بایگانی مطالب نشریه
خشکی هامون تهدیدی بین المللی است
ولایت نیمروز، بند کمالخان، حقابه هامون، رژیم حقوقی رودخانه هیرمند، معاهده ۱۳۵۱ اینها کلیدواژههایی است که در ماههای اخیر در اخبار مربوط به منطقه سیستان به کرات تکرار شده و نگاههای نگران را به سمت سیستان جلب کرده است. از همان روزی که خبر رسید افغانستان قصد آبگیری بند کمالخان را دارد تا روزی که اشرفغنی در آیین افتتاح این سد موضوع آب در برابر نفت را مطرح کرد، صاحبنظران حوزه آب در مورد این تصمیم افغانستان ابراز نگرانی کردند. دیروز هم رضا اردکانیان در آیین افتتاح کنفرانس ملی روئینتنسازی سیستان نسبت به این موضوع ابراز نگرانی کرد و گفت: «در صورت عدم رهاسازی حقابه محیط زیستی هامونها و خشک شدن آنها، تبعات منفی زیستمحیطی و کاهش سطح سلامت و نیز تبعات اقتصادی- اجتماعی این امر، گریبانگیر مردمی که در هر دو سوی مرز زندگی میکنند، خواهد شد» کنفرانس ملی روئینتنسازی سیستان که دیروز در دانشگاه زابل شروع به کار کرد و امروز نیز ادامه خواهد داشت قرار است با نگاهی علمی به چالشهای سیستان بپردازد و راهکارهایی برای تقویت تابآوری این منطقه ارائه کند.
موضوع حقابه هیرمند قدمتی چندین دههای در روابط بین ایران و افغانستان دارد. وجود آب در منطقهای مرزی و خشک و کمآب میتواند سیاستها و دیپلماسی طرفین مرز را دستخوش تغییراتی کند. با آبگیری بند کمالخان در اواخر سال گذشته و انحراف مسیر رودخانه هیرمند در پی این اتفاق، ماجرای حقابه هیرمند و تاثیر آن در روابط بین ایران و افغانستان وارد فاز تازهای شده است. در ماههای اخیر مقامات ایرانی بارها به این موضوع تاکید کردهاند که پیگیر حقابه هیرمند خواهند بود و مقامات افغانستان هم همواره در سخنان خود به این موضوع صحه گذاشتند که پایبند به معاهده 1351 هستند. اما آنچه در عمل اتفاق میافتد چیزی فراتر از این سخنان است.
دیروز در جریان افتتاح کنفرانس ملی روئینتنسازی سیستان رضا اردکانیان، وزیر نیرو در خصوص موضع ایران در برابر حقابه هیرمند، با اشاره به مسئله تالابهای بین المللی هامون گفت: «در طرح روئینتن سازی سیستان اگرچه آب مورد نیاز برای شرب و کشاورزی و صنعت، از محل حقابه و از محل آب انتقالی از دریای عمان یا دیگر منابع جدید تضمینمیشود، اما دغدغه و نگرانی برای تامین نیازهای محیط زیستی رودخانه هیرمند و تالابهای بینالمللی هامون همچنان پابرجاست. منطقه سیستان و هامونها به لحاظ طبیعت جغرافیایی خود که در دلتای رودخانه هیرمند قرار گرفتهاند، همواره و از گذشته تاکنون وابسته به آب رودخانه هیرمند و دیگر رودخانههای منتهی به هامونها بودهاند. محیط زیست و تبعات حاصل از تخریب محیط زیست مرز نمیشناسد و در چارچوب مسئولیت بینالمللی دولتها نسبت به حفاظت از محیط زیست قرار دارد.» اردکانیان که به عنوان رئیس افتخاری این کنفرانس سخنرانی کرد در خصوص عدم رهاسازی حقابه محیط زیستی هامونها از سوی افغانستان هم گفت: «در صورت عدم رهاسازی حقابه محیط زیستی هامونها و خشک شدن آنها، تبعات منفی زیستمحیطی و کاهش سطح سلامت ناشی از تشدید طوفانهای گرد و خاک و نیز تبعات اقتصادی- اجتماعی این امر، گریبانگیر همه مردمی که در این منطقه در هر دو سوی مرز زندگی میکنند، خواهد شد. خشکی هامونها همانقدرکه منطقه سیستان در ایران را تهدید میکند، منطقه نیمروز و هلمند را نیز در آن سوی مرز تهدید میکند و توفانهای گرد و خاک برخاسته از تالابهای خشکیده در ایران، تحت شرایط جوی طبیعی منطقه، به آسمان افغانستان گسیل شده و ساکنان ولایتهای مرزی افغانستان را تحت تاثیر قرار میدهد» اردکانیان همچنین به اقدامات وزارت نیرو در این زمینه اشاره کرده و گفت: «وزارت نیرو به دقت هرگونه اقدام مغایر با ملاحظات محیط زیستی را در رودخانههای مرزی بهخصوص در منطقه هیرمند پایش میکند و در زمان درست و از طریق مجاری رسمی، یادداشتها و پیامهای لازم را به کشورهای همسایه منعکس میکند. در مورد بند کمالخان نیز به طور ویژه، موضوع در سازوکار کمیساران آب هیرمند و نشستهای مرتبط با آن مطرح شده است و البته این نشستها و رایزنیها همچنان ادامه دارد.
«هامونها، گردوغبار و محیط زیست منطقه سیستان» ، «توانافزایی اقتصادی، پایداری اجتماعی، بهبود کشاورزی و اصلاح الگوی توسعه در منطقه سیستان» محورهای اصلی کنفرانسی هستند که دیروز در زابل شروع به کار کرد. این کنفرانس با هدف شناسایی، ارزیابی و تحلیل جامع ابعاد مختلف اقلیمی، محیط زیستی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، تاریخی و ظرفیتها و مزیتهای منطقه سیستان برگزار خواهد شد تا با اتکا به دستاوردهای علمی ارائه شده در کنفرانس؛ برنامهها و راهکارهای عملیاتی برای نیرومندی و تقویت تابآوری سیستان در برابر مشکلات و مخاطرات جغرافیایی، محیطی و اجتماعی و در مجموع روئینتنی منطقه، تعریف شوند.
به گفته عرفانیان، معاون پژوهش و فناوری دانشگاه زابل در پی هماندیشیهای صورت گرفته در خصوص ارائه برنامهای عملی برای توانافزایی سیستان و افزایش تابآوری منطقه در برابر مخاطرات و رخدادهای نامطلوب طبیعی و انسانی، طرحی جامع با عنوان «تدوین برنامههای عملی در جهت توانفزایی و رویینتنسازی منطقه سیستان» به تصویب رسید که این کنفرانس ملی در راستای همین اهداف همین برگزار شده است. عرفانیان میگوید: «این طرح ملی دارای هشت بخش اصلی شامل منابع آب، مطالعات گرد و غبار، محیط زیست، کشاورزی، مطالعات خاک، مطالعات اجتماعی، مطالعات اقتصادی، بازرگانی و زیربنایی، و در نهایت تدوین چشم اندازها، راهبردها، راهکارها و برنامههای عملیاتی برای رویینتن ساختن سیستان است که برای اجرای هر بخش از آن یک مدیر اجرایی در نظر گرفته شده است و در مجموع حدود 40 عضو هیات علمی و کارشناس در انجام این طرح مشارکت و همکاری مستقیم خواهند داشت. پروژه مذکور با نظارت مستقیم پژوهشکده تالاب بینالمللی هامون انجام میشود.» معاون پژوهش و فناوری دانشگاه زابل درباره اهداف این پروژه هم گفت: «این مطالعه در نظر دارد با شناسایی، بررسی، ارزیابی و تحلیل ابعاد مختلف اقلیمی، محیط زیستی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و تاریخی سیستان، و با اتکا به دانش و ظرفیتهای علمی و بومی، یافته ها و نتایجی را ارائه کند که مبنای طراحی راهبردها، سیاستها، برنامههای عملیاتی در راستای نیرومندسازی و تقویت تابآوری سیستان و نواحی مجاور آن در برابر مشکلات و مخاطرات جغرافیایی، محیطی و اجتماعی است که انجام آن منجر به روئینتنی منطقه شود. لازم به ذکر است مدت زمان در نظر گرفته شده برای انجام طرح حاضر 24 ماه خواهد بود.»
وزیر نیرو در سخنان دیروز خود در خصوص این طرح گفت: «رویینتنسازی سیستان یعنی کاهش آسیبپذیری آن با استفاده از اصلاح الگوی توسعه، اصلاحات نهادی و بازتعریف نقش منابع محیط زیستی. برای این منظور، از مدتها پیش، گروه کاری ویژهای تشکیل شد تا گزینههای مختلف را برای بهبود شرایط سیستان بررسی کند. در طرح روئینتنسازی سیستان که پیشتر به تصویب هیئت وزیران نیز رسیده، مهمترین و کارآمدترین تمهید، بهرهبرداری از منابع آب جدید است. انجام تمهیدات برای روئینتنسازی سیستان، به معنای بینیاز شدن و یا صرف نظر کردن از حقابه تعیینشده ایران در معاهده 1351 رودخانه هیرمند به میزان 820 میلیون مترمکعب در سال نیست و هم ما مصر به گرفتن حقابه تا قطره آخر هستیم و دولت افغانستان نیز همواره تعهد خود را بر تحویل حقابه مورد نظر به جمهوری اسلامی ایران ابراز داشته است. در این راستا، استقرار سامانه دریافت و اندازهگیری حقابه در مرز ایران در حال انجام است.»
اردکانیان اشارهای هم به موضوع دیپلماسی کرد و گفت: «منافع مشترک دو کشور ایجاب میکند که میزان همکاریها و تعاملات دو کشور افزایش پیدا کند. همکاری همسایگان درباره منابع آب مشترک، یک گزینه و انتخاب نیست، بلکه تنها راه موجود است، چرا که به علت جبر جغرافیایی نمیتوان همسایگان خود را تغییر داد. ساکنان منطقه سیستان در ایران و افغانستان دارای تاریخ و جغرافیا و فرهنگ مشترکی هستند که دو عنصر هیرمند و هامون در آن نقشآفرینی برجسته دارند. برای حفظ این میراث مشترک، توسعه آبی و ارتقا سطح معیشتی مردم منطقه، باید همراه با حفظ محیط زیست و ارتقا سطح زندگی آنها و با در نظر گرفتن این واقعیت است که محیط زیست مرز نمیشناسد. در این چارچوب، پیشنهادات و راهکارهای فنی برای ارائه به طرف افغانستانی آماده شده است و با توجه به سطح خوب روابط دو کشور و وابستگی و درهمتنیدگی مسائل دو کشور، امیدواریم که همکاری و تعامل لازم را در این خصوص از سوی طرف افغانستانی شاهد باشیم» حل مسئله آب در منطقه سیستان با توجه به موقعیت اقلیمی این منطقه، یکی از چالشهای جدی پیش روی مردم و تصمیمگیران کشور است. در ماههای اخیر تصمیماتی با شعار حل مسئله آب در این منطقه اتخاذ و اجرایی شده که بسیاری از کارشناسان در مورد آن ابراز نگرانی میکنند. از سوی دیگر چهرههای دانشگاهی کشور نیز معتقدند دیپلماسی در حوزه حقابههای مرزی به ویژه در منطقه سیستان آنطور که باید با قدرت و اثرگذار عمل نکرده است.
