بایگانی مطالب نشریه
مقابله با فساد یکی از مواردی است که تقریبا تمام مسئولان کشور بر سر آن اتفاق نظر دارند. از خرد تا کلان اما به گواه همین مسئولان این مهم تاکنون در ایران آن چنان که باید و شاید مورد رسیدگی قرار نگرفته است. فسادزدایی از سیستم اداری و اقتصادی یکی از الزامات پیشرفت کشور و ایجاد عدالت در دسترسی مردم به منابع به شمار میآید اما هزینه بالای آن سبب شده تا بسیاری از کشورها با این مساله در حد شعار برخورد کنند. ایران هم به گواه ناظران در زمره همین کشورها قرار میگیرد. سازوکارهای اقتصادی غیر شفاف، رانتهای پیدا پنهان و دخل و تصرفات سیاسی در امور اقتصادی در کنار قوانین ناکارآمد، همه و همه سبب شده تا این آسیب آنچنان که باید و شاید حل و فصل نشود. غلامحسین محسنیاژهای، رئیس قوه قضائیه ایران به لطف سالها حضورش در قوه قضائیه، وزارت اطلاعات و سایر نهادهای حاکمیتی، به خوبی با این معضلات آشناست و از قرار معلوم قصد مقابله با آن به عنوان رئیس قوه قضائیه را کرده است. قصدی که البته رسیدنش به سر منزل مقصود نیازمند پیمودن مسیری سخت است.
اولتیماتوم رئیس
رئیس قوه قضائیه دیروز با «کمیته فرادستگاهی رسیدگی به مطالبات بانکها» دیدار کرد و با توپ پر هم ظاهر شد. او با انتقاد از کم کاری این کمیته به آمار رسیدگی این افراد به 12 پرونده از سال 93 تا کنون اشاره و به مسئولان این کمیته 2 هفته فرصت داد تا راهکارهای خود برای تقویت کارآمدی این کمیته و افزایش اختیاراتش را ارائه دهند. او در بخش دیگری از اظهارات خود، بر لزوم مقابله با فساد تاکید کرد و گفت: «کمیته فرا دستگاهی رسیدگی به مطالبات بانکها در وصول معوقات بانکی باید حقوق همه طرفین را متناسب با حقی که دارند رعایت کند؛ حتی حقوق مشتری را اما کسی نباید به نام تولید سواستفاده کند. اگر کسی که به نام تولید تسهیلات میگیرد اما آن را صرف سرمایهگذاری در حوزه ارز، سکه، زمین و مسکن میکند مرتکب دو تخلف شده؛ هم در هزینهکرد تسهیلات تخلف کرده و هم در بازار اخلال ایجاد کرده که ضررش بیشتر از تاخیر در تسویه حساب با بانک است.» او از عملکرد بانکها در مسیر مقابله با فساد اقتصادی هم انتقاد کرد و گفت: «همه باید ملتزم به قانون باشند؛ اگر قانونی اشکال دارد باید اصلاح شود اما زیرپاگذاشتن قانون از هیچکس به ویژه مدیران عالی دستگاهها قابل پذیرش نیست اما گاهی برخی بانکها خودشان قانون را دور میزنند… اگر با فاسد، متخلف و سواستفادهگر برخورد نکنیم فساد به دیگر بخشها هم سرایت میکند.»
چالشهای دادستانی
علی القاصیمهر، دادستان تهران یکی دیگر از مسئولان حاضر در نشست یاد شده بود. او در جریان این نشست به چالش های پیش روی دادستانی برای مقابله با فساد اقتصادی به ویژه در حوزه بدهکاری های کلان بانکی پرداخت و بر لزوم حل آنان تاکید کرد. این مقام قضایی «نحوه اداره اموال شرکتها و واحدهای تولیدی و صنعتی» را یکی از چالشهای دادستانی بر شمرد و خواستار اتخاذ تدابیری برای جلوگیری از تعطیلی واحدهای صنعتی شد. او در شرح دیگر معضلات این نهاد نیز گفت: «وصول مطالبات به صورت غیرنقد و تملک اموال غیرمنقول»، «تضییع بخش عمدهای از مطالبات بانکها از طریق احکام قضایی دایر بر ورشکستگی بدهکاران بانکی»، «عدم اعتبارسنجی از مشتریان در حین واگذاری تسهیلات»، «عدم اخذ وثایق و تضامین کافی از مشتریان» و همچنین «فقدان نظارت کافی بر هزینه کرد تسهیلات اعطایی از سوی بانک»، مهمترین آسیبهای شناسایی شده در پروندههای مربوط به بدهکاران کلان بانکی محسوب میشوند.»
فرونشست، سراسر ایران را فرا میگیرد
|پیام ما| فرونشست تمام گستره کشور را در برگرفته است و فقط دو نقطه از این جغرافیا سالم مانده است؛ استانهای گیلان و مازندران. هشدار تازه سازمان زمینشناسی اما نشان میدهد این دو استان هم در امان نیستند و با ادامه روند تخلیه آبخوانها، در سالهای آینده سراسر ایران گرفتار فرونشست خواهد بود. مرگ آبخوانها بیتوجه به نرخ بالای 30 سانتیمتری فرونشست کشور ادامه پیدا کرده و به گفته رئیس سازمان زمینشناسی و اکتشافات معدنی کشور، در حال حاضر از ۶۰۶ دشت کشور بیش از ۳۰۰ دشت ممنوعه هستند و در وضعیت قرمز قرار دارند و شرایط باقی دشتها هم خوب نیست.
فریاد زمین از سالها پیش در گستره بزرگ این سرزمین به صدا درآمده و اکنون مدتی است که هشدارها درباره فاجعه خاموش زمین، پررنگتر شده است. بالاترین رکورد فرونشست در کره زمین با ۳۲ سانتیمتر متعلق به ایالت نیومکزیکو بوده اما ایران در طول دو دههای که از قرن ۲۱ میگذرد ۲ بار این رکورد را شکسته؛ یک بار در سال ۲۰۱۰ در تهران با ۳۶ سانتیمتر و بار دوم در سال ۲۰۱۵ بین دشت فسا و جهرم با ۵۴ سانتیمتر.
هر چند در سالهای اخیر از میزان فرونشست زمین در مناطقی مانند تهران و چند شهر دیگر کاسته شده، اما این چندان رضایتبخش نیست، بلکه بنابر نتایج یافتهها و پژوهشهای سازمان «زمینشناسی» کشور، به دلیل بهرهبرداری بیش از حد از منابع آبی و تخریب آن، دیگر چیزی برای از دست دادن باقی نمانده و باید به زودی منتظر وقایع بسیار بدتری بود. علیرضا شهیدی، رئیس سازمان زمینشناسی و اکتشافاتمعدنی کشور، رئیس سازمان زمینشناسی و اکتشافاتمعدنی کشور اما دیروز بار دیگر «شرایط بسیار حاد» کشور را یادآوری کرد. او گفت بر اساس آمارهای در اتحادیه اروپا اگر در منطقهای ۴ میلیمتر فرونشست ایجاد شود، آن منطقه وارد شرایط بحرانی میشود و وقتی در ایران صحبت از سانتیمتر میکنیم، باید متوجه شویم که دچار شرایط بسیار حادی شدهایم.
جایی در امان نیست
اینطور که رئیس سازمان زمینشناسی و اکتشافات معدنی گفته است میزان آبی که درون زمین فرو میرود، با میزان آب استخراج شده متناسب نیست و همین امر باعث بروز پدیده فرونشست در همه جای کشور به جز استانهای گیلان و مازندران شده است. پیش از این نیز در تیر ماه، غلامعلی جعفرزادهایمنآبادی، رئیس سازمان نقشهبرداری کشور با اعلام اینکه از ۳۱ استان کشور ۲۹ استان در خطر پدیده فرونشست زمین قرار دارند، گفته بود: «راه برونرفت از این بحران آن است که از هماکنون درهای چاهها بسته و برداشت آبهای زیرمینی متوقف و برنامههای نگهداشت ذخایر زمینی اجرایی شود.
رئیس سازمان زمینشناسی نیز با تاکید بر اینکه پیشبینی میشود استانهای گیلان و مازندران نیز طی سالهای آینده دچار فرونشست شوند، گفته است: «از ۶۰۶ دشت موجود در کشور بیش از ۳۰۰ دشت ممنوعه هستند، به گونهای که این دشتها دچار وضعیت قرمز شدهاند و بقیه دشتها نیز شرایط مناسبی ندارند.»
او دشتهای استان اصفهان را یکی از بحرانیترین مناطق کشور دانست که با فرونشست جدی مواجه است. به طوری که «میزان فرونشست در شهر اصفهان حدود ۱۶ سانتیمتر است و زبانههای فرونشست وارد شهر شده و قسمتهای مرکزی و بافت تاریخی شهر نیز تحت تاثیر قرار گرفته است». اولین نشانههای فرونشست حدود ۵۰ سال پیش در دشت مهیار و شهر دامنه استان اصفهان مشاهده شده بود و اکنون دشت اصفهان- برخوار و مناطقی درگیر شده که از جریان زایندهرود تغذیه میشدند؛ خواجو، سیوسهپل، پل مارنان، پل جویی، پل وحید، میدان نقش جهان، مسجد جامع عباسی، فرودگاه شهید بهشتی، نیروگاه برق شهید منتظری، پایگاه هوایی شهید بابایی، منطقه رهنان، حبیب آباد و کوهپایه در شرق اصفهان برپایه مطالعات و مشاهدات میدانی همه درگیر فرونشست هستند.
شهیدی همچنین گفته است در تهران نیز میزان فرونشست بسیار زیاد است و «گفته میشود تهران روزی یک میلیمتر دچار فرونشست میشود که عدد بسیار زیادی است». اوایل تابستان 1400 بود که موسسه جهانی «اینتل لب»، با استناد به تصاویر ماهوارهای، هشدارهایی درباره تشدید پدیده فرونشست در تهران داد و اعلام کرد که وضعیت فرونشست در تهران در مرز بحرانی قرار گرفته و نرخ فرونشست سالانه هم در دشتهای تهران حدود 25 سانتیمتر در سال تخمین زده شد.
در این ارتباط علی بیتاللهی، عضو هیات علمی موسسه تحقیقات راه و شهرسازی نیز به «پیامما» گفته بود که با رویه فعلی در 20 سال آینده دشتهای اطراف تهران، کویر میشوند. به دنبال این آمارها رضا شهبازی، مدیرکل دفتر بررسی مخاطرات زمین سازمان زمینشناسی و اکتشافاتمعدنی کشور اعلام کرد: «مطالعات ما نشان میدهد که سطح درگیری زمین در پیرامون جنوب غرب شهر تهران با پدیده فرونشست طی یک دهه گذشته تقریبا دو تا ۳ برابر شده است.» او همچنین گفت: «استان اصفهان بدترین استان کشور به لحاظ وقوع مخاطره فرونشست است و وضعیت آن حتی از استان تهران بدتر است، ولی نباید یادمان برود که وقتی میگوییم شرایط بد، به معنای آن نیست که سایر مناطق کشور خطری از جهت فرونشست متوجهشان نیست.»
