بایگانی مطالب نشریه
کرمان در نگاه نقاشی کودکان دنیا
| پیامما| سوار قالی کرمان شد، قالی از هفت آسمان گذشت و روی ارگ بم فرود آمد، ارگی که هنوز موریانه زلزله به وجودش نزده بود. کنار ارگ اتوبوسی ایستاده بود با ۱۰۰ دختر که میخواستند شمایل بم را ببینند. قالی کرمان را با مداد قرمز و قهوهای ثبت کرده بود و ارگ را با قهوهای روشن و کرم. گشتوگذار که تمام شد، قالی دوباره به صربستان بازگشته بود. همان جایی که دختر از آن آمده بود. دختر همه نقاشی را با مداد رنگی کشیده بود و احتمالا وقتی اسمش را زیر نقاشی نوشته بود آرزو کرده بود که روزی واقعا سوار قالی کرمان شود. یک نفر دیگر بازار کرمان را کشیده بود، دختران چینی، دست انداخته بودند دور گردن زنان محلی، به دامنهای گلدار و پلیسهدار خیره شده بودند و پسران سیاه پوست، دست به دوربین حجرههای بازار را ثبت میکردند. ۴ هزار کودک با هر ابزاری که دم دستشان بود، تصویری از شهرشان، کشورشان و حتی کهکشانشان را ثبت کردند و به جشنواره «نقاشی کودک کرمان با عنوان از خانه تا کهکشان» فرستادند. بعضی از این ۴ هزار نفر سفری خیالی به کرمان داشتند و جبلیه و باغ شازده و مسجد شیخ لطفالله و مجموعه گنجعلیخان را کشیدند و آسمان شب کرمان را تصویرسازی کردند. ۴ هزار کودک با گروه سنی ۵ تا حداکثر ۱۵ سال.
برگزارکنندگان جشنواره میگویند رنگ در نقاشیها حرف اول را میزد. برخلاف جشنواره شهری که من دوست دارم، که شهرداری تهران آن را برگزار کرد و به گواه داورانش کرونا در نگاه کودکان به شهر تاثیرگذار بود، نقاشیهای ارسال شده به جشنواره کودکی کرمان، آنچنان متاثر از همزیستی با کرونا نبود. در بعضی از آثار ارسالی البته ماسک و دستمال کاغذی و موادضدعفونی کننده به چشم میآمد اما قاطبه نقاشیها شاید به مسافرتهای خیالی بچهها اشاره داشت. محمد جهانشاهی، دبیر جشنواره و معاون شهردار کرمان به روزنامه پیامما میگوید که اغلب نقاشیها رنگی بود و کیفیت آثار ارسالی بالا بود: «از ۳۷ کشور دنیا نقاشی به جشنواره ارسال شد، از آمریکای لاتین، اروپا، آسیا و در بخش ویژه که عنوان آن سفر خیالی به شهر کرمان بود، تصاویری از گنبد جبلیه، ارگ بم یا حتی مزار حاج قاسم را به تصویر کشیده بودند.» جهانشاهی میگوید به مدد فضای مجازی آثار پرتعداد بودند و از میان بیش از ۳ هزار و ۶۰۰ اثر ارسال شده، حدود ۱۰ درصد آنها در مرحله نهایی داوری شدند که متعلق به ۲۱ کشور بودند.
نقاشیها شگفتآور بود
اختتامیه جشنواره عصر دیروز برگزار شد. محمدعلی بنیاسدی، هنری لاوهوچونگ، ایواناستویانف داوران جشنوارهای که با همکاری شهرداری، کانون پرورش فکری کودکان نوجوانان، آموزشوپرورش و دفتر یونیسف در کرمان برگزار شده بود، در بیانیهای مشترک بسیاری از آثار ارسالی را شگفتآور خطاب کردند. آنها نوشتند: «آثار جالب، زیبا، صادقانه و صمیمی با رنگهای روشن، ایدههای جالب بود.» آنها اجرای نقاشیها را صمیمانه خطاب کردند دقت و دید نوجوانان ایرانی و غیرایرانی را صمیمانه خواندند. زهرا سجادیان، مسئول دبیرخانه جشنواره نیز به روزنامه پیامما میگوید دقت نظر نوجوانان غیرایرانی و ایرانی و شناختشان نسبت به فرهنگ و تمدن کرمان مثالزدنی بود: «آنچه مشخص بود تنوع استفاده از رنگها و دقت نظر در انتخاب موضوع و نگاه بچهها به محیط اطرافشان قابل تامل بود و بیشتر آثاری که از کشورهای دیگر ارسال شده بود، نشاندهنده نگاه مثبت بچهها به کشور ایران بود.» او میگوید که قرار است با کمک روانشناسان حوزه کودک از این نقاشیها واکاوی و بررسی شود و نگاه دقیق بچهها به محیط پیرامونشان بدست بیاید. جهانشاهی نیز میگوید قرار است آثار برگزیده هم در سایت جشنواره نمایش داده میشوند و هم به صورت مکتوب منتشر میشوند. اما از آنجایی که این جشنواره در راستای سیاستهای شهر دوستدار کودک است، قرار است از ایدههای کودکان در شهر هم استفاده شود. مندیپ اوبرایان، نماینده یونیسف در ایران نیز در بیانیهای در اختتامیه جشنواره آن را رویدادی خلاقانهای خواند که کودکان میتوانند به صورت نمادین احساسات واقعی خود نسبت به محیط پیرامونشان را به اشتراک بگذارند.
از خانه تا کهکشان امسال نخستین دوره خود را پشت سر گذاشت مسئولان به دورههای بعدی آن امیدوارند و آثار بیشتری که عاری از همزیستی با کرونا و حتی خشونت باشد.
در اهدای عضو پارتیبازی نداریم
31 اردیبهشت 1368 بود که آیتالله خمینی با فتوای خود در زمینه اهدای عضو، مجوز شرعی اهدای عضو افرادی که دچار مرگ مغزی شدهاند را صادر کردند. به همین مناسبت 31 اردیبهشت ماه، در تقویم ایران با عنوان روز ملی اهدای عضو نامگذاری شده است. به همین بهانه برنامههایی با هدف فرهنگسازی در این زمینه برگزار میشود، اما مقوله اهدای عضو شرایطی دارد که پذیرش آن در جامعه همچنان نیاز به آگاهی در سطح گسترده دارد.
«باور این موضوع برای یک خانواده سخت است که بپذیرد عزیزی که روی تخت ICU است، و ظاهر او مثل یک بیمار در کماست، مانیتورها نشان میدهند که قلبش میتپد و با کمک دستگاه نفس میکشد، فوت کرده است، و امید برگشتی برای او وجود ندارد» این همان مرحله سخت اهدای عضو خانوادهای است که عزیزی را در اثر مرگ مغزی از دست داده، کتایون نجفیزاده فوقتخصص ریه و مدیرعامل انجمن اهدای عضو ایرانیان با بیان این جمله در خصوص پذیرش فرهنگ اهدای عضو به «پیامما» میگوید: «در بسیاری از کشورها فرهنگسازی وسیعی در این مورد صورت گرفته است. به طور مثال اسپانیا که در حوزه اهدای عضو رتبه اول دنیا را دارد، بیشترین تلاش را برای فرهنگسازی در زمینه آگاهی مردم انجام داده است. مردم اسپانیا همانقدر که فوتبال را میشناسند و در مورد آن اطلاعات دارند، در مورد مفهوم مرگ مغزی و اهدای عضو آگاهی دارند» آمارها نشان میدهد در دنیا اعضا حیاتی نزدیک به 50 درصد بیمارانی که دچار مرگ مغزی میشوند قابلیت اهدا دارد. در بعضی کشورها مثل ایران فرد در زمان سلامت میتواند تمایل خود را برای اهدای عضو به نهادهای مربوطه اعلام کند و نام خود را در فهرست اهداکنندگان ثبت کند، اما در بعضی کشورها مثل اتریش اهدای عضو شرایط دیگری دارد، در اتریش اعضا حیاتی همه کسانی که دچار مرگ مغزی میشود به نیازمندان پیوند اهدا میشود، مگر کسانی که قبل از این اتفاق مخالفت خود را با اهدای اعضا بدنشان پس از مرگ مغزی اعلام کرده باشند. آنچه مسلم است پذیرش این امر از سوی جامعه نیاز به فرهنگسازی صحیح و در عین حال گسترده دارد، نجفیزاده معتقد است: « اگر بخواهیم اطلاعرسانی و آگاهسازی را در لحظهای که حادثه اتفاق افتاده است انجام دهیم، بسیار مشکل است. به این دلیل که خانواده دچار بحران شده و عزیزی را روی تخت آیسییو دارد. در چنین شرایطی قدرت پذیرش در مورد مسائل علمی در افراد بسیار کم است. بنابراین لازم است جامعه قبل از آنکه در شرایط بحرانی قرار گیرد نسبت به این موضوع و ابعاد و اهمیت آن اطلاع پیدا کند. تا اگر زمانی در شرایط تصمیم در این رابطه قرار گرفت در مورد آن آگاهی داشته باشد و بتواند تصمیم بگیرد». «مرگ مغزی محکوم به ایست قلبی است» این را کتایون نجفیزاده میگوید و در ادامه توضیح میدهد که در فرد مرگ مغزی به دلیل سمومی که از مغز ترشح میشود ایست قلبی در کمتر از دو هفته اتفاق میافتد. این جمله از این جهت اهمیت دارد که جامعه باید آگاه شود که فردی که دچار مرگ مغزی شده است اگر در روز اول که دچار این مسئله میشود، هشت عضو قابل اهدا داشته باشد، در روزهای بعدی ممکن است با توجه به سمومی که در نتیجه از بین رفتن بافت مغز در بدن منتشر میشود، دو عضو حیاتی قابل اهدا داشته باشد: «اگر یک خانواده بگویند که ما اعضا بدن عزیزمان را اهدا نمیکنیم مفهوم آن این نیست که بیمارشان به زندگی باز میگردد. بلکه مفهوم آن این است که اعضا ارزشمند عزیزشان در خاک از بین خواهد رفت و این یعنی خسران، خسران همه جانبه، آنها هم عزیزشان را از دست دادهاند و هم این فرصت را که یادگارهایی از عزیزشان را روی کره خاکی نگه دارند و باعث نجات جان بیمار دیگری شوند. مسئله دیگر ثواب جاریهای است که اتفاق میافتد طبق آیه 32 سوره مائده، هر کس انسانی را نجات دهد مثل این است که همه انسانها را نجات داده باشد. بنابراین اهدای عضو یک موهبت است که باعث میشود از دنیا رفتن یک نفر باعث نجات جان دیگران شود»
نخستین قدم برای امر فرهنگسازی در جامعه میتواند دریافت کارت اهدای عضو باشد، نجفیزاده میگوید: «اگر خانواده کسی نداند که نظر او در مورد خودش چه بوده، طبق آمار تنها 48 درصد احتمال دارد که با اهدا اعضا فرد موافقت کنند. اما اگر بدانند خود فرد تمایل داشته که بعد از فوت او اعضا حیاتیاش را اهدا کند، در لحظه تصمیمگیری آرزوی او را برآورده میکنند. بنابراین همه ما بهتر است کارت اهدا عضو بگیریم یا به طور شفاهی به اطرافیانمان بگوییم که نظرمان در مورد خودمان چیست، تصمیمگیری برای دیگران سخت است، اما تصمیمگیری برای خودمان راحت است» ثبتنام و دریافت کارت اهدای عضو هم کار سختی نیست، با ارسال کدملی به شماره 3432 در عرض 30 ثانیه کارت اهدا عضو برای فرد صادر میشود و نام او در سامانه ملی اهدای عضو ثبت میشود.
