بایگانی مطالب نشریه
شکی نیست افراد دارای معلولیت با مشکلات فراوانی در شهرهای بزرگ و کوچک روبه رو هستند. رفت و آمد روزانه، سوار شدن اتوبوس و مترو، عبور آسان از پیادهروها، ورود به ساختمانهای عمومی و ادارات گوناگون، عبور آسان و ایمن از خیابان و پلهای هوایی و… همه و همه مشکلات ریز و درشت روزمره افراد دارای معلولیت است. با این حال، یکی از مشکلاتی که کمتر مورد توجه قرار میگیرد و افراد دارای معلولیتهای مختلف را دچار آسیب میکند، دسترسی آسان و راحت به مکانهای توریستی و گردشگری است.
دسترس پذیری مناسب و آسان به جاذبههای توریستی برای افراد دارای معلولیت یکی از اهداف فعالان حوزه شهری و به خصوص افراد فعال در زمینه حقوق معلولان است. با وجود تلاش بسیاری از این متخصصان، باید گفت که بسیاری از جاذبههای توریستی مختلف در دنیا برای افراد معلول در دسترس نیستند و این افراد یا نمیتوانند به این مکانها بروند و یا با سختی و مشقت فراوان قادرند به آنجا سفر کنند.با این حال، برخی شهرها یا کشورهای توریستی وجود دارند که با کار مسئولان و مدیرانشان توانستهاند دسترسی معلولان را به مکانهای گردشگری فراهم کنند. پایگاه responsible travel در گزارشی برخی از مهمترین مناطق توریستی مناسب برای معلولان را معرفی کرده است. در این گزارش سعی داریم به برخی از این مکانهای توریستی و جاذبههای گردشگری اشاره کنیم:
سفر به سرزمین یخ
شاید در نگاه اول طبیعت سرد و خشن آلاسکا مکان خوبی برای سفر توریستهای دارای معلولیت جسمی نباشد اما پارک ملی دنالی (Denali) که در قلب آلاسکا قرار دارد یکی از بهترین مکانها برای سفر توریستهای دارای معلولیت یا نقص عضو است. با فراهم شدن شرایط، توریستها میتوانند در دل این پارک کوهنوردی، قایقرانی و پیاده روی کنند.
بالنسواری معلولان در قلب اسپانیا
کاتالونیا یکی از بهترین مکانها برای سفر معلولان است. این منطقه پر از جاذبههای گردشگری است که با برنامه مسئولان مناسبسازی شده است. یک فرد دارای مشکل جسمی به راحتی میتواند در این منطقه بکر اسپانیا بالنسواری یا کایاکسواری کند، در خیابان سنت جیمز پیادهروی نماید و در سواحل زیبا استراحت کند.
کاستاریکا، بهشت معلولان در آمریکای لاتین
کاستاریکا در آمریکای لاتین این روزها به بهشت معلولان تبدیل شده است. تورهای گردشگری در این کشور افرادی را برای راهنمایی و کمک افراد ناشنوا و نابینا استخدام کردهاند. رستورانها، مکانهای تاریخی، جاذبههای گردشگری و ویلاهای ساحلی کاستاریکا همه مناسبسازی شده و افراد دارای نقص عضو به راحتی میتوانند به این منطقه سفر کنند.
تاریخ کرواسی زیر چرخهای ویلچر
کرواسی پر از مکانهای تاریخی زیبا و جذاب است. مکانهای تاریخی پایتخت این کشور راهنمای مخصوص ناشنوایان و نابینایان دارند. همچنین، سواحل این کشور شرایطی را فراهم کرده تا توریستهای دارای معلولیت به راحتی به قایق سواری، دوچرخهسواری ساحلی، کایاک سواری و پیاده روی بپردازند.
جنگل نوردی و دیدن گوریلها با ویلچر
پیاده روی در جنگلهای استوایی و انبوه رواندا برای دیدن گوریلهای در معرض انقراض یکی از تفریحات خاص توریستها است. طبیعی است که افراد دارای معلولیت نتوانند به راحتی به این فعالیت بپردازند اما با تلاش مسئولین پارک جنگلی رواندا ویلچرسواری افراد معلول در این مکان بکر و جنگلی امکان پذیر شده است.
حملونقل آسان در ژاپن
ژاپن یکی از بهترین سیستمهای حملونقل را برای دارد. یک فرد دارای نقص عضو به راحتی میتواند با یک ویلچر سوار مترو شود و از شرق توکیو به غرب آن رفته و به راحتی به مکانهای توریستی پایتخت ژاپن برسد. همچنین اکثر مکانهای توریستی و معابد تاریخی این کشور دارای راهنمای مخصوص ناشنوایان و نابینایان است و از این رو، میتوان ژاپن را یکی از بهترین مقاصد توریستی برای افراد دارای معلولیت جسمی دانست.
قایقسواری در نیل
شاید باورنکردنی باشد اما مصر فعالیتهای بسیار زیادی در زمینه جذب توریستهای دارای معلولیت جسمی کرده است. بیشتر شرکتهای تفریحی و گردشگری در این سرزمین تاریخی و اعجاب انگیز، دارای تورهای مخصوص نابینایان، ناشنوایان و افراد دارای معلولیت حرکتی هستند. فعالیت در این زمینه به حدی زیاد بوده که حالا یک فرد معلول به راحتی میتواند سوار قایق تفریحی شده و عرض رود نیل را طی کند.
تورهای ویژه معلولان
بدون شک هند یکی از پرجاذبهترین کشورهای جهان است. از مثلث طلایی در اطراف دهلی، جیپور و آگرا گرفته تا سواحل بینظیر بمبئی، مزارع چای کرالا و حتی کشمیر همه و همه باعث توسعه صنعت توریسم در هند شدهاند. با این حال، باید گفت که هند در زمینه دسترسیپذیری معلولان به مکانهای توریستی به طرز فوقالعادهای عمل کرده است. تورهای سفارشی این کشور کاملا مناسب افراد معلول است و توسط متخصصان آموزش دیده هدایت میشود. این تورها اقامتگاه مناسبی برای مشتریان فراهم کرده و مشکلات حملونقل و سایر موانع توریستهای معلول را برطرف میکنند.
گشتوگذار در پارک ملی کروگر
آفریقای جنوبی با اقامتگاههای در دسترس، هتلهای مناسب برای معلولان و امکان استخدام راهنمای معلولان و راننده خصوصی شرایط مناسبی را برای گردشگران دارای معلولیت فراهم کرده است. شرایط آفریقای جنوبی چنان مناسب است که یک فرد دارای معلولیت جسمی میتواند به راحتی در پارک ملی کروگر (Kruger) گردش کند یا چند روز در سواحل موریس استراحت کند.
ر کورد بیشترین انتشار کربن در صربستان، ترکیه و آمریکا
سال ۲۰۲۱ همانند سالهای گذشته با وقوع آتشسوزیهای جنگلی گستردهای در دنیا همراه بود. تغییرات اقلیمی مانند پنکهای عمل کرد که زبانههای آتش به سرعت پخش شدند و بخشهایی از آمریکا، صربستان و ترکیه را سوزاندند. وقوع آتشسوزیهای جنگلی در سالی که رو به پایان است یک میلیون و ۷۶ میلیارد تن کربن در جهان منتشر کرد. این میزان بیش از دو برابر میزانی دیاکسیدکربنی است که آلمان سالانه منتشر میکند.
به گفته دانشمندان برنامه کنترل اتمسفر کوپرنیک اتحادیه اروپا (CAMS) آتشسوزیهای جهان در سال 2021 در مجموع 1760 مگاتن کربن منتشر کردند که معادل 6450 مگاتن دیاکسید کربن است. به عبارت دیگر میزان انتشار دیاکسیدکربن از آتشسوزیهای جنگلی امسال، 148 درصد بیشتر از کل انتشار سوختهای فسیلی اتحادیه اروپا در سال 2020 بود.
به گزارش گاردین، دادههای برنامه کنترل اتمسفر کوپرنیک اتحادیه اروپا که از سال ۲۰۰۳ به ثبت رسیدهاند نشان میدهد در برخی از مناطقی که به شدت گرفتار شعلههای آتش شدند، از ژانویه ۲۰۲۱ تا ماه نوامبر، میزان بالاتری از انتشار گاز کربن در آنها دیده شده است؛ مناطقی مانند یاکوتیا در صربستان، ترکیه، تونس و غرب آمریکا.مارک پرینگتون، دانشمند ارشد برنامه کوپرنیک میگوید که مناطق وسیعتر در مدت زمان بیشتری سوختند. او میگوید: «در مناطق خشکتر با دمای بالاتر، تغییرات اقلیمی خطر اشتعالپذیری و آتش گرفتن پوشش گیاهی را افزایش میدهد.» بررسیهای برنامه کوپرنیک نشان میدهد که میزان انتشار کربن ناشی از آتشسوزیهای جنگلی به بالاترین حد خود نرسیده است اما تغییرات اقلیمی روی این میزان تاثیر خواهدگذاشت.
یاکوتیا منطقهای است در شمال شرقی صربستان که تابستان امسال بیشتر از هر تابستان دیگری (از سال ۲۰۰۳ تاکنون) گاز دیاکسیدکربن شده است. اما در مناطق غربی این کشور آتشسوزیهای گسترده میزان انتشار دیاکسیدکربن روزانه از میانگین سالهای ۲۰۰۳ تا ۲۰۱۲ بسیار بالاتر بوده است.
