منابع آبی موجود در کشور است. هر چند در زمستانی که گذشته وزارت نیرو با برداشت آب از سدها زمینه تشدید مشکل کمآبی در تابستان به ویژه برای کشاورزان شد، اما در حال حاضر و با شرایط موجود باید دید برنامه این وزارتخانه برای تابستان گرم و خشکی که پیش رو است، چه خواهد بود.
هر مهندسی نمیتواند «مرمتگر» باشد
«هر پیمانکاری نمیتواند تختجمشید را مرمت کند.» باب صحبت از نظام فنی مهندسی ساختمان چند روزی است باز شده و این جمله درباره مرمت از زبان مدیرکل حفظ و احیا بناها، محوطهها و بافتهای تاریخی کشور بازگو شده است. نظام ویژه مرمت و احیا بهصورت مجزا از نظام فنی مهندسی ساختمان تا اندازهای دارای اهمیت است که مدیران و کارشناسان حوزه میراثفرهنگی به ویژه بخش مرمت بناها و بافتها استقرار این نظام را هدف و آرزوی خود عنوان میکنند. مدیرکل حفظ و احیا بناها نیز میگوید هر مهندس و شرکت عمرانی نباید و نمیتواند پیمانکار مرمت میراثفرهنگی و بنای تاریخی شود، و تنها استقرار نظام فنی اجرایی مرمت، مشخصات و صلاحیت علمی و تجربی پیمانکاران مرمت آثار و بناها را تعیین و تایید میکند.استفاده از مصالح و فرآوردههای ساختمانی و کالاهای تاسیسات و تجهیزات مکانیکی و برقی استاندارد در طرحهای مرمت و احیای بناها، بافتها و محوطههای تاریخی و همچنین نیاز به بهرهمندی از حداکثر توان فنی و مهندسی کشور، حمایت از ابتکارها، خلاقیتها و نوآوریها در پدیدآوری طرحهای مرمت و احیا، انتخاب فناوری مناسب و زمینهسازی برای بومی کردن آنها، استقرار و نهادینه کردن نظام فنی اجرایی مرمت را اجتنابناپذیر کرده است. ایرنا در همین رابطه با مدیرکل دفتر حفظ و احیای بناها، بافت و محوطههای تاریخی کشور گفتوگو کرده است.
هادی احمدیرویینی البته در روزهای گذشته نیز در نشست شناخت و تحلیل نظامهای فنی و اجرایی به مناسبت روز جهانی بناها و محوطههای تاریخی درباره این موضوع سخن گفته بود. او با اشاره به اینکه بر طبق قانون، نظام فنی و اجرایی اختصاصی بناها و محوطههای تاریخی باید تدوین و تنظیم میشد، گفته بود که «پیش از این قرار بود سازمان برنامه اقدام به تدوین این نظامنامه فنی کند که ما با آن مخالفت کردیم زیرا باید مرجع تدوین و ترسیم این نظامنامه وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی باشد. با وجود محدودیتهای موجود، تدوین این نظامنامه را برعهده گرفتیم و از تمام دانشگاههای مرتبط درخواست همکاری دادیم، تا اینکه دانشگاه شهید بهشتی همکار ما در تدوین این نظامنامه شد».
مرمت یک بنای تاریخی با ساختمانسازی متفاوت است
احمدیرویینی حالا درباره نظام ویژه فنی اجرایی مرمت آثار فرهنگی تاریخی، به ایرنا اینطور توضیح داده است: «این نظام هم برای دولت و هم برای مردم و مالکان بناها برنامهریزی شده است. در حال حاضر نظام فنی اجرایی ساختمان (نظام مهندسی) وجود دارد و همه از آن استفاده میکنند.»
مدیرکل حفظ و احیا بناها، محوطهها و بافتهای تاریخی کشور تصریح کرد: «اگر فردی برای ساخت یک واحد خانه یا آپارتمان اقدام کند طبق ضوابط مصوب ابلاغی باید مهندس عمران، مهندس تاسیسات و معمار را با صلاحیت مشخص انتخاب کند و با آنها قرارداد ببندد، همچنین باید مجوزهای لازم را از نهادهای مرتبط دریافت و بر اساس نقشه مصوب و ضوابط شهرسازی، ساختمان خود را بنا کند که این موارد در چارچوب نظام فنی مهندسی کشور قرار میگیرد.»
او ادامه داد: «به دنبال این هستیم که حوزه میراثفرهنگی و مرمتها، نظام ویژه فنی اجرایی خود را داشته باشد و با ضوابط فنی و اجرایی با آپارتمانسازی تفاوت داشته باشد؛ ترتیب و روند خاصی پیشبینی شود چرا که یک کار عمرانی مانند ساختمانسازی با مرمت یک بنای تاریخی و میراثفرهنگی متفاوت است و باید بر اساس همین تفاوتها، ضوابط فنی و اجرایی اختصاصی آن پیشبینی و به صورت قانونی لحاظ شود.»
احمدیرویینی همچنین با اشاره به برخی تفاوتهای فنی و اجرایی یک طرح عمرانی با یک طرح مرمتی اظهار داشت: «قیمت یک مترمکعب خاکبرداری در یک طرح ساختمانسازی با یک طرح مرمت میراثفرهنگی بسیار متفاوت است و فهرست بهای خاص خود را دارد؛ یک مترمکعب خاکبرداری در طرحهای میراثفرهنگی با ابزار و وسایل بسیار دقیق برداشت میشود حال آنکه در طرحهای عمرانی با بیل مکانیکی و با بیل دستی خاکبرداری میشود. از همین نوع تفاوتها در اجرای طرحها، ضرورت استقرار مجزای یک نظام ویژه فنی اجرایی در این حوزه ضروری است.»