فرهنگسازی در زمینه اهدای عضو ضروری است، اما اصول و قواعدی دارد که اگر رعایت نشود میتواند نتیجه عکس داشته باشد، کتایون نجفیزاده در خصوص فرهنگسازی صحیح در این زمینه میگوید: «یکی از راهها این است که متخصصان حوزه فرهنگسازی این موضوع را دغدغه خود بدانند. خوشبختانه همکاری خوبی در این سالها صورت گرفته است، تفاهم نامهای با وزارت ارشاد و صداوسیما داشتیم، از سویی بیش از سیصد هنرمند در رشتههای مختلف هنری سفیر اهدای عضو و عضو کمیتههای مختلف انجمن هستند. اما در عین حال گاهی هم مسائلی به وجود میآید. موضوع بسیار مهم این است که اطلاعات غلط به مردم داده نشود. مثلا اگر فیلم سینمایی ساخته شود –کما اینکه این اتفاق افتاد- و به پارتی بازی در تخصیص عضو بپردازد و در داستان فیلم درباره کبد فرد اهداکننده توسط یک دلال که در بیمارستان مسئول بوفه است تصمیمگیری شود، اعتماد مردم در این مورد خدشهدار میشود. تهیهکننده و کارگردان این دو فیلم سینمایی در پاسخ سوال ما که پرسیدیم چه تصوری درباره اهدای عضو داشتید؟ گفتند مگر شما اطلاعیههای فروش اعضا را روی دیوارها ندیدهاید. باید گفت اطلاعیههای روی دیوار -که الحمدلله برچیده شده- مربوط به فروش اعضا فرد زنده به فرد دیگری است که نیازمند پیوند است و در مقابل آن هم مبلغی می تواند دریافت شود. این موضوع کاملا با مسئله اهدا عضو افراد مرگ مغزی متفاوت است. در اهدای عضو افراد مرگ مغزی به هیچ عنوان مبلغی بین اهدا کننده و گیرنده ردوبدل نمیشود و خانواده گیرنده و اهدا کننده اصلا با هم ارتباط و اطلاع ندارند. مهمتر از این موضوع اینکه تخصیص عضو توسط مسئول تخصیص وزارت بهداشت و با اولویت ثبت نام در لیست انتظار و با اولویت بدحالی مریض و تطابق بافتی انجام میشود و به هیچ عنوان امکان پارتی بازی در این پروسه وجود ندارد. اگر اطلاعات غلط در یک برنامه تلویزیونی یا فیلم به مردم داده شود باور جامعه در این رابطه خراب میشود و تمام تلاش ما در زمینه فرهنگسازی در این سالها با باور غلطی که ایجاد میشود از بین میرود. اگر در تلویزیون موضوع با یک روایت غلط نقل شود، تصورات غلط در جامعه شکل میگیرد. به همین دلیل ما یک پیوست رسانه تهیه کردیم و بایدها و نبایدها در این پیوست مطرح و در اختیار صدا و سیما قرار گرفته است» یکی از مسائلی که نجفیزاده به آن اشاره میکند موضوعی است که در رمضان گذشته در یکی از برنامههای تلویزیونی مطرح شد و باعث ایجاد سوتفاهمهایی در مورد مرگ مغزی شده است: «فردی در یکی از برنامههای تلویزیونی در ماه رمضان عنوان کرده بود که مرگ مغزی شده و بعد زنده شده است. در حالی که در دنیا حتی یک مورد مرگ مغزی که به زندگی بازگشته باشد گزارش نشده است. فرد در پاسخ ما که پرسیدیم چه کسی به شما گفته بود که مرگ مغزی شدید و بعد به زندگی بازگشتید؟ گفت به خانواده من گفته بودند که اگر من مرگ مغزی شدم، میتوانند اعضا حیاتی مرا اهداکنند. فردی برای بازار گرمی و برای اینکه ماجرا را هیجان انگیز نشان دهد، چنین موضوعی را مطرح میکند و تصورات مردم را خراب میکند. ما از مسئولان برنامههای صداوسیما و وزارت ارشاد انتظار داریم اصلا اجازه پخش چنین برنامههایی را ندهند. اگر کسی در یک مصاحبه تلویزیونی چنین حرفی زد همان موقع بپرسند دقیقا به خانواده تو چه گفته بودند؟ آیا گفته بودند شما مرگ مغزی شدید؟»
امسال انجمن اهدای عضو ایرانیان به رسم هجده سال گذشته، جشن نفس را با حضور خانوادههایی که اعضا عزیزان خود را برای پیوند اهدا کردهاند برگزار میکند. امسال این برنامه با شعار «ایران دیار نفس» برگزار میشود. مدیرعامل انجمن اهدای عضو ایرانیان میگوید: «امیدوارم فرهنگسازی در این زمینه تا جایی در جامعه نهادینه شود که دیگر کسی نگوید من در مورد این موضوع چیزی نشنیدم و اطلاعات نداشتم.
افرادی هستند که خداوند این فرصت را به آنها میدهد که بعد از مرگ قلبشان چند روز تپش داشته باشد، تا بتوانند حماسهساز شوند و از دنیا رفتنشان باعث نجات زندگی دیگران شود»
نیاز به آشنایی با ابعاد مختلف موضوع اهدای عضو و فرهنگسازی در این رابطه نباید محدود به هفته آخر اردیبهشت شود و در طول سال اطلاعات مربوط به این موضوع به اشکال مختلف از طریق رسانههای جمعی مطرح شود و تنها در این صورت است که میتوان امیدوار بود که روزی به مرحلهای برسیم که افراد ضرورت تصمیم درست خود درباره نجات جان بیماران دیگر در فقدان عزیز خود را احساس کنند.
«وگان دیوانه: وگان بودن در جهان غیروگان» عنوان جدیدترین اثر ترجمهشده از باب تورس استادیار جامعهشناسی دانشگاه سنت لارنس در کانتون و جنا تورس است. او در این کتاب بیش از وجوه محیط زیستی، به ابعاد اخلاق وگان بودن پرداخته است. تورس در این کتاب بارها تاکید میکند وگان بودن به معنای ریاضت کشیدن نیست، بلکه سبکی از زندگی است که بر پایه حقوق برابر همه زیستمندان قرار دارد. در این رابطه با مهدی نیکویی، مترجم این کتاب درباره مباحثی که تورس در کتاب مطرح کرده گفتوگو کردیم.
چه دلیلی باعث شد سراغ ترجمه وگان دیوانه بروید؟
احساس نیاز به محتوا در زمینه حقوق حیوانات و سبک زندگی مورد نیاز جهان امروز. به طور معمول هر وگان تلاش میکند با توجه به تواناییها و تخصص خود، گامی به سمت اهداف شخصی و اجتماعی خود بردارد. ترجمه این کتاب هم چنین فرصتی برای من فراهم میساخت؛ ضمن آنکه میتوانست به تکمیل دیدگاههای نظری خودم هم کمک کند.
این کتاب چه اهمیتی نزد وگانها دارد؟
تولید محتوا به هر صورت که باشد، فضای اندیشه را روشن میکند. حتی اختلافنظرها و تضارب آرا هم میتواند کمک کند. همواره یکی از جذابیتهای جنبش وگانیسم را بینیاز بودن از یک رهبر اجتماعی یا مانیفست دانستهام. گویا وگانها بدون یک راهنما و خطمشی و با تمام تفاوتهای شخصی، به چارچوبهای فکری مشابهی رسیدهاند. انگار نیرویی درونی مانند وجدان یا غریزه آن را در این مسیر راهنمایی میکند. چنین کتابهایی صرفا میتوانند زمینه حل برخی اختلافنظرها را فراهم سازند، برخی سوالات باقیمانده را جواب دهند و برخی جوابهای بدیهیانگاشته شده را به چالش بکشند.
به نظر میرسد باب تورس معیار قضاوت خود درباره افراد را بر اساس وگان بودن یا نبودن گذاشته آیا شما با او هم نظرید؟
تمرکز کتاب بر حیوانات است نه قضاوت انسانها. اما انسان به دلیل ماهیت اجتماعی خود چارهای به جز تعامل با دیگران ندارد. تورس کوشیده است تا حد امکان راهکارهایی مسالمتآمیز برای تعامل با جهان پیرامون پیدا کند که علاوه بر ادامهدار بودن (به دلیل حفاظت از سلامت روان و پویایی روابط اجتماعی) به احقاق حقوق حیوانات هم کمک کند. با این حال، معتقد نیستم که تورس، افراد را قضاوت میکند. مصداق آن، توصیه و راهکارهایش برای زندگی مسالمتآمیز با شریک زندگی غیروگان است.
وگانها معمولا میگویند به دنبال زندگی عادلانهتری هستند و این عدالت را در حمایت از حقوق حیوانات میبینند به نظر شما میتوان گفت که وگانها نسبت به کسانی که درباره حقوق زنان، کودکان، کارگران و … فعالیت میکنند انسانهای بهتری هستند و زندگی اخلاقیتری دارند؟ در کتاب به نظر میرسد تورس با چنین مبنایی درباره دیگران صحبت میکند
ارزشگذاری و مقایسه عدالتخواهان را درست نمیدانم. به نظر من، سخن منسوب به بقراط در پزشکی که اولویت در آسیب نرساندن است، قابل تعمیم به کل زندگی است. زمانی که بحث حقوق و اخلاق میشود، احتمالا هر عضو جامعه در گام نخست باید از آسیب زدن و تجاوز به حقوق دیگران امتناع کند، در گام دوم به دفاع از حقوق خود برخیزد و در نهایت به دفاع از حقوق دیگران (ضعفا یا ناآگاهان) بپردازد.
تنها تفاوت وگانها (از جمله تورس) با غیروگانها در این است که حیوانات را هم در دایره «دیگران» میآورند و برایشان حق زندگی و آزادی قائل هستند.
از نظر فعالیت اجتماعی، تمام عدالتخواهان در حال کمک به ساختن جامعهای عادلانهتر و اخلاقیتر هستند. هر یک مسئولیتی بر عهده میگیرند و در عین حال، دیدگاهها و فعالیتهای آنها میتواند به یکدیگر نزدیک شود. به این معنا که وگان بودن بدون احترام به حقوق حقوق، کودکان، کارگران و … معنا ندارد و احترام یا دفاع از حقوق این گروهها هم در مرحله پایانی به وگان بودن گره میخورد.
