بایگانی مطالب نشریه

بی توجهی به تخلیه پسماند پزشکی در تالاب ها

معضل ورود پسماند به تالاب‌های کشور از چند منظر قابل بررسی است. یکی از آنها بحث قوانین و دیگری بحث عملیاتی شدن این قوانین است. مسئول رسیدگی به تالاب‌ها از سویی سازمان محیط‌زیست است اما از نظر قانونی، آب در دست وزارت نیرو است. در نتیجه متولی رسیدگی به تالاب‌ها هم محیط‌زیست است، هم وزارت نیرو. از سوی دیگر مسئله رسیدگی به پسماند تالاب‌ها، خصوصا آنها که در نزدیکی شهرهاست در دست شهرداری‌ها و وزارت کشور است. در نتیجه می‌بینیم که معضل موجود برای رسیدگی به مشکل پسماندهایی که به تالاب‌ها می‌ریزند در دست یک سازمان نیست و متولیان زیادی باید کمک کنند تا این مشکل حل شود.
در این میان بیشتر تالاب‌های ما پهنه‌های آبی هستند که در آنها گردشگری انجام می‌گیرد و این اتفاق به ویژه در تالاب‌های شمالی بسیار زیاد است و بخش بزرگی از این پسماندها به دلیل همین گردشگری رایج در تالاب‌هاست و در نتیجه در این از بخش متولی دیگری هم می‌توان نام برد: وزارت میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری. دسترسی گسترده عمومی به پهنه‌های برخی از تالاب‌ها توانسته برای این مناطق مشکلات گسترده‌ای به همراه بیاورد که از جمله دلایل آن نبود رسیدگی و بی‌توجهی به پسماند تولید شده توسط این گردشگران است. برای مثال ما در اطراف سدها پسماندی نمی‌بینیم و دلیل این است که آب منطقه‌ای برای دسترسی به سدها ممنوعیت قائل شده و حریم درست کرده است اما درباره تالاب‌ها چنین وضعیتی وجود ندارد.
وقتی از حل معضل پسماند و نریختن زباله و فاضلاب و… به تالاب‌هایمان صحبت می‌کنیم باید بدانیم که این مسئله بسیار پیچیده است و ارگان‌ها و سازمان‌های مختلفی متولی رسیدگی به این موضوع هستند که در صورت توجه و برخورد درست می‌توانند مشکل پسماند تالاب‌ها را حل کنند. در این میان قانون مدیریت پسماند را هم داریم که سال ۸۳ تصویب شد و آنجا انواع پسماند مشخص شده اما با وجود این قانون مشکل پسماند همچنان باقی است. برای نمونه بر اساس قانون متولی پسماند بیمارستانی وزارت بهداشت تعیین شده اما این وزارتخانه نه پاسخگوست و نه آمار درستی از عملکردش ارائه می‌دهد و در نتیجه تخلفات در این زمینه بالاست و در حوزه پسماند صنعتی و ویژه هم شرایط بر همین منوال است.
با وجود این ضعف‌ و مشکلات، در برنامه مدیریت جامع تالاب‌ها طرحی پیشنهاد داده‌ایم که در آن کمیته‌های محلی و استانی مسئول رسیدگی به بحث پسماند در تالاب‌ها باشند. این طرح آنچنان که از آن اطلاع دارم در استان گلستان عملیاتی شده و کمیته‌های محلی در این استان مسئول نظارت بر چگونگی دفع پسماندها اعلام شده‌اند. هرچند نمی‌دانم در استان‌های دیگر وضعیت به چه شکل است اما مسلم است که با وجود نقشه راه و طرح‌های مختلف و قانون، چنانچه عزمی جدی و واقعی برای عمل در کار نباشد کاری از پیش نخواهد رفت. در این زمینه هم عزم مدیران استانی و اراده آنها بسیار مهم است و از سویی نظارت سازمان حفاظت محیط‌زیست و جدیتش برای حفظ تالاب‌ها. این دو در کنار یکدیگر می‌توانند راهگشای حل مشکل ریختن پسماند در تالاب‌های کشور باشند.

سازمان تخصصی می‌تواند ناظر باشد نه نهاد نظامی

سال 95 پس از کش‌وقوس‌های فراوان توقف بهره‌برداری از جنگل‌ها با اجرای طرح تنفس اجرایی شد. اگرچه تا آن زمان شرکت‌های بهره‌بردار برداشت چوب از جنگل را انجام می‌دانند و به گفته رئیس سازمان جنگل‌ها حجم این برداشت چندان مشخص نبود و این نگرانی وجود داشت که آینده جنگل هیرکانی به قهقرا برود، با توقف بهره‌برداری از جنگل‌ها و جایگزینی آن با واردات چوب و بالا رفتن قیمت‌ها نگرانی جدی از قاچاق چوب و قطع درختان جنگلی افزایش یافت. همین دغدغه‌ها بود که در روزهای اخیر باعث شد این سازمان برای حفاظت و صیانت از جنگل‌های هیرکانی با سازمان بسیج مستضعفین توافق‌نامه همکاری امضا کند.
علی عباس‌نژاد، فرمانده یگان حفاظت سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور در گفت‌وگو با «پیام‌ما» با اشاره به اینکه این توافق یک ساله بوده و تمام عرصه‌های جنگل‌های هیرکانی را شامل می‌شود، می‌گوید: «در تعامل با این نیروهای سپاه و بسیج امر حفاظت انجام می‌شود.»
او دراین‌باره که تکلیف نیروهای حفاظتی موجود (شاغل در طرح‌های جنگلداری) چه خواهد شد هم می‌گوید: «این نیروها کار خودشان را انجام می‌دهند و خللی در کار آنها وارد نخواهد شد.»
آیا نیروهای بسیج و سپاه به عنوان ضابط دادگستری خودشان پرونده تخلف تنظیم می‌کنند یا با همکاری نیروهای منابع طبیعی این کار را انجام میدهند؟ عباس‌نژاد پاسخ می‌دهد: «این نیروها خودشان پرونده تخلف را تنظیم می‌کنند‌، ضمن اینکه فعالیت نظارتی آنها داوطلبانه است و مبلغی بابت آن دریافت نمی‌کنند.»
این مقام مسئول درباره اینکه چه ضرورتی باعث امضای این توافق شد می‌گوید: «سازمان جنگل‌ها این درخواست را مطرح کرد که خوشبختانه با نظر موافق همراه شد. پیش از این نیز همکاری‌هایی بین سازمان و نیروهای بسیج و سپاه وجود داشت که نمونه آن را در اطفای حریق شاهد بودیم و این توافق امر جدیدی نیست.»
تقی شامخی، دانش‌آموخته جنگل در گفت‌وگو با «پیام ما» هم با اشاره به اینکه همکاری‌هایی بین سازمان جنگل‌ها و بسیج وجود داشته می‌گوید: «درباره جزئیات این توافق مطلع نیستم. اما می‌توانم بگویم با طرح تنفس موافقتی نداشتم و فکر می‌کردم سازمان می‌تواند طرح‌های جنگلداری را به شکل متعارف اصلاح کرده و در حین اجرای طرح‌ها توسط مجریان، بر اساس قانون روی کار آنها نظارت داشته باشد. همچنین سازمان جنگل‌ها می‌توانست جنگل‌هایی که قابل برداشت نیستند را به عنوان مناطق حفاظتی اعلام کند، این سازمان تمام ابزار را در اختیار داشت که طبق طرح جنگلداری،‌ این عرصه‌ها را مدیریت کند، از این رو به باور من جنگل باید طرح جنگلداری داشته باشد و در قالب چنین طرح‌هایی مدیریت شود.»
او می‌افزاید: «در درجه دوم نیروهای سپاه یا بسیج باید تحت‌نظر سازمان جنگل‌ها اقدام کنند زیرا بر اساس قانون سازمان جنگل‌ها مسئول حفاظت جنگل‌ها، مراتع،‌ بیابان‌ها و به شکل کلی منابع طبیعی کشور است و حفاظت نیز امری تخصصی است. البته ورای این ما در نظر داشتیم حفاظت مراتع و جنگل‌ها بر اساس سازوکارهایی به کمک مردم محلی و به شیوه مشارکتی انجام شود. در صورت اجرای طرح‌های مشارکتی، مردم حاشیه مناطق به امر حفاظت علاقه‌مند شده و در نتیجه اجرای این طرح‌ها با موفقیت بیشتری همراه خواهد بود،‌ هر چند به نظر می‌رسد که سازمان رویه دیگری را در پیش گرفته است.»
رضا ابوالفتحی مقدم، کارشناس حوزه جنگل نیز در این باره به «پیام ما» می‌گوید: «هنوز جزئیاتی درباره این توافق منتشر نشده اما گویا قرار است بسیج نظارت عالیه بر قراردادهایی که به عنوان قراردادهای حفاظتی امضا می‌شود داشته باشند. همچنین به تازگی سازمان جنگل‌ها دستورالعملی ابلاغ کرده که در حال تهیه طرح آن هستند و به نام طرح حفاظت فنی شناخته می‌شود. این طرح بر جلوگیری از تجاوز به عرصه جنگل در کنار قاچاق چوب و حفاظت از زیرساخت‌ها به علاوه یک سری عملیات پرورشی در جنگل‌های دست‌کاشت یا عرصه‌های توده‌های جوان هستند و نیاز به پرورش دارند نظارت دارد.»
او با اشاره به اینکه ناظرانی که از طریق اداره کل مقیم هستند بر طرح‌های حفاظت که قبلا به عنوان طرح جنگلداری شناخته می‌شد، نظارت فنی و عالی می‌دهند،‌ می‌افزاید: «من اطلاعی ندارم بسیج در تشکیلات خود افرادی که متخصص این کار باشند را دارد که بتوانند این نظارت را انجام دهند یا خیر.»
مقدم معتقد است جنگل باید از دو بعد فیزیکی و بیولوژیک حفاظت شود. او می‌گوید: «بعد حفاظت فیزیکی همین کاری است که الان می‌خواهند انجام دهند. جنگل یک اکوسیستم پویا است و عناصر طبیعی بر آن حاکم است،‌ از این رو اگر ما روی این عرصه‌ها حفاظت فنی نداشته باشیم روز به روز پسروی خواهد داشت و توالی آن به سمت منفی و بدتر شدن پیش می‌رود.»
مقدم همچنین می‌گوید: «فلسفه طرح‌های جنگلداری این بود که برداشت‌های نابجا مانند بهره‌گیری از جنگل به مثابه مرتع که سبب به عرصه و ثمر نرسیدن نهال می‌شد یا زغال‌گیری را متوقف کنند اما متاسفانه با توقف این طرح‌ها دامدارها در حال بازگشت به جنگل هستند. او با اشاره به اینکه با بالا رفتن قیمت چوب و افزایش سرسام‌آور قیمت زمین انگیزه برای قاچاق و تجاوز به عرصه بالا رفته و بنابراین بسیج باید با مردم برخورد کند اضافه می‌کند: «نمی‌دانم این نهاد قصد انجام این کار را دارد یا خیر.»
این کارشناس اضافه می‌کند: «نظارت عالی بر سازمان جنگل‌ها مثبت است ولی این سازمان باید سازمان تخصصی باشد. این سازمان‌ها می‌‌توانند سازمان حفاظت محیط ‌زیست یا نهادهای مردمی که در قالب سمن‌ها فعالیت‌ می‌کنند باشند که بر قراردادهای حفاظتی نظارت کنند. اما اگر سازمان یا نهادی که تخصصی در این زمینه ندارد عنوان نظارتی بگیرد، بعید است نتیجه مثبتی داشته باشد.»