هر مهندسی نمیتواند پیمانکار مرمت بنای تاریخی شود
احمدیرویینی در ادامه سخنان خود بیان کرد: «نرخ و قیمت نقاشی ساختمان در یک واحد آپارتمانی حدود مترمربعی چند هزار تومان است و یک ساعت هم شاید طول نکشد در صورتی که نرخ مرمت و حفظ یک مترمربع نقاشی دوره صفوی در یک بنای تاریخی، شاید یکصد میلیون تومان شود و گاهی کارشناس مرمت بر روی آن حتی تا یکسال کار میکند.»
او همچنین برای توضیح بیشتر گفت: «در نظام فنی اجرایی مرمت باید مشخص شود چه کسی با چه مشخصات علمی و تجربی صلاحیت دارد در یک بنای تاریخی کاری انجام دهد. با استقرار این نظام، هر مهندس عمران یا شرکت مهندسی ساختمان که دانش و تخصص و تجربه در حوزه اجرای طرحهای میراثفرهنگی ندارد، نمیتواند پیمانکار طرحهای تخصصی مرمت در این حوزه شود، بلکه وزارتخانه مشخص میکند که چه کسی با چه تخصص علمی و اجرایی میتواند در زمینه مرمت شرکت تاسیس کند.»
مدیرکل حفظ و احیا بناها، محوطهها و بافتهای تاریخی کشور افزود: «وزارت میراثفرهنگی بر مبنای نظام فنی اجرایی مرمت، صلاحیتهای شرکتها، پیمانکاران مرمت و حتی ترکیب کارشناسان آنها را تشخیص و تایید میکند و از آن مهمتر تعیین میکند که کدام پیمانکار توان و تخصص و دانش مرمت کدام بنا را دارد.»
وزارت میراثفرهنگی برای هر بافت تاریخی طرح تدوین میکند
در ادامه این موارد احمدیرویینی تاکید کرد: «نظام فنی اجرایی مرمت، کارشناسان و شرکتهای پیمانکار را بر اساس توانمندی، تخصص و تجربه سطحبندی و درجهبندی میکند زیرا هر پیمانکاری نمیتواند مثلا تختجمشید را مرمت کند. حتی یک فرد و مالک حقیقی برای تعمیر و مرمت خانه تاریخی شخصی خود، باید از پیمانکاری که مشخصات و صلاحیت تایید شده او در نظام فنی اجرایی درج شده، استفاده کند.»
او همچنین گفت: «در حال حاضر فقط بخشی از ترتیبات و روندهای مرمت آن هم در قالب نظام مهندسی کشور وجود دارد، اما همین هم باید به یک نظام جامع و ویژه و مختص میراثفرهنگی تبدیل شود.»
مدیرکل حفظ و احیا بناها، محوطهها و بافتهای تاریخی کشور توضیح داد: «وزارت میراثفرهنگی برای هر بافت تاریخی در نقاط مختلف کشور طرح و ضوابط ویژه همان بافت را تهیه و تدوین و مشخص میکند در آن محدوده تغییر کاربریها باید چگونه باشد و یا این که اصلا امکان و یا ظرفیت وجود دارد که این امر شامل نظارت بر طرح مرمتهای خانههای تاریخی و بومگردیها و تغییر کاربریها میشود.»
نظام فنی ناکارآمد
مدیرکل بناها، بافتها و محوطههای تاریخی کشور، در روزهای گذشته نیز نظام فنی اجرایی کشور را برای مرمت ناکافی و ناکارآمد دانسته و لزوم استقرار نظام ویژه مرمت و احیا را بهصورت مجزا از نظام فنی مهندسی ساختمان هدف و آرزوی همه فعالان حوزه میراثفرهنگی دانسته بود. به گفته او استفاده از حداکثر توان فنی و مهندسی کشور، حمایت از ابتکارها، خلاقیتها و نوآوریها در پدیدآوری طرحهای مرمت و احیا، انتخاب فناوری مناسب و زمینهسازی برای بومی کردن آنها، استقرار و نهادینه کردن نظام فنی مرمت اجتنابناپذیر است و استفاده از مصالح و فرآوردههای ساختمانی و کالاهای تاسیسات و تجهیزات مکانیکی و برقی استاندارد در طرحهای مرمت و احیای بناها، بافتها و محوطههای تاریخی از جمله مواردی برشمرد که نیاز به نظام فنی و اجرایی دارد.
شهرهای یادگیرنده به دنبال اقتصاد پایدار و توسعه اجتماعی
شاید تا یک دهه پیش نام شهرهای یادگیرنده به گوش شهروندان نخورده بود، حالا اما این عنوان به یکی از اصلیترین مفاهیم شهرهای خلاق تبدیل شده است، شهرهای یادگیرنده به عنوان مکانهایی برای آموزش شهروندان خلاق تعریف میشوند، شهروندانی که توسعه پایدار، محیط زیست و فناوریهای تازه را درک میکنند. کار این شهرها تربیت شهروندانی با دانش بالاست. شهرهایی که در آینده این شهروندانشان است، با یکدیگر رقابت میکنند.به گزارش ایمنا، شهرهای یادگیرنده با تکیه بر نیروی پایدار خلاقیت، زمینه مشارکت دانایی محور شهروندان و تولید مداوم دانش را فراهم میکند، که بر اساس این رابطه متقابل و با ترکیب دانش مستمر شهر یادگیرنده و خلاقیت شهر خلاق، دستیابی به شهر پایدار میسر میشود. تجارب شهرهای ایران در زمینه شهرهای یادگیرنده در وبیناری به همین نام، بررسی و بازگو شد.
امیر روشن بخش، معاون ارتباطات و امور مشارکتهای کمیسیون ملی یونسکو در اینباره گفت: قبل از اینکه قرار باشد اقدامی انجام دهیم باید بدانیم فلسفه وجودی شهرهای یادگیرنده چیست و چرا یونسکو به این فکر افتاد که شهرها را وارد این کار کند؛ گاهی اوقات شهرهایی برای ما گزارش میدهند، اما این اتفاق تنها برای آنها یک برند شده است و اقدامات لازم را انجام نمیدهند.