دفاع از حقوق یک گروه و زیر پا گذاشتن حقوق گروهی دیگر، با ماهیت عدالتخواهی منافات دارد و در نهایت عدالتخواهان و اخلاقمدارها به سمتی حرکت میکنند که اگر هم در دفاع از حق کسی تلاش نمیکنند، آن را هم ضایع نمیکنند.
به نظر شما گاهی وگانها به واسطه حفظ حقوق حیوانات به موضوعی برای سواستفاده برخی گروهها تبدیل نمیشوند؟ به این معنا که برخی صنایع یا افراد برای تخطئه شرکت یا افراد دیگری از آنها سواستفاده کنند؟
متاسفانه سواستفاده از تمام دغدغههای عدالتخواهی امکان دارد. بسیاری از شرکتها یا افراد به دنبال سبزشویی و پولشویی و … پشت موسسات غیرانتفاعی و خیریه مخفی میشوند.
با افزایش آگاهی و روحیه مطالبهگری، باید امید داشت که عدالتخواهی یا هر فعالیت غیرانتفاعی هدف باقی بمانند و وسیله سودجویی نباشند. در هر صورت، چنین مشکلی راهکار خود را میخواهد و نمیتوان صورت مسأله را پاک کرد.
فکر میکنید چقدر این کتاب به وگان شدن دیگران یا ترغیب آنها برای وگان شدن کمک میکند؟
از نظر ترغیب، هر محتوایی فقط میتواند سوالاتی در ذهن مخاطب خود ایجاد کند و بقیه آن بستگی به خود او دارد. اما از نظر کمک کردن، این کتاب به دلیل جمعبندی نظریات حقوق حیوانات و اضافه کردن راهکارهای کاربردی در حوزههای مختلف زندگی، مثل یک راهنمای گامبهگام، مخاطب خود را در روابط اجتماعی، انتخابهای روزانه، سلامت و حتی خریدهای غیرغذایی کمک میکند.
در کتاب بارها و بارها تلاش شده تا با توصیف غذایی که در آن گوشت وجود دارد مخاطب به چالش کشیده شود، حال فرض کنیم یک حامی حقوق کودک یا زنان با همین ادبیات کتابی بنویسد فکر میکنید صرف توصیف چنین صحنههایی به وگان شدن افراد منجر میشود؟
تصمیمگیری درباره نمایش خشونتهای پشت پرده، یکی از بزرگترین چالشهای وگانها است. به نوعی تضاد بین حقخواهی یا مصلحتاندیشی است. شاید مصلحتاندیشی یا مصالحه در بسیاری از موارد نتیجه بهتری داشته باشد اما کار سیاستمداران و تاجران است. بسیاری از متفکران و دگراندیشان اغلب بر حق تمرکز دارند و مصلحتاندیشی یا مصالحه نمیکنند. اینکه کدام بهتر است، شاید سوالی بیجواب باشد و باید بحث شود. اما به طور کلی، ایرادی در نمایش حقیقت و آگاهیبخشی نمیبینم.
از نظر عدالتخواهی و اخلاقمداری، به نظر میرسد که چارهای به جز اولویت دادن به حقیقت در مقابل مصلحت نیست. تصور من این است که بسیاری از غیروگانها هم در عمل به این اولویتبندی اعتقاد دارند.
سال گذشته، کلیپهای معدومسازی جوجههای یکروزه توسط بسیاری از غیروگانها منتشر شد؛ همینطور انیمیشن «نجات رالف» یا حیوانآزاریهای چند سال اخیر. اخبار و فیلمهای کودکآزاری یا تضییع حقوق زنان نیز به همین شکل در جامعه منتشر شده است.
به عبارت دیگر، هر فرد عدالتخواه (فارغ از وگان بودن یا نبودنش) هنگام انتشار این اخبار یا محتواها ابتدا با خود به این نتیجه رسیده است که حقوق قربانیان اولویت بیشتری نسبت به آرامش مخاطب دارد و دفاع از این حقوق یا پیشگیری از وقوع اتفاقات مشابه، به جز از طریق روشنگری ممکن نیست. هیچکس هم راوی داستان را محکوم نمیکند و گروههایی مانند روزنامهنگاران به دلیل همین نقشآفرینیهایشان در روشنگری است که مورد احترام هستند.
اگر داستان مشکلی نداشته باشد، روایت آن را هم نمیتوان نادرست دانست. اما در زمینه حقوق حیوانات، دیوارها، مخفیکاریها و چشمپوشیدنها باعث ادامه وضع موجود شدهاند.
اگر هم فردی قصد استفاده از محصولات حیوانی دارد، منطق حکم میکند که با آگاهی از حقایق پشت پرده باشد. وجدان یک قاضی درونی است که اگر داستانی را عادلانه یا منصفانه بداند، صاحبش را آزار نمیدهد. باز هم پاسخ در کور کردن وجدان یا متهم ساختن آن نیست.
تورس در این کتاب هم به تندی به پیتر سینگر تاخته است، فکر نمیکنید این رویه صفر و صدی که تورس دارد در نهایت به وگانها کمکی نمیکند؟
به نظر میرسد که در بحث اخلاق، نسبیت چندان معنایی ندارد. پیتر سینگر استثناهایی برای حقوق حیوانات قائل میشود و ما هم در زندگی خود معمولا مثل او رفتار میکنیم. به عنوان مثال، حیوانآزاری را ناپسند میدانیم، مگر آنکه حیوان خوشمزهای باشد یا در تعطیلات باشیم.
اما همین نگاه در حوزههای دیگر را معقول نمیدانیم. مثلا بعید است یک فعال حقوق زنان، بگوید من روزهای تعطیل یا در سفر زنستیز هستم. همچنین با اما و اگر آوردن، کودکآزاری را توجیه نمیکنیم. شاید تفاوت رویکرد سینگر و تورس را باز هم بتوانیم مصداقی از تقابل مصلحت و حقیقت بازگردانیم. سینگر در حقوق حیوانات و وگانیسم مصلحتاندیشی میکند و تورس معیارهایی قاطعتر در نظر میگیرد. تورس نادیده گرفتن حق زندگی حیوانات را فقط زمان «ضرورت» مجاز میداند؛ مثل نیاز به داروهایی که هنوز نمونههای بدون تست حیوانی آنها موجود نیست و زندگی فرد به آنها وابسته است.
شکایت محیط زیست از باغ وحش صفادشت
دو هفته پس از مرگ یکی از گورخرهای وارداتی به باغ وحش صفادشت ملارد، دیروز گورخر آفریقایی دوم هم تلف شد. با این اتفاق از مجموعه دو ماده گورخر و یک گورخر نر که این مجموعه از هلند به کشور وارد کرده بود، فقط یک گورخر ماده باقی مانده که گفته مسئولان این مجموعه آبستن است. حالا با مرگ دومین گورخر و انتشار فیلمی از آزار این حیوانات از سوی مدیر مجموعه، اداره محیط زیست استان تهران به «پیامما» خبر داده که بابت آزار حیوانات، مرگ گورخرها و تلفات پیشین این مجموعه، از این باغ وحش صفادشت شکایت کرده است.
پس از تلفشدن اولین گورخر نر آفریقایی صفادشت در 11 اردیبهشت، صاحبان این مجموعه، دلیل این اتفاق را «استرس بیش از حد و ایجاد عفونت داخلی حین انتقال و وقفه بدون دلیل در گمرک بازرگان» و همچنین «حمله کارتنخوابها و اراذل و اوباش» عنوان کرده بودند، این در حالی است که منتقدان از دلایلی چون حملونقل و شرایط نگهداری غیراستاندارد این حیوانات گفته و ورود گونههای غیربومی به کشور را نقد کردهاند. علیرضا شرفی، مدیر این باغ وحش، گورخرها را از هلند خریداری کرده و به بلغارستان آورده بود اما در نبود اجازه ترخیص، این حیوانات 9 ماه در بلغارستان ماندند تا اینکه بالاخره اردیبهشت ماه به مرز بازرگان در ترکیه رسیدند. با این همه به گفته معاون فنی و امور گمرکی گمرک ایران این حیوانات فاقد ثبت سفارش بوده و امکان اظهار به گمرک جهت انجام تشریفات گمرکی را نداشتهاند و در نهایت «طی هماهنگیهای صورت گرفته» مجوز خروج داده شده و «هر سه گورخر در هنگام ترخیص سالم بودهاند». اشاره به سالمبودن گورخر در حالی است که مسئول باغ وحش صفادشت اعلام کرده است که گورخر نر، مرده به باغ وحش رسیده است.
محیط زیست تهران:
حیوان بیحال بود
ظهر دیروز منابع آگاه به «پیام ما» خبر دادند که دومین گورخر باغ وحش صفادشت تلف شده است. محمد کرمی، رئیس اداره نظارت بر امور حیات وحش محیط زیست استان تهران با تایید این خبر میگوید: «کارشناسان ما صبح سهشنبه از این مجموعه بازدید داشتند تا وضعیت این حیوانات و شیوه نگهداری آنها در قرنطینه را بررسی کنند، به خصوص که یکی از آنها در هفتههای گذشته تلف شده بود. اما آنها اعلام کردند که یکی از گورخرها ضعیفتر از دیگری بوده است. از قضا من هم هفته پیش بازدیدی از این حیوانات در قرنطینه داشتم و در آن زمان هم یکی از آنها بیحال بود. اما دیروز بعد از پایان بازدید و بازگشت کارشناسان، با مرکز تماس گرفتند و خبر دادند که همان حیوان تلف شده است.» او با بیان این جزئیات میگوید حالا باید باز هم منتظر بررسی نمونهبرداری و نظر دامپزشکی بود. تنها ماده گورخر بازمانده هم فعلا باید تا حدود 20 روز در قرنطینه باشد تا در صورت مساعد بودن شرایط سلامتیاش به بخش قابل بازدید مجموعه منتقل شود.
پیگیریها برای گفتوگو با مدیر باغ وحش صفادشت نتیجه نمیدهد. آخرین پست اینستاگرام این مجموعه درباره گورخرهای وارداتی به یک هفته پیش برمیگردد که نوشته مادهگورخرها که هر دو حدود نه ماه کنار گورخر نر بودهاند هر دو آبستناند. «از آنجا که آوردن این گونه با مشکلات فراوان و دردسرهای زیاد بوده، این اتفاق تقریبا ناشدنی بود. چون گورخر عامل انتقال چند نوع بیماری خطرناک واگیردار است و انتقال آن از هر کشوری ممکن نیست و با آزمایشاتی که سازمان دامپزشکی ایران ورودشان را تایید میکردند، فقط از مبدا اروپا امکانپذیر میشد.» با این همه کرمی میگوید: «این موضوع را به ما هم گفتهاند، حتی در بازدیدی که داشتیم باز هم اعلام کردند اما شاید فقط از روی ظاهر گفتهاند. چون هیچ مدرک و سندی نشان ندادهاند که اثبات کند حیوان جنین دارد. باید اسکن انجام دهند و این موضوع مشخص شود.»
