بایگانی مطالب نشریه
تخصیص اعتبار ویژه خرید به مشتریان بانک آینده
تخصیص اعتبار ویژه خرید به مشتریان بانک آینده
بانک آینده، با هدف ارزشآفرینی هر چه بیشتر و خریدی آسان و راحت، به مشتریان خود اعتبار میدهد.
تمامی مشتریان بانک آینده دارای انواع سپردههای سرمایهگذاری کوتاهمدت، بلندمدت، قرضالحسنه جاری و پسانداز، سپرده بلندمدت شتاب و آیندهساز میتوانند با ثبتنام در سامانههای پیشخوان مجازی abplus.ir و ساتا sata.ba24.ir/ و یا با مراجعه به شعب این بانک، بر اساس موجودی انتخابی، اعتباری بین ده میلیون ریال تا حداکثر سقف دویست میلیون ریال، دریافت کنند. بازپرداخت اعتبار دریافت شده نیز بهدو روش یکجا سررسید و تدریجی – اقساطی است.
این اعتبار ویژه خرید از فروشگاههای طرف قرارداد مرکز خرید بازار بزرگ ایران (ایرانمال) و مجموعه هایپراستار آن است.
برای کسب اطلاعات بیشتر با مرکز ارتباط بانک آینده بهشماره 27663200-021 تماس بگیرید.
برکناری مشاوری که مخالف غربالگری بود
سعید نمکی، وزیر بهداشت روز گذشته مشاورعالی خود را برکنار کرد. اسماعیل اکبری، فوق تخصص جراحی غدد و سرطان که پیشتر رئیس مرکز تحقیقات سرطان دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، رئیس انجمن آموزش پزشکی ایران، رئیس هیئت مدیره انجمن زندگی بدون دخانیات، رئیس انستیتو COACH و عضو کمیته کشوری کنترل سرطان بوده است، دیروز براساس نامهای از سمت خود برکنار شد. نامهای که البته چند روز گذشته در فضای مجازی دست به دست میشد و دیروز تنها به صورت رسمی از سوی وزارت بهداشت تایید شد. اکبری اما در روزهایی که مشاورعالی سعید نمکی بود، حاشیه کم نداشت. شاید مهمترین آن به آبان سال 98 بازگردد. اکبری در آن تاریخ، در حکمی فرزند خود محمد اکبری را به عنوان دستیار ویژه منصوب و در حکم صادره تاکید کرده است که دستمزدی به او تعلق نمیگیرد. مشاور عالی وزیر بهداشت در این حکم از اعتماد وزیر بهداشت به فرزند خود نکاتی را آورده و در بخش پایانی تاکید کرده است: «با توجه به درخواست خودتان و تایید بنده، دستمزدی به شما تعلق نمیگیرد.» دیگر اظهار نظر حاشیهساز او به مساله کودک همسری باز میگشت، او در یک برنامه تلویزیونی انتقاد به کودک همسری را مزخرف خواند و اعلام کرد که هر خانواده باید 3 فرزند داشته باشد. او دیروز نیز پیش از اعلام رسمی برکنار شدنش، گفتوگویی با ایلنا داشت و به منتقدان طرح مجلس درباره ممنوعیت غربالگری تاخت و گفت با اینکه خودش مخالف غربالگری است اما منتقدان به طرح مجلس ناآگاهند: « موضوع غربالگری در طرح مجلس نه تنها حذف نشده، بلکه قانونمندتر هم شده، البته خودم با غربالگری مخالف هستم، اما قانون این را نمیگوید.» بعد از انتشار این گفتوگو اما نامه سعید نمکی خطاب به اکبری نیز منتشر شد.
در بخشهایی از این نامه، نمکی از موضعگیریهای او در موضوعات مختلف سلامت به خصوص حوزه جمعیتی، انتقاد کرد و نوشت: «برای اینجانب درک بعضی از الفاظ جنابعالی پس از چند دهه قابل فهم است ولی قبول بفرمائید برای نسل جوان و متخصصان امروز تعابیری از قبیل «من ملای سرطانم»، «من بهداشت را بزرگ کردهام»، «من کارشناس کارشناسانم» و «هیچکس بیش از من از مقوله جمعیت اطلاعاتی ندارد» غیرقابل هضم است ولی بیتردید فاصله میآفریند و به تحقیر حضار و بزرگبینی خود تعبیر میشود؛ گرچه این بیانات حاصل نوعی نگاه دلسوزانه جنابعالی بود. با استمرار وضعیت فوق، تجمیع دیدگاه جنابعالی و شورای معاونان میسر نشد و شاید بههمین دلیل که بیاحترامی نشود، جلسات به تعویق افتاد.»
او تاکید کرد: «در کشاکش نفسگیر کرونا، با خزانه تهی و امواج سنگین بیماری نیز بارها اظهارنظرهایی فرمودید که سربازان و افسران خط مقدم این نبرد احساس کوچک شماری کردند و با دلشکستگی گلهمند شدند.
آنچه اینجانب از جایگاه مشاور محترم درک میکنم این است که انتظار میرود:
۱ -به فردی که از او درخواست کرده مشورت میدهد.
۲ -مستقیماً و بدون هماهنگی با دستگاههای دیگر مکاتبه نمیکند.
۳ -برای کسی ابلاغ نمیزند.
۴ -لیست مدعوین را برای رعایت جنبههای مختلف با وزیر مشورت میکند.
۵ -اگر نقطه نظرهای وزیر را قبول نداشت و یا مشورتهایش به هر دلیل مصلحت اندیشانه رعایت نشد از جایگاهی که دارد کنارهگیری میکند ولی اگر قرار بود در این مسند بماند در هیچ جایگاه رسمی و غیررسمی، خلاف سیاستهای آن وزارتخانه مصاحبه و اظهارنظر نمیفرماید.»
نمکی همچنین در پایان نامه خود نوشته است: «جهت پرهیز از سایه هرگونه کدورت بیشتر بر دوستی و برادری دیرینه صلاح میدانم بیش از این جنابعالی از این عنوان که در کسوت مشاور عالی کسی که دیدگاهها و عملکرد همکارانش ذهن و روح و جایگاه شامختان را میآزارد در زحمت نباشید و بتوانید آسودهتر و بیپرواتر در محافل علمی و فرهنگی به نقد بپردازید.»
تراریخته، نشان پنهان از دیدگان مشتریان
بعد از قانونی شدن واردات محصولات تراریخته، سازمان غذا و دارو ضوابطی را برای نشان بستهبندی شرکتهایی که از محصولات تراریخته استفاده میکنند اعلام کرد. اما مشاهدات نشان میدهد که بیشتر این ضوابط رعایت نمیشوند و بر روی این محصولات لوگو تراریخته وجود ندارد و شهروندان هم این لوگو یا نشان را نمیشناسند.
تا به حال پیش آمده که به فروشگاهی بروید و لوگو تراریخته، بر روی محصولی به چشمتان بخورد؟ آیا اصلا میدانید لوگو محصولات تراریخته چه شکلی است؟ میتوانید چند محصول را که مطمئن هستید از موادغذایی تراریخته در آنها استفاده شده نام ببرید؟
از تعدادی از شهروندان خواستیم که به این سوالات پاسخ بدهند. جوابها شگفتانگیز بود. هیچکدام از آنها نمیدانستند لوگوی تراریخته چه شکلی است و تا به حال آن را بر روی هیچ محصولی ندیده بودند اما بیشتر آنها لوگوی غیرتراریخته را بر روی یک برند روغن که تبلیغ آن در تلویزیون پخش میشود به یاد داشتند. کمتر از نیمی از سوالشوندگان هم بر روی برخی محصولات واژه تراریخته را دیده بودند. یکی از شهروندان گفت یکبار این واژه را بر روی بستهبندی پفک دیده است اما دفعه بعد که از همان برند پفک خریداری کرده نتوانسته این واژه را روی بستهبندی پیدا کند.
یکی دیگر از شهروندان هم توضیح داد، زمانی که عبارت «محصولات تراریخته» را در اینترنت سرچ میکند فهرست بعضی از محصولات تراریخته را پیدا میکند اما زمانی که به فروشگاه میرود واژه تراریخته را روی بستهبندی همان محصولات نمیبیند.
برخی از سوالشوندگان هم اصلا نمیدانستند تراریخته چیست یکی از آنها گفت فقط میداند که چیز خوبی نیست و یک نفر دیگر هم عنوان کرد که احتمالا مربوط به محصولات ارگانیک است.
لوگوی ناشناخته تراریخته
بر اساس الزامات سازمان غذا و دارو در کشور « کلیه محصولات غذایی حاصل از دانههای روغنی نظیر ذرت، سویا، کلزا و پنبه دانه تراریخته به صورت چه خالص و چه در ترکیب محصولات غذایی با هر درصدی باید هم بر روی برچسب محصول نشان درج شود و هم در مقابل جز تراریخته عبارت تغییر یافته ژنتیکی یا تراریخته درج شود، در واقع مطابق با دستورالعمل مذکور، بحث کمیتسنجی مطرح نبوده و صرفا وجود یا عدم وجود جز تراریخته در فرمولاسیون محصول برچسب را مشمول هم لوگو و هم عبارت تراریختگی میکند.»
این سازمان الزام کرده است که «نشان تراریخته به صورت دایره سفید رنگ به قطر 1.5 سانتیمتر که واژه تراریخته در درون آن با فونت قابل رویت نوشته شده در کنار آرم سازمان غذا و دارو درج شود و همچنین در قسمت ترکیبات تشکیلدهنده محصول در لیبل، کلمه تراریخته به جز یا ترکیب تراریخته محصول اضافه شود.»
پرسش پیامما از شهروندان و همچنین مشاهدات خبرنگار «پیامما» نشان میدهد که تقریبا هیچکدام از این محصولات از لوگوی تراریخته استفاده نمیکنند و معمولا واژه تراریخته به اندازه بسیار کوچک در جایی که به سختی دیده میشود و نه در کنار آرم سازمان غذا و دارو درج میشود.
جای خالی عنوان تراریخته
در خرید اینترنتی
با استقبال و گسترش روزافزون خریدهای اینترنتی یکی از مسائل پیش آمده این است که خریداران امکان تشخیص محصولات تراریخته از دیگر محصولات را در خرید انلاین به هیچ شکل ندارند. در خرید اینترنتی اگر تصویر محصول وجود داشته باشد به دلیل استفاده نکردن بیشتر صاحبان صنایع غذایی از لوگو تراریخته مشاهده آن در تصویرها امکانپذیر نیست و نوشته کوچک تراریخته یا تغییر ژنتیکی شده قابل مشاهده نیست بنابراین به نظر میرسد که سازمان غذا و دارو باید با توجه به این تغییرات در سبک خرید الزاماتی را در این زمینه هم ایجاد کند. هرچند که الزامات پیشین هم به درستی رعایت نمیشود.
گفتنی است، تماس خبرنگار پیامما با سازمان غذا و دارو در 3 روز متوالی برای پاسخ گرفتن در مورد این چالشها بیپاسخ ماند.
حق مصرفکننده در مورد
محصولات تغییریافته ژنتیکی
موجودات تراریخته یا تغییر یافته ژنتیکی شامل گیاه، حیوان یا میکروارگانیسمهایی هستند که با استفاده از روشهای بیوتکنولوژی تغییر یا تغییراتی در ساختار ژنی آنها ایجاد شده است به گونهای که این تغییر از طریق روشهای سنتی اصلاح نژاد یا نوترکیبیهایی که به طور طبیعی اتفاق میافتد، نیست.
به زبان ساده در واقع محصولات تراریخته محصولاتی هستند که تغییر ژنتیکی شدهاند.