او ادامه داد: با توجه به پیچیدگیهای زندگی مردم، یونسکو به این فکر افتاد که این پیچیدگیها را مدیریت کند که در این راستا مردم نیز نیاز به کسب مهارتهای لازم برای مقابله با مشکلات داشتند؛ اما برای کسب این مهارتها باید آموزشهای لازم به شهروندان ارائه میشد، بر این اساس راهحلهای متفاوتی امتحان و باعث شد راهی انتخاب کنیم تا در یک چارچوب مشخص به شهروندان هر شهر آموزشهای لازم داده شود.
معاون ارتباطات و امور مشارکتهای کمیسیون ملی یونسکو تاکید کرد: یادگیری به افراد کمک میکند که ارزشهایی را در خود پیدا کنند. با توجه به پتانسیل شهرها سعی کردیم مردم را با موارد شهری درگیر کنیم تا با چالشهای پیشرو مقابله کنند.
او افزود: شهرهای یادگیرنده به دنبال اقتصاد پایدار، توسعه اجتماعی و ارتقا کیفیت محیط زیستی هستند که در همین راستا میتوانند آموزشهایی را ارائه کنند؛ این آموزشها باید دائمی باشد و تنها مخصوص دوره محدودی نباشد، زیرا آموزش دائمی عملکرد و نتیجه بهتری را خواهد داشت.
روشن ادامه داد: در مسیر زندگی کنونی تفکر یادگیری مهمتر از ابزارهای یادگیری است، بنابراین باید زیرساختها را فراهم و تفکرات افراد را آماده کنیم تا به تعالی برسیم، باید سواد را به گونهای تنظیم کنیم که تمامی افراد سواد زندگی در شهر را پیدا کنند.
او افزود : در کشورمان ۱۰ شهر یادگیرنده داریم که هدف ما از این کار توسعه خوب زندگی کردن و ارتقا سطح کیفیت زندگی است پس برای رسیدن به این مرحله باید دسترسی افراد را باز بگذاریم تا بتوانند با یکدیگر رقابت سالمی را داشته باشند.
همه ما در شهرها پروژههای خوبی داریم، اما در زمینه اطلاعرسانی آن دچار مشکل هستیم و باید این موضوع را هرچه سریعتر حل کنیم.
معاون ارتباطات و امور مشارکتهای کمیسیون ملی یونسکو گفت: باید برنامهریزی راهبردی داشته باشیم تا این شهرهای یادگیرنده روز به روز پیشرفت کنند، شهرهایی هستند که با توجه به ورودشان به شهرهای یادگیرنده اقدامات لازم را انجام نمیدهند و از نظر من باید این شهرها کنار بکشند و جای خود را به شهرهایی که از این پتانسیل بهرهمند است، بدهند.
گشتاسب مظفری، دبیر کل مجمع شهرداران آسیایی نیز در این رابطه گفت: این موضوع در مدیریت شهری کلیدی است و آموزش و توانمندسازی شهرداریها اتفاقات خوبی را رقم میزند و باعث میشود تا شهروندان آن شهر نیز آگاهی بیشتری پیدا کنند؛ تلاش داشتهایم از طریق دانش و تبادل آموختهها به یک جمعبندی کامل برسیم تا شهرداریهای شهرهای مختلف از آن استفاده کنند.
او افزود: شهر بهتر، بستر زندگی بهتر و ایدهآل شهروندان را فراهم میکند، بنابراین باید دادهها، اطلاعات و تجربههای خود را در اختیار بگذاریم تا رفتارهای ما بهبود یابد و اگر تمام آموختهها عملیاتی شود، اتفاقات خوبی را شاهد خواهیم بود، هدف اصلی یادگیری اصلاح رفتار شهروندان است.
دبیر کل مجمع شهرداران آسیایی تصریح کرد: ایجاد سازمانهای یادگیرنده هدف یونسکو است، این اتفاقات را در سطح بینالمللی شاهد و متوجه نتیجه خوب آن هستیم و امیدوارم ما نیز بتوانیم این اقدام را در شهرهای مختلف انجام دهیم؛ هدف یادگیریها این است که نسل آینده خوبی تربیت کنیم بنابراین باید این آموزشها را از مقطع ابتدایی تا زمان دانشگاه داشته باشیم.
او ادامه داد: باید به یاد داشته باشیم که چگونه رقابت مفیدی داشته باشیم تا بتوانیم از آن درس بگیریم و سرلوحه کارمان قرار دهیم، مجموعهای باید فراهم کنیم تا شهرداریها بتوانند آموزشهای خوبی را ارائه دهند تا شهروندان از محیط زیست و شهر خود به خوبی مراقبت کنند، در این کار میتوانیم یاد بگیریم چگونه با چالشها مقابله و آنها را مدیریت کنیم.
محمدحسین بوچانی، رئیس مرکز مطالعات و برنامهریزی شهر تهران در همین راستا گفت: اگر شهروندان در جریان امور شهر قرار بگیرند به طور حتم اتفاقات خوبی در شهر رقم خواهد خورد؛ در واقع شهروندان باید بدانند که چگونه پسماند را تفکیک و چطور از فضای سبز و بوستانهای شهر حفاظت کنند. همچنین آنها باید راهکارهای استفاده از حملونقل عمومی را آموزش ببینند.
او افزود: در این راستا باید شهرهایی برای ارتقا آموزشهای شهروندی اختصاص داد تا به بهترین شکل این آموزشها انجام شود، بر این اساس در مرکز مطالعات بررسی تعاملات شهرداریها و مدارس انجام شده است.
رئیس مرکز مطالعات و برنامهریزی شهر تهران با تاکید بر اینکه مهمترین سرمایههای هر شهر، شهروندان هستند بنابراین همه باید کمک کنیم تا شهر خوبی را بسازیم، اضافه کرد: یکی از موضوعاتی که شهرداریها باید به آن توجه کنند موضوع حفظ فضای سبز و رعایت حقوق حیوانات است و همچنین بحثهای خدمات شهری در مدارس باید آموزش داده شود تا بسیاری از مشکلات رفع شود.
