بایگانی مطالب نشریه
با کمآبی شدید بایدسازگار شویم
بهدلیل افت شدید بارندگی در سال آبی 99-1400 ، در تابستان با مشکل کمآبی روبهرو هستیم. تا پایان سال ۹۹ تنها چهار استان کشور بارش نرمال داشتهاند. استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان بین ۸۰ تا ۸۵ درصد کاهش، نسبت به بارش متوسط و نرمال را در سال پیش داشتهاند. متوسط بارندگیهای کشور ما در سال آبی ۹۸- ۹۷ با ثبت ۳۴۲ میلیمتر سبب شد این سال رکورد پربارش ترین سال را در ۵۰ سال گذشته بزند. هرچند در سال بعد یعنی ۹۹-۹۸ میزان بارش ۳۱۷ میلیمتر بود و میانگین کمتری ثبت شد. رییس مرکز ملی خشکسالی و مدیریت بحران سازمان هواشناسی در فروردین 1400 گفت که بارش های بهار امسال حدود ۸۵ درصد زیر حد نرمال بارشهای بهاری بوده است. براساس آمار درحالیکه باید متوسط بارشهای بلند مدت ۱۲۷ میلیمتر باشد، این مقدار امسال به ۴ میلیمتر رسیده است. به زبان دیگر در فروردین که بارشهای بسیار کمی داشتیم.
سازمان جهاد کشاورزی خوزستان روز شنبه هفتم فروردین از نابودی حدود ۱۰۰ هزار هکتار از گندمزارهای دیم این استان بهدلیل خشکسالی و کمبود بارش در سال زراعی ۱۳۹۹-۱۴۰۰ خبر داد. وضعیت بحرانی آب در استان سیستان و بلوچستان از خالی شدن بعضی روستاها در این استان از سکنه و موج مهاجرت را از آن موجب شده است. یک راهکار مهم برای نفوذ بارشها در زمین و ذخیره آن است که قدرت اکوسیستم را در مواجهه با خشکسالیهای بعدی بالا میبرد و با استفاده از این امکان در ترسالی، خسارت سیل در خشکسالی و مشکلات کم آبی را به حداقل میرساند و باعث پایداری اکوسیستم منطقه میشود. در لایحه بودجه سال ۱۴۰۰، بودجهای حدود ۲۸ میلیارد و ۳۰۰ میلیون تومان (حدود 1.4 میلیون دلار) برای عملیات آبخیزداری، ایمنسازی حوضههای آبخیز در برابر سیل و حفاظت از خاک در نظر گرفته شده است. در حال حاضر احداث یک مترمکعب سازه مکانیکی و سنگی حدود ۵۰۰ هزار تومان هزینه دارد.
مدیریت ریسک شامل پیشگیری، اجتناب، آمادگی، پاسخ و بازسازی است . در مدیریت آب، مدیریت ریسک سوانح مستلزم شناسایی مناطق مستعد مخاطرات و اقدامات حفاظتی اعم از سازهای و غیر سازهای با هدف کاهش معرضیت و آسیب پذیری در برابر مخاطرات است. فرایند برنامه ریزی اضطراری افراد ، تیم ها ، سازمان ها و جوامع را قادر می کند تا روابط کاری برقرار کند که هنگام مواجهه با یک بحران به کار بیاید. مدیریت اضطراری مخاطرات آب و هوایی از جمله سوانح بطئی (خشکسالی) و سریع (سیل) است. بخشی از عملیات اضطراری استقرار سازه های کنترل موقت سیلاب، مخازن آب یا توزیع آب و بطری و مواد غذایی دستگاههای تصفیه آب متحرک و سرویسهای بهداشتی است. واکنشهای اضطراری محدودیتهای آب و سهمیه بندی نیز هست.
در خشکسالی، واکنشهای اضطراری شامل انتقال آب و مقررات محدود کننده برداشت آب برای نیروگاههاست. در میانمدت و دراز مدت باید برای شیوههای جدید زندگی و معیشت و کسب و کار مناسب با کمآبی شدید هماهنگ شویم.
باشگاه مشتریان بستری برای تعامل با صادرکنندکان
مدیر امورشعب و بازاریابی بانک توسعه صادرات ایران ایجاد تعامل ساختاریافته با صادرکنندگان و مشتریان این بانک را از اهداف مهم باشگاه مشتریان عنوان کرد و گفت: ما به دنبال ارائه و پیاده سازی استراتژی های وفادارسازی مشتریان با استفاده از سامانه باشگاه مشتریان و اتصال این سامانه به سامانه های بانکی و پرداخت و ایجاد بانک اطلاعات مشتریان هستیم.
به گزارش پایگاه خبری اگزیم نیوز، در دومین اتاق فکر بانک توسعه صادرات ایران که به همت مدیریت امور شعب و بازیابی این بانک برگزار شد، راهبردهای باشگاه مشتریان بررسی گردید.
دکتر حبیب احمدی مدیر امور شعب و بازاریابی این بانک گفت: حفظ مشتریان فعلی و وفادارسازی آنان، توسعه بازار و ایجاد ظرفیت های جدید صادراتی و همچنین تسهیل فرآیند صادرات در عرصه تجارت خارجی و پوشش حداکثری صادرات از اهم راهبردهای باشگاه مشتریان بانک توسعه صادرات ایران است.
وی افزود: باشگاه مشتریان بانک توسعه صادرات ایران با هدف جذب بیشتر مشتریان، در سال گذشته ۱۷ نشست تخصصی و دوره آموزشی ارزی و اعتباری در استان های مختلف به صورت مجازی وغیر حضوری برگزار کرده است.
به گفته این مدیر بانکی، بانک توسعه صادرات ایران با تخصیص امتیاز، تخفیف و پاداش ها و همچنین مدیریت محتوا و اطلاع رسانی و مشاوره های تخصصی و غیر حضوری تلاش دارد ظرفیت های این بانک توسعه ای را به مشتریان معرفی کند.
احمدی اظهار داشت: بانک توسعه صادرات به منظور اعمال تخفیف در نرخ کارمزدها برای اعضای باشگاه مشتریان با شرکت کارگزاری توسعه صادرات، شرکت صرافی و چند شرکت دیگر این بانک که خدمات مختلفی ارائه می دهند، تفاهم نامه منعقد کرده است.
مدیر امور شعب و بازاریابی بانک توسعه صادرات ایران افزود: باشگاه مشتریان، برای مشتریان تخصصی خود، کمپین های ویژه برگزار می کند و تاکنون دو کمپین “صادرات به روسیه” و “شرکت های دانش بنیان”را برگزار کرده ، ضمن آنکه برگزاری نشست های تخصصی و دوره های آموزشی این بانک در شعب سراسر کشور تداوم خواهد داشت.
احمدی با تاکید بر اهمیت مدیریت محتوا و اطلاع رسانی در باشگاه مشتریان، گفت: اخبار رویدادهای اقتصادی و بانکی در حوزه صادرات و واردات کالا و خدمات و مناقصات بین المللی در اختیار مشتریان قرار می گیرد.
وی اضافه کرد: مشتریان بانک توسعه صادرات ایران می توانند آخرین اطلاعات در بخش خطوط اعتباری فعال بانک در بخش بین الملل و اطلاعات مربوط به نحوه ارائه خدمات به شرکت های دانش بنیان را از باشگاه مشتریان دریافت کنند.
به گفته مدیر امور شعب و بازاریابی بانک توسعه صادرات ایران، امتیاز مشتری در این بانک حاصل مجموع امتیاز عملکردی و امتیاز فعالیت در باشگاه است.
احمدی در ادامه این نشست مجازی، پیشنهاد ارائه شده توسط شعب بانک توسعه صادرات ایران را در جهت بهبود عملکرد باشگاه مشتریان مطرح کرد.
وی گفت: مواردی مانند در نظر گرفتن تخفیفات ویژه برای مشتریان متناسب با سطوح عضویت و افزایش سقف تسهیلات شعبه برای مشتریان VIP در حد سقف تسهیلاتی مرکز می توانند در جذب بیشتر مشتریان موثر واقع شوند.
مدیر امور شعب و بازاریابی بانک توسعه صادرات ایران افزود: ارائه خدمت تبلیغات رایگان محصولات مشتریان سطوحVIP و طلایی در سامانه باشگاه مشتریان و همچنین افزایش سقف انتقال وجه در سیستم بانکداری اینترنتی اشخاص حقوقی از پیشنهادات مناسب دیگری است که شعب برای تقویت عملکرد باشگاه مشتریان ارائه داده اند.
در این نشست مجازی پیشنهادات دیگری مانند اتصال باشگاه مشتریان به CBRM برای دریافت اطلاعات سطح فعالیت مشتری در باشگاه و برخورداری از تخفیف به صورت اتوماتیک و آنلاین و نیز استفاده از سامانه رهگیری درخواست های اعتباری مشتریان( ردا) مطرح شد.
به گزارش پایگاه خبری اگزیم نیوز مدیران ارشد و روسای شعب بانک توسعه صادرات ایران،حاضر در نشست مجازی اتاق فکر، ضمن ارائه نظرات خود پیرامون باشگاه مشتریان، از پیشنهادات مطرح شده استقبال کردند.
انتخاب بجا و شایسته جنابعالی به سمت سرپرست اداره کل روابط عمومی و همکاری های بین الملل بانک کشاورزی، که نشان از درایت، لیاقت و توانمندی شما دارد را صمیمانه تبریک و تهینت عرض نموده و رجای واثق داریم تعهد و کارآمدی های برجسته شما نوید بخش دستیابی هر چه بیشتربه قله های رفیع پیشرفت و توسعه خواهد بود.
