بایگانی مطالب نشریه
غذا دهی مشروط به سگها در هندوستان
مدتی است که مساله غذا دادن به حیوانات غیرخانگی و چگونگی رفتار با آنها در شهرهای بزرگ ایران زیاد مطرح میشود. بسیاری از کارشناسان حیاتوحش معتقدند غذا دادن به حیوانات غیرخانگی غلط است و میتواند چرخه حیات وحش را دچار اختلال کند از طرف دیگر، عدهای معتقدند این کار برای بقای حیوانات لازم است و مانع از مرگ و میر و بیماری آنان میشود.
این مساله در کشور بزرگی مانند هندوستان نیز به شدت مطرح است. شهر بزرگ دهلی حیوانات فراوانی را در خود جای داده است. اقلیم شهرهای بزرگ هند همانند دهلی باعث شده مارها، میمونها، گربهها و سگهای ولگرد به این شهرها وارد شوند.
مساله غذا دادن به سگهای ولگرد تا سالها یک بحث اجتماعی مهم در محافل و رسانههای هندوستان و پایتختاش یعنی دهلی بود. غذا دادن غیراصولی مردم و توریستها به سگهای ولگرد باعث شده بود مشکلات فراوانی برای شهروندان دهلی به وجود بیاید. زیاد شدن سگها، نزدیک شدن به انسانها، انتقال بیماری به شهروندان، جمعشدن آنها در پارکها و مدارس و ایجاد مزاحمت برای کودکان و حمله به عابران در نیمههای شب همه و همه باعث شد که بسیاری از شهروندان با این اقدام مخالفت کنند.
البته نباید گمان کرد که این رفتار به ظاهر خیر خواهانه فقط به ضرر شهروندان و مردم بومی هند تمام میشد. آگاهی نداشتن توریستها و برخی از ساکنان دهلی از فیزیولوژی سگها و دادن هر غذایی به آنها، باعث افزایش بیماری در بین این حیوانات و صعودی شدن مرگ و میر آنها شده بود. از این جهت، مسئولان شهری سعی کردند تا حدی با این رفتار «غذا دادن بیرویه به سگهای ولگرد» مقابله کنند. کار به جایی رسید که پلیس هم وارد میدان شد و حتی در مواردی با شهروندانی که به سگهای ولگرد غذا میدادند برخورد کرد.
با وجود این، بسیاری افراط در این مقابله را شایسته نمیدانستند. آنها معتقد بودند سگها موجوداتی بیآزار هستند و غذا دادن به آنها یک عمل خیرخواهانه و شایسته است. این جدلها سرانجام باعث شد دادگاه عالی دهلی (Delhi High Court ) در سال 2010 تصمیم بگیرد که به شهروندان اجازه دهد که به سگهای ولگرد غذا بدهند. طبق تصمیم دادگاه دهلی، پلیس حق ندارد با شهروندانی که قصد دارند به حیوانات و سگهای ولگرد غذا دهند، مقابله کند. همچنین، مسئولان شهر دهلی وظیفه دارند که از سگها محافظت کنند و جلوی کشتار یا اذیت و آزار آنها را توسط حیوانآزارها یا حتی مامورین شهرداری بگیرند.
با این حال، طبق تصمیم مقامات دهلی تصمیم بر این شد که برای کم شدن مشکلات، پروتکلهایی برای غذا دادن به حیوانات و به خصوص سگهای ولگرد دهلی ایجاد شود. این پروتکلها البته به معنی قانون نبوده و نیستند و بیشتر جنبه توصیهای دارند اما با این حال، توسط مسئولان پایتخت هندوستان تدوین شده و به نهادهای مختلف ارجاع گشته تا آرام آرام در جامعه نهادینه شوند.
بر اساس توصیه مسئولان بهداشتی و محیط زیستی هند به این علت که سگهای ولگردِ گرسنه هرچیزی را میخورند بهتر است که شهروندان هر غذایی را به آنها ندهند چرا که ممکن است باعث مریضی یا مرگ آنها شود.
بر اساس توصیه متخصصان، بهتر است خوراکیهای زیر به سگهای ولگرد داده شود:
برنج، روتی (Roti)، سیب زمینی آب پز، روغن نباتی، غذای مخصوص سگ که در فروشگاههای مخصوص فروخته میشود، آب و …همچنین خوراکیهایی نظیر: شکلات، کافئین، لبنیات، اسنک، شیرینی و کوکی، سیر و پیاز، الکل، برخی میوهها مانند انواع توتها و… به هیچ وجه نباید به سگهای ولگرد داده شود.
برای غذا دادن به سگهای ولگرد نیز باید یک سری اصول را رعایت کرد. مسئولان بهداشتی و محافظان محیط زیست دهلی موارد زیر را به عنوان مهمترین اصول غذا دادن به سگها معرفی کردهاند:
آشغال تولید نکنید
ترجیحا هنگام غذا دادن به سگها از ظرف یک بار مصرف استفاده کنید و بعد از تمام شدن غذا هم حتما ظرف خود را برداشته و به سطل آشغال بیندازید. همچنین غذا را روی زمین نریزید تا شهر کثیف نشود. اگر چیزی ندارید، از برگهای روزنامه استفاده کنید و پس از پایان غذا خوردن و پراکندگی سگها، آنها را در کیسه زباله جمع کنید.
مکان تغذیه سگها را مشخص کنید
غریزه سگهای ولگرد به آنها کمک میکند که به سرعت مکان و زمان دسترسی به غذا را پیدا کنند. شما میتوانید با انتخاب یک مکان امن و مشخص که تا حدودی از منطقه مسکونی و مدرسه و خیابانهای شلوغ فاصله دارد، سگها را به سمت خود جلب کنید و بدون مزاحمت به آنها غذا دهید.
زمانبندی فراموش نشود
در هر لحظه به سگها غذا ندهید. رعایت فاصله بین وعدههای غذایی باعث میشود اولا آنها دائما در محیط شهری جمع نشوند و ثانیا، چون هر چیزی را میخورند دچار پرخوری و بیماری نشوند. همچنین، بهتر است اگر سر یک ساعت مشخص به سگها غذا میدهید، این ساعت را تغییر ندهید. ترک این عادت میتواند فاجعه بار باشد زیرا سگهای ولگرد با وجود غیبت شما همچنان منتظر شما میمانند و ممکن است یک یا دو روز در یک محل مشخص و بدون آب و غذا در انتظار شما بنشینند.
سگهای ولگرد را به خانه خود نیاورید
به هیچ وجه سگهای ولگرد را نوازش نکنید. فراموش نکنید که سگها حیوانات خانگی نیستند و باید یاد بگیرند که فاصله ایمن با مردم را حفظ کنند، زیرا همه انسانها از سگها خوششان نمیآید. اگر سگی را به شدت با خود دوست کنید، ممکن است سگ به سمت یک فرد غریبه بپرد و به دنبال جلب توجه او باشد و اگر آن شخص سگها را دوست نداشته باشد، ممکن است بترسد و به خود یا سگ آسیب بزند.
برای خبر کردن سگها سوت نزنید!
بسیاری از افرادی که به سگهای ولگرد غذا میدهند این عادت اشتباه را دارند. وقتی سگها صدای سوت را میشنوند، میدانند که وقت غذا است و با عجله از جاده عبور میکنند. در نتیجه، تصادفات و مرگ و میر بیشتر میشود. غذای سگها را در مکانی مشخص و به آرامی بگذارید. اگر آنها در آن نزدیکی نباشند، بوی غذا آنها را ترغیب میکند که به آنجا بیایند.
از تغذیه همزمان دو دسته سگ ولگرد خودداری کنید
سگها به صورت غریزی برای خود قلمرو دارند و این امر به ویژه در مورد سگهای ولگرد که تمایل دارند در مکانی مناسب استراحت و زندگی کنند، صادقتر است. اگر قصد غذا دادن به سگها را دارید، مطمئن شوید که مکانی را انتخاب میکنید که تنها یک دسته سگ ولگرد در آنجا زندگی میکند. رعایت نکردن این نکته میتواند منجر به برخورد و جنگ ناخواسته بین دو دسته سگ شود.
اقدامات شهرداری هند برای بهبود اوضاع
به جز این پروتکلها، شهرداری دهلی نیز اقداماتی را برای سر و سامان دادن به وضعیت سگهای ولگرد انجام داده است. ایجاد مکانهایی برای نگهداری سگهای ولگرد، طرح واکسیناسیون سگها و نشان دار کردن آنها، ایجاد محیطهایی برای غذا دادن به حیوانات غیرخانگی، عقیم سازی گروههای انبوه سگهای ولگرد و … همه و همه از از جمله اقدامات مسئولان دهلینو برای بهبود وضعیت سگهای ولگرد و همچنین آسیب ندیدن شهروندان هندی از رفت و آمد این سگها به محیطهای شهری بوده است.
چشمه کوهرنگ خشک شد. این خبر تلخ و کوتاه معانی بسیاری دارد و از زوایای مختلفی میشود دلایل، آثار و تبعات آنرا بررسی کرد. ذخایر برفی زردکوه چند سالی است کاهش پیدا کرده، کاهش بارشها هم مزید بر علت شد تا امسال چشمهای که برای ایل بختیاری نماد بخشش است، خشک شود. اما تنها خست آسمان و ذوب زودتر از موعد برفهای زردکوه نیست که این چشمه کهن را در این منطقه خشکانده است. مدیریت منابع آب در طول دهههای اخیر در این اتفاق بی تاثیر نبوده است. چندی پیش در پی انفجارهای متعددی که برای ساخت تونل سوم کوهرنگ در منطقه صورت گرفت، چشمه مروارید خشک شد و حالا در سال خشکسالی و در شرایطی که جهان نگران گرم شدن زمین است، چشمه بخشنده کوهرنگ هم خشک شده است. دلایل متعددی برای خشک شدن این چشمه بیان میشود، اما علت این خشک شدن هر چه باشد، بهای آنرا کوهرنگیها با کوچ اجباری به حاشیه اصفهان و عسلویه و مناطق دیگر میپردازند. خشکیدن این چشمه اگر دست در دست بیتدبیری مدیران بگذارد، میتواند کوهرنگ و روستاهای اطراف آن را ظرف چند سال خالی از سکنه کند. این شاید همان اتفاقی باشد که ساز محزون بختیاریها در کنار چشمه خشکیده کوهرنگ، برای وقوع آن سوگواری میکند.
