بایگانی مطالب نشریه
گاهی، نامه زندگی افراد را باید از آخر ورق زد. شاید به این دلیل که حرف آخر است که باید همان اول زده شود. ولی وقتی ورقها را یک به یک به گذشته مرور میکنی، به وجوه مشترک آن بهتر دست مییابی. آخرین ورق خاطرات من از دکتر ابوالقاسم رئیس سادات به آخرین سفر ایشان به وطن در سال ۹۸ برمیگردد. از ایشان دعوت کردم برای بیمارستان ما کنفرانسی بدهند که مثل همیشه با اشتیاق پذیرفتند. موضوع واکسیناسیون بود که بسیار جامع، به روز و برگرفته از آخرین اطلاعات روز بود. اگر چه روزگار اینطور رقم زده بود که این اواخر، در ایران نباشند ولی هرجا که بودند دلشان برای وطن و مردم ایران میتپید. همچنان تا آخرین دفعاتی که باهم گفتوگو داشتیم دلواپس شدید سلامت مردم و تلفات همه گیری کرونا در کشور بود. دکتر رئیس سادات نان را هرگز به نرخ روز نخورد. به ارزشهای انسانی، فرهنگی و اخلاقی پایبندی دائم داشت. در واقع نگاهش بیشتر به پشت سرش بود تا به جلو. خستگیناپذیری یکی از ویژگیهای منحصر بفرد ایشان بود. استاد نسبت به درستی و درستکاری بسیار حساس بود. کوچکترین رفتار نادرست، ریاکارانه و کج اندیشانه را تاب نداشت. به همان اندازه که برای همکاران بزرگتر یا کوچکتر خود احترام قائل بود، در برخورد با انحراف از اصول و قراردادهای اجتماعی یا اخلاقی بسیار سختگیر بود. خصیصهای که میتوانست مانع مهمی برای ماندگاری و موقعیت بهتر در مراکز علمی، دانشگاهی ما باشد.
ایشان یکی از اولین استادان بخش عفونی بودند که پا در عرصه بخش خصوصی پزشکی گذاشتند. با اینحال بیماران را ترغیب میکردند که در بخش عفونی دانشگاه بستری شوند، که دانشجویان بهره آموزشی بیشتری بیابند و بیمار متقبل هزینه بخش خصوصی نشود. متاسفم که بگویم حتی در مقابل این کار سخاوتمندانه و انساندوستانه ایشان هم، انتشار جو منفی کم نبود و در تمام سالهایی که من افتخار همکاری نزدیک ومشترک با ایشان داشتم، دریافتم که این جو منفی چقدر بی اعتبار، غیرواقعی و ظالمانه است. همکاران، دوستان، کادرهای پرستاری و خدماتی، هنرمندان، ادیبان، فرهیختگان، محرومان و… همه در لیست معافشدگان از حقالعلاج قرار داشتند. در عین حال که باور داشتند از خیلی از محرومان جامعه نباید ویزیتی دریافت کرد، همان نرخ پزشکی مقرر شده برای ثروتمندان و مرفهین را، ظلم در حق پزشکان و همان محرومان میدانست. گاهی پیش میآمد که به این ظلم تن در ندهد و موجب تعارض میشد. منفیبینان، تنگنظران، سطحینگران و یا غرضورزان، این را درشتنمایی میکردند. وظیفه خود میدانم به دلیل تجربه نزدیک همکاری که با ایشان داشتم، این را با صدای بلند بهزبان آورم که در طی دوره حدود بیش از چهل سال طبابت، در این رابطه کسی را با گذشتتر و سخاوتمندتر از ایشان در برخورد با بسیاری از بیماران، ندیدم.
کیومرث کلانتری معاون سازمان محیط زیست درگذشت
معاون محیط زیست طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست درگذشت.
کیومرث کلانتری پس از یک دوره طولانی تحمل بیماری سرطان، با ابتلا به کرونا، شامگاه شنبه، به دیار باقی شتافت.
عیسی کلانتری، رییس پیشین سازمان حفاظت محیط زیست ظهر دیروز در مراسم یادبود مرحوم کلانتری، گفت: «جامعه محیط زیست و محیطبانی کشور خادمی صادق و بزرگوار را از دست داد.»
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی سازمان حفاظت محیط زیست، رئیس پیشین این سازمان مرحوم کیومرث کلانتری را خدمتگزاری صادق دانست و افزود: «جامعه محیط زیست و محیطبان خادم صادق و بزرگواری را از دست داد، شخصیتی محبوب، دوستداشتنی و من مطمئن هستم اعمال و رفتار این فقید برای سازمان یک الگو در بین همکاران باقی میماند.»
او مرحوم کلانتری را از همکاران مثبتاندیش که همواره به توسعه پایدار محیط زیست اعتقاد داشت و محیط زیست را خوب شناخته بود در کنار همکاران محیطبان و فعالان محیط زیست دانست.
کلانتری فقدان این یاردیرین سازمان محیط زیست کشور را بسیار تاسفبار دانست و افزود: «زندهیاد دکتر کیومرث کلانتری از محیطبانان و پیشکسوتان نیکاندیش و خستگیناپذیر در حفظ طبیعت و محیط زیست کشور بود، مرحوم از زحمات طاقتفرسا نمیآسود، تعهد و تلاش بیوقفه در حفظ و صیانت از محیط زیست از ویژگیهای باارزش بود.»
کلانتری ادامه داد: «مرحوم کلانتری در طول خدمتگزاری صادقانه، سمتهای محیطبانی و مدیریت مختلفی را در استانهای کوچکوبزرگ کشور، ستاد سازمان و معاونت سازمان را همچون از سربازی به سرداری با موفقیت طی کرده است و یاد و خاطره این زندهیاد و اسطوره مقاومت، تا ابد بر تارک این مرز و بوم و تاریخ سازمان حفاظت محیط زیست کشور جاوید میماند.»
کیومرث کلانتری متولد ۱۳۴۴ کرمانشاه و دارای مدرک دکتری حقوق محیط زیست از دانشگاه آزاد واحد علوم تحقیقات تهران بود. او پیش از این در سمتهای معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی سازمان محیط زیست، مدیر کل دفتر آمار و فناوری اطلاعات سازمان محیط زیست، مدیرکل دفتر آموزش سازمان محیط زیست، مدیرکل محیط زیست استان تهران، مدیرکل حفاظت محیط زیست استان اصفهان، مدیرکل حفاظت محیط زیست استان کرمانشاه، مدیرکل محیط زیست استان آذربایجان غربی و مدیرکل محیط زیست استان ایلام خدمت کرده است که شامگاه شنبه پساز یک دوره طولانی بیماری، در بیمارستان پارس تهران دار فانی را وداع گفت و پیکرش در زادگاهش (کرمانشاه) به خاک سپرده میشود.
خانه تکانی در شهرداری تهران با حضور علیرضا زاکانی در راس دستگاه مدیریت شهری پایتخت و اصولگرایان در پارلمان شهری تهران در حال انجام است. نیروها و مدیران بخشهای مختلف یکی پس از دیگری جابهجا میشوند و یاران و نزدیکان زاکانی جای آنان را میگیرند. موضوع اما به جابهجایی افراد ختم نمیشود و تغییر و تحولات کلان تر از این حرف هاست. آنقدر کلانتر که هزاران میلیارد تومان را در بر خواهد گرفت. موضوع به پیمانکار پروژه های شهرداری تهران بر میگردد. در دوران حضور اصلاحطلبان در شورای شهر، به گواه اعضا، تلاش شد پرژههای شهرداری تهران به بخش خصوصی واگذار شود و از سپاه و قرارگاه خاتم تنها در شرایطی استفاده شود که بخش خصوصی قابلیت اجرای پروژه های محوله را نداشته باشد. این روند اما با حضور اصولگرایان در شورای شهر ششم، از قرار معلوم این روند به طور کلی برچیده شده و سپاه اولویت نخست مدیریت شهری پایتخت خواهد بود. مهدی چمران، رئیس شورای شهر تهران این خبر را اعلام کرده است.چمران که پس از رقابتهای درونی فراوان میان اصولگرایان، به عنوان رئیس شورای شهر تهران انتخاب شد، دیروز در اظهاراتی که خبرگزاری تسنیم آن را منتشر کرده، گفته است: «با توجه به ظرفیت قرارگاه خاتم در اجرای پروژهها و مگاپروژهها، قاعدتاً شهرداری تهران تمایل زیادی را به واگذاری این پروژهها به قرارگاه خاتم دارد.» او سابقه همکاری سپاه و شورای شهر چهارم که ریاستش برعهده او بود را نیز یادآور شده و گفته است: «از ادوار گذشته مدیریت شهری همکاری نزدیکی را با سپاه و قرارگاه خاتم برای انجام پروژههای بزرگ در قالب مگاپروژه داشته است که این موضوع در شورای چهارم بسیار بیشتر بود.» سکوت چمران در قبال همکاریهای شورای شهر پنجم و قرارگاه خاتم از آن جهت است که رویکرد مجموعه دستگاه مدیریت شهری تهران به سپاه در این دوره با تغییر و تحولاتی مواجه شد. سال 96، سید محمود میرلوحی، عضو شورای شهر پنجم در اظهاراتی که خبرگزاری ایلنا آن را منتشر کرده بود، استفاده از سپاه در پروژهها را منوط به نیاز شهرداری تهران و ناتوانی بخش خصوصی کرده و گفته بود: «همکاری شهرداری آینده تهران با سپاه و قرارگاه خاتمالانبیا(ص) در بخشهایی که لازم باشد و بخشخصوصی هم توان نداشته باشد، ادامه خواهد داشت.»ورود قرارگاه خاتم این نهاد نظامی به پروژههای شهرداری تهران میتواند ارتباط مستقیمی با کمرنگ شدن نقش بخش خصوصی در مدیریت شهری تهران داشته باشد. قرارگاه خاتم یکی از بزرگترین سازمانهای شبه دولتی در ایران است و عملا امکان رقابت بخشی خصوصی با قرارگاه در پروژههای شهرداری تهران میسر نیست. رئیس شورای شهر تهران اما تلاش کرده به بخش خصوصی دلگرمی بدهد: «در کنار قرارگاه خاتم با پیمانکارانی واجد شرایط نیز باشد، استفاده میکنیم که به عنوان مثال در پروژه نیایش از یک پیمانکار بخش خصوصی استفاده کردیم که انصافاً همکاری خوبی را با مجموعه شهرداری داشت.» روندی که پیشتر در شورای شهر چهارم هم صورت گرفته و با انتقاد اعضای شورای شهر پنجم مواجه شده بود. میرلوحی در سال 96 در انتقاد از این روند که از قرار معلوم در شورای شهر ششم هم تکرار خواهد شد، گفته بود: «برای واگذاری امور به قرارگاه سازندگی یا هر نوع نهاد دولتی دیگر همچون تامیناجتماعی و شستا و غیره باید دلایل فنی و هزینهای را در نظر بگیریم، ضمن اینکه نباید بخشخصوصی کنار گذاشته و به آن بیاعتنایی شود».شیوه انعقاد قراردادها میان شهرداری تهران و قرارگاه خاتم یکی دیگر از موضوعاتی است با ورود سپاه به پروژههای شهرداری تهران مورد توجه افکار عمومی قرار گرفته است. در دوران شهرداری محمدباقر قالیباف و حتی محمود احمدینژاد بر شهرداری تهران، عمده این قراردادها به صورت محرمانه تنظیم شده بود. موضوعی که محمدجواد حق شناس، عضو شورای شهر پنجم هم از آن انتقاد کرده بود. او از قراردادهای فاینانس 1 و 2 میان شهرداری تهران و قرارگاه خاتم سپاه نام برده بود. قراردادهایی که میزان دقیق آن و جزئیاتش برای اعضای شورای شهر چهارم و پنجم هم مشخص نبود ولی در مجموع رقمی حدود 40 هزار میلیارد تومان را شامل می شد. عددی بزرگتر از بودجه کل شهرداری تهران. باید دید در نهایت شورای شهر ششم چه رویهای را در پیش میگیرد.