شیرهای میدان حر تخریب شدند. احجامی که همواره کنار مجسمه نبرد «گرشاسب و اژدها» بودند و همواره اطراف میدان حر به چشم میآمدند، بدون خبر قبلی از بین رفتند و این به چشم شهروندان ساکن در منطقه نیز آمد. تندیس نبرد گرشاسب و اژدها به گواه تاریخ در سال ۱۳۱۵ در این محوطه که پیشتر به میدان باغشاه شهره بود، نصب شد. درست بعد از آزادسازی آذربایجان از شوروی و حزب دموکرات. مجسمه را غلامرضا رحیم زاده ارژنگ ساخته، همان مجسمهسازی که شمایل انوشیروان دادگر را هم در کاخ دادگستری ثبت کرده است. تندیس میدان حر همچنین در سال ۹۸ در فهرست آثار ملی ایران ثبت شد. دیروز اما تقدیر تلخی برای این مجسمه رقم خورد.
شیرهای میدان حر که همواره نام و تصویرشان به مجسمه اصلی گره خورده بود، از شمایل افتادند. بیسر شدند. از آن همه یال و کوپال، تنها بتنی باقی ماند. علت در دقایق ابتدایی روشن نبود. میراثفرهنگی و شهرداری هرکدام توضیح متفاوتی برای این اتفاق داشتند. علی اعطا سخنگوی شورای شهر تهران، جزو اولین مسئولان شهری بود که به ماجرا واکنش نشان داد. او در نامهای از مدیریت شهری خواست تا علت این اتفاق را شرح دادند و دست کم شهرداری درباره این اتفاق پاسخگو باشد. او در نامهای خطاب به معاون شهردار تهران نوشت: «با توجه به حساسیتهای ایجاد شده در رابطه با شیوه مرمت مجسمههای میدان حر و طرح دغدغه و نگرانی از منظر توجه به میراثفرهنگی، شایسته است، دستور فرمایید در اسرع وقت گزارش موضوع ارائه شود.»
مسئولان میراثفرهنگی اما در آن سوی ماجرا علت تبدیل شدن شیرهای میدان حر به تکهای بتنی را مرمت غیراصولی خواندند که میراثفرهنگی اصلا در جریانش نبوده است. مرتضی ادیب زاده، معاون میراثفرهنگی استان تهران در همین راستا به ایسنا گفته: «شهرداری هر اقدامی با هر عنوانی در محدوده میانی میدان انجام دهد باید از اداره کل میراثفرهنگی استان تهران استعلام بگیرد. مرمت مجسمههای این میدان بدون هماهنگی و اطلاع ما بوده است.» او همچنین گفته که صبح دیروز (سهشنبه چهارم خردادماه)، عوامل یگان حفاظت به محل اعزام شدند و پروژه متوقف شد تا بررسی و اقدامات لازم در این زمینه انجام شود.
کار زیباسازی بود
میزان تخریبها آنچنان که از تصاویر روشن است، جزیی نبوده است. از شیرها تنها تنهای بتنی باقی مانده است، با این حال کارشناسان میراثفرهنگی میگویند، تنها بعد از ارزیابیهای دقیق میتوان میزان تخریب را یافت. مرمت شیرهای میدان حر اما در دست سازمان زیباسازی بوده، این را مدیر روابط عمومی شهرداری منطقه ۱۱ به پیام ما میگوید. علی اسماعیلزاده میگوید شهرداری منطقه تنها امکانات لجستیکی را در اختیار سازمان زیباسازی قرار داده اما پیمانکار از طریق همین سازمان انتخاب شده است. موضوعی که البته فراخوان سازمان زیباسازی در زمستان سال ۹۹ هم آن را تایید میکند. فراخوانی که در آن روی حفظ المانهای میدان حر مانند مجسمه شیرها تاکید شده بود اما در بخش دیگری آمده بود که با در نظرگرفتن شرایط ساخت مجدد مجسمهها از جنس بتن و قالب گیری از مجسمههای فعلی و مدلاژ مخصوص ساخت مجسمه بتنی در این فراخوان شرکت کنند.
شهرداری:
نیازی به اجازه از میراثفرهنگی نبود
حالا بعد از اتفاقی که دیروز رخ داده است، سازمان زیباسازی هم توضیحاتی درباره مرمت مجسمههای شیر میدان حر داده است. او در بیانیهای که از سوی روابط عمومی منتشر شده، توضیح داده که تنها اثر اصلی که ساخته رحیمزادهارژنگ است، در میدان که ثبت ملی شده و تنها برای مرمت این اثر بوده که شهرداری نیاز به اجازه از میراثفرهنگی داشته است. این بیانیه همچنین توضیح داده که اثر اصلی که رحیم زاده ارژنگ آن را ساخته سالم و دست نخورده است و تنها مجسمههای شیر در اطراف میدان که فرسوده شده بودند، مرمت شدند. شاپور دیوسالار، معاون فرهنگی سازمان زیباسازی شهر تهران، براساس بیانیهی سازمان زیباسازی همچنین گفته مجسمه شیرهای اطراف اثر اصلی، ثبت ملی نیستند، قرار گرفتن این تندیسها در معرض فعل و انفعالات جوی و جنس نه چندان پایدار فایبرگلاس به کار رفته در بدنه این آثار، باعث شد که شکل نامناسبی ایجاد شود و چهرهای زشت و زننده به این اثر ملی بدهند بر همین مبنا و با توجه به وظیفه سازمان زیباسازی که متولی مرمت و تولید حجم و مجسمه در سراسر شهر است، بنا بر این شد که این چند مجسمه مرمت شوند. دیوسالار همچنین گفته با استفاده از متریال بتن، تغییری در شکل مجسمهها رخ نداده و هفته آینده پس از جابهجایی و نصب پایههای تازه مرمت به پایان میرسد و مجسمهها در کنار میدان حر قرار میگیرند. با وجود این توضیحات اما حجت نظری، سخنگوی کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر تهران، میگوید اگر قصور محرز شود، شورا با آن برخورد میکند. او در گفتوگویی تاکید کرده، «نباید این شیرها تخریب میشد و تصمیم به مرمت این میدان نیز باید با حفظ اصل مجسمهها انجام میشد، در صورتی که هرگونه تقصیر و کوتاهی در این زمینه محرز شود با عاملان آن برخورد خواهیم کرد.»
اما این نخستین بار نیست که مجسمههای شیرسنگی میدان حر در رسانهها جا باز میکنند، مجسمههایی که در کنار مجسمه میدان فردوسی، بعد از انقلاب سرجای خود باقی ماندند و تخریب نشدند. احمد مسجدجامعی، عضو کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر تهران اسفند ماه سال گذشته درست چند ماه بعد از فراخوان سازمان زیباسازی نسبت به بیتوجهی به مجسمه میدان حر تذکر داده بود، او در صحن شورا گفته بود که عمده مجسمههای شهر عکسهای پرسنلی کم حجم شده هستند و تنها مجسمه میدان حر نماد اساطیری شهر است : «در مورد شان این مجسمه باید بگویم که نشان دهنده پایان اشغالگری توسط شوروی است که هم نشان دهنده یک برهه تاریخی است و هم مشارکت را نشان میدهد و به شهرداری تذکر میدهم که چرا به این هنر ارزشمند و یگانه شهر بها نمیدهد.» تذکری که به نظر جدی گرفته شد اما نتیجهای معکوس داشت.
دیروز وزیر نیرو در سخنانی بابت «تمام مضیقهها و فشارها» از مردم عذرخواهی کرد. مضیقهها و فشارهایی که در روزهای اخیر بر تمام مشکلات و بحرانهای موجود در زندگی مردم اضافه شده است. قطعی برق در روزگاری که وابستگی مردم به اینترنت و برق به حداکثر میزان ممکن رسیده است، تنها در «خاموشی» خلاصه نمیشود. برای بسیاری از مردم قطع شدن برق مساوی با چالشهای جدی در انجام امور روزانه است. از طرفی، بسیاری از بیماران از جمله مبتلایان به کووید 19 که نیازمند دریافت اکسیژن هستند، با قطعی بیبرنامه برق نه تنها دچار «مضیقه و فشار» میشوند که جانشان هم به خطر میافتد.