ابهاماتی درباره دلایل مرگ گورخرها و شکایت از باغ وحش صفادشت
در حالی که رئیس باغ وحش صفادشت پیشتر در گفتوگو با صداوسیما دلیل مرگ یک گورخر را «حمله کارتنخوابها و اراذل و اوباش» در گمرک بازرگان عنوان کرده بود، در هفتههای گذشته فیلمی منتشر شد که شرفی، مدیر باغ وحش را در حال آزار این حیوان با ترکه نشان میداد. رئیس اداره نظارت بر امور حیات وحش محیط زیست استان تهران میگوید: «ما همچنان معتقدیم مدیر باغ وحش صفادشت رفتاری غیرکارشناسی داشته. برای هدایت گورخرهای آفریقایی به داخل مجموعه باید از چشمبند استفاده میشد، نه ترکه. این نوع برخورد باعث تشویش اذهان عمومی است.»پیش از این نیز در اردیبهشت ۹۸ یکی از سه زرافهای که با تبلیغات بسیار از آفریقا به این باغ وحش وارد کرده بودند، تلف شده است. دی ماه همان سال هم یکی از سه ببر این باغ وحش تلف شد؛ ببری که چند ماه پیش از آن، از باغ وحش مشهد خریداری شده بود و قرار بود از صفادشت به باغ وحش بابلسر فروخته شود. کرمی حالا خبر میدهد که این موارد در کنار انتشار فیلم آزار حیوان از سوی شرفی، باعث شکایت از این مجموعه شده است. او میگوید: «با توجه به فیلمی که منتشر شده و مدیر باغ وحش را در حال کتک زدن گورخر نشان میدهد، از مجموعه صفادشت به دادگاه شهر صفادشت ملارد شکایتی تنظیم کردیم و حالا در زمان مقرر رئیس مجموعه باید در دادگاه حاضر شود و توضیحات لازم را ارائه دهد. علاوه بر این موضوع شکایت به تلفات پیشین این مجموعه در یکی دو سال گذشته هم مربوط است. باید دید نتیجه بررسی قضایی درباره باغ وحش صفادشت چه خواهد بود.»
پیش از انتشار گسترده این فیلم، ویدیوی دیگری منتشر شد که نشان میداد سه گورخر آفریقایی سرگردان در بین گروهی از افراد ایستادهاند و یکی از آنها داخل جوی آب افتاده و پای چپش آسیب دیده و یکی از حاضران به شدت به سر و گردن گورخر میکوبد و تلاش دارد به زور حیوان را از داخل جوی خارج کند.
از سوی دیگر در یکی از فیلمهایی که باغ وحش برای توجیه این اتفاقات منتشر کرده، رئیس مجموعه توضیح میدهد که حیوانات را از هلند خریداری کرده و ناچار شده آنها را به دلیل نبود اجازه ترخیص، برای ۹ ماه در بلغارستان نگهداری کند و حیوانات در طول مدت نگهداری در بلغارستان به «سوتغذیه» دچار شدهاند. تمامی این موارد سرنخهایی از دلایل مرگ این حیوانات است اما در عین حال اظهارات مختلف ابهامات درباره این موضوع را بیشتر کرده است. اینها همه در حالی است که اسناد واردات این حیوانات نیز نشان میدهد، مجوز ورود آنها ۶ ماه پیش باطل شده است.
دلیل مرگ حیوانات صفادشت هنوز معلوم نیست
هنوز علت تلف شدن گورخر نر آفریقایی که هفته پیش بعد از ورود به کشور تلف شد معلوم نیست. کرمی میگوید: «نمونهبرداریهای لازم از گورخر نر آفریقایی انجام شده است و منتظر جواب ادارهکل دامپزشکی استان هستیم. هنوز نظر قطعی در مورد تلف شدن این حیوان بدون اعلام نظر دامپزشکی امکان ندارد.» شهابالدین منتظمی، مدیرکل دفتر حفاظت و نظارت حیات وحش نیز در روزهای گذشته هم اظهار نظری مشابه داشت و گفت: «علت مرگ گورخر آفریقایی در دست بررسی است.» باغ وحش صفادشت که خود را تنها باغ وحش حامی حیات وحش معرفی میکند پس از مرگ اولین گورخر در جوابیهای اعلام کرده بود که «بررسی تیم دامپزشکی باغ وحش مشخص کرد که علت مرگ استرس بیش از حد و ایجاد عفونت داخلی حین انتقال و وقفه بدون دلیل در گمرک بازرگان بوده است.» با وجود این اظهارات اما رئیس اداره نظارت بر امور حیات وحش محیط زیست استان تهران دلایل مطرح شده را رد میکند و میگوید: «شاید آنها بر اساس بررسیهای بالینی چنین دلایلی را مطرح کردهاند، یعنی صرفا نشانههایی ظاهری دیدهاند و از استرس و عفونت گفتهاند. اما به طور رسمی نمیتوان هیچ دلیلی را درباره مرگ این حیوانات مطرح کرد. مرجع اصلی سازمان دامپزشکی است که هنوز جوابیهای نداده و علت تلفشدن این حیوانات را اعلام نکرده. البته در این مدت ما بارها از آنها خواستهایم زودتر نتایج را بگویند اما نمیدانیم چرا این همه طول کشیده.»سازمان محیط زیست در روزهای گذشته اعلام کرده تا زمانیکه مصادیق جرم باغ وحش صفادشت و نحوه ادامه فعالیت آن مشخص نشود، مجوز جدیدی نخواهد گرفت. سرنوشت فعالیت این باغ وحش بعد تمام حاشیههای رخ داده هنوز روشن نیست. کرمی میگوید: «ما اقدامات قانونی و حقوقی را درباره فعالیتها و حوادث باغ وحش صفادشت انجام دادهایم و گزارشات را به سازمان متبوع دادهایم. فقط و فقط منتظر نظر دامپزشکی و نتیجه بررسی و کالبدگشاییها هستیم.»
20 کارخانه تولیدکننده 55 درصد ضایعات پلاستیکی جهان
تحقیقات جدید نشان میدهد که بیست کارخانه مسئول تولید بیش از نیمی از زبالههای پلاستیکی یکبار مصرف در جهان هستند و به این ترتیب، نفت بر آتشِ بحران آبوهوایی میریزند و فاجعهای زیست محیطی را رقم میزنند.
به گزارش گاردین، بر اساس تجزیهوتحلیل جامع و جدید، در میان کسبوکارهای جهانی که مسئول 55 درصد از زبالههای پلاستیکی در جهان هستند، هم شرکتهای دولتی و هم شرکتهای چندملیتی دیده میشود؛ از جمله غولهای نفت و گاز و شرکتهای شیمیایی
شاخص تولیدکنندگان ضایعات پلاستیکی، برای اولینبار نام شرکتهایی را آشکار میکند که تولیدکننده پلیمرهایی هستند که در نهایت به اقلام پلاستیکی دورریختنی تبدیل میشوند؛ از ماسک گرفته تا کیسههای پلاستیکی و بطری. این ضایعات در نهایت یا سوزانده میشوند یا در طبیعت رها میشوند یا اقیانوسها را آلوده میکنند.
این گزارش همچنین نشان میدهد که استرالیا در صدر کشورهایی است که بیشترین سرانه تولید زبالههای پلاستیکی یکبارمصرف را در جهان دارد. پس از آن ایالات متحده آمریکا، کرهجنوبی و بریتانیا قرار دارد.
تحلیلهای وودمکنزی، مدرسه اقتصاد لند و موسسه محیط زیستی استکهلم نشان میدهد که اکسانموبیل، بزرگترین آلاینده زبالههای پلاستیکی یکبار مصرف در جهان است که 5.9 میلیون تُن به کوه زبالههای جهانی میافزاید. داو (Dow) بزرگترین شرکت شیمیایی جهان که در آمریکا است، 5.5 میلیون تُن ضایعات پلاستیکی تولید میکند و ساینوپک، شرکت نفت و گاز چین هم مسئول تولید 5.3 میلیون تُن زباله پلاستیکی است. یازده شکرت از میان این شرکتها در آسیا قرار دارند، چهار مورد در اروپا، سه شرکت در آمریکای شمالی، یکی در آمریکای لاتین و یکی هم در خاورمیانه. تامین بودجه برای تولید پلاستیکِ آنها از سوی بانکهای معروفی صورت میگیرد.
این گزارش میگوید که حاصلِ زبالههای پلاستیکی تولیدشده این 20 شرکت، در سال 2019 برابر با 130 میلیون تُن زباله پلاستیکی یکبار مصرف بوده است.
پلاستیکهای یکبار مصرف تقریبا به طور کامل با سوختهای فسیلی ساخته میشوند؛ سوختهایی که بحران آبوهوایی را تشدید کرده است و از سوی دیگر، این مواد پلاستیکی که سختترین مواد بازیافتی هستند، کوههایی از زبالههای تجزیهنشده را در جهان ایجاد میکنند. در هر سال در جهان، فقط 10 تا 15 درصد از زبالههای پلاستیکی یکبارمصرف بازیافت میشود.
این تجزیهوتحلیل، نگاهی بیسابقه به تعداد اندکی از شرکتهای پتروشیمی و حامیان مالی آنها انداخته که تقریبا همه زبالههای پلاستیکی یکبار مصرف را در جهان تولید میکنند. الگور، فعال محیط زیستی و معاون سابق رئیس جمهوری گفته است که تحلیلها نشان میدهند که شرکتهای سوختهای فسیلی چگونه وقتی دو بازار اصلی آنها – یعنی حملونقل و تولید برق- تولید کربن را کاهش میدادند، به سمت تولید پلاستیک هجوم برده بودند. الگور میگوید: «از آنجایی که بیشترِ پلاستیکها از نفت و گاز تولید میشوند، تولید و مصرف پلاستیک در حال تبدیل شدن به یکی از محرکهای اصلی بحران آبوهوایی است. افزون بر این، زبالههای پلاستیکی بهویژه پلاستیکهای یکبارمصرف، در کنار جادهها، در محلهای دفن زباله، و رودخانههایی که به اقیانوسها میریزند، انباشته میشوند. بحران ضایعات پلاستیکی هر ساله افزایش مییابد. در پنج سال آینده، ظرفیت جهانی تولید پلیمرها برای پلاستیکهای یکبار مصرف میتواند بیش از 30 درصد رشد کند. انتظار میرود که تا سال 2050، پلاستیکها، مسئول 5 تا 10 درصد از انتشار گازهای گلخانهای باشند. نویسندههای این گزارش نوشتهاند: «صدای پای فاجعه زیست محیطی نزدیک است: بسیاری از زبالههای پلاستیکی یکبار مصرف در کشورهای در حال توسعه و فقیر جمع میشود؛ کشورهایی که سیستمهای مدیریت زباله ضعیفی دارند.» این گزارش میگوید که صنایع پلاستیک در سراسر جهان دهها سال مجاز به فعالیت با حداقل مقررات و شفافیت بودهاند. در این گزارش همچنین آمده است که میتوان یا اقداماتی نظیر تولید پلیمرهای بازیافتی از زبالههای پلاستیکی، استفاده مجدد از پلاستیکها و استفاده از مواد جایگزین، میتواند، آسیبهای این وضعیت را کمی کاهش داد. با این حال، در سال 2019 فقط 2 درصد از پلاستیکهای یکبار مصرف از پلیمرهای بازیافتشده تولید شده بود.
