بایگانی مطالب نشریه

مدیریت ناپایدار منابع آب، تغییر اقلیم را تشدید می‌کند

تغییر اقلیم و نقش انسان در بروز و تشدید این پدیده، این روزها از دغدغه‌های اصلی فعالان محیط زیست است. این پدیده آنقدر در جهان جامعیت پیدا کرده و تبعات مخرب و منفی آن برای مردم دنیا قابل لمس شده که سیاستمداران و تصمیم‌گیران کشورهای مختلف را هم به صرافت اتخاذ تدبیری برای کاهش آثار این پدیده انداخته است. آنچه مسلم است در آینده نزدیک بشر راه گریزی از تبعات این پدیده که نتیجه اقدامات او روی زمین است، نخواهد داشت مگر در صورتی در رفتار با محیط زیست تجدید نظر کرده و تصمیماتی برای بهبود حال زمین بگیرد. نشریه علمی Scientific Reports از مجلات زیر مجموعه Nature در شماره یازدهم خود مقاله‌ای از دو پژوهشگر ایرانی منتشر کرده که نشان می‌دهد اقدامات جهانی به تنهایی برای مقابله با تغییر اقلیم کافی نیست و باید اقداماتی هم در سطح منطقه‌ای و محلی برای کاهش آثار تغییر اقلیم صورت گیرد. این مطالعه که در حوضه هیرمند انجام شده ثابت کرده است که انسان و اقدامات او می‌تواند در تشدید آثار منفی تغییر اقلیم نقشی اثرگذار داشته باشد.

مظاهر خشکسالی در ایران را شاید بیش از هر جایی بشود در مناطقی از سیستان‌وبلوچستان مشاهده کرد. مطالعات صورت گرفته در این منطقه نشان می‌دهد بروز خشکسالی در آن متاثر از عوامل متعددی است که یکی از آنها کمبود بارش است. تامین حق‌آبه‌های بین‌المللی، برداشت از آب‌های زیرزمینی و تغییر اقلیم، سیستان‌وبلوچستان را به مرور تبدیل به متنطقه‌ای مهاجر فرست کرده است که بیم خالی از سکنه شدن برخی مناطق آن در پی تشدید خشکسالی وجود دارد.
در یازدهمین شماره از نشریه Scientific Reports مقاله‌ای منتشر شده، که نتیجه تحقیقات سعیده ملکی نجف آبادی و وحید راهداری از اعضای هیئت‌علمی دانشکده منابع طبیعی دانشگاه زابل است. مقاله‌ای که به دنبال بررسی این موضوع است که آیا فعالیت‌های انسانی در بالادست یک حوضه، می‌تواند آثار تغییرات آب‌وهوایی را روی زیستگاه‌های پایین دست تشدید کند؟ این مطالعه همچنین نقش انسان در تشدید پیامدهای تغییر اقلیم بر زیستگاه پرندگان آبزی که روزگاری در تالاب بین‌المللی هامون زیست می‌کردند را بررسی کرده است. این مطالعه در حوضه رود هیرمند انجام شده است منطقه‌ای که نتایج تحقیقات پیشین نشان داده بروز آثار تغییر اقلیم در آن کاملا مشهود است.
نویسندگان این مقاله هدف از تحقیق خود را پرداختن به مهم‌ترین مشکل منطقه سیستان یعنی خشکسالی‌های چند دهه اخیر عنوان کرده و معتقدند: «تغییرات اقلیمی به عنوان معضل محیط زیستی مهمی در سطح جهان شناخته می‌شود و محدودیت منابع آب مشکل اصلی دشت سیستان به شمار می‌رود. این مقاله تلاش داشته است تا به بیانِ نقش مدیریت ناپایدار انسان بر منابع آب بالادست حوضه آبریز و تاثیر آن در افزایش آثار منفی تغییرات اقلیمی در پایین دست حوضه بپردازد» تاکید این مقاله بر این است که علاوه بر اقدامات بین‌المللی در راستای کاهش آثار تغییر اقلیم، نیاز مبرمی به اقدامات اثرگذار در مقیاس محلی هم احساس می‌شود. چرا که اقدامات انسان باید به نحوی مدیریت شود که باعث تشدید آثار تغییر اقلیم نشود. این مقاله همچنین نشان می‌دهد چگونه فعالیت‌های انسانی ممکن است تأثیر تغییرات آب‌وهوایی را هم در سطح محلی و هم در سطح منطقه افزایش دهد. تغییر کاربری زمین‌ها یکی از مواردی است که به زعم نویسندگان این مقاله می‌تواند در تشدید این پدیده اثرگذار باشد. در این مقاله با اشاره به اینکه به دلیل تشدید درگیری‌ها در افغانستان امکان مطالعه برای محققان با محدودیت‌هایی روبه‌رو بوده، آمده است: «تغییر کاربری زمین در چهل سال اخیر به عنوان یکی از نشانه‌های مهم تخریب یک اکوسیستم در بالادست حوضه هیرمند توسط انسان شناسایی شده است» یافته‌های به دست آمده از تحلیل‌ داده‌های این تحقیق نشان داده است که کشاورزی در بالادست به‌رغم تغییر اقلیم و محدودیت دسترسی به آب گسترش یافته، در حالی که زیستگاه پرندگان آبزی در پایین دست با محدودیت‌هایی روبه‌رو شده است. این نتایج نشان می‌دهد الگوی ناپایدار کشاورزی و مسدود کردن آب در پشت سدها در بالادست -با هدف تامین کشاورزی و موارد مشابه- اثرات منفی تغییر اقلیم روی زیستگاه پرندگان آبی در پایین دست را تشدید کرده است. نویسندگان این مقاله معتقدند: « برای محافظت از اکوسیستم‌هایی که متاثر از تغییرات آب‌وهوایی هستند، باید نقش انسان در تشدید آثار تغییرات آب‌وهوایی برجسته شود» چندی پیش هم مجله نیچر مقاله‌ای منتشر کرد که نشان می‌داد بخش اعظم خشکسالی در ایران منشا انسانی دارد و به عبارتی ناشی از اقداماتی است که در حوزه مدیریت منابع آب و برداشت از سفره‌های زیرزمینی انجام شده است. اگر این اقدامات همراه با آثار تغییر اقلیم در یک منطقه شوند، بالتبع می‌توانند موجب تشدید بحران در آن منطقه شوند. شاید بتوان منطقه سیستان را یکی از مصادیق این اتفاق دانست.
در مقاله‌ای که دو نفر از اعضای هیئت علمی دانشگاه زابل آن را تدوین و منتشر کرده‌اند، درباره آثار انسانی بر پیامدهای تغییرات آب‌وهوایی در سطح منطقه با استناد به مطالعه‌ای مشابه آمده است: «توسعه بی‌رویه زمین و آب در مناطق بالادست می‌تواند تغییراتی در منابع آب در پایین دست داشته باشد و خطرات ناشی از این تغییرات را افزایش دهد» منطقه مورد مطالعه در این تحقیق، حوضه هیرمند است که بالادست آن در افغانستان قرار دارد و از آنجایی که در پایین دست این حوضه، تالاب‌هایی وجود دارد که از مهم‌ترین زیستگاه‌های پرندگان آبزی مهاجر و ساکن هستند، شناسایی تأثیر انسان روی زیستگاه پرندگان آبزی اهمیت پیدا می‌کند. در نتیجه محققان نقشه‌های کاربری اراضی بالادست حوضه هیرمند را با استفاده از تکنیک‌های سنجش از دور تهیه کرده و برای مطالعه تناسب زیستگاه پرندگان آبزی در پایین دست نقشه برداری انجام داده‌اند. تغییرات موجود در این دو منطقه را در طول 40 سال بررسی کرده‌اند. فرضیه اصلی این مقاله این است که اگر کاربری زمین مطابق با محدودیت آب و تغییر تناسب زیستگاه پرندگان تغییر کند، انسان اثرات تغییر اقلیم را تشدید نمی‌کند. محققان با استناد به داده‌های جمع‌آوری شده، نقشه‌های هوایی و جداول و آمارها در پایان این مقاله این موضوع را تایید کرده‌ و آورده‌اند: « اگر کاربری زمین مطابق با محدودیت آب و تغییر تناسب زیستگاه تغییر کند، انسان اثرات تغییر آب و هوا را تشدید نمی‌کند» فرضیه دیگر این است که اگر کاربری اراضی با تقاضای آب بالا پس از وقوع تغییرات آب‌وهوایی و محدودیت آب صورت گیرد و این تغییر کاربری در تضاد با مطلوبیت زیستگاه پرندگان آبی باشد، انسان اثرات تغییر اقلیم را افزایش می‌دهد. این فرضیه هم در پایان مقاله تایید شده است و محققان ثابت کرده‌اند که: «نقش انسان در تشدید آثار تغییرات آب‌وهوایی هم به صورت محلی و هم در سطح منطقه پر رنگ است. انسان در بالادست می‌تواند آثار تغییر آب و هوا روی زیستگاه پرندگان آبی در پایین دست را تشدید کند»
این مقاله با استناد به تحقیقات پیشین در حوضه هیرمند تأیید می‌کند که بروز تغییرات اقلیمی در این حوضه منجر به کاهش قابل توجه بارش و افزایش میانگین دمای سالانه شده است. این مطالعه نشان می دهد که در یک منطقه خشک که تغییرات آب‌وهوایی باعث محدودیت آب می شود، انسان می تواند تأثیر تغییرات آب‌وهوایی را بر پرندگان آبزی تشدید کند. توسعه منطقه کشاورزی با نیاز آبی بالا و استفاده از روش‌های آبیاری ناپایدار و ذخیره آب پشت سد در بالادست بدون در نظر گرفتن نیازهای پایین دست از جمله فعالیت‌های انسانی است که منجر به خشک شدن تالاب‌های پایین دست و تخریب زیستگاه پرندگان آبزی می‌شود.
نویسندگان این مقاله معتقدند: «با در نظر گرفتن این واقعیت، که مردم این منطقه به کشاورزی وابسته هستند. برای ارتقای توسعه پایدار در این منطقه، با حمایت از زندگی جوامع محلی در عین حفاظت از اکوسیستم طبیعی، بازنگری در الگوی فعلی کشاورزی ضروری است. در این حوضه که بارندگی کاهش و دما افزایش یافته است، ایجاد تغییراتی در روش‌های آبیاری که منجر به نیاز آبی کمتر می‌شود، ضروری است.» محققان در این مقاله بر این اعتقادند که سیاست‌های کاربری اراضی و مدیریت هیدرولوژیکی در بالادست، محدودیت آب در پایین دست را افزایش داده و منجر به تخریب کامل زیستگاه پرندگان آبزی در برخی سال‌ها و از بین رفتن زیستگاه مناسب در سال‌های دیگر شده است.

ریسک کرونایی

ستاد ملی مقابله با کرونا بالاخره به دستور رئیس‌جمهوری و مطالبات وزیر بهداشت عمل کرد. دستور بازگشایی مدارس ابتدایی صادر شد. دانشجویان مقطع متوسطه هم به مرور سر کلاس‌ درس حاضر می‌شوند. نگرانی‌ها از آغاز موج ششم جدی است و تعداد شهرهای قرمز نیز به شکل قابل توجهی رو به افزایش است. کارشناسان و ناظران اقدامات دولت را «قماری بزرگ» توصیف می‌کنند. قماری که یک سر آن پیروزی است و سر دیگر، شکستی تلخ که می‌تواند زیان‌بار باشد.