او با بیان اینکه بخش عمده این آموزشها را باید در مدارس آغاز کرد، ادامه داد: شهرداریها باید تلاش کنند با برنامههای جذاب اقدامات خوبی را در مدارس رقم بزنند، به طور مثال اگر در مدارس درختکاری صورت گیرد، شاید به اندازه یک پارک بتوانیم فضای سبز در مدارس مختلف ایجاد کنیم.
بوچانی تصریح کرد: حجم عظیم پسماند، ضمن اینکه سیستم مدیریت شهری را با چالشهایی روبهرو ساخته، محیطزیست انسانی را نیز با مخاطرات جدی مواجه کرده است. از این رو باید دانش آموزان را با آموزشهای مختلف با تفکیک پسماند آشنا کرد؛ این اقدامات در کشورهای مختلف جهان انجام میشود که همین کارها باعث شده اکنون آنها جز پیشرفتهترین کشورها باشند.
رئیس مرکز مطالعات و برنامهریزی شهر تهران تاکید کرد: اگر به دنبال شهری پیشرفته هستیم باید اقداماتی انجام شود تا ارتباطگیری شهرداری با مردم بیشتر شود و باید مدارس را مرکز شهرهای یادگیرنده قرار دهیم؛ در برخی از شهرها شاهد هستیم که مردم از مدیریت شهر خود راضی نیستند و شهر تنها محلی برای عبور آنها است.
توافق اروپاییها برای کاهش 55 درصدی آلایندههای کربن
نمایندگان پارلمان و شورای اتحادیه اروپا بامداد چهارشنبه ۲۱ آوریل (یکم اردیبهشت) پس از ساعتها رایزنی فشرده بر سر پیشنویس قانون حذف آلایندههای کربن تا سال ۲۰۵۰ به توافق رسیدند. نهاد قانونگذاری و نمایندگان ۲۷ کشور عضو اتحادیه اروپا همچنین برای کاهش ۵۵ درصدی همین آلایندهها تا سال ۲۰۳۰ نسبت به سال ۱۹۹۰ توافق کردند.
به گزارش خبرگزاری یورونیوز، فرانس تیمرمن معاون اجرایی رئیس کمیسیون برای پیمان سبز اروپا بامداد چهارشنبه این خبر را با انتشار پیامی در توییتر اعلام کرد. ژوآئو پدرو ماتوش، وزیر محیط زیست و کنش اقلیمی پرتغال، رئیس دورهای اتحادیه اروپا «قانون آبوهوایی اروپا را مادر قوانین اروپایی و چارچوبی برای قانونگذاری در کشورهای عضو طی سه دهه آینده» توصیف کرد. این توافق برای اجرایی شدن باید به تصویب پارلمان اروپا برسد و از سوی شورای اتحادیه به کشورهای عضو ابلاغ شود.
با وجود استقبال بیشتر سیاستمداران داخلی و اروپایی از دستیابی به این توافق، گروه پارلمانی سبزها/ اتحاد آزاد اروپایی، مصوبه پارلمان و شورای اتحادیه اروپا را فاقد بلندپروازی توصیف کرده و میگویند که این پیشنویس ممکن است باعث کاهش اهمیت پیمان سبز اروپا شود.
اتحادیه اروپا در دسامبر ۲۰۱۹ پیمان سبز را با هدف تبدیل ۲۷ کشور عضو به نخستین منطقه عاری از آلایندههای کربن جهان تصویب کرد. این توافق برای بررسی و چانهزنی به رهبران کشورهای عضو تحویل داده شد. نمایندگان پارلمان خواستار کاهش ۶۰ درصدی آلایندههای کربن تا سال ۲۰۳۰ بودند اما شورای اتحادیه اروپا، هدف ممکن را صرفا در کاهش ۳۰ درصدی عامل انسانی اصلی گرمایش زمین قرار داده بود.
تصویب پیشنویس قانونی اجرای این توافق، که پس از اصلاحاتی صورت گرفته، نخستین گام برای اجرای اهداف زیست محیطی و مقابله با گرمایش کره زمین در مقیاس اروپایی است. قرار است میلیاردها یورو برای پیاده کردن مفاد این توافق به کشورهای عضو و نهادهای اروپایی پرداخته شود. اوزولا فن در لاین، رئیس کمیسیون اروپا با استقبال گرم از دستیابی به این توافق با انتشار پیامی در توییتر نوشت: «هدف ما برای تبدیل شدن به نخستین نقطه عاری جهان از آلایندههای کربنی، حال یک قانون است.»
چین در اجلاس سران جهان برای مقابله با تغییرات اقلیمی شرکت میکند
توافق بر سر پیشنویس قانون حذف آلایندههای کربن تا سال ۲۰۵۰ در آستانه اجلاس بینالمللی رهبران جهان به میزبانی ایالات متحده آمریکا به تصویب رسید. دولت جو بایدن، برخلاف رویکرد محیط زیست گریزانه دونالد ترامپ، با بازگشت به پیمان اقلیمی پاریس تصمیم به راهبری مبارزه جهانی برای توقف سرعت گرمایش زمین گرفته است.
بامداد چهارشنبه جمهوری خلق چین، که همراه با ایالات متحده آمریکا بزرگترین تولیدکنندگان گازهای گلخانهای و آلایندههای کربنی جهان به شمار میروند، اعلام کرد شیژین پینگ، رئیسجمهوری این کشو در اجلاس مقابله با تغییرات اقلیمی جهان به میزبانی آنلاین واشنگتن شرکت میکند.
