بایگانی مطالب نشریه
تقاضای اصلاح قانون مالیات به نفع محیط زیست
پیام ما/ آمارها میگویند بیش از ۷ میلیون موتورسیکلت فرسوده در کشور وجود دارد. این در حالی است که میزان انتشار آلایندگی هر موتورسیکلت ، بیش از ۱۸ برابر یک خودروی سبک است. مواردی از این دست دلیلی بوده تا روز گذشته سرپرست مرکز هوا و اقلیم سازمان حفاظت محیط زیست با اشاره به سهم بالای منابع متحرک موتوری در انتشار آلایندهها، از طرح پیشنهادی بگوید که بر اساس آن بخشی از درآمد ناشی از اجرای تکالیف بند«ب» ماده «۲۹» در زمینه پایش،کاهش، کنترل آلودگی هوا و اجرای برنامههای بهبود کیفیت هوا به حساب صندوق ملی محیط زیست واریز شود.
سازمان حفاظت محیط زیست، در جدیدترین پیشنهادش در اینباره به سهم بالای منابع متحرک موتوری در انتشار آلایندهها اشاره کرده و گفته تمامی خودروهای داخلی و وارداتی باید مشمول پرداخت عوارض آلایندگی شوند و با هدف حمایت از تولید خودروهای کم مصرف، عوارض متعلقه به نسبت کاهش مصرف سوخت، کاسته شود و بخشی از درآمد ناشی از اجرای بند «ب» ماده «۲۹» در زمینه پایش، کاهش و کنترل آلودگی هوا به حساب صندوق ملی محیط زیست واریز شود.
به این ترتیب سازمان در تلاش است تا در سالهای آتی، لایحه اصلاحی ماده (۲۹) قانون مالیات بر ارزش افزوده که به عوارض آلایندگی منابع متحرک اشاره دارد را تهیه و از طریق دولت به مجلس شورای اسلامی ارائه کند تا مورد بازنگری قرار گیرد چرا که منابع متحرک موتوری، سهم بسزایی در انتشار آلایندههای هوا دارند، تمامی خودروهای داخلی و وارداتی فارغ از محل شمارهگذاری و شهرهای آلوده، باید مشمول پرداخت عوارض آلایندگی شوند.
همچنین به منظور حمایت و تشویق به تولید و واردات خودروهای کم مصرف، سازوکاری ایجاد شود تا از عوارض متعلقه به خودروهای مذکور به نسبت کاهش مصرف سوخت، کاسته شود و از طرفی بهتر است با توجه به اثرات و عوارض وارده به محیط زیست ناشی از تردد خودروها، بخشی از درآمد ناشی از اجرای این ماده (۲۹) به حساب صندوق ملی محیط زیست واریز شود تا در زمینه پایش، کاهش و کنترل آلودگی هوا و اجرای برنامههای بهبود کیفیت هوا هزینه شود.
ارائه فهرست شهرهای آلوده برای اعمال عوارض به دولت
با ارائه این پیشنهاد توسط سازمان محیط زیست، داریوش گل علیزاده، سرپرست مرکز هوا و اقلیم سازمان حفاظت محیط زیست هم خبر از ارائه فهرست شهرهای آلوده برای اعمال عوارض سالانه وسائط نقلیه موتوری به دولت داد.
بر این اساس شهرهایی که شاخص آلودگی آنها در وضعیت ناسالم قرار داشته و متاثر از منابع آلایندگی ثابت و متحرک است در فهرست یاد شده قرار دارند و هم اکنون برای سیر مراحل کارشناسی در دستور کار کمیسیون امور زیربنایی، صنعت و محیط زیست دولت قرار دارد.
بند (ب) ماده (۲۹) عوارض سالانه تمامی وسائط نقلیه اعم از خودروهای سبک و سنگین و موتورسیکلتها شامل دو بخش است: بخش اول، وسائط نقلیه تولید داخل معادل یک هزارم قیمت فروش کارخانه و وسائط نقلیه وارداتی معادل یک و نیم در هزار مجموع ارزش گمرکی و حقوق ورودی مشمول عوارض سالانه میشود. مأخذ محاسبه عوارض موضوع این بند مأخذ مذکور در تبصره (۹) ماده (۴۵) این قانون است. و بخش دوم وسائط نقلیه در شهرهای آلوده تا ۱۰ سال پس از تولید با مأخذ مذکور در تبصره (۹ ) ماده (۴۵) این قانون و معادل یک بیستم نرخهای مندرج در جدول ماده مذکور مشمول عوارض سالانه آلایندگی وسائط نقلیه علاوه بر عوارض موضوع بند «الف» این ماده میشوند. پس از سال دهم تولید، هر سال به میزان ۱۰درصد (۱۰%) به نرخ پایه عوارض آلایندگی وسائط نقلیه مذکور اضافه می شود تا حداکثر به ۲ برابر نرخ پایه افزایش پیدا میکند.
از سوی دیگر وسائط نقلیهای که نرخ عوارض سالانه آلایندگی آنها در جدول ذیل ماده ( ۴۵) صفر است، تا سپری شدن پنج سال از سال تولید، از پرداخت عوارض سالانه آلایندگی معاف است و پس از آن، وسائط نقلیه سنگین با نرخی معادل یک دهم نرخهای مندرج و سایر وسائط نقلیه با نرخی معادل یک دهم نرخهای مندرج مشمول عوارض سالانه آلایندگی است. در مورد خودروهایی که تولید یا واردات آنها متوقف میشود، مأخذ محاسبه توسط سازمان و متناسب با آخرین سال تولید یا واردات تعیین می شود. فهرست شهرهای آلوده که وسائط نقلیه با پلاک انتظامی متعلق به شهرهای مذکور مشمول عوارض سالانه آلایندگی میشوند هم حداکثر تا پایان دیماه هر سال با پیشنهاد سازمان حفاظت محیط زیست و تصویب هیات وزیران برای اجراء در سال بعد تعیین میشوند.
وزارت کشور مکلف است با ایجاد سامانه الکترونیک متمرکز عوارض سالانه وسائط نقلیه، امکان پرداخت و صدور الکترونیکی مفاصاحساب عوارض موضوع بندهای «الف» و «ب» این ماده را برای مالکان و استعلام برخط میزان عوارض پرداخت نشده مربوط به وسائط نقلیه را برای نیروی انتظامی و دفاتر اسناد رسمی فراهم کند.
از سویی آییننامه اجرایی «تبصره ۱۱ ماده ۲۹» توسط وزارت کشور تهیه و پس از بررسی در کمیسیون فرعی اقتصاد، در دستور کار دولت قرار گرفته است.
۵۶ درصد مرگومیر بر اثر آلودگی هوا
آذرماه سال گذشته بود که سازمان حفاظت محیط زیست تلاش کرد تا برای موتورسیکلتهای رسوبی برگه اسقاط دریافت کند تا کمکی به کاهش آلودگی هوا کرده باشد اما پس از آن پلیس راهنمایی و رانندگی از اجرای طرح ترخیص موتورسیکلتهای رسوبی خبر داد و این خبر به معنای بیاثر شدن تلاشهای محیط زیست بود.
آنطور که ایرنا نوشته، گزارشهای بسیاری از سهم بالای موتورسیکلتهای فرسوده در آلودگی هوای کلانشهرها میگویند، به طوریکه بیش از ۱۰ درصد از آلودگی هوای شهر تهران ناشی از این موتورسیکلتهای فرسوده و کاربراتوری است که هر کدام از آنها حدود ۱۲ برابر یک خودروی یورو ۴ آلایندگی ایجاد میکنند.
با توجه به اهمیت موضوع در قانون هوای پاک بهطور ویژه به موتورسیکلت ها نگاه شده به طوری که بر اساس ماده ۱۱ آییننامه فنی ماده دو لایحه هوای پاک که در شهریورماه سال ۱۳۹۷ به تصویب هیات وزیران رسید، شمارهگذاری موتورسیکلت بنزینی منوط به اسقاط یک دستگاه موتورسیکلت است، موتورسیکلتهای برقی از شرط اسقاط معاف هستند، اما شواهد نشان میدهد که تاکنون در راستای اجرای این بند از قانون هوای پاک اقدامی نشده است. در مصوبهای که در هیات وزیران به تصویب رسید، خودروسازان و موتورسیکلت سازان در ازای تولید یک دستگاه خودرو و موتورسیکلت ملزم به اسقاط یک دستگاه فرسوده شدند که به نظر میرسد اجرایی نشده است.
این در حالی است که مرگومیر بر اثر آلودگی هوا هم بسیار است و بر اساس اعلام روز گذشته انوشیروان محسنی بندپی، رئیس مرکز تحقیقات کیفیت هوا و تغییر اقلیم، مرگومیر ناشی از مواجهه با آلودگی هوا در سال ۱۳۹۹ حدود ۹ میلیون و ۲۲۶ هزار و ۲۷۷ نفر است که این میزان یعنی ۵۶ درصد مرگومیر بر اثر آلودگی هوا و ذرات معلق در هوا است.
در پاییز امسال هم مهدی پیرهادی، رئیس کمیسیون سلامت و محیط زیست شورای شهر تهران با تشریح عوامل مؤثر در ایجاد آلودگی هوای تهران گفت «اکنون سالانه ۴ هزار مرگ زودرس بهدلیل آلودگی هوا در تهران داریم و اگر برای خودروها و موتورسیکلتهای فرسوده کاری نکنیم به وضعیت بحرانی در آلودگی هوا میرسیم.» او در جلسه کارگروه اضطراری آلودگی هوای تهران با اشاره به این که موتورسیکلتهای فرسوده بین پنج تا هفت برابر خودروها آلایندگی دارند، گفت: «اگر برای موتورسیکلتها و خودروهای فرسوده کاری نکنیم، به مرحله بحرانی در تهران خواهیم رسید.» او گفت: «من به عنوان فردی که نماینده مردم هستم، روی گفتن این جمله را که «مردم از خودروهای شخصی استفاده نکنند» ندارم، زیرا نتوانستهایم حملونقل عمومی را توسعه دهیم. علت آن هم این است که دولت به وظایف خود عمل نکرده و این در حالی است که تهران به ۱۵۰۰ واگن مترو و تامین آن به حدود ۷۰ هزار میلیارد تومان بودجه نیاز دارد و شهرداری بهتنهایی توان تقبل این هزینه را ندارد.» حالا در شرایطی که آلودگی هوا معضلی حل نشدنی برای اغلب کلانشهرهای کشور است، تعیین عوارض و مالیات بر ارزش افزوده برای منابع آلاینده متحرک پیشنهادی است که شاید بتواند بخش اندکی از این معضل را کم کند.
حدود دو دهه است که سازمان حفاظت محیط زیست، رسانهها و بعضی از سازمانهای مردمنهاد اشتباهات و کاستیهای تهیه و اجرای طرحهای جنگلداری شمال کشور را زیر ذرهبین گرفتهاند. در پی این اقدامات سرانجام کار به آنجا رسید که در سال 1396 و در اجرای قانون برنامه ششم توسعه، حدود پانصد طرح جنگلداری در دست اجرا – حتی طرحهای دولتی و دانشگاهی – منحل و فعالیت آنها متوقف شد. مخالفان قانون موسوم به تنفس جنگل و یا به بیان درستتر قانون توقف فعالیت طرحهای جنگلداری – که بیشترشان از دانشگاهیان علوم جنگل و کارشناسان دستگاههای اجرایی هستند- تاکنون بیشتر بر اثرات ملموس این سیاستگذاری مانند تخریب جادههای جنگلی و ساختمانها، بیکار شدن کارگران، ناتمام ماندن عملیات احیا و پرورش، کمبود مواد اولیه چوبی، افزایش ناگزیر قاچاق چوب…
نبود اعتبار مناسب و به موقع دولتی برای پرداخت دستمزد محافظان جنگل و از این قبیل موارد اشاره کردهاند. اما توقف فعالیت طرحهای جنگلداری لایههای دیگری نیز دارد که در این یادداشت به یکی از آنها اشاره میشود و آن تاثیر سیاست موسوم به تنفس جنگل بر فرایند تثبیت واقعی مالکیت عمومی و ملی (دولتی) بر جنگل است. شایان یادآوری است که تا قبل از سال 1341 سه نوع مالکیت بر جنگلها وجود داشته است: اربابی یا خصوصی، خالصه یا درباری؛ و وقفی. نسبت این مالکیتها در جنگلهای شمال کشور تقریبا و به ترتیب 75؛ 25 و 5 درصد بوده است.