«دستور بازگشایی مدارس صادر شد»، این خبری است که هشتم آبان ماه منتشر شد. سید ابراهیم رئیسی، رئیس‌جمهوری ایران آن روز در اظهاراتی در نشست ستاد ملی مقابله با کرونا، در شرایطی گفت: « وزارت بهداشت با همکاری وزارتخانه‌های علوم و آموزش‌وپرورش، طوری برنامه‌ریزی کنند تا مدارس و دانشگاه‌ها از اول آذر طبق شیوه‌نامه‌ها بازگشایی شوند» که چند روز قبل از او بهرام عین اللهی، وزیر بهداشت جمهوری اسلامی از قطعی بودن شیوع «پیک ششم کرونا» در ایران در «آبان ماه» گفته بود. آمار و ارقام کرونا در ایران هم چندان خوب نبود. تعداد جان باختگان کرونا همچون امروز سه رقمی بود و تعداد مبتلایان نیز به شکل محسوسی رو به افزایش می رفت. دولت سیزدهم و رئیس اش اما بر تصمیم خود مصر بودند. وزیر بهداشت اما به جرگه حامیان بازگشایی مدارس و دانشگاه ها پیوست. تصمیمی که از اوایل هفته گذشته رفته رفته اجرایی شد و حالا در شرایطی نوبت به دانش‌آموزان مقطع ابتدایی و متوسطه رسیده که کارشناسان به جد نگران عجله دولت برای بازگشایی مدارس هستند. دولت هم چندان مصمم نیست و رئیس‌جمهوری هشدارهایی را درباره احتمال سهل‌انگاری در بازگشایی مدارس به زبان آورده است.
دستور بازگشایی
دیروز سرپرست وزارت آموزش‌وپرورش خبر صدور مجوز بازگشایی مدارس ابتدایی را داد. علیرضا کاظمی حدود 3 ماه پیش و پس از اعتماد نکردن مجلس به گزینه پیشنهادی رئیسی برای تصدی مسئولیت وزارت آموزش‌وپرورش به عنوان سرپرست این وزارتخانه انتخاب شد. او گفته است: «مجوز بازگشایی مدارس برای دوره ابتدایی از ستاد ملی کرونا با همکاری وزارت بهداشت اخذ شده، بنابراین مدارس از اول آذر میزبان دانش‌آموزان متوسطه اول و ابتدایی می‌شوند. اولین گروه از دانش‌آموزان متوسطه دوم براساس الگوهای بازگشایی مدارس، آموزش حضوری را آغاز کردند. واکسیناسیون کادر اجرایی حدود ۱۰۰ درصد بوده، همچنین واکسیناسیون معلمان ۹۰ درصد انجام شده است. واکسیناسیون دانش‌آموزان ۱۲ تا ۱۸ سال هم براساس آخرین آمار ۸۸.۵ درصد تخمین زده می‌شود که با بازگشایی مدارس به ۱۰۰ درصد خواهد رسید» این مقام مسئول در بخش دیگری از اظهارات در شرایطی گفته «بازگشایی مدارس با رویکرد تدریجی صورت می گیرد» که دیروز در تهران تعداد قابل توجهی از مدارس مقطع متوسطه پس از حدود 20 ماه شاهد بازگشت دانش‌آموزان به مدارس بودند. این در حالیست که پیشتر اعضای کمیسیون بهداشت و درمان خواستار توجه ویژه دولت به مساله بازگشایی مدارس شده بودند. آنان معتقد بودند با توجه به نبود تهویه مناسب در مدارس، بازگشت دانش‌آموزان بدون درنظر گرفتن پروتکل های ویژه می تواند موج جدیدی از کرونا را در ایران ایجاد کند. موضوعی که اعضای کمیته علمی کشوری ستاد ملی مقابله با کرونا هم بر آن تاکید داشتند. سرپرست وزارت آموزش‌وپرورش البته تاکید کرده که «فرآیند بازگشایی مدارس متوسطه است و در این مدت کار آغاز می‌شود، اما اینکه چگونه دانش‌آموزان حضور پیدا کنند در اختیار شورای مدرسه و تایید منطقه است.» این یعنی موضوع به اختیار مدارس گذاشته شده است. پیشتر برخی مدیران مدارس اعلام کرده بودند که تا شرایطی که کرونا در ایران به وضعیت قابل قبولی نرسد و ایمنی جمعی پس از واکسینانسیون 80 درصدی ایجاد نشود، تمایلی به بازگشت دانش‌آموزان به مدارس ندارند.
خطر عادی انگاری
بازگشت دانش‌آموزان به مدارس، بازگشایی دانشگاه‌ها، لغو تدریجی ممنوعیت‌های کرونایی، آزادی سفر از تهران به شهرهای آبی و زرد، همگی عواملی است که پیام پایان کرونا در ایران را به جامعه مخابره می‌کند. پیامی که یکی از نتایج‌اش عادی انگاری کرونا در ایران است. اکثر این دستورها از ستاد ملی مقابله با کرونا صادر شده است. ریاست این ستاد برعهده رئیسی است. او اما حداقل در ظاهر تلاش می‌کند افکار عمومی را متوجه خطرات عادی انگاری کرونا کند. او در جلسه ستاد ملی مقابله با کرونا گفته است: «اولویت اصلی، حفظ و صیانت از سلامت دانش‌آموزان، دانشجویان، ‌کارگران و آحاد مردم است و حتماً باید بازگشایی‌ها همراه با رعایت شیوه‌نامه‌های بهداشتی و جایگزینی روش‌های هوشمند باشد.» رئیسی با انتقاد از سست شدن رعایت شیوه‌نامه‌های بهداشتی در حمل‌و‌نقل زمینی و هوایی، گفت: «نباید با پایین‌ آمدن آمار و شاخص‌های ابتلا به کرونا، رعایت دستورالعمل‌های بهداشتی دچار سستی شود.» رئیسی با تأکید بر بروزرسانی شیوه‌نامه‌های پیشگیری از کرونا، گفت: «باید وزارت بهداشت و درمان با همکاری سایر دستگاه‌ها برای بروزرسانی این شیوه‌نامه‌ها اقدام کند.» رئیس‌جمهوری با تأکید بر ضرورت حمایت از واکسن‌های ایرانی، گفت: «دانشمندان و متخصصان کشورمان تلاش ارزشمندی در تولید واکسن داخلی داشتند که باید از آن‌ها حمایت حقوقی و مالی شود.» این مقام مسئول در بخش دیگری از اظهاراتش تشویق و اقناع‌سازی مردم برای تزریق واکسن را حائز اهمیت دانست و گفت: «لازم است تاثیر دریافت واکسن برای جامعه به خوبی تبیین شود تا شاهد افزایش روند واکسیناسیون و رسیدن به آمار بالای ۸۰ درصد در این زمینه باشیم.» تاکید رئیسی بر آمار بالای 80 درصدی در شرایطی است که او و وزیر بهداشت دولت اش پیشتر آمار 70 درصدی را مدنظر قرار داده بودند که با انتقادات بسیاری مواجه شده بود. فراتر از این، پزشکان صدور دستور بازگشایی مدارس در تمام مقاطع را در کنار تاکید بر پرهیز از عادی انگاری کرونا را تناقض دولت سیزدهم دانسته‌اند.
هادی‌یزدانی، پزشک متخصص در همین راستا در اتاق «خبرپارتی» در شبکه اجتماعی کلاب هاوس گفته است: «بازگشایی مدارس در مقطع فعلی قمار بزرگی است. آقایان باید متوجه باشند که هنوز پیک پنجم پایان نیافته است. آمار واکسیناسیون هم به حد ایمنی جمعی نرسیده است. بهتر است مراعات کنند و عجله نداشته باشند.»
دلتا پلاس در کمین ایران
همه این اتفاقات در شرایطی رخ می دهد که دیروز تعداد شهرهای قرمز ایران به شکل قابل توجهی افزایش یافت. براساس نقشه نرم افزار «ماسک»، تا امروز در ایران 33 شهر در وضعیت قرمز به سر می برند. تهران، کرج، زنجان و تبریز هم کلان‌شهرهایی هستند که وضعیت‌شان زرد شده است. این نرم افزار هشدار داده که «اگر روند افزایشی شهرهای قرمزبه سرعت مهار نشود، با خطر جدی موج ششم کرونا مواجه خواهیم بود.» تغییر وضعیت شهرهای ایران همزمان شده با شیوع سویه دلتا پلاس در کشورهای مختلف جهان. امروز در روسیه و بریتانیا گزارش‌هایی از ابتلا به سویه دلتا پلاس کرونا ثبت شده است. خبرگزاری تسنیم نیز با اتکا به همین آمارها و از زبان متخصصان هشدار داده که دلتا پلاس از مرزهای غربی ایران می تواند وارد جمهوری اسلامی شود. این خبرگزاری حامی دولت هم از سهل انگاری مسئولان و دولتی‌ها در بازگشایی مدارس و لغو محدودیت‌ها انتقاد کرده است. رئیس دانشگاه علوم پزشکی اراک هم دیروز گفته بود که روند افزایش کرونا در 10 استان صعودی است.
بدین ترتیب به نظر می رسد که انتظار شیوع موج ششم کرونا در ایران انتظار به جایی است مگر آنکه روند تزریق واکسن با مهار مخالفان این مهم در ایران سرعت بیشتری به خود بگیرد در غیر این صورت و با اتکا به آمار و ارقام و اظهارات کارشناسان، احتمالا در ماه جاری ششمین موج کرونا در ایران در شرایطی آغاز می‌شود که پیک پنجم هنوز مهار نشده است و ایران مدت‌هاست کشته های دو رقمی کرونایی را به خود ندیده است.

ممانعت از استخدام‌ و انتصاب‌های خویشاوندی در سازمان‌ها

کارزاری با نام درخواست ممانعت از استخدام‌ و انتصاب‌های خویشاوندی در سازمان‌ها در وب‌سایت کارزار در جریان است که با هشتگ #نه_به_پارتی_بازی پیگیری می‌شود. در بخشی از متن این کارزار خطاب به رئیس جمهوری اسلامی ایران، رئیس مجلس شورای اسلامی و رئیس سازمان بازرسی کل کشور آمده است: «با احترام به استحضار می‌رساند، متاسفانه شاهد هستیم که انتصاب‌ها و استخدامی‌های خویشاوندی و پارتی‌بازی هر روز گسترده‌تر می‌شوند. نتیجه این اعمال و عدم به کارگیری نیروهای مستعد، سالم و با لیاقت جز ایجاد حس ناامیدی در جامعه، فرار مغزها، اتلاف بیت‌المال، شیوع گسترده مفاسد مالی و اداری، افزایش بیکاری و بروز مشکلات مدیریتی و اجتماعی در سازمان‌ها و جامعه نخواهد نبود. در شرایطی که می‌دانیم شایسته‌سالاری و رعایت اصول و ضوابط استخدام و به‌کارگیری نیروی انسانی در سازمان‌ها، جز ارکان مهم پیشبرد اهداف جوامع، ارتقای سطح کیفیت و کارایی نیروی انسانی، بهبود مستمر، ممانعت از بروز فساد و تعالی سازمانی محسوب می‌شود. ما انتظار داریم که قانونی تصویب شود تا مانع از انتصاب‌ها و استخدام‌های خویشاوندی در سازمان‌های دولتی نظیر صدا و سیما و شهرداری و… و شرکت‌های خصولتی به ویژه پتروشیمی‌ها شده و اجرای دقیق این قانون نیز توسط مراجع مربوطه پیگیری شود.» امضاکنندگان این کارزار می‌خواهند از این راه پیگیر «شایسته‌سالاری در استخدام‌های دولتی» شوند.