اتهام دوباره سگ‌‌کشی به شهرداری تبریز

تکان‌های دوربین که تمام می‌شود، ماشین آبی با سگ‌های از طناب دار آویخته شده در پس زمینه پیدا می‌شود. پنج سگ که با طناب سبز به دیواره‌های ماشین بسته شدند، تکان نمی‌خورند. چند زن با صدای بلند اعتراض خود را نشان می‌دهند، با زبان آذری شیون می‌کنند، در میان کلماتشان واژه شهرداری بلندتر است و ترجمه نمی‌خواهد. زنان از پشت تصویر طناب‌ها را از گردن سگ‌ها باز می‌کنند، هر گره قسمتی از بدن سگ را رها می‌کند، سگ‌ها کف ماشین می‌افتند. دوربین تصویر واضحی از سلامت سگ‌ها نشان نمی‌دهد، طناب که باز می‌شود، تصویر دوربین هم قطع می‌شود.

ویدیوی معدوم‌سازی سگ‌ها واکنش‌های بسیاری داشت، هرچند که فعالان محلی شاهدان می‌گویند از 5 سگ، 4 تای آن‌ها در طبیعت رها شدند و یک قلاده هم که مصدوم شده به حامیان جهت رسیدگی سپرده شده اما صبح دیروز، 25 اردیبهشت ماه بیش از 100 زن و مرد و دوستدار محیط زیست در اعتراض به ویدیوی به دار آویخته شدن سگ‌ها در اتومبیل، مقابل ساختمان شهرداری تبریز تجمع کردند. انتشار ویدیو هرچند که خشم عمومی و تظاهرات به همراه داشت اما به گمان فعالان محیط زیست در تبریز چندان مساله تازه‌ای نیست و «سگ‌کشی هربار به روشی رخ می‌دهد.» آخرین مرتبه سال 98 بود که شهروندان بعضی مناطق تبریز، صدای تیراندازی را شنیدند که به نظر هدفش سگ‎‌های ولگرد می‌آمد. صدایی بلند که شهرداری را هم مجبور به پاسخگویی کرد. معاون خدمات شهری تبریز که هربار سگ‌کشی را قبیح می‌دانست و سیاست شهرداری برای جلوگیری از چرخه افزایش سگ‌های ولگرد را زنده‌گیری و انتقال سگ‌ها به پناهگاه عنوان می‌کرد. حرف‌هایی که دیروز هم بعد از انتشار ویدیوی اعدام سگ‌ها در اتومبیل از زبان متولیان امر شهری تکرار شد. با این وجود پلاکاردهایی که در دست معترضان است، خواستار استعفای مقصر معدوم‌سازی سگ‌ها در اتومبیل است. مقصری که هنوز روشن نیست چه کسی است. اما انگشت اتهام به سوی نهاد متولی یعنی شهرداری و معاون خدمات شهری اوست. محمدرضا قربانیان، معاون خدمات شهری شهرداری تبریز به رسانه‌ها گفته: « تشویش اذهان عمومی به واسطه جمع آوری سگ‌های بلاصاحب، امر پسندیده‌ای نیست و به جای این کار می‌توان با هم‌اندیشی و هم‌فکری، نسبت به حل این معضل شهری و تامین امنیت شهروندان اقدام کرد. شهرداری تبریز تا به امروز هیچ گونه اقدام به سگ‌کشی انجام نداده و تنها به بیهوشی این حیوانات توسط پیستول‌های بیهوشی، جمع‌آوری و رهاسازی آنها در بیرون از شهر پس از به هوش آمدن سگ‌ها اقدام می‌شود.» با این وجود اعضای شورای شهر تبریز از این توضیحات قانع نشدند و از قربانیان در صحن شورا توضیحات بیشتر خواستند.
بیهوش کرده بودند، بسته بودند تا فرار نکنند
ویدیوی به دار آویخته شدن سگ‌های ولگرد اما به نظر چند سناریو دارد که یکی از آن‌ها این‌بار از زبان عضو شورای شهر تبریز بیان می‌شود. غلامحسین مسعودی ریحان به روزنامه «پیام‌ما» می‌گوید: «معاون شهرداری گفته که این سگ‌ها بیهوش شدند و با طناب بسته شدند تا اگر به هوش آمدند فرار نکنند، حالا ما نمی‌دانیم حرف معاون خدمات شهرداری درست است یا مردم که گفتند سگ‌ها به قصد کشته شدن دار زده شدند.» رئیس شورای شهرستان آذربایجان شرقی تاکید می‌کند که اظهار نظر بیهوش کردن و بستن سگ‌ها با طناب اولین بار است که از سوی شهرداری شنیده شده و شهرداری تبریز پروتکل دیگری برای کنترل جمعیت سگ‌های ولگرد دارد: «کمیسیون خدمات تصویب کرده که سگ‌های ولگرد زنده‌گیری شوند و در 4 محل در اطراف شهر تبریز رها شوند، اما اینکه هنوز چنین چیزی عملیاتی شده یا نه، مشخص نیست.» مسعودی تاکید می‌کند که اگر گفته‌های معاون شهرداری برای شورا محرز نشود: «تصمیم جدی برای شهرداری گرفته می‌شود و بعید است که شورا قانع شود.» سناریوی دیگر ویدیوی منتشر شده را را محرم محمدزاده، عضو شورای اسلامی شهر تبریز مطرح کرده است. او به ایمنا گفته: در پرس‌و‌جو با شهردار متوجه شدیم بعضی از خودروهای حمل سگ‌های ولگرد سقف ندارند و پس از بیهوش کردن سگ‌ها، آنها را به دیوار خودرو می‌بندند. او همچنین گفته: شهرداری قرارداد خود با پیمانکاران سابق ساماندهی سگ‌ها را امسال تمدید نکرد زیرا این پیمانکاران سگ‌ها را به کشورهای خارجی برده و آنجا می‌فروختند که با مشخص شدن این مسئله و قرارداد نبستن با این پیمانکاران، این کلیپ‌ها در فضای مجازی منتشر شد. محمد‌باقر بهشتی، دیگر عضو شورا نیز مساله دیگری را مطرح کرده و به رسانه‌ها گفته: شهرداری با یک خانم برای نگهداری از سگ‌ها قرارداد داشت اما با روش نگهداری او موافق نبود و از آنجایی که میان شهرداری و این خانم اختلاف نظر به وجود آمد به همین علت این خانم با فضاسازی این فیلم را در فضای مجازی منتشر کرده است. با این حال او هم تاکید کرده که اظهارات متناقض زیاد است و به همین دلیل از شهرداری توضیح بیشتری خواسته شده است.
مساله عمیق‌تر از کشتار است
«کشتار سیستماتیک حدود 10 سال است که در تبریز اتفاق نمی‌افتد اما احتمال دارد که گاز بیهوشی به درستی تزریق نشده باشد اما مساله ما تنها سگ‌کشی و کیفیت زنده‌گیری نیست، مساله عدم شفافیت شهرداری تبریز در کنترل جمعیت سگ‌های ولگرد است.» مجید رحمانی، رئیس تشکل محیط زیستی همیاران زیست سبز تبریز این‌ها را به روزنامه «پیام‌ما» می‌گوید و مساله را عمیق‌تر می‌داند. او می‌گوید که در ماجرای این ویدیو کیفیت زنده‌گیری پایین بوده است و مقصر احتمالا زنده‌گیران بودند اما طناب پیچ شدن سگ‌ها توجیهی نداشته:«بستن سگ‌ها در وانت مساله‌ای است که ما هم به آن اعتراض داشتیم و سلیقه‌ای بوده» این فعال محیط زیست اما انتقاداتی به نحوه کنترل جمعیت سگ‌های ولگرد در تبریز دارد و می‌گوید که دستورالعمل سال 86 وزارت کشور در تبریز اصلا اجرا نمی‌شود زیرا شبکه زنده‌گیران و پیمانکاران عموما به دلیل ارتزاق مالی، نمی‌گذارند این دستورالعمل اجرایی شود: «شهرداری تبریز حدود دو و نیم سالی است که مرکز مدیریت حیوانات شهری را در چارت سازمانی‌اش تصویب کرده و ردیف بودجه و مدیر برای آن مرکز در نظر گرفته است این مرکز باید تاکنون برای مدیریت جمعیت اقدام می‌کرده، اما چنین نکرده است به عبارت دیگر مصوبه و قانون از سوی شورا بوده اما شهرداری مصوبه را اجرا نکرده است.»
رحمانی می‌گوید اقدام دیگر شهرداری برای کنترل جمعیت سگ‌های ولگرد هم رویکرد درستی ندارد و اتفاقا خطرناک است: «ما بارها گفتیم که دورکردن سگ‌های ولگرد از سطح شهر اقدام درستی نیست، گرفتن سگ‌ها و رها‌سازی آن‌ها در 100 کیلومتری شهرها باعث آسیب به زیستگاه‌های طبیعی می‌شود. سگ‌ها را در بستان آباد یا نزدیکی منطقه شکار ممنوع میشو با گونه‌های حساس رها سازی می‌کنند. سگ‌های دورسازی شده عموما به این مناطق هجوم می‌آورند و تبعاتی برای این مناطق خواهند داشت.»
طبق بررسی‌های غیررسمی و تخمین‌های انجمن‌های محیط زیستی، در شهر تبریز بین 800 تا 1000 هزار قلاده سگ ولگرد وجود دارد، رحمانی می‌گوید آمار شهرداری در زنده‌گیری رقم دیگری را نشان می‌دهد: «باورش سخت است اما شهرداری تبریز هر ماه حدود 300 صورت وضعیت برای زنده‌گیری رد می‌کند. این آمار بسیار عجیب است و خودشان هم متوجه این مساله هستند، این نیاز به رسیدگی دارد، ما خواستار این هستیم که نهادهای بازرسی به این مساله ورود کنند و صورت وضعیت‌هایی که رد شده و محل‌هایی که این سگ‌ها منتقل شدند برای نگهداری مشخص شود، ما تاکنون نتوانستیم یک گزارش به صورت مکتوب از شهرداری بگیریم که این سگ‌ها از کجا گرفته می‌شود و به کجا منتقل می‌شود، آیا شناسنامه برایشان گرفته شده یا نه؟»
با کشتار قلمرو سگ‌ها خالی می‌شود
هرچند که به گمان فعالان محلی حقوق حیوانات در تبریز ظاهرا سگ‌های در نیسان زنده مانده‌اند اما هفته گذشته در شاهین شهر اصفهان چند قلاده سگ بعد از کشتن یک نوازنده، کشته شدند. سگ‌کشی هرچند که همواره سوی شهرداری‌ها تکذیب می‌شود اما به نظر می‌رسد که همچنان راهی برای کنترل جمعیت حیوانات ولگرد است. سپهر سلیمی فعال حقوق حیوانات به روزنامه «پیام‌ما» توضیح می‌دهد که سگ کشی اتفاقی است که همواره رخ می‌دهد: «چه با طناب ببندند، چه خفه کنند و چه با اسید یا تیر بکشند چه در پناهگاه بکشند، این شیوه حداقل 20 سال است که به کار گرفته شده و تصور می‌کنم 20 سال برای آزمون و خطا و فهمیدن ناکارآمدی یک روش کافی باشد.» او می‌گوید علت ادامه این روش این است که متولیان هیچگاه به فکر مدیریت اخلاقی جمعیت حیوانات نبودند: «ما 8 گروه سگ در ایران داریم، یک بخشی سگ‌های گله هستند، یک بخشی سگ‌هایی هستند که از سگ‌های گله جدا می‌شوند، یک گروه سگ‌هایی هستند که وارد کشور می‌شوند، یک گروه سگ‌هایی هستند که در خانه نگهداری می‌شوند و گروهی دیگر توله‌کشان در ایران پرورششان می‌دهند و گروه دیگر سگ‌های شکارند و گروه دیگر سگ‌های امداد و نجاتند. ما عملا به جز دسته آخر تمام 7 گروه دیگر امکان اینکه از کنار انسان جدا شوند را دارند. و هیچوقت ما فکری به حال آن‌ها نکردیم.» طبق اطلاعات بدست آمده از سوی فعالان محیط زیست اما حداقل 2 میلیون سگ گله در ایران وجود دارد که حدود 500 هزارتای آن‌ها سگ مادر است، اگر هر سگ مادر حداقل سالی یکبار هم حدود 6 سگ به دنیا بیاورند یعنی سالانه حدود 3 میلیون سگ به جمعیت سگ‌ها اضافه می‌شود. سلیمی می‌گوید: «حدودا سالی 3 میلیون سگ به دنیا می‌آید، طبق ادعاهای کارشناسان اتفاقا سگ‌های گله بیشترین آسیب را به طبیعت دارند، زیرا این سگ‌ها پرورش داده می‌شوند تا گرگ و انسان بگیرند.» او می‌گوید باوجود این گفته‌ها هیچ سگ گله‌ای عقیم نشده و عموما گله‌دارها اجازه این کار را نمی‌دهند: «ما هیچوقت جرات نکردیم این سگ‌ها را عقیم سازی و مدیریت کنیم، بخشی از این سگ‌ها عموما در حاشیه شهرها می‌آیند و بخش دیگری توسط چوپانان کشته می‌شوند.»
عقیم سازی سگ‌های گله راه‌حل است
حل ریشه‌ای مساله و عقیم‌سازی سگ‌های گله از دیدگاه سلیمی درست مقابل کشتار سگ‌هاست زیرا با کشتار قلمرو سگ‌ها خالی می‌ماند: «بر فرض ما امسال ده هزار سگ بکشیم، بنابراین ما باید سال بعد هم 10 هزار سگ بکشیم زیرا مادر و مولد این‌ها زنده‌اند، آمار شهرداری تهران مشهد هنوز حدود 10 هزار سگ است، ما می‌بینیم که هیچ تاثیری هم ندارد، شما وقتی می‌کشید قلمرو را خالی می‌کنید، وقتی قلمرو خالی شود، سگ ها از منطقه دیگری وارد می‌شوند، یعنی سگی که سال پیش زایمان کرده، این‌بار بچه‌هایش به منطقه می‌آیند و زاد و ولد می‌کنند» این فعال حقوق حیوانات می‌گوید که براساس تجربیات جهانی، کشتار و انتقال سگ‌ها به پناهگاه جوابگوی کنترل جمعیت سگ‌های ولگرد نیست و در مقابل ایمن‌سازی، نشانه‌گذاری، عقیم‌سازی و واکسیناسیون راه‌حل است.