«چشمه کوهرنگ برای ایل بختیاری نماد بخشش است. چرا که آب مورد نیاز 4 استان اطراف خود را تامین میکند» اسحاق کریمیان کارشناس ارشد آب و یکی از اهالی کوهرنگ، این را به «پیام ما» میگوید و تاکید میکند که بختیاریها نمادهای بسیاری در فرهنگ خود دارد که برای آنها بسیار محترم است، چشمه کوهرنگ یکی از این نمادهاست. چند روزی است که خروجی آب این چشمه به شکل بیسابقهای کاهش پیدا کرده است. به همین دلیل هم مردان چوقا پوش در کنار این چشمه همراه نوای محزون ساز شدند. سازی که گویی نه تنها برای خشکشدن چشمه بخشنده کوهرنگ، که برای تمام روزهایی که از پس این اتفاق بر مردم این دیار خواهد گذشت سوگواری میکند. کوهرنگیها در سرچشمه تشنهاند. در سرچشمه رودهای بزرگی که روزگاری خوزستان و اصفهان و یزد را سیراب میکرد، حالا هم آن استانها تشنهاند و هم سرچشمه خشک شده است. همت بدری فرد؛ خبرنگار و یکی از اهالی منطقه کوهرنگ در خصوص علت خشک شدن چشمه به «پیامما» میگوید: «دو مسئله بسیار مهم در کوهرنگ وجود دارد. یکی انتقال آب است که از دلایل مهم بروز مشکلات آب در منطقه است، یکی هم موضوع گرم شدن زمین. امسال خشک شدن چشمه کوهرنگ در حال حاضر ارتباط چندانی به پروژه انتقال آب ندارد و بیشتر متاثر از گرم شدن و کاهش ذخایر برف در زردکوه است» بدری فرد به یکی از جاذبههای گردشگری منطقه اشاره کرده و از غار یخی میگوید، غاری که وضعیت آن نشان دهنده وخامت اوضاع منابع آب منطقه است: «سالهای گذشته تا اواخر اردیبهشت ماه در ارتفاعات کوهرنگ برف داشتیم اما امسال بارشها در بهمن ماه تمام شد و تا فروردین نه کوه سفید شد و نه بارشی داشتیم. اگر شرایط اینطور ادامه پیدا کند، کمی برف و گرمای هوا باعث میشود تا چند سال آینده چیزی به نام غار یخی در منطقه نداشته باشیم. مهمترین دلیل این اتفاق تغییر اقلیم و گرم شدن زمین است. قبلا زردکوه بختیاری تابستان و بهار ذخیره برف داشت. یخچالهای زیادی در زردکوه بود که آب را ذخیره میکرد. من دو هفته پیش برای کوهنوردی رفته بودم، دیدم از یخچالهایی که سالهای گذشته وجود داشتند، اثری نمانده است. اگر بگوییم ذخیره برف در زردکوه بختیاری صفر است گزاف نگفتهایم. فقط در محدوده غار یخی کمی برف ذخیره باقی مانده است» بدری فرد با اشاره به اینکه این اتفاق گاهی در فصل پاییز میافتاد و میزان خروجی آب چشمه کم میشد، میگوید: «چشمه کاملا خشک نشده است، اما خروجی آن به شکل بیسابقهای کاهش پیدا کرده است. آبشاری که از چشمه جاری بود و بسیاری کوهرنگ را با آن آبشار میشناختند، به دلیل کاهش میزان خروجی آب خشک شده است» البته مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب چهارمحالوبختیاری چند روز پیش با اشاره به کاهش شدید آبدهی چشمه کوهرنگ اعلام کرده بود: «آبدهی چشمه ۴۰۰ لیتر بر ثانیه است که تمامی آن وارد خط انتقال آب به شهرکرد میشود و جریان چشمه به طور کامل خشک شده است» خشک شدن چشمه کوهرنگ از این منظر مهم است که کوهرنگ سرچشمه رودهای جاری مهمی در چهار استان است. خشک شدن سرچشمه این رودها به معنای وخامت وضعیت آب در این استانهاست. استان چهار محال و بختیاری روزگاری 11 درصد و شهرستان کوهرنگ 8 درصد آب کشور را تامین میکرد و به گفته بدری فرد در حال حاضر 75 روستای این منطقه با تانکر آبرسانی میشود.
هر چند سال جاری سال کمآب و کمبارشی در کل کشور بود، اما بحران آب که مردم در مناطق مختلف با آن دست به گریبان هستند، تنها ریشه در این کمبارشی ندارد. همت بدری فرد به حدود 4 سال پیش برمیگردد و میگوید: «برای ساخت سد تونل سوم کوهرنگ بیش از چهار هزار انفجار انجام شد و به واسطه این انفجارها یکی از بزرگترین چشمههای منطقه به نام چشمه مروارید کاملا خشک شد. چشمهای که آب مورد نیاز بیش از 60 روستا را تامین میکرد، به واسطه همین انفجارها و ساخت تونل 24 کیلومتری کوهرنگ خشک شد» موضوعی که زمینهساز مهاجرت مردم این منطقه به حاشیه شهرهایی مثل اصفهان شد. ساخت سد تونل سوم کوهرنگ باعث تخلیه 9 روستای منطقه شد که در پی آبگیری سد زیر آب میروند.
بدری فرد میگوید: «شاید در حال حاضر کسی متوجه تبعات انجام این پروژهها نباشد، اما در بلند مدت این اقدامات تاثیر وحشتناکی در شهرستان کوهرنگ دارند. اگر این شرایط ادامه داشته باشد ظرف 5-6 سال شهرستان کوهرنگ تخلیه میشود. مردم نه آب دارند و نه زمین، هر چند نجابت مردم مانع از این است که اعتراضی کنند، اما معیشت آنها وابسته به آب است» بدری فرد از جوانان همشهری خود میگوید که برای کارگری به عسلویه میروند و تن به سختترین کارها در شرایط دشوار میدهند، از آمار بالای قربانیان حوادث در عسلویه میگوید و اینکه جان و سلامت همشهریانش قربانی نان میشود، چون در شهر خود امکانی برای اشتغال ندارند.
زمین برای بختیاریها بسیار محترم است. کم پیش میآید کسی زمین خود را بفروشد. زمین آبا و اجدادی برای این مردم عزیز است. اما وقتی آبی نباشد، زمین به چه کار میآید؟ همین آب باقی مانده و کم جان را هم قرار است راهی فلات مرکزی شود: «اگر تونل بهشت آباد افتتاح شود چهار محال و بختیاری تبدیل به یک ویرانه متروک میشود»
کریمیان؛ خشکی چشمه کوهرنگ را نتیجه دو عامل انسانی و طبیعی میداند: «گرمایش زمین علت اصلی خشکی چشمه کوهرنگ است. این پدیده باعث شده یخچالهای منطقه از بین بروند و چشمه کم آب شود. » چشمهای که به گفته کریمیان روزگاری 25 هزار لیتر در ثانیه آبدهی داشت، امروز میزان خروجی آن به کمتر از 200 لیتر رسیده است و کسی نمیتواند پیشبینی کند که با تداوم این شرایط چشمه تا چه زمانی دوام خواهد آورد» این در شرایطی است که به گفته کریمیان راهکار جایگزینی برای تامین آب شرب مردم منطقه در نظر گرفته نشده است.
هر چند کریمیان عامل اصلی خشک شدن چشمه کوهرنگ را گرمایش زمین میداند و معتقد است انجام پروژههای انتقال آب و سدسازی این روند را تشدید کرده است، اما تاکید میکند: «من از کسانی هستم که خشک شدن چشمه کوهرنگ را تا حد زیادی مرتبط با ساخت تونلهای سه گانه کوهرنگ میدانم، اما این موضوعی نیست که به راحتی بتوان در مورد آن اظهار نظر کرد و یک بحث علمی است که نیاز به کار کارشناسی و دقیق دارد تا علت اصلی آن مشخص شود»
کریمیان درباره تبعات اجتماعی خشک شدن چشمه کوهرنگ میگوید: «دلیل عمده مهاجرتها از شهرستان کوهرنگ تامین معاش است. مشکلات معیشتی مردم این منطقه به دلیل ایجاد محدودیت در برداشت آب ایجاد شده است. به طور میانگین از هر 5 شغل 4 شغل وابسته به آب است تا آبی وجود نداشته باشد شغلی به وجود نمیآید. بر اساس مصوبه سال 1392 شورای عالی آب، برداشت آب و بارگذاری بر رودخانههای این منطقه ممنوع است. در نتیجه مردم برای تامین معاش خود ناگزیر به مهاجرت به استانهای مجاور هستند» بر اساس آخرین آمار منتشر شده توسط مرکز آمار ایران، استانهایی که بالاترین نرخ بیکاری را به خود اختصاص دادهاند به ترتیب آذربایجان غربی با 14.7 درصد، چهارمحال و بختیاری با 13.4 درصد و یزد با حدود 13.5 درصد هستند. این گزارش نبود صنایع بزرگ و تعطیلی کشاورزی به دلیل نبود آب را از جمله دلایلی دانسته که در آمار بیکاری در این استان سهم دارند. چندی پیش نماینده مردم کوهرنگ در مجلس هم اعلام کرده بود: «از ابتدای مطرح شدن تونل سوم متخصصان و کارشناسان نسبت به عواقب و خطرات ناشی از ساخت این تونل هشدار دادند بیتوجهیها باعث خشکی قناتها و چشمههای منطقه و مهاجرت دسته جمعی مردم شد» کریمیان معتقد است برخی اسناد بالادستی و مصوبات بدون در نظر گرفتن شرایط مردم منطقه تصویب و ابلاغ میشوند و همین موضوع مردمی که در بالادست ساکن هستند را با چالشهای جدی روبهرو میکند.
او به این مسئله که وزارت نیرو با آب فروشی حقوق کارمندان خود را پرداخت میکند اشاره کرده و میگوید: «آب را به کسی میفروشند که بیشترین پول را بپردازد و مبلغ فروش این آب راحتتر وصول شود. کشاورز که پولی ندارد تا در قبال آب بپردازد. وضعیت آب شرب هم که مشخص است. محیط زیست هم که پول ندارد. در نهایت چه کسی پول نقد دارد؟ صنایع. در نتیجه شاهد هستیم که وزارت نیرو بده بستانهایی با صنایع دارد. در سال بالغ بر یک میلیارد مترمکعب آب از چهارمحالوبختیاری به سمت فلات مرکزی منتقل میشود. ارزش افزوده این میزان را محاسبه کنید 25 هزار میلیارد تومان میشود» این آب در غالب موارد سهم صنایع میشود. همین است که هم سرچشمه تشنه است و هم مقصد کمآب. با اینهمه باز هم دولت به دنبال اجرای طرحهای انتقال آب است.
وزارت نیرو و جهادکشاورزی تخطی کردهاند
معاون محیط زیست انسانی سازمان حفاظت محیط زیست بر لزوم ورود قوه قضائیه به مساله کشت برنج در استانهای خشک کشور تاکید کرد و گفت وزارت نیرو و جهاد کشاورزی خلاف مصوبات عمل کردهاند.مسعود تجریشی، درباره ادامه روند برنجکاری در استانهای خشک به ایلنا گفت: استان فارس از قدیم بسیار بر کشت آبی و دیم متمرکز بود. اما اکنون کشت گستردهای از برنج در این استان صورت گرفته و منابع آب را مصرف میکند. در خوزستان و اصفهان هم طبق گزارشها کشت برنج بسیار گسترده است. استان گلستان قرار بوده به سمت کشت دیم برود، اما آنجا نیز با افزایش کشت برنج مواجهایم.او با ابراز تاسف از اینکه وزارت نیرو و جهادکشاورزی، مصوبه هیات دولت در اسفند ۹۶ که برای فروردین ۹۷ به بعد ابلاغ شده را کنترل نکرده است، افزود: جهاد کشاورزی نباید نهادهها را به کشتهایی بدهد که خارج از الگوها هستند. وزارت نیرو نیز که متولی آب کشور است، نباید آب را برای این نوع کشتها بدهد. هر دو وزارتخانه از این نظر تخطی کردهاند و برخلاف چیزی که مصوبات بوده، عمل کردهاند. استانداریها به عنوان نمایندگان دولت نباید بگذارند دستگاههای اجرایی زیر نظرشان، خلاف مصوبات اقدام کنند و از همین رو آنها نیز تخطی کردهاند.تجریشی گفت: با دست خودمان در حال از بین بردن سرزمین با کاشت محصولی هستیم که کاشت آن خارج از گیلان و مازندران هیچ مزیتی ندارد. این اقدامات باعث میشود آبهای زیرزمینیمان از دست برود و تغییر این الگو در کشاورزان در سالهای بعد بسیار سخت خواهد بود، به این دلیل که درآمد بسیار خوبی کسب میکنند و حاضر نیستند به راحتی از این درآمد هم عبور کنند. بنابراین کشت برنج در این مناطق کاری بسیار خطا و غیرقانونی و خلاف مصالح منطقهای است.او افزود: طبق نظر وزارت نیرو که در شورای عالی آب هم مطرح کردند، برای تامین آب شرب مشکل داریم. در این شرایط نباید اجازه دهیم آب به سمت کشاورزی محصولات پرمصرف برود. در فلات کشور حتی ما آب شرب نداریم و در روستاها با تانکر آب میبرند. در برخی از مناطق فارس، تراز آب زیرزمینی برای شرب به بیش از ۳۰۰ متر رسیده است.
