بایگانی مطالب نشریه

درخواست رسیدگی فوری به وضعیت کولبرها

کارزاری با نام درخواست رسیدگی فوری به وضعیت کولبرها در وب‌سایت کارزار در جریان است که با هشتگ #رسیدگی_به_کولبران پیگیری می‌شود. در بخشی از متن این کارزار خطاب به رئیس‌جمهوری اسلامی ایران و وزیر کشور آمده است: «احتراماً به اطلاع می‌رساند از آنجایی که به فصل سرما وارد شده‌ایم، کوهستان‌های پربرف غرب کشور برای کولبرها بسیار خطرناکند.
کولبرهای شریف و زحمتکش که از سر ناچاری به این کار روی آورده‌اند، در معرض انواع خطرها از جمله بیماری، سقوط و مورد هدف واقع شدن توسط نیروهای مرزی قرار دارند.
ما امضاکنندگان این کارزار، درخواست رسیدگی عاجل به وضعیت معیشتی این افراد و ایجاد مشاغل واقعی برای آنان را داریم.»
امضاکنندگان این کارزار می‌خواهند از این راه پیگیر «اشتغال‌زایی واقعی برای کولبران» شوند.
این کارزار از۱۴ آذر ۱۴۰۰ آغاز شده و تا ۱۴ دی ۱۴۰۰ ادامه دارد. همچنین این کارزار از کارزارهای اجتماعی بوده و از سوی بیش از ۳ هزار و ۴۰۰ نفر امضا شده است.

درختان، فرزندان آقای «جان‌گداز » بودند

تهران با وجود ساخت‌وسازهای سریع و آب و هوای آلوده هنوز محله‌هایی دارد که از پتانسیل طبیعی و تفریحی برخوردار است. محله‌‌‌ای مانند درکه که در غرب شمیرانات است و قدمت چند صد‌ساله دارد و به داشتن آب و هوای خوب و مکانی مناسب برای گذراندن اوقات فراغت به ویژه کوهنوردی معروف‌ است. محله‌ای که در این چند سال اخیر بسیاری از درختانش خشک شده، برخی از باغ‌هایش به مکانی متروکه تبدیل شده است و برخی دیگر جایشان را به ساختمان‌های مرتفع یا برج‌ باغ‌ها داده‌اند. در همین برهه که بسیاری از ساکنان و باغ‌داران در فکر تخریب خانه‌های قدیمی و باغ‌های خود هستند، گروه کوچکی هم وجود دارند که با وجود فشار اقتصادی با چنگ و دندان باغ قدیمی خود را حفظ کرده‌اند. خوشبختانه در قسمت شمالی محله درکه پانزده باغ وجود دارد که توسط باغداران دلسوز نگهداری می‌شود. شنیده بودم یکی از این باغداران محله که بسیار دغدغه‌مند و دوستدار طبیعت است خانواده‌ی آقای جان‌گداز است.

سرانجام یکی از روزهای پاییز راهی خانه باغ آقای جان‌گداز شدم. وقتی به محدوده‌ی باغ‌های پلکانی درکه نزدیک شدم، زمین بسیار بزرگ خاکی که بخشی از آن کوه بود توجه‌ام را جلب کرد. افرادی مشغول خاکبرداری قسمت‌هایی از آن بودند. در همین اثنا، نگهبانی که در کیوسک نگهبانی در حال استراحت بود به بیرون آمد و گفت تردد و پارک هرگونه وسیله نقلیه در آن اطراف ممنوع است. باید قسمت زیادی از راه را پیاده می‌رفتم. بعد از کمی گفت‌‌و‌گو با نگهبان متوجه شدم این اراضی به تازگی به یکی از نهادهای نظامی تعلق گرفته است و مسیری که اصلی‌ترین راه برای بقای باغ و باغدار است کاملا بسته شده است و باغداران دیگر امکان خاک‌رسانی و کود رسانی از این مسیر را ندارند. این در حالی است که به دلیل قرار داشتن این باغ‌ها در ارتفاعات و پلکانی بودن آن اگر امکان کوددهی و خاک‌رسانی از مسیر پایین ممکن نباشد، باغداران با مشکلات زیادی روبه‌رو می‌شوند. همین این امر باعث شده درختان باغ‌های بسیاری خشک شود.
باغ‌های باقی‌مانده همچون میراث طبیعی محله درکه
آقای جان‌گداز با چهره‌‌ای مهربان ابتدای مسیر ایستاده بود. بعد از پانزده دقیقه پیاده‌روی به ارتفاعات رسیدیم، جایی که بخش بسیار زیادی از محله درکه و قسمت شمالی شهر تهران زیر پایمان بود. همان جایی که به خوبی ساخت‌وسازهای غیرمجاز و زشت و بی‌قواره به ویژه کوه‌‌خواری‌ها در محله درکه قابل رویت بود. همسر آقای جان‌گداز را از قبل می‌شناختم او با برخوردی گرم به استقبالم آمد و مرا به باغشان دعوت کرد. باغی خوش منظره با آب و هوایی بسیار دلنشین. درختان در حال آبیاری بودند و صدای آب همچون موسیقی زیبا گوش را نوازش می‌داد. بوی برگ درخت گردو در هوا پخش بود و نسیمی خنکی می‌وزید.
خاطرات یک باغدار
آقای جان‌گداز اهل خراسان جنوبی است و در سال 1356 به همراه پدرش به تهران نقل مکان کرده و در محله‌ درکه‌ ساکن شده است. محله‌ای که در آن سال‌ها به داشتن باغ‌‌های بسیار و درختان سرسبزش معروف بوده است. به همین دلیل تصمیم می‌گیرند باغی را در همین محله در سال‌های 1380 خریداری کنند. از آنجا بود که آقای جان‌گداز متوجه علاقه‌ خود به گیاهان و درختان می‌شود، تا به امروز وظیفه‌ نگهداری و آبیاری درختان باغ را به عهده‌ می‌گیرد. او همراه خانواده‌اش از زمان‌های قدیم در همین محله زندگی می‌کرده است. زمانی که ماشین‌های بسیار کمی در این کوچه تردد می‌کردند و هنوز ساخت‌وسازی در آن صورت نگرفته بود.پای صحبت آقای جان‌گداز که بنشینید، متوجه می‌شوید، درگذشته و زمان حال محله چه مشکلات و محدودیت‌هایی داشته او می‌گوید «قدیم‌ها تا میدان درکه نانوایی وجود نداشت و برای تهیه اصلی‌ترین مایحتاج مجبور بودیم مسیر طولانی‌ را پیاده طی کنیم.» او اما معتقد است با افزایش جمعیت و تراکم ساختمان‌ها امروزه محله درکه با مشکلات بسیار زیادی دست و پنجه نرم می‌کند که یکی از آنها باریکی خیابان‌ها و ترافیک شدید در محله است تا جایی که در سال‌های اخیر چندین نفر جان در این ترافیک‌ها جان خود را از دست داده‌اند.
خانواده‌ای از درختان
وقتی صحبت به باغ و درختان باغ می‌‌رسد آقای جان‌گداز آن‌ها را همانند فرزندان خود توصیف می‌کند. او در باغش 780 درخت دارد تمامی آنها را به خوبی میشناسد. رفتارش با درختان کاملا محترمانه است گویی باور دارد که درختان هم مانند انسان‌ها احساسات دارند و باید به تک تک آنها توجه داشت. او می‌گوید «شب‌ها زمان مناسب‌تری برای آبیاری درختان است زیرا در شب آرامش بیشتری وجود دارد.» او برای چیدن میوه‌‌های باغش به ندرت از کارگر استفاده می‌کند و سعی می‌کند در بیشتر مواقع خودش به تنهایی این کار را انجام دهد و بدون هیچگونه واسطه‌ای محصول را به دست مشتری برساند. باغشان میوه‌های بسیاری دارد، از خرمالو گرفته تا سماق. او شگردهای جالبی درباره‌ نحوه‌ چیدن میوه‌‌ها دارد. مثلا می‌گوید: «باید روی درخت خرمالو برف بنشیند و بعد چیده شود.» در این میان از فعالیت‌های همسر آقای جان‌گداز نمی‌توان غافل شد. زیرا او در محله به داشتن عرقیات بسیار تازه و بدون هیچگونه افزودنی معروف است. آنها بسیاری از مواقع محصولات خود را جلوی در باغ می‌فروشند و همین باعث شده گردشگران و کوه‌نوردانی که در روزهای آخر هفته وارد محله می‌شوند به مشتریان پر‌و‌پاقرص آنها تبدیل شوند.
حفظ باغ سبز
آقای جان‌گداز زمان زیادی را در باغ صرف رسیدگی به درختان می‌کند و بسیاری از روزهای هفته را در باغش شب می‌کند. تا جایی که باغداری بخش مهمی از هویت او تبدیل شده است. او دیدگاه متفاوتی به زندگی دارد و در بین درختانی که با دستان خودش کاشته است، حس خوب زندگی را تجربه کرده است و به راحتی حاضر نیست باغش را از دست بدهد و برای سود و منفعت مالی بیشتر درختانش را از بین ببرد و جای آنها ساختمان سازی کند. برخلاف گروه دیگری از ساکنان درکه که هویت درختان را باور نداشتند و تنها زبان آجرها را درک می‌کردند. خانواده آقای جان‌گداز اما برخلاف محدودیت‌ها و کمبود آب و حالا هم بسته شدن راه اصلی تنها به فکر بزرگ کردن فرزندان سبز خود هستند.