تجربه احیای گندم خراسانی با یک مشت بذر

ایران با وجود اینکه منبع غنی برای بذرهای غلات، سبزیجات و صیفی‌جات است اما در موارد بسیاری وارد کننده بذر این محصولات برای کشت است چرا که مثلا چین بذرهایی را از ایران می‌برد و با انجام آزمایش‌های نمونه‌های مرغوب و مقاوم ژنتیکی را جدا کرده و دوباره به ایران می‌فروشد، آن‌گونه که به قول یکی از کارشناسان اکنون با خربزه مشهدی چینی روبه‌رو هستیم . در این میان یکی از تشکل‌های حوزه حفظ بذرهای بومی توانسته است گندم خراسان را که بسیار مغذی و مرغوب است دوباره احیا کند.

مدرسه توسعه پایدار و مسولیت‌های اجتماعی سازمان‌های دانشگاه صنعتی شریف، در یکی از سلسله رویدادهای توسعه پایدار برای ایران که جمعه 24 اردیبهشت‌ماه با حمایت شرکت بوتان برگزار شد به ضرورت حفظ بذرهای بومی کشاورزی در مسیر توسعه پرداخت.
در بخش اول این نشست با توجه به اهمیت حفظ بذرهای بومی، تجربه احیا گندم خراسانی مورد بررسی قرار گرفت.
احمد طاهری، مدیرعامل تشکل توسعه پایدار دشت گرمسار و احیا‌کننده گندم خراسان در ایران در ابتدا در مورد عملکرد تشکل توسعه پایدار دشت گرمسار گفت: «یکی از اقدامات ما از زمان تاسیس این بود که کشاورز را بخش مهمی از تحقیقات و گروه محققان بدانیم چرا که شاهد بودیم معمولا آنچه برای کشاورزان مهم بود در آزمایشگاه و مراکز تحقیقاتی مورد توجه قرار نمی‌گرفت.»
او در ادامه با تاکید بر حفظ بذرهای بومی اظهار کرد: «ضرورت تنوع زیستی و ذخایر ژنتیکی نه تنها در مورد غلات و نان مهم است بلکه در بذر سبزیجات و صیفی‌جات در کشور هم بسیار اهمیت دارد، با وجود اینکه ما دارای بذرهای بومی هستیم اما از بزرگترین واردکنندگان بذر سبزیجات و صیفی‌جات در دنیا هستیم. ما بذر بومی خیار داریم اما از کشورهای مجاور وارد می‌کنیم یا مثلا با چیزی به اسم خربزه مشهدی چینی روبه‌رو هستیم. یعنی بذرهای ما را به چین می‌برند و آنجا «سلکشن» می‌کنند و سپس به قیمت نیم کیلو، 2 میلیون تومان به ما می‌فروشند.»
طاهری در زمینه وضعیت کشور در بذر غلات توضیح داد: «در زمینه غلات هلالی وجود دارد که یک سر آن در روسیه و سر دیگر آن در سوریه است، در میان این هلال ایران، عراق و بین‌النهرین وجود دارد. این یعنی ما در مرکز انبار منابع ژنتیکی گندم و جو در دنیا هستیم با این حال اما وارد کننده این محصول هم هستیم.»
او در مورد تجربه احیا گندم خراسان گفت: « 75 گرم از بذر این گندم را در سال 1386 در گرمسار کشت کردیم، سال اول حدود 800-850 گرم بذر از آن گرفتیم و طی سالیان به طور مدام کشت و برداشت را ادامه دادیم تا اینکه امروز نزدیک به 80-85 تن از این بذر دسترسی پیدا کردیم در 25 استان کشور در حال کشت است.»
احیا‌کننده گندم خراسان در مورد اهمیت این اقدام توضیح داد: در این گندم مواد ریزمغذی، سلنیوم، روی، منیزیم و پروتئین بالا وجود دارد. این بذر در بسیاری از کشورهای دنیا مانند امریکا کشت می‌شود، در ایتالیا شرکت‌ها بزرگ از این بذر استفاده می‌کنند و گران‌ترین پاستاها، ماکارونی، خمیر پیتزا و … از این گندم درست می‌شود. یکی از شرکت‌های معتبر ایتالیا 120 محصول با گندم خراسان تهیه می‌کند و به پاسداشت اسم این بذر هم بسیار اهمیت می‌دهد.»
طاهری با بیان اینکه این بذر تنوع ژنتیکی قوی دارد، ادامه داد:«این گندم انعطاف ژنتیکی دارد به همین دلیل در کشورهای مختلف مثل ایتالیا، آلمان، قزاقستان، مناطق مختلف ایران و … کشت می‌شود و همه جا پاسخگو بوده به ما میگویند این بذر دیم است یا آبی و ما می‌گوییم هردو. از طرف دیگر این بذر ریزش بسیار کمی دارد ، 90 روز بعد از تاریخ جمع‌آوری معمول یک منطقه، محصول بذر خراسان را جمع کردیم و دیدیم که به دلیل کاور و پوشینه سخت محصول ریزشی ندارد. از سوی دیگر محصول این بذر علف هرز کمی دارد.»
او در ادامه از تجربه مخلوط کردن بذر گندم خراسانی با جو گفت و توضیح داد:« معمولا با مخلوط کردن یک کیلو بذر جو و گندم طی 5 سال جو، گندم را حذف می‌کند اما گندم خراسان به خوبی در برابر جو مقاومت کرد پس از آن بذر گیاهان مقاوم را جدا کردیم و اکنون آنها را کشت می‌کنیم. »
احیا‌کننده گندم خراسان افزود: «در رویاها هم نمی‌دیدم با یک نصفه مشت گندم به جایی برسیم که با کمباین آن را برداشت کنیم.»
طاهری در مورد سلامت غذایی نان گفت: «در ایران بحث نان از آرد آغاز می‌شود درحالی که پایه اول نوع گندم است که باید مغذی باشد تا از آن نان سالم به دست بیاید. متاسفانه به خاطر رانتی که وجود دارد سبوس و جنین گندم در آسیاب صنعتی در کارخانه آرد، جدا می‌شود در حالی که این دو مغذی‌ترین بخش گندم هستند و می‌توانند ارزش غذایی نان را بالا ببرند. نباید اینگونه باشد که به جای نان مغذی کنسرو نشاسته دست مردم بدهیم.»
دام برزیلی از محصولات تراریخته تغذیه می‌کند
در ادامه این نشست مباحث مختلفی از جمله سلامت بذرهای وارداتی و اثرات محصولات تراریخته کشاورزی مطرح شد.
صمد مبصر عضو هیات علمی موسسه تحقیقات ثبت و گواهی بذر و نهال در مورد این مساله گفت: « تئوری‌های مختلفی از طرف موافقان و مخالفان تراریخته مطرح می‌شود. در ابتدا باید بدانیم که اگر نظریه اثبات شده‌ای در مورد اینکه محصولات تراریخته عامل نازایی و سرطان هستند و به همین خاطر به ایران وارد می‌شوند که ایرانیان را نابود کنند، وجود داشت مساله امنیتی بود و حاکمیت آن را ممنوع می‌کرد.»
او اظهار کرد: «به نظر من تراریخته مکروه است چرا که نه موافقان توانستند ادله‌ای برای بی‌ضرر بودن آن ارائه کنند و نه مخالفان دلیل ثبات شده‌ای علی ان آوردند اما باید بدانییم که کشورهای بسیاری در اروپا، ژاپن، آذربایجان، ترکیه و روسیه تولید و واردات و عرضه محصولات تراریخته ممنوع اعلام کرده‌اند.»
او در ادامه اشاره کرد که در برخی از کشورها مانند روسیه ورود هرگونه محصول تراریخته می‌تواند حتی حمن زندان داشته باشد، گفت: « برخی کشورها هم گاهی چشمان خود را در برابر ورود محصولات تراریخته می‌بندند برای نمونه ترکیه گوشت برزیلی وارد می‌کند در حالی که غذای دام برزیلی محصولات تراریخته است.»
مبصر توضیح داد:« به هر حال اتفاقاتی در سلامت جامعه رخ داده است برای نمونه درصد نازایی بالا رفته اما نمی‌دانیم که یان ناشی از امواج است، به خاطر آلودگی هوا است یا محصولات تراریخته و … . شاید هم مجموع اینها اثراتی گذاشته که اکنون در بالارفتن درصد نازایی، ام اس و سرطان دیده می‌شود.
او اشاره کرد:« اکنون 180 میلیون هکتار از اراضی زیر کشت دنیا محصولات تراریخته است. و ما مصرف‌کننده درصدی از آن هستیم بنابراین مردم کشورهای مختلفی از این محصولات استفاده می‌کنند.»