او در ادامه افزود: قوه قضائیه باید بیاید و با کسانی که به این مصوبات عمل نکردند و باعث ایجاد گرد و غبار و فرونشست شدند برخورد کند. امسال واقعا مشکل داریم و سدهایمان خالی است. سال گذشته ۱۲ هزار مگاوات برق از آب پشت سدها ایجاد میکردیم اما سدها در حال حاضر خالی است و نمیتوانند این میزان برق را تولید کنند.
| پیامما| تهران برای دومین روز متوالی آلودگی هوا را تجربه کرد. روز سهشنبه این وضعیت در حالی در پایتخت تجربه شد که ۱۳ ایستگاه سنجش آلودگی هوای تهران شرایط را قرمز نشان دادند؛ به معنای حاکمیت هوای ناسالم برای همه گروهها. با افزایش پایداری جو و انباشت آلایندهها در بیشتر مناطق کیفیت هوا در محدوده ناسالم و ناسالم برای گروههای حساس قرار گرفت و به دنبال تداوم این وضع، در نخستین نشست هماهنگی شرایط اضطرار تهران بنا شد از هرگونه پسماندسوزی و همچنین تردد موتوسیکلتها و خودروهای دودزا و بدون معاینه فنی جلوگیری شود. اما از سوی دیگر اطلاعات سامانه پایش کیفی هوای کشور نشان میدهد، دیروز علاوه بر تهران، سه ایستگاه در استان البرز، دو ایستگاه در خوزستان، سه ایستگاه در اصفهان، یک ایستگاه در آذربایجان شرقی و سه ایستگاه در خراسان رضوی وضعیت را قرمز نشان میدادند. پیشبینیهای شرکت کنترل کیفیت هوای شهر تهران درست از آب درآمد؛ شرایط پایدار جو تا صبح دیروز سبب به انباشت آلایندهها شد و در نبود باد موثر و افزایش ترافیک صبحگاهی، مناطق آسمان در بیشتر غبارآلود و وضعیت ناسالم و ناسالم برای گروههای حساس برقرار شد. بر اساس این پیشبینیها در صبح روز چهارشنبه (۱۲ آبانماه) افزایش ترافیک صبحگاهی همراه با انباشت آلایندهها سبب افزایش غلظت ذرات معلق در بیشتر مناطق پرتردد شده و کاهش کیفیت هوا را بهدنبال دارد.
آلاینده شاخص هوای پایتخت طی ۲۴ ساعت منتهی به سهشنبه «ذرات معلق کمتر از ۲.۵میکرون» با میانگین ۱۲۸ بود و کیفیت هوای پایتخت در وضعیت ناسالم برای گروههای حساس قرار داشت. کیفیت هوا در ایستگاههای سوهانک (منطقه ۱)، شریف (منطقه ۲)، دانشگاه علم و صنعت (منطقه ۴)، تربیت مدرس (منطقه ۶)، دانشگاه تهران (منطقه ۶)، شهرداری منطقه ۱۰، شهرداری منطقه۱۱، پیروزی (منطقه ۱۳)، پارک شکوفه (منطقه ۱۴)، شهرداری منطقه ۱۵، شادآباد (منطقه ۱۸) و پارک قائم (منطقه ۱۸)، شهرداری منطقه ۲۱ در شرایط ناسالم برای همه افراد قرار داشت. در جنوب و جنوب شرق استان نیز ایستگاههای قرچک و باقرشهر شرایط را ناسالم برای همه گروهها نشان میدادند. بنابراین دیروز با توجه به گزارش اداره کل هواشناسی استان تهران مبنی بر استمرار پایداری هوا و انباشت آلایندهها تا پایان روز چهارشنبه این هفته و همچنین بالا بودن شاخص کیفی هوا بر اساس دادههای ایستگاههای سنجش آلودگی هوا، اولین جلسه کارگروه هماهنگی شرایط اضطرار آلودگی هوا در سال جاری در استانداری تهران برگزار شد. زهره عبادتی معاون محیط زیست انسانی ادارهکل حفاظت محیط زیست استان تهران درباره مصوبات این جلسه گفت: «در این نشست مقرر شد همه دستگاههای عضو کارگروه ضمن لحاظ وظایف مشخص شده در دستورالعمل اعمال ممنوعیتها و محدودیتهای موقت زمانی، مکانی و نوعی در شرایط اضطرار آلودگی هوا مربوط به وضعیت نارنجی یا همان ناسالم برای گروههای حساس، نسبت به اجرای مصوبات و تصمیمات اتخاذ شده اقدام لازم را به انجام برسانند.» او با اشاره به اینکه هماهنگی لازم برای جلوگیری از هرگونه پسماندسوزی با فرمانداریها از جمله این مصوبات بود، افزود: «جلوگیری از تردد تمامی موتوسیکلتها و خودروهای دودزا و بدون معاینه فنی توسط پلیس راهور و همچنین کاهش زمان درجا روشن بودن اتوبوسهای درون شهری در پایانههای حمل و نقل از سوی شهرداری تهران از دیگر تصمیمات این نشست بود.» به گفته معاون محیط زیست استان تهران در این جلسه همچنین مقرر شد نظارت بیشتری بر مراکز معاینه فنی خودروهای سبک و سنگین توسط ادارهکل حفاظت محیط زیست استان و شهرداری تهران صورت پذیرد. او کاهش یا جلوگیری از فعالیتهای عمرانی تشدید کننده آلودگی هوا توسط شهرداری تهران را از دیگر مصوبات این نشست برشمرد و تصریح کرد: «استقرار پایگاههای سیار فوریتهای پزشکی اعم از اورژانس و هلال احمر با جانمایی در مناطق پرتردد و نیز پایش ویژه و شناسایی منابع آلاینده هوا توسط اداره کل حفاظت محیط زیست استان تهران از جمله تصمیمات دیگر این نشست بود.» بر اساس اطلاعات شرکت کنترل کیفی هوای تهران، با وزش باد مؤثر تا ساعات پایانی چهارشنبه ( ۱۲ آبان ماه) از غلظت ذرات معلق کاسته میشود و بهتبع آن برقراری وضعیت قابل قبول در بیشتر مناطق پیشبینی میشود.
کرج، اصفهان و خوزستان هم آلوده شد
اما دیروز آلودگی فقط مسئله تهران نبود. اطلاعات سامانه پایش کیفی هوای کشور نشان میداد، در همسایگی تهران، سه ایستگاه قرمز و چهار ایستگاه نارنجی در استان البرز نشان از حاکمیت آلودگی در بسیاری نقاط این استان داشت. همچنین در خوزستان، ایستگاههای شوشتر و نادری در وضعیت قرمز و 11 ایستگاه دیگر در وضعیت نارنجی (ناسالم برای گروههای حساس) قرار داشتند. در استان اصفهان نیز ایستگاههای پایش آلودگی هوای کاوه، احمدآباد و جِی وضعیت را ناسالم برای همه نشان داده و 10 ایستگاه دیگر نارنجی بودند. ایستگاه شهر میانه در آذربایجانشرقی نیز شرایط را ناسالم برای همه نشان میداد. آلاینده شاخص در این استانها ذرات معلق کمتر از ۲.۵میکرون گزارش شده است. این میان بر اساس اطلاعات همین سامانه ایستگاه زابل در سیستانوبلوچستان با رنگ قهوهای (خطرناک) عدد 500 را نشان میداد. آلاینده شاخص در این ایستگاه ذرات معلق کمتر از 10 میکرون بوده که نشان از برخاستن گردوغبار داشت.
از سوی دیگر در ساعت 17، مشهد نیز به شهرهای آلوده اضافه شد به طوری که بر اساس اطلاعات سامانه، سه ایستگاه خاقانی، کریمی و خیام شمالی وضعیت را قرمز و چهار ایستگاه دیگر شرایط را ناسالم برای گروههای حساس نشان میدادند
وعده پاکسازی 6 ماهه شهر از آسیبهای اجتماعی
اولین جلسه قرارگاه اجتماعی شهرداری تهران، سرانجام دیروز 11 آبان ماه در استانداری تهران تشکیل شد و بخشهای دیگری از رویکرد شهردار تهران در موضوعات اجتماعی آشکار شد. قرارگاهی که پیشتر امین توکلیزاده؛ معاون فرهنگی و اجتماعی شهردار تهران همکاران آن را سپاه و قرارگاه خاتمالانبیا و گروههای جهادی معرفی کرده و رویکرد آن را بر مبنای «کفالت اجتماعی» دانسته بود.
علیرضا زاکانی، شهردار تهران که ایده قرارگاه را اول بار خود مطرح کرده بود، در همان اولین روزهای حضورش اعلام کرد که قرارگاه اجتماعی میخواهد در زمینه معتادان متجاهر، کودکان کار و تکدیگری فعالیت کند. او تاکید کرده بود که در قرارگاه استانداری، فرمانداری و بهزیستی و دستگاههای انتظامی دور هم جمع میشوند و «در خصوص ساخت اجتماعی و سالمسازی ساخت اجتماعی همکاری کنند.» همین اتفاق هم رخ داد و در جلسه دیروز نیروی انتظامی، وزارت کشور، فرمانداری و نمایندگان مجلس شرکت کردند. او پیشتر اعلام کرد که در موضوع جمعآوری معتادان متجاهر با دستگاههای دیگر همکاری میکند و میخواهد: «لکه ننگ را از چهره شهر پاک کند.»
شهردار تهران اما در جلسه دیروز ضربالاجلی برای از بین بردن مسائل اجتماعی تعیین کرد و آن را از اهداف قرارگاه دانست: «برای حل موضوعات با آسیبهای اجتماعی برنامه 4 ساله داریم و باید اعتقادی عمل کنیم تا گره باز شود. باید ظرف ۶ ماه شهر را منزه و پاک کنیم و ۴ تا ۶ سال بعد نیز پای آن بمانیم.» ضربالاجلی که کارشناسان حوزه اجتماعی با آن موافق نیستند و یک جامعهشناس تبعات آن را زیرزمینیتر شدن مسائل اجتماعی میداند.
«معتادان متجاهر»، «کودکان کار»، «زبالهگرد» و «تکدیگری»، از واژههای پرتکراری بودند که در مصاحبهها و سخنرانیهای زاکانی از همان اولین روزهای حضورش در خیابان بهشت به گوش میخوردند. او در همان اولین روز حضورش در جلسه شورای شهر تهران نیز تاکید کرد که حضور معتادان در محل زندگیش در جنوب شهر تهران محسوس است.
او یکبار هم در صحن شورا به حل موضوع آسیبهای اجتماعی در بازه زمانی شش ماهه اشاره کرده بود. رویکردهای زاکانی برای مقابله با آسیبهای اجتماعی در صحبتهای معاون اجتماعی او بیش از پیش نمایان شد، توکلیزاده در گفتوگو با روزنامه پیامما، فرحزاد، خلازیر، اسلامآباد، خاک سفید و شوش و هرندی را نقاط بحرانی شهر تهران خواند و گفته بود سعی شهرداری برای از بین بردن مسائل اجتماعی بر ساماندهی است که احتمالا جمعآوری مقدمه آن باشد.
ششماهه شهر پاک میشود
زمانبندی شش ماهه برای برطرف کردن مسائل اجتماعی در پایتخت پیشتر هم از سوی دیگر متولیان امر شهری مطرح شده بود. آنها وعده میدادند که مشکلات اجتماعی را در کوتاهترین زمان ممکن رفع و رجوع میکنند. میثم امرودی معاون اجتماعی محمد باقر قالیباف، آبان 94 در نشستی خبری اعلام کرده بود، تا فروردین سال 95 محله هرندی را پاکسازی میکند. او در این نشست خبری کشیدهای به صورت خود زد و آن را نشانهای برای تحقق وعده شش ماهه خود بیان کرد. محمدعلی افشانی، شهردار اصلاحطلب پایتخت نیز در گفتوگویی در مهر سال 97 درباره متکدیان پایتخت اعلام کرد: «بیتردید باید این افراد جمعآوری شوند که من قول تحقق این کار را تا شهریور ماه سال آینده دادهام، اما انشاءالله این کار زودتر عملیاتی میشود».