دکتر آندره فارست، رئیس بنیاد میندرو میگوید: «آلودگی پلاستیک یکی از بزرگترین و مهمترین تهدیدهای سیاره ماست. چشمانداز فعلی احتمالا بدتر میشود و ما به سادگی نمیتوانیم به این تولیدکنندگان پلاستیکهای حاصل از سوختهای فسیلی اجازه دهیم به همین شکل به کارشان ادامه دهند. با وجود پرشدن اقیانوسها از زباله و همچنین تاثیر این زبالهها روی سلامتی همه موجودات زمین، دولتها باید این چرخه بیعملی را پایان دهند.»
حازم بلوشه، خبرنگاری باسابقه در شهر غزه است که گزارشهایش در واشینگتنپست و سایر رسانهها منتشر میشود. او 42 سال دارد و تقریبا تمام عمرش را در غزه زندگی کرده است. حالا بیش از یک هفته است که در آنجا جنگی دیگر، نزاعی دیگر، موشکپرانیها و بمبارانهایی بیشتر را پوشش میدهد و آمار تلفات همینطور بالا میرود.
دیوید رمنیک، خبرنگار مجله نیویورکر برای دیدن و صحبت با خبرنگاری فلسطینی، به غزه رفته است. او در گزارشش مینویسد: اولینبار که او را دیدم و از حالش پرسیدم، گفت: «نفسی میآید؛ فعلا زندهایم.» دیروقت بود و همسر و فرزندان حازم به خواب رفته بودند. حازم ادامه داد: «فعلا اینجا انفجار دیگری رخ نداده است. فقط صدای پهپادهای اسرائیلی را که از بالای سرم رد میشوند، میشنوم.»
حازم روز دوشنبه از سرنوشت زنی به نام صنعا الکولاک گزارش داده بود که پنجاه و اندی سال داشت و خانهاش در بمباران ویران شده بود؛ او و پسر بزرگش ساعتها زیر آوار دفن شده بودند. کارگران امدادی آنها را بیرون کشیدند و آنها جان سالم بدر بردند. صنعا اما در بیمارستان فهمید که بسیاری از اعضای خانوادهاش – شوهرش، دو پسرش، دخترش، عروسش و نوه یک سالهاش- در حملات هوایی جانشان را از دست دادهاند.
حازم ساعتها بعد از انتشار این خبر به خبرنگار نیویورکر میگوید: «وحشتناک و بسیار جگرسوز بود اما احساسات من چه اهمیتی دارد؛ مهم این است که آنها چه احساسی دارند. باید جزئیات را با دقت ارائه کرد. قطعا من یک فلسطینی هستم و البته یک انسان. درد آنها را احساس میکنم. این درد را در چشمانشان میبینم اما وقتی موضوعِ کار پیش میآید، روزنامهنگاری چیزی متفاوت است.»
حازم خود را با پزشکی مقایسه میکند که علیرغم هرجومرج اطرافش باید کارش را ادامه دهد: «شما با خون و درد روبهرو میشوید اما باید احساساتتان را کنترل کنید.» حازم میگوید کارش «گفتن حقیقت» است: «من روایتهای انتقادآمیزی را هم در مورد حماس نوشتهام… ادعا نمیکنم که در کشوری آزاد زندگی میکنم. دو سه بار بازجویی شدهام چون از گزارشهایم خوششان نیامد.»
حازم در گزارشی که اخیرا نوشته بود، از زبان یکی از مقامات اسرائیلی نقل قول شده که مرگ غیرنظامیان و عزیزانشان «غیرعمدی» است. او در گزارشش به قول آویو کوچاوی، رئیس ستاد اسرائیل اشاره میکند مبنی بر اینکه وسعت بمبارانها بخشی از «مفهوم پیروزی» است و این مفهوم متمرکز است بر «یک ماشین جنگی کاملا کُشنده که میتواند تواناییهای دشمن را در کمترین زمان از بین ببرد و کمترین تلفات را هم داشته باشد.» در حالی که تاکنون در آخرین شمارش، دویست فلسطینی از جمله دهها کودک جان باختهاند. در طرف مقابل 10 اسرائیلی کشته شدهاند.
«روبا»، همسر حازم، اهل کرانه باختری است. آنها دو پسربچه مدرسهای به نام «آدم» و «کَرَم» دارند. این خانواده با اعضای دیگر خانواده از جمله پدر و مادر روبا، در یک ساختمان چهار طبقه زندگی میکنند. حازم در ماه سپتامبر یادداشتی نوشت در مورد زندگی در غزه در دوران پاندمی. او در یادداشتش از دورانی نوشت که یکی از پسرانش نوزاد بود: «آیا میتوانم از او محافظت کنم و زندگی خوبی را برایش در این غزه محصور رقم بزنم؟» حازم در یادداشت خود مینویسد: «این پرسش از آن زمان تاکنون از بین نرفته است. چرخه ثابت خشونت میان اسرائیل و حماس، گروه شبهنظامی که بر غزه حکمرانی میکند، تاکنون به معنای شبهای انفجار، دو جنگ تمامعیار بوده است. موشکها… اخیرا برخی از گروههای شبهنظامی بالنهای آتشزا را به هوا فرستادهاند که باعث آتشسوزی در جوامع و مزارع اسرائیل میشود. اسرائیل هم هر شب با منفجر کردن تاسیسات حماس تلافی میکند. این پسزمینه خشونتآمیز زندگی ماست.»
خبرنگار نیویورکر در گزارشش مینویسد: یکشنبه و دوشنبه با حازم حرف میزدم و حرفهایمان طولانی شد. او گفت که خودش را نسبتا «ممتاز» میداند. او برخلاف بسیاری از مردم غزه، به خارج از این شهر سفر کرده و موفق شده مدرک روزنامهنگاری و روابط بینالملل را در ترکی کسب کند. او میگوید: «میتوانی تصور کنی که کسی تابهحال از این شهر خارج نشده باشد؟ آنها نمیدانند دنیای بیرون از این شهر چه شکلی است. آنها امیدشان را از دست دادهاند. شاید بعضیها هم به این وضعیت عادت کرده باشند. اما این وضعیت، عادی نیست… از میان دو میلیون نفری که اینجا هستند، دستکم نیمی از آنها حتی یکبار هم از غزه خارج نشدهاند. گرچه اینترنت و ماهواره داریم، اما اینها که باعث تجربه زندگی بیرون از غزه نمیشوند. مردم غزه فقط این چیزها را تماشا میکنند، میبینند.»
حازم میگوید که مردم غزه آموختهاند که با احساسی دائمی از خطر و بلاتکلیفی زندگی کنند. او میگوید: «حتی وقتی همهچیز آرام است یا به نظر آرام میآید، در واقع اینطور نیست. کمبود برق و آب آشامیدنی داریم. غزه، شهری ساحلی است اما مردم نمیتوانند با خیال راحت در دریا شنا کنند چون فاضلاب، زیاد است. هیچ چیزی ثبات ندارد. هیچکس نمیتواند کسبوکاری داشته باشد. ناگهان یک جنگ شروع یا نزاعها تشدید میشود و گذرگاهها بسته میشود و با کمبود منابع روبهرو میشویم. جدای از آن، محدودیتهایی هم از طرف حماس وجود دارد که آزادیهای شخصی زنان و دختران را محدود میکند.»
حازم میگوید: «وقتی در میانه یک درگیری و در شهری محصور زندگی میکنید، کارِ یک روزنامهنگار بسیار پیچیده است.» همسر حازم که اهل کرانه باختری است، هیچگاه تا پیش از آنکه به غزه بیاید، جنگ را تجربه نکرده بود. حازم میگوید: «من در دوران جنگ 2008-2009 مجرد بودم و آزادتر بودم؛ هرجا که نیاز بود، میرفتم. این روزها هرجا بروم خطرناک است. وقتی به همسرم میگویم که میخواهم بیرون بروم و با مردم صحبت کنم، او بهممیریزد و اعصابش خُرد میشود. او دائما با اضطراب با من تماس میگیرد و میپرسد: حالت خوب است؟ زود برگرد. دیر نکنی.»
حازم ادامه میدهد: «این یکی از سختترین چیزهاست. اینکه پدر باشی و فقط مسئولیت خودت را نداشته باشی. گاهی به این فکر میکنم که اگر بمیرم، چه اتفاقی برای خانوادهام میافتد. زندگی در اینجا برایم باورنکردنی است. مردم غزه انسانهای خوبی هستند؛ آنها لیاقت زندگی بهتری دارند.»
حازم میگوید: «متنفرم از اینکه میشنوم کودکان در مورد اتفاقات جاری، در مورد جنگ، گلوله، موشک و سیاست حرف میزنند. یا وقتی میبینم کودکان مجروح شدهاند، زبانم بند میآید. امروز به بیمارستانی رفتم و نوزادی را دیدم که در حملهای هوایی مصدوم شده بود. او مادر و برادران و خواهرانش را از دست داده بود. این نوزاد تنها بازمانده خانوادهاش بود. واقعا چرا؟ چه حرفی میتوان زد؟»
دیوید رمنیک، خبرنگار نیویورکر، پیش از جدا شدن از حازم، از او در مورد روزهایش میپرسد؛ اینکه از وقتی بیدار میشود، تا پایان روز، چه میکند: «خب بستگی دارد به شدت بمبارانهای هوایی شب قبل. معمولا بیدار میشوم، خبرها را میخوانم، با همکارانم در بیتالمقدس خبرها را بررسی میکنم و در مورد گزارش روز حرف میزنیم. به خیابان میروم و با مردم گفتوگو میکنم یا مصاحبههای تلفنی میگیرم. سپس شروع میکنم به نوشتن. مهمترین اتفاقها در شب میافتد، وقتی همهچیز درهم است. باید کودکانم را آرام نگه دارم و سرشان را بند کنم که متوجه نشوند بیرون چه خبر است اما چگونه باید جانشان را حفظ کنم؟ هیچ جای امنی در غزه وجود ندارد.»