تصویب آییننامه بازار بهینهسازی انرژی و محیط زیست
جلسه شورای عالی انرژی دیروز دوشنبه به ریاست معاون اول رئیسجمهور برگزار شد. به گزارش ایسنا، اسحاق جهانگیری با تاکید بر اینکه استفاده حداکثری از نعمت نفت بزرگترین وظیفه ملی است، گفت: با یک سرمایهگذاری گسترده میتوان سهم ایران در بازارهای جهانی نفت را افزایش داد تا با بازگشت ایران به موقعیت قبلی خود در بازار نفت بتوان مشکلات اقتصادی و بیکاری را در کشور حل کرد که باید برای رسیدن به این هدف، همکاری و هم افزایی تمام مسئولان و ارکان کشور افزایش یابد.
جهانگیری در ادامه از سازمان برنامه و بودجه خواست تا در تدوین برنامه هفتم توسعه کشور بر منابع طبیعی اتکای بیشتری شود و راهکاری پیشبینی شود که درآمد بازار از افزایش تولید نفت در صندوق توسعه ملی فقط برای ایجاد سرمایهگذاری استفاده شود.
همچنین در ادامه این جلسه که با حضور وزرای نیرو، نفت، صنعت، معدن و تجارت و رئیس سازمان برنامه و بودجه انجام شد، شورای عالی انرژی کشور به موجب ماده(۵) قانون اصلاح الگوی مصرف در راستای سیاست گذاری، تنظیم و تدوین سیاستهای کلی راهبردی بخش انرژی کشور و سند ملی راهبردی انرژی کشور، سند چشم انداز تولید نفت خام تا افق سال ۱۴۲۰ منتج از مطالعات طرح جامع انرژی کشور را با هدف تعیین گزینه بهینه تولید نفت خام برای تعیین نهایی چشم انداز تولید و سرمایه گذاری در بخش نفت خام موجود در مخازن کشف شده کشور را به تصویب رساند.در این جلسه بر بهرهگیری کامل از ظرفیت فروش نفت برای توسعه عمرانی، تلاش برای تجهیز و توانمندسازی شرکتهای داخلی برای اکتشاف و تولید با تکیه بر بازار سرمایه و برنامهریزی و تعریف مشوقهای لازم برای سرمایه گذاری تاکید شد. همچنین دستورالعمل اجرایی آییننامه ایجاد بازار بهینهسازی انرژی و محیط زیست با هدف تدوین قوانین و مقررات برای بازار بهینه مصرف انرژی دیگر مصوبه جلسه امروز شورای عالی انرژی بود که این بازار متمرکز در چارچوب قوانین و مقررات حاکم بر بازار بورس و اوراق بهادار تشکیل و اداره میشود.
گواهینامههای صرفهجویی صادره توسط ناشرین(شرکت ملی گاز و توانیر) در این بازار معامله میشود که طبق این دستورالعمل اجرایی، گواهی صرفهجویی انرژی صادر شده اوراق بهاداری است که نشانگر حق مالکیت بر مقدار مشخصی از میزان انرژی صرفهجویی شده در یک دوره زمانی مشخص است و عملکرد این بازار بر اساس قیمت بخشی و زمانی حامل های انرژی برق و گاز و محیط زیست تعیین میشود.
در ادامه با تصویب دستورالعمل اجرایی آییننامه ایجاد بازار بهینهسازی انرژی و محیط زیست مقرر شد، بر اساس ماده ۲۶ ناشرین متعهد شوند گواهی اوراق بخش مشخصی از رشد مصرف انرژی سالیانه کشور از طریق بهینهسازی انرژی را صادر کنند. در این جلسه همچنین نظام نامه ثبت، اندازه گیری و راستی آزمایی آیین نامه ایجاد بازار بهینهسازی انرژی و محیط زیست به تصویب اعضا رسید. همچنین در این جلسه اعضای شورای عالی انرژی مقرر کردند با توجه به اینکه هر نوع سیاست گذاری مرتبط با حاملهای انرژی در چارچوب اختیارات شورای عالی انرژی کشور است و با توجه به جامعیت سند ملی راهبرد انرژی کشور، موضوعات مرتبط با پیش نویس سند شورای عالی انقلاب فرهنگی تحت عنوان «سند ملی توسعه دانش بنیان انرژیهای تجدیدپذیر» از سوی سازمان برنامه و بودجه در بازنگری سند ملی راهبرد انرژی کشور لحاظ و جهت تصویب به شورای عالی انرژی ارایه شود. همچنین شورای عالی انرژی مصوب کرد؛ مصوبات کمیسیون صرفهجویی بازار بهینه سازی مصرف سوخت و محیط زیست توسط رئیس سازمان برنامه و بودجه ابلاغ و لازمالاجرا شود.
قد دریاچه ارومیه باز هم کوتاهتر شده است. رئیس حوضه آبریز دریاچه ارومیه بار دیگر از وزارت نیرو انتقاد کرده که «اگرچه طبق توافق وزارت نیرو باید ۶۴۰ میلیون مترمکعب از سدها به سمت دریاچه رهاسازی شود، اما تاکنون بیش از ۲۴۰ میلیون متر مکعب رهاسازی نشده است.» این اعتراض که در ماههای گذشته تکرار شده در حالی است که به گفته مدیرکل هواشناسی آذربایجانشرقی میزان بارش در سال آبی جاری نسبت به مدت مشابه سال گذشته ۲۵.۸ درصد، معادل ۷۵ میلیمتر کاهش یافته. به این ترتیب اطلاعات ستاد احیای دریاچه ارومیه نشان میدهد که سطح تراز آب دریاچه ارومیه 60 سانتیمتر کمتر شده است؛ دریاچهای که همین 6 روز پیش گروهی از خبرنگاران برای تهیه گزارش از روند احیای آن راهی آذربایجان شدند و با واژگونی اتوبوس، با دو تابوت برگشتند.
دریاچه ارومیه از روز اول در وعدههای رئیسجمهور جای گرفت و اولین مصوبه دولت حسن روحانی شد. قرار بود در قالب طرحهای ستاد احیا ظرف مدت ۱۰ سال (از ۱۳۹۴) به تراز اکولوژیک خود برسد اما اکنون حدود یکونیم تا ۲ سال از برنامه عقب است. این دریاچه از اواسط دهه ۱۳۸۰ شروع به خشک شدن کرد و بنا بر آمار بینالمللی تا سال ۲۰۱۵ میلادی حدود ۸۰ درصد از مساحت آن خشک شد.
آخرین احوال دریاچه شور
از آخرین احوال دریاچه ارومیه از چه قرار است؟ مسعود باقرزادهکریمی، رئیس حوضه آبریز دریاچه ارومیه دیروز به ایلنا گفت: «در حال حاضر تراز آب دریاچه 1271.16 متر است که نسبت به مدت مشابه سال گذشته 60 سانتیمتر کمتر و نسبت به ابتدای فعالیت کارگروه احیای دریاچه در سال 93، 90 سانتیمتر بالاتر است.» این وضعیت کاهشی در حالی است که به گفته علی دولتیمهر، مدیرکل هواشناسی آذربایجانشرقی به طور میانگین از یکم مهر سال ۹۹ تا چهارم تیر امسال حدود ۲۱۵ میلیمتر بارندگی در سطح استان روی داده، در حالی که میانگین بارش در سال آبی گذشته در این بازه زمانی ۲۸۹.۸ میلیمتر ثبت شده است.
حجم آب این دریاچه به علت کاهش بارندگیها و حجم ورودی آب به آن، نسبت به مدت مشابه سال قبل ۱.۹ میلیارد مترمکعب کاهش یافته است. آنطور که یوسف غفارزاده، مدیرعامل آب منطقهای آذربایجانشرقی و عضو ستاد احیای دریاچه ارومیه گفته، با اینکه ۱۵ میلیون مترمکعب آب از سد قلعهچای عجبشیر به دریاچه رهاسازی شده، حجم آب این دریاچه در حال حاضر ۴.۳۸ میلیارد مترمکعب است در حالی که این رقم در مدت مشابه سال گذشته ۶.۲۸ میلیارد مترمکعب بود. همچنین وسعت دریاچه ارومیه پارسال سه هزار و ۶۲۴ کیلومترمربع بوده که امسال به سه هزار و ۴۵۰ کیلومترمربع افزایش کاهش یافته است.
در حال حاضر تراز دریاچه ارومیه از ۱۲۷۱.۷۲ متر به ۱۲۷۱.۱۶ متر پایین آمده که علت اصلی آن کاهش بارندگیها و تبخیر دریاچه است.
به گفته باقرزاده کریمی سطح تراز برنامهریزی شده برای احیای دریاچه 1274.1 متر است یعنی تا سال 1406 باید تلاش کرد که به نزدیک سه متر برسد، اما این کار به «شرایط اقلیمی، همکاری دستگاهها و مردم» وابسته است.
برنامههای احیای دریاچه به کجا رسید؟
26 برنامه برای احیای دریاچه ارومیه در نظر گرفته شده است. به گفته رئیس حوضه آبریز دریاچه ارومیه یکی از مهمترین اقدامات انتقال آب از حوضه کانیسیب است که «44 میلیون مترمکعب آب از این سامانه منتقل میشود و تکمیل شده است». این همان پروژهای است که خبرنگاران محیط زیست پس از بازدید از آن، در راه بازگشت دچار سانحه شدند و حالا بازماندگان خواستار استعفای مسببان شدهاند. از سوی دیگر از دو روز پیش نیز رئیس ستاد احیای دریاچه ارومیه مسئول رسیدگی به این حادثه شده است.
سامانه دیگر تونل زاب است که به گفته باقرزاده کریمی طبق قرار باید 600 میلیون مترمکعب آب را منتقل کند و در حال حاضر 93 درصد آن به اتمام رسیده است. رئیس حوضه آبریز دریاچه ارومیه گفته است: «تلاش بر این بود که پروژه در این دولت به انتها برسد اما با توجه به اینکه در تونل انتقال آب به مشکل فنی و فرار آب برخوردیم سرعت کار پایین آمده است، یعنی از 32 کیلومتر تونل فقط 900 متر باقی مانده، ولی نهایتا تا پایان سال پروژه به پایان خواهد رسید.»
پروژه دیگر ساماندهی رودخانههایی است که وارد دریاچه میشوند. «پاییندست رودخانه رسوبگذاری شده وقتی این رودها به پاییندست میرسند، پخش میشوند بنابراین سرعت تبخیر بالا رفته و برداشت غیرمجاز به صورت پمپاژ و انشقاق نهر هم راحتتر میشود که باید جلوی آن گرفته شود.» پروژه دیگر هم لایروبی و ساماندهی رودخانهها است که بر اساس اطلاعات ستاد تاکنون به طول 210 کیلومتر انجام گرفته. کنتوردار کردن و بستن چاههای غیرمجاز هم از دیگر پروژههاست که طبق ادعای ستاد با بستن چاهها 117 میلیون مترمکعب و با نصب کنتور 114 میلیون مترمکعب از مصرف بیرویه جلوگیری شده است.
پروژه تصفیهخانههای تبریز و ارومیه هم تعهد دیگر ستاد احیاست و تاکنون از تصفیهخانه ارومیه 35 میلیون مترمکعب و از تصفیهخانه تبریز 85 میلیون مترمکعب آب تصفیهشده وارد دریاچه شده است اما این طرها 90 تا 100 پیشرفت داشتهاند و وعده داده شده که در همین دولت وارد مدار شوند.
خشکسالی و بدعهدی وزارت نیرو
طبق توافق وزارت نیرو باید 640 میلیون مترمکعب از سدها به سمت دریاچه رهاسازی شود، اما تاکنون بیش از 240 میلیون مترمکعب رهاسازی نشده است. علت چیست؟ رئیس حوضه آبریز دریاچه ارومیه علت اصلی را «خشکسالی واقعا شدیدی» اعلام کرده که «در 50 سال اخیر نه تنها در ایران که در نیمکره شمالی بیسابقه بوده» و منجر به کاهش 50 درصدی ورودی آب از سدها شده است.