تا کنون حدود 31 محصول تراریخته در دنیا تولید شده که 20 محصول مصرف غذایی دارند و بقیه گیاهان یا حیواناتی هستند که با اهداف دیگر تولید شدهاند. حدود 99 درصد کشت گیاهان تراریخته در دنیا به چهار محصول سویا، پنبه، ذرت و کلزا اختصاص یافته است اما محصولات تراریخته دیگری مانند موادغذایی حیوانی تراریخته هم وجود دارد مثلا برخی گونههای ماهی سالمون تراریختهاند. برخی دامها هم تراریخته نیستند اما خوراک آنها از محصولات تراریخته است. از سوی دیگر در بسیاری از محصولات مواد تراریخته به صورت مستقیم استفاده نمیشوند مثلا فروکتوز (قند) بسیاری از نوشیدنیها از ذرتهای تراریخته استفاده میشود که این موارد بر روی محصولات درج نمیشود.
اگرچه تغییر ژنتیکی برخی محصولات میتواند آنها را نسبت به بیماری، آفات و حشرات مقاوم کند و به همین دلیل کشت و زرع یا پرورش آنها آسان و ارزان است اما این نگرانی وجود دارد که تغییر ژنتیکی موجب انتقال ناخواسته ژن از موجود دست ورزی شده ژنتیکی به سایر منابع و ذخایر ژنتیکی و ایجاد تغییرات ژنتیکی در گیاهان و جانوران محیط شود و یا مقاومت دارویی ایجاد کند و همینطور به اکوسیستم و تنوع زیستی آسیب بزند به همین خاطر واردات و تولید محصولات تراریخته در برخی کشورها همانند روسیه و ژاپن ممنوع است.
به همین دلیل همه مصرفکنندگان حق دارند پیش از خریداری محصول و استفاده از آن از تراریخته بودن مواد استفاده شده در یک موادغذایی آگاه باشند.
در ایران هیچ محصول کشاورزی تراریختهای کشت نمیشود اما واردات برخی محصولات تراریخته قانونی است با این شرط که این محصولات حداقل در سه کشور استفاده شده باشند.
با افزایش قیمت روغن و کاهش آن در ایران در حال حاضر بخش قابل توجهی از روغنهای موجود در بازار که قیمت مناسبتری دارند از دانههای تراریخته تهیه میشوند، همچنین برخی شرکتهای تنقلات مانند بیسکویتها، پفک و … هم در مواد تشکیلدهندهشان مواد تراریخت دارند و استفاده از سویا تراریخته هم در بازار ایران بسیار مرسوم است.
پروندههای بر زمینمانده لکههای سیاه
مرجانهای سفید و استخوانی جزیرههای جنوب سال به سال تیرهتر شدهاند. خلیج فارس این سالها چندان روبهراه نیست. نفت و آنچه به نفت گره خورده، از شناورها و تجهیزات پوسیده راهی به سوی خلیج فارس و دریای عمان پیدا میکند و به دردسر بزرگ اکوسیستمهای دریایی تبدیل میشود. بوشهر، هرمزگان و خوزستان یا سیستانوبلوچستان چهار استان ایران که با دریا همسایهاند، مردمانش بارها رنگ سیاه نفت و تلف شدن آبزیان در ساحل را جلوی چشم دیدهاند. با وجود اقداماتی که برای پیشگیری و مقابله با لکههای نفتی انجام شده ولی آمار آلودگیهای دریایی در دو، سه سال گذشته افزایش یافته و در سال 98 تنها 15 مورد حادثه نفتی منجر به آلودگی در خلیج فارس اعلام شده است. اگرچه درباره تخلفات، پروندههای حقوقی هم در محاکم قضایی باز شده ولی هنوز به نتیجه نرسیده است، بنابراین سازمان حفاظت محیط زیست از پیگیری دراینباره نیز پاسخ چندانی دریافت نکرده است.
فرهاد قلینژاد که پیش از سال 97 مسئولیت اداره حقوقی محیط زیست خوزستان را نیز بر عهده داشته است، حالا در سمت مدیرکل اداره محیط زیست استان بوشهر از ورود فاضلابهای نفتی از خشکی به دریا، تخلیه پسابهای ناشی از آب توازن نفتکشها به دریا و نشت نفت از سکوهای نفتی و خطوط انتقال نفت در دریا به عنوان دلایل وقوع آلودگیها نام برده و میگوید که آلودگیهای نفتی در چهار استان جنوبی وضعیت چندان مطلوبی ندارد. «نشت نفت در خلیجفارس در شمال این اکوسیستم دریایی مشاهده شده و مربوط به کشورهای حاشیه خلیجفارس است و بیشترین منشا آلودگی نفتی نیز ناشی از نشت از سکوهای نفتی و یا از خطوط انتقال نفت به دلیل فرسودگی خطوط یا وقوع حوادث است. در سال ۹۹ در حدود چهار فقره آلودگی نفتی ناشی از نشت نفت در خلیجفارس در محدوده استان بوشهر رخ داد و اقدامات پاکسازی از سوی شرکتهای نفتی و سازمان بنادر و دریانوردی انجام شد ولی به دلیل آلودگی گسترده به اکوسیستم خلیجفارس و تنوع زیستی آن خسارت وارد شد.» نشت نفت یک شرکت نفت و گاز به داخل رودخانه «بهون» گناوه استان بوشهر در دی ماه سال گذشته نیز یکی از همین وقایع نفتی بود. این اتفاق در بهون البته نخستین بار نبود که رخ میداد.
در خوزستان هم شرایط همینطور است بهویژه اینکه دستگاهها سازمانها و ادارات مسئول نیز در این زمینه همکاری محدودی دارند؛ موضوعی که از گفتههای سیروس کریمی، معاون پایش ادارهکل حفاظت محیط زیست خوزستان پیداست: «در زمان وقوع آلودگی، اخذ ضمانت از مالک کشتی توسط ادارهکل بنادر و دریانوردی صورت میگیرد اما هیچگونه همکاری برای دریافت ضرر و زیان محیط زیستی انجام نمیشود. در زمان شکستگی خطوط لوله و نشت نفت نیز مجموعه وزارت نفت اطلاعرسانی لازم را به موقع انجام نمیدهد.» او اما معتقد است که اقدامات انجام شده برای کاهش حوادث نفتی در این استان نتایج مثبتی هم داشته است: «آلودگیهای زیست محیطی ناشی از تخلیه سوخت قاچاق در جلسات کارگروه ویژه مرز در استان به طور مستمر مورد پیگیری قرار گرفته است و تدوین استاندارد آلودگی محیطی خورموسی با مشارکت سازمان صنایع پتروشیمی در حال انجام است. بر اساس آن، حد مجاز هر پارامتر آلاینده در آبهای ساحلی در مجاورت صنایع پتروشیمی در خور موسی تعیین میشود و شرکتهای منطقه در اقدامی هماهنگ باید نسبت به کاهش میزان تخلیه آلایندهها در خوریات تا رسیدن به مقادیر مجاز مندرج در استاندارد اقدام کنند. در رابطه با خارجسازی شناورهای مغروقه و ریسک ایجاد آلودگی نفتی ناشی از سوخت مخازن آنها نیز به طور پیوسته بازدید و نظارت انجام گرفته و همچنین همه صنایع پتروشیمی و پالایشگاهی مستقر در ساحل به طور مستمر پایش شده و موارد وقوع آلودگی به طور جدی پیگیری شده است.» به گفته کریمی، آموزش جوامع محلی و صیادان و بالابردن آگاهیهای عمومی و برگزاری جلسه و بیان مشکلات با قضات و نیز مسئولان ادارهکل بنادر و دریانوردی درباره آلودگی در دریا اقدامات دیگر محیط زیست استان بوده است. «بازنگری قوانین و نیز ضرورت ارتقای جایگاه حاکمیتی سازمان حفاظت محیط زیست به عنوان یک ارگان نظارتی و نه اجرایی از اولین اقداماتی است که باید برای رفع این مشکلات صورت پذیرد. ضعف نیروی انسانی و بدنه کارشناسی، تشکیل نشدن یگان حفاظت محیط زیست دریایی، کمبود تجهیزات پایش و نظارت، نبود امکان استفاده از فناوریهای نوین در پایش از جمله تصاویر به روز ماهوارهای و پهپاد از دیگر مواردی است که باید برای رفع آن اقدام شود.» به عکس دو مدیر استانی همجوار با خلیجفارس، اشرفعلی حسینی، رئیس اداره حفاظت محیط زیست شهرستان چابهار از وضع مطلوب سواحل چابهار میگوید و شرایطی که به لحاظ تاسیسات نفتی در منطقه حکمفرماست. «اداره محیط زیست چابهار پس از استقرار بخش محیط زیست دریایی از اوایل سال 1388 در این شهرستان در وهله نخست پس از پایشهای میدانی مستمر از مناطق ساحلی اقدام به شناسایی منابع آلاینده دریا ناشی از مواد نفتی و سایر موارد کرده است. از آنجایی که عمدهترین دلایل آلودگیهای نفتی دریا حوادث کشتیهای نفتکش و بهرهبرداری از میادین و تاسیسات نفتی است خوشبختانه در سواحل استان سیستانوبلوچستان هم به دلیل نداشتن میادین نفتی، حوادث زیادی هم صورت نگرفته است.» او البته معتقد است که به طور کلی نبود شناور مناسب برای گشت و کنترل زیست محیطی در دریا و نبود امکانات و تاسیسات آزمایشگاهی برای بررسی و شناسایی انواع ترکیبات نفتی، نبود سیستم شناسایی لکههای نفتی از طریق تصاویر ماهوارهای، تاخیر در اطلاعرسانی درباره وقوع آلودگی نفتی دریا و نداشتن برنامهریزی لازم برای آموزشهای تخصصی کارشناسان مرتبط مانع به نتیجه رسیدن اقدامات در اینباره است. «شناسایی سریع، دقیق و پاکسازی به موقع آلودگیهای نفتی در دریاها، نقش مهم و ضرروی در کاهش اثرات مخرب محیط زیستی و اقتصادی دارد بنابراین آموزش تخصصی کارشناسان مرتبط، اطلاعرسانی به موقع و استفاده از تصاویر راداری SAR نقش بسیار مفیدی در شناسایی سریع و دقیق آلودگیهای نفتی خواهد داشت.»
تلاش برای به حداقل رساندن زمان شناسایی منابع آلودگی
با وجود اینکه در سواحل چابهار فعالیتهای گسترده نفتی صورت نمیگیرد ولی گاهی هنگام سوختگیری شناورهای سنتی (لنجها و قایقها) و تانکرهای سیار نفت در بنادر و اسکلهها نشت کرده و آلوده شده است. «در حال حاضر با پیگیریهای انجام شده بیشتر اسکلههای صیادی به جایگاه مکانیزه عرضه سوخت به شناورها مجهز شدهاند. برگزاری مستمر کارگاههای آموزش پیشگیری از آلودگیهای نفتی برای صیادان و دانشآموزان و سایر گروههای هدف با همکاری ارگانهای مرتبط، پایش میدانی مستمر مناطق ساحلی و دریایی، مشارکت و حضور نمایندگان این اداره در مانورهایی که توسط اداره بنادر و دریانوردی برگزار شده و پیگیری برای تجهیز بنادر استان به تجهیزات مقابله با آلودگی نفتی در راستای نظارت زیست محیطی و رعایت الزامات کنوانسیونهای جهانی از جمله کنوانسیونهای سازمان جهانی دریانوردی از دیگر اقدامات انجام شده در این زمینه است.» اشرفعلی حسینی معتقد است که چنین اقداماتی ضمن افزایش آگاهی جوامع محلی باعث اصلاح روش آلاینده سوختگیری شناورها شده است. «اغلب اسکلههای صیادی استان سیستانوبلوچستان به جایگاه عرضه سوخت مکانیزه برای سوخترسانی به شناورهای سنتی مجهز شدهاند. پیامد زیستی این اقدام جلوگیری از نشت و ورود مواد نفتی به دریا بوده و موجب بهسازی فضای اسکلههای صیادی و کاهش اثر آلایندههای نفتی بر محیط زیست دریایی و موجودات آن شده است. ادارهکل بنادر و دریانوردی با پیگیری اداره محیط زیست چابهار برای حفاظت از محیطزیست دریایی در برابر سوانح آلودگی نفتی و به منظور رعایت الزامات زیست محیطی کنوانسیون OPRC، مرکز مقابله با آلودگی نفتی را تاسیس کرد. این مرکز متشکل از تیم مقابله با آلودگی، تجهیزات بهروز و پیشرفته مهار و جمعآوری آلودگی و سالن تخصصی نگهداری تجهیزات مقابله با آلودگی بندر است.»
