بایگانی مطالب نشریه
استفاده از واکسن خارجی در کنار واکسن ایرانی ایرادی ندارد
حضرت آیتالله خامنهای صبح دیروز (جمعه) دُز اول واکسن کوو ایران برکت را دریافت کردند. این واکسن که محصول تلاش محققان و دانشمندان جوان ایرانی است به تازگی مجوز مصرف را با اتکا به دانش بومی دریافت کرد و ایران به یکی از ۶ کشور تولیدکننده واکسن کرونا در جهان تبدیل شد. به گزارش ایسنا، رهبر انقلاب اسلامی پس از تزریق واکسن، با تشکر از همه دستاندرکارانی که با دانش، تجربه و کوشش علمی و عملی خود کشور را از این افتخار ملی برخوردار کردند، گفتند: از وزیر محترم و همه مجموعه بهداشتی و درمانی کشور، از آقای مخبر و همکارانشان که در این قضیه نیز همچون مسائل دیگر با دلسوزی، علاقهمندی، ابتکار و توانایی ظاهر شدند، و از آقایان دکتر مرندی و دکتر سجادی به دلیل مراقبتهای همیشگی از وضع سلامتی بنده، صمیمانه تشکر میکنم. حضرت آیتالله خامنهای با اشاره به اصرارهایی که از چند ماه قبل برای تزریق واکسن به ایشان وجود داشت، خاطرنشان کردند: من اولاً مایل نبودم از واکسن غیر ایرانی استفاده کنم بنابراین گفتم منتظر واکسن ایرانی میمانم چرا که باید این افتخار ملی را پاس بداریم و تا وقتی امکان پیشگیری و علاج در داخل وجود دارد، چرا از آن استفاده نکنیم؟ ایشان افزودند: البته وقتی نیاز باشد، استفاده از واکسن خارجی در کنار واکسن ایرانی نیز ایرادی ندارد اما باید به واکسن ایرانی احترام بگذاریم و از همه دانشمندان جوان، پر تلاش و فعال در تولید این واکسن و سایر مراکزی که در کشور مشغول تولید واکسن هستند، تشکر کنیم. رهبر انقلاب اسلامی گفتند: علاوه بر اصرار به استفاده از واکسن ایرانی، تأکید داشتم که دریافت واکسن در نوبت طبیعی خود انجام شود که امروز بحمدالله افراد بالای ۸۰ سال و همسن بنده، اغلب واکسن را دریافت کردهاند. ایشان همچنین بر ضرورت ثبت اسناد علمی و انتشار مقالات مربوط به واکسن تأکید کردند و افزودند: در کنار تولید قوی، سریع و بهنگام واکسن، اسناد و مقالات علمی آن را نیز برای آگاهی دنیا از کار بزرگ خود آماده و منتشر کنید.
وزیر بهداشت هم در این جلسه گفت: تا پایان مرداد گروههای آسیبپذیر، بیماران صعبالعلاج و افراد بالای ۶۰ سال واکسن دریافت خواهند کرد و پس از آن دانشآموزان و عوامل مدارس در نوبت تزریق قرار میگیرند. نمکی همچنین از فعالیت یک گروه ویژه برای ثبت مستندات علمی واکسنهای مختلفی که در کشور در حال تولید هستند و ارائه این مستندات به سازمانهای جهانی خبر داد. وزیر بهداشت درباره رعایتهای لازم پس از تزریق واکسن نیز گفت: همچنان باید از ماسک استفاده شود، چرا که واکسن احتمال بیماری سخت را پایین میآورد اما همچنان احتمال ابتلا وجود دارد.
چه کسی مسئول حوادث اتوبوس خبرنگاران و سربازان است؟
بر اثر دو حادثه جادهای برای اتوبوس خبرنگاران محیط زیست (در بازدید از طرحهای ستاد احیای دریاچه ارومیه) و اتوبوس سرباز معلمان که از زاهدان سربازان برای برای دوره آموزشی به شیراز برده میشدند در کمتر از 24 ساعت در دوم و سوم تیرماه جمعا 7 نفر کشته شدند. همگی جوانان با سنین کمتر از سی سال. جانباختگان زندگیشان در سالهایی گذشته که مدیران کنونی در کشور مسئولیت داشتهاند. بیشتر اتوبوسهایی که در جاده های ایران تردد می کنند در همین بازه زمانی ساخته شده و مورد استفاده قرار گرفتهاند. هر دو اتوبوس سانحه دیده مشکل ترمز داشتنند.
اتوبوس خبرنگاران سال 1385 ساخته شده بود و برای جابهجایی کارگران کارخانه سیمان به کار گرفته میشد. حادثه و واژگونی آن هم به این دلیل به صورت گسترده مورد توجه رسانهای قرار گرفت که حامل «خبرنگاران» بود. میتوان فرض کرد که اگر غیر از خبرنگاران در آن اتوبوس بودند و دچار سانحه میشد، مانند اتوبوسی که سرباز معلمان را از زاهدان به شیراز میبرد، در اخبار کمتر به آن پرداخته میشد.
هر دو این اتفاقات در سایه نادیدهانگاری روال «سلامت، ایمنی و محیط زیست»، حتی در سازمانی که نام آن محیط زیست است؛ در کشور ما رخ داد. چنین فرآیندی اگرچه ریشه در ملاحظات ایمنی در محیط کار و از ابتدای سده نوزدهم (اوایل انقلاب صنعتی) در اروپا دارد، ولی بیشتر از نیمه دهه هفتاد میلادی در دنیا جدی گرفته شده و کمابیش سابقهای 45 ساله ثبت شده حداقل در تاریخ اروپا با عنوان «سلامت و ایمنی در محیط کار» دارد.
10 ژوئیه 1976 ترکیدگی در راکتور شیمیایی سوسو ایتالیا در 20 کیلومتری میلان موجب آلودگی در محیط شد. پرسنل تعمیر و نگهداری صدای سوت را شنیدند و ابر بخار از دریچه روی سقف رآکتور منتشر شد. ابر سفید متراکم تا ارتفاع قابل توجهی جابهجا شد. در مواد موجود در ابر سفید ، اندکی از مادهای بسیار سمی TCDD وجود داشت. طی چند روز پس از انتشار، به دلیل عدم ارتباط بین شرکت و مقامات برای مقابله با این نوع شرایط، در شهر نزدیک سِوِسو با حدود 17000 نفر سکونت داشتند بسیاری از افراد بیمار شده اند. 26 زن باردار که در معرض آزادی بودند سقط جنین کردند. هزاران حیوان در منطقه آلوده مردند و هزاران حیوان دیگر نیز برای جلوگیری از ورود سم TCDD به زنجیره غذایی ذبح شدند. اطلاعات مربوط به مواد شیمیایی آزاد شده و خطرات مربوط به آنها در دسترس نبود. ارتباطات ضعیف بین شرکت و مقامات محلی و مقامات نظارتی موجب گسترش فاجعه شد. این یکی از مهمترین اتفاقات دنیای مدرن بود که به توسعه حوزه تخصصی «سلامت، ایمنی و در محیط کار» منجر شد. به تدریج این حوزه با عنوان «سلامت، ایمنی و محیط زیست» شناخته شد، که شامل تلاشها و رویههای سازمان یافتهای برای شناسایی مخاطرات محیط کار و کاهش حوادث و اجتناب از قرار گرفتن در معرض شرایط و مواد مضر است. آموزش پرسنل در زمینه پیشگیری از حوادث، پاسخگویی در حوادث، آمادگی در موارد اضطراری و استفاده از لباس و تجهیزات حفاظتی نیز در همین فرآیند تعریف میشود.
قانون سلامت و ایمنی در محیط کار در سال 1974 اول بار در انگلستان اجرایی شد. این قانون یک سامانه جدید مبتنی بر مقررات معرفی کرد که با راهنمایی و آییننامههای عملی مشخص پشتیبانی میشد. این قانون کمیسیون سلامت و ایمنی (HSC) را نیز برای وضع مقررات جدید و انجام مشاوره و پژوهشهای جدید پیشنهاد کرد. به تدریج و در دهههای 80 و 90 میلادی مفهوم «محیط زیست» در این حوزه تخصصی عمده شد. سلامت بهتر باید دارای فرآیندهای ایمن، با کیفیت بالا و سازگار با محیط زیست، با اقدامات عملی و فعالیتهای سامان یافته باشد تا از آسیب به افراد در محیط جلوگیری کند یا آن را کاهش دهد. ایجاد یک رویکرد محیط زیستی سامانیافته برای انطباق با مقرراتی برای کاهش کربن در محیط مانند مدیریت زباله است.
الزامات نظارتی نقش مهمی در «سلامت، ایمنی و محیط زیست» دارد و مدیران باید مقررات مربوط به آن را بشناسند و درک کنند. اینها مفاهیمی هستند که باید به مدیریت اجرایی اطلاع داده شود تا سازمان مربوطه دقیقا بر اساس آنها اقدامات مناسب را انجام دهند. ستاد احیای دریاچه ارومیه که در سالهای اخیر بودجه قابل توجهی صرف طرحهایش کرده آیا نمیتوانست که خودرویی ایمن را برای برنامه خبرنگاران هماهنگ کند؟ بیتوجهی به «سلامت ، ایمنی و محیط زیست» حاصلش همین فجایعی است که رخ داد.
نگاهی جامعهشناختی به تصادفات جادهای
در هفته گذشته کام مردم ایران با شنیدن دو خبر تصادف که منجر به درگذشت ۵ سرباز معلم و ۲ خبرنگار خانم شد، تلخ گشت. عموماً در در واکنشی احساسی و صرفاً برای تسکین وجدان عمومی راننده، شرکتهای خودروسازی و یا مسئولان راهور به عنوان مقصر معرفی میشوند و مورد بازخواست قرار میگیرند. در این یادداشت تلاش میکنم برخلاف رویه متداول نگاهی عمیقتر به مساله تصادفات جادهای داشته باشم.سالانه حدود ۱.۳۵ میلیون نفر در جهان جان خود را در اثر تصادفات جادهای از دست میدهند و بین ۲۰ تا ۵۰ میلیون نفر نیز به انحاء مختلف دچار آسیب و نقص عضو میشوند. تصادف جادهای اصلیترین عامل مرگومیر افراد ۵ تا ۲۹ سال در جهان است.
آمارهای سازمان جهانی بهداشت نشان میدهد که ریسک فوت مردان زیر ۲۵ سال در جادهها تقریباً سه برابر زنان است.نگاهی به توزیع جغرافیایی تلفات جادهای نشان میدهد که کشورهای توسعهنیافته بیش از ۹۰ درصد از این مرگومیرها را درخود جای داده است. ممکن است این سهم بالا با ارجاع به GDP بیشتر و در نتیجه امکانات مالی برای ایمنسازی جادهها، افزایش کیفیت خودروها و تجهیزات نظارت و کنترل ترافیکی فهمپذیر شود، اما جامعهشناسان چشمانداز عمیقتری پیش روی ما قرار میدهند.«نوربرت الیاس» جامعهشناس آلمانی در مقاله تکنیک و تمدن تلاش میکند با بهرهگیری از مفهوم «تنظیم نفس» نسبتی میان مدنیت و تصادفات جادهای برقرار کند. «تنظیم نفس رشدیابنده، متوازن و با ثبات» آحاد مردم در قبال زندگی خود با دیگران است که موجب افزایش رفاه و لذت و کیفیت زندگی برای همه شرکتکنندگان در این فرایند و نهایتاً برای کل نوع بشر میشود. براساس نظریهی الیاس تنظیم نفس فردی در جوامع کمتر توسعهیافته، در قیاس با کشورهای پیشرفته، ثبات و یکدستی و دوامکمتری دارد. او میگوید کنترل خودرو (شامل حفظ و نگهداری) چیزی نیست مگر شکلی از تداوم کنترل و تنظیم نفس راننده. اما الگوی تنظیم نفس خاص رانندگان پشت فرمان تا حد زیادی توسط آن معیار اجتماعی تعیین میشود که در هر کشور برای تنظیم نفس مردان و زنان راننده بسط یافته است. پس جاده یا ماشین بیکیفیت بهخودی خود موجب تصادف و مرگ نمیشود بلکه صرفاً احتیاط بیشتری از سوی راننده را طلب میکند. اینکه تعداد تصادفات در کشورهای کمتر توسعهیافته بهصورتی پایدار بالاتر از تعداد آنها در کشورهای پیشرفته است، نشان دهنده این است که تنظیم نفس رانندگی با وضع جادهها در این کشورها تطابق لازم را ندارد.نباید فراموش کرد که در اینجا هدف این نیست که تقصیر متوجه تکتک افراد شود و با رویکردی اخلاقگرا به موعظه آنها پرداخته شود، بلکه تلاش شده تمرکز از تجهیزات و تکنولوژی (در عرصه راه و خودرو) متوجه نیروی انسانی شود. صِرف درآمد و رشد اقتصادی موجب کاهش مرگومیر جادهای در کشورهای توسعهیافته نمیشود، بلکه خودِ این رشد اقتصادی متاثر از همان چیزی است که تصادفات جادهای را کاهش میدهد، یعنی نیروی انسانی باکیفیت یا به تعبیر «الیاس» انسان متمدنِ دارای تنظیم نفس. با آغشتن چنین تحلیلی به کمی طنز تلخ میتوان وزیر آموزش و پرورش را مقصر اصلی تصادفات جادهای اخیر دانست.