آذربایجان غربی که در سالهای نه چندان دور، یکی از استانهای پرآب کشور محسوب میشد و متوسط بارش در آن در درازمدت به بیش از ۳۵۰ میلیمتر میرسید، امسال یکی از کمآبترین سالهای خود را سپری میکند. چنان که میزان نزولات آسمانی در این استان حتی به ۳۰۰ میلیمتر هم نمیرسد.
در حالی که در ۲ سال گذشته ( سال آبی ۱۳۹۷-۱۳۹۸) آذربایجان غربی نظیر بسیاری از مناطق کشور، سال بسیار پربارشی را داشت و میزان بارش متوسط در آن به بیش از ۵۲۰ میلیمتر رسید، طی ۲ سال گذشته نمودار نزولی بارشها با شیب تند نصیب این استان شده است.
در سال گذشته نیز هرچند بارشهای خوبی را در آذربایجان غربی داشتیم ولی میزان آن به حدود ۴۰۰ میلیمتر رسید که خیلی کمتر از ۲ سال پیش بود؛ در حالی که امسال نیز طبق برخی پیشبینیها میزان بارش، نزدیک به آمارهای سال گذشته بود، در ۹ ماه نخست سال آبی ( از اول مهر تا آخر خرداد) میزان بارش به حدی شده که به ۳۰۰ میلی متر نیز نمیرسد.
این آمار نشان میدهد که در سال آبی جاری شاهد کاهش قابل توجه و بیش از ۲۰۰ میلیمتری بارش نسبت به ۲ سال گذشته بودهایم. نگاه به آمارهای متوسط بلندمدت نیز همین مشکل کم آبی را به خوبی نشان می دهد و همه آمارهای بارشی در آذربایجان غربی نسبت به این متوسط نیز با رنگ قرمز بوده و کاهشی دارد.
مسعود طالبیان، سرپرست شرکت آب منطقهای آذربایجانغربی به ایرنا گفته است که میزان بارش در استان طی یک ماه گذشته (از پنجم خرداد تا چهارم تیر)، صفر بوده است. به گفته او این امر نشان دهنده وضعیت نامناسب بارشی طی سال آبی جاری در آذربایجان غربی است در حالی که طی سالهای گذشته بارشهایی هرچند کم در این زمان در استان داشتیم.
میزان بارشها در استان از ابتدای سال آبی جاری (اول مهر سال گذشته) تاکنون ۲۷۹.۸ میلیمتر ثبت شده در حالیکه میزان بارش در مدت مشابه سال گذشته آن حدود ۳۸۱.۴ میلیمتر بود. این آمار نشان دهنده کاهش ۲۶.۶ درصدی و ۱۰۱.۶ میلیمتری نسبت به سال گذشته است. این میان در سال آبی جاری میزان بارش حوضه آبریز دریاچه ارومیه ۲۷۶ میلیمتر گزارش شده است. این کاهش در حوضه زاب ۳۰ درصد، حوضه دریاچه ارومیه ۲۵ درصد و حوضه ارس ۲۸ درصد است. همچنین حجم آب پشت سدهای آذربایجان غربی ۱۳ درصد معادل ۱۹۸ میلیون مترمکعب کمتر از سال گذشته است. این آمار و ارقام تصویری از خشکسالی و کمبارشی عمیق است. مهدی صابری، رئیس اداره پیشبینی اداره کل هواشناسی آذربایجان غربی گفته است که گرمای تابستانه و روند افزایشی دما در استان همچنان ادامه دارد به طوری که به رکورد ۴۰ درجه در استان نیز رسیدهایم. در عین حال افزایش دما و کاهش بارش سبب شده که میزان مصرف آب و برق نیز در آذربایجان غربی بالا برود و قطعی آب و برق در این استان به ویژه در شهر ارومیه شدت بگیرد.
باید با تعداد کمِ عناصر فاسد به شدت و قاطعانه بر خورد شود
حضرت آیتالله خامنهای در سالروز شهادت آیتالله بهشتی و روز قوه قضائیه، در دیدار رئیس و مسئولان این قوه، شهید آیتالله بهشتی را عالمی متفکر و نظریهپرداز، شخصیتی برجسته و حقیقتاً انقلابی، مومن، متشرع و بسیار موثر خواندند و افزودند: شهید بهشتی با پایهگذاری کار دشوار و بزرگ ایجاد دادگستری اسلامی و نقشآفرینی در تدوین قانون اساسی حق بزرگی بر گردن کشور و ملت دارد و این حق باید شناخته و ادا شود. به گزارش ایسنا، رهبر انقلاب با اشاره به جنایت فجیع منافقین در به شهادت رساندن آیتالله بهشتی و حدود ۷۰ نفر از شخصیتها گفتند: این قاتلها صراحتاً به این جنایت بزرگ اعتراف کردهاند اما امروز با حمایت فرانسه و دیگر کشورهای مدعی حقوق بشر آزادانه فعالیت میکنند که انسان از وقاحت غربیها در ادعاهای حقوق بشری و دادن تریبون و حمایت از این تروریستها حیرت میکند. حضرت آیتالله خامنهای با تشکر از فعالیتهای مسئولان و همه عناصر فعال دستگاه قضایی در سراسر کشور، حرکت آقای رئیسی در دوران تصدی را مصداق حرکت جهادی خواندند و با تشکر از آقای رئیسی افزودند: این تلاش شبانهروزی و پرانگیزه به فضل الهی به آثار و نتایج خوبی نیز منجر شده است.
ایشان، زنده شدن امید و افزایش اعتماد مردم به دستگاه قضا را مهمترین اثر حرکت جهادی دو سال اخیر در قوه قضائیه برشمردند و افزودند: این امید و اعتماد سرمایه گرانقدر اجتماعی است که هیچ چیزی با آن برابری نمیکند. رهبر انقلاب با اشاره به تغییر و تحول طبیعی در قوه قضائیه بعد از انتخاب آقای رئیسی بهعنوان رئیسجمهور منتخب ملت، چند نکته را در ترسیم مسیر آینده دستگاه قضا بیان کردند. ایشان، ادامه رویکرد تحولی در قوه قضائیه را بسیار مهم و کاملاً ضروری خواندند و افزودند: این مسیر باید با شدت و حتی پرشتابتر ادامه یابد و سند خوب، متقن، عملیاتی، غیرنمایشی، غیرشعاری و زمانبندی شده تحول در دستگاه قضا، همچنان ملاک حرکت تحولی باشد. حضرت آیتالله خامنهای، اطلاع و درک همه نیروهای قوه قضائیه از سند تحول را ضروری دانستند و افزودند: دستگاه قضا در رفع خلاهای مقرراتی برای اجرای سند تحول فعال شود و بدنه قوه را برای اجرای درست، کامل و پیگیرانه این سند به شکلهای مختلف تشویق کند.
رهبر انقلاب با ابراز رضایت از ورود دستگاه قضا به بحث احیای حقوق عامه گفتند: این کار بسیار لازم و پر ارزش، جزو وظایف حتمی قوه قضائیه است و دایره عمل به آن باید از احیای واحدهای تولیدی و رفع تصرف منابع طبیعی، به عرصههایی همچون سلامت، آموزش، محیط زیست و امر به معروف و نهی از منکر گسترش یابد.
ایشان با ابراز تاسف از جاری نبودن امر به معروف و نهی از منکر در جامعه گفتند: کسانی که بهطور حقیقی و نه برای هیاهو یا مقاصد دیگر به این واجب الهی عمل میکنند باید مورد حمایت قرار گیرند. رهبر انقلاب، دستگاه قضا را به رفع خلاهای قانونی در بحث حقوق عامه فرا خواندند و افزودند: باید مشخص شود که حکم ضایعکنندگان حقوق عامه چیست تا از صدور احکام سلیقهای جلوگیری شود. حضرت آیتالله خامنهای با ابراز خرسندی از مبارزه با فساد در درون قوه قضائیه، این کار را دارای اولویت کامل و جزو واجبترین امور خواندند و افزودند: البته اکثریت عظیم قضات و کارکنان دستگاه قضا، «مؤمن، شریف، پاکدامن و مسئولیتپذیر» هستند و گاهی نیز درباره میزان فساد در قوه افراط و جنجال میشود اما باید با تعداد کمِ عناصر فاسد هم به شدت و قاطعانه برخورد شود.
ایشان، برخورد سریع و فعال با گزارشهای مردمی درباره وجود برخی عناصر فاسد در دستگاه قضا را ضروری خواندند و گفتند: البته ممکن است این گزارشها واقعیت نداشته باشد اما باید آنها را مغتنم شمرد و با پرهیز از برخوردهای خوشبینانه، بلافاصله بازرسی آشکار یا پنهان و ناشناخته را فعال کرد و در صورت اثبات، با عناصر فاسد حقیقتاً برخورد کرد.
رهبر انقلاب حضور در میان مردم را از جمله نقاط قوت آقای رئیسی خواندند و تأکید کردند: مسئولان بعدی دستگاه قضا نیز باید این کار بسیار خوب و ضروری و پر برکت را ادامه دهند.