دوازدهمین رئیس سازمان محیط زیست کشور درحالی دیروز انتخاب شد که حدود چهارماه از تشکیل دولت سیزدهم و روی کار آمدن ابراهیم رئیسی میگذرد. در تمام ماههای گذشته انتظار برای انتخاب رئیس این سازمان مهم بهتعویق افتاد و در این میان نامهای مختلفی برای سکانداری این سازمان به میان آمد. در نهایت اما «علی سلاجقه» برای این سِمت انتخاب شده است.
صندلی خالی پردیسان درحالی پر شده است که ماههای گذشته صحبت از نامهای مختلفی در میان بود. از سمیه رفیعی، رئیس فراکسیون محیط زیست مجلس تا مسعود منصور، رئیس سازمان جنگلها. امیر سرتیپ محمدحسن نامی هم از جمله دیگر افرادی بود که نامشان در این میان شنیده شد. کشمکشها برای گرفتن این پست تا جایی پیش رفت که برای تعدادی از این اسامی کارزار حمایت شکل گرفت و تلاشها برای آنکه هر کدام از این افراد به ریاست سازمان برسند شائبه سیاسیکاری را مطرح کرد. با این همه در نهایت بعد از حدود چهار ماه رئیس جدید این سازمان انتخاب شد.
علی سلاجقه دانش آموخته دانشگاه تهران است. مدرک کارشناسیاش در رشته مهندسی منابع طبیعی – آبخیزداری از دانشگاه تهران و مدرک کارشناسی ارشدش در رشته مهندسی آبخیز- سیلاب از همین دانشگاه بوده است. او همچنین دانشآموخته دکتری مهندسی رودخانه از دانشگاه تهران و پژوهشگر پسا دکتری مهندسی منابع آب را از فلوریدای آمریکا است. ریاست انجمن آبخیزداری ایران و همچنین ریاست دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران در کارنامه فعالیت او دیده میشود.
سلاجقه البته در سازمان محیط زیست هم سمت داشته و از سال ۸۶ تا ۸۷ مدیر کل مشارکتهای مردمی و مدیر کل دفتر اقتصاد محیط زیست سازمان محیط زیست کشور بوده و از سال ۹۸ تا کنون هم رئیس اتحادیه انجمن های علمی منابع طبیعی و محیط زیست ایران و عضو انجمن مهندسی منابع آب ایران بوده است.
یکی از سمتهای مهم و پرچالش او اما حضورش در ریاست سازمان جنگلها بود؛ ریاستی کم عمر و پرچالش که در نهایت منجر به برکناری او از این سمت شد.
انتقاد، باعث برکناری از سازمان جنگلها
تیر ماه سال 89 بود که سلاجقه رئیس سازمان جنگلها شد. او پیش از آنکه در این سمت قرار بگیرد، رئیس انجمن آبخیزداری ایران و رئیس دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران بود و دست آخر به جای فرود شریفی بر کرسی ریاست سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور تکیه زد اما عمر ریاستش بر این سازمان کوتاه بود و در حدود یک سال بعد زمزمههای استعفا و بعد خبر برکناریاش آمد.
مرداد ماه سال 90 سلاجقه در گفتوگویی با مهر درباره این ماجرا گفت: «بنده استعفا نکردم بلکه مرا برکنار کردند، زیرا منابع طبیعی برای مسئولان جهاد کشاورزی اولویت ندارد، ضمن اینکه این موضوع سال گذشته هم با آتشسوزی جنگلها بیشتر خود را نشان داد، چراکه وزیر حتی یک بار هم با سازمان تماس نگرفت تا از وضعیت آتشسوزی در جنگلها اطلاعی کسب کند. سال گذشته بخش زیادی از جنگلها در حال سوختن بود و ماهوارهها علیه کشور تبلیغ میکردند اما وزیر جهاد کشاورزی یک بار هم از ما سوالی نکرد.»
او همچنین گفته بود: «10 بسته برای بخش کشاورزی تدوین شد اما در منابع طبیعی باوجود اعلام و اصرار ما هیچ کاری انجام نگرفت؛ بنابراین خودمان بسته را تدوین کردیم و به وزارتخانه فرستادیم اما هیچ خبری نشد. بنده از روز اول هم به وزیر اعلام کردم که با تکه تکه شدن منابع طبیعی مخالفم و باید از این منابع حفاظت کرد.» همان زمان یکی دیگر از دلایل برکناری سلاجقه از ریاست سازمان جنگلها را علاءالدین پسیان، معاون وقت توسعه منابع انسانی سازمان جنگلها بیان کرد. او در مردادماه سال 90 به فارس گفت: «برکناری علی سلاجقه به دلیل اختلافات ایشان با وزارت جهاد کشاورزی در زمینه اجرای باغشهرها و واگذاری زمین به افرادی که تاکنون زمینهای منابع طبیعی را تصرف کردهاند، بوده است.»
به گفته پسیان، وزارت جهاد کشاورزی اعلام کرده بود که اگر زمین انفال به هر طریقی در تصرف فرد یا افرادی باشد همچنان به زراعت و عملیات خود ادامه دهند و در این زمینه تنها تفاوت بین کشاورزان و زمینخواران در نظر گرفته شود. «از آنجایی که این موضوع به هر طریق از سوی کشاورز و یا زمینخوار موجب تصرفات زمینهای منابع طبیعی میشود، سازمان جنگلها و در راس آنها رئیس این سازمان همواره این نظر را مورد نقد و انتقاد قرار میداد. این در حالی است که از نظر سازمان جنگلها اجرای طرح باغشهرها موجب از دست رفتن 2 میلیون هکتار از منابع طبیعی میشود که سودی هم برای کشور ندارد.»
اما دلیل دیگری هم برای این برکناری عنوان شده بود؛ الحاق برخی معاونتهای سازمان جنگلها از جمله معاونت آبخیزداری به معاونت آب و خاک وزارت جهاد کشاورزی و معاونت حفاظت و امور اراضی به سازمان امور اراضی کشور. این مهمترین مورد اختلاف سلاجقه با صادق خلیلیان بود. خلیلیان، که سلاجقه را به دلیل این انتقادات و اختلافها برکنار کرد، وزیر وقت وزارت جهاد کشاورزی بود که حالا استاندار خوزستان شده است. او در جلسه روز یکشنبه 14 شهریورماه درحالی توانست رای هیات دولت برای استانداری خوزستان را بگیرد که این استان با انبوهی مشکلات محیط زیستی در هم تنیده و با تنش آبی درگیر است.
سلاجقه و تحصیلات در حوزه آب
سلاجقه همچنین کتابی با نام «محاسبه و ارزیابی رد پای آب» به همراه کاوه مدنی، منتشر کرده است. در توضیحی که برای این کتاب نوشتهاند آمده: «…وقتی که اعتقاد به حضور آب در همه اجزای مصرفی زندگی را بپذیریم، قانونگذاران، سیاستمداران و دولتمردان کشورهای کمآب نیز میتوانند مناسبات درونی و بیرونی خود را به نحوی طراحی و برنامهریزی کنند که ضمن استفاده از تمام مواهب الهی، فکر کمآبی (که امروز تمامی ارکان حیات خود را تحت تاثیر قرار داده است) توسعه اقتصادیاجتماعی آنها را تحت تاثیر قرار ندهد. توجه نکردن به این واقعیت مهم و تنها تکیه بر منابع آب شیرین محدود و در دسترس موجب شده همه برنامهریزان و طراحان، به ویژه در کشورهای کمآب غفلت کنند و فقط ندای بیآبی را در هر محفل و مجلس سر دهند؛ ولی به داشتههای خود و به جریان نامرئی آبی که با دبیهای سرسامآور در هر لحظه از کشور خود خارج و به آن وارد میشود یا حتی در درون کشور، خانهها و کوی و برزن ساری و جاری است، هیچ وقوفی ندارند.» این کتاب در سال 1397 و توسط انتشارات دانشگاه تهران منتشر شد.