در سال 1341 این جنگلها ملی اعلام شد اما اعمال مالکیت دولت هنوز هم پس از گذشت شش دهه به تمامی محقق نشده است. در این فرایند اگرچه از اربابها و جوامع محلی خلع ید شد اما مدعیان (مانند اوقاف) و استفادهکنندگان از جنگل (مانند جنگل نشینان) سرجای خود باقی ماندند.
تهیه و اجرای هر نوع طرح مدیریت جنگل در ابتدا یا به تدریج مالکیت عمومی و ملی بر جنگل را تثبیت میکرد و مانعی بزرگ بر سر تغییر کاربری آن بود و در صورت اضطرار منوط به موافقت بالاترین واحد علمی – فنی سازمان متولی یعنی شورای عالی جنگل، مرتع و آبخیزداری بود و چه بسا متقاضیان تغییر کاربری جنگل با پی بردن به زیر پوشش طرح بودن عرصه مورد نظر، تقاضای خود را مطرح نکرده و در جستجوی مناطق مناسب در جنگلهای بدون طرح جنگلداری بودهاند.
سیاست موسوم به تنفس جنگل نوعی رهاشدگی را برای مدعیان و بهرهبرداران سنتی تداعی کرد که داستان جنگل وقفی آق مشهد، بازگشت دامداران خارج شده از ناحیه طرحها به جنگل و گسترش دامداریهای باقی مانده در جنگل نمونههایی از آن است.
از طرف دیگر تقاضا برای تغییر کاربری نهالستانهای جنگلی، تاسیسات و ساختمانهای طرحها، معدنکاوی و تصرف به ظاهر قانونی عرصههای در واقع بدون متولی افزایش یافته است.
پس از گذشت 5 سال احتمالا بسیاری از همان سیاستگذاران هم به این نتیجه رسیدهاند که این سیاست پاسخ مورد انتظار را نداده و باید چاره دیگری اندیشید.
چاره کار به باور اینجانب، به زیر پوشش طرح بردن همه جنگلهای شمال کشور است. منتها این بار دیگر به جنگل نباید به عنوان معدن چوب نگاه کرد و باید برای همه امور مدیریت جنگل؛ استانداردهایی تعریف کرد. از طرف دیگر نظارت بر اجرای طرحها باید بسیار جدیتر صورت گرفته و توسط کارشناسان سالم و وارد انجام شود. علاوه بر آن باید امکان نظارت توسط سازمانهای ملی و مردم نهاد نیز فراهم شود تا اطمینان جامعه نسبت به حفاظت و پایداری جنگل جلب گردد.
در این شرایط است که می توان دوگانگیهای موجود در جهت تحقق ملی شدن واقعی را با استفاده از نظرات و همکاری جوامع جنگل نشین برطرف کرد.
ضمن آنکه این امور در بستر فعالیت اجتماعی – اقتصادی جامعه بزرگ کشور صورت میگیرد و بهبود امور آن خواه ناخواه بر تامین نیاز جنگل نشینان و وابستگی کمتر آنان به این منابع و نظام مند کردن فعالیت صنایع مرتبط تاثیر بهسزایی دارد.
امیدها برای دستیابی به توافقی دوباره برای بازگشت به برجام و لغو تحریمهای اقتصادی اعمال شده علیه جمهوری اسلامی و بازگشت ایران به تعهدات هستهای دو چندان شده است. دیروز سخنگوی وزارت امور خارجه هم گمانهزنیهای مطرح شده در رسانههای مختلف را تایید کرد و رسما اعلام کرد که تقریبا کار در وین تمام شده و فقط مانده اتخاذ برخی تصمیمات سیاسی در پایتخت کشورها. تصمیماتی که اگر سریعتر اخذ شود، میتواند دولت سیزدهم را برای عبور از کسری منابع مالی ناشی از تحریمها یاری رساند. وزیر امور خارجه ایران هم در همین راستا تاکید کرده که ایران حاضر به وقتکشی نیست. اظهار نظری که امیدها برای حل و فصل هرچه سریعتر مساله تحریمهای ایران و بازگشت دوباره همه طرفها به برجام را دوچندان کرده است.
هشتمین دور مذاکرات احیای توافق هستهای موسوم به برجام در وین در جریان است با این تفاوت که اینبار نه تنها اخبار مخابره شده بد و ناامیدکننده نیست بلکه دود سفید هم از محل مذاکرات بلند شده است. از قرار معلوم و براساس اخبار منتشر شده در رسانههای بینالمللی، همه طرفها به ویژه ایران و ایالات متحده آمریکا به راهکاری مشخص برای حل و فصل اختلافات خود و بازگشت دو طرف به مفاد توافق برجام توافق کردهاند. دیروز سعید خطیبزاده، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران در جریان آخرین نشست خبری خود همه گمانهزنیهای مطرح شده مبنی بر نزدیکی توافق میان ایران و کشورهای آمریکا، فرانسه، بریتانیا، آلمان، روسیه و چین را تایید کرد و گفت: «مذاکرهکنندگان ارشد طبق توافق صورت گرفته برای انجام مشورتها و همچنین انجام تنفس پس از چند روز گفتوگوهای فشرده به پایتختها بازگشته بودند و اکنون شاهد بازگشت مجدد مذاکرهکنندگان به وین هستیم. البته در این چند روز جلسات کارشناسی برگزار شده و تمرکز جلسات بر روی چهار متن اصلی در خصوص موضوعات مختلف بوده است. در راستای گفتوگوهایی که تاکنون انجام شده بسیاری از جداول آماده شده است. ستونهای این جداول نیز آماده است. بخشی از پرانتزها پاکسازی شدهاند. در مورد ایدهها نیز تا حدود بسیار زیادی توافقاتی انجام شده است و در حال تبدیل شدن به جملات و کلمات هستند. البته موضوعات باقیمانده، موضوعات کلیدی هستند که نیاز به اخذ تصمیمات خاص سیاسی دارد به خصوص از طرف واشنگتن و آنها باید تصمیمات خود را در مورد مسائل باقیمانده به خصوص موضوع رفع تحریمها اعلام کنند. اگر این اتفاقات در بازگشت تیمهای مذاکرهکنندگان کشورها به وین رخ دهد میتوان گفت با سرعت خوبی به سمت رسیدن به یک توافق پایدار و قابل اتکا در حال حرکت هستیم.»
اختلاف بر سر تضمین
تاکید سخنگوی وزارت امور خارجه ایران به لزوم اخذ برخی تصمیمات کلیدی از طرف واشنگتن اگر جنگ روانی نباشد، احتمالا به مساله تضمین مورد مطالبه جمهوری اسلامی از مذاکرات وین اشاره دارد. او در بخش دیگری از نشست مطبوعاتی خود گفته است: «اگر قرار بود ایران از خطوط قرمز خود کوتاه بیاید حتما در شش دور مذاکرات توافقی حاصل میشد. ما برای رسیدن به توافق محورها و خطوط قرمز خود را فراموش نمیکنیم. توافقی که ما به دنبال آن هستیم باید از دو ویژگی قابل اتکا و پایدار بودن برخوردار باشد و ترجمه آن در اتاقهای مذاکرات به طرفهای اروپایی و آمریکایی گفته شده است. اختلافی در اصل اخذ تضمین و راستیآزمایی وجود ندارد. باید این تضمین وجود داشته باشد که در آینده آمریکا مجددا نظام بینالملل را با زیر پا گذاشتن تعهدات خود و خروج از توافقات امضا شده به سخره نمیگیرد و هیچ دولتی در آمریکا از سازوکارهای برجام ضد برجام استفاده نکند و تضمینهایی ارائه شود که انتفاع ایران از منافع اقتصادی برجام را تضمین کند. اینها موضوعات جدی هستند که در هر توافقی که حاصل شود باید این مسائل لحاظ شده باشد. من به شما عرض میکنم که در اتاق مذاکرات ما به صورت روشن خواستههای خود را گفتهایم و اگر ما به صورت مکتوب برخی از موضوعات را میگوییم برای این است که به صورت شفاف و مکتوب خواستههای خود را بیان کرده باشیم.»
مذاکره مستقیم ایران و آمریکا؟
موضوع دیگری که خطیبزاده در جریان نشست خبری خود به آن اشاره کرد، برخی گمانهزنیها مبنی بر احتمال مذاکرات مستقیم میان جمهوری اسلامی و ایالات متحده است. این مقام مسئول در وزارت امور خارجه ایران در پاسخ به سوالی در این زمینه بیان کرد: «سیاست جمهوری اسلامی ایران تا امروز که من در خدمت شما هستم این بوده است که آمریکا باید نشان دهد که از مسیر غلط گذشته خود به صورت عملی برگشته است و تا مادامی که این اتفاق نیفتد در میز برجام جایی ندارد. این اعتماد و شناسایی را آمریکا باید با اصلاح رفتار خود کسب کند. ما از طریق مسیر مطلوب و به صورت غیررسمی از طریق آقای مورا نکات مورد نظرمان را داده و گرفتهایم و کماکان این مسیر ادامه دارد و تا نقطهای که لازم باشد این مسیر ادامه پیدا میکند. مسیر گفتوگوها کاملا روشن است. non paper هایی داده و گرفته میشود و تا به امروز به اندازه کافی پیشرفتهایی را ایجاد کرده و تا نقطهای که باید ادامه پیدا کند انجام میشود.»
چشم امید ایران به روسیه و چین
افزون بر این، اظهارات مطرح شده از سوی حسین امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی حاکی از امید ایران به کشورهای روسیه و چین برای دستیابی به توافقی مطلوب برای بازگشت به برجام است. امیرعبداللهیان به تلویزیون CGTN چین گفته است: «چین نقش سازنده و معقولی در مذاکرات توافق هستهای داشته است، به ویژه در مذاکرات اخیر در وین برای لغو تحریمها علیه کشور ما. چین در طی این مذاکرات، همیشه با تحریمهای یکجانبه بیرحمانه اعمال شده توسط آمریکا بر کشورهایی از جمله ایران مخالف بوده و رویه زورگویانه آمریکا را محکوم کرده است. همانطور که در صحبتهایم با نخستوزیر و وزیر امور خارجه، وانگ یی گفتم، ما از حمایت چین در طی مذاکرات وین قدردانی میکنیم و [در این گفتوگوها] ابراز امیدواری کردم چین به حمایت از موضع ایران ادامه دهد. ما همچنین به مقامات چینی اطمینان دادیم، ایران وقتکشی نمیکند یا تلاش نمیکند مذاکرات را از مسیر اصلی خود خارج کند و ما پیشنهادهای سازنده، موثر و واقعبینانهای را پای میز مذاکرات در وین مطرح کردهایم. همکارم آقای باقری و هیاتی از کارشناسان ارشد ایرانی به صورت فشرده روی پیشبرد این طرحها کار میکنند.» به گفته وزیر امور خارجه ایران، «چین و روسیه از برنامه سازنده ایران حمایت میکنند اما کشورهای غربی از جمله آمریکا تا کنون هیچ طرح نویی در مذاکرات ارائه نکردهاند. اگر طرفین مذاکرات بتوانند تعهداتشان در توافق هستهای را از سر بگیرند، ایران نیز بر اساس توافق به تعهداتش باز خواهد گشت. اگر ایران بتواند از مزایای اقتصادی توافق بهرهمند شود، تمامی طرفین هم بهرهمند میشوند.»