ضرورت همکاریهای بینالمللی برای مقابله با آلودگیهای دریایی نخستین بار به دنبال حادثه کشتی آکسونوالدیز در مارس ۱۹۸۹ در سواحل آلاسکا و تخلیه ۲۶۰ هزار بشکه نفت و در نتیجه آلودگی وسیع دریا برای بسیاری از کشورها پر رنگ شد. «سازمان بینالمللی دریانوردی» پس از این حادثه، کنوانسیون بینالمللی آمادگی، مقابله و همکاری در برابر آلودگی نفتیOPRC را در سال۱۹۹۰ میلادی تصویب کرد. تاکید اصلی این کنوانسیون -که در سال۱۹۹۵ میلادی لازمالاجرا شد- بر اقدام سریع و موثر در صورت وقوع سانحه آلودگی نفتی به منظور جلوگیری از ورود خسارات جبرانناپذیر به کشتیها، تاسیسات دریایی، بنادر، تجهیزات تخلیه و بارگیری نفت و همچنین فراهم کردن زمینههای لازم برای همکاریهای بینالمللی برای مقابله با بروز حوادث ناشی از آلودگی نفتی است. در تیرماه ۱۳۷۶ ایران هم به این کنوانسیون ملحق شد و طرح ملی مقابله، آمادگی و همکاری در برابر آلودگی نفتی را تدوین کرد. هدف این طرح، ایجاد آمادگی ملی و هماهنگسازی تمامی نهادها و سازمانهای دولتی و غیردولتی و نیروها و امکانات مردمی برای مقابله و همکاری در حمایت از محیط زیست دریایی در زمان وقوع سوانح منجر به آلودگی نفتی است و منطقه تحت پوشش آن شامل سواحل و همه آبهای تحت نظارت و حاکمیت جمهوری اسلامی ایران در خلیجفارس، دریای عمان و دریای خزر است. تمام بهرهبرداران از دریا، از جمله تولیدکنندگان و حملکنندگان نفت و شرکتهای کشتیرانی، موظف هستند، ضمن انجام اقدامات پیشگیرانه مورد نیاز برای جلوگیری از ریزش نفت، آمادگی لازم برای مقابله با سوانح نفتی را بر اساس دستورالعملهای کنوانسیون بینالمللی در خود ایجاد کنند.
اقدامات پیشگیرانه در استان خوزستان هم کم و بیش انجام شده و در دستور کار است؛ مانند پایش و شناسایی منابع آلودگی در سواحل و دریا، صدور اخطاریههای زیست محیطی جهت اصلاح فرآیند و در نتیجه تامین امکانات مقابله با آلودگی نفتی توسط سازمانهای مسئول امر از جمله اداره کل بنادر و دریانوردی و بنادر و اسکلههای نفتی استان، برگزاری کلاسهای آموزشی و توجیهی برای صیادان و ذینفعان جهت مواجهه و اطلاعرسانی و همیاری در زمان وقوع آلودگی، پیگیری برای پاکسازی توسط سازمان بنادر و دریانوردی و وزارت نفت و پیگیری مستمر درباره الزامات مندرج در کنوانسیون مارپل و قانون حفاظت از دریا و رودخانه های قابل کشتیرانی از آلودگی به مواد نفتی. کنوانسیون بینالمللی جلوگیری از آلودگی ناشی از کشتیها (مارپل) در سال 1973 با برگزاری کنفرانس بینالمللی آلودگی دریا توسط IMO به تصویب رسید و در ادامه توسط پروتکل 1978 اصلاح شد. این مقررات دربرگیرنده منابع گوناگون آلودگی ناشی از کشتیها است و هدف اصلی آن، حذف آلودگی عمدی محیط زیست دریا به وسیله نفت و سایر مواد مضر و کاهش تخلیه چنین موادی بصورت عمدی یا غیرعمدی، از طریق اعمال قوانین و مقررات بر کشتیها و بنادر است.
کریمی، معاون پایش ادارهکل حفاظت محیط زیست استان خوزستان هم میگوید که این اقدامات پیشگیرانه به کاهش وقوع آلودگیهای صنعتی ناشی از صنایع نفت و پتروشیمی، احداث تصفیهخانههای فاضلاب توسط صنایع ساحلی، تجهیز بنادر به تاسیسات دریافت فضولات نفتی و پسماندهای کشتیها، تامین امکانات مقابله با آلودگی نفتی توسط دستگاههای ذیربط، افزایش حساسیت و آگاهی صیادان، همکاری درباره پایش پهنههای آبی دریا و به حداقل رساندن زمان شناسایی منابع آلودگی منجر شده است. «سازمان محیط زیست با همکاری ادارات کل ساحلی در حال انجام مطالعات انگشتنگاری نفت در مناطق دریایی کشور است و پایان آن، در صورت وقوع آلودگی نفتی در دریا، با انجام نمونهبرداری و شناسایی نوع نفت، منبع آن به صورت مستند مشخص و به مرجع قضایی اعلام میشود.»
فرسودگی خطوط انتقال نفت
تعویض لولههای فرسوده و جلوگیری از نشت نفت از آن طریق، یکی از مهمترین اقدامات پیشگیرانه است چرا که لولههای انتقال نفت در گذر زمان دچار فرسودگی میشوند. این فرسودگی در خلیجفارس بهدلیل شوری آب بیشتر رخ میدهد و این موضوع در کنار تحریم ایران در سالهای گذشته کار را سختتر کرده است به ویژه اینکه اغلب لولههای خطوط انتقال نفت در ایران، قدیمی و متعلق به سالهای پیش از انقلاب است. بررسی و انتشار تصاویر ماهوارهای موسسه مرکز رصد و پایش آلودگیهای نفتی جهان (scanex) از آبهای خلیجفارس و میزان نفت پراکندهشده در این منطقه، هم نشان میدهد بیشترین میزان لکههای نفتی در محدوده انحصاری اقتصادی ایران قرار دارد و حجم آلودگیهای نفتی آب در محدوده ایران، بیشتر از کشورهای جنوب خلیجفارس است. «منطقه بزرگی از لکههای نفتی حدود ۲۴۰ تا ۷۸۰کیلومترمربع به صورت غیرعادی در بخشهای ایرانی خلیجفارس و جنوب جزیره سیری، اواسط مارس۲۰۱۷ و هنگامی که تخلیه ضروری در سکوی نفتی سیری اتفاق افتاد، یافت شده است.» البته به گفته فرهاد قلینژاد، مدیرکل اداره حفاظت محیط زیست استان بوشهر در این استان چنین مشکلی رو به کاهش است. «بر اساس قوانین و مقررات شرکتهای نفتی مسئول جلوگیری از نشت آلودگی نفتی به دریا هستند و خوشبختانه در حوزه مناطق نفتخیز جنوب در بوشهر تعویض خطوط و بازرسی خطوط نفت برای جلوگیری از نشت انجام شده است بنابراین شاهد کاهش ورود نفت به واسطه از حوادث خطوط به دریا بودهایم.»
فقط یک پرونده
به نتیجه رسیده است
سال ۹۹ حدود ۴ فقره حادثه منجر به آلودگی نفتی در خلیجفارس در محدوده استان بوشهر رخ داده و 6 پرونده در دو سال اخیر در اینباره قضایی شده. محیط زیست استان خوزستان در 8 سال گذشته 5 پرونده را از حوزه دریایی مدیریت خود به دستگاه قضا برده ولی هنوز حکم و نتیجه نگرفته است و آن طرف، یعنی در جنوب شرقی ایران و همان جایی که راه آب از دریای عمان به اقیانوس هند باز میشود، وضع بهتر است. در چابهار پس از نشت هشت تن مشتقات نفتی از کشتی شناور در حوالی اسکله شهید کلانتری بندر چابهار و آلودگیهای نفتی پس از آن، دیگر حادثه بزرگی دراینباره رخ نداده است و همان یک مورد هم خلاف آنچه در آب های خلیجفارس اتفاق افتاده، قضایی و منجر به رای شده است. بنابراین از میان 12 پروندهای که در سه استان جنوبی درباره آلودگیهای نفتی در دریا به مراجع قضایی رفته، تنها یک مورد به نتیجه رسیده است. گویا یکی از دلایل به نتیجه نرسیدن پروندههای اینچنینی، نبود شعبات ویژه جرایم محیط زیستی در برخی از استانها و در نتیجه طولانی شدن روند بررسی است. از سال 96 شعبه ویژهای از دادسرای زاهدان برای رسیدگی به جرایم محیط زیستی در استان سیستانوبلوچستان اختصاص یافته است ولی آنطور که کریمی، معاون پایش ادارهکل حفاظت محیط زیست خوزستان میگوید، در حال حاضر شعبه ویژه رسیدگی به جرایم زیست محیطی در این استان وجود ندارد. «شعبه ویژه جرایم خاص محیط زیست از سال ۱۳۹۰ در استان خوزستان دایر شد ولی در سالهای بعد به علت تغییر این شعبه و نام آن، شعبه ۴ دادیاری اهواز برای بررسی این پروندهها تعیین شده است. این شعبه همزمان پروندههایی جز پروندههای زیست محیطی را پیگیری میکند و اختصاصی نیست. در سایر شهرهای استان خوزستان هم معمولا پروندههای زیست محیطی به یک شعبه مشخص ارجاع میشود.» او معتقد است که دلیل اصلی طولانی شدن پروندهها حجم بالای ورودی به دادگستری است. «هر پروندهای به تحقیقات و رسیدگی (ارجاع تحقیقات به کلانتری، ارجاع به کارشناس رسمی و… ) نیاز دارد و این موارد باعث طولانی شدن پروندهها میشود. در این شرایط شعبه ویژه جرایم زیست محیطی باعث کاهش زمان انتظار برای رسیدگی به پرونده میشود. محیط زیست استان تاکنون 5 پرونده را قضایی کرده و هیچ نتیجه مطلوبی حاصل نشده است. نیاز است که دستگاههای قضایی از پروندههای ارجاعی محیط زیست حمایت کند، البته با تشکیل دادگاههای دریایی که لایحه آن از طرف دولت تقدیم مجلس شده است، این امر بهبود خواهد یافت.» در استان بوشهر هم اگرچه شعبه ویژه رسیدگی به جرایم زیست محیطی در مرکز استان اختصاص داده شده ولی مسئولان محیط زیست در انتظار صدور رای برای 6 پروندهای هستند که در دو سال گذشته قضایی کردهاند. مدیرکل محیط زیست این استان میگوید: «طبق قوانین و مقررات، پیگیریهای حقوقی درباره وقوع آلودگیهای نفتی به عمل آمده و خسارات وارده به محیط زیست دریایی را برآورد و مطالبه کردهایم. رویکرد اصلی دراینباره همکاری شرکتهای نفتی در زمینه احیای اکوسیستمهای آسیب دیده است. سازمان همواره هشدارهای لازم برای پیشگیری از وقوع حوادث را به عنوان مهمترین راهکار به شرکتهای نفتی و سازمان بنادر داده است. تقاضا کردیم برنامههای پیشگیری را اولویت دهند چرا که پاکسازی آلودگیِ ایجاد شده، هرگز نمیتواند خسارت به تنوع زیستی دریا را جبران کند. سازمان بنادر و دریانوردی نیز در پاکسازی لکههای نفتی همکاری کردهاند و در سال 99 یک کشتی مهار آلودگی نفتی وارد خلیجفارس شده که اقدامی مهم است.» در چابهار ولی شانس با محیط زیست یار است و وقوع این دست آلودگیها کمشمار است. به گفته حسینی، رئیس اداره محیط زیست شهرستان چابهار حوادث آلودگی نفتی دریا در مناطق ساحلی و دریایی استان اندک بوده است. «در سال 1394 یک مورد آلودگی نفتی مربوط به تخلیه مواد نفتی از یک فروند کشتی در محل بندر چابهار داشتیم که تشکیل پرونده و پیگیریهای حقوقی و معرفی عاملان به دادگاه، منجر به صدور رای مبنی بر محکومیت عاملان آلودگی به پرداخت جرایم محیط زیستی و انجام پاکسازی دریا شدیم.» نگاه کلی به آمارهایی که در چند سال گذشته درباره حوادث نفتی در دریاها منتشر شده، نشان میدهد که تعداد این حوادث دست کم دو برابر شده است؛ از بهمن ۹۰ تا خرداد ۹۷ ؛ ۴۵ حادثه نفتی و نشت نفت در خلیجفارس و دریای عمان در آبهای سرزمینی ایران، از فروردین ۹۲ تا مهر ۹۷ تعداد ۱۴ حادثه نفتی و نشت نفت در خلیجفارس و دریای عمان و در سال ۹۸ تعداد ۱۵ حادثه نشت نفت در خلیجفارس.