برای حل چالش خاک نه پول داریم نه کارشناس

مدیرکل دفتر خاک وزارت جهاد با بیان اینکه درباره قاچاق خاک جوسازی می‌شود، گفت: در حوزه خاک با چالش‌های بزرگی مواجه هستیم که هیچ توجهی به آنها نمی‌شود و عده‌ای به حاشیه‌ها چسبیده‌اند. به گزارش مهر، جهانبخش میرزاوند مدیرکل دفتر خاک وزارت جهاد کشاورزی در گفت‌وگو با خبرنگار مهر درباره مباحث مطرح شده مبنی بر قاچاق خاک از کشور گفت: بنده به عنوان مسئول اجرایی این حوزه تاکنون گزارش مستندی مبنی بر اینکه خاک کشاورزی قاچاق می‌شود، دریافت نکرده‌ام و تاکنون موردی نبوده که یک محموله خاک قاچاق توسط پلیس ضبط و به ما تحویل داده شود. وزارت جهاد کشاورزی تاکنون حتی برای خروج یک کیلوگرم خاک کشاورزی نیز مجوز صادر نکرده و موردی نیز درباره قاچاق آن گزارش نشده بنابراین احتمال می‌دهیم عده‌ای در این زمینه جوسازی می‌کنند. مدیرکل دفتر خاک وزارت جهاد کشاورزی افزود: ما نیز مانند شما از رسانه‌ها چنین خبرهایی را می‌شنویم و از مطرح‌کنندگان آن درخواست می‌کنیم که اگر مستنداتی دارند، ارائه کنند تا پیگیری کنیم. کلیپ‌هایی نیز در فضای مجازی پخش شده بود که ما آنها را پیگیری و بررسی کردیم و مشخص شد که خاک‌های موجود در کلیپ‌های مذکور، خاک صنعتی بوده که این نوع خاک‌ها قانون خاص خود را برای صادرات دارد. او با اعلام این خبر که وزارت جهاد کشاورزی برای پیشگیری از قاچاق خاک در حال تدوین دستورالعمل جابجایی خاک است، به هفت چالش عمده در حوزه خاک اشاره کرد و گفت: فرسایش، آلودگی، تغییر کاربری، شوری، فشردگی، فروچاله‌ها، کاهش حاصلخیزی، کمبود ماده آلی خاک و ریزگردها از جمله این چالش‌ها است که خاک کشور را به سوی نابودی می‌برد. اگر کسی دوست دارد برای خاک کشور کاری انجام دهد باید روی این هفت مورد تمرکز کند. ما برای تمام این مشکلات خاک برنامه مدون تدوین کردیم اما نه کارشناس متخصص داریم و نه پول انجام آن را. ۳ سال است از سازمان برنامه درخواست بودجه کرده‌ایم اما حتی تقاضای مان را بررسی نکرده‌اند. بودجه حفاظت از خاک کمترین بودجه ممکن است و متاسفانه حمایت لازم از آن نمی‌شود. اگر اختصاص بودجه به خاک که مادر تولیدات کشاورزی و امنیت غذایی است در اولویت نیست چه چیزی اولویت دارتر از این مسئله در کشور می‌تواند باشد.

تشدید ناامنی پیامد مهاجر ت‌های اقلیمی

پیام ما | مطالعات بانک جهانی درباره تاثیرات تغییرات اقلیمی نشان می‌دهد اگر کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای و توسعه پایدار و فراگیر در اولویت کاری دولت‌ها قرار گیرد در بهترین حالت جهان شاهد مهاجرت 44 میلیون انسان بر اثر تبعات ناشی از تغییر اقلیم خواهد بود. در غیر اینصورت این پدیده باعث مهاجرت اجباری بالغ بر 200 میلیون نفر در سطح جهان می‌شود که شمال آفریقا و خاورمیانه بیشترین سهم را در این آمار خواهند داشت. گزارش بانک جهانی که تابستان امسال منتشر شد، پیش‌بینی کرده است: «در جنوب آسیا و به ویژه بنگلادش 19.5 میلیون نفر مجبور به مهاجرت می‌شوند. نیمی از این جمعیت به دلیل سیل و تخریب زمین‌های کشاورزی مجبور به ترک خانه‌های خود می‌شوند» در گزارشی که اخیرا دو پژوهشگر حوزه مطالعات ژئوپلیتیک منتشر کرده‌اند هم اطلاعات جدیدی درباره بحران مهاجرت اقلیمی ارائه داده و با تاکید بر اینکه تغییر اقلیم یک چالش جهانی است، هشدار داده است که: «خاورمیانه و شمال آفریقا در برابر اثرات گرمایش جهانی آسیب پذیر هستند و احتمالاً به شکلی شدیدتر تحت تاثیر تغییرات آب و هوایی قرار می‌گیرند که این موضوع می‌تواند مسائل امنیتی موجود در این منطقه را تشدید کند»

بر اساس تعاریف رسمی موجود، مهاجرت اقلیمی به مهاجرت اجباری مردمی اشاره می‌کند که به علت تغییر ناگهانی یا بلندمدت در محیط زیست خود مجبور به ترک خانه خود می شوند. تشدید خشکسالی، بیابانی شدن منطقه، جاری شدن سیل و … از جمله این تغییرات محسوب می‌شود. این پدیده امروز به ویژه در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا به مرور در حال تبدیل شدن به بحرانی عظیم است. وخیم شدن وضعیت منابع آبی و تشدید منازعات بر سر آب در منطقه، هر چند در سال اخیر مثل جرقه‌هایی در برخی مناطق زنگ هشدار را به صدا درآورده‌اند، اما پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد آثار تغییر اقلیم در منطقه MENA بیشتر و شدیدتر از آن است که بتوان تصور کرد. تابستان امسال بانک جهانی در قالب گزارشی که به مطالعه نرخ مهاجرت‌های اقلیمی در شش منطقه جغرافیایی -شرق آسیا و اقیانوس آرام، شمال آفریقا، شرق اروپا و آسیای مرکزی، آفریقای سیاه و آمریکای لاتین- پرداخته بود، در مورد بحران در این منطقه هشدار داد و اعلام کرد: «شمال آفریقا و جنوب غرب آسیا شاهد بیشترین تغییرات جمعیتی در پی آثار تغییر اقلیم خواهند بود» بررسی‌های این گزارش نشان می‌دهد در بدترین حالت اگر دولت‌ها برای کاهش نرخ انتشار گازهای گلخانه‌ای تلاش نکنند و توسعه به شکل ناپایدار و نابرابر صورت گیرد، مهاجرت انسانی تا سقف 216 میلیون نفر در سطح جهان صورت خواهد گرفت که بخش عمده آن مهاجرت‌های داخلی و کوچ‌های درون کشوری خواهد بود. هر چند اختلاف نظرهایی درباره اعداد و ارقام این پیش‌بینی‌ها مطرح است اما آنچه مسلم است این است که تغییرات اقلیمی تاثیر پررنگی بر بافت جمعیتی و افزایش آمار آوارگان در جهان آینده خواهد داشت. پژوهشگران معتقدند پایبندی دولت‌ها به مفاد موافقتنامه پاریس در خصوص سرمایه‌گذاری در توسعه پایدار و سازگار با محیط زیست یکی از بهترین راهکارها برای کاهش این آسیب‌هاست. 195 کشور در معاهده پاریس متعهد شده‌اند که برنامه‌های توسعه‌ای خود را با هدف کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای، تدوین و اجرا کنند، معاهده‌ای که ایران هنوز به آن ملحق نشده و اقدامی هم در این جهت صورت نداده است.
در روزهای اخیر مقاله‌ای با عنوان « بحران مهاجرت اقلیمی در خاورمیانه و شمال آفریقا» توسط دو پژوهشگر به نام‌های کیت فانینگ و لوسی مکلنبرگ تهیه و تدوین و در سایت پژوهشی New Lines که در زمینه مطالعات ژئوپلیتیک مناطق مختلف جهان فعالیت‌های پژوهشی انجام می‎دهد، منتشر شده است. در این مقاله در خصوص وضعیت وخیم منطقه MENA آمده است: « گزارش اخیر سازمان ملل متحد، منطقه MENA را به عنوان یک کانون تغییرات اقلیمی معرفی کرده است. مدل‌های اقلیمی دمای این منطقه را 20 درصد بالاتر از میانگین جهانی پیش‌بینی می‌کنند. در خاورمیانه، دما در طول 100 سال گذشته 1.5 درجه سانتی‌گراد -حدود 50 درصد بیشتر از میانگین جهانی- افزایش پیدا کرده است. این منطقه در حال حاضر یکی از خشک‌ترین – و البته کم‌آب‌ترین مناطق جهان- است و پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد افزایش دما منجر به خشکسالی شدیدتر و در برخی نقاط آتش‌سوزی شود.» این مقاله در تشریح وضعیت منابع آب این منطقه برآورده کرده: «بیش از 60 درصد از جمعیت منطقه دسترسی بسیار کمی به آب آشامیدنی دارند و 70 درصد تولید ناخالص داخلی آنها در برابر تنش آبی آسیب‌پذیر است. این تنش‌ها به ویژه در عراق، لبنان، اردن، مراکش و سوریه تاثیر دارد.» در ادامه این گزارش به استناد مجمع جهانی اقتصاد آمده که کمبود آب بزرگترین تهدید برای منطقه محسوب می‌شود، این تهدید حتی از بی‌ثباتی سیاسی و مشکلات مربوط به اشتغال در این منطقه جدی‌تر است.
نویسندگان این مقاله معتقدند: «چالش‌های آبی که در اثر بروز پدیده تغییر اقلیم تشدید شده آثار منفی بر قابلیت سکونت و کشت محصولات کشاورزی در منطقه دارد. این امر باعث کمبود غذا و وابستگی به واردات مواد غذایی می‌شود. وابستگی شدید تر به واردات مواد غذایی -که در حال حاضر در برخی کشورهای منطقه رخ داده است- آسیب‌پذیری این منطقه را در مقابل تغییر قیمت مواد غذایی تشدید می‎کند»
در بخش دیگر مقاله به موضوع افزایش جمعیت و تشدید ناامنی‌ها در منطقه در پی بحران تغییر اقلیم پرداخته شده و آمده است: « انفجار جمعیت در منطقه MENA یکی از عوامل تشدید‌کننده بحران آب و غذا است. این منطقه سریع‌ترین رشد جمعیت را در جهان دارد و پیش‌بینی می‌شود تا سال 2050 جمعیت ساکن در آن دو برابر شده و به 724 میلیون نفر برسد.» افزایش جمعیت و محدودیت دسترسی به منابع آب و غذا زمینه را برای استثمار و بهره‌کشی گروه‌های تندرو فراهم می‌کند. در نتیجه می‌توان گفت تغییرات اقلیمی شاید به طور مستقیم منجر به افزایش خشونت و تنش و ناامنی در منطقه نشوند، اما یکی از عوامل مهم بروز این مشکلات خواهند بود، همانگونه که در بخشی از این مقاله تاکید شده است: « تغییرات آب و هوایی ممکن است به تنهایی محرک ایجاد درگیری‌های منطقه‌ای محسوب نشود، اما عامل مهمی برای تشدید آن است» این مقاله به تجربه سوریه اشاره کرده و مروری بر دلایل جنگ داخلی این کشور داشته که در پی خشکسالی‌هایی که منجر به بروز تمام اتفاقاتی شد که جهان شاهد آن بود.
راهکار پیشنهادی پژوهشگران این مقاله برای دولت‌های این منطقه، ایجاد صندوقی با کمک بانک جهانی برای کاهش آثار تغییر اقلیم در این منطقه است، آنها معتقدند با اجرای برنامه‌هایی از قبیل: «تلاش برای مقابله با کمبود آب و انتشار گازهای گلخانه‌ای از طریق نمک‌زدایی و انرژی خورشیدی -منا 48 درصد از پروژه‌های آب شیرین‌کن جهانی را تشکیل می‌دهد و بر اساس برخی برآوردها، سرمایه‌گذاری در این صنعت تا دو سال آینده به 4.3 میلیارد دلار می‌رسد- استفاده از سیستم‌های آبیاری پیشرفته، به ویژه آبیاری قطره‌ای و هوشمند‌سازی کشاورزی که منجر به تولید غذای بیشتر با مصرف آب کمتر می‌شود. برنامه‌ریزی روستایی و شهری برای رویارویی با تهدید پیامدهای تغییر اقلیم، از جمله حمایت از آسیب‌دیدگان سیل و خشکسالی و کمک به افرادی که در نتیجه تغییرات آب و هوایی مجبور به مهاجرت به شهرها و شهرها می‌شوند. ایجاد برنامه‌های کارآفرینی در سطح منطقه در حوزه انرژی سبز و بازیافت زباله. تنظیم برنامه‌های آموزشی دقیق برای آگاهی بخشی در حوزه تغییر اقلیم و تغییر عادات مصرف برای عموم مردم» تشکیل یک آژانس همکاری در حوزه محیط زیست در این منطقه با اتکا به معیارهای تعیین شده توسط توافقنامه آب و هوای پاریس هم یکی دیگر از پیشنهاداتی است که نویسندگان این مقاله به عنوان راهکاری برای کاهش آسیب‌ها عنوان کرده‌اند.
گفته می‌شود مهاجرت‌های اقلیمی در منطقه MENA اغلب داخلی خواهد بود، اما کشورهای همسایه و در نگاهی کلی‌تر، کشورهای جهان نمی‌توانند نسبت به آثار این پدیده -به ویژه وقتی تبدیل به بحران شود- مصونیت داشته باشند و خواه ناخواه تحت تاثیر اثرات این بحران قرار خواهند گرفت. در بخشی از این مقاله در خصوص تبعات جهانی بحران مهاجرت اقلیمی آمده است: «یک نگرانی کلیدی در این زمینه برای ایالات متحده وجود دارد و آن تاثیر منفی این بحران بر متحدان ناتو -به ویژه ترکیه- است. بعید است این کشور بتواند در برابر موج گسترده دیگری از پناهجویان مقاومت کند. این فشارها می‌تواند دولت و نهادهای ترکیه را بی‌ثبات کند، اما از سویی هم ممکن است آنکارا به عنوان اهرم فشاری علیه سایر کشورهای اروپایی برای دریافت پول از آنها استفاده کند»
از بعد اجتماعی بحران مهاجرت اقلیمی می‌توان تبعات دیگری هم داشته باشد. بسیاری از افرادی که توان مالی چندانی ندارند و به اجبار از خطرات آب و هوایی فرار می‌کنند و ناگزیر به مهاجرت می‌شوند، در کشور خود آواره خواهند شد. زیرا توان مهاجرت به کشوری با شرایط بهتر را ندارند. در عین حال هم این آوارگان داخلی و هم پناهندگانی که از شرایط نامطلوب و بحرانی موجود در محل زندگی خود گریخته‌اند، شرایطی دارند که به راحتی می‌توانند تحت تاثیر افکار گروه‌های افراط گرا – نظیر طالبان- قرار گرفته و با آنها همراه شوند. این موضوع هم می‌تواند علاوه بر تشدید ناامنی در منطقه و قدرت گرفتن بیشتر چنین گروه‌هایی، منافع بسیاری از کشورهای جهان را هم به خطر بیندازد.