18 شهرداری قرارداد مطالعه دفع آب سطحی منعقد نکردند
پس از بارش باران در فصول سرد سال، زندگی خوزستانیها به «زندگی روی دریا» تشبیه میشود. مدتی است که جنوبیها عادت کردند که به محض بارش باران، آب از درز خانهها داخل شود و عبور و مرور به مشکل جدی بر بخورد. مساله دفع آبهای سطحی و فاضلاب دو متهم اصلی جریان سیلابهای چند ساله خوزستان هستند. در آخرین گزارشی که روزنامه «پیامما»، آذرماه و در جریان بارش سیلآسای باران تهیه کرده بود، بیشتر مسئولان نبود مدیریت بحران در استان را علت ناکارآمدی میدانستند. عدهای دیگر گفته بودند مشکل نبود شبکه دفع آبهای سطحی است که مسئولیتش با شهرداری شهرستانهای مختلف است. پر شدن رودخانهها با فاضلاب و نبود شبکه فاضلاب نیز از دیگر بحرانهایی است که این استان با آن دست و پنجه نرم میکند. با این حال در تازهترین نشستی که دیروز در استانداری خوزستان برگزار شد، مسئولان از آخرین وضعیت اعتبار فاضلاب و شبکه دفع آبهای سطحی خبر دادند.
شهاب صدیقی، سرپرست ادارهکل مدیریت بحران استانداری خوزستان دیروز در نشست قرارگاه محرومیتزدایی خوزستان که در استانداری خوزستان برگزار شد، گفت: بر اساس پیگیریهایی که انجام شده بود، باید همه شهرداریهای شهرهای خوزستان با مشاوران خود در خصوص مطالعه پروژه دفع آبهای سطحی قرار منعقد میکردند.
به گزارش ایسنا، صدیقی تاکید کرد: شهرداریها باید تا پایان خردادماه با این مشاوران در خصوص مطالعه اجرای پروژههای دفع آبهای سطحی قرارداد منعقد میکردند و بر اساس آنچه تصمیمگیری شده بود، اگر هر شهرداری قرارداد منعقد نکرد باید به هیات تخلفات معرفی شود.
سرپرست ادارهکل مدیریت بحران استانداری خوزستان همچنین تاکید کرد: از ۸۵ شهرداری در خوزستان، ۱۸ شهرداری به تکلیف خود عمل نکردهاند و با مشاور، قرارداد مطالعه دفع آبهای سطحی منعقد نکردهاند که پرونده تخلف آنها برای ارائه به تخلفات اداری آماده شده است.
او با اشاره به اعتبار ۳۰۰ میلیارد تومانی ابلاغشده به وزارت نیرو، بیان کرد: پیگیری تخصیص ۳۰۰ میلیارد تومان اعتبار دفع آبهای سطحی به شهرداریهای استان خوزستان انجام شده است و در مرحله آخر امضای رئیس سازمان برنامه و بودجه کشور قرار داد و امیدواریم به زودی تایید شود. این ۳۰۰ میلیارد تومان، اعتباری است که از سال گذشته باقی مانده و بر اساس تصمیمگیری، قرار است دو سوم از آن برای فاضلاب و یک سوم از آن برای دفع آبهای سطحی هزینه شود.
اعتبار 300 میلیارد تومانی برای جمعآوری آبهای سطحی
در ادامه این نشست قاسم سلیمانیدشتکی استاندار خوزستان از ضرب الاجلی که برای اجرای طرحهای فاضلاب اهواز در نظر گرفته شده است گفت و تاکید کرد: تا پایان تیرماه باید قرارداد اجرای طرحهای فاضلاب اهواز منعقد شود و در غیر این صورت، ۵۰ میلیون یورو اعتباری که برای اجرای این طرحها در نظر گرفته شده از بین میرود.
به گزارش مهر، استاندار خوزستان ادامه داد: حدود ۱۰ شهرستان خوزستان رسما جزو شهرستانهای محروم هستند و مشکلات متعدد آبوفاضلاب دارند.
در قرارگاه محرومیتزدایی باید روی مصوبات شهرستانی تمرکز شود و برنامههای کلان ملی و استانی دستگاههای اجرایی نیز باید در این قرارگاه مورد بررسی قرار گیرد و موانع شناسایی و رفع شوند.
استاندار خوزستان با اشاره به پروژه جمعآوری آبهای سطحی گفت: سازمان برنامه و بودجه کشور ۳۰۰ میلیارد تومان به جمعآوری آبهای سطحی اختصاص داده و آن را به وزارت نیرو ابلاغ کرده بود. در این زمینه پیگیریهایی انجام شد تا این اعتبار به شهرداری اختصاص یابد.
او با اشاره به مشکلات فاضلاب اهواز و محدودیت زمانی که باید به آن توجه شود، افزود: تا پایان سال مالی که تیرماه است، باید قراردادی برای اجرای طرحهای فاضلاب اهواز منعقد شود اما هنوز این قرارداد برای ترک تشریفات در سازمان برنامه و بودجه است.
قرار است در هفته آینده این مساله پیگیری شود تا بتوانیم پیش از پایان سال مالی، قرارداد را منعقد کنیم و در غیر این صورت، ۵۰ میلیون یورو اعتبار در نظر گرفته شده برای فاضلاب اهواز از بین میرود. این طرح باید به سرعت و بر اساس ترک تشریفات قراردادش، منعقد شود و اگر این قرارداد منعقد نشود، اعتباری که برای فاضلاب اهواز در نظر گرفته شده از بین میرود.
اعتبار 400 میلیارد تومانی
پروژه فاضلاب آبادان
فرزان عباسیان، معاون شرکت آبوفاضلاب استان خوزستان، نیز در این نشست، از بهرهبرداری تصفیهخانه فاضلاب شادگان در اواسط مرداد خبر داد. او درباره تسهیلات ماده 56 قانون الحاق گفت: از ۲ هزار و ۱۹۰ میلیارد تومان از محل ماده ۵۶، حدود ۸۰۰ میلیارد تومان پروژه در زمینه فاضلاب استان خوزستان در سامانه دولت تعریف شده و آماده برگزاری مناقصه است. این ۸۰۰ میلیارد تومان اعتبار برای اجرای پروژههای فاضلاب در شهرستانهای مسجدسلیمان، ماهشهر، بندر امام و شادگان در نظر گرفته شده که اسناد آن از حدود ۱۰ روز پیش در سامانه دولت قرار گرفته است.
او درباره اعتبار پروژههای فاضلاب آبادان گفت: اعتبار پروژههای فاضلاب آبادان که حدود ۴۰۰ میلیارد تومان ارزش اعتباری دارند نیز شنبه هفته آینده در سامانه دولت قرار خواهد گرفت. در دشت آزادگان برای استفاده از تسهیلات ماده ۵۶ با بانک عامل به توافق نرسیدهایم و مشکلاتی در این زمینه وجود دارد که باید حل شود اما علیرغم مکاتبات انجامشده این مساله تاکنون به نتیجه نرسیده است.
به گزارش ایسنا، همچنین محمدرضا کرمینژاد مدیرعامل شرکت آبوفاضلاب خوزستان با اشاره به پیگیری انعقاد قرارداد برای اجرای طرحهای فاضلاب اهواز در این نشست گفت: توافقاتی انجام شده تا در یک کمیسیون سه نفره در سازمان برنامه و بودجه کشور، ترک تشریفات برای انعقاد قرارداد اجرای طرحهای فاضلاب اهواز مورد بررسی قرار بگیرد.
او افزود: در صورتی که با ترک تشریفات عقد قرارداد اجرای طرحهای فاضلاب اهواز موافقت شود، به سرعت کار انعقاد قرارداد به منظور جذب اعتبارات را اجرایی میکنیم.
دیپلماسی منفعل در برابرحقابههای مرزی
«وضعیت آب در کشور ما در مرحلهای بسیار شکننده است. عدهای ادبیات ورشکستگی را به کار میبرند، اما من هنوز معتقدم ما دچار بحران شدید هستیم. به این معنا که هنوز هم میشود شرایط را مدیریت کرد. اما همه باید این را بخواهند، اگر به یک گروه و دولت و ساختار بسنده کنیم، سیل بحران همه ما را خواهد برد» عباس کشاورز، قائم مقام وزیر جهادکشاورزی این جملات را دیروز در جریان پنجمین کنگره ملی آبیاری و زهکشی ایران در دانشگاه بیرجند به زبان آورد. او در سخنرانی خود با عنوان «تبیین بحران آب کشور و راهکارهای مواجهه با آن» علاوه بر مرور وضعیت موجود منابع آب در کشور، به تشریح بخشی از بحران آب پرداخت و برای عبور از آنها راهکارهایی ارائه کرد. کشاورز در سخنان خود به تبعات نشست زمین، وضعیت منابع آب زیرزمینی و همچنین مسئله حکمرانی آب پرداخت و در نهایت با تاکید بر اینکه دولتها نمیتوانند برنامهای بلندمدت در حوزه آب داشته باشند، پیشنهاد ایجاد پارلمان ( اتاقفکر) برای حل این بحران در کشور را ارائه کرد.