نسخه کلینیکی کاپ 26 برای زمین

کاپ 26 در حالی این روزها برگزار می‌شود که جهان بعد از نزدیک به دو سال همچنان درگیر تبعات کویید 19 است. بیماری که به انسان مدرن ثابت کرد با تمام داشته‌های علمی و تکنولوژیکی خود توان مقابله با یک موجود میکروسکوپی را ندارد و به اذعان دانشمندان همین مساله نیز ناشی از زیرپا نهادن قوانین طبیعت بوده و تاکنون قاچاق حیوانات و رعایت نشدن حریم اکولوژیکی گونه‌های حیات‌وحش توسط انسان جزء دلایل اصلی و منشا این بیماری نامبرده می‌شود. نمایندگان نزدیک به 200 کشور جهان در اجلاس گلاسکو حضور دارند و این به لحاظ سیاسی یکی از بی‌نظیرترین گردهمایی‌های سیاستمداران دنیا محسوب می‌شود که برای حل آنچه به عنوان اصلی‌ترین تهدید حیات بشر از آن نامبرده می‌شود در اسکاتلند گرد هم آمده‌اند.

آنها قرار است راه‌حلی برای نه متوقف کردن بلکه کاهش روند گرم شدن زمین و تغییرات اقلیمی بیابند اما به نظر می‌رسد در این بین تضاد منافع کشورها و گروه‌های مذاکره کننده با منافع زمین مانع از این امر می‌شود همانطور که این امر پیش از این نیز تحقق مصوبات اجلاس پاریس را تحت‌الشعاع قرار داده بود و این مساله از روزهای قبل از آغاز اجلاس گلاسکو و در گردهمایی گروه 20 نمایان شد.
قبل از برگزاری کاپ 26 (COP26) قدرت‌های بزرگ اقتصادی دنیا که از قضا حدود 70 درصد تولید گازهای گلخانه‌ای در دنیا نیز مربوط به آنهاست در ایتالیا گرد هم آمدند و غیراولویت‌دار بودن بحران تغییرات اقلیمی را در بیانیه پایانی خود که در آن هیچ اشاره‌ای به میزان و تعهدات مشخص آنها برای کاهش تولید گازهای گلخانه‌ای نشده بود، به نمایش گذاشتند. این کشورها به علاوه بیش از 150 کشور دنیا که نقش کمتری در تولید متان و دی‌اکسیدکربن دارند اکنون در گلاسکو در حال چانه‌زنی برای به نمایش گذاشتن نقشی موجه و تاثیرگذار از خود در رسانه‌ها هستند تا شاید برای مدتی کوتاه مانع انتقاد دانشمندان و فعالان اقلیمی شوند و در نهایت در روزهای آینده از دستاورد بزرگ خود در این اجلاس قدردانی کنند و این را باید به عنوان فریب بزرگ قرن برای لاپوشانی کردن اتهاماتی دانست که نه تنها متوجه دولت‌ها بلکه متوجه سرمایه‌دارانی است که هرگونه کاهش مصرف سوخت‌های فسیلی باعث کاهش سود آنها در بازارهای مالی می‌شود و از قضا سیاستمداران اغلب این کشورها نیز نه به عنوان نماینده مردم خود و لیدرهای بین‌المللی برای بهبود وضعیت اقلیمی در کره زمین برای انسان، بلکه به عنوان نمایندگان این سرمایه‌داران در حال ایفای نقش در گلاسکو هستند.
به نظر می‌رسد تمامی سخنرانی‌های تاثیرگذار، کمپین‌های بین‌المللی و هشدارهای جدی دانشمندان تنها اندک تلاش‌های صادقانه در حاشیه این اجلاس به شمار می‌رود و مساله اصلی که از قواعد نادرست نظام سرمایه‌داری و اقتصاد بین‌المللی و لطمات جبران‌ناپذیر آن به طبیعت نشات می‌گیرد همچنان بدون راه حل رها شده است. بسیاری از صاحب نظران این اجلاس را یک نمایش غیرقابل تحمل در برابر تهدیدی جدی می‌دانند و اندک تلاش‌ دولت‌ها را برای حل آن ناکافی و یک نسخه کلینیکی برای جدی‌ترین تهدید قرن حاضر برای حیات بشر می‌دانند ادعایی که بیشتر از هر پیش‌بینی دیگری نزدیک به واقعیت به نظر می‌رسد.گذاره‌های حقیقی در زیست‌بوم طبیعی زمین و شدت و روند تغییرات در آن به ما نشان می‌دهد که اگر موضوع مهم تغییرات اقلیمی جدی گرفته نشود شاید در دهه‌های آینده تبدیل به بزرگترین درس طبیعت برای ما انسان‌ها شود و این تغییر جزیی در زیست‌بوم کره زمین را که در طول حیات چند صد میلیون ساله آن اتفاق مهمی به شمار نمی‌آید، تبدیل به مهمترین اتفاق تاریخ زندگی بشر شود و تبعات سیاسی، امنیتی و اجتماعی آن نسل‌های آینده را مورد تهدید جدی قرار دهد.

وداع با تصویرگر صلح

کامبیز درم‌بخش، هنرمند پیشکسوت کاریکاتور، عصر دیروز در سن ۷۹ سالگی و بر اثر ابتلا به بیماری کرونا دار فانی را وداع گفت.
به گزارش روابط‌عمومی موسسه هنرمندان پیشکسوت، درم‌بخش که از چندی قبل درگیر بیماری کرونا شده بود، ۱۵ آبان ۱۴۰۰ دارفانی را وداع گفت.
کامبیز درم‌بخش (۸ خرداد ۱۳۲۱ در شیراز) طراح، کاریکاتوریست و گرافیست بود. او برنده چندین جایزه بزرگ معتبر جهانی است و تاکنون چند نمایشگاه مستقل از آثارش در کشورهای مختلف جهان برگزار کرده است.
او از جمله نوادر هنرمندی محسوب می‌شد که در نیم سده، فعالیت‌هایش به طور مستمر ادامه داشت و دستاوردهای ارزشمندی را به دست آورد. آنچه در حوزه کاری درم‌بخش به عنوان یک هنرمند کاریکاتوریست حائز اهمیت است، جنبه شناخت جهانی از آثار اوست و امروزه در هر جای دنیا که صحبت از کاریکاتور باشد، بدون شک نام او با احترام آورده می‌شود. درم‌بخش برنده جایزه‌های مختلفی در بزرگترین و معتبرترین مسابقات بین‌المللی کاریکاتور ژاپن، آلمان، ایتالیا، سوئیس، بلژیک، ترکیه، برزیل و یوگسلاوی است.
بدون شرح، مینیاتورهای سیاه، دفتر خاطرات فرشته‌ها، کتاب کامبیز، المپیک خنده، سمفونی خطوط از کتاب‌های درم‌بخش است.
درم‌بخش در ۱۳۹ نشان شوالیه را از دولت فرانسه دریافت کرد و در ۱۳۹۷ در مراسم پایانی ششمین «جشنواره بین‌المللی هنر برای صلح» یکی از چهار هنرمندی بود که نشان عالی «هنر برای صلح» را به خود اختصاص داد. مستند سینمای کاغذی درباره آثار و زندگی کامبیز درم بخش شرح مصوری از زندگی اوست.
آثار درم‌بخش در موزه‌های هنرهای معاصر تهران، فرهنگستان هنر خانه صبا، کتابخانه ملی، مان هنر نو، موزه سندیکای گرافیست‌های ایران، موزه آوینیون پاریس، موزه کاریکاتور بازل سوئیس، موزه کاریکاتور گابروو در بلغارستان، موزه هیروشیما در ژاپن، موزه ضدجنگ یوگسلاوی، موزه کاریکاتور استانبول ترکیه، موزه کاریکاتور ورشو در لهستان و مجموعه شهرداری شهر فرانکفورت آلمان نگهداری می‌شود.
در کنار این فعالیت‌ها درم‌بخش در حوزه تبلیغات تصویرگری کتاب کودک، پوستر، فیلم کوتاه، کارت پستال، تقویم هم فعال بود و از اواسط دهه ۸۰ وارد انیمیشن‌سازی هم شد. آثار او با خطوطی ساده و سیاه روی زمینه سفید کاغذ شکل می‌گرفت و کاراکترهایی را به وجود می‌آورد که در هر تابلو روایت‌گر داستانی متفاوت و تأثیرگذار هستند.

تهران و چالش انسان‌های لبه شهری

تصور بر آن است که شهرها در مرزهای پایانی خود، آرام آرام رنگ می‌بازند، کم تراکم‌تر می‌شوند، تا به‌طور نامحسوسی تمام شوند. اما این تصور درباره تهران چنین نیست. تهران در مرزهای قانونی خود یکباره تمام می‌شود، گویی که به پایان جهان رسیده‌ایم. سپس در فاصله‌ای با او، با نامی دیگر اما با محتوای تهران، دوباره آغاز می‌شود و باز هم در مرز قانونی‌اش، تمام می‌شود و سپس موج بعدی و موج بعدی. به ازای هر تمام شدنی، لبه‌ای شکل می‌گیرد و بر هر لبه‌ای، انسان‌هایی می‌زیند که یا هستندگانی‌اند که از دیرباز مهارت بر لبه‌ماندگی را آموخته‌اند، یا باشندگانی‌اند که امواج رانش کلان‌شهر آن‌ها را به لبه هُل داده‌است.