چشمان نگران زیادی این روزها به دستگاه اکسیژنساز دوخته شده است. بیمارانی که نفسشان به این دستگاهها بند است، روزهای سختی را میگذرانند. از سویی قطعی مکرر و بیبرنامه برق شرایط جسمیشان را بحرانی میکند و از سویی با وارد شدن آسیب فنی به این دستگاهها در اثر نوسان برق، هزینه و فشار اقتصادی مضاعفی به آنها تحمیل میشود. بسیاری از بیماران روی تخت بیمارستان این نگرانیها را در کنار رنج بیماری تحمل میکنند. هرچند مدیرعامل شرکت توزیع نیروی برق تهران اعلام کرده بود: «برق مراکز حساس درمانی و بیمارستانها به طور مستمر تامین و تحت هیچ شرایطی قطع نمیشود» اما آنچه در روزهای اخیر اتفاق افتاد با آنچه وعده داده شده بود، تفاوت داشت.حسین کرمانپور مدیرکل روابطعمومی سازمان نظام پزشکی در خصوص آسیب قطعی برق به بیماران و بیمارستانها به ایسنا گفته: «قطعیهای مکرر با توجه به زیرساختهایی که در اکثر بیمارستانها قدیمی هستند، به وسایل و ابزاری آسیب میرساند که قیمتهای میلیاردی دارند. به هر حال در وضعیت تحریم، نداشتن ارز برای خرید تجهیزات پزشکی و… اینکه خودمان هم صدمهای وارد کنیم، مشکلساز میشود.» کرمانپور معتقد است: «برخلاف ادارات دولتی، نمیتوان به بیمارستانها گفت که کولر را خاموش کنند. زیرا در این صورت بیماران ممکن است آسیب ببینند. دما باید در حد متعارف ۲۴ درجه باشد و تهویه هم باید در بیمارستان مناسب باشد. از طرفی بیمارانی هستند که به دلیل آسیب بالای ریوی تا مدتها باید از دستگاههای اکسیژنساز استفاده کنند و آن را خریداری کرده یا اجاره کنند. استفاده از این دستگاهها به برق نیاز دارد و اگر برق قطع شود، اکسیژن این بیماران هم قطع میشود و میتواند آسیبشان را جدی کند. برخی بیماران به دلیل کاهش تختهای آیسییو، در خانه تحت مراقبت قرار میگیرند و بخشی از وسایل و تجهیزات مراقبتی که در منزل از آن استفاده میکنند، برقی است و اگر برق قطع شود، نمیتوان وضعیت آنها و سطح اکسیژن خون و… را رصد کرد و ممکن است آسیب جدی به آنها وارد شود»
علاوه بر مشکلاتی که قطعی برق برای بیماران ایجاد کرده است، کشاورزان نیز در کنار تبعات خشکسالی با مشکلات ناشی از قطع برق درگیرند. سید جعفر حسینی مشاور عالی نظام صنفی کشاورزی و منابع طبیعی کشور به خبرگزاری مهر گفته: «محصول گندم در بسیاری از مناطق کشور در حال رشد است و نیاز شدید به آبیاری دارد. سابقه نداشته در چنین فصلی از سال دچار این همه قطعی برق باشیم و چنین تنشی به گندم وارد شود. امسال با خشکسالی هم مواجه هستیم و باید حداکثر اقدامات برای کم کردن تبعات آن انجام شود» آرش نبیزاده مدیرعامل اتحادیه سراسری ماهیان سردآبی هم از تلفات 90 تا 95 درصدی در برخی از استخرهای پرورش ماهی در اثر قطع برق خبر داده و گفته در مراکز مکانیزه، تولید بیشتر با میزان آب کمتر، با افزایش تراکم ماهیان در واحد سطح انجام میشود که نیاز به تجهیزاتی دارد که وابستگی مستقیم به برق دارند، از جمله تجهیزات مربوط به اکسیژن دهی، گردش آب و گندزدایی که با قطع برق از کار افتاده و تلفات بالای ماهیها را به همراه دارد. شاید روزگاری عنوان «خاموشی» برای قطع شدن برق در شهرها عنوان مناسبی بود، اما این روزها که بخش عمدهای از فعالیتهای روزانه مردم به صورت آنلاین انجام میشود، قطع شدن همزمان برق و اینترنت مشکلات عدیدهای را برای آنها به وجود میآورد. شاید اوج این مشکلات را بتوانیم در اتفاق نادری که برای شطرنجبازان ایرانی در پی قطعی برق رقم خورد مرور کنیم. شطرنجبازان ایرانی روز دوم خرداد به دلیل قطع برق فدراسیون موفق نشدند مسابقه خود را به پایان برسانند. فدراسیون شطرنج اعلام کرد مسابقات قهرمانی آسیا امسال به دلیل شیوع کرونا به صورت آنلاین برگزار شد، در این مسابقات هر گونه قطعی ارتباط ورزشکاران، سبب حذف اتوماتیک آنها میشود تا مانع از تقلب شود. قطع شدن برق فدراسیون شطرنج باعث جا ماندن بعضی از شطرنج بازان ایرانی از این دور رقابتها شد که احسان قائممقامی استاد بزرگ شطرنج هم جزو آنان بود.
دیروز وزیر نیرو بابت قطعی برق از مردم عذرخواهی کرد، اما صرف عذرخواهی نمیتواند فشار روحی که خانوادههای بیماران با شرایط خاص این روزها تحمل میکنند را کاهش دهد. دانشجویان، دانش آموزان، کارمندانی که به دلیل شرایط موجود ناشی از شیوع کرونا دورکار هستند، کشاورزان، صاحبان کسبوکارهای اینترنتی و… در کنار تمام مشکلاتی که این روزها با آن درگیر هستند، باید نگران قطعی برق هم باشند. عذرخواهی مسئولان شاید در مواردی سنتی نیکو باشد اما وقتی تنها کاری است که آنها انجام میدهند باری از دوش مردم کم نمیکند. تحلیلهای بسیاری در زمستان سال گذشته و ابتدای تابستان امسال درباره علل بحرانی شدن وضعیت برق مطرح شد. بعضی خشکسالی را عامل اصلی میدانند و بعضی فرسودگی سیستم توزیع و برخی هم داغ شدن بازار رمزارز را، بسیاری اما معتقدند ریشه تمام این مشکلات «ضعف مدیریت» است. حمیدرضا صالحی رئیس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی ایران با تاکید بر اینکه عامل اصلی قطعی برق مشکلات مدیریتی است، به خبرگزاری مهر گفته است: «هم اکنون ۹ تا ۱۰ هزار مگاوات کمبود برق در شبکه داریم، این در حالی است که کمبود برق از قبل قابل پیشبینی بود و ما هم بر سرمایهگذاریهای جدید در این بخش تاکید کرده بودیم. انتقال تعمیرات نیروگاهها از زمستان به بهار را یکی دیگر از عوامل کاهش تولید برق در شبکه است. در حال حاضر۴ نیروگاه در فرآیند تعمیرات قرار دارند که به این ترتیب حدود ۲ هزار مگاوات تولید برق با این تعمیرات کاهش یافته است» چندی پیش مدیر بهرهبرداری نیروگاههای سازمان آب و برق خوزستان در رابطه با مشکلاتی که انجام نشدن تعمیرات سالانه نیروگاهها به «پیامما» گفته بود حدود 250 مگاوات کاهش تولید نیروگاههای استان به دلیل انجام نشدن تعمیرات نیروگاه شهید عباسپور است. به گفته ایمان گرامیمقدم واحد 3 نیروگاه عباسپور به دلیل عدم تامین نقدینگی جهت انجام تعمیرات سالانه از مدار خارج شده است. طرح مشکل در توان تامین نقدینگی جهت انجام تعمیرات سالانه از سوی وزارت نیرو در حالی مطرح میشود که این وزارتخانه در ماههای اخیر به گواه اخبار رسمی که منتشر کرده است، مبالغی را به واحدهای صنفی و مسکونی پرداخت کرده است که در اثر قطعی برق دچار خسارت شدهاند و از سوی دیگر مبالغی نیز به عنوان پاداش برای افرادی که استخراجکنندگان غیرمجاز رمزارز را معرفی کنند در نظر گرفته است. با این شیوه تخصیص اعتبارات به نظر میرسد مسئولان وزارت نیرو سرنا را از سر گشادش میزنند.
یک پلاک برای خانه خانواده «میسالیدیس»
عکاسخانه خانه و عکاسخانه «ژرژ یونانی» بالاخره شماره ثبت گرفت. با این اتفاق یک بار دیگر خطر از بیخ گوش این بنای خیابان «زند» آبادان که از اولینهای معماری تلفیقی ایرانی-اروپایی در این شهر است، گذشت. در حالی که در سالهای گذشته فرسودگی و موریانه زدن بنای عکاسخانه، رنگآمیزی دیوارهای بیرونی و ماجرای فروش این بنا از سوی مالکان، عکاسخانه را پیدرپی به تخریب، تهدید میکرد و اداره میراث فرهنگی هم توان خریدنش را نداشت، حالا ثبت ملی امید تازهای برای نگهداری از این بنای تاریخی آبادان شده است. هرچند ثبت در فهرست آثار ملی همیشه بناها را از ویرانی دور نمیکند و نمونه آن در خود آبادان هم بسیار است.
دیروز خبر رسید که وزیر میراث فرهنگی و معاونش پای نامه ثبت خانه ژرژ یونانی را امضا کردهاند. در این نامه آمده است: «در اجرای ماده واحد قانون ثبت آثار ملی مصوب آذر ۱۳۵۲، بند (ج) ماده واحده قانون تشکیل سازمان میراث فرهنگی کشور مصوب ۱۳۶۴، بند ششم ماده سوم قانون اساسنامه سازمان میراث فرهنگی کشور مصوب ۱۳۶۷؛ اثر فرهنگی-تاریخی؛ خانه و عکاسخانه ژرژ (جرج) یونانی به دلیل شأن ملی و تاریخی به نشانی استان خوزستان، شهرستان آبادان، بخش مرکزی، شهر آبادان به شماره ۳۳۱۵۷ مورخ ۲۶/۰۹/۱۳۹۹ در فهرست آثار ملی ثبت شد.»
خانهای که پلاک گرفته قصههای بسیاری در دل دارد و تاریخچهای عجیب از جنگ و کوچ. روزگاری خانواده «میسالیدیس» به دلیل جنگ جهانی دوم از یونان کوچ کردند و به شهری فرسنگها دورتر آمدند؛ آبادان، شهری که در تاریخش میزبان ملیتها، فرهنگها و ادیان مختلف بوده است. این خانواده در خیابان زند، ساختمانی را بنا کردند که به نام عکاسخانه ژرژ معروف است و خاطرات بسیاری از شهروندان آبادان در آن ثبت شده. خاطرات آبادانیهای نسل گذشته در این عکاسخانه، ماندگار شد تا اینکه آبادان بار دیگر درگیر جنگ شد و خانواده میسالیدیس بار دیگر آواره شدند و عکاسخانهای که از آنها به یادگار باقی مانده بود، از جنگ هشت جان سالم به در برد. ژرژ یونانی با کشیدهشدن جنگ به شهر، به اصفهان مهاجرت کرد و در سالهای بعد همان جا جان سپرد و ورثه او هم خانه را فروختند و هیچ وقت به آبادان برنگشتند. بنا از همان وقت خالی از سکنه شد؛ مثل دیگر ساختمانها و خانههای این شهر که یا تغییر کاربری دادند، یا رها شدند. حالا عکاسخانه، مرد عکاس و آلبومهای به جا مانده، خاطره مشترک آبادانیها از این خانواده است.
