بایگانی مطالب نشریه
قلعه پرتغالیهای هرمز دیوار جنوب شرقیاش را از دست داد. روز گذشته حدود ۲۰ متر از این دیوار فروریخت و حالا مهمترین قلعه باقیمانده از روزگار تسلط پرتغالیها بر سواحل و جزایر خلیج فارس ویرانتر از قبل شده است. این قلعه با قدمتی بیش از ۵۰۰سال بهجامانده از دورهٔ حضور پرتغالیها در خلیجفارس پیش از این هم با مشکل مرمت روبهرو بود و سال ۹۶ هم بخشی از دیوار جنوبیاش ریزش کرده بود. حالا میراث فرهنگی میگوید دلیل فروریختن دیوار فرسودگی بوده و آوار اکنون جمعآوری شده است. دو ماه پیش هم به طور ناگهانی زمین فوتبال و آلاچیقهایی در حریم این اثر ثبت شده در آثار ملی علم شده بود و حالا با ریزش دیوار، قلعه پرتغالیها از همیشه آسیبپذیرتر شده است.
میزان تخریبی که در سال 96 صورت گرفت یک مترمربع و از بدنه دیواره برج دیدهبانی قلعه و در ارتفاع ۵ متری از سطح زمین بود. پیش از این تخریب قرار بود ۳ میلیارد تومان برای مرمت این بنا اختصاص داده شود و درنهایت هم مرداد ماه پارسال خبر مرمت قلعه پرتغالیهای هرمز آمد. آن مرمت هم جنجالهای خاص خودش را داشت و نگرانی فعالان میراث از این بابت بسیار زیاد بود. فعالان میگفتند این اثر بدون در نظر گرفتهشدن بافت بنا و بدون استفاده از مصالح هماهنگ با اثر اصلی با سنگهای سفید و ناهماهنگ با آجرهای قرمز رنگ بنا و در حال بازسازی است. با این همه معاون میراثفرهنگی هرمزگان در پاسخ به نگرانیها میگفت این مرمت اضطراری بوده و همه مصالح به کار رفته همانهایی است که در بنای اصلی وجود دارد. اما حتی مدیرکل دفتر حفظ و احیای بناها، بافتها و محوطههای تاریخی هم این اقدامات مرمتی را تایید نکرده بود.
دیواری که پرتغالیها مرمت کرده بودند
حالا عباس نوروزی، معاون اداره کل میراثفرهنگی، صنایعدستی و گردشگری استان هرمزگان به «پیامما» میگوید مرمت این بنا باید انجام میگرفت و وسعت بنا سبب شده که این بخش از قلعه نادیده گرفته شود. او توضیح میدهد: «بنا مشکلات بسیاری دارد و از سالهای قبل تاکنون هیچ مرمتی در آن انجام نگرفته. موجهای دریا که در نزدیکیاش قرار گرفتهاند هم عاملی هستند برای هرچه بیشتر شدن آسیبها به قلعه.» او میگوید دیواری که فروریخته یک لایه از دیوار اصلی بوده که سالیان قبل توسط خود پرتغالیها مرمت شده و حالا آن لایه ریخته و دیوار اصلی هنوز وجود دارد. «بخشهای دیگر قلعه آنچنان نیاز به مرمت داشت که ما نتوانیم به فکر این بخش باشیم. از طرفی ما برای بازسازی نیاز داشتیم این دیوار فرو بریزد و حالا این اتفاق افتاده است.» به گفته نوروزی فاز دوم مرمت این قلعه ۱۱ هزار مترمربعی در دست کار است اما کار به کندی پیش میرود و در حدود ۳۰ درصد پیشرفت در این فاز انجام گرفته است. «اگر با همین وضعیت فعلی بخواهیم قلعه را احیا کنیم دست کم ۲۰۰ میلیارد تومان پول نیاز داریم و بخشهایی از قلعه وجود دارد که شرایطش اورژانسی است و اگر روی آنها کار نمیشد شاهد تخریب گستردهتری بودیم.» به گفته معاون میراثفرهنگی هرمزگان باید برای موجهای دریا و ویرانی که ایجاد میکند هم فکری کرد. اما میزان هزینهای که برای زهکشی و موجشکن باید انجام بگیرد و متخصصان مخصوصی که این کار نیاز دارد مانع انجام کار شده است.
زمین فوتبال هنوز پابرجاست
قلعه پرتغالیها اسفند ماه سال گذشته هم خبرساز شده بود. زمانی که به طور ناگهانی یک زمین فوتبال و آلاچیقهایی در حریمش سبز شدند. آن زمان گفته شد زمین فوتبال شبانه برپا شده و حتی مسئولان میراثفرهنگی هم از آن بیخبر بودهاند. آنها همان زمان به «میراثخبر» گفتند: «با وجود تذکرها و مکاتبات ما با متولیان و سازمان ورزش جوانان هرمز و . . . آنها به صحبتها و نامههای ما توجهی نکردند و شبانه این زمین فوتبال راهاندازی و ما را شوکه کردند. به شکایت ما از نهادهای مسئول توجهی صورت نگرفته و اقدامی به عمل نیامده و زمین فوتبال همچنان دایر است. امیدواریم که بتوانیم هر چه سریعتر حکم جمعآوری آن را از مقامات قضایی دریافت کنیم.»
در همینحال بعضی اهالی بومی هرمز میگویند که مدیران میراثفرهنگی هرمزگان در جریان این اتفاق بودند. اگر چه مجوزی را صادر نکردند اما چطور ممکن است در حین ساخت این زمین فوتبال و آلاچیقها یگان حفاظت میراثفرهنگی اقدامی برای جلوگیری انجام نداده باشد؟ سوال آنها این است که آیا واقعا یک شبه این اتفاق افتاده است؟ مسئولان میراثفرهنگی اما عنوان میکنند: «نهاد یا گروههایی که اقدام به برپایی چنین زمینی کردهاند، میدانستند این بنا ثبت ملی بوده و هر گونه ساختوسازی در عرصه و حریم آن ممنوع است.»
حالا نوروزی به زمین فوتبال نزدیک قلعه هم اشاره میکند و میگوید: «این زمین بعد از مکاتبات بسیار همچنان هست و برای بازی به آنجا میآیند و هربار که گفتهایم حضورشان خطرناک است توجه نکردهاند. این وضعیت از نظر فنی و زیباییشناسی هم برای این بنا نادرست است.» مکاتبات میراثفرهنگی به گفته نوروزی بینتیجه بوده و این در حالی است که بر اساس ضوابط قانونی، در حریم قلعه نباید اتفاقاتی از این دست بیفتد. معاون میراثفرهنگی هرمزگان میگوید: «آنها پای مردم را به میان کشیدهاند تا نتوانیم از سازمان خاصی شکایت کنیم. میگویند مردم مطالبهشان این است که زمین فوتبال داشته باشند اما ماجرا این است که مردم ارزش آثار تاریخی و باستانی را میدانند و نباید این آثار به این شکل ویران شوند.» از سوی دیگر او تاکید میکند که حضور ماشینهای سنگین هم برای محوطهای این چنینی میتواند خطرآفرین باشد و آنها سناریویی در دست دارند که جلوی ورود ماشین تا پشت قلعه را بگیرند.
زمین فوتبال به موانع ثبت جهانی اضافه شد
با این حال این ماجراها همچنان ثبت جهانی این قلعه را با مشکل مواجه میکند؛ قلعهای که از سال ۸۵ پرونده ثبت جهانیاش آماده شده بود و حتی دولت پرتغال پیشنهاد بازسازی کامل قلعه هرمز را به مناسبت پانصدمین سال ورود پرتغالیها به خلیج فارس، به دولت ایران داده است. اما نه آن ثبت به سرانجام رسید، نه آن مرمت. نخستین بار سه سال پیش بود که اشکان مختاری، مدیر کل وقت اداره میراثفرهنگی استان هرمزگان، از تهیه پرونده ثبت جهانی جزیره هرمز در فهرست میراث طبیعی یونسکو خبر داد. او به مانا گفت که با توجه به وجود شاخصههای منحصر به فرد در جزیره هرمز، ثبت جهانی این جزیره به عنوان میراث طبیعی کشورمان در دستور کار قرار گرفته است. «تهیه پرونده ثبت میراث طبیعی جزیره هرمز هم اکنون پس از گذشت سه سال فعالیت کارشناسان مربوطه در این خصوص تهیه شده است. به زودی این پرونده جهت تایید نهایی به ادارهکل ثبت آثار و حفظ و احیا میراث معنوی و طبیعی سازمان میراثفرهنگی، صنایعدستی و گردشگری ارسال میشود. انتظار میرود پس از اتمام بررسی کارشناسی از سوی دفتر ثبت آثار و حفظ و احیا میراث معنوی و طبیعی سازمان میراثفرهنگی، امسال شاهد ثبت میراث طبیعی جزیره هرمز در فهرست آثار ملی کشور باشیم.» حالا نوروزی میگوید با وضعیت سختی که این قلعه برای مرمت با آن روبروست و از سویی حضور این زمین فوتبال امیدواریها برای ثبت در یونسکو همچنان خاک میخورد. در حالی که با فروریختن یکی از دیوارهای قلعه، نگرانی دوستدارن و فعالان میراثفرهنگی درباره سرنوشت این اثر تاریخی بیشتر شده است، معاون میراثفرهنگی هرمزگان هم امیدوار نیست و میگوید «نمیتوان با چنین وضعیتی قلعه را به این زودی نجات داد»، مگر اینکه «اعتبار کافی برای ترمیم قلعه برسد» که البته آن زمان هم «نمیتوان زمان دقیقی برای ترمیم متصور شد». او معتقد است این امر نیازمند برنامهریزی طولانی است و در این شرایط نمیتوان امیدوار بود.
بدهی ۳۰ هزار میلیارد تومانی دولت برای ساختوساز بدون پروانه
پیروز حناچی، شهردار تهران که این روزها به یکی از چهرههای پرخبر در رسانهها تبدیل شده، دیروز دوشنبه، ۲۰ اردیبهشت ماه در نشستی خبری به پرسشهای خبرنگاران پیرامون سرانجام پادگان ۰۶، چگونگی کنترل بلندمرتبه سازی در منطقه ۲۲ شهرداری تهران، آخرین وضعیت شهرداران بازداشت شده در پایتخت و سرانجام تفاهمنامه وزارت نیرو با مدیریت شهری و بدهیهای دولت به شهرداری توضیحاتی ارائه کرد.
پیروز حناچی در ابتدای این نشست توضیحاتی درباره زیستپذیر کردن تهران داد. به گفته او تلاش شده تا شهر برای تمام ساکنانش و نه تنها ثروتمندان و سرمایهگذاران زیستپذیر شود. او در ادامه درباره سرانجام انتقال پادگان ۰۶ و بارگذاریهای داخل آن گفت: تلاشمان برای انتقال پادگانها همین از پروژهای که قرار بود 2.2 میلیون مترمربع بارگذاری شود فشارآوری به 1.2 میلیون مترمربع و در مرحله بعد به ۹۰۰ هزار مترمربع رسید و با مصوبه شورای عالی شهرسازی به ۵۴۰ هزار مترمربع رسیده است. این پروژه برای نیروهای مسلح هم خوب است ما از سهم خودمان گذشتیم و تلاش کردیم سهم خود را به فضای عمومی تبدیل کنیم و هنوز هم این مساله را تعقیب میکنیم.