در آمریکای شمالی، میزان انتشار دیاکسیدکربن بر اثر وقوع آتشسوزیهای کانادا، کالیفرنیا و منطقه شمال غربی اقیانوس آرام، نزدیک به ۸۳ میلیون رسید. دود این آتشها آنقدر زیاد و گسترده بود که با عبور از اقیانوس اطلس به اروپا رسید. آتشسوزی دیکسی در کالیفرنیا که حدود ۴هزار کیلومتر را در بر گرفت، بزرگترین آتشسوزی است که در تاریخ این ایالت به ثبت رسیده. تغییرات اقلیمی که باعث گرمتر و خشکتر شدن تابستانهای نواحی دریای مدیترانه، به ویژه ترکیه و یونان شده، شعلههای آتش نیز شدت بیشتری پیدا کردهاند. هزاران نفر در این کشورها از خانههایشان تخلیه شدهاند.
بسیاری از کشورهای اطراف مدیترانه شرقی و مرکزی در ماههای جولای و آگوست آتشسوزیهای جنگلی چندین روزهای را تجربه کردند که منجر به غلظت ذرات معلق کوچکتر از 2.5 میکرون و کاهش کیفیت هوا شد. در همین حال گرم و خشک بودن هوا در طول ماههای تابستان شرایطی ایدهآل برای وقوع آتشسوزیهای شدید و طولانیمدت فراهم میکرد. دیگر کشورهایی که تحت تأثیر آتشسوزیهای ویرانگر قرار گرفتند عبارتند از یونان، ایتالیا، آلبانی، مقدونیه شمالی، الجزایر و تونس.
بررسیهای برنامه کوپرنیک نشان میدهد کیفیت هوای این مناطق به خاطر ذرات مضری که سلامت انسان را در معرض خطر قرار میدهند، بدتر شده است.
فرصتی ۱۰ ساله برای نجات مرجانها
افزایش میزان انتشار دیاکسید کربن در اتمسفر با وقوع آتشسوزیهای گسترده در سال 2021 در حالی است که تغییرات اقلیمی در دریا هم تبعاتی جدی به دنبال داشته است. به طوری که بررسیهای جدید نشان میدهد اگر روند تغییرات اقلیمی و ماهیگیری بیرویه به همین شدت ادامه پیدا کند تا ۵۰ سال آینده تمام صخرههای مرجانی غرب اقیانوس هند از بین میروند. بر اساس این بررسیها صخرههای مرجانی و تنوع زیستی که در آبهای سیشل گرفته تا منطقه دلاوگا در سواحل موزامبیک و آفریقای جنوبی وجود دارند، تا سال ۲۰۷۰ منقرض میشوند. در نتیجه زندگی و منابع غذایی صدها هزار نفر در معرض خطر قرار میگیرد. این تحقیق که در مجله پایداری طبیعت منتشر شده صخرههای مرجانی ۱۰ کشور در اطراف اقیانوس هند را بررسی کرده است. نتایج آن نشان میدهد مرجانهای موجود در برخی جزایر در معرض خطر بیشتری قرار دارند چرا که گرمایش کره زمین باعث بالا رفتن دمای آبها شده و رنگ مرجانها را سفید کرده است. وقتی جلبکهای زنده در بافت مرجانها از آن خارج میشوند، رنگ این صخرهها کاملا سفید میشود. آنها میتوانند زنده بمانند اما آسیبپذیری و خطر مرگشان بالاتر میرود. جان صخرههای موجود در مناطق شرقی و جنوبی ماداگاسکار به شدت تهدید میشود. علاوه بر تغییرات اقلیمی، ماهیگیری بیرویه بهویژه صید شکارچیهای راس هرم غذایی، اکولوژی مرجانها را تغییر میدهد و جلبکهایی تولید میشوند که مرجانها را خفه میکند.دیوید اوبرا، رئیس گروه تحقیقاتی این گزارش میگوید: «بزرگترین تهدید تغییرات اقلیمی در ۵۰ سال آینده رخ میدهد.» به گفته او همانطور که دولتها اثرات تغییرات اقلیمی را در ۵۰ سال آینده تخمین میزنند، چه به اهداف گرمایش زمین تا ۱.۵ درجه سانتیگراد برسیم یا نه، به اقدامات ما در ۱۰ سال آینده بستگی دارد. در واقع اصل کار در ۱۰ سال آینده باید صورت بگیرد. از بین رفتن صخرههای مرجانی یعنی کل مرجانها منقرض شوند. اوبرا میگوید: «ممکن است همچنان برخی از موجودات را در اطراف آنها ببینید اما آنها نمیتوانند مرجان بسازند. جلوگیری از افزایش سطح دریاها، گردشگری و ماهیگیری به ویژه برای خانوارهای کمدرآمد از ویژگیهای مرجانهاست که هماکنون در معرض خطر قرار دارد. شرق آفریقا به میزان گستردهای به گردشگری وابسته است و این وابستگی به سلامت مرجانها بستگی دارد.»گرمایش کره زمین، صید بیرویه، آلودگی و تخریب محیط زیست از دهه ۵۰ میلادی تاکنون باعث شده تعداد مرجانها نصف شود. در واقع افزایش دمای زمین باعث میشود اکوسیستم لازم برای بقای بچه ماهیها از بین برود. میشال گودکا، دانشمند دیگری که روی این تحقیق کار کرده میگوید ارزیابیها نشان میدهد صید شکارچیهای راس هرم غذایی در صخرههای مرجانی، جان آنها را بیشتر تهدید میکند. به گفته او صید محلی محلی باید با مدیریت بهتری انجام شود تا سلامت مرجانها و ذخیرهای پایدار از ماهیهایی که معیشت ۲۵۰هزار نفر از بومیان را تامین میکند، حفظ شود.
کاهش انتشار گازهای گلخانهای کافی نیست
اوبرا میگوید علاوه بر کاهش انتشار گازهای گلخانهای، قوانین صید و بالا بردن میزان مشارکت افراد محلی در مدیریت مرجانها میتواند به نجات جان آنها کمک کند. در واقع این بررسیها نشان میدهند که تغییرات اقلیمی که با بحرانهای تنوع زیست محیطی گره خورده است به سرعت باید رسیدگی شوند؛ موضوعاتی که در نشست تغییرات اقلیمی گلاسکو موسوم به کاپ ۲۶ و همچنین در نشست تنوع زیستی کاپ ۱۵ در کونمینگ چین پرداخته شده است. اوبرا میگوید که برای تهدیدات ناشی از تغییرات اقلیمی به مرجانها باید اقدامات جدی صورت گیرد.
دعوت از واردکنندگان برای تامین کاغذ
معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با صدور اطلاعیهای از واردکنندگان کاغذ برای تامین ۱۵ هزار تن کاغذ تحریر و پنج هزار تن کاغذ بالک دعوت کرد.
به گزارش ایرنا از معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در متن دومین اطلاعیه تامین کاغذ این معاونت آمده است: پیرو اطلاعیه قبلی معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مبنی بر تامین کاغذ مورد نیاز نشر کتاب در سال ۱۴۰۰، به دلیل تاخیر بهوجود آمده در تخصیص ارز و اتمام مهلت پروفرمهای ارائه شده از سوی شرکتهای واردکننده و با عنایت به تصویب مجدد تخصیص ارز ترجیحی برای واردات کاغذ، این معاونت در نظر دارد ۱۵ هزار تن کاغذ تحریر و ۵ هزار تن کاغذ بالکی حوزه نشر را تأمین کند. لذا مجدداً از شرکتهای معتبر واردکننده داخلی براساس سوابق واردات و با لحاظ قیمت و کیفیت کاغذ دعوت به عمل میآورد:
شرکتهای متقاضی واردکننده کاغذ میتوانند درخواست خود را به همراه پروفرم واردات کاغذ و سوابق حقوقی (شامل: اساسنامه، آخرین آگهی تغییرات مربوط به هیأت مدیره و صاحبان امضاء مجاز، نشانی شرکت)، گردش مالی دو سال اخیر و سوابق تجربی شرکت در پاکت سربسته ممهور به مهر شرکت حداکثر تا پایان روز دوشنبه مورخ ۱۴۰۰/۰۹/۲۲ به دبیرخانه کارگروه کاغذ معاونت امور فرهنگی واقع در میدان بهارستان ـ خیابان کمالالملک ـ ساختمان اصلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ـ طبقه سوم ـ اتاق ۳۲۳ تحویل دهند. به درخواستهایی که پس از تاریخ مذکور ارایه شود ترتیب اثر داده نمیشود. در ادامه این اطلاعیه آمده است: براساس بخشنامههای بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران و به موجب قوانین و مقررات مربوطه، شرکت منتخب کارگروه مکلف است علاوه بر تضامین لازم همزمان با معرفی به بانک مرکزی جهت اخذ تسهیلات ارزی، ۳۰ درصد از معادل تسهیلات ارزی (مطابق شاخصهای بانک مرکزی) را بابت تضمین عدم انجام تعهدات در موارد مشخص شده ارائه کنند. ضمناً رفع تعهد ارزی و آزادسازی وثایق واردکنندگان کاغذ منوط به تحویل کالا با قیمت مصوب سازمان حمایت مصرف کنندگان و تولیدکنندگان به شبکه توزیع کاغذ معاونت امور فرهنگی میباشد و در غیر این صورت شرکت واردکننده علاوه بر تضمین یاد شده مکلف به پرداخت مابهالتفاوت نرخ ارز ماخوذه (قیمت ترجیحی با قیمت آزاد ارز) است. این معاونت شماره تماس ۳۸۵۱۲۷۹۸ را برای اطلاعات بیشتر متقاضیان قرار داده است. اول تیرماه امسال وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در پی ادامه روند کمبود و نبود کاغذ در کشور، در اطلاعیهای برای وارد کردن بیش از ۲۰ هزار تن کاغذ تحریر و بالکی از شرکتهای واردکننده داخلی دعوت به همکاری کرد.