افزایش 11 هزار نفری معتادان
اینکه ضربالاجلهای مسئولان برای رفع مسائل اجتماعی در شهر تهران تا چه میزان موثر بوده را شاید آمار بتواند قضاوت کند. آنطور که توکلیزاده در جلسه دیروز قرارگاه اجتماعی اعلام کرده است، 11 هزار نفر به شمار معتادان متجاهر در سالهای اخیر افزوده شده است: « تعداد معتادان متجاهر از سال 97 تاکنون از 10 هزار نفر به 21 هزار نفر رسیده است.» این درحالیست که از پایان سال 96 تاکنون بیش از 100 هزار معتاد از سطح خیابان جمعآوری شدند و به اردوگاههای درمان اجباری نیز منتقل شدند. در سالهای گذشته بارها کارشناسان بر بینتیجه بودند درمان اجباری اعتیاد تاکید کردهاند. اخیرا «روزنامه اعتماد» با استناد به پژوهش سال 95 بهزیستی هم بینتیجه بود این روش را نشان داده بود: «ماندگاری پاکی از اعتیاد در جمعیتی که به اجبار و در اردوگاههای درمان اجباری با تابلوی «مراکز موضوع ماده 16 اصلاحیه قانون مبارزه با مواد مخدر» تحت درمان قرار گرفتهاند، حداکثر 2.5درصد است.» موضوعی که شاید بتواند ادعای افزایش آمار معتادان در سالهای اخیر را نیز توجیه کند.
همکاران قرارگاه اجتماعی اما دیروز علاوه بر تعیین ضربالاجل مراحل بعد از از جمعآوری را نیز شرح دادند. منصوری استاندار تهران گفت: این کار درباره برنامه ۶ تا یک ساله در رابطه با نگهداشت، باز اجتماعی کردن، بازتوانی و ایجاد اشتغال است تا مجدد این افراد به دامان آسیب اجتماعی برنگردند. توکلیزاده نیز که در گفتوگوهای قبلی بر موضوع حمایت اجتماعی از خانوادههای معتادان نیز تاکید کرده بود، گفت: «در مواقعی که فقط به فرد آسیب دیده توجه میکنیم ممکن است ۹۶ درصد از معتادان یک سوله بازگشت به اعتیاد داشته باشند؛ اما اگر این اصلاحات و اقدامات را در مورد خانواده آنها نیز انجام دهیم، شاهد کمترین بازگشت به اعتیاد خواهیم بود.»
مسائل اجتماعی زیرزمینی میشوند
کارشناسان اجتماعی اما با رویکرد شهردار تهران و مدت زمانی که برای از بین بردن آسیبهای اجتماعی تعیین کردهاست؛ موافق نیستند. سیامک زند رضوی، جامعهشناس در گفتوگو با روزنامه «پیام ما» با تاکید بر اینکه تعیین بازه زمانی شش ماهه برای حل مسائل اجتماعی موضوع جدیدی نیست، میگوید: «در دهه 60 آقای خلخالی اعلام کرد که در مدت زمانی کوتاه اعتیاد در کشور ریشهکن میشود و قدرت دستگاه نظامی در اختیار ایشان قرار گرفت و به سرعت جنگی خیابانی میان معتادان و مسئولان و کسانی که دیگران آنها را معتاد قلمداد میکردند، شکل گرفت. جمعآوری و تشکیل اردوگاه مبارزه با مواد مخدر از همان سالها آغاز شد اما نتیجه آن امروز مشخص شده است که نه تنها موضوع اعتیاد حل نشده است بلکه ابعاد فاجعهباری پیدا کرده است.» به گفته این جامعهشناس هدف از تکرار این سناریوی کهنه، نه حل مساله بلکه پاککردن صورت مسئله است: «وقتی که شما قرارگاه تشکیل میدهید، آسایش روانی شهروندان را سلب میکنید.همچنین حل مسائل اجتماعی بدون حضور شهروندان و استفاده از دانش و همه ظرفیتهای دانشگاه ممکن نیست. تصور کنید که قرار است رانندگی کنید، شما باید حداقل آموزشها را دریافت کرده باشید، بخواهید جراح شوید سالها بایستی آموزش دیده باشید، چطور است که قرارگاهها بدون حداقل دانش میخواهند مساله اجتماعی را حل کنند، بهتر است بگوییم قرار است مساله اجتماعی را پاک کنند. این موضوع غیر از بار روانی اجتماعی رسما انکار دانش است.»
از نظر زند رضوی پروژهای که قرار است در شهرداری تهران اجرا شود منجر به زیرزمینیشدن مسائل اجتماعی میشود: «در کوتاهمدت ما بر اثر ایجاد ارعاب اکثریت معتادان و کودکان کار را نامرئی کرده و به زیرزمین میفرستیم. شرایط کار کودکان در زیرزمین و بازار سیاه بدتر و تلختر و شدیدتر است و دسترسی دیدبانهای کودک هم به آنها سختتر است، معتادان هم به همین ترتیب. یعنی پدیده زیرزمینی میشود و وقتی که زیرزمینی میشود اتفاقا فشار بیشتری به خانواده تحمیل میکند. معتاد هزینهای که باید برای اعتیاد جمع کند با چاقو از خانواده خودش دریافت میکند.»
او همچنین تاکید میکند: «به نظرم این کار ادامه خلق رانتی جدید است. نگاه قرارگاهی موجب شده، این رویه از رانت طرحهای عمرانی شروع شود و به بودجههای نحیف حوزه اجتماعی برسد».
|پیام ما| انتقال راهآهنی که از روی تپه حصار 7500 ساله دامغان میگذرد، هنوز به سرانجام نرسیده است. خطوط ریل سالهاست از روی محوطهای میگذرد که در شمار پنج تپه عصر آهن دنیا و یکی از مهمترین محوطههای دوران پیش از تاریخ در فلات ایران است. موافقتهای اولیه با شرکت راهآهن، برای بررسی جابهجایی ریل خرداد پارسال انجام شد و کمتر از یک سال پیش از پایان طرحهای مطالعاتی و مکاتبههای لازم برای برداشته شدن خط ریل راهآهن از میان تپه حصار دامغان خبر دادند. مسئولان میراثی میگویند ریلها سد راه ثبت جهانی این محوطه تاریخی است و حذف آنها مسیر تپه حصار را به فهرست یونسکو هموار می کند اما کار هنوز به سرانجام نرسیده و تصمیم قطعی گرفته نشده است.
خطوط ریلی سراسری از روی تپه باستانی در حاشیه جنوبی شهر دامغان میگذرد؛ از روی محوطهای باستانی که قدمت آن به هفت هزار و 500 سال قبل بر میگردد و سه دوره اصلی فرهنگی از اواخر نوسنگی تا پایان عصر مفرغ را در خود نهان دارد. قدمت و دیرنگی تمدن تپه حصار به هزاره چهارم تا هزاره نخست پیش از میلاد میرسد. این نقطه تاریخی که نخستین بار توسط اریخ اشمیت از دانشگاه پنسیلوانیا در سال ۱۳۱۲ مورد کاوش قرار گرفته، در سال ۱۳۱۰ به شماره ۴۰ در فهرست آثار ملی ثبت شد. حضور اشمیت به عنوان یکی از باستانشناسان شناختهشده، خود گواهی بر ارزش این تپه است. بعدها در سال ۱۳۵۵ گروهی از باستانشناسان دانشگاه پنسیلوانیا، تورین ایتالیا و مرکز باستانشناسی ایران به سرپرستی رابرت دایسون و موریتزیو توزی کاوشهایی در تپه حصار انجام دادند و بر اثر این کاوشها روشن شد که تپه حصار در هزارههای چهارم و سوم قبل از میلاد یکی از مراکز مهم تولیدی برای ساخت انواع اقلام صادراتی نظیر اشیای سنگی و فلزی در فلات ایران بوده است. بر اثر این کاوشها روشن شد که این محوطه باستانی دارای سه دوره اصلی فرهنگی از اواخر نوسنگی تا پایان عصر مفرغ است.
از زمان کاوشهای اشمیت در تپه حصار این محوطه به عنوان یکی از محوطههای مبنا برای شناسایی فرهنگهای همزمان در فلات مرکزی ایران مورد استناد باستانشناسان است. ریل درست از روی محوطهای با این سابقه میگذرد.
کمتر از یک سال پیش بود که مهدی جمال، مدیر کل وقت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان سمنان از پایان طرحهای مطالعاتی و مکاتبههای لازم برای برداشته شدن خط ریل راه آهن از میان تپه حصار دامغان خبر داد و گفت که این گامی در ثبت جهانی تپه حصار است. به گفته او پارسال دو میلیارد تومان اعتبار ملی به طرح ساماندهی محوطه تاریخی و هفت هزار ساله تپهحصار دامغان اختصاص یافت در حالی که هیچ مبلغی از سوی استان برای این بنا در نظر گرفته نشد. طبق این گفتهها این اعتبار ملی صرف ساماندهی بدنه و بسترهای تاریخی این بنا با هدف ثبت تاریخی در فهرست سازمان جهانی یونسکو میشود.
پیش از این مدیرکل وقت شاستان سمنان از لرزههای محسوس عبور قطار بر دل تپه حصار گفته بود و اینکه ضرورت دارد با تدابیر وزارتخانههای میراثفرهنگی و راه و شهرسازی این جابجایی انجام شود. او همچنین به این اشاره کرده بود که وزیر میراثفرهنگی حساسیت ویژهای برای موضوع ثبت جهانی تپه حصار و جابهجایی ریلهای قطار دارد و تاکنون مکاتباتی با وزیر راه و شهرسازی انجام داده است؛ پیگیر هستیم که موضوع به شکل اساسی حل و فصل شود.
میراثفرهنگی دامغان: به واقعیت نزدیک شدهایم
با این همه ماجرای جابهجایی ریل همچنان بیسرانجام است. حمیدرضا دوستمحمدی، سرپرست اداره کل میراثفرهنگی سمنان، 30 خرداد امسال خبر داد که موافقتهای اولیه با شرکت راهآهن جمهوری اسلامی ایران، برای بررسی جابهجایی ریل قطار از میان تپهحصار انجام شده است. به گفته او ساماندهی و حفاظت قسمتهایی از این محوطه باستانی انجام شده و با خواناسازی آثار معماری محوطه، حفاظت از بخشی از لایههای باستانشناسی نیز انجام شده است. دوستمحمدی درباره معضل قدیمی گذر ریل قطار از میان تپهحصار هم گفت: «با حمایت خانه تسنیم، پیگیری ثبت جهانی تپهحصار قوت بیشتری پیدا کرده است و بر اساس پیگیریهای وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی و مجموعه استان، جابهجایی و انتقال خطوط ریلی قطار از عرصه و حریم اثر، که دهها سال است از میان این تپه باستانی عبور میکند، به واقعیت نزدیک شده است.» با این همه تعیین حریم و عرصه، مهمترین اقدامات برای ثبت جهانی تپهحصار است و به گفته رئیس اداره میراثفرهنگی دامغان، نشانهگذاری این حریم و عرصه و توافق با مالکان خصوصی در حال انجام است.
نماینده دامغان: رئیس جمهوری وارد شود
به دنبال همه این وعدهها، علیاکبر علیزاده، نماینده مردم دامغان در مجلس شورای اسلامی جابهجایی خط راهآهن که از دل مجموعه تاریخی تپه حصار دامغان عبور کرده را نیازمند دستور قاطع رئیسجمهوری دانست.
او به ایرنا گفت: «محوطه تاریخی تپه حصار دامغان با تمدن هفت هزارساله، تنها تمدن ایران است که شهرنشینی با تمدن را نشان میدهد اما ریل راهآهن از وسط این مجموعه گذشتهاست، در گذشته موافقتهایی جهت انتقال خط راهآهن انجامشد که نیاز به تصمیم قطعی دارد.» او ادامه داد: «حفظ این بنای کهن یکی از مطالبات اصلی مردم دامغان و تمامی تاریخدوستان است که امیدواریم با دستور دولت، هر چه زودتر انتقال ریل راهآهن عملیاتی و از تخریب بیشتر این مجموعه تاریخی ارزشمند جلوگیری شود.»