به گزارش پایگاه خبری شهر، او در ادامه درباره بلندمرتبهسازیها در منطقه ۲۲ شهرداری تهران ادامه داد: یکی از محورهای اصلی کنترل بلندمرتبهسازی در منطقه ۲۲ بود که تصویب و ابلاغ شد. بلند مرتبه سازی یکی از طرحهایی است که میتواند با طرحهای مصوب همراه شود. تلاش کردیم با قوانین جدید در پهنههای شناسایی شده این موضوع را هدایت کنیم.
شهردار تهران گفت: شهرداری سرنوشت شهر را به فروش تراکم گره نزده و کمبودها را از محل فروش تراکم به دست نیاورده است که اگر قرار باشد کمبودها از این راه تامین شود وضعیت شهر مثل حالا میشود. سهم منابع پایدار را در بودجه شهرداری افزایش دادیم. دو لایحه مهم را تعقیب کردیم که یکی از آنها به تصویب رسید.
او درباره اقدامات شهرداری در حوزه توسعه فضای سبز تاکید کرد: یکی از اقدامات شهرداری توسعه فضای سبز در مقیاس ملی، منطقهای و محلهای بوده است که در سطح ملی کمربند سبز تهران بوده، در منطقهای پارکهایی مانند الغدیر و برج باغها بوده است و در مقیاس محلهای پارکهای کوچک بوده که با همکاری دستگاههای دولتی مانند آموزشوپرورش در منطقه بریانک بوده است.
آخرین وضعیت بدهیهای دولتی به شهرداری تهران
حناچی درباره رقم بدهیهای دولت به شهرداری گفت: مطالبات شهرداری از دولت در حوزههای مختلف است، این بدهی در بخش صرفهجویی سوخت تا ۵۰ درصد افزایش پیدا کرده و این رقم به یارانه حملونقلی که از سازمان برنامه و بودجه دریافت میشود، اضافه شده و کمکهایی که از اوراق مشارکت دریافت میکنیم هم در این بخش قرار دارد.
شهردار تهران درباره وضعیت بازپسگیری بدهیها نیز تاکید کرد: بدهیهای دولت در بخش پروانههای ساختمانی و دستگاههای دولتی به تازگی پیگیری شده است دستگاههای دولت فقط در بخش ساختوسازهای بدون پروانه بیشتر ۳۰ هزار میلیارد تومان به شهرداری بدهکار هستند. هرساله هم بنابر سهم دولت در بافتهای فرسوده و… از طریق وزارت اقتصاد بخشی از بدهیها با بدهیهای بانکی تهاتر میشود.
او درباره آخرین وضعیت بدهی شهرداری به سازمانهای دیگر نیز گفت: تاکنون پنج هزار میلیارد تومان از بدهی شهرداری به بانکها این طریق تسویه شده است. البته بحث ساختوسازهای بدون پروانه دستگاههای دولتی و نهادهای نظامی موضوع جدیدی است که پیگیری شد. البته حجم زیادی از ساختوسازهای نظامی لشکری و کشوری در سالهای گذشته انجام شده است.
سرانجام وضعیت شهرداران بازداشت شده در پایتخت پرسش دیگری بود که حناچی درباره آن توضیح داد، او گفت که هنوز حکمی برای شهرداران صادر نشده و امیدوار است که شهرداران تبرئه شوند.
افزایش بودجه شهرداری تهران در سال جاری و شائبه تراکم فروشی در دوره جدید، پرسش دیگری بود که حناچی در پاسخ به آن گفت: تراکم فروشی مربوط به آن چیزی که در مجوز پروانه صادر میشود نیست فراتر از این رقمهاست و اگر به دنبال مشاهده وضعیت شهر هستید باید دو آیتم تعیینکننده را در نظر بگیرید. میزان صدور پروانه و تعداد پروانههای صادره که در حال حاضر در شهر کاملا متعادل شده است.
استخراج بیتکوین وظیفه شهرداری نیست
استخراج بیتکوین و رمزارز هم موضوع پرسش دیگری بود که شهردار تهران در پاسخ به آن گفت: هر جا که برق فراوان و فضا لازم وجود داشته باشد، شرایط برای استخراج رمزارز فراهم میشود. اما استخراج آن در شهرداری موضوع جدیدی نیست و از زمان آمدن ما به شهرداری برخی موارد اندک وجود داشت اما با آن برخورد کردیم. وظیفه شهرداری تولید رمزارز نیست اما؛ هر زمان گزارشی در این رابطه شود، دستگاههای نظارتی ما وارد میشوند.
شهردار تهران درباره تفاهم نامه با وزارت نیرو هم توضیح داد: ایجاد تصفیهخانه محلی، در مقیاس شهر تهران در ۶ و هفت نقطه در دستور کار ما است. در واقع هدف ما استفاده از پساب برای آبیاری فضای سبز است وزیر نیرو هم به عنوان سد مجازی از آن نام برد.
انتشار فیش حقوقی مدیران به صلاح نیست
حناچی در پاسخ به پرسش دیگری درباره شفافیت در انتشار حقوق مدیران شهرداری گفت: یک حقوق ثابت و یک متغیر وجود دارد که مستقیما به فعالیت مدیران مربوط است. در مجمعها و سازمانها اگر به موقع برگزار شود به دلیل اینکه اقدامات مجامع به منافع شهرداری مربوط است مدیران تشویق میشوند.
او با اشاره به اینکه به ما گفتند فیش مدیران را منتشر کنید، تاکید کرد: اما این اقدام به صلاح نیست چرا که خیلی از مدیران وام گرفتند و درست نیست منتشر شود. از سوی دیگر پایه حقوق مدیران هم ملاک نیست و فعالیت آنها موثر است.
بودجه ایمنی شهر تهران ۳۰۰ درصد افزایش پیدا کرد
به گزارش ایسنا، در ادامه این نشست، صفا صبوریدیلمی، معاون فنی عمرانی شهرداری تهران نیز توضیحاتی درباره آخرین اقدامات این معاونت در چهار سال گذشته مطرح کرد و گفت: در چهار سال اخیر با وجود بارندگیهای شدید در تهران شاهد آبگرفتگی جدی و سیلاب نبودیم. این مهم با افزایش بودجه ایمنی شهر در مقابله با سیلاب محقق شد. بودجه ایمنی شهر در این حوزه ۳۰۰ درصد افزایش پیدا کرد. بر اساس طرح جامع شهر تهران، تهران باید تقریبا ۵۶۰ کیلومتر بزرگراه احداث میکرد که ظرف ۸۰ سال گذشته این کار انجام شده و تقریبا چیزی از ساخت این بزرگراهها باقی نماینده، اما به اندازه این بزرگراهها باید حدود ۷۰۰ کیلومتر مسیر برای ایمنی شهر در برابر سیلاب ساخته میشد که حدود ۱۷۰ کیلومتر آن باقیمانده است. در چهار سال گذشته علاوه بر افزایش بودجه ایمنی در برابر سیلاب ما به گونهای عمل کردهایم که از برنامه پنج ساله شهر تهران جلوتر هستیم.
پس از او عبدالرضا گلپایگانی، معاون معماری و شهرسازی شهرداری تهران نیز با اشاره به موضوع صدور پروانه، شهرنفروشی و موضوع بافت فرسوده تاکید کرد: صدور پروانه ابزار قدرتمندی برای تحقق طرحهای شهری است که در این دوره هیچ پروانهای خلاف مقررات شهرسازی صادر نمیشده و علت تحقق این مهم نیز بهرهگیری از سامانه هوشمند است که به صورت سیستمی نقشهها کنترل میشود و امکان حضور پروانه خلاف ضوابط وجود ندارد.
۸۰۰ هکتار به بافت فرسوده تهران اضافه شد
او تاکید کرد: در این دوره ۸۰۰ هکتار به محدوده بافت فرسوده در تهران که شامل تخفیفات بافت فرسوده است اضافه شد. این ۸۰۰ هکتار در سال ۹۹ به ۳۴۰۰ هکتار قبلی اضافه شده است.
گلپایگانی همچنین تاکید کرد: در حوزه شهر نفروشی اقداماتی اساسی ظرف ۳۰ ماه گذشته انجام شده است. این اقدامات عمدتا ناظر بر رسیدن به شهر پایدار و مطلوب است. قطعا حفظ ارزشهای تاریخی و طبیعی شهر و بسط عدالت اجتماعی منجر به این میشوند که داراییهای شهر در اختیار تعداد محدودی قرار نگیرد.
نگهبانی رییس جمهور از قانون اساسی
در حالی که ثبت نام از داوطلبان سیزدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری از صبح امروز آغاز شده است، اختلافات بر سر مصوبه جدید شورای نگهبان، هنوز حل نشده است. مصوبهای که کمتر از یک هفته پیش اعلام شد و اگرچه تنور بحثها را داغ کرد، اما به گفته بسیاری، اجرای این مصوبات، تنور انتخابات را سرد میکند. حالا حسن روحانی، پس از چند روز سکوت، در مقابل این مصوبه ایستاده و به وزارت کشور دستور داده در برگزاری انتخابات بر اساس جمعبندی نظریه تفسیری معاونت حقوقی ریاستجمهوری عمل نماید.
ساعاتی پس از آنکه عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر کشور اعلام کرد که مصوبه شورای نگهبان را اجرا میکند، حسن روحانی، رئیسجمهوری به او دستور داده که بر اساس جمعبندی نظریه تفسیری معاونت حقوقی ریاستجمهوری و طبق قوانین موجود عمل کند. رحمانی فضلی که روز یکشنبه هم به صورت تلویحی از مصوبه شورای نگهبان حمایت کرده بود، دیروز در همایش هیاتهای نظارت انتخابات سیزدهمین دوره ریاست جمهوری گفته است: «ما در وزارت کشور برای همکاری با شورای نگهبان، مدارکی که شورای نگهبان اعلام کرده را از داوطلبان دریافت میکنیم، البته صدا و سیما و رسانهها باید کمک کنند که موارد این مدارک به داوطلبان منتقل شود تا داوطلبان این مدارک را همراه خود داشته باشند.» وزیر کشور در عین حال با بیان اینکه معاونت حقوقی ریاست جمهوری هم در حال بررسی موضوع است، گفته: «ولی قطعا ما با شورای نگهبان همکاری میکنیم.» ساعاتی بعد، با انتشار نامه معاونت حقوقی ریاست جمهوری و دستور حسن روحانی به وزیر کشور، آب پاکی روی دست رحمانی فضلی ریخته شد. رئیسجمهور روز دوشنبه به وزارت کشور دستور داد که در برگزاری انتخابات براساس جمعبندی نظریه تفسیری معاونت حقوقی ریاستجمهوری و طبق قوانین موجود عمل کنید. به گزارش ایرنا، در جمعبندی نظریه معاونت حقوقی ریاست جمهوری تاکید شده است که «وزارت کشور مکلف است وظایف اجرایی خود در زمینه انتخابات ریاستجمهوری را بر اساس قوانین موجود و آییننامهها و مقررات مربوط به آنها انجام دهد.»