لبه، یعنی پایان، یعنی جایی که پس از آن چیزی نیست. پرتگاهی به فضایی تهی، بدون جاذبه و بدون وزن، بدون جان‌پناه، بدون دستگیره، بدون نشانه‌ای از جای پا، تهی از هوا که حتی فریادت از تو کَنده نمی‌شود که به گوش کسی برسد. و چاره‌ای نیست به‌جز آن که با چنگ و دندان، خود را بر لبه نگه‌داری. که اگر از این لبه به بیرون پرتاب شوی، معلوم نیست به کجا سقوط کنی، شاید در موج بعدیِ تهران دستت به جایی بند شود و یا به سقوط آزادت ادامه بدهی.
انسان لبه شهری، آن نجار یزدی در محله کن است که هفتاد سال پیش با خانواده‌اش به تهران آمد، یکی یکی آجر به دست اوستاهایش داد تا محله‌های یزدی‌ساز پا بگیرند، او با این‌که آن همه خانه ساخت، اما اکنون در گوشه‌ای از مغازه‌ای اجاره‌ای، به اخطار تخلیه صاحب مغازه فکر می‌کند. انسان لبه شهری آن کارگر افغانستانی است که با دستمزد ارزانش، باغ‌های کن و فرحزاد را هنوز در آستانه صرفه اقتصادی نگه داشته‌است، اما حضور لرزانش را از بیم آن‌که به افغانستان پرتابش نکنند، در پس و پشت هزینه‌ی منفعت باغ‌دار، پنهان می‌کند. انسان لبه شهری، آن زن بیوه نفرآبادی است که تمام خانه‌های اطرافش را برای طرح گسترش حرم عبدالعظیم، ویران کرده‌اند و او اکنون، زنی تنها بر لبه تراشیده شده و تیز تهران ایستاده‌است و به قفل‌های ضریح چنگ می‌اندازد.
انسان لبه شهری خانواده‌ای است تارانده از خاک سفید ـ لبه ویران شده تهران ـ که اکنون در محله‌ای خودساخته در آن سوی رودهن، در اضطراب از پرتاب شدگی دوباره. انسان لبه شهری، زنی است در انتهای انتهای جهان، در لبه لبه اکبرآباد، در قلعه‌ای ویرانه در انتظار گذرنده‌ای است اتفاقی، که تن خود را به او بسپارد، تا نان شبش مهیا شود. انسان لبه شهری، پیرمردی است که خانه خود را برای تأمین جهیزیه دخترش می‌فروشد و با تتمه پولش، در رباط‌ کریم اتاقی اجاره می‌کند. انسان لبه شهری، مردی است که از غوغای شهری پر هیاهو گریخته و در انزوای باغی بیتوته کرده تا مگر آرامش از دست‌رفته خود را باز بیابد، در حالی که بادهای تغییر در پیرامونش در حال وزیدن است. یا کسی است که در آخرین بقایای خانه در حال ویرانی پدری خود، مراسم سوگ مادر خود را برگزار می‌کند.
در عین حال، انسان لبه شهری، زمین‌داری است که می‌کوشد با تغییر کاربری از باغ به مسکونی، یا از مسکونی به گورستان، یا از حاشیه شهری به محله‌ای با ساختمان‌های میان‌مرتبه، زمین سست خود را به دیگری واگذارد و خود به درون کلان‌شهر عقب‌نشینی کند. انسان لبه شهری همان ساکن دیرینه لبه‌ها نیز هست که کج‌دار و مریز بر زمین خود روزگار می‌گذراند و آینده را رصد می‌کند تا چه پیش آید.
تهران تاکنون چگونه به لبه‌های خود اندیشیده‌است؟ از دید ساکنان عادی شهر، تهران لبه‌ای ندارد. هر بار که پا به بیرون گذاشته‌ایم، ویژگی بزرگ‌راه‌های درون‌شهری و برون‌شهری را چندان متفاوت ندیده‌ایم. و هنگامی که به درون آمده‌ایم، تنها به مقصد/خانه اندیشیده‌ایم. و حضور ما در تهران، نوعی پرتاب‌شدگی است. ما لبه شهری را با لبه گذرگاه‌ها یکسان می‌فهمیم. در حالی‌که در فضای میان ورودی‌های شهر، پهنه‌ای از سکونت نهفته است که اگر مقصدمان نباشد، تصوری از آن در ذهن‌مان شکل نمی‌گیرد. از دید تصمیم‌سازان، که به ابزار نقشه مجهز‌اند، لبه شهری موضوعی نامفهوم است، شهر از مرزهای آن آغاز می‌شود. پس از طی کردن حریم کمربندی، به درون شهر می‌رسیم. درون لبه‌ای، با درون میانی و درون مرکزی، تفاوتی ندارد. همان ضابطه گذربندی، تراکم و کاربری که در درون جاری است، بر لبه نیز اعمال می‌شود. عدالت توزیعی حکم می‌کند که همه را با یک چشم ببینیم. سرانه‌های برابر، اگرچه بر روی کاغذ! وظیفه ما تا این‌جا است. و تصمیم‌گیران نیز به تأسی و البته به بهانه اندیشه‌های تصمیم‌سازان، حیطه مدیریتی خود را با مرزها مشخص می‌کنند و نقشه ذهنی آن‌ها چیزی نیست جز خط. خطی که یک بعدی است؛ فقط طول است و عرض ندارد. اما تصمیم‌گیران در این‌جا و آن‌جا بر وفق مراد خود عمل می‌کنند. دستان خود را دراز می‌کنند و با انگشت اشاره فرمان می‌دهند که بر فراز باغ‌های کن برج‌های دوازده طبقه بسازند و سپس فغان برمی‌آورند که چرا باغ‌های کن به یغما می‌روند. باز در محله نفرآباد، بر لبه جنوبی و انتهایی‌ترین اثر وجودی تهران می‌ایستند، دستان خود را در دو سو می‌گشایند و می‌گویند از این‌جا تا حرم را «پاک‌سازی» کنید. و برای فشار به ساکنانِ آن، تخریب متخلل را در پیش می‌گیرند تا آنان به هر قیمتی حاضر به ترک خانه‌های خود شوند و هنگامی که از پس خرید همه خانه‌ها بر نمی‌آیند، شانه‌های خود را بالا می‌اندازند و می‌گویند منظور ما چنین وضعیتی نبود. بر محله خاک سفید، با لشکری جرّار هجوم می‌برند و می‌گویند، این محله فساد باید یک‌بار برای همیشه، جمع شود و پس از سال‌ها، که خاک سفید را به همان‌گونه پیشین می‌بینند، می‌گویند طرح‌شان ناقص اجرا شده‌است. به دروازه غار هجوم می‌برند، تخریب می‌کنند و بر جای آن بوستانی پر از درخت و چمن می‌سازند، که زیر هر درختی، بی‌خانمانی لانه می‌کند. و سپس با یورشی دیگر، بی‌خانمان‌ها را بی‌خانمان‌تر می‌سازند. چشم باز می‌کنند و مرتضی‌گرد را روبه‌روی خویش می‌یابند که بی‌مهابا در حال گسترش است و گویی که غول دیده‌اند، از ترس، چشم بر هم می‌گذارند و آن را نادیده گرفته و به حال خود رها می‌کنند. در آن‌سوتر خلا زیر به همان روش گسترش می‌یابد.
این‌ها نمونه‌هایی از اندیشه‌های بی‌محتوا است. اندیشه تنها کفایت نمی‌کند، اندیشه باید به شناخت بیانجامد و شناخت باید از محتوای تجربی پُر شود، وگرنه کور است و به در دیوار و لبه شهری بر می‌خورد و جز ویرانی و آشفتگی و ناامیدی ثمری به‌بار نمی‌آورد.
شهر، تنها موضوع تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران و مدیران نیست. شهر متعلق به همه است و به این دلیل، شناخت آن باید از تجربه زیسته خود ساکنان آکنده شود. نمی‌توان با یک نظرگاه، به شهر و محله‌های آن نگریست و اندیشید. یکسان‌انگاری، روی دیگرِ نادیده‌انگاری است. در حالی‌که هر یک از محله‌های لبه شهری، بنا به خودویژگی‌شان، روایت جداگانه‌ای دارند و همچون هر پهنه دیگری، رویکرد متفاوتی را می‌طلبند.

آسمان ایران آلوده‌تر می‌شود

|پیام ما| با وجود همه مخالفت‌های سازمان حفاظت محیط زیست، نیروگاه‌های تبریز، مشهد و همدان مازوت می‌سوزانند. این را معاون مرکز ملی هوا و تغییر اقلیم سازمان حفاظت محیط‌ زیست تایید می‌کند. استفاده از سوخت مازوت در نیروگاه‌های این استان در حالی است که در تهران، اصفهان و کرج مازوت‌سوزی ممنوع است. سازمان محیط زیست می‌گوید در این ارتباط با دولت و وزارت نیرو و نفت مکاتبه کرده و خواسته سوخت جایگزین و کم‌‌گوگرد برای نیروگاه‌ها تامین شود و راه‌حلی هم مطرح کرده؛ استفاده از سیستم کنترلی و نصب فیلتر در نیروگاه‌ها. اما بسیاری از نیروگاه‌ها توان راه‌اندازی چنین سیستمی را در کوتاه‌مدت ندارند.