نماینده مردم دامغان در مجلس همچنین اضافه کرد: «ثبت جهانی مجموعه گردشگری تاریخی چشمه علی دامغان نیز یکی دیگر از درخواستهای مردم این شهر است که امید است تبدیل این مجموعه به باغ ملی و ثبت جهانی آن با پیگیری ویژه هر چه زودتر انجام شود. مجموعههای تاریخی بینظیر مربوط به دورههای مختلف تاریخ ایران، از ظرفیتهای این منطقه است که برای معرفی بهتر، جذب گردشگر و رونق اقتصادی منطقه از صنعت گردشگری نیازمند جذب اعتبارات لازم هستیم.»
بشر برای مقابله با توفانهای قوی و امواج گرمای مرگبار اکوسیستمهای در حال تغییر برای حفظ حیات تلاش میکند. ما در نقطهای از تاریخ جهان ایستادهایم که تغییرات آب و هوایی تهدیدی برای موجودیت انسان قلمداد میشود. تغییرات آب و هوا در حال حاضر جهان را رو به ویرانی سوق میدهد. در چنین شرایطی امید میرود اجلاس آب و هوایی کاپ 26 (COP26) برای نجات بشریت و محافظت از سیاره عمل کند. رهبران کشورها برای کاهش انتشار گازهای گلخانهای و قرار دادن جهان در مسیر امنتر اقدام کرده و از امیدهای واهی کناره گیری کنند و اقداماتی ملموس در این راستا صورت پذیرد و تعهدات بیشتری را بپذیرند.
در این فاجعه رو به رشد، در حال حاضر میلیونها نفر با گرسنگی ناشی از مشکلات آب و هوایی مواجه هستند. برابر تخمینها تا سال 2025، نیمی از جمعیت جهان با کمبود آب مواجه خواهند شد و تا چندین سال دیگر، بحران اقلیمی میلیونها نفر را در جهان آواره خواهد کرد. افزایش سطح آب دریاها نسبت به 30 سال پیش دو برابر شده است. اقیانوسها داغتر از همیشه هستند، بخشهایی از جنگلهای بارانی آمازون بیش از آنچه که جذب میکنند کربن منتشر میکنند و در دهه گذشته حدود چهار میلیارد نفر تحت تأثیر رویدادهای مرتبط با تغییر آب و هوا قرار گرفتند. اگر اقدامی صورت نگیرد خطرات گرمایش جهانی، مانند امواج گرمای مرگبار، کمبود آب، شکست محصولات کشاورزی و فروپاشی اکوسیستم و آواره شدن بسیاری از مردم جهان به شدت افزایش مییابد، و باعث آسیبهای اقتصادی گسترده و تغییر زندگی مردم میشود. وابستگی کشورها به مصرف بیرویه سوختهای فسیلی، بشریت را به لبه پرتگاه سوق میدهد. ما با یک انتخاب جدی روبهرو هستیم، یا آن را متوقف میکنیم، یا ما را متوقف میکند. زمان آن رسیده است که کشورها اقدامی اثرگذار را در پیش بگیرند. دانشمندان علوم اقلیمی بارها تاکید کردهاند که بهترین سلاح برای مقابله با افزایش دمای جهانی، کاهش انتشار گازهای گلخانهای است. اگر امروز در مورد تغییرات آب و هوا جدی نشویم، فردا برای فرزندان ما خیلی دیر خواهد بود. هر چه بیشتر منتظر بمانیم، اوضاع وخیمتر خواهد شد. زمانی باقی نمانده و حالا زمان اقدام و عمل است. اگر جدا از هم کار کنیم به اندازه کافی قدرتمند هستیم که سیاره خود را بیثبات کنیم و از هم فرو بپاشیم، و مطمئناً با همکاری یکدیگر به اندازه کافی قدرتمند هستیم تا آن را نجات دهیم.
آغاز مخالفخوانیها با رئیسی در مجلس
| پیام ما| سیاست عرصه تغییر است. آدم ها تغییر میکنند، فعالان تغییر میکنند، احزاب هم تغییر میکنند. روزی له یک فرداند و روز دیگر علیه آن. رابطه مجلس و دولت هم حالا چنین وضعی دارد. نمایندگانی که تا دیروز اصلیترین حامیان رئیسجمهوری فعلی ایران به شمار میرفتند، حالا و با اوجگیری بحرانهای اقتصادی و سیاسی و اجتماعی و حتی ورزشی جمهوری اسلامی، به انتقاد از دولت روی آوردهاند. انتقادهایی که میتواند نشان دهنده آغاز چالشها میان پاستور و بهارستان پیش از یک سالگی دولتداری سید ابراهیم رئیسی باشد.
هفتم خرداد 99، اولین جلسه علنی مجلس یازدهم برگزار شد، یک سال و 5 ماه و 5 روز پیش. اصولگرایان با نظارت استصوابی حداکثری و مشارکت حداقلی اکثر قریب به اتفاق کرسیهای سبز ساختمان هرمی شکل میدان بهارستان را در اختیار گرفتند. اصلاحطلبان و اعتدالگرایان در اقلیت بودند. همین شد فرصتی برای سید ابراهیم رئیسی. او که اعلام کاندیداتوری کرد، 220 نماینده مجلس دست بیعت به سویاش دراز کردند. 29 اردیبهشت 99 هم 100 نماینده مجلس به دیدارش رفتند. پس از پیروزی رئیسی در انتخابات ریاست جمهوری هم حمایتها ادامه داشت. نمایندگانی از بهارستان به پاستور کوچ کردند. باقی ماندگان در مجلس هم حمایتشان از رئیسی را دریغ نکردند ولی دست کم از 2 ماه و 9 روز پیش تا امروز اوضاع به شکل قابل توجهی در حال تغییر است. کابینه رئیسی که به مجلس معرفی شد، صداهای مخالف در اقلیت بودند. نتیجه شد اعتماد حداکثری نمایندگان به وزرای پیشنهادی هشتمین رئیسجمهوری تاریخ جمهوری اسلامی. اوضاع اما به همین شکل نماند. ماه عسل رئیسی و دولت مردانش به پایان رسیده و آنان حالا مسئول اول و آخر مشکلات ایراناند. می شود از نقش دولت قبل گفت ولی نمی توان از زیر بار مسئولیت شانه خالی کرد. مشکلات زیاد است و فشارها به نمایندگان زیادتر. آنان هم دیگر چاره ای ندارند جز لب گشودن به انتقاد از دولت سیزدهم. انتقاداتی که بخشی از آنها در جلسات علنی مجلس مطرح می شود و بخشی در کمیسیون ها. بخش دیگری هم در قالب تذکرات کتبی و شفاهی مطرح میشود. بیشتر انتقادات اما در قالب گفتوگوهای رسانهای نمایندگان بیان میشود. انتقاداتی که خبر از تغییر نگاه نمایندگان به رئیسی دارد. آنان حالا دیگر حامی رئیسی و پیاده نظام او نیستند، مطالبهگراند هرچند که هنوز محافظه کاری در بیان انتقادات نمایندگان بیداد میکند ولی افزایش انتقادات نمایندگان و آنچه در جلسات علنی اخیر مجلس میگذرد، میتواند نشانهای باشد برای اهل یقین.
تذکر 93 نفره به رئیسی
مساله وزارت آموزشوپرورش یکی از اصلیترین عامل انتقادات این روزهای نمایندگان از دولت رئیسی است. پیشتر معاون پارلمانی رئیسی وعده داده بود که وزیر آموزشوپرورش در هفته جاری معرفی شود ولی اختلافات همچنان پابرجاست. براساس آخرین تغییرات، مسعود فیاضی اصلیترین گزینه مدنظر رئیسی برای معرفی به مجلس است. او داماد خواهر علیرضا زاکانی است و همین نسبت فامیلی باعث انتقادات سربسته اصولگرایان شده است. انتقاداتی که حداقل دولت رئیسی را تا اینجا عقب رانده و معرفی وزیر پیشنهادی آموزشوپرورش به مجلس را با تاخیر بیشتر مواجه کرده است. 50 نماینده مجلس دیروز به همین مساله اعتراض داشتند و به رئیسی تذکر کتبی دادند: «ضرورت تسریع در معرفی وزیر پیشنهادی آموزشوپرورش، ضرورت تسریع در تکمیل کابینه، بدنه دولت، معاونان، استانداران، مدیران کل ستادی و استانی». 43 نماینده مجلس هم در تذکری جداگانه از رئیسی پرسیدند: «علت تاخیر و عدم پرداخت نیروهای خرید خدماتی آموزشوپرورش چیست؟» «ضرورت یکسان سازی محاسبه هزینه تغییر زمینهای کشاورزی شخصی با زمینهای دولتی» در کنار «لزوم پیگیری واریز سود سهامداران و شرکتها از طریق سامانه سجام» هم عنوان تذکر 32 نماینده مجلس به وزرای جهادکشاورزی و اقتصاد بود.
انتقاد از خلف وعدهها
انتقادات گروهی دیگر از نمایندگان اما به مساله اقتصادی اشاره داشت. برخی از آنها از ترس دولت گفتند. مصداق شان هم تعلل در حذف ارز 4200 تومانی بود. ماجرای حذف ارز ترجیحی در دولت دوازدهم هم مطرح شد و کش و قوس هایی را میان پاستور و بهارستان ایجاد کرد. مجلس آن را فسادزا میدانست ولی دولت حذفش را مساوی با افزایش قیمت کالاها اعلام کرد. دولت دوازدهم رفت، افزایش قیمت کالاها اتفاق افتاد ولی ارز 4200 تومانی همچنان پابرجاست. روح الله نجابت، نماینده تهران در تذکری شفاهی گفت: «کارگران را دریابید، مناطق محروم را دریابید، در حذف ارز ۴۲۰۰ تومانی تسریع کنید، عدالت در پرداخت یارانهها را مدنظر قرار دهید، همان طور که مجلس مجوزهای کسب و کار را تسهیل کرد، بر اجرایی شدن مقرراتزدایی تاکید کنید. انتظار ما این است که در نظام حقوق و دستمزد عادلانه رفتار شود و کسانی که حقوق بیشتر میگیرند افزایش حقوق کمتری داشته باشند.» محمدحسن آصفری، نماینده اراک هم از خلف وعده وزیر جهاد کشاورزی انتقاد کرد و گفت: «وزیر جهاد در این خصوص وعده داده است که قیمت مواد لبنی ۱۰ درصد کاهش یابد اما نه تنها این کاهش قیمت انجام نشد بلکه با افزایش قیمت نیز روبهرو بودیم لذا اگر قیمت نهادهها آزاد شود، قیمت مواد پروتئینی نیز افزایش خواهد یافت.» صدیف بدری، عضو کمیسیون عمران هم از وضعیت اقتصادی ایران و بی توجهی های دولت رئیسی انتقاد کرد و گفت: «با وجود انتظاراتی که مردم داشتند قیمت کالاها به ویژه کالاهای اساسی کنترل نشده است، این در حالی است که قیمتها در چند ماه اخیر افزایش سرسامآوری داشته است، بر همین اساس لازم است رئیس جمهور و وزرای مربوطه اقدام لازم را انجام دهند.»