معاونت حقوقی ریاست جمهوری در پی ابلاغ مصوبه اخیر شورای نگهبان به وزارت کشور، طی نامهای در ۷ بند تفسیر حقوقی خود از این مصوبه را ارائه کرد. این نامه صلاحیت وضع معیارهای نوعی یا قانونگذاری را بر اساس اصل ۷۱ قانون اساسی، صرفا بر عهده مجلس شورای اسلامی دانسته و تاکید کرده است که «در صورت تصویب قانون از سوی مجلس هم ابلاغ آن برای اجرا با رئیسجمهور است.» معاونت حقوقی ریاستجمهوری، در نظریه خود آورده است که به موجب اجزای (۱و۲) بند (۱۰) سیاستهای کلی انتخابات ابلاغی مقام معظم رهبری، شناسایی اولیه توانایی و شایستگی داوطلبان در مرحله ثبت نام صرفا از طریق «شیوههای مناسب قانونی» مجاز است و این یعنی در صورت خلا و لزوم تعیین شرایط، این مسئله باید در قانون مصوب مجلس پیشبینی شود نه هیچ مصوبه دیگری.
معاونت حقوقی در جمعبندی نظریه خود وزارت کشور را مکلف دانسته تا وظایف اجرایی خود در انتخابات ریاستجمهوری را بر اساس قوانین موجود و آییننامهها و قوانین مربوطه انجام دهد. در پی اعلام این نظریه از سوی معاونت حقوقی ریاستجمهوری، رئیسجمهور به وزارت کشور دستور داد طبق جمعبندی نظریه معاونت حقوقی عمل کنید. روحانی همچنین به وزارت کشور متذکر شده است که الزامات باید در چارچوب قانون و با ابلاغ رئیسجمهور عملی شود.ساعاتی بعد اما، عباسعلی کدخدایی، سخنگوی شورای نگهبان در پیامی توئیتری که به نظر در واکنش به دستور روحانی بود، نوشت: «مصوبه شورای نگهبان در خصوص شرایط ثبت نام کنندگان انتخابات ریاست جمهوری برای وزارت کشور و دیگر مجریان لازمالاجراست.» او نوشته که از نظر شورای نگهبان، فقط کسانی که مدارک مذکور را داشته باشند، ثبتنامکننده تلقی میشوند.
بیانیه به جای قانونگذاری
پس از اعلام مصوبه شورای نگهبان، بسیاری از تحلیلگران و فعالان سیاسی از این مصوبه انتقاد کردهاند. بعضی از افراد از محتوای مصوبه را تبعیضآمیز دانستهاند و بعضی دیگر، اعلام کردهاند که شورای نگهبان حق قانونگذاری در انتخابات را ندارد و این کار، بر عهده نمایندگان مجلس است. گرچه همانطور که پیشبینی میشد، نمایندگان مجلس روز یکشنبه در حمایت از مصوبه شورای نگهبان، بیانیه دادند. 203 نفر از نمایندگان مجلس، در بیانیهای نوشتند که اصلاح نظام انتخاباتی، یکی از دغدغههای جدی نمایندگان مجلس یازدهم بوده و خدا را شکر کردهاند که شورای نگهبان، «گام نهایی را برداشته و حسن ختام شایستهای را رقم زده است.» در این بیانیه همچنین آمده بود که «ما نمایندگان … اعلام میکنیم که این امر بر اساس اختیارات شورای نگهبان مندرج در قانون اساسی صورت پذیرفته»؛ آنها همچنین این مصوبه را «در جهت اصلاح وضع موجود و حفظ مصالح انقلاب» خوانده و گفتهاند: «در این میان هیاهوهای رسانهای دشمنان خارجی و برخی از منتقدان همیشگی شورای نگهبان در داخل نیز فرصت را برای تخریب نهاد ضامن سلامت انتخابات فراهم کرد تا به زعم خود خدشهای در برگزاری پرشور انتخابات وارد نماید.» پنجم اردیبهشت، بیش از 220 نماینده مجلس در نامهای با انتقاد از سیاستهای دولت و وضعیت موجود، از ابراهیم رئیسی خواسته بودند تا در انتخابات ریاست جمهوری کاندید شود. نامه به ابراهیم رئیسی در کنار بیانیه حمایت از مصوبه شورای نگهبان، این شبهه را در اذهان ایجاد کرده که نمایندگان مجلس بدون توجه به مشارکت حداکثری مردم، فقط به دنبال پیروزی ابراهیم رئیسی در انتخابات هستند. گرچه خودِ او هنوز به صورت رسمی حضورش را در انتخابات اعلام نکرده است.
ابلاغ قوانین نیز بارئیسجمهوری است
با این حال، گرچه برخی پس از انتشار بیانیه نمایندگان در حمایت از مصوبه شورای نگهبان، قانونگذاری را متفاوت از قرائت بیانیه دانستهاند، پیام معاونت حقوقی ریاست جمهوری، نکته جالبی داشت: اینکه «در صورت تصویب قانون از سوی مجلس هم ابلاغ آن برای اجرا با رئیسجمهور است.» پس از انتشار دستور حسن روحانی به وزیر کشور، علیرضا معزی، معاون ارتباطات دفتر رئیسجمهوری در حساب کاربری خود در توییتر نوشت: «طبق قانون اساسی، قانونگذاری صرفا در شأن مجلس و ابلاغ قوانین نیز با رئیسجمهوری است تغییر رژیم حقوقی انتخابات، بدون تغییر قوانین متصور نیست.» سیامک رهپیک، قائم مقام دبیر شورای نگهبان اما در سخنانی گفته که مصوبه اخیر این نهاد درباره شرایط ثبت نام نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری، «قانونگذاری» نیست و ممکن است کسی که شرایط این مصوبه را ندارد «استثنائا» تایید صلاحیت شود. سخنانی که نه تنها کمکی به حل موضوع نکرده، بلکه بر پیچیدگی آن افزوده است. در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، شرایط لازم برای کاندیداهای ریاست جمهوری در اصل ۱۱۵ مشخص شده است که میگوید: «رئیسجمهور باید از میان رجال مذهبی و سیاسی که واجد شرایط زیر باشند انتخاب شود: ایرانیالاصل، تابع ایران، مدیر و مدبر، دارای حسن سابقه و امانت و تقوی، مومن و معتقد به مبانی جمهوری اسلامی ایران و مذهب رسمی کشور.» با این حال، شورای نگهبان در مصوبه اخیر خود شروط دیگری را هم به آن اضافه کرده است؛ حداقل سن ۴۰ و حداکثر ۷۵ سال، داشتن مدرک کارشناسی ارشد یا معادل آن و حداقل چهار سال سابقه کار در سمتهای ارشد مدیریتی. مصوباتی که از ابتدای اعلام، صدای بسیاری از تحلیلگران و حتی حقوقدانها را درآورد. روز یکشنبه، نجاتالله ابراهیمیان، حقوقدان و سخنگوی سابق شورای نگهبان نیز این مصوبات را «مخالف و مغایر قانون اساسی» دانسته و گفته، از قانون اساسی، اینطور برمیآید که شورای نگهبان صرفاً از نظر مصداق میتواند شرایط نامزدهای ریاست جمهوری را بررسی کند، «اما شورای نگهبان نمیتواند قاعده کلی بگذارد که شبیه تقنین یا آییننامه باشد که از آن پیامهای کلی استنباط شود.»
عبدالوهاب شهیدی، هنرمند پیشکسوت موسیقی، به دلیل عارضه قلبی، صبح دوشنبه درگذشت. مرحوم شهیدی متولد سال ۱۳۰۱ در «میمه» اصفهان بود. او از اوایل دهه ۱۳۲۰ فعالیت هنری خود را با فراگیری آواز، سنتور و عود نزد اسماعیل مهرتاش آغاز کرد. شهیدی بهجز آواز خواندن و آهنگسازی، نوازندهای منحصر بهفرد ساز عود بود. او در اجرای آوازهای محلی نیز پیشرو بوده است.
دردسر زمین با لباسهای اضافه ما
معمولا کالاهای یکبار مصرف و ارزان قیمتی را مصرف میکنیم؛ اسباب بازیهای پلاستیکی کودکان، جدیدترین وسایلی که نوید میدهند زندگی ما را تغییر داده و بهتر میکنند و … . گاهی این وسایل ضروری نیستند و تقریبا بیشتر مواقع در سطل آشغال ریخته میشوند و یا اینکه در گوشه انبار و پشت کمد فراموش خواهند شد.
بخشی از این گونه وسایل را هم پوشاک تشکیل میدهند. صنعت مد سهمی زیادی در انتشار گاز دیاکسید کربن در جهان دارد، چیزی حدود ۵ برابر حملونقل فضایی و بیشتر از تمام دیاکسید کربنی که در ایران تولید میشود. صنعت مد سالها است که محیط زیست را آلوده میکند.
چند سالی است موجی در بین تولیدکنندگان این حوزه به وجود آمده تا مشتریان خود به ویژه آنهایی که دغدغه زیست محیطی دارند را حفظ کنند. سالانه چیزی حدود ۱۵۰میلیارد لباس در سایتهای مخصوص زباله دفن میشوند و معمولا راهی برای بازیافت آنها هم وجود ندارد. بزرگترین کمپانی های لباسهای ورزشی از بزرگترین آلایندههای کره زمین هستند. به همین علت مارکهای بزرگ دنیا با هم رقابتی راه انداخته اند که نشان دهند حامیان مقابله با تغییرات آبوهوایی هستند تا مشتریان خود را همچنان حفظ کنند. در همین رابطه سال گذشته یعنی در سال ۲۰۲۰ ، شرکتهای آدیداس و آلبردز گفتند که برای ساخت کفش ورزشی که کمترین تولید کربن در ساخت آن ایجاد شود، در حال اتحاد هستند.
در تازهترین این تصمیمها شرکت نایک که بزرگترین تولیدکننده در زمینه تولید کفشهای ورزشی، البسه و پوشاک، لوازم و ابزار ورزشی محسوب میشود اعلام کرد که در راستای کاهش ضایعات، کفشهای ورزشی برگشتی را با تخفیف از مشتریان خود دوباره میخرد و آنها را در فروشگاههای منتخب در معرض فروش قرار میدهد.
همچنین کفشهای برگشتی را که به کمی پوشیده شدهاند و یا دارای نقص تولید هستند، میپذیرد و آنها را تمیز و ضد عفونی میکند پس کفشهای مرمت شده در فروشگاههای منتخب با قیمت ارزان دوباره فروخته می شوند.
البته باید بیشتر از 60 روز از تاریخ خرید این کفشها نگذشته باشد تا واجد شرایط نوسازی باشند.