حالا رئیس سازمان محیط زیست که تحصیلاتش در حوزه آب است، در حالی در میان تنش آبی، فرونشست گسترده زمین ها، تمام شدن آبخوان کشور، سدسازیهای گسترده در سالهای گذشته و سایر مشکلات محیط زیستی کشور برای ریاست این سازمان انتخاب شده که همچنان بیم از سنگاندازیها، افزایش توسعه نامتوازن، گسترش معدنکاوی در مناطق مختلف و… از جمله نگرانیهای عمده برای آینده محیط زیست کشور است.
باید دید رئیس جدید سازمان با وجود تخصص در این زمینه و حضور در مراکز دانشگاهی و تحقیقاتی مرتبط از سویی و از سوی دیگر تجربه کوتاه در سازمان جنگلها چطور میتواند با این چالشها کنار بیاید و عمر ریاست او بر سازمان چطور و چگونه خواهد گذشت؟
|پیام ما| توفان شاهین-گلاب اکنون تغییر مسیر داده و از جنوبیترین نقطه کشور دور شده اما در دو روز گذشته جان 6نفر را گرفته و 13 نفر را مصدوم کرده است. جریان چرخند حارهای گلاب-شاهین، عصر جمعه به سیستانوبلوچستان رسید و شرق و جنوب هرمزگان را هم در برگرفت. در حالی که همزمان بادهای 120 روزه هم وزیدن گرفته است، دیروز 122 نفر به دلیل مشکلات تنفسی راهی بیمارستانها شدهاند. علاوه بر اینها توفان سهمگین دست کم برق 10 روستا را در هرمزگان قطع کرده و به تاسیسات برق سیستانوبلوچستان 71میلیارد تومان خسارت وارده کرده است. اکنون شاهین به عمان رسیده و تا کنون جان یک کودک را گرفته است.
چهارشنبه گذشته کم فشار فعال در شمالغرب هند با ورود به دریای عرب به یک کمفشار حارهای تبدیل شد و با دریافت انرژی از دریا، به یک چرخند حارهای تبدیل شد. توفان شاهین که جمعه شب به نزدیکترین فاصله به سواحل جنوب ایران رسید، پس از ادامه حرکت غرب سوی خود، دیروز در فاصله 180 کیلومتری چابهار قرار گرفت و به سمت جنوب-جنوب غرب متمایل شد. اینطور که علی ملاشاهی، رئیس گروه پیشبینی و هشدار هواشناسی سیستانوبلوچستان گفته از روز شنبه توفان در حوالی مرکز دریای عمان قرار گرفته و با سرعت 10 کیلومتر بر ساعت به سمت جنوب غرب و سواحل کشور عمان در حرکت است. براساس آخرین اطلاعات انحراف چرخنده طوفان حارهای شاهین به سمت دریاست و از سواحل هرمزگان فاصله گرفته است اما این فاصله گرفتن از سواحل جنوبی به معنی پایان شرایط مخاطرهآمیز نیست. «همچنان شرایط دریای عمان برای فعالیتهای دریایی به شدت نامناسب است و توصیه میشود تا زمان عادی شدن شرایط همچنان فعالیتهای دریایی ممنوع باشد.» هشدارهای سازمان هواشناسی کشور هم همین را میگوید: تداوم فعالیت سامانه چرخند حارهای شاهین.
مرگ 6 ایرانی و پاکستانی در پسابندر
عصر شنبه در خبرها آمده بود که پنج صیاد ایرانی و پاکستانی در اثر شکستن لنجهایشان مفقود شدهاند. عمران تارم، عضو شورای اسلامی بندر بریس به تسنیم گفته است: «یک نفر به نام اقبال طاهرنژاد اهل بریس و محمدکریم چپانی اهل سماچ از توابع بریس در بخش مرکزی شهرستان دشتیاری به همراه سه نفر تبعه پاکستانی در اثر شدت توفان گلاب مفقود شدند.» به گفته او این افراد یاد شده در مسیر پسابندر به بریس دچار حادثه شدهاند و از سرنوشت آنان خبری در دست نیست. نیروهای مردمی برای تجسس افراد مفقود شده در تلاش هستند و قطعی سیستم ارتباطی در پسابندر مشکل را دو چندان کرده است. مسئولان پس از گذشت یک روز میگویند ظاهرا آنها جانشان را از دست دادهاند.
از سوی دیگر علیرضا شهرکی، مدیرکل دفتر مدیریت بحران استانداری سیستانوبلوچستان به ایرنا گفته است که ۱۲۲ نفر از مردم منطقه سیستان در شمال این استان به دلیل مشکلات تنفسی ناشی از توفان و گرد و خاک از روز گذشته تاکنون روانه بیمارستانها و مراکز درمانی شدند. به گفته او این افراد به دلیل عوارض تنفسی، چشمی و قلبی ناشی از توفان به بیمارستانها، مراکز درمانی و پایگاههای اورژانس مراجعه کردهاند؛ ۱۸ نفر از آنها در بیمارستانهای شمال سیستانوبلوچستان بستری و ۱۰۴ نفر به صورت سرپایی درمان شدند.
دریا همچنان مواج است
سازمان هواشناسی در هشداری نارنجیرنگ با اشاره به ادامه فعالیت سامانه چرخند حارهای شاهین آورده است: «فعالیت این سامانه در روز یکشنبه موجب افزایش ارتفاع موج ۳ تا ۴ متر، افزایش سرعت باد تا ۷۰ کیلومتر بر ساعت و سرعت باد لحظهای بیش از ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت، بارش شدید باران، وقوع رگبار و رعدوبرق در نیمه غربی تنگه هرمز و دوشنبه (۱۲ مهرماه) موجب افزایش ارتفاع موج ۱ تا ۱.۵ متر در سواحل و ۲ تا ۳ متر در فراساحل همراه با وقوع رگبار و رعدوبرق و وزش باد خیلی شدید در نواحی فراساحلی دریای عمان، تنگه هرمز و شرق خلیج فارس میشود.»
به دنبال این هشدار، اختلال در ترددها و فعالیتهای دریایی، آسیب رسیدن به قفسها و تورهای صیادی، خسارت وارد شدن به قایق و شناورهای کوچک و غرق شدن شناگران از مخاطرات حاکمیت این شرایط جوی اعلام شده و سازمان هواشناسی نسبت به ممانعت از ترددهای دریایی بهویژه از تردد شناورهای سبک و قایقهای صیادی و تفریحی و در نظر گرفتن تمهیدات لازم توسط کلیه فعالان دریایی، ممانعت از شنا توصیه کرده است.
با ورود سامانه کمفشار حارهای از روی اقیانوس هند به دریای عمان و تاثیر آن در جنوب شرق کشور، دیروز در جنوب سیستانوبلوچستان و شرق هرمزگان و دریای عمان بارندگی شدید و وزش باد شدید پیشبینی شد. صادق ضیاییان، رئیس مرکز ملی پیشبینی و مدیریت بحران مخاطرات وضع هوا به ایسنا گفته است که در روزهای دوشنبه و سهشنبه، در شرق کشور بهویژه منطقه زابل و شرق کرمان در برخی ساعتها وزش باد شدید با احتمال خیزش گرد و خاک پیشبینی میشود. به گفته او آبهای دریای عمان و تنگه هرمز طی این مدت مواج و این شرایط منجر به صدور هشدار قرمز در این نواحی شده است.
با اینکه گفته میشود خطر از سر ایران گذشته، به گفته رییس اداره هواشناسی دریایی چابهار با وجود فاصله حدود ۲۲۰ کیلومتری چشم توفان از سواحل سیستانوبلوچستان همچنان شرایط چابهار ناپایدار و ناایمن است.
تیر برقها افتاد، برق قطع شد
چرخند حارهای شاهین باعث شکستن تعدادی از تیرهای برق در منطقه لیردف در شرق جاسک در هرمزگان شده است. محمد رادمهر، فرماندار جاسک گفته که «۱۰ تیر برق شکسته که احتمال افزایش آنها وجود دارد. منطقهای که این تیرها شکستهاند ۲۰ روستا را شامل میشود.» از یک روز پیش از توفان، شماری از اهالی روستای کروچ در جاسک با درخواست خودشان در مکانی امن در همان حوالی روستا اِسکان یافته یافتهاند. درنهایت علی نیکزاد، نائب رئیس مجلس تعداد فوتیها را ۶ نفر اعلام کرده است.
از سوی دیگر مدیرکل دفتر مدیریت بحران استانداری سیستانوبلوچستان گفته پست و تیرهای برق زیادی در چابهار و کنارک آسیبدیده و طبق نخستین برآوردها این میزان خسارت حدود ۳۰ تا ۴۰ میلیارد تومان بوده است.
طبق گفته مدیرعامل شرکت توزیع نیروی برق این استان نیز، شاهین بیشاز ۷۱۰ میلیارد ریال به شبکه توزیع برق شهرهای چابهار، دشتیاری، قصرقند و راسک خسارت وارد کرده است.
ثبت بارشهای شاهین در 35 ایستگاه هواشناسی
با فعالیت چرخند حارهای شاهین در ۳۵ ایستگاه هواشناسی و بارانسنجی در ۱۰ شهرستان سیستانوبلوچستان بارندگی گزارش شده است. محسن حیدری، مدیرکل هواشناسی استان به مهر گفته که بارندگی در چابهار، کنارک، دشتیاری، زرآباد، راسک، سرباز، نیکشهر، قصرقند، سراوان و سیب سوران بارندگی گزارش شده است. بر اساس توضیح او عمده مخاطرات جوی که در جریان فعالیت طوفان روی داد، وزش باد شدید و گردوخاک، مواج شدن شدن دریا، بارشهای شدید، آبگرفتگی معابر و وقوع سیلاب و رعدوبرق بوده است.