عباس کشاورز قائم مقام وزیر جهادکشاورزی دیروز در پنجمین کنگره ملی آبیاری و زهکشی ایران به نکات و آمارهایی اشاره کرد که میتوان هر کدام از آنها را هشداری جدی در مورد منابع آب کشور قلمداد کرد. او همچنین به اقدامات اخیر در خصوص برداشت آبهای ژرف در مناطقی از کشور اشاره کرد و گفت: «پدیدهای وجود دارد که اهل علم باید به آن ورود کنند. اخیرا به این پدیده دامن زده میشود و در آستانه تشکیل دولت جدید و انتخاب رئیسجمهور جدید باز عدهای این مسائل را مطرح میکنند. یک مورد این است که آبخیزداری میگویند ما آب تولید میکنیم. سخن وزارت نیرو درباره اینکه از یک میزانی بیشتر آب نداریم، درست نیست. چه کسی میگوید این کشور بیآب است؟ این کشور میتواند 150 میلیون 300 میلیون مترمکعب آب تولید کند و در همه چیز خودکفا شود. این قبیل اظهارنظرها در جامعه، ایجاد شبهه میکنند و این تصور ایجاد میشود که عدهای میخواهند سر نظام و دولت کلاه بگذارند. این مسائل نیاز به اجتهاد کارشناسی و علمی دارد»
کشاورز در این سخنان با اشاره به وضعیت منابع آب زیرزمینی کشور گفت: « از سال 44 تا 74 یعنی 30 سال، بیلان 20 میلیارد مترمکعب منفی بود، و از 74 تا 95 که یک بازه 22 ساله است، این بیلان 135 میلیارد مترمکعب منفی شده، یعنی در این بازه زمانی 115 میلیارد مترمکعب اضافه برداشت داشتیم» قائم مقام وزیر جهادکشاورزی با تاکید بر اینکه وضعیت بحرانی آبهای زیرزمینی به اندازه وضعیت آبهای سطحی ملموس و قابل مشاهده نیست گفت: «در مورد آب سطحی وقتی سد خالی است، وقتی رودخانه فصلی آب ندارد. وقتی مردم از کنار سد عبور میکنند، تلویزیون این را نشان میدهد که آب آمده پایین، همه خودشان را طبیعی با آن تنظیم میکنند. اگر ناراحت هم هستند و اعتراضی میکنند، میدانند که پشت دز آب نیست. اما کسی باور نمیکند که زیرِ زمین دیگر آب نیست. آنقدر عمق چاهها را زیاد کردهایم که به نظرم قرار است از آن سمت کره زمین بیاییم بیرون. هیچکس نمیداند این عدم تعادل بخشی، چه مصیبتی در آینده ایجاد میکند. از 609 دشت کشور، 410 دشت وضعیت بحرانی دارند، اینها عواقب تلخی دارد. افت سطح آب آبخوانها پدیده فرونشست را به دنبال دارد که یک تهدید امنیتی سازهای است، تصور کنید اگر روزی ریل قطار در مسیر تهران به مشهد در یک نقطهای فرو رفت چه فاجعهای رخ میدهد. اگر زمین ساختمانها، تونلها، فرودگاهها، اتوبانها نشست کنند چه فاجعهای رخ خواهد داد؟»
رئیس انجمن آبیاری و زهکشی ایران با استناد به گزارش فائو در مورد برداشت ایران از آبهای زیرزمینی و تشریح آمار ارائه شده این موسسه در سال 2014 گفت: «نمیگویم تغییر اقلیم و کاهش بارندگی در این وضعیت بیتاثیر بوده، ولی این اتفاق شوم و خطرناک ناشی از کمتوجهی علمای آب کشور در دانشگاهها و دستگاههای متولی به موضوع آب است»
دیپلماسی آب موضوع دیگری بود که عباس کشاورز به آن اشاره کرد و گفت: «ما یک مشکل تاریخی داشتیم و آن اینکه دیپلماسی ما در مورد حقابههای مرزی فعال نبوده است. به رغم اینکه در سیاستهای آب توجه به آبهای مرزی و مشترک شده است، ولی ما تا سال 79 به این موضوع نپرداختیم، هرچند دولت دوازدهم در این مورد ورود پیدا کرد اما دیپلماسی هنوز فعال نیست. این چالشی است که آبهای مشترک ما را تهدید میکند» کشاورز در ادامه اشاره غیرمستقیم به جنگ آب در بعضی مناطق کشور داشت و گفت: «بیتوجهی به این بحران به تعارضات اجتماعی در بالادست و پایین دست دامن میزند. فکر نکنید این تعارضات فقط بین کشاورزان است، سیاسیون بیشتر از کشاورزان در این تعارضات ورود پیدا کردهاند. دنیا سالهاست موضوع آب را یک عامل بین بخشی میداند. آب یک عامل اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی و سیاسی است. اما ما آب را چطور مدیریت کردیم؟ آب را دادیم به یک نهاد دولتی که خود راساً تصمیم میگیرد و مصلحت تشخیص میدهد. فقط به تخصیص میپردازد و تخصیص را بر مبنای تقاضای سیاسیون انجام میدهد. به طور کلی رویکرد ما تا امروز در مورد آب رویکرد دولتی مطلق، بخشی مطلق، سازهای مطلق و رویکردی بر مبنای استفاده حداکثر آب بوده است. در حالی که همه این رویهها سالهاست در آب کارایی خود را از دست دادهاند»
کشاورز معتقد است: «موضوع آب در کشور نیاز به یک حکمرانی دارد. برای اصلاح این نظام تدبیر ما باید موضوع آب را فرابخشی ببینیم. باید مدیریت تقاضا را مدنظر قرار دهد، چون امکان مدیریت عرضه دیگر گذشت. البته در مورد مدیریت تقاضا، زیاد صحبت زیاد میکنیم ولی این موضوع نه ادبیات شفافی دارد نه سیاست شفافی و نه ساختار شفافی دارد»
در بخش ارائه راهکار قائم مقام وزیر جهادکشاورزی بعد از مرور دوباره وضعیت منابع آب و آمارهای موجود گفت: «یکی از راههای صرفهجویی در مصرف، کاهش تلفات است. بر اساس یک مطالعه صورت گرفته بیش از 9 میلیارد مترمکعب آب در مسیر عرضه هدر میرود. برای کشوری که 100 میلیارد مترمکعب منابع آب در اختیار دارد 9 میلیارد مترمکعب آب میزان کمی نیست.» او به موضوع بازچرخانی آب و جدا شدن سیستم آب شرب و بهداشت در شهرها به عنوان راهکارهای دیگر اشاره کرد و همچنین با تاکید بر اینکه برای حل بحران آب باید نگاهی فرابخشی داشت، گفت: « نه دولت میتواند – به علت فشارهای سیاسی- این بحران را حل کند و نه رویههای سیاسی، چرا که مجالس و دولتهای ما 4 سال و 8 سال در راس امور هستند و بعد مسئولیتی ندارند. بحران آب نیازمند تدابیر طولانی مدت است. ما یک اتاق فکر آب نیاز داریم که همه متخصصان اعم از بخش دولتی و خصوصی در آن حضور داشته باشند. پارلمانی شکل بگیرد تا این صاحبنظران بتوانند نظریهپردازی و آینده پژوهی کنند که چطور میتوان کاری کرد این بحران تشدید نشود و راهحلهای جدید ارائه کرد» نگاه تخصصی به مسائل و اموری که در بسیاری از آنها کشور دچار بحران است، شاید همان حلقه مفقودهای باشد که در مدیریت کلان از آن غفلت میشود.
|پیام ما| سینما قدس را سه روز بعد از سینما آسیا تخریب کردند؛ این دو سینمای تاریخی مشهد چنان سریع ویران شدند که انگار هیچوقت نبودهاند. سه روز پیش وقتی دومین سینما را تخریب کردند، یکی از مدیران اداره فرهنگ و ارشاد خراسان رضوی گفته بود که سینما آسیا متعلق به حوزه هنری بوده و برای تخریب یا تغییر کاربری آنها با این اداره مکاتبهای صورت نگرفته. او ابراز تاسف کرده و گفته بود که به دنبال دلیل این ویرانیهاست. اما دیروز مدیر کل امور حقوقی حوزه هنری کشور در واکنش به تخریب سینماهای تاریخی آسیا و قدس تحت مالکیت این نهاد، گفت: «من مدعی هستم که هیچکس درباره سینما آسیا و قدس به ما کمک نکرد و این سینماها فرو ریخت.»
شهر مشهد با تخریبهای سالهای اخیر در حال از دست دادن بازماندههای تاریخی است و هویتش به خطر افتاده. سینما آسیا که آخرین بازمانده سینماهای خیابان ارگ بود را جمعه پیش ویران کردند و سینما قدس را که در خیابان پاسداران قرار داشت و پس از ۵۱ سال فعالیت، در اسفند ماه پارسال تعطیل و از سوی حوزه هنری به بخش خصوصی فروخته شد، همین دوشنبه با خاک یکسان کردند.
در روزهای گذشته حجت طباطبایی، مدیر امور سینمایی ادارهکل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسانرضوی با انتقاد و ابراز تاسف از این موضوع به ایسنا گفت: «سینما آسیا متعلق به حوزه هنری بوده و طبق قانون مسئولان حوزه هنری برای تخریب یا تغییر کاربری آن باید با ادارهکل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسانرضوی مکاتبه میکردند که این اتفاق نیفتاده است. ما به صورت جدی پیگیر این موضوع هستیم تا متوجه شویم دلیل تخریب سینما آسیا مشهد چه بوده است. فعلا میتوانم در رابطه با این اتفاق ابراز تاسف کنم؛ چرا که سینما آسیا و سینماهای خیابان ارگ به صورت کلی جزو هویت تاریخی و فرهنگی مشهد هستند و نباید این اتفاق رخ میداد. من در گذشته پیشنهاد شفاهی داده بودم که سینما آسیا به موزه سینمای مشهد تبدیل شود که این اتفاق رخ نداد.»
حوزه هنری: ما مدعی هستیم
مدیرکل امور حقوقی حوزه هنری کشور در واکنش به تخریب سینماهای تاریخی آسیا و قدس تحت مالکیت این نهاد، گفت: «من مدعی هستم که هیچکس در خصوص سینما آسیا و قدس به ما کمک نکرد و این سینماها فرو ریخت.» اما چرا این دو بنا برای صیانت از هویت فرهنگی تاریخی شهر حفظ نشدند؟ محمد ملکثابت به ایسنا چنین جوابی داده است: «در طول این سالها هیچ تقاضایی برای بازسازی این سینماها وجود نداشت و چون تقاضایی نبوده ما هم نیازی ندیدهایم. عرضه و تقاضا یک رابطه مستقیم دارند. از دوستانی که این مسائل را مطرح میکنند و در حال حاضر مطالبهگر شدهاند میپرسم که آیا در طول این سالها نیاز و درخواستی به سمت ما آمده است که پاسخگو نبوده باشیم؟ یکی از این ملکها را در سال گذشته سه بار به مزایده گذاشتیم؛ یعنی بنر زدهایم، در روزنامه چاپ کردهایم و در سطح شهر نیز اطلاعرسانی کردهایم که میخواهیم این سینما را بفروشیم. آقایانی که الان مدعی هستند یک خط کتبی به من در طول این سالها درخواستی ندادهاند و اکنون من مدعی هستم که هیچکس به من کمک نکرد و این سینماها فروریخت.»
او افزود: «میراثفرهنگی میگوید که این ساختمان قدیمی قابلیت ترمیم و بازسازی داشته است. اگر قابلیت بازسازی داشته کدام کارشناس میراثفرهنگی آمده به ما بگوید که به چه صورتی بایستی این ملک را ترمیم یا نگهداری کنیم؟ از سال ۱۳۹۴ تا امروز یک نامه دو خطی به مالک حوزه هنری ندادهاند. اگر واقعا میراثفرهنگی معتقد است که اینجا ارزش داشت بایستی کارشناسهایش میآمدند و بررسی میکردند و به ما راهکار ارائه میدادند که باید اینجا را چگونه ترمیم کرد و نگه داشت.»
مخروبهای در حال ریزش بود
مدیرکل امور حقوقی حوزه هنری در خصوص سینما آسیا، گفت: «سوال من این است که آیا دوستان ما خبر دارند که سینما آسیا چند سال تعطیل بوده است؟ سینما آسیا از زمانی که مصادره میشود تا سال ۱۳۹۴ در اختیار حوزه هنری نبوده است. این سینما از سال ۱۳۷۳ تا ۱۳۹۴ در اختیار یک بخش دیگر و تعطیل بوده و در سال ۱۳۹۴ پس از سخنان مقام معظم رهبری که سینماها در حوزه نهادهای عمومی است و باید به حوزه هنری تعلق گیرد تحویل حوزه هنری شده است.»
او ادامه داد: «در سال ۱۳۹۴ که حوزه هنری سینما آسیا را تحویل گرفت این مجموعه هیچ قابلیتی نداشت و یک مخروبه در حال ریزش بود. با این حال ۶ سال روی این سینما کار شد؛ یعنی کارشناسی شد، گمانهزنی و استحکامسنجی و… انجام گرفت و در نهایت به این نتیجه رسیدیم که سینما قابل نگهداری نیست. این سینما در کنار سفارت یک کشور خارجی قرار داشت و ما هر روز بحث حقوقی و دردسر داشتیم. قسمتی از سقف مجموعه چوبی بود و ریزش کرده بود، چاههای فاضلاب پر شده بود، کف سالن نشست کرده بود به هیچ عنوان شکل یک سینمای استاندارد را نداشت. در نهایت بخشی از این سینما ریزش کرد و به اجبار باید آن را جمعآوری میکردیم.»