بلعیدن آبخوانها
در هفتههای گذشته ابوالقاسم حسینپور، مدیرکل دفتر کنترل سیلاب و آبخوانداری سازمان جنگلها با هشدار نسبت به نرخ بالا و خطرات ناشی از فرونشست زمین در کشور تاکید کرد: «فرونشست زمین در ردیف مخاطرات جدی کشور در برنامه هفتم توسعه در دستور کار سازمان مدیریت بحران قرار گیرد.» او به ایسنا گفت که فاجعه خاموش فرونشست زمین که به علت اضافه برداشت و تخلیه آبخوانها بهصورت آرام و بی صدا و به شکلی خطرناک در حال بلعیدن کشور است و با وجود هشدارها تاکنون بهطور جدی مورد توجه قرار نگرفته است.
سالانه ۱۴ تا ۱۵ هزار چاه غیر مجاز در کشور مسدود میشود که البته بخشی از این تعداد، دوباره حفر میشود! تعداد چاههای غیرمجاز و مجاز ایران در سال ۵۷، ۶۰هزار حلقه بوده است و در سال 99 تعداد چاهها به رقم بالای ۷۶۰ هزار حلقه در سطح کشور رسیده که برآورد میشود حدود 380 هزار حلقه غیرمجاز باشد. از چاههای ایران سالانه بیش از ۴۶ میلیارد مترمکعب آب برداشت میشود که حدود 5 تا 7 میلیارد مترمکعب از آن به چاههای غیرمجاز مربوط است.
بر اساس آماربرداری سراسری منابع آب تعداد چاههای غیرمجاز کشور به ترتیب در آذربایجان غربی 30 تا 50 هزار حلقه، استان تهران 20 هزار حلقه استان اصفهان با 16 هزار حلقه در ردههای اول تا سوم دارندگان بیشترین چاه غیرمجاز در کشور قرار دارند. همچنین استان فارس با ۱۴ هزار حلقه، استانهای البرز و آذربایجان شرقی هر کدام با ۶ هزار، خراسان رضوی با چهار هزار و ۲۰۰ حلقه، همدان با چهار هزار حلقه و خوزستان با سه هزار و ۵۰۰ حلقه در ادامه فهرست استانهای دارای تعداد بیشترین چاه غیرمجاز هستند.
راه حل چیست؟
انتشار آمارهای مختلف در حالی است که پیش از این مسعود مرسلی، عضو کارگروه آبهای ژرف کشور نیز به «پیامما» گفته بود که در زمینه مقابله با فرونشست اقدامی صورت نمیگیرد و تنها اقدامی که موسسات ذیربط انجام میدهند، پایش است.
به گفته مدیرکل دفتر کنترل سیلاب و آبخوانداری سازمان جنگلها در شرایطی که نرخ بالای ۳۰ سانتیمتر نشست زمین در ایران حاکی از وضعیت فوقالعاده خطرناک بوده و منجر به مرگ آبخوانهای زیرزمینی میشود، تداوم این وضعیت، نشست زمین را در صدر مخاطرات جدی کشور در دهه اول قرن جدید قرار خواهد داد.
بنابراین لازم است موضوع فرونشست زمین و اقدامات کنترلی و مهار آن با اولویت در برنامه هفتم توسعه کشور در دستور کار ارگانهای ذیربط قرار گیرد.
همچنین سازمان مدیریت بحران باید برای جلوگیری از وقوع خسارات جبران ناپذیر فرونشست زمین که در ابعاد گسترده حیات اجتماعی، اقتصادی و زیستی کشور را بهشدت متاثر می سازد این مساله را در اولویت برنامه خود قرار دهد. وزارت نیرو با جدیت بیشتر در اجرای برنامههای تعادلبخشی آبخوانهای زیرزمینی و سازگاری با کمآبی و تشدید نظارتهای موثر و کارآمد، اضافه برداشتها از منابع آب زیرزمینی را کنترل کند همچنین وزارت جهاد کشاورزی با اصلاح الگوی کشت و ارتقای بهرهوری آب به طرحهای آبخیزداری و آبخوانداری بیش از پیش بپردازد.
رئیس سازمان نقشهبرداری کشور نیز پیش از این راه حل ها را برشمرده و گفته بود: «عملکرد دستگاههای مرتبط با این حوزه رضایتبخش نیست؛ چرا که این دستگاهها در راستای کاهش نرخ فرونشست تصمیمات قاطع و محکم اتخاذ نکردهاند.» او با تاکید بر ضرورت بازنگری در بهرهبرداری از چاهها، برداشت آب از سفرههای زیرزمینی و مدیریت منابع آب، گفت: «برای جلوگیری از روند افزایشی نرخ فرونشست نیاز به قدرتی فراتر از قدرتهای اجرایی است و در صورتی که جلوی این روند گرفته نشود، شاهد تخریب بزرگ محیط زیستی خواهیم بود.»
خطر تشدید کرونا در سایه سادهانگاری
تب واکسیناسیون در ایران فروکش کرده و آمار مرگومیرها همچنان بالای 200 نفر در روز است. بازگشت زائران اربعین بدون تست کرونا در مبادی مرزی نیز شهرهای مختلف ایران به ویژه خوزستان را با خطر شیوع دوباره کرونا مواجه کرده ولی مسئولان دولتی به تاکید از لغو تعطیلیها و اعمال محدویتهای هوشمند میگویند حال آنکه هنوز 40 میلیون ایرانی 2 دز واکسن کرونا را دریافت نکردهاند.
«به زودی جشن پیروزی واکسن در ایران برگزار میشود»، این عین گفته بهرام عیناللهی، وزیر بهداشت دولت سیزدهم در جریان سفر ششم مهرماه او به مشهد است. تکمله این جمله اما از وعده وزیر بهداشت مهمتر بود. او گفت که ایران ظرف «2 هفته آینده» به واکسیناسیون 70 درصد جامعه هدف خواهد رسید و در پی آن، بسیاری از محدودیتهای کرونایی در نظر گرفته شده در ایران لغو خواهد شد. آن روز که وزیر بهداشت در مشهد این وعده را میداد، وضعیت این شهر پس از بحرانی سفت و سخت و آمار بیشتر از صد نفره مرگ بر اثر کرونا، به نقطه آسایش رسیده بود و تقریبا در شرایط سفید به سر میبرد. خیلی زود اوضاع این شهر هم دگرگون شد و حالا مشهد نیز در وضعیت زرد به لحاظ شیوع کرونا قرار گرفته و براساس پیشبینیها، با روند کنونی میتواند به نارنجی و حتی قرمز برسد. این آمار و نشانهها اما از قرار معلوم مانعی بر سر راه دولت برای جشن زود هنگام پایان کرونا در ایران نیست چنانکه رئیسجمهوری دیروز در جلسه ستاد ملی مقابله با کرونا از لغو ترویجی محدودیتها و جایگزینی محدودیت های هوشمند به جای آن خبر داد. او و سایر مسئولان دولتی درباره جزئیات و اعلام برنامه دقیق این تصمیم سخنی نگفتهاند.
پالسهای غلط پاستور
اصرار مسئولان ارشد دولت بر لغو محدودیتهای کرونایی و اعمال محدودیتهای هوشمند در شرایطی صورت میگیرد که ایران هنوز پیک پنجم کرونا را پشت سر نگذاشته است. براساس آمار اعلامی از سوی وزارت بهداشت، در 24 ساعت گذشته 217 نفر در ایران جان خود را به دلیل کرونا از دست داده اند. تب واکسیناسیون در ایران نیز در قیاس با 2 هفته گذشته به شکل قابل توجهی فروکش کرده به طوری که در 24 ساعت منتهی به 10 مهرماه فقط 769 هزار نفر برای دریافت واکسن کرونا به مراکز بهداشتی در نظر گرفته شده مراجع کردهاند. این درحالیست که پیش از این روزانه بیش از یک میلیون نفر در مراکز بهداشتی حضور یافته و واکسن کرونا دریافت میکردند. کارشناسان معتقدند تداوم این اظهارات از سوی مسئولان دولتی می تواند جامعه را در شرایطی با تصور رهایی از کرونا رودر رو سازد که ایران هنوز تا رسیدن به آن نقطه فاصله بسیار دارد. همایون سامه یح نجف آبادی، عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس با تایید این مسئله، در گفتوگو با «پیامما»، تاکید کرد که «تداوم اظهارات ضد و نقیض از سوی مسئولان به علاوه تلقین کنترل و پایان کرونا در ایران میتواند رعایت پروتکلهای بهداشتی در ایران را تا حد قابل توجهی کاهش دهد». رئیسجمهور هم از قرار معلوم بر این مهم واقف است چنانکه روز گذشته گفته است: «عادیانگاری و کمتوجهی به رعایت اصول بهداشتی در مبارزه با ویروس کرونا را بسیار خطرناک است». این در حالی است که رئیسجمهور و وزیر بهداشت از لغو محدودیتهای کرونایی در آینده نزدیک و با دستیابی به آمار واکسیناسیون 70 درصدی جامعه گفتهاند. عددی که چند و چون دستیابی به آن نیز خود محل ابهام است. مطابق معیارهای اعلامی از سوی سازمان بهداشت جهانی، افراد واکسینه شده به گروهی اطلاق میشود که هر 2 دز واکسن خود را دریافت کرده اند. در ایران تا امروز چیزی حدود 16 میلیون نفر 2 دز واکسن خود را دریافت کردهاند. اگر استانداردهای بین المللی ملاک باشد، باید ظرف 2 هفته آینده 56 میلیون ایرانی واکسینه شوند که دور از ذهن به نظر میرسد مگر آنکه وزارت بهداشت مجموع افرادی که دز اول و دوم را دریافت کردهاند را به جای افرادی که 2 دز واکسن را دریافت کردهاند، مدنظر قرار دهد.
اظهارات وزیر بهداشت با انتقادهایی هم همراه بوده است. یکی از منتقدان علیرضا مرندی، رئیس فرهنگستان علوم پزشکی است. او در نامهای تاکید کرده که اصرار وزارت بهداشت بر رفع محدودیتها با واکسیناسیون 70 درصدی علاوه بر ساده انگاری کرونا، ایران را با خطرات شیوع دوباره کرونا و پیک های جدید مواجه میکند. او در بخش دیگری از این نامه یادآور شده که واکسیناسیون 90 درصدی در مواجه با بیماریهایی چون سرخک و فلج اطفال هم ایمنی جمعی ایجاد نکرد و تلویحا خواستار اصلاح اظهارات مقامات دولتی شده است. این نامه علاوه بر محتوایش، از آن جهت حائز اهمیت است که مرندی یکی از مورد اعتمادترین چهرهها نزد رهبری انقلاب است.