اعتراض اعضای صندوق بازنشستگی آیندهساز به عملکرد وزارت کار
کارزاری با نام اعتراض اعضای صندوق بازنشستگی آیندهساز به عملکرد وزارت کار در وبسایت کارزار در جریان است که با هشتگ #صندوق_بازنشستگی_آینده_ساز پیگیری میشود. در بخشی از متن این کارزار خطاب به ریاست جمهوری اسلامی ایران آمده است: «اساسنامه جدید صندوق بازنشستگی آیندهساز به تاریخ ۶ فروردین ۱۳۹۹ تصویب و ابلاغ شد. بر اساس این اساسنامه صندوق بازنشستگی آیندهساز در زمره موسسات عمومی غیردولتی درآمده و زیر چتر حمایت دولت قرار گرفته است و وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی به عنوان ریاست هیات امنای صندوق منتصب شدهاند. متاسفانه وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی از شمولیت قوانین کار و تامین اجتماعی برای کارگران شاغل و بازنشسته، به ویژه کارگران شاغل در مشاغل سخت و زیانآور به انحا مختلف ابا ورزیده و موجب محروم نگه داشتن آنان از حقوق و امتیازات تصریحشده در قانون کار و تامین اجتماعی و دیگر قوانین نظام میشود. علیرغم برخی اقدامات اصلاحی، حقوق کارگران بازنشسته صندوق آیندهساز به میزان دریافتی همترازانشان در تامین اجتماعی نرسیده و تبعیض تداوم دارد. در این رابطه وزارت کار به قوانین بیتوجهی کرده و در راستای تامین منافع نامحدود اقلیت جمعی از مدیران ارشد سابق صنایع کشور فعالیت میکند. از حضرتعالی استدعا داریم دستور ویژهای برای پیگیری موضوع صادر فرمایید.»
مطالبه قرار گرفتن خدمات روانشناسی تحت پوشش بیمه
کارزاری با نام مطالبه قرار گرفتن خدمات روانشناسی تحت پوشش بیمه در وبسایت کارزار در جریان است که با هشتگ #بیمه_خدمات_روان_شناسی پیگیری میشود. در بخشی از متن این کارزار خطاب به وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی آمده است: «طی سالهای اخیر در تمامی جوامع موضوع سلامت روان از اهمیت ویژهای برخوردار شده است. با توجه به استقبال مردم از خدمات روانشناسی، بهدلیل هزینهبر بودن جلسات رواندرمانی که اغلب نیز به چند هفته و چند ماه کار مستمر نیاز دارد، پرداخت تعرفههای مربوطه برای آحاد جامعه ایرانی سنگین و خارج از توان است. لذا ما امضاکنندگان این پویش خواستار قرار گرفتن خدمات روانشناسی و مشاوره تحت پوشش بیمه هستیم تا از این طریق ضمن گسترش فرهنگ مراجعه به روانشناس، نسبت به کاهش معضلات حوزه سلامت روان اقدامی جدی صورت گیرد. در ضمن تحت پوشش بیمه قرار گرفتن خدمات روانشناسی باید فارغ از دستهبندی مراکز ارائهدهنده خدمات که زیر نظر بهزیستی یا سازمان نظام روانشناسی هستند، انجام پذیرد.» امضاکنندگان این کارزار میخواهند از این راه پیگیر « قرار گرفتن خدمات روانشناسی تحت پوشش بیمه » شوند.
آیا ایران از قافله گردشگری جا مانده است؟
امید دوباره در حال زنده شدن در گردشگری است. دو سال سخت در این حوزه سپری شد. دو سالی که در بخش گردشگری ایران پر از وعده، بیتفاوتی، بدعهدی، بیعملی و رکود و سکوت و انزوا بود. چند روز دیگر رکود دنبالهدار گردشگری ایران درست دو ساله میشود. دو سال پیش بود که ثمره قطعی اینترنت، برای بخش گردشگری ایران لغو بیامان تورهای ورودی بود و گردشگران مستاصلی که پس از قطع شدن اینترنت در ایران گرفتار شده بودند و راه ارتباطشان با دنیا قطع شده بود. گردشگرانی که شاید همان روزها در میان التهاب و بیخبری و نگرانی از سرنوشت سفر خود، برای همیشه فکر سفر دوباره به ایران را برای همیشه از سر خود بیرون کردند. حالا اما مرزها دوباره باز شده است. گردشگران آرام آرام نام ایران را در فهرست گزینههای سفر خود قرار میدهند، اما برخی فعالان این حوزه معتقدند دوران رکود گردشگری دنیا بسیار زودتر از ایران به پایان رسید و ما از قافله گردشگری -به خصوص در منطقه و در میان همسایگانمان- جا ماندهایم. کشورهای خاورمیانه در این دو سال و در مواجهه با تبعات شیوع کرونا سیاستهای مختلفی را در پیش گرفتهاند که مرور آنها میتواند موید این باشد که ایران از قافله گردشگری جا مانده و حالا با دو چالش روبهرو است: جبران رکودی دو ساله و تلاش برای جبران این جاماندگی.
گردشگری این روزها در بسیاری از نقاط دنیا با رعایت برخی نکات، تقریبا به حالت عادی بازگشته است. بسیاری از رویدادهای بینالمللی در حال برگزاری هستند و تورهای گردشگری هم نه به رونق سابق اما تا حدودی دوباره برپا شدهاند. هنوز مسافران ترس خورده از ویروس جهانپیمای کرونا، به اندازه قبل جسارت پا گذاشتن به مسیر سفر را پیدا نکردهاند. دولتها و سیاستگذاران اما در حال تدوین برنامهها و در پیش گرفتن سیاستهایی هستند که بتوانند این صنعت تاثیرگذار را دوباره به روزهای اوج بازگردانند، به روزهایی که فعالان گردشگری دنیا میگفتند تا پایان سال 2020 تعداد گردشگران دنیا به 1.5 میلیارد نفر میرسد. روزهایی که پیشبینیها میگفتند این صنعت در سال 2025 قرار است 3.4 درصد از GDP جهان را به خود اختصاص دهد. کرونا اما معادلات را به هم زد و قواعد بازی را تغییر داد. حالا هر دولتی که بخواهد از این صنعت در اقتصاد خود بهره ببرد ناگزیر به در پیش گرفتن سیاستها و چشماندازهایی بلند مدت برای احیای دوباره گردشگری است، که دو سال رکود مطلق را پشت سر گذاشته است.
مرور رفتار دولتها در منطقه خاورمیانه نشان میدهد برخی کشورها توانستند از این بحران با در پیش گرفتن تدابیری با آسیبهای به نسبت کمتری عبور کنند. ایران اما به عقیده برخی صاحب نظران از جمله حرمت الله رفیعی؛ رئیس هیات مدیره انجمن صنفی دفاتر خدمات مسافرتی کشور معتقدند ایران از همسایگانش جا مانده است: «در دوران کرونا، ایران از صنعت گردشگری عقب ماند. در حالی که کشورهایی مثل امارات گوی سبقت را از ما ربودند.» امارات، ارمنستان و ترکیه همسایگانی هستند که در مقایسه با ایران زودتر و با سیاستگذاریهای منسجمتری توانستند به گردشگری بازگردند و با بهرهگیری از برخی شرایط، تهدید کرونا را به فرصتی برای احیای گردشگری خود تبدیل کردند. مروری بر این سیاستها و برنامهها شاید موضوع را تا حدودی روشنتر کند و نشان دهد که آیا واقعا ایران از قافله جا مانده است؟
ایران
ایران این روزها در فکر استفاده از فرصتی است که جام جهانی فوتبال 2022 قطر قرار است در اختیارش بگذارد. مدیران دولت قبل برای استفاده از این فرصت برنامههایی داشتند و حالا معاون گردشگری با همفکری با کارشناسان به دنبال راهکاری است تا از این فرصت به شکلی بهینه استفاده شود. اما او در سومین نشست کارگروه ویژه جذب تماشاگران از جامجهانی فوتبال ۲۰۲۲ قطر به نکتهای اشاره کرد که یکی از مهمترین چالشهای بخش گردشگری کشور است، آن هم همسویی نهادهای مرتبط است. علیاصغر شالبافیان ؛ معاون گردشگری کشور در این نشست گفت: «یکی از فرصتهای جام جهانی معرفی مقاصد نزدیک کشور میزبان است و ما هم باید از این فرصت برای مقابله با ایرانهراسی استفاده کنیم. با توجه به چارچوبهای اعلام شده از سوی طرف قطری و مقررات فیفا برای میزبانی کمپها، رویکرد قالب میزبانی گردشگران و معرفی ایران خواهد بود. استفاده از این فرصت اجماع بین دستگاههای مرتبط را میطلبد و در صورتی که این امر صورت نگیرد منتج به نتیجه مثبتی برای کشور نمیشود»
متولیان اصلی گردشگری کشور هر چند در دو سال گذشته منفعلانه با مشکلات موجود در گردشگری برخورد کردند، اما در ماههای اخیر و با تغییرات مدیریتی در سطوح بالای این حوزه شاهد تغییراتی در تصمیمات اتخاذ شده در خصوص گردشگری هستیم. اما اگر این تصمیمات به تعبیر شالبافیان با «اجماع دستگاههای مرتبط» همراه نباشد، ثمری برای کشور نخواهد داشت. بخش خصوصی گردشگری هم به میدان آمده و با برگزاری رویدادهایی در تلاش است که دوباره پای مسافران را به مقاصد گردشگری باز کند. هر چند ایران به دلایل متعدد از جمله آغاز دیرهنگام واکسیناسیون عمومی در کشور، دیر به این جریان پیوست، اما اتخاذ تصمیمهای سازنده و اجرای درست آنها شاید بتواند این جا ماندگی را جبران کند و در این زمینه راهگشا باشد.