دلهای ما در صحنه مبارزات شما حاضر است
حضرت آیتالله خامنهای در پاسخ به نامههای آقایان اسماعیل هنیه رئیس دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) و زیاد نخاله دبیرکل جنبش جهاد اسلامی فلسطین، مبارزه با غاصبان فلسطین را مقاومت در برابر ظلم، کفر و استکبار خواندند و تاکید کردند: دلهای ما در صحنه مبارزات شما حاضر و دعای ما برای دوام استمرار پیروزیهای شما، دائم است.
به گزارش ایسنا، متن پیامهای رهبر انقلاب اسلامی به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
برادر مجاهد جناب آقای اسماعیل هنیه اعزّه الله
سلام علیکم
نامهی جنابعالی را که در آن شرح و تحلیل جهاد اخیر فلسطین را مرقوم داشتهاید، دریافت کردم. مبارزهی شما، مقاومت در برابر ظلم و کفر و استکبار است و چنین مبارزهئی مرضیّ خداوند عزیز قدیر و مصداق: اِن تَنصُروا اللهَ یَنصُرکُم وَ یُثَبِّت اَقدامَکُم است. به حول و قوهی الهی پیروز خواهید شد و ارض مقدّسه را از لوث وجود غاصبان تطهیر خواهید کرد انشاءالله.
برادرتان سیّدعلی خامنهای دوشنبه ۱۲ شوال ۱۴۴۲
۳ خرداد ۱۴۰۰
بسم الله الرحمن الرحیم
برادر مجاهد جناب آقای زیاد نخاله وفّقه الله و اَعانه
سلام علیکم
نامهی برادرانهی جنابعالی را دریافت کردم. جهاد بزرگ و پیروز شما برادران فلسطینی، چشم دوستدارانتان در سراسر جهان را روشن کرد. دلهای ما در صحنهی مبارزات شما حاضر و دعای ما برای دوام و استمرار پیروزیهای شما، دائم است. وعدهی الهی راست است که فرمود: وَ لَیَنصُرَنَّ اللهُ مَن یَنصُرُه، و شما پیروزی نهائی را خواهید دید انشاءالله و بحوله و قوّته.
برادر شما سیّدعلی خامنهای
دوشنبه ۱۲ شوال ۱۴۴۲ – ۳ خرداد ۱۴۰۰
در شرایطی که آمریکا در حال بازگشت به روزهای عادی و برداشتن ماسک است، کرونا در هند بیداد میکند. آمار مرگومیر در ایالات متحده آمریکا به کمترین حد خود در یک سال گذشته رسیده است. اوضاع در هند اما، با وجود افزایش مرگومیر به حدود 4 هزار و 500 تن در روز، رو به وخامت است.
حدود 3.5 میلیون نفر در سراسر جهان تاکنون جان خود را بر اثر ویروس کرونا از دست دادهاند. حالا به نظر میرسد که جهان پس از گذشت نزدیک به دو سال، در حال نزدیک شدن به شرایط عادی است. حالا عملکرد دولتها در واکسیناسیون مردم، خود را در آمار و ارقام نشان میدهد. گرچه کرونا در همه کشورهای دنیا سر برآورده است، اما در حال حاضر نگاهها به دو کشور بیش از سایر کشورها دوخته شده است: آمریکا و هند. هر یک به دلیلی متفاوت: آمریکا به دلیل موفقیت در مهار کرونا و هند برای آمار ترسناک ابتلا و مرگومیر روزانه.
روزنامه نیویورک تایمز از کاهش مرگومیر در آمریکا نوشته است. آمریکایِ 330 میلیون نفری، پس از رسیدن به ابتلای روزانه 300 هزار نفر در روز در ماه ژانویه، حالا توانسته با واکسیناسیون سراسری و گسترده مردم، آمار ابتلا را به کمتر از 30 هزار نفر در روز برساند. این کمترین آمار ثبت شده مبتلایان در روز از زمان ژوئن سال گذشته است. آمار مرگومیر هم به اندازه تابستان سال گذشته است و به نظر میرسد که واکسیناسیون، اثر خود را داشته است. حدود 50 درصد از آمریکاییها تاکنون اولین دُز واکسن را دریافت کردهاند و روند ابتلا کاهش یافته است.دکتر اسکات گاتلیب، رئیس سابق سازمان غذا و دارو، روز یکشنبه در برنامه سی.بی.اس گفته که حدودا تا یک هفته دیگر، آمار ابتلا بسیار کاهش خواهد یافت: «گمان میکنم تا ماه ژوئن، احتمالا ابتلای روزانه در آمریکا به یک در 100 هزار نفر خواهد رسید که بسیار سطح نازلی است.» در حال حاضر، این نرخ در آمریکا حدود 8 نفر در هر 100 هزار نفر است که در مدت اخیر در جریان واکسیناسیون، از عدد 22 مورد در 100 هزار نفر به این عدد رسیده است. در 14 آوریل (25 فروردین) در اوج پیک اخیر در آمریکا، میانگین آمار ابتلای روزانه به 71 هزار نفر رسیده بود. دکتر اریک توپول از موسسه تحقیقاتی اسکریپس گفته است: «سهم آزمایشهای مثبتشده ویروس کرونا برای اولینبار از زمان آغاز گسترده تست کرونا، به کمتر از 3 درصد کاهش یافته و تعداد بیمارانی که بستری میشوند به پایینترین سطح خود در 11 ماه گذشته رسیده است. بیمارستان سنفرانسیسکو از 5 مارس سال گذشته، برای اولینبار هیچ بیماری را ثبت نکرده است. دکتر ویوک جین، پزشک بیماریهای عفونی در این بیمارستان روز پنجشنبه گفته است: «امروز، یک روز باشکوه است.» میشیگان، یکی از ایالتهایی که در بهار، بیشترین شیوع کرونا در آن وجود داشت، اوضاع بسیار بهتری پیدا کرده است. روز یکشنبه آمار مبتلایان در این ایلت به 1400 نفر رسیده است، در حالی که در اوایل آوریل (حدود 40 روز پیش) این تعداد به 7800 نفر رسیده بود.در حال حاضر، ایالات متحده آمریکا موارد ابتلای روزانه را چیزی حدود 25 هزار و 700 مورد اعلام میکند؛ عددی که نسبت به دو هفته اخیر 39 درصد کاهش داشته است. آمار مرگومیر هم در این مدت تا 14 درصد کم شده و به طور میانگین به 578 نفر در روز رسیده است. حالا، مراکز کنترل و پیشگیری از بیماری، راهنماییهایی را منتشر میکنند مبنی بر اینکه افراد واکسینهشده میتوانند در اکثر مواقع چه در فضای باز و چه فضای بسته، ماسک را کنار بگذارند. البته کارشناسانی هم با نیویورکتایمز صحبت کردهاند که میگویند، نسبت به شرایط بسیار خوشبین هستند اما این ویروس دیگر هیچگاه از بین نخواهد رفت، بلکه به صورت ویروسی کنترلشده درخواهد آمد که مانند ویروس آنفلوآنزا یاد میگیریم با آن زندگی کنیم.در حالی که در آمریکا مردم کمکم ماسکها را درمیآورند، اوضاع کرونا در هند وخیمتر میشود. خبرگزاری سی.ان.ان گزارش داده که هند در حالی با شرایط وخیم مرگومیر دستوپنجه نرم میکند که این کشور با کمبود واکسن مواجه است. آمار مرگومیر روزانه در هند روز دوشنبه به حدود 4500 نفر رسیده است. وزارت بهداشت هند گزارش داده تاکنون بیش از 303 هزار نفر در این کشور جان خود را به واسطه کرونا از دست دادهاند. بر اساس دادههای دانشگاه جان هاپکینز، هند پس از آمریکا و برزیل، سومین کشوری است که آمار کشتههای کرونا در آن فراتر از 300 هزار نفر رسیده است. وزارت بهداشت هند همچنین گزارش داده که بیش از 222 هزار ابتلای جدید به ویروس کرونا تایید شده است. گرچه این آمار نشان میدهد که برای چهارمین روز متوالی، آمار ابتلا به کرونا در این کشور کاهش داشته است، اما روز دوشنبه، هند بالاترین تعداد کشتههای خود را از 19 مه ثبت کرده است.بیشترین تعداد مرگومیر ثبت شده در هند 4 هزار و 525 تن در 18 مه بوده است؛ حالا این عدد به 4هزار و 455 تن رسیده است. یعنی همچنان مرگومیر در هند در بالاترین سطح خود از ابتدای همهگیری در این کشور قرار دارد. وزارت بهداشت هند روز دوشنبه گزارش داد که تاکنون بیش از 26 میلیون و 700 هزار نفر در این کشور مبتلا شدهاند. همچنین از 16 ژانویه تاکنون دستکم 196 میلیون دُز واکسن تزریق شده است. حالا مقامات دولتی نسبت به تمام شده واکسنهای موجود ابراز نگرانی کردهاند. دولت محلی دهلی، پیشتر واکسیناسیون افراد 18 تا 44 ساله را آغاز کرده بود اما به دلیل کمبود واکسن، فرایند واکسیناسیون متوقف شده است. این روزها مشکل دیگری علاوه بر کرونا دامنگیر هند شده است: قارچ سیاه. عفونت قارچی نادر در میان کسانی که از کرونا جان سالم بدر بردهاند یا در حال بهبودی هستند. تاکنون حدود 9 هزار مورد ابتلا به این نوع عفونت مرگبار گزارش شده است. این عفونت قارچی خطرناک، بینی، چشم، ریه و گاهی هم مغز را درگیر میکند. درصد مرگ مبتلایان هم در آن بسیار بالاست و به بیش از ۵۰ درصد میرسد. سی.ان.ان گزارش داده که این عفونت قارچی خصوصا در میان مبتلایان به کرونا که درگیر دیابت هستند، بیشتر است. دولت مرکزی هند از 29 ایالت این کشور خواسته تا اعلام همهگیری قارچ سیاه کنند. به گفته برخی از مسئولان بیمارستانی در هند، ابتلا به این نوع قارچ عفونی، افزایش بیسابقهای داشته است. پزشکان احتمال میدهند که این عفونت با مضرف استروئید یا همان کورتن برای درمان کرونا مرتبط باشد. برخی از پزشکان معتقدند که این بیماری میتواند از کرونا خطرناکتر باشد؛ چراکه درصد مرگومیر آن بسیار بالاتر است، داروهایش کمپیداست و هزینه درمان آن هم بسیار زیاد است. به نوشته خبرگزاری آلمان، پزشکان باید بافتهای مرده ناشی از عفونت را به سرعت از بدن بیمار جدا کنند و در برخی موارد لازم است بخشی از صورت بیمار برداشته شود تا قارچ به مغز نفوذ نکند. گاه عفونت در حدی پیشروی میکند که پزشکان ناچار میشوند چشمهای بیمار را تخلیه کنند. اگر مبتلایان به این نوع قارچ، مداوا نشوند، در عرض چند روز جان خود را از دست خواهند داد.