آقای ظریف سفر را به مصلحت ندانست

سخنگوی وزارت امور خارجه در مورد اخبار منتشر شده در ارتباط با علت لغو سفر ظریف به وین گفت: آقای ظریف، سفر به وین را در این شرایط به مصلحت ندانست.
در پی انتشار اخبار منتشر شده مبنی بر این که وزیر امور خارجه کشورمان در ادامه تور اروپایی خود سفر به وین را کنسل کرده است، سعید خطیب‌زاده، سخنگوی وزارت امور خارجه در گفت‌وگو با ایسنا در ارتباط با این موضوع گفت: آقای ظریف، سفر در این شرایط را به مصلحت ندانست و لذا ترتیبات سفر نهایی نشد.
بر اساس این گزارش، دیروز منابع اتریشی به نقل از وزارت امور خارجه این کشور ادعا کردند که محمد‌جواد ظریف به خاطر برافراشته بودن پرچم رژیم صهیونیستی روی بناهای مقر نخست وزیری و وزارت امور خارجه اتریش، سفرش خود به وین را لغو کرده است. استفانی لیختنشتاین خبرنگار اتریشی در صفحه توییترش درباره برنامه سفر محمد‌جواد ظریف وزیر امور خارجه کشورمان به اتریش نوشت‌: جواد ظریف وزیر امور خارجه ایران در اقدامی در لحظه آخر سفر خود به اتریش را به خاطر وجود پرچم‌های اسرائیل بر فراز مقر نخست وزیری و وزارت خارجه در وین لغو کرد. لیختنشتاین ادامه داد: وزارت امور خارجه اتریش در این باره با من گفت که «لغو این سفر در روابط خوب دیرینه ما و کانال‌های باز ارتباطی با ایران تغییری ایجاد نخواهد کرد. اما ما اظهار همبستگی‌مان با اسرائیل را مبتنی بر سفر مقامات دیگر کشورها نخواهیم دانست.» ظریف در چند روز اخیر سفرهای متعددی در راستای روابط دوجانبه به کشورهای منطقه و کشورهای اروپایی داشته است. سید عباس عراقچی معاون وزیر امورخارجه کشورمان هم که این روزها برای مذاکره بر سر چگونگی احیای برجام در وین، پایتخت اتریش به سر می‌برد جمعه شب با انتقاد از این اقدام اتریش در برافراشتن پرچم رژیم صهیونیستی بر سر ساختمان‌های دولتی خود نوشته بود: «مشاهده پرچم رژیم اشغالگری که در همین چند روز ده‌ها غیرنظامی از جمله کودکان بسیاری را وحشیانه کشتار کرده است، بر فراز ساختمان‌های دولتی در وین، بهت‌آور و دردناک است. ما در کنار فلسطین ایستاده‌ایم.»

وزارت مبارزه با تغییر اقلیم می‌خواهیم

نشست پاریس در دسامبر 2015 با حضور بیش از 195 کشور جهان برگزار و منجر به نخستین قرارداد جهانی در حوزه تغییر اقلیم شد. بر اساس این قرارداد مقرر گردید که تا سال 2050 انتشار گازهای گلخانه‌ای ناشی از تولید انر‍ژی، فعالیت‌های انسانی و کشاورزی در حدود 40 تا 70 درصد کاهش یافته و ادامه این کاهش به گونه‌ای باشد که تا سال 2100 انتشار این گازها به صفر برسد. در واقع کشورهای حاضر در موافقتنامه پاریس توافق کردند که جهت کنترل افزایش گرمایش جهانی به عنوان مهم‌ترین عامل تغییر اقلیم بایستی با یک سری اقدامات بازدارنده از افزایش گرمای کره زمین تا سقف 2 درجه سانتی گراد نسبت به دوران پیش از انقلاب صنعتی جلوگیری نمایند. پس از این نشست، کشورهای متعهد به قرارداد مذکور سعی نمودند با تشکیل سازمان یا وزارتخانه‌ای موسوم به تغییر اقلیم اقدامات موثری در انجام تعهدات ذیل قرارداد به عمل آورند و البته تا حال حاضر اکثر کشورهای اروپایی و بسیاری از کشورهای آسیای جنوب شرقی لزوم توجه به تغییر اقلیم را به عنوان یک پدیده نوظهور درک کرده و در سطح وزیر یا مشابه آن چنین تشکیلاتی در سطح ملی در کشور خود نهادینه کرده‌اند. از بین این کشورها می‌توان به کشور پاکستان همسایه شرقی ایران اشاره نمود که با تشکیل وزارت تغییر اقلیم هم راستا با اقدامات جهانی در این راه موفق بوده است. پدیده‌های حاد آب و هوایی ناشی از تغییرات اقلیمی در چند سال اخیر در سرتاسر جهان به وفور مشاهده شده و بسیاری از مناطق را نیز در معرض تهدید قرار داده است. جاری شدن سیل، گرمای بیش از حد، کمبود آب، تخریب زیرساخت‌ها و آتش سوزی‌های طبیعی جنگل‌ها از جمله این تهدیدها بوده که عامل اصلی آن نیز افزایش تصاعدی گازهای گلخانه‌ای است. در این خصوص دمای متوسط هوای جهانی در سال‌های 2010 تا 2019 حدود 1/1 درجه سانتی گراد بالاتر از متوسط دمای ثبت شده در دوره قبل از صنعتی شدن برآورد گردیده و این نشان می‌دهد که تا چه حد جهان در حال نزدیک شدن به حد افزایش گرمایش 2 درجه سانتی گرادی و بیشتر از آن است. به همین دلیل بود که جهت مقابله با اثرات تغییر اقلیم در کنوانسیون سازمان ملل توافق شد که اولا برنامه‌های ملی برای کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای به عنوان مهمترین عامل تغییر اقلیم اجرا شده و به نحو موثر از ذخایر تثبیت کربن چون جنگل‌ها و دریاها حفاظت کنند و ثانیا پژوهش و آموزش عمومی درباره تغییر اقلیم توسط دولت‌ها پیگیری شود. باید توجه داشت آنچه که در نهایت به افزایش گازهای گلخانه‌ای بر روی زمین می‌انجامد در 4 عامل دی اکسید کربن ( حاصل عمدتا آتش سوزی‌ها و سوخت‌های فسیلی) ، گاز متان (حاصل تجزیه شدن بی‌هوازی‌ها مانند زمین‌های دفن زباله و پرورش دام در مجتمع‌های دامپروری )، گاز فلور ( از ترکیبات انسان ساخت مانند اسپری‌ها ) و ازن خلاصه شده که برای کاهش هر یک از آنها اقدامات و دستورالعمل‌های متفاوتی نیاز خواهند بود.
در کشور ایران تاکنون اقدام موثر یا سازمان مشخصی برای مقابله با اثرات تغییر اقلیم تعیین نشده ولی بطور پراکنده و بدون سازماندهی بعضا دستگاه‌ها فعالیت‌های محدودی هم داشته‌اند به عنوان مثال می‌توان به گزارش ارزیابی راهبردی محیط زیست ایران که توسط کمیسیون زیربنایی و تولیدی مجمع تشخیص مصلحت نظام در بهمن ماه 1399 منتشر گردیده، استناد نمود. در این گزارش فقط به مباحثی در خصوص گازهای گلخانه‌ای و انتشار آلاینده‌های هوا اشاره نموده ولی راهکار خاصی ارائه نشده در حالیکه تولید دی اکسید کربن به عنوان مهم‌ترین عامل افزایش گرمایش جهانی در ایران به نحوی است که این کشور را در رتبه 11 ام جهانی قرار داده و به همین منوال کارایی سیاست‌های دولت ایران در زمینه مبارزه با تغییر اقلیم در رتبه 57 ام قرار گرفته است. از نظر مقایسه نیز در حالی که کشور کره جنوبی با انتشار 660 میلیون تن گاز گلخانه‌ای حدود 1600 میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی داشته کشور ایران با انتشار 720 میلیون تن گاز گلخانه‌ای تنها 450 میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی در سال دارد. در این رابطه در تبیین شاخص اتلاف انرژی و انتشار بیشتر کربن به ازای هر واحد تولید ناخالص داخلی، ایران یکی از معدود کشورهایی است که کمترین درآمد به ازای انتشار دی اکسید کربن را داراست.
مدیریت انرژی مطلوب کشورها به طور مستقیم در کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای موثر بوده و به عنوان اقدامی مسئولانه در سطح ملی و بین المللی محسوب می‌شود ولی متاسفانه در کشورمان شاهد هستیم که آمار و ارقام از مدیریت انرژی نامطلوب که به تولید بیشتر گازهای گلخانه‌ای منجر می‌شود، حکایت دارد. بطور مثال طبق گزارش بانک جهانی مصرف فعلی گاز طبیعی در ایران هم اکنون معادل مصرف کشور چین، سه برابر مصرف هند و تقریبا معادل 5 درصد مصرف کل جهان و سه برابر میانگین جهانی است و سیر صعودی به گونه‌ای است که ایران بعد از آمریکا و روسیه در رتبه سوم بزرگترین مصرف کنندگان گاز در جهان محسوب می‌شود. در حال حاضر ایران نوزدهمین مصرف کننده برق جهان است. سرانه مصرف روزانه بنزین حدود 1 لیتر در روز یعنی 3 برابر سرانه مصرف در چین و 10 برابر سرانه مصرف در ترکیه بوده و بدنبال آن هم اکنون 9 درصد سوخت جهان در ایران یعنی توسط تنها 1 درصد جمعیت جهان مصرف می‌شود. این آمار و ارقام حاکی از این است که ضعف در مدیریت انرژی حاکم بر ایران به طور جدی باید بازبینی و به یک مدیریت انرژی کارآمد تبدیل شود.
تغییر اقلیم نیز در کشور ما به وضوح اثرات زیانبار خود را نشان داده و حداقل مشاهده کردیم که سال آبی 97-96 وقتی به عنوان خشکترین سال و دو سال آبی 98-97 و 99-98 پربارش‌ترین سال‌های آبی و مجددا سال آبی جاری یک سال بسیار خشک را شامل گردید با کمی تعمق در این آمار و مشاهده تکرار بالاترین‌ها و کمترین‌ها و وقوع سیلاب‌ها حداقل در چهار سال اخیر بیشتر به واقعیت‌های تغییر اقلیم پی برده و اینکه چنانچه تمهیدات مقتضی با این پدیده مخرب را در نظر نگیریم مسلما باید در انتظار حوادث ناگوار و خسارت‌های مالی و جانی بیشتری در سطح کشور باشیم. برای جلوگیری یا حداقل به کاهش رساندن اثرات تخریبی تغییر اقلیم و تبدیل تهدیدها به فرصت‌ها از یک‌طرف و هم سو شدن با اقدامات جهانی ذیل تعهدات نشست پاریس همانگونه که ذکر شد اکثر کشورهای مختلف، سازمان‌های خاصی مرتبط با تغییر اقلیم ایجاد کرده‌اند تا بتوانند برنامه‌های تاثیرپذیری در این خصوص انجام دهند. لذا در این مقطع در کشور ما و اینکه به‌تدریج دولت جدید بعد از انتخابات 28 خرداد ماه شروع بکار خواهد کرد لذا پیشنهاد می‌شود که وزارت تغییر اقلیم در سطح وزیر در دولت جدید تشکیل شده تا برنامه‌های مقابله با اثرات پدیده تغییر اقلیم را با هماهنگی سایر وزارتخانه‌ها و بسیج امکانات ضروری اجرایی نماید.

رئیسی و جهانگیری روبه‌روی هم قرار می‌گیرند

دیروز، در آخرین روز ثبت‌نام از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری، چهره‌های معروف سیاسی، خود را به وزارت کشور رساندند تا از رقابت بازنمانند. محسن هاشمی، رییس شورای شهر تهران، علی لاریجانی، رئیس پیشین مجلس، ابراهیم رئیسی، رئیس قوه قضائیه و اسحاق جهانگیری، معاون اول حسن روحانی شناخته‌شده‌ترین این افراد بودند. فارغ از مسائل سیاسی و موضع‌گیری‌ها و طعنه‌زدن‌ نامزدها به یکدیگر، نکته قابل توجه این بود که تنها نامزدی که در مورد محیط زیست سخن گفت، هرچند اندک، معاون اول حسن روحانی بود.