سرنوشت یک خانه صد ساله
عکاسخانه ژرژ یونانی، رو به ویرانی بود. این را دیگر همه میدانستند. بنا آنقدر از یاد رفته بود که دو سال پیش شهرداری آبادان صورتش را بزک کرد، رنگ دیگری به آن زد و روی در و دیوارش پنجره و گل کشیدند؛ بی اینکه مهم باشد این ساختمان تنها بازمانده حضور یونانیان در آبادان است. ساختمان بزک شده با آن ترکهای عمیق روی دیوار، هیچ شباهتی به خانه عکاسباشی سرشناس شهر نداشت. همان روزها بین فعالان میراث فرهنگی چو افتاد که قرار است این ساختمان تخریب شود. عکاسخانه ژرژ که از هشت سال جنگ جان به در برد، گاه و بیگاه، تهدید میشد به ویرانی. شهرداری هر بار تصمیمات متفاوتی برای عکاسخانه میگرفت. مثلا 9 سال پیش پلاکاردهایی جلوی ساختمان ژرژ یونانی نصب کردند و با توپ و تشر به مالک تذکر دادند که یا با شهرداری برای فروش مذاکره کند یا بنا را تخریب خواهند کرد. مالک پیشین میگفت به خاطر سه نخلی که در حیاط این خانه است، دلش به تخریب راضی نیست و به همین دلیل در تمام این سالها آن را نفروخته.
عکاسخانه در سالهایی با حکم تخریب شهردارهای مختلف تهدید به ویرانی میشد، شماره ثبت اضطراری داشت. وعدههای بسیاری برای نجاتش میدادند. میگفتند قرار است این خانه موزه عکاسی آبادان میشود اما نشد. میگفتند مرمتش میکنیم اما نمیکردند. اینطور بود که ساختمان صد سال، هر روز فرسودهتر شد و با تغییر چهره شهر رفتهرفته شهرداری منطقه یک آبادان هم همسایهاش شد. در سالهای بعد اداره میراث فرهنگی آبادان بعد از هر تهدید اعلام میکرد که پولی برای خرید بنا ندارد و در عوض با منطقه آزاد اروند در حال مذاکره است تا به خرید بنا راضیشان کند اما این اتفاق هم نیفتاد. حالا دوستان و آشنایان مالک میگویند او به تخریب راضی نیست.
برنامه مرمت و راهاندازی موزه عکس
آذر پارسال بود که خبر خوب دیگر رسید: عکاسخانه ژرژ یونانی ثبت ملی و مرمت میشود. قدرتاله طمیمیان، معاون فرهنگی، اجتماعی و گردشگری سازمان منطقه آزاد اروند گفت که با مالک عکاسخانه ژرژ یونانی توافق شده و این بنا زیر نظر مدیریت میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری سازمان منطقه آزاد اروند، مرمت و احیا خواهد شد. او حتی از همه وعدههای پیشین هم گفت اما این بار وعدهها رنگ امید داشت. «با توجه به پیشینه ساختمان معروف به ژرژ یونانی، قرار بر این شد که پس از پایان مرمت، عکاسخانه ژرژ یونانی تبدیل به موزه عکس و رستوران یونانی شود.» اینطور که منطقه آزاد و مالک توافق کردهاند قرار بر این است که مشاوری دارای صلاحیت و سابقه کار در مرمت آثار تاریخی، طرح مرمت و احیا را تهیه کند و بعد از تایید طرح از سوی مدیریت میراث فرهنگی منطقه آزاد اروند، پیمانکار منتخب طرح را اجرا کند. او گفت که همزمان با این کارها، ثبت هم انجام میشود و حالا یکی از وعدهها عملی شده است.
نام مالک پرویز شوکت است و اینطور که به نظر میرسد، به عکس بسیاری از مالکان بناهای ارزشمند و تاریخی، به ثبت ملی رضایت داشته است. او پیش از این هم به دنبال این بود که سرمایهگذاری پیدا شود تا عکاسخانه را مرمت کند و بعد تغییر کاربریاش دهد. سفرهخانه، اقامتگاه سنتی و گالری و موزه عکاسی برای کاربری عکاسخانه پیدا شده بود اما تا پیش از این هیچ سرمایهگذاری پیدا نشد.
مطالبهگری برای میراث فرهنگی
اینطور که جمال عامری نسب، رئیس اداره میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی آبادان به میراث آریا گفته، در این سالها دوستداران میراث فرهنگی آبادان که همیشه به عنوان یک گروه مطالبهگر در حوزه آثار تاریخی حضور داشتهاند، برای نجات عکاسخانه ژرژ یونانی سنگ تمام گذاشتهاند. پیگیریهای اداره کل میراث فرهنگی خوزستان و اداره آبادان از سال 97-98 آغاز شده است.
عامری میگوید: «علیرغم مشکلاتی که وجود داشت ولی با علاقمندی مالک به اثر ارزشمند ژرژ یونانی وی در حفظ و مرمت اثر همکاری کرد و در نهایت اداره میراث آبادان موفق شد طی دو سال اخیر این اثر که در حال ویرانی بوده را به عنوان یکی از آثار ملی ثبت کند.» به گفته رئیس اداره میراث فرهنگی گردشگری و صنایع دستی آبادان حمایت دوستداران میراث فرهنگی در نجات این بنا تاثیرگذار بوده است. «دوستداران میراث آبادان از آثار ارزشمندی که هویت ملی این شهر را نشان میدهد به خوبی حفاظت کردند و به عنوان بازوی توانمند اداره میراث آبادان تواستند اثر ارزشمند خانه و عکاسخانه ژرژ یونانی را به ثبت ملی برسانند.»
برنامهای برای مدارس طبیعت نداریم
خشکسالی در کشور ریشه دوانده، اما همچنان فارس با خوزستان بر سر رتبه اول کشت گندم رقابت میکند و خوزستان هم اصرار به کاشت نیشکر به جای چغندر قند دارد. برنامه دقیقی برای جایگزین کردن کشتهای کمآب به جای کشتهای آببر وجود ندارد و این میان سهم تالابها هم فراموش میشود، آن هم در کشوری که بارندگی 12 درصد کاهش داشته، 70 درصد حقابه تالابها کاسته شد. مشکل نبود معیشت جایگزین و آشنا نبودن این گروه با روشهای جایگزین کشت است. موضوعی که یک سوی آن به جهادکشاورزی گره خورده و سوی دیگرش خواهی، نخواهی به محیط زیست مربوط میشود. با این حال آنطورکه معاون آموزش و مشارکتهای مردمی میگوید، هنوز محیط زیست برنامه آموزشی ویژهای برای این قشر از جامعه نگذاشته است.
با شروع خشکسالی حقابه بخش کشاورزی در تمام حوضههای آبریز چند برابر شده. تا جایی که در ارومیه کشاورزان 6 برابر بیشتر ازحقابهشان آب برداشتند. در نشست آنلاینی که «پیام ما» جمعه گذشته با حضور احمدرضا لاهیجانزاده، معاون محیط زیست دریایی سازمان حفاظت محیط زیست در کلابهاوس برگزار کرد، این اضافه برداشت در دو مقوله خلاصه شد؛ اول نداشتن کنترل و مدیریت بر کشتهای آببر و دوم آموزش ندیدن کشاورزان.
بخشی از فعالان و کارشناسان محیط زیست که در آن برنامه شرکت کرده بودند، معتقد بودند که قبل از هر چیز باید کشاورزان آموزش ببینند و راهی برای معیشت جایگزین آنها تعریف شود. موضوعی که لاهیجانزاده هم بر آن تاکید کرد و آموزش را از اولویتهای این سازمان دانست.
با این همه ژیلا مهدیآقایی، معاون آموزش و مشارکتهای مردمی سازمان حفاظت محیط زیست اما آموزش به کشاورزان را در شمار وظایف این سازمان نمیداند. او دیروز در نشست خبری که به مناسبت هفته محیط زیست به صورت آنلاین برگزار شد به «پیامما» گفت: «آموزش به کشاورزان درباره کشتهای آببر در حوزه وظایف جهادکشاورزی است و اینکه این سازمان چقدر این رابطه پیشرفت داشته است را نمیدانیم.»
برنامه ویژهای برای آموزش کشاورزان نداریم
براساس گفتههای آقایی محیط زیست برنامه ویژهای برای آموزش به کشاورزان در نظر نگرفته است. «در بخش آموزشهای عمومی یکی از مخاطبان ما کشاورزان است. ما در رابطه با مشکلات کار کشاورزی برای آنها برنامه آموزشی در نظر گرفتیم. 7 ماه است که با آموزش دهیاران وارد عمل شدیم و با مرکز برنامهریزی دهیاری همکاریهایی در این ارتباط داشتهایم وشنبههای آموزشی را دنبال کردیم.» محتوای آموزشی این برنامه اما موضوعات کلی محیط زیست است: مدیریت منابع آب، دفع زباله و سموم کشاورزی.
او البته از برنامه ویژه محیط زیست در دو استان به صورت پایلوت خبر داد و گفت: «آموزش کشاورزان در مورد مسائل محیط زیستی به صورت پایلوت در دو استان که یکی از آنها خوزستان است اجرایی میشود که اگر این تجربه موفقیتآمیز بود میتوان آن را به سایر استانها هم تسری داد.»
ورود محیط زیست به تصمیمات اجرایی
آقایی در این نشست آموزش به مدیران را از اولیتهای دفترآموزش و مشارکتهای مردمی سازمان حفاظت از محیط زیست دانست و گفت: «آموزش محیط زیست ویژه مدیران و تصمیمسازان کشور از ملزومات آموزشی است.» او البته این را هم اضافه کرد: «نیاز است که در این حوزه ظرفیتسازی دولتی صورت گیرد و کارگروه اجرایی با ضمانت اجرایی قوی برگزار شود.» موضوعی که به نظر میرسد مقدمات آن فراهم شده و در آستانه اجرا است. «سند برنامه ارتقا فرهنگ حفاظت از محیط زیست تدوین شده و مصوبه آن هم ابلاغ شد که در هفته محیط زیست رونمایی میشود. به همراه این سند کارگروه اجرایی شکل گرفته و در دو سطح استانی و ملی پیگیری میشود و ما امیدواریم با توجه به اقدامات تعریف شده، محیط زیست بتواند در تصمیم گیریها جایگاه خودش را داشته باشد.»