یک کودک در عمان جان باخت
توفان «شاهین» که دیروز به عمان رسید، موجب مرگ یک کودک شد. ایرنا از پایگاه خبری «اثیر» عمان نوشته است که این کودک در منطقه «العامرات» به یکی از حوضچههای آب پرتاب شد و جان خود را از دست داد.
همچنین مرکز ملی مدیریت حوادث غیر مترقبه عمان اعلام کرده که بارش شدید همزمان با این توفان موجب جاری شدن سیل در برخی مناطق «العامرات» شد و این توفان سیلآسا یک نفر که داخل خودرو بود را همراه با وسیله نقلیهاش برد که از سرنوشت او اطلاعی در دست نیست. همچنین بیش از ۲۷۰۰ نفر نیز در پناهگاه های اضطراری اسکان داده شدند.
العامرات در مسقط دیروز همزمان با توفان حارهای شاهین شاهد بارش شدید باران به میزان ۱۴۹ میلی متر است که در پی آن همه خیابانها بسته شده و تردد در بزرگراه مسقط فقط برای موارد اضطراری و امدادرسانی جریان دارد. فرودگاههای عمان نیز به دلیل شرایط جوی پروازها را به تعویق انداختهاند. سرعت باد در این توفان ۱۳۹ کیلومتر در ساعت و ارتفاع موج در دریای عمان و آبهای اطراف آن، ۱۲ متر برآورد شده است. سازمان هواشناسی عمان با اعلام اینکه بارشهای پراکنده با شدتهای مختلف در مناطق ساحلی این کشور ادامه دارد و توفان شاهین در ۲۴ ساعت آینده شدیدتر و دریا مواج خواهد شد.
تامین امنیت با تکیه بر دیگران توهم است
|پیام ما| رهبر انقلاب به صورت ویدیویی با دانشآموختگان نیروهای مسلح دیدار کرده و به مسائل شمالغرب ایران و اختلافات ایجاد شده میان تهران و باکو اشاره کردند. رهبری بر جلوگیری از دخالت ارتشهای بیگانه در منطقه خاورمیانه تاکید کردند و این مهم را راه حل مشکلات شمالغرب ایران برشمردند.
حضرت آیتالله خامنهای فرمانده معظم کل قوا صبح دیروز (یکشنبه) در ارتباط تصویری با مراسم مشترک دانشآموختگی دانشجویان دانشگاههای افسری نیروهای مسلح در دانشگاه افسری امام حسین علیهالسلام، این نیروهای پر افتخار را «قلعه مستحکم امنیت ملت سربلند ایران و میهن مقتدر و عزیز» خواندند و افزودند: «دخالت بیگانگان در منطقه مایه اختلاف و خسارت است و همه مسائل و حوادث باید بدون دخالت بیگانه و با الگوپذیری کشورهای منطقه از اقتدار و عقلانیت ایران و نیروهای مسلح جمهوری اسلامی حل شود.»
رهبر انقلاب اسلامی با ابراز امیدواری برای توفیق دانشآموختگان و ارتقای جوانان نیروهای مسلح در مکتب و دانشگاه حسینی، به ملت ایران بهخاطر داشتن جوانان مومن، صالح، شجاع و دارای عزم و بصیرت تبریک گفتند و افزودند: «فرماندهان عزیزی که جوانان میهن را اینگونه تربیت میکنند، شایسته افتخار و تقدیرند.»
فرمانده کل قوا با اشاره به تحقق فرموده امیرمؤمنان درباره نیروهای مسلح افزودند: «به فضل الهی، نیروهای مسلح ایران امروز به معنای واقعی کلمه سپر دفاعی ملت و کشور در مقابل تهدیدهای سخت دشمنان بیرونی و درونی هستند.
حضرت آیتالله خامنهای سربازی ملت ایران را موجب سرافرازی و عزت دانستند و گفتند: آمادگی برای دفاع از ملت ایران و هویت اسلامی، ملی و انقلابی کشور افتخار بزرگ نیروهای مسلح است.»
ایشان امنیت را زیرساخت اساسی همه فعالیتهای ضروری برای پیشرفت کشور برشمردند و با مهم خواندن تحقق امنیت کشور بدون تکیه بر بیگانگان افزودند: «این مسئله البته برای ملت ایران عادی است اما کشورهای مختلف حتی کشورهای اروپایی از این مشکل رنج میبرند.»
ایشان به بگومگوهای اخیر اروپا و آمریکا اشاره کردند و گفتند: «برخی اروپاییها، اقدام آمریکا را خنجر از پشت خواندند و به نوعی گفتند اروپا باید بدون اتکا به ناتو و در واقع به آمریکا، مستقلاً امنیت خود را تامین کند.»
رهبر انقلاب افزودند: «وقتی کشورهای اروپایی به علت اتکا به آمریکا، یعنی کشوری که با اروپا مخالف هم نیست در تحقق امنیت پایدار احساس کمبود میکنند، حساب کشورهای دیگر که نیروهای مسلح خود را تحت کنترل آمریکا و دیگر بیگانگان قرار دادهاند، مشخص است.»
فرمانده کل قوا، تأمین امنیت با تکیه بر دیگران را فقط یک توهم خواندند و گفتند: «کسانی که به این توهم دچارند سیلی آن را بهزودی خواهند خورد چرا که دخالت مستقیم یا غیرمستقیم بیگانگان در امنیت و جنگ و صلح هر کشوری، فاجعهای مصیبتبار است.»
ایشان با تجلیل از اقتدار و سربلندی نیروهای مسلح در آزمایشهای بسیار مهم و دشوار به ویژه جنگ تحمیلی ۸ ساله گفتند: اقتدار نیروهای مسلح به مسائلی نظیر آموزشها، ابتکارات و پیشرفتهای علمی، تجهیزات و انضباط سازمانی وابسته است اما مهمترین عامل اقتدار نیروهای مسلح، روحیه، معنویت و مسائل دینی و اخلاقی است.
رهبر انقلاب اسلامی، خروج ارتش مجهز و بدون روحیه اخلاقی و معنوی آمریکا از افغانستان را نمونهای از نتایج اقتدار ظاهری و نه واقعی خواندند و گفتند: «آمریکاییها ۲۰ سال قبل برای سرنگونی طالبان به افغانستان لشکرکشی کردند و در این اشغالگری طولانیمدت، کشتار و جنایت و خسارات فراوانی به بار آوردند اما بعد از این همه هزینه مادی و انسانی، حکومت را به طالبان دادند و خارج شدند که این واقعیت برای همه کشورها درسآموز است.»
فرمانده کل قوا، اوضاع ارتش آمریکا هنگام خروج از افغانستان را نشاندهنده ماهیت واقعی این ارتش دانستند و گفتند: «آن تصاویر هالیوودی از ارتش آمریکا و کشورهای امثال او، فقط نمایش است چرا که ماهیت واقعی آنها همین است که در افغانستان دیده شد.»
رهبر انقلاب، نفرت مردم شرق آسیا از ارتش آمریکا را یادآور شدند و گفتند: آمریکاییها هر جا دخالت کنند، منفور ملتها هستند.
فرمانده کل قوا، حضور نظامی بیگانگان در منطقه را نیز مایه اختلاف و خسارت و ویرانی برشمردند و تأکید کردند: «صلاح منطقه در این است که همه کشورها از ارتشی مستقل و متکی به ملت خود و همافزا با ارتشهای همسایگان برخوردار باشند.»
رهبر انقلاب افزودند: «ارتشهای منطقه میتوانند امنیت منطقه را تامین کنند و نباید اجازه دهند که ارتشهای بیگانه برای حفظ منافع خود، دخالت یا حضور نظامی داشته باشند.»
فرمانده کل قوا افزودند: «حوادثی که در شمالغرب ایران، در برخی کشورهای همسایه در جریان است باید با همین منطق پرهیز از دادن مجوز حضور بیگانگان حل شود.»
ایشان گفتند: «نیروهای مسلح کشور عزیز ما همواره با اقتدار همراه با عقلانیت عمل میکنند و این عقلانیت باید الگویی برای دیگر کشورها و عامل حل مسائل موجود باشد و همه بدانند که اگر کسی برای برادران خود چاه بکَند اول خودش در چاه میافتد.»
فرمانده کل قوا در پایان سخنانشان نیروهای مسلح را برای تداوم افتخار خدمت به ملت و کشور، و افزایش روزافزون تواناییهای مادی و معنوی توصیه موکد کردند.
پیش از سخنان فرمانده کل قوا، سردار سرلشکر محمد باقری رئیس ستاد کل نیروهای مسلح با بیان گزارشی از توانمندیها و آمادگیهای رزمی، دفاعی و امنیتی نیروهای مسلح و همچنین خدمات اجتماعی این نیروها به مردم، به شکست آمریکا در افغانستان اشاره کرد و گفت: این شکست خفتبار و تخلیه بخش بزرگی از تجهیزات و پایگاههای آنها در منطقه، و شکست رژیم صهیونیستی در نبرد ۱۲ روزه موسوم به شمشیر قدس، نشانههای تسریع در افول آمریکا است.
در این مراسم که همزمان در دانشگاههای افسری نیروهای مسلح از طریق ارتباط تصویری دریافت میشد، سردار سرتیپ پاسدار غلامی فرمانده دانشگاه امام حسین(ع)، امیر سرتیپ دوم خلبان رودباری فرمانده دانشگاه شهید ستاری و سردار سرتیپ دوم پاسدار بختیاری فرمانده دانشگاه علوم انتظامی امین گزارشی از فعالیتها، اقدامات و برنامههای تحصیلی این دانشگاهها بیان کردند.