حمایتهای داخلی
نکته قابل توجه در این دور از مذاکرات، حمایت همه نهادهای حاکمیت از مذاکره کنندگان است. در دولت حسن روحانی، از تریبونهای نماز جمعه گرفته تا برخی نهادهای انتصابی گاه و بیگاه به تخریب مذاکره کنندگان میپرداختند. اینبار اما خبری از این اقدامات نیست. اصلاحطلبان و حامیان دولت قبل حالا خود به حامیان مذاکرهکنندگان در دولت رئیسی بدل شدهاند. سید عباس عراقچی، مذاکره کننده ارشد ایران در دولت گذشته در آخرین نمونه دیروز به حمایت از تیم مذاکره کننده ایران پرداخت و در صفحه شخصی خود در شبکه اجتماعی اینستاگرام نوشت: «دکتر باقری و همکارانش در مذاکرات وین ماموریت سختی را دنبال می کنند. حمایت کامل و دعای خبر همه با ایشان است. همانطور که مقام معظم رهبری در ۲۵ فروردین امسال فرمودند: “امیدواریم انشاءالله مسئولین کشور در این زمینه [مذاکرات وین] هم کاملا با چشم باز، با دل محکم و با توکل به خدا و با ذکر «حسبناالله و نعم الوکیل» انشاءالله جلو بروند، توفیقات الهی شامل حالشان بشود و ملت را خرسند و خوشحال کنند”.» علی خضریان، نماینده عضو جبهه پایداری مجلس هم به حمایت از تیم مذاکره کننده ایران و البته توافق با کشورهای جهانی برای رفع تحریمها پرداخت که نشانی است از تغییر نظر جریانهای تندرو اصولگرا در قبال مذاکره با قدرتهای جهانی پس از به دست گیری قدرت. این نماینده مجلس گفته است: «امروز کسانی در حال طرح شائبه و شبههافکنی در افکار عمومی نسبت به تعامل با جهان هستند که ۸ سال گذشته با شعار تعامل با دنیا روی کار آمدند، اما ملت ایران تجربه کرد که تمام ظرفیت خود و کشور را تنها خرج باز کردن درز پنجره تعامل با کدخدا و چند کشور اروپایی کردند که نه تنها بینتیجه ماند، بلکه با رویکرد غلط دروازه تعامل با عموم کشورها را بستند و تنها در رویای آن درز پنجره تعامل با کدخدا و دو – سه کشور اروپایی بودند و ظرفیت مهمی همچون همسایگان، منطقه غرب آسیا، آمریکای لاتین، آفریقا و کشورهای شرق را نادیده گرفتند و بدتر از همه اینکه اینها غرب را هم فقط در کدخدا و آن سه کشور اروپایی دیدند. کسانی بلندگوی طرح این شائبهها شدهاند که در شعارهایشان میگفتند ما حتی باید با دشمنان خود گفتوگو کنیم. آنهم با دشمنی که سالها و به صورت علنی از براندازی نظام جمهوری اسلامی سخن گفته و در میدان عمل نیز بارها اقدام کرده است؛ حتی پس از اینکه یک مقام رسمی و عالیرتبه کشورمان را در حالیکه بهصورت رسمی مهمان کشور عراق بود، بهصورت ناجوانمردانه ترور کردند و در عالیترین سطح سیاسی هم رئیسجمهور و وزیر خارجه وقت آمریکا بلافاصله به این ترور و صدور دستور آن اذعان کردند، این جریان همچنان پالس مذاکره و توافق با دشمن میداد.»
سیل باز هم در شهرهای مختلف کشور منجر به بروز خسارات مالی و جانی فراوان شده است. مناطق مسکونی به ویژه در شهرهای جنوبی چند سالی است که با این پدیده دست و پنجه نرم میکنند. علاوه بر هشدارهایی که در مورد تکرار سیلی در ابعاد سیل سراسری 98 شنیده میشود و موجبات نگرانی در مورد تکرار فاجعهای دوباره میشود، بسیاری از شهرها و روستاهای کشور با خسارات این پدیده در سطحی گسترده روبهرو هستند. در سالهای اخیر موضوع مدیریت سیل به یکی از مسائل مهم در کشور تبدیل شده است، اما اقدامات صورت گرفته در این زمینه هنوز ثمربخشی لازم نداشته و بارندگیهایی که میتواند برای سرزمین خشک و کمآب ایران موهبتی بزرگ باشد، سالهاست که جز خرابی در شهرها و روستاها چیزی به جا نمیگذارد. به رغم تمام خسارات وارد شده به مناطق مسکونی، سیل کمک چندانی به دریاچههای خشک شده و تشنه کشور نکرده است این موضوع باز هم ضرورت توجه به مدیریت سیلاب و توجه ویژه به منابع محدود آب را یادآور میشود.
بروز سیلاب در کشور در پی هر بارندگی، در سالهای اخیر تبدیل به امری معمول شده است. اما در این میان هزینه دخل و تصرفهای غیرمجاز و بارگذاریهای غیراصولی در مناطق حادثهخیز را کشاورزان و شهروندان با متحمل شدن خسارات میپردازند. مشکلات متعدد در حوزه شهری در سالهای اخیر باعث شده میزان خسارات سیلاب و بارندگی در شهرهای مختلف افزایش پیدا کند. رعایت نکردن اصول و ضوابط متناسب با اقلیم در شهرسازی و پروژههای توسعهای بر میزان خسارات ناشی از سیلاب دامن میزند. به رغم هشدارهایی که جامعه علمی کشور در خصوص بارگذاریهای غیر اصولی جمعیتی در برخی مناطق و همچنین بیتوجهی به آمایش سرزمین و خصوصیات اقلیمی هر منطقه در ساخت و سازهای شهری، همچنان کشور از این موضوع آسیب میبیند. در کنار آسیبهای ناشی از سیل بسیاری از کارشناسان بر این باورند که سیل در سرزمین خشکی مثل ایران که نیمی از سال با کمآبی دست به گریبان است، موهبتی است که باید مورد بهرهبرداری قرار گیرد و با روشهایی اصولی تهدید ناشی از مخرب بودن آب جاری شده در سیلاب را تبدیل به فرصتی کرد که با آن بتوان تبعات و آثار کمآبی را کاهش داد. اما سیل در این سالها تنها یک دستاورد برای کشور داشته: خسارت و تخریب.
بارندگی و در پی آن جاری شدن سیل از منظری دیگر هم برای کشور دارای اهمیت است. دریاچهها و تالابهای نقاط مختلف ایران که در سالهای اخیر با عوامل مختلف آسیب دیده و خشک شدهاند حالا با سخاوت آسمان امید به بهبود وضعیتشان است. اما واقعیتها چیز دیگری میگویند. بارندگیهای اخیر که در برخی مناطق به شکل برف بیسابقه و در برخی مناطق به صورت باران سیلآسا بود، هنوز نتوانسته آسیب و زخمی که بر تن تالابها و دریاچههای داخلی کشور در طول سالها نشسته است را ترمیم کند. دیروز محمدجواد سیاحپور مدیر پایگاه پژوهشی تالاب بینالمللی پریشان در گفتوگو با مهر وضعیت تالاب پریشان را در پی بارندگیهای اخیر تشریح کرده و گفته است: «در بارشهای چند روز گذشته در حوزه تالاب پریشان بیش از ۵۰ میلیمتر باران باریده است که این میزان بارندگی در حوضه آبریز ۲۳ هزار هکتاری تالاب پریشان که از روستای مهبودی در شمال شرق شروع و تا ابوعلی در جنوب غرب و مراتع پوزه بادی، زوالی، پل آبگینه (که به دشت مُشیری معروف است) گسترده است، بسیار کم و ناچیز محسوب میشود. تمامی آب بارانی که در این ۲۳ هزار هکتار نازل میشود به صورت روان آب به تالاب پریشان سرازیر میشود اما هر چقدر میزان بارندگی هم زیاد باشد نمیتواند ۴۰ میلیون مترمکعب آب که سالانه از تالاب برداشته میشود را جبران کند، با توجه به میزان کم بارش و خشکسالی در منطقه، باید برداشت آب نیز کمتر شود، متاسفانه افزایش زمینهای کشاورزی، چاههای مجاز و غیرمجاز و افزایش بهرهبرداری اجازه مدیریت و مصرف بهینه آب باران را نمیدهد و نمیتوان انتظار داشت که میزان آب سرازیر شده حاصل از بارندگی به احیای تالاب کمکی کند.» این در حالی است که میزان بارندگی در شهرستان کازرون استان فارس 70 میلیمتر اعلام شده و بارندگی در این منطقه منجر به جاری شدن سیلاب شهری شده است. سیاحپور در مورد وضعیت کانالهای آب زیرزمینی تالاب پریشان میگوید: «در حال حاضر کانالهای زیرزمینی تالاب پریشان بیش از ۱۵۰ میلیون مترمکعب آب نیاز دارند و سطح ایستابی بین ۱۴ تا ۱۶ متر از تراز صفر (کف بستر تالاب) پایینتر رفته است، حتی اگر سالانه ۶۰ میلیون مترمکعب هم بارندگی در حوزه تالاب پریشان داشته باشیم نهایتاً ۱.۳ سطح ایستابی پر شود. طبق مطالعات و پژوهشها در سال گذشته مشخص شد که نیاز آبی پریشان حدوداً ۲۰۰ میلیون مترمکعب است که نه با بارندگی بلکه با انتقال آب از سد نرگسی هم به تنهایی جبران نمیشود، مگر اینکه میزان برداشت و مصرف آب از تالاب پریشان کمتر شود» یکی از مهمترین عوامل خشک شدن پریشان بهرهبرداریهای بیرویه و حفر چاههای متعدد در این حوضه آبریز بوده است. این دریاچه بینالمللی بیش از یک دهه است که خشک شده و بسیاری معتقدند علت اصلی این خشک شدن کشاورزی ناپایدار و بهرهبرداریهای بیرویه از منابع آب زیرزمینی و در نتیجه خشکیدن چشمههایی بود که این تالاب را تغذیه میکردند. در خصوص نقش کشاورزی در بروز این وضعیت سیاحپور معتقد است: «کشاورزی امری اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و هویتی در منطقه است و ما نمیتوانیم بگوییم کشاورزی را کمتر کنیم، مدیریت کشاورزی فرایندی زمانبر است تا کشاورزان تغییر در معیشت بپذیرند و رویکرد و نوآوریهای جدیدی در منطقه شکل گیرد. مردم باید باور کنند که اگر تالاب احیا و ترمز تخریب پریشان کشیده نشود شهر کازرون، بالاده و روستاهای اطراف تالاب نابود میشوند، احیای پریشان نیازمند همتی اساسی و مطالبه مردم کل شهرستان است. یا همفکری مردم محلی به معیشتهای جایگزین و سودآور تر از کشاورزی برسیم که اهالی و ساکنین اطراف تالاب پریشان خودشان با اشتیاق از کشاورزی فاصله و به سوی معیشتهای جایگزین که مبتنی بر آب نباشند، بروند تا بتوانیم نیاز آبی اطراف را از منابع آب زیرزمینی کمتر کنیم و حتی به صفر برسانیم تا تالاب در مسیر احیا قرار گیرد» در بارندگیهای اخیر تنها پریشان نبود که سیراب شدن را تجربه نکرد، بختگان هم بهرهای از بارندگیهایی که بسیاری از مردم را امیدوار کرد، نبرده است، علمدار علمداری یکی از فعالان محیط زیست استان فارس میگوید: «با وجود اینکه شاهد بارش باران در مناطق مختلف استان بودیم اما این بارندگیها نتوانست حداقل انتظارات را برآورده کند و متأسفانه وضعیت دریاچههای استان همچنان نگران کننده است. از تالاب بختگان به عنوان بزرگترین تالاب استان فارس تا کافتر به عنوان شمالیترین تالاب استان همچنان خشک هستند و وضعیتشان مانند گذشته است و هیچ تغییری حاصل نشده است.» علمداری به وضعیت وخیم منابع آب زیرزمینی اشاره کرده و میگوید: «بارندگیها به حدی نیست که باعث آبگیر شدن دریاچهها شود. این میزان بارندگی تا حدودی برای سیراب کردن سطح سفره آبهای زیرزمینی مؤثر است و نمیتوان انتظار احیا دریاچهها را داشت. آب سفرههای زیرزمینی هم افت بسیاری داشته. در گذشته به دلیل آبدار بودن حوضههای اطراف، آب به سمت دریاچه روان میشد اما در حال حاضر به دلیل خشک بودن این حوضهها، ابتدا آنها را تغذیه میکنند و در نهایت آبی باقی نمیماند که وارد دریاچه شود» او به خشکی چشمههایی که آب مورد نیاز پریشان را تامین میکردند اشاره کرده و میگوید: «وقتی چشمهها خشک و سطح منابع آب زیرزمینی پایین باشد، آب وارد دریاچه نمیشود. اگر بارندگی و حتی سیلابی هم باشد، ممکن است فقط چشمهها و سطح سفرهها بالا بیاید.» به گفته علمداری مهارلو تا حدودی آب دارد اما این آب حاصل از ورود آب آلوده به فاضلاب صنعتی و خانگی است. او معتقد است حفر چاههای غیرمجاز در منطقه مانع از بهبود وضعیت دریاچه حتی در پی بارشهای سیلآسا میشود و تاکید دارد: «با توجه به این خشکسالیها وضعیت دریاچههای فارس هر روز بدتر میشود و به طور حتم طی چند سال آینده با مشکلات زیادی در این حوزه روبهرو خواهیم شد.» فروچالههای ایجاد شده در پی فرونشست زمین و بهرهبرداری از آبهای زیرزمینی، بلای جان دریاچهها شدهاند. با وجود این چاهها و فروچالهها دیگر حتی سخاوت آسمان هم به داد دریاچههای تشنه نمیرسد.