امارات
همسایه جنوبی ایران در چند ماه گذشته میزبان رویدادهای بینالمللی بزرگی بود. از جمله جیتکس و اکسپو که بسیاری از مسافران و سیاست گذاران حوزه گردشگری را به خارمیانه کشاند تا در رویدادهای تاثیرگذاری که این کشور فرصت میزبانی آنرا به دست آورده بود شرکت کنند. ماجرا اما به همین جا ختم نمیشود. اماراتیها نقشههای بزرگتری برای گردشگری دارند. آنها با تغییراتی در ساختار دولت قصد دارند تبدیل به یکی از مهمترین جاذبههای گردشگری جنوب غرب آسیا شوند. چندی پیش شیخ حمدان بن راشد آل مکتوم؛ ولیعهد دبی در اکانت توییتر خود نوشته بود: «امارات قصد دارد وزارت اقتصاد و وزارت گردشگری را ادغام کند. قرار است با ادغام وزارت اقتصاد و وزارت گردشگری زمینه جذب ۲۵ میلیون گردشگر تا سال ۲۰۲۵ در دبی فراهم شود. یکی از اهداف وزاتخانه اقتصاد و گردشگری دبی تبدیل این شهر به اولین مقصد گردشگری در دنیا است» این ادعا با رفتاری که امارات در دوران پس از کرونا داشت چندان فاصله ندارد و تحقق آن دور از ذهن به نظر نمیرسد. صدور ویزاهای بلندمدت و ارائه تسهیلات به استارتاپها و نخبگان و برنامهنویسان، معرفی جاذبههای این کشور در سطحی گسترده در جهان، ایجاد تعامل با مراکز و موزههای بینالمللی و … از برنامههایی است که امارات برای تحقق سیاستهای خود در این زمینه دنبال میکند.
ارمنستان
صفهای عریض و طویل واکسن در مرز ارمنستان تنها نشان از مردمی که از ویروس تاجدار وحشت داشتند و در پی ایجاد مصونیت در مقابل آن بودند، نبود. این جریان و موج سفرهایی که -به ویژه از ایران- به سمت ارمنستان شکل گرفت، نشان از هوشمندی مقامات این کشور در تبدیل کردن یک تهدید به فرصتی برای احیای گردشگری کشورشان داشت. هر چند برخی مقامات ایرانی با سخنان خود قصد کوچک جلوه دادن این هوشمندی را داشتند و معتقد بودند این واکسنهای آسترازنکا که به رایگان نصیب مسافران ارمنستان میشود، به دلیل عدم استقبال مردم این کشور از واکسیناسیون یا نزدیک بودن تاریخ انقضای واکسنهاست و اظهاراتی مشابه، اما آنچه مسلم است، ارمنستان توانست در مدتی کوتاه مقصد گردشگری نوظهوری به نام «گردشگری واکسن» باشد. و در کنار رفع نگرانی بسیاری از مسافران از کووید 19، مقاصد گردشگری خود را به بسیاری از کشورهای همسایه که چندان به ارمنستان به عنوان مقصد سفر فکر نمیکردند، معرفی کند.
ترکیه
ترکیه هرچند در شاخههای گردشگری تفریحی و خرید در منطقه شناخته شده است، اما سالهاست که در حوزه گردشگری سلامت نیز سرمایهگذاریهای جدی انجام داده است و مقامات این کشور در دورانی که با بحران کرونا روبرو بودند این سرمایهگذاریها دنبال کردند، تا جایی که محمت کانپولات، رئیس انجمن بینالمللی گردشگری سلامت ترکیه، میگوید: «پیشبینی میکنیم گردشگری سلامت در ترکیه پس از پایان کرونا بیشتر مورد توجه قرار گیرد» او معتقد است دوران کرونا باعث شد بسیاری از کشورهای جهان با تواناییهای بخش سلامت در ترکیه بیشتر آشنا شوند و معتقد است: «به موقعیت خوبی در جهان دست یافتیم. ما از بسیاری از کشورهای اروپایی بهتر هستیم. در دوران پاندمی شاهد فروپاشی سیستمهای بهداشتی بسیاری از کشورهای جهان بودیم که تصور میکردیم از سیستم بهداشتی و سلامت قدرتمندی برخوردار باشند.» به گفته کانپولات: «بعد از پاندمی کرونا در جهان شاهد فروپاشی زیرساختهای بهداشت سه کشور برتر در زمینه گردشگری سلامت بودیم. در نتیجه پس از پایان این دوران، ترکیه سهم بیشتری در بخش گردشگری سلامت خواهد داشت» هر چند ایران هم تلاشهایی در این زمینه داشته و به گفته رفیعی: «در یک سال گذشته بیش از ۵۰ درصد حجم گردشگر خارجی ایران از عراق بوده و این گردشگران را میتوان در حوزه گردشگری سلامت دستهبندی کرد» اما برخی کارشناسان معتقدند اتفاقی که با ورود اتباع کشور عراق به ایران برای انجام مراحل درمان میافتد، گردشگری سلامت نیست، بلکه آنها تنها بیماران بینالمللی هستند که به ایران میآیند. چرا که طبق تعاریف و استانداردها، گردشگری سلامت نیاز به زیرساختها و شرایطی دارد که در مورد اتباع عراقی که برای درمان به ایران میآیند صدق نمیکند.
بیرون کشیدن اژدهای مردوک از دل پارسه
|پیام ما|باستانشناسان این بار در کاوشهای شهر تاریخی پارسه، به جانوری افسانهای رسیدهاند. آنها، یعنی هیات کاوش ایرانی و ایتالیایی، در این فصل کاوش در تپه باستانی تل آجری، آجرهای لعابدار برجستهای را از دل خاک بیرون کشیدهاند که نقش گاو نر و ماراژدهای «موشخوشو» رویشان حک شده. موشخوشو نماد ایزد «مَردوک» یا «مردوخ» است؛ بازماندهای از بینالنهرین باستان. این جانور بر اساس نگارههایی که از او بر دیوارهای دروازه ایشتار در شهرکهن بابل نقش شده بود، بدنی فلسدار، چنگالهای بزرگ در پاها، گردنی بلند و دمی دراز، سری کوچک با زبانی شبیه زبان سوسمار و شاخی بر سر دارد. هشت سال پیش هم باستانشناسان به نشانههای همین موجود برخورده و موجودات اسطورهای کشفشده را از مهمترین یافتههای باستانشناسی در تلآجریِ تخت جمشید معرفی کرده بودند.
تُل آجری با نام دروازه کوروش، پیش از کاخهای تختجمشید در محوطه شهر باستانی پارسه ساخته شده است، این محوطه قدیمیتر از تختگاه و یا مجموعه تختجمشید است. باستانشناسان دریافتهاند که تل آجری، دروازهای از دوران هخامنشیان و احتمالا زمان کوروش بزرگ بوده که در ساخت آن از هنر و فرهنگ بابلی بهره گرفته شده است. کاوشهای باستانشناسی مشترک هیات ایرانی-ایتالیایی در این محوطه باستانی به سرپرستی مشترک علیرضا عسکریچاوردی از دانشگاه شیراز و پروفسور پییر فرانچسکو کالیری از دانشگاه بولونیا به انجام رسیده است. به گفته عسکریچاوردی محوطه تلآجری همان محوطهای است که ویرانههای دروازه پارسه در آن کشف شده. این بنای بزرگ و باشکوه در منطقه باغ فیروزی در ۳.۵ کیلومتری شمالغربی تختگاه تختجمشید قرار دارد.
پیش از این در آبانماه 92 خبر آمده بود که هیات باستانشناسی ایران و ایتالیا، بنایی را در نزدیکی تختجمشید یافتهاند که در آن ردپای معماران و هنرمندان بابلی دیده میشود. در آن زمان وقتی نشانههایی از دروازههای شهر پارسه نمایان شد، باستانشناسنان گفتند که این بنا احتمالا نیایشگاهی از دوره کوروش است. تل آجری یکی از چندین محوطه و تپه باستانی اطراف تختجمشید است و حفاریهای باستانشناسی در این منطقه از اواخر دهه 80 شروع شده و همچنان ادامه دارد. دیروز سرپرست ایرانی هیاتباستانشناسی نتایج باستانشناسی این فصل از کاوشهای باستانشناسی در این محوطه را شناسایی فونداسیون دو برج بزرگ ضلع جنوبشرقی و جنوبغربی این دروازه تاریخی اعلام کرد و گفت که در این فصل، نمای بخش غربی بنای دروازه به طول ۴۰ متر نمایان شد. او شناسایی فونداسیون این دو برج را مهمترین نتایج باستانشناسی این فصل از کاوشهای باستانشناسی در این محوطه دانست و اضافه کرد: «در روند کاوشهای این فصل، پلان (نقشه) این بنای تاریخی بیش از پیش به صورت نسخهای مشابه از دروازه ایشتار بابل ظاهر میشود که در آن ویژگیهای جدید و بدیعی مانند هسته خشت و گلی دیوارهای آجر پخته نمایان شده است.» این کاوشها به صورت مشترک با دانشگاه بولونیا و همکاری موسسه ایزمئو ایتالیا، پایگاه میراثجهانی تختجمشید، دانشگاه شیراز و با مدیریت و مجوز پژوهشگاه میراثفرهنگی و گردشگری انجام شده و به گفته سرپرست هیات باستانشناسی فعالیتهای حفاظتی و مرمتی برای تهیه طرح جامع پلان حفاظت از سازههای معماری این بنای باشکوه در این فصل با مستندنگاری و مرمت سازههای مکشوفه انجام شده است.