محدودیت هوشمند چیست؟
پالسهای به زعم ناظران غلط پاستور در کنار آمار و ارقام نه چندان مطابق با واقعیات آنان تنها بخشی از این پازل است. بخش دیگر به چیستی محدودیت های هوشمند مدنظر رئیسی اختصاص دارد. او جزئیاتی درباره این مساله ارائه نکرده و جالب آنکه بر اساس پیگیریهای خبرنگار روزنامه «پیامما» از کمیسیون بهداشت و درمان مجلس و ستاد ملی مقابله با کرونا، پروتکلی مدون تحت این عنوان به این نهادها ارائه نشده است. یکی از اعضای هیات رئیسه مجلس در همین راستا به خبرنگار «پیام ما» گفت که به نظر می رسد جزئیات این طرح در ذهن رئیس دولت سیزدهم قرار دارد اما همایون سامه یح نجف آبادی، عضو کمیسیون بهداشت مجلس به خبرنگار «پیام ما» گفت که «یکی از محورهای قطعی شده این طرح، حضور افراد در مراکز پر تردد نظیر مترو و اتوبوس با برخورداری از کارت هوشمند واکسن کرونا است.» این نماینده مجلس تاکید کرد که «منظور از برخورداری از کارت واکسن هوشمند کرونا، افرادی است که هر 2 دز واکسن خود را دریافت کردهاند» این نماینده مجلس در بخش دیگری از اظهاراتش از گفتههای رئیسی و وزیر بهداشت دفاع کرد و با رد اظهارات مرندی، گفت که «اگر واکسیناسیون به طور کامل انجام شود و 80 یا 70 درصد جامعه 2 دز واکسن کرونا را دریافت کنند، زندگی باید به حالت طبیعی برگردد.»
بحران تازه
اختلاف نظر مسئولان و پزشکان صاحب مسئولیت بر سر آمار و ارقام در شرایطی رخ داده که ایران هنوز بحران پیک پنجم کرونا را پشت سر نگذاشته و از قرار معلوم با پیک ششم دست به گریبان میشود. ماجرا این بار به بازگشت زائران اربعین اختصاص دارد. پیش از برگزاری این سفر، بسیاری از کارشناسان نسبت به عواقب آن برای استان هایی چون خوزستان هشدار داده بودند ولی چندان توجهی به آن نشد تا ایران حالا در شرایطی شاهد بازگشت حدود 200 هزار زائر از این سفر باشد که تدابیر بهداشتی برای بازگشت آنان در نظر گرفته نشده است. مهران احمدی بلوطکی، دبیر شورای سلامت اهواز در همین راستا گفته که با روند کنونی تا ماه آینده باید شاهد وقوع پیک جدید کرونا در این شهر باشم. موضوع بازگشت زائران اربعین اما محصور به اهواز نیست و تمام شهرهای ایران را در بر می گیرد و مسئولان مربوطه یکی پس از دیگری نسبت به شیوع دوباره کرونا در ایران هشدار می دهد. استاندار کرمان هم یکی از این افراد است. علی زینیوند، بازگشت زائران اربعین را «زنگ خطری تازه» اعلام کرده و گفته است: « شب گذشته تنها پرواز مستقیم عراق – کرمان بازگشت و نتیجه تست کرونای زائران اربعین نگران کننده بود زیرا تعداد قابل توجهی از مسافران با تست مثبت بازگشتند».
نمیتوانم حرفی بزنم
پیگیری این موضوعات با نمایندگان مجلس امید بخش نبود. 3 تن از اعضای کمیسیون بهداشت حاضر به گفتوگو درباره این مساله و خطرات بازگشت زائران اربعین به شیوه کنونی به کشور نشدند. همایون سامه یح نجف آبادی اما در بخشی از گفتوگویش با خبرنگار «پیامما»، از مسئولان مربوطه که مقدمات این سفر را فراهم آوردند، انتقاد کرد و گفت: «آنان که مردم را به سفر فرستادند، خود باید برای بازگشت آن ها چارهای بیاندیشند.» او با بیان اینکه «امکان گرفتن تست PCR از زائران اربعین وجود ندارد»، گفت: «اگر قرار باشد تست گرفته شود، باید از زائران هزینه اخذ شود. هزینه ها هم کم نیست. این نکته را هم در نظر نگیریم، امکانات اخذ مثلا 100 هزار تست در روز وجود ندارد. آقایان اگر میخواستند روند را کنترل کنند، باید سازوکاری را در نظر میگرفتند بعد مردم را اعزام میکردند ولی اینکار را نکردند. امکان بستری کردن مردم هم کلا وجود ندارد. به جای آنکه اول فکر کنند، مردم را فرستادند و حالا میپرسند چطور آنها را گردانیم» او در پاسخ به این سوال که در شرایط کنونی شهرهایی چون مشهد، خوزستان، کرمان و… چطور مسئولان دولتی به دنبال رفع محدودیتها هستند، گفت: «نمیتوانم بگویم وضعیت مشهد چرا دوباره بحرانی شد، از آستان قدس سوال کنید! خوزستان و سایر شهرها هم که در نتیجه مدیریت سفر اربعین است و احتمالا با مشکلات جدی مواجه خواهیم شد. همه هم دلایلش را میدانند» این عضو کمیسیون بهداشت در پاسخ به این سوال که چرا این مسائل و مباحث در کمیسیون پیگیری نشده و مسئولان مربوطه مواخذه نمیشوند، به بیان این نکته اکتفا کرد که «ما دهها جلسه برگزار کردیم. همه این ها را گفتیم ولی حرفمان تنهایی به جایی نمیرسد». همه این موارد در کنار هم میتواند نشانی باشد از بازگشت دوباره کرونا با موجی سهمگینتر از دفعه قبل و غافلگیری مسئولانی که هنوز موج پنجم به پایان نرسیده، از لغو محدودیتها سخن می گویند. اظهاراتی که عواقب آن بیش از هرکس متوجه مردم خواهد بود.
آلودگی هوا چند سالیست که فقط مساله کلانشهر تهران نیست. بحران هم تنها به فصل زمستان و وارونگی دما محدود نمیشود. تابستانها و زمستانها، هوای شهرهای کشور با آلایندههای مختلف در میآمیزد و نفس کشیدن را غیرممکن میکند. روند آلودگی هوا در پاییز و زمستان امسال هم در کلانشهرها ادامه مییابد و آمار از بهبود وضعیت هوای شهرها حکایت ندارد. بحران آلودگی هوا را حتی کرونا و قرنطینه و محدودیت تردد خودروها هم نتوانسته متوقفش کند.
تنها ده روز از پاییز 1400 سپری شده است اما در همین مدت کوتاه رسانهها بیش از 10 خبر درباره آلودگی هوا تولید کردهاند و درباره این موضوع هشدار دادهاند. براساس اطلاعات سامانه دیتاک، اجرا نکردن قانون هوای پاک کلید واژهای است که در این بازه زمانی در خبرها روی آن تاکید شده بود. تحلیل دادهها، نشان میدهد که موضوع آلودگی هوای تهران برای رسانهها اهمیت بیشتری داشته است و دست کم در یک هفته گذشته 14 خبر در رسانهها درباره این موضوع تولید شده است و کاربران توییتر هم به خبر افزایش آلایندههای هوا در بعضی مناطق که 4 مهرماه تولید شده است، واکنش نشان دادند. در این میان اطلاعات شرکت کنترل کیفیت هوای تهران نشان میدهد که در روزهای سپری شده پاییز، تهران تنها 3 روز هوای قابل قبول داشته است و 6 روز هوا برای گروههای حساس ناسالم بوده است. آماری که نسبت به پاییز سال گذشته افزایش پیدا کرده است؛ دهه اول مهر سال 1399 تهران 10 روز هوای قابلقبول داشته است. این درحالیست که حسین شهیدزاده، مدیرعامل شرکت کنترل کیفیت هوای تهران در گفتوگویی با فارس درباره علت افزایش روزهای آلودگی هوا در پاییز امسال گفته است: «آلودگی سالهای قبلتر به دلیل تغییر الگوی ترافیک ناشی از بازگشایی مدارس و دانشگاهها بود ولی امسال گردوغبار و خاک سبب ایجاد آلودگی هوا در پایتخت در نخستین روزهای پاییز شد. گردوغبار بهنوعی انسانساخت محسوب نمیشود چرا که خشک بودن زمین و وزیدن باد با سرعت مناسب سبب ایجاد آن خواهد شد. همچنین در نیمه نخست سال جاری تعداد روزهای دارای بارش، کمتر از سال گذشته بود و بههمین علت ملاحظه شد که با خشکی بیشتر، تعداد روزهای نامطلوب به لحاظ ذرات معلق ناشی از گردوغبار نیز بیشتر از سال گذشته بود.» آلودگی هوا در تابستان امسال هم گریبان آسمان تهران را گرفته بود. ایستگاههای پایش آلایندههای هوا در 93 روز تابستان تنها 71 روز قابلقبول ثبت کردند. در عین حال ازن در تابستان امسال 21 روز هوای ناسالم برای گروههای حساس ایجاد کرده بود و هیچ روز پاکی گزارش نشد.
آلودگی هوا در آسمان کلانشهرها
جدای از آلودگی هوای تهران، کلید واژه، آلودگی هوا در کلانشهرها نیز در یک هفته گذشته برای رسانهها اهمیت داشته و پیرامون آن 19 خبر تهیه شده که 7 مورد آن ارجینال بوده است. عمده این خبرها هم باز شدن گره آلودگی هوا در کلانشهرها را در گرو اجرای قانون هوای پاک میدانستند. کانالهای تلگرامی نیز در یک هفته اخیر تنها 3 خبر پیرامون آلودگی هوای کلانشهرها در فصل سرد منتشر کردند و آن را به مصرف سوخت مازوت در نیروگاهها مربوط کردهاند. این دادهها درحالی تحلیل میشود که شاخص آلایندگی هوا دیروز، جمعه 9 مهرماه در پایگاه زابل قرمز رنگ شد و میزانآلاینده غالب یعنی پی ام ده یا گردوغبار، ساعت یازده دیروز در این ایستگاه روی عدد 181 ایستاده بود. ایستگاه نهبندان در خراسان جنوبی نیز دیروز عدد 104 را نشان میداد و وضعیت هوا را به حالت ناسالم برای گروههای حساس درآورده است. همچنین از 16 ایستگاه پایش فعال در استان اصفهان نیز حدود 8 ایستگاه به رنگ نارنجی درآمدهاند این یعنی وضعیت هوا در این مناطق برای گروههای حساس ناسالم است. سامانه پایش آلودگی هوای کلانشهر اصفهان همچنین در یک هفته اول پاییز امسال، هوای این کلانشهر را در 5 روز برای گروههای حساس ناسالم تشخیص داده است. آلودگی هوا در کلانشهر اصفهان در تابستان امسال هم 29 روز ناسالم برای گروههای حساس و 2روز هوای ناسالم برای همه گروهها ایجادکرده است. براساس اطلاعات سامانه کنترل کیفیت هوای محیط زیست کلانشهر اصفهان، تابستان امسال در این شهر نیز هیچ روز پاکی ثبت نشده است.