کنکاش در وضع شکننده تالاب‌ها

تالاب‌های ایران از تنوع بالایی به لحاظ ویژگی‌های اکولوژیک، موقعیت جغرافیایی و شرایط فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی برخوردارند و از این حیث پرداختن به موضوع دلایل ناپایداری و شکنندگی تالاب‌های کشور، نیازمند نگاهی جامع، ارزیابی همه‌جانبه و شناختی دقیق از تهدیدات و مشکلات متنوعی دارد که تالاب‌های ما با آن دست و پنجه نرم می‌کنند. تعداد تالاب‌ها در ایران بر اساس پیوست آیین‌نامه اجرایی قانون حفاظت و احیای تالاب‌های کشور، 143 مورد معرفی شده که از این تعداد 25 تالاب در کنوانسیون رامسر به ثبت رسیده‌اند و پنج تالاب شامل هامون، خورخوران، ارومیه، پریشان و میانکاله نیز به دلیل درهم‌تنیدگی چشمگیر زندگی جوامع انسانی با حیات تالاب، توسط سازمان یونسکو به عنوان ذخیره‌گاه زیست‌کره منظور شده‌اند و اهمیتی دو چندان دارند.

تعداد قابل توجهی از تالاب‌های کشور، تالاب‌های درون‌سرزمینی بوده که در ﭘﺴﺖﺗﺮﯾﻦ ﻧﻘﺎط ﺣﻮﺿﻪﻫﺎی آﺑﺨﯿﺰ واقع ﺷﺪه و از جمله مهم‌ترین آنها می‌توان به گاوخونی، ارومیه، زریبار، کانی‌برازان، پریشان، فریدونکنار، چغاخور، قوری‌گل، قوپی باباعلی، جازموریان، شادگان، یادگارلو، درگه‌سنگی، بختگان و کمجان اشاره کرد. البته جدای از تالاب‌های درون‌سرزمینی، تالاب‌های ساحلی نظیر امیرکلایه، گواتر، انزلی، حله، میانکاله، حرای میناب و خورخوران، تالاب‌های مرزی شامل هامون، هورالعظیم، گمیشان، آلاگل، آلماگل و آجی‌گل و تالاب‌های کوهستانی از جمله نئور، سولوکلی، سوستان، بیشه دالان و شیمبار را نیز در کشور داریم که هر یک از این دسته تالاب‌ها، شرایط و مشکلات خاص خود را دارند.
به‌طور کلی ﺗﺎﻻبﻫﺎ غالبا ﺑﻪدﻟﯿﻞ واﻗﻊ ﺷﺪن در ﭘﺴﺖﺗﺮﯾﻦ ﻧﻘﺎط ﺣﻮضهﻫﺎی آﺑﺨﯿﺰ، ﺗﺤﺖ ﺗﺄﺛﯿﺮ تغییرات، تحولات و فعالیت‌های ﺑﺎﻻدﺳﺖ ﻗﺮار ﻣﯽﮔﯿﺮﻧﺪ. از این رو سلامت ﺗﺎﻻبﻫﺎ شاخصی کاربردی و عینی برای ارزیابی ﻋﻤﻠﮑﺮد در مدیریت ﺣﻮﺿﻪﻫﺎی آﺑﺨﯿﺰ محسوب می‌شود. مداخلات اﻧﺴﺎﻧﯽ اعم از قوانین و سیاست‌های کشور، ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎی ﺗﻮﺳﻌﻪ دوﻟﺖ، حکمرانی آب، ﻣﻨﺎﺳﺒﺎت اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، وﺿﻌﯿﺖ اﻗﺘﺼﺎدی ﻣﺮدم، وﯾﮋﮔﯽﻫﺎی ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ، تغییرات اقلیمی، سلایق مدیریتی و سیاسی، ﺑﻪﻗﺪری متنوع، متکثر و ﭘﯿﭽﯿﺪه اﺳﺖ ﮐـﻪ به سختی می‌توان ﺳﻬﻢ هر یک را در وضعیت بحرانی امروز ﺗﺎﻻب‌های کشور ﻣﺸﺨﺺ کرد.
در ﺣﺎل ﺣﺎﺿﺮ ﺗﺎﻻبﻫﺎی کشور از ﺑﺮﺧﯽ ﻣﺸﮑﻼت و تهدیدات ریشه‌ای رﻧﺞ ﻣﯽﺑﺮﻧﺪ ﮐﻪ در ﺑﺮﺧﯽ از ﻣﻮارد باعث شده، ﮐﺎرﮐﺮدﻫﺎی اﺻﻠﯽ خود را از دست بدهند و هزینه‌های جبران‌ناپذیری متوجه دولت و مردم شود. با نگاهی به وضعیت بحرانی تالاب‌های کشور می‌توان نتیجه گرفت با وجود توجه بیشتر به مقوله حفاظت از تالاب‌ها در اسناد، برنامه‌ها و قوانین کشور، تا پایداری وضعیت تالاب‌ها فاصله زیادی داریم و انتظار می‌رود که در صورت به‌روزرسانی اطلاعات رامسر سایت‌های ایران در کنوانسیون رامسر، شمار تالاب‌های در معرض خطر کشور که در فهرست «مونترو» آمده، به مراتب بیشتر شده و علاوه بر تالاب‌های انزلی،‌ هامون، بختگان، کمجان، شادگان و یادگارلو، تالاب‌های دیگری از جمله گاوخونی، پریشان، قوپی باباعلی و میانکاله نیز به این فهرست اضافه شوند.
آنچه مسلم است، کمبود آب و تخصیص نیافتن حقابه محیط زیستی تالاب‌ها به عنوان مهم‌ترین و تاثیرگذارترین تهدید پیش روی تالاب‌ها شناسایی می‌شود، اما این تنها مشکل تالاب‌های کشور نیست. در ادامه به طور جامع، تهدیدات ریشه‌ای و مشکلاتی که گریبان تالاب‌های کشور را گرفته است، بررسی می‌کنیم.
1- توسعه بخشی و نبود ﻫﻤﺎﻫﻨﮕﯽ ﺑﯿﻦ دست‌اندرکاران مدیریت تالاب‌ها و اﺳﺘﻔﺎدهﮐﻨﻨﺪﮔﺎن از ﻣﻨﺎﻓﻊ ﺗﺎﻻبﻫﺎ باعث شده که از یک سو، بخش‌های متولی توسعه بدون در نظر گرفتن پیامدهای فعالیت‌هایشان برای تالاب‌ها اقدام کنند و از سوی دیگر، شاهد نبود اجرای موثر برنامه‌های مدیریت تالاب‌ها باشیم. تا جایی که عموما تصور می‌شود حفاظت از تالاب‌ها به تنهایی مسئولیت سازمان حفاظت محیط زیست بوده و دیگر بخش‌ها نسبت به تخصیص اعتبار و اجرای فعالیت‌هایی که در متن برنامه‌های مدیریت تالاب‌ها پیش‌بینی شده و جزء وظایف ذاتی آنهاست، تعلل، تاخیر و قصور می‌کنند. علاوه بر این متاسفانه ساختارهای فرابخشی که در سطح ملی و برای برخی از تالاب‌ها در سطوح استانی و شهرستانی پیش‌بینی شده، گاه آنطور که شایسته است فعال نشده‌اند یا آنکه هماهنگی، همکاری و مشارکت مورد انتظار بین دست‌اندرکاران مدیریت این تالاب‌ها، همچنان به وجود نیامده است.
2- ﻗﻮاﻧﯿﻦ و ﻣﻘﺮرات ﺟﺎری ﭘﺸﺘﻮاﻧﻪ اﺟﺮاﯾﯽ ﻻزم ﺑﺮای حفاظت از ﺗﺎﻻبﻫﺎ را ﻓﺮاﻫﻢ ﻧﮑﺮده اﺳﺖ. چنان که با وجود تصویب قانون حفاظت و احیای تالاب‌های کشور توسط مجلس شورای اسلامی در سال 1396، همچنان شاهد اجرای موثر این قانون نبوده‌ایم و کما‌فی‌السابق، تخصیص حقابه دیگر مصارف نظیر کشاورزی و صنعت، مقدم بر حقابه محیط زیستی تالاب‌ها شمرده می‌شود. علاوه بر این، خساراتی که در نتیجه تخصیص نیافتن حقابه تالاب‌ها، تصرف و تغییر کاربری اراضی تالابی، آﻟﻮده‌ﮐﺮدن ﺗﺎﻻب‌ها، ﺷﮑﺎر و ﺻﯿﺪ ﻏﯿﺮﻣﺠﺎز واقع می‌شوند، آنگونه که شایسته و مورد انتظار بوده، جبران نشده‌اند و این خود عاملی است برای بازدارنده نبودن قانون در برابر مخاطرات پیش روی تالاب‌ها.
3- ﺗاﻣﯿﻦ نشدن ﺣﻘﺎﺑﻪ محیط زیستی ﺗﺎﻻبﻫﺎ ﺑﻪوﯾﮋه در اﺛﺮ حکمرانی نامناسب آب، اﺟﺮای ﭘﺮوژهﻫﺎی ﺳﺪﺳﺎزی و اﻧﺘﻘﺎل ﺑﯿﻦﺣﻮضه‌ای نظیر آنچه برای دریاچه ارومیه، بختگان، هامون، جازموریان، گاوخونی و شادگان رخ داده است. اما هیچگاه راهکارهای مبتنی بر طبیعت نظیر حفاظت از جنگل‌ها، مراتع، رودخانه‌ها و تالاب‌ها، مقدم بر راهکارهای غیرطبیعی نظیر احداث سازه‌های تنظیمی و کنترلی و اجرای طرح‌های انتقال آب بین‌حوضه‌ای، قرار نگرفته‌اند.
4- تغییر و تصرف بستر رودخانه‌ها و مسیر جریانات سیلابی و همچنین ورود رﺳﻮﺑﺎت ﻧﺎﺷﯽ از ﻓﺮﺳﺎﯾﺶ ﺧﺎک ﺑﺎﻻدﺳﺖ ﺗﺎﻻبﻫﺎ که در غالب تالاب‌های کشور رخ می‌دهد و یکی از عوامل انباشت رسوبات و کاهش حجم مخزن تالاب‌ها بوده و علاوه بر آن نقش بازدارندگی در انتقال مناسب و ذخیره موثر جریانات رودخ انه‌ها و سیلاب‌های فصلی را در مخزن تالاب‌ها خواهد داشت.