جزئیاتی درباره موشخوشو
در روند کاوشهای این فصل تکههای کتیبههای میخی به زبانهای بابلی و ایلامی به همراه آجرهای لعابدار برجسته متعلق به تابلوهایی با نقوش گاو نر و ماراژدهای موشخوشو نماد ایزد مَردوک از بینالنهرین باستان از این دروازه بدست آمده است. اما موشخوشو چیست؟ جانوری افسانهای است یا واقعی؟ در پژوهشی نوشته شاهین سپنتا در این ارتباط آمده است: خدای ملی بابل مردوک یا مردوخ یکی از خدایان باستانی تمدن بابل است. او در دوره حمورابی (مشهورترین پادشاه دودمان نخست بابل) بهعنوان نگاهبان بابل به شمار میرفت اما رفته رفته جایگاه خدایی او گسترده و تثبیت شد و خدای ملی بابل شد. در روایات کهن بابلی، مردوک فرزند اِنکی (خدای آبها) و به تعبیر دیگر ائآ (خدای آبهای زیرزمینی) و نوه «آنوم» (خدای خدایان) بود. در روایت بابلی مشهور به « اِنومالِیش» در نبرد بین خدایان نخستین، مردوک با برانگیختن سیل و برپا کردن بادهای خشمگین به جنگ کانگو شوهر و سردار سپاه ایزدبانوی بابلی و سومری «تیامات» رفت و بر او پیروز شد و پس از کشتن تیامات، از پیکر تیامات سقف آسمان را آفرید و همچنین مانع از آن شد که آبهای دریا، زمین را فرا گیرد و سرانجام بین خدایان سروری یافت. تیامات برای این نبرد اژدهایی پدید آورده بود که «شکوهی هراس انگیز» داشت و نماد ویرانکاری و ظلمت آغازین بود و غالباً به صورت ماری خشمگین نمود شده است. مردوک نیز اژدهایی به نام «موشهوشو» یا «موشخوشو» داشت. موشخوشو که از آن با نام اژدهای بابل نیز نام برده میشود، در حقیقت نماد جانوری مردوک بود. این جانور بر اساس نگارههایی که از او بر روی دیوارهای دروازه ایشتار (این دروازه توسط نبوکد نصر دوم در حدود 575 سال قبل از میلاد ساخته شده) در شهر کهن بابل نقش شده بود، دارای بدنی فلس دار با چنگالهای بزرگ در پاها و گردن بلند و دم دراز، و سری کوچک با زبانی شبیه زبان سوسمار و زائده شاخی شکل بر روی سر بوده است. از اسطورههای بابلی چنین به نظر میرسد که برعکس اژدهای تیامات که چهرهای هراسانگیز و ویرانکار دارد، اژدهای مردوک، «موشخوشو» چهرهای رام و آرام ولی قوی دارد و او را در برقراری نظم و آرامش بخشیدن به مردمان یاری میکند و از این روی بر دروازههای معبد ایشتار در بابل نقش میبندد.
پیش از این باستانشناسهای ایرانی و ایتالیایی در فصل ششم کاوشهای باستانشناسی تل آجری در شهر پارسه که یافتههای آن از ابتدای کاوشها تا به امروز بسیار در مجامع جهانی اهمیت یافته است، کتیبهای به خط میخی بابلی بهدست آوردند که یکی از مهمترین ابهامات تاریخی در مورد تختجمشید را حل کرد. با کشف کتیبه بابلی از آجر لعابداری که در زمینه آن نام دروازه حک شده بود، مشخص شد که بنای موجود در تل آجری، ویرانههای یک دروازه باستانی است. باستانشناسها در کاوشهای بعدی توانسته بودند بخش دیگری از کتیبه را کشف کنند که کلمهای به خط میخی بر آن دیده میشد: «شارو»، به معنی شاه. آنها در مطالعات خود دریافتند که دروازه شهر پارسه در تل آجری تختجمشید در قرن ششم پیش از میلاد مسیح(ع) بنا شده و پس از ویرانی و گذشت دو هزار و 500 سال به تلی از آوار با هزاران قطعه آجر تبدیل شده است.
فعالان و هواداران محیط زیست مدتی است که سعی دارند جلوی تصمیم شرکت نفتی شل را برای اجرای طرحی ۵ ماهه در بندر کیپتاون بگیرند. شرکت شل سعی دارد با ایجاد امواج لرزهای از طریق شلیک توپهای هوایی از روی کشتیها منابع نفتی و مواد خام را در آبهای این منطقه پیدا کند؛ اقدامی که جان آبزیانی مانند نهنگها، دلفینها، فکها و پنگوئنها را به خطر میاندازد. از زمان اعلام این تصمیم شل، فعالان محیط زیست در آفریقایی جنوبی دست به اقداماتی برای جلوگیری از قانونی شدن آن زدند. با وجود اعتراضات خیابانی و ساحلی به همراه ثبت شکایت رسمی در دادگاه، شل همچنان قصد دارد تا در همین روزها عملیات خود را آغاز کند؛ عملیاتی که قرار بود از اول دسامبر آغاز شود.
به خطر افتادن جان آبزیان مهاجر
در اعتراضات اولیه در ماه نوامبر جمعیتی ۲۰۰ نفری از شهروندان و فعالان محیط زیست مخالفت خود با اجرای این طرح شل اعلام کردند. یکی از نگرانیهای آنها زمان اجرای این عملیات است که در فصل مهاجرت نهنگ گوژپشت (نهنگ کوهاندار) به این منطقه انجام میشود و جان لاکپشتهای جوان مهاجر را نیز به خطر میاندازد.
شل که زیرمجموعه کمپانی رویال داچ شل آمریکایی است با اجرای این عملیات قصد دارد تا از مساحتی بیش از ۶هزار کیلومتر مربع دادههای سهبعدی کسب کند. شلیک این کشتیها هر ۱۰ ثانیه یک بار انجام میشود تا امواج صوتی به ۴۰ کیلومتر زیر آب نفوذ کنند.
واکنش افکار عمومیپ و فعالان محیط زیست
به گزارش رویترز، روز یکشنبه نزدیک به هزار نفر از شهروندان آفریقایی به سواحل کیپتاون رفتند تا اعتراض خود را نسبت به عملیات اکتشاف در سواحل Wild Coast اعلام کنند. این منطقه دارای آبزیان مهاجر منحصر به فردی است و زیباییهای خط ساحلی آن یکی از جذابیتهای توریستی دنیاست.فعالان محیط زیست تلاشهای بسیاری برای جلوگیری از وقوع این عملیات اکتشاف انجام دادهاند. چند روز پیش سازمان محیط زیستی صلح سبز شکایتی را در دادگاه تنظیم کرد تا جلوی این عملیات گرفته شود. در شکایتنامه آنها به کاهش آبزیان و کمبود ماهی برای مصارف تجاری اشاره شده است. شل هم در پاسخ گفت که به تمام قوانین پایبند بوده و تحقیقات مشابهی هماکنون در آبهای آفریقای جنوبی در حال اجراست. در نهایت این غول نفتی بود که پس از جلسهای ۱۱ ساعته توانست برنده شود. وکلای فعالان محیط زیست درباره این پرونده میگویند شل مجوز اجرای عملیات خود را سالها پیش دریافت کرده که از آن زمان تاکنون با قوانین جدیتری برای حفاظت از محیط زیست جایگزین شدهاند. این در حالی است که دادگاهی در انگلستان به تازگی علیه این کشور صادر کرد و اجازه نداد یکی از پروژههای توسعهای آن در میدان نفتی کامبو در دریای شمال اجرا شود. برخی از سازمانهای مردمنهاد محیط زیستی میگویند که شل برای اجرای این عملیات از خلاهای قانونی استفاده کرده چون هیچگونه عملیات اکتشاف نفت و گاز برای کره زمین خوب نیست. آنها همچنین تاکید میکنند که زمان تغییر فرا رسیده و باید انرژیهای تجدیدپذیر را جایگزین سوختهای فسیلی کنیم.
نقش آفریقای جنوبی در گرمایش زمین
مسئولان شرکت شل هنوز هیچ واکنشی به اعتراضات اخیر نشان نداده اما چندی پیش اعلام کرد که عملیات اکتشاف تاییده قانونی دارد و اگر به نتیجه برسد جهش بزرگی در تامین منابع انرژی در آفریقای جنوبی به شمار میرود. اما بومیهای این منطقه نگرانند که این انفجارها میتواند باعث مرگ یا فراری دادن ماهیهایی شود که معیشت افراد آن منطقه را تامین میکنند.