همانطور که پیش‌بینی می‌شد، آخرین روز ثبت‌نام نامزدهای ریاست جمهوری، شلوغ‌ترین روز بود. چهره‌های سیاسی شناخته‌شده و نام‌آشنا، دیروز برای ثبت‌نام وارد وزارت کشور شدند. در میان همه این افراد، شاید حضور دو نفر، بیش از پیش توجه رسانه‌ها را به خود جلب کرد: ابراهیم رئیسی و اسحاق جهانگیری.
صبح شنبه، محسن هاشمی و کمی بعد، علی لاریجانی، برای ثبت‌نام به عنوان نامزد ریاست جمهوری، وارد وزارت کشور شدند. هاشمی، شرایط کنونی را شبیه پایان جنگ تحمیلی توصیف کرد و گفت همانطور که آیت الله‌هاشمی رفسنجانی با دولت کار و سازندگی تا حد زیادی توانست خرابی‌های جنگ و عقب ماندگی‌ها را برطرف کنند، در این مقطع نیز می‌توانیم با اراده ملی آسیب‌های وارده را به رفاه و توسعه و معیشت مردم و اعتماد عمومی جبران کنیم. محسن هاشمی خود را اصلاح‌طلب میانه‌رو نامید و گفت که برای کاندیداتوری در انتخابات، با جهانگیری مشورت کرده است و او، پیشنهاد کرده که هاشمی در انتخابات ثبت‌نام کند.
بعد از هاشمی، نوبت به حضور علی لاریجانی رسید. او پس از ثبت‌نام، در جمع خبرنگاران در مورد مسئله امروز ایران گفت، ساده‌لوحی است که گمان کنیم «با چند اقدام نمایشی پوپولیستی، مساله قابل حل است و یا کلید جادویی وجود دارد و یا با سوپرمن‌بازی و داغ و درفش می‌توان به راه‌حل رسید.»
لاریجانی در ادامه گفت که «عده‌ای اداره کشور را از مسیر حکمت و عقل خارج کرده‌اند و با سوار شدن بر موج احساسات و با پناه بردن به مسیرهای انحرافی و یا فراموشی آرمان‌های امام هزینه‌های گزافی را برای زندگی مردم ایجاد کرده‌اند.» رئیس پیشین مجلس در بخش دیگری از سخنانش که به نظر طعنه به نمایندگان فعلی مجلس بود، گفت: «تجارت، نظامات پایدار می‌خواهد. حوزه اقتصاد، نه پادگان است و نه دادگاه که با تشر و دستور اداره شود. سیاست روشن، ثبات در قواعد می‌خواهد و فعل و انفعالات طبیعی خود را می‌طلبد و با اقدامات نمایشی، مسایل پیچیده کشاورزان، بازنشستگان، کارگران و بیکاران حل نمی‌شود.» علی لاریجانی گفت که در این شرایط پیچیده کشور، هر کسی وعده بهشت می‌دهد، خلاف می‌گوید: «حل مشکلات کشور با هوسهای پوپولیستی و نردبان‌سازی از محرومیت ملت حل نمی‌شود، بلکه ایران امروز برای تحققِ پیشرفتِ اقتصادیِ شتابان و مردمی، به همبستگی ملی در داخل، تعامل هوشمندانه با غرب، همکاری سازنده و پویا با شرق، و هماهنگی برادرانه با همسایگان نیاز دارد.»
برخلاف میل و مصلحت شخصی آمدم
حوالی ساعت 10 صبح بود که ابراهیم رئیسی بیانیه‌ای را منتشر کرد و خبر از ثبت‌نام در انتخابات داد. او در بیانیه خود، به شدت بر دولت حسن روحانی تاخت و به مواردی از جمله «ضعف مدیریت اجرایی»، «سیاست‌زدگی»، « چشم‌دوختن به بیرون» و «تحقیر توان داخلی» اشاره کرد. رئیسی در بیانیه خود نوشت: «اگر این خواست عمومی نبود، برای ادامه مسیر تحول در قوه قضائیه، آسوده‌خاطر بودم. اما مقاومت بیشتر در برابر این موج گسترده، بیش از هرچیز، بی‌اعتنایی به اراده مردم بزرگوار سرزمینم، و گمان راحت‌طلبی در میدان نبرد با رنج‌های مشترکمان را ایجاد می‌نمود.» او همچنین در انتهای بیانیه‌اش، خدا را شاهد گرفته که هیچ‌گاه به دنبال مقام و قدرت‌طلبی نبوده و حالا هم «برخلاف میل و مصلحت شخصی» و «تنها به منظور انجام» و «رفع رنج مردم» پا به عرصه گذاشته است. رئیسی پس از ثبت‌نام نیز در مقابل خبرنگاران گفت: «مردم از جای جای مختلف کشور و همچنین گروه‌ها و تشکل‌های روحانی و استادان و دانشجویان و کشاورزان و سرمایه‌گذاران و کارآفرینان از من دعوت کردند بیایم و من برای اجابت دعوت آنان به صحنه آمدم.»
او همچنین از «بانیان و شرکای وضع موجود» انتقاد کرد. رئیسی که پس از علی لاریجانی برای ثبت‌نام به وزارت کشور آمده بود، گفت: «بانیان و شرکای وضع موجود نمی‌توانند تغییردهنده وضعیت فعلی باشند.» گرچه مشخص نیست که منظور او از «شرکای وضع موجود»، علی لاریجانی به عنوان رئیس وقت مجلس است یا اسحاق جهانگیری که قطعی شدن ثبت‌نامش پیش از حضور در وزارت کشور، به گوش رئیسی رسیده بود. او همچنین گفت که هیچ بن‌بستی برای اداره امور کشور وجود ندارد و «همه امکانات را داریم» و باید یک «مدیریت کارآمد و جهادی» باشد.
حامیان اندک‌سالاری، برنده‌ مشارکت پایین
پس از حضور رئیسی، اسحاق جهانگیری، معاون اول حسن روحانی برای ثبت‌نام حاضر شد. او در بیانیه خود، انتخابات را به عنوان فرصتی «برای اعمال حاکمیت ملی» و «اصلاح روند حکمرانی» دانست و گفت، در چهار سال پیش رو فرصتی طلایی برای «حل مسائل بنیادینِ ایران»،‌ «تامین منافع ملی و توافق و تنش‌زدایی در خارج و داخل»، «صیانت از حقوق و آزادی‌های اساسی همه شهروندان» و «نجات محیط زیست مشترک ایرانیان از تخریب‌های جبران‌ناپذیر» است.
جهانگیری گفته که قصد ورود در انتخابات را نداشته اما به خاطر عدم حضور جواد ظریف و تشخیص رهبران و دلسوزان اصلاح‌طلب، وارد انتخابات شده است.
او «بیکاری، فقر و نابرابری فزاینده، توقف بسیاری از کسب‌وکارها، کاهش مداوم سرمایه‌گذاری‌های نو، خشکسالی و بحران آب، تخریب‌های جبران‌ناپذیر محیط زیست، کاهش اعتماد عمومی به نهادهای حکمرانی، کاهش امید به اثربخشیِ رای مردم، افزایش فساد، مشکلات ناشی از ساختار بودجه و نظام بانکی و مالیاتی کنونی و مشکلات در تولیدِ صنعت، کشاورزی و خدمات کشور» را از جمله مسائل مزمن کشور خوانده است.جهانگیری با انتقاد از «آنان که در کارنامه طولانی کاری‌شان کمتر اقدام واقعی و موثری برای حل عملی مشکلات مردم دیده می‌شود» گفته: «چنان شعار می‌دهند که قادرند مشکلات پیچیده کشور و مردم را یک‌شبه حل کنند.» معاون اول حسن روحانی، در ادامه سخنانش گفت که بدون حضور جمعیت خاموش، نمی‌توان در انتخابات پیروز شد: «درک می‌کنم که اکنون بسیاری از هم‌وطنانم به سو حکمرانی‌ها معترض‌اند و امیدی به انتخابات ندارند و راه قهر با صندوق را مطرح می‌کنند­، اما برای بهروزی همین ایرانیان راهی روشن‌تر از احیای صندوق رای و تلاش مصلحانه برای افزایش اثربخشی رای عموم مردم نمی‌شناسم.» جهانگیری گفت که نیازمند رای ایرانیانی است که «دلخسته و آزرده از امروز و ناامید از آینده، به انتخابات پشت کرده‌اند.» جهانگیری افزود: «متاسفانه برخی نهادها، رسانه‌ها و مراکز تأثیرگذار ظاهراً براین باورند که مشارکت حداکثری منجر به شکست جریان و نامزد مطلوب آنان می‌شود… سوابق آن‌ها که عوام‌فریبانه مردم‌مردم می‌کنند نشان می‌دهد که منافع‌شان در غیاب مردم تامین می‌شود و ضد مردم‌سالاری بوده‌اند.» او گفت که «برنده‌ مشارکت پایین، اقلیت و حامیان اندک‌سالاری» هستند تا پایان ساعات ثبت‌نام، افراد دیگری هم برای ثبت‌نام حاضر شدند. مسعود زریبافان و شمس‌الدین حسینی از مقام‌های دولت نهم و دهم؛ محمد شریعتمداری، وزیر کار و رفاه اجتماعی، مسعود پزشکیان، عباس آخوندی، علی رضا زاکانی و مصطفی کواکبیان، عزت الله ضرغامی، رئیس اسبق صداوسیما، محسن رضایی، سعید جلیلی و برخی دیگر نیز دیروز برای نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری، ثبت‌نام کردند.
ابراهیم رئیسی، رئیس قوه قضائیه چهار سال پیش، در همین رقابت‌ها با کسب 38 درصد آراء در مقابل 57 درصد آرا، از حسن روحانی شکست خورد. حالا رئیسی در مقابل معاون اول حسن روحانی قرار گرفته تا بار دیگر شانس خود را بیازماید.

جدال سخت با آتش زاگرس

سه روز است که آتش دست از سر ارتفاعات شاه‌بهرام در منطقه باشت برنداشته. پنجشنبه غروب بود که خبر آمد آتشی که کشاورزان این منطقه از کهگیلویه‌و‌بویراحمد برای از بین بردن پس‌چر (بقایای محصولات‌ و کاه‌ و کُلش کشاورزی) روشن کرده‌اند شعله‌ور شده و دامن شاه‌بهرام را گرفته است. صبح جمعه در حدود شصت نفر از نیروهای امدادی و اداری منابع طبیعی، کوهنوردان، گروه‌های مردمی و بسیج و سپاه به منطقه رفتند اما آتش یاغی‌تر از این حرف‌ها بود. آتش‌‌سوزی کوه‌های پرزه شهرستان رستم، در مرز بین استان فارس و کهگیلویه‌وبویراحمد هم درست از روز جمعه شروع شده بود و دیروز این خبر همه جا پیچید که شعله‌های این آتش جان دختر‌بچه‌ عشایری را گرفته است. عصر دیروز اما در لحظه تنظیم این گزارش نیز خبر رسید که یکی از داوطلبان در آتش‌سوزی منطقه لار کوه شاه بهرام از ناحیه پا دچار سوختگی شده است.