هنگامی که کفشی برای فروش مجدد مناسب تشخیص داده میشود به یک فروشگاه شرکت Nike ارسال میشود و میزان تخفیف براساس نوع و شرایط کفش تعیین میشود. این کفشها در یک قسمت خاص در فروشگاه ها نمایش قرار داده میشوند.
بنابراین برخی از کفشهای برگشت خورده دوباره فروخته میشوند و برخی دیگر از کفشها اهدا میشوند و کفشهایی که نمی توانند زندگی دوم داشته باشند به مواد بازیافتی تبدیل خواهند شد.
این شرکت اعلام کرد که در حال حاضر کفشهای برگشتی را در هشت فروشگاه نایک در ایالات متحده میفروشد و قصد دارد تا پایان ماه آوریل این فروشگاهها را 15 مکان افزایش دهد و در پایان سال این خدمات را به چندین فروشگاه در کشورهای دیگر هم گسترش دهد.
نایک اعلام کرده است که هدفش از این کار کاهش 70 درصدی انتشار گازهای گلخانه ای تا سال 2025 است همچنین میخواهد مقدار ضایعات حاصل از محصولات نهایی خود را که میتواند در آن دوره نوسازی، بازیافت یا اهدا شود ، 10 برابر افزایش دهد.
هر روز 40 هزار تن زباله در کشور ما دفن میشود که 30% آن خشک است و بخشی از این زبالههای خشک شامل کفش و لباسهای کهنه است که یافتن راهکارهای عملی برای بازیافت آنها از موضوعات مهم و قابل بررسی خواهد بود.
ما هم میتوانیم آگاهی خود را به آنچه که میخریم افزایش دهیم. خرید کمتر باعث صرفه جویی در هزینهها و کاهش ضایعات و بهبود ردپای محیطی میشود. داشتن سبک زندگی کمتر مصرفگرایانه می تواند به نفع ما و سیاره باشد.
تا جایی که می توانیم از وسایلمان بارها استفاده کنیم. کفشهای کهنه را اگر قابل تعمیر هستند دوباره استفاده کنیم و یا اگر نمیشود آنها را تعمیر کرد تحویل مراکز بازیافت دهیم تا نقشی در حفظ و سلامت محیط زیست خود داشته باشیم.
ما نیاز داریم که باشیم با مصرف کمتر باشیم و ایدهها و راههای جایگزینی برای تولید کربن کمتر پیشنهاد دهیم، راههایی از قبیل ساخت مزارع پایدار، اختراع سیستمهای ذخیرهساز انرژی، استفاده بیشتر از متدهایی که بدون ضایعات هستند و در کنار رفتارهای سازگار شهروندان با محیط زیست به شرکتهایی هم نیاز داریم که عزم جدی برای در پیش گرفتن سیاستهایی داشته باشند که سازگار با تغییرات اقلیمی است.
آلودگی و غبار کرمان را تعطیل کرد
صبح دیروز هیچ کولری در 6 شهرستان شمالی کرمان روشن نشد. مردم ترجیح دادند گرمای هوا را تحمل کنند تا اینکه نفس کم بیاورند. آلودگی از شهرهای شمالی شروع شد و به مرکز استان رسید و صبح نشده 5 دستگاه سنجش آلودگی هوا، وضعیت را قرمز نشان دادند؛ انار ۵۰۰، راور ۴۳۲، زرند ۵۰۰، کرمان ۴۰۸ و فهرج ۵۰۰. از چهار صبح وضعیت خطرناک گزارش شد تا بعد از ظهر همان روز. فقط این 5 شهرستان نبود، وسعت آلودگی کل شهرهای شمالی کرمان را در برگرفت و یک یکشان را تعطیل کرد؛ ابتدا ادارهها و بعد بانک و اصناف.
ساعت چهار صبح بود که آلودگی در کرمان به نهایت رسید. چنان که کل شهر خاکی به نظر میرسید. هوا به قدری کثیف بود که از شیشه ساختمان یک طبقه هم نمیتوانستی آسفالت خیابان را ببینی. تا چهار ساعت بعد ایستگاه سنجش کیفیت هوای کرمان آلودگی را نشان نمیداد، اما ستاد مدیریت بحران از همان ابتدا دستور تعطیلی را صادر کرد. اولین دستورالعمل ساعت 8 صبح صادر شد. کارگروه استانی شرایط اضطرار را اعلام کرد و همه ادارهها و دستگاههای اجرایی شهرستان کرمان تعطیل شدند. تعطیلی بانکها و بخش خصوصی هم منوط شد به دستورات مقامات بالایی.
بوی خاک در کل هوا پیچیده بود. نه از آن بوهایی که هنگام ریختن آب کف باغچه به مشام میرسد و روحت را تازه میکند. انگار خاک را آلوده به دوده کرده باشند و با صافی در هوا پخش کرده باشند؛ آنقدر کثیف که تاب ایستادن حتی به قدر جمع کردن لباسهای روی بند را نداشتی. طاهره مختاریزاده، شهروند 78 سالهای که در مرکز شهر زندگی میکند به «پیامما» میگوید که با سرفه و نفس تنگی از خواب بیدار شده است: «هوا از لای شکاف در وارد حال شده بود. نه میتوانستم اسپریام را پیدا کنم و نه توان این را داشتم که از جایم بلند شدم . نذر و نیاز کردم تا توانستم از جایم بلند شوم و با هزار بدبختی در را ببندم.»
مرجان درختی، فرد دیگری است که در محله هزار و یکشب زندگی میکند به «پیامما» میگوید ناچار شده لباسهایی که شب قبلش شسته و پهن کرده را از روی بند رخت بردارد و دوباره بشوید. «رد خاک روی تمام لباسها نشسته بود، حتی کنار پنجرهها هم یک لایه خاک گرفته بود.» او کارمند یک لباسفروشی در شمال شهر است و تا ظهر نمیدانسته که باید به سر کار برود یا نه.
این سردرگمیِ همه کارمندان بخش خصوصی بود. عباس رضایی که در خیابان مهدیه صاحب یک خیاطی است به «پیامما» میگوید: «کاملا مشخص بود که هوا آلوده است اما نمیدانستیم که چکار کنیم. آخر سر هم به یک ساعت نکشیده مغازه را تعطیل کردیم و برگشتیم.»
چرا تعطیلی دیر اعلام شد؟
دیروز اگرچه هوای شهرهای شمالی کرمان غبارآلود بود اما دستگاه پایش کیفیت هوای استان این آلودگی را تشخیص نداد. ایستگاه کرمان – هوانیروز تا ساعت هفت صبح شاخص کیفیت هوا را 59 نشان میداد.
شاخص کیفیت هوا (AQI) به پنج دسته اصلی تقسیمبندی میشود. صفر تا ۵۰ یعنی هوا «پاک» است. از ۵۱ تا ۱۰۰ هوا «قابل قبول(سالم) یا متوسط» است. از ۱۰۱ تا ۱۵۰ هوا «ناسالم برای گروههای حساس» است و از ۱۵۱ تا ۲۰۰ «ناسالم برای همه گروهها». از ۲۰۱ تا ۳۰۰ شرایط کیفی هوا «بسیار ناسالم» است و از ۳۰۱ تا ۵۰۰، «خطرناک». به عبارت بهتر شاخص کیفیت هوای سازمان محیط زیست هوای کرمان را قابل قبول یا سالم تشخیص داده بود، اما چرا؟
مرجان شاکری، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست به «پیامما» میگوید: «علت اینکه طول کشید تا ما این آلودگی را اعلام کنیم به این دلیل بود که دانشگاه علوم پزشکی دستگاه10pm، داشت و ما نداشتیم. طبق دادههای دانشگاه علوم پزشکی شاخص آلودگی هوا در ابتدای صبح روی 196 بود و از حد استاندارد گذشته بود ولی شاخص کیفیت هوا ما که براساس pm 2.5 است عدد 58 را نشان میداد. بنابراین با اینکه آلودگی هوا به صورت چشمی هم مشخص بود ما نمیتوانستیم بر اساس مستنداتمان این مسئله را بپذیریم و دستور تعطیلی دهیم.»
تعطیلی استان اما پس از اعلام دانشگاه علوم پزشکی کرمان اتفاق افتاد. حمیدرضا رشیدینژاد، رئیس دانشگاه علوم پزشکی کرمان شاخص آلودگی را 196 عنوان و پس از آن بود که کارگروه استانی شرایط اضطرار را اعلام کرد.
شاکری اما میگوید که قانون اضطرار آلودگی هوا اصلا ربطی به اندازه شاخصی که محیط زیست ندارد. «اول سازمان هواشناسی باید اعلام کند که گردوغبار وجود دارد یا نه و بعد بگوید که این گردوغبار چقدر پایداری دارد. بعد از آنکه گردوغبار و پایداریاش تثبیت شد. دانشگاه علوم پزشکی براساس حتی فاصله دید میتواند اعلام کند که این آلودگی برای سلامت شهروندان مضر است و باید تعطیل شود. محیط زیست صرفا هماهنگکننده برگزاری کارگروه اضطرار آلودگی هواست.»
رفسنجان در وضعیت خطرناک
از سوی دیگر با اینکه در خبرها تنها از تعطیلی و آلودگی 6 شهرستان، رفسنجان، انار، راور، زرند، کرمان و فهرج آمده است اما شواهد محیط زیست گویای این است که تقریبا تمام شهرستانهای شمالی استان درگیر آلودگی شدید بودند.
شاکری میگوید: «ما در همه شهرستانها دستگاه سنجش کیفیت هوا نداریم اما این بدین معنا نیست که باقی شهرستانهای شمالی وضعیت خوبی داشتهاند. به طور مثال برای رفسنجان میتوانیم به دادههای شهرستان انار استناد کنیم که سطح شاخص روی 500 است.»
گردوغبار از کویر مرکزی آمد
به گفته مدیرکل محیط زیست استان دستگاه سنجش کیفیت تنها بر روی کانونهای فرسایش بادی داخلی نصب شدهاند و منشا گردوغبار صبح دیروز خارجی بوده است. او در این رابطه میگوید: «ما بیشتر روی کانونهای فرسایش داخلی مثل راور، انار، فهرج، ریگان، بم، کهنوج، کرمان و زرند ایستگاه پایش کیفی هوا داریم اما منشا این گردوغبار کویر مرکزی و استان یزد بود.»
شاکری البته امیدوار است که صنایع آلاینده هر چه زودتر به وعدههای خود نسبت به استقرار دستگاه سنجش کیفیت هوا عمل کنند. او میگوید: «اگر مس سرچشمه به تعهدات خود و مصوبات هیات دولت پایبند باشد و برای شهربابک و رفسنجان ایستگاه پایش کیفیت هوا نصب کند، دو شهرستان دیگر هم به این سیتم وصل میشوند و امکان سنجش آلودگی را خواهیم داشت.»
این نخستین بار نیست که هوای کرمان تحت تاثیر کانونهای خارجی آلوده میشود. فروردین سال گذشته نیز کرمان همین شرایط را تجربه کرد. آن زمان هم آلودگی از یزد وارد کرمان شد و کل شهرستانهای شمالی را در برگرفت. این در حالی است که در سال 98 منشا صد درصد توفانهای گردوغبار در استان داخلی عنوان شد.