ملک ثابت با اشاره به اینکه «یک سینما به پارکینگ، محل رفتوآمد، ایجاد مزاحمت نکردن برای همسایگان و… نیاز دارد»، بیان کرد: «این ساختمان در یک پروسه کارشناسی مورد بررسی قرار گرفت که آیا میتواند سینما باشد یا خیر.»
سینما قدس را دو سال پیش فروختیم
مدیر امور حقوقی حوزه هنری از سوی دیگر درباره این صحبت کرد که سینما قدس از دو سال پیش در تملک حوزه هنری نیست. او گفت: «سال گذشته من در خصوص سینما قدس توضیح دادم که این سینما حدود دو سال است که جزء املاک حوزه هنری کشور نیست. ما طبق برنامه زمانبندی که برای توسعه سینماهای کشور داشتیم، سینما قدس به همراه املاکی دیگری و مبلغی به صورت اقساط را در عوض طبقه ششم مجتمع مهر کوهسنگی در اختیار یک مجموعهای قرار دادیم؛ بنابراین سینما قدس در تملک حوزه هنری نبوده است.» ملک ثابت با اشاره به اینکه شورای سیاستگذاری حوزه هنری مسئولیتهای متعددی دارد ادامه داد: «حوزه هنری یک مجموعه سینمایی دارد و هر اتفاقی که قرار است در مجموعه سینمایی بیفتد در معاونت سینمایی رقم میخورد.»
مدیرکل امور حقوقی حوزه هنری در ادامه به سخنان طباطبایی اشاره کرد و گفت: «ظاهراً یکی از مدیران ارشاد استان گفتند که باید پیش از تخریب مجموعه از ارشاد مجوز میگرفتیم. درست است که اجازه ما دست ایشان است، اما من نمیدانم که چگونه باید از ارشاد مجوز گرفت.»
سناریوی تخریب دالان سینمایی مشهد
سینما آسیا، ۶۰ سال قبل کارش را شروع کرد و اولین فیلمی که در آن نمایش داده شد «بزن بریم هالیوود» بود. مشهدیهای قدیم، آسیا را جزوی از خاطرات روزهای تعطیل و تفریحشان میدانستند. سینما توسط خانواده اسکوئیان ساخته شد، اینبار دکتر عباس اسکوئیان زمینی ششصدمترمربعی را در کوچه ارگ نزدیک خیابان خاکی تجهیز و 11 مهر 39 با اکران فیلم «بزن بریمهالیوود» آن را افتتاح کرد. سینما آسیا 2 ویژگی خاص داشته است: اول اینکه یک پرده مخمل سورمهای داشته که قبل از نمایش فیلم به آرامی کنار میرفته است و دیگر اینکه فستیوال جهانی فیلم داشته، به این معنا که طی یک هفته یا 10 روز، هر روز یک فیلم مطرح سینمای جهان را نمایش میداده است. سینما آسیا هم در سال ۵۹ مصادر میشود و ابتدا با نام «آزادی» و چند سال بعد با نام «فلسطین» به میدان میآید تا اینکه در سال ۶۴ قسمتی از اتاقهای طبقه اولش که مشرف به کوچه هستند، تخریب و سینما در نهایت به دلیل نداشتن پروانه از کمیسیون ایمنی تعطیل میشود.
درنهایت حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی مالکیت این سینما را میگیرد و بعد هم این ملک به مزایده گذاشته میشود. پیش از سینما آسیا که میگویند آخرین سینمای قدیمی خیابان ارگ است، این خیابان سینما «رادیوسیتی» و سینما «فردوسی» را هم از دست داده بود.
سینما فردوسی که زمانی سالن اپرا بود برای اهالی یادگار روزهای خوبشان بود و سینمای ویران شده دیگر در این خیابان هم سینما ایران، سینما هما و سعدی بود.
در روزهای گذشته مسعود نبیدوست، از فعالان حوزه میراثفرهنگی در مشهد به «پیامما» گفت: «کمر به ویران کردن خاطره جمعی شهر آنچنان قوی بوده که اغلب این سینماها از دهه هفتاد به بعد با در بسته روبهرو شدند و به سازمانهای مختلف واگذار شدند و در نهایت هم ویرانی سهم هر کدامشان بود. «یک ماه قبل هم سینما مولنروژ را خراب کردند.»
«مولنروژ» که حدود سال ۵۸ با تغییر کاربری فرهنگی به تجاری به عنوان انبار مورد استفاده قرار میگرفت، در نهایت اوایل خرداد ماه امسال با آغاز تخریبها، به عمر حدود ۵۰ ساله خود پایان داد و حالا با ویرانی سینما آسیا سناریوی تخریب دالان سینماهای مشهد به نتیجه رسیده است. عمر سینما آسیا از سینما مولنروژ بیشتر بود و با این حال این سینما در فهرست آثار ملی قرار نگرفته بود.
اما خیابان ارگ میزبان نخستین سینمای شهر مشهد هم بوده؛ در این خیابان اولین سینما به نام «سینما دیدهبان» تاسیس شد و بعدها سینماها افزایش یافت و نامهای دیاموند، هما، ایران، فردوسی، متروپل، کریستال و… را گرفتند که حالا چیزی جز نامشان باقی نمانده است.
سینما قدس در خیابان پاسداران هم دو سالن نمایش با ظرفیت ۵۸۸ و ۲۴۲ صندلی داشت اما حوزه هنری به دلیل قدیمی بودن و قرارگیری در موقعیت جغرافیایی نامناسب و نداشتن امکانات کافی اختتام کار سینما را رقم بزند و با فروش آن سینمای مهر کوهسنگی را جایگزین کرد؛ هرچند این سینما هم هنوز شروع به کار نکرده است.
وقوع بیش از ۴۰ آتشسوزی در جنگلها و تالابهای خوزستان
از ابتدای سال تاکنون تنها 40 مورد آتشسوزی تنها در خوزستان رخ داده است. این آماری است که مدیرکل حفاظت محیط زیست خوزستان داده و تاکید کرده که امسال با شروع فصل بهار و گرم شدن هوا و خشک بودن مراتع و جنگل در استان خوزستان شرایط برای وقوع حریق مهیا میشود.
به گزارش ایسنا، محمدجواد اشرفی گفت: در این مدت آمادهسازی زمینها جهت کشت مزارع توسط کشاورزان با شدت بیشتری انجام میشود و متاسفانه یکی از راهکارهای کشاورزان، آتش زدن کاهوکلش باقیمانده از برداشت محصولات است که با توجه به شرایط جوی در این فصل از سال، وزش بادهای منطقهای باعث سرایت و شعلهور شدن آتش به سایر مناطق از جمله مناطق جنگلی و مرتعی استان خوزستان میشود.
مدیرکل حفاظت محیط زیست خوزستان بیان کرد: این فصل، زمان جوجهآوری و تخمگذاری بعضی از پرندگان در زیستگاههای طبیعی استان خوزستان است و آشیانههای آنها روی درختان و زمین، در زمان آتشسوزی آسیب خواهد دید و باعث از بین رفتن گونهها و تخریب آشیانهها میشود.
او افزود: آتش علاوه بر آسیب به جوجهآوری، باعث آسیب رسیدن به بسیاری از گونههای جانوری که قدرت تحرک کمتر و همچنین وابستگی به زیستگاه دارند، میشود.
اشرفی آلودگی شدید هوا، آلایندگی گازها در جو و از بین رفتن زیستمندان مفید خاک که در عمق ۲۰ سانتیمتری خاک وجود دارند و همچنین بذر و دانههای قابل رویش را از دیگر آسیبهای آتش زدن کاهوکلش برشمرد.
او با اشاره به آمار آتشسوزیهای رخداده در سه ماه اول امسال گفت: در این آتشسوزیها، ۱۱۲ هکتار از مناطق جنگلی و بیش از ۳ هزار هکتار از تالابهای استان خوزستان دچار آتشسوزی شدهاند.
مدیرکل حفاظت محیط زیست خوزستان افزود: تعداد وقوع حریقهای سطح استان خوزستان در این مدت ۴۰ مورد گزارش شده که ۱۱ مورد مربوط به منطقه حفاظتشده شیمبار، ۲۲ مورد در مناطق جنگلی دز و کرخه و هفت مورد در تالاب هورالعظیم بوده است که همگی مهار شدهاند.
او در خصوص امکانات مورد نیاز جهت اطفای حریق در استان خوزستان گفت: کلیه ادوات از قبیل تانکر آتشنشان، تانکر آببر، روت فایر، دمنده، فلکسی بک و آتشکوب به صورت محدود در اختیار نیروهای محیطبان استان خوزستان قرار دارد و آنها قادر هستند در زمان و محلهای لازم از این تجهیزات استفاده کنند.
اشرفی تعداد نیروهای به کار گرفته شده در اطفای آتشسوزیهای مناطق و تالابها در سه ماهه اول سال را ۷۸۰ نفر ساعت برشمرد.
او از همکاری نیروها و جوامع محلی، تشکلها و دوستداران محیط زیست، عوامل آتشنشانی، نیروی انتظامی، فرمانداریها، بخشداریها، دهیاریها و هلالاحمر در مهار آتشسوزیها قدردانی و بر ضرورت وجود امکانات از قبیل بالگرد جهت پشتیبانی و انتقال نیروها به مناطق صعبالعبور و ادوات و ماشینآلات سنگین جهت برش خط آتش و ایجاد آتشبر، تقویت نیروی انسانی و تقویت تجهیزات بیشتر در زمان وقوع آتشسوزیها تاکید کرد. مدیرکل حفاظت محیط زیست خوزستان با اشاره به اقدامات پیشگیرانه و آموزش به کشاورزان جهت پیشگیری از سوزاندن کاهوکلش، از معرفی ۹ نفر از عوامل آتشسوزی به مراجع قضایی اشاره کرد.
او بیان کرد: آتشسوزیهای مناطق زیست محیطی در استان خوزستان عمدتا به دو دسته طبیعی و انسانی تقسیم میشوند. عوامل طبیعی شامل شرایط جوی، دمای بالا و پراکنش زباله در سطح طبیعت است و عوامل انسانی نیز شامل دو بخش عمدی و غیر عمدی است که بعضی از این عوامل ناشی از اختلافات بین کشاورزان و مرتعداران است که باعث از بین بردن مراتع یکدیگر میشوند و بعضی از عوامل ناشی از آتشسوزی کاه و کلش حاصل از زمینهای کشاورزی و حضور گردشگران در مناطق جنگلی، ایجاد شعلههای آتش و سرایت آن در منطقه است.
رئیس جمهور با بیان اینکه انقلابی بودن یعنی از یاد نبردن اهداف مهم تأکید کرد: ما نباید هدف های اصلی مان را که برای انقلاب، نظام و ایران بود به خاطر انتخابات فدا کنیم. به گزارش ایسنا، حجتالاسلام والمسلمین حسن روحانی صبح امروز در جلسه هیات دولت با تبریک ایام میلاد علی بن موسی الرضا (ع) و یادآوری برخی از اقدامات و سیاست های ایشان اظهار کرد: انقلابی یعنی تابع امام هشتم بودن و مصالح دنیای اسلام را مراعات کردن. انقلابی بودن یعنی اهداف مهم را از یاد نبردن. ما نباید هدف های اصلی مان را که برای انقلاب، نظام و ایران بود به خاطر انتخابات فدا کنیم.
رئیس جمهور افزود: جمهوریت رکن نظام است و جمهوریت بدون انتخابات حاصل نخواهد شد. جمهوریت پایه مهمی در کنار اسلامیت است و تمام توان ما باید حفظ این پایه ها باشد؛ چرا که اگر این ها متزلزل شوند کل نظام ما متزلزل می شود. همه تلاش ها، فداکاری ها و خون شهدا برای حفظ اسلامیت و جمهوریت بود.