اخبار آتش‌سوزی، از تصویر دختری سه ساله‌ به نام نگار پر شده است. معاون فرماندار رستم صبح دیروز گفته بود که این کودک، وقتی پدر و مادرش برای مهار آتش رفته بودند در چادر عشایری‌شان اسیر آتش شده و سوخته. هرچند ساعتی بعد خبر آمد که آتش چادر، ربطی به آتش‌سوزی گسترده منطقه نداشته و آتشی بوده که آنها کنار چادر روشن کرده بودند و به چادر سرایت کرده. هنوز اطلاعات درستی از این ماجرا در دست نیست و آنچه می‌دانیم این است که جان کوچک نگار طعمه آتش شده است.
شهرام نوروزی، عضو انجمن سبزگامان گچساران به «پیام ما» خبر می‌دهد که مقداد خلیلی‌پور، از داوطلبان حاضر در آتش‌سوزی در منطقه لار کوه شاه‌بهرام، عصر دیروز از ناحیه زانو به پایین دچار سوختگی و با بالگرد به بیمارستان یاسوج منتقل شده است اما به دلیل امکانات کم این بیمارستان امیدوارند بتوانند مقداد را به شیراز یا اصفهان منتقل کنند. این در حالی است که هنوز درصد آسیب و میزان سوختگی مقداد مشخص نیست.
آتشِ رستم گسترده‌تر می‌شود
بهمن ایزدی، رئیس هیات مدیره کانون سبز فارس می‌گوید در یک ماه گذشته در منطقه فارس در حدود صد آتش‌سوزی رخ داده که با کمک نیروهای مردمی و با سرعت مهار شده اما آتش‌سوزی رستم گسترده است و می‌تواند گسترده‌تر شود. او به «پیام‌ما» می‌گوید: «آتش‌سوزی‌ها در این منطقه بسیار زودتر از همیشه شروع شده و همین نگرانی‌های بسیاری برای فعالان منطقه به دنبال دارد. هنوز هیچ آمار دقیقی از میزان خسارت و شدت آنها در دست نیست اما ماجرا تکراری این است که امکانات مهار آتش وجود ندارد. هنوز هم اگر طبیعت‌ دوستان برای مهار راهی منطقه شوند و بلایی سرشان بیاید، هیچکس مسئولیتش را برعهده نمی‌گیرد.» به گفته این فعال محیط زیست بیشتر این آتش‌سوزی‌ها عامل انسانی دارد و تکرار این اتفاقات نشان از این است که برخورد مراجع قضایی و مسئولان مرتبط، هم‌رتبه با کاری که متخلفان کرده‌اند نیست. «آنها بلوط ۵۰۰ ساله را آتش زده‌اند، آن هم در منطقه‌ای که نهال بلوط در آن کم است و ما درخت‌های کهنسالمان را از دست می‌دهیم.»
داریوش حیاتی، عضو سازمان مردم‌نهاد حامیان طبیعت زاگرس ممسنی هم گفته‌های ایزدی را تایید می‌کند و می‌گوید از زمانی که زمین‌خواری و قاچاق چوب در منطقه به سهولت انجام گرفت شاهد افزایش آتش‌سوزی بوده‌ایم. «قاچاقچیان و تخریب‌گران طبیعت به راحتی این مناطق را به آتش می‌کشند و برخورد درستی هم با آنها نمی‌شود.» او می‌گوید عده‌ای از فعالان داوطلب از دیروز به ارتفاعات رستم رفته‌اند و هنوز برنگشته‌اند و معلوم نیست منطقه چقدر آسیب دیده است. «منطقه صعب‌العبور است. هفت، هشت ساعت کوهنوردی سخت دارد. منابع طبیعی شهرستان رستم هم سه، چهار نیرو بیشتر ندارد و امکانات هم بسیار ابتدایی است. همین‌ها کار را سخت کرده است. هنوز تا فصل برداشت محصول یعنی بیست روز دیگر که اوج آتش‌سوزی‌هاست زمان مانده با این حال شاهد آتش‌سوزی گسترده در منطقه هستیم.»
باشت هنوز می‌سوزد
دو نقطه از شهرستان باشت استان کهگیلویه‌و بویراحمد هنوز در آتش می‌سوزند. سه روز بعد از شروع آتش محمد محمدی، مدیرکل مدیریت بحران استان کهگیلویه‌و‌بویراحمد به ایسنا گفته که هم اکنون شاهد وزش باد شدید در منطقه محل آتش‌سوزی هستیم که مهار آتش را با کُندی مواجه کرده است.
به گفته او اکیپ‌های مختلفی از یاسوج، تیپ ۴۸ فتح استان و گروه‌های کمکی از شهرستان‌های همجوار برای مهار این آتش‌سوزی به منطقه اعزام شدند و یک بالگرد از سوی هلال‌احمر و دو بالگرد از سوی هوافضای سپاه به این منطقه اعزام شده است. «بالگرد هلال احمر تاکنون ۷ سورتی پرواز برای انتقال نیروهای امدادی به ارتفاعات محل آتش‌سوزی انجام داده و بالگرد سپاه به منطقه «پیچاب» اعزام شده. بالگرد دیگر سپاه نیز هم ۳ سورتی پرواز برای کمک به مهار آتش‌سوزی منطقه «لار» در باشت انجام داده است.» آغاز آتش‌سوزی‌ها در باشت در حالی است که سال گذشته در این شهرستان ۲۵۵ هکتار از جنگل‌ها و مراتع دچار آتش‌سوزی شد.
امید سجادیان، دبیر شبکه محیط زیستی و منابع طبیعی استان کهگیلویه‌و‌بویراحمد این میان نگران کسانی است که برای کمک به مهار حریق رفته‌اند. به ویژه آن‌که پارسال هم بلال امینی، مختار خندانی و یاسین کریمی، فعالان محیط زیستی برای مهار آتش در پاوه جان دادند و حالا پیدا نیست شرایط برای فعالان در مناطق سوخته فعلی چطور پیش خواهد رفت. او به «پیام‌ما» می‌گوید: «پرسش ما از وزارت کشاورزی و منابع طبیعی است که چطور بعد از این همه سال آتش‌سوزی و این مقدار آسیب هنوز که هنوز است به کشاورزان آموزش داده نمی‌شود که آتش زدن پس‌چر چنین آتش مهار نشدنی می‌آفریند. مشکل دیگر هم نبود حمایت از فعالان محیط زیستی و مردمی است که برای مهار آتش می‌روند، آنها بدون تجهیزات جانشان را برای حفظ طبیعت می‌گذارند و در نهایت هم هیچکس توجهی به آنها ندارد.»
نمی‌شود با آتش جنگید
از صبح دیروز که نگار در آتش سوخت، صالح سروستانی مثل گلوله آتش است. «نگران بچه‌ها هستم آن بالا. اضطراب سراسر وجودم را گرفته. مرگ آن دختربچه بسیار غمگینم کرده.» او مدرس مهار آتش در ارتفاعات است و از دوستانش شنیده که «پدر نگار با بچه‌های محیط زیست تماس گرفته و آتش‌سوزی را خبر داده است».
او می‌گوید: «من و دوستان کوهنوردم عضو باشگاه کوهنوردی کیان قلعه‌تل و انجمن دوست‌داران محیط زیست قلعه‌تُل هستیم. اعضای باشگاه از 10 سال پیش که ارتفاعات ماهدشت در باغ ملک آتش گرفت، هر سال از اواخر اردیبهشت تا اوایل آبان که زبانه‌های آتش خاموشی بگیرد، برنامه صعود به قله‌ها را لغو می‌کنیم و کارمان خاموش کردن آتش است.» او مدام سرفه می‌کند. سرفه‌ها اثر آتش‌سوزی سه روز پیش ارتفاعات «مُنگشت» در شهرستان باغ‌ملک خوزستان است. سروستانی از آخرین وضعیت مقداد خلیل‌پور که در آتش‌سوزی آسیب دیده هم اینطور می‌گوید: «در بخش اورژانس بیمارستان شهید بهشتی یاسوج در حال رسیدگی به زخم‌هایش هستند. ما پیگیریم که او را به اهواز یا اصفهان منتقل کنیم.»
تلفن‌های فعالان داوطلبی که برای مهار آتش ارتفاعات پای‌تف در رستم رفته‌اند، در دسترس نیست.
او می‌گوید: «آتش‌سوزی در بخش زاگرس میانه به خاطر شرایط دمایی و موقعیت جغرافیایی، هر ساله رخ می‌دهد. بیشتر بچه‌های فعال محیط زیست و کوهنورد در این سال‌ها همیشه آمده‌اند پای کار. اما بعد از چند تلفات بچه‌های کوهنورد عقب‌نشینی کرده‌اند. حالا تعداد نیروها کمتر از گذشته است.»
آنچه شرایط را سخت‌تر کرده شتاب‌زده عمل کردن گروه‌های داوطلب است. سروستانی می‌گوید آنها به خاطر عشقی که به این میراث سبز دارند، هیجانی تصمیم می‌گیرند و این‌چنین می‌شود. «خاموش کردن آتش در بعضی مناطق از دست ما خارج است. در ارتفاعات جهت و شدت باد متغیر است. نمی‌شود با آتش جنگید. باید فاصله گرفت و در یک نقطه امن اقدام به مهار کرد. امسال آتش‌سوزی‌ها بیشتر از پارسال خواهد بود. با این وضعی که پیش می‌رود شاید نفرات بعدی که در آتش می‌سوزند، ما باشیم.»
آنها هم بارها و بارها از کمبود تجهیزات گله‌ کرده‌اند اما بی‌فایده بوده.
او می‌گوید از کرمانشاه تا چهار محال و بختیاری و خوزستان و کهگیلویه‌و‌بویراحمد، نیروها را مشخص کردند و معلوم شد چقدر تجهیزات اولیه نیاز است. «گفتیم پول نمی‌خواهیم، به ما پول ندهید. فقط مقداری تجهیزات برای بچه‌ها بخرید و بفرستید به شهرشان تا جلوی آتش را بگیرند. زندگی‌ام را رها کردم و دادِ تجهیزات این بچه‌ها را زدم اما دریغ از یک جفت کفش. هزینه هر آتش‌سوزی دست کم یک جفت کفش 400، 500 هزار تومانی است که به دستمان نمی‌رسد.»

مرگ بی‌صدای گنجشک‌های جنوبی

اهالی روستاهای ساحلی چاهک، بینک، قلعه و چاهشور در روزهای گذشته، لاشه پرنده‌های مرده را بر زمین پیدا کرده‌اند. همه‌جور پرنده‌ای که در گناوه پیدا می‌شود؛ سینه‌سرخ، هفت‌رنگ، دم‌جنبانک، لیکور، خفاش، کبوتر و بیشتر از همه این‌ها، سار و گنجشک. فعالان محیط زیست می‌گویند، در هر بیست، سی متر، دست کم دو لاشه کوچک دیده‌اند. محیط زیست هم اعلام کرده که علت در دست بررسی است اما احتمال داده که این تلفات در اثر استفاده از سموم کشاورزی رخ داده باشد.