در گزارش سال 98 مرکز پژوهشهای مجلس درباره توفانهای گردوخاک آمده است: «31 توفان گردوغبار در این استان رخ داده که تمام اینها منشا داخلی داشتند.» اما مرجان شاکری معتقد است این آمار چندان قابل استناد نیست و کرمان همواره از خارج از استان تاثیر پذیرفته است. او میگوید «این استان از کانونهای واقع در یزد، خراسان و سیستانوبلوچستان نیز تاثیر میپذیرد.
شمال میبد، شرق ابرکوه و شرق شهر یزد کانونهای توفان در استان یزد هستند.
جنوبشرق خراسان جنوبی هم کانون اصلی توفان گردوخاک در همسایه شمالی کرمان است. جنوبشرق سیستانوبلوچستان، شمالشرق چابهار، غرب کنارک، غرب ایرانشهر و زابل و هامون از جمله کانونهای وقوع توفان در همسایه شرقی کرمان هستند.»
باغ پرندگان ایلام که چهار سال پیش با نمایش 126 گونه پرنده افتتاح شده بود، با ادامه شرایط غیر استاندارد نگهداری حیوانات، به تعلیق درآمد. در حالی که از اواخر فروردین فیلمی از وضعیت نامناسب سلامت پرندگان و قفسهای غیراستاندارد این مجموعه در فضای مجازی دست به دست میشود، دیروز مدیرکل حفاظت محیط زیست ایلام خبر داد: «ضمن ابلاغ اخطاریههای متعدد به مجری باغ پرندگان ایلام در خصوص رعایت دستورالعمل مدیریت باغهای وحش و پرندگان در نهایت فعالیت این مرکز به حالت تعلیق درآمد.»اینطور که غلامرضا ابدالی به فارس گفته، اخطاریههای متعدد به مجری این باغ پرندگان داده شده و کارشناسان اداره حفاظت محیط زیست استان ایلام هم درباره در خصوص رعایت دستورالعمل مدیریت باغهای وحش و پرندگان اخطار دادهاند اما با بهبود پیدا نکردن شرایط، دادستان استان دستور به جمعآوری و انتقال پرندگان این مجموعه و تعلیق فعالیتهای آن داده است.بر اساس گفتههای مدیرکل محیط زیست استان ایلام در حال حاضر گونههای جمعآوریشده از باغ پرندگان به سایت تیمار منطقه حفاظتشده مانشت و قلارنگ انتقال داده شده و در صورت شرایط پرواز در یکی از زیستگاههای استان رهاسازی میشوند اما اگر قادر به پرواز نبوده و شرایط آزادسازی در طبیعت را نداشته باشند به مراکز مجاز نگهداری حیات وحش منتقل میشوند. ابدالی همچنین گفت: «در حال حاضر باغ پرندگان حق فعالیت نداشته و در صورت رفع نواقص و ایجاد شرایط مورد تایید کارشناسان این ادارهکل در خصوص رفع تعلیق آن تصمیمگیری میشود.»او پیش از این نیز در مرداد 99، گفته بود که این مجموعه «از لحاظ استانداردهای محیط زیستی و توجه به حقوق حیوانات بسیار ضعیف عمل کرده و در این راستا اخطارهای متعددی دریافت کرده است و در صورتی که مالکان این باغ درصدد رفع نواقص و موارد تذکر داده شده برنیایند اقدام به پلمب و تعطیل کردن باغ پرندگان میکنیم و این مکان اجازه فعالیت نخواهد داشت».عملیات ساخت باغ پرندگان ایلام در مساحت پنج هزار مترمربع از سال 89 و با سرمایه شخصی 36 میلیارد ریالی در محل بوستان جنگلی چغاسبز آغاز شد و سال 96 به بهرهبرداری رسید. با این همه در نهایت نبود دامپزشک ثابت در مجموعه، بیمار شدن پرندگان، قفسهای غیراستاندارد و کوچک و نادیدهگرفتن حقوق حیوانات سرانجام آن را به تعطیلی کشاند.
ریاضت آبی بهجای سازگاری با کمآبی
همراه شدن انتشار مقاله مجله نیچر در مورد تخلیه آبهای زیرزمینی در ایران با ابلاغ اسناد سازگاری با کم آبی در 30 استان کشور از سوی وزیر نیرو، سبب شده است که تناسب این دو توسط محسن موسویخوانساری، دکترای تاسیسات آبی، بررسی شود. او در مطلبی که در اختیار «پیامما» قرار داده است با بررسی این دو، به این نتیجه میرسد که اسناد سازگاری با کمآبی پاسخگوی بحران تخلیه آبهای زیرزمینی در کشور و جلوگیری از پدیده فرونشست زمین نیست.
به تازگی بعد از انتشار وسیع مقاله مجله معتبر نیچر در رسانهها و فضای مجازی، مشاهده شد که انعکاس و تاثیرپذیری نتایج این مقاله در سطوح مختلف جامعه بسیار گسترده و مطلوب بوده است.
با استناد به تحقیقات سه تن از دانشمندان ایرانی دانشگاه کالیفرنیا، نگارندگان این مقاله به این نتیجه رسیدهاند که تخلیه آبهای زیرزمینی بین سالهای 2002 تا 2015 و در یک دوره 13 ساله، حدود 74 میلیارد مترمکعب برآورد شده و تاثیر این تخلیه بر ذخایر آبهای سرزمینی تحت عنوان اضافه برداشت مفرط در حدود 77 درصد از کل مساحت ایران را در بر گرفته است و در نهایت حاصل این برداشتهای بیرویه موجب افزایش تصاعدی شوری خاک در کل کشور و افزایش فراوانی و وسعت فرونشست در مناطق وسیعی از گستره ایران زمین شده است.
اگرچه خشکسالی به عنوان نقطه شروع و تشدید کننده تخلیه آبهای زیرزمینی در پهنه کشور محسوب میشود اما عامل اصلی در حوضههای آبهای زیرزمینی، اضافه برداشت مفرط توسط عامل انسانی ذکر شده است.
نویسندگان این مقاله در پایان هشدار میدهند که تداوم مدیریت ناپایدار آب زیرزمینی در ایران، بالقوه میتواند تاثیرات غیرقابل برگشتی بر زمین و محیط زیست برجای گذاشته و علاوه بر آن امنیت آب، غذا، وضعیت اجتماعی و شرایط اقتصادی را به خطر اندازد. گفتنی است که در این مقاله 30 حوضه آبریز و 478 زیر حوضه در کل کشور بررسی شده و به این نتیجه رسیدهاند که بیشترین تغییرات حجم ذخیره منابع آب زیرزمینی منفی 2600 درصد در حوضه دریاچه نمک قم با کاهش حدود 20 میلیارد مترمکعب کسری منابع آب زیرزمینی رخ داده و موضوع از آن جهت قابل اهمیت است که در این حوضه بیش از 28 درصد جمعیت کشور و کلانشهرهایی چون تهران، کرج، قم و قزوین را در خود جای داده و هم اینک نیز این شهرها با مشکل کمبود آب جدی در بخشهای شرب، محیط زیست، صنعت و کشاورزی روبهرو هستند. در بیش از نیم قرن اخیر در حوضه آبریز دریاچه نمک قم و در بازههای زمانی متفاوت سدهای 15 خرداد قم بر روی رودخانه قمرود، الغدیر ساوه بر روی رودخانه قرهچای، ماملو ورامین بر روی رودخانه جاجرود، امیرکبیر کرج بر روی رودخانه کرج و نهب قزوین بر روی رودخانه شور به بهرهبرداری رسیده است و متاسفانه جریان آبهای ورودی به دریاچه نمک را قطع کردهاند بنابراین نفوذ و تقویت منابع آب زیرزمینی از طریق بستر آبرفتی رودخانههای منتهی به دریاچه نمک نیز در چند دهه اخیر انجام نشده است.
از طرفی مصرف بیرویه آب کشاورزی به گونهای بوده که فقط در منطقه شمالی و شمال غربی حوزه دریاچه نمک قم که شامل استانهای تهران، البرز و قزوین میشود از 5/7 میلیارد مترمکعب آب مصرف شده در هر سال، بیش از 2/5 میلیارد مترمکعب آن در بخش کشاورزی مصرف میشود.
این منطقه شامل دشتهای ورامین، شهریار، ساوجبلاغ و قزوین بوده است که به علت اضافه برداشت از منابع آب زیرزمینی نه تنها سفرهها تخلیه شده است بلکه فرونشست در این دشتها به ویژه در دشت شهریار و ورامین به 20 تا 30 سانتیمتر در سال میرسد. بنابراین با ادامه این روند و بر طبق پیشبینیهای به عمل آمده به تدریج باید شاهد نشست و تخریب پلها ، جادهها و خطوط راهآهن در این مناطق مهم از کشور باشیم. فرونشست زمین پدیدهای است که بر اثر خالی شدن آب بافتهای متراکم و لایههای زیرین سطح زمین رخ داده و در نتیجه سطح زمین به طور تدریجی و گاهی به صورت ناگهانی فرو مینشیند و حتی اگر جبران کسری منابع آب زیرزمینی فراهم شود ولی رسیدن به حالت طبیعی قبلی دهها هزار سال به طول میانجامد.
در اسفند 1396 با مصوبه هیئت وزیران کارگروه سازگاری با کمآبی با مسئولیت وزارت نیرو و برای انسجام و برنامهریزی منابع و مصارف آب شروع به کار کرد و از همان ابتدا با تشکیل کارگروههای استانی تلاش شد تا سند سازگاری با کمآبی در تمام استانها نهایی و منتشر شود. اخیرا و پس از بروز خشکسالی در سال جاری با دستور وزیر محترم نیرو اسناد سازگاری با کم آبی 30 استان کشور که در استانها تهیه شده بود برای اجرا به استانهای مرتبط ابلاغ شد. به طورکلی اعتقاد بر این است که مصوبات این اسناد به هیچ وجه پاسخگوی برداشتهای غیرمتعارف از منابع آبهای زیرزمینی در سالهای اخیر نمیشود علاوه بر اینکه تزریق به سفرههای آب زیرزمینی نیز به شدت محدود شده است.
به عنوان مثال در اسناد سازگاری با کم آبی استانهای تهران، البرز، قزوین و قم برنامه ریزی شده که سالانه بین 50 تا 100 میلیون مترمکعب در بخشهای مختلف کشاورزی، شرب و فضای سبز هر استان برای تقویت سفرههای آب زیرزمینی صرفهجویی به عمل آید. در عین حال طبق اطلاعات موجود در این استانها نه تنها اضافه برداشت از منابع آب زیرزمینی وجود داشته بلکه کمبود آب شرب و کشاورزی و صنعت نیز در حال حاضر محسوس بوده و از طرف دیگر افزایش تقاضای آب اضافی به علت گسترش شهرها ناشی از مهاجرت گسترده به شهرهای این حوزه که به عنوان مثال در تهران فقط سالیانه افزایش 100 هزار نفری جمعیت ناشی از مهاجرت رخ میدهد که طبیعی است مدیریت بخش آب این چهار استان نیز به دنبال تامین آب از منابع دیگر باشند بنابراین چگونه میتوان قبول کرد که در این شرایط اهداف صرفهجوییهای اعلام شده در این چهار استان محقق شود.