داریوش گل‌علیزاده، معاون مرکز ملی هوا و تغییر اقلیم سازمان حفاظت محیط‌ زیست تاکید دارد که در سال‌های گذشته مازوت سوزی در تهران، اصفهان و کرج رخ نداده اما با ادامه آلودگی هوا در اصفهان، همین دیروز فرماندار اصفهان، درخواست کرده که دستگاه قضایی اجازه استفاده از مازوت در اصفهان را ندهد چرا که این شهر دارای شرایط ویژه‌ای در زمینه آلودگی هوا است. حسین سیستانی درباره استفاده از مازوت در نیروگاه‌های اصفهان به مهر گفته است: «هنوز این امر در اصفهان اجرایی نشده و امیدواریم با توجه به شرایط کنونی اصفهان هرگز این طرح اجرایی نشود.» او به اینکه دولت تصمیم بر استفاده از مازوت به عنوان سوخت در نیروگاه‌ها داشته اشاره کرده و گفته : «این امر به دلیل پرشدن انبارهای مازوت در پالایشگاه‌ها اتخاذ شده است.»
فرماندار اصفهان با اشاره به اینکه نیروگاه‌های اصفهان در نزدیکی شهر اصفهان قرار دارند و استفاده از مازوت در آنها به شدت سلامتی شهروندان را تهدید می‌کند، اضافه کرده است: «باید توجه داشت که استفاده از مازوت در گذشته روزانه ۵۰۰ تن گوگرد را وارد هوای شهر اصفهان می‌کرد و با صدور حکم قضایی استفاده از مازوت در نیروگاه‌های اصفهان ممنوع اعلام شد.» به گفته او این حکم همچنان پابرجا است و از این رو درخواست شده همچنان نسبت به اجرای حکم قضایی توجه شود. «انتظار ما این است که دستگاه قضایی نسبت به وضعیت آلودگی هوای شهر اصفهان توجه داشته باشد و اجازه اجرای تصمیم ملی در زمینه استفاده از مازوت در اصفهان را ندهد.»
در روزهای گذشته نیز ساناز جعفری، مشاور مدیرعامل در مدیریت بحران و پدافند غیرعامل شرکت برق حرارتی در حاشیه برگزاری نمایشگاه بین‌المللی صنعت برق ایران گفت: «به هیچ عنوان در نیروگاه‌های تهران و اطراف سوخت مازوت استفاده نمی‌شود و تنها در مواقع اضطراری نیروگاه دماوند به طور محدود گازوییل استفاده می‌کند.» او با بیان اینکه سبد سوخت نیروگاه ها متشکل از ۸۰ درصد گاز طبیعی، کمتر از هشت درصد مازوت و مابقی گازوییل است، افزود: «سوخت مازوت فقط در نیروگاه‌های بخارسوز امکان استفاده دارد. انتخاب سوخت نیروگاهی در اختیار وزارت نیرو نیست و وزارت نفت نیز گاز را در زمستان با اولویت به بخش خانگی تخصیص می دهد. وزارت نیرو نیز برای پیشگیری از خاموشی ناگزیر به استفاده از سوخت دوم است.» به گفته او از ابتدای امسال ۹۱ درصد نیروگاه های مورد بهره‌برداری با سوخت گاز بوده اند و پیش‌بینی این است که تا سال ۱۴۲۰ تراز تولید گاز در کشور منفی شود که این مابه‌التفاوت و رشد نیاز برق کشور این فاصله را زیاد می‌کند لذا ناگزیر هستیم برق مورد نیاز را با سوخت دیگر تامین کنیم.
محیط زیست: با وزارت نیرو و نفت رایزنی کرده‌ایم
با فرارسیدن فصل سرما، صحبت از مصرف سوخت مازوت بار دیگر داغ شده است. مازوت که یکی از زیرمجموعه های نفت کوره به شمار می‌رود، متهم اصلی آلودگی هوا است. با این همه اما معاون مرکز ملی هوا و تغییر اقلیم سازمان حفاظت محیط‌ زیست مازوت‌سوزی در شهرهایی مانند تبریز، مشهد و همدان را تایید می‌کند. او به «پیام ما» توضیح می‌دهد: «سازمان حفاظت محیط زیست بارها و بارها مخالفتش را با استفاده از سوخت مازوت اعلام کرده است. صحبت ما همیشه این است که به ویژه وقتی کیفیت هوا در شرایط ناسالم قرار دارد، به هیچ وجه و در هیچ شهری نباید از سوخت مازوت پرگوگرد استفاده کرد.»
عضو کمیته اضطرار سوخت ادامه می‌دهد: «زمانی هست که هوا در شرایط ناسالم قرار ندارد و ظرفیت تهویه مناسب است و مازوت‌‌سوزی منجر به افزایش آلودگی نمی‌شود اما در ارتباط با وضعیت کنونی و سوزاندن مازوت در این سه استان هم مکاتباتی با دولت و دستگاه‌ها داشته‌ایم و گفته‌ایم در نیروگاه‌های مورد نظر اگر قرار بر استفاده از سوخت‌ مازوت پرگوگرد است باید سیستم‌های کنترلی نصب شود. اما این کار هم به دلیل هزینه و نبود زیرساخت‌ها به این زودی انجام نمی‌شود و باید برنامه‌ریزی کنند تا در آینده اتفاق بیفتد.»
او همچنین می‌گوید:‌ «در فصل زمستان که وارنگی هوا داریم و پایداری جوی وجود دارد و باد مناسب نیست که آلاینده‌ها را رقیق کند، به هیچ وجه نباید از سوخت مازوت اضافه شود. ما مخالفت را در جلسات مختلف اعلام کرده‌ایم و گزارش‌های‌مان را به دستگاه‌های ذیربط داده‌ایم.» اما پاسخ چه بوده است؟ «پاسخ آنها این است که به دلیل کاهش دما در زمستان با افزایش مصرف گاز در بخش خانگی و تجاری است، سوخت مورد نیاز (گاز) کم می‌آید. در نتیجه چون نمی‌توانند سوخت مورد نیاز منازل را تامین کنند، ناچارند از مازوت بسوزانند. »
او اضافه می‌کند: «نیروگاه‌های بخاری (سیکل ترکیبی) امکان مصرف هر سه نوع سوخت و مازوت‌سوزی پیش‌بینی شده، چرا که سیستم‌ آنها طوری طراحی شده که می‌توانند سوخت مازوت هم استفاده کنند. مثل نیروگاه مفتح، شهید رجایی، شهید سلیمی نکا. اما نیروگاه‌های حرارتی یا گازی فقط یا گاز یا نفت و گاز می‌توانند استفاده کنند.»
گل‌علیزاده ادامه می‌دهد: «با توجه به محدود بودن گاز، راهکار کوتاه‌مدت این است که برای جلوگیری از اختلال در شبکه برق‌رسانی، مصرف گاز به اندازه 5 تا 7 درصد در بخش خانگی و تجاری کاهش یابد یا یک تا دو و نیم کاهش دمای سیستم‌های گرمایشی رخ بدهد. به این ترتیب کمبود سوخت نیروگاه‌ها مرتفع می‌شود.»
به گفته معاون مرکز ملی هوا و تغییر اقلیم سازمان حفاظت محیط‌ زیست در ایران به دلیل ارزان بودن انرژی و فرهنگ مصرف، شدت مصرف انرژی سه برابر استاندارد انرژی است. اما در حال حاضر در کلان‌شهرهایی مثل اصفهان و کرج و تهران در چند سال اخیر به هیچ وجه مازوت استفاده نمی‌شود.
او که عضو کمیته اضطرار سوخت است، مازوت‌سوزی در تهران که سال گذشته خبرساز شده بود را نیز تکذیب می‌کند و می‌گوید: «در تهران نزدیک به 10 سال است که حکم قضایی برای ممنوعیت مازوت‌سوزی وجود دارد. فقط نیروگاه بعثت امکان مصرف مازوت دارد که از ابتدای دهه 90 حکم قضایی داشته و پلمب است.» گل‌علیزاده اضافه می‌کند: «به طور کلی مشعل‌های این سه کلان‌شهر تهران اصفهان و کرج پلمب است. پارسال در تهران با توجه به سکون هوا آلودگی شدت داشت. منابع انتشار آلودگی اما تغییری نکرده بود. هر سال زمستان وقتی با شرایط سکون هوا مواجه می‌شویم با توجه به وجود افزایش منابع انتشار متحرک و ساکن و خارج نشدن خودروها و موتوسیکلت‌های فرسوده، آلودگی هوا انکارناپذیر است.»
گل‌علیزاده درباره سیستم کنترلی نیز توضیح می‌دهد: «این سیستم در واقع فیلترهایی است که گازهای آلاینده‌ای چون دی‌اکسید کربن و گوگرد را جذب می‌کند و نمی‌گذارد وارد محیط شود. راه‌اندازی این سیستم طول می‌کشد چون در طراحی اولیه بعضی از نیروگاه‌ها پیش‌بینی نشده است. مگر اینکه وزارت‌های نفت و نیرو هماهنگی با هم انجام بدهند و مازوت کم‌گورگرد در اختیار این نیروگاه‌ها قرار دهند. ما در این رابطه هم با وزارت نفت و نیرو مکاتباتی کرده‌ایم و در حال پیگیری هستیم.»
وزارت نیرو و نفت همکاری کنند
به گفته او با توجه به تایید مازوت‌سوزی در این سه استان چند راه داریم؛ یکی اینکه گاز یا نفت و گاز در اختیار نیروگاه‌ها قرار دهند. آلودگی گاز کم است و برای نفت هم اگر تدابیری برای احتراق آنها در نظر گرفته شود، آلودگی آن کنترل می‌شود. اما اگر نتوانند گاز و نفت و گاز را تامین کنند، مازوت می‌ماند. در این ارتباط یک راه حل سیستم کنترلی است که در کوتاه‌مدت جواب نمی‌دهد و دیگری گوگردزدایی (سولفورزدایی) از مازوت. در حال حاضر سه و نیم درصد از وزن حجمی مازوت گوگرد است اما اگر سولفورزدایی شود، میزان گوگرد آن به نیم درصد می‌رسد. در این رابطه هم وزارت نفت باید با وزارت نیرو هماهنگی کند تا این کار انجام شود.»
او ادامه می دهد: «از طرف دیگر اقدام قضایی واحدهای آلاینده هم انجام می‌شود. اما در پیگیری‌های قضایی نمی‌توان نیروگاه‌ها را تعطیل کرد.» گل‌علیزاده با اشاره به این موارد می‌گوید: «شرایط کشور به صورتی است که با افزایش مصرف در زمستان با کمبود و راهش این است که مشارکت جدی می‌خواهد . اگر مردم نمی خواهند خاموشی و آلودگی مصرف بهینه بکنند.»

گام معلق حذف زغال سنگ

نشست تغییرات اقلیمی سازمان ملل یا کاپ ۲۶ در گلاسگو تاکنون به توافقنامه‌هایی به منظور حذف زغال‌سنگ، توقف جنگل‌زدایی و کاهش تولید گاز متان دست پیدا کرده است. اما برای کاهش روند گرمایش زمین به شفافیت بیشتری از عملکرد این توافقنامه‌ها نیاز است. «فکر کنم امروز می‌توانیم بگوییم که پایان زغال‌سنگ را می‌بینیم.» این گفته را الوک شارما، رئیس نشست گلاسگو در سخنرانی خود در جریان این نشست بیان کرد و خبر داد که بیانیه جهانی گذار از زغال‌سنگ به انرژی‌های پاک ۷۷ امضا کسب کرده است؛ تعهدی برای پایان دادن به سرمایه‌گذاری در پروژه‌های زغال‌سنگ، افزایش انرژی‌های پاک و در نهایت حذف آلوده‌کننده‌ترین سوخت فسیلی تا سال ۲۰۳۰ در اقتصادهای بزرگ جهان و تا سال ۲۰۴۰ در کشورهای دیگر.
در این توافق‌نامه امضای ۴۶ کشور از جمله لهستان، ویتنام و شیلی دیده می‌شود که برای ۲۳ عضو آن این اولین باری است که برای حذف زغال‌سنگ در داخل کشور خود متعهد می‌شوند.
هند و چین امضا نکردند
امضای چندین کشور بزرگ مصرف‌کننده زغال‌سنگ به طور چشمگیری دیده نمی‌شود؛ چین و هند که روی هم رفته حدود دو سوم زغال‌سنگ در دنیا را می‌سوزانند. غایب بزرگ دیگر استرالیاست که یکی از بزرگترین صادرکنندگان زغال‌سنگ و یازدهمین مصرف‌کننده آن در جهان شناخته می‌شود. آمریکا هم که یک پنجم برق خود را از زغال‌سنگ تولید می‌کند، این معاهده را امضا نکرده است. به گزارش نیویورک تایمز امتناع آمریکا برگرفته از سیاست‌های داخلی این کشور است. شورای امنیت ملی کاخ سفید در بیانیه‌ای اعلام کرد که معاهده حذف زغال‌سنگ در حال بازبینی قانونی و فنی بوسیله دولت فدرال است.
استفاده از زغال‌سنگ برای تولید برق در آمریکا در سال ۲۰۰۷ به اوج خود رسید و از آن موقع به‌کارگری گازهای طبیعی و انرژی‌های بادی و خورشیدی باعث شد تا مصرف آن رو به کاهش برود. زغال‌سنگ بزرگترین عامل تولیدکننده دی‌اکسید کربن در جهان است و حذف آن مهم‌ترین مسئله نشست گلاسگو به شمار می‌رود.
به گفته وزیر محیط زیست آلمان، حذف زغال‌سنگ برای جلوگیری از گرمایش زمین به بیش از ۱.۵ درجه سانتی‌گراد در مقایسه با قبل از دوران انقلاب صنعتی است. آستانه‌ای که بسیاری از دانشمندان می‌گویند تاثیرات فاجعه‌بار موج گرما،‌ خشکسالی، آتش‌سوزی‌های جنگلی و سیل را به همراه خواهد داشت. دمای کره زمین تاکنون ۱.۱ درجه سانتی‌گراد افزایش یافته است.
زمان دقیق، نکته گم‌شده معاهده حذف کربن
تعدادی از کنشگران محیط زیستی درباره نکات کلیدی و مبهم این معاهده هشدار می‌دهند؛ موضوعاتی مانند تاریخ دقیق حذف این سوخت فسیلی. به گفته جنیفر مورگان، مدیر اجرایی گروه صلح سبز، تعیین زمان تا پایان سال ۲۰۳۰ یا ۲۰۴۰ باعث تشکیل راه‌های گریز از آن می‌شود. ممکن است یک قدم به جلو حساب شود اما کافی نیست و اقدامات بیشتری باید صورت گیرد. کشوری مانند لهستان که ۷۰ درصد از برق خود را از زغال‌سنگ تولید می‌کند می‌تواند حذف زغال‌سنگ را تا پایان سال ۲۰۴۹ کش دهد.
انتظار می‌رود این توافقنامه کمک کند سرمایه‌گذاری‌های نهادهای غیردولتی مانند بانک جهانی در سوخت‌های فسیلی متوقف شوند. ۲۵ نهاد و کشور امضاکننده این قرارداد که شامل ایتالیا،‌ کانادا و دانمارک است وعده داده‌اند تا حمایت از انرژی‌های بادی و خورشیدی را در اولویت سیاست‌گذاری‌های خود قرار دهند.
در نشست گلاسگو، بسیاری از سرمایه‌گذاران بخش خصوصی مانند بانک‌ها و شرکت‌های بیمه تاکنون وعده داده‌اند تا بودجه‌ای معادل ۲۰ میلیارد دلار را برای حذف زغال‌سنگ تامین کنند که آمریکا و برخی از کشورهای اروپایی ۸میلیارد و ۵۰۰ میلیون آن را برای کمک به آفریقای جنوبی برای گذار به انرژی‌های پاک در نظر گرفته‌اند. از سوی دیگر «بانک توسعه آسیا» نیز بودجه جدیدی برای خرید نیروگاه‌های زغال‌سنگی در آسیا در نظر گرفته تا بتواند زودتر آنها را تعطیل کند اما عده‌ای از منتقدان در موثر بودن این برنامه شک دارند.
سوال بدون پاسخ در معاهده حذف زغال‌سنگ این است آیا ممکن است کشورها برای تامین انرژی مورد نیاز خود، به جای استفاده از این سوخت فسیلی به گازهای طبیعی روی بیاورند؟ با اینکه میزان دی اکسید کربنی که گاز طبیعی تولید می‌کند نصف زغال‌سنگ است اما همچنان یکی از عوامل اصلی انتشار گازهای گلخانه‌ای به شمار می‌رود.
پایان هفته اول کاپ۲۶
پایان یک هفته از سخنرانی‌های دولتمردان و سیاستمداران را فعالان محیط زیست رقم می‌زنند. برگزارکنندگان نشست کاپ۲۶ در بریتانیا تصمیم گرفتند تا روز جمعه را به اعتراضات دانشجویان و سخنرانی‌های نوجوانان اختصاص دهند. این اقدام در جهت شناسایی فعالیت‌های کنشگران جوان به ویژه ونسا ناکاتی از اوگاندا و گرتا تونبرگ از سوئد است که در جهت افزایش آگاهی عمومی درباره تغییرات اقلیمی تلاش می‌کنند. از سوی دیگر مهر تاییدی بر موضع‌گیری آنها مبنی براینکه جوانان امروز باید با تبعات تصمیم‌گیری‌های دولت‌ها زندگی کنند.