دولت حداقلی نمیتواند مطالبات حداکثری را پیگیری کند
سخنگوی دولت گفت: متاسفانه برخی از نامزدها با بیانصافی و بدون توجه به جنگ اقتصادی و تحریمهای بیسابقه و فراگیری کرونا، برنامه تبلیغاتی خود را بر پایه حمله و هجمه به هشت سال گذشته بنا نهادهاند و با رویکردی نفیانگارانه به میدان آمدهاند و امیدواریم شاهد برنامههای ایجابی کاندیداها هم باشیم. به گزارش ایسنا، علی ربیعی سخنگوی دولت در نشست خبری خود با بیان اینکه بار دیگر مسئله فلسطین به پویش اخلاقی جهانی تبدیل شده است، گفت: ایرانیان از دیرباز با فرهنگ آزادیخواهانه و دفاع از حق مظلومان در کنار مردم فلسطین بودهاند و این روزها خصلت نژادپرستانه و آپارتاید رژیم صهیونیستی در تمام جهان مشهود شده است.
ربیعی اضافه کرد: امروز شاهدیم که صدای حمایت از عدالت و آزادی خواهی مردم فلسطین از پنج قاره جهان شنیده میشود. امروز که وجدان جهانی در برابر این بربریت رخنه کرده در قرن بیست و یکم بیدار شده، ما همچنان پشتیبانی از این دادخواهی جهانی در کنار مردم فلسطین ایستادهایم و به احقاق حق این مردم تحت ستم مطابق قوانین و هنجارهای بینالمللی اصرار داریم.
سخنگوی دولت با اشاره به انتخابات ۱۴۰۰ گفت: بیتردید دولتی بدون پشتوانه آرای قاطبه ملت، از آنچنان سرمایه اجتماعی برخوردار نخواهد بود که بتواند در دورانی که تحریم و کرونا، فشارهای اقتصادی و اجتماعی زیادی را بر جامعه تحمیل کرده و مردمی که نیازمند بهرهبرداری از مقاومت خود و تحولات پساتحریمی و پساکرونایی در زندگی خود هستند را پاسخگو باشد.
سخنگوی دولت خاطرنشان کرد: از سویی دیگر در دنیای پرتلاطم و در حال شکل گیری تحولات منطقهای و نظم جهانی جدید، نخواهد توانست در جایگاهی مناسب برای منافع ملی ایران قرار گیرد؛ زیرا کسب جایگاه شایسته ایران در منطقه و جهان امروز حد بالایی از سرمایه اجتماعی را طلب میکند که نیازمند مشارکت حداکثری مردم در انتخاب رئیسجمهور و دولت آینده است. غلبه بر مسائل داخلی و حضور پرقدرت در عرصههای بینالمللی مستلزم یک دولت قوی است و دولت قوی با مشارکتی بالا حاصل میشود.
ربیعی تاکید کرد: دولت حداقلی نمیتواند و نخواهد توانست مطالبات حداکثری جامعه را پیگیری کند. امیدواریم که همه نهادها، سازمانها و دستگاههای دخیل در انتخابات به الزامات مشارکت حداکثری مردم پای صندوقهای رای متعهد باشند و شاهد باشیم که مردم هم در پاسخ و با اعتماد به اثرگذاری رایشان برای آینده کشور، سپردن سکان کشور را به دست دولتی بدون رای اکثریت بر خود روا بدارند.
سخنگوی دولت در پاسخ به این سوال که عدهای معتقدند حضور اعضای دولت در صحنه ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری احتمالا با هماهنگی یا دست کم چراغ سبز رئیس و سایر اعضای دولت بوده است تا با توجه به اینکه عملکرد دولت مورد نقد شدید نامزدها قرار میگیرد، نمایندگانی در مناظرهها باشند تا از کارنامه دولت دفاع کنند تصریح کرد: فارغ از اینکه سوال شما در خصوص ثبت نام برخی از افراد دولت در انتخابات غیرمنصفانه و القایی است و عملکرد دولت قابل دفاع هست لازم میدانم این توضیح را بدهم که اولا ما سال ۹۲ را فراموش نکردهایم که چه تعداد از اعضای دولت وقت در انتخابات شرکت کرده، برخی از اعضای دولت اعم از وزیر – معاون اول – رئیس دفتر و شماری دیگر وارد عرصه انتخابات شدند و حتی رئیسجمهور وقت برخی افراد را تا وزارت کشور برای ثبت نام همراهی کرد. در حافظه ما مانده است که چطور آنروز خیلیها این امر را مذموم نمیدانستند و حتی خوشحال هم بودند و یقین بدانید در عصر ارتباطات دل خوش کردن به گزاره فراموشکاری جامعه یک خطای فاحش است. سخنگوی دولت در پاسخ به پرسشی درباره برخی اتهامزنیها به دولت و رعایتنکردن اخلاق انتخاباتی، تصریح کرد: متاسفانه برخی از نامزدها با بی انصافی و بدون توجه به جنگ اقتصادی و تحریمهای بی سابقه و فراگیری کرونا، برنامه تبلیغاتی خود را حمله و هجمه به هشت سال گذشته بنا نهادهاند و با رویکردی نفیانگارانه به میدان آمدهاند و امیدواریم شاهد برنامههای ایجابی کاندیداها هم باشیم و بهطور مشخص صورت مسائل اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی را ترسیم کنند.
برنامهریزی افزایش سرمایه 8 هزار میلیارد تومانی بانک پارسیان
دکتر کورش پرویزیان مدیرعامل بانک پارسیان با اشاره به برنامهریزی هیات مدیره برای افزایش سرمایه 8 هزار میلیارد تومانی به منظور افزایش قدرت اعتباری و اعطای تسهیلات، گفت: بانک پارسیان به عنوان بانکی خصوصی در راستای ایفا مسئولیتهای اجتماعی در سال گذشته 25 هزار طرح در حوزه حمایت از کسبوکارهای کوچک و متوسط را اجرایی کرد. مدیرعامل بانک پارسیان در گفتوگو با خبرنگار فارس اظهار داشت: شاید بعد از ۵ سال، اولین سالی است که مجامع تمامی شرکتهای زیرمجموعه بانک پارسیان تا پایان اردیبهشت ماه برگزار میشود.
او افزود: بحمدالله در کل گروه سود مطلوبی شناسایی شده که با تصویب مجامع به استحضار مردم میرسند و قصد ما نیز این است که مجمع عمومی بانک را در صورت امکان با توجه به محدودیتهای کرونایی، نهایی شدن گزارشات حسابرسی و صدور مجوزات بانک مرکزی زودتر از موعد مقرر برگزار کنیم.
مدیرعامل بانک پارسیان با اشاره به برنامهریزی افزایش سرمایه بانک پارسیان بیان داشت: موضوع مجوز افزایش سرمایه بانک که از سال گذشته پیگیر آن هستیم و گزارشات مربوطه تقدیم بانک مرکزی شده و حوزه نظارت بانک مرکزی نیز آن را تایید کرد که در مرحله صدور مجوز قرار دارد.
دکتر پرویزیان گفت: اگر این افزایش سرمایه انجام پذیرد، نسبتهای نظارتی بانک، قدرت اعطای تسهیلات و قدرت حضور در بازار افزایش مطلوبی خواهد داشت .
در سال گذشته بانک پارسیان اقدامات مهمی را در حمایت از تولید و اشتغال و نیز در جهت جلب اعتماد بیشتر سهامداران و سپردهگذاران انجام داد.
او ادامه داد: از ۱۱ شرکتی که سال گذشته در بورس اوراق بهادار عرضه اولیه سهام شدند، ۲ شرکت مربوط به گروه پارسیان بودند و اول نماد اُپال بود که در بدترین شرایط بازار عرضه موفق و مثبتی را تجربه کرد .
مدیرعامل بانک پارسیان اضافه کرد: نماد دیگر عرضه شده لیزینگ پارسیان بود که در کنار عرضههای قبلی صورت گرفت. برای سال جاری نیز برنامهریزی شده، تا نسبت به عرضه اولیه سهام برخی از شرکتهای ارزشمند در مجموعههای سرمایهگذاری و مالی اقدام شود.
دکتر پرویزیان در ادامه افزود :مراحل مربوط به پذیرش و درج شرکت فولاد سبزوار نیز به عنوان یکی از شرکتهای متعلق به زنجیره ی فولادی مراحل پایانی را در سازمان بورس اوراق بهادار تهران طی میکند ، که با اتمام این مراحل قطعا بازده خوبی برای سهامداران بانک پارسیان متصور میتوان شد .
امسال بحمدالله پروژه بزرگ پالایشگاهی عسلویه و مهر نیز به بهرهبرداری رسید که با توجه به سهم سی درصدی بانک پارسیان در شرکت پالایش پارسیان سپهر با محصولاتی شامل اتان، متان، پروپان و بوتان وسرمایهگذاری بالغ بر یک میلیارد یورو، وضعیت منابع و پورتفوی سهام بانک را بنحو بسیار مناسبی ارتقا بخشیده است.
دکتر پرویزیان در حوزه اعطای اعتبار و تسهیلات گفت: اساس برنامهریزی و حرکت بانک پارسیان بر اجرای سیاستهای کلی نظام جمهوری اسلامی و فرمایشات مقام معظم رهبری در حوزه حمایت از تولید، رفع موانع و اشتغالزایی است، که با رعایت بهداشت اعتباری برنامه مناسبی تدوین و در حال اجرا است.
او با اشاره به اجرای ۲۵ هزار طرح در حوزه حمایت از کسب و کارهای کوچک و متوسط در سال ۹۹ توسط بانک پارسیان ادامه داد: امید است که این آمار را در حوزه حمایت از کسبوکارها بهبود ببخشیم و اقدام یک بانک خصوصی با محدودیت شعب در راستای ایفای مسئولیتهای اجتماعی، کار ارزشمند و کمنظیری است. مدیرعامل بانک پارسیان ضمن امیدواری برای ارتقا ارائه خدمات به مشتریان و ارزش افزوده برای سهامداران با افزایش سرمایه و قدرت اعتباری در نظر گرفته شده، خاطرنشان کرد: برنامهریزی هیئت مدیره بانک مبنی بر افزایش سرمایه ۸ هزار میلیارد تومانی است که بایستی مجوز آن اخذ شود.
دکتر پرویزیان با اشاره به مطالبات معوق بانک پارسیان گفت: در وصول مطالبات بهرویه عدالت خواهی قوه قضائیه امیدواریم که اقدامات اصلاحی مناسبی انجام پذیرد. در بانک پارسیان به صورت سنواتی با مطالبات انباشته برخی پروندههای مطرح در سطح ملی مواجه هستیم و خوشبختانه در سالهای اخیر تعداد زیادی از این موارد حلوفصل شده است.
او با اشاره به رسیدگی برخی از پروندههای معوق بانک در دادسرای مالی و پولی قوه قضائیه ادامه داد: امیدواریم با حلوفصل این پروندهها گشایش مطلوبی رخ دهد و امیدواریم با رویه عدالت خواهی جاری قوه قضائیه منابع از دسترفته بانک توسط عدهای محدود را بازگردانیم و قطعا این اتفاق خواهد افتاد.
مدیرعامل بانک پارسیان با اشاره به برنامهریزی کامل و جامع در خصوص مطالبات معوق، تصریح کرد: در جهت بهداشت اعتباری،نظارت بر عملیات اعتباری تلاش میکنیم ودر جهت، کنترل و وصول معوقات به منظور برگشت به چرخه اقتصادی مجدانه حرکت میکنیم.