اضافه برداشت از منابع آب زیرزمینی در این حوضه به حدی است که هم اکنون به عنوان مثال در بعضی مناطق جنوب کرج و ملارد عمق چاهها حتی به 400 متر و تقریبا سنگ کف رسیده است. در استان البرز به تنهایی 8500 حلقه چاه مجاز و 13800 حلقه چاه غیرمجاز وجود داشته که بعضا دارای برداشت غیرمجاز و اضافه از سقف تعیین شده هستند به نحوی که فقط در این استان سالیانه 50 میلیون مترمکعب به کسری مخازن زیرزمینی افزوده میشود. در سایر مناطق دیگر این حوضه نیز وضع به همین گونه و حتی وخیمتر است بنابراین با توجه به این شرایط و کسری منابع آب زیرزمینی بیش از 20 میلیارد متر مکعب که هر سال نیز به آن افزوده میشود چگونه میتوان انتظار داشت که با برنامههای بسیار سازشکارانه و ملایم سندهای سازگاری با کم آبی ابلاغی به استانها هم کسری منابع آب زیرزمینی را جبران کرد و هم از فرونشستهایی که به تدریج زیرساختهای پایتخت و این منطقه حساس را هدف گرفته میتوان جلوگیری کرد؟
لازم است هرچه سریعتر کارگروهی به نام کارگروه ریاضت آبی در حوضه آبریز دریاچه نمک زیر نظر مقامات ارشد نظام شکل گرفته و با یک بسیج عمومی کاهش مصرف در تمام موارد روزمره از شرب گرفته تا کشاورزی و فضای سبز را به نحوی مدیریت کند که نه تنها اضافه برداشتها از منابع سطحی و زیرزمینی قطع شده بلکه تا 1 میلیارد مترمکعب در سال صرفهجویی به عمل آمده تا بتوان امیدوار بود که حداقل در یک برنامه 20 ساله تعادل منابع آب زیرزمینی از جهت حفظ منابع تجدیدپذیر حاصل شود. در این خصوص با آگاهیرسانی عمومی به مردم این حوضه آبریز مهم به گونهای باید عمل کرد تا در نهایت بطور داوطلبانه و خودجوش و بطور انقلابی تمام آحاد مردم اقدام به کاهش مصرف بسیار گسترده در تمام بخشها کنند به طوریکه از مصرف 100 درصد آب تجدیدپذیر که هم اینک در حال انجام است، به 60 درصد مصرف منابع آب تجدیدپذیر رسیده و در آن صورت است که ما شاهد منابع آب سطحی و زیرزمینی پایدار و در نهایت توقف این فرونشست ویرانگر خواهیم بود.
آبِ دریاچه سانمون (خورشید و ماه) در تایوان آنقدر کم شده که بخشهایی از آن خشک شده و به چمنزار تبدیل شده است. قایقهایی که در حالت عادی روی آبها شناور بودند، حالا به شکلی ناجور در زمین خشک، فرو رفتهاند و قایقهای تفریحی هم در طرف دیگر دریاچه که هنوز آب دارد، تجمع کردهاند. این دریاچه که معمولا یکی از مشهورترین مقاصد توریستی در جزیره تایوان به شمار میآمد، حالا به چیز دیگری مشهور شده است. با وجود بدترین خشکسالی در 56 سال گذشته، این دریاچه به تصمیمات غلط سیاستگذاران شهرت پیدا کرده است.
این روزها، بسیاری از اینفلوئنسرهای اینستاگرامی در تایوان عکسهای قایقی خاکی رنگ را منتشر کردهاند که در بستر ترک خورده دریاچه فرو رفته است. به گزارش گاردین، در اوایل این ماه، به دنبال خشک شدن دریاچه سانمون، سنگ قبری پیدا شد که متعلق به سلسله چینگ بود. یک توریست عکسی از آن را منتشر کرد و دوباره جنجالی به پا شد و روزنامه گلوبالتایمز چینی مدعی شد که این سنگ نشان میدهد، تایوان همواره بخشی از خاک چین بوده است. اما فارغ از این خبر، کمتر کسی به این مسئله توجه کرد که دریاچه سانمون خشک شده و شرایط بسیار وخیم است. سایر مخازن در مرکز و جنوب تایوان به شدت خالی هستند و 5 درصد یا کمتر آب دارند.
هفته گذشته هم گزارشهایی منتشر شد از مرگ گسترده ماهیها؛ پدیدهای که در خشکسالی استرالیا دیده شد.
تایوان قبلا هم شاهد خشکسالی بوده اما ناظران امیدوارند که شدت این خشکسالی – که تاکنون 18 ماه طول کشیده و اقتصاد تایوان را در تولید قطعات نیمههادی تهدید میکند- سیاستمداران را برای انجام دادن اقدامی موثر، قانع کند.
تایوان برای پر شدن ذخایر آبیاش به شدت به توفانهای فصلی وابسته است اما در سال 2020 هیچ بارشی به زمین نرسید. شاید هم امسال دوباره این اتفاق تکرار شود. دکتر هوآنگ-سیونگهسو، افسر اجرایی در مرکز تغییرات آبوهوایی انسانی آکادمیا سینسیا، میگوید که مطالعات نشان میدهد «در آینده، شاهد توفانهای کمتر اما قویتر، چشمههای خشکتر، روزهای بارانی کمتر، و بارشهایی با قدرت شدیدتر به اضافه افزایش قابل توجه دما و موجهای گرمایی در سراسر جهان خواهیم بود.» او میگوید: «این یعنی خطر کمبود آب و فجایع طبیعی مثل سیل و رانش زمین بیشتر خواهد بود.» او گفته که دولتها در انجام دادن تعهداتشان برای مقابله با بحران آّبوهوایی صادق نبودهاند و دولت تایوان هم برای آینده خود را آماده نکرده است. دولت برنامههایی را برای هدایت رودخانهها و تامین مخازن دارد، اما در واکنش به بحران فعلی، مقامات، استخرهای شنا، سونا و کارواشها را تعطیل کردهاند و به کارخانهها دستور دادهاند، میزان مصرف آب را کاهش دهند و برخی از مناطق از جمله تایچونگ در ساحل غربی، خود را برای حفر مجدد چاههایی به قدمت دهها سال، آماده کردهاند.
التماس از خدای دریا
بسیاری از مردم دست به دعا برداشتهاند و به ماتسو، خدای دریا التماس بارندگی میکنند.
دانشمندان هم به دنبال بارور کردن ابرها هستند. بسیاری از مردم در تایوان تحت محدودیتهای بسیار شدید قرار دارند و در تمام جزیره، هفتهای دو روز، آب قطع میشود. دینو چانگ، یکی از ساکنان تایوان است؛ او هر چهارشنبه بعدازظهر، تمام ظرفهایش را حتی تشت حمام کودکش را پر از آب میکند. دینو حتی آب رطوبتگیر را هم ذخیره میکند.
این زن 43 ساله در آشپزخانهاش با دقت آب شستشو و آب خوراکی را از هم جدا میکند، گرچه در طول دو روز قطعی آب، شوهرش از بیرون غذا میگیرد. آنها تا جایی که ممکن است هم دیر به دیر دوش میگیرند.
اگر دینو به درستی محاسبه کرده باشد، آب ذخیره شدهشان تا وصل شدن آب جوابگو است، در غیر این صورت اما، او باید سطلی را بردارد و از محله طبقه متوسط خود آنطرفتر برود و خود را به یک مخزن اضطراری موقت برساند. مخزنی که روی آن نوشته: ارزش آب را بدانید؛ این برای زندگی است. در صورت دزدی، عواقبی در پی خواهد داشت.» ناظران میگویند که اقدامات اندکی تاکنون انجام شده که بتواند در طولانی مدت، وابستگی تایوان را به توفانهای فصلی کم کند. گرچه موضوع دیگری هم وجود دارد: جمعیت تایوان هزینه بسیار کمی را برای آب پرداخت میکند و مصرف بسیار زیادی دارد. تخمینها نشان میدهد که مردم تایوان یکی از ارزانترین آبهای جهان را دارند و در سال 2020 به طور متوسط روزانه 289 لیتر آب مصرف کردهاند. این عدد برای ساکنان تایپه، پایتخت تایوان 338 لیتر است. این عدد را مقایسه کنید با مصرف روزانه آب در بریتانیا که 142 لیتر است. جمعیت و قدرت در تایپه متمرکز شده و آنها از آب پاک و زیاد مخازن استفاده میکنند و تقریبا به ندرت دچار کمبود آب میشوند. با وجود این قیمت اندک، سخت است که درک کنند کمبود آب چقدر سخت است، مگر اینکه هر چهارشنبه مجبور شوند سطلهای آب را پر کنند. توماس لیو، از بخش برنامهریزی شهری تایچونگ میگوید: «مردم انگیزهای برای حفظ و بازیافت آب یا ارئه راهحلهای نوآورانه برای مصرف آب ندارند.»
دینو و دوستانش نمیخواهند که قیمت آب زیاد شود، اما قبول دارند که احتمالا چارهای جز این نیست. ریکا تسنگ 37 ساله، یکی از دوستان دینو میگوید اگر کاندیدای انتخاباتی بگوید که برنامهای برای افزایش قیمت آب دارد، حتما به خاطر شجاعتش به او رای خواهد داد.
دولت اما میگوید نمیتوان به راحتی قیمت آب را افزایش داد و این فرایند پیچیدهای است. یکی از بزرگترین مصرفکنندگان آب در تایوان، شرکت بزرگ TSMC یا شرکت صنایع نیمهرسانای تایوان است که روزانه 156 میلیون لیتر آب مصرف میکند. این شرکت بخش بزرگی از محصولات نیمهرسانای جهان را (که در موارد مختلف از ماشین گرفته تا گوشی موبایل استفاده میشود) تولید میکند و سهم 4 درصدی در تولید ناخالص داخلی دارد.
خشکسالی در تایوان، جامعه جهانی را در مورد محصولات تولیدی این شرکت نگران کرده است.
قانون دو روز قطعی آب برای این شرکت وجود ندارد اما مدیران این شرکت گفتهاند که مصرف آب را تا 15 درصد کاهش خواهند داد. آنها آب را به مکانی دیگر منتقل میکنند و در سالهای اخیر فرایند ذخیره و بازیافت آب را افزایش دادهاند.
دینو که به همراه دوستانش دور میز شام نشستهاند، کمی به این مصیبت میخندند؛ آنها یاد چهار هفته پیش میافتند که همه مردم با ترس و وحشت به سمت خرید آب حملهور شده بودند. دینو میگوید که دارند به این وضعیت عادت میکنند.