ردیابی لکههای نفتی و شناسایی محدود تالابی کشور
خلیج فارس یکی از مجموعههای آبی کشور است که به واسطه وجود منابع نفت و گاز، میدانهای متعدد نفتی و تردد نفتکشها برای صادرات نفت همواره با آسیب و تهدید ورود منابع نفتی روبرو بوده است. این منابع از طریق سکوهای نفتی یا خطوط آسیبدیده و فرسوده انتقال نفت و نشت نفت وارد این حوزه میشوند و ما برای مدیریت به موقع این آلودگیها باید به اطلاعاتی دراینباره دسترسی داشته باشیم. در گذشته ارسال اطلاعات با تاخیر بسیار زیادی مواجه بود بنابراین فجایع زیادی به بار میآورد چرا که نشت نفت اتفاق میافتاد و به تدریج از طریق امواج به سواحل خلیج فارس میرسید و آلودگیهای زیادی را رقم میزد. البته همچنان اینگونه اتفاقات در حال رخ دادن است ولی به واسطه پیشرفت علم و تکنولوژی، فرصت کاهش خسارتها برای ما هم ایجاد شد تا این لکههای آلودگی را با استفاده از تصاویر ماهوارهای شناسایی کنیم. سازمان برای حل این مشکلات با شرکتها و دانشگاههای فعال در این زمینه هم قراردادهایی را منعقد کرد تا هر گونه آلودگی در خلیج فارس در طول شبانه روز به سرعت از طریق تصاویر ماهوارهای، ارسال گزارش به مراجع ذیربط و وارد عمل شدن گروههای امدادی قابل حل باشد.
در کنار چنین اقدامات مهم و با ارزشی باید منشا آلودگیها را هم شناسایی کنیم و کشوری که عامل آلودگی، مشخص شود. باید بدانیم که این آلودگیها به کدام میدان نفتی مربوط است و از طریق کدام شناور وارد خلیج فارس شده است تا از نظر بینالمللی و حقوقی هم امکان اعلام جرم در مراجع مربوطه داشته باشیم. برای اقدام دوم همکاریهایی را برای تعیین کیفیت نفت هر کدام از میدان و سکوهای نفتی با یکی از دانشگاهها آغاز کردهایم. میدانهای نفتی هم مانند اثر انگشت که هر فردی متعلق به خود دارد، هر کدام کیفیت خاص خود را دارند بنابراین در حال اقدام برای شناسایی تکتک میدانها و سکوهای نفتی هستیم تا بعد از هر آلودگی نفتی، از طریق نمونهبرداری منبع و منشا را برای پیگیریهای بینالمللی مشخص کنیم. در وهله نخست از نظر زمانی شناسایی نقطه و مسیر آلودگی برای ما خیلی مهم است تا برای اعزام امدادگران آماده باشیم…
ادامه در صفحه 4
ردیابی لکههای نفتی
و شناسایی محدود تالابی کشور
و در مرحله بعدی هم شناسایی منبع آلودگی برای پیگیریهای حقوقی اهمیت دارد که هر دو اقدام در حال انجام است و نتایج آن نیز به محض حصول، اطلاعرسانی خواهد شد.
شناسایی محدود تالابی کشور اقدام دیگری در مقیاس ملی و کلانتری است. در کشور محدود ۳ میلیون هکتاری تالابها را تحت مدیریت داریم که بر اساس قانون حفاظت از تالابها مسئولیت آن بر عهده سازمان حفاظت از محیط زیست است. علاوه بر این وسعت، حدود ۵ هزار و ۸۰۰ کیلومتر هم طول سواحل کشور است. رصد و پایش این محدودهها به دلیل گستردگی محدودهها، کمبود نیرو، امکانات، تجهیزات و نبود قابلیت دسترسی آسان در گذشته امکانپذیر نبود و برای جلوگیری از هر گونه تخریب و دستاندازی، نیازمند رصد و شناسایی است بنابراین سازمان از طریق تکنولوژیهای روز دنیا، این موضوع را در دستور کار قرار داده است. در این فناوری که ترکیبی از تصاویر ماهوارهای، تصاویر هوایی و اقدامات میدانی زمینی است به دانش جدیدی دست یافتهایم و میتوانیم ادعا کنیم که در منطقه خاورمیانه کاری نو و جدید است و شاید حتی در دنیا هم جز کارهای جدید باشد. شرکتهای دانشبنیان، نرمافزاری را برای این کار برنامهریزی کردند و از طریق آن تصاویر هوایی از تالابها با دقت و کیفیت بالا به صورت روزانه انجام میشود و هر گونه تغییرات هفتگی یا ماهیانه در این محدودهها قابل شناسایی و مدیریت خواهد شد. این روش به ما کمک زیادی خواهد کرد و هزینهها را نیز کاهش خواهد داد. همکاران ما با کمک آن از کوچکترین تغییرات در پوشش گیاهی، محدودههای آبی و همچنین در تصرفات غیرقانونی در محدودههای تالابی مطلع خواهند شد. یکی از دغدغههای بسیار مهم و جدی در این زمینه تالابها تامین حقابه است و با بهرهگیری از این دانش و با نصب لیزر اسکن در زیر هواپیما توانستیم عمق تالابها را هم تعیین کنیم. این عمقیابی در هزاران نقطه، انجام و حجم مخزن تالابها شناسایی شده است. میتوانیم با دقت متر مکعب اعلام کنیم که در یک ماه چه میزان آب در یک تالاب وجود دارد و میزان آب ۱۲ ماه را در آن محاسبه کنیم. میزان حقابه تالاب از یک دستگاه یا وزارتخانه از این طریق قابل مطالبه است. تمام تحقیقات اکولوژیکی و پوشش گیاهی هم از همین طریق برای مدیریت تالاب قابل رصد کردن است تا برنامههای درستی اجرا شود.
در دو سال گذشته در تالاب میانکاله مرگ و میر پرندگان مهاجر را شاهد بودیم و نزدیک ۴۰ هزار قطعه از این پرندگان در دی و بهمن سال ۹۸ تلف شدند. سناریوهای مختلفی درباره تلفات پرندگان معرفی شد ولی یکی از نکات حائز اهمیت میزان آب موجود در این تالاب است که میتواند باعث بعضی رویدادها شود و شرایط را برای رشد بعضی از باکتریها فراهم کند. با این فناوری میزان آب موجود در تالاب در ماههای مختلف محاسبه شد و از طریق مدل این میزان را برای سالهای گذشته استخراج کردیم. مشخص شد زمانی که میزان حجم آب تالاب از عددی معین کمتر میشود، شرایط برای رشد برخی از این میکروارگانیسمهای خطرناک و این باکتریها فراهم میشود بنابراین در سالهایی وقتی عدد کم شده است، مرگ و میر پرندگان را داشتهایم. یعنی از طریق یک سیستم هوشمند میتوانیم به اتفاقات اکولوژیکی در داخل تالابها پی ببریم. در تالاب انزلی با رشد گونههای مهاجمی مثل سنبل آبی یا گونه مهاجم دیگری مثل آزولا روبرو بودیم و از طریق تصاویر ماهوارهای و هوایی مجموعه پهنههای آلوده به این دو گونه مهاجم را استخراج کردیم. میزان محدوده آبی تالاب انزلی (محدوده مرطوب و محدوده خشکشده) را با دقت بالا استخراج کردیم و همین کار در تالاب میانکاله هم انجام شد. این فعالیت اقدامی نو و بسیار با اهمیت برای حوزه محیط زیست خواهد بود که در حال توسعه در تمام تالابهای کشور است که بعد از آن هم برای سواحل ایران اجرا خواهد شد. در آینده نزدیک هم دادههای آن استخراج و در اختیار همه علاقهمندان به محیط زیست، محققان، دانشگاهیان و دانشمندان قرار خواهد گرفت. میزان این دادهها به قدری زیادی است که سامانهای را مربوط به تالابها طراحی کردیم که فاز یک آن تمام شده است و قابلیت دسترسی دارد. دادهها به تدریج در این سامانه بارگزاری خواهد شد. فاز دوم این سامانه تبدیل اطلاعات به زبان انگلیسی است تا مراجع بینالمللی هم بتوانند از اطلاعات آن بهرهمند شوند. علاوه بر بارگزاری این دادهها حدود ۷۰ مطالعه پژوهشی هم روی همین سایت بارگزاری شده و علاقهمندان میتوانند با یک جستوجوی ساده به پژوهشهای انجام شده دانشگاهها و سازمان حفاظت محیط زیست دسترسی پیدا کنند.