انتصابهای رانتی، حقوقهای نجومی
بخش دیگری از انتقادات نمایندگان از دولت رئیسی به مساله انتصابهای صورت گرفته در دولت او اختصاص داشت. بسیاری از نمایندگان در تذکرات کتبی و شفاهی خود به این مساله اعتراض داشتند ولی یکی از صریح ترین آنان، به اظهارات روز گذشته فاطمه قاسمپور، رئیس فراکسیون زنان مجلس اختصاص داشت. او گفت: «شاهد انتصابات فامیلی برخی از مسئولان ارشد دولت در مناصب دولتی و خصوصی هستیم. تا کی باید شاهد استفاده از رانت در انتصابات باشیم؟ امیدواریم تاکید مقام معظم رهبری بر استفاده از ظرفیت نخبگان در راستای توسعه کشور را سرلوحه انتخاب افراد جهت تصدی پست های کلیدی قرار داده و دست از انتصابات حزبی و فامیلی بردارند.» انتقادهای قاسم پور اما به همین جا ختم نشد. او از تداوم پرداخت حقوقهای نجومی در دولت سیزدهم هم انتقاد کرد. این نماینده اصولگرای مجلس یازدهم با انتقاد از مخالفت های دولتی با امور مربوط به معلمان و بازنشستگان گفت: «آیا رتبه بندی معلمان و همسان سازی حقوق بازنشستگان باعث سقوط اقتصاد و استقراض کشور می شود یا حقوق و پاداش های نجومی بگیران و عدم برخورد با مفسدین اقتصادی؟» بدری، نماینده اردبیل هم در میان اظهارات خود به مساله پرداخت حقوق های نجومی اشاره کرد. او بیان کرد: « لازم است قانون مدیریت خدمات کشوری برای رفع تبعیض در پرداخت حقوقهای کارکنان دستگاههای اجرایی و ادارات اصلاح شود. رئیسجمهور لایحه اصلاح این قانون را به مجلس شورای اسلامی ارائه کند. مدیری با قرارداد کار معین در یک وزارتخانه ۳۲ میلیون تومان دریافت میکند اما مدیر دیگری در یک مجموعه دیگر با چندین سال سابقه نصف این حقوق را دریافت میکند.
این تبعیضها در دولت انقلابی قابل قبول نیست و این موضوع باید اصلاح شود.» محرمانگی اموال مسئولان، بیتوجهی به ریزش دیوار مدرسهای در علیآبادکتول، بورس و سکوت وزارت اقتصاد، وضعیت صنعت برق ایران و البته مازوتسوزی در برخی شهرها دیگر انتقادات نمایندگان به دولت سید ابراهیم رئیسی بود. انتقادهایی که احتمالا در روزها و جلسات آتی مجلس دوچندان میشود و خیلی زودتر از آنچه بسیاری پیش بینی میکردند، اختلافات دولت رئیسی و مجلس قالیباف عیان میشود. اختلافاتی که احتمالا بیشتر زیر پوست پارلمان جریان خواهند داشت.
مخالفت با احداث سد تنگ سرخ بشار
کارزاری با نام مخالفت با احداث سد تنگ سرخ بشار و پروژه انتقال آب به فارس در وبسایت کارزار در جریان است که با هشتگ #نه_به_سد_تنگ_سرخ پیگیری میشود. در بخشی از متن این کارزار خطاب به رئیسجمهور ایران و رئیس قوه قضائیه آمده است: «برخلاف آنچه ادعا میشود، طبق ارزیابیهای مستقل، سد تنگ سرخ بشار طی ده سال گذشته کمتر از ۱۵ درصد پیشرفت فیزیکی داشته و طی این ده سال فاقد مجوز ارزیابی اثرات محیط زیستی بوده است، اما متاسفانه در دوران بازنشستگی ریاست سابق محیطزیست تا انتصاب ریاست جدید، این سازمان در اقدامی خلاف نظر ده سالهاش، برای این سد مجوز صادر کرده است. لذا خواهشمندیم نسبت به لغو مجوز صادر شده که بیتوجه به سوابق مخالفت ده ساله بوده و در روندی دارای اشکال صادر شده، دستور لازم صادر شود. در باور عمومی این شبهه وجود دارد که هدف از احداث این سد در منطقه تنگ سرخ، کوچ دادن ساکنان چندین روستای منطقه است تا بعد از اینکه این منطقه فاقد سکنه شد و معارضی نداشت، منطقه تنگ سرخ و منطقه گردشگری خرمناز از شهرستانهای بویراحمد و دنا جدا شده و به فارس الحاق شود. لذا امضاکنندگان این کارزار میخواهند از این راه پیگیر « عدم احداث سد تنگ سرخ بشار» شوند. این کارزار از۶ آبان ۱۴۰۰ آغاز شده و تا ۶ دی ۱۴۰۰ادامه دارد. همچنین این کارزار از کارزارهای پرمخاطب بوده و از سوی بیش از 8هزار و ۶۰ نفر امضا شده است.
توافق برای توقف جنگلزدایی تا سال ۲۰۳۰
رهبران بیش از ۱۰۰ کشور جهان روز دوشنبه توافق کردند تا پایان سال ۲۰۳۰ فرآیند جنگلزدایی و فرسایش زمین را متوقف کنند. بر این اساس قرار است ۱۹ میلیارد دلار بودجه دولتی و خصوصی برای حفاظت و احیای جنگلها سرمایهگذاری شود. کشورهایی که 85 درصد جنگلهای جهان را در خود جای دادهاند از این توافق حمایت کردهاند. فعالان محیط زیست اگرچه نسبت به توافق تازه ابراز امیدواری کردهاند اما هشدار دادهاند که پیش از این نیز توافقهای مشابه به کاهش جنگلزدایی نینجامیده است.
آخرین گفتوگوها در نشست آبوهوایی گلاسکو (COP26) بر جنگلها متمرکز بوده است. به گزارش رویترز، رهبران کشورهایی مانند برزیل، اندونزی و جمهوری کنگو که در مجموع ۸۵درصد جنگلهای جهان را دربرمیگیرند از این توافق حمایت کردهاند.
دفتر نخستوزیری بریتانیا در بیانیهای اعلام کرد که این توافق بیش از ۳۳هزار کیلومتر مربع از جنگلهای جهان را در بر میگیرد. بوریس جانسون این توافق را بیسابقه خواند و اعلام کرد که امضای آن شانسی برای پایان دادن به تاریخچه طولانی بشر به عنوان فاتح طبیعت و تبدیل آن به محافظ آن است.
روز سهشنبه نیز در این نشست ابتکارات دولتی و خصوصی بسیاری مطرح شد تا برای رسیدن به این هدف کمک کند. از جمله وعده کمک میلیارد دلاری به افراد بومی که بهترین محافظان جنگلها و کشاورزی پایدار به شمار میروند. سال ۲۰۲۰، مساحتی به اندازه ۲۵۸هزار کیلومتر مربع از جنگلهای جهان از بین رفتند که از مساحت بریتانیا بزرگتر است.
بر اساس این توافق، ۱۲ کشور از جمله بریتانیا وعده دادند تا ۱۲ میلیارد دلار از بودجه عمومی را بین سالهای ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵ برای کمک به کشورهای در حال توسعه استفاده کنند تا بتوانند خاک فرسوده را احیا و با آتشسوزیهای گسترده مقابله کنند. بخش خصوصی نیز حداقل ۵ میلیارد پوند سرمایهگذاری میکند.
بر اساس تحقیقات سازمان منابع جهانی، جنگلها نزدیک به ۳۰درصد دیاکسید کربن منتشر شده را جذب میکنند. جنگلها گازهای گلخانهای را از جو زمین میگیرند و از گرم شدن کره زمین جلوگیری میکنند. از سوی دیگر، سرمایهگذاران بزرگ نیز وعده دادهاند که سرمایهگذاری در جنگلزدایی را تا سال ۲۰۲۵ متوقف کنند. ۵ کشور شامل بریتانیا، آمریکا و گروهی از خیریههای سراسر دنیا وعده دادند تا یک میلیارد و ۷۰۰ میلیون دلار برای حمایت از افراد بومی به منظور حفاظت از جنگلها و حقوق آنها در مالکیت زمین سرمایهگذاری میکنند.
طرفداران محیط زیست معتقدند که افراد بومی بهترین محافظان جنگلها در برابر قطع بیرویه درختان جنگی و زمینخواران هستند.
رئیسجمهوری آمریکا نیز پس از آنکه از خروج ترامپ از معاهده پاریس عذرخواهی کرد در سخنرانی خود در این نشست گفت که آمریکا، بریتانیا و اتحادیه اروپا متعهد شدهاند تا به آفریقای جنوبی کمک کنند وابستگی شدید به سوختهای فسیلی را کاهش دهد. نشست گلاسگو در حالی برگزار میشود که بشر در سراسر جهان سعی میکند با بحران افزایش سطح دریاها، وقوع توفانهای شدیدتر و موج گرمای مرگبار مقابله کند. نشست تغییرات اقلیمی سازمان ملل روز دوشنبه با مجموعهای از التماسهای مذبوحانه از سوی کشورهای کوچک و بزرگ برای اقدامات لازم همراه بود.
بوریس جانسون، نخستوزیر بریتانیا و میزبان این کنفرانس ۱۲ روزه که به کاپ۲۶ معروف است در سخنرانی خود تغییرات اقلیمی را به بمب در حال انفجار تشبیه کرد و از دیگر کشورها خواست تا برای مقابله با آن فورا اقدام کنند.
منتقدان با ابراز خوشحالی نسبت به این توافق میگویند در سال ۲۰۱۴ نیز توافقی برای کاهش سرعت جنگلزدایی میان کشورها صورت گرفت اما اجرای آن محقق نشد. آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان نیز در سخنرانی خود در کنفرانس گلاسکو نیز با تاکید بر اینکه هنوز تعهدات معاهده پاریس محقق نشدهاند از تمام کشورهای جهان درخواست کرد تا برای مقابله با گرمایش زمین اقدامات جدیتری را پیش بگیرند.
مرکل اعلام کرد که آلمان میزان انتشار گازهای گلخانهای را تا ۱۰سال ۲۰۴۵ به صفر برساند و تا ۱۰ سال دیگر نسبت به سال ۲۰۱۹ تا ۶۵درصد کاهش دهد. مرکل همچنین از سیاست قیمتگذاری جهانی برای انتشار گاز دیاکسید کربن که تغییراتی در الگوی تولید و مصرف ایجاد میکند و صنایع را مجبور میکند تا از بهترین فناوریها برای توقف انتشار آلایندههای کربنی در جو زمین استفاده کنند. مرکل در سخنرانی خود درخواست کرد تا قیمت جهانی کربن اعلام شود.
شیخ حسینه، نخستوزیر بنگلادش در سخنرانی خود از کشورهای توسعهیافته درخواست کرد تا نسبت به تعهد خود به منظور پرداخت کمک ۱۰۰ میلیارد سالانه (به مدت ۵ سال) به کشورهای در حال توسعه برای مقابله با تغییرات اقلیمی پایبند باشند. او از کشورهای توسعهیافته درخواست کرد تا اطلاعات و فناوریهای انرژیهای سبز و پاک را با هزینهای مقرون به صرفه در اختیار بقیه کشورها قرار دهند. به گزارش پیام ما به نقل از خبرگزاری ایسنا، حسینه که ریاست مجمع ۴۸ نفره «گردهمایی آسیبپذیران اقلیمی» یا CVF را نیز برعهده دارد گفت که اقدامات صورت گرفته برای سازگاری با تغییرات اقلیمی فایدهای نداشته است.
نارندرا مودی، نخستوزیر هند در جریان این نشست وعده داد که تا سال ۲۰۷۰ به شرایط «کربن صفر» میرسد؛ شرایطی که در آن کشورها میزان تولید آلایندههای کربنی خود را به اندازه توان خود در جذب آنها میرسانند تا انتشار بیشتر کربن به جو زمین متوقف شود. دولت هند همچنین وعده داد که تا سال ۲۰۳۰ میزان بکارگیری از منابع تجدیدپذیر را به نصف برساند و یک میلیارد تن از میزان تولید گازهای گلخانهای خود را کاهش دهد.
چین که در این نشست حضور ندارد اعلام کرده تا سال ۲۰۶۰ و آمریکا و اتحادیه اروپا تا سال ۲۰۵۰ به هدف کربن صفر خالص میرسند.