براساس بیانیه وزارت امور خارجه چین، قرار است آقای شی سخنرانی بسیار مهمی در این اجلاس مجازی داشته باشد. چین در سال گذشته اعلام کرد آلایندههای کربن خود را تا سال ۲۰۵۰ به ۶۰ درصد سال ۲۰۰۳ کاهش میدهد. این تصمیم با استقبال گسترده جهانی مواجه شد. مناسبات نهچندان دوستانه چین و ایالات متحده آمریکا از زمان به قدرت رسیدن جو بایدن سردتر شده است.
وعده محیط زیستی پوتین
ولادیمیر پوتین، رئیسجمهوری روسیه، دیگر رقیب استراتژیک ایالات متحده آمریکا روز چهارشنبه و در جریان سخنرانی سالانه خطاب به شهروندان این کشور گفت ما باید به چالشهای ناشی از تغییرات اقلیمی با ساخت یک صنعت بازیافت آلایندههای کربن پاسخ دهیم. سازمان ملل متحد ادامه روند کنونی افزایش دمای کره زمین را فاجعهبار توصیف کرده و هشدار داده است که در صورت نبود عزم جدی جهانی برای مقابله با این وضعیت، بسیاری از مناطق زمین در پایان قرن ۲۱ قابل سکونت نخواهند بود. روز سهشنبه نیز آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد در نشستی خبری به مناسبت انتشار گزارش سالانه سازمان هواشناسی جهانی اعلام کرد، برای محافظت از مردم جهان در برابر تغییرات اقلیمی، سال ۲۰۲۱ باید «سال عمل» باشد و افزود: «بر لبه پرتگاه ایستادهایم.» او همچنین گفت که «دیگر فرصتی برای تلف کردن باقی نمانده» و «اختلال آب و هوایی فرا رسیده است.»سال گذشته یکی از سه سال گرم ثبت شده در تاریخ عصر پساصنعتی بهشمار میرود و همین امر نگرانی درباره اوضاع آبوهوایی کره زمین و تاثیر آن بر زندگی جهانیان را بیشتر کرده است.
آیا گربهماهیها به پیش بینی زلزله کمک میکنند؟
در روزهای 13 و 25 فروردین خبرهایی از مشاهده گربهماهیهای مرده در ساحل جاسک در ساحل دریای عمان، توجه متخصصان را به دلیل این پدیده جلب کرد. البته مسئولان محلی محیط زیست و اداره بهداشت و دامپزشکی شهرستان جاسک موضوع را به کشتیها ماهیگیری ربط دادند. نگارنده بر اساس اهمیتی که ساحل مکران به عنوان منطقهای با خطر رخداد زمینلرزه شدید دارد و همچنین وقوع زمینلرزه 29 فروردین 1400 در شمال بندر گناوه بوشهر – که با مرگ گربهماهیهای جاسک و مرگ ماهیها در اسفندماه در عسلویه بیربط به نظر میرسد- به بازخوانی مساله پایش رفتار گربهماهیها به عنوان شاهد پیش نشانگری زلزله ها پرداخته است.
زلزله 1855 آنسی ادو، Ansei Edo ژاپن نقطه عطف مهمی در تاریخ زمینلرزهها در توجه به مساله گربهماهیهاست. این زلزله تاریخی که بزرگای آن 7.0 تخمین زده شد، حدود ساعت 10 شب 11 نوامبر 1855 پایتخت ادو (توکیو کنونی) را لرزاند و باعث کشته شدن حدود 10هزار نفر شد.
این رخداد موجب تغییرات مهمی در نظر و دیدگاه ژاپنیها در مورد مساله زمینلرزه شد و آنها آماده شدند تا بررسی پدیدههای طبیعی جدید را به عنوان عوامل زمینلرزهها بسنجند. با وجود سابقه طولانی ژاپن در زمینلرزه، از سال 1855 توکیو حدود 154 سال بود که یک زمینلرزه بزرگ را تجربه نکرده بود. از نظر شهروندان آن زمان، زمینلرزهها مربوط به گذشته بودند و بعید بود که دوباره رخ دهند. این عدم آمادگی ساختاری، همراه با این واقعیت که بیشتر مناطق پرجمعیت توکیو در تالابهای سابق و بر روی خاک دستی ساخته شده بود که به طور مصنوعی با خاک آبرفتی ناپایدار پر شده بود، این شهر را از در برابر زلزله “آنسی ادو” بسیار آسیبپذیر کرد.
دو روز پس از زلزله 1855، چاپ پوسترهایی آغاز شد، که گربهماهی غولپیکری را به تصویر میکشید که مورد حمله مردم قرار گرفته بود – چون مردم گربهماهی را عامل وقوع زلزله میدانستند. ژاپنیها هنوز در آن زمان تصور میکردند که زمینلرزهها به دلیل حرکت و ضربه زدن یک گربهماهی اسطورهای در زیر زمین ایجاد میشوند، و عدم رخداد آن نیز با نگه داشته شدن گربهماهی با سنگ مقدس کاشیما از طریق نگهبانی که خدای «ابیسو» میدهد مربوط است.
ولی از نظر مردم خدای «ابیسو» هنگام محافظت از سنگ کاشیما به خواب میرود و به گربهماهی اجازه میدهد زمینلرزهای را ایجاد کند که «ادو» را نابود کرد! کاشیما با استفاده از یک سنگ بزرگ بر سر گربهماهی باید همچنان نگهبانی میداد . چاپ این تصویر ها عصبانیت مردم از کاشیما را نشان میداد که با همین زلزله، و ناکارآمدی کاشیما در کنترل «گربهماهی» خدای خورشید را جایگزین آن کردند!
همزمان این موضوع با جدیدت به ویژه بعد از زلزله 1855 دنبال شد که یکی دیگر از علائم احتمالی زلزله قریبالوقوع ، فعالیت غیرمعمولی است که در گربهماهیها قبل از رخداد زلزله دیده میشود: این ماهیها ، قبل از زلزله روی سطح آب شنا میکنند.