روحانی در ادامه عنوان کرد: امیدوارم همه تلاش کنیم اگر خدمتی هم به اسلام نمی کنیم لااقل لطمه ای به اسلام نزنیم. اسلام جایگاه بلندی دارد و خیلی به ما نیازی ندارد. اسلام دارای سیاست، احکام، اخلاق روشن، عدالت و احترام به همه قومیت ها و جنسیت ها است و همه چیز آن سر جای خودش است. اینکه ما به آن عمل کنیم جای خود دارد اما اگر اخلاق از بین برود و در جامعه دروغ گفتن آدم را منفور نکند و هیچ کس به این موضوع اعتنا نکند اسلام رعایت نشده است. اسلامیت به شعار، حرف و قرآن خواندن نیست، بلکه رعایت اخلاق و رعایت اسلامی اسلامیت است و در اسلام راست گویی، صداقت، احترام به شخصیت مردم، حسن ظن نسبت به مردم و پایمال نکردن آبروی مردم مهم و اساسی است و با این ها اسلامیت به معنای واقعی کلمه باید در کشور حاکم شود.
وی با بیان اینکه جمهوریت یک مقدار آسانتر از اسلامیت است، یادآور شد: جمهوریت آسانتر است چون می توان مردم را در آن شریک و سهیم کرد. در جمهوریت اگر بتوانیم ۵۰ درصد مردم را شریک کنیم یک کار حداقلی است. اگر ۷۰ درصد مردم شریک شوند نقطه قابل قبول است و اگر ۹۰ درصد شریک شوند به نقطه اوج رسیدهایم. ما در انتخابات و جمهوریت باید فضا را باز کنیم و مردم را در آغوش بگیریم. طرد کردن مردم که هنر نیست.
وی اضافه کرد: اینکه ۵۰ درصد یا ۳۰ درصد از مردم که علاقه به تفکر و جناحی دارند نباشند چه هنری است؟ اگر ۳۰ درصد مردم را کنار زدیم چه خدمتی به کشور، امنیت ملی و انسجام ملی کرده ایم؟ اینکه مردم نگران، ناراحت و اندوهگین شوند چه خاصیتی به نفع ما دارد؟ ۵۰ درصد یا ۳۰ درصد از مردم که علاقه به تفکر و جناحی دارند نباشند چه هنری است؟ اگر ۳۰ درصد مردم را کنار زدیم چه خدمتی به کشور، امنیت ملی و انسجام ملی کردهایم؟ اینکه مردم نگران، ناراحت و اندوهگین شوند چه خاصیتی به نفع ما دارد؟
رئیس جمهور با تأکید بر اینکه اصل انتخابات بسیار مهم است، خاطرنشان کرد: از کارهای مهم دولت دوازدهم که در هفته های پایانی آن صورت گرفت برگزاری انتخاباتی امن، سالم و با توجه به پروتکلهای بهداشتی بود. اینکه دهها هزار صندوق در سراسر کشور از صبح زود تا نیمههای شب وجود داشته باشند و مردم آزادانه بتوانند پای صندوق بیایند و تشخیص هویت و رأیگیری در زمان کوتاهی انجام شود و اول وقت فردای انتخابات مشخص شود که منتخب چه کسی بوده کار مهم و باعظمتی است. حالا اینکه یک جایی در گوشه ای کسی نیم ساعت معطل شده که نباید به خاطر آن همه چیز را زیر سوال ببریم. پس عقل و انصاف کجا رفته است. در این مدت وزارت کشور، وزارت خارجه، ارتباطات و سایر دستگاه ها مثل بخش آب و برق و صداوسیما و بخش های امنیتی همه در کنار هم کار کردند تا به خوبی یک انتخابات امن و سالم برگزار شود و باید به این افتخار کنیم.
روحانی در ادامه یادآور شد: در مجلس اول در آن ماههای آخر یک عدهای بودند که امضا جمع کردند و خدمت امام بردند و گفتند چون جنگ است نمی توان انتخابات برگزار کرد و می گفتند یک جاهایی از کشور اشغال و بخش هایی زیر آتش است و بهتر است انتخابات کمی عقب بیفتد. از زمان مشروطه هم رسم بود که گاهی از انتخابات چند سال می گذشت اما امام (ره) این موضوع را نپذیرفتند و فرمودند که انتخابات باید سر موقع برگزار شود. این از افتخارات جمهوری اسلامی است که در زمان جنگ و بمباران هم مردم پای صندوق آمدند و این تو دهی به آنهایی است که علیه جمهوری اسلامی حرف میزنند و میگویند این نظام مردمی و مردمسالار نیست و مردم کارهای نیستند.
برای کاهش مشارکت دلیل «من درآوردی» نتراشیم
رئیس جمهور در ادامه تأکید کرد: اینکه غصه می خوریم چرا مشارکت ۴۸ درصد شده و مثلا ۵۸ درصد نشده یعنی مردم و صندوق رأی مهم هستند و تأثیر دارند وگرنه به خاطر این موضوع غصه نمی خوردیم. اینکه مقام معظم رهبری همواره مردم را به مشارکت دعوت می کنند و مراجع تقلید و فرهیختگان و سیاستمداران همه از مردم میخواهند که مشارکت داشته باشند یعنی صندوق رأی بسیار مهم است. البته اگر در یک دوره ای حضور مردم مقداری کمرنگ بوده باید بررسی و مشکل را حل کنیم و این موضوع نباید ادامه پیدا کند. مشارکت ۴۸ درصدی تنها باید یک بار در تاریخ باشد و تکرار نشود. از نظر من روشن است که مشکل چه بوده اما به هر حال محققان و جامعه شناسان و سیاستمداران باید بنشینند و بگویند که اگر مثلا این سه مشکل نبود مشارکت بیشتر می شد.
رئیس دولت دوازدهم همچنین تصریح کرد: البته نباید بیخودی دلایل من درآوردی بتراشیم. مثلا بگوییم مردم زندگی شان سخت بود و نیامدند. اتفاقا وضع مردم سیستان و بلوچستان که از همه سخت تر است در آنجا مشارکت بیشتر بوده و در شهرهایی مشارکت کمتر بوده که وضع زندگی شان بهتر است. اینکه در خارج از کشور هم مشارکت کم بوده به خاطر وضع بد زندگی شان بوده است؟ باید بهگونهای حرف بزنیم که درست باشد.
روحانی با تأکید بر اینکه البته مردم در این مدت شرایط سختی داشتهاند، بیان کرد: مردم در داخل جنگ اقتصادی آمدند و کار بزرگی کردند و به آمریکا نشان دادند که راه غلطی را انتخاب کرده و به ترامپ نشان دادند که نتوانسته ما را از صندوق و نظام جدا کند. حالا در شرایط کرونا عده ای یک مقدار احتیاط می کنند و نمی آیند. به هر حال جنگ اقتصادی و کرونا از عوامل بوده و یکسری مسائل دیگر هم بوده است مثل شیوه و نحوه ای که کاندیداها چیده شدند اما به هر حال نباید با نظام و صندوق قهر کنیم بلکه باید بنشینیم برای انتخابات بعدی این موضوع را حل کنیم. مشارکت مردم راه حل دارد و روشن هم هست که باید آن را تعقیب کنیم.
وی با بیان اینکه الحمدالله انتخابات به خوبی به پایان رسید، خاطر نشان کرد: با پایان انتخابات برادر بسیار خوبمان حجت الاسلام جناب آقای رئیسی ۱۸ میلیون رأی کسب کردند و رئیس جمهور منتخب شدند که همه باید ایشان را یاری کنیم. فرقی بین دولت دوازدهم امروز و دولت سیزدهم فردا و دولت چهاردهم پس فردا وجود ندارد و همه نظام و مردم باید برای موفقیت دولت تلاش کنیم.
رئیس جمهور افزود: صبح شنبه به محض اینکه وزیر کشور به من اطلاع داد و با شمارش ۹۰ درصد آرا تقریبا نتیجه انتخابات روشن بود و گفت که آقای رئیسی رئیس جمهور شده است من همان موقع زنگ زدم و به آقای رئیسی تبریک گفتم و قرار گذاشتم و ساعت ۱۱ به دیدار ایشان رفتم و طبق رسم متعارف سیاسی به دیدن منتخب مردم رفتم و حضورا و کتبا هم تبریک گفتم. در آن جلسه بحث های بسیار خوبی راجع به مسائل خارجی، بین الملل، سیاست داخلی و اقتصادی داشتیم که البته به اقتضای زمان آن جلسه بود و ادامه خواهد داشت. امروز هم جلسه دوم را با رئیس جمهور منتخب داریم و این جلسات را ادامه می دهیم.
شرایط باید به رئیس جمهور منتخب توضیح داده شود
روحانی اضافه کرد: برای رئیس جمهور منتخب همه چیز بدون کم و کاست باید برای ایشان و دولت بعدی توضیح داده شود. ما در یک شرایط بسیار سخت کشور را اداره کردیم و من معتقدم دولت سیزدهم شرایطش آسان تر خواهد بود. البته نه اینکه مشکلی ندارد ولی حالا عرض می کنم که چرا حالا کارش آسان تر خواهد بود. ما در یک دورانی که جنگ اقتصادی به ما تحمیل شد که در تاریخ ایران بی سابقه و در جهان کم سابقه بود کشور را اداره کردیم. کشور را از همه طرف محاصره کرده بودند. تمام بانک ها، روابط پولی، ارتباطات خارجی، صادرات و واردات را بستند و حتی برای وارد کردن دارو و مواد غذایی ما چه زجرهایی کشیدیم و چه مشکلاتی داشتیم و با چه سختی توانستیم دارو وارد و یا پول واکسن تأمین کنیم. البته مردم ما می دانند و آگاه هستند.
وی در ادامه با اشاره به گزارش اخیر وزارت نفت در ستاد اقتصادی دولت اظهار کرد: این گزارش جای افتخار بود که در این سه سال وزارت نفت چه کرد و با پیچ و خم هایی توانست نفت را بفروشد و ارز را تأمین کند. این کارها برای این بود که به ترامپ بگوییم تو شکست خوردهای و به آمریکا بگوییم حریف ایستادگی مردم ایران نیستی. اگر دولت دست روی دست می گذاشت و کارهای عظیم انجام نمی داد و صادرات نفت، گاز، پتروشیمی، فولاد و برق نبود چگونه کشور اداره میشد. عدهای می نشینند و حرف می زنند که دولت نگاهش به آسمان بود. بله ما نگاهمان به آسمان و رحمت خداوند است ولی به زمین و تلاش و کوشش خودمان هم نگاه می کنیم. می گویید به آسمان نگاه نکنید و از خدا نخواهید ولی ما این کار را می کنیم و از طرفی تلاش مان را هم می کنیم.
نمیدانم برجام چه نیشی به آنها زده
رئیس دولت تدبیر و امید همچنین عنوان کرد: عدهای هی میگویند که نگاهتان فقط به برجام بوده است. من نمی دانم برجام چه نیشی به اینها زده که نمی توانند آن را تحمل کنند. آیا در ایامی که برجام تعطیل شده بود و این ترامپ خائن و خبیث از آن بیرون رفت ما دست روی دست گذاشتیم یا اینکه آنچه را لازم بود صادر و وارد کردیم. ما کشور را بدون اتکا به نفت اداره کردیم. یک نفر نیامد این موضوع را بگوید و به دولت خسته نباشید بگوید که در تاریخ ایران از زمانی که نفت وارد بودجه شده برای بار اول کشور ایران را بدون نفت اداره کردید. یک نفر به پتروشیمی، فولاد و فرآوردههای نفتی و کسانی که در این زمینه زحمت کشیدند یک دستت درد نکند نگفت.
روحانی با بیان اینکه ما همه این کارها را برای اداره کشور انجام دادیم، گفت: در این دولت حقوقها سر موقع پرداخت شد و نگذاشتیم یک روز به تعویق بیفتد. اوراق ما سر ساعت پرداخت شده و تمام کمک معیشتی ها سر موقع پرداخت شده است. این کار بینظیر در دولت های یازدهم و دوازدهم اتفاق افتاده و دولت های دیگر را هم دیده ایم. چرا بی انصافی میکنیم و حرف های اشتباه میزنیم و واقعیت ها را نمیگوییم.