اما تسنگ که محل کارش و خانهاش در دو طرف مختلف تایچونگ است و رویهمرفته 4 روز بیآبی را تحمل میکند، از این وضعیت خسته شده است.
براساس سند ملی واکسیناسیون وزارت بهداشت، علاوه بر کادر درمان، پاکبانان نیز در لیست دریافت کنندگان واکسن کرونا قرار گرفتند. واکسینه شدن آنها اما منجر به تولد واژه تازه «واکسن خواری» شد. چندی پس از واکسیناسیون مشخص شد که گروههایی در بدنه شهرداریها نام خودشان را به جای پاکبانان قرار دادند و واکسن کرونا دریافت کردند. ماجرا از آبادان آغاز شد. شیرازی، شهردار آبادان اعلام کرد که او به همراه ۸ نفر دیگر واکسن کرونا دریافت کردند. او همچنین گفته بود که استفاده واکسن صرف ترغیب باقی کارگران خدمات شهری برای دریافت واکسن بوده. بعدتر پای شهر خوی و سمنان هم به ماجرا باز شد، آمار سواستفاده از واکسن پاکبانان در شهر خوی هنوز مشخص نیست اما به نظر میرسد که فرد خاطی از کار برکنار شده است. در سمنان هم طبق بررسیهای دانشگاه علوم پزشکی، مدیرعامل سازمان پسماند و رئیس دفتر او واکسن کرونا دریافت کردند. اوضاع در تهران اما اندکی متفاوتتر است. چندی پیش مشخص شد که تنها در منطقه ۶ تهران بیش از ۷۰ نفر واکسن کرونا دریافت کردند که پاکبان نبودند. بعدتر روابطعمومی شهرداری پذیرفت که تخطی در واکسیناسیون پاکبانان در مناطق دیگری نظیر منطقه ۱۶ و ۱۹ هم مشاهده شده است.
در اصفهان و اهواز اما موضوع قدری متفاوت بود. در اصفهان اعلام شد که نام شهردار در لیست ثبتنام کنندگان واکسن کرونا وجود دارد. روابطعمومی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در بیانیهای تاکید کرد: «در پی انتشار اخباری مبنی بر تزریق واکسن کوید۱۹ به شهردار اصفهان در یکی از مراکز درمانی تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی اصفهان موضوع بررسی و مشخص شد که نام و شماره ملی او به عنوان دریافتکننده واکسن در بین کارکنان یکی از بیمارستانهای خصوصی شهر اصفهان در سامانه سیب ثبت شده است، این مساله در جلسهای با حضور مسئولان دانشگاه، حراست، نظام پزشکی، بازرسی و رئیس بیمارستان بررسی شد و مصاحبه تلفنی با کارشناس بهداشت که مشخصات او را ثبت کرده بود، انجام شد.» با وجود تکذیب خبر از سوی مدیر روابطعمومی شهرداری اصفهان اما تعدادی از دانشجویان در واکنش به آن مقابل شهرداری تجمع کردند. در اهواز هم ماجرا اندکی متفاوت پیش رفت و سرانجام مشخص نشد، شهردار شهر از سهمیه واکسن پاکبانان استفاده کرده یا نه. در ابتدای ماجرا رئیس شورای شهر اهواز گفت: طبق توضیحات شهردار، حدود ۲۰ روز پیش، یکی از تیمهای واکسیناسیون مرکز بهداشت به دفتر کار شهردار اهواز مراجعه کرده و از او میخواهند که برای ترغیب پاکبانان و پرسنل شهرداری، واکسن بزند، شهردار از آنها درباره قانونی بودن دریافت واکسن سوال میکند و آنها پاسخ میدهند که منعی وجود ندارد و شهردار میتواند واکسن تزریق کند، بر همین اساس شهردار میگوید که از واکسیناسیون او فیلمبرداری شود تا بقیه ببینند و مطمئن شوند مشکلی وجود ندارد. با این وجود چندی بعد رئیس مرکز بهداشت شرق اهواز به ایرنا میگوید: شهردار اهواز، به ضرس قاطع، از سهمیه غسالها و پاکبانها واکسن دریافت نکرده است. تاکنون ۳۰ هزار دوز واکسن کرونا در اهواز تزریق شده و روند بررسی نام دریافت کنندگان واکسن با توجه به مشغله بسیار کارکنان مرکز بهداشت و همزمانی با اجرای طرح واکسیناسیون، زمانبر است، اما طبق بررسیها نام شهردار اهواز در میان پاکبانها و غسالهایی که واکسن دریافت کردهاند، نبوده است. اینفوگرافی زیر تنها تعدادی از خاطیان دریافت واکسن کرونای پاکبانان را مشخص کرده است، آنهایی که دست کم رسانهای شدند. عدم شفافیت در دریافت واکسن کرونای پاکبانان حتی در انتشار خطاها و اشتباهات دریافتکنندگان نیز مشاهده میشود. عدم شفافیتی که منجر به فساد شده است.
تامین منافع ملی با همگرایی میدان و دیپلماسی
سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس گفت که وزیر امور خارجه در جلسه این کمیسیون تاکید داشت که با ایده دو قطبی کردن میدان و دیپلماسی موافق نیست و به هیچ عنوان این موضوع را دنبال نمیکند و معتقد است میدان و دیپلماسی در کنار هم میتواند منجر به تامین دقیق منافع ملی شود.
ابوالفضل عمویی در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در محل کمیسیون تلفیق جلسه فوقالعادهای را با حضور وزیر خارجه برگزار کرد که بخش عمدهای از جلسه به موضوع فایل منتشر شده از او اختصاص داشت.
این جلسه انتقادی و چالشی بود.
او توضیح داد: در این جلسه ۱۲ نماینده از اعضای کمیسیون امنیت ملی و سایر کمیسیونها به طرح دیدگاهها و نقطه نظرات و انتقاداتشان پرداختند که از جمله محورهای آن بحث انتشار فایل صوتی بود که باعث ایجاد دو قطبی میدان و دیپلماسی در اذهان جامعه شده است.
او افزود: همچنین نمایندگان از عدم دقت در انجام این مصاحبه انتقاد کرده و آثار منفی انتشار آن در امنیت ملی از جمله روابط با برخی کشورهای دوست و همسایه را مورد اشاره قرار دادند.
آنها با اشاره به جایگاه والای شهید سلیمانی به عنوان قهرمان ملی در انظار عمومی به موضوع لزوم تامین منافع ملی تاکید داشتند.
سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی با اشاره به اظهارات وزیر خارجه گفت: وزیر خارجه با اشاره به روند طراحی این مصاحبه توضیح داد که در دولت تصمیم گرفته شده برای انتقال تجربیات وزرا و افرادی که در آینده مسئولیت میپذیرند مصاحبههایی صورت گیرد تا مباحث به نفرات بعدی به عنوان تجربه منتقل شود؛ در این چارچوب قرار شد حداکثر ۶۰ تا ۹۰ دقیقه از این مصاحبه عمومی شود و این کار بر عهده مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری بود؛ از طرف مصاحبه شونده امضا گرفته شد که بدون رضایت او مباحث منتشر نشود، ولی در نهایت این روند رعایت نشده و فایل در اختیار رسانههای خارجی قرار گرفت.
او افزود: آقای ظریف تاکید داشت که فرمایشات رهبری را پایانی بر بحثهای کارشناسی در اینباره میداند. او با اشاره به سابقه همکاری و رفاقتش با شهید سلیمانی بیان کرد که شهید سلیمانی برای او بیشتر از یک فرمانده بود و به هیچ وجه به دنبال تخطئه جایگاه سردار سلیمانی نبوده است.
عمویی اضافه کرد: طبق توضیحات وزیر خارجه او با ایده دو قطبی شدن میدان و دیپلماسی موافق نیست و شخصا این موضوع را دنبال نمیکند.
وزیر خارجه معتقد است که میدان و دیپلماسی در کنار هم میتواند منجر به تامین دقیق منافع ملی شود.
سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس همچنین اظهار کرد: دستور دیگر جلسه کمیسیون بررسی سه درخواست تحقیق و تفحص از مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری بود.
این درخواستها توسط حاجی دیلگانی نماینده شاهینشهر، امیرآبادی نماینده قم و بنده مطرح شد. کمیسیون با تجمیع این درخواستها موافقت کرد؛ لذا مصوبه کمیسیون برای تصمیمگیری نمایندگان به صحن علنی ارائه شد. بازه تحقیق و تفحص دوره هشت ساله اخیر و در دو محور عملکرد مرکز بررسیهای راهبردی در سالهای گذشته و روند منجر به تهیه و انتشار فایل صوتی وزیر امور خارجه است.
از سوی دیگر، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی دیروز در مورد فایل صوتی وزیر خارجه گفت: «مجلس شورای اسلامی وظیفه خود می داند نسبت به برخورد با عوامل و مقصران اقدامات نسنجیده اخیر پیگیریهای لازم را به انجام رساند و از ظرفیت های قانونی خود در این مساله استفاده کند.»
قالیباف افزود: «بدون قدرت میدان، دیپلماسی توانی برای موفقیت ندارد و بدون قدرت دیپلماسی، میدان هرگز به اهداف خود برای تامین منافع ملی دست نخواهد یافت، این همان مجاهدت هوشمندانهای است که حاج قاسم سلیمانی در منطقه با هم افزایی قدرت میدانی و دیپلماسی توطئه دشمنان را خنثی کرد و قدرت عظیمی برای دیپلماسی به وجود آورد.»
رئیس مجلس همچنین گفت: «در روزهای اول پس از شهادت حاج قاسم گفته بودم همان طور که شهادت شهید بهشتی ریشه منافقان را کَند و خطر جریان نفاق را از انقلاب دور کرد، خون شهید سلیمانی نیز جریان خودباخته غرب زده را رسوا میکند ریشه آنها را میخشکاند.»
«آواز بخوان، پرواز کن، اوج بگیر، شبیه یک پرنده» این شعار امروز است. روز جهانی پرندگان مهاجر در سال ۲۰۲۱ و حالا این روز برای فلامینگوهای مهاجر تالاب بختگان استان فارس تعبیر خاصی ندارد. آنها در همین هفتهای که گذشت اسیر بیآبی تالاب شدهاند و جوجههایشان در خطر از بین رفتن قرار دارد. آنها در شرایطی هستند که نمیتوانند آواز بخوانند؛ پرواز کنند یا اوج بگیرند و برای همین جمعی از دوستداران محیط زیست در روزهای اخیر با ایجاد کارزار نجات فلامینگوها در نامهای به وزیر نیرو خواستار گرهگشایی و رهاسازی آب از منابع بالادستی شدهاند. آنها در نامهشان خطاب به رضا اردکانیان، وزیر نیرو گفتهاند: «اگر اقدام عاجلی در خصوص تالاب بختگان صورت نگیرد، یکی از بزرگترین فجایع محیط زیستی ایران رقم میخورد. پنج تا ۱۲ هزار جوجه فلامینگو در تالاب بختگان در شرف مرگی دردناک بر اثر تشنگی هستند. حقابه تالاب بختگان حدود ۱۰۰ میلیون مترمکعب در سال است که متاسفانه این آب عمدتاً یا پشت سدهایی چون سد درودزن مانده است یا سرازیر زمینهای کشاورزی بالادست تالاب میشود.»