اخلاقی نگاشتن و مردمی نگریستن مهمترین ویژگی روابطعمومی پویا
مدیرعامل بانک توسعه صادرات در پیامی به مناسبت روز جهانی ارتباطات و روابطعمومی: مدیرعامل بانک توسعه صادرات ایران در پیامی فرارسیدن «27 اردیبهشت روز جهانی ارتباطات و روابطعمومی» را به فعالان این عرصه تبریک گفت.
به گزارش جامعه ایده آل ؛در پیام دکتر علی صالحآبادی آمده است: 27 اردیبهشت ماه یادآور اهمیت و نقش بهسزای صنعت روابط عمومی در عصر ارتباطات فرصت مغتنمی است تا با مرور این نقش، به تاثیر آن در تصمیمگیریهای سازمانی و افزایش تفاهمات و تعاملات در مجموعه ها تاکید شود. امروزه روابط عمومی مقتدر به عنوان واحدی مشورتی در هر نهاد، تاثیر شایانی در پیشرفت سازمان ایفا کرده و به مثابه ابزاری برای هدایت افکار عمومی در حرکت رو به رشد اطلاعات، گام های موثری بر می دارد. “اخلاقی نگاشتن و مردمی نگریستن” از ویژگیهای روابط عمومی حرفهای و پویاست که فعالان این عرصه می بایست هرچه بیشتر به آن اهتمام ورزند.
روز جهانی ارتباطات و روابط عمومی را به فعالان پرتلاش این عرصه که یاران و همراهان بی بدیل مدیران اجرایی در سراسر کشور هستند، صمیمانه تبریک و تهنیت میگویم و برای تمامی کنشگران این عرصه آرزوی موفقیت روز افزون دارم.
بانک توسعه صادرات ایران درسالهای ۹۸ و ۹۹ بالغ بر چهار هزار میلیارد ریال تسهیلات به شرکتهای دانش بنیان تسهیلات پرداخت کرده است.
به گزارش اقتصادرسا ، سید حسین حسینیان گفت: یکی از اقدامات انجام شده در راستای حمایت از شرکتهای دانش بنیان، تاسیس صندوق پژوهش و فناوری شریف به صورت مشترک بین بانک توسعه صادرات ایران و دانشگاه صنعتی شریف بوده است؛ به این ترتیب ارائه خدمات و پرداخت تسهیلات از طریق صندوق مذکور صورت میگیرد.
او یادآور شد: امضای تفاهمنامه با معاونت علمی و فناوری ریاستجمهوری ناظر بر پرداخت تسهیلات و ارایه انواع خدمات به شرکتهای دانشبنیان و امضای تفاهمنامه با ستاد ویژه فناوری نانو ناظر بر معرفی شرکتها از سوی ستاد و تامین مالی توسط بانک از دیگر اقدامات بانک برای تسهیل فرایند اعطای تسهیلات و خدمات جذب منابع از صندوق توسعه ملی در قالب قراردادهای سپردهگذاری به منظور تامین مالی شرکتهای دانش بنیان با نرخ ترجیحی است.
به گفته رئیس کل اداره صادرات کالا و سرمایهگذاری داخلی بانک توسعه صادرات ایران، امضای تفاهمنامه با صندوق نوآوری و شکوفایی ناظر بر معرفی متقابل شرکتهای دانشبنیان با هدف استفاده بهینه از منابع بانک با حمایت صندوق در جهت کاهش نرخ سود موثر تسهیلات قابل پرداخت به شرکتهای دانش بنیان صورت پذیرفته است. حسینیان اظهار داشت: در حوزه تامین مالی همکاری مناسب برای پرداخت تسهیلات به شرکتهای دانشبنیان با حداقل وثایق با صندوقهای پژوهش و فناوری صورت گرفته است.
66 هزار میلیارد تومان بدهی شهرداری تهران در سالهای قبلی تخمین زده شده است. گفته میشود که بدهیها به پیمانکاران و نهادهایی بوده شهرداری با کمک آنهای پروژههای عظیم اجرایی میکرده. خبرنگاران و ساکنان اطراف پارک شهر خوب به خاطر دارند که روزهای آغازین شورای شهر پنجم، پیمانکاران طلبکار مقابل ساختمان شورا در خیابان بهشت تجمع و تحصن میکردند و خواستار بازگشت پولهایشان میشدند. حالا معاون شهردار تهران میگوید بدهیهای بسیاری از پیمانکاران تصفیه شده و دیگر خبری از تجمعهای قبلی نیست. ظهر دیروز، 27 اردیبهشت پیروز حناچی، شهردار تهران به همراه عبدالحمید امامی، معاون مالی و اقتصادی شهرداری تهران، درباره آخرین وضعیت بدهیها توضیحاتی دادند. پس از امامی، حامد مظاهریان، دیگر معاون شهردار تهران نیز توضیحاتی درباره شفافیت بودجه شهرداری نکاتی را مطرح کرد.
عبدالحمید امامی، معاون مالی و اقتصاد شهری شهرداری تهران گفت: رویکردمان مدیریت منابع مالی و خزانه با هدف کاهش هزینه بوده است به همین دلیل سامانه جامع معاملات شکل داده شد. سال ۱۳۹۹ این سامانه عملیاتی شد و امسال در راستای هوشمندسازی قدم برداشت. همه گزارشهای مالی ماهانه به اعضای شورای شهر ارائه و در سامانه شفافیت منتشر میشود.
به گزارش سایت شهر، معاون مالی و اقتصاد شهری شهرداری تهران، درباره بدهیهای گذشته شهرداری، برات کارت را یکی از موفقیتهای بزرگ عنوان کرد و گفت: در سال ۹۹ در یک مورد حدود هشت هزار میلیارد تومان و دور دوم ۶ هزار میلیارد تومان برات کارت صادر شد.
او ادامه داد: نتیجه این اقدام این است که اعتراضاتی که مقابل شورای شهر از سوی پیمانکاران بود دیگر وجود ندارد، برات کارتها مانند کارت اعتباری عمل میکند و سر تاریخ میتوانند طلب خود را وصول کنند.
معاون مالی و اقتصاد شهری شهرداری تهران، با اعلام اینکه در دوره جدید هفت هزار میلیارد تومان تسهیلات گرفته شده در حالی که ۸ هزار و ۶۰۰ میلیارد تومان پرداخت شده است، گفت: در دوره جدید مدیریت شهری نه فقط بدهیها اضافه نشده که یک هزار و ۷۰۰ میلیارد تومان هم از بدهیها کاهش پیدا کرده است.
امامی افزود: قسمتی از بدهیها ارزی است و نرخ تبدیل اختلاف ایجاد میکند. کل بدهیهای بانکی شهرداری رقمی معادل ۵۰ هزار میلیارد تومان است.
معاون شهردار تهران گفت: بدهی پیمانکاران مناطق ۶ هزار ۷۰۰ میلیارد تومان، پیمانکاران شرکتها سه هزار و ۳۰۰ میلیارد تومان، اوراق مشارکت پنج هزار میلیارد تومان و سایر نهادها زیر هزار میلیارد تومان است. اما بدهیهای کل شهرداری ۶۶ هزار میلیارد تومان است. این را هم باید گفت که؛ این بدهیها در شرایطی است که داراییهای شهرداری بیش از اینهاست میزان املاکی که فروخته شده ۱۵ برابر بیشتر از وسعتش خریداری یا تهاتر شده است.
25 هزار میلیارد تومان بدهی رساتجارت به شهرداری تهران
او درباره طلب شهرداری از دولت نیز گفت: طلب از دولت در گذشته محاسبه نشده است اما ۳۰ هزار میلیارد تومان احصا شده است و ۲۵ هزار میلیارد تومان هم به قیمت روز میزان بدهی رساتجارت به شهرداری تهران است که در واقع ۴ هزار و ۲۰۰ میلیارد تومان بوده اما به قیمت روز رقمها افزایش پیدا کرده است.
معاون شهرداری تهران همچنین از انعقاد تفاهمنامه با وزارتخانههای نیرو در حوزه برق و تصفیه آب، وزارت جهادکشاورزی درباره واگذاری ۱۶ پارک جنگلی مانند سرخه حصار برای ۳۰ سال به شهرداری و سازمانهای تامین اجتماعی و امور مالیاتی خبر داد.
به گزارش مهر، امامی درباره تهاترها، بیان کرد: شهرداری تهران ۵ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان تهاتر کرده است. در سال ۹۶، در کل ۴۹ میلیارد تومان تهاتر شده و در سه سال گذشته از ۱۳۹۷ تا ۱۳۹۹، حدود ۵ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان از طرق مختلف تهاتر شده است.
جرایم رانندگی دریافت شده است
او ادامه داد: تمامی جرایم راهنمایی و رانندگی دریافت شده است. از سال ۹۱ تا ۹۵ تنها یکبار تهاتر شده است. در پنج سال اول ۱۹۲ میلیارد تومان تهاتر شده که ۱۴۱ میلیارد تومان آن وصول شده است.
معاون مالی و اقتصاد شهری شهرداری تهران، درباره چگونگی پرداخت حقوق کارکنان گفت: حتی یک ریال تسهیلات و وام برای پرداخت حقوق کارکنان، دریافت نشده است. سهم ارزش افزوده به میزان کافی دریافت شده است.
مبارزه با فساد با شفافیت حاصل شد
پس از امامی، مظاهریان معاون برنامهریزی و توسعه سرمایه انسانی و امور شورای شهرداری درباره عملکرد معاونت خودش توضیحاتی ارائه داد. او در ابتدا درباره فساد و شفافیت که شعار اصلی شهرداری در دوره پنجم بود، گفت: یکی از مواردی که در شهرداریها به آن اشاره میشده، فساد است که در این دوره با شفافیت حاصل شده توانستیم فسادها را برملا و با آنها مقابله کنیم.
معاون شهردار تهران ادامه داد.
به گزارش ایلنا، مظاهریان با بیان اینکه حتما در سازمان بزرگی مانند شهرداری تخلف و فساد وجود دارد، گفت: اما اگر جاهایی تخلف میشود، مماشاتی نیست و آشکارا با مردم در میان میگذاریم.
او ادامه داد: چابکسازی سازمان نیز بحث مهمی است. شهرداری سازمان متورمی است. تورم سازمانی در همه سازمانها وجود دارد اما چون شهرداری بودجه ندارد و مردم مستقیم هزینه پرداخت میکنند باید چابک شود. در این دوره به جای تعدیل به صورت طبیعی اجازه دادیم سازمان سبکتر شود. در شروع این دوره انتصابها مشخص نبود اما توانستیم دایره انتصابها را وسیع کرده و در معرض افکار عمومی قرار دهیم و در جاهایی بین مدیران رقابت ایجاد کنیم تا به مدیریت دست یابند. این شروعی شده است که مدیران بتوانند فرایند انتصاب را قابل گفتوگو کنند.