در جنگ اقتصادی کشور حفظ شد
رئیس جمهور با اشاره به اینکه دولت تا اینجا کار بزرگی کرده، تأکید کرد: دولت در این سه سال و نیم جنگ اقتصادی کشور را حفظ کرده و جنگ را با موفقیت به پایان رسانده است. من اینجا به مردم اعلام می کنم که دولت جنگ اقتصادی را به پایان رسانده و در سایه ایثار مردم و رهنمودهای رهبری آمریکا را پای میز مذاکره در وین کشانده و حرف زده و مسائل مهم را حل و فصل کرده است و اگر بخواهند همین امروز می توانیم تحریم را تمام کنیم. برویم اختیارات را به آقای عراقچی بدهیم که به وین برود و آنجا اعلام کند تا توافق شود و تحریم برداشته شود. حالا این وسط یک پیچ و خم هایی وجود دارد که نمی خواهم وارد آن بشوم و شور و شوقی که این روزها در مردم وجود دارد را خراب کنم.
وی اضافه کرد: عهد ما با مردم این بود و در برابر آمریکا تسلیم نشدیم تا بتوانیم با سه سال و نیم جنگ اقتصادی کشور را اداره کنیم. در این مدت هیچ کارخانه ای به خاطر عدم ورود مواد اولیه تعطیل نشد و هیچ بیماری به خاطر نبودن تخت بیرون از بیمارستان نماند. این هنر و فداکاری ملت ایران است و ما این راه را ادامه دادیم و بین این مشکلات حتی آمدیم مشکلات اساسی بانک ها را هم حل کردیم و موسسات مالی غیرمجاز را جمع کردیم که البته پول عظیمی هم برای آن پرداخت کردهایم.
دیروز تلخ ترین خبر برای جامعه رسانهای ایران از دریاچه ارومیه مخابره شد. اتوبوس حامل خبرنگاران حوزه محیط زیست رسانههای کشور که برای تهیه گزارش از روند احیای دریاچه ارومیه به منطقه سفر کرده بودند، در نزدیکی نقده واژگون شد. بنا به اعلام اورژانس کشور دو خبرنگار جان خود را از دست دادند. مهشاد کریمی و ریحانه یاسینی خبرنگاران خبرگزاریهای ایسنا و ایرنا دو همکار جان باخته در این حادثه بودهاند. همچنین بنا به اعلام شاهدان عینی 21 نفر نیز در این حادثه مصدوم شدند که پس از درمان سرپایی از بیمارستان امام خمینی (ره) نقده مرخص شدند. یکی از خبرنگاران «پیام ما» که در این اتوبوس حاضر بوده، در تشریح حادثه گفت: «در مسیر برگشت به ارومیه بودیم که به یک باره به دلیل نقص فنی اتوبوس واژگون شد و بعد از آن دیگر متوجه روند حادثه نشدم». تا لحظه تنظیم این خبر اطلاعات بیشتری از سوی مراجع رسمی منتشر نشده است.
کره زمین در محاصره زبالههای فضایی
اتحادیه جماهیر شوروی در سال 1336 شمسی نخستین ماهواره تحت عنوان اسپوتنیک را در مدار قرار داد و راه ورود دستساختههای بشر به فضا را باز کرد. بنابر آخرین آمار آژانس فضایی اروپا، از آن زمان تا کنون 11670 ماهواره به فضا پرتاب شدهاست. از این تعداد 7200 مورد در مدار باقی مانده است اما تنها 4300 عدد از آنها همچنان عملیاتی هستند و مابقی موارد تبدیل به زبالههای سرگردان در مدار شدهاند. قسمت بدتر ماجرا این است که این آمار فقط درباره ماهوارههاست و اگر ضایعات پرتابها را نیز حساب کنیم، تعداد به دهها هزار و برای قطعات ریز، به میلیونها عدد میرسد. وجود این تعداد از زبالههای فضایی در مدار زمین دردسرهای بسیاری را چه برای زمین و چه برای ماموریتهای فضایی آینده به همراه دارد و این موضوع را به یک مشکل جهانی تبدیل کردهاست.
نگرانی درباره زبالههای فضایی مسئله جدیدی نیست، اما با بالا رفتن نرخ پرتابها و افزایش تعداد ماهوارههای در مدار، این مشکل روز به روز بدتر میشود. شرکت اسپیسایکس به سرعت در حال احداث منظومه ماهوارهای خود در مدار پایینی زمین است. منظومه ماهوارهای استارلینک قرار است که اینترنت 5G سراسری را برای کره زمین فراهم کند. شرکت اسپیسایکس مجوز لازم برای پرتاب 12 هزار ماهواره را از اتحادیه بینالمللی مخابرات اخذ کردهاست اما برای تکمیل این ابرمنظومه ماهوارهای به بیش از 30 هزار ماهواره نیاز است؛ یعنی تقریبا 3 برابر تعداد کل ماهوارههایی که در 70 سال گذشته پرتاب شدهاست. قرار گرفتن این تعداد ماهواره در مدار، زنگ خطری جدی برای مشکلات بسیاری را به صدا در میآورد که هم اکنون نیز گریبانگیر منجمان و آژانسهای فضایی شدهاست.
در ابتدا شاید منظره حرکت نقاط درخشان قطار ماهوارههای استارلینک در آسمان، جالب به نظر میرسید. اما با افزایش روزافزون تعداد ماهوارههای استارلینک، این نقاط نورانی و گذر ماهوارهها در سراسر آسمان، تبدیل به یک مزاحمت شدهاست. تاکنون حدود 1500 ماهواره از منظومه استارلینک در مدار قرار گرفته است و رد این ماهوارهها را از هر مکانی در کره زمین در آسمان میتوان مشاهده کرد. این امر برای منجمان حرفهای چندان خوشایند نیست زیرا دسترسی آنها به آسمانی تاریک را مختل کردهاست. رد ماهوارههای استارلینک در تصاویر بزرگترین تلسکوپهای زمینی مشاهده شدهاست و اگر این روند ادامه داشته باشد، چشمان ما به اعماق کیهان بسته میشود. همین امر باعث شده تا اتحادیه بینالمللی نجوم از کمیته استفاده صلحآمیز از فضای بیرونی سازمان ملل متحد خواستار حفاظت از آسمان شب در برابر منظومههای ماهوارهای شود. مشکل تنها رد ماهوارهها نیست، بلکه پراکنده کردن نور پسزمینه و نویزهای رادیویی آنها مانع دسترسی ما به آسمان میشود. اسپیس ایکس این مشکل را پذیرفته است و سعی دارد مقدار نور بازتابی از ماهوارهها را کاهش دهد، با این حال منجمان گفتهاند برنامه کاهش این اثرات تاکنون کافی نبوده است.
تلاشهای اسپیس ایکس و سایر توسعه دهندگان آتی ابَرمنظومههایی مانند آمازون و وانوِب، باعث نگرانی جامعه فضایی جهان است، زیرا علاوه بر تاثیر مخرب این منظومهها بر کار منجمان، خطراتی را برای فضای مداری به دنبال دارد که هم اکنون نیز اوضاع آن نابسامان است. قرار گرفتن این تعداد ماهواره در مدار پایینی زمین خطر برخوردهای ماهوارهای را به شدت افزایش میدهد و به تئوری سندرم کِسلِر قوت میبخشد. این تئوری بیان میکند که در آیندهای نه چندان دور چگالی اشیا موجود در مدار پایینی زمین به قدری زیاد میشود که هر برخورد میان اشیا، قطاری از برخوردهای دیگر را به وجود میآورد و میتواند برای چندین نسل استفاده از برخی مدارها را غیر ممکن کند.
بنا بر آمار آژانس فضایی اروپا (ESA)، هماکنون 34 هزار قطعه بزرگتر از 10 سانتیمتر، 900 هزار قطعه 1 تا 10 سانتیمتری و 128 میلیون قطعه 1 تا 10 میلیمتری در مدار زمین قرار دارد. هر کدام از این ذرات خارج از کنترل با سرعت 28 هزار کیلومتر بر ساعت در حال حرکت هستند و خطری جدی برای ماهوارههای فعال به حساب میآیند. «هولگر کرگ»، مدیر برنامه امنیت فضایی ESA میگوید: اپراتورهای مرکز عملیات فضایی اروپا در «دارمشتات» آلمان باید به طور متوسط هر دو هفته بر روی ناوگان ۲۰ فضاپیمای ESA که از مرکز کنترل میشود، مانور اجتناب از برخورد انجام دهند. در نهایت حتی اگر مانور اجتنابی انجام نشود، اتفاقات بسیار دیگری هستند که هشدار ایجاد میکنند و باید بررسی شوند. تقریبا نیمی از این هشدارها شامل اشیایی در منظومههای ماهوارهای یا در ماهوارههای کوچک است. این دو گروه بیشترین افزایش را در سالهای اخیر داشتهاند و پیشبینی میشود که همچنان افزایش یابند.
کارشناسان زبالههای فضایی مدت زیادی است که درباره بدتر شدن اوضاع محیط مداری هشدار میدهند. مقررات مربوط به زبالههای فضایی زمانی تنظیم شده که تعداد بسیار کمتری ماهواره در مدار زمین قرار داشته است. بدتر آن که این مقررات که نمونه آن خارج کردن فضاپیمای ۲۵ ساله از یک ماموریت تمام شده از مدار است، همیشه رعایت نمیشود. بنابر گفته ESA فقط ۲۰ درصد از ماهوارههای مدار پایینی زمین در پایان ماموریت به طور موفقیتآمیز از مدار خارج میشوند.
علاوه بر وجود خطر برای ماهوارههای فعال، احتمال برخورد قطعات با ایستگاههای فضایی میتواند خطرات جانی برای فضانوردان ساکن در مدار را به بار آورد. با قوت گرفتن خطوط تجاری انتقال مسافران به مدار زمین و سرمایهگذاریهای عظیم در گردشگری فضایی، تضمین امنیت مداری نیز امری جدیتر شده است. برنامههای راهاندازی ایستگاههای فضایی از سوی کشورهای مختلف نیز نوید آیندهای پر رفتوآمد به مدار زمین را میدهد.
آژانس فضایی اروپا اخیرا قراردادی 102 میلیون دلاری با یک شرکت تازه تاسیس سوئیسی به نام ClearSpaceSA برای حذف یک زباله فضایی منعقد کردهاست. اختصاص چنین هزینهای به یک تکنولوژی آزمایش نشده نشاندهنده اهمیت موضوع و جدی بودن خطر است. با داغ شدن بحث زبالههای فضایی، شرکتهای دیگری همچون Remove Debris بریتانیا و Astroscale ژاپن نیز در حال توسعه تکنولوژی ابداعی خود برای جمعآوری و حذف این زبالهها هستند.
با بالا رفتن نگرانیها از این موضوع، گروه هفت نیز در این باره تصمیماتی گرفتهاند. سران 7 کشور اقتصادی جهان، در نشست اخیر خود در «کرنوال» بریتانیا، توافق کردهاند که برای تضمین استفاده پایدار از فضا، مسئله زبالههای فضایی را در اولویت خود قرار دهند. توسعه استانداردهای مشترک عملیات پایدار و مدیریت ترافیک فضایی از مفاد این توافق است. آنها همچنین دیگر کشورها را به پیروی از دستورالعملهای سازمان ملل برای استفاده پایدار و طولانیمدت از فضا دعوت کردهاند. اعضای گروه هفت در بیانیهای گفتهاند: از آنجایی که مدار سیارهمان محیط ظریف و ارزشمند و به طور فزآیندهای در حال شلوغ شدن است، تمام ملتها برای حفاظت از آن باید متحد باشند. ما متعهد به استفاده ایمن و پایدار از فضا هستیم تا از بلندپروازیهای بشر در حال حاضر و آینده حمایت کنیم و خطر فزاینده زبالههای فضایی و ازدحام در مدار زمین را به رسمیت بشناسیم.