در اوایل قرن بیستم دانشمندان ژاپنی نشان دادند که گربهماهی در شرایط طبیعی حدود 6 ساعت قبل از ثبت اختلالات زلزله علائم بی قراری نشان میدهد. گربهماهیها در یک آکواریوم معمولا آزمایش میشوند. در آزمایشهای قدیمی دانشمندان با ضربه زدن روی میز نگهدارنده آکواریوم ، گربهماهیها را میآزمودند. وقتی هیچ زلزلهای قریبالوقوع نبود ، ماهی با تنبلی حرکت میکرد یا اصلاً حرکت نمیکرد. اما حدود شش ساعت قبل از زلزله ماهیها در لب آب با شور و هیجان شنا میکردند . دانشمندان تصور میکنند که گربهماهی از طریق تغییرات الکتریکی در زمین حساس میشود.
پیش بینی زمینلرزه بر پایه مطالعه پیش نشانگر ها در ژاپن از سال 1855 تا به امروز شامل جمع آوری پدیدههای احتمالی طبیعی بوده است.
زمینلرزه «آنسی ادو» به عنوان یک کاتالیزور تسریع روند کار در مورد زمینلرزه ها بود چرا که یک ایده قدیمی احیا کرد: اینکه زمینلرزه ها را میتوان با اطمینان از پدیده های طبیعی پیش بینی کرد – فقط اگر ما بدانیم که به دنبال چه چیزی بگردیم. از سال 1855 در هر زلزله لیست های طولانی از پیش نشانگر های احتمالی به روز میشود.
در دهه 60 ، در ژاپن، این تصور عمومی وجود داشت که مطمئناً باید بتوانیم زمینلرزهها را پیش بینی کنیم.
این موضوع فشار زیادی به جامعه زلزله شناسان وارد کرد تا قبول کنند که پیش بینی زلزله حتما امکان پذیر است اما وقتی زلزله کوبه در سال 1995 رخ داد و منجر به کشته شدن 6434 نفر شد و کاملاً پیش بینی نشده بود، این روند بررسی پیش نشانگرها با اشکالات جدی مواجه شد. در دهه های اخیر محققان کتابهای قدیمی و داستانهای عامیانه را مطالعه کردهاند . گزارشهای مکرر در ژاپن در تایید این باور گسترده هنوز وجود دارد که گربهماهی قبل از زلزله فعالتر میشود. برای آزمایش با حسگرهای الکترونیکی، ماهیها را 24 ساعته پایش میکردند و اطلاعات مربوط به حرکات آنها را به کامپیوتر منتقل میکردند. این اطلاعات با سوابق زمینلرزهها مقایسه شده است.
گربهماهیها معمولاً تنبل که در کف آکواریوم جمع میشوند، ده روز تا دو هفته قبل از حدود 31٪ از زمینلرزههای شدید فعالیت خود را بسیار افزایش دادند. ماهیها قبل از 60 درصد زمینلرزههای متوسط نیز سریعتر شنا میکردند و به سطح آب میآمدند. از سوی دیگر نکته مهم دیگری در راهبرد مطالعات زلزله شناسی و پیش بینی زلزله باید بدان توجه نمود آن است که «زمینلرزههای سرشتی و شاخص» که فاجعه زمینلرزه و سونامی 2011 را به عنوان یک واقعه 1000 ساله قلمداد میکند، نباید به این اشتباه نتیجه گیری بیانجامد که «گویی گسیختگی گسلها الزاما در فواصل منظم اتفاق می افتد و اکنون که این اتفاق افتاده، میتوانیم برای هزار سال دیگر آسوده باشیم».
رفع تکلیف دولت، بدهکاری بخش خصوصی
معاون گردشگری کشور هفته گذشته از تمدید امهال بازپرداخت تسهیلات کرونا تا پایان شهریورماه سال ۱۴۰۰ خبر داد و اعلام کرد: «بازپرداخت این تسهیلات در حوزه گردشگری تا پایان شهریورماه سالجاری امهال شد. امهال مالیات و حق بیمه کارفرمایی نیز در حال پیگیری است» بانکها و سازمان امور مالیاتی اما در سوی دیگر ماجرا ساز خود را جور دیگری کوک کردهاند. فعالان اصناف مختلف گردشگری میگویند بسیاری از بانکهای ارائه دهنده این تسهیلات علیرغم ابلاغ بانک مرکزی مبنی بر امهال وام، بعد از سه ماه تنفس، شروع به برداشت اقساط از حساب آنها کردهاند و اعتراض آنها راه به جایی نبرده است. مالیات سنگینی هم که برای شاغلان بخش گردشگری -که در یک سال و نیم گذشته فعالیت و درآمد نداشتهاند- تعیین شده، به تمام مشکلات آنها افزوده است.بیش از یک سال است که کرونا بسیاری از صنایع را از نفس انداخته، صاحبان مشاغل در بحبوحه جولان دادنهای این ویروس بدقلق، چشم به حمایتهایی داشتند که از جانب دولتها دریافت میکنند. بر اساس مطالعات و آمارهای جهانی، بخش گردشگری یکی از بخشهایی است که از ابعاد مختلف بیشترین آسیب را از پاندمی کرونا تجربه کرد. دولتهای مختلف هر کدام بسته به اهمیت این صنعت در اقتصادشان، از فعالان و شاغلان گردشگری حمایت کردند، از تسهیلات بلاعوض تا وامهای کمبهره و… در ایران هم دولت چند ماه پس از شیوع کرونا تصمیم گرفت بستههای حمایتی برای مشاغل آسیبدیده از کرونا در نظر بگیرد. اما شرایط دریافت و بازپرداخت این تسهیلات بسیاری از کسانی را که مشمول دریافت این حمایتها میشدند، منصرف کرد. در بخش گردشگری نیز بسیاری از دفاتر مسافرتی، تعطیلی و تعدیل نیرو را به بدهکار شدن به دولت ترجیح دادند. حالا که بیش از یک سال از شیوع کرونا میگذرد، دریافتکنندگان این تسهیلات در واکنش به خبر امهال بازپرداخت وامهای خود، از برخوردهای سلیقهای بانکها در دریافت اقساط میگویند. از اینکه نه تنها بازپرداخت این تسهیلات امهال نشده بلکه سه ماه پس از دریافت این وامها، بانک اقدام به کسر اقساط از حساب کسانی کرده است که بر اساس ابلاغ بانک مرکزی بازپرداخت وام آنها تا پایان سال امهال شده بود.