5- توسعه ﺳﻄﺢ زﯾﺮﮐﺸﺖ اراﺿﯽ، راندمان ﭘﺎﯾﯿﻦ مصرف آب در ﺑﺨﺶهای شرب و ﮐﺸﺎورزی و کشت محصولات پرمصرف در ﺑﺎﻻدﺳﺖ درﯾﺎﭼﻪﻫﺎ و ﺗﺎﻻبﻫﺎ که برای نمونه می‌توان به افزایش 14 برابری مصارف آب در اراضی کشاورزی پیرامون تالاب پریشان، هدررفت حداقل 30 درصدی آب در غالب شبکه‌های توزیع آب شهری، رشد 4 برابری کشت برنج در بالادست تالاب‌های طشک، بختگان و کمجان، هدررفت بالای آب در شبکه‌های آبیاری و زهکشی و اراضی کشاورزی، کشت محصولات پر مصرف نظیر برنج و صیفی‌جات در حوضه زاینده‌رود و کارون (بالادست تالاب‌های گاوخونی، شادگان و هورالعظیم)، توسعه کشت نیشکر در بالادست تالاب شادگان و همچنین کشت محصولات پرآب‌بر نظیر یونجه، چغندرقند، سیب، انگور و پیاز در حوضه آبریز دریاچه ارومیه، اشاره کرد.
6- دیپلماسی ضعیف در مدیریت تالاب‌های مرزی و ساحلی نظیر آنچه باعث احداث بند کمال‌خان بر روی رودخانه هیرمند و بهره‌برداری از کانال انحرافی برای هدایت سرریز آن به گود زره در کشور افغانستان شد و در نتیجه آن حقابه محیط زیستی تالاب هامون مطابق با معاهده سال 1351، تامین نشد. علاوه بر این، مشکلاتی که در سال گذشته باعث تلفات قابل توجه آبزیان در تالاب هورالعظیم شد و پیامدهایی که در نتیجه کاهش جریانات ورودی به دریاچه خزر و پسروی آب این دریاچه، گریبان برخی از تالاب‌های ساحلی شمال کشور نظیر انزلی و میانکاله را گرفته است؛ چه بسا بتوان از مجرای دیپلماسی موثر آب همراه با تدوین و اجرای برنامه‌های مدیریت مشترک با کشورهای همسایه، برطرف کرد.
7- ﺗﻐﯿﯿﺮ فاکتورهای اقلیمی و ﺧﺸﮑﺴﺎﻟﯽ ﺣﺎﮐﻢ ﺑﺮ ﮐﺸﻮر ﮐﻪ بهره‌برداری و مصارف کشاورزی در بالادست تالاب‌ها با این تغییرات ناسازگار بوده و سبب شده تمام بار ناشی از کمبود آب در خشکسالی به تالاب‌ها تحمیل شده و حقابه محیط زیستی آنها نادیده گرفته شود. این میان، برنامه و مدل مدیریت ریسک خشکسالی دریاچه ارومیه، تقریبا تنها نمونه‌ای است که با هدف تسهیل توزیع فشار ناشی از کمبود آب بین همه مصارف در شرایط خشکسالی، در سال 1391 تهیه شد که آن هم هیچگاه مورد استفاده قرار نگرفت.
8- ورود اﻧﻮاع آﻻﯾﻨﺪهﻫﺎی ﺑﯿﻮﻟﻮژیکی، ﺷﯿﻤﯿﺎﯾﯽ و ﻓﯿﺰﯾﮑﯽ ﮔﺴﯿﻞ ﺷﺪه از ﺻﻨﺎﯾﻊ، خطوط انتقال نفت، ﻣﺰارع ﮐﺸﺎورزی، ﺷﻬﺮﻫﺎ و آﺑﺎدیﻫﺎ که از آن جمله می‌توان به ورود آلاینده‌ها به تالاب‌های انزلی، شادگان، میانکاله، هورالعظیم، زریبار، پریشان، کانی‌برازان و حرای میناب، اشاره کرد. در این بین تلفات چشمگیر سالانه پرندگان مهاجر در تالاب میانکاله یکی از نمودهای عینی برای شناسایی اثرات ناشی از آلودگی تالاب‌هاست که در گام نخست، باعث تلفات حیات وحش شده و در ادامه تهدیدی جدی برای سلامت جوامع انسانی به شمار می‌آید.
9- اﺟﺮای ﻃﺮحﻫﺎی ﺗﻮﺳﻌﻪای و زﯾﺮﺑﻨﺎﯾﯽ ﺑﺰرگ در ﻣﺤﺪودهﻫﺎی اﺛﺮﮔﺬار ﺗﺎﻻبﻫﺎ نظیر تمرکز یک هفتم صنایع کشور در حوضه زاینده‌رود و بالادست تالاب گاوخونی، ایجاد صنایع فولاد در بالادست تالاب‌های شادگان و هورالعظیم، ساخت میان‌گذر شهید کلانتری و اختلال در تعادل اکولوژیکی و هیدرولیکی دریاچه ارومیه، احداث زهکش عمیق و عریض در بستر تالاب‌های یادگارلو و کمجان و انحراف جریان آب از این تالاب‌ها به سمت اراضی کشاورزی، احداث چاه‌نیمه‌ها در بالادست تالاب‌هامون، تشدید تبخیر سطحی در محدوده تالاب پریشان به‌واسطه احداث نیروگاه گاز، احداث جاده مواصلاتی در مجاور تالاب شادگان و تداخل در انتقال جریان آب بین بخش لب‌شور و شور تالاب، تشدید ورود رسوبات به تالاب انزلی در نتیجه احداث موج‌شکن، اجرای پروژه‌های عمرانی و متعاقب آن انسداد برخی از چشمه‌های تامین‌کننده آب تالاب‌های چغاخور و پریشان، قطعه‌بندی تالاب هورالعظیم برای استخراج نفت و انتقال نیافتن آب به بخش‌هایی از تالاب.
10- وابستگی شدید معیشت جوامع محلی به منابع و تولیدات تالاب‌ها همزمان با افزایش جمعیت و فشارهای اقتصادی باعث افزایش ﺷﮑﺎر و ﺻﯿﺪ ﻏﯿﺮﻣﺠﺎز و ﺑﺮداﺷﺖ ﺑﯽروﯾﻪ دیگر ﻣﺤﺼﻮﻻت ﺗﺎﻻﺑﯽ، ﺑﯿﺶ از ﺗﻮان ﺗﺠﺪﯾﺪﭘﺬﯾﺮی ﺗﺎﻻب‌ها شده است که از این جمله می‌توان به صید ماهیان با استفاده از برق در تالاب شادگان، شکار پرندگان مهاجر و وحشی در آب‌بندان‌های فریدونکنار و تالاب شادگان، برداشت بی‌رویه از جنگل‌های حرا در تالاب‌های خورخوران، حله و گواتر، صید بی‌رویه ذخایر آبزیان در خورموسی، خورخوران و دیگر تالاب‌های ساحلی در شمال و جنوب کشور، اشاره کرد.
11- تصرف اراضی تالابی و ﺗﻐﯿﯿﺮ ﮐﺎرﺑﺮی آنها به ﮐﺸﺎورزی که از آن جمله می‌توان به تغییر کاربری اراضی تالاب‌های انزلی، زریبار، پریشان و کمجان اشاره کرد.
12- راﻫﯿﺎﺑﯽ ﮔﻮﻧﻪﻫﺎی ﻏﯿﺮﺑﻮﻣﯽ و ﻣﻬﺎﺟﻢ ﺑﻪ ﺗﺎﻻبﻫﺎ نظیر ورود گونه اردک‌ماهی به تالاب زریبار، گونه تیلاپیا به تالاب‌های شادگان و هامون و ورود گونه کاراس به تالاب نئور، که هر یک باعث حذف برخی از گونه‌های بومی در این تالاب‌ها شده است.
13- ناآشنایی با ارزش‌ها و کارکردهای تالاب‌ها و پایین بودن سطح آگاهی، دانش و مهارت نزد سیاست‌گذاران، برنامه‌ریزان و مجریان توسعه، عموم مردم و بهره‌برداران محلی از دیگر عوامل موثر در ایجاد وضعیت ناپایدار و شکننده امروز تالاب‌ها به‌شمار می‌آید.
14- نبود دسترسی سهل و سریع به اطلاعات و داده‌های مرتبط با تالاب‌های کشور از دیگر عوامل بازدارنده در مدیریت موثر، تصمیم‌گیری صحیح و حفاظت هر چه بهتر تالاب‌ها، محسوب می‌شود.
در پایان، اشاره به این نکته ضروری است که وقوع بحران در تالاب‌ها مختص ایران نبوده و شواهد بیانگر آن است که بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته نیز پیش از این با همین چالش روبه‌رو بوده‌اند. با این وجود نیاز است از دیگر تجارب در سطح دنیا بیاموزیم و علاج واقعه، قبل از وقوع کنیم.
برای نمونه خشک شدن دریاچه‌های آون کالیفرنیا، سالت‌لیک یوتا و آرال، نشان داد که جوامع انسانی در معرض طوفان‌های نمک، ابتلا به امراض تنفسی، از دست رفتن فرصت‌های معیشت، مهاجرت، ناامنی غذایی و فقر قرار گرفتند و دولت نیز متحمل خسارات قابل توجهی برای ایجاد شغل، تامین رفاه و حفظ سلامت مردم آسیب‌دیده شد. حال با توجه به اینکه بیش از نیمی از وسعت 3 میلیون هکتاری تالاب‌های کشور، پتانسیل تبدیل شدن به کانون گرد و غبار را دارد، می‌طلبد تا بیش از پیش، در حفاظت و احیای تالاب‌های کشور جدی و مصمم باشیم و از بروز هزینه‌های جبران‌ناپذیر بعدی، جلوگیری کنیم.