در عکس‌های منتشر شده، لاشه‌های کوچک و خیس پرنده‌ها، روی سنگ‌های ساحلی در حال خشکیدن و فرسودن است و دوست‌داران و فعالان زیست محیطی شهرستان گناوه خواستار بررسی علت و ریشه‌یابی تلف شدن گونه‌های مختلف پرندگان در روستاهای ساحلی این شهرستان شده‌اند و می‌گویند اگر این موضوع بررسی نشود، فاجعه‌ای محیط زیستی رخ می‌دهد.
پیش از این مردادماه 99 بود که یکصد یاکریم‌ها و قمری‌ها در روستاهای بندر جاسک تلف شدند و دلیل آن از سوی دامپزشکی هرمزگان بیماری نیوکاسل عنوان شد. این بار اما با تلفات پرندگان از گونه‌های مختلف، بیش از همه احتمال تاثیر سموم کشاورزی مطرح شده است. درست همین عامل در هفته‌های گذشته باعث تلف‌شدن تعداد زیادی مرغ زنبورخوار در سیرجان شده بود.
فعالان محیط زیست لاشه‌ها را جمع‌آوری کرده‌اند
علی زارعی، فعال محیط زیست اهل روستای ساحلی چاهک پنج روز در ساحل پیش به لاشه‌های کوچک برخورد. «متوجه شدم تعدادی پرنده تلف شده با جریان آب به ساحل کشیده شده‌اند.» او در روزهای بعد هم این پدیده را مشاهده کرد و سرانجام تصمیم گرفت که لاشه‌ها را جمع‌آوری کند. زارعی می‌گوید: «در پایش تک نفره از ساحل روستای چاهک حدود ۱۱ پرنده تلف شده را جمع‌آوری کردم.»
به ایرنا گفته است: «در ساحل این روستا لاشه پرندگان زیادی را از نزدیک مشاهده کردم. چندین گونه پرنده در ساحل روستاهای چاهک و بینک شهرستان گناوه تلف شدند که آنها را جمع‌آوری کردم. پرندگان تلف شده از گونه‌های بومی هستند که احتمالاً مسمومیت عامل از بین رفتن آنها باشد.» او هشدار داده که ممکن است این آلودگی به سرعت در زنجیره غذایی سایر موجودات وارد شود و به ایرنا هم گفته است: «با توجه به اینکه احتمال وارد شدن لاشه‌های بازمانده این پرندگان به چرخه غذایی انسان‌ها و حیوانات وجود دارد، انتظار می‌رود تا پیگیری‌های لازم برای مشخص شدن دلایل این اتفاق صورت گیرد.»
به گفته این فعال محیط زیست علاوه بر چاهک، در روستا‌های قلعه، و چاهشور و بینک شهرستان گناوه این اتفاق در حال تکرار است و «در هر ۲۰ یا ۳۰ متری ساحل یک تا دو جسد پرنده دیده می‌شود». زارعی هم احتمال می‌دهد «سمی که به صورت ترکیبی با گندم برای از بین بردن جوندگان استفاده می‌شود» عامل این تلفات بوده باشد.
غلامرضا نعمتی، مسئول انجمن یاوران سبزاندیش طبیعت گناوه هم به ایرنا گفته است: «انتظار می‌رود کارشناسان خبره و مسئولان دستگاه‌های اجرایی مرتبط به این موضوع حیاتی وارد شوند و از تداوم این رخداد جلوگیری کنند.» او با بیان اینکه موضوع تلف شدن پرندگان در چند روستای ساحلی گناوه به اداره‌کل محیط زیست استان و شهرستان اطلاع داده شده است، گفت: «در صورتی که پرندگان تلف شده جمع‌آوری نشوند، خوراک جانوران مرده‌خوار قرار می‌گیرند و اوضاع بدتر می‌شود.»
محیط زیست: علت در دست بررسی است
فعالان محلی موضوع را به اطلاع اداره حفاظت محیط زیست رسانده‌اند و حالا تصاویر پرندگان مرده، در حال دست‌به‌دست شدن‌ است. کامبیز عبداللهی، رئیس اداره حفاظت محیط زیست گناوه گفته که به دنبال گزارش‌های مردمی و دیدن همین تصاویر در فضای مجازی، پیگیری‌ها آغاز شده است.
رئیس اداره حفاظت محیط زیست گناوه از گفت‌وگو با شخصی صحبت کرده که ۶ قطعه پرنده از گونه‌های مختلف و خشک‌زی جمع‌آوری‌شده را از او تحویل گرفته‌اند. بعد از دریافت اطلاعات از این فرد، کارشناسان به نوار ساحلی گناوه رفته‌اند و این مسیر را تا ساحل روستای بینک پایش کرده‌اند. آنها بیشتر نقاط را پاکسازی کرده و ۶ پرنده دیگر در فاصله حدود ۷۰۰ متری از هم مشاهده و جمع‌آوری کرده‌اند. عبداللهی همچنین گفته است: «گونه‌های یافت شده که از نوع سار و گنجشک بودند، برای بررسی علت تلف شدن و نمونه‌برداری به اداره دامپزشکی شهرستان گناوه تحویل داده شد و پس از بررسی‌های علمی، اطلاع‌رسانی می‌شود.»
رئیس اداره حفاظت محیط زیست گناوه درباره این پایش‌ها به مهر هم گفته است: «در پایش صورت گرفته توسط کارشناسان این اداره از ساحل شهرستان گناوه تعدادی بسیار معدودی پرنده تلف شده به صورت پراکنده با فاصله زیاد و با حدود هر ۸۰۰ تا هزار متر فاصله بین شش تا هشت پرنده تلف شده مشاهده شد که زمان زیادی از تلف شدن آنها گذشته و بافت‌های اولیه را از دست داده بودند.» او از شهروندان، دهیاران و شوراهای اسلامی در روستاهای ساحلی گناوه درخواست کرده در صورت مشاهده پرندگان تلف شده، به این اداره گزارش دهند.
آفت‌کش‌های پرنده‌کش
نتایج آزمایش نمونه لاشه‌های کشف‌شده در روستاهای ساحلی گناوه هنوز روشن نیست اما تنها احتمال مطرح شده به سموم کشاورزی مربوط است. عبداللهی، رئیس اداره محیط زیست گناوه گفته است: «احتمال اینکه این پرندگان در اثر بقایای سموم کشاورزی تلف شده باشند وجود دارد ولی علت نهایی تلف شدن این پرندگان پس از بررسی توسط کارشناسان دامپزشکی اطلاع‌رسانی می‌شود. درصد احتمال اینکه این پرندگان به علت استفاده سموم شیمیایی کشاورزی تلف شده باشند بیش از هر دلیل دیگری است اما اظهار نظر قطعی پس اخذ جوابیه اداره دامپزشکی اعلام می‌شود.»
نخستین‌بار نیست که اثرات زیان‌بار آفت‌کش‌ها بر گونه‌های غیر هدف بروز پیدا می‌کند. یکی از مطالعات در این ارتباط نشان می‌دهد که در بیش از ۹۸ درصد حشره‌کش‌های اسپری شده و ۹۵ درصد از علف‌کش‌ها روی جانوران و گیاهانی اثر می‌گذارند که قرار به از بین رفتن آنها نبوده است. علت این است که این مواد شیمیایی در سراسر زمین‌های کشاورزی پاشیده می‌شوند و این میان نفوذ آب سموم را به محیط‌های آبی وارد می‌کند و در این حین باد هم آنها را به مزارع دیگر، چراگاه‌ها و مناطق مسکونی می‌برد. در حالی که اثرات زیان بار آفت‌کش‌ها و سموم شیمیایی کشاورزی بر زیستگاه‌ها و زیستمندان آن‌ها روشن است، استفاده مکرر از آفت‌کش‌ها به مرور در آفت‌ها مقاومت ایجاد کرده و فعالیت دوباره آنها را تسهیل می‌کند.
کاهش 52 درصدی جمعیت زنبورهای عسل با سموم کشاورزی
احتمال ارتباط تلفات پرندگان با استفاده از سموم کشاورزی در حالی مطرح شده که در روزهای گذشته تلفات 52 درصدی جمعیت زنبورهای عسل به دلیل سم‌پاشی باغ‌ها سبب نگرانی شده است. میرمحسن موسویان، مدیرعامل اتحادیه مرکزی زنبورداران ایران که یک ماه پیش اعلام کرده بود حدود ۴۰ درصد جمعیت زنبورهای عسل ایران به دلایل ناشناخته تلف شده‌اند، در روزهای گذشته بار دیگر از مسئولان خواسته برای جلوگیری از این فاجعه اقدام‌های فوری انجام دهند. به گفته او اگرچه در فروردین ماه سازمان دامپزشکی مدعی شد عامل تلفات زنبورها شناسایی شده است و از ادامه این روند جلوگیری می‌شود اما در همین مدت یک‌ماهه، ۱۲ درصد دیگر از جمعیت زنبورهای کشور تلف شدند و آمار تلفات به بیش از نیمی از جمعیت زنبورها افزایش پیدا کرد.
او آمار تلفات ۵۲ درصدی جمعیت زنبورهای کشور را با استناد به گزارش‌های اتحادیه‌های استانی ارائه کرده و گفته است: «این آمار فاجعه‌بار است و به نظر می‌رسد مسئولان آگاه به نتایج از دست رفتن جمعیت زنبورعسل و آثار مخرب آن بر کشور نیستند. علاوه بر عوامل ناشناخته مرگ زنبورهای عسل، ناهماهنگی در سم‌پاشی باغ‌ها و مزارع با زنبورستان‌ها یکی از مهم‌ترین دلایل افزایش تلفات زنبورهای عسل است.»

کاهش بارش‌ها در نوار شرقی بدتر از بقیه مناطق است

رئیس مرکز ملی خشکسالی و مدیریت بحران سازمان هواشناسی ضمن تشریح آخرین وضعیت بارش‌ها و خشکسالی در کشور گفت: در این شرایط به مسئله پایداری سرزمین توجه کنیم و بی‌مهابا از آب‌های زیرزمینی استفاده نکنیم چرا که مشکل فرونشست زمین در کشور بسیار جدی است.
احد وظیفه در گفت‌وگو با ایسنا ضمن اشاره به اینکه از ابتدای سال آبی جاری تاکنون در کشور ۱۲۷.۱ میلی‌متر بارش داشته‌ایم، اظهار کرد: این میزان نسبت به میانگین بلند مدت کشور حدود ۸۷ میلی‌متر – ۴۱ درصد – کمتر است. او در ادامه با بیان اینکه بارش در تمامی استان‌های کشور کمتر از نرمال گزارش شده است، تصریح کرد: شدت کم بارشی در برخی از استان‌ها بسیار بیشتر از سایر نقاط است. برای مثال بارش‌ها در استان سیستان و بلوچستان ۸۲ درصد، در استان هرمزگان ۸۶ درصد و در استان کرمان ۶۵ درصد کمتر از میانگین بلند مدت گزارش شده است.
به گفته رئیس مرکز ملی خشکسالی و مدیریت بحران سازمان هواشناسی، میزان بارش‌ها از ابتدای مهرماه تاکنون در استان‌های پربارشی مانند گیلان و مازندران نیز به‌ترتیب حدود ۲۳ و ۱۷ درصد کاهش داشته است. از سویی دیگر اوضاع در نوار شرقی کشور بدتر است و استان‌های گلستان ۳۸ درصد، سمنان ۳۹ درصد، خراسان رضوی ۴۷ درصد، خراسان جنوبی ۴۶ درصد و خراسان شمالی ۳۶ درصد کم بارشی داشته‌اند.
وظیفه در ادامه درباره وضعیت بارش‌ها در تهران تصریح کرد: از ابتدای سال آبی تاکنون در تهران ۲۱۱.۴ میلی‌متر بارش داشتیم که این میزان نسبت به نرمال ۴۴ میلی‌متر کمتر است. این یعنی در این استان با کاهش ۱۷ درصدی بارش‌ها مواجه هستیم.
رئیس مرکز ملی خشکسالی و مدیریت بحران سازمان هواشناسی در بخش دیگری از صحبت‌های خود اظهار کرد: به‌طور کلی سال آبی ۱۴۰۰-۱۳۹۹ یکی از بدترین سال‌های آبی در ایران بوده است. گاهی اوقات در کشور ما کم بارشی در پاییز و زمستان با بارش‌های بهاره جبران می‌شود اما متاسفانه در این فصل نیز بارش خاصی نخواهیم داشت. هرچند که اوضاع در اردیبهشت ماه بهتر بود اما طی فروردین برخی از استان‌های ایران هیچ بارشی دریافت نکردند.
او با بیان اینکه در چنین شرایطی به‌ دلیل کاهش بارش و ذوب برف، ذخیره آبی در مناطق کوهستانی به‌شدت کاهش پیدا می‌کند، گفت: این وضعیت ما را در شرایط تنش آبی قرار خواهد داد. درحال‌ حاضر نیز می‌توان گفت که بسیاری از نقاط ایران در جنوب و شرق کشور در شرایط تنش آبی هستند و کاهش بارش‌ها می‌تواند حتی روی تامین آب شرب نیز اثرات خود را نشان دهد.
وظیفه با تاکید بر اینکه این شرایط به‌هیچ عنوان به‌نفع محیط زیست کشور نیست و اثرات خود را به‌زودی نشان خواهد داد، تصریح کرد: دستگاه‌های ذی‌ربط باید با توجه به در نظر گرفتن این شرایط برای مصرف آب موجود در کشور برنامه‌ریزی کنند و ارزش قطره قطره آب را بدانند چرا که در حال‌ حاضر کمبود آب جدی است.
رئیس مرکز ملی خشکسالی و مدیریت بحران سازمان هواشناسی در پایان تصریح کرد: در حال حاضر نیاز آبی کشور نسبت به گذشته بیشتر شده است و باید از به‌صرفه‌ترین راهکارها برای آبیاری زمین‌های کشاورزی استفاده کرد. ما باید در این شرایط به مسئله پایداری سرزمین توجه کنیم و بی‌مهابا از آب‌های زیرزمینی استفاده نکنیم چرا که مشکل فرونشست زمین در کشور بسیار جدی است و می‌تواند سرزمین را از شرایط زیستی خارج کند.