حضرت آیتالله خامنهای ارتباط مسئولان به خصوص رئیس دستگاه قضا با گروههای فعال جامعه نظیر فعالان دانشگاهی، حوزوی، اقتصادی، کارگری، تولیدی و بخشهای مربوط به زنان را در چارچوب حضور مردمی برشمردند و گفتند: در ارتباط با گروههای فعال جامعه حرفهای آنان را بشنوید و سیاستها را به درستی برای آنان تبیین کنید که گاهی دلیل برخی اعتراضها بیاطلاعی از سیاستها و واقعیات است. حضرت آیتالله خامنهای در جمعبندی این بخش از سخنانشان ابراز امیدواری کردند قوه قضائیه در فصل جدید خود، همان مسیر دو سال اخیر را با قدرت ادامه دهد و با فعالیتهای بیشتر، نتایج بهتری را نصیب کشور و ملت کند. رهبر انقلاب در بخش دیگری از سخنانشان به حماسهآفرینی ملت در انتخابات ۲۸ خرداد اشاره کردند و با بیهوده خواندن برخی تلاشها در فضای مجازی و رسانهای برای انکار کار بزرگ مردم، گفتند: این انتخابات حقاً و انصافاً یک حماسه بود و تحلیلگرانی که چشم به انتخابات ایران داشتند، فهمیدند چه اتفاق مهمی رقم خورد. ایشان فعالیت هزاران دستگاه تبلیغاتی از جمله رسانههای آمریکایی، انگلیسی و برخی کشورهای مرتجع و روسیاه و بکارگیری تعدادی از عناصر خائن ایرانی برای منصرف کردن مردم از حضور در انتخابات را در دنیا بیسابقه دانستند و افزودند: آنها به برخی بهانهها مانند مشکلات معیشتی یا بعضی حوادثی که بعداً رخ داد مانند بحث احراز یا عدم احراز صلاحیتها نیز امید بسته بودند. حضرت آیتالله خامنهای خاطرنشان کردند: البته بنده ممکن است با بعضی از نظرات شورای محترم نگهبان مثلاً در باره یکی دو مورد یا کمتر و بیشتر موافق نباشم اما اعضا محترم این شورا را افراد متشرع، پرهیزگار و مقید به وظیفه دینی میدانم که بر طبق قانون و وظیفه دینی عمل میکنند. ایشان افزودند: امید بیگانگان این بود که بر اثر این بهانهها مشارکت در انتخابات به ۲۰ تا ۲۵ درصد برسد که این امید محقق نشد. رهبر انقلاب، مسئله کرونا و تاثیر حدود ۱۰ درصدی آن بر مشارکت بر اساس محاسبات کارشناسان را نیز یادآور شدند و افزودند: با وجود همه این مسائل، مردم با صفوف پر شور و اظهارات پر انگیزه خود از ساعات اول صبح، حماسه عظیم و واقعی آفریدند و مشت محکمی بر سینه تحریمکنندگان و مخالفان و معارضان انتخابات زدند. ایشان در تبیین برندگان و بازندگان انتخابات ۲۸ خرداد گفتند: برنده انتخابات، ملت ایران و همه کسانی هستند که به شور و هیجان انتخابات کمک کردند بنابراین نامزدهایی هم که رای نیاوردند جزو برندگان هستند و در مقابل، بازنده انتخابات کسانی هستند که همه تلاش خود را کردند که مردم را از صندوق رای دور کنند اما مردم با حضور خود، آنها را طرد و امید و طمعشان به نتیجه انتخابات را ناکام کردند. حضرت آیتالله خامنهای به برخی تحلیلهای غلط درباره آرا باطله نیز اشاره کردند و گفتند: این آرا ابداً به معنای جدایی آنها از نظام نیست، بلکه برعکس است، زیرا کسی که پای صندوق رای آمده و فرد مقبول خود را در لیست نامزدها ندیده ولی اسم شخص مورد نظرش را نوشته یا رای سفید داده، در واقع علاقهمندی خود را به صندوق رای و نظام نشان داده است. ایشان برخی حوادث در جریان انتخابات را مایه تجربه و عبرت دانستند و گفتند: در مناظرهها تنوع سلایق مشاهده شد، در عین حال همه نامزدهای محترم بر خلاف القاء دشمن در این مسئله همنظر بودند که مشکلات اقتصادی کشور راهحل دارد و بنبستی وجود ندارد البته یکی میگفت راهحل من درست است و دیگری میگفت راهحل من. رهبر انقلاب افزودند: در مناظرهها، بعضی کاندیداها از مواضع انقلاب دفاع کردند و با ادب و رعایتهای لازم شرعی سخن گفتند ولی برخی، بداخلاقیهایی کردند که مایه تاسف است. ایشان با یادآوری رقابتهای انتخاباتی در آمریکا و فحاشی نامزدها علیه یکدیگر، افزودند: آمریکاییها سرمشقهای خوبی نیستند بنابراین در مسائل سیاسی باید با رعایت ادب و جهات اخلاقی و شرعی و بدون اهانت و تهمت، سخن گفت نه اینکه از شیوههای فحاشی و اهانت آمریکاییها و ترامپ استفاده کرد. حضرت آیتالله خامنهای با اشاره به سخنان یک مقام آمریکایی درباره انتخابات کشورمان، گفتند: انتخابات آمریکا در چشم همه دنیا مفتضح شد حالا همان مفتضحین بعد از چند ماه زبان درآورده و از انتخابات ایران ایراد میگیرند در حالیکه آنها با آن افتضاح، دیگر نباید یک کلمه راجع به انتخابات حرف بزنند. رهبر انقلاب با تقدیر از برخورد خوب مسئولان و دیگر نامزدهای انتخابات با رئیسجمهور منتخب گفتند: بعد از انتخابات و پیروزی نامزد مقبول مردم با رای خوب و درصد بالای آرا، مسئولان تراز اول و سایر نامزدها بسیار خوب برخورد کردند و با دیدار با رئیسجمهور منتخب، تبادل نظر و پیام تبریک، طمأنینه و آرامش روحی لازم در کشور را نشان دادند. ایشان با مقایسه این رفتار متین با درگیریهای پس از انتخابات آمریکا، خداوند را به دلیل وجود این نعمت در کشور شکر گذاشتند و افزایش این جهتگیریها را خواستار شدند. حضرت آیتالله خامنهای در پایان ابراز امیدواری کردند نتیجه انتخابات بر مردم و رئیسجمهور منتخب مبارک باشد و مسئولان بتوانند وظایفی را که برعهده دارند به خوبی انجام دهند.
افتتاح نیمه کاره رصدخانه ملی ایران
اما بیسابقه بودن این طرح در ایران در کنار پیچیدگیها و چالشهای فنی و مدیریتی، همواره رصدخانه ملی را با فراز و فرودهایی مواجه ساخته است.
به علاوه شرایط تحریم و مهجور بودن طرحهای علوم پایه در ایران، چه از طرف مردم و چه از طرف مسئولان، مشکلات این طرح را چند برابر کرده است. بنابراین عجیب نیست که به ثمر رسیدن این پروژه تا این حد به درازا کشیده است.
اما به نظر میرسید که با انتشار این خبر، تمامی انتظارها به پایان رسیده و بالاخره رصدخانه ملی افتتاح میشود. بالاخره امروز این اتفاق افتاد اما نه آن طور که انتظار میرفت: تلسکوپ رصدخانه ملی آینه نداشت! آینه اصلیترین قسمت تلسکوپ است یعنی چیزی که نور را جمعآوری کرده و ما را تا عمق کیهان میبرد. آینه تلسکوپ در اواخر سال 93 وارد ایران شده است اما هنوز روی پایه نصب نشده و آنچه افتتاح شد در واقع ساختمان اصلی و گنبد تلسکوپ است. البته پروژه مکانیابی و ساخت ساختمان اصلی و گنبد سازگار با معیارهای علمی و محیطی منطقه کار دشواری محسوب میشود، همچنین پایه نگهدارنده آینه که اکنون نصب شده، از نظر فنی پیچیده است چرا که باید آینه چند تنی تلسکوپ را با دقت بهتر از یک هزارم درجه جابهجا کند، اما هنوز حدود یک سال تا بهره برداری کامل فاصله داریم. البته کسانی که پیش از این پیگیر اخبار رصدخانه ملی بودند، از زبان مجری پروژه، دکتر حبیب خسروشاهی، شنیده بودند که پیشبینی میشود رصدخانه ملی در نیمه اول 1400 نورگیری کرده و تا 1401 به بهره برداری کامل برسد. حتی متن خبر که از طرف سایت و اینستاگرام رصدخانه ملی منتشر شد صرفا به پایان ساخت و نصب محفظه و آغاز پروژه راه اندازی تلسکوپ اشاره کرده است و خبری از پایان پروژه و افتتاح یا بهره برداری کامل نیست. اما انتشار خبر افتتاح تلسکوپ از سوی رسانهها بدون این که آینه روی آن نصب باشد، حقیقتا موجب دلسردی پژوهشگران و دوستداران اخترشناسی شد. دور از انصاف نیست اگر بگوییم در این هشت سال اخیر پروژه رصدخانه ملی با شدت و سرعت بیشتری در حال انجام بود اما به هر حال افتتاح پیش از موعد این پروژه در روزهای پایانی دولت یک فرصتسوزی کامل بود و بیشتر موجب بیاعتمادی به طرحهای علمی کشور و زیر سوال رفتن زحمات پژوهشگران درگیر در پروژه میشود. متاسفانه پیش از این نیز شاهد زیر سوال رفتن زحمات پژوهشگران به خاطر ملاحظات سیاسی بودهایم تا جایی که با وجود توانمندی ایران در تولید واکسن، برخوردهای سیاسی با این موضوع و دوری از معیارهای علمی به جای اعتمادسازی بیشتر باعث زیر سوال رفتن این توانمندی پژوهشگران کشور شده است.
لزوم مستندسازی فعالیت خبرنگاران محیط زیست
حالا شش روز از حادثه سقوط اتوبوس خبرنگاران محیط زیستی در آذربایجانشرقی میگذرد. فاجعهای که دو خبرنگار جوان و دغدغهمند را به کام مرگ کشاند و تعدادی دیگر را با آسیب جدی روحی روانی مواجه کرده است. آنچه در ادامه نوشتهام برای عرض ارادت شخصی و قلبی است به همه دوستان و خبرنگاران و روزنامهنگاران محیط زیست ایران. در همه سالهای گذشته خبرنگاران حوزه محیط زیست در کنار کوشندگان و سازمانهای مردم نهاد محیط زیستی در صف مقدم حفاظت از زیستبوم این سرزمین بودهاند.این پیوند از ابتدای دهه هشتاد آغاز شد؛ روزگاری که مسائل محیط زیست بهطور واقعی و ظاهری مورد بیتوجهی سیاستمردان قرار داشت.
اخبار محیط زیستی جایی در رسانهها نداشت و بالطبع در بطن جامعه نیز مورد بیمهری قرار میگرفت. این دوران همزمان شده بود با رونق وبلاگنویسی در ایران. در روزهایی که گفته میشد فارسی سومین زبان رایج دنیای وبلاگستان است، وبلاگهای محیط زیستی یکی پس از دیگری پا به عرصه میگذاشتند. وبلاگهایی که عموماً توسط اعضای سازمانهای مردم نهاد محیط زیستی، کارشناسان این حوزه و خبرنگاران علاقهمند به این حوزه نوشته میشد.
اینجا شروع پیوند فعالان، کارشناسان و خبرنگاران محیط زیست بود. فعالیت این سه گروه در کنار افزایش مشکلات محیط زیستی و فراگیر شدن شبکههای اجتماعی موجب گسترش توجه عمومی به محیط زیست شد. در نیمه دهه هشتاد شاهد تولد صفحات اختصاصی برای محیط زیست در روزنامهها بودیم. اتفاقات سیاسی اجتماعی همواره در کاهش و افزایش توجه رسانهها به محیط زیست نقش داشته است اما این روند همواره صعودی بوده است. در ابتدای دهه نود توجه سیاستمردان به مساله محیط زیست جلب شد و در ظاهر شعارهای محیط زیستی میدادند و این روند تا به امروز گسترش داشته است. هرچند که دولتمردان از مرحله بیمحلی، به دوران توجه ظاهری به محیط زیست وارد شدهاند و هنوز خبری از اقدامات عملی نیست.
در تمام سالهای گذشته خبرنگاران محیط زیستی فراتر از عضو یک رسانه عمل کردهاند. در مواقعی که بدنه سازمانهای غیردولتی با رخوت یا محافظهکاری دسته و پنجه نرم میکند این خبرنگاران محیط زیستی هستند که خطشکن بودهاند. خبرنگارانی که عموماً بواسطه دانش آکادمیک یا تجربی هر مدیری را میتوانند به دردسر بیندازند و برخلاف بسیاری از حوزههای خبری به نوشتن یک خبر یا مصاحبه اکتفا نمیکنند. در سالهای اخیر موارد بسیاری پیش آمده که یک پویش محیط زیستی با خبر یا گزارش یکی از همین خبرنگاران آغاز شده و سپس با پیگیری فعالان، کارشناسان و سازمانهای مردمنهاد به ثمر نشسته است. به جرات میتوان ادعا کرد خبرنگاران این حوزه در بسیاری از مواقع جلوتر از دیگران فعالان بودهاند.
بیتوجهی و بیمهری به فعالان محیط زیست شامل حال خبرنگاران و روزنامهنگاران این حوزه هم شده است. به وقت تعدیل نیرو یا کاهش بخشهای خبری، نخستین گروهی که حذف میشوند بخش محیط زیست است. همواره گزینه نخست اخراج یا کوچ اجباری به دیگر بخشها هستند.