این موجودات صدها هزار سال است که در این مناطق زندگی میکنند. به گفته بومشناسان تکنیکهای اکتشاف روی رفتار آبزیان، غذا خوردن، تولید مثل و مهاجرت آنها تاثیر میگذارند. بسیاری از آبزیان مانند نهنگها حس شنوایی بسیاری قوی دارند. آلن استراتون، ملوانی که در این اعتراضات شرکت داشته میگوید زمان آن رسیده که سوختهای فسیلی کاملا حذف شوند. به گفته او با اینکه کشورهای توسعهیافته به شدت با روشهای اکتشاف لرزهای مخالف هستند، فعالیتهای ناخواسته خود را به آفریقا منتقل کنند. غول نفتی شل قصد دارد به مدت ۴ تا ۵ ماه در این منطقه دست به اکتشاف بزند. سخنگوی شل ماه گذشته اعلام کرد تلاش میکند تا از آسیب رساندن به ماهیها، آبزیان و دیگر موجودات حیات وحش جلوگیری کند یا به حداقل برساند.
کشف منابع جدید نفتی برای دنیا زیانآور است
کارشناسان محیط زیست از شرکت نفتی شل و دیگر شرکتهای نفتی میخواهند تا اکتشاف نفت را متوقف کنند چون اگر دنیا با همین روند به سوزاندن ذخایر نفتی ادامه دهد، رسیدن به اهداف کربن خنثی تا سال ۲۰۵۰ امکانپذیر نخواهد بود، چه برسد به زمانی که منابع جدیدی نیز کشف شوند.آمارها نشان میدهند که آفریقای جنوبی در سال ۲۰۲۰، ۴۳۵ میلیون تن دیاکسید کربن منتشر کرده و یکی از بزرگترین کشورهای آلاینده محیط زیست در جهان است.
در اوایل سال جاری، دادگاهی هلندی رای داد تا کمپانی شل، انتشار گازهای گلخانهای خود را که موجب گرم شدن کره زمین میشود را تا سال ۲۰۳۰، ۴۵درصد نسبت به میزان آن در سال ۲۰۱۹ کاهش دهد؛ شل به این رای اعتراض کرده است. شل سعی دارد با این عملیات تصویری از ساختار ژئوفیزیکی کف اقیانوسها بدست آورد تا بتواند نقاط دارای هیدروکربن را کشف کنند. این اقدام شل در حالی است که ماه گذشته رهبران و نمایندگان کشورهای جهان در نشست تغییرات اقلیمی گلاسکو موسوم به کاپ۲۶ گردهم آمدند تا برای رسیدن به محدود کردن گرمایش کره زمین تا ۱.۵درجه سانتیگراد توافق کنند. به گفته کارشناسان برای رسیدن به این هدف، استفاده از زغالسنگ به عنوان منبعی برای تامین انرژی مورد نیاز کشورها به طور کامل ممنوع شود. اما به دلیل پیچیدگیها و مشکلات اقتصادی کشورهای در حال توسعه، قرار شد تا دنیا به سمت حذف تدریجی کربن پیش رود. چین، هند و آفریقایی جنوبی که عمدتا از زغالسنگ برای تامین انرژی و تولید برق استفاده میکنند با حذف کامل آن همواره مخالفت کردهاند.در نشست کاپ۲۶ کشورهای دنیا متعهد شدند تا بودجهای معادل ۸ میلیارد و ۵۰۰ میلیون دلار را در اختیار آفریقای جنوبی قرار دهند تا میزان وابستگی خود به زغالسنگ را کاهش دهد. آفریقا دوازدهمین کشور آلاینده دی اکسید کربن در جهان است.
نسخه بلندمر تبهسازی در معابر باریک
محدودیت ساختوساز در جنوب تهران حذف میشود. این خبری بود که حمیدرضا صارمی، معاون معماری و شهرسازی شهردار تهران دو روز گذشته در یک برنامه تلویزیونی اعلام کرد. او تاکید کرده است که در مناطق پایین شهر زمانی ساختوساز صرفه اقتصادی دارد که حداقل مجوز 5 طبقه داده شود. تصمیم معاون شهردار در روزهای گذشته واکنشهای بسیاری از سوی شهرسازان و جامعهشناسان به همراه داشته است، منتقدان به تصمیم معاون شهردار از تبعات اجتماعی میگویند که ممکن است در آینده به ضرر مستاجران تمام شود.
معاون شهردار تهران در این گفتوگوی تلویزیونی به بافت فرسوده در جنوب پایتخت اشاره کرد: در بافت فرسوده و کوچههایی با عرض 6 یا 8 متر اجازه ساخت بیش از 3 طبقه وجود ندارد و این امر هم صرفه اقتصادی ندارد. صارمی با مقایسه ساختوساز در منطقه یک پایتخت با مناطق جنوبی گفته است: در منطقه یک در کوچه ده متری مجوز ساخت 10 یا 15 طبقه را دادهایم درحالی که در منطقه پایین شهر این انعطاف در ضوابط وجود ندارد. به گفته او زمانی ساختوساز در مناطق جنوب پایتخت صرفه اقتصادی دارد که حداقل مجوز 5 طبقه داده شود. معاون شهردار تهران ضوابط را به ضرر پایین شهر میداند: رئیس جمهور و شهردار تهران اعلام کردهاند که باید رویکرد خود را به سمت مناطق پایین شهر ببریم و این به معنای اعمال تسهیلات تشویقی در مناطق جنوبی شهر است. به گفته او با بازنگری در آییننامهها باید محدودیتهای تعداد طبقات برای ساختوساز در مناطق جنوبی تهران را حذف کرد.
تصمیمی که معاون شهردار از آن صحبت میکند، پیشتر از سوی شورای پنجمیها مطرح شده بود. محمد سالاری، رئیس کمیسیون معماری و شهرسازی شورای شهر پنجم در تذکری به شورای عالی معماری و شهرسازی کشور از اجرای طرح خط آسمانی گفته بود که موجب تحقق عدالت اجتماعی در مناطق کم برخوردار میشود. موضوعی که به گمان او میتوانست عدم النفع چندین هزار پارسل و ملک در راستای اجرای عدالت اجتماعی را برآورده و جبران کند.
با این حال رویکرد معاون شهردار تهران از دو روز گذشته، با انتقاد فعالان و جامعهشناسان مواجه شده است. گروهی ضمن واقعبینانه دانستن دغدغه معاون شهردار و نداشتن صرفه اقتصادی، تحقق این رویکرد را ملزم به رعایت چند شرط دانستند. گروه دیگری آن را شوک بزرگی به محلات جنوبی تهران دانستند و هجوم سرمایه و بیجا شدن مستاجران را از تبعات آن دانستند.
مرگ فضای عمومی در معابر باریک شهر
اما محدودیتهای ارتفاع جز در چند بخش منطقه 11 شهرداری تهران، منطقه 12 و بخشهایی از منطقه یک که دارای بافت فرهنگی و میراثی باشند، به عرض معابر و حد نصاب قطعه وابسته است، رضا ناصری معمار و استاد دانشگاه معتقد است که جنوب تهران که دارای معابر کم عرض است، این محدودیت وجود داشته است. او به روزنامه پیام ما درباره تبعات لغو محدودیت ساختوساز در معابر کم عرض میگوید: «وقتی ارتفاع از یک حدی بیشتر میشود، معبر کشش ندارد و اولین مساله آن آمد و شد ساکنان است، آن هم در شهری که اساسا خودرو محور است. در این شرایط اختلالی جدی ایجاد میشود.» او معتقد است که تبعات اجتماعی این تصمیم احتمالی به راحتی قابل سنجش نیست. او معتقد است: «شهر خوب، شهری آمیخته است. شهری که در هر ناحیه از آن بیشینه پیچیدگی و آمیختگی را داشته باشد، یعنی اختلاط کاربری و فعالیتها و اختلاط ساختمان کهنه و نو را داشته باشیم. چون فعالیتها و اقشار مختلف میتوانند در ساختمانها کهنه و نو فعالیت کنند.» اما به گمان این معمار، اگر این تصمیم احتمالی معاون شهردار تهران منجر به افزایش بیش از حد نرخ نوسازی در منطقه شود میتواند، مخرب باشد زیرا در منطقه نوسازی فراگیر اتفاق میافتد و بافت جمعیتی تغییر میکند: «اگر نرخ نوسازی در منطقهای پایین است یعنی تمام منطقه را ساختمانهای 30 تا 40 ساله گرفتهاند، باید نرخ نوسازی بالا برود زیرا منطقه به ساختمان جدید هم احتیاج دارد اما به طور کلی اگر تراکم سکونت در مراکز بالا برود باید مولفههای دیگری هم در کنار آن رعایت شود. به گفته او اگر تراکم در منطقهای بالا میرود باید فضای عمومی مورد نیاز برای تراکم هم بالا برود تا شاهد مرگ فضای عمومی و فضای خدماتی در شهر نباشیم: «حتی کیفیت حمل و نقل در شهر را به حدی بالا ببریم که نیاز به استفاده از خودرو در معابر نداشته باشیم، آنگاه معابر باریک هم میتوانند کشش جمعیتی بالا داشته باشند.»