آیت‌الله نوری همدانی: واحدهای صنعتی آلاینده به بیرون از شهرها منتقل شود

تنی چند از مراجع تقلید در دیدار با معاون رئیس‌جمهوری و رئیس سازمان حفاظت از محیط زیست ضمن انتقاد از نابودی سواحل و جنگل‌ها برای احداث ویلا و فعالیت واحدهای آلاینده صنعتی در حریم شهرها، محیط زیست را حق همه مخلوقات جهان هستی دانسته و بر حفظ آن برای نسل‌های آینده تاکید کردند.
به گزارش ایرنا، علی سلاجقه در دیدار با آیات حسین همدانی و علوی گرگانی از مراجع تقلید و حجت الاسلام جواد شهرستانی، نماینده آیت‌الله سیستانی، مرجعیت عالی عراق در ایران دیدار و گفت‌وگو کرد. در این دیدارها مراجع تقلید قم از کم‌توجهی به محیط زیست و نابودی برخی از عرصه‌های جنگلی و سواحل برای احداث خانه و ویلا انتقاد کردند و بر جمع‌آوری و دفع اصولی زباله‌ها و پسماندها برای حفظ سلامتی محیط و زیست گیاهی و جانوری تاکید کردند. رئیس سازمان حفاظت محیط زیست نیز با اشاره به اهمیت روزافزون مباحث محیط زیستی در روابط بین‌الملل، از کاهش منابع آبی و افزایش پدیده ریزگردها و کم‌توجهی فعالان صنعتی به مسائل محیط زیستی به عنوان چالش‌های مهم کشور نام برد و بر تلاش برای احیای تالاب‌ها و حقابه‌های محیط زیست تاکید کرد.
آیت‌الله نوری همدانی: واحدهای صنعتی آلاینده به بیرون از شهرها منتقل شود
آیت‌الله حسین نوری همدانی از مراجع تقلید در این دیدار گفت: مساله انتقال واحدهای صنعتی آلاینده از حریم شهر به خارج از آن و دفع اصولی زباله‌ها یک اقدام مهم و اساسی است که باید مورد توجه سازمان حفاظت محیط زیست باشد.او با بیان اینکه بزرگی شهرها و توسعه شهرنشینی باعث حساسیت بیشتر مسائل محیط زیستی شده است، عنوان کرد: با بزرگی شهرها بسیاری از واحدهای صنعتی و تولیدی در وسط شهر یا حریم زندگی مردم قرار گرفته و لازم است برای حفظ سلامت مردم و جلوگیری از آثار سوء آنها تدبیری شود.آیت الله نوری همدانی یادآور شد: از بین بردن سواحل و جنگل‌ها برای احداث خانه و ویلا نیز باعث وارد شدن خسارت به محیط زیست شده است.
او اهمیت دفع اصولی پسماندها را مورد توجه قرار داد و اظهار کرد: پسماندها و زباله‌ها باید به نحوی مدیریت شود که هیچ آسیبی به سواحل، دریاها، جنگل‌ها و غیره وارد نشود و موجودات زنده از تولید این زباله‌های انسانی لطمه نبینند.
این مرجع تقلید افزود: حفظ محیط زیست وظیفه تمام مردم است و در این بین همه رسالت‌ها فقط بر عهده سازمان محیط زیست نیست.
سلاجقه: تغییرات اقلیمی زندگی بشر را متحول کرده است
رئیس سازمان حفاظت محیط زیست نیز در این دیدار گفت: وضعیت محیط زیست جهان وضعیت مناسبی نیست و مساله تغییر اقلیم تمام جنبه‌های زندگی بشر را با تحول روبه‌رو کرده است. در مناسبات بین المللی مسائل محیط زیستی و تغییر اقلیم به تدریج جای برخی مسائل مهم جهانی مانند هسته ای را می گیرد و هرسال اهمیت آن بیشتر می شود.
او افزود سازمان حفاظت محیط زیست در مباحث مدیریتی کلان کشور و به ویژه محیط زیست، نیاز زیادی به رهنمودهای علمای حوزه علمیه دارد.
معاون رئیس‌جمهوری اظهار داشت: کمبود بارش و کم‌آبی یکی از معضلات امروز کشور است. موضوع محیط زیست دارای ارزش و امنیت حیاتی است و لازم است تا مردم نسبت به حفظ محیط زندگی خود توجه لازم را داشته باشند.
آیت‌الله سیدمحمد علوی‌گرگانی از مراجع تقلید نیز گفت: محیط زیست یکی از مسائلی است که کمتر در کشور ما به آن توجه می‌شود، امکانات و ظرفیت‌های محیط زیست متعلق برای تمام مخلوقات خداوند است و از بین بردن آن فقط جفا به انسان نیست بلکه ظلم به جهان خلقت است.
استاد برجسته حوزه علمیه قم یادآور شد: مسائل و مباحث محیط زیستی طی سال‌های گذشته در کشور ما مورد کم توجهی قرار گرفته است. علاوه بر کم توجهی به محیط زیست فرهنگ اسراف و استفاده از منابع غذایی نیز در کشور ما مطلوب نیست. او با بیان اینکه محیط زیست یک حق همگانی است، اظهار داشت: فرهنگ محیط زیست هنوز در جامعه به درستی جا نیفتاده است.
منابع آبی در حال کاهش است
رئیس سازمان حفاظت محیط زیست همچنین در دیدار با آیت الله علوی گرگانی با اشاره به روند تحلیل منابع آبی، گفت: با وجود کاهش منابع آبی کشور، همچنان فرهنگ مدیریت و مصرف در زمینه آب نادرست است. ذخایر و منابع آبی، میزان بارش، خاک، پوشش گیاهی و اموری از این دست امروزه ملاک عمل بسیاری از حاکمان کشورهای دنیا در برقراری ارتباط و همکاری با سایر ملت‌ها شده است.
او اضافه کرد: گرم شدن زمین و افزایش ریزگردها از چالش‌های مهم دنیا و به ویژه کشور ما است؛ چالش دیگر ما این است که صنعتگران و صاحبان صنایع نوعا اولویت خود را به تولید و مسائل اقتصادی معطوف می کنند و مباحث محیط زیستی از این رهگذر دچار خسارت و آسیب جدی می‌شود.
سلاجقه تاکید کرد: قانون اساسی ایران در خصوص مسائل محیط زیستی یکی از مترقی‌ترین قوانین موجود در جهان است اما در اجرا دچار مشکلاتی زیادی است.
او در بخش دیگری از سخنان خود تصریح کرد: با توجه به جایگاه ویژه شهر قم انتظار می‌رود که مسائل مربوط به آلاینده‌ها، پوشش گیاهی، خاک، فضای سبز، پساب، پسماند و غیره در این شهر الگویی برای سایر شهرها باشد.
رئیس سازمان حفاظت محیط زیست همچنین در بازدید از تالاب مره با اشاره به مخاطرات روزافزون گرد و غبار در قم گفت: حقابه‌های محیط زیستی در سراسر کشور و به ویژه استان قم باید احیا شود تا حجم این پدیده خطرناک کمتر شود.

غایب گلاسکو

از شروع کنفرانس تغییرات اقلیمی در گلاسکو تا امروز، کشورها سه توافق مهم داشته‌اند اما ایران در مذاکرات مربوط به آنها حضور نداشته است. این غیبت یعنی توافق‌هایی درباره حفاظت از جنگل‌ها به عنوان منبع جذب گازهای گلخانه‌ای، کاهش انتشار متان و همچنین تولید زغال‌سنگ به عنوان منابع انتشار گازهای گلخانه‌ای بدون نظر نمایندگان کشور ما به سرانجام رسیده. با اینکه قرار است چند روز دیگر هیات ایرانی به سرپرستی رئیس سازمان حفاظت محیط زیست به گلاسکو بروند اما کارشناسان و فعالان محیط زیست در روزهای گذشته حضور ایران برای تصمیم‌گیری درباره سرزمین را کمرنگ خوانده‌اند. این میان تنها اظهار نظر مسئولان سازمان حفاظت محیط زیست درباره نشست کاپ 26 مربوط به رئیس گروه تغییر اقلیم درباره برنامه صحبت از رفع تحریم‌ها در این اجلاس بوده است. حالا مجید شفیع‌پور که از سال 2016 تا 2019 میلادی سخنگوی گروه «کشورهای همفکر در حال توسعه» در اجلاس تغییرات اقلیمی بوده می‌گوید هیات سازمان حفاظت محیط زیست با این سطح حضور، فقط می‌تواند اقدامات ملی را گزارش کند. این در حالی است که ما به توافق پاریس هم نپیوسته‌ایم و در این شرایط نه در زمینه تصمیم‌سازی و نه تاثیرگذاری نمی‌توانیم کاری از پیش ببریم. او در گفت‌وگو با «پیام ما» به تصمیم‌گیران کشور توصیه می‌کند به دور از سیاست‌زدگی به فکر منافع ملی باشند.