دیماه اهالی جنوب و جنوب شرق کشور پرحادثه بود و آنها تقریبا تمام ماه را در سیل گذراندند. هنوز از ویرانیهای گسترده در این مناطق زمانی نگذشته بود که بارشهای 72 ساعت گذشته باز سیل را راهی این مناطق و البته سایر استانهای کشور کرد. رئیس اورژانس کشور از ۴ مصدوم و ۹ مفقودی در پی بارشهای اخیر در ۳۱ استان کشور خبر داد و گفت «شدت بارشها و درگیری در استانهای کردستان، آذربایجان شرقی و غربی ، اردبیل و کرمانشاه و زنجان بیشتر بوده است.» با این حال کرمان، میناب، لرستان و چند استان دیگر هم از گزند حادثه در امان نبودند و خبرها تاکنون حاکی از مفقود شدن دو کودک در ریگان بودهاند.
ستاد مدیریت بحران استان کرمان با اتکا به پیشبینی هواشناسی هشدار سطح قرمز و اعلام ناپایداری شامل بارش باران، برف و وزش باد بهنسبت شدید تا اواخر هفته جاری را صادر کرده و در سیل چند روز پیش در جنوب استان افزون بر ۲ هزار و ۲۰۰ میلیارد تومان خسارت اعلام شده است. هرچند دو کودک هنوز مفقودند اما رییس جمعیت هلالاحمر ریگان خبر از نجات 6 نفر گرفتار در سیل داده. به گفته بهزاد عارف، مدیر آموزشوپرورش عشایری ریگان به همراه چهار معلم و راننده جرثقیل برای ارسال کانکس به منظور آموزش دانشآموزان به مناطق کوهستانی رفته بودند که با بارش باران و سیلابی شدن رودخانهها از صبح امروز تا امشب در منطقه گرفتار شدند و در نهایت با تلاش نیروهای امدادی نجات یافتند. با این حال امین باقری، فرماندار ریگان با اشاره به اینکه اکنون دهها روستا در محاصره سیل قرار دارند گفت «هم اکنون برق ۳۲ روستا بر اثر افتادن تیرهای برق قطع شده و تلاش برای رفع مشکل قبل از تاریکی ادامه دارد. همچنین بیش از ۵۰ روستا در محاصره سیل قرار دارند اما هنوز آب وارد روستاها نشده است و تلاش برای پیدا کردن دو کودک مفقودی نیز ادامه دارد.»
وضعیت در قلعهگنج هم در روزهای اخیر سخت بود و انسداد راههای روستایی بهویژه در مناطق کوهستانی و آبگرفتگی منازل در روستای چراغآباد از جمله مهمترین مشکلات اعلام شد. به گفته مسلم روستازاده، دهیار روستای چراغآباد از توابع شهرستان قلعهگنج کرمان حجم بارشها و تخریب بخشی از جداره خاکی رودخانه سورگاه که از محل این روستا عبور میکند، سبب ورود آب به منازل مسکونی برخی خانوارهای روستایی شده است و خانوار آبادی پیری نوابی که در نزدیکی و مجاورت رودخانه سورگاه قرار گرفتند، در وضعیت بدتری قرار دارند.
ایلام و لرستان هم در روزهای اخیر اسیر سیل شدند و استاندار ایلام گفت: برآوردها نشان میدهد خسارت ناشی از سیل به بخش کلات مورموری ۱۱۷ میلیارد تومان است که ۹۷ میلیارد آن خسارت به زیرساختها است و حدودا ۲۰ میلیارد تومان آن خسارت به منازل مردم است.
بارشهای گسترده همچنین راههای ارتباطی شهرستانهای خراسان رضوی را هم مسدود کرد و محسن نجات، مدیرکل مدیریت بحران استانداری خراسان رضوی با اعلام آنکه در طول 48 ساعت گذشته 11 شهرستان استان بر اثر بارندگی و سیلاب دچار خسارتهایی شدند گفت «بر اثر وقوع سیل و همچنین توفان شدید، 40 روستا در 7 شهرستان استان دچار قطعی و اختلال در شبکه برق شدند همچنین توفان شدید و بارندگی شدید و سیلاب ، مطابق هشدارهای قبلی هواشناسی در شهرستان صالح آباد منجر به قطع برق و خط انتقال آب شرب بیش از روستای شهرستان صالحآباد شد.»
تخلیه اضطراری سه روستای میناب
اهالی سه روستای مازغبالا، مازغ پایین و تنبک در میناب روز گذشته مجبور به ترک روستایشان شدند. سیل بیامان به دل روستاهای میناب زد و بیش از هزار نفر را تاکنون بیخانمان کرده است. مجید سلحشور، فرماندار میناب با تاکید بر این حادثه گفت «مردم این روستاها با کمک نیرویهای قرارگاه مدینه منوره سپاه پاسداران به شهرک صنعتی تیاب و مدارس روستاهای دُهو، حکمی و تیاب در حال انتقالاند.» به گفته او همه دریچههای سد استقلال میناب با ظرفیت ۷۱۰ مترمکعب بر ثانیه باز شده است و تا زمانی که آب ورودی سد کاهش پیدا کند باز خواهد بود «میزان بارندگیها نیز بیشتر از پیشبینیها بوده و شدت بارندگی بالا و تخلیه روستاها با سرعت در حال انجام است. بر اساس گزارش هواشناسی هرمزگان با فعالیت سامانه بارشی در استان از روز گذشته تاکنون بیش از ۱۰۱ میلی متر باران در شهرستان میناب باریده است.» درنهایت خبر احداث سیل بند 5 کیلومتری در استان هرمزگان آمد تا شاید بتواند کمی از خسارات سیل را کم کند.
خسارت سیل برای استان فارس هم کم نبوده. جاری شدن سیل در شهرستان رستم سبب وارد آمدن خسارت به بیش از سه هزار هکتار از زمینهای کشاورزی و تلف شدن افزون بر ۱۰۰ راس دام شد. همچنین بارش باران که از روز شنبه شدت گرفته، آبگرفتگی معابر و منازل روستای قلعه سید از توابع بخش مرکزی شهرستان کازرون در استان فارس را به همراه داشته است و برخی دیگر از روستاهای کازرون نیز درگیر سیلاب و آبگرفتگی شدهاند.
مدیرکل بهزیستی استان فارس هم با اعلام آنکه به دنبال بارندگیهای دی ماه و جاری شدن سیل و سیلاب، خساراتی به ۱۳۵ خانوار تحت پوشش این سازمان در شهرستانهای جنوبی استان وارد شده است گفت «در پی وقوع بارندگی و سیل در بخش بیرم لارستان تعداد ۳۷ خانوار از مددجویان دچار خسارت شدهاند. در بخش چاهورز لامرد نیز ۹۸ خانواده تحت پوشش گرفتار خسارت ناشی از سیل هفته گذشته شدند که این آسیبها شامل نشست سقف خانه، کف اتاق ساختمانها، خرابی دیوار حیاط خانه و خسارت به وسایل برقی، ضروری و مصرفی مددجویان میشود.»
۸۸۹ محور از سیل اخیر آسیب دیدند
مدیرکل دفتر مدیریت بحران و تجهیز ماشین آلات سازمان راهداری و حملونقل جادهای اعلام کرد که بیش از ۸۸۹ محور از سیل اخیر آسیب دیدند که خسارت وارد شده به راههای شریانی، اصلی و روستایی به ۱۸۶۱ میلیارد تومان میرسد.
فرهاد مهریاری درباره آخرین وضعیت راههای آسیب دیده از سیل دیماه امسال اظهار کرد: «با توجه به هشدارهای سازمان هواشناسی در بازه زمانی یکم تا ۲۵ دیماه امسال بیشترین میزان بارشها در استانهای جنوب و غرب کشور اتفاق افتاده است. تعداد محورهای آسیب دیده ۸۸۹ محور که در استانهای هرمزگان، جنوب کرمان، ایرانشهر، لارستان، خراسان جنوبی، فارس، ایلام، خوزستان، لرستان و بوشهر بوده است.»
او افزود: در این میان ۱۰۴۹ کیلومتر از راههای شریانی، ۲۷۰۰ کیلومتر راههای روستایی و ۱۷۹۸ دستگاه ابنیه آسیب دیدند. ۲۶ هزار و ۴۸۲ مترمکعب ریزش برداری صورت گرفت و ۱۰۲۸ دستگاه ماشینآلات درگیر شدند. خسارات وارد شده به محورهای مذکور نیز ۱۸۶۱ میلیارد تومان برآورد شده است.
مدیرکل دفتر مدیریت بحران و تجهیز ماشین آلات سازمان راهداری و حملونقل جادهای ادامه داد: بیشترین خسارات وارد شده به راههای ایرانشهر به مبلغ ۵۵۰ میلیارد تومان اختصاص دارد و بعد از آن محورهای لارستان ۳۴۰ میلیارد تومان، هرمزگان ۳۳۰ میلیارد تومان، لرستان ۲۲۰ میلیارد تومان، خوزستان ۱۲۵ میلیارد تومان، کرمان جنوب ۱۲۰ میلیارد تومان، خراسان جنوبی ۸۱ میلیارد تومان، بوشهر ۳۵ میلیارد تومان، سیستانوبلوچستان ۲۵ میلیارد تومان، فارس ۲۰ میلیارد تومان و ایلام ۱۵ میلیارد تومان خسارت دیده است.