همزیستی مسالمت‌آمیز با خرس‌ها

«داشتم پشت در آشپزخانه توی حیاط آشغال‌های تر و خشک را از هم جدا می‌کردم که ناگهان پسرم گفت مامان یه چیز سیاه داره اونجا تکون می‌خوره. هوا گرگ و میش بود و خیلی خوب نمی‌دیدم. بیشتر که دقت کردم دیدم یک خرس گنده از نیم‌رخ روی چهار دست و پا، کنار درخت آلوی شیرین و خوشمزه‌ ایستاده. گفتم اگر تا ۶ متریش نزدیک بشم می‌تونم ازش عکس خوبی بگیرم. آرام و بی‌صدا رفتم طرف خرس. نزدیک‌تر که شدم، یک‌ دفعه روی دو پا ایستاد، صدای خیلی بلندی از خودش درآورد و چرخید به طرف من». آرزو که مدت‌هاست کانادا زندگی می‌کند دو سالی است که به همراه همسر و دو فرزندش از تورنتو به ونکوور مهاجرت کرده. در ایالت بریتیش کلمبیا که ونکوور بزرگترین شهر آن است، دیدن حیواناتی مانند خرس، راکون، سنجاب،‌ عقاب و دیگر پرندگان در سطح شهر و حیاط خانه‌ها امری عادی است. مسئولان و سیاست‌گذاران بسیاری از شهرهای آمریکای شمالی برای حفظ حیات وحش و کاهش وقوع حوادث ناخواسته‌ای که منجر به از پای در آوردن حیوان یا آسیب دیدن انسان می‌شود، از روش‌های مختلفی برای آگاهی‌بخشی به شهروندان استفاده می‌کنند. بعضی روایت‌های شهروندان ونکوور نشان می‌دهد اگر خرسی جلوی در خانه‌ای نشسته باشد، ماموران حفاظت از محیط زیست هشدار می‌دهند از خانه بیرون نیایید تا خرس خود به خود آن محل را ترک کند؛ حتی اگر چند روز طول بکشد.

تعارض میان انسان و حیات وحش از زمانی شروع شد که بشر دست به توسعه زندگی شهری و تبدیل مناطق جنگلی به مسکونی زد؛ در واقع از وقتی که انسان به زیستگاه‌های حیات وحش تجاوز کرد و آنها را تغییر کاربری داد. با گذشت زمان حیوانات گوشتخوار مانند خرس، راکون، راسو و سنجاب یاد گرفته‌اند چگونه منابع غذایی مورد‌نیاز خود را از انسان تامین کنند. نکته‌ای که وجود دارد این است که این حیوانات اغلب از انسان می‌ترسند و در بیشتر مواقع اگر خطری از جانب انسان جان یا غذای آنها را تهدید نکند، فرار را بر قرار ترجیح می‌دهند.
همزیستی مسالمت‌آمیز امکان‌پذیر است
کارشناسان بارها هشدار داده‌اند که تعارض میان انسان و حیوان زمانی رخ می‌دهد که انسان با دیدن گوشتخواران بزرگ‌جثه از روی ناآگاهی وحشت می‌کند یا ناخواسته شرایطی تهدیدآمیز برای خرس مادر و توله‌هایش ایجاد می‌کند. این وحشت باعث می‌شود انسان دست به اقدامی بزند که منجر به آسیب‌دیدگی حیوان یا هردو شود.
حالا که انسان به زیستگاه حیوانات وارد شده این مسئولیت را دارد که از جان حیوان نیز همانند جان خودش محافظت کند و همزیستی مسالمت‌آمیز به امری عادی تبدیل شود. زمانی که جان انسان در معرض خطر قرار می‌گیرد، ماموران حفاظت از محیط زیست ممکن است چاره‌ای جز از پا در آوردن حیوان نداشته باشند. می‌توان با اقداماتی مانند غذا ندادن به جانداران حیات‌وحش، محفوظ کردن دورریز‌های غذایی، درک تفاوت میان حیوان خانگی و حیات وحش و حفظ فاصله خود با توله‌های آنها، از وقوع حوادث ناخواسته جلوگیری کرد و به همزیستی مسالمت‌آمیز رسید.
خیلی‌ها نمی‌دانند در مواجهه با خرس چه کار کنند
سال ۹۸ سنگسار توله خرسی در ارتفاعات سوادکوه به دست دو دامدار، سروصدای بسیاری در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی به همراه داشت. آنها ادعا کردند از دیدن این توله خرس دو ساله به وحشت افتاده‌اند و از ترسشان به حیوانی زخمی سنگ زدند که به خاطر آسیب‌دیدگی‌هایش نای فرار نداشت. سپس چند نفر طنابی دور گردن خرس انداختند و توی جوی آبی رهایش کردند. عده‌ای هم از این فرصت استفاده کردند تا عکسی یادگاری با خرس نیمه‌جان بگیرند.
بررسی‌ها نشان می‌دهند در ایران همچنان برنامه مشخصی برای کاهش تعارض انسان و خرس در نظر گرفته نشده است. در مرداد ماه امسال، مدیر‌عامل جمعیت هلال احمر چهارمحال و بختیاری اعلام کرد که در کمتر از ۱۰ روز سه مورد حمله خرس گزارش شده است. از میان هشت‌ گونه خرس موجود در جهان،‌ خرس آسیایی یا بلوچی و خرس قهوه‌ای در ایران زندگی می‌کنند. خرس‌ها هم مثل انسان می‌خواهند بدون هیچ خطری، غذای خود را تامین کنند اما توسعه زندگی شهری و تغییرات اقلیمی باعث شده تا دسترسی به غذا برای آنها محدودتر شود. خرس قهوه‌ای خلاف تصور همه، از انسان می‌ترسد و هنگام مواجهه با انسان در بیشتر مواقع فرار می‌کند؛ مگر زمانی که حیوان تهدیدی را از سمت انسان احساس کند، مثلا زمانی که توله‌های خرس ماده‌ای در آن نزدیکی‌ها باشند.
به حیوانات غذا ندهید
بریتیش کلمبیا، استانی در غرب کاناداست که خط ساحلی اقیانوس آرام و رشته‌کوه‌های راکی آن را دربرگرفته‌ است. طبیعت ونکوور و حیواناتی که در اکوسیستم شهری آن زندگی می‌کنند بکر و منحصربه‌فرد است: عقاب سرسفید، جغد، سگ آبی، کایوتی (گرگ صحرایی آمریکای شمالی)، فک بندرگاه، سمور، راکون، راسو، سنجاب و گونه‌های مختلف پرندگان حیات‌وحش ونکوور را تشکیل می‌دهند. برای حفاظت از جان شهروندان و حیات وحش در این ایالت قوانینی وضع شده که ساکنان آن را از غذا دادن به حیوان ممنوع می‌کند. این ممنوعیت در بیشتر مواقع با جریمه نقدی همراه است که میزان آن می‌تواند به چند ده هزار دلار نیز برسد. این قوانین به طور گسترده آموزش داده می‌شوند. ممنوعیت «غذا دادن به حیوانات» قانونی است که غذا دادن انسان به حیوان را در فضاهای سبز و پارک‌های ملی، اماکن عمومی، باغ وحش، آکواریوم‌ها و سیرک‌ها و دیگر مناطقی که انسان ممکن است با حیوانات وحشی روبه‌رو شوند، ممنوع می‌کند. در فضاهای شهری، کنار رودخانه‌ها و لب دریا، پارک‌ها و فضاهای سبز تابلوهایی نصب شده که نسبت به جریمه ۵۰۰ دلاری غذا دادن به مرغ‌های دریایی هشدار می‌دهد. کمتر از یک ماه پیش زنی در دادگاهی در بریتیش کلمبیا به پرداخت ۶۰ هزار دلار جریمه نقدی محکوم شد. سوزانا استویکووا به مدت ۲ ماه به خرس‌های اطراف خانه‌اش غذا می‌داد. او زنی گیاه‌خوار بود و از سال ۲۰۱۵ تاکنون به همراه همسرش ۲۰هزار دلار به خیریه‌های حمایتی حیوانات کمک نقدی کرده بودند. اما حتی خوش‌نیتی و ناآگاه بودن آنها نتوانست رای دادگاه را عوض کند.
عواقب غذا دادن به حیات وحش
غذا دادن به حیوانات می‌تواند به‌طور چشمگیری رفتار آنها را تغییر دهد. غذا دادن و به جای گذاشتن مواد غذایی برای حیواناتی مانند خرس‌ها باعث می‌شود برای غذا گرفتن از انسان دست به رفتار خشونت‌آمیزی بزنند که در نهایت منجر به آسیب‌دیدگی می‌شود. غذا دادن به حیوانات در عین حال باعث انتقال بیماری‌های سرایت‌پذیر از حیوان به انسان می‌شوند. در اماکن عمومی، اجتماع حیوانات به دلیل غذا می‌تواند منجر به افزایش حشرات و آفات شود.
غذا ریختن باعث می‌شود حیوانات به خوراک انسان عادت کنند و چون دسترسی به آن برای حیوانات راحت‌تر می‌شود، برای تهیه خوراک به طبیعت نمی‌روند. عادت کردن حیوان به غذا گرفتن از انسان باعث می‌شود ترس منطقی حیوان از انسان ریخته شود. در عین حال حیوان برای بدست آوردن غذای انسان ممکن است دست به رفتار خشونت‌آمیزی بزند.
از سوی دیگر در طول تاریخ حیوانات بسیاری به دست انسان تربیت یافته‌اند؛ به گونه‌ای که تهدیدی برای انسان محسوب نشده و در مواردی به کمک انسان هم آمده‌اند.
وُوی‌تک؛ خرس جنگجو
ووی‌تک، نام یکی از معروف‌ترین خرس‌های جهان است که نقش بسیار پررنگی در جنگ جهانی داشت. این خرس قهوه‌ای سوری زمانی که توله بود توسط سربازان سپاه دوم لهستانی از ایستگاه قطار همدان از پسربچه‌ای خریداری شد. او تا سه ماه بعد را در کمپ پناهجویان لهستان در نزدیکی تهران گذراند. سپس با سربازان همسفر شد، تا جایی که در جنگ مونته کاسینو در سال ۱۹۴۴، بشکه‌های مهمات را جابه‌جا می‌کرد. ووی‌تک با سربازان کشتی می‌گرفت، سیگار می‌کشید و سلام نظامی می‌داد.
در بریتیش کلمبیا از ونکووری‌ها خواسته می‌شود شب‌ها درماشین‌هایشان را حتما قفل کنند. چون خرس‌ها بسیار باهوش هستند و به طریقی یاد گرفته‌اند در خودروها را باز کنند و غذای مانده در ماشین را بخورند. بعضی از خرس‌ها ممکن است در شب‌های آینده باز هم به ماشین شما سر بزنند. شبکه سی‌ان‌بی‌سی سال ۲۰۱۹ گزارش داد که خرسی باهوش تنها در یک شب به ۵ ماشین دستبرد زده است. این خرس در ماشین‌ها را با فک پایینی خود باز می‌کرده. چند ماه پیش از آن نیز خرسی نه تنها وارد یک ماشین شاسی‌بلند شده بلکه در را از داخل به روی خودش قفل کرده. خرس‌ها با شامه قوی که دارند به سرعت می‌فهمند که داخل ماشین ماده‌ای خوراکی وجود دارد. یاد گرفتن باز کردن در ماشینی که قفل نشده هم برای خرس‌ها زمان زیادی نمی‌برد. در خبرها آمده خرسی به خاطر یک جعبه بیسکوییت انرژی‌زا وارد ماشینی شده و خسارتی ۱۰هزار دلاری به جای گذاشته است.
به گزارش وب‌سایت خبری سی‌تی‌وی، ماموران سازمان حفاظت محیط زیست در ماه اوت به تنهایی ۳هزار و ۵۲۴ تماس تلفنی در رابطه با خرس‌های سیاه دریافت کرده‌اند. این ماموران به ۳۳۵ مورد مراجعه کردند که در ۷۴ مورد، یک خرس کشته شده است. تخمین‌ها نشان می‌دهد جمعیت خرس‌های سیاه در بریتیش کلمبیا بین ۱۲۰هزار تا ۱۶۰هزار فرد است. از سال ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۰، به طور میانگین ۲۳۶ خرس سیاه به دست ماموران حفاظت کشته شده‌اند.
اثر تغییرات اقلیمی بر تمایل خرس‌ها به غذای انسان
ماه جولای کمترین آمار تعارض خرس با انسان در بریتیش کلمبیا اعلام شد. کارشناسان می‌گویند با وجود هوای به شدت گرم و خشک، غذای تازه برای خرس‌ها در طبیعت یافت می‌شد. اما بالاتر رفتن دمای هوا فصل تامین منابع غذایی مورد‌نیاز را کوتاه‌تر می‌کند و به همین ترتیب، خرس‌ها به محیط‌های شهری و دایره زندگی انسان نزدیک‌تر می‌شوند.