سهند عقدایی هم بنیانگذار شرکت سفرهای طبیعتگردی اسپیلت البرز در گفتوگو با «پیامما» میگوید: «ما این وام را در مرحله اول دریافت کردیم. بانکی که از آن وام را دریافت کردیم، زیاد سخت نگرفت. اما میدانم که بسیاری از همکارانم با سختگیریهایی از سوی بانکها مواجه شدند. قرار بود با یک تنفس سه ماهه بازپرداخت وام شروع شود. قبل از به پایان رسیدن این تنفس، هیئت دولت مصوبهای داشت و بانک مرکزی آن را ابلاغ کرد که صنف گردشگری –این وام شامل 16 صنف دیگر هم بود- مستثناست و بازپرداخت وام فعالان این صنف تا پایان سال 99 امهال میشود. اما تقریبا بیش از 90 درصد بانکها این ابلاغیه را اعمال نکردند. ما چند ماه بدهکار بانکی بودیم و مشکلاتی داشتیم از قبیل اینکه نمیتوانستیم دسته چک بگیریم و مدام به ضامنهای ما پیام میدادند که مبلغ اقساط را از حساب آنها کسر میکنند. ما در نهایت از خیر امهال وام گذشتیم و اقساط را پرداخت میکنیم.»
برای کسانی که هنوز با بیکاری و رکود دست و پنجه نرم میکنند، هنوز به سطحی از درآمد نرسیدهاند که بخواهند مبلغی را که به عنوان تسهیلات دریافت کرده بودند تا کسبوکار خود را از بحران کرونا نجات دهند، به دولت برگردانند، خبر امهال بازپرداخت خبر خوشحال کنندهای نبود. ابراهیم پورفرج، رئیس جامعه تورگردانان ایران در خصوص این موضوع به «پیام ما» میگوید: «این وام قرار بود به بخش خصوصی کمک کند تا در شرایط بحرانی پیش آمده به حیات خود ادامه دهد. اما تا زمانی که درآمدی برای مشاغل گردشگری حاصل نشده دریافت اقساط چه معنایی دارد؟ بسیاری از کشورها به بخش خصوصی کمک بلاعوض کردند، دولت ما چون وضع مالی خوبی ندارد بخش خصوصی از او انتظار کمک بلاعوض ندارد، اما این انتظار را دارد که صبر کند تا زمانی که شرکتها و موسسات به درآمد برسند و بتوانند پول دولت را بدهند»
پورفرج معتقد است: «مشکلی که پیش آمد این بود که دولت برای رفع تکلیف به فعالان گردشگری تسهیلات داد. اگر منطقی با این موضوع روبهرو میشد، باید مطالعه و بررسی انجام میداد که کدام شغل بیشتر آسیب دیدهاند و کدام کمتر و بر اساس این آسیب تسهیلات برای مشاغل مختلف در نظر میگرفت. دادن وام با سود 12 درصد به کسی که شغلی ندارد یعنی چه؟ یعنی بدهکار کردن بخش خصوصی به دولت. دولت باید وظیفه خود را به درستی انجام دهد تا بخش خصوصی فکر کند دولت پشتیبان اوست. یقین بدانید زمانی که بحران مرتفع شد دوباره بخش خصوصی هم مالیات به موقع میپردازد و هم بیمه و هم وظایف دیگر خود را انجام میدهد.در این بحران دولت اگر رعایت حال بخش خصوصی را نکند، عملا خسارتی سنگینتر از کرونا از جانب دولت به بخش خصوصی وارد میشود»
پورفرج در خصوص خبر امهال بازپرداخت تسهیلات بخش گردشگری تا پایان شهریور میگوید: «در بحث امهال وام مهم نیست که سه ماه امهال شود یا چهار ماه، دولت باید متوجه شود کسی که وام و تسهیلات را دریافت کرده چه زمانی به درآمد میرسد تا بتواند اقساط وام را بپردازد، شاید شش ماه دیگر شاید هم یک سال دیگر به این درآمد برسد. کسی که درآمد نداشته و ندارد و در آینده ضعیفتر هم میشود، نمیتواند به امهال سه ماهه و شش ماهه دل ببندد»
اما مسائلی که این روزها فعالان گردشگری با آن دست به گریبانند به همین جا ختم نمیشود. اداره دارایی در سالی که بسیاری از شرکتهای گردشگری و دفاتر خدمات مسافرتی در رکود به سر میبردند، مبالغی عجیب و هنگفت به عنوان مالیات برای آنها تعیین کرده است. سهند عقدایی در این خصوص میگوید: « مالیات عملکرد به طرز بیرحمانه و بیحساب و کتابی افزایش پیدا کرد. دلیل آن هم اینطور اعلام شد که مدارک لازم را در زمانی که اعلام کردهاند ارائه ندادهایم. بنابراین مالیات را علیالراس -مالیاتی که مبنای محاسبه آن به جای اسناد و مدارک مودی، قراین و ضرایب مالیاتی است- محاسبه کردند. در سالی که ما هیچ درآمدی نداشتیم مالیات ما را ده برابر کردند. در 15 سال فعالیت ما هر سال اظهارنامه مالیاتی را پر کردیم و دفاتر مالی را ارائه کردیم و هر میزان مالیات تعیین میشد پرداخت میکردیم. اما سال گذشته چون میدانستند نمیتوانند از طریق بررسی دفاتر مالی ما مالیات سنگینی تعیین کنند – چون درآمدی نداشتیم- گفتند مدارک را ارائه نشده است. وقتی اعتراض کردیم ممیز کل قبول نکرد و گفت به هیات بدوی شکایت کنید، هیئت بدوی تقاضای رسیدگی مجدد ما را قبول نکردند، در یک پروسهای است که در انتها یک مبلغ هنگفتی را با ناجوانمردانی از ما بگیرند. وقتی برای اعتراض رفته بودیم دیدم انبوه شرکتها با شرایط مشابه ما همین برخورد را دیده و برای اعتراض به وضعیت مالیات خود مراجعه کردهاند. در بحث مالیات بر ارزش افزوده هم در سال گذشته که ما هیچ کاری نمیکردیم و فعالیتی نداشتیم مالیات ده سال پیش را برای ما ابلاغ کردند»