در حال حاضر صدها ماهواره در هر ماه پرتاب میشوند که این مقدار بسیار بیشتر از چیزیست که قبلا در یک سال انجام میشد. اگر بخواهیم به مدت طولانی از فضا استفاده کنیم، حتی اگر پس از ماموریت، ماهوارهها را از مدار خارج کنیم، به شرایطی خواهیم رسید که مجبور میشویم در مورد حداکثر ظرفیت مدار تصمیم بگیریم. ما باید تصمیم بگیریم که آیا میتوانیم با خیال راحت ده هزار ماهواره دیگر را هم پرتاب کنیم یا خیر. مسئله بحران زبالههای فضایی دیگر چیزی دور از انتظار و مربوط به داستانهای علمی تخیلی نیست و هماکنون بیش از هر زمان دیگری لازم به توجه و اتخاذ تصمیماتی برای جلوگیری از برهم زدن آرامش در مدار زمین است.
واکسن 9 میلیون تومانی همراه با گشت وگذار
ماهها از انتشار یک آگهی جنجالی که از تور گردشگری به مقصد ترکیه همراه با تزریق واکسن کرونا خبر میداد گذشته است. این آگهی در روزهایی منتشر شد که شرایط به گونهای نبود که مفهوم «گردشگری واکسن» از سوی جامعه پذیرفته شود، هر چند هنوز هم این شکل از گردشگری مخالفانی دارد که آن را فرصتی تبعیضآمیز می دانند که در اختیار عده خاصی قرار میگیرد، اما بعضی معتقدند سیاستگذاری در این جهت میتواند زمینه نجات گردشگری کشورها را فراهم کند. این روزها که واکسیناسیون عمومی در بسیاری از کشورها آغاز شده، موج سفر به بهانه دریافت واکسن به مرور تبدیل به راهی برای نجات گردشگری بحرانزدهای شده که کرونا روی دست دنیا گذاشته است. کشورهای همسایه ایران همسو با این موج، در حال تجربه شکل جدیدی از گردشگری هستند. ارمنستان مدتی است این حرکت را آغاز کرده و امارات و ترکیه هم در چشمانداز کوتاهمدت خود بنا دارند با واکسن کرونا به استقبال گردشگران بروند.
دی ماه سال گذشته بود که وال استریت ژورنال از ایجاد گردشگری واکسن در فلوریدای آمریکا نوشت. مدیران شهری تصمیم گرفته بودند علاوه بر ساکنان فلوریدا، اهالی شهرهای دیگر را هم واکسینه کنند و همین موضوع سیلی از گردشگران را به سمت فلوریدا سرازیر کرد. اما ماجرا به همین جا ختم نشد. سفر به قصد دریافت واکسن و مفهوم «گردشگری واکسن» و « تور واکسن کرونا» این روزها جای خود را در ادبیات گردشگری دنیا باز کرده است. بسیاری از کشورهایی که اقتصاد آنها مبتنی بر گردشگری است، سعی دارند با توسل به واکسن گردشگری خود را احیا کنند. روسیه، ارمنستان و صربستان مدتهاست که تزریق واکسن به اتباع خارجی و گردشگران را آغاز کردهاند. در این میان روسیه بیشتر مقصد شهروندان ترکیه و کشورهای اروپایی شده و ارمنستان با جذب گردشگران ایرانی در حال رونق بخشیدن به گردشگری خود با کمک واکسن «آسترازنکا» است. یکی از راهنمایان گردشگری که این روزها گروهی را همراهی میکند که به قصد دریافت واکسن به ارمنستان سفر کردهاند، در گفتوگو با «پیام ما» از تجربیات و جزئیات این سفر گفته است.
علی اسکروچی 11 سال است که به عنوان راهنمای گردشگری فعالیت میکند و این روزها به همراه یک گروه پر انرژی ایرانی در ارمنستان است. آنچه این سفر او را از تمام سفرهای 11 سال گذشته متفاوت میکند این است که هدف سفر گروه همراهش به ایروان، دریافت واکسن کروناست. علی میگوید این سیاست برای جذب گردشگران در شرایط حادی که شیوع کرونا ایجاد کرده است، میتواند گردشگری کشورها را دوباره زنده کند. از ابتدای سفر با علی و گروه او همراه میشویم: «در بعضی از سفرهایی که برنامهریزی میکنم، مقصد را مسافر تعیین میکند. این بار هم گروهی داشتیم که قصد داشتند از مرز زمینی به ارمنستان سفر کنند. مسیر این سفر بسیار زیباست و از منطقه قره باغ و از دل جنگلهای هیرکانی عبور میکند. البته هدف اصلی این گروه از سفر به ایروان دریافت واکسن کرونا بود.» ارمنستان از میانه فروردین ماه واکسیناسیون عمومی را برای شهروندان خود آغاز کرد. اما آمارها میگویند این روند چندان مورد توجه و استقبال مردم ارمنستان قرار نگرفته و بر اساس اعلام آمارهای رسمی از حدود 3 میلیون نفر جمعیت این کشور تنها 55 هزار نفر هر دو دوز واکسن را دریافت کردهاند.
سفر هشت روزه علی و گروهش به ایروان از مرز نوردوز شروع شد. جایی که از آنها تست PCR گرفته شد و 72 ساعت فرصت داشتند تا واکسن دریافت کنند: «ساعت 11 در مرکز شهر دو آمبولانس مستقر شدند. کسانی که قصد خروج از ایروان را داشتند باید تست کرونا میگرفتند –هزینه هر تست 720 هزار تومان- و کسانی هم که وارد ایروان شده بودند، برای دریافت واکسن ثبت نام میکردند. شماره پاسپورت را ثبت و یک کارت واکسن دادند که روی آن تاریخ تزریق دوز بعدی واکسن اعلام شده است» سفر بعدی این گروه دو ماه بعد است: « این سفر و هزینههای آن را باید ضرب در دو کنید. هر مبلغی که برای سفر قرار است پرداخت شود از جمله عوارض خروج، تست کرونا، هزینه هتل و… دو بار انجام میشود، یک بار برای دوز اول و دو ماه بعد برای دوز دوم»
تورهای ارمنستان که دفاتر خدمات مسافرتی ارائه میکنند حدود 8 تا 9 میلیون تومان هزینه دارد اما هزینه تست کرونا (720 هزار تومان) در هر سفر و هزینه خروج از کشور و خدمات دیگر به عهده مسافر است. کسانی که زمینی به ارمنستان سفر میکنند باید خود را برای هزینه هنگفت بنزین هم آماده کنند.
آمار مسافرانی که از ایران با قصد دریافت واکسن به ارمنستان سفر میکنند به اندازهای است که کادر پزشکی بعد از تزریق واکسن نکات مراقبتی بعد از واکسن را به سه زبان ارمنی، انگلیسی و فارسی به مراجعان گوشزد میکنند، علی در خصوص تسلط کادر درمان به زبان فارسی میگوید: «روی میزی که پاسپورتها مهر میشد اغلب پاسپورتها ایرانی بود. فقط سه نفر از شهروندان ایروان بودند. البته آمبولانسی که در مرکز شهر برای تزریق واکسن مستقر شده بیشتر به گردشگرها خدمات ارائه میکند»
هرچند تزریق واکسن در خانه همسایه، انتظار کشدار برای رسیدن نوبت واکسیناسیون را کوتاه میکند اما دردسرهایی هم دارد: «بعد از واکسیناسیون گفتند برای پیشگیری از بروز عوارض واکسن، که هر 6 ساعت یک ژلوفن یا استامینوفن مصرف کنید تا تب نکنید. اما نکته اینجاست که هنگام ورود به ارمنستان تابلویی نصب شده بود که همراه داشتن همین قرصها را ممنوع اعلام کرده بود و مسافران باید برای خرید این داروها هم هزینه جداگانهای بپردازند. از طرفی به خاطر عوارض بعد از واکسن این سفر ریسک بالایی دارد. فردی که به قصد تزریق واکسن میآید باید از این مشکلات آگاه و از عوارض بعد از دریافت واکسن در سنین و جنسیتهای مختلف مطلع باشد» علی گردشگری واکسن را در دستهبندی گردشگری سلامت قرار میدهد و معتقد است: «ارمنستان با یک واکسن چند دلاری درآمد زیادی از هر گردشگر دارد. به طور مثال ما که با خودروی شخصی آمدیم برای ورود ماشین حدود 20 هزار درام پول خاک (عوارض ورود به کشور ارمنستان) پرداخت کردیم. 10 هزار درام هزینه بیمه، به ازای هر لیتر ظرفیت باک خودرو 13500 تومان برای خروج از ایران پرداخت کردیم» علی به عنوان راهنما با این گروه همراه شده اما میگوید سفر با قصد تزریق واکسن را به کسی توصیه نمیکند: «سفر برای واکسن را به هیچ عنوان توصیه نمیکنم چون بالاخره میتوانند واکسن را به نوبت در ایران دریافت کنند. ما پول بسیار زیادی را برای یک واکسن چند دلاری پرداخت میکنیم» برای مسافران این هزینه شاید دور از منطق به نظر برسد اما مقصدی که از تهدید کرونا فرصتی میسازد تا گردشگری دچار رکود خود را جان دوباره ببخشد، برای تمام این درآمدها برنامه دارد: «با عوارض ورودی و پول خاک و مالیات و عوارضی که روی پروازهای ورودی در نظر گرفته است و هزینه هتل، هزینه غذا، فروشگاه صنایع دستی و… درآمدی که نصیب کشور میشود بسیار بیشتر از هزینه واکسیناسیون رایگانی است که برای گردشگران و افراد غیر بومی انجام میشود. علاوه بر این مشاغل گردشگری هم میتوانند دوباره رونق بگیرند، در ارمنستان با موج گردشگری واکسن، هتل، راهنمای گردشگری، کسی که ترانسفر فرودگاه انجام میدهد، تاکسی فرودگاهی، رستورانها و… همه به درآمد میرسند»
علی از آینده گردشگری هم میگوید و اینکه تزریق واکسن میتواند انگیزهای برای سفر و مقدمهای برای رونق دوباره گردشگری باشد: «بسیاری از کشورهای دنیا اعلام کردند که به زودی اطلاعات واکسیناسیون کرونا را روی شماره پاسپورت ثبت میکنند. در نتیجه مسافران برای اخذ ویزا نیاز به تزریق واکسن دارند. افرادی که قصد سفر دارند یا شغلشان مرتبط با سفر است، سعی می کنند به هر طریقی انتظار تزریق واکسن را در کشور خود دور بزنند و در جایی دیگر به عنوان یک گردشگر واکسن معتبر دریافت کنند.»
به گفته علی این روزها که گردشگران واکسین میهمانان ایروان و دیگر شهرهای ارمنستان هستند: «ورود مسافر تازه شروع کار است» مسافری که قرار است دوبار به این کشور سفر کند نیاز به برنامهریزی دارد تا علاوه بر رسیدن به هدف اصلی خود (دریافت واکسن) با جاذبههای گردشگری این کشور هم آشنا شود و به تعبیر علی اسکروچی: «این بهترین راه در شرایط حاد کرونا برای چرخاندن چرخ اقتصاد گردشگری است» او معتقد است با توجه به ظرفیت گردشگری سلامت در ایران، شهرهای مختلف این امکان را دارند که برای جذب گردشگران اقداماتی انجام دهد: «در صورتی که شرایط واکسیناسیون در مناطق گردشگر پذیر مثل کیش و قشم و مشهد فراهم شود، پذیرش گردشگران راحتتر می شود. علاوه بر این میتوان با اولویت دادن به واکسیناسیون بومیان مقاصد اصلی گردشگری اقتصاد گردشگری را دوباره زنده کرد تا بعد از 18 ماه تعطیلی این چرخه دوباره به راه بیفتد. چرا که درآمد گردشگری واکسن برای کشورها بسیار بیشتر از عددی است که برای خرید واکسن و ارائه خدمات پرداخت میشود»
تبلیغ گردشگری واکسن از طرف انجمن صنفی دفاتر خدمات مسافرتی، در آژانسهای مسافرتی ممنوع اعلام شده است و دفاتر تنها اجازه دارند خدمات مربوط به تور را به مسافران ارائه کنند و مجاز به تبلیغ تور واکسن نیستند. اما همچنان ایرانیان بیشترین آمار گردشگران واکسن در کشور همسایه را به خود اختصاص دادهاند. کشوری که برای ورود، از آنها ویزا نمیخواهد و دریافت واکسن همراه با گشت و گذار در مناطق و طبیعت زیبای آن حدود 9 میلیون تومان برایشان هزینه دارد که به مراتب از خرید واکسن از داروخانه های زیرزمینی تهران – با مبلغی حدود 25 میلیون تومان- به صرفهتر است.