آقای شفیع‌پور در ابتدا با توجه به انتقادات مطرح شده کمی درباره حضور کشورهای مختلف در کاپ 26 توضیح دهید. آیا کشورهای مختلف، خصوصا کشورهای توسعه‌یافته، از نظر شما حضور موثری در این رویداد دارند؟
در ابتدا لازم است چهار محور مباحث مطرح شده در کاپ 26 که موضوع اصلی مذاکرات بوده و جامعه جهانی چشم انتظار گرفتن تعهد درباره آنهاست را مرور کنیم. نخستین مورد افزایش تعهدات کشورهای توسعه‌یافته به گونه‌ای است که بتوانند متعهد به کاهش گازهای گلخانه‌ای شوند و در عین حال علاوه بر انتقال توسعه فناوری و ظرفیت نیروی انسانی، تامین مالی برای کشورهای در حال توسعه صورت بگیرد. اما کم‌کاری‌هایی در این زمینه رخ داده و این عقب‌ماندگی‌ها در تعهدات، مربوط به پیش از ورود به عرصه توافق‌نامه پاریس که موسوم به قبل از 202 است. ما تا قبل از 2020، مفاد «پروتکل کیوتو» و دور دوم تعهدات جاری را داشتیم و توافق پاریس هم قرار بود از ابتدای ژانویه 2021 به بعد اجرا شود. در نتیجه لازم بود کشورهای توسعه‌یافته تا پیش از ورود به عرصه زمانی مفاد توافق‌نامه پاریس، تعهداتی مبتنی بر گزارش‌های معین همکاری‌ در مقیاس ملی را دنبال کنند. ژانویه 2021 حدود ده ماه پیش آغاز شده. اما آغاز دوره توافق پاریس در حالی است که همان 40 کشور عضو پیوست چارچوبی یک کنوانسیون، هنوز تعهدات پیش از خاتمه 2020 را محقق نکرده‌اند. این اتفاق عملا این پیام را انتقال می‌دهد که این کم‌کاری ممکن است به عصر توافق‌نامه پاریس هم انتقال یابد و سنگینی این تعهدات بین 157 کشور در حال توسعه هم توزیع شود. در حالی که با دو اصل مورد تاکید کنوانسیون تغییرات اقلیمی مغایر است.
این دو اصل کدامند؟
اصل اول انصاف و اصل دوم مسئولیت مشترک است اما متفاوت و متناظر با توانمندی‌های کشورها. طبیعتا انتظار اول این است که کشورهای توسعه‌یافته، خودشان را به فهرست ضمیمه یک کنوانسیون پایبند کنند. محور اول تعهدات پیش از 2020 را شامل می‌شود. محور دوم پیرامون ماده 6 توافق پاریس است که بر آیین‌نامه اجرایی و ساختار مالی و همکاری‌های دو یا چند جانبه متمرکز است. این تنها ماده توافق پاریس است که طی سال‌های 2016 تا 2019 در کاپ‌ها مطرح بوده و هنوز کشورهای عضو نتوانسته‌اند به توافقی برای آن دست یابند. زیرا مسئله اصلی بحث مالی است. محور سوم بر انتشار کربن خالص صفر تاکید دارد و در نهایت محور چهارم مورد بحث هم اعلام می‌کند اگر هدف‌گذاری این بوده که تا پایان 2100 شاهد دو درجه افزایش دما نسبت به سال 1850 نباشیم، کشورها باید تلاش‌های مضاعفی را همراه با اهداف کمّی شده مشخص -چه برای سازگاری و چه برای کاهش دما و تامین منابع مالی- انجام دهند.
این منابع مالی که حداقل سالانه صد میلیارد دلار است باید به تریلیون دلار تغییر کند تا متناسب با نیاز کاهش دما باشد. این در حالی است که زمین در مقطع فعلی افزایش دما، در محدود 2/1 درجه قرار گرفته و حدود 8 درجه سلسیوس بیشتر برای گرم شدن توانایی ندارد. در نتیجه تولید گازهای گلخانه‌ای باید به نحوی باشد که هر کدام از کشورهای تولید‌کننده یا بتوانند به وسیله جنگل‌هایشان آن را جذب کنند و یا زیر زمین آن را ذخیره کنند.
زمان‌بندی اعلام شده برای کشورهای مختلف چقدر امیدوار‌کننده است و با توجه به اینکه از ایران به عنوان غایب گلاسکو یاد می‌شود، کشور ما چه وضعیتی دارد؟
اتحادیه اروپا برای به نیل به هدف انتشار کربن خالص صفر زمان‌بندی 2030 تا 2040 را اعلام کرده است. این زمان‌بندی برای ایالات متحده آمریکا 2040 تا 2050 ، برای چین تا 2060 و برای هندوستان تا 2070 تعیین شده است. در این زمان کشورها مجاز هستند به اندازه‌ای مشخص جذب و ترسیب کربن داشته باشند اما با توجه به اینکه ایران تاکنون به توافق پاریس نپیوسته، هنوز زمانی برای این امر تسلیم نکرده است.
بر اساس آمارهای موجود، ایران هفتمین کشور آلاینده و تولیدکننده گازهای گلخانه‌ای است. با این همه ما در این نشست، در سطح وزیران حضور نداشته‌ایم و قرار است فقط رئیس سازمان محیط زیست در روزهای پایانی به این نشست بپیوندد. این اتفاق چه پیامدی دارد؟
حضور وزرای محیط زیست، انرژی یا اقتصاد، در سه روز آخر کاپ‌هاست تا اگر مذاکره‌کنندگان حاضر طی دو هفته به بن‌بست رسیده باشند، وزرا بتوانند بن‌بست‌ها را مهار کنند. اما هیئت سازمان حفاظت محیط زیست با این سطح حضور، فقط می‌تواند اقدامات ملی را گزارش کند. این در حالی است که در توافق پاریس که به آن نپیوستیم، هم نه در زمینه تصمیم‌سازی و نه تاثیرگذاری کاری نمی‌توانیم انجام دهیم. به این ترتیب صرفا هیئت حاضر می‌تواند مطالبات ایران، تحریم‌های ظالمانه‌ای که بر کشور وارد شده و تنگناها و خسارت‌هایی که به این دلیل بر پیکر کشور وارد شده را بیان کند. برای بیان این دیدگاه‌ها، این میزان حضور کافی است اما برای اثرگذاری در مباحث مذاکراتی خیر.
چرا به غیر از هیئتی که از سوی سازمان حفاظت محیط زیست قرار است به این مذاکرات برود، مقامات کشور از ابتدا حضور پررنگی نداشتند؟
اینطور نیست. ما در حال حاضر نماینده‌ای از سوی وزارت امور خارجه در اجلاس داریم که از ابتدا در قالب «گروه کشورهای همفکر در حال توسعه» حضور داشته است. در این گروه حدود 25 کشور از جمله چین، هند، عربستان، ونزوئلا، مالزی حاضرند. این گروه در حدود 55 درصد جمعیت کره زمین را شامل می‌شود. من که در سال‌های 2016 تا 2019 در سمت سخنگویی این گروه حضور داشتم، می‌دانم چقدر حرف‌هایشان اثربخشی دارد. عمر این گروه حدود یک دهه است و از سال 2011 مشغول به فعالیت هستند و گرچه منافع ملی مختلفی دارند اما با همصدایی سعی می‌کنند اولویت ملی و گروهی خودشان را محقق کنند و ردپای آنها در توافق‌نامه پاریس هم مشهود است.
در نهایت توصیه شما به تصمیم‌سازان کشور برای مقابله با اثرات تغییرات اقلیمی چیست و فکر می‌کنید حالا که ایران در کنوانسیون جهانی حضور چشمگیری ندارد وضعیت چطور خواهد بود؟
توصیه من این است به دور از سیاست‌زدگی و فارغ از هرگونه اسناد بین‌المللی، هوشمندانه و آگاهانه به دفاع از منافع ملی بپردازند. ایران علاوه بر آنکه میزان بالایی از گازهای گلخانه‌ای را تولید می‌کند، با داشتن اقلیمی گرم و خشک، بسیار آسیب‌پذیر است و ما در حال حاضر شاهد مهاجرت‌های اقلیمی در داخل کشور، کمبود آب شرب و مشکلات محیط زیستی فراوان هستیم. بنابراین باید به دور از هر توافق بدانیم شرایط سختی در پیش است و باید هرچه زودتر برای خروج از این وضعیت برنامه‌ریزی کنیم. بدون برنامه‌ریزی و چشم‌انداز نمی‌توان این مسئله را حل کرد. این را هم باید بدانیم که ایران در سال گذشته از میانگین دو درجه افزایش دما عبور کرده و ما یک و نیم برابر بیش از استاندارد جهانی تجربه گرم شدن داریم. در نتیجه باید از اتلاف انرژی در همه بخش‌ها جلوگیری کرده و هوشمندانه ثروت سرزمینمان را حفظ کنیم.

درخواست افزایش حقوق سال ۱۴۰۱ مطابق با ضریب واقعی نرخ تورم

کارزاری با نام درخواست افزایش حقوق سال ۱۴۰۱ مطابق با ضریب واقعی نرخ تورم در وب‌سایت کارزار در جریان است که با هشتگ #افزایش_حقوق پیگیری می‌شود. در بخشی از متن این کارزار خطاب به رئیس جمهوری اسلامی ایران آمده است: «زمانی که حضرتعالی با شعارِ مردم‌داری، ظلم‌ستیزی و با رویکرد عدالت‌محوری و خدمت‌‌رسانی بی‌وقفه به مردم مظلوم و نجیب ایران، پا به عرصه انتخابات ریاست جمهوری گذاشتید، بارقه‌ای از امید، در دل‌های مردم ایران، خاصه قشر ضعیف جامعه روشن شد. چندی پیش در کمال ناباوری زمزمه‌های افزایش ۱۰ درصدی حقوق کارکنان و بازنشستگان کشور در سال ۱۴۰۱ توسط برخی مسئولان ذی‌ربط در رسانه‌های جمعی مطرح و این امر موجب یاس و ناامیدی در قشر حقوق‌بگیران، شاغلان و بازنشستگان لشکری و کشوری شد. حضرتعالی برخاسته از میان مردم رنج‌کشیده و ستم‌دیده این کشور هستید و بی‌شک درد این‌گونه افراد جامعه را بهتر از سایر افراد درک می‌کنید. در حال حاضر قشر عظیم حقوق‌بگیر، با تورم سرسام‌آور و کمرشکن قادر به گذراندن زندگی خویش نیستند و هر لحظه بیشتر در گرداب فقر و فلاکت فرو می‌روند.» امضاکنندگان این کارزار می‌خواهند از این راه پیگیر «افزایش حقوق براساس نرخ واقعی تورم در سال ۱۴۰۱ » شوند. این کارزار از۳۰ مهر ۱۴۰۰ آغاز شده و تا ۳۰ آبان ۱۴۰۰ادامه دارد. همچنین این کارزار از کارزارهای پرمخاطب بوده و از سوی بیش از 105هزار و ۹۹۰ نفر امضا شده است.

چشم امید «دلواپسان» به بر جام

ایران و ایالات متحده آمریکا سرانجام از هشتم آذرماه در قالب 1+5 مذاکرات برجامی را از سر خواهند گرفت با این تفاوت که در آمریکا حامیان توافق هسته‌ای در راس قدرت اجرایی حضور دارند و در تهران منتقدان سرسختش. دلواپسان دیروز امروز یا در قوه مجریه پست گرفته‌اند یا قوه مقننه. در نهادهای انتصابی هم حضور پررنگی دارند اما خبری از دلواپسی‌هایشان نیست. امروز همان‌ها قرار است بر سر بازگشت ایران و آمریکا به برجام گفت‌وگو کنند. توافقی که روزگاری آن را ناکارآمد می‌خواندند.