قرائت سوگندنامه، اعطای پرچم توسط دانشجویان قدیم به جدید، اجرای سرود مشترک توسط دانشجویان مستقر در میدان از دیگر برنامههای مراسم مشترک دانشآموختگی نیروهای مسلح بود. همچنین رئیس ستاد کل نیروهای مسلح با کسب اجازه از فرمانده کل قوا به تعدادی از برگزیدگان دانشگاههای افسری درجه و سردوشی داد.
هیدروژر، دستگاهی که از آب، برق گرفت
مشکل کمبود برق یکی از مشکلات جدی مردم هند، به خصوص ساکنان مناطق مرزی، دورافتاده و فقیرنشین است. ایالت ناگالند هندوستان، یکی از ایالاتی است که سالها است به شدت با این مشکل دست و پنجه نرم میکند. ناگالند در شمال شرق هندوستان واقع شدهاست. این ایالت در نزدیکی چین قرار گرفته و مرکزش شهر کوهیما و بزرگ ترین شهر آن دیماپور است.
طبق گزارشهای رسیده، تا چندی پیش تقریبا هیچ یک از روستاهای جنگلی و استوایی این ایالت دورافتاده برق نداشتند. طبق گزارش پایگاه Third Pole، بیشتر کودکان محصل روستاهای ناگالند برای انجام تکالیف مدرسه و مطالعه دچار مشکل بودند. اکثر کودکان روستاهای ناگالند کشاورزند و به علت فقر خانواده مجبورند در روز کار کنند. شب، تنها زمانی است که به این کودکان مجال میدهد درس بخوانند. کمبود برق و نبود نفت و روغن کافی، باعث شد بسیاری از این کودکان قادر به مطالعه نباشند. همچنین، ویروس کرونا و مجازی شدن کلاسهای درس منجر به ترک تحصیل اجباری بسیاری از کودکان و محصلان ناگالند گردید.
ژنراتورهای آبی، وقتی نهرها به کمک ناگالند آمدند
بر اساس گزارش پایگاه Third Pole، حالا با خلاقیت مسئولین هندی، مشکل برق بسیاری از ساکنین دیماپور و کوهیما و مناطق روستایی ایالت ناگالند حل شده است. مسئولان هندی برای حل مشکل برق ساکنان ناگالند از منابع و ظرفیتهای داخلی و بومی خود ناگالند استفاده کردهاند. ژنراتورهای کوچک آبی (small water-powered generator) وسیلهای مفید و نسبتا کم هزینه است که توانسته روشنایی حاصل از برق را به خانههای کوچک ساکنان ناگالند بیاورد.
طرح ژنراتورهای آبی باعث شد، مشکل برق رسانی ایالات شمالی هند تا حد زیادی رفع شود. طبق گزارش منابع داخلی، طرح برق رسانی روستایی دولت هند در سالهای اخیر انجام شد اما نتوانست سراسر مناطق شمال شرقی را تحت پوشش قرار دهد و تنها 55 درصد از 276،726 خانوار روستایی ناگالند به شبکه برق سراسری وصل شدند.سازمان تامین انرژی ایالت ناگالند (NEPeD) یکی از نهادهایی است که تلاش کرده مشکل کمبود برق مردم ایالت شمال شرقی هندوستان را رفع کند. این سازمان در طرحی خلاقانه، توانست از منابع آبی عظیم ناگالند استفاده کند تا مشکل برق مردم حل شود. ناگالند سرزمین نهرها و آبراهههای بزرگ و خروشان است. سازمان تامین انرژی ناگالند از این فرصت طلایی استفاده کرده و طرح عظیم مولدهای برقی (hydropower) را اجرا کرد.
این طرح در چند فاز عملیاتی شد. در ابتدا سازمان NEPeD (در سال )2007 دستگاههایی به نام پیکو ژنراتور (picogenerator) را از چین وارد کرد. این مولدهای کوچک برق از قدرت جاذبه (gravity) و آب برای تولید برق استفاده میکردند. آب نهرها در سرازیری میچرخید و توربین را به حرکت در میآورد (چیزی شبیه آسیاب آبی). این حرکت باعث تولید برق میشد و میتوانست برق یک یا چند روستا را تامین کند.
با این حال، عمر پیکوها طولانی نبود. هزینه نسبتا بالای تعمیر و نگهداری مکرر این دستگاهها و دشواری در تهیه قطعات و لوازم یدکی، واردات آنها را غیرممکن کرد.
سازمان NEPeD، بعد از این تلاش کرد که خود به ساخت ژنراتورهای آبی بپردازد. هند به زودی ژنراتورهای آبی خود را ساخته و به سراسر ایالات شمالی و شرقی ارسال کرد. هندیها نام ژنراتور خود را “هیدروژر” (hydroger) گذاشتند. تیم فنی NEPeD با همکاری دولت هند توانستند در طول یک سال، طرح توسعه ژنراتورهای آبی را به اتمام برسانند.
طبق گزارشها، دستگاههای جدید هیدروژر در روستاهای پرآب ناگالند نصب شده و توانسته منبع خوبی برای تولید انرژی الکتریکی در این ایالت شود. سازمان NEPeD تا کنون، حدود 150 دستگاه جدید ساخته که دو سوم آنها در ناگالند و یک سوم در ایالات همسایه به کار رفته است.
تحولی که هیدروژرها در ناگالند هند به وجود آورده اند
اما دستگاه هیدروژر چگونه در یک منطقه نصب شده و به کار گرفته میشود؟ یکی از مسئولان ارشد سازمان NEPeD در این باره می گوید: “ابتدا سازمان، منطقه بالقوه ای را مشخص می کند که در آن آب صرفاً به دلیل نیروی گرانش در پایین دست جریان می یابد. سپس دستگاه از دیماپور (بزرگترین شهر ناگالند) به آن منطقه منتقل شده و در جایی، بین دهکده و رودخانه نصب می شود. بعد از این، لولهها و کانالهایی برای هدایت آب از رودخانه به ژنراتور تعبیه میشود. آب پس از عبور از ژنراتور، تخلیه و به سمت پایین سرازیر میشود تا دوباره به رودخانه بپیوندد یا توسط کشاورزان برای آبیاری زمینها استفاده شود.”
اما هیدروژرها تا چه میزانی برق تولید میکنند و اصولا قدرت آنها چقدر است؟ پایگاه Third pole در گزارش خود مدعی است که به لطف هیدروژرها، هر خانه روستایی در ناگالند دارای دو یا سه لامپ LED و تعدادی پورت شارژ است که در آن ساکنان می توانند تلفنها و سایر دستگاههای خود را شارژ کنند. به جز این، در برخی مناطق، هیدروژرها توانستهاند برق اماکن عمومی را تامین کنند و اکنون خیابانهای بعضی روستاها دارای چراغهای هستند که برقشان را مستقیما از هیدروژرها میگیرند. البته استفاده از برق تولید شده توسط هیدروژرها محدود است. شورای روستا، که شامل زنان هم میشود، تصمیم میگیرد که مردم یک منطقه روزانه چقدر میتوانند از برق استفاده کنند.
همچنین، مهندسان محلی که توسط NEPeD آموزش دیده و استخدام شدهاند، وظیفه تعمیر و نگهداری و تعمیر جزئی دستگاههای هیدروژر را بر عهده دارند که همین اتفاق باعث ایجاد مشاغل جدید زیادی در ایالت فقیر ناگالند شده است.
پسماندهای پزشکی در «جاکارتا» تلنبار شد
در محل دفن زباله جاکارتا – پایتخت اندونزی – از دستکش و ماسک گرفته تا سرم و سوزن و تستهای مصرف شده کووید 19، همه جا بهعنوان پسماندهای پزشکی دیده میشود. ادی رنالدی، روزنامه نگار اندونزیایی گزارشی را از تاثیر همهگیری بر سیستم زباله اندونزی، در زمان همهگیری کووید 19 تهیه کرده است. او برای تهیه گزارش به محل های دفن زباله، قبرستانها، بیمارستانها و سردخانهها مراجعه کرده است .
بوی تعفن شدید اولین چیزی است که در محل دفن زباله شهر بیکاسی در 30 کیلومتری پایتخت به مشام میرسد. باگونگ سویوتو، رئیس یک سازمان غیردولتی به نام اتحاد ملی برای پسماند است که بیش از دو دهه است برای بهتر شدن مدیریت پسماند در اندونزی فعالیت میکند. سویوتو از همان روزهای اولیه همه گیری کرونا متوجه انباشت پسماندهای پزشکی در محل دفن زباله جاکارتا شد. کیسههای پسماند پزشکی با پسماندهای خانگی جمعآوری شده از سطح شهر در محل دفن زباله به خوبی قابل مشاهده است. بستههای مصرف شده تست کووید 19 در میان پسماندها به خوبی دیده میشود.
تستهای تشخیص کووید- 19 در میان پسماندهای شهری
براساس گزارش برنامه محیط زیست سازمان ملل، میزان دفع پسماندهای پزشکی در جاکارتا و چهار پایتخت آسیایی دیگر 500 درصد افزایش یافته است. سویوتو میگوید، تخلیه پسماندهای پزشکی در سطل های مخصوص پسماندهای شهری برای بیمارستانها و کلینیکها بسیار ارزانتر است و آنها از پرداخت هزینه دفع پسماند تجاری رها می کند. طبق قانون در اندونزی، پسماندهای پزشکی باید سوزانده شوند و یا استریل شوند. اما واقعیت این است که تنها 4 درصد از 3000 بیمارستان اندونزی دارای مجوز برای سوزاندن پسماندهای خود هستند. در ژوئیه 2021، وزیر محیط زیست و جنگلداری اندونزی به مشکل رو به افزایش پسماندهای پزشکی اعتراف کرد. او اعلام کرد که دولت برخی قوانین را برای کلینیکها و بیمارستانهایی که با افزایش پسماند روبهرو هستند، تسهیل میکند. به آنها اجازه داده میشود تا از برخی کورههای زباله سوز غیرمجاز تحت نظارت این وزارتخانه استفاده کنند. این پاسخ برای فعالان محیط زیست جاکارتا که چند دهه است برای مدیریت صحیح پسماند تلاش میکنند، کافی نیست . سویوتو در اینباره گفت: دولتها باید فناوری حرارتی یا فناوری زبالهسوز را برای از بین بردن پسماندهای پزشکی، بهویژه پسماندهای مربوط به درمان همه گیری کرونا را ارائه دهند.