اراک و شازند، رکورد شکستند
شاخص آلایندگی در روز پنجشنبه، یکم مهر ماه، در اغلب شهرها روی اعدادی بالاتر از 50 ایستاده بود و شهرها را زرد رنگ کرده بود. براساس اطلاعات سامانه پایش کیفی هوای کشور، آلاینده غالب در بیشتر شهرها ذرات آلاینده کوچکتر از 2.5 میکرون بودند. ایستگاه کهنوج در کرمان در این تاریخ عدد 152 را نشان میداد. همچنین در این زمان شاخص کیفی هوا در ایستگاه اراک روی عدد 113 ایستاده بود و در شازند نیز ذرات کوچکتر از 2.5 میکرون شاخصها را تا عدد 152 بالابرده بودند. جمعه دوم مهرماه، میزان آلایندگی در هوای شهرها بالاتر رفته بود. خوی نیز در این تاریخ به شهرهای آلوده اضافه شد و ترکیبات گوگرد وضعیت هوا را از حالت استاندارد خارج کرده بود. در این تاریخ ذرات کوچکتر از2.5 میکرون در بیشتر شهرهای استان البرز و تهران وضعیت هوا را ناسالم کرده بودند. سوم مهرماه امسال، ذرات کوچکتر از دوونیم میکرون در اراک و شازند به ترتیب روی اعداد 105 و 121 ایستادند و هوا را برای ساکنان این دو شهر ناسالم کردند. این گزارهها درحالی منتشر میشود که آلودگی هوا در تابستان امسال در اراک رکورد شکست و بنا به گفته مدیرکل محیط زیست استان مرکزی اراک در شش ماهه اول سال، آلودهترین شهر کشور شناخته شد. رضا میرزایی گفته بود که سال 1400 روزهای آلوده در این شهر صنعتی رشد 600 درصدی داشته است: «از ابتدای سال جاری تاکنون در استان مرکزی ۷ روز پاک، ۹۷ روز قابل قبول، ۵۴ روز ناسالم برای گروههای حساس و ۹ روز آلوده برای تمامی گروههای سنی ثبت شده است. عمده آلاینده مسئول از ابتدای سال جاری ذرات معلق کمتر از دو و نیم میکرون و کمتر از ۱۰ میکرون بوده و در پارهای از مواقع آلاینده ازن و دیاکسیدنیتروژن به صورت لحظهای بالاتر از استاندارد بوده است.»
اما پنجم مهرماه، همزمان با افزایش گردوغبار در بعضی نقاط کشور، سامانه پایش آلودگی هوای کشور، آلاینده بیشتری را گزارش کرد. بیشتری وضعیت هوا در ایستگاه گناوه بسیار ناسالم گزارش شد، به حدی که گناوه روی نقشه پایش کیفیت هوای کشور، کبود شده بود. ایستگاههای کنترل کیفیت هوا در برازجان، زابل و بافق نیز به چنین وضعیتی گرفتار بودند و وضعیت هوا در این ایستگاهها، خطرناک توصیف شده بود. در این تاریخ ذرات کوچکتر از دو و نیم میکرون هم در آسمان بعضی شهرها میتاختند و به طور مثال مرکز پایش آلایندههای محیط زیستی شهر مشهد نیز وضعیت آلودگی هوا در این شهر را عدد 148 و در مرز میان ناسالم برای همه گروهها و گروههای حساس نشان میداد.
هفتم مهرماه نیز ذرات کوچکتر از دوونیم میکرون که عموما در فصول سرد هوای کلانشهرها را آلوده میکنند، در شازند روی عدد 152 و در اراک روی عدد 125 ایستادند. در این تاریخ تعدادی از ایستگاهها در استان یزد نیز وجود آلاینده پی ام 2 و نیم را در هوایشان بیش از حد استاندارد گزارش دادند. پنجشنبه 8 مهرماه نیز اغلب اعداد روی سامانه پایش کیفی هوای کشور روی اعدادی بالاتر از 50 ایستاده بودند و در بعضی ایستگاهها مانند کرج، اهواز، ریگان، بافق، اراک و شازند سامانه اعدادی بالاتر از 100 را گزارش کرده بود.
نتایج دادههای پایش آلودگی هوای کشور نشان میدهد که دست کم در یکدهه اول مهرماه، هوای کشور در همه شهرها پاک و قابل قبول گزارش نشده است و آلودگی هوا غیر از تهران برای کلانشهرهای دیگر هم بحران است. این درحالیست که حدود 4 سال از ابلاغ قانون هوای پاک به دولت میگذرد. قانونی که در 34 ماده به 21 دستگاه وظایفی محول کرده تا برای کاهش آلودگی هوا بکوشند، با این وجود به نظر میرسد که بعد از گذران 4 پاییز از تصویب و ابلاغ این قانون همچنان بسیاری از دستگاهها آن را نادیده میگیرند یا به درستی اجرا نمیکنند.
|پیام ما| ابرهای توفانی دو روز پیش به سواحل بلوچستان پاکستان رسیدند؛ جایی در نزدیکی مرز ساحلی ایران. کارشناسان هواشناسی روز چهارشنبه با دیدن خروجی نقشههای پیشیابی و مدلهای جوی، گفتند این جریان کمفشار در 24 ساعت به یک توفان تبدیل میشود. پیشبینیها درست از آب درآمد. صبح دیروز در حوالی مدار 23 درجه عرض شمالی یک «چرخند حارهای» تشکیل شد و کمیته توفان کشورهای حاشیه اقیانوس هند رویش اسم گذاشت: «شاهین». شاهین حالا در نزدیکترین فاصله به آسمان جنوبیترین نقطه سیستانوبلوچستان قرار گرفته و توفانی سهمگین در راه است.
از اواخر وقت دیروز (جمعه) توفان به سواحل جنوب شرق سیستانوبلوچستان نزدیک شد و قرار است شاهین تا روز یکشنبه در آسمان و زمین بتازد. با هشدارهای سازمان هواشناسی ستاد بحران بندر چابهار از توقف همه فعالیتهای صیادان و شناورهای صیادی و تجاری در سواحل بندر چابهار، کنارک و دشتیاری خبر داده است. بر اساس پیشبینیها تا یکشنبه در جنوب سیستانوبلوچستان بهویژه نوار ساحلی رگبار باران و وزش شدید باد در جریان است.
هشدار پشت هشدار
سازمان هواشناسی کشور روز پنجشنبه هشداری در سطح نارنجی منتشر کرد. بر اساس این هشدار ناپایداری جوی متاثر از نزدیک شدن چرخند حارهای روز شنبه (10 مهر) آغاز میشود و یکشنبه به پایان میرسد. این سامانه با خود رگبار و رعدوبرق و وزش باد خیلی شدید در جنوب سیستانوبلوچستان بهویژه نوار ساحلی استان به همراه دارد. سیلابیشدن مسیلها و طغیان رودخانههای فصلی، خسارت وارده ناشی از وزش باد خیلی شدید، آبگرفتگی معابر، لغزندگی و کاهش دید در جادهها از مخاطرات این سامانه است. سازمان هواشناسی کشور توصیه کرده از تردد و توقف در حاشیه مسیلها و رودخانهها خودداری شود، فرمانداریها و دستگاههای امدادرسان آمادگی باشند، از توقف، تردد و چرای دام در کنار رودخانهها و مسیلها پرهیز شود و در تردد در جادهها احتیاط بر اساس این توصیه، در هشدار نارنجی باید دهانه پلها و آبروها بازگشایی و سازههای موقتی و ضعیفی چون گلخانهها، تابلوهای تبلیغاتی استحکامبخشی شود.
هشدار دیروز سازمان هواشناسی اما قرمز بود، یعنی در بالاترین سطح هشدار: چرخند حارهای نزدیک میشود. بر اساس این هشدار منطقه اثر جنوب سیستان و بلوچستان و شرق هرمزگان. بر اساس این هشدار مخاطراتی چون سیل و طغیان رودخانههای فصلی، خسارت ناشی از وزش باد خیلی شدید، آبگرفتگی گسترده در معابر، لغزندگی و کاهش دید در جادهها، شکستن درختان و تخریب سازههای سست در پیش است.
موجهایی با ارتفاع چهار تا شش متر
کمفشار حارهای که روز پنجشنبه در فاصله ۸۲۰ کیلومتری چابهار قرار داشت و دیروز به چرخند حارهای تبدیل شد، بعد از ظهر جمعه با ۳۵۰ کیلومتر پیشروی به سمت شمال غرب، به دریای عمان نزدیک شد. اینطور که علی ملاشاهی، رئیس گروه پیشبینی و هشدار هواشناسی سیستانوبلوچستان به ایسنا گفته، تا عصر دیروز این چرخند در حوالی عرض ۲۳ درجه شمالی و ۶۵ درجه عرض شرقی قرار گرفته و با سرعت حرکت ۲۰ کیلومتر بر ساعت به سمت دریای عمان در حرکت است.
رئیس گروه پیشبینی و هشدار هواشناسی سیستانوبلوچستان ادامه داد: «بر اساس آخرین خروجی نقشههای پیشیابی و مدلهای جوی پیشبینی میشود چرخند شاهین در ساعات آینده قدرتمندتر شود و بیشینه سرعت باد آن در فرا ساحل به ۱۲۰ کیلومتر بر ساعت نیز برسد.»
بر اساس توضیح ملاشاهی تقویت چرخند به معنی افزایش آثار و پیامدهای آن است، به طوری که «به نظر میرسد ارتفاع امواج ناشی از شاهین در سواحل جنوب شرق کشور به حدود ۴ متر یعنی بالاتر از سقف یک خانه یک طبقه برسد». رئیس گروه پیش بینی و هشدار هواشناسی سیستانوبلوچستان در اظهارات دیگر هم گفته: «الگوهای پیشیابی و تحلیل آخرین تصاویر ماهوارهای نشان میدهد سواحل سیستانوبلوچستان کمترین تأثیر از توفان و مخاطرات ناشی از آن را دارد اما به دلیل تغییر پذیری مسیر حرکت توفانها احتمال دارد شرایط تغییر کند.» به گفته او خلاف شرایط سواحل استان، وضعیت فراساحل به ویژه در مسیرهای دریایی به سمت پاکستان و شمال غرب هند به هیچ وجه مناسب نیست و توصیه میشود دریانوردان فراساحل استان تا زمان پایان فعالیت توفان به این مسیرها تردد نکنند. در همین حال مرکز پیش بینی و هشدار هواشناسی سیستانوبلوچستان به صورت شبانه روزی فعالیت توفان حارهای را زیر نظر دارد و هر گونه تغییر در مسیر حرکت و یا تغییر شدت توفان را در روزهای آینده اطلاعرسانی میکند.
تعطیلی فعالیتهای دریایی
در هشدارهای پیشین گفته شده که همه کشتیهایی که از بنادر ایران قصد سفر به هند و پاکستان را دارند، روزهای جمعه و شنبه در معرض خطر هستند.