خبرهای خوشی در مورد خنثی‌سازی تحریم‌ها در راه است

سخنگوی وزارت امور خارجه از گشایش‌های جدی در حوزه‌های مالی پولی و توسعه صادرات به کشورهای همسایه خبر داد و گفت: در مورد خنثی و بی‌اثرسازی تحریم‌ها در روزهای آینده خبرهای خوشی داریم.
به گزارش خبرگزاری تسنیم، سعید خطیب‌زاده در گفت‌وگویی با بیان اینکه وزارت امور خارجه در تسهیل روابط اقتصادی در خارج از کشور نقش خود را ایفا می‌کند، گفت: وزارت خارجه یک ضلع از اضلاع دیپلماسی اقتصادی است و وزارتخانه‌ها و دستگاه‌های مسئول مستقیم در این زمینه هم باید با ما همکاری داشته باشند. سخنگوی وزارت امور خارجه با اشاره به توصیه‌های رئیس‌جمهور به سفرا و روسای نمایندگی‌های جمهوری اسلامی ایران در کشورهای همسایه، اضافه کرد: رییس جمهور امروز ماموریت را مشخص کرده است. خطیب‌زاده درباره گشایش‌های مالی، گفت: در حوزه‌های پولی، مالی و توسعه صادرات با کشورهای همسایه گشایش‌های جدی اتفاق افتاده و روابط اقتصادی با تاجیکستان در 100 روز گذشته 2.5 تا 3 برابر وسعت یافته است. در سفر اخیر رئیس‌جمهوری به ترکمنستان موانع مراودات اقتصادی با این کشور هم مرتفع شد.
به گفته سخنگوی دستگاه دیپلماسی کشور، گشایش‌هایی در حوزه‌های پولی و مالی با برخی از کشورهای همسایه اتفاق افتاده است و در دست پیگیری است. خطیب‌زاده یادآور شد: در مورد خنثی‌سازی و بی‌اثر سازی تحریم‌ها هم در روزهای آینده خبرهای خوشی اعلام می‌شود.

افزایش قیمت 18 درصدی خودرو مورد تایید نیست

به دنبال افزایش اخیر قیمت خودرو، شورای رقابت در واکنشی آن را اقدامی مبهم که با لابی‌گری خودروسازان بدون دخالت شورا انجام شده است، دانست و تاکید کرد که بر اساس تورم بخشی و دستورالعمل شورای رقابت، افزایش قیمت خودرو برای نیمه دوم سال کمتر از ۱۰ درصد خواهد بود، نه ۱۸ درصدی که اعلام شده است. به گزارش ایسنا، بعد از آنکه حدود یک ماه پیش با دستور رئیس‌جمهوری، افزایش قیمت خودرو لغو و مقرر شد که در ستاد تنظیم بازار موضوع مورد بررسی قرار بگیرد، طی هفته گذشته افزایش ۱۸ درصدی قیمت خودرو در دو شرکت ایران خودرو و سایپا اعلام شد. در شرایطی این اتفاق افتاد که طی چند سال گذشته شورای رقابت مسئول قیمت‌گذاری خودرو بوده است و شورا بعد از افزایش قیمت مرحله اول اعلام کرد که هیچ ابلاغیه‌ای درباره حذف از قیمت‌گذاری خودرو دریافت نکرده است. محسن بهرامی ارض‌اقدس، عضو شورای رقابت در دور سوم در این باره توضیحاتی داده است.

عضو شورای رقابت با اشاره به این‌که به اذعان تمامی کارشناسان اقتصادی تولید و عرضه خودرو در کشور سال‌هاست که در انحصار کامل قرار دارد، گفت: طبق قانون، تشخیص انحصاری بودن کالا و خدمات با شورای رقابت است؛ بنابراین با توجه به مصوبه شورای رقابت تردیدی در انحصاری بودن خودرو وجود ندارد از سوی دیگر به موجب صراحت قانون اجرای سیاست کلی اصل ۴۴، قیمت گذاری کالا و خدمات انحصاری و تصویب شرایط دسترسی عادلانه مصرف کننده با قیمت مصوب به این گونه کالاها ، الزاما از وظایف شورای رقابت است. او ادامه داد: بر این اساس تا زمانی که قانون اصلاح نشده یا مصوبه سران سه‌قوا که ادعا می شود در مورد تغییر مسیر قیمت گذاری از شورا به ستاد تنظیم بازار بوده است به تایید مقام معظم رهبری نرسد که البته تاکنون هم ابلاغی به شورا نشده است، هرگونه تصمیم‌گیری در رابطه با قیمت خودرو خارج از شورای رقابت فاقد وجاهت قانونی خواهد بود .
افزایش قیمت شورا ۱۸ درصد نیست
نماینده اتاق بازرگانی در دور سوم شورای رقابت گفت: متاسفانه ادعاهای مطرح شده مبنی بر اینکه قیمت‌گذاری اخیر بر اساس دستورالعمل شورای رقابت صورت گرفته خلاف واقع است، این سوال مطرح می‌شود که اگر قرار است قیمت‌گذاری طبق فرمول شورا باشد چرا آن را به خود شورای رقابت واگذار نمی کنند؟
بهرامی با بیان اینکه میزان افزایش قیمتی که اخیرا برای خودروسازان اعمال شده به هیچ عنوان با دستورالعمل شورای رقابت مطابقت ندارد افزود: بر اساس تورم بخشی که از بانک مرکزی دریافت کرده‌ایم و بررسی‌های صورت گرفته با لحاظ ضریب منفی بهره‌وری و افزایش تیراژ تولید، حداکثر کمتر از ۱۰ درصد امکان افزایش قیمت برای شش ماه دوم سال وجود دارد در حالی که ظاهرا قیمت جدید برخی خودروها بیش از ۲۰ درصد افزایش یافته است. او درباره این ادعا که افزایش قیمت اخیر بر اساس مصوبه ستاد تنظیم بازار است؛ گفت: چنین موردی تاکنون به شورای رقابت ابلاغ نشده است.
لابی گسترده خودروسازان برای قیمت‌گذاری خارج از شورا
عضو شورای رقابت در ادامه با انتقاد از اینکه دور دوم شورای رقابت از مهرماه به پایان رسیده و هنوز ترکیب اعضای جدید مشخص نیست، گفت: متاسفانه با این‌که دولت سرعت عمل خوبی در اعمال تغییرات در سایر دستگاه‌ها داشته اما هنوز در مورد شورای رقابت نمایندگان خود برای تشکیل دور سوم شورا معرفی نکرده است و در حال حاضر شورای رقابت تشکیل نشده و مرکز ملی رقابت که رئیس آن همان رئیس شورای رقابت است ، فاقد رئیس است . به نظر می‌رسد در این بین لابی گسترده خودروسازان مانع از تشکیل سریع‌تر دور سوم شورای رقابت شده تا در فاصله بین دو دوره چنین اقدامات مبهمی در مورد افزایش قیمت اعمال شود.
پراید ۱۸۵ میلیونی مسافر ۳۰۰۰ تومانی سوار نمی‌کند
بهرامی با اشاره به این‌که به نظر می‌رسد تنها موضوع مغفول مانده در قیمت‌گذاری‌ها حمایت از حقوق مصرف کننده و میلیون‌ها نفری است که دارای خودروهای فرسوده بوده و به تعویض آن امیدوار هستند، افزود: باید به این موضوع هم توجه کرد که قیمت خودرو به خصوص برخی از آنها نقش لیدری در بازار دارد و می‌تواند تبعات تورمی به همراه داشته باشد؛ به طوری که دیگر صاحب پراید ۱۸۵ میلیونی مسافر ۳۰۰۰ تومانی سوار نمی‌کند و حتما این جریان افزایش قیمت به تورم حمل و نقل و سایر بخش‌ها نیز دامن می‌زند و به دنبال آن رشد تورم را که مغایر سیاست اقتصادی دولت سیزدهم است، به همراه دارد. ظاهرا مسئولان به آثار تورم انتظاری توجهی نداشته و فکر می‌کنند با این روش می‌توانند زیان انباشته ناشی از ناکارآمدی و سرمایه‌گذاری‌های غیراصولی خودروسازان و هزینه‌های سربار آنها را از جیب مصرف‌کننده پرداخت کنند.
تهمت نزنند ، زیان خودروسازان به مردم ربطی ندارد
او افزود: به شورای رقابت تهمت می‌زنند که موجب زیان خودروسازان شده است، در حالی که شورای رقابت از مجموعه کارشناسی تشکیل شده که با لحاظ شرایط اقتصادی و منافع تولیدکننده و مصرف‌کننده بر اساس اطلاعاتی که خودروسازان به شورا می‌دهند با نظر کارشناسی، قیمت‌ها به نحوی تعیین می‌شود که ضمن در نظر گرفتن بهای تمام شده و سود هفت تا ۱۰ درصدی برای آنها حتی تا هفت درصد پوشش هزینه‌های مالی را هم ضوابط در نظر می‌گیرد آن هم برای خودروسازانی که بخش زیادی از خودروهای خود را با دریافت پیش پرداخت به خریداران پیش فروش می‌کنند، بنابراین قیمت گذاری دستورالعمل شورای رقابت عامل زیان ده شدن خودروسازی‌های کشور نیست. او اظهار امیدواری کرد که با معرفی نمایندگان دولت در شورای رقابت و مشخص شدن ترکیب شورا و همچنین تعیین تکلیف طرح جامع خودرو که بین مجلس، شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت نظام در حال رفت و برگشت است، حقوق مصرف کنندگان مورد توجه قرار گیرد.