بخشی از این تصمیمگیریها مربوط به برنامههای مدیران در بخش توسعه سدسازی و یا جادهسازی از دل مناطق حفاظتشده است؛ موضوعاتی که از دل آن احداث جاده سیسخت به یاسوج و موارد این چنینی بیرون میآید. سوال اینجاست که محیط زیست چقدر میتواند در این تصمیم گیریها نقش داشته باشد؟
ارزش اقتصادی تمامی منابع مشخص میشود
میتوان پاسخ به نقش محیط زیست در تصمیمگیریها را در بخشی از اظهارت لیلا زمانی، مدیرکل دفتر اقتصاد و فناوری محیط زیست دریافت. او گفت: «برای آنکه بتوانیم جلوی طرحهایی که نمایندگان مجلس یا افراد دیگر با اعمال نفوذ قصد اجرایشان را دارند، بگیریم، ارزشگذاری اقتصادی منابع محیط زیستی را دنبال کردیم. اگر ارزش منابع مشخص شود، ما میتوانیم هزینه و فایده طرحها را مشخص کنیم و خیلی مستدل به استانداریها و یا افرادی که میخواهند یک طرح ملی در استانشان دنبال کنند بگوییم که این طرح اگر اجرا شود، این قدر هزینه برای شما خواهد داشت و با این اوصاف هزینه طرح از منافع بیشتر است.»
به گفته او ارزش اقتصادی منابع محیط زیستی همچون درختان براساس ارزش خدمات اکوسیستمی مشخص میشود: «خدماتی که درخت در حفظ و نگهداشت خاک، ترسیب کربن و تفرج ایجاد میکند، محاسبه اقتصادی شده و ارزش آن برآورد میشود.»
این برنامه در دو فاز اجرا میشود. فاز اول مطالعات و فاز دوم فرایند اجرایی است. مدیرکل دفتر اقتصاد و فناوری محیط زیست در توضیح این برنامه گفت: «کاری که ما میتوانیم بکنیم در مرحله اول اطلاعرسانی و آگاهیسازی است و در مرحله بعد ما مطالعاتمان را وارد تصمیمگیری میکنیم تا مدیران در برنامههای آمایش سرزمین و یا طرحهای اقتصادی این مسائل را دنبال کنند.»
برنامهای برای مدارس طبیعت نداریم
در بخش دیگر این نشست همچنین به موضوعاتی همچون آخرین اقدامات آموزشی در بخش تغییر اقلیم، طرح بیزباله و سرانجام مدارس دوستدار طبیعت پرداخته شد.
به گفته آقایی، مدارس دوستدار طبیعت از اساس غیرقانونی بوده و امکان برگشت آنها وجود ندارد: «متولی آموزش در کشور، وزارت آموزش و پرورش است و ما نمیتوانستیم مجوز تاسیس به این مدارس را بدهیم. برای هیمن هم تمامی این مدارس تعطیل شد و مجوزات آن هم لغو شد.»
او همچنین بر این نکته تاکید کرد که سازمان حفاظت از محیط زیست دنبال اجرای دوباره این مدارس نیست و گفت: «فعلا برنامهای برای مدارس طبیعت نداریم، چرا که اخذ مجوز در حوزه فعالیت و وظایف آموزش و پرورش است که این سازمان هم تعریف مشخصی از مدرسه دارد، که مدارس طبیعت در قالب آن نمیگنجد.»
معاون آموزش و مشارکتهای مردمی سازمان حفاظت محیط زیست در پاسخ به «پیامما» درباره سرانجام طرح «بیزباله» که پیشتر در سازمان حفاظت محیط زیست آغاز شده بود هم گفت: «طرح بیزباله یک طرح با بازه زمانی 3 ماهه بود برای تشویق و ترغیب مردم به مسائل محیط زیستی که از سال 96 شروع شد و از همان ابتدا هم قرار نبود که مجری آن سازمان باشد.» به گفته او این طرح بعد از اتمام دوره سه ماهه و افزایش احساس مسئولیتپذیری، به حوزه مردمی واگذار شده است.
از سوی دیگر آقایی در توضیح به آخرین اقدامات انجام شده برای مشارکت و آموزش در حوزه اثرات بحران اقلیمی به «پیام ما» گفت: «در رابطه با اثرات تغییرات اقلیمی آموزشهایی برای معلمان و دانشآموزان با همکاری محیط زیست انسانی انجام شده و ویدیوهای آموزشی نیز برای تمام مخاطبان تولید شده است.»
موضوع دیگری که در این نشست خبری به آن پرداخته شد، آموزش محیطبانان بود. آرش یوسفی، رئیس مرکز آموزش محیط زیست و تربیت محیطبان در پاسخ به «پیامما» گفت که تمامی محیطبانان دو پودمان از 20 پودمان آموزشی را فراگرفتند. او درباره آخرین آموزشهای ارائه شده به محیطبانان گفت: «در سالهای اخیر تعدادی از محیطبانان با فرمولهای متفاوت جذب و شروع به کار کردند که متاسفانه فرصت آموزش کامل و استاندارد را نداشتند اما تمامی محیطبانان سازمان دوره استاندارد 15 روزه توجیهی را پشت سر گذاشته و مهارت کاربردی مورد نیاز را فراگرفتند.» به گفته او با این حال از 20 پودمان آموزشی، دو پودمان اول به محیطبانان کشور آموزش داده شده است. «برنامهریزی شده تا سایر آموزشها نیز به ترتیب به همه این افراد آموزش داده شود اما همگی مهارت دفاع شخصی و آمادگی جسمانی را گذراندهاند.» از سوی دیگر با شروع آتشسوزیها در زاگرس برخی از فعالان محیط زیست منتقد عملکرد سازمان حفاظت محیط زیست درباره مشارکت مردم بوده و خواستار صدور فراخوان عمومی برای حضور مردم در خاموش کردن آتش جنگلها و مراتع بودهاند. معاون آموزش و مشارکتهای مردمی در پاسخ به این انتقادات گفت:«همیار محیط زیستی که آموزش ندیده جز اینکه جانش را در معرض خطر قرار دهد، ثمر دیگری نخواهد داشت. ما نباید اجازه دهیم که افرادی که نه آموزش دیدند و نه تا به حال در این فضا قرار گرفتند جان خود را به خطر بیندازند.
احتمال قطع عضو قرقبان مصدوم میامی
قرقبان میامی که روز دوشنبه به دست دامدار متخلف با تبر زخمی شده بود، به دلیل قطعی عصب پا و احتمال قطع عضو به بیمارستانی در تهران منتقل شد.
به گزارش مرکز اطلاعرسانی سازمان جنگلها، رئیس سازمان جنگلها از فرمانده یگان حفاظت منابع طبیعی خواست پرونده قضایی این قرقبان را تا حصول نتیجه پیگیری و فرد متخلف به سزای اعمال خود برسد.
مسعود منصور همچنین گفت: «سازمان جنگلها کار مداوای این قرقبان را تا پایان پیگیری کرده و در زمینه درمان هیچ کوتاهی نمیکند.»
بامداد دوشنبه ولی نادری، قرقبان یگان حفاظت منابع طبیعی سمنان در شهرستان میامی در هنگام انجام وظیفه به ضرب تبر فرد متخلف بیهوش شد و پس از آن ضارب، این مامور یگان حفاظت را از ناحیه پا مجروح کرده و لاله گوش او را برید. این قرقبان تا صبح دیروز برای درمانهای ابتدایی در بیمارستان امام حسین شاهرود بستری بود.
جعفر مرادیحقیقی، مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری استان سمنان نیز گفت: «حال عمومی قرقبان مجروح مناسب است اما با توجه به قطع شدن عصب پای راست او، احتمال قطع عضو یا از کار افتادن پای راست وجود دارد البته امید بسیار زیادی به درمان این قرقبان نیز هست.»
او با اشاره به دستگیری دامدار متخلف تصریح کرد: «پرونده این جرم پس از تکمیل توسط نیروی انتظامی و دادستانی میامی به مراجع ذیربط ارسال میشود.»
ساعت 23:52، چند دقیقه مانده بود به پایان دوشنبه که خبرگزاری فارس، خبر کوتاهی را با عنوان «دست رد شورا به بانیان وضع موجود» منتشر کرد. در تصویر این خبر هم چهار چهره دیده میشد: علی لاریجانی، اسحاق جهانگیری، محمود احمدینژاد و مصطفی تاجزاده. در این خبر، فارس از قول «منابع مطلع» نوشته بود که صلاحیت لاریجانی و جهانگیری تایید نشده و «نتایج نهایی نشان میدهد شورای نگهبان در روند بررسی صلاحیتها، پرونده و سوابق افراد را بدون توجه به موقعیت و جایگاه آنها، مدنظر قرار داده و قانون را فدای مصلحتاندیشی نکرده است.»
گمانهزنیها و واکنشها از اولین دقایق بامداد سهشنبه آغاز شد و با انتشار خبر رسمی ستاد انتخابات کشور، همچنان ادامه دارد. طبق اطلاعیه ستاد انتخابات کشور، فقط صلاحیت 7 نفر از نامزدها تایید شد. سعید جلیلی، محسن رضاییمیرقائد، ابراهیم رئیسی، علیرضا زاکانی، امیرحسین قاضیزادههاشمی، محسن مهرعلیزاده و عبدالناصرهمتی نامزدهای تایید شده انتخابات ریاستجمهوری سیزدهم هستند.