نادر پسنده، مدیرکل حفاظت و ایمنی دریایی سازمان بنادر و دریانوردی روز سهشنبه گفت: «توفان سنگینی که تاکنون سابقه نداشته تمام سواحل مکران از چابهار تا تنگه هرمز را طی چهار روز دربر میگیرد. این توفان از نظر قدرت کمنظیر است و پیشبینی میشود امواجی با ارتفاع بیش از ۶ متر ایجاد کند.» او با هشدار برای آمادگی بنادر در مقابل این توفان گفت: «در حوزه تجهیزات دریایی، صیادی و بندری، بار موجود در بنادر و ساخت و سازها حتما به این هشدار جدی توجه شود.» در حالی که از هفته پیش توصیه شده هرگونه فعالیت و تردد دریایی با اعمال ممنوعیت و رعایت محدودیتها و اتخاذ تمهیدات لازم انجام شود، رئیس گروه پیشبینی و هشدار هواشناسی سیستانوبلوچستان میگوید: «به احتمال زیاد اگر شناورهای دریایی از سواحل خارج نشده و به جای امن منتقل نشوند، خسارتهای زیادی به آنها وارد می شود. ضمن اینکه پیش بینی می شود ارتفاع موج در مناطق دور از ساحل به ۶ متر و حتی بیشتر از آن نیز برسد.»
به گفته رئیس گروه پیش بینی و هشدار جوی سیستانوبلوچستان این امیدواری وجود دارد که با تقویت جریانات شمالی و وزش بادهای ۱۲۰ روزه، هسته اصلی توفان منحرف شود تا مخاطرات ناشی از این پدیده اقیانوسی به حداقل برسد.
چابهار در حالت آمادهباش
به دنبال هشدارها و با نزدیک شدن چرخند شاهین به چابهار، این بندر به حالت آمادهباش درآمده است. به گفته رحمدل بامری، فرماندار چابهار، تمهیدات لازم برای مدیریت بحران احتمالی ناشی از توفان حارهای «شاهین» پیشبینی شده است. او عصر دیروز به مهر گفت: «در حال حاضر وزش باد ناشی از توفان وارد استان سیستانوبلوچستان شده و در برخی از نقاط گزارش بارندگی داشتیم.» فرماندار چابهار با اشاره به آماده باش و تشکیل جلسات مدیریت بحران، ادامه داد: «مدیران هواشناسی و ستاد مدیریت بحران گزارش و وضعیت بحران آب و هوا به صورت مرتب به فرمانداری ارسال و همچنین از طریق رسانهها و فضای مجازی به اطلاع مردم و اعضای عضو ستاد بحران برسد.» به گفته بامری در این مدت ممنوعیت تمام فعالیتهای دریایی، اتخاذ تمهیدات لازم توسط فعالان دریایی برای پیشگیری از خسارت، پیگیری اخبار هواشناسی و هشدارهای رسمی صادره توسط سازمان هواشناسی کشور توصیه میشود.
استان در محاصره ۷ مخاطره جوی
بر اساس آخرین خروجی نقشههای پیشیابی و مدلهای جوی، به گفته ملاشاهی پیشبینی میشود از اواخر وقت جمعه تا یکشنبه حداقل شش مخاطره جوی شامل بارش شدید، رعد و برق و صاعقه، تندبادهای شدید و گردوخاک، سیلاب، بالا آمدن آب دریا و رودخانه های فصلی، افزایش ارتفاع موج و متلاطم شدن دریا در نیمه جنوبی استان رخ دهد.
در شمال استان نیز مخاطره توفان گردوخاک روی خواهد داد. منطقه اثر این پدیده های مخاطره آمیز شهرستان های چابهار، کنارک، دشتیاری، زرآباد، فنوج، قصرقند، سرباز، نیکشهر، جنوب ایرانشهر، بزمان، سراوان، سیب سوران و مهرستان است. در روزهای گذشته سازمان هواشناسی چند هشدار قرمز و نارنجی درباره شرایط خاص جوی سیستانوبلوچستان صادر کرده و هشدارهای مشابهی نیز به صورت جداگانه از سوی اداره کل هواشناسی استان نیز صادر و به مدیریت بحران و فرمانداریها ارسال شده است.
شاهین به کدام سو میرود؟
صادق ضیاییان، مدیرکل پیش بینی و هشدار سریع سازمان هواشناسی کشور به ایسنا گفته است: «در حال حاضر پدیده چرخند حارهای در منتهیالیه دریای عرب قرار دارد و در حال ورود به دریای عمان است؛ برای این پدیده دو مسیر، یکی مسقط و عمان یا سواحل مکران تا شرق هرمزگان پیشبینی شده است. برای این پدیده وزش باد شدید، توفان شن و خاک و بارشهای شدید در سواحل را حتی تا عمق چند کیلومتری ساحل می توان پیش بینی کرد. احتمال ایجاد بارش هایی حتی تا ۱۰۰ میلیمتر نیز پیشبینی میشود.»
به گفته او انتظار میرود این پدیده خساراتی به همراه داشته باشد البته اگر سناریوی حرکت به سمت مسقط اتفاق بیفتد، شدت خسارات کمتر میشود اما لازم است تمهیدات لازم اندیشیده شود تا اگر مسیرش به سمت ایران بود که به احتمال ۶۰ یا ۷۰ درصد، این پدیده به سمت سواحل مکران و هرمزگان متمایل خواهد بود، جلوی خسارت ها تا حد ممکن گرفته شود.
ارمغان تلآویو برای منطقه ناامنی است
جمهوری اسلامی ایران به دلیل آنچه همکاری و همراهی دولت بحرین با رژیم صهیونیستی خوانده، به تندی از مسئولان این کشور انتقاد کرده است. حسین امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی در همین راستا در توئیتر خود نوشت: « استقبال حکومت بحرین از وزیر خارجه رژیم جعلی صهیونیستی، خیانت آشکار به آرمان مردم مظلوم و مقاوم فلسطین است. ما فقط یک کشور می شناسیم که فلسطین نام دارد و پایتخت آن قدس است. بی تردید ارمغان تل آویو برای منطقه و بحرین تنها ناامنی است.» سعید خطیبزاده، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران نیز طی اظهاراتی در مورد سفر وزیر خارجه رژیم صهیونیستی به بحرین، با یادآوری اقدام خفت بار حاکمان بحرین در علنی سازی روابط با رژیم صهیونیستی، استقبال حقیرانه حاکمان این کشور از مقام رژیم اشغالگر قدس را خلاف خواست و رای مردم شریف و آزاده بحرین خواند. سخنگوی وزارت امور خارجه هر گونه زمینه سازی برای تثبیت حضور مخرب اسرائیل در منطقه را در راستای تنش زایی و ناامنی بیشتر دانست و آن را محکوم کرد.
«کلاتهعلی» باید زمینهای کشاورزی را فراموش کند
روستا نامش را از محمدعلی گرفته، محمدعلی پدر علی است و علی پدر حاج یوسف. محمدعلی و پسرش علی از دنیا رفتهاند و حالا حاج یوسف بزرگ روستاست. روزی که همراه با هلال احمر در قالب طرح «نذر آب» به روستای کلاته علی رفتیم حاج یوسف با کمری خمیده، دستار سفیدی بر سر و صورتی پر چین و چروک که چشمها را درون خود فرو برده بود، پذیرایمان شد. جلیقهای قهوهای به تن داشت و در گرمای شهریور که همه را بیتاب میکرد، زیرجلیقه لباس گرمی به تن و زیر آن لباس مردانهای سفید که یقه آن توانسته بود خودش را از لباس گرم و جلیقه رد کند و به ریشهایش بساید، پوشیده بود.
در کلاته علی که روستایی در نهبندان در خراسان جنوبی است، 15 خانوار 7 تا 8 نفره ساکن هستند. آن وقت که آب هم خوب بود بیش از این نبودند، در دق (دشت) مشرف به روستا کشاورزی و خوراک دامشان را هم خودشان تهیه میکردند. حاج یوسف آن روزها 500 گوسفند داشت اما مثل پول ملی که صفرهایش را برداشتند، خشکسالی از شمار گوسفندان حاج یوسف هم صفرهایش را حذف کرد و تعداد گوسفندهایش به 5 راس رسید. قنات روستا که خشک شد، زمینهای کشاورزی اولین قربانیان بودند، فاطمه احمدی از اهالی کلاتهعلی میگوید: «باغمان درخت انگور و عناب داشت، قنات که خشک شد باغمان هم از دست رفت. از جهاد کشاورزی آمدند و قنات را لایروبی کردند اما فایدهای نداشت. اگر پیشتر در زمین جو و چغندر و هر چیز دیگری میکاشتیم با زمین خشک شده چه چیزی به عمل میآمد؟ هیچ. همین است که خوراک اندک گوسفندهای باقیمانده را هم ناچاریم از طبس بخریم که خیلی گران شده. آن وقتها که آب داشتیم از بیرجند و طبس میآمدند و خوراک دام از ما میخریدند. حالا با خشک شدن قنات، تانکر آبی گذاشتند که آن هم اغلب آب ندارد.»
در کلاته علی از چشمهای در همان حوالی که هنوز زنده است، زنان و کودکان روستا با خر و گاری آب میآورند. یک بار که موسی برای آوردن آب رفته بود از خر افتاد و دستش شکست، مجبور شدند برای دستش پلاتین بگذارند که نساخت و عفونت کرد و پلاتین را درآوردند. الان روی دست موسی یک ردیف جای دوخت دارد و نقطهای که انگشت در آن فرو میرود و هر فشار اندکی روی آن باعث میشود دردی به جانش بیفتد و چشمهایش را تنگ کند.
وقتی زمین خشک شد و تعداد دامها هم چندان اندک شد که خرج زندگی درنمیآمد، مردها ناچار شدند برای تامین مخارج زندگی سراغ گزینههای دیگری بروند. از همان روستای کلاتهعلی نگاه به سمت دق که بچرخد اندکی دورتر کوره آجرپزی است؛ همان جایی که مردها از خاک نزدیک روستا برای زندگی دیگران خشت میزنند. آنها کارگران روزمزد دیگران شدهاند یکی از زنان میگوید روزی 70 هزار تومان میگیرند و دیگری به عدد 100 هزار تومان اشاره میکند، یکی هم میگوید: «چه فرق دارد 70 یا 100 هزار تومان. یک بسته قند الان 80 هزار تومان شده. صاحب کار مردان ما از ما گشنهتر است و حقوق نمیدهد.» با این همه مردها میروند چون ناچارند! به این امید که شاید یک روز حقوقشان را بدهند. «ما اینجا دنبال کار و زندگی میگردیم و این تنها با آب تامین میشود. ما باید بتوانیم چاه بزنیم تا مردانمان حمالی دیگران را نکنند و درآمدی داشته باشیم. ما کشاورز بودیم، زمین داشتیم ولی الان آب نداریم که روی زمین خودمان کار کنیم.»
درخواست نه تنها این زن بلکه همه کلاتهعلیها همین است، چاه میخواهند و آب. میگویند کار دیگری از دستشان جز از کشاورزی برنمیآید. چندی در ساختمان متروکه روستایشان مرغداری کردند، ولی مرغها مردند و شیره همین زندگی نحیفشان بابت ضرر مرغداری کشیده شد. مجموع این شرایط باعث شده تمام خانواده به ناچار قناعت را بیاموزند، چه در خورد و خوراک خانه که در چند قلم کشک، قروت، آب دوغ خلاصه میشود و گاه آبگوشت به آن اضافه میشود و چه لباس و پوشاک. فاطمه میگوید: «بچهها زمستان و تابستان با دمپایی مدرسه میروند، در روستا تنها یک گوشی موبایل وجود دارد که همین باعث شده بخشی از بچهها از درس عقب بمانند، چطور میشود با روزی 70 هزار تومان گوشی موبایل برای بچهها خرید وقتی هزینه کفش بچه هم درنمیآید.»