سند حمایت از زاگرس در حال بررسی است

رئیس سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور از بررسی سند حمایت از زاگرس در کمیسیون زیربنایی دولت خبر داد. به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور، مسعود منصور در سفر به لرستان گفت: مهمتر از مسئله زوال بلوط در زاگرس و لرستان این است که بتوانیم رطوبت را در جنگل های بلوط نگه داریم. تحقق این موضوع کمک شایانی به جلوگیری از خشکیدگی بلوط و زوال آن خواهد کرد. او با اشاره به اینکه برای حفظ رطوبت در جنگل‌های بلوط مهمترین راهکار آبخیزداری است، تصریح کرد: در حال حاضر به طور متناوب با دوره‌های خشکسالی و سیلاب مواجه هستیم و آنچه که می‌تواند روان‌آب‌ها را در لرستان نگه دارد انجام کارهای آبخیزداری است. منصور تاکید کرد: مقدمه کار این است که گسترش فعالیت‌های آبخیزداری را به عنوان یکی از اولویت‌های بسیار مهم در لرستان پیگیری کنیم تا هم از سیلاب‌های احتمالی که خسارات زیادی را در سال‌های قبل به شهرستان‌ها و مرکز استان وارد کرد جلوگیری شود و هم بتوانیم رطوبت روی سطحی را برای حفظ جنگل‌های زاگرس نگه داریم. او با بیان اینکه ستاد ملی حمایت از زاگرس در سطح ملی به ریاست معاون اول رئیس‌جمهور و دستگاه‌های عضو تشکیل شده است گفت: سندی که برای حمایت و حفاظت از مجموعه شش میلیون هکتار جنگل زاگرس از جمله لرستان تنظیم شده است در حال حاضر در کمیسیون زیربنایی دولت تحت بررسی است که امیدواریم به تصویب هیات وزیران برسد. رئیس سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور یادآور شد: در این سفر هیات دولت به لرستان، برای تسریع اقدامات پیشگیرانه و درمانی جنگل‌های بلوط اعتباری معادل ۲۰ میلیارد تومان پیش‌بینی شده که امیدواریم به تصویب برسد و بتوانیم عملیات اجرایی را قوت بیشتری ببخشیم.

سه شهر و یک روستا به خانواده شهرها و روستاهای صنایع‌دستی پیوستند

معاون صنایع‌دستی وزارت میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی از ثبت سه شهر و یک روستا به عنوان شهرها و روستاهای ملی جدید صنایع دستی خبر داد. به گزارش روابط عمومی وزارت میراث فرهنگی، پویا محمودیان گفت: با تدوین برنامه‌های اجرایی معاونت صنایع‌دستی و هنرهای سنتی در دولت جدید، برنامه‌ریزی‌های مربوط به تشکیل و راه‌اندازی پنجمین شورای راهبردی انتخاب شهرها و روستاهای ملی صنایع‌دستی انجام شد و نخستین جلسه از سلسله جلسات آن در روز دوشنبه اول آذر ۱۴۰۰، با حضور برخی از مقامات و مسئولان استانی از جمله فرمانداران، مدیران کل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان‌ها، شهرداران و نمایندگان مجلس از استان‌های سمنان، مرکزی و همدان در عمارت تاریخی کوشک برگزار شد. معاون صنایع‌دستی وزارت میراث‌فرهنگی افزود: در این جلسه پرونده‌های پنج نامزد از این سه استان مورد بررسی قرار گرفت و در نهایت مهدیشهر (سنگسر) در رشته شماره‌دوزی سنگسر و کلاته خیج در رشته دست‌بافته‌های سنتی (تانه‌بافی) از استان سمنان و تفرش در رشته تفرشی‌دوزی از استان مرکزی به‌عنوان شهر ملی صنایع‌دستی ثبت شدند. او اضافه کرد: همچنین داویجان در رشته مرواربافی از استان همدان به‌عنوان روستای ملی به ثبت رسید و روستای ابرسج در رشته نمدمالی از استان سمنان به صورت مشروط باقی ماند تا پس از رسیدن به استانداردهای مورد نظر به ثبت قطعی برسد.محمودیان ادامه داد: ثبت ملی شهرها و روستاهای صنایع‌دستی، ضمن ایجاد آمادگی به‌منظور حضور آن‌ها در رقابت ثبت جهانی شورای جهانی صنایع‌دستی، برای تولیدکنندگان منطقه مورد نظر امتیازهای بسیاری را مانند افزایش اشتغال به واسطه اعتبار و هویت‌بخشی، آگاهی‌بخشی، ترویج و همچنین رشد گردشگری داخلی و حتی خارجی و رونق اقتصادی به دنبال دارد. محمودیان افزود: ثبت شهرها و روستاها به یک مطالبه عمومی تبدیل شده و امسال برخلاف سال‌های گذشته با توجه به دغدغه و اصرار هنرمندان مبنی بر آگاهی از نتایج ثبت‌ها، نتایج حاصل در مدت کوتاهی پس از برگزاری جلسات در اختیار عموم قرار خواهد گرفت.

اختلاف نظر بر سر میزان آلایندگی اتوبوس‌ها

پیام ما- درحالی‌که دیروز یکی از مسئولان سازمان حفاظت از محیط زیست اعلام کرده بیش از ۶۰ درصد از آلودگی هوای تهران مربوط به اتوبوس‌هاست، محمود ترفع مدیرعامل شرکت واحد اتوبوسرانی می‌گوید تنها حدود ۲ درصد از آلودگی هوای تهران به اتوبوس‌ها ارتباط دارد.
زهره عبادتی، معاون اداره‌کل حفاظت محیط زیست استان تهران به باشگاه خبرنگاران جوان گفت: آلودگی هوای تهران قابل حل است و بزرگترین مانع آن هم مشکلات اعتباری است.
او افزود: آلودگی هوای تهران به ۲ بخش تقسیم می شود که ۴۰ درصد آن منابع ساکن و ۶۰ درصد آن منابع متحرک هستند، در این بین منابع متحرک حمل‌ونقل عمومی مانند اتوبوس‌ها و کامیون‌ها بالاترین سهم را دارد، یعنی اتوبوس شهری و کامیون‌ها به دلیل فرسودگی و نداشتن فیلتر جاذب دوده بالاترین سهم انتشار آلاینده‌ها در شهر تهران را دارند، که در شرایط اضطرار با توجه به آلودگی هوای تهران، شب‌ها تردد کامیون‌ها ممنوع است. ترفع، مدیرعامل شرکت واحد اتوبوسرانی تهران اما با استناد به گزارش سیاهه انتشار آلاینده‌های پایتخت، سهم اتوبوس‌ها را دو درصد می‌داند. او در گفت‌وگویی که روابط‌عمومی شهرداری آن را منتشر کرده است، اعلام کرد: براساس گزارش سیاهه انتشار که از سوی شرکت کنترل کیفیت هوای تهران منتشر شده است، کل سهم ناوگان اتوبوسرانی تهران از انتشار آلاینده‌های پایتخت ۲ درصد است که این میزان با توجه به اینکه در حال حاضر نیمی از ناوگان گازسوز شده، به مراتب کمتر از ۲ درصد است. ترفع همچنین درباره کمبود اتوبوس‌ در خیابان‌های پایتخت نیز گفته است: تا سال ۸۹، دولت از طریق وزارت کشور، نسبت به تحویل اتوبوس به تهران و سایر شهرها و کلان‌شهرهای کشور بر اساس سهم تعیین شده، اقدام می‌کرد اما از سال ۸۹ تا امروز، دولت سهمیه‌ای به تهران تحویل نداده است. او با اشاره به اینکه شهرداری ۱۰ سال از حمایت دولت برای تامین ناوگان مورد نیاز تهران محروم بوده‌ است، اظهار کرد: البته اخیراً و برای اولین بار، توانستیم از ظرفیت‌های محدودی که برای تأمین ناوگان در بودجه دولت در قالب اوراق مشارکت پیش‌بینی شده بود، استفاده کنیم که البته رقم آن با توجه به میزان بالای کمبود اتوبوس، بسیار ناچیز است.

تغییر فضای مذاکرات

پس از یک هفته وقفه، پنجشنبه دور هشتم مذاکرات احیای برجام و دور دوم مذاکرات هسته‌ای در دولت سید ابراهیم رئیسی آغاز شد. دور هفتم عملا بدون نتیجه مشخصی پایان یافته بود. اروپا و آمریکا از آنچه «تندروی» و «زیاده‌خواهی» ایران می‌خواندند، انتقاد داشتند. تیم ایرانی نیز همزمان با تلاش برای جلب حمایت چین و البته روسیه، از لزوم احقاق حق خود می‌گفت. اختلافات دور هفتم در اولین جلسه دور هشتم، به ادعای روسیه تا حدودی برطرف شد اما با عقب‌نشینی بی سروصدای تیم ایرانی. نمایندگان اروپا در مذاکرات اعلام کردند که مذاکرات براساس متن توافق شده در پایان دور ششم صورت خواهد گرفت. ایران این موضوع را رد کرد اما نماینده روسیه صراحتا ادعای نمایندگان اروپا را تایید و موضع ایران را تکذیب کرد.