مهریاری همچنین درباره آخرین وضعیت محورهای مسدود به ایسنا گفت: «بر اساس گزارش مرکز مدیریت راههای کشور محورهای دهگلان – حسین آباد – آزاد راه پل زال – خرمآباد، محور دالکی به برازجان، محور بندر خمیر به بندرعباس و محور بندر خمیر به بندر لنگه به عنوان محورهای شریانی مسدود هستند. همچنین ۱۸۵ محور روستایی نیز مسدود بوده که البته تا کنون بیش از ۲۰۱ محور روستایی، اصلی و شریانی بازگشایی شدهاند.»
مروری بر سیاستهای مواجهه با بیخانمانی در جهان
سکونت در اتوبوس و خوابیدن روی صندلیها چند صباحیست که سوژه روز رسانهها شده است. اتوبوس خوابی پدیدهای که در تهران مشاهده شده، تنها مختص به کارتنخوابها نبوده و نیست. در روزهای اخیر که اتوبوس خوابی مطرح شده است، کارشناسان حوزه اجتماعی مشکل حل نشدن معضل بیخانمانی و تغییر شکل آن از حضور در گرمخانه به اتوبوسها، سیاستهای حمایت و مواجهه با بیخانمانها دانستند.
سیاستهایی که در کشورهای دیگر نیز اجرا میشود. اگرچه پاک کردن کامل و مطلق معضل کارتنخوابی و بیخانمانی در شهرهای بزرگ و پرجمعیت امری سخت بوده و محتاج برنامه ریزی مداوم، دقیق و طولانی است اما نباید گمان کرد که شهرهای بزرگ منطقه دست روی دست گذاشته و برای حل معضل بیخانمانی و به خصوص تامین جای خواب برای آنها در شبهای سرد زمستان اقدامی نکردهاند.
در این گزارش سعی داریم به چهار کشوری که به لحاظ فرهنگی، اقتصادی و یا سرزمینی به ایران شبیه هستند اما توانستهاند طرحهای خوبی برای کنترل بیخانمانی و حل این معضل اجتماعی ارائه دهند، اشارهای داشته باشیم.
قاهره در مصر یکی از شهرهای بزرگی است که جمعیت زیادی از بیخانمانها را در خود جای داده است. بر اساس گزارش پایگاه The Borgen project، بسیاری از این بیخانمانها کودک هستند. بعد از مطالعهای که در سال ۲۰۱۰ و با بررسی ۸۵۷ کودک خیابانی در قاهره و اسکندریه انجام شد، مشخص شد که ۹۳ درصد از کودکان در خیابانها با آزار و اذیت جسمی و جنسی مواجهه میشوند. علاوه بر این، این مطالعه نشان داد که ۶۲ درصد از کودکان از مواد مخدر استفاده میکنند. همچنین، دختران نوجوان ۱۵ تا ۱۷ ساله اظهار داشتند که یک یا چند بار مورد آزار جنسی قرار گرفتهاند.
باوجود این تفاسیر اما برنامههایی برای کمک به کودکان خیابانی مصر به وجود آمده است. در سال ۲۰۱۶، دولت مصر پروژهای را با هدف ساخت سرپناه و آموزش کودکان خیابانی راهاندازی کرد. وزارت حمایت اجتماعی مصر نیز کمپین «کودکان بدون سرپناه» را به راه انداخت. ماموران این وزارتخانه به کودکان خیابانی کمکهای اولیه را آموزش میدهند و سعی میکنند هرگونه مدارک شناسایی را جمعآوری کنند تا بتوانند از آنها برای انتقال کودکان به پناهگاه استفاده کنند. فرستادن کودکان به پناهگاهها دشوار است، زیرا قوانین مصر به پناهگاهها اجازه نمیدهد کودکانی را که گواهی تولد ندارند، بپذیرند. با این حال اقداماتی در این زمینه انجام شده و طبق قانون جدید، سرپناهها دیگر در مورد این کودکان سختگیری نمیکنند.
دولت همچنین برنامه «حفاظت از کودکان بیخانمان» را ایجاد کرده که طی آن، چند ده اتوبوس سیار برای ارائه خدمات پزشکی و روانشناختی موقت به کودکان بیسرپناه به کار گرفته شدند.
اجرای کمپین سرپناه در اسلامآباد
پاکستان یکی از کشورهای با جمعیت بالای بیخانمانی است. بر اساس گزارش The Borgen project، حدود ۲۰ میلیون بیخانمان در پاکستان زندگی میکنند. بسیاری از این بیخانمانها زنان و کودکانی هستند که شبهای سرد زمستان به شدت بر سلامت آنها تاثیر گذاشته و زندگی آنها را به خطر میاندازد.
این افراد بیخانمان به خصوص در شهر اسلام آباد یعنی پایتخت پاکستان یافت میشوند. دولت تا چند سال قبل اقدامات زیادی را برای پناه دادن به این افراد انجام نداده بود اما با به قدرت رسیدن عمران خان، اقداماتی در این زمینه شکل گرفت. عمران خان کمپینی را با نام «سرپناه» به وجود آورد و توانست در این کمپین، افراد بیخانمان بسیار زیادی را به گرمخانههای مناسب ببرد.
این طرح ابتکاری همچنان ادامه دارد و طی آن، پناهگاههای متعددی ساخته یا خریداری شده است. طرح عمران خان یک جدول زمانی پنج ساله را مشخص کرده و طی این پنج سال قرار است در تمام مناطق اسلامآباد و شهرهای بزرگ دیگر پاکستان سرپناه گرم و غذا برای بیخانمانها فراهم شود.
به جز طرح سرپناهِ عمران خان، طرحهایی که با همکاری سازمان بینالمللی FINCA در مناطق محروم پاکستان انجام شده و نیز کمپینهایی مانند «کودکان را نجات دهید» نیز توانستهاند در زمینه نجات بیخانمانها فعالیتهایی داشته باشند.
در مساجد و هتلها به روی بیخانمانها باز شد
به گزارش پایگاه TRT، دولت ترکیه در آنکارا و استانبول از طریق طرح سراسری مکان گرم برای بی خانمانها (با نام «هیچکس نباید بیرون باشد، بیایید میزبان همه باشیم») تلاش کرد تا حدی از مرگ این افراد در شبهای سرد زمستان جلوگیری کند. شهرداری آنکارا و استانبول شهرهای خود را به چند ده منطقه تقسیم کرده و از طریق ساخت گرمخانههای بزرگ و امن و گشتهای اجتماعی فراوان به جمع آوری کارتن خوابها و انتقالشان به محل امن پرداختند.
همچنین، شهرداری استانبول و آنکارا با تبلیغ فراوان از مردم خواستند در صورت مشاهده یک بیخانمان سریعا با اورژانس اجتماعی تماس گرفته و آن را گزارش دهند.
به جز این، در طرح جامع مکان گرم برای بیخانمانها، بسیاری از هتلهای شهر استانبول و آنکارا که در فصول سردِ بعد از تعطیلات ژانویه مشتری کمی دارند درهای خود را به روی بیخانمانان باز کردند. در کنار هتلها، برخی مساجد نیز داوطلب شدند و درهای خود را به روی کارتنخوابها باز نمودند.
محل تولد: خیابانهای هندوستان
بر اساس گزارش The Borgen project معضل کودکانی که در خیابانها متولد میشوند یکی از مهمترین مسائل اجتماعی هندوستان است. در هند بیش از ۴۰۰ هزار کودک در خیابان به دنیا آمده و همانجا زندگی میکنند. طبق گزارش یونیسف، کودکان خیابانی چهار دسته هستند:
الف. بچههایی که با خانواده میمانند، اما برای امرار معاش در خیابان کار میکنند.
ب. کودکانی که عمدتاً در خیابان زندگی میکنند، اما مدتی را با خانواده میگذرانند.
ج. کودکانی که زندگی را در خیابان میگذرانند و به همین دلیل با خانواده زندگی نمیکنند (اما خانواده دارند).
د. کودکان یتیمی که بدون هیچ سرپرست بزرگسالی تنها ماندهاند.
دولت هند برای جمع آوری این کودکان و دادن پناهگاه به آنها با مشکلات فراوانی روبهرو است. با این حال، اخیرا اقداماتی از سوی دولت و خیریههای غیردولتی هندوستان برای مدیریت بهتر این وضعیت انجام گرفته است.
بر اساس اقدام اخیر دولت هند، مراکزی ایجاد شده تا کودکان بیخانمان توسط پناهگاههای مختلف پذیرش شوند. این مراکز توسط چندین سازمان دولتی و غیردولتی که برای کمک به بیخانمانها در هند کار میکنند راهاندازی شدهاند. سازمان (SBT) یکی از این سازمانهاست که از سال ۱۹۸۹ در دهلی فعالیت میکند. SBT چهار مرکز اجتماعی را اداره میکند که ۲۴ ساعته باز هستند و میتوانند حداکثر ۲۲۰ کودک را در هر زمان در خود جای دهند. این گروه به ۳۵۰۰ کودک ساکن در خیابان کمک کرده است. همچنین، لباس، غذا، مدرسه، برنامههای حمایتی و توانبخشی رایگان همگی در مراکز SBT موجود است.
هماندیشی پژوهشگران درباره نسبت توسعه پایدار و معدنکاری
نخستین همایش «توسعه پایدار در معادن و صنایع معدنی» امروز در دانشگاه امیرکبیر تهران آغاز به کار میکند. این همایش که با همکاری شرکت پایش معدن هوشمند و روزنامه پیام ما برگزار میشود، میزبان کارشناسان و صاحبنظران از حوزههای مختلف محیط زیست، آب، توسعه، اقتصاد و جامعه است و در روزهای 18 و 19 دی ماه 1400 به صورت حضوری و مجازی به بررسی و تحلیل موضوعات مرتبط با فعالیتهای معدنی با توجه به اصول توسعه پایدار میپردازد. علی سیامکی مدیرعامل پایش معدن هوشمند و دبیر علمی نخستین همایش توسعه پایدار در معادن در خصوص رویکرد این همایش و اهداف برگزاری آن به «پیام ما» میگوید: «یکی از بزرگترین چالشهایی که صنعت معدنکاری در دنیا با آن روبرو است، ارتباط بین معدن و ذینفعان است که شامل سازمانها از جمله سازمان محیط زیست، جوامع محلی، روستاها و روستانشینان و موسسات و ارگانهایی که به نحوی ممکن است با موضوع معدن در فعالیت و اقدامات آنها اثرگذار باشد. در دنیا از حدود 30 سال پیش موضوعات مختلفی از جمله مسئولیت اجتماعی شرکتی و این اواخر توسعه پایدار به شرکتهای معدنی کمک کرد با این مشکلات روبرو شده و آن را حل کنند. اما در ایران هنوز رویکرد صحیحی در مورد اینکه چطور میتوانیم معدنکاری پایدار و مسئولانهای داشته باشیم و بتوانیم ریسکهای اجتماعی و محیط زیستی معدن را کاهش دهیم وجود ندارد» سیامکی در خصوص علت برگزاری این همایش با تاکید بر اینکه اقدام جدی در این زمینه صورت نگرفته است میگوید: « اقدامات جسته و گریختهای مانند تدوین راهنمای معدنکاری مسئولانه انجام شده اما در مجموع اقدام جدی چندانی صورت نگرفته است. رویکرد غالب در این همایش این است که جامعه معدنی، محیط زیست و افرادی که در صنایع دیگر تلاشهایی برای پیاده کردن موفق اصول توسعه پایدار تلاشهایی صورت داده بودند، دعوت شود تا این موضوع از زوایای مختلف مورد بررسی قرار گیرد و در نهایت راهکارها و تجارب موفق و چالشها را به شکلی عمیقتر مورد تحلیل و بررسی قرار دهیم» کارشناسانی چون عزیزالله عصاری، رضا مکنون، حمید ظهرابی، شینا انصاری، محسن یحیایی، محمد عطایی، شوان صدر قاضی، علی سوفسطایی، رعنا نوروزی، هومن فرزامی و مجید وفاییفرد در روز نخست همایش سخنرانی میکنند.