در مرکز تولید پسماند پزشکی
ادی رنالدی، روزنامهنگار اندونزیای به بیمارستان دانشگاه اندونزی مراجعه میکند. او از صف طویل مراجعه کنندگان در انتظار درمان با ماسک هایی که بر چهره دارند گزارش میدهد. از 160 تا 170 بیمار که هر روز در این بیمارستان بستری میشوند، 80 درصد مبتلا به کووید-19 هستند. سیتی کورنیا آستونی، مدیر پسماندهای بیمارستان ضمن تشریح نحوه مدیریت پسماندهای پزشکی در بخش های بیمارستان، محل نگهداری پسماندها را در پشت بیمارستان نشان میدهد. در این محل کارگرانی بعد از وزن کردن پسماندها، آنها را برای جمع آوری آماده میکنند. میزان تولید پسماند در این بیمارستان طی همهگیری ویروس کووید-19 به چهار برابر در ماه رسیده است. این بیمارستان قبلا دارای زباله سوز برای امحاء پسماندهای بیمارستانی بود، ولی با خراب شدن دستگاه، هم اکنون باید به ازای هر کیلو پسماند 70 سنت جهت دفع آن هزینه پرداخت کند. برای تولید 10 تن زباله در ماه این رقم قابل توجهی برای بیمارستان است. در محل دفن زباله، همیشه صدها نفر در میان زباله ها به دنبال مواد قابل بازیافت میگردند. این انباشت پسماندهای بیمارستانی برای این افراد بسیار خطرناک است. حتی کیسههای سرم و برخی از لوازم پزشکی به قیمت خوبی به کارخانههای بازیافت فروخته میشود.
رفتگران و واسطهها
ویلسون پاندیکا، دبیرکل بازیافت کنندگان پلاستیک اندونزی است. این انجمن دارای 120 شرکت بازیافت پلاستیک است. به گفته او این صنعت به شدت به بخش غیررسمی وابسته است. همچنین تهیه پلاستیک از جمعآوری کنندگان غیررسمی زباله منجر به پیچیدگی زنجیره تامین با لایهای از واسطهها شده است . این جمع آوری کنندگان در تهدید جدی سلامت هستند. جراحت با سوزنهای پزشکی میتواند منجر به عفونتهای جدی شود. در حومه شهر جاکارتا و در نزدیکی محل دفن زباله، محله هایی هستند که مردم مواد قابل بازیافت را از زبالهها جدا می کنند و به مراکز بازیافت میفروشند.
راهحلهای مشکل
سیستم مدیریت پسماند اندونزی یکی از دغدغه های جدی فعالان محیط زیست است. این کشور بیش از 400 محل دفن زباله دارد . عمل تخلیه زباله در محل های دفن زباله بدون مدیریت مناسب، کوههای زباله با ارتفاع 40 متری را در یکی از محلهای دفن جاکارتا ایجاد کرده است. این محل دفن که در دهه 1980 ساخته شده است، روزانه 7500 تن زباله را دریافت می کند. به گفته مقامات ظرفیت این محل دفن در سال 2021 تمام میشود.
محل دفن زباله در 30 کیلومتری پایتخت اندونزی
دکتر حنیف دوام عبدالله، دانشمند مرکز علمی Cibinong اندونزی در این باره گفت: مساله استفاده از ماسک های یکبار مصرف یک معضل جدید در تولید زباله است. تقریبا 50 درصد از جمعیت شهری اندونزی از ماسک های یکبار مصرف استفاده میکنند، با مصرف 130 میلیون نفر از ماسک چیزی حدود 100 تن پسماند تنها از مصرف ماسک در این کشور تولید میشود. دکتر دوام و تیمش به مدت پنج سال است که در خصوص بازیافت تجهیزات پزشکی حاوی پلاستیک کار می کنند. آنها دستکشها، عینکها، روپوشها و سایر تجهیزات را برای تبدیل به ماده اولیه پلاستیکی آماده میکنند. بطور مثال، آنها ابتدا ماسکها را با استفاده از الکل یا ماده ضدعفونی کننده، استریل میکنند. سپس آنها را خشک میکنند. سپس ماسکهای خشک شده را در دمای 170 درجه سانتیگراد ذوب می کنند. پلاستیک ذوب شده از دستگاه به شکل گلولههای پلاستیکی در میآید و میتوان از آن برای ساخت وسایل دیگر استفاده کرد. دکتر دوام به نقش این بازیافت از تجهیزات پزشکی در صنایع بازیافت کوچک اشاره میکند. نتایج این تحقیقات میتواند در آینده صنایع بازیافت را به سمت استفاده از پسماندهای پزشکی ترغیب کند.
منبع: الجزیره به نقل از «آخرین اخبار
محیط زیستی جهان»
توفان 52 نفر را راهی مراکز درمانی زابل کرد
سخنگوی سازمان اورژانس کشور با اعلام اینکه از ساعت ۳ بامداد شنبه ۵۲نفر به مراکز درمانی در برخی از مناطق سیستانوبلوچستان مراجعه کردهاند، گفت: عمده مشکلات چشمی، تنفسی و قلبی بوده است. مجتبی خالدی با بیان اینکه ۵۲ نفر از ساعت سه بامداد شنبه به مراکز درمانی زابل مراجعه کردهاند، افزود: «در این مناطق سه نفر به دلیل توفان بستری شدند.» خالدی با اشاره به وقوع بادهای ۱۲۰ روزه سیستان که بومی منطقه جنوب شرق کشور است، گفت: «از بامداد دیروز به جز توفان ۱۲۰ روزه که در منطقه زابل زهک هیرمند-نیمروز و هامون اتفاق افتاد، هیچگونه حادثه غیرمترقبه دیگری گزارش نشده است.»
سخنگوی سازمان اورژانس کشور با بیان این که ۵۲ نفر طی دو روز گذشته به مراکز درمانی شهرهای فوقالذکر مراجعه کردهاند، افزود: «در مناطق زابل زهک هیرمند-نیمروز و هامون سه نفر به دلیل توفان بستری شدند و به دنبال این توفان در اینمناطق عمده مشکلات ،چشمی و تنفسی و قلبی بوده و بیماران بعد از دریافت خدمات درمانی لازم، ترخیص شدهاند.»
سازمان فضایی ایران با استناد به دادههای دریافتی از دو ماهواره اروپایی و آمریکایی دمای سطح زمین در شش ماهه ابتدایی سال 1400 در ایران را اندازهگیری است. دادههایی که نشان میدهد، در این بازه زمانی استانهای خوزستان، کرمان، سیستانوبلوچستان، بوشهر، ایلام، کرمانشاه، هرمزگان، یزد، اصفهان، خراسان جنوبی و گلستان گرمترین استانها بودهاند. اما این دادهها از چه طریقی استخراج شدند و چه پیامی دارند؟ آیا نشانههایی از بحران اقلیمی به دمای سطح زمین در کشور نیز رسیده است؟
سازمان فضایی ایران با به کارگیری فناوری سنجش از دور دمای سطح زمین کشور را در بازه زمانی شش ماهه اول سال محاسبه کرده است. دمای سطح زمین یکی از معیارهای مهم در برنامهریزی ناحیهای و منطقهای است. این شاخصه میتواند در برنامهریزی کاربردی محیط زیست و کشاورزی مد نظر قرار گیرد. بنابر اطلاعات سازمان فضایی ایران این نوع از دما تابعی از انرژی خالص در سطح زمین است که به مفدار انرژی رسیده به سطح زمین و گسیلمندگی سطح، رطوبت و جریان هوای اتمسفر بستگی دارد. خبرگزاری مهر در گزارش کوتاهی در اینباره نوشته :«سازمان فضایی با استفاده از دمای روزانه سطح زمین توانسته نقشه حداکثر دمای ماهیانه را برآورد کند و توزیع جغرافیایی الگوهای حرارتی در سطح کشور را شناسایی و بررسی کند. همچنین با استناد به این دادهها میتوان نقشههای حداکثر دمای ماهیانه و فصلی را نسبت به تاریخ مشابه در سالهای گذشته مورد بررسی قرار داد.» بررسیهای انجام شده نشان میدهد که بیشترین دمای ثبت شده در کشور مربوط به خرداد ماه حدود ۸۰.۶ درجه سانتیگراد است و پس از آن روند کاهش دما آغاز شده است. همچنین مطابق بررسیهای انجام شده گرمترین استانهای کشور در ۶ ماهه اول سال ۱۴۰۰ استانهای خوزستان، کرمان، سیستانوبلوچستان، بوشهر، ایلام، کرمانشاه، هرمزگان، یزد، اصفهان، خراسان جنوبی و گلستان بودهاند.