آنچه که گفته شد نگاهی مختصر بود به نقشآفرینی ارزشمند خبرنگاران محیط زیستی در طی سالهای گذشته. قصد تاریخنگاری مستند را نداشتم و از اینرو از بیان نام خبرنگاران و بیان دقیق کارهای انجام شده اجتناب کردم؛ اتفاقی که باید انجام شود و روند فعالیت خبرنویسی محیط زیستی در دو دهه گذشته ثبت و مستند شود.
حلقه مفقوده مدیریت در ساماندهی پسماند
«مدیریت» واژهای با تعریف مشخص است؛ کلمهای که ما را به دنیایی از محتوا پیوند میدهد. در ویکیپدیا در تعریف کلمه مدیریت آمده است: مدیریت عبارت است از فرآیند بکارگیری کارا و اثربخش منابع مادی و انسانی زیر نظام ارزشی پذیرفته شده آن جامعه با عنایت به اصولی چون برنامهریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل و نظارت براساس هدفهای از پیش تعیین شده. از اواسط دهه چهل شمسی در ایران، مدیریت پسماند به شکل صنعتی آغاز شده است و در طول این سالها فراز و فرودهای بسیاری را تجربه کرده؛ که با تاسیس سازمان بازیافت و تبدیل مواد در سال 1370، شکلی اداری و مستقل به خود گرفت و بعدها با تشکیل سازمان مدیریت پسماند و تصویب قانون، به یک ساختار نسبتا منسجم دست یافت.
اما همواره حلقه مفقوده در این عرصه، مفهوم واقعی کلمه مدیریت بوده و است و احتمالا خواهد بود؛ چرا که افقهای روشنی از این واژه از جانب قانونگذار، مدیران شهری، و مردم پیش روی ما نیست. شاید گمان کنید مدیریت پسماند به عهده شهرداریهاست و نباید از مردم و قانونگذار نام برد.
اجازه دهید از زاویهی دیگری به موضوع نگاه کنیم. پسماند چیست و از چه حاصل میشود؟ پسماند در شهرها و روستاها به طور کلی ضایعات حاصل از فعالیتهای انسانیست. البته پسماندهای طبیعی هم داریم که خارج از موضوع بحث ماست. تولیدکنندگان پسماند چه کسانی هستند؟ پاسخ روشن است؛ هر یک از هشت میلیارد و اندی جمعیت سیاره زمین، مشغول تولید پسماند هستند. بشریت، هم آن یکی که در پاپوآ گینه نو به شکل آبا و اجدادی زندگی میکند، تا آنکه در پنتهاوس لاکچریاش در دبی، آنالیزی متفاوت در سطل زبالهشان دارند اما، هر دو پسماند داشته، دارند و خواهند داشت. شاید به نظر شما بررسی این موضوع بدین نحو، ساده و کودکانه به نظر برسد. اما باید بگویم که همین تعاریف ساده هنوز برای بسیاری روشن نیست و همین امر باعث میشود هر کسی مسئولیت این موضوع را به گردن دیگری بیاندازد.
از زمان انقلاب صنعتی، روز به روز به شکل و تنوع جنس ضایعات بشری اضافه شده و به جایی رسیدیم که به نوعی تولید زباله از کنترل خارج شده است؛ از ضایعات سفینه، ماهواره و فضاپیماهایی که فرستادیم آن بالا بگیرید تا قوطی تتراپک شیری که هر روز همراه صبحانه سر میکشیم، همگی محصول صنعتی شدن زندگی بشری است. به هرحال با افزایش جمعیت سیاره که از یک میلیارد در 1800 میلادی به 7 میلیارد در 2011 رسید و هر روز هم رو به افزایش است، گریزی از پسماندها نداریم.
از زمانی که راشل کارسون آمریکایی در 1962 بهار خاموش را نوشت تا ما را از حضور سموم شیمیایی حتی در جنین داخل رحم مادر آگاه کند، تا گرتا تونبرگ سوئدی که داد و فریادش از 2018 در جهان پیچید، سالها فاصله است و در طول این زمان، صدها و شاید هزاران سمینار و همایش و کنوانسیون و تعهدنامه بین المللی برای ایجاد تغییر در شرایطی که هر روز پیچیدهتر و وخیمتر از دیروز میشود، برگزار شده اما دریغ از عملِ کافی و وافی. و هر روز ردپای اکولوژیک بشر بر روی کره خاکی بزرگتر از دیروز شده به طوریکه به گزارش سایت «ecowatch» در ماه اوت 2016 میلادی، ما ذخیره یکسالمان را خورده و در نتیجه مابقی سال را از جیب میخوریم و فرصت بازیابی منابع را به زمین نمیدهیم.
نمیگویم هیچ اتفاق مثبتی در کار نیست، چون هست. اکنون در کشورهایی هر سه بخش یعنی قانونگذار، مردم و مدیران شهری به نحو شایستهای وظایف خود را انجام میدهند اما، هنوز در بسیاری مناطق کمیتمان لنگ است.
یادآوری این نکته که همه ما در هر کجای این کره آبی، همسایگان دیوار به دیواری هستیم که در منافع مشترکیم، توضیح واضحات اما ضروری است. دیگر کلمه butterfly Effect (اثر پروانهای) برای یک بار هم که شده به گوش اکثرمان خورده؛ یعنی همان بال زدن یک پروانه در جایی از سیاره زمین که میتواند توفانی در جایی دیگر به پا کند؛ یعنی وابستگی تمامی آحاد بشر به یکدیگر در تمام سیاره.
از این کلی گویی که بگذریم، میرسیم به کشور خودمان و شهر محل زیستمان. براساس اطلاعاتی که وجود دارد، در کشور پهناور ایران، که در بسیاری موارد خصوصا محیط زیست، همین وسعت بلای جانش شده، اکثر شهرها، سامانه جمعآوری، مرکز پردازش و لندفیل استاندارد ندارند، شهرستانها و روستاها بمانَد.
اگر گریزی بزنیم به ابتدای گزارش و تعریف کلمه مدیریت، و واژههای برنامه ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل و نظارت، را برای ادامه بحث امانت بگیریم، میرسیم به سهم هر یک از بخشهای مربوطه و تحلیل واژه مدیریت پسماند.
به نظر میرسد روی کاغذ تا حدودی، فقط تا حدودی، مدیریت پسماند در ایران مفهوم دارد اما در عمل به کار بردن این واژه چیزی شبیه شوخیاست. چرا که در همان قانون به غایت ناقص مصوب 1383 مجلس شورای اسلامی که به تازگی قول اصلاح و بهروزرسانیاش داده شده، و البته خدا داند که با چه کیفیتی، در چه زمانی و با چه پشتوانه اجرایی، ظاهرا وظایف هر سه دسته یعنی قانون گذار، مردم، و مدیران شهری دیده شده است. در بندها و مادههای مختلف این کتابچه سهم هر بخش یعنی فرد فرد جامعه، سازمانها، دستگاههای اجرایی، خدماتی و نظارتی به چشم میخورد. البته ذکر این نکته ضروری است که کتابچه قانون فعلی، ایرادات و نواقص بسیاری دارد اما متاسفانه همین کتابچه ناقص هم اجرایی نمیشود.
بنابراین نخستین انتظار عنوان یک شهروند، از قانونگذاران و نمایندگان مجلس شورای اسلامی این است که با رای مردم برای رسیدگی به همین امور در مجلس حضور دارند و امیدوارم به روزرسانی درست و اساسی این کتابچه هرچه سریعتر در دستور کار مجلس محترم قرار گیرد.
به عنوان کسی که سالها درباره مساله پسماند در فضای مجازی اطلاع رسانی کردم، بارها پیامهایی دریافت کردم با این مضامین که مردم کاری از دستشان ساخته نیست یا اساسا مسئله پسماند به مردم مربوط نیست. حال آنکه وظایف شهروندی در حوزه مدیریت پسماند لیستی بلندبالا داشته و رعایت آن مانند ایستادن پشت چراغ قرمز راهنمایی، لازم و ضروریست. معمولا مردم نبود یا کمبود زیرساختهای خدمات شهری را بهانهای برای عدول از وظایف خود میدانند، درحالیکه با همین شرایط موجود هم یک شهروند میتواند بخش قابل توجهی از خسارات ناشی از پسماندها را شخصا مدیریت نماید.
و اما در انتها یابد اشارهای هم به وظایف مدیران شهری داشت اولین سوال به عنوان یک شهروند از مدیران حداقل در شهر تهران، پایتخت ایران، این است که آیا ما نمیتوانیم زیرساختهای لازم را تامین کنیم، مردممان اصلاح پذیر، قانون مدار و قابل تربیت و تبدیل شدن از شهرنشین به شهروند نیستند، یا مسئله چیز دیگری ست؟
درحال حاضر ارائه خدمات شهری در حوزه پسماند در شهر تهران توسط سازمان مدیریت پسماند شهرداری تهران صورت میپذیرد. در جلساتی که با مدیران این سازمان داشتهام، همواره از کمبود امکانات مالی و عدم همکاری مردم و دولتمردان در تخصیص بودجه ناله کردهاند، حال آنکه به نظر میرسد چنانچه سازمانهای نظارتی به حساب و کتابهای شهرداری تهران ورود و بررسی دقیقی نمایند خواهیم دید که شاید تنها مشکل، بودجه و اعتبارات و حتی عدم همکاری مردم نباشد. من به عنوان یک شهروند چند کلمه به کار رفته در تعریف مدیریت را قرض گرفته و تعدادی سوال مطرح می نمایم شاید تلنگری باشد برای دقت نظر به شرایط موجود؛ آیا «نظام ارزشی» جامعه ما، هم زدن سطلی متعفن توسط کودکان زباله گرد را برای لقمهای نان برمیتابد؟ آیا «منابع مادی و انسانی» موجود در مدیریت شهری، به نحو «کارا و اثربخش» مورد استفاده قرار میگیرد؟ آیا از «برنامهریزی»، «سازماندهی»، «بسیج منابع و امکانات»، «هدایت»، «کنترل و نظارت» بر خدمات شهری ارائه شده در بخش پسماند خبری هست؟ و آیا «هدفها»، دقیق از پیش تعیین شدهاند و گامهایی درست در راه تحقق شان برمیداریم؟ اینها و بسیاری موارد دیگر، سوالاتی ست که از مدیریت شهری مطابق تعریف واژه «مدیریت» داریم و امید است که پاسخگوی جامعه مدنی باشند. اینکه ما پسماند داشته، داریم و خواهیم داشت «مسئله» ایست که گویا هنوز کسی آنرا به درستی درک نکرده. یادمان نرود که پسماندهای ما تمام نشدنی هستند؛ با تلنبار کردن شان در کنجی، به زودی جا کم میآوریم و با دفن کردنشان هم کاری از پیش نخواهیم برد چرا که فقط از پیش چشممان کنار رفتهاند اما تمامی عوارضشان در کمین ماست.
۵۰ میلیارد تومان برای مقابله با ملخهای صحرایی
|پیام ما|هجوم ملخهای صحرایی به زمینهای کشاورزی و باغات و مراتع به ویژه زمینهای کشاورزی جنوب کشور چند سال است که خسارات اقتصادی و محیط زیستی بسیاری در پی دارد. همچنین امسال با کاهش چشمگیر علوفه در مراتع به دلیل خشکسالی، هجوم ملخها به زمینهای کشاورزی و باغات بیشتر هم شده است. انتظار میرود تا پایان تیرماه هجوم دیگری از ملخها از کشور عربستان هم باز هم به زمینهای کشاورزی صدمه بزند. بر همین اساس مصوبهای برای مبارزه با این آفت در هیات دولت به تصویب رسید که روز گذشته معاون اول رئیسجمهور بودجه آن را ابلاغ کرد.