باز تولید کلیشه «مافیایکودکان کار» در رسانه
«وقتی حواست به منطقهات نیست. من باید شر به پا کنم.»، «دیگه نمیری سمت خونه تا این سگ دونی رئیس دار شه!» این جملات تنها بخشی از دیالوگهای سریال «ملکهگدایان» است که به تازگی پخش آن در شبکه نمایش خانگی به پایان رسید. با اندک تامل میتوان دریافت که میان دید جامعه نسبت به پدیدههای اجتماعی همچون کار کودکان با دید رسانه و همچنین سیاستهای دولت برای برخورد با این پدیدهها، رابطه مستقیمی وجود دارد. سریالها و فیلمها به مثابه دریچهای هستند که مردم از آن به پدیدهها مینگردند، اما سریالهایی نظیر ملکه گدایان، متأسفانه بسیاری از کلیشههای موجود را بازتولید میکنند که در نتیجه این کلیشهها، تفکر وجود باندهای مافیایی کودکان کار در اذهان عمومی مستحکمتر میشود. برای مثال در سریال مذکور، گروههای مختلف «فری قصاب»، «کوکب»، «افرا» و… جزئی از یک باند بزرگتر فردی به نام «ملکه» هستند که از کودکان کار برای سودجویی بهره میبرند. در حالی که بخش عظیمی از کودکانی که کار میکنند بر اساس تحقیقات میدانی سازمانهای مردمنهاد، تنها نانآوران کوچکی برای خانوادههایشان هستند. چنین تصاویری نه تنها کامل و صحیح نیستند بلکه به پدیده کودکان کار به عنوان یک آسیب اجتماعی نگاه نمیکنند. تصاویر منفی چنین سریالهایی با اندک مواردی که مردم هر از چندگاهی در خیابانها میبینند: مانند سوارشدن جمعی کودکان کار در یک وانت باهم درآمیخته میشود و آنان را به سمت این استدلال سوق میدهد که کودکان کار متخلفند و باید با آنها برخورد قانونی و گاه برخورد خشن کرد. در نتیجه شکل گیری چنین تفکری، سیاستهای نادرست و خشنی مانند پاکسازی، جمعآوری یا سازماندهی و .. مشروعیت لازم خود را پیدا میکند. درحالیکه تجربه فعالیت با کودکان کار نشان میدهد که آنها از آنجا که در حاشیه شهرها یا مناطق دورتر زندگی میکنند، وانتی کرایه کرده و هزینه آن را بین خود سرشکن میکنند. فرد بزرگسالی هم که به همراه آنان است نه تنها سرکرده باند نیست بلکه بزرگسالی از آشنایان یا اقوام است که بهعنوان مراقب از دور بر کار بچهها نظارت میکند تا آنان بازیگوشی نکنند، مورد آزار قرار نگیرند و اگر آنان از سوی پلیس یا نهادهای مربوطه دستگیر شدند ، به خانوادههای آنان اطلاع دهد.در صحنه دیگر از این سریال میبینم که یکی از کودکان کار، شخصیت اصلی سریال «البرز» را در آغوش میکشد و از جیب او پول برمیدارد. چنین صحنهای برای مخاطب این ذهنیت را ایجاد میکند که نه تنها محبت این کودکان دروغین است بلکه آنان «جیببر» یا «دزد» نیز هستند. تصاویری که این سریالها نشان میدهند؛ مانند: جیببر، دزد، توزیعکننده مواد و … باعث میشود که این کودکان به عنوان مجرم به جامعه شناسانده شوند، این تصاویر هم تبعاتی جز برخورد بد جامعه با این کودکان و طرد آنها ندارد. درحالیکه کودکان کار خود قربانی بسیاری از جرائم و آزارهای خیابانی هستند. سوالی که در اینجا مطرح میشود آن است که اگر چنین باندهای مافیایی قدرتمندی وجود دارند، چرا در طی این سالها ملکه یا ملکههایشان دستگیر یا حتی مجازات نشدهاند و کار کودک هم ریشه کن نشده است؟
پس از پخش سریال تلویزیونی «آوای باران» بود که پای کلماتی نظیر مافیا و باند به رسانهها و ادبیات عامه مردم کشیده شد. سریالی پرطرفدار که کودکانی را به تصویر میکشید که از خانوادههایشان جدا و به گروه کوچکی متصل میشدند و تحت استثمار قرار میگرفتندو کودکانی که در نهایت هرچه پول در میآوردند، نصیب صاحب کارشان میشد و چیزی برای خودشان باقی نمیماند. در عوض صاحبکاران روز به روز ثروتمندتر از گذشته میشدند و بینیاز از کار کودکان. غلبه این گفتمان در سالهای اخیر منجر به ازدیاد عبارات و جملاتی نظیر «به کودکان کار کمک نکنید» هم شد. کارشناسان تحلیل ذهنی خود را داشتند و گمان میکردند اگر تصویری که سریال به خورد مخاطب داده، حقیقی است، پس نباید به کودک کمک کرد یا از او چیزی خرید، زیرا پول در نهایت به خود کودک نمیرسد. بعد از غلبه این گفتمان و درحالیکه گمان میرفت که این باندها باید شناسایی شوند و تعداد کودکان کار کاهش پیدا کند، ماجرا طور دیگهای پیش رفت، ورق برگشت و به گواه آمار تعداد کودکان کار افزایش هم پیدا کرد و در سالهای اخیر به حدود نیم میلیون نفر هم رسید. باندها و مافیاهای کودکان کار به تازگی در سریال دیگری نیز باز تولید شدهاند. سریال نمایش خانگی، «ملکه گدایان» که فصل اول خود را پشت سر گذاشت و به نوعی فصل دوم همان سریال آوای بارانی بود که در تلویزیون رسمی ایران پخش میشد. از باندی میگفت که سرکردهای دارد و غیر از استثمار کودک، در حال تولید و پخش مواد مخدر نیز است.
هرچند که پس از اعتراضات مبنی بر عدم وجود باند و مافیا این سریال جملهای به ابتدای تیتراژ خود اضافه کرد و عنوان کرد که این سریال تنها گروه کوچکی از کودکان کار را نمایندگی میکند، اما به گمان فعالان حوزه کودک، این سریال، هر تلاشی که در این سالها برای زدودن تصویر سریال آوای باران از ذهن جامعه شده بود را یکباره محو کرد. جامعه اینبار به صورت وسیع با یک عبارت مافیای کودکان کار روبهرو بود، تصویری که علت اصلی کار کودک را نادیده میگرفت؛ «فقر». در این گزارش در مجالهای متفاوتی مانند فضای مجازی، گفتوگوهای حضوری و تلفنی از فعالان حوزه کودک پرسیده شده که آیا خودشان با این کلیشه باندهای کودک مواجهه شدند؟ اما اگر پاسخ هرکدام منفی بود نیز از آنها پرسیده شد که علت تلاش نهادها برای بازنمایی این کلیشه در سالهای اخیر چه بوده است.
باند و باندبازی از زبان مسئولان
در سالهای اخیر علاوه بر آثار فرهنگی چندباری در ادبیات مسئولان نیز ردپای وجود باند و مافیای کودکان کار پیدا شده، سال گذشته محمد علیگو، رئیس اورژانس اجتماعی کشور گفته بود که تمام گروههای کودکان کار، به نوعی به باند ارتباط دارند: «باید کودکان کار را در سه قالب دستهبندی کنیم. قالب اول کودکانیاند که از جنس قاچاق هستند. در حقیقت آنان توسط باندهایی به شهرها آورده و رها شدهاند، به معنایی فروخته شدهاند. دسته دوم کودکانی هستند که در قالب باندهای خانوادگی کار میکنند. در حقیقت گروهی وارد شدند و این تیم را رهبری میکنند. گروه سوم کسانی هستند که خودشان وسط خیابان آمدند و کار میکنند که وضعیت زندگیشان را بهتر کنند.» او تاکید کرده بود: «بیش از نیمی از کودکان کار خیابانی در کشورمان از اتباع کشورهای دیگر هستند که به صورت قانونی یا غیرقانونی وارد ایران شده و مشغول کار هستند. اگر قانونی وارد شده باشند، این کار برایشان غیرقانونی است و اگر هم غیرقانونی وارد کشور شده باشند از ابتدا مسیر را اشتباه رفتهاند. بنابراین فرآیند کودککار فرآیندی غیرقانونی است. البته اختلافاتی وجود دارد و عدهای با این حرف من مخالفند. از نظر من مصلحت کودک مهمتر از هر چیز دیگری است.» او در ادامه مصاحبه رسمیاش در تلویزیون تاکید کرده بود که این باندهای خیابانی بیش از هزار میلیارد گردش مالی دارند.
اشکال کار کودک، نشانی از وجود باند ندارد
کارشناسان دیگر همانطور که خود رئیس اورژانس اجتماعی بر آن اذعان داشت، مانند او فکر نمیکنند. علیاکبر اسماعیلپور، رئیس موسسه ندای ماندگار دروازه غار، به پیاممامیگوید که ریشه این تفکر و دیدگاه باندی اداره شدن کودکان کار درست در سالهای آخر دهه هفتاد همزمان با همبستگی فعالان مدنی برای محو و مبارزه با اشتغال کودکان آغاز شده است: «در سال ۷۹ و همزمان با شروع مبارزه با اشتغال کودکان کار، نگاهی به جای پیدا کردن چرایی کار کودک و ریشهیابی فقر سعی در پاک کردن صورت مساله داشت، نگاهی که ثمره آن همین طرحهای ساماندهی کودکان کار بود و در کنار آن برای فرار از مسئولیت گاه همین قضیه باندی بودن کودکان کار از سوی مسئولان گفته میشد.» او میگوید که در حال حاضر دو نوع اشغال برای کودکان متصور و آشکار است: «یکی نوع آشکار مانند حضور کودکان در خیابانها و دیگری شکل پنهانی کودک کار که از آنها در کارگاههای مخوف بهرهکشی میکند.» او میگوید این گفتمان باندی بودن و حتی طرحهای ساماندهی همواره متوجه نوع و شکل آشکار بوده و هیچگاه ترکشهای آن به شکل پنهان کار کودک نرسیده زیرا: «این نوع کار سود آور است و به نوعی به اشتغال سیاه کمک میکند.» او ادامه میدهد: «مجلس ششم هم به نوعی به کمک این سودجویان آمده است، ببینید هم اکنون کارگاههای زیر ده نفر از شمول قانون کار خارج شدند و هم اکنون نیز بیشتر این کارگاهها زیر ده نفر مشغول بهرهکشی از کودکان کارند و بهزیستی و شهرداری و مسئولان از آنها بیاطلاع هستند و هیچکس هم نمیگوید که این کودکان باندی اداره میشوند.» او میگوید اینکه این روزها طرحهای ساماندهی و ادبیات جعلی باندی به کودکان کار نسبت داده میشود، علت روشنی دارد: «کودکان در خیابانها افکار عمومی را جریحه دار میکنند و نشانه توسعه نیافتگی کلانشهرهای ماست و میگوید که شهرها با عدالت اجتماعی و رفاه عمومی فاصله زیادی دارند. بنابراین از برخوردهای قهرآمیز کمک گرفته میشود.» او میگوید این روزها از هنرمندان هم کمک گرفته شده و فیلمهای سفارشی برای پاک کردن صورت مساله و نوعی کودک کار هراسی ساخته شده است: «این فیلمها رفته رفته در افکار عمومی جا میاندازند که کودکان کار باند دارند، مسالهای که به گمان من ضد و خلاف موازین حقوق کودک است و در نهایت منجر به ستم مضاعف به او میشود.»
پیمانکاران پسماند به کودکان ارتباطی ندارند
ثریا عزیزپناه، دیگر فعال حقوق کودک و زنانی بود، در نشستی در فضای مجازی به روزنامه پیامماگفت که تاکنون در این سالهای فعالیتش مشاهدهگر باند و تشکلی برای کودکان کار نبوده است: «شاید هیچ کدام از ما که در حوزه کودکان کار کردیم، هرگز شاهد نبودیم که کودکان وابسته به باند باشند یا حتی باندی آنها را خرید و فروش کند و به بازار کار وارد کند.» او همچنین میگوید که نگاه رسمی صداوسیما و سریالسازها تلاشی برای تغییر واقعیت و در راستای همان سیاستهای ساماندهی است که در سالهای اخیر دنبال میشود: «شاید در بخش پسماند و زباله گردی وجود پیمانکار مشاهده شود، شاید آنها کودکان را به صورت غیرقانونی بچهها را استثمار کنند اما این ارتباطی به کودکان ندارد و اتفاقا باید به فکر مجازات پیمانکار بود.»
پیماننامه و باندهای کودکان کار
سیامک زندرضوی، جامعهشناس اما پاسخ پرسش وجود باند و مافیا را از زاویه دیگری میدهد. او میگوید که امروزه در کشور ما اتحادی میان حاکمیت و دولت و بازار وجود دارد و علت بودجه دادن و سریالسازی برای ترویج دیدگاه باندی اداره شدن کودکان کار ریشه در همان نگاهی دارد که کودک را متعلق به پدر میداند: «وقتی گفته میشود که کودک متعلق به پدر است، یعنی اگر در نگهداری از او قصوری رخ دهد، پس پدر ناتوان است و مقصر خود اوست. درحالیکه ما پیماننامه حقوق کودک را پذیرفتیم و این پیماننامه میگوید که دولت باید حق حیات و بقای همه کودکان را تضمین کند.» او میگوید وقتی این دیدگاه کنار میرود و در عوض بحث باند پیش کشیده میشود باعث میشود نگرانی و احساس تعلق جامعه به کودکان کار در این مفهوم مغلطه آمیز، تیره و تار شود. او میگوید در کشور ما در بعضی بخشها کار به صورت باندی انجام میشود: «در پسماندها به ویژه در شهرهای بزرگ کار به صورت باندی است، یعنی از افغانستان گرفتار جنگ و سختی کسانی بچهها را میفرستند به آشنایانی در تهران که خود تجارت آمدن این بچهها در تهران پول زیادی دارد، زیرا افراد باید تا آمدن به تهران حدود ۵ میلیون تومان هزینه کند.» او میگوید کسانی که این پولها را دریافت میکنند، کسانی هستند که امکان استقرار و ورود این کودکان به صاحب کار را میدهند و آنها به صورت برده به کار گرفته میشوند. رضوی میگوید: «وقتی ما پیماننامه را پذیرفتیم، یعنی همه کودکان زیر چتر پیماننامه هستند و این یعنی صرف نظر از اینکه ساکن کجا هستند باید شناسنامه داشته باشند و دیدهبانی شوند. ما برای اینکه این باندها را از میان برداریم ضرورت دارد به کودکان در شرایط دشوار تکبهتک بپردازیم و دیدبانی کنیم.»