شانزدهم دی 98، تهران. خیابان‌های پایتخت شلوغ تر از همیشه است. میلیون‌ها نفر در خیابان‌ها حضور دارند. مراسم تشییع پیکر سردار قاسم سلیمانی، فرمانده شهید سپاه قدس جمهوری اسلامی. شعارها علیه آمریکاست و البته مذاکره‌کنندگان. یک بنر بیش از هر بنر دیگری جلب توجه می‌کند. بنری با تصویر قاسم سلیمانی و پیامی روشن: «دهان کسی که بعد از شهادت سردار حرف از مذاکره بزند را خرد می‌کنیم». هفتم بهمن 98، تهران، نشست شورای عالی قضایی. سید ابراهیم رئیسی، رئیس قوه قضائیه وقت جمهوری اسلامی از لزوم مجازات قاتلان شهید سلیمانی گفت: «دیر یا زود با قاتلان حاج قاسم ملاقات خواهیم کرد اما نه برای مذاکره و گفت‌وگو بلکه برای محاکمه و کیفر». زمان گذشت. مخالفان مذاکره با هزار و یک اما و اگر از نهادهای انتصابی به نهادهای انتخابی کوچ کردند. سیزدهم آبان 1400، سمنان. راهپیمایی سیزدهم آبان است، سالروز تسخیر سفارت آمریکا. سید ابراهیم رئیسی، رئیس‌جمهوری ایران از چند و چون مذاکره با آمریکا و اهداف جمهوری اسلامی رونمایی کرد: «میز مذاکره را ترک نخواهیم کرد… مذاکره مدنظر ما، یک مذاکره نتیجه محور است و ما به هیچ عنوان از خواسته به‌حق ملت ایران یعنی رفع تحریم‌های ظالمانه کوتاه نخواهیم آمد.»
این گفتارها و کردارها، متناقض است یا نیست، مخالفان برجام، به حامیان آن تبدیل شده‌اند یا خیر، پاسخ روشنی ندارد اما آنچه عیان است، آغاز جدی مذاکرات ایران با ایالات متحده آمریکا و 5 قدرت جهانی برای لغو تحریم ها و بازگشت به برجام از هشتم آذر ماه است. وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی پس از یکی دو ماه تکیه بر کلیدواژه «به زودی» و شنیدن انتقادات غربی‌ها و حتی مقامات روسیه، سرانجام زمان رسمی اعلام مذاکرات را آغاز کرد. سر تیم مذاکره کننده ایران «علی باقری کنی»، معاون سیاسی وزیر امور خارجه ایران خواهد بود ولی ترکیب تیم مذاکره کنندگان هنوز اعلام نشده است. ایران و آمریکا هم بعید است مذاکرات دوجانبه را در دستور کار داشته باشند و احتمالا مذاکرات به شکل 7 جانبه و در چند مرحله بر سر بازگشت تهران و واشنگتن به مفاد توافق هسته‌ای رایزنی می‌کنند. ایران از سقف در نظر گرفته شده برای برنامه اتمی خود فراتر رفته و امریکا نیز تحریم‌هایی یک جانبه و خلاف مفاد برجام را علیه جمهوری اسلامی اعمال کرده است.
مطالبه تهران: لغو تحریم ها
پیش از این اعلام شده بود که اگر دولت رئیسی مذاکرات وین را از همان نقطه‌ای که در دولت حسن روحانی متوقف شد، آغاز کند، فاصله زیادی تا توافق ندارد. تا امروز هم اعلام نشده که مذاکرات از چه نقطه‌ای و با رایزنی بر سر کدام اختلاف نظر آغاز خواهد شد. تهران اما لغو تحریم ها را اصلی ترین مطالبه خود اعلام کرده است. رئیسی در جمع مردم سمنان گفته است: «همان‌طور که ایران پیش‌تر اعلام کرده است، میز مذاکره را ترک نمی‌کنیم اما در مقابل زیاده‌خواهی‌ها هم که منجر به تضییع منافع ملت ایران می‌شود، ایستادگی می‌کنیم. از منافع ملت ایران به هیچ عنوان عقب نشینی نخواهیم کرد. همزمان، هم رفع تحریم‌ها را دنبال می‌کنیم و هم خنثی‌سازی تحریم‌ها را.» محسن رضایی، معاون اقتصادی رئیس جمهوری نیز روز پنجشنبه در اظهاراتی به مساله برجام اشاره کرد. او در جمع مردم اهواز گفت: «تحریم‌های ظالمانه خارجی مانعی بر سر راه تولید است. بحث مذاکرات در این دولت جدی است. ما تحریم‌های خارجی را برخواهد داشت اما فراموش هم نمی کنیم که آنچه دست و پای تولید در کشور را بسته تحریم‌های داخلی است.»
هدف آمریکا: تحدید برنامه اتمی تهران
رئیسی در مراسم تحلیف ریاست جمهوری خود نیز خواستار لغو فوری تحریم‌ها شده بود. ند پرایس، سخنگوی کاخ سفید همان زمان بازگشت ایران به مذاکرات وین را راهکار لغو تحریم ها اعلام کرد. آن زمان میان آمریکا و تروئیکای اروپایی هماهنگی چندانی وجود نداشت ولی حالا آن ها بیشتر از گذشته به موضعی واحد بر سر ایران و برنامه اتمی اش دست یافته اند. فرانسه و آمریکا حالا بیشترین هماهنگی را دارند و هر 2 خواستار نظارت بر برنامه اتمی ایران. پرایس، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا در آخرین نشست خبری خود گفت: «ایالات متحده اهرم‌های فشار بسیار خوبی، نه فقط خودش بلکه با همکاری متحدان و شرکایش در منطقه، در مقابل ایران در اختیار دارد. برخی از این اهرم‌ها شناخته شده هستند و برخی هم در توافق هسته‌ای برجام گنجانده شده‌اند ولی در حال حاضر، تمرکز ما روی نخستین گام است و آن این است که برنامه هسته‌ای ایران به محدودیت‌های مشخص شده بازگردد و بار دیگر ایران به شکل دائمی و قابل راستی‌آزمایی، از دستیابی به تسلیحات هسته‌ای منع شود… چیزی که ما به آن‌ اتکا می‌کنیم، ابزارهای بین‌المللی است که در مورد آن مذاکره شده و تا همین سال‌های پیش در جای خود بود و به شکل دائمی و قابل راستی آزمایی، توانایی ایران را برای دستیابی به سلاح هسته‌ای محدود کرده بود.»
مسیر سخت تفاهم
مطالبات تهران و واشنگتن روشن است اما مسیر پیش رو سخت تر از همیشه است. مذاکرات برجامی در دولت حسن روحانی با بی اعتمادی آغاز شد ولی در نهایت به توافقی مشخص رسید. بی اعتمادی ها اما نه تنها برطرف نشد بلکه با خروج دولت دونالد ترامپ از این توافق دو چندان شد. ایران حالا خواستار تضمین آمریکا برای خارج نشدن دولت های بعدی این کشور از برجام است. جو بایدن، رئیس جمهوری فعلی آمریکا در پاسخ به این مطالبه تهران، «قول» داد که «در صورت بازگشت آمریکا به برجام، این کشور تنها زمانی از توافق خارج می‌شود که ایران مفاد توافق را نقض کند.» این وعده هم اما با چالش‌های بسیار مواجه است. تد کروز، سناتور جمهوریخواه آمریکایی در توئیتر خود صراحتا این وعده را به چالش کشید و با بیان اینکه «رئیس‌جمهور جمهوری‌خواه بعدی آمریکا 100 درصد توافق هسته‌ای با ایران را یکبار دیگر پاره می‌کند»، نوشت: «جو بایدن مطلقا هیچ حق قانونی برای چنین وعده‌ای ندارد مگر اینکه این توافق توسط سنا به یک پیمان تبدیل شود. کاری که بایدن می‌داند به هیچ عنوان رخ نخواهد داد.» همه این اظهارات ضد و نقیض از یک سو و احتمال بالای بازگشت دوباره ترامپ و یارانش به قدرت در آمریکا باعث شده که ایران به سادگی نتواند به وعده های آمریکا اطمینان کند. از سوی دیگر به لحاظ حقوق بین المللی هم نمی توان تضمینی صد درصدی به ایران ارائه کرد.
موضوعی که آمریکای بایدن را برای بازگشت و بازگرداندن ایران به برجام با چالشی جدی مواجه کرده است.ایران هم اما چالش‌های خاص خود را دارد. ایران سقف در نظر گرفته شده برای برنامه اتمی خود در برجام را مدت هاست پشت سر گذاشته است. بهروز کمالوندی، معاون سازمان انرژی اتمی ایران در نمایشگاه «در مسیر پیشرفت» گفته است: «ما مدتی محدودیت داشتیم اما خوشبختانه با قانون اقدام راهبردی مجلس شورای اسلامی دست و بال‌مان باز شد. طبق قانون از ما 120 کیلو 20 درصد خواستند، در حالی که الان از 210 کیلو عبور کرده‌ایم. تاکنون 25 کیلو 60 درصد تولید کرده ایم که به استثنای کشورهای دارای سلاح هسته ای هیچ کشوری قادر به تولید آن نیست… به همین دلیل خواستند این صنعت را از ما بگیرند اما اعتراف کردند که دیگر نمی توانند. در این سازمان هر چه اراده کنیم انجام می‌دهیم.» ایران برای بازگشت به برجام باید تمام این موارد را کنار بگذارد. افزون بر این، به ترمیم رابطه خود با سازمان انرژی اتمی هم نیاز دارد؛ رافائل گروسی، رئیس آژانس بین المللی انرژی اتمی در حاشیه اجلاس گلاسکو: «این حقیقت است که نظارت هسته‌ای در ایران تضعیف و برای آژانس فعالیت در این کشور به طرز فزاینده‌ای دشوار شده است.» باید دید با آغاز مذاکرات، ایران و آمریکا چه وضعیتی پیدا خواهند کرد ولی حداقل در عرصه داخلی، اوضاع رئیسی بهتر است. آن بخش از اصولگرایان و دلواپسان مذاکره که پست گرفته‌اند، بر چرایی لزوم مذاکره و لغو تحریم‌ها و شرایط خطیر ایران واقفند. بخش دیگر همچون گذشته تریبون ندارند. نهادهای حاکمیتی و هم همراهی بی مثالی با رئیسی دارند. اصلاح طلبان هم با مذاکره و توافق با جهان موافقند. توقعات عجیب و غریب در تهران اما پابرجاست.
توقعاتی چون اظهارات سید احمد خاتمی، خطیب نماز جمعه تهران که خواستار لغو «همه تحریم‌ها» شامل «تحریم‌های هسته‌ای و حقوق بشری و…» شده حال آنکه این مذاکرات فقط و فقط بر سر بازگشت به برجام است و تحریم‌های هسته‌ای. ایران پیشتر اعلام کرده که حاضر به مذاکره درباره برنامه موشکی خود نیست. درباره مسائل حقوق بشری هم تا امروز رایزنی جدی صورت نگرفته است. اوضاع بایدن هم چندان مناسب نیست. او هم با لابی اسرائیل و عربستان مواجه است و هم با مطالبه های تضمینی تهران. با این حال اگر عزم توافق باشد و نه مذاکره برای مذاکره، به زعم کارشناسانی چون حشمت الله فلاحت پیشه، توافق چندان دور از دسترس نیست.