اهمیت بالای سنجش دمای سطح زمین
محسن حسینی، مدیرعامل استارتاپ کشتیار که یکی از مسئولان کنترل اندازهگیری دمای سطح زمین در سازمان فضایی ایران بوده است به روزنامه پیام ما میگوید این پژوهش با استناد به تصاویر ماهوارهای لندست هشت آمریکا و ماهواره مودیس استنباط شده است. او میگوید در این ماهوارهها باند حرارتی وجود دارد که هر 15 روز یکبار دمای نقاطی از سطح زمین را اندازهگیری میکند: «اندازهگیری دمای سطح زمین از اهمیت بالایی برخوردار است. میتواند اطلاعاتی درباره رشد گیاهان یا حتی مناطق مستعد آتش سوزی را مشخص کند.» به گفته او دادههای خام اندازهگیری شده از سوی این ماهوارهها روی سایتها قرار میگیرد و سازمان فضایی با الگوریتم خاصی میتواند آن را تحلیل کند. پایش دادهها از سالها پیش صورت میگرفته و در آینده نیز ادامه پیدا میکنند. اما این دادهها با دادههای سازمان هواشناسی چه تفاوتی دارد؟ حسینی میگوید ایستگاههای هواشناسی عموما در ارتفاع دو متری قرار دارند و محدودند. «به طور مثال در تهران دو ایستگاه مهرآباد یا امام خمینی دمای هوا را مشخص میکنند اما این ماهوارهها دقت بالایی دارند و حتی میتوانند در یک فضایی یک هکتاری تا ارتفاع 3 تا 4 متری دمای سطح زمین را محاسبه کنند.» در میان اطلاعاتی که سازمان فضایی استخراج کرده است، نام شهرهایی مانند ایلام و کرمانشاه و گلستان نیز به چشم میخورد. شهرهایی که گمان نمیرود، دمای سطح زمینشان از استانهایی مانند یزد در دو فصل ابتدایی سال گرمتر باشد. حسینی میگوید گاهی پوشش گیاهی خشک شده هم میتواند در افزایش دمای سطح زمین موثر باشد مسالهای که در غرب و شمال کشور وجود دارد. او میگوید پایش این دادهها عموما از سوی دستگاههای مسئول به کار گرفته نمیشود: «در جلساتی که داشتیم با استناد به این دادهها راههایی برای مقابله با آتش سوزی در مراتع دادیم و به طور مثال تاکید کردیم که اگر چرای گوسفندان کنترل شود، احتمال آتش سوزی در غرب کشور کاهش پیدا میکند. راههایی که هزینه چندانی هم ندارد اما عموما این بحثها جدی گرفته نمیشود و به طور کلی از توانایی اندازهگیری ماهوارهای دمای سطح زمین استفاده نمیشود.»
مرداد از خرداد خنکتر بود
گزارش سازمان فضایی کشور که در خبرگزاریها منتشر شده است، نشان میدهد که بیشینه دمای هوای سطح زمین در خرداد ماه حدود 80.6 درجه سانتیگراد بوده است و این دما در استانهای خوزستان، کرمان، سیستانوبلوچستان، هرمزگان، ایلام، بوشهر، یزد، اصفهان، خراسان جنوبی و کرمانشاه احساس شده است. این درحالیست که میانگین دمای سطح زمین در خرداد 1400 حدود 49.5 درجه سانتیگراد بوده است. بیشترین دمای سطح زمین در فروردین ماه حدود 62 درجه سانتیگراد بوده است این آمار درحالی مطرح میشود که میانگین دمای سطح زمین در این تاریخ حدود 35.4 درجه سانتی گراد بوده است. در این ماه کرمان و سیستانوبلوچستان گرمترین استانهای ایران شناخته شدهاند. براساس آمار دمای سطح زمین در مرداد ماه از خرداد کمتر بوده است.
بیشترین دمای سطح زمین که در این تاریخ محاسبه شده است، 74 درجه سانتیگراد است. گرمترین استانها در این تاریخ نیز خوزستان، کرمان، سیستانوبلوچستان، هرمزگان، ایلام، بوشهر، گلستان، اصفهان و کرمانشاه بودند. در شهریور امسال نیز بیشترین دمای محاسبه شده، 71 درجه سانتیگراد بوده و کمترین دما 19.21 درجه سانتیگراد است، خوزستان، کرمان، کرمانشاه و بوشهر و ایلام نیز در این تاریخ گرمترین استانها شناخته شدهاند.
یافتههای پژوهشها تازه نیست
این دادهها و مقایسه آن با دادههای گذشته نشان میدهد که دمای سطح زمین در کشور افزایش پیدا کرده است. مجید شفیعپور، استاد دانشگاه و رئیس موسسه ملی تغییر اقلیم و محیط زیست دانشگاه تهران در گفتوگو با روزنامه «پیامما» میگوید: «هیات بین الدول تغییر اقلیم که مرجع جهانی است چندی پیش رسما اعلام کرد که ایران به عنوان یکی از کشورهای غرب آسیا میانگین دمای سطح زمینش یک و نیم برابر میانگین جهانی بوده است» او تاکید میکند، پژوهش سازمان فضایی میتواند در تطابق با یافتههای قبلی باشد و میتواند نواحی که این افزایش دما در آن محسوستر بوده را مشخص کند: او در پاسخ به این پرسش که در میان شهرهایی با گرمترین دمای سطح زمین نام کرمانشاه و ایلام نیز به چشم میخورد، میگوید «براساس مطالعهای که چند سال گذشته پژوهشگاه اقلیم شناسی انجام داده است، مشخص شد که استانهای غربی کشور و همچنین استانهای شمالشرق کشور بیشترین آثار سوء ناشی از گرمایش جهانی را در ایران متحمل میشوند، این به آن معنا نیست که جای دیگری در ایران مصون نیست. ایران به عنوان کشوری در غرب آسیا با اقلیم خشک و نیمهخشک ذاتا بسیار آسیبپذیر است به گونهای که در بارشهای جوی هم تغییراتی را شاهد بودیم و شاهد این هستیم که در 4 دهه گذشته بین 5 تا 6 درصد کاهش بارانها را تجربه کردیم.»
با این وجود به نظر میرسد که یافتههای پژوهش سازمان فضایی برای جوامع علمی اطلاعات تازهای نیست و آثار تغییر اقلیم در کشور ایران در آن همچون گذشته هویدا است اما به گفته شفیع پور«این دادهها میتواند برای بارگذاری محیط زیستی، توسعهای و جمعیتی و آمایش سرزمین برای برنامهریزان و سیاستگذاران سودمند باشد. مهم این است که این یافتهها از سوی سیاستگذاران درست دیدهشود و متناسب با آن برنامهریزی عملیاتی شود.»
مانور نظامی محتملترین علت مرگ فکهای خزری
پنجشنبه گذشته، لاشه یک فک در جویبار پیدا شد. یکی دو روز قبل از آن هم سه لاشه دیگر در فریدونکنار و نور. سرجمع تعداد لاشههایی که به ساحل رسیده 14 عدد است؛ سه تا 4 برابر متوسط تلفات فک خزری در سالهای گذشته. مدیرکل محیط زیست مازندران میگوید این تلفات «غیرعادی» است. اکنون دو احتمال روی میز سازمان حفاظت محیط زیست قرار دارد؛ مرگ بر اثر مانور نظامی یا مسمومیت حاد ناشی از یک آلودگی شدید. از بین این دو، بخش حیات وحش محیط زیست مازندران بیماری را محتمل میداند و مرکز حفاظت از فکهای خزری، مانور نظامی.
فصل صید شروع نشده و گردشگری دریایی هم به دلیل شرایط کرونایی بیرونق است. این یعنی از بین چهار احتمالی که در سالهای گذشته درباره مرگ فکهای خزری مطرح بوده، دو احتمال خط میخورد. حالا مسئولان سازمان حفاظت از محیط زیست و فعالان این عرصه فقط درباره دو گزینه تردید دارند؛ مرگ این پستانداران دریایی یا بر اثر فعالیتهای نظامی رخ داده، یا به علت مسمومیت.
اولین بار، دو روز پیش حسینعلی ابراهیمکارنامی، مدیرکل محیط زیست مازندران این خبر را اعلام کرد. او گفته بود: «از ابتدای سال جاری شاهد تلفات غیرعادی فکها در سواحل دریای خزر در استان مازندران هستیم که تاکنون تعداد آنها به چهارده قلاده رسیده است. تلفات فکهای خزری در شرایطی اتفاق افتاد که متوسط تلفات در سالهای گذشته سه تا چهار قلاده و عمدتا ناشی از صدمات فیزیکی و گرفتار شدن در تورهای صیادی بوده است.» به گفته ابراهیمی کارنامی با هماهنگی انجام شده با معاونت دریایی سازمان حفاظت محیط زیست، قرار است تیمی متشکل از متخصصان سازمانی برای بررسی و اظهار نظر درباره علت تلفات و ارائه راهکارهای اجرایی در کنترل تلفات به منطقه اعزام شوند.
ممنوعیت صید فک از سال 97
جمعیت کوچکترین عضو خانواده فکهای دنیا در سالها اخیر کاهش چشمگیری داشته و در طول سه دهه از یک میلیون به زیر صدهزار رسیده است؛ مسئلهای که اولین و مهمترین دلیلش صید بیرویه آن در کشورهای واقع در سواحل شمالی و شرقی دریای خزر بود. از سال 1397 اما این صید ممنوع شد. پروین فرشچی، عضو هیئت علمی گروه محیط زیست دانشگاه آزاد اسلامی و معاون پیشین محیط زیست دریایی سازمان حفاظت محیط زیست به «پیامما» میگوید: «حدود 18 هزار فک خزری سهمیه صید داشتند ولی با تلاشهایی که شد از سال 1397 با همکاری کنوانسیون حفاظت از گونههای مهاجر وحشی (CMS)، فک خزری در ضمیمه دو گذاشته شد و بر اساس آن صدور مجوز برای صید برداشته شد.»
فک خزری یک گونه پستاندار دریایی کمیاب است که فقط در دریای خزر و رودخانههای منتهی به آن مانند ولگا و اورال در روسیه یافت میشود. این گونه که ساحلنشینان به آن «سگ آبی» هم میگویند، چند سالی است که در آخرین ردهبندی جانوران در خطر نابودی اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت (IUCN) به عنوان یک گونه در خطر انقراض جهانی معرفی شده.