در نشست تغییرات اقلیمی سازمان ملل که سران، نمایندگان و فعالان محیط زیست بیش از ۱۹۵ کشور در آن شرکت میکنند، غیبت برخی از رهبران کشورها مانند چین و روسیه به عنوان دو کشوری که سهم بزرگی از میزان تولید گازهای گلخانهای را دارند به شدت پررنگ است. رهبران برخی از کشورهای در حال توسعه نیز که بخش بزرگی از تولید آلایندههای کربنی در جهان را دارند مانند برزیل، مکزیک و آفریقای جنوبی نیز در این نشست شرکت نکردند. گرتا تونبرگ، فعال محیط زیستی هم با حمایت از معترضانی که خیابانهای شهر را برای جلب توجه افکار عمومی میبندند گفت که رهبران جهان در جدی گرفتن آینده نسلهای بعدی تظاهر میکنند.
کشاورزانی که با کامیونهای سیب در کنار جاده صف کشیده و در انتظار خرید محصولاتشان توسط کارخانهها هستند. گندمکارانی که برای 10 میلیون تن برنامه داشتند و خشکسالی تنها مجال تولید 4 و نیم میلیون تن گندم را به آنها داد. زمینهای کشاورزی که در پی فرونشست زمین دیگر قابلیت کشت ندارند و بسیار مصادیق دیگر همه نشان از این دارد که کشاورزی ایران علاوه بر اینکه اقتصادی نیست، تحت تاثیر عوامل مختلف در حوزه زیرساخت و سیاستگذاری هم قرار دارد. در نتیجه آنگونه که باید، نمیتواند در سطح بینالملل عرض اندام کند. از سویی مسئله آب در ایران تاکید و تمرکز بر کشاورزی و بدتر از آن تلاش برای خودکفایی در تولیدات کشاورزی را تبدیل به امری غیرمنطقی میکند. در همین شرایط وزیر جهاد کشاورزی رویای هاب کشاورزی منطقه شدن را در سر دارد و معتقد است: «با همکاری وزارت امور خارجه در حوزه دیپلماسی اقتصادی میتوانیم صادرات محصولات کشاورزی و تعامل با همسایگان را افزایش دهیم و تبدیل به هاب کشاورزی تجاری در منطقه شویم» اظهاراتی که واکنشهای بسیاری را در پی داشته و کارشناسان نقدهایی به آن وارد کردهاند.
«با توجه به ظرفیتهای کشورهای همسایه و با همکاری وزارت امور خارجه در حوزه دیپلماسی اقتصادی میتوانیم صادرات محصولات کشاورزی و تعامل با همسایگان را افزایش دهیم و تبدیل به هاب کشاورزی تجاری در منطقه شویم. معاونان وزارتخانه لازم است بسته ظرفیتهای صادراتی، وارداتی و نیازهای تکنولوژیک بخش کشاورزی را آماده کنند تا در اختیار معاونت دیپلماسی اقتصادی وزارت امور خارجه قرار گیرد و این وزارت بتواند نیازها و ظرفیتهای بخش کشاورزی را به سفارتخانهها ارجاع دهد» این اظهارات سید جواد ساداتینژاد وزیر جهاد کشاورزی در دو روز اخیر با واکنشهای بسیاری همراه بوده است. او که تا پیش از مسند وزارت ریاست کمیسیون کشاورزی مجلس را به عهده داشت، در جلسه شورای معاونان وزارت جهاد کشاورزی، از موضوعی سخن گفته و بر آن تاکید کرده است که در شرایط فعلی کشور با توجه به وضعیت منابع آب و ظرفیتهای موجود در زمینه خاک، موضوعی انتزاعی به نظر میرسد. اشراف او بر هیدرولوژی و چالشهای بخش کشاورزی و مسائلی که کشور در زمینه منابع آب با آن روبهرو است، باعث شده تا کارشناسان بیشتر از اظهارات او در مورد خودکفایی و صادرات محصولات کشاورزی متعجب شوند. هر چند برخی کارشناسان از جمله عباس کشاورز، معاون پژوهشی مرکز ملی مطالعات راهبردی کشاورزی، معتقد است نظر وزیر جهاد کشاورزی تاکید بر خودکفایی در داخل نیست و بر تعاملات در این حوزه تاکید دارد. کشاورز میگوید برداشتی که از این صحبت وزیر داشته موضوع دیگری است که منطقیتر بهنظر میرسد.
هاب منطقه شدن به معنای خودکفایی در تمام محصولات نیست
عباس کشاورز در نشستی مجازی که به همت دانشگاه زابل برگزار شد، در خصوص اظهارات وزیر جهاد کشاورزی میگوید: «هاب منطقه شدن از نظر من به معنی تولید تمام محصولات در داخل کشور نیست. فرض کنیم ما ظرفیت تولید 25 میلیون تن آرد در کشور داریم و مصرف آرد در کشور 11-12 میلیون تن است. معنای آن این است که دو برابر نیاز خود در این زمینه سرمایهگذاری کردهایم. در چنین شرایطی اگر از کشورهای همسایه مثل قزاقستان، روسیه، اوکراین و.. گندم وارد کرده، آرد تولید کنیم و آن را صادر کنیم هم باعث اشتغالزایی میشود و هم در هر تن گندم 80 دلار سودآوری اقتصادی خواهیم داشت. در عین حال اگر هنرمان بیشتر باشد و به جای آرد محصولاتی تولید کنیم و شیرینی، کیک، ماکارونی و … صادر کنیم میتوانیم ارزش افزوده بیشتری تولید کنیم. این اقدامات میتواند موجب شکلگیری هابهای تجاری در منطقه شود. این به آن معنی نیست که ما قرار است در تولید کلیه محصولات کشاورزی خودکفا باشیم. ما بر مبنای آبی که کشاورزی میتواند بعد از کاهش تخصیص یا باز تخصیص داشته باشد، باید سیاستها، مزیتها و اولویتهای خود را در تجارت در حوزه واردات و صادرات، را تعیین کنیم. ایران یک کشور خشک است، بنابراین باید در صادرات محصولات تولیدی تجدید نظر کنیم. برداشت من از اظهارات جناب وزیر این نیست که معتقد باشند باید خودکفایی و تولید همه چیز در داخل اتفاق بیفتد»
علیمراد اکبری معاون وزیر جهاد کشاورزی در امور آب و خاک، در خصوص خودکفایی در تولید محصولات کشاورزی معتقد است: «این روزها بحث امنیت غذایی در کشور مطرح است. اما در تعریف این مفهوم سوتفاهم وجود دارد. امنیت غذایی به این معنا نیست که یک کشور همه محصولات مورد نیاز داخلی را تولید کند. تعریف امنیت غذایی این است که آحاد جامعه در یک کشور به مواد غذایی کافی، سالم و مغذی دسترسی داشته باشند. امنیت غذایی در هیچ کجای دنیا به این گره نخورده که حتما مواد غذایی سالم و مغذی و کافی در داخل مرزهای کشور تولید شود. بنا به ظرفیت و تاب آوری و توان و ظرفیت آبی یک کشور میتواند مواد غذایی را تولید کند و قسمتی را هم وارد کند و در مجموع امنیت غذایی را در کشور تامین کند.»
لزوم توجه ویژه به منابع آب
ذبیحالله اعظمی ساردویی، عضو کمیسیون کشاورزی مجلس در خصوص اظهارات اخیر وزیر جهاد کشاورزی به «پیامما» میگوید: «وزیر کشاورزی متخصص آب و هیدرولوژی هستند و به خوبی از شرایط آگاهند. آقای ساداتینژاد میدانند که در طاهرآباد که حوزه انتخابیشان است، بهخاطر برداشتهای بیرویه آب، فرونشستهایی داریم که طول برخی از آنها به هفتاد کیلومتر میرسد.
این فرونشستها نشان دهنده این است که چندین برابر ظرفیت برداشت از منابع زیرزمینی صورت گرفته است. در کل کشور به طور متوسط بیش از هفتاد سانتیمتر افت آب زیرزمینی داریم. در بعضی مناطق استان کرمان سالانه شاهد کاهش یک تا دو سانتیمتری سطح آبهای زیرزمینی هستیم. اگر از مسئله کمآبی غفلت کنیم، ما را در آینده نابود خواهد کرد و در حوزه کشاورزی اصلا محصولی نخواهیم داشت که بخواهیم آن را صادر کنیم تا بتوانیم هاب کشاورزی منطقه باشیم». اعظمی تاکید میکند که آب باید از سوی همه دستگاه ها جدی گرفته شود. از وزارت امور خارجه که باید در حوزه دیپلماسی آب فعال باشد تا وزارت نیرو که منابع موجود را مدیریت میکند. از طرفی لازم است با افزایش بودجههای آبخیزداری و آبخوانداری، زمینه تقویت منابع آب زیرزمینی فراهم شود.
عضو کمیسیون کشاورزی مجلس بر این نظر است که در برخی محصولات کشاورزی ایران میتواند صادرات موفقی داشته باشد، اما این موفقیت مستلزم ایجاد و تقویت زیرساختهاست: «ما میتوانیم صادرات داشته باشم، اما نه در همه محصولات کشاورزی، بلکه بعضی محصولات مثل پسته و کشمش و زعفران که با توجه به اقلیم ایران از مرغوبیت بالایی برخوردار هستند. به واسطه تنوع اقلیمی، بعضی از محصولات کشاورزی ایران در جهان بینظیر است. اما برای صادرات این محصولات باید برنامه داشته باشیم و بررسی کنیم که امکان تولید چه محصولاتی را با توجه به شرایط اقلیمی و آب و هوایی داریم. محصولات ویژهای مثل پسته و زعفران و کشمش و انجیر محصولاتی است که میتوانیم با کیفیت قابل قبول تولید و صادر کنیم، اما لازم است که تولید محصولات آببر مثل ذرت را متوقف و میزان مورد نیاز از این محصول را وارد کنیم». به گفته اعظمی با توجه به شرایط جنوب کشور و یا جنوب استان کرمان، محصولات زمستانه خارج از فصل تولید میشود. در فصلی که کشورهای منطقه اوراسیا امکان تولید این محصولات را در فصل سرد سال ندارند، نیاز مبرم به این محصولات دارند، اما اقدام در زمینه صادرات این محصولات نیاز به تامین زیرساختهای لازم دارد. صادرات محصولات کشاورزی تنها محدود به تولید یا فروش آنها در بازار بینالمللی نمیشود، موضوعی که اعظمی ساردویی به آن اشاره میکند تاکید کشورهای هدف بر سلامت این محصولات است: «در حال حاضر در زمینه صادرات مواد غذایی موضوع امنیت و سلامت غذایی مطرح است. کافی است در کشور هدف محصول صادر شده یک بار آفت داشته و یا سلامت آن تایید نشود، این محصول به طور کلی بازار خود را از دست خواهد داد. در حال حاضر روسیه در زمینه آفات محصولات وارداتی تاکید ویژه دارد. به طور مثال اگر مگس مدیترانهای همراه با مرکبات صادراتی ایران باشد، ورود مرکبات ایران برای همیشه به این کشور ممنوع خواهد شد. اینکه ما بگوییم میخواهیم هاب منطقه شویم با اینکه این موضوع را به شکل صحیح و اصولی عملیاتی کنیم فاصله زیادی دارد.» برخی کارشناسان حوزه آب به طور کلی معتقدند بخشی از بحران آب در کشور به دلیل تاکید مسئولان به خودکفایی در تولیدات کشاورزی بدون توجه به منابع موجود است. از سویی برخی معتقدند تعدادی از محصولات تولیدی در حوزه کشاورزی ایران به لحاظ کیفیت مزیت رقابتی نسبت به محصولات دیگر کشورها دارند و ایران باید به این مزیت رقابتی توجه کند. با تمام اینها ادعای وجود این توانایی که ایران هاب کشاورزی منطقه باشد، مفهومی کلی است که بدون در نظر گرفتن بحرانی که سایه آن بر خاک و منابع آب کشور سنگینی میکند، میتواند چالش برانگیز باشد.