زغال‌سنگ را باید به تاریخ بسپاریم

رئیس نشست آب‌وهوایی Cop26 می‌گوید که زغال‌سنگ را باید به تاریخ بسپاریم، چون جهان «با آخرین امید» خود برای مقابله با بحران آب‌وهوایی روبرو است. الوک شارما، وزیر پیشین بازرگانی انگلیس و رئیس دوره‌ای کنفرانس تغییرات آب‌و‌هوایی Cop26 که قرار است در ماه نوامبر(آبان) در گلاسکوی انگلیس برگزار شود، گفته است: «این آخرین امید برای مقابله با افزایش دمای بیش از 1.5 درجه سانتی‌گرادی است. بهترین شانس ما برای ساختن آینده‌ای روشن‌تر… برای داشتن شغل‌هایی سبز و هوایی پاک‌تر. من ایمان دارم که رهبران جان بهتر از همیشه عمل می‌کنند و نمی‌خواهند که تسلیم سرنوشت شوند.»

به گزارش گاردین، حفظ افزایش دمای جهانی تا 1.5 درجه سانتی‌گراد نسبت به سطوح پیشاصنعتی، هدف آرمانی توافق آّب‌وهوایی پاریس است. چرا که دانشمندان هشدار داده‌اند که افزایش دما بیش از این اندازه باعث آب شدن یخ‌های قطبی، زیر آب رفتن جزیره‌های پَست و مرگ مرجان‌ها می‌شود.
الوک شارما در سخنرانی خود به موضوع زغال‌سنگ، یعنی آلوده‌ترین سوخت فسیلی اشاره کرد و آن را اولویت شخصی همه افراد خواند و گفت، در همکاری با دولت‌ها و از طریق سازمان‌های بین‌المللی تلاش زیادی کرده تا تخصیص بودجه به سوخت‌های فسیلی پایان یابد. او گفته است: «اگر در مورد افزایش دمای 1.5 درجه سانتی‌گراد جدی باشیم، نشست گلاسکو باید نشستی باشد که استفاده از زغال‌سنگ را به طور کلی را به تاریخ می‌سپارد؛ کسب‌وکار زغال‌سنگ باید دود شود و به هوا برود. این تکنولوژی قدیمی است.»
به گفته آژانس بین‌المللی انرژی، افزایش استفاده از زغال‌سنگ پس از قرنطینه و تعطیلی سراسری، دلیل اصلی افزایش سریع گازهای گلخانه‌ای در مدت اخیر بوده است. دیده‌بان انرژی جهانی پیش‌بینی می‌کند که طی این سال، دومین جهش بزرگ در انتشار گازها ثبت شود. دولت بریتانیا ماه‌های متوالی درگیر معدن زغال‌سنگ جدید پیشنهادی در کامبریا است که اولین معدن در 30 سال گذشته در بریتانیا است. معدن کامبریا اولین‌بار چراغ سبز خود را از همکار شارما، یعنی رابرت جنریک، وزیر مسکن و شهرسازی در انگلیس دریافت کرد. تصمیمی که باعث خشم جامعه جهانی شد، خصوصا وقتی قرار است انگلیس میزبان نشست Cop26 باشد. وزرا در ابتدا استدلال می‌کردند که این معدن به جای تولید زغال‌سنگ برای تولید برق، زغال کُک تولید می‌کند؛ اما بعد تصمیم بر توقف آن گرفتند تا در دادگاه عمومی، در مورد آن تصمیم‌گیری شود. با وجود دیپلماسی جهانی فشرده در شش ماه پیش‌رو، سایر وزرای انگلیس هم با تمرکز بر تلاش برای سبز کردن اقتصاد و حرکت به سوی انرژی‌های پاک، از تلاش‌های شارما حمایت می‌کنند. دولت قصد دارد پروژه‌هایی را در سراسر کشور آغاز کند و به نمایش بگذارد که باعث ایجاد مشاغل سبز و کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای می‌شود. با این حال، دولت به خاطر عدم تطابق ادعاهای نخست وزیر در مورد اقدامات آب‌وهوایی با سیاست‌های اعمال‌شده، با انتقادهایی روبه‌رو شده است. یکی از بهترین طرح‌های «احیای سبز» در بریتانیا، طرح اعطای خانه‌های سبز بود؛ طرحی که قرار بود صدها هزار خانه را برای حفظ انرژی، عایق‌بندی کند اما این طرح پس از شش ماه و نتایج ناامیدکننده، متوقف شد. چندین سیاست دیگر هم از جمله ساخت‌وساز ساخت‌وساز جاده‌ای، گسترش فرودگاه‌ها، و کاهش مشوق‌ها برای خرید خودروهای الکتریکی و استفاده کمتر از هواپیما برای مسافرت‌های داخلی هم مورد انتقاد قرار گرفته است.
بوریس جانسون، نخست وزیر بریتانیا که در نشست گروه 7 که ماه دیگر در کورنوال برگزار می‌شود، رئیس جلسه است، از سایر کشورهای ثروتمند خواسته تا کمک‌های مالی بیشتری را برای کشورهای فقیر فراهم کنند تا آنها بتوانند انتشار گازهایشان را کاهش دهند و با اثرات آب‌وهوایی مقابله کنند. با این حال تصمیم خود او برای کاهش کمک‌های خارج کشور از 0.7 درصد به 0.5 درصد تولید ناخالص داخلی، و متمرکز کردن بسیاری از پروژه‌ها، مورد انتقاد چهره‌های برجسته آب‌وهوایی قرار گرفته است.
تریسی کارتی، مشاور سیاست‌های اقلیمی در آکسفام می‌گوید: «وقتی دولت بریتانیا در تعهدات آب‌وهوایی‌اش در جهان پیشتاز است، نباید باید از رفتاری شبیه رفتار پادشاه بدون لباس، خودداری کند. (یعنی همانطور که به بقیه می‌گوید برای مقابله با تغییرات آب‌وهوایی چگونه رفتار کنند، خودش نباید طور دیگری عمل کند). به نظر می‌رسد در حالی که می‌گویید باید زغال‌سنگ را به تاریخ سپرد، نباید از معدن زغال‌سنگ در کامبریا حمایت کنید؛ این کارها و رفتارها علائم کاملا اشتباهی را به جهان مخابره می‌کند. حمایت از اکتشاف بیشتر نفت و گاز در دریای شمال نیز باعث شرمساری دولت در این سال شده است.» آمریکا و چین، دو کشوری هستند که بیشترین سهم را در انتشار گازهای گلخانه‌ای دارند. این دو کشور اخیرا توافق کرده‌اند که در زمینه تغییرات آب‌وهوایی با یکدیگر همکاری کنند.
پس از خروج آمریکا از توافقنامه اقلیمی پاریس، توسط دونالد ترامپ، بسیاری از کشورها هم در به سرانجام رساندن تعهداتشان بازماندند. با روی کار آمدن دولت جدید آمریکا به ریاست جو بایدن، آمریکا دوباره به توافق اقلیمی پاریس بازگشت. جو بایدن، اجلاسی را میزبانی کرد که در آن بیش از 40 کشور دنیا در مورد تعهدات جدید آب‌وهوایی‌شان سخن گفتند. حالا فرصتی دوباره برای بازگشتن در مسیر اهداف توافقنامه اقلیمی پاریس ایجاد شده است. در این توافقنامه که در سال 2015 امضا شد، تعیین شد که افزایش دمای جهانی نباید بیش از 1.5 درجه سانتی‌گراد نسبت به سطح پیشاصنعتی باشد. چرا که افزایش بیش از این اندازه می‌تواند آسیب‌های جبران‌ناپذیری را به زندگی موجودات در زمین وارد کند. آب شدن یخ‌های قطبی، بالا رفتن سطح دریاها، افزایش تعداد و شدت طوفان‌ها، آتش‌سوزی جنگل‌ها و مراتع، خشکسالی، کاهش تولید محصولات کشاورزی و آسیب دیدن زنجیره غذایی، و قحطی آسیب‌هایی است که با گرم‌تر شدن زمین، جان ساکنان این سیاره را تهدید می‌کند.
جو بایدن، رئیس‌جمهوری آمریکا اعلام کرده که تا پایان سال 2030، انتشار گازهای گلخانه‌ای را تا 50 درصد کاهش خواهد داد؛ گرچه این عدد نسبت به تعهدات باراک اوباما، رئیس‌جمهوری اسبق آمریکا بسیار بیشتر است، اما نسبت به تعهدات کشورهای اتحادیه اروپا، از جمله انگلیس، پایین‌تر است. بریتانیا تا پایان سال 2030 بنا دارد انتشار گازهای گلخانه‌ای را 68 درصد کاهش دهد. این رقم برای کشورهای اتحادیه اروپا 55 درصد است. با این حال برخی از تحلیل‌گران معتقدند که هنوز این تعهدات نمی‌توانند باعث مقابله با تغییرات آب‌وهوایی شود و تعهدات کشورها باید بلندپروازانه‌تر از این باشد.
آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل هشدار داده که این دهه، دهه حیاتی است. هرکاری بخواهیم بکنیم باید در همین دهه انجام شود. اگر نتوانیم انتشار کربن را تا حد چشمگیری کاهش دهیم، شاید دیگر نتوانیم جلوی تغییرات آب‌وهوایی را بگیریم. حالا قرار است نشست آب‌وهوایی سازمان ملل، موسوم به Cop26 در ماه نوامبر (آبان) به میزبانی انگلیس برگزار شود. این مهم‌ترین نشست آب‌وهوایی از زمان توافقنامه پاریس تاکنون است. نشستی که یا جهان را از بحران آب‌وهوایی نجات خواهد داد یا خط بطلانی است بر تمام امیدها و آرزوها برای نجات زمین و ساکنانش.

نماز جمعه خونین کابل

پلیس افغانستان اعلام کرد که انفجار یک بمب در یکی از مساجد منطقه «شکردره» ولایت کابل منجر به شهادت دست کم ۱۲ نمازگزار شد. این انفجار در دومین روز از جشن عید فطر در افغانستان رخ داده است. به گزارش ایرنا به نقل از منابع محلی، این بمب در مسجد بخشی در منطقه قلعه مرادبیگ کار گذاشته شده و در جریان برگزاری نماز جمعه منفجر شد. ۱۵ نفر نیز در این حادثه مجروح شده اند. منابع آگاه به تارنمای شبکه افغانستانی آریانانیوز گفتند که این بمب در محراب مسجد کار گذاشته شده بود. هفته گذشته هم در مقابل مدرسه دخترانه سیدالشهدا غرب کابل در حالی که شاگردان مدرسه تعطیل شده و راهی منازل خود بودند، انفجار دیگری صورت گرفت که منجر به کشته شدن ۶۳ نفر و زخمی شدن بیش از ۱۵۰ نفر شد که بیشتر آنها کودک و نوجوان بودند. ریاست جمهوری افغانستان گروه طالبان را مسئول حمله به مدرسه دخترانه سیدالشهدا غرب کابل دانست اما گروه طالبان ضمن محکوم کردن این حمله تروریستی دست داشتن در آن را رد کرد. غنی در بیانیه‌ای ضمن محکوم کردن حمله به این مدرسه، گفت که طالبان با تشدید خشونت بار دیگر نشان داد که هیچ منفعتی برای آنها در راه حل مسالمت آمیز بحران فعلی وجود ندارد و آنها به دنبال پیچیده تر کردن اوضاع هستند. گروه طالبان نیز به رسانه های داخلی افغانستان اعلام کرد که در این حمله دست ندارد و با محکوم کردن آن افزود حمله کار گروه تکفیری و تروریستی داعش است.