بیست و دوم خرداد 1400 است. تیم ایرانی به ریاست سید عباس عراقچی، معاون سیاسی محمد‌جواد ظریف، وزیر امور خارجه دولت‌های یازدهم و دوازدهم در وین حاضر شده است. نمایندگان آمریکا، آلمان، فرانسه، بریتانیا، چین و روسیه هم حاضرند. دور ششم مذاکرات احیای برجام آغاز شده است. دولت جو بایدن، رئیس جمهوری آمریکا امیدوار است دوباره به برجام بازگردد. حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران، آخرین روزهای حضورش در کاخ ریاست جمهوری را تجربه می‌کند. نتایج بررسی صلاحیت‌ها در تهران هم اعلام شده است. سید ابراهیم رئیسی عملا بی رقیب است. مذاکرات تا سی‌ام خرداد‌ماه ادامه یافت. پس از 8 روز، نمایندگان کشورهای دخیل به پایتخت‌ها برگشتند. ایران و اروپا امیدوارند. نماینده روسیه اعلام کرد که دور هفتم، آخرین دور مذاکرات خواهد بود و توافق حاصل شدنی است. همه چیز اما به یکباره متوقف شد. ایران دیگر در مذاکرات شرکت نکرد. حسن روحانی، رئیس جمهوری صراحتا اعلام کرد «اگر اجازه داده بودند» و «قانون مصوب مجلس نبود»، او و تیم دیپلماتیک‌اش پیش از عید نوروز تحریم‌ها را لغو کرده بودند. او در آخرین جلسه هیات دولت هم جمله معناداری گفت: «می‌توانستیم تحریم‌ها را برداریم اما نگذاشتند.» روحانی که رفت. تیم سیاست خارجی‌اش که وزارت امور خارجه را ترک کردند. پس از چند ماه وقفه، مخالفان دیروز برجام، برای احیای این توافق از یک سو و لغو تحریم‌های اقتصادی ایران از سوی دیگر راهی وین شدند. حسین امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجه جدید ایران و علی باقری‌کنی، مذاکره کننده ارشد تهران، در اظهاراتی جداگانه از جدیت ایران برای لغو تحریم‌ها و توافقی «کارآمد» گفتند. مختصات این توافق اعلام نشد ولی دیروز، دیپلمات‌های اروپایی و روسیه سرانجام اعلام کردند که مذاکره براساس متن تهیه شده در پایان دوره ششم صورت خواهد گرفت و این یعنی نقشه راه تهیه شده در دولت روحانی، حالا راه عبور از بحران دولت رئیسی است.
تهران عقب نشست؟!
هشتم آذرماه 1400، آغاز دور هفتم مذاکرات وین. تیم سید ابراهیم رئیسی در شرایطی برای احیای برجام مذاکرات را آغاز کرد که در طول ماه‌های پیش از مذاکرات، بارها دستاوردهای دیپلماتیک حسن روحانی و یارانش را مورد انتقاد قرار داده بود. انریکه مورا، معاون مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا اعلام کرد که ایران پذیرفته مذاکرات براساس توافقات حاصل شده در 6 دوره مذاکرات قبلی ادامه پیدا کند. او گفت: «ایران پذیرفته کار بر اساس نتایج شش دور گفت‌وگوهای قبلی ادامه یابد اما مایل است حساسیت‌‌های سیاسی دولت ابراهیم رئیسی هم مورد توجه قرار گیرد.» تیم ایرانی به ویژه علی باقری کنی، مذاکره کننده ارشد ایران این مساله را رد کرد. او تاکید کرد که ایران حق بازنگری در مذاکرات قبلی را برای خود محفوظ می‌داند. ایران 2 روز بعد 2 پیشنهاد جدید به طرفین دخیل ارائه کرد. یک پیشنهاد برای لغو تحریم‌ها و پیشنهاد دیگر برای بازگشت ایران به تعهدات برجامی خود. ایران اعلام کرد که این پیش نویس‌ها، ماحصل 6 دوره مذاکرات قبلی است. باقری‌کنی اعلام کرد که این پیش نویس‌ها آنقدر مستند تهیه شده که طرف مقابل نمی‌تواند آن را رد کند. اروپا و آمریکا از همان ابتدا مخالفت خود را اعلام کردند. تروئیکای اروپایی در بیانیه‌ای تاکید کرد که ایران در توافق‌‌های قبلی «تغییرات قابل توجهی» اعمال کرده است. ایران اما اعلام کرد که منتظر پاسخ مستند طرف‌های دیگر است. مذاکرات دور هفتم بدون نتیجه پایان یافت. دور هشتم پنجشنبه آغاز شد. جمعه هم مذاکرات صورت گرفت. بزرگترین نتیجه این 2 روز مذاکره، شد توافق بر سر بازگشت به پیش نویس توافق پایان دور ششم. این خبر اولین بار از طرف یک دیپلمات اروپایی و توسط خبرگزاری رویترز منتشر شد. او گفت: «در مذاکرات روز پنجشبه وین، ایران اعلام کرده که حاضر است براساس متن توافق شده در ماه ژوئن مذاکرات را از سر بگیرد.» این خبر از سوی خبرگزاری‌های تسنیم و ایرنا تکذیب شد. ایرنا تیتر زد: «آغاز کار روی متون پیشنهادی تیم ایرانی». تسنیم هم در خبری به نقل از منبعی نزدیک به تیم مذاکره کننده، اعلام کرد: «پیشنهادات و نظرات ارائه‌شده از سوی هیأت ایرانی در گفت‌وگوهای هفته پیش همچنان روی میز قرار دارد و مذاکره‌کنندگان ایرانی در طول مباحث در خصوص متن بر اساس این دیدگاه‌ها پیش خواهند رفت.» این اخبار اما از سوی روسیه هم تکذیب شد. میخائیل اولیانوف، نماینده روسیه در مذاکرات وین در صفحه شخصی خود در شبکه اجتماعی توئیتر رسما موضع اعلام شده از سوی دیپلمات اروپایی را تایید کرد اما تلاش کرد نظر تیم ایرانی را هم جلب کند. او نوشت: «گفت‌وگوهای وین از پیش‌نویس‌هایی که تا ۲۰ ژوئن (پایان دور ششم) نوشته شده است ادامه خواهد یافت. اما پیشنهادهی جدید ایران هم باید به درستی مورد بحث و بررسی قرار گیرد. این یک فرمان در دیپلماسی چندجانبه است.»
تکرار سناریو «مشت محکم‌تر»
پرسش آن است که چرا ایران به رغم اظهارات اولیه مورا مبنی بر پذیرش ادامه مذاکرات براساس توافق پایان دوره ششم، 2 پیشنهاد جدید ارائه کرد و چرا پس از ارائه این پیشنهادات، دوباره به نقطه اول برگشت و پذیرفت مذاکرات براساس متن تهیه شده خرداد ادامه پیدا کند؟ پاسخ به این پرسش‌ها شاید در تمایلات جریانی دولت سید ابراهیم رئیسی نهفته باشد. دولت رئیسی، نماینده انقلابیون است. همین دیروز، خطیب نماز جمعه تهران صراحتا اعلام کرد که «دولت قبل مذاکراتی را انجام داد و ما صبوری کردیم و هیچ اتفاقی نیفتاد. در دور قبلی مذاکرات وعده گرفتیم و نقد دادیم؛ چرا که مذاکرات برد برد نبود، اما حالا مذاکره‌کننده‌های ما افراد قرص و محکم و با مطالعه‌ای هستند و مذاکرات فعلی برای مذاکره نیست بلکه برای رفع تحریم‌هایی است که استکبار علیه ما انجام داده است.» این نگاه به دولت رئیسی در داخل ایران وجود دارد. همین حساسیت‌ها احتمالا سبب شده تا تیم رئیسی مجبور به اتخاذ این راهبرد برای مذاکره بر سر متن توافق شده در دولت حسن روحانی شود. گاردین اما پاسخ دیگری هم برای این پرسش دارد: «اصرار روسیه و چین». این روزنامه بریتانیایی نوشته است: «تغییر موضع ایران به دنبال فشار روسیه و چین و هشدارهای آشکار مبنی بر آماده شدن اتحادیه اروپا و آمریکا برای خروج از مذاکرات، صورت گرفت.» اما چرا کار به اینجا رسید؟ احمد زیدآبادی، فعال سیاسی ارائه پیشنهادات «ناشیانه و بدون در نظر گرفتن فضای حاکم بر مذاکرات و احیاناً مبتنی بر محاسبه‌ای نادرست» را دلیل این مساله دانسته است. محسن جلیلوند، تحلیلگر مسائل هسته‌ای هم به دیپلماسی ایرانی گفته است: «اگر جمهوری اسلامی ایران و تیم مذاکره کننده ما کماکان بر خواسته‌های حداکثری خود ذیل آن دو بسته پیشنهادی اصرار می‌کردند، دور هشتم هم مانند دوره هفتم خیلی زود به پایان می‌رسید.»
نوشته گاردین مبنی بر نگرانی روسیه از خروج آمریکا و اتحادیه اروپا از مذاکرات به علاوه اظهارات زیدآبادی و جلیلوند، عملا بدان معناست که ایران با تکرار سناریو «مشت محکم‌تر بر میز مذاکرات»، مجبور به عقب نشینی شده است. براساس این دیدگاه، ایران مذاکرات را با «مشت محکم» بر میز آغاز کرد. اظهارات تند و تیز، تشدید فعالیت‌های هسته‌ای، ماجرای پس گرفتن نفتکش در خلیج فارس از نیروهای آمریکایی، بیان اظهاراتی درباره شکست تحریم‌ها و در نهایت ارائه 2 بسته پیشنهادی، ابزار ایران بود. ابزاری که پاسخ خاص خود را به همراه داشت. جلیلوند گفته است: «ادعای توقیف محموله های تسلیحاتی متعلق به ایران برای کمک به حوثی‌ها و انصارالله یمن، اعمال تحریم‌های جدید از سوی آمریکا و انگلستان، در کنار خبر پرواز بمب افکن بر فراز خلیج فارس به موازات آغاز دور هشتم مذاکرات و همچنین اعلام برخی تهدیدها مبنی بر اینکه اگر دور هشتم مذاکرات وین به شکست برسد شاهد آغاز دور جدید فشارها و تحریم ها و پیگیری مسئله از طریق نظامی خواهیم بود و‌…، همگی بخشی از این سناریوی مشت محکم‌تر آمریکا و اروپا بر میز مذاکره است.» همه این موارد از قرار معلوم تهران را به انعطاف دیپلماتیک وا داشته است. انعطافی که اگر در ادامه مسیر هم ادامه داشته باشد، احتمالا می‌تواند موجبات حصول توافق و البته رفع تحریم‌ها را فراهم آورد هرچند که هنوز مسائل مهمی چون راستی آزمایی لغو تحریم‌های آمریکا و مطالبه تضمین ایران برای تکرار نشدن خروج واشنگتن از برجام به علاوه بازگشت ایران به تعهدات هسته‌ای خود ذیل توافق برجام، همچنان بلاتکلیف باقی مانده و باید دید در ادامه مسیر چه اتفاقاتی خواهد افتاد.