درخواست جمعآوری کلیه معادن سنگ اطراف روستای طار نطنز
کارزاری با نام درخواست درخواست جمعآوری کلیه معادن سنگ اطراف روستای طار نطنز در وبسایت کارزار در جریان است که با هشتگ #طار_بدون_معادن_سنگ پیگیری میشود. در بخشی از متن این کارزار خطاب به رئیس سازمان حفاظت محیط زیست و وزیر صنعت، معدن و تجارت آمده است:« طبیعت زیبای نطنز و روستاهایی همچون طار و نیز منطقه حفاظتشده کرکس، زیر تیغ معادن حال خوشی ندارد. وجود بیش از ۶۰ معدن سنگ گرانیت و تراورتن و برداشتهای بیرویه از این معادن خسارتهای زیادی بر عرصههای محیط زیستی، منابع آبی و تنوع زیستی منطقه برجا گذاشته است. رشتهکوه کرکس با وسعت بیش از ۳۰۰ هزار هکتار پس زایندهرود، دومین منبع آب شیرین در شمال شرقی استان اصفهان بهشمار میرود. این منطقه بهرغم مجاورت با مناطق کویری، از دیرباز دارای چشمهها و قنوات بسیاری بوده است و بخش وسیعی از این منطقه مامن حیاتوحش و رویشگاه گونههای گیاهی ارزشمند و در خطر انقراض مانند زرین گیاه است اما معادن به جان کرکس کوه افتادهاند و علیرغم نارضایتی مردم نطنز و کاشان به ویرانی طبیعت ادامه میدهند. از صدای مهیب انفجار و تکهتکه شدن دل کوه و رفتوآمد خودروهای غولپیکر حامل سنگ گرفته، تا تجاوز به حریم باغات، مزارع کشاورزی، مناطق مسکونی شهری و روستایی، انباشت نخالهها و باطلههای معدنی در مسیلها و قناتها و آلودگی آب تا انتشار ریزگردها، زندگی و سلامتی مردم نطنز و حیات گونههای جانوری و گیاهی منطقه را تهدید و نابود میکند.
شیده میمیرد و در رسانهها اعلام میشود یکی از روزنامهنگاران صاحب سبک ایران به دلیل گاز گرفتگی مرده است. درست می شود ۳۶۵ روز.
۳۶۵ بار فکر کردن. ۳۶۵ بار مثل مار به خود پیچیدن. ۳۶۵ بار چرا پرسیدنهای بیپایان. شاید باید همه ما دست به یکی می کردیم. مثلا من، نرگس، زهرا، افشین، ثمانه، فروغ، طلیعه، حسن، زری. باید شبانه میریختیم کاغذ روز بیست و هفتم را از تمام تقویمها پاره میکردیم. بعد فردا که میشد، چون روز نامشخصی بود، مرگ راهش را گم میکرد. میرفت جایی دیگر. یا نه. اصلا هیچ کجا نمیرفت. آن وقت روز ۲۷ دی ماه ۱۳۹۹ یک روز جهانی در تمام تقویمهای دنیا میشد. روزی که شیده و هیچ کس دیگری در آن نمرده بود. بعد فردای روز بیست و هفتم، منتظر شیده میشدیم که مثل همه روزهای دیگر بیاید روزنامه و گزارش بنویسد و خبرهای شورای شهر را چک کند و افشین زنگ بزند که بیا بالا صفحهات را ببند.
همه چیز به همین سادگی میتوانست باشد. حتی میشد برای جمعه قرار کوه گذاشت. یا پنجشنبهاش قرار آرایشگاه برای مرتب کردن ناخنها. یا دیدن فیلم یا انجام دادن آخرین کارهای پروژه یا هر کار معمولی دیگر.
حتی میشد شیده زنگ بزند به مادرش گیتی و مثل همیشه بگوید کجایی جوجه؟ نروی بیرون در این کرونا و گیتی چه احساس خوشبختی عمیقی داشت که جوجه شیده باشد. حتی میشد شیده زنگ بزند که بعد از روزنامه برای شام میآیم خانه و از گیتی بخواهد برایش پلو قرمز، دمپختک، مرغ یا هر غذای دیگری درست کند که شیده دوست دارد. حتی میشد قرار شمال بگذارند دسته جمعی با شهروز و شهاب و گیتی بروند حال و هوایشان عوض شود، از بس دو سال خودشان را حبس کرده بودند خانه. شاید سر راه پشمک را میبرد دامپزشکی برای واکسن. گیتی می گفت میومیوهایش یک جوری است که انگار دارد می گوید مامان و شیده می خندید. و چشم های سبزش برق می افتاد.
فردا روز سیصد و شصت و پنجم است و همه ما میخواهیم خودمان را جایی قایم کنیم. دلمان میخواهد گوشهایمان چیزی نشنود. بلد نباشیم چیزی بخوانیم یا بنویسیم. ما چشمهایمان خسته است. از بس خبرهای بد تماشا کردیم. از بس روز ۲۷ دی ۱۳۹۹ مردیم و زنده شدیم. هی گوشی تلفن برداشتیم و هی شماره گرفتیم و هی جیغ کشیدیم و گریه کردیم. و چقدر آرزو کردیم کاش این شیده که حالا تیتر خبرها شده، شیده دیگری باشد. یک مشابهت اسمی و بعد غر بزنیم که یعنی چه که عکس شیده ما را اشتباهی برای کس دیگری گذاشته اند و هی خودمان را بزنیم به آن راه که انگار شیده نمرده است و شیده زنده است و حالاست که در آسانسور باز شود و وارد تحریریه شود….
تا چند ساعت دیگر دوباره خواهی مرد و من میدانم گیتی تمام امشب را بیدار خواهد ماند. گیتی فکر میکند باید جوری جلوی زمان را بگیرد. فکر میکند بشود عقربهها را به عقب کشاند. به ۲۷ دیماه سال ۹۹. فکر می کند میتواند تو را نگه دارد. یا از تقدیر بخواهد تو را پشیمان کند.
کاش هنوز بودی. خانه بی تو چقدر خالی است. پنجرهها کمتر باز شدهاند و دیگر تو نبودی که پردهها را کنار بزنی و از ضلع شمال غربی خانه، و از طبقه هفتم برج سامان، برج دیگری را نگاه کنی و بگویی چقدر قشنگ است برج میلاد از این دور. خانه خلوت است. صدایی نیست و تو تمام این روزها را بیصدا و در سکوت، در خانه راه رفتهای. کشوهای میز آرایشت را نگاه کردهای، کمد لباس هایت را و ظرفهای آشپزخانه که انگار دارند کم کم از یاد میروند. و گاز خاموش. اگر به من باشد دلم می خواهد این گاز لعنتی را از همین طبقه هفتم پرت کنم پایین تا نابود شود. اصلا بعد از رفتن تو گیتی تا ماهها دستش به هیچ گازی نمیرفت. کنار تمام گازها تو نشسته بودی و گیتی را نگاه میکردی. جوجهات را. میگویم چه عجیب به جای اینکه شیده جوجه شما باشد، شما جوجه او بودید. و گیتی می خندد و از چشم هایش آب شور میریزد. و من سعی میکنم اسم یک ماهی را به یاد بیاورم که فقط می تواند در آب های شور زندگی کند.
اگر یک سال قبل بود، در این ساعتها تو باید خواب بوده باشی. با آن همه قرصی که خورده بودی باید بیهوش شده باشی. هنوز به آن ساعت تلخ مانده. به آن لحظهای که بیوقتترین وقت رفتنت شد.
گیتی آن موقع کجا بود؟ چه کاری داشت انجام می داد؟ مگر کاری مهم تر از تو در تمام دنیا داشت؟
پرت میگویم. خستهام. میخواهم تو را از گورخوابی فراری دهم بکشانمت سمت خودمان. اینجا آدمهای زیادی منتظرند. من یکی از آنهایم. که فکر می کنم هنوز میشود به معجزه ایمان داشت و تو برخواهی گشت. در جایی دوباره گیتی فرصت میکند تو را در آغوش بگیرد و زیر گلویت را ببوید و برایت تعریف کند زندگی بدون تو برایش تا چه اندازه بی معنا و غمبار بوده است.
شیده ممکن است الان اینجا باشی؟ درست همین لحظه؟
غیرممکن است نباشی. میدانم که هستی. من بوی تو را احساس میکنم.
|پیام ما| نشست خبری روز گذشته معاونت محیط زیست انسانی سازمان محیط زیست پرسوال بود. از پرسش درباره مالچپاشی تا وضعیت آلودگی هوا و استانداردهای موجود در آن و مازوتسوزی پرسیده شد و البته صحبت از انتقال آب دریای خزر به سمنان هم به میان آمد؛ طرحی پرمناقشه که مسئولان محیط زیستی گفتند «سازمان محیط زیست مجوز ارزیابی انتقال آب خزر به سمنان را دو سال پیش صادر کرده اما با توجه به ابعاد پروژه تاکنون هیچ پیشرفتی نداشته است.» در این میان پرسش درباره میزان تخریب لایه ازن توسط ایران هم به میان آمد. پرسشی که مدیر طرح حفاظت از لایه ازن درباره آن به «پیام ما» گفت: «ایران با توجه به اینکه درگیر کووید ۱۹ و همچنین تحریم است، یکی از کشورهای پیشرو و سطح اول دنیا در زمینه حفاظت از لایه ازن است.»
نگرانیها برای حفاظت از لایه ازن از مدتها پیش به یکی از مطالبات جدی از مسئولان محیط زیست در سراسر جهان بدل شده است. ابراهیم حاجی زاده، مدیرکل حفاظت از لایه ازن میگوید مواد مخرب لایه ازن در صنعت، کشاورزی و خدمات استفاده میشود. به گفته او، ایران در سال ۲۰۲۰ باید ۳۵ درصد از مواد مخرب لایه را از چرخه خارج میکرد که با اقدامات صورت گرفته ۴۰ درصد خارج شده است. «در روند اقدامات حفاظت از لایه ازن همواره مشارکت ذینفعان را مد نظر داشتیم و توانستیم فناوریهای جایگزین داشته باشیم و تکنولوژیهای مرتبط را با شرایط کشور بومیسازی کنیم.»
حاجیزاده همچنین تاکید کرد که برای سال آینده تعهد داریم تا ۲ هزار و ۶۲۶ تن مواد مخرب لایه ازن از ۸۴ کارخانه و صنعت را خارج کنیم، اقدامات مربوطه را انجام دادیم و در حال گرفتن بودجه هستیم، هر چند تحریمها اذیت میکند اما تلاش کردیم تا کارها پیش رود.