رایزنی جهانی برای حذف سوختهای فسیلی
شروع نشست تغییرات اقلیمی سازمان ملل در گلاسکوی اسکاتلند با شرایطی همراه است که کشورهای مختلف با بحرانهای ناشی از استفاده از سوختهای فسیلی مقابله میکنند. این کنفرانس از روز یکشنبه کار خود را به طور رسمی آغاز کرد تا رهبران جهان و نمایندگان آنها به مدت دو هفته درباره اجرای تعهدات معاهده پاریس مذاکره کنند. خبر حضور تیم ایران هم آمده و قرار است هیات نمایندگی ایران به ریاست علی سلاجقه، معاون رئیسجمهوری و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست ۱۷ آبان در اجلاس تغییرات اقلیمی گلاسکو حاضر شوند اما شبیه حاشیههای توافق پاریس، حالا زمزمههایی از مخالفت با اجلاس گلاسکو شنیده میشود.
رئیس این دوره از کنفرانس آب و هوایی سازمان ملل، آن را «آخرین و بهترین امید برای دستیابی به هدف محدود کردن افزایش دمای زمین به ۱.۵ درجۀ سانتیگراد» دانسته اما پیگیریهای «پیام ما» از سازمان حفاظت محیط زیست درباره رویکرد هیات ایرانی که به اجلاس خواهد رفت، بینتیجه است. مشخص نیست ایران با حضور در این اجلاس از چه موضعی وارد خواهد شد و تا چه میزان از شرایط سخت تحریمی ایران سخن به میان خواهد آورد. این در حالی است که هنوز وضعیت توافق اقلیمی پاریس در ایران و تصویب و اجرای آن نامشخص است. همزمان اما بعضی مخالفان ادعا کردهاند که شرکت در اجلاس گلاسکو و پایبندی به اهداف آن، مانع توسعه است.
بدون عضویت در توافق پاریس، به اهداف آن رسیدیم
زمستان سال 94 بود که ایران هم با امضای توافقنامه پاریس، به جمع کشورهایی اضافه شد که میخواستند با پیوستن به این معاهده جهان را از گرم شدن بیشتر نجات دهند. توافقنامه بعد از امضا باید به تایید مجالس هر کشور درمیآمد و ایران هم از این قاعده مستثنی نبود. مجلس شورای اسلامی آن را تایید کرد اما مجلس خبرگان هنوز هم وضعیت این توافقنامه را مشخص نکرده است. تایید نشدن توافق پاریس توسط مجلس خبرگان البته بعد از خروج آمریکا از این معاهده انجام گرفت و مخالفان هم میگفتند این توافق از جهات مختلفی میتواند به ضرر ایران باشد. یکی از دلایل با توجه تمرکز ایران بر نفت، کاهش خرید و فروش سوختهای فسیلی بود و اینکه اقتصاد ایران را تحت تاثیر قرار خواهد داد و عدهای هم با این ادعا که اگر قرار است با کاهش انتشار گازهای گلخانهای مانع گرمایش زمین شویم، عدالت حکم میکند که نخست کشورهای صنعتی، تولید گازهای گلخانهای خود را کاهش دهند به مخالفت با این پیمان پرداختند.
در نهایت سال گذشته در کمیسیون کشاورزی، آب، منابع طبیعی و محیطزیست مجلس جلسهای در خصوص توافقنامه محیط زیستی پاریس برگزار شد و ناصر مقدسی، مشاور وقت رئیس سازمان محیط زیست گفت: «بعد از رفع ابهامات، مجلس هیچ اقدامی درباره این توافقنامه انجام نداد و حالا تصمیمگیری بر عهده مجلس یازدهم است و اکنون ایران به همراه کشورهای آنگولا، اریتره، عراق، لیبی، سودان جنوبی، ترکیه و یمن تنها کشورهایی هستند که پاریس را تصویب نکردهاند. باید احتیاط کنیم، اما این درست نیست که بین کشورهای دنیا انگشتنما شویم؛ آن هم به عنوان کشوری که مدعی است از تغییراقلیم آسیبهای زیادی دیده و سالها درگیر خشکی بوده است.»
مخالفتها با توافق پاریس در حالی است که عیسی کلانتری، رئیس پیشین سازمان حفاظت محیط زیست پیش از این در گفتوگو با «پیامما» عنوان کرده بود: «اگرچه با توافق پاریس مخالفت شد اما در بعد صرفهجویی در مصرف انرژی به اهداف این توافق رسیدهایم، بدون اینکه عضو آن باشیم. با اصلاح سیستم سوخت فسیلی کشور، دیگر سوخت غیراستاندارد نداریم. امروز بهرهوری مصرف آب در نیروگاهها حدود 40 درصد بالا رفته است. برق تولیدی ما در هر کیلومتر ساعت چیزی حدود 20 درصد کمتر دیاکسید کربن تولید میکند.» به گفته او در زمانی که تحریمها برقرار بود، بیش از چهار درصد صرفهجویی کردیم که قدم بزرگی است. «مثلاً وقتی پالایشگاه بیدبلند راه افتاد، بیش از 2.5 درصد در انتشار کربن کاهش داشتیم. بیش از 60 درصد فلرهای جنوب کشور از بوشهر تا خوزستان را مهار کردیم؛ این فلرها از زمان دارسی در حال سوختن بودند و حالا تا سه سال آینده مهار خواهد شد اما به علت تحریمها دستمان بسته است. زیرا هر فلری که مهار میشود بیش از 50 میلیون دلار هزینه دارد. اگر تحریم نبودیم تا سال 1400 به صورت صد درصدی فلرها مهار میشد.»
حذف سوختهای فسیلی زمینه کلیدی COP26
آثار تغییرات اقلیمی که بشر بر اثر استفاده از سوختهای فسیلی بوجود آورده بر هیچکس پوشیده نیست؛ وقوع سیل در مناطق ساحلی، آتشسوزیهای گسترده، شرایط آب و هوایی جدید و خسارتهای جانی و مالی مخرب آن بر زندگی بشر. برگزاری بیستوششمین کنفرانس تغییرات اقلیمی یا کاپ۲۶ نشان میدهد که سازمان ملل بیش از یک چهارم قرن است تلاش میکند با تغییرات اقلیمی مقابله کند.
نشست تغییرات اقلیمی سازمان ملل با وقوع سیل در بریتانیا و انتظارات کم برای رسیدن به نقشه راه مهار انتشار گازهای گلخانهای شروع شد. پس از اتمام نشست گروه ۲۰ در رم در روز یکشنبه، انتقادهایی به نتایج آن وارد شده است. رهبران کشورهای ثروتمند که پس از گذشت دو سال به دلیل شیوع ویروس کرونا توافق کردند تا سرمایهگذاری در نیروگاههای سوختهای فسیلی در خارج از کشور را تا پایان امسال متوقف کنند. اما حذف سوختهای فسیلی در داخل این کشورها با چالشهای فراوانی همراه است. به گزارش سیانان، دهها میلیارد دلار نیاز است تا بتوان از پس تغییرات اقلیمی برآمد اما رهبران جهان تلاش میکنند تا در این نشست به نتایجی قابل اجرا برسند. از سوی دیگر کشورهای مخالف با توقف استفاده از سوختهای فسیلی، رسیدن به هدف کاهش انتشار گازهای گلخانهای و کربن خنثی را به منظور جلوگیری از افزایش دمای کره زمین به بیش از ۱.۵درجه سانتیگراد مشکلتر میکند.
استرالیا، دومین صادرکننده زغالسنگ در جهان است و با اینکه قرار است تا ۲۰۵۰ به اهداف کربن خنثی برسد، اما دولت اسکات موریسون، نخستوزیر استرالیا به دنبال ادامه استفاده از زغالسنگ تا بعد از سال ۲۰۳۰ است. چین برنامه دارد تا نیروگاههای جدید با ظرفیت ۲۴۷ گیگاوات تاسیس کند؛ میزانی که ۶ برابر ظرفیت کل نیروگاههای فسیلی آلمان است. هند و روسیه که از دیگر تولیدکنندگان اصلی گازهای گلخانهای هم مخالف توقف فوری استفاده از سوختهای فسیلی هستند.
سلیم الحق، مدیر مرکز بینالمللی تغییرات اقلیمی و توسعه در بنگلادش در توییتی نوشت که شرایط آب و هوایی پیامی برای شما دارد که به دوران ویرانیهای مداوم از تغییرات اقلیمی بوجود آمده به دست بشر خوش آمدید.
چالشهای برگزاری نشست کاپ ۲۶
برگزاری کاپ ۲۶ در اسکاتلند تاکنون با چالشهایی همراه بوده است. در مرحله اول این نشست در میانه همهگیری ویروس کرونا برگزار میشود.
بیش از ۲۰هزار نفر از نمایندگان ۱۹۵ کشور جهان هر روز باید قبل از ورود به این نشست تست کووید بدهند. پوشیدن ماسک نیز در راهروهای سالن اجباری است اما دانشمندان بریتانیایی همچنان نگرانند که این نشست به انتقال بیشتر ویروس کرونا بینجامد.
علاوه بر آن، همانطور که در اسم این نشست آمده در بیستوششمین کنفرانس اعضای کنفرانس تغییرات اقلیمی سازمان ملل، کشورهای جهان در اجرای کامل اهدافی که در نشستهای قبلی به نتیجه رسیدهاند، موفق نبودهاند. تنها زمانی این دسته از نشستهای سازمان ملل به موفقیت نزدیک شد که ۲۰۰ کشور جهان در سال ۲۰۱۵ در پاریس به توافق رسیدند اهدافی را مشخص کنند تا افزایش دمای زمین بسیار کمتر از ۲درجه سانتیگراد قبل از انقلاب صنعتی باقی بماند.
بر خلاف این تعهدات، دانشمندان میگویند که افزایش دمای کره زمین تا سال ۲۱۰۰ به ۲.۷ درجه سانتیگراد میرسد که بحرانهای خطرناکی را به همراه خواهد داشت.
امروزه کنشگران و فعالان محیط زیست از رهبران جهان میخواهند تا افزایش دمای زمین را تا ۱.۵درجه سانتیگراد کنترل شود. ممکن است تفاوت کمی به نظر برسد اما همین نیم درجه به معنی از بین رفتن صخرههای مرجانی، کاهش شدید محصولات کشاورزی و کمبود آب برای میلیونها نفر دیگر در جهان است.
اصل ماجرا پس از ترک این نشست رخ میدهد
انتظار میرود که طی این یکی دو روز، رهبران دنیا از جمله جو بایدن، رئیسجمهوری آمریکا، در سخنرانیهای خود وعدههایی بدهند. اما کار واقعی پس از اتمام این نشست است؛ زمانی که مقامات مسئول و دیپلماتها سعی میکنند تا راه حلی برای اجرای جزئیات توافق بین کشورها ارائه دهند.
در این نشست بیش از ۱۰۰ نفر از سران کشورها اقدامات خود برای مقابله با تغییرات اقلیمی را ارائه میدهند.
هیئتی از ایران نیز به ریاست علی سلاجقه، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست، دوشنبه آینده در این نشست شرکت خواهند کرد.
در میان رهبران غایب این نشست، افرادی قرار دارند که تاثیر به سزایی در موفق بودن این مذاکرات دارند؛ شیجینپینگ از چین (از زمان شروع پاندمی از کشور خارج نشده است)، ژایر بولسونارو از برزیل و ولادیمیر پوتین از روسیه است. حضور رهبران کشورها تنها به صورت نمادین نیست. آنها کارهایی انجام میدهند که مقامات رده پایینتر نمیتوانند.
در جریان مذاکرات تغییرات اقلیمی در سال ۲۰۰۹ در کپنهاگ، پایتخت دانمارک، باراک اوباما، رئیسجمهور وقت آمریکا وارد جلسهای محرمانه شد که رهبران چین، هند، برزیل و آفریقای جنوبی در آن شرکت داشتند. نتیجه آن رسیدن به توافقی هر چند ضعیف بود.