حداقل 5 هزار محیطبان میخواهیم
جمشید بردبارگلوی، مجتبی پولادی، اصغر رجبزاده و اسدالله بوداغی؛ این نامهای ناآشنا، اسامی محیطبانانی است که دیروز، در روز ملی محیطبان، با اهدای لوح و نشان لیاقت، از آنها تقدیر شد و محیطبان نمونه ملی معرفی شدند. در این روز مسئولان سازمان محیط زیست از خانواده محیطبانان شهید زنجانی هم تقدیر کردند و وعده دادند که به زودی «روز ملی محیطبان» که هر سال با میلاد امام هشتم شیعیان میرسد، در تقویم جای بگیرد.
عیسی کلانتری، معاون رئیسجمهوری و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست دیروز در مراسم روز ملی محیطبان گفت: «سازمان حفاظت محیط زیست دو بخش محیط زیست انسانی و محیط زیست طبیعی دارد که در محیط زیست طبیعی وظیفه حفاظت بر عهده محیطبانان است که بسیار هم حائز اهمیت است، در واقع طبیعت به انسان نیاز ندارد، این انسان است که به طبیعت محتاج است، در راستای حفظ طبیعت باید تلاش کنیم البته در این میان افراد بد هم وجود دارند و محیطبانان هستند تا محیط زیست را از شر این افراد مصون نگه میدارند.»
او در ادامه گفت که چندی پیش مقالهای درباره خلع سلاح محیطبانان خوانده؛ موضوعی که گاهی از سوی برخی فعالان به آن اشاره میشود. او گفت: «نمیدانم این حرف تا چه حد درست است، در محیطی که افراد مسلح و شرور کمر به نابودی محیط زیست بستهاند این حرف تا چه حد میتواند درست باشد؛ چگونه میتوان یک انسان را در مقابل این افراد شرور بیسلاح گذاشت؟ اما قطعا میدانیم که محیط زیست بدون کار فرهنگی قابل حفاظت نیست، محیطبان زحمت میکشد اما اگر همه ملت محیطبان نباشند قطعا با ۳ تا ۴ میلیون محیطبان سازمانی نمی توان محیط زیست را حفظ کرد.»
کلانتری با بیان این موارد گفت: «هر چند قرار است سالانه ۲۰۰ تا ۲۵۰ محیطبان به جمع محیطبانان کشور اضافه شود، اما در مقابل سالانه ۱۱۵ محیطبان بازنشسته و از جمع محیطبانان خارج می شوند که این تعداد به جز افرادی است که شهید و یا جانباز میشوند، تعداد محیطبانان حداقل باید به پنج هزار نفر برسد که در این زمینه سازمان امور استخدامی و سازمان برنامه و بودجه همکاری خوبی با سازمان محیط زیست داشت.»
رئیس سازمان حفاظت محیط زیست گفت: «قرار بود جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی تشکیل شود و در آن روز ملی محیط زیست همزمان با ولادت امام رضا(ع) در تقویم ملی کشور ثبت شود و در اولین جلسهای که برگزار شود این اتفاق خواهد افتاد چون اعضای شورا با این کار موافق هستند.»
افزایش ۲۳۵ درصدی دریافتی سازمان محیط زیست
معاون رئیسجمهوری گفت: «در سال ۱۳۹۶ سازمان محیط زیست یکی از فقیرترین سازمان های دولتی بود اما در سه سال گذشته اعتبار سازمان افزایش خوبی داشته است. در سه سال گذشته تورم کشور ۱۲۰ درصد بود در حالی که دریافتی سازمان ۲۳۵ درصد افزایش یافت، در واقع میانگین دریافتی کارکنان سازمان ۱۱۵ درصد افزایش یافت که در این زمینه از رئیسجمهوری و سازمان برنامه و بودجه بسیار تشکر میکنم.»
او عنوان کرد: «وظیفه رئیس سازمان محیط زیست اصلاح قوانین و مقررات و مصوبات ستادها و برنامه ریزی ها است، در واقع همه جا بد و خوب وجود دارد. در سازمان محیط زیست هم افراد بد هستند که مانع اجرای برخی کارها می شدند، در واقع یک سیب گندیده همه سیب های یک سبد را گندیده میکند، این مساله در همه جای جامعه دیده میشود اما با همه اینها روند بهبود شرایط در سازمان محیط زیست معنی دار است و امروز دیگر امضای طلایی نداریم.»
کاهش زمان ارزیابی گزارش زیست محیطی پروژهها
رئیس سازمان حفاظت محیط زیست گفت: «زمانی که به سازمان محیط زیست آمدم رئیسجمهوری به من گفت که خسته شدم از اینکه دستگاه های اجرایی به ما مراجعه کردند و گفتند که کارهای ما در محیط زیست گیر کرده است این روند باید اصلاح شود که بر این اساس زمان جواب دادن به گزارش های ارزیابی زیست محیطی را کاهش دادیم و افراد را موظف کردیم که باید حداقل تا ۴۵ روز جواب هر گزارشی را بدهند.»
کلانتری افزود: «در سال ۱۳۹۶ حدود ۲۶۰ طرح بزرگ از ۱۴ تا سه سال در سازمان محیط زیست مانده بود که بدون جواب بودند و همه آنها را در مدت چهار ماه تعیین تکلیف کردیم. از این تعداد ۱۵ تا ۲۰ درصد نیز رد شدند، البته طرح های جنجال برانگیزی هم در کشور وجود دارد که به علت نفوذ یک سری مقامات سیاسی و اقتصادی شکل می گیرند اما سعی کردیم در همه حوزه ها شفاف عمل کنیم. مسائل سیاسی و حاشیه ای به محیط زیست ربطی ندارد هر طرحی که در راستای توسعه پایدار و حفظ محیط زیست باشد باید سازمان نسبت به گزارش ارزیابی آن در کمترین زمان پاسخگو باشد.»
دولت در حد اختیار باید پاسخگو باشد
رئیس سازمان حفاظت محیط زیست تاکید کرد: «نمیتوانیم کشور را معطل جواب دادن به گزارشهای زیست محیطی کنیم، هر کسی که مسئول است باید پاسخگو باشد، دولت هم در حد اختیارات خود باید پاسخگو باشد، دولتی که اختیاراتش محدود است در همان حد محدود باید پاسخگو باشد، اگر کسانی خواهان بیش از انجام وظیفه قانونی خود هستند جایشان در محیط زیست نیست.»
ضربه معدنکاوان بر پیکر محیط
رئیس سازمان حفاظت محیط زیست گفت: «در سال ۱۳۹۰ مجلس شورای اسلامی قانونی را اصلاح کرد که ضربه بزرگی به پیکر محیط زیست طبیعی کشور وارد کرد، بر اساس این قانون فعالان در عرصه معادن کشور می توانند با محیط زیست خارج از مناطق چهارگانه هر کاری بکنند بدون اینکه پاسخگو باشند.»
او افزود: «وسعت کشور ۱۶۴ میلیون هکتار است که ۱۳ درصد آن در قالب مناطق چهارگانه تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست است و معدنکاوان در ۱۴۵ میلیون هکتار از آن یعنی ۸۸ درصد این سرزمین آزاد هستند هر کاری بکنند چون قانون این اجازه را به آنها داده است و میتوانند بدون پاسخ به محیط زیست و هر نهاد دیگری طبیعت را زیرو رو کنند. هیچ جای دنیا چنین قانونی وجود ندارد، اگر فرهنگ و آگاهی عمومی در جامعه و میان قانونگذاران بالا بود و شهروندان از حقوق شهروندی خود مطلع بودن این قوانین وضع نمی شد.»
مشکل اساسی، آب است
کلانتری در ادامه سخنانش باز هم بحث را به مسئله آب کشاند: «اگر بخواهیم محیط زیست را برای آیندگان حفظ کنیم باید از منابع آبی خود حفاظت کنیم اگر آب نباشد هیچ موجودی نیست. در بخش آب و حفاظت از محیط زیست خوب عمل نکردیم، حق نداریم بیش از ۴۰ درصد از منابع آبی تجدید پذیر خود استفاده کنیم در حالی که بیش از ۱۰۰ درصد از این منابع استفاده می کنیم. این روند ریشه محیط زیست نسل بعدی را از بین می برد، اینجاست که مسئولان کشور باید آگاه باشند.»
کلانتری تاکید کرد: «وقتی سیاستهای کلان غلط است، وقتی پتانسیل آبی کشور پاسخگو نیازهای کشور نیست تصمیمهای غلط به بهای تخریب محیط زیست تمام میشود. ادامه این روند برای نسلهای بعدی آب شیرینی باقی نخواهد گذاشت.»
او با گفتن اینکه کشور را خشک کردیم، افزود: «نباید برای اهداف کوتاه مدت سیاست های بلند مدت را قربانی کنیم، چندی پیش یک نماینده مجلس گفته بود که می توان برای ۵۰۰ میلیون نفر در کشور غذا تولید کرد اکنون که برای این جمعیت غذا تولید می کنیم ۲.۵ برابر بیشتر از ظرفیت مجاز منابع آبی موجود آب مصرف میکنیم بنابراین چگونه میتوان برای ۵۰۰ میلیون نفر غذا تولید کرد؟ نباید عوام فریبی کنیم ، این تفکر محیط زیست را ویران میکند، یک شکارچی مثلا فقط یک کل یا یک بز را شکار میکند اما با این طرز تفکر میلیون ها کل و بز را نابود می کنیم.»
تقدیر فرمانده یگان حفاظت از محیطبانان
فرمانده یگان سازمان حفاظت محیط زیست نیز با قدرشناسی از مقام محیطبانی، در همایش بزرگداشت محیطبانان، صدور دستورالعمل 13 گانه محیطبانی را اقدامی هویتبخش به محیطبانان خواند.
جمشید محبت خانی با اشاره به آغاز کار خود از اولین روز پاییز سال 1396 در یگان حفاظت سازمان محیط زیست، گفت: «روزهای ابتدایی کار بسیار سخت بود، از جایی که مامور شدم پایهاش نظم و انضباط بود اما در یگان حفاظت با جمعیت سه هزار و اندی محیطبان با مشکلات فراقانونی مواجه بودیم. همان روزها یک شکارچی و محیطبان به یکدیگر شلیک کرده بودند، برای شکارچی حدود 70 میلیون تومان دیه و برای محیطبان بیش از 30 میلیون تومان دیه مشخص کرده بودند. محیطبان مابقی دیه را از حقوق خود میپرداخت، حقوقی که در آن زمان 60 درصد حقوق یک کارشناس سازمان با شرایط مشابه سابقه کار و تحصیلات بود.»
او ادامه داد: «محیطبانان 18 روز در منطقه بودند و سپس 12 روز یا شش روز استراحت داشتند. از طرف دیگر در همان ماه های نخست یکی از محیطبانان شهید شد، برادر شهید به من گفت پنج تومان دارید به من قرض دهید مراسم تشییع را برگزار کنم؟. یک سال و اندی خانواده محیطبان بدون حقوق بودند تا شهادت محیطبان گرامی تایید شود.»
در این روز از جمشید بردبارگلوی از استان سیستان و بلوچستان، مجتبی پولادی از استان فارس، اصغر رجبزاده از استان چهارمحال بختیاری ، اسدالله بوداغی از استان مازندران به عنوان محیطبانان نمونه ملی و نصرت الله دهقانی از استان فارس، نادر سیدی از استان کرمان به عنوان فرماندهان نمونه یگان حفاظت محیط زیست و همچنین از جانباز محیطبان یاسرزرین کمررودی استان مازندران و از ساسان کفایی (یگان نمونه کشور) تجلیل شد.