از دیگر موارد مطرحشده در این نشست مجوز انتقال آب خزر به سمنان بود. حمید جلالوندی، مدیرکل دفتر ارزیابی محیط زیستی سازمان حفاظت محیط زیست دراینباره گفت: «پروژه یادشده قدمتی ۱۲ ساله دارد و دارای موافقان و مخالفانی است اما اینکه آیا دولت مصمم به اجرای پروژه است را باید متولی اصلی آن یعنی وزارت نیرو اطلاعرسانی کند. شواهد و قرائن نشان میدهد که سرمایهگذار خصوصی پایکار نیامده است و این پروژه از نظر فنی هم مشکلات بسیاری دارد. ما در طول دوره بررسی این پروژه اعلام کردیم که باید شیرینسازی در مقصد اتفاق بیفتد همچنین این دستگاهها باید در فاصله دور از دریا قرار بگیرد تا پیامدهای کمی برای محیط زیست داشته باشد.»
جلالوندی همچنین درباره اینکه برخی از پروژههایی که در بودجه ۱۴۰۱ مطرح شده با ضوابط محیط زیست همخوانی ندارد و در فصل بودجه تحت عناوین متفاوت با اصل پروژه ذکر شده است، گفت: «بررسی این پروژهها آزمون سختی برای نمایندگان است. از سوی دیگر ۹۶ درصد پروژههای مسئلهدار مربوط به دو وزارتخانه کشور است و این نشانگر رویکرد این دو وزارتخانه برای اجرای پروژهها است که بعداً به دنبال ارزیابیهای پروژهها آمدهاند و در زمان امکانسنجی و مکانسنجی طرحها باید ارزیابی صورت بگیرد.»
هیچ نیروگاهی اجازه سوزاندن مازوت ندارد
در ادامه این نشست داریوش گلعلیزاده، سرپرست مرکز ملی هوا و تغییر اقلیم سازمان حفاظت محیط زیست درباره سوزاندن مازوت توسط واحدهای صنعتی با تاکید بر اینکه تاکنون سازمان حفاظت محیط زیست به هیچ نیروگاهی اجازه سوزاندن مازوت نداده است و با قرار دادن نام واحدهای سوخت ناسالم، پیگیری حقوقی میکند، گفت: «با اینکه سازمان حفاظت محیط زیست به هیچ نیروگاهی اجازه مازوتسوزی نداده، این سوخت در مناطقی مصرف میشود. سازمان نسبت به آنها اقدامهای قانونی انجام میدهد که در چند مرحله انجام میشود، یکی قرار گرفتن در فهرست صنایع آلاینده و دیگری پیگیری حقوقی است.»
او ادامه داد: «۱۶ نیروگاه بخار در کشور داریم که در ۱۴ استان مستقر هستند و فقط این تعداد قابلیت استفاده از مازوت را دارند. بر اساس قانون هوای پاک اگر این نیروگاهها اقدام به استفاده از سوخت مازوت کنند باید فیلتر نصب و حدود مجاز را رعایت کنند اما متاسفانه این کار انجام نمیشود.»
به گفته او طی سالهای گذشته پنج نیروگاه در استانهای تهران، البرز و اصفهان به دلیل رعایت نکردن ضوابط محیط زیستی پلمب بودند، اکنون نیروگاه اصفهان فک پلمب شد، همچنین مخازن نیروگاه بعثت تهران نیز از سال ۹۳ پلمب شده است. نیروگاه منتظر قائم نیز در کرج نیز مصرف مازوت نداشته و هفته گذشته فک پلمب شده است. از سویی به دلیل اینکه پالایشگاه ما فرسوده هستند، ۲۴ درصد محصولات نهایی آنها مازوت است در حالی که در پالایشگاه دنیا این عدد ۱۲ درصد است.
گلعلیزاده درباره موتوسیکلتهای کاربراتوری و نقش آنها در آلودگی هوا نیز گفت: «موتوسیکلتهای کاربراتوری ۱۷ تا ۱۸ برابر یک خودروی استاندارد آلودگی ایجاد میکند که تردد آنها از سال آینده متوقف شده است، این قانون درباره تاکسیهای فرسوده نیز صدق میکند.»
سرپرست مرکز ملی هوا و تغییر اقلیم سازمان حفاظت محیط زیست افزود: «هیچ نظارتی بر واحدهایی که مصرف مازوت دارند، انجام نمیگیرد و پنج درصد مشترکان گاز مصرف میکنند. بخش زیادی از گاز تولیدی کشور در بخش خانگی و تجاری مصرف میشود و ما خلاف همه دنیا زمانی که مصرف گاز افزایش مییابد ابتدا گاز صنایع را قطع میکنیم.»
علی محمد طهماسبی، رئیس ستاد ملی مقابله با گرد و غبار هم از دیگر افراد حاضر در این نشست بود که به کانونهای گرد و غبار اشاره کرد گفت: «در سالهای گذشته ۵۸۰ میلیارد تومان برای پوشش گیاهی در کانونهای گرد و غبار هزینه شده که برای نگهداری آنها در این شرایط به ۱۴۰ میلیارد تومان اعتبار اضطراری نیاز است که اگر داده نشود در بهار و تابستان سال آینده چالش جدی در زمینه گرد و غبار داریم.»به گفته او بودجه مقابله با گرد و غبار در سال ۱۴۰۰ حدود ۲۴۵ میلیارد تومان بود که از محل منابع عمومی تامین شد. «دیگر مجوز برداشت از صندوق ملی محیط زیست را نداریم، اما مشکل اینجاست که تاکنون هیچ مبلغی از این میزان اعتبار تخصیص نیافته است، رئیس سازمان محیط زیست دو نامه به سازمان برنامه و بودجه ارسال کرده و موضوع در حال بررسی است.»
رئیس ستاد ملی مقابله با گرد و غبار افزود: «از این میزان وسعت کانونهای گرد و غبار حدود ۵.۵ میلیون هکتار آن مربوط به اراضی زراعی است که بسیار هم آسیب میزنند، زمانی که زمینی شخم زده میشود و دوباره به حال خود رها میشود مستعد گرد و غبار خیزی زیادی است.»
طهماسبی با اشاره به اینکه از سال 97 مالچ بر پایه نفت تولید نمیشود ادامه داد: « در مدت ۵۰ سال گذشته که مالچپاشی انجام میشد فقط در زمینه حرکت ماسههای روان استفاده میشد، با توجه به مواردی که مالچ نفتی دارد یک کارگروه تثبیت کننده ایجاد شد که بر اساس آن ۸۰ متقاضی داشتیم که ۴۰ تا پرونده خود ارسال کردند که بعد از بررسی محصول هشت متقاضی مورد آزمایش محیط زیستی قرار گرفت و چهار محصول آماده پاشش شد که از این تعداد دو محصول موفق بود که به زودی مجوز مالچ جایگزین برای این محصولات صادر میشود، یک سال و هفت ماه است که این مالچها بر روی زمین پاشیده شدند و مشخص شد که با محیط زیست سازگار هستند.»
استاندارد خودروهای داخلی یورو ۲ است
مسعود تجریشی، معاون محیط زیست انسانی هم از جمله دیگر حاضران این نشست بود و با اعلام اینکه میانگین استاندارد خودروهای داخلی یورو ۲ است گفت: «یعنی مصرف سوخت بالایی دارند، در ازای هر ۱۰۰ کیلومتر ۱۰ لیتر سوخت مصرف میکنند که رقم بالایی است.» او به تغییرات اقلیمی و اثرش بر زندگی مردم هم اشاره کرد و افزود:«خسارت تغییرات اقلیمی را در زندگی روزمره میتوان متوجه شد. در این سالها در برخی مناطق ۱.۸ سانتیگراد افزایش دما داشتیم، امسال در صادرات برخی محصولات کشاورزی موفق نبودیم که به تغییر اقلیم برمیگردد چون با توجه به تغییر اقلیم نمیدانیم که از چه میزان کود و در چه زمانی باید استفاده کنیم که تمام اینها نیاز به آموزش دارد.»
معاون محیط زیست انسانی سازمان حفاظت محیط زیست ادامه داد: « وزارت جهاد کشاورزی در زمینی به وسعت بیش از سه هزار هکتار از کرمانشاه تا شمال غربی کشور بذرهای کم آببرکشت میشود، مساله مهم تناوب این کشت است که باید تغییر کند، این مسائل باید به صورت کلان در کشور دیده شود.»
او همچنین به مشکل پسماند در کشور و خصوصا مناطق شمالی هم پرداخت و با اعلام آنکه قرار است این مشکل ظرف مدت پنج سال مرتفع شود گفت «جزو معدود کشورهایی هستیم که به غیر دفن پسماندها بخش زیادی را تلنبار میکنیم، بر اساس آمار ۴۰ تا ۴۵ درصد پسماندهای کشور تلنبار میشوند، در اینجا قانون مشخص کرده که شهرداریها وظیفه مدیریت این بخش را بر عهده دارند که بر این اساس برنامههای داده شد که سال ۱۳۹۸ به تصویب استانداران وقت و وزارت کشور رسید که در این دوره هم مورد تایید قرار گرفت که طیفی از جداسازی زباله از مبدا، تعرفهها، زبالهسوزها و تهیه کمپوست مورد توجه قرار گرفت.»
به گفته او با توجه به اهمیت موضوع مدیریت پسماند، زبالهسوز نوشهر عملیاتی شد، زبالهسوز ساری هم در تا پایان سال عملیاتی میشود، در رشت هم مکان زبالهسوز تجهیز شده و در شمال حجم کارهایی که در زمینه پسماند انجام شده نسبت به حجم موضوع بسیار کم است؛ مدیریت کردن چنین پدیدهای که در جایی که زمین زیاد ندارد کار راحتی نیست اما دولت خود را موظف میداند که این مشکل را رفع کند.
باز هم صدای انفجار، باز هم در ساعات پایانی روز، اینبار غرب ایران. واپسین دقایق بیست و پنجم دیماه بود که صدایی مهیب از غرب ایران مخابره شد. صدایی که دست کم در 4 استان شنیده شده بود. ساکنان مناطق غربی ایران یکی پس از دیگری در شبکههای اجتماعی شنیدن این صدای مهیب را تایید کردند. پس از آن هم اظهارات ضد و نقیض مسئولان یکی پس از دیگری منتشر شد. برخی رسانهها فعالیت پدافند در یک رزمایش تمرینی را دلیل شنیده شدن این صدای مهیب اعلام کردند. موضوعی که از طرف معاون امنیتی استاندار همدان تایید شد اما در ادامه برخی رسانهها رعد و برق را دلیل شنیده شدن این صدا اعلام کردند. موضوعی که از طرف استانداری همدان رد شد ولی ظهر دیروز وزارت کشور به رغم تناقضها، تاکید کرد که صداها ناشی از «رعد و برق» بوده است.
کافی است هشتگ «انفجار» را در شبکههای اجتماعی نظیر توئیتر و تلگرام جستجو کنید تا با انبوه اخباری مواجه شوید که هرکدام به تاریخی خاص اختصاص دارد. نقطه اشتراک اکثر آنها اما وقوع در ساعات پایانی روز است. یکبار در کرج، یکبار در غرب تهران، یکبار در شهریار و اینبار در کرمانشاه، ایلام، همدان و البته کردستان. ساعت 24 بیست و پنجم دیماه ساکنان این 4 استان غربی ایران تقریبا به طور همزمان از شنیده شدن صدای انفجاری مهیب خبر دادند. توئیتر شد منبعی برای اطلاعرسانی آنان. رسانههای رسمی ایران اما مطابق معمول سکوت اختیار کرده بودند ولی در عوض کانالهای تلگرامی از یک سو و رسانههای برون مرزی از سوی دیگر در کنار خبرنگاران در شبکه اجتماعی توئیتر یکی پس از دیگری به انتشار جزئیات این واقعه و تایید ساکنان استانهای یاد شده پرداختند تا اینکه خبرگزاری فارس بالاخره سکوت رسانههای رسمی در ایران را شکست و خبری را به نقل از استاندار همدان منتشر کرد که حالا با گذشت حدود یک روز از اصل واقعه، با بسیاری از اظهارات مطرح شده از سوی مقامات وزارت کشور در تناقض است. این مقام مسئول محلی رسما احتمال شنیده شدن این صدای مهیب به دلیل رعد و برق را رد کرده بود. معاون انتظامی وزارت کشور آخرین فردی بود که به ماجرا پرداخت و بدون ارائه هیچ گونه توضیحی درباره تناقض اظهاراتش با سایر مقامات محلی و البته برخی نشانهها، رعد و برق را دلیل این واقعه اعلام کرد.