تلفات اخیر نشان میدهد که در مدت کمتر از یک ماه به اندازه چهار سال از جمعیت فکهای خزری کم شده است. این تلفات بیشتر در ناحیه غربی سواحل دریای خزر بوده و بیشترینِ آن در هفته گذشته رخ داده است. داوود میرشکار، مدیرکل دفتر حفاظت از زیستبومهای دریایی و سواحل دریایی سازمان حفاظت از محیط زیست به «پیام ما» میگوید: «بیشترین تلفات را در سواحل دو استان مازندران و گیلان داشتیم و شروعش از دو هفته قبل بود. به طوری که در هفته اخیر لاشه 5 فک در مازندران و ۳ فک در سواحل گیلان یافت شد.» میرشکار با توجه به گزارشهایی که از سازمانهای مردمنهاد دریافت کرده، معتقد است که علت اصلی مرگ فکها مانور نظامی است:«همکاران ما در سمنهای استانهای شمالی احتمال مانور نظامی را مطرح کردهاند. لاشههایی که محیطبانان و سازمانهای مردمنهاد جمعآوری کردهاند، در سلامت کامل بودند و حتی کاهش وزن هم نداشتند، همین مسئله احتمال بیماری را کمرنگ و مانور نظامی را پررنگتر میکند.» او معتقد است قویترین احتمال در شرایط فعلی مانور نظامی است و مسمومیت حاد و شدید به دلیل وجود مادهای در آب احتمال دیگر است.
به گفته میرشکار احتمال دارد فکها به دلیل مانور مشترک آذربایجان، ترکیه و پاکستان از بین رفته باشند. پروین فرشچی، معاون پیشین محیط زیست دریایی سازمان حفاظت محیط زیست هم میگوید: «احتمال دارد این تلفات به علت مانورهای نظامی اخیر باشد.»
اداره حیات وحش مازندران: بیماری عامل مرگ فکها بوده
با اینکه مدیر کل دفتر حفاظت از زیستبومهای دریایی و سواحل دریایی احتمال مرگ فکها به دلیل بیماری را ضعیف میداند، بیماری، محتملترین گزینه از نظر بخش حیات وحش اداره کل محیط زیست استان مازندران است. ظهر دیروز کوروس ربیعی، رئیس اداره حیات وحش محیط زیست مازندران به مهر گفته است: «به نظر میرسد فکها در اثر عوامل بیماری در دریا تلف شده و لاشه فکها پس از چند روز به ساحل منتقل شده. تلفات فکها ناشی از صدمات فیزیکی و افتادن در تور نیست و برای نمونهبرداری نیاز به آن داریم که یک یا دو روز از مرگ فک گذشته باشد.»
امیر صیاد شیرازی، رئیس مرکز حفاظت فک خزری ایران اما معتقد است احتمال بیماری به دو دلیل کم رنگ است؛ گذشت بیش از یک هفته از مرگ و ناممکن بودن انجام آزمایشات دقیق سمشناسی و دلیل دوم نبود هرگونه علائم ضعف و کاهش وزن در حیوان. او به «پیام ما» توضیح میدهد: «چون از زمان مرگ مدتی گذشته، خیلی از بررسیها را نمیتوان انجام داد. از این لاشهها میتوان نمونه ژنتیکی گرفت که زیاد به درد تشخیص علت مرگ نمیخورد. البته از بعضی لاشههایی که کمتر فاسد شده بودند نمونههای سمشناسی گرفته شده. طبق شنیدهّها چندین لاشه هنوز روی دریا هستند که ما منتظریم تا به مرور با امواج به ساحل برسند. یک تیم گشت به این مناطق فرستاده شده تا کارهای اکتشافی انجام و نمونههای جدید جمعآوری شود و بتوانیم از چند لاشه تازه تلفشده نمونهگیری کنیم تا بفهمیم آیا بیماری شایع شده یا نه.
در نهایت با توجه به گذشت بیش از یک هفته از زمان مرگ این لاشهها و تجزیه آنها ما فقط دو، سه نمونه برای آزمایش مخصوص سمشناسی داریم که البته چندان هم قابل اتکا نیستند.» از دید رئیس مرکز حفاظت فک خزری ایران، محتملترین احتمال فعالیتهای نظامی است: «لاشههایی که به ساحل آمدند همه بیش از یک هفته تا ده روز از مرگشان گذشته بود و این شک ما را به فعالیت نظامی بیشتر میکند؛ چون اگر بیماری عامل مرگ باشد در یک دورهای حیوان ضعیف میشود و توانایی شکار ندارد و به مرور به دلیل ضعف جسمانی به ساحل میآید، اما این لاشهها هیچ کدامشان در ساحل تلف نشدند و مشخص است که اتفاقی در عمق دریا با فاصله از ساحل برایشان افتاده است. به هر حال ما پیگیر هستم و در این هفته قرار شده گشت دریایی در منطقه فریدونکنار و بابلسر داشته باشیم چون گزارشاتی داشتیم که تعدادی لاشه در آن عمق است. باید لاشههای تازه پیدا کنیم و بعد از نمونهبردای به دانشگاه تهران بفرستیم و با همکاران در بخش سمشناسی دانشگاه علوم پزشکی تهران نمونهها را بررسی کنیم. به هر حال مسمومیت خاص یکی از گزینههای احتمالی است اما ما همچنان فکر میکنیم که بحث فعالیتهای نظامی احتمال قویتری است.»
در روزهای گذشته لاشه فکها به ساحل آمده و خبری از تلف شدن هیچ حیوان دیگری در این نقطه منتشر نشده. شیرازی در پاسخ به این سوال که اگر مانور نظامی عامل مرگ بوده چرا لاشه آبزی دیگری به ساحل نیامده، میگوید: «اینکه تلفاتی از گونههای دیگر در ساحل دیده نشده، میتواند به این دلیل باشد که انفجار در عمق زیاد و در فاصله زیاد از ساحل اتفاق افتاده. این انفجار باعث مرگ ماهیها و فک شده اما فکها به دلیل چربی ضخیمی که روی پوستشان دارند، روی آب میمانند و به ساحل میآیند اما ماهیها به کف دریا میروند.»
گزارشی از تلفات فک در سایر کشورها نداشتیم
با وجود تلفات 14 فک در ساحل خزر و بیشتر در منطقه جویبار و فریدونکنار، هیچ گزارشی مبنی بر تلفات دیگر در سایر کشورهای حاشیه دریای خزر وجود ندارد.
نتایج گزارش تحقیقاتی مرکز حفاظت فک خزری ایران هم تایید میکند که هیچ تلفاتی به صورت منسجم در سایر کشورها نبوده. شیرازی در این ارتباط میگوید: «من در چند روز گذشته از همکارانی که در در زمینه حفاظت از فک خزری فعال هستند، پرسوجو کردم و گزارشی مبنی بر تلفات خاص بدین صورت که در ایران بوده، نداشتیم. جسته و گریخته یکی، دو مورد تلفات در برخی محلها پیدا شده ولی اینکه در یک منطقه کوچک مثل آنچه در ایران روی داده، گزارش تلفات نداشتیم. همین موضوع نیز شکّمان به بیماری را کمتر کرده. البته به دنبال لاشه تازه هستیم تا این موضوع را بررسی کنیم، ولی فعلا از کشورهای دیگری مثل ترکمنستان، قزاقستان و روسیه گزارش تلفات نداشتیم.» اگرچه این اواخر گزارشی مبنی بر تلفات فکهای خزری ثبت نشده، ۹ ماه قبل لاشه نزدیک به 170 فک در سواحل روسیه پیدا شد.
سال قبل نیز 300 فک خزری در حوالی منطقه داغستان روسیه کشف شد. مدیر کل دفتر حفاظت از زیستبوم های دریایی و سواحل دریایی میگوید: «بعد از اینکه اخبار تلفات فکها در داغستان به دست ما رسید از طریق وزارت خارجه نامهای به وزارت روسیه داشتیم و استعلام گرفتیم. پاسخ آنها نیز نشت گاز طبیعی در اعماق دریا به دلیل زلزله بوده و به ما اعلام شده که این اتفاق سالانه در آن نقطه میافتد و طبیعی است.»
درخواست احتساب سختی کار برای کارکنان منطقه عسلویه
کارزاری با نام درخواست احتساب سختی کار برای کارکنان منطقه عسلویه در وبسایت کارزار در جریان است که با هشتگ #سختی_کار_عسلویه پیگیری میشود. در بخشی از متن این کارزار خطاب به وزیر نفت، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی و سرپرست سازمان تامین اجتماعی آمده است: «احتراماً به استحضار میرساند پرسنل شاغل در پارس جنوبی عسلویه، اعم از پتروشیمی، گاز، نفت و پالایش، خواستار تصویب سختی کار در منطقه عسلویه به علت وجود گازهای سمی و مضر، شامل گازهای سمی، آلایندهها و وجود ذرات معلق سمی و خطرناک در هوای عسلویه و وجود مشعلهای فراوان مربوط به پالایشگاه و پتروشیمی و دیگر صنایع که نفس کشیدن در این منطقه از ایران اسلامی را سخت و خطرناک کرده و استمرار آن در بلندمدت باعث مشکلات جسمی و کوتاهی عمر و رنج و مشقت برای شاغلان در این منطقه شده است، هستند. سختی کار از دیر زمان در مناطق مختلف دنیا به علت شرایط سخت و دشوار، از جمله سردی و گرمی بیش از حد هوا و رطوبت زیاد و وجود گازهای سمی و ذرات معلق سمی و خطرناک در هوا و دیگر شرایط اعمال میشده و در این منطقه نیز نیاز به این امر مهم احساس میشود.»امضاکنندگان این کارزار میخواهند از این راه پیگیر «تصویب و اعمال سختی کار برای همه شاغلان منطقه عسلویه» شوند.