واکنشها به رد صلاحیتهای گسترده توسط شورای نگهبان، بسیار زیاد بوده؛ بیشتر منفی. محمد مهاجری، از فعالان اصولگرا و عضو شورای سردبیری سایت خبرآنلاین پس از انتشار اسامی تایید شدهها در توییتر نوشت: «از دیشب که لیست 7 نفره کاندیداهای مورد قبول شورای نگهبان بیرون آمده، بچههای نظام و انقلاب، بیچاره شدهاند در برابر سوالات فراوانی که حتی برای خودیها ایجاد شده.» او در ادامه خطاب به عباسعلی کدخدایی، سخنگوی شورای نگهبان نوشته است: «دو صفحه توضیح برایمان بفرستید تا در برابر اعتراضات منطقی در گل نمانیم ما اصولگراها.»
رایزنی برای رقابتیشدن انتخابات
به نوشته بسیاری از فعالان در فضای مجازی و خصوصا توییتر، رد صلاحیتهای گسترده و عجیب، فضای انتخاباتی را از بین خواهد برد. تا جایی که حتی ابراهیم رئیسی، رئیس فعلی قوه قضائیه و نامزد انتخابات ریاست جمهوری در حساب توییتری خود نوشته که از عصر دوشنبه از نتایج تایید صلاحیتها باخبر شده و برای تایید صلاحیت کاندیداهای دیگر، به منظور رقابتیتر کردن فضای انتخابات، در حال رایزنی است. ابراهیم رئیسی، دیروز سهشنبه نوشت: «از دیروز عصر که از نتایج تعیین صلاحیتها مطلع شدم، شاید شماها و خود آقایان هم خبر نداشته باشند، من تماسهایی گرفتم و در حال انجام رایزنیهایی هستم که صحنه انتخابات، رقابتیتر و مشارکتیتر شود.»
رد صلاحیتها نه تنها رئیس فعلی قوه قضائیه را به رایزنی برای تایید عدهای دیگر از نامزدها واداشت، بلکه حتی صدای رئیس پیشین قوه قضائیه را هم درآورد. صادق آملیلاریجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و یکی از اعضای فقهای شورای نگهبان در اکانت توییتری خود به شدت از این شورا انتقاد کرده است. او در اکانت توییتری خود نوشت: «از اولین حضور اینجانب در شورای نگهبان در سال 1380، قریب به بیست سال میگذرد. در تمام این مدت، از شورای نگهبان دفاع کردهام، حتی در سالهایی که در قوه قضائیه بودم؛ اما هیچگاه تصمیمات شورا را تا این حد غیر قابل دفاع نیافتهام؛ چه در تأیید صلاحیتها و چه در عدم احراز صلاحیتها.» عضو شورای نگهبان در ادامه نوشته است که «سبب این نابسامانیها تا حد زیادی، دخالتهای فزاینده دستگاههای امنیتی از طریق گزارشهای خلاف واقع، در تصمیمسازی برای شورای نگهبان است.»
صادق آملیلاریجانی در انتها نوشته که در مواجهه با اعضای دیگر شورای نگهبان، با وضعیتی مواجه شده که استدلالهایش را بیتاثیر یافته است.
ملاک ما قانون است
ساعت 2 بعدازظهر دیروز، خبر رسمی لیست نهایی منتشر شد و عباسعلی کدخدایی، عضو و سخنگوی شورای نگهبان در مصاحبه با خبرگزاری صدا و سیما، در پاسخ به واکنشها گفته «ملاک و معیار اعضای شورای نگهبان قانون و قانون اساسی است» و «ممکن است یک دورهای از یک جناح، افراد بیشتر باشند در دوره دیگر از جناح دیگری.» سخنگوی شورای نگهبان همچنین بار دیگر در مورد دلایل رد صلاحیتها گفته که چون احراز شرایط است، «فقط میتوانیم بگوییم آقای زِیْد یا آقای عَمْر این شرایط را واجد نبودند و چیز بیشتری نمیتوانیم بگوییم.» علی لاریجانی که در چند روز گذشته، رد و بدل کردن توئیتهایش با سعید جلیلی، خبرساز شده بود، اولین نفری بود که در واکنش به رد صلاحیت خود، بیانیهای منتشر و به راحتی حکم اعضای شورای نگهبان را پذیرفت. در بیانیه لاریجانی، خطاب به «ملت ایران» آمده است: «در این دوره از انتخابات، بر حسب وظیفه اسلامی، ملّی و انقلابی و بر اساس تاکید رهبر معظّم انقلاب اسلامی مبنی بر حضور حداکثری در انتخابات و توصیه مراجع عظام تقلید و برخی صاحبنظران دانشگاهی و اقشار مختلف مردم، لازم دیدم برای خدمتگزاری به ملّت، به صحنه انتخابات وارد شوم.» در ادامه بیانیه رئیس پیشین مجلس شورای اسلامی آمده است: «اما حال آنکه روند انتخابات اینگونه رقم زده شد، بنده وظیفه خویش را در پیشگاه الهی و ملّت عزیز انجام دادهام و راضی به رضای الهی هستم.» او در پایان بیانیهاش از مردم ایران خواسته تا در انتخابات شرکت کنند.
ساعاتی پس از بیانیه لاریجانی، بیانیه اسحاق جهانگیری هم منتشر شد. او در بیانیه خود نوشت: به خدا پناه میبرم و عدم احراز صلاحیت بسیاری از شایستگان را تهدیدی جدی برای مشارکت همگانی و رقابت عادلانه گرایشها و جریانهای سیاسی بهویژه اصلاحگرایان میدانم.
دفتر اطلاعرسانی مسعود پزشکیان هم پس با صدور اطلاعیهای اعلام کرد که پزشکیان قصد اعتراض به تصمیم شورای نگهبان را ندارد.
از سوی دیگر، خبرآنلاین به نقل از محمد مهاجری از نامه حسن روحانی به رهبری در مورد صلاحیت کاندیداها خبر داده و نوشته است: «با اطلاع میگویم حسن روحانی، رئیسجمهور در نامهای به رهبر معظم انقلاب از ایشان درخواست کرده که تغییراتی در لیست اعلام شده از سوی شورای نگهبان انجام گیرد. رئیسجمهور همچنین به وزیر کشور دستور داده فعلا از اعلام لیست شورای نگهبان خودداری کند.»
فراهم ساختن شرایط مشارکت، تکلیف حاکمان است
علی ربیعی، سخنگوی دولت در نشست خبری خود در خصوص توییت محمد مهاجری در رابطه با نامه حسن روحانی به مقام معظم رهبری پیرامون رد صلاحیتهای کاندیداها توسط شورای نگهبان، ابراز بیاطلاعی کرده است. ربیعی گفت: معمولا آقای رئیس جمهور، در موارد مهم نامهنگاری میکنند؛ از آنجا که از صبح درگیر بحث سخنگویی بودم آخرین اطلاعات را ندارم. دقیق میپرسم و اطلاعرسانی میکنم، چون نمیخواهم اطلاعرسانی غلط داشته باشم فعلا اطلاع دقیقی از این موضوع ندارم.
ربیعی همچنین گفته است که دولت «به عنوان یک درک از وضعیت ایران و نیازمندیهای فردای ایرانیان در جهان پر آشوب امروز، معتقد است مشارکت حداکثری در این دوره بیش از هر زمان دیگری، کارکردهای متعدد برای ایران و ایرانیان خواهد داشت.» او ادامه داد: «مشارکت حداقلی به نفع هیچ کس نیست و اولین زیانکننده در نتیجه مشارکت حداقلی، مردم هستند و هیچ گروه سیاسی برنده مشارکت حداقلی نخواهد بود.» ربیعی گفته است: «عمیقا باور داریم که وحدت در حضور، معنا مییابد و نه در عدم مشارکت؛ دولت عمیقا باور دارد که اسلامی بودن نظام سیاسی اقتضا میکند که از جمهوریت آن پاسداری شود؛ دولت عمیقا باور دارد که فراهم ساختن شرایط مشارکت سیاسی، حق شهروندان و تکلیفی بر حاکمان است و در مردمسالاری دینی، بیش از آنکه شهروندان در مشارکت، مکلف باشند، اینها هستند که مکلفاند و موظف.»سخنگوی دولت از همه نهادهایی که در فرآیند انتخابات نقش دارند، خواسته که با توجه به ضرورت تقویت وحدت ملی در شرایط کنونی کشور، با دوراندیشی، تعهد به روح حاکم بر قانون اساسی و وفاداری به منافع ملی، زمینه امیدآفرینی و شورانگیزی در انتخابات را فراهم آورند و با تقویت زمینه مشارکت در انتخابات، تداوم ثبات و امنیت و پیشرفت کشور را تضمین کنند.
پیچیدگی سیاستهای مرتبط با کودکان زباله گرد
یکسال از بخشنامه منع بکارگیری کودکان که در خردادماه سال 1399 توسط شهرداری تهران منتشر شد، میگذرد. در این یادداشت تلاش میکنم تا با نگاهی به بخشنامه مذکور و واکاوی زمینههای حضور کودکان کار زبالهگرد در شهر تهران، پیچیدگیهای مداخله و سیاستگذاری در این عرصه را آشکار کنم.
پسماندهای خشک شهری یکی از منابع اصلی بقا و معیشت تهیدستان در بسیاری از نقاط جهان است. مطابق تخمینهای موجود در سال 1397، در حدود 14 هزار زبالهگرد در شهر تهران مشغول به فعالیت هستند که از این میزان بالغ بر یک سوم آنها 4700 نفر را کودکان تشکیل میدهند. اکثریت قریب به اتفاق این کودکان را اتباع کشور افغانستان تشکیل میدهند.