زهرا که 45 ساله است و 4 فرزند دارد از این گله میکند که آنقدر گرانی است که نمیتواند مواد اولیه قالیبافی را تهیه کند تا با این کار شاید کمک خرج خانواده باشد. کار او این شده که روزها به گاو و چند گوسفندش خدمت کند، لب چشمه برود و آب بیاورد، چند روز یکبار نان بپزد و در تمام این مدت نگران این باشد که با رسیدن مهر آیا دخترش میتواند درس بخواند یا نه، تلویزیون کار میکند یا نه. زهرا امیدوار است دخترش به جایی برسد که او به آن نرسیده. او میخواهد زندگی دخترش چیز دیگری باشد تا هروله کردن هر روزه میان چشمه و تنور و طویله و نهایت چیزی که دستش بگیرد همان نان خشکی باشد که در قروت میریزد تا نرم شود و در گلو فرو برد.
سروش طالبی، پژوهشگر حوزه آب با وجود شرایط بغرنج زندگی مردم در کلاتهعلی مخالف زدن هر گونه چاهی برای مصارف غیرشرب در آنجاست. به گفته او میزان برداشت آب زیرزمینی در خراسان جنوبی دو برابر آب تجدیدپذیر است که همین نشان میدهد به زودی منابع آبی را در این استان از دست خواهیم داد. او معتقد است مردم باید فکر تامین معیشت از زمین را کنار بگذارند زیرا حتی به فرض چاه آب جدید زمان زیادی طول نمیکشد که آن را هم از دست میدهند.
با این حال معیشتی که سروش طالبی به آن اشاره میکند در حوالی کلاتهعلی پیدا نمیشود، همین است که زنان و مردان کلاتهعلی در رویاهایشان بچههایشان را به جای دیگری فرستادهاند، به جایی که درس بخوانند و برای خودشان کسی شوند، آن جایی که این بچهها میروند دیگر کسی نه حاج یوسف را میشناسد نه پدرش علی و نه پدربزرگش محمدعلی را.
ایران و آذربایجان به رغم اظهار دوستی دو طرف، حالا بیش از هر زمان دیگری شاهد تنش در روابط خود هستند. تنشی که البته نمیتوان نقش ترکیه و اسرائیل را در آن نادیده گرفت. تنشها اما حداقل تا اینجای کار به حدی نیست که دو کشور را درگیر جنگ کند. جنگی که نقطه آغازش شاید مرزهای ایران و آذربایجان باشد ولی نقطه پایانش میتواند کیلومترها دورتر از دو کشور باشد و این یعنی بنزین بر هیزم آتش خاورمیانه.
ماجرا، نه ماجرای امروز و دیروز است و نه حتی یکی دو دهه اخیر. سالهای سال است که ایران در مرزهای شمالغربی خود با برخی ناامنیها مواجه است. ناامنیهایی که هر بار به شکلی رخ نمایان کرده و تنشها در روابط حکومت ایران، چه جمهوری اسلامی و چه پهلوی با همسایگان خود را دو چندان کرده است. تنشهایی که چندسالی بود حداقل در ظاهر فروکش کرده بود و کشورها از طریق جنگ نرم اقداماتی را علیه یکدیگر ترتیب میدادند تا اینکه مجادلهای جدید بر سر قره باغ ایجاد شد و آذربایجان و ارمنستان بیخ گوش ایران با یکدیگر جنگیدند. موشک و خمپاره بود که میان دو کشور رد و بدل میشد و ایران در کنار روسیه و ترکیه تلاشهایی را برای برقراری صلح میان دو کشور ترتیب داد. تلاشهایی که در نهایت روسیه آنها را به نتیجه رساند اما تحلیلگران از آتش زیر خاکستری گفتند که میتواند دامن ایران را هم بگیرد. آتشی که با توجه به روابط حسنه میان آذربایجان و ترکیه و اسرائیل و خصومت دیرینه میان تهران و تلاویو، این روزها دوباره برای اندکی هم که شده نمایان شده است. موضوع با اظهارات الهام علیاف، رئیس جمهوری آذربایجان و حملات تند و تیز او علیه ایران آغاز شد و کار را به برپایی رزمایشی در مرزهای شمالغربی ایران رساند. رزمایشی که ادوات نظامی آن ظرف 48 ساعت از استانهای مختلف در مناطق مرزی شمالغرب ایران مستقر شد.
دعوا بر سر چیست؟
«ایران به تمامیت ارضی آذربایجان بی احترامی میکند»، این عین عبارتی است که علیاف در جریان گفتوگوی خود با خبرگزاری آناتولی ترکیه به زبان آورد. ریشه این اظهارات به جنگ قره باغ بر میگردد. جایی که به ادعای علیاف، ایران 60 کامیون را به رغم مخالفت آذربایجان بهطور غیرقانونی به این منطقه فرستاده است. ایران چند روز پیش این ادعا را رد کرد. پیش از آن نیز جمهوری اسلامی به شرکتهای ایرانی «هشدار» داده بود که به «تمامیت ارضی آذربایجان» احترام بگذارند. هشداری که از قرار معلوم با رضایت آذربایجان همراه نشده است. اشاره رئیس جمهوری آذربایجان به مسیر 5 کیلومتری جاده گوریس- قاپان در نزدیکی روستای مرزی «ووروتان» است. تسلط جمهوری آذربایجان بر این مسیر یکی از تبعات جنگ قره باغ به شمار میرود. تا پیش از این جنگ کامیونهای ایرانی بدون هیچ منعی در این جاده تردد میکردند ولی حالا آذربایجان اقدام به دریافت مالیات جاده میکند. مالیاتی که رقم آن چیزی میان 130 تا 500 دلار در نظر گرفته شده است. بیست و چهارم شهریور ماه هم جمهوری آذربایجان اقدام به بازداشت 2 راننده کامیون ایرانی کرد. آذربایجان دلیل بازداشت آنان را «ورود غیرقانونی» اعلام کرد و وزارت امور خارجه ایران خواستار آزادی آنان شد ولی حداقل تا امروز خبری از این مهم مخابره نشده است.
دعوا اما بر سر مالیات جاده و بازداشت کامیونداران ایرانی نیست. موضوع فراتر از این حرفهاست. پس از جنگ قره باغ، آذربایجان به بخشی از مسیر مواصلاتی ایران با اروپا تسلط یافت. دالان لاچین یکی از مناطقی است که تا پیش از آن کنترلش با ارمنستان بود و مسیر ارتباط ایران با اروپا ولی حالا بخشی از آن در اختیار آذربایجان است و از قرار معلوم این کشور در کنار اسرائیل و ترکیه برنامه تسلط کامل بر آن و البته قطع کامل ارتباط ایران با اروپا را دارد. ایران از شمال، از طریق سه کشور آذربایجان، ترکیه و ارمنستان میتواند به طور زمینی با اروپا ارتباط برقرار کند. اختلافات ایران با ترکیه و آذربایجان سبب شده تا مسیر ارمنستان برایش حیاتی باشد و اتفاقا به همین دلیل با استقرار نیرو در این منطقه اجازه تکمیل نقشه مثلت ترکیه، آذربایجان و اسرائیل را نداد. به رغم همه این اختلافات، تاکنون تنش نظامی میان ایران و آذربایجان شکل نگرفته است اما ایران به گواه فرماندهان نظامی خود، به «مرزهای شمالغربی حساس شده است». حساسیتی که با استقرار قابل توجهی نیرو و البته برپایی رزمایش نظامی فاتحان خیبر با مشارکت تیپهای ۲۱۶ زرهی، ۳۱۶ زرهی، تیپ ۲۵، گروه ۱۱ توپخانه، گروه پهپاد، جنگال، گروه ۴۳۳ مهندسی رزمی و با پشتیبانی بالگردهای هوانیروز و ارائه هشدار به کشورهای مختلف در معرض نمایش عموم قرار گرفت.
خط و نشان برای اسرائیل
مهمتر از این رزمایش و ادوات نظامی که در آن در معرض نمایش قرار گرفت، اظهارات مسئولان و فرماندهان نظامی ایران است. کیومرث حیدری، فرمانده نیروی زمینی ارتش ایران پیشتر گفته بود که «همسایگان دلیل برگزاری رزمایش فاتحان خیبر را بهتر میدانند». اشاره او احتمالا به کشورهای ترکیه و آذربایجان و تحرکات صورت گرفته از سوی آنان است هرچند که روز گذشته مسئولان دولتی کمتر نامی از آذربایجان و ترکیه به زبان آوردند و اظهارات خود را بیشتر متوجه اسرائیل کردند. مسئولان ایرانی اقدامات ترکیه و آذربایجان را «توطئه» اسرائیل میدانند. سیدمحمدعلی آلهاشم، نماینده ولی فقیه در آذربایجان شرقی در همین راستا گفته است: «مسئولان کشورهای همسایه در دام توطئههای رژیم صهیونیستی نیفتند.»
یکی دیگر از این مسئولان سیدمحمد حسینی، معاون پارلمانی رئیس دولت سیزدهم بود. او در توئیترش نوشت: «رزمایش فاتحان خیبر نیز هشداری به رژیم صهیونیستی است که اگر پیرامون مرزهای جمهوری اسلامی ایران دست از پا خطا کند، با چنان واکنش کوبندهای مواجه میشود که دیگر به انتظار ۲۵ ساله نیازی نیست.» سفیر ایران در باکو هم سکوت نکرده و پاسخ اظهارات همتای اسرائیلی خود در آذربایجان را داده است. سفیر اسرائیل پیشتر گفته بود که «در حالی که ایران اقلیت های مذهبی و قومی اش را سرکوب و یهودیان را در دیگر کشورها هدف قرار میدهد، ما، یعنی اسرائیل، آمریکا و آذربایجان روی چندگانگی و تسامح سرمایهگذاری می کنیم». سید عباس موسوی، با رد اظهارات او درباره نقض حقوق اقلیتها در ایران، نوشته است: «مطمئن هستیم جمهوری آذربایجان و فلسطین برای همیشه کشورهای اسلامی باقی خواهند ماند. خوابهای صهیونیسم برای این منطقه هرگز تعبیر نمیشود.»