با هجوم ملخهای صحرایی به زمینهای کشاورزی و پیشبینی ادامه هجومها تا آخر تیرماه معاون اول رئیسجمهور، مصوبه مربوط به اختصاص اعتبار به سازمان حفظ نباتات کشور برای مقابله با آفت ملخ صحرایی در تمامی استان های در معرض تهدید در سطح کشور را ابلاغ کرد.
هیئت وزیران در ۲ تیرماه ۱۴۰۰، با اختصاص مبلغ ۵۰۰ میلیارد ریال اعتبار هزینهای به سازمان حفظ نباتات کشور برای خرید سموم، تجهیزات و لوازم سمپاشی، رصد و پایش میدانی و انجام عملیات مبارزه در تمامی استانهای مورد تهدید آفت ملخ صحرایی در سطح کشور، موافقت کرد.
بر اساس این مصوبه سازمان حفظ نباتات موظف شد علاوه بر نظارت فنی و اجرایی بر روند انجام فرآیند پایش و سم پاشی و فعالیت در این زمینه، گزارش عملکرد اعتبارات در نظر گرفته شده را هر سه ماه به سازمانهای مدیریت و برنامهریزی و مدیریت بحران کشور ارسال کند. روز گذشته اسحاق جهانگیری، بودجه این مصوبه را به استانها ابلاغ کرد.
بر اساس گفته کیخسرو چنگلوایی، رئیس سازمان حفظ نباتات، هجوم ملخهای صحرایی در سال زراعی ۹۷ آغاز شد و روزانه این آفت ۱۱.۵ میلیارد تومان تنها به تولید گندم کشور آسیب وارد میکرد.
در سال زراعی جاری بنابر اظهارات سعید معین، مدیرکل دفتر مبارزه با آفات عمومی و همگانی سازمان حفظ نباتات کشور، از آبان سال گذشته تا 25 خردادماه سال 1400 در مجموع ۱۹ هزار هکتار عملیات مبارزه با آفت ملخ صحرایی انجام شده است.
همچنین بر اساس آمار وزارت جهاد کشاورزی سال ۹۸ هجوم ملخ صحرایی توسط دیدهبانی سازمان حفظ نباتات کشور در استانهای جنوبی کشور ثبت شد و نزدیک به یک میلیون هکتار تحت مبارزه قرار گرفت.
در ۳۰ بهمن سال ۹۷ مبارزه با ملخ صحرایی در سطح ۷۵۰ هزار هکتار از ۹ استان شامل سیستان و بلوچستان، هرمزگان، جنوب کرمان، بوشهر، فارس، خوزستان، کهگیلویه و بویراحمد، ایلام و خراسان جنوبی عملیاتی شد.
سعید معین به ایرنا، گفت:«امسال چهار استان خوزستان، بوشهر، ایلام و هرمزگان بهطور عمده درگیر آفت ملخ صحرایی بودند که با اقدامهای به موقع نه تنها به استانهای دیگر تسری نداشت، بلکه خسارتی به استانهای مذکور نیز وارد نشده است.»
طبق آمارها ۱۲ هزار و ۵۰۰ هکتار مبارزه مربوط به استان خوزستان، پنجهزار و ۵۰۰ هکتار مبارزه مربوط به استان بوشهر و بقیه سطح مبارزه مربوط به استانهای ایلام و هرمزگان است.
معین افزود:«مبارزه با این آفت از آبانماه ۹۹ در هرمزگان و بوشهر شروع شد اما اکنون بخش عمده مبارزه مربوط به استانهای خوزستان، بوشهر و ایلام است که اکنون با پورههای این نوع ملخ در حال مبارزه هستیم. سال ۹۹ و امسال به دلیل تاخیر و کاهش هجوم ملخ صحرایی به ایران، هیچیک از استانها دچار مشکل تامین اعتبار نشدند و اعتبارات به حد کفایت است.»
علاوه بر آنچه تاکنون پیش آمده است، مدیرکل دفتر مبارزه با آفات عمومی و همگانی سازمان حفظ نباتات کشور از حمله جدید ملخها تا پایان تیرماه خبر داد، او گفت:« طبق پیشبینیها به نظر می رسد که در تیرماه جاری در مسیر عبور ملخ صحرایی از عربستان و عراق به مرز هند و پاکستان شاهد ریزش این آفت در برخی استانهای جنوبی ایران باشیم.»
معین اظهار کرد: «مسیر هجوم ملخ صحرایی از عربستان به ایران تغییر کرده است زیرا پیش از این ملخ صحرایی از یمن، عمان و ربالخالی عربستان وارد ایران میشد؛ اکنون از شمال غرب عربستان از محلی به نام تبوک، ریاض و جده وارد ایران میشود که استانهای خوزستان، بوشهر و ایلام را تحت تاثیر قرار میدهد.»
او با تاکید بر اینکه استانهای جنوبی کشور به طور مستمر توسط شبکهها و پایگاههای سازمان حفظ نباتات رصد میشوند، افزود: «این سازمان آمادگی مبارزه با آفت ملخ صحرایی را در استانهای جنوبی کشور دارد و تاکنون خسارتی از سوی این آفت نداشتهایم.»
معین با بیان اینکه هر ساله یک سطح مبارزه با ملخ بومی هم در کشور انجام میشود، افزود: اکنون در سطح ۱۵۰ هزار هکتار مبارزه با ملخ بومی از جمله ملخ مراکشی انجام شده است و به نظر میرسد تا پایان شهریورماه این سطح به ۳۰۰ هزار هکتار برسد.
مدیرکل دفتر مبارزه با آفات عمومی و همگانی سازمان حفظ نباتات توضیح داد:« ملخهای بومی همیشه در کشور بودهاند، اما ممکن است مساعد شدن شرایط آبوهوایی موجب ازدیاد ملخها شود که در شرایطی اندکی دیر اقدام کردن برای کنترل آنها میتواند به ازدیادشان دامن بزند. اکنون همزمان با مبارزه با ملخ مراکشی، مبارزه با ملخ شاخک کوتاه ایتالیایی نیز در حال انجام است تا به عرصههای کشاورزی و شهرها ورود پیدا نکنند.»
پیش از این در ابتدای خردادماه سال جاری کیخسرو چنگلوایی، رئیس سازمان حفظ نباتات کشور گفته بود: «سم به اندازه کافی از فائو همچنین کشور هندوستان خریداری شده است، همچنین کمکهای خارجه نیز برای انجام این مبارزه از فائو دریافت شده و هیچ کمبودی در این خصوص وجود ندارد.»
آفت ملخ از جمله خطرناکترین آفات کلیه محصولات کشاورزی جهان هستند که به علت داشتن تنوع گونهای و تغذیهای میتوانند به محصولات زراعی، مراتع، جنگلها و باغها و … خسارت وارد کنند.
ملخهای صحرایی در مسیر حرکت خود با تغذیه از سبزینههای مختلف جنگلها، باغهای میوه، علوفه، غلات، صیفی و مراتع را از بین میبرند و با توجه به قدرت تخریبی بالایی که دارند باعث قحطی در منطقه مورد هجوم میشوند. ملخ صحرایی خطرناکتریـن آفـت محصولات کشاورزی در بیـن ۱۰۰۰ آفت اقتصـادی در دنیا به حساب میآیند. شواهد نشـان میدهد هجوم ایـن آفـت بـه کشـورها پیامدهـای اقتصـادی، اجتماعـی و محیط زیستی فراوانـی بـه همـراه داشـته اسـت.
پنج هزار سال تمدن، فرهنگ، هنر و طراحی در قالب 300 اثر تاریخی، اسلامی و مدرن از چندین کلکسیون و نمایشگاه آثار تاریخی در جهان به موزه ویکتوریا و آلبرت لندن آورده شدهاند تا مردم دنیا به زوایای پنهان و کمتر شناخته شده تاریخ و تمدن ایران آشناتر شوند. ایران، مهد یکی از بزرگترین تمدنهای تاریخی است اما بسیاری از آثار هنری تاریخی در جهان کمتر شناخته شدهاند. این نمایشگاه که از 8 خرداد شروع شده و تا 21 شهریور ادامه دارد، مخاطبان را به گردش در تمدن ایران و گذار آن به قرن بیست و یکم دعوت میکند؛ این سیاحت از اولین دستنوشتهها که نقطه آغاز تاریخ ایران است شروع میشود و به انقلاب 1357 و آثار هنری معاصر میرسد.
در این نمایشگاه دو سایت تاریخی و مشهور پرسپولیس و اصفهان به عنوان پایتخت سلسله صفویان با بازطراحی درخشان به نمایش گذاشته شدهاند. داستان «ایران حماسی» تاریخچه فرهنگی ایران است که ارتباط مردم امروزی را به فرهنگ پنج هزار سال نشان میدهد. جاناتان جونز در گزارشی در گاردین مینویسد که اگر بیایم داستان شکلگیری بریتانیا را از زمان استون هنج تعریف کنیم ارتباطی به مردم امروز آن پیدا نمیشود اما در ایران این را میتوان به خوبی نشان داد.
بخشی از آن به دلیل غرور و افتخار در تاریخچهای است که سنتها را طی هزاران سال پایدار نگه داشته است. مهمترین مدرک آن شاهنامه فردوسی است که در اوایل قرن یازده نوشته شده.
توجه به طبیعت در تاریخ باستانی ایران ریشه دارد. پارچ به شکل گاو قوزدار از 800 تا 1200 سال پیش، کاسه طلایی متعلق به همان دوره با غزالهای سه بعدی که با ظرافت از آن بیرون آمدهاند و بسیاری دیگر از آثاری که با جانوران شاخدار تزئین شدهاند. در امپراتوری پارس و قرن پنجم و ششم قبل از میلاد، این جانوران افسانهایتر، آراستهتر و پرنقش و نگارتر شدهاند.
هنر غنی ایران به خاطر دسترسی جغرافیایی آن به شرق و غرب است که از چین، بینالنهرین، یونان و مغولستان الهام گرفته است. این موضوع به هنر اسلامی قدرت نامحسوسی میدهد که در عوض روی تمام دنیای اسلام تاثیر گذاشته است.
در یکی از بخشهای بزرگ این نمایشگاه زندگی مجلل و تشریفاتی امپراتوری پارس به واقعیت تبدیل میشود. آثار باستانی مانند ریتونها به نمایش گذاشته شده و پرسپولیس با استفاده از تصاویر مجازی و ویدیوپروژکتورها رنگی شده تا شکل واقعی این آثار را در آن زمان به مخاطب نشان دهد. پرسپولیس برای مراسم مذهبی ساخته شده و نه زندگی در آن: همانطور که رنگ مجسمههای آن عوض میشوند تا رنگ اصلی نقاشی این اثر را نشان دهد جذبه معنوی آن در شما اثر میکند.
هنر ایرانی در دوره صفویه به اوج خود رسید. موزه ویکتوریا و آلبرت اصفهان، پایتخت باشکوه صفویه را در اطراف شما بازسازی میکند. بنیانگذاران این موزه نسخهای کپی از برخی از دیوارها و گنبدهای زیبا و پر نقش و نگار را در اندازه واقعی خود سفارش دادهاند. این آثار در اطراف شما در جریانند و تصاویر ویدیویی رنگی از معماری اصفهان بر روی صفحه نمایشی گنبدی شکل در هم ادغام میشوند.
در این نمایشگاه، آثار تاریخی به شکل مجسمههای باستانی، فرش، ظروف سرامیکی، پارچه، عکاسی و فیلم دیده میشوند که در 10 بخش به نمایش گذاشته شدهاند. «سرزمین ایران» بخش اول این موزه است که طبیعت متنوع ایران و نقش آن در شکلگیری تمدن اجتماعی، اقتصادی و سیاسی را به نمایش میگذارد.