اما ماجرای خشکیدن تالاب بختگان و تشنگیاش ماجرای جدیدی نیست. تنش آبی در این تالاب از سال ۸۵ شروع شد. همان زمان هم بسیاری از فلامینگوها بر اثر بیآبی جان دادند اما چون اتفاق جدیدی بود توجه چندانی را جلب نکرد. سالهای بعد که خشکسالی و کمی بارش روی خود را بیش از پیش نشان داد هم سالهای سختی برای تالاب و این پرندگان بود. سال ۹۴ کمپین «بیبختگان، چه بختی؟» از سوی انجمن پیشگامان خورشید به راه افتاد و گروهی فعال در حوزه محیط زیست در استهبان از سختیهای نبود و خشک شدن بختگان گفتند اما خشکی جان بختگان ادامه پیدا کرد و سال ۹۶ هم تصاویری از مرگ گسترده فلامینگوها منتشر شد که نمک را روی بال و پاهایشان نشان میداد.
رسول حاجیباقری، فعال محیط زیست و عضو انجمن نجات بختگان در استهبان حالا از آن روزها به «پیامما» میگوید. روزهای سال ۸۶ که تلفات فلامینگوها بالا بود و سالهای سخت بعدش. «ابتدا جابجایی جوجهها با دست انجام گرفت که کار بسیار سختی بود و بعدها هم روش جرگه کردن استفاده شد. یعنی چند نفر با فاصله راه میرفتند و گله جوجهها را به سمت آب هدایت میکردند که این هم بسیار سخت و آسیبزا بود.» او میگوید خشکی تالاب در سالهای قبل در تیر و مرداد ماه رخ میداد و حالا میبینیم این اتفاق به دلیل کاهش بارشها در اردیبهشت رخ داده است. «سال ۹۶ هم که گزارشی از تلفات آمد، به شمال بختگان رفتیم و لاشههای فراوانی دیدیم. در آن زمان برای مقابله با کمآبی تالاب زهکشیهایی انجام گرفت و آب از داخل زمین به رو آورده شد. این آب به دلیل گرمای زیادی و همینطور املاح و نمک فراوانش باعث فاجعه شد و نمک روی بال و پاهای فلامینگوهای مرده وجود داشت. آزمایشها هم در سال ۹۶ میگفت مرگ فلامینگوها اغلب به دلیل بلوری شدن نمک در حفره تنفسی و بال و پاها بوده.»
همان سال طرحی به ادارهکل محیط زیست پیشنهاد دادند که اجرایی شد و بر اساس آن استخر مصنوعی در بستر تالاب ساخته شد. استخرها را عایق کرده و لولهگذاری کردند و از چاههای اطراف آب برده شد اما زمان عملیاتی شدن چون شهریور ۹۶ بود دیر بود و در نتیجه فلامینگوها نتوانستند چندان از آن بهره ببرند و بعد هم استخرها جمع شدند. «ما از پارسال طرح مطالعاتی جدیای را برای نجات فلامینگوها و آبرسانی در دستور کار قرار دادیم و با شرایط پیش آمده قرار است از این مطالعات و تجربههای گذشته استفاده شود. هرچند هنوز به صورت صد درصد طرح مورد پذیرش مشخص نیست اما در نهایت بررسیهای اخیر میگوید که باید از چاههای اطراف و جنوبی بختگان به مناطق زندگی فلامینگوها با لوله آبرسانی کرد و هرچند وقت یک بار این چالهها پرآب شوند. ممکن است بازهم از استخر استفاده شود و ممکن است در قسمتهای گود این آب رهاسازی شود. در حال حاضر با حضور محیط زیست منطقه در حال بررسی هستیم و در همین هفته به نتیجه نهایی خواهیم رسید.»
حقابه امسال تمام شده
یکی از اصلیترین دلایل خشکی تالاب بختگان نرسیدن حقابه است. حمید ظهرابی، مدیرکل حفاظت محیط زیست استان فارس هم دیروز اصولیترین راه نجات پرندگان مهاجر این تالاب را تخصیص حقابه تالاب دانسته و گفته: «پارسال به علت افزایش بارندگی و رهاسازی بخشی از حقابه، تلفات کاهش چشمگیری داشت و در حد نرمال بود اما امسال با وجود رهاسازی حقابه، به دلیل کاهش شدید بارندگی، که در ۵۰ سال اخیر بیسابقه بوده و در برخی شهرستانهای مجاور تا حدود ۸۰ درصد کاهش بارندگی هم ثبت شده است، وقوع بحران قابل پیشبینی بود.»
او همچنین گفت که با وجود مکاتبات و مذاکرات متعدد با سازمان آب و درخواست پیشگیری از این اتفاق به وسیله رهاسازی آب، هنوز اقدامی صورت نگرفته اما ابراز امیدواری کرد که این سازمان و مسئولان مربوطه به موقع به وظیفه قانونی و انسانی عمل کنند. «اگر حقابه تالاب بختگان تخصیص نیابد و تلفات پرندگان مهاجر تکرار شود این ادارهکل به ناچار از مسیر حقوقی موضوع خسارت به محیط زیست را پیگیری میکند.»
مشکلات موجود بر سر راه تخصیص حقابه و صحبتهای ظهرابی عاملی شد تا روز گذشته حمیدرضا دهقانی، مدیرعامل آب منطقهای فارس در واکنش به احتمال مرگ فلامینگوهای بختگان بگوید حقابه تالاب بختگان به میزان ۵۵ میلیون مترمکعب در پاییز رهاسازی شده و دیگر امکان رهاسازی مجدد وجود ندارد. به گفته او حقابه تالاب بختگان در سال آبی جاری (از مهرماه ۹۹ تا مهرماه ۱۴۰۰) با اینکه به میزان ۴۰ میلیون مترمکعب بود، اما ۵۵ میلیون مترمکعب رهاسازی شده و بنابراین تالاب بختگان حقابه امسال خود را دریافت کرده و با این حال اگر در شرایط مناسب آبی به سر میبردیم و با مشکل بحران آب روبهرو نبودیم، با توجه به اهمیت محیط زیست، دوباره حقابه دیگری را به تالاب بختگان اختصاص میدادیم و این یکی از اثرات شوم خشکسالی است که وزارت نیرو و شرکتهای آب منطقهای در خصوص آن از مدتها قبل هشدار داده بودند. «متاسفانه بحران آب، ما را در شرایطی قرار داده که اولویت تخصیص آب را به بخش شرب اختصاص دهیم.» صحبتهای دهقانی آب پاکی را بر دست همه کسانی ریخت که در پی گرفتن حقابه تالاب بودند؛ حقابهای که مسیر دشواری را تا رسیدن به مقصد و دهانه تالاب طی میکند و در نتیجه حجم بزرگی از آن در مسیر از بین میرود. حاجیباقری، فعال محیط زیست میگوید: «فاصله پشت سد درودزن تا ورودی تالاب در حدود ۲۰۰ کیلومتر است. وزارت نیرو آب را پشت سد تحویل محیط زیست میدهد و در این راه طولانی بخش عمده آب از بین میرود و کشاورزان آن را برداشت میکنند. در تمام این سالها بارها گفته شده محیط زیست امکانات و نیروی لازم برای حفاظت از آب و رساندنش به تالاب را ندارد و وزارت نیرو باید وارد کار شود اما اتفاقی نیفتاده.» به اعتقاد او وزارت نیرو میتواند با اعمال جریمه یا گفتن اینکه «اگر از آب برداشت کنید حقابه کشاورزی را نمیدهیم» این مساله را مدیریت کند اما کاری از پیش نمیبرد.
عضو گروه نجات بختگان تاکید میکند که حقابه رسیده به تالاب نمیتواند ۸۵ هزار هکتار تالاب را پر کند یا مشکل فلامینگوها را حل کرده یا حتی اثری روی آبهای زیرزمینی داشته باشد، بلکه فقط به درد مرطوب کردن بخشی از ورودی تالاب و کم کردن ریزگردها میخورد. «مشکل اصلی رواج کشاورزی افسارگسیخته در اطراف تالاب و برداشت بیرویه آب در این بخش است.»
الگوی کشاورزی منطقه باید تغییر کند
چند سال قبل، مدیرعامل آب منطقهای فارس آماری از چاههای غیرمجاز اطراف بختگان داد. به گفته حمیدرضا دهقانی حدود یک هزار و 400 حلقه چاه مجاز و نزدیک به 600 حلقه چاه غیرمجاز در حوزه بختگان وجود دارد و برداشتهای غیرمجاز به دو صورت توسط متخلفان آبی صورت میگیرد. «در سال 93 تعداد یک هزار و 64 حلقه و سال 94 تاکنون نزدیک به هزار حلقه چاه غیرمجاز پر و مسلوبالمنفعه شده و با توجه به اهمیت تالابهایی که در سطح استان خشک شده از جمله تالاب بختگان، تمرکز فعالیت در پرکردن چاههای غیرمجاز در شهرستان نیریز، استهبان، خامه و ارسنجان است.» تلاشها اما کافی نبود و افزایش کشت برنج که نیاز به آب فراوان دارد در اطراف تالاب ضررهای فراوانی را متوجه منطقه کرد. حاجیباقری میگوید در حوضه آبریز بختگان در حدود ۳۵ هزار هکتار برنجکاری شده که اگر کشت دیگری که نیازمند آب کمتری باشد جایگزینش نشود مشکل منطقه حل نمیشود.«مشکل اصلی درباره خشکی این مناطق حاکمیت سیاست اشتباه در حوزه آب است و چنانچه سیاستهای کلی در زمینه مدیریت منابع آب و کشاورزی تغییر نکند نمیتوان امید بهبود داشت.»
آرزو اشرفیزاده، معاون امور تالابها در دفتر زیستگاههای سازمان حفاظت محیط زیست هم در گفتوگو با «پیامما» با تاکید بر همین موضوع میگوید که هرچند اختصاص حقابه و درست رسیدنش به تالاب نکته مهمی است اما برای طولانی مدت نباید توسعه افسارگسیخته کشاورزی را از یاد برد. «کشاورزی بحثی مهم و یکی از مشکلات اصلی بختگان است. چرا که در سالهای گذشته و در بالادست تالاب توسعه کشاورزی داشتیم و حقابه را تحت تاثیر قرار داده است. به همین دلیل امسال در طرح بینالمللی حفاظت از تالابها به موضوع بختگان توجه ویژهای داشتهایم.» بر اساس توضیح او طرحی که پیش از این برای احیای دریاچه ارومیه و تغییر شیوههای کشاورزی و باغداری در آن منطقه عملیاتی شده، قرار است در بختگان هم رخ دهد و به این ترتیب با استفاده از تجربههای تغییر الگوی کشت و توسعه در آن منطقه تغییراتی را برای سالهای آینده بختگان شاهد باشیم.