تصمیم معاون شهردار نگاه شخصی اوست
این صحبتها در حالی مطرح میشود که جعفر بندی شربیانی، عضو هیات رییسه شورای شهر تهران، گفتههای معاون شهردار را نظر شخصی او تلقی میکند. او به روزنامه پیام ما میگوید که تصمیمات در شورای شهر تهران و کمیسیونها اتخاذ میشود و در نهایت اگر صحن با آنها موافق باشد لازمالاجرا هستند: «به نظر میرسد که معاونت محترم شهرداری تهران در برنامه تلویزیونی نظر شخصیشان را گفتند و به مصداقی اشاره کردند، نه اینکه بخواهند درباره قانونی صحبت کنند.» او با اشاره به اقدامات مدیریت شهری در حوزه شهرسازی در ماههای اخیر میگوید: «نگاه شورای ششم در حوزه معماری و شهرسازی نگاهیست مبتنی بر حل و فصل مشکلات مسکن در شهر تهران و تسهیل و تسریع موضوع ساختوساز در شهر تهران که در این 3 ماه گذشته هم کمیسیون معماری و شهرسازی با همکاری شهرداری تهران تصمیمات خوبی اتخاذ کردند.» او که در صحبتهایش به اثرات منفی این نوع اظهار نظرات در جامعه اشاره میکند، میگوید: «به تبع باید در این موضوعات اثرات روانی اظهار نظرات را هم لحاظ کنیم.»
بازداشت 130 نفر در اعتراضات اصفهان
اعتراضات اصفهان به کمآبی بیست و هشتم آبان ماه با تجمع و تحصن کشاورزان بر بستر خشکیده زاینده رود آغاز شد. اعتراضات تقریبا 15 روز در جریان بود تا اینکه در نشستی شبانه میان استانداری و نهادهای استان اصفهان با نمایندگان کشاورزان توافق شد تا کشاورزان چادرهای خود را جمعآوری کنند. یک شب بعد چادرهای کشاورزان به طرز مشکوکی در آتش سوخت. نیروی انتظامی از نقش «اراذل و اوباش» گفت اما برخی کشاورزان انگشت اتهام را به سمت طرف دیگری گرفتند. جمعه همان هفته اما دوباره نوبت به مردم اصفهان رسید تا با برپایی تجمعی خواستار بازگشت آب به زاینده رود شوند. اینکه این مطالبه در شرایط بی آبی فعلی ایران چطور میتواند محقق شود، پرسش دیگری است اما آنچه آن روز، پنجم آذر بر بستر خشکیده زاینده رود و خیابانهای اطراف اتفاق افتاد، از برخوردهای تند با تجمع کنندگان حکایت دارد. براساس فیلمها و اخبار منتشر شده، آن روز تعداد قابل توجهی هم بازداشت شدند. دیروز و با گذشت 11 روز از واقعه، ذبیح الله خداییان در قامت سخنگوی قوه قضائیه شمار بازداشتشدگان اعتراضات یک روزه اصفهان را 130 نفر اعلام کرد. پیش از او، رئیس کل دادگستری استان اصفهان اعلام کرده بود که برخی از این بازداشت شدگان آزاد شدهاند. او اما تعداد آزاد شدهها را اعلام نکرده بود. سخنگوی قوه قضائیه گفته است: « مردم اصفهان هم تجمع و اعتراضاتی را داشتند و چندین روز ادامه داشت و آرام و مسالمت آمیز بود و مشکلی ایجاد نشد و همین تجمع مسالمت آمیز و شعور مردم اصفهان، دشمنان را عصبانی کرد و باعث شد تحت تاثیر دشمنان افرادی در صفوف مردم نفوذ کنند و دست به اغتشاش بزنند. ما نمی توانیم اسمشان را مردم بگذاریم و آنها اقدام به سلب امنیت مردم و تخریب اموال مردم کردند و مانع طرح صحیح خواسته مردم شدند. خود مردم اصفهان وارد عمل شدند و با کمک نیروی انتظامی آن را خاتمه دادند. ۱۳۰ نفر بازداشت شده بودند و قرار برایشان صادر شده بودند و برخی بلافاصله آزاد شدند و دیروز هم اکثر آنها آزاد شدند. جز افرادی که تیراندازی مسلحانه داشتند بقیه با قرار کفالت و وثیقه آزاد شده بودند.»
آخرین وضعیت پرونده عراقچی
او در ادامه به پرسشی درباره آخرین وضعیت احمد عراقچی، معاون سابق بانک مرکزی و دستور رهبری برای بازنگری در پرونده او اشاره کرد و گفت: « در مواردی که تقاضاهایی خدمت مقام معظم رهبری ارسال می شود، هر زمانی که رهبری دستوری صادر کرده همیشه بر اجرای قانون تاکید داشتند و اینکه حقی از کسی چه در مرحله صدور و چه در مرحله اجرای حکم ضایع نشود. در همین مورد تاکید بر اجرای قانون و اینکه حق محکوم علیه تضییع نشود تاکید شد. محکومان تقاضای اعاده دادرسی کردند و پرونده در دیوان عالی مطرح می شود و ما منتظریم که دیوان عالی چه تصمیمی اتخاذ می کند. میدانید اگر دیوان عالی اعاده دادرسی را وارد دانست رای نقض می شود و اگر وارد تشخیص ندهد رای تایید و اجرا میشود.»
سید ابراهیم رئیسی برای دومین بار از زمان تکیهاش بر صندلی ریاست دولت سیزدهم، به میان دانشجویان رفت اما اینبار چون دفعه قبل، خبری از سانسور منتقدان نبود. رئیسی اظهاراتش را به دانشگاه و وضعیت اقتصادی ایران و مذاکرات هستهای و مسائلی از این دست اختصاص داد اما حداقل یکی از دانشجویان که اظهاراتش منتشر شده، به تندی از تحدید انتخابات در ایران، شیوه مواجهه با اعتراضات مردمی و انتصاب نظامیان در مناصب دولتی انتقاد کرده است.
نخستین بار که سید ابراهیم رئیسی در قامت رئیسجمهوری به میان دانشجویان رفت، نوزدهم مهر ماه بود. آن روز مقصدش دانشگاه تهران بود. سالن اما خالی از دانشجویان بود. خبرنگاران رسانههای مختلف هم دعوت نشده بودند تا تنها مرجع انتشار نشست، پایگاه اطلاعرسانی ریاست جمهوری باشد. دانشجویان در آن نشست از سانسور خود گلایه داشتند. بسیج دانشجویی با همکاری تشکلهای دانشجویی مستقلتر تجمعی اعتراضی برگزار کرد. آن روز رئیسی به دانشجویان وعده داد تا در فرصتی مناسب دوباره به جمع آنان خواهد آمد و اظهاراتشان را خواهد شنید اما این اتفاق هرگز رخ نداد. او دیروز برای دومین بار در قامت رئیس دولت به میان دانشجویان رفت. اینبار مقصدش دانشگاه شریف بود. نام دانشگاه شریف با اعتراضات دانشجویی گره خورده است. آخرین اعتراضات پرشور برگزار شده مقابل این دانشگاه به روزهای پس از انهدام هواپیمای مسافربری اوکراینی برمیگردد. دیروز هم انتقادها از رئیسجمهوری پابرجا بود ولی به جز اظهارات یکی از دانشجویان که در شبکههای اجتماعی منتشر شد، اظهارات دیگران چندان دیده نشد. انتقادها از حذف برخی دانشجویان معترض و منتقد از دیدار با رئیسجمهوری هم پا برجا بود. پایگاه اطلاعرسانی ریاست جمهوری نیز ترجیح داد فقط به اظهارات رئیسجمهوری بپردازد و اشارهای به دانشجویان نکند. خبرگزاریهای فارس و تسنیم هم که در دوران حسن روحانی از کوچکترین انتقادات دانشجویان از او و دولتش به سادگی عبور نمیکردند، اینبار چون خبرگزاری ایسنا و ایرنا ترجیح دادند به ذکر این نکته بسنده کنند که رئیسی 100 دقیقه در جمع دانشجویان حاضر بوده و شنیدن اظهارات و نقطه نظراتشان پرداخته است.
آنچه رئیسی گفت
رئیسی ساعت ۸:۱۵ صبح و در بدو ورود به دانشگاه صنعتی شریف، به شهدای این دانشگاه ادای احترام کرده و برای علو درجات آنان فاتحه قرائت کرد. سپس رئیسجمهوری از نمایشگاه توانمندیهای فناورانه دانشگاه با شعار «پیشران نوآوری، تجلی خودباوری» بازدید و از نزدیک با محققان و پژوهشگران گفتوگو کرد. در حاشیه این نمایشگاه خودروی ون برقی ساخته شده به دست دانشجویان دانشگاه شریف به رئیسی معرفی شد. در ادامه استادان دانشگاه میزبان رئیسجمهوری بودند. در این دیدار برخی استادان دغدغههای خود را مطرح کردند و رئیسجمهوری نیز از ضرورت حمایت از نخبگان و برداشتن فاصله بین دولت و دانشگاه گفت. یکی از مهمترین بخشهای اظهارات رئیسی در این دیدار، اشارهاش به سخنان رهبری انقلاب بود. رهبری چندی پیش از تشویق دانشجویان به مهاجرت از ایران انتقاد کرده و از آن به عنوان «خیانت» یاد کرده بودند. رئیسی نیز در این دیدار با اشاره به این اظهارات گفت: « دولت بنا ندارد از کنار دغدغهها و بیانات رهبر معظم انقلاب در خصوص حفظ نخبگان صرفا به عنوان یک توصیه رد شود، بلکه مصمم است در همکاری تنگاتنگ با دانشگاه زمینههای جذب و حفظ نخبگان را تقویت کند.» این اظهارات در شرایطی مطرح شده که اخیرا تعداد قابل توجهی از دانشجویان از سختتر شدن روند گرفتن مدارک تحصیلی، ریز نمرات و سایر گواهیهایشان به واسطه ممانعت از مهاجرت خود در شبکههای اجتماعی انتقاد کرده بودند.