در بخش دوم این موزه اولین دستنوشتههای کشف شده دیده میشوند که به 3200 سال قبل از میلاد مسیح و نقطه شروع تاریخ برمیگردند. مجسمهها و اجسامی که با نقش حیوانات و طبیعت تزئین شدهاند به همراه بسیاری از اقلام روزمره مانند گوشواره و تکههای کمربند در این بخش نشان میدهند که پیش از شکلگیری امپراتوری هخامنشی، تمدن غنی ایرانی از مصر و بینالنهرین پیشرو بوده است. دوران امپراتوری پارس و پادشاهی سلسله هخامنشی به 550 سال قبل از میلاد مسیح برمیگردد؛ زمانی که کوروش کبیر پادشاه مادها و پارسها شد و با حفظ فرهنگ هنری غنی آنها به تشکیل اتحاد سیاسی پرداخت.
منشور کوروش (538-539 سال پیش از میلاد)
منشور کوروش، اولین و قدیمیترین سند حقوق بشر است که کوروش کبیر معروف به کوروش دوم از خاندان هخامنشی، پس از فتح بابل به خط میخی روی استوانهای گلی نوشته است. کوروش کبیر همانطور که در سخنان خود روی این استوانه نوشته است، بابل را صلحآمیز و بدون خونریزی فتح کرد، بردهها را آزاد و به بردهداری پایان داد، پناهجویان را به خانههای خود برگرداند و مردم با هر کیش و آیینی در پرستش خدای خود آزاد بودند. در این بخش از موزه، نمایش منشور کوروش (از موزه بریتانیا قرض گرفته شده) و همچنین بازوبند طلایی بز و پرنده هما از گنجینه آمودریا که برای نگهداری از تاجیکستان به کلکسیون موزه ویکتوریا و آلبرت انتقال یافته، چشماندازی به قدرت شاهنشاهی و سلطنتی، تجارت و حاکمیت جامعه 550 سال قبل از میلاد مسیح است.
بازوبند طلایی بز و پرنده هما (330 تا 500 سال پیش از میلاد)
دو سر این دستبند که متعلق به دوران هخامنشی است، دو دیو شاخدار است؛ ترکیبی از شاخ و تن بز با صورت و بال پرنده هما. در این بازوبند زمانی سنگهای نیمهقیمتی کار گذاشته شده بود. این بازوبند که قدمتش به 330 تا 500 سال پیش از میلاد برمیگردد، بخشی از گنجینه آمودریا است که بهوسیله مردم محلی ساکن در کرانه شمالی رود آمودریا در تاجیکستان امروزی جمعآوری شده بود. این بازوبند بعدها به تاجرانی از بخارا (ازبکستان امروزی) فروخته شد و سپس در افغانستان دزدیده شد. کاپیتان فرانسیس برتون، کاشف، محقق و سرباز انگلیسی پس از بازپسگیری این بازوبند، اجازه خرید آن را از تاجران گرفت و بعدها به موزه ویکتوریا و آلبرت فروخت.
ظرف نقره (500 تا 750 سال پس از میلاد)
این ظرف نفیس نقرهای به دوران پادشاهی ساسانیان برمیگردد؛ زمانی که زرتشت، دین متداول بود و کتیبهها به زبان فارسی میانه نوشته میشدند. در این ظرف پرندهای که احتمالا قرقاول باشد با هالهای دور سرش و سربندی زینتی با سه آویز به دور گردنش دیده میشود.
«فروهر» (1977)
این اثر متعلق به مسعود عربشاهی، نقاش و مجسمهساز ایرانی است که از مجموعه اوستا انتخاب و به منظور احیای کتاب مقدس زرتشت نام آن فروهر گذاشته شده؛ سمبلی که با عبادت در مذهب باستان و ارتقای روح انسان برای رسیدن به اهداف بزرگتر همراه است. مسعود عربشاهی جزوی از جریان هنری مکتب سقاخانه بود که هنرمندان آن سمبلهای مذهبی و معنوی، اشیای بومی و خوشنویسی را به آثاری مدرن و آبستره تبدیل کردند که گاهی به آن هنر پاپ ایرانی نیز میگویند.
علاقه عربشاهی به دوران باستان باعث شد تا پس از تجزیه ساختار این آثار باستانی و جانبخشی به آن در ابعاد معماری، آن را با نقره و طلا تزئین کند.
«همه اسبهای سفید» اثر آویش خبرهزاده (2016)
در این اثر گلهای از اسبهای سفید را نشان میدهد که تعداد آنها رو به افزایش است و به سمتی نامشخص چهارنعل با ریتم خوابآور سمهایشان در حال حرکتند. نمایش این اثر به همراه ضربآهنگ ناقوسی دایرهای شکل (گانگ) و زوزه باد ملایمی است. ناگهان این اسبها و همهچیز از دید محو میشوند تا حس ناخودآگاه و عرفانی انسان را به همراه خاطرات و آرزوهایشان را برانگیخته کند.
اثر آویش خبرهزاده الهام گرفته از داستانهای شاهنامه فردوسی، آلبر کامو و داستایوفسکی است که بر پایه مفاهیمی مانند قدرت، هویت، میل به آزادی و نیاز به فردیت نوشته شدهاند.
پیشنهاد برگزاری این نمایشگاه دو سال پیش از سوی سفارت ایران در لندن مطرح شد که از طرف مسئولان موزه ویکتوریا و آلبرت مورد استقبال قرار گرفت. این نمایشگاه بزرگترین و منحصر به فردترین نمایشگاه آثار تاریخی در 90 سال اخیر است. برخی از آثار این موزه برای اولین بار به نمایش گذاشته شدهاند. بیشتر آثار این نمایشگاه از لندن، فرانسه، روسیه و کشورهای دیگر جمعآوری شدهاند و به گفته کاردار سفارت ایران در لندن، موانعی از جمله تحریمها به دلیل عدم همکاری کشورهای خارجی برای بیمه کردن این آثار، مانع ارسال آثار تاریخی از ایران به لندن شد.
|پیامما| فصل آتشسوزی است. آتش امسال زودتر از همیشه سررسید و حالا هر روز در جنگل و مرتع میسوزاند و خاکستر میکند و پیش میرود. و محیطبانان و گروههای داوطلب مردمی به مقابله با شعلهها میروند. دیروز حریق بار دیگر در جنگلهای سالند دزفول شعلهور شده، 311 هکتار از جنگلها و مراتع باشت خسارت دیده، 1500 نخل در قطعه گنج سوخته و آتش 5 هکتار جنگل را در پارک ملی گلستان به تلی از خاکستر بدل کرده است.
آتشسوزی به خبر تکراری این روزهای محیط زیست ایران تبدیل شده است. دیروز (یکشنبه) آتش دوباره به جان جنگلهای بلوط سالند در ارتفاعات دزفول افتاد. علیرضا فتحالهی، رئیس اداره منابع طبیعی و آبخیزداری این شهرستان دزفول به ایرنا گفته است: «آتشسوزی شب یکشنبه در مراتع و جنگل سالندکوه توسط نیروهای منابع طبیعی مهار ولی صبح مورد دیگری از آتشسوزی در نقطهای دیگر مشاهده شد. آتشسوزی اخیر در مرتع و جنگل سالند اتفاق افتاده و به مرتع و تعدادی از درختان خشک بلوط نیز خسارت وارد کرده است.» به گفته او هنوز وسعت آتشسوزی مشخص نیست و نیروها در حال مهار شعلهها هستند اما تا روز شنبه حدود ۶ هکتار از جنگلهای سالند سوخته است. علت این آتشسوزی چه بوده؟ رئیس اداره منابع طبیعی و آبخیزداری دزفول در جواب گفته «مشکلات اجتماعی قدیمی برخی افراد». اکنون مهار در ارتفاعات سالند ادامه دارد اما این تنها شعلهای نیست که تا دیروز به جان طبیعت افتاده.
طبیعت چقدر خسارت دید؟
۳۱۱ هکتار از جنگلها و مراتع مناطق مختلف این شهرستان در آتشسوزیهای امسال دچار آسیب و خسارت جدی شده است. این خبری است که رئیس اداره منابع طبیعی و آبخیزداری باشت اعلام کرده. حمید حسینی به ایرنا گفته این میزان جنگل و مراتع در چهار فقره آتشسوزی طعمه حریق شدهاند. آتشسوزیهای امسال در مناطق شابهرام و لار، گردن قلات، گوهرگان و کوه های بوستان رخ داد. ۳۰۰ هکتار از این میزان جنگلها و مراتع دچار خسارت مربوط به کوه لار بوده که به دلیل سخت گذر بودن، وزش باد و شیب تند مهار این آتش در چندین مرحله انجام شد. سه فقره از این میزان آتشسوزیها مربوط به مناطق گردن قلات، گوهر گان و کوه های بوستان بوده که در این زمینه ۱۱ هکتار از مراتع این مناطق دچار خسارت شده و این آتشسوزیها هر کدام کمتر از سه ساعت مهار شد.
علاوه بر این مدیر منابع طبیعی شهرستان فاروج هم گفته ۵ آتشسوزی ظرف دو هفته اخیر در مراتع اتفاق افتاده که سهلانگاری بهره برداران عامل آن بوده است. این آتشسوزیها در سطح مراتع شاهکاسه، قره شاهوردی، آرمودآغاجی و خسرویه در مجموع به مساحت یک هکتار اتفاق افتاده که وجود همیاران طبیعت، مانع از افزایش سطح حریق بوده است.
3 هزار و 30 هکتار جنگل و مرتع خاکستر شد
در سه روز گذشته به دلیل گرما و البته عوامل انسانی 30 هکتار جنگل و 3 هزار هکتار مرتع کشور را خاکستر کرده است. در ناگوارترین مورد، آتش 5هکتار جنگل را در پارک ملی گلستان سوزاند. برآوردهای اولیه نشان میدهد منطقه خاکسترشده بیشتر شامل پوشش علفی کف و درختان خشک جنگلی بود. محمدرضا کنعانی، مدیرکل حفاظت محیط زیست گلستان در اینباره گفته منطقهای که طعمه حریق شد، در محدوده چشمهزاو پارک ملی در شهرستان کلاله قرار داشته است. علاوه بر این منطقهای به وسعت 3 هزار هکتار از نقاط مرز مشترک ایران و ترکمنستان هم از چند روز قبل دچار حریق شد.
فرماندار قلعه گنج هم از خسارت ۱۵ میلیارد تومانی حریق به نخیلات این شهرستان خبر داده است. در این حادثه بیش از ۱۵ هکتار از نخیلات که معادل ۱۵۰۰ درخت مثمر است طعمه حریق شدهاند. آتش همچنین در منطقه شبلیز دنا در استان کهگیلویه و بویراحمد که اواخر هفته گذشته شعلهور شد، 25 هکتار از مناطق جنگلی را خاکستر کرد. براساس اعلام سازمان جنگلها به نقل از قربانعلی فلسفی، رئیس اداره منابع طبیعی شهرستان دنا، آتشسوزی سوم تیرماه در منطقه شبلیز دنا مهار شده بود، اما سوختن کندههای قطعشده، موجب شعلهورشدن دوباره آتش در این منطقه از صبح شنبه شد.
برخورد با متخلفان
به گفته رئیس اداره منابع طبیعی و آبخیزداری باشت عامل ۹۰ درصد از آتشسوزی های امسال در این شهرستان انسانی بوده است و تاکنون بیش از چهار متخلف امسال شناسایی شده و برای آنها پرونده تشکیل شده و به مراجع قضایی معرفی شدهاند.