دست دوستی نظامیان
دیپلماتها اگر بیشتر روی سخنشان به سمت تلاویو بود، نظامیان اما تلاش کردند در حاشیه رزمایشی نظامی در منطقهای پرتنش، پیام دوستی برای همسایگان بفرستند. آنان همزمان از آمادگی ایران برای مقابله با تهدیدات احتمالی هم گفتند. فرهاد آریانپور، معاون عملیات نیروی زمینی ارتش در همین راستا با بیان اینکه «جمهوری اسلامی ایران همواره خواهان حفظ آرامش و امنیت منطقه است»، گفت که «پیام این رزمایش برای کشورهای دوست و همسایه صلح و دوستی و برای دشمنان پاسخی کوبنده خواهد بود.» رمضان شریف، سخنگوی سپاه هم در اظهاراتی با انتقاد از طرح «هزار ضربه چاقو» اسرائیل و ناشی از «ترس» خواندن آن، بدون نام بردن از آذربایجان، گفت که «ماجراجویی و توطئه دشمنان علیه ایران اسلامی دستاوردی جز نابودی آنان را به دنبال نخواهد داشت». کیومرث حیدری، فرمانده نیروی زمینی ارتش هم در اظهاراتی گفته که «از موقعی که رژیم صهیونیستی آمده، حساسیت ما به مرز شمال غرب افزایش یافته و فعالیت آنها در اینجا کاملا در رصد ماست.» اشاره او احتمالا به افزایش حضور نیروهای اسرائیلی در آذربایجان پس از جنگ قره باغ است. پیشتر رسانههای بینالمللی نوشته بودند که در جریان جنگ قره باغ علاوه بر تروریستهای سوری، نیروهای نظامی ترکیه و اسرائیل نیز آذربایجان را همراهی میکنند.
تلاشهای دیپلماتیک
همزمان با رزمایش نظامی، تلاشهای دیپلماتیک تهران نیز در جریان است تا حداقل پیام جنگ طلبی از جانب تهران مخابره نشده باشد. سفیر ایران در آذربایجان تلاشهایی را برای بهبود روابط دو کشور ترتیب داده و همزمان سفیر ایران در ارمنستان با وزیر امور خارجه این کشور دیدار و درباره حل مشکلات جاده کاپان – گوریس رایزنی کرد. این جاده که با اقدامات نیروهای آذربایجان و اخذ مالیات و آزار و اذیت کامیون داران ایرانی با مشکلاتی جدی مواجه شده است، از جمله مسیرهای صادرات زمینی به ایروان به شمار میرود. مسئولان ارمنستان پیشتر اقدامات آذربایجان و اختلالات ایجاد شده در مسیر صادرات زمینی به این کشور را ادامه طرح «فشار حداکثری به ارمنستان» توصیف کرده بودند. همزمان با این اقدامات گروهی که نامشان ذکر نشده، پنجشنبه شب در باکو به حریم سفارت جمهوری اسلامی تعرض کردند. موسوی، سفیر ایران گفت که این افراد با پیگیریهای سفارت ایران بازداشت شده و تحت بازجویی قرار دارند. با همه اینها اما به سادگی نمیتوان آینده روابط ایران با ترکیه و آذربایجان را پیشبینی کرد. ایران حاضر به عقب نشینی از تنها راه ارتباطی ساده خود با اروپا نیست و ترکیه و آذربایجان نیز با حمایت اسرائیل تلاشهایی را در این مسیر ترتیب میدهند. روسیه تا کنون ترجیح داده سکوت اختیار کند ولی میداند افزایش تنشهای نظامی میتواند منافع مسکو را نیز تحتالشعاع قرار دهد. باید دید در نهایت چه اتفاقی رخ خواهد داد ولی آنچه عیان است، واکنش تند و تیز افکار عمومی ایران به اقدامات آذربایجان است. واکنشهایی که زعم صاحبنظران میتواند اختلافات قومیتی در درون ایران را هم تشدید کند.
تجربه تلخ عربستان پیش روی ایران
|پیام ما| کمبود منابع آب در استان سیستانوبلوچستان موجب شد تا از چند سال قبل از سوی معاونت علمی ریاست جمهوری طرح تحقیقاتی آبهای ژرف در این استان اجرا شود. طرحی که از ابتدا مورد انتقاد شمار زیادی از کارشناسان بود اما وزارت نیرو به دلیل ماهیت تحقیقاتی با آن موافقت کرد. در تازهترین اتفاق وزیر نیروی دولت سیزدهم در جریان سفرش به سیستانوبلوچستان از چاههای آب ژرف به عنوان یکی از منابع رفع کم آبی سخن گفت. این سخنان که از سوی رئیس جمهوری هم تکرار شده، با انتقادهای صریح کارشناسان منابع آب روبهرو شده است. وزارت نیرو تاکنون نسبت به این انتقادها واکنش رسمی نشان نداده است. اما روزنامه «پیام ما» به عنوان رسانهای که خود را به موازین توسعه پایدار متعهد میداند؛ دیدگاههای کارشناسان (اعم از موافق و مخالف) را در زمینه استفاده از آب های ژرف منتشر می کند تا باب گفتوگو درباره این طرح حساس بسته نشود. اکنون یکی از این مقالات که به تجربه عربستان در زمینه استفاده از آب ژرف نگاهی انداخته پیش روی مخاطبان است.
کشور عربستان فاقد هر گونه منبع قابل اتکای جریان آب سطحی برای تامین نیازهای مصرفی خود در بخشهای شرب، صنعت و کشاورزی است. این کشور به صورت ناگزیر همواره در تامین نیاز شرب و صنعت خود متکی صد درصد به منابع آب زیرزمینی تجدیدپذیر بوده است.
عربستان در دهه 1970 بخشی از نیاز گندم خود را وارد و بقیه را در داخل کشور تولید کرده است، اما حکومت عربستان در دهه هشتاد میلادی برنامه ای را دنبال کرد که هدف آن، قطع نیاز به واردات مواد غذایی بوده است. در آن زمان با توسعه تکنولوژیهای برداشت از منابع آب زیرزمینی در سطح جهان و همسو با آن سیاستهای توسعه گرایی کشور عربستان، این کشور برنامهای را با هدف خودکفایی در تولید غلات با استفاده از منابع آب زیرزمینی استراتژیک ژرفی کشور طرحریزی کرد.
بر اثر اجرای این برنامه، توسعهی کشاورزی تا آن حد پیش رفت که این کشور از سال 1984، به صادرکنندهی گندم تبدیل شد. روند تغییرات تولید و واردات گندم از سال 1960 تا 2016 در شکل شماره 1 نشان داده شده است. بیشترین میزان تولید گندم در عربستان مربوط به سال 1991 با حجم حدود 4 میلیون تن بوده است. جمعیت کشور عربستان در سال 1991 برابر با 16.7 میلیون نفر بوده و بر اساس گزارش سازمان خواروبار و کشاورزی ملل متحد، نیاز گندم آن برابر با 1.1 میلیون تن بوده است.
همانطور که اشاره شد افزایش تولید گندم در عربستان با استفاده از منابع آب تجدیدناپذیر خود تا اعماق دوکیلومتری زمین صورت گرفته است. مصرف منابع آب تجدیدناپذیر (ژرف) در عربستان تا آنجا ادامه پیدا کرد که منجر به افت شدید سطح آب زیرزمینی و از دست رفتن منابع آب تجدیدناپذیر شد. وقوع نشست های بزرگ در سطح زمین نیز از نتایج استفاده بیرویه منابع آب آن کشور بوده است.
بر اساس گزارش سازمان خواروبار و کشاورزی ملل متحد، میزان تقاضای آب و حجم آب در دسترس در کشور عربستان سعودی از سال 1980 تا 2000 میلادی در جدول زیر نشان داده شده است. در تمام سالهای اشاره شده در جدول زیر، میزان تقاضای کشاورزی، صنعتی و شهری به میزانی بوده که تمام منابع آب در دسترس مصرف شده است.
منابع آب در دسترس عربستان عبارتند از:
1. آب تجدید پذیر (میزان آب سطحی و زیرزمینی که سالانه و توسط بارش باران، تجدید می شود)
2. آب تجدیدناپذیر (آن بخش از منابع آب زیرزمینی که زمان مورد نیاز برای تجدید دوباره آن بسیار طولانی بوده و نسبت به عمر انسان، تجدیدناپذیر به حساب میآید)
3. شیرینسازی آب شور
4. پساب تصفیه شده (بازچرخانی آب)
افزایش تقاضای آب در عربستان، بیشتر تحت تاثیر افزایش تقاضای کشاورزی بوده است. افزایش منابع آب در دسترس نیز غالباً از طریق افزایش استفاده از منابع آب تجدیدناپذیر به دست آمده است.
با توجه به وقوع مشکلات وخیم زیست محیطی (از جمله نشستها و ایجاد فروچالههای عمیق در سطح اراضی)، مسئولان عربستان در ژانویه سال 2008 میلادی اعلام کردند که ظرف چند سال آینده، به طور کلی تولید کشاورزی را رها میکنند و کاملا به واردات گندم تکیه میکنند.
در نتیجه، میزان تولید گندم از سال 2008 میلادی تا 2013 به حدود 20 درصد (800 هزار تن) کاهش یافت در حالی که نیاز گندم مردم عربستان در همان سال برابر با 3.2 میلیون تن بوده است.
در نهایت، از سال 2016 میلادی با توجه به اتمام این آبهای فسیلی هیچ تولید کشاورزی نداشته و به وارد کننده صرف گندم تبدیل شدند. اتخاذ تصمیم نادرست توسط مسئولان آن کشور منجر به تضعیف موقعیت آن کشور شده تا آنجا که باید هیدروکربن را فروخته تا کربوهیدرات خریداری کنند.
تجربه کشور عربستان را میتوان چراغ راهنمای مسیر حرکت در تکیه بیش از ظرفیت به منابع آب غیرتجدیدپذیر و ژرف فلات ایران قرار داد.
تجربه تلخ کشور عربستان تأکید دوبارهای است بر اینکه لازمه مدیریت بحران آب در ایران پرهیز از هر گونه اقدام غیرعلمی و شتابزده در ارائه راهکارهای حل چالشهای بخش آب کشور است.
بالاخص منطقه مرکزی ایران که دچار چالش اساسی در موضوع آب ناشی از اتخاذ سیاستهای توسعهگرایانه گذشته شده و به حساسترین شرایط خود در واکنش به اتخاذ هرگونه تصمیمگیری دیگری در رابطه با آن رسیده است. کشور ما در این برهه زمانی دیگر کشش مواجه با پیامدهای ناشی از اینگونه تصمیمات را ندارد.
مخالفت با حضوری شدن امتحانات و کلاسهای دانشگاه آزاد اسلامی در نیمسال اول ۱۴۰۰
کارزاری با نام مخالفت با حضوری شدن امتحانات و کلاسهای دانشگاه آزاد اسلامی در نیمسال اول ۱۴۰۰ در وبسایت کارزار در جریان است که با هشتگ #ترم_۱۴۰۰_مجازی پیگیری میشود. در بخشی از متن این کارزار خطاب به آقای محمدمهدی طهرانچی، ریاست دانشگاه آزاد اسلامی آمده است: «اینجانبان، جمعی از دانشجویان از شما درخواست داریم دستور فرمایید امتحانات پایانترم به صورت مجازی برگزار شود. در فرآیند انتخاب واحد ترم مهرماه، بیشتر دانشجویان با حساب کردن روی مجازی بودن کلاسها، به صورت بسیار پراکنده و نامنظم انتخاب واحد کردهاند و اگر کلاسها یا امتحانات حضوری شوند، با مشکلات بسیاری مواجه خواهند شد. بسیاری از دانشجویان، مقیم محل تحصیل خود نیستند و حضوری کردن دانشگاهها به منزله بازگرداندن آنها از محل زندگیشان است. همچنین وسایل نقلیه عمومی که بخش عمده رفتوآمد دانشجویان را عهدهدار است، با حضوری شدن امتحانات و کلاسها به شدت شلوغ و پرازدحام خواهد شد و این خود عامل شیوع ویروس منحوس در فصل پاییز میشود. از طرفی کیفیت ضعیف آموزش، قطعی سیستم و اینترنت، عدم دسترسی مستقیم به استادان و همچنین منابع محدود، خود باعث کاهش چشمگیر سطح آموزش در کشور شده است.»