ساعت حدود ۱۰:۲۰ بود که رئیسجمهوری به میان دانشجویان رفت. او در این دیدار پس از شنیدن اظهارات 8 تن از دانشجویان که فقط و فقط اظهارات یک نفرشان منتشر شده، درباره وضعیت اقتصادی امروز ایران گفت: « خبر دقیق داریم عدهای شبانهروز در تلاشند همزمان با مذاکرات، نرخ ارز را بالا ببرند و مذاکرات را به اقتصاد گره بزنند تا خواستههای خود را به ملت تحمیل کنند. دستگاههای اطلاعاتی پیگیر معرفی افراد هستند. برخی از این افراد در داخل و برخی نیز در خارج از کشور در محافل و فضای مجازی و واقعی به دنبال بالا بردن قیمت ارز هستند. منابع ارزی کشور نگران کننده نیست و علیرغم تحریم و تهدید ثابت کردیم که میتوانیم صادرات نفت و میعانات را بیشتر از قبل انجام دهیم. اقتصاد، نان و سفره مردم را هرگز به مذاکرات گره نخواهیم زد و برخلاف عدهای که تلاش میکنند آینده را تاریک نشان دهند، شدیداً به آینده روشن کشور امیدوار هستم.» او در جمع دانشجویان هم به بیانات رهبری درباره مهاجرت نخبگان اشاره کرد و گفت: «بیانات رهبر معظم انقلاب صرفا یک توصیه نبود و باید جنبه عملی و اجرایی پیدا کند و با ایجاد جاذبههای لازم برای شغل و آینده نخبگان دغدغههای آنان برطرف شود.» رئیس در بخش دیگری از اظهاراتش اتهام انتصابات فامیلی در دولتش را رد کرد و گفت: «هیچگونه وابستگی به حزب، گروه، دسته و جریان سیاسی نداریم و در انتخاب همکاران خود تلاش کردیم کارآمدی و برخورداری از روحیه جهادی ملاک باشد ضمن اینکه اکثر آنها عضو هیات علمی دانشگاههای کشور هستند. روشن شدن این مطلب میتوان دولتهای سه دهه گذشته را با این دولت مقایسه کرد البته کسانی که چنین اتهاماتی مطرح میکنند به نادرستی آن نیز اذعان دارند منتها این موضوع اسم رمزی برای تخریب دولت شده تا اقدامات دولت را تحتالشعاع آن قرار دهند.»
آنچه رئیسی شنید
در دیدار رئیسی با دانشجویان نمایندگان 8 تشکل دانشجویی صحبت کردهاند. اظهارات 3 تن از آنان بیشتر جنبه حمایتی از رئیسجمهوری داشت. 4 نفر هم چندان انتقادات تند و تیزی به روند موجود در اداره ایران نداشتند اما نماینده انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی شریف در اظهاراتی به تندی از چند و چون انتخاب رئیسی به عنوان رئیس دولت سیزدهم، برخوردهای صورت گرفته با معترضان از دی 96 و آبان 98 گرفته تا حوادث خوزستان و اصفهان، واگذاری مقامهای دولتی به چهرههای نظامی انتقاد کرد. محمدحسین بیات در اظهاراتی که کانال تلگرامی «خبرپارتی» به صورت کامل آن را منتشر کرده، با اشاره به برخورد تند با اعتراضهای مردمی گفت: «چگونه میتوان انتظار داشت سخن مردم به گوش حاکمیت برسد؟»
یکی از بخشهای اعتراضات دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شریف به بازداشت دانشجویان به ویژه علی یونسی و امیرحسین مرادی اختصاص داشت. او بیان کرد: «شما که نگران عزت مایید، شما که نگران حقوق قانونی مایید، شما که دغدغه فرار نخبگان را دارید، شما که شعار استفاده از نیروی متخصص می دهید، آیا از احضارها و بازداشتها و پروندهسازیها برای دانشجویان و دانشگاهیان خبر دارید؟ آیا میدانید که که بیش از دو سال است که دو همدانشگاهی ما، علی یونسی و امیرحسین مرادی، همچنان در حبس به سر میبرند؟ آیا می دانید بسیاری از دانشجویان همچنان درگیر پروندههایی هستند که به بهانه فعالیت قانونی دانشجویی در قالب نهادهای مجوز دار دانشجویی و یا به بهانه اعتراضات مسالمت آمیز دانشجویی دی 96 و آبان 98 برایشان تشکیل شد؟ از پرونده سازی های بی اساس برای اساتید و پژوهشگران کشور خبر دارید؟ آیا از رشد روزافزون فرار نخبگان در همین چند ماهه اخیر مطلعید؟»
یکی از تاسفبارترین وقایعی که در طول دوران خدمتم با آن مواجه شدم، داستان تهمت به محمدعلی اینانلو، مستندساز و طبیعتگرد مشهور کشورمان بود، شک ندارم همین ماجرا باعث فروشکستن و مرگ یکی از سرمایههای بزرگ طبیعت ایران زمین شد. جامعه نخبهکش شایعهدوست و ماجراجوی کشورم نه فریاد و فغان آن مرد تنها را شنیدند و نه حرفهای من برای بازگو کردن واقعیتها را باور کردند.
مدیر محیط زیست سمنان بودم. محیطبانان تماس گرفتند که یکی از بستگان آقای اینانلو را حین شکار دستگیر کردهایم؛ قوچی سه ساله شکار کرده بود. دستور دادم با قاطعیت برخورد کنید، مستندات را جمعآوری و در اولین فرصت به مرجع قضایی گزارش کنید.
به محض دریافت رونوشت شکایت محیط زیست شهرستان، برای محکمکاری فورا نامهای هم با امضای خودم خطاب به دادستان نوشتم. انتظار داشتم دوستانی از جمله مرحوم اینانلو که سابقه آشناییشان به تهیه مستندهای پارک ملی بمو و بختگان در فارس برمیگشت برای شفاعت آن متخلف پادرمیانی کنند؛ پس باید قبل از هر سفارشی کار پرونده را یکسره میکردم. اما چه برآورد اشتباهی! مرحوم اینانلو هرگز تماس و سفارشی نداشت! چند روز گذشته بود که ناگهان خبری مثل بمب در رسانهها منفجر شد: «محمدعلی اینانلو در شاهرود و هنگام شکار سه راس قوچ دستگیر شد.» هر چه فریاد زدیم که دروغ است کسی باور نکرد! مصاحبه کردم گفتم یک قوچ سه ساله بود نه سه قوچ یک ساله! گفتم یکی از بستگان آقای محمدعلی اینانلو شکار کرده و خودش دخالتی در این ماجرا ندارد! مگر کسی باور کرد؟ رسانهها، سمنها، مردم و همه آنهایی که اسم اینانلو را شنیده بودند این ماجرای هیجانانگیز را نقل میکردند. آخر ماجرای جالبی بود؛ محمد علی اینانلو که با چهره آفتاب سوخته، سیبیلهای تاب داده و آن صدای جذابش سالها در تلویزیون و رسانه از حفظ حیات وحش میگفت، خودش شکارچی غیرقانونی است! خبر جذابی است باید نقل مجلس باشد! مدیر دولتی هم که تکذیب میکند؛ پس لابد کاسهای زیر نیم کاسه است! آنقدر بی رحمانه گفتند و منتشر کردند تا اینانلو شکست. بیمار و گوشهگیر شد. بالاخره بعد از مدتها تماس گرفت، با صدایی ضعیف و لرزان که اصلا برایم قابل تصور نبود، گفت: «مهندس ظهرابی تماس گرفتم از شما تشکر کنم. میدانم خیلی تحت فشار قرار گرفتهای. ولی من و شما و خدایمان میدانیم که ظلم میکنند. نگرانم که مبادا برای این ماجرا شما هم آسیب ببینید.» بغضی داشت به اندازه عشقش به طبیعت. کاری از دستم بر نمیآمد. دلداریش دادم و گفتم خدا بزرگ است، آفتاب پشت ابر نمیماند.
راست میگفت در این فاصله چند دستگاه نظارتی آمدند، گفتم از محیط بانان بپرسید. رفتند، بررسی کردند و نهایتا قانع شدند. از دفاتر نظارتی سازمان چند گروه بازرس آمد. برخی در سازمان دوست داشتند این شایعه واقعیت داشته باشد؛ اصرار عجیبی داشتند که «خود شما هم خبر ندارید، ما میدانیم». میگفتم من به محیطبانم اعتماد دارم، رییس شهرستان هم آدم صادقی است. همان لحظه که آن شخص دستگیر شد با من تماس گرفتهاند و ایمان دارم که این مطلب دروغ است. اما قرار نبود کسی باور کند. اینانلو باید قربانی این ماجراجویی میشد و بدبختانه آن شد که نباید میشد.
حالا خبر مرگ یار و همراه همیشگی محمد علی اینانلو را شنیدهام؛ آری آرش اینانلو، پسر محمد علی اینانلو به پدرش پیوست.
بعد از آن ماجراها چند باری آرش را کوتاه و در حد احوالپرسی دیدم. بعد از مرگ اینانلو آرش دیگر آن آرش شاد و پر انرژی و شوخ نبود. شکسته بود. هر بار که مرا میدید اول در کمال فروتنی از من بابت صداقتم در آن ماجرا قدردانی میکرد و میگفت: «پدرم از شما راضی بود.» اما خودم هیچ وقت راضی نشدم؛ حتی وقتی که سالها بعد از مرگ اینانلو، بانیان این ماجرا، بیانیه دادند و ضمن پوزش از مردم پذیرفتند که اشتباه کردهاند.