باند و مفهوم امنیتی
علیرضا لطفی آذر، دیگر فعال حقوق کودک است که میگوید وقتی از باند کودکان کار صحبت میشود یعنی تلاش میشود تا پدیده اقتصادی و اجتماعی، امنیتی شود. او میگوید این پاسخ غلط یعنی وزارت کار و زیرمجموعههایش و بحث حمایت اجتماعی کنار میرود و در عوض نیروی انتظامی به میان میآید: «زیرا این افراد باندند و باید با آنها برخورد شود یعنی با یک شعبده بازی در تعریف و آدرس، به طورکلی آدرس ذهن شما بهم میریزد. درحالیکه هر فعال اجتماعی میگوید این افراد باند نیستند و آنهایی که زباله گردی میکنند، قربانی مضاعفند و زیر خط فقر و فلاکتند. زیرا زبالهگردی و فال فروشی مهارت نمیخواهد و در پایینتر سطح حمایت خانوادگی قرار میگیرد و بیشترین نرخ استثمار هم دارد.» او میگوید مسئولان برای تغییر مبلمان شهری گاهی دست به تغییر میزنند و همین تعبیر وجود مافیا و باند هم از این جمله است.
پس از ساخت و پخش سریال ملکه گدایان بسیاری از مسئولین تلاش کردند تا تعبیر وجود باند و مافیا را زیر سوال ببرند، بسیاری پس از صحبت رسمی مسئول درباره وجود باند هم اظهار نظر کردند اما به نظر میرسد گفتمان قبلی همچنان غالب و در حال گسترش است. گفتمانی که با وجود تاکید فعالان بر عدم وجودش همچنان برای ترویج آن بودجه کلان صرف میشود.
قطعی برق در سراسر کشور سبب بروز خاموشی شده است. سخنگوی صنعت برق این مساله را ناشی از تفاوت ۹ هزار مگاواتی میان تولید و مصرف برق اعلام کرده است.
به گزارش ایرنا، بر اساس آمار، میزان مصرف برق کشور در روز نخست خرداد ماه امسال در حالی به رقم ۵۴ هزار و ۴۴۸ مگاوات رسید که این میزان مصرف به طور معمول در سالهای قبل در روزهای گرم تابستان ثبت میشد.
مصطفی رجبی مشهدی سخنگوی صنعت برق، قطعی برق در روزهای گذشته را ناشی از فاصله ۹ هزار مگاواتی حجم تولید تا مصرف برق اعلام کرد.
رجبی مشهدی همچنین اظهار کرد: امسال با توجه به کاهش نزولات آسمانی و نیز افزایش دمای هوا و پدیده رمزارزها که ۲هزار مگاوات برق مصرف می کنند برق با ناترازی در تولید و مصرف همراه شده است.
او افزود: کسری ۹ هزار مگاوات عدد خیلی بالایی است که صنعت برق نمیتواند همه آن را تامین کند.
رجبی مشهدی همچنین در مورد مصرف برق رمزارزها در شبکه خبر توضیح داد: شرایط بسیار سختی را در حال تجربه هستیم که یکی از مهمترین دلایل آن شیوع استخراج غیرمجاز ارز دیجیتال است.
او خاطرنشان کرد: برنامههای مدیریت مصرف برای مشترکان بزرگ آغاز شد و همچنین در حال جمع آوری مراکز استخراج غیرمجاز رمزارز هستیم.
رجبی مشهدی ادامه داد: از سال گذشته شرایط معرفی مراکز استخراج غیرمجاز ارزهای دیجیتال را برای مردم فراهم کردیم و در عین حال برق مراکز مجاز با هماهنگی صورت گرفته در ساعات اوج مصرف قطع میشود.
او افزود: از دیروز شرکتهای برق نیز موظف شدند خاموشیهای احتمالی را از طریق سامانه برق من اطلاعرسانی کنند، علاوه بر این برای مشترکان تهرانی پیامک هم ارسال میشود.
رجبی مشهدی تاکید کرد: صنعت برق به دلیل استخراج غیرمجاز ارزدیجیتال که مصرف برق بالایی را به خود اختصاص داده، تحت فشار است.
او با بیان این که حتی تجهیزات صنعت برق نیز به دلیل این مصارف غیرمجاز که بار زیادی را به شبکه تحمیل کردهاند، در معرض آسیب هستند، تصریح کرد: مشترکان نیز میتوانند آسیب به وسایل برقی خود را از طریق برنامه موبایلی برق من، به اطلاع شرکتهای برق برسانند و مستندات خود را بارگذاری کنند. همچنین مدیرعامل توانیر از ابلاغ سهمیه قابل تامین هر استان خبر داد و تاکید کرد: لازم است با تدبیر استانداران و مدیران استانی و پشتیبانی روابط عمومیهای صنعت برق، سهمیه و سقف تعیین شده برای هر استان رعایت شود تا نیازی به اعمال او عدم انتقال مشکلات ناشی از کوتاهی در رعایت سقف تعیین شده از یک استان به استانهای دیگر را نکته کلیدی عنوان کرد و ابراز امیدواری کرد: با کنترلی که انجام میشود سهمیههای استانی به دقت رعایت شود و در غیر این صورت هر استانی که رعایت نکند با چالشهای مربوط به خود مواجه میشود.
در روز گذشته همچنین برای قطعی برق در تهران جدول خاموشی احتمالی منتشر شد اما شهروندان از تطابق نداشتن این جدول با خاموشیها سر در گم بودند. ایسنا در اینباره نوشت، پس از چند روز خاموشی سرانجام صبح امروز جداول خاموشی پایتخت منتشر شد که آن هم هیچ تطابقی با واقعیت ندارد و مردم همچنان بی اطلاع هستند و این مساله موجب نارضایتی آنها شده، چرا که به دلیل اهمیت برق در زندگی افراد بسیاری از کارهای روزمره تحت شعاع قرار گرفته، در حالی که کوچک ترین حق هر فرد اطلاع از وقوع زمان خاموشی است.
آتشسوزی در جنگلها و مراتع کهگیلویهوبویراحمد آغاز شده است. امسال آتش سوزی در منابع طبیعی زودتر از همیشه رخ داده است و فرمانده یگان حفاظت سازمان جنگلها و مراتع اعتقاد دارد این مساله اثر خشکسالی و کمبود بارشهاست. از سوی دیگر مدیرکل دفتر حفاظت و حمایت سازمان جنگلها هم از پیگیری برای استقرار بالگردهای مصوب شده در شورای راهبردی زاگرس توسط وزارت کشور خبر می دهد.
جنگلهای گچساران بیش از 4 روز است که در آتش میسوزد و حالا با وزش باد شدید مهار آتش دشوارتر هم شده است.
سرهنگ علی عباسنژاد فرمانده یگان حفاظت سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری در مورد این آتشسوزی به «پیامما» گفت: «نیروهای ما در کنار دیگر نیروها در حال اطفا حریق در گچساران و در منطقه حفاظت شده هستند. به غیر از این منطقه فعلا منطقه دیگری که درگیر حریق باشد وجود ندارد.»
او ادامه داد: «وضعیت آب و هوای امسال یعنی خشکسالی و کمبود بارشها سبب شده است است که آتشسوزیها نسبت به سال گذشته در جنگلها و مراتع زودتر آغاز شود بنابراین نسبت به بازه زمانی مشابه در سال گذشته تعداد آتشسوزیها بیشتر شده است.»
سرهنگ عباس نژاد همچنین از خریداری و ارسال تجهیزات جدید در روز شنبه به مناطق بحرانی خبر داد و گفت: «بخشی از این تجهیزات برای نیروهای مردمی است.»
بر اساس گفته او این تجهیزات شامل دمنده، لباس اطفا حریق، کفش، دبهآب و … است.
امیر مسعود جلالی، مدیرکل دفتر حفاظت و حمایت سازمان جنگلها و مراتع کشور در مورد مناطق بحرانی امسال در زمینه آتشسوزی به «پیامما» گفت:«استان کهگیلویهوبویراحمد و فارس بحرانیترین مناطق امسال از نظر آتشسوزی هستند و امسال بیشترین آتشسوزی جنگلها و مراتع در این 2 استان رخ داده است.»
او ادامه داد: «استانهای جنوبی و زاگرس نشین همواره بیشترین بحران آتش سوزی را دارند و خشکی و افزایش دما مشکلات زیادی در حال رخ دادن است اما ما آمادگی داشتیم و مناطق بحرانی را از 1 ماه پیش مشخص کردیم و دیدهبانها مشغول فعالیت هستند.»
جلالی با بیان اینکه هماهنگیهای لازم برای اطفا حریق با همه دستگاههای مرتبط انجام شده است، افزود:« با توجه به اینکه سال گذشته سال بحرانی و بیسابقهای در زمینه آتشسوزی بود در حدی که حدود 8-7 نفر از نیروها به ویژه نیروهای مردمی جان خود را از دست دادند سبب شد که امسال کاملا از پیش آماده باشیم و تجربه سال گذشته را به کار گیریم. اما امسال مانند سال گذشته شرایط بحرانی نخواهد بود.»
او در پاسخ به اینکه چرا سال گذشته بحرانیتر از امسال بود گفت: «سال گذشته بارندگی مناسب سبب شده بود که رویش علفهای کف جنگل زیاد باشد و علوفه زیادی داشته باشیم که آتشسوزی در آنها زیاد بود اما امسال علوفه کم است و شرایط بهتر است.»
مدیرکل حفاظت سازمان جنگلها با اشاره به اینکه آتشسوزیهای امسال تا کنون بیشتر سطحی بوده است، اظهار کرد:«اگرچه امسال یش از 200 مورد آتشسوزی داشتیم اما مساحت آنها بسیار کم بوده است.»
او تاکید کرد:«95 تا 96 در صد آتشسوزیها منشا انسانی دارد. بخشی از آنها غیرعمدی است و مثلا بر اثر سهلانگاری یا به دلیل آتش زدن پسماند محصولات مزارع رخ میدهد اما بخشی هم عمدی است و به دلیل تردد شکارچیان و دامداران و قاچاقچیان این اتفاق رخ میدهد که شناسایی آنها دشوار است. تلاش دیدهبانها بر این است که جلوی این اتفاقات گرفته شود.»
جلالی در پاسخ به اینکه آیا هلیکوپترهای مصوب شده در زاگرس مستقر شدهاند یا خیر؟ توضیح داد: «علاوه بر هماهنگی با وزارت دفاع مانند سالهای گذشته برای استفاده از هلیکوپتر، امسال تشکیل ستاد راهبری جنگلهای زاگرس را به دولت پیشنهاد دادیم که این ستاد تشکیل جلسه با ریاست معاون اول رئیسجمهور برگزار شد و مصوباتی داشت. یک از این مصوبات استقرار هلیکوپتر ثابت در مناطق بحرانی بود اکنون استانداریها و وزارت کشور در حال پیگیری برای این استقرار هستند.»
او در مورد بدهی سازمان جنگلها برای پرواز هلیکوپتر دستگاههای مختلف برای اطفا حریق در مراتع و جنگلها اظهار کرد:« سال 99 تمام بدهیهایی که در این مورد از سال 96 به بعد تلنبار شده بود توسط دولت پرداخت شد.»
جلالی همچنین از شهروندان خواست تا حریق و تخلفات در منابع طبیعی را به 2 خط تلفن 139 و 1504 اطلاع دهند.