افغانستان با ازدواجهای زودهنگام و مادران کم سال شناخته میشود (کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد، 2011). زاد و ولد در افغانستان به ازای هر زن در حدود 5 فرزند است که این رقم در مناطق روستایی میتواند بیشتر باشد. در حدود 30 تا 40 درصد از افراد در استانهای غربی افغانستان مانند هرات در سن 18 سالگی ازدواج میکنند و به همین میزان دختران در حال ازدواج یا ازدواج کرده در سنین 16-17 سالگی در مناطق روستایی هرات قابل شناسایی است.
افزایش جمعیت، ازدواجهای زودهنگام و شمار بالای خانوارهای پرجمعیت، ناامنی، جنگ و بیثباتی سیاسی مضاعف در طول دهههای اخیر و وضعیت نامناسب اقتصادی در افغانستان، از عوامل اصلی نیاز کودکان و نوجوانان افغان به مهاجرت به ایران برای کسب درآمد است. علاوه بر مسائل اقتصادی و سیاسی، ازدواج در سنین پایین و رسومات فرهنگی هزینه بر نیز نیاز اقتصادی مردان افغان را دوچندان میکند.
میانگین سن ازدواج پسران در روستاهای افغانستان پایین است. شواهد میدانی نگارنده نشان میدهد که اکثریت نوجوانان زبالهگرد، دختری را در میان اقوام و آشنایان به عنوان «نشانکرده» دارند که به محض آمادگی مالی بایستی با آنها ازدواج کنند. در بسیاری از نقاط افغانستان ازدواج عملی پرهزینه است و به عنوان شیوهای از مبادله اقتصادی قلمداد میشود. در هنگام ازدواج پسران بایستی مبلغ قابل توجهی را به عنوان «پیشکش» به خانواده عروس بدهند. همچنین هزینه برگزاری جشن عروسی و تهیه مسکن برای زندگی مشترک نیز بر عهده داماد است. اکثریت کودکان زبالهگرد به همراه اقوام و نزدیکان خود و به صورت گروهی وارد این عرصه میشوند و برخلاف گفتمانی که تلاش میکند کار کودکان را محصول باندهای مافیایی قلمداد کند، مشاهدات نشان میدهد اکثریت کودکان و نوجوانان زبالهگرد دلیل کار کردن خود را کمک مالی به خانواده و تهیه مبلغ پیشکشی برای ازدواج عنوان میکنند.
ذکر این مقدمه برای فهم زمینههای حضور کودکان کار افغان در عرصه زبالهگردی در شهر تهران ضروری است. در چنین شرایطی بخشنامه سال گذشته شهرداری تهران با هدف تشدید نظارت بر عملکرد پیمانکاران بازیافت در راستای جلوگیری از بکارگیری کودکان توسط پیمانکاران منتشر شد. بخشنامه مذکور با فراروی از گفتمان مافیا محور بر این واقعیت که کودکان زبالهگرد با مشارکت و اطلاع پیمانکاران شهرداری به کار گماشته میشوند صحه گذاشته است و هرگونه برخورد با کودکان زبالهگرد را ممنوع اعلام کرده و منع کار کودکان را صرفاً محدود به برخورد با پیمانکاران متخلف و سایر عوامل در حوزه خدمات شهری دانسته است. از این حیث بخشنامه مذکور را میتوان گامی رو به جلو دانست. اما به نظر میرسد این بخشنامه توجه اندکی نسبت به فرایندها و پیامدهای حذف کودکان از چرخه زبالهگردی داشته است. از آن جایی که کارگران افغانستانی زبالهگرد در قالب شبکههای خویشاوندی به ایران وارد و مشغول به فعالیت میشوند، جداسازی و حذف کودکان زبالهگرد از این چرخه یا آموزش و توانمندسازی آنان نیازمند همراهی و مساعدت خانوادههای آنان است. این در حالی است که مکان زندگی و اسکان کودکان زبالهگرد در فضای مشترک درون گودها و گاراژها در کنار سایر اعضای خانواده و برادران بزرگتر آنهاست و هر شکل از خدمات اجتماعی و حمایتی به کودکان منع شده از کار و خانوادههای آنان که در بند هفتم بخشنامه اشاره شده است صرفاً با مراجعه به فضای گاراژها و گودها امکانپذیر است که عملاً با دشواریهای بسیاری همراه است. از سویی منع کار و حضور کودکان در فضاهای شهری بدون در نظر گرفتن ریشههای شکلگیری آن میتواند صرفا به تغییر شغل کودکان از زبالهگردی آشکار به زبالهگردی پنهان در گاراژهای رسمی و غیررسمی (در قالب تفکیک پسماند روی نوار نقاله یا داخل محوطه گاراژ) و یا از زبالهگردی به سایر اشکال پنهان و آشکار کار کودک مانند کارگری و دستفروشی منتهی شود.
علاوه بر این اگرچه در آیین نامه مذکور به ممنوعیت برخورد با کودکان اشاره شده است اما تقویت نظارت و برخورد با پیمانکاران متخلف در صورت عدم همراهی کودکان و خانوادههای آنان برای خروج از این عرصه میتواند به تشدید منازعات پنهان میان گشتهای پیمانکاران و کودکان زبالهگرد منتهی شود و برخوردهای فیزیکی با کودکان از سوی گشتهای پیمانکار برای پنهانسازی آنان از فضاهای شهری گسترش یابد.در این بخشنامه همچنین اشاره شده است که کاهش مخازن سطح شهر به میزان 50 درصد تا خرداد ماه سال 1400 مورد انتظار است. امری که تا کنون محقق نشده است و به نظر نمیرسد در آیندهای نزدیک نیز بتواند در سطحی گسترده تحقق یابد. علاوه بر این طرح اخیر سازمان مدیریت پسماند با هدف پوشیده سازی ورودی مخازن و دشوارسازی برداشت زباله از آنها نیز نه تنها نافی «حقِ به زباله» یا حق برداشت زباله از مخازن شهری برای بقای تهیدستان است، بلکه با تجمیع زباله تر و خشک در کنار یکدیگر و در زمانی طولانیتر، عملاً امکان تفکیک و بازیافت پسماندهای خشک را کاهش میدهد و پسماندهای مخلوط و غیر بازیافتی بیشتری را تولید میکند.در نهایت ذکر این نکته ضروری است که پیمانکاران مدتهاست که به دلیل حساسیت جامعه نسبت به مشاهده زبالهگردان با چرخ و گونی به سوی «زبالهگردی ماشینی» سوق یافتهاند. در این راستا امروزه بسیاری از زبالهگردها به جمعآوری دستی زباله با ماشینهای شهرداری از مخازن زباله میپردازند و در میان آنها برخی از نوجوانان 15 تا 18 ساله افغان نیز قابل رویت است. امری که با تشدید سیاستهای مقابله با کار کودکان میتواند گسترش فرایندهای یابد.
انتشار فهرست هفت نامزدی که توانستهاند از فیلترهای شورای نگهبان عبور کنند؛ تعجب بسیاری از فعالان سیاسی و مردم را برانگیخته است. واکنشها از همان دوشنبه شب و با انتشار خبر غیررسمی خبرگزاری فارس آغاز شده بود. وقتی یکی از کاربران کلاب هاوس بیاعتنا به ماهیت خبرهای غیررسمی «فارس» هنوز از امید برای تایید برخی نامزدها حرف میزد؛ مدیر اتاق با بیحوصلگی از او پرسید: «حاجی ما رو گرفتی؟» به قول مدیرِ اتاق «جنس خبر از همون خبرهای رسمی است که هر چند وقت یک بار فارس قبل از همه منتشر میکنه». اما شورای نگهبان معمولا نشان داده خونسردتر از آن است که به این حرفها اعتنایی کند و این بار هم «با قدرت» عمل کند و عدهای را از رقابت مرخص کند. مرخصشدگان، اغلب در بیانیههایشان با قدری گلایه مودبانه اعلام تمکین به قانون کردند. آنها کوشیدند ضمن اعلام صریح تمکینشان از قانون، با لحنی آمیخته با لکنت از رویه و سیاستهای شورای نگهبان انتقاد کنند. این قلم یک پرسش دارد؛ آنانی که قدرت الک کردن نامزدها را داشتهاند آیا به سرمایه جمهوریت هم فکر کردهاند؟ جمهوریت سرمایه این انقلاب است. هر کوشش خواسته یا ناخواستهای برای تضعیف آن میتواند به از دست رفتن اعتماد عمومی به صندوق رای منجر شود. امیدواریم که چنین نشود.