علی اکبر کشاورزی، رئیس اداره حفاظت محیط زیست پاسارگاد هم دیروز خبر داد که ۱۷ نفر از کشاورزان این شهرستان که اقدام به آتش زدن زمین کشاورزی کردهاند شناسایی و به محاکم قضایی معرفی شدهاند. بر اساس توضیح او با توجه به ماده ۲۰ قانون هوای پاک اقدام به آتشسوزی کاهوکلش جرم محرز بوده و از همه کشاورزان درخواست شده این اقدام را انجام ندهند، در غیر این صورت ادارهحفاظت محیطزیست در راستای ایفای وظیفه قانونی خود حتماً متخلفان را به محاکم قضایی معرفی خواهد کرد. بر اساس ماده ۱۹ قانون مجازات اسلامی جرایم نقدی و حبس تا یکساله برای افرادی که اقدام به آتشسوزی کاه و کلش میکنند پیشبینیشده است. از سوی دیگر مطابق ماده ۴۷ قانون حفاظت و بهره برداری از جنگلها و مراتع کشور، مجازات ۱۰ سال حبس و پرداخت غرامت نقدی ناشی از سوختن عمدی درختان و پوشش گیاهی جنگلی در انتظار این متهمان است.
دیروز همچنین رئیس اداره منابع طبیعی و آبخیزداری ارسنجان خبر داد که عاملان آتشسوزی ارتفاعات فیجان شهرستان ارسنجان به دام افتادهاند. طبیعت و ارتفاعات مرتع فیجان ارسنجان نیمه نخست خرداد ماه امسال دچار آتشسوزی شد که به رغم وزش باد، کوهستانی و سخت گذر بودن منطقه و وجود پوشش گیاهی خشک سرانجام با تلاش نیروهای هنگ امداد طبیعت ارسنجان و حضور مردم پس از گذشت ۶ ساعت کنترل و مهار شد.
بحران را جدی نگرفتهاند
بهمن ایزدی، مدیرعامل گنجه پشتیبان زیست بوم و رئیس هیات مدیره کانون سبز فارس که در روزهای اخیر در عملیات مهار آتشسوزیهای استان فارس، همراه گروههای داوطلب بوده، به «پیامما» میگوید: «در آتشسوزی مالهگاله در استان فارس بیش از دو هزار هکتار از پرتراکمترین رویشگاههای جنگلی را از دست دادیم. اگر سازمانهای مردم نبودند، این خسارت چندبرابر میشد. ما در گنجه زیستبوم دمندههایی در اختیار نیروها قرار میدهیم اما دولت حضور جدی در آتشسوزیها نداشته و مردم با امکانات ابتداییشان مشغول اطفا هستند.» او ادامه میدهد: «از فروردینماه حدود 30 هزار هکتار از جنگل را در آتشسوزیهای استان فارس از دست دادهایم. سازمانهای دولتی مدام در حال نمایش و شعار دادناند. بحران را جدی نگرفتهاند. بحران زاگرس جدی است اما نیروهای دولتی به طور جدی پای کار نیستند، مگر آنها که احساس مسئولیت میکنند و البته تعدادشان کم است.»
از نگاه این فعال محیط زیست، موضوع آتشسوزیها باید واکاوی و ریشهیابی شود. او میگوید: «زاگرس یعنی 60 میلیون هکتار رویشگاه که 70 درصدش بلوط است. یعنی 40 درصد رویشگاههای جنگلی که در کشور است. 11 استان به صورت مستقیم از مواهب سرزمینی زاگرس بهرهمند میشوند اما توجه به این ذخیرهگاه در خور نیست.» او با عمدی خواندن 90 درصد آتشسوزیها ادامه میدهد: «این آتشسوزیهای سریالی تماما متاثر از خشکسالی نیست. دخالتهای انسانی 90 درصد به صورت عمدی و 10 درصد سهوی در آتشسوزیها نقش دارد. رسانههای دولتی اصلا تمایل ندارند این بحران که زاگرس را به خاکستر نشانده و هر روز ابعادش گستردهتر میشود را بازتاب دهند. »
کسی استعفا نکرد، بازماندگان خشمگیناند
|پیام ما| پنج روز پس از واژگونی اتوبوس خبرنگاران در حاشیه بازدید از پروژه احیای دریاچه ارومیه و از دست رفتن دو تن از خبرنگاران محیط زیست هنوز هیچ یک از مسئولان استعفا نکردهاند. رئیس سازمان حفاظت محیط زیست همچنان مصرانه میگوید اتوبوس ویآیپی بوده و اظهارات او درباره این حادثه تلخ، سبب اعتراضات بسیار شده و در فضای مجازی صحبت از بیتوجهیهای این مسئول فراگیر شده است. اینها در حالی است که حسن ظهوری، خبرنگار عصر ایران هنوز در بیمارستان بستری است و قرار است تحت عمل جراحی قرار بگیرد.
دیروز مسعود تجریشی، مدیر دفتر برنامهریزی و تلفیق ستاد احیای دریاچه ارومیه، در حکمی به عنوان نماینده تامالاختیار عیسی کلانتری (دبیر کارگروه ملی و مجری طرح نجات دریاچه ارومیه) در کمیته پیگیری حادثه همه اقدامات حقوقی و پیگیریهای قضایی پرونده حادثه تلخ واژگونی اتوبوس خبرنگاران تا مشخص شدن تمامی ابعاد آن منصوب شد.
در متن این حکم خطاب به تجریشی آمده است: «با تاسف فراوان، حادثه تلخ واژگونی اتوبوس خبرنگاران خانواده محیط زیست و جامعه رسانهای را داغدار دو خبرنگار عزیز کشور کرده و موجب ایراد صدماتی به تعدادی دیگر از خبرنگاران ارزشمند حوزه محیط زیست شده است. لازم است جنابعالی به عنوان نماینده تامالاختیار اینجانب در کمیته پیگیری حادثه همه اقدامات حقوقی و پیگیریهای قضایی این پرونده تا مشخص شدن تمامی ابعاد آن را پیگیری کنید. مقتضی است در این زمینه همکاریهای لازم از سوی همه ارکان سازمان حفاظت محیط زیست به عمل آمده و پس از رسیدگی ،مراتب به اینجانب گزارش شود. انتظار میرود از هر اقدامی برای دلجویی از خانوادههای محترم داغدیده و بهبودی و درمان مصدومان حادثه دریغ نشود.»
اما آنچه بیش از پیش فضای رسانهای را ملتهب و بازماندگان را خشمگین کرده، اظهارات کلانتری است. او شنبه شب در گفتوگو با امتداد به انتقادات به نحوه نشستن مقابل خبرنگاران داغدیده اینطور پاسخ داد: «با استاندار، رئیس بهداشت و درمان استان، آقای کولیوند(اورژانس) هماهنگ کردیم که بیمارستان آماده باشد. ساعت ۱۲ونیم، بستری شدن همه بیماران که تمام شد، من به هتل رفتم که سری به اینها بزنم. دیدم نه ناهار خوردند، نه شام. گفتم که غذا بخورید، بعدا صحبت میکنیم. این حرفهای مزخرف را بعضی همکاران شما در میآورند. نحوه نشستن من مثلا چطور بود؟ نحوه نشستن همیشگی من، همینطور است. چه عذرخواهی؟ برای چه؟ چه اتفاقی افتاده که عذرخواهی کنیم؟»
رئیس سازمان حفاظت محیط زیست همچنین در گفتوگویی با ایسنا درباره اتوبوس خبرنگاران گفت: «اتوبوس هیچ مشکلی نداشت و همه ضوابط فنی را داشت و چه کار میکردیم؟ آقایان میگویند چرا از جاده فرعی رفتید؟ خب سد و تونل در جاده فرعی بود. در جاده اصلی نبود. همیشه هم میرفتیم و یکی از دلایل انتخاب این اتوبوس این بود که همیشه از این مسیر تردد میکرد و راننده به منطقه آشنایی داشت. این اتوبوس اگر امکاناتش کامل نبود، نباید به آن معاینه فنی میدادند.»
بخشی از جلسه صبح دیروز مجلس هم به این حادثه و همچنین واژگونی اتوبوس سربازمعلمها -که تاکنون سبب جانباختن هفت نفر شده است- اختصاص داشت. چنان که محمد باقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی در نطق پیش از دستور خود با تسلیت به ملت ایران و بازماندگان حادثه گفت: «دستگاههای مسئول باید با تدوین و اجرای آییننامههای حملونقل، حفظ امنیت جانی افراد را وظیفه خود بدانند و در برابر حوادث و سوانح پاسخگو باشند. کمیسیونهای عمران و حقوقی مجلس علل این دو واقعه را بررسی و گزارش دقیق و شفاف آن را به مردم ارائه میکنند.»
همچنین غلامرضا منتظری، نماینده مردم گرگان و آققلا به خانه ملت گفت: «حادثه دلخراشی که در مورد خبرنگاران حوزه محیط زیست افتاد واقعا تاسفآور است. تصادف خبرنگاران و سربازان باید پیگیری شود اینکه در کشور امروزه حرف از اتوبوس اسقاطی و جادههای نامناسب علت و علل مرگ و میر در جامعه باشد جای سخن بسیار دارد، سرمایههای اجتماعی کشور در شرایطی که کشور دارد بسیار ارزشمند است. باید این اتفاقات مورد بررسی دقیق قرار بگیرند. مسئولان باید در مقابل این کوتاهیها پاسخگو باشند.»
به اندازه کافی مذاکره کردیم، زمان تصمیمگیری است
مذاکره کننده ارشد ایران در وین درباره آخرین روند مذاکره 4+1 گفت: یک سری مسائل باقی مانده که مذاکره درباره آنها به اندازه کافی صورت گرفته و زمان تصمیمگیری کشورها فرا رسیده است. عباس عراقچی در گفتوگو با خانهملت، با اشاره به نشست روز یکشنبه 6 تیرماه که با اعضای کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، گفت: فرصت مجددی پیدا شد تا در کمیسیون امنیت ملی حضور پیدا کنم و درباره آخرین وضعیت مذاکرات وین، مباحث مطرح در تهران، نظرات و پیشنهادات با نمایندگان کمیسیون صحبت کنم. مذاکره کننده ارشد کشورمان در وین در ادامه یادآور شد: تعامل بسیار خوبی امروز صورت گرفت البته این مراودات از قبل هم وجود داشت و با نمایندگان تبادل نظر داشتیم. امروز هم برخی از نمایندگان پیشنهادات خوبی مطرح کردند، بعضا سوالتی داشتند که پاسخ داده شد. این جلسات به پدید آمدن تفاهم و اجماع ملی کمک میکند. عراقچی در ادامه پیرامون نتایج مذاکرات وین، اظهار کرد: تاکنون 6 دور مذاکرات با 4+1 انجام گرفته است و تقریبا به مراحل پایانی نزدیک شدهایم، یک سری مسائل باقی مانده که مذاکره درباره آنها به اندازه کافی صورت گرفته است و زمان تصمیمگیری کشورها فرا رسیده است. او توضیح داد: جمهوری اسلامی ایران قبلا تصمیمات سخت خود را گرفته است؛ زمانی که ایالات متحده آمریکا از برجام خارج شد و ایران تصمیم گرفت در برجام بماند، تصمیم بزرگ و سخت ایران بود که منجر به حفظ برجام تا الان شده است. در حال حاضر نوبت طرفهای مقابل است و با توجه به مذاکراتی که داشتیم باید تصمیم بگیرند و در مورد احیا مجدد برجام به جمعبندی برسند تا توافق حاصل شود.