نگاه «مدیریت بحرانی» به آلودگی هوا جواب نمیدهد
هرسال وضعیت آلودگی هوا در کشور بحرانیتر میشود و مسئولین تنها به برگزاری جلسات در روزهای اوج آلودگی هوا بسنده میکنند و بیشتر از آن اقدامی نمیکنند. در حالی که در گذشته برای حل مساله آلودگی هوا قانون جامع هوای پاک مصوب و ابلاغ شده و این قانون مشخص کرده هر دستگاه برای برون رفت از بحران آلودگی چه مسئولیتی دارد اگر هر دستگاهی این اقدامات را به صورت برنامهریزی شده و تدریجی انجام دهد، طبیعتا موضوع آلودگی هوا بعد از چند سال در کشور حل میشود. اما مشاهده میکنیم که برای اجرای این قانون هیچ اقدامی صورت نمیگیرد و به همین دلیل هم هر سال وضعیت بدتر و بحرانیتر میشود.
این نتیجه نگاه مدیریت بحرانی به مساله آلودگی هواست. مسئولان در سالهای اخیر به طریقه مدیریت بحرانی با موضوع آلودگی هوا مواجهه شدند. این به این معناست که صبر میکنند تا روزهای اوج آلودگی هوا سر برسد و بعد جلسات اضطراری و کارگروه اضطرار آلودگی هوا تشکیل میدهند و تنها راهکاری هم که در آن مقطع زمانی به ذهنشان میرسد، تعطیلی است. یا مثلا برای حل موضوع مازوت سوزی، برق را قطع میکنند. دیدگاهها و راهکارهای این چنینی برای حل مساله آلودگی هوا پاسخ نمیدهد و تنها باید به تدریج به راهکارهایی که در قانون برای حل بحران اشاره شده پایبند بود و برای انجام آنها برنامه ریزی کرد تا میزان آلودگی هوا کم شود و در نتیجه حل شود. اما این اتفاق رخ نمیدهد زیرا موضوع آلودگی هوا اساسا در اولویتها نیست و کسانی که باید به وظایف خودشان طبق قانون عمل کنند، مسائل دیگری اولویتشان است. خصوصا اکنون که شرایط اقتصادی هم مطلوب نیست، عموما موضوعات اقتصادی به موضوعات این چنینی اولویت دارند و آخرین توجهات معمولا به بحث محیط زیست و آلودگی هوا میرسد. به همین دلیل هم اقداماتی صورت نمیگیرد و مسئولان هر سال تنها در روزهای اوج آلودگی هوا جلسه تشکیل میدهند و مصاحبه میکنند و تا سال بعد هیچ اقدامی برای برون رفت از بحران ترتیب نمیدهند.
پاریس، مدل مطلوب شهرهای پاک جهان
بدون شک آلودگی هوا یکی از جدیترین معضلاتی است که بشر با آن مواجه است. افزایش آلایندههایی که به محیط زیست آسیب فراوان زده و از طرفی، باعث گرم شدن شدید هوا میشوند چنان خطرناک شده که بسیاری از سازمانها و نهادهای مردمی و بینالمللی به فکر حل این معضل افتادهاند.
بیشتر آلایندههای خطرناکی که وارد جو میشوند مربوط به شهرهای بزرگ هستند. پایگاه مجمع جهانی اقتصاد (World Economic Forum) در گزارشی به این موضوع یعنی نقش شهرها در افزایش یا کنترل آلودگی هوا پرداخته است.
پاریس بهتر از نیویورک است
طبق گزارش پایگاه خبری و اطلاعاتی مجمع جهانی اقتصاد، شواهد جدید سازمانهای محیط زیستی -گزارش آن در ژورنال Urban Sustainability منتشر شده است- نشان میدهد که ساختمانهای شهری نقش برجستهای در انتشار گازهای گلخانهای دارند. عمر ساختمان، سرویسهای داخلی آن، نحوه تامین انرژی و تعبیه درست موتورخانه و … همگی از عواملی هستند که میتوانند گازهای گلخانهای زیادی منتشر کنند و نقش شهرها را در آلودگی هوا برجسته کنند.
محققان به این نتیجه رسیدهاند که ساختمانهای بلند که تراکم بالایی دارند، گازهای گلخانه ای بیشتری منتشر میکنند.
این در حالی است که در مقایسه با این ساختمانها، خانهها و سازههای کم ارتفاع پر تراکم (high-density) حدود 154 درصد کمتر گاز گلخانهای تولید میکنند.
از این رو، متخصصانِ انرژی و طراحی شهری، از جمله پروفسور فرانچسکو پُمپُنی (Francesco Pomponi) معتقدند که در آینده نزدیک، شهرها باید بیشتر شبیه پاریس باشند نه منهتن؛ چرا که شهرهایی شبیه پاریس «با ساختمانهای کوتاه و عریض» کمتر از شهرهایی شبیه نیویورک «با آسمان خراشهای غول آسایش» گازهای گلخانهای تولید میکنند.
شهرها، بزرگترین تولیدکننده گازهای گلخانهای
محققان میگویند طراحان محیط شهری عمدتا بر استفاده از انرژیهای معمول متمرکز شده و انرژی نهفته (embodied energy) را به درستی در نظر نگرفته و از آن غافل شدهاند. در واقع، انرژی مورد استفاده در بیشتر ساختمانها حاصل استخراج و تولید مواد اولیه است که سوزاندن آنها، گازهای گلخانهای زیادی تولید میکند.
با توجه به افزایش جمعیت شهرها، این آلایندگی هر روز بیشتر میشود. از این رو، میتوان گفت که اکنون بیش از هر زمان دیگری آینده محیط زیست به نوع طراحی شهرها و مطابقت آنها با محیط زیست بستگی دارد. طبق ادعای پایگاه مجمع جهانی اقتصاد ( World Economic Forum ) با توجه به اینکه تا پایان سال 2050 حدود 2.5 میلیارد انسان دیگر در شهرها سکونت خواهند داشت، بحث در مورد کارآمدترین روشها برای اسکان مردم در شهرها، ساخت و طراحی سازههای شهری و ساختمانها و تامین انرژی مورد نیاز آنها بسیار مهم است.
هم اکنون مناطق شهری 78 درصد از سهم مصرفی انرژی جهان را به خود اختصاص دادهاند و به همین دلیل، مقامات و مدیران شهرها در سراسر جهان باید مسئولیت خود را بر عهده بگیرند و برای کاهش انتشار گازهای گلخانهای و کربن تلاش بیشتری کنند.
در میان فاکتورهای مختلف شهری، ساختمانها و حمل و نقل درون و برون شهری بیشترین سهم را در مصرف انرژی و تولید آلودگی هوا دارند. در میان این عوامل، فقط فاکتور ساخت و ساز شهری به تنهایی 40 درصد از سهم انتشار و تولید گازهای کربنی را در دنیا برعهده دارد.
شهرهای بزرگ برای حل این معضل چه کردهاند؟
لس آنجلس، به عنوان بخشی از سیاست توافق سبز کالیفرنیا ( Green New Deal) دستورالعملهایی را برای کاهش گازهای گلخانهای که به انحاء گوناگون از مصالح ساختمانی به وجود میآیند، تصویب کرده است. لس آنجلس اولین ایالت آمریکا است که برای کاهش انتشار گازهای گلخانهای از شیشههای تخت، پنجرههای دوجداره فوق پیشرفته، عایق معدنی و … استفاده میکند.
در نروژ، شهر اسلو برنامهای تصویب کرده که تا پایان سال 2025 تولید گازهای گلخانهای توسط ساختمانهای شهرداری و دولتی و عمومی شهر را به صفر برساند. طبق طرح شهرداری اسلو، قرار است تجهیزات ساختمانی به جای استفاده از سوختهای فسیلی از انرژی الکتریکی استفاده کرده و حدود 98 درصد از انرژی الکتریکی شهرهای بزرگ نروژ از منابع تجدیدپذیر تامین شوند.
به جز این دو شهر، پاریس، توکیو، سئول و چند شهر بزرگ دیگر هم قوانین سفت و سختی برای کاهش آلودگی شهری اعمال کرده و در این زمینه پیشرو هستند.
بحران گرما، معضلی که فقط به دست شهرها حل میشود
بیتوجهی به بحران آبوهوا توسط بیشتر شهرهای بزرگ و پرجمعیت در جدیدترین گزارش هیئت بیندولتی تغییر اقلیم (IPCC) به وضوح بیان شده است. هیئت بیندولتی تغییر اقلیم یک سازمان بین دولتی علمی است که به ارزیابی چندوجهی مخاطرات تغییرات آب وهوایی بر اثر فعالیتهای انسانی در سراسر جهان میپردازد.
در بیانیه این هیئت آمده است که «کاهش فوری، سریع و گسترده» نشت گازهای گلخانهای برای محدود کردن گرمایش زمین واجب و ضروری است.
به گفته گروه (IPCC)، فعالیتهای انسانی «به خصوص فعالیت ساکنان شهرهای بزرگ» علت اصلی افزایش درجه حرارت زمین بوده و اقدام نکردن سریع دولتها و شهرداریها منجر به گرم شدن بیشتر هوا شده و در مدت 20 سال، دمای کره زمین را 1.5 یا 2 درجه سانتیگراد بالاتر میبرد.
آنچه سازمان IPCC بر آن تاکید دارد این است که ساکنان شهرها باید با این مشکل مقابله کرده و این تهدید «یعنی گرمای زمین» را از بین ببرند.
استدلال این سازمان این است که اگر ساکنان شهرها جلوی فاجعه گرمای زمین را نگیرند، خود، زودتر از سایرین قربانی میشوند. بررسیها نشان میدهد در سراسر جهان، 70 درصد شهرها با تغییرات آب و هوایی سروکار دارند و میتوانند از این خطر، آسیب ببینند. یکی از بزرگترین خطرات گرمای هوا، آب شدن برفهای قطبها و افزایش سطح آب دریاها و اقیانوسها است. بررسی شرایط جغرافیایی کره زمین نشان میدهد که 90 درصد از مناطق شهری دنیا ساحلی هستند و بنابراین در خطر مستقیم افزایش سطح دریاها و اقیانوسها قرار داشته و در برابر این تهدید به شدت آسیب پذیر هستند. از این رو، اگر شهرها سبک حیات خود را تغییر ندهند به زودی باید منتظر نابودی آنها از سوی طبیعت خشمگین باشیم.