مردان و زنان قاجاری با لباسهای ساده در کوچه و خیابانهای گیلان قرن نوزدهم به تصویر کشیده شدهاند. بازارهایشان، خانههایشان، مزارع و جنگلهایشان. همه را دیمیتری ارماکوف، عکاس گرجی به تصویر کشیده و حالا ۲۵۰ عکس او از گیلان که در موزه ملی گرجستان نگهداری میشد در کتاب «گیلانِ عصر قاجار در عکسهای دیمیتری ارماکوف» منتشر شده است. کتاب به تازگی منتشر شده و در آخرین نشست شبهای بخارا از آن رونمایی شد. در این رونمایی پژوهشگران ایرانی و گرجی صحبت کردند و هریک از اهمیت ارماکوف گفتند؛ کسی که نه تنها برای گرجیها بلکه با عکسهای مستندش از ایران، برای ایرانیها هم اهمیت فراوانی دارد. چنان که لیلا ماماتساشویلی، از مورخان گرجی در این جلسه گفت: «ارماکوف در اواخر قرن ۱۹ نه تنها در گرجستان بلکه در قفقاز روسیه و فرانسه مشهور بوده و در طول فعالیتهای پربارش ۳۶ نشان و جایزه مختلف کسب کرده است. او هم عضو انجمن باستانشناسان و هم عضو اتحادیه هنرهای زیبای روسیه بود و علاوه بر عکاسی، مجموعهدار بزرگی هم بوده است و عکسهای باارزش را گردآوری میکرد تا تصویر عصر خود باشد. خدمت او نه فقط به گرجستان که به کل منطقه است چرا که میراث او نه تنها شامل عکسهای تاریخی است بلکه زمینه خوبی را برای انجام مطالعات علمی و هنری است» این جلسه سخنرانان بسیاری داشت اما در این میان نیکولز ناخوتسریشویلی، رایزن فرهنگی سفارت گرجستان از چگونگی شکلگیری ایده این کتاب و تلاش هادی میرزانژادموحد و مهرداد اسکویی برای آن گفت. از اینکه موزه ملی گرجستان بزرگترین گنجینه عکسهای ارماکوف را دارد و دو سال قبل که این پژوهشگران به موزه رفتند و درخواست این کار را دادند کپی عکسهای گیلان در اختیارشان قرار گرفت. اما به گفته او صحبت از ارماکوف و عکسهایش از این مجموعه شروع نشده. ۱۲ سال قبل دکتر چایچی به تفلیس رفت و با موزه ملی همکاری داشت و نتیجه این همکاری در سال ۱۳۹۲ کتابی با عنوان «دیمیتری ارماکوف؛ عکاس میراث فرهنگی و باستانشناسی» بود. کتابی که که میتوان گفت نگاهی جدید و جالبی به میراث ارماکوف داشت و یک سال بعد هم مهرداد اسکویی آلبومی را با عنوان «گیلان به روایت کارت پستالهای تاریخی» منتشر کرد که این کتاب مقدمهای بود بر اجرای طرح کتاب کنونی. به گفته ناخوتسریشویلی، همزمان که موحد و اسکویی همکاریشان را با موزه ملی گرجستان شروع کردند؛ در خود موزه هم طرحی با عنوان «ارماکوف در ایران» اجرا شد که ایرانشناسان برجسته گرجی در آن حضور داشتند و شامل اغلب عکسهای ارماکوف به ایران بود و فقط شامل گیلان نمیشد. اما علاوه بر این عکسها سفرنامههای گرجی دوره ناصری اطلاعات جالبی را درباره گیلان آن عصر به ما میدهند. آن زمان مسافران قفقاز و تفلیس از بادکوبه به بندر انزلی میآمدند و سفرشان از آنجا شروع میشد. یکی از سیاحان که دو سال قبل از ترور ناصرالدینشاه قاجار به ایران سفر کرد، سفرنامهای نوشت و وضعیت آن زمان از دریای خزر تا تهران شرح داد و جزییات دقیقی از رشت و انزلی تا سفیدرود و رودبار و پل منجیل و بعد هم از قزوین و تهران ارائه کرد. رایزنی فرهنگی گرجستان میگوید ترجمه این سفرنامهها هم از هر نظر برای جامعه علمی ایران بسیار مهم است و قسمت گیلان این سفرنامهها در کنار عکسهای ارماکوف میتواند بسیار مهم باشد. ایرینا کوشوریدزه، سرپرست مجموعه هنر شرق در موزه ملی گرجستان و یکی از مولفان کتاب «دیمیتری ارماکوف در ایران» هم از جمله دیگر سخنرانان این جلسه مجازی بود. او هم انتشار این کتاب را مکمل فعالیتهای انجام گرفته در گرجستان دانست و گفت با آنکه آنها روی همه عکسهای ارماکوف کار کردند اما کار کردن روی بخش گیلان هم از جذابیتهای فراوانی برخورد است. «این عکسها بسیار خاص هستند چرا که از بناها و مناطقی عکاسی شده که دیگر وجود ندارد و کار ما و تیم ایرانی مکمل یکدیگر است. چرا که اهمیت این میراث بسیار زیاد است و همین دلیلی است تا این راه در ادامه هم پیگیری شود.» ارماکوف؛ عکاس فرهنگشناس «ارماکوف یکی از مهمترین عکاسان نسل اول جهان است که برای ثبت واقعیت اجتماعی سراغ عکاسی میروند.» ناصر فکوهی، انسانشناس و استاد دانشگاه صحبتهایش را اینطور شروع میکند و میگوید ارماکوف از جمله عکاسانی بوده که برخلاف جریان تاریخنگاری عصر خود قرار برداشته. جریانی که در آن زمان تاریخنگاری فرادستان و صحبت از پادشاهان و … را مدنظر داشته و صحبت و تصویربرداری از مردم عادی چندان مورد توجهاش نبوده است. به گفته فکوهی در فاصله دو جنگ جهانی مکتب آنال این نگاه را تغییر داده و افراد این مکتب سیستم تاریخنگاری و تاریخشناسی را تغییر میدهند و این روند تا کنون ادامه پیدا کرده است و در نتیجه به سوی ثبت زندگی مردم عادی میروند و در این میان ارماکوف یکی از برجستهترین افراد در این حوزه بوده که ثبت زندگی روزمره را در دستور کار خود قرار میدهد. به گفته این انسانشناس، ارماکوف در فاصله سال ۱۸۷۰ تا ابتدای قرن بیستم از منطقه گستردهای از ترکیه تا آسیای میانه عکاسی میکند و ایران هم جزو این مناطق بوده. این در حالی است که او استادِ سوروگین، از دیگر عکاسان گرجی معروفی است که از ایران دوره قاجار عکاسی کرده و به گفته فکوهی هرچند نقدهایی بر عکسهای سوروگین در این خصوص که در استودیو گرفته شده و یا با طراحی بوده وجود دارد اما عکسهای ارماکوف کاملا طبیعی و بدون دستکاری است و این نکته مهم در کار اوست. نکتهای که باعث میشود جزئیات فراوانی را ببینیم که برای فرهنگشناسی اهمیت فراوانی دارد. الیکا جلیلی، مورخ هنر و مدرس ایرانشناسی در بخش مطالعات خاورمیانه دانشگاه برن هم معتقد است این عکسها پرده از دورهای در عصر قاجار برمیدارد که تاکنون برای مورخان ناشناخته بوده و بازتاب فرهنگ و جامعهای است که یادآور جلوههای فراموششده این مرز بوم هستند و کار جمعآوری این آثار توسط موحد و اسکویی از جایی باارزشتر میشود که آنها با استفاده از منابع در دست عکسها را بنا بر ترتیب زمانی دستهبندی کردهاند و این هموارسازی کار را برای پژوهشهای آینده امکانپذیرتر میکند. جلیلی معتقد است این مجموعه قالبیت تحقیق و تحلیل بسیار دارد و امکان مغتنمی است برای پژوهشگران دوره قاجار. این کتاب دایرهالمعارف صنعت چوب است عکسهای ارماکوف فقط جنبههای اجتماعی و مردمشناسی ندارد. بلکه معماری موجود در ساخت و ساز خانهها و بناهای اداری و بندرگاهها و کافهها و …. هم در آنها به وضوح مشخص است و به همین دلیل روبرت واهانیان، معماراز جنبههای مهم معماری در این عکسها سخن گفت. به گفته او این کتاب دایرهالمعارف صنعت چوب و کاربری آن در ساختمانهای گیلان آن زمان است و او با جدیت و با جزئیات از ساختمانها عکاسی کرده. نکته دیگری که واهانیان بر آن تاکید دارد جزئیات عکسهای ارماکوف از قطع درختان جنگلی، شیوه غلطاندن درختان و جابجایی قطعات بریده شدن سنگین با استفاده از گاومیشها است. پس از آن هم تصویر بناهایی را نشان داده که با چوبهای وارداتی از روسیه ساخته میشدند و در نتیجه در این کتاب دو سازه دیده میشود؛ یکی عکاسی از قطع درختان و انتقالش به روسیه و بعد هم عکس از چوبهای وارداتی از روسیه برای احداث بناهایی برای خود روسها که اردوگاه و کنسولگری و … را شامل میشده. به گفته واهانیان هنر ارماکوف این است که هر دو اینها را نشان میدهد و در هر محل میبینیم که سازهها را با عکسهایش مقایسه میکند و نشان میدهد خانههای محلی ساده و روستایی چطور است و خانه ساخته شده با چوبهای وارداتی چطور. از نگاه او شاید قصد ارماکوف ایجاد همین مقایسه در ذهن بیننده بوده و اینکه نشان دهد تکنولوژی روس ها چقدر پیشرفته بوده و ایران این تکنولوژی را در ساخت و ساز نداشته است.این معمار در بخش دیگر سخنانش به بررسی تصاویر دیگر پرداخت و گفت که در این عکسها هرچه از آستارا به سمت انزلی میآییم شاهد این واقعیت هستیم که ساخت و سازها باشکوهتر است و جزییترین موارد ساختمانی هم عکاسی شده. چنانچه در انزلی عکسهای فراوانی گرفته و یکی از باشکوهترین این عکسها کاخ شمسالعماره ناصرالدین شاه است که به نظر میرسد بالکنهایی با اسکلت چوبی دارد و بر این بنا متمرکز شده و چندین عکس از چند زاویه وجود دارد و در یکی از این عکسها پردهای را میبینیم که متحرک است برای باران و پشت سرش نمای شمسالعماره با گچبریهای منقوش وجود دارد. دیمیتری ارماکوف بعد از انزلی عکسهای فراوانی از رشت دارد که دقت و جزیینگری او در عکاسی از رشت بیش از همه جاست. در بازار رشت انواع صنوف را به تصویر میکشد و معرفی میکند. حالت ابتدایی ساختمانها را نشان میدهد و در تاریخ رشت میبینیم این ساختمانها بارها طعمه حریق میشدند. در آن زمان این فضای ساده در عکسهای ارماکوف بسیار محسوس است. او به کنسولگری روسیه هم رفته و نماهای فاخری را به تصویر کشانده و همه اینها نشان از دید معمارگونه ارماکوف دارد؛ نگاهی که برای همه متخصصان معماری و پژوهشگران این عرصه اهمیت فراوان دارد.