گفتنی است ارتفاعات آبچیرک در منطقه دیل در گچساران درگیر آتشسوزی است. این قسمت جزو مناطق حفاظت شده محیط زیستی است.
علاوه بر نیروهای مردمی و نهادهای مختلف از جمله سازمان حفاظت محیط زیست و سازمان جنگلها در حال اطفا حریق هستند. وزارت نفت نیز با استفاده از هلیکوپتر اقدام به خاموش کردن آتشسوزی کرده است.
در آتشسوزی ادامه دار این منطقه یکی از نیروهای مردمی که برای کمک به اطفا حریق تلاش میکرد دچار مصدومیت شد.
پیش از این در آتشسوزی منطقه باشت یکی از فعالان محیط زیست دچار مصدومیت شد. این آتشسوزی در اردیبهشت ماه در در ارتفاعات شاه بهرام در نزدیکی کوه لار در استان کهگیلویهوبویراحمد رخ داد درآورد اولیه حدود ۳۰۰ هکتار از عرصههای جنگلی و مرتعی در این ارتفاعات طعمه حریق شد.
استاندار کهگیلویهوبویراحمد همچنین در 5 اردیبهشت اه در نشست خبری خود گفته بود که «مدتهاست پیگیر خرید بالگرد هستیم بحث جنگلها حاکمیتی است و اختصاص بالگرد به استان در آینده محقق میشود.»
کلانتری همچنین ظهار کرده بود: « قرار است اورژانس هوایی کشور چند فروند بالگرد ملکی بین استانها توزیع کند، افزود: قرار است یک دستگاه به استان اختصاص یابد.»
|پیام ما| ایران و چین روز گذشته بیانیه «ابتکار عمل آسیایی در حفاظت از میراث فرهنگی» را به مناسبت پنجاهمین سالگرد برقراری روابط دیپلماتیک دو کشور امضا کردند. طرفهای امضاکننده این بیانیه یعنی وزرای میراثفرهنگی دو کشور بر موارد مختلفی تاکید کردهاند از جمله همکاری بین کارشناسان و مدیران حرفهای میراثفرهنگی دو کشور، تبادل بازدیدها، برنامههای آموزشی مشترک و اشتراک اطلاعات. علاوه بر این طرفهای مبادله و همکاری در زمینه مرمت بناها و محوطهها، ارزیابی و نقشهبرداری از اموال میراثفرهنگی، حفاظت از میراثفرهنگی زیر آب و باستانشناسی مشترک را تشویق و حمایت میکنند و در زمینه مدیریت، نمایشگاه و پژوهشهای آکادمیک مجموعههای موزهای هم گام خواهند برداشت. این جزئیات در حالی منتشر شده که پیش از این با طرح این قرارداد، مخالفان و موافقان از ابعاد مثبت اقتصادیاش گفتند و مخالفان از سبک متفاوت مرمتگران چینی.
از دیگر مواردی که در این بیانیه عنوان شده معرفی نامزدیهای فراملی برای ثبت در فهرست میراث جهانی و در دسترس قرار دادن تجارب خود را در زمینه معرفی، حفاظت، مدیریت و نظارت بر اموال میراث جهانی است. همچنین قرار است طرفهای مبادله و همکاری جلوگیری از قاچاق غیرقانونی اموال فرهنگی را تشویق و پشتیبانی میکنند و با هدف حفاظت از میراثفرهنگی بشریت، تلاشهای مشترکی برای مبارزه با جرایم مرتبط با اموال فرهنگی، ایجاد شبکههایی برای استرداد و بازگرداندن اموال فرهنگی و تسهیل اشتراک اشیای گمشده فرهنگی خود با روشهای دیجیتالی بهکار میگیرند.
در جریان امضای بیانیه محمد کشاورززاده، سفیر ایران در چین گفت که سال ۲۰۱۹ علیاصغر مونسان، وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایع دستی برای شرکت در نشست تمدنهای کهن به چین سفر کرد و تفاهمهای خوبی بین دو کشور انجام شد اما با شیوع کرونا معلق ماند. در همان سال آثار موزه ملی ایران در موزه ملی چین در شهر ممنوعه به نمایش درآمد که شروع خوبی برای همکاریهای موزهای میان دو طرف بود و حالا برنامه همکاری جامع ۲۵ ساله ایران و چین نقطه عطفی در روابط دو کشور است.
محمدحسن طالبیان، معاون میراثفرهنگی وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایع دستی هم برگزاری نمایشگاههای موزهای و فراهم کردن زیرساخت لازم برای نشستهای تخصصی در زمینه حفاظت و مرمت از اشیای فرهنگی و تاریخی، همکاری در انتقال تجربیات متقابل در زمینه باستانشناسی زیر آب و برگزاری نمایشگاهی از اشیای فرهنگی و تاریخی حاصل از کاوش در مسیر جاده ابریشم را از دیگر فعالیتهای فرهنگی برای گسترش روابط بین دو کشور و دیگر کشورهای آسیایی در قالب این بیانیه دانست.
یک سال بحث
بر سر مفاد برنامه ۲۵ ساله
سال گذشته که به صورت رسمی صحبت از برنامهٔ ۲۵ ساله همکاریهای مشترک ایران و چین به میان آمد؛ مفاد مندرج در حوزه میراثفرهنگی یکی از مواردی بود که به سرعت دست به دست شد. در این بخش به موضوع مرمت آثار تاریخی و توسعه گردشگری و رونق صنایعدستی اشاره و بر مواردی در قالب برنامههای کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت عملیاتی بین دو کشور تاکید شد.
این سند که در ماهیت خود تلاش برای احیا جاده ابریشم جدید است، در ضمیمه سوم خود بخشی با عنوان «اقدامات اجرایی کوتاهمدت» دارد که در بند چهارم آن بر موضوعاتی همچون «همکاری در صنعت گردشگری با تمرکز بر توسعه زیرساختها»، «تسهیل جذب گردشگر از دو کشور»، «توسعه محصولات و خدمات گردشگری»، «پیشبرد همکاریها در زمینه میراثفرهنگی و صنایع دستی»، «برگزاری منظم جشنوارهها و نمایشگاههای فرهنگی دو کشور با بهرهگیری از ظرفیتهای سازمانهای مردم نهاد» و «تقویت انجمنهای دوستی چین و ایران» تاکید شده و در بخش عناوین اصلی همکاری ۲۵ ساله ایران و چین و در ضمیمه دوم این سند بر مشارکت در ساخت شهرهای گردشگری در بخش توسعه سواحل مکران نیز مورد تاکید قرار گرفته است.
از تیر ماه سال گذشته که این برنامه مطرح شد و ابعاد حوزه میراثفرهنگی آن هم تا حدودی مشخص شد؛ موافقان و مخالفانی دربارهاش اظهارنظر کردند. موافقان به ابعاد مثبت اقتصادی این اتفاق توجه کردند و منتقدانی مانند رامین ذبیحمند، راهنمای گردشگری چینیزبان به مسیله مرمت آثار پرداخت و فروردین امسال دراینباره به ایسنا گفت: «چینیها سبکهای مختلفی برای مرمت دارند، ضمن اینکه بافت و مواد تشکیلدهنده آثار تاریخی در ایران با چین متفاوت است. پایه بیشتر آثار تاریخی چین چوب است که قطعا شیوه مرمتی متفاوتی دارد. سبک معماری ایران بیشتر به ایتالیاییها نزدیک است. علاوهبر اینها، تا حالا از تخصص مرمتگران چینی در ارتباط با آثار مشابه ایران چیزی نشنیدهام. تا پیش از انقلاب مرمتگر ژاپنی در ایران داشتیم، ولی بعید میدانم چینیها در ایران کار کرده باشند. فکر نمیکنم چینیها درباره مرمت آثار تاریخی ایران حرفی برای گفتن داشته باشند، مگر این که آنها خواسته باشند از تجربه ایران استفاده کنند. به هر حال چینیها در زمینه مدیریت جمعیت، تهیه مدیا و دیجیتال و مارکتینگ قوی هستند و میتوان از این مزیت و علم آنها بهره برد.»
برای قضاوت زود است
حالا با امضای این بیانیه، این سند در حوزه میراثفرهنگی یک گام جدید برداشته است. گامی که به گفته مصطفی راستی دوست، معاون اسبق پژوهشکده باستانشناسی هنوز نمیتوان به درستی درباره آن نظری داد و باید منتظر ماند و دید در حوزه عملی چه اتفاقی میافتد «صحبت از تشکیل اتحادیه منطقهای در حوزه میراث مدتی است در دستور کار بوده و حالا این بیانیه و صحبت از موارد مختلف در حوزه آثار باستانی، مرمت و حفاظت از سویی می تواند خوب و مفید باشد. به شرط آنکه منافع ملی در آن حفظ شود و وقتی کار به عمل میرسد هم شاهد اتفاقات خوبی باشیم.»
او به «پیام ما» میگوید تا زمانیکه این بیانیه اجرایی نشود و گامهای عملیاتی آن برداشته نشود نمی توان با جهتگیری و قضاوت با آن روبهرو شد. چرا که عناوین مطرح شده در این بیانیه خوب است هرچند هنوز نمی دانیم در عمل چه پیش خواهد آمد. «متاسفانه ما در همه حوزهها قوانین خوبی داریم اما وقتی این قوانین به عمل میرسند با نواقض گستردهای روبهرو میشویم. در زمینه میراثفرهنگی هم از سال ۱۳۰۹ قوانین دقیقی نوشته شده اما زمان عملیاتی شدن نتیجه مطلوب نداشتهاند و مسایل مدیریتی و کمبود بودجه و … همیشه مطرح شده است.»
راستیدوست همچنین به همکاریهای موجود میان میراثفرهنگی ایران با کشورهای دیگر اشاره میکند و میگوید این همکاریها با دانشگاهها و پژوهشکدههایی کشورهایی چون ایتالیا و فرانسه و بسیاری دیگر از کشورها در جریان است. «روابط ایران و چین، روابط جدیدی نیست. اسناد تاریخی و آثار از حضور و رابطه متقابل گسترده میان ایران و چین میگویند. برای مثال وقتی به محوطه و سایتهای سیراف یا کیش مراجعه کنیم نمونههایی از حضور چینیها را میبینیم و این در حالی است که در بندر کانتون چین هم حضور ایرانی از سدهها قبل محسوس است و برای نمونه این بندر فانوسی دریایی دارد که میگویند از روی فانوسهای دریایی ایران ساخته شده.» او میگوید این روابط از گذشته تاکنون و از سویی حضور جاده ابریشم عاملی است تا نشان دهد ایران با آسیای شرقی روابطی قدمت دارد. «ما در ابتدا باید مشکلات موجود در کشور خودمان در حوزه میراث و حفظ آنها را حل کنیم. مشکلات ما در داخل گسترده است. برای مثال ما از دهه چهل تاکنون نتوانستهایم یک نقشه باستانشناسی برای کشور داشته باشیم و هیچکس نخواسته این طرح عملیاتی شود و یا طرح جامع کاداستر در حوزه میراثفرهنگی مغفول مانده و در نتیجه هر دستگاه و ارگان اجرایی به راحتی به محوطه و حریم آثار وارد میشود و تخریب میکند.»
او میگوید دستگاههای اجرایی میراثفرهنگی را آنطور که باید جدی نمیگیرند و مدیریت میراثفرهنگی هم با مشکلات بسیاری روبروست. در صورتیکه اگر این حوزه مدیریتی یکپارچه و قوی و هوشیارانه داشت؛ نگرانی از ارتباط با کشورهای دیگر وجود نداشت و اتفاقا باعث خوشحالی بود که در زمینه حفاظت از آثار یا طبقهبندی اسناد و … اطلاعات به روزی از آنها دریافت کنیم.