مظاهریان در ادامه با اشاره به سامانه شفافیت گفت: در سامانه شفافیت ۱۶ آیتم را به نمایش میگذاریم. اطلاعات کارمندان و مدیران شهرداری و معاملات بزرگ و متوسط شهرداری قابل رویت است. کسی نمیتواند قراردادی در شهرداری ببندد و در سامانه منتشر نشود.
مظاهریان با تاکید بر اینکه گسترش این فرایند در حال برنامهریزی است، گفت: ۱۶ آیتم کنونی به شفافیت مجموعه کمک کرده است.
شهر را ارزان اداره کردیم
مظاهریان در ادامه درباره بودجه شهرداری تهران نیز توضیحاتی داد، او معتقد است که شهرداری بدون استقراضهای بزرگ شهر را اداره کرده است. او گفت: به طرز ساده انگارانهای اعداد بودجه را جمع میکردند و با دوره قبل مقایسه میکردند. این در حالی است که یک قیمت واقعی و یک قیمت اسمی وجود دارد و مهم این استکه در طول زمان چه اتفاقی افتاده است. ما سال مالی ۹۵ را میانگین گرفتیم و تورم را حذف کردیم که همین نشان میدهد که معادل سال ۸۵ شهرداری را اداره میکنیم. اینکه شهردار میگوید شهر را ارزان اداره کردیم بر همین اساس است. ما به دنبال استقراضهای بزرگ نبودیم ولی شهر را اداره کردیم.
به دنبال مگاپروژه نبودیم
به گزارش «پیامما»، پروژههای محلی دیگر نکتهای که شهرداری تهران در دوره حناچی آن را جدی گرفت. بابت همین پروژههای محلی هم گاهی مورد انتقاد قرار گرفته بود. پروژههایی نظیر کوچه رنگیهای در جنوب پایتخت که به عقیده بسیاری بزک کردن فقر عنوان میشد. او در اینباره گفت: در مورد پروژههای محلی یکی از تغییرات بزرگ نوع نگاه در شهر است. از زمان بلدیه شهرداریها به دنبال مگا پروژه بودند و در این دوسال توانستیم پروژهها را به محل زندگی مردم ببریم.
معاون شهردار تهران درباره اجرای پروژههای محله محور گفت: سال گذشته ۲ هزار میلیارد و امسال ۳ هزار میلیارد در بودجه به پروژههای محلی اختصاص دادیم.
او در پایان درباره بودجه پروژههای مشارکتی نیز گفت:۱۹ هزار میلیارد تومان برای بودجه مشارکتی در نظر گرفتیم که در گذشته این طور نبود و در حال حاضر هزینهها در پایان سال انتشار عمومی پیدا میکند. همچنین بودجه حملونقل و ترافیک که یکی از دو معضل شهرداری است ۳۹ درصد از بودجه را به خود اختصاص داده است و در شرایط کرونا این اقدام بزرگی است.
محوطه باستانی ارجان در بهبهان یک بار دیگر مورد تعرض قرار گرفته است. اینبار ساخت و ساز در این محوطه و در نزدیکی تپه باستانی همایون توسط یک نیروی حفاظت میراثفرهنگی و با خرید هزار متر زمین روی عرصه این محوطه باستانی رخ داده و کاشت نهال و ساخت سازههای سیمانی تعجب و نگرانی فعالان حوزه میراثفرهنگی را دو چندان کرده است.
ساختوساز در محوطه باستانی ارجان درحالی خبرساز شده که دی ماه سال گذشته هم خبر از ساختوساز در این محوطه آمده بود و همان زمان سعید محمدپور، مسئول واحد حقوقی اداره کل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی خوزستان با تایید این خبر گفته بود که با شکایت اداره میراثفرهنگی، استان و دستور قضایی این ساختوساز متوقف شد و در نهایت با پیگیریهای مستمر فرد متجاوز به حریم محرز و در نهایت با حکم قضائی به سه سال حبس تعزیری محکوم شده است. حالا و بعد از گذشت حدود چهار ماه میراث خبر نوشته که تخلفی دیگر روی این عرصه باستانی رخ داده و این بار توسط یکی از نیروهای یگان حفاظت که باید حافظ این عرصهها باشد، نه متعرض به آن.
مجتبی گهستونی، فعال میراثفرهنگی خوزستان که این خبر را پیگیری کرده به «پیامما» میگوید اتفاقاتی از این دست در سالهای گذشته بسیار تکرار شده و تعارضات موجود در منطقه یکی از دلایل آن بوده است. به گفته او از یک سو کشاورزان حاضر در منطقه و از سوی دیگر شرکت سیمان و آبیاری مارون از دیگر مواردی هستند که در این سالها دست از تعرض در منطقه برنداشتهاند. گهستونی توضیح میدهد: «اداره کل میراثفرهنگی خوزستان و یگان حفاظت میراثفرهنگی این استان در کدام مناطق باستانی خوزستان از جمله رامشیر، دزفول، اندیمشک، اهواز، شوش، باغملک و … مماشات نشان دادهاند که نیرویی از یگان حفاظت میراثفرهنگی به خود اجازه میدهد بیتوجه به قانون و بیتوجه به جایگاه شغلی خود به محوطهای باستانی تعرض کند.» به گفته او اگر نیروی یگان حفاظت میراثفرهنگی از ساختوساز در محوطه باستانی آگاهی ندارد از دیگر مردم که عطش توسعه زمینهای کشاورزی و ساخت ویلا دارند چه انتظاری میرود؟»
جزییات را نمیدانم
تاکنون میراثفرهنگی خوزستان واکنشی به این خبر نداشته و تماسها «پیام ما» هم با مسئولان این وزراتخانه بینتیجه بوده است. از طرفی احسان شیخ بارانی، مدیر پایگاه میراثفرهنگی ارجان و چگاسفلی بهبهان هم به «پیامما» میگوید هرچند این خبر را شنیده اما از جزئیات آن مطلع نیست و نمیتواند دربارهاش صحبت کند. او اما تاکید میکند تعرضها به این منطقه باستانی اتفاق جدیدی نیست هرچند نگرانی از خبر مطرح شده این است که این بار یکی از نیروهای حفاظت از منطقه باستانی چنین کاری را انجام داده و این خبر از این منظر دارای اهمیت و نگرانی مضاعف است.
او توضیح میدهد: «پایگاه باستانی ارجان در سال ۸۳ با کمک علی طیبی راهاندازی شد و تا سال ۸۶ به کار خود ادامه داد. اما بعد از آن شاهد تعطیلی پایگاه بودیم تا سال ۹۴ که عباس مقدم با حضور در چگاسفلی و آغاز فصلهای کاوش، این پایگاه جان دوبارهای گرفت. من سال ۹۷ زمانی به این منطقه آمدم که حتی ساختمان اداری درستی هم وجود نداشت.» بارانی همچنین میگوید در این سالها بیشترین تلاش، وقت و هزینه صرف حفاظت از منطقه شده است چرا که این منطقه در نقطهای حساس گرفته است و دستاندازی به این منطقه در سالهای مختلف زیاد بوده است. «سال ۹۸ و برای کم شدن همه تعرضها جلسهای در فرمانداری برگزار کردیم و مسئولان و نمایندههای شرکت سیمان و آب مارون و کشاورزان، جهادکشاورزی و منابع طبیعی در آن حاضر شدند. در آن جلسه اهمیت منطقه را گوشزد کردیم و قرار شد تعرضها کم شود.» مدیر پایگاه میراثفرهنگی ارجان و چگاسفلی بهبهان اما میگوید همچنان مشکلاتی در این عرصه ادامه دارد و نگرانی از حفاظت عاملی شده تا کارهای پژوهشی و تحقیقاتی در منطقهای با این قدمت و اهمیت به حاشیه رانده شود و نگرانی از حفاظت از عرصهها مشکل شماره یک ما باشد. «در سالهای گذشته حکم تخریب برای چند ساختوساز جدید گرفتیم که همین موارد هم مشکلاتی را برایمان ایجاد کرد. این در حالی است که محوطه تاریخی و باستانی ارجان حتی تابلو هم نداشت و به تازگی تابلوی هشدار و معرفی منطقه نصب شده است.» نزدیکی کارخانه سیمان و در عرصه قرار داشتن این کارخانه و همچنین گسترش کشاورزی و حتی برپا شدن باغهای گل نرگس در نزدیکی عرصه از جمله مشکلات اصلی این منطقه تاریخی به حساب میآیند. علاوه بر اینها حفر کانالهای آبیاری در عرصه و حریم ارجان و استخراج معادن اطراف این شهر باستانی سبب شده تا بخشهایی از قناتها و معماریهای باستانی نیز تخریب شود.
ارجان کجاست؟
ارجان شهر باستانی و مرکز ایالت ارجان است که قدمت آن را به دوره ایلامیها نسبت میدهند. ویرانههای این شهر تاریخی در ۱۲ کیلومتری شمال شرقی بهبهان در دو طرف حاشیه رود مارون اطراف قدمگاه امام رضا(ع) بهبهان واقع شده و وسعت این محوطه باستانی حدود ۵۰۰ هکتار است. در سال ۱۳۶۱ در نزدیکی این محوطه باستانی، آثار یک آرامگاه متعلق به حدود هزاره دوم قبل از میلاد و به دوره ایلامی کشف شد که باب جدیدی در باستانشناسی این محوطه تاریخی گشود. این آرامگاه حاوی تابوتی بزرگ از جنس برنز بود. به همراه این تابوت یک حلقه طلایی، نود و هشت دکمه زرین، ده ظرف استوانهای، یک خنجر، یک میله نقرهای، تنگ و ساغر و سینی برنزی با تصاویر تاریخی پیدا شدند که به ۸۰۰ سال پیش از میلاد برمیگردند. نقشهای سینی ارجان شامل یک گل رز شانزدهپر در مرکز سینی، سپس یک ردیف شیر، و پنج ردیف نقوش متنوع مربوط به مراسم مختلف در بقیه فضا کنده شده و فاصله بین این نقوش را چند ردیف گیس بافت پر کردهاست.
از جمله دیگر کشفیات مهم این محوطه تاریخی، حلقه قدرت زرینی است که در دست چپ متوفی قرار داده شدهاست. این حلقه دارای دسته استوانهای هلالی شکل تو خالی است که دو انتهای آن به دو صفحه بیضی شکل ختم میشود. قسمت داخلی این صفحهها بهطور قرینه با نقش دو شیر بالدار که در دو طرف درخت مقدس ایستادهاند تزئین شدهاست و یکی از کشفیات مهم این محوطه تاریخی حلقه قدرت طلایی ارجان است. شکل حلقه طلایی (قدرت) ارجان تجسمی از یک لوتوس (نیلوفر آبی) است که حامل پیامهای ذهنی و اساطیری است. این حلقه طلایی ۲۳۷ گرم وزن دارد و متصل به یک دسته مجوف است. قدمت این حلقه قرن هشتم قبل از میلاد است. تا کنون نظیر این حلقه طلایی در هیچیک از حفاریهای علمی به دست نیامده است.