عقدایی رئیس کمیته گردشگری خلاق اتاق ایران درباره حمایتهای صورت گرفته از بخش گردشگری در ایران میگوید: «من این موضوع را فراتر از وزارت گردشگری میبینم. معاون وزیر در حدی که توانایی دارند تقاضاهایی کرده و جلساتی گذاشتهاند. اما به طور مثال در جلسهای که با حضور روسای اصناف گردشگری در وزارتخانه برگزار شد و آقای جهانگیری و آقای همتی هم حضور داشتند، خیلی راحت آب پاکی را ریختند روی دست بخش خصوصی و گفتند از ما انتظاری نداشته باشید ما کاری نمیتوانیم برای شما انجام دهیم. در همین حد که وام با سود 18 درصد پرداخت شود که 6 درصد سود آنرا دولت میپردازد و 12 درصد را خود شما، در توان ماست»
عقدایی میگوید: «من ماجرا را فراتر از وزارت گردشگری میبینم، حتی فراتر از دولت. ما با دولتی که کسری بودجه و درآمدهای پایین دارد روبهرو هستیم. اما بسیاری از شرکتهایی که متعلق به نهادهای خاص هستند و در این سالها مالیاتی نمیپرداختند، حداقل در این یک سال به کمک اصناف میآمدند با ارزش افزودههایی که در این سالها داشتند و با مالیاتی که میتوانستند بپردازند کمک حال بخش خصوصی باشند.»
رئیس کمیته گردشگری خلاق اتاق بازرگانی ایران معتقد است: « این شکل حمایتی که در ایران از اصناف آسیبدیده از کرونا صورت گرفت با کشورهای همتراز ایران قابل مقایسه نبود. در ترکیه از گردشگری و اصناف آسیب دیده چطور حمایت شد؟ در هند یا کشورهایی مثل آذربایجان چطور؟ کشورها از صندوق ذخیره ملی برداشت کردند و دست به دست هم دادند و این یک سال ضرر را جبران و مشاغل را حفظ کردند، اما در ایران متاسفانه اینطور نبود»
بخش گردشگری ایران با چالشهای عدیدهای روبهرو است، چالشی که این روزها فقط بخشی از آن به کرونا و تبعات آن مربوط است و بخش عمده آن به مدیریت در شرایط بحرانی، نگاه غیرتخصصی و نادیده گرفتن نظرات کارشناسان در تصمیمگیریها و تصمیمات اشتباه در بخشهای مختلف بر میگردد.
دولت برای خرید برق تولیدی زبالهسوزها آماده است
معاون اول رئیسجمهور با اشاره به اهمیت اقتصادی توسعه کارخانههای زبالهسوز در کشور تاکید کرد: دولت آمادگی دارد در صورت اقتصادی بودن، برق تولید شده از طرحهای زبالهسوز را خریداری کند.
اسحاق جهانگیری روز سهشنبه در حاشیه مراسم افتتاح پروژههای سازمان مدیریت پسماند و بازدید از مجتمع پردازش و دفع آرادکوه در جمع خبرنگاران با تأکید بر اینکه موضوع پسماند، تبدیل به یکی از دغدغههای جدی در شهرهای بزرگ کشور شده است، ادامه داد: این موضوع در شهرهای شمالی کشور شرایط سختتری را به وجود آورده است و مردم به شدت ناراضی شدهاند که باید با توسعه طرحهای زبالهسوز و تبدیل به برق از این مزیت استفاده کرد.
معاون اول رئیسجمهور در ادامه گفت: در شهرهای نوشهر و ساری کارخانههای زبالهسوز به بهرهبرداری رسیده است اما شهر تهران شرایط خاصی دارد که باید با اتخاذ تدابیری به توسعه اینگونه مجتمعها در شهر تهران کمک کرد.
جهانگیری با اشاره به کاهش تولید پسماند شهری در شهر تهران از هفت هزار تن به پنج هزار و 800 تن تأکید کرد: در 50 سال گذشته پسماند و زبالههای شهری در منطقه آرادکوه روی هم انباشته شدهاند و این معضل و همچنین تولید گاز متان حاصل از این کوههای پسماند تبدیل به یکی از دغدغههای جدی پایتخت شده است که باید برای رفع این مشکل تدابیر لازم اندیشیده شود.
معاون اول رئیسجمهور بر ضرورت توسعه کارخانههای زبالهسوز در کشور تاکید و تصریح کرد: در حال حاضر عوارض پسماند از مردم گرفته میشود و در اختیار وزارت کشور و محیط زیست است که باید این عوارض برای کمک به شهر تهران در اختیار شهرداری قرار گیرد.
جهانگیری همچنین به مذاکرات انجام شده با طرفهای خارجی برای حل مشکل کوههای زباله در کشور اشاره کرد و گفت: پس از تحریمهای آمریکا این طرحها و مذاکرات کنار گذاشته شد اما شهرداری کارهای مطالعاتی کاملی در این زمینه انجام داده است که میتواند به بهرهبرداری رسیده و مشکلات مردم تهران، کهریزک و ری برطرف شود.