ضد و نقیضهای اولیه
اصولا در ایران رسم بر سکوت در قبال چنین موضوعاتی است اما بامداد بیست و دیروز مقامات استان همدان در اظهاراتی که خبرگزاریهای مختلف آن را منتشر کردند، به مساله واکنش نشان دادند. سپس نوبت به خبرگزاری ایسنا رسید. مهدی بابالحوائجی، معاون سیاسی و امنیتی استانداری همدان به خبرگزاری ایسنا گفته بود در پی شنیده شدن صدای مهیب انفجار در یکی از شهرستانهای استان همدان «همه دستگاهها و نهادهای امنیتی، انتظامی و اطلاعاتی بسیج شدند تا منشا این صدای انفجار را بیابند.» او گفت که در استان همدان انفجاری رخ نداده و در تماس با استانداران استانهای مجاور همدان هم، مقامات سایر استانها گفتند که «استان آنها در امنیت کامل است.» این مقام استان همدان احتمال داد که صدا مربوط به برخی از «اقدامات آموزشی بوده باشد.» او افزود که «وزارت کشور در حال پیگیری موضوع است.» اینکه چطور ممکن است معاون امنیتی و سیاسی یک استان از فعالیت نیروهای مسلح بی اطلاع باشد، پرسشی است بیپاسخ اما با پیشینه تاریخی. در آخرین مورد و در ماجرای انفجار و صدای مهیب شنیده شده در نطنز نیز مقامات دولتی از موضوع بی اطلاع بودند. نیروهای مسلح اعلام کردند که مشغول برگزاری تمرین پدافندی بودهاند.
این اظهارات و انتساب تلویحی موضوع به فعالیت نیروهای مسلح در ادامه بامداد پر ماجرای بیست و ششم دی ماه هم از سوی کانالهای تلگرامی وابسته مورد تایید قرار گرفت. برخی کانالهای تلگرامی نزدیک به نهادهای خاص همچون «صابرین نیوز» و کانالهایی که عنوان سپاه پاسداران را یدک میکشند، در مطالبی به نسبت مشابه، علت شنیده شدن صدای مهیب در 4 استان ایران را چنین اعلام کردند: «صدای انفجار در کرمانشاه، سنندج و همدان، در نتیجه رزمایش پدافند هوایی ایران برای آزمایش سامانههای پدافند هوایی جدید است که به تازگی به زرادخانه نیروهای مسلح ایران پیوستهاند.» همه این مطالب در کنار هم با واکنش خبرگزاری تسنیم همراه شد. تسنیم به نقل از منابعی آگاه در نیروهای مسلح که نخواست نامش فاش شود، نوشت: «صداهای شنیده شده ارتباطی با فعالیتهای نیروهای مسلح و آزمایش سامانههای پدافندی نداشته است.» این منبع آگاه همچنین احتمال «حمله خارجی و عملیات خرابکارانه» را هم رد کرده و علت صدا را «وقوع رعد و برق در غرب» ایران اعلام کرد.
سعید کتابی، فرماندار اسدآبادی همدان هم گفت: «ابتدا گمان رفت که صدای رعد و برق با توجه به شرایط جوی است، اما این امکان رد شد.» او همچنین چون معاون امنیتی استانداری همدان وقوع انفجار را تکذیب و تاکید کرد: «هیچ گونه انفجاری در سطح شهرستان نداشتیم، با دستگاههای خدماترسان در تماس هستیم و اتفاقی در حوزه گاز، اورژانس، آتشنشانی نبوده و در شهرستان گزارشی نداشتیم. در حال حاضر نیز دستگاههای خدمات رسان در حال بررسی هستند و با تمام روسای ادارات در تماس مستقیم هستم و بحثی در جایگاههای سوخت نیز رخ نداده است.»
آخرین پاسخ
این بی اطلاعی از منشا صدای مهیب و اظهارات ضد و نقیض اما منحصر به مسئولان دولتی و منابع آگاه نظامی نشد. سخنگوی کمیسیون امنیت ملی هم صبح دیروز خبری از چند و چون ماجرا نداشت. محمود عباسزادهمشکینی گفت: «علت شنیده شدن صدای انفجار مهیب در نیمه شب هنوز مشخص نشده است.» او گفت که از صبح 26 دی «تماسهایی با نهادهای ذیربط» داشته اما هنوز «دلایل اصلی این موضوع مشخص نشده است.» چند ساعت بعد از اینکه این اظهارات از سوی خبرگزاری دانشجو منتشر شد، وزارت کشور به مساله ورود کرد. مجید میراحمدی، معاون امنیتی و انتظامی وزیر کشور دولت سیزدهم در اظهارات کوتاهی که در پایگاه اطلاعرسانی این نهاد منتشر شد، دلیل شنیده شدن صدای انفجاری مهیب در 4 استان ایران را این چنین اعلام کرد: «صدای شنیده شده ناشی از رعد و برق بوده و حادثه خاصی رخ نداده است.» اینکه چطور صدای رعد و برق در 4 استان با آن شدت شنیده شده ولی هیچکس رعد آن را ندیده، پرسشی است حداقل تا لحظه نگارش این گزارش، بدون پاسخ. ارتش جمهوری اسلامی هم دیروز اطلاعیهای صادر کرد. این نهاد به منشا حادثه اشارهای نکرد و نامی از رعد و برق به میان نیاورد فقط تاکید کرد که «برابر اطلاع واصله از قرارگاه مشترک پدافند هوایی خاتم الانبیا در شب گذشته هیچ گونه رزمایش، تمرین و اقدامات عملیاتی در شبکه یکپارچه پدافند هوایی کشور صورت نگرفته و کلیه گمانهزنیها در این خصوص تکذیب میشود.» سپاه پاسداران هم تا این لحظه سکوت اختیار کرده و ترجیح داده به این مساله ورود رسمی نداشته باشد.
آنچه اما اطلاعیه ارتش را با ابهام مواجه میکند، Clear شدن آسمان چهار استان همدان، کرمانشاه، کردستان و ایلام در بامداد بیست و ششم دیماه است. درست در ساعاتی که اخبار ضد و نقیض بسیاری در ارتباط با انفجار در این استانها شنیده میشد، آسمان این مناطق عاری از هرگونه پرواز بود. معاون سازمان هواپیمایی ایران به خبرگزاری ایلنا گفت که توقف پروازها در آسمان غرب ایران «فقط به دلیل شرایط جوی بوده است.» ابوالقاسم جلالی، گفت که از بامداد یکشنبه «چند پرواز در مسیر آسمان غرب ایران در حالت استندبای بوده است و به دلیل حفظ ایمنی جان مسافران لغو شدند تا شرایط جوی بهتر شود.» این اظهارات در شرایطی مطرح شده که نگاهی به نقشههای هواشناسی، نشانگر آن خواهد بود که وضعیت جوی این مناطق به شکلی نبوده که نیاز به پاکسازی آسمان باشد. واکنش صداوسیما هم در این میان قابل توجه بود. این رسانه که بودجه آن در سال آینده بیش از 50 درصد افزایش یافته، دوربین به دست به خیابانهای کرمانشاه رفت و از مردم پرسید: «صدای رعد و برق دیشب را شنیدهاید؟!» برخی از مصاحبه شوندگان پاسخ مثبت دادند و برخی خیر. یکی از آنها اما گفت که «اول فکر کردیم زلزله است!» این اظهارنظر احتمالا نشان دهنده شدت صداست.
خبرگزاری رکنا هم که ساعات اولیه وقوع این حادثه خبری منتشر کرده بود، نوشته بود که «مردم از ترس به خیابانها آمدهاند». هیچکس اما به طور دقیق و صریح توضیح نداده که این چطور رعد و برقی بوده که چنین شدت و قدرتی داشته است. مسالهای که با انتقادهای بسیاری از کاربران شبکههای اجتماعی به ویژه خبرنگاران مواجه شده اما نگاهی به رسم معمول اطلاع رسانی در چنین مواقعی در جمهوری اسلامی، گواه آن است که دیگر نمیتوان انتظار پاسخی بیش از این داشت و باید امیدوار بود که در آینده نه چندان دور، خبری که همه این اظهارات را تکذیب کند، منتشر نشود.
|پیام ما| حراج تهران پایان یافته و همه آثار به فروش رفته اما حرفوحدیثها درباره این رویداد هنوز ادامه دارد. حراج امسال با فروش بیش از ۱۵۸ میلیارد تومان در حالی به کار خود پایان داد که چهار اثر از پرویز تناولی، منیر فرمانفرماییان، سهراب سپهری و حسین زندهرودی با رقمی بالای ۱۰ میلیارد تومان به فروش رسید و «شاعر نشسته» رکورد فروش را شکست. منتقدان این رویداد اما هنوز درباره روند ناشفاف آن میپرسند، از اینکه صاحب این آثار کجا و چه کسی بوده؟ چرا تنها آثار گروهی از هنرمندان به حراج تهران راه مییابد؟ و چرا جزئیاتی درباره گروه کارشناسی آثار و سابقه آنها منتشر نمیشود؟
پانزدهمین دوره حراج تهران که به آثار هنر مدرن ایران اختصاص داشت، با فروش تمامی ۸۰ اثر ارائه شده به مبلغ ۱۵۸ میلیارد و ۸۹۰ میلیون تومان به کار خود پایان داد. در این رویداد که روز جمعه در هتل پارسیان آزادی تهران برگزار شد، رکورد فروش این حراج شکسته شد و این میان چهار اثر در این حراج بالای ۱۰ میلیارد تومان فروش رفت که در مجموع بیش از ۳۹ میلیارد از حجم فروش این حراج را به خود اختصاص دادند؛ «شاعر نشسته» اثر پرویز تناولی به قیمت 14 میلیارد و 600 میلیون تومان، اثر «شیراز» منیر فرمانفرماییان به قیمت ۱۳ میلیارد تومان، تابلوی نقاشی «بدون عنوان» سهراب سپهری به قیمت ۱۱ میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان و «لا+لا+صر» حسین زندهرودی به قیمت ۱۱ میلیارد.
علاوه بر این آثار هنرمندانی چون به نصرالله افجهای، محمد علی ترقیجاه، رضا درخشانی، عبدالرضا دریابیگی، قاسم حاجیزاده، ژازه تباتبایی، صادق تبریزی، محمد احصایی، مسعود عربشاهی، محسن وزیریمقدم، ایرج اسکندری، سیراک ملکونیان، حسین کاظمی، کوروش شیشهگران، منصور قندریز، فریده لاشایی، پرویز کلانتری، جعفر روحبخش، توکل اسماعیلی، منوچهر یکتایی، ناصر عصار، بهمن محصص، بهمن دادخواه و ابوالقاسم سعیدی نیز در دوره پانزدهم حراج تهران به قیمت بالای یک میلیارد تومان به فروش رسید.
کارشناسی محرمانه
با وجود پایان حراج و فروش تمامی آثار، حاشیهها پایان نیافته. آخرین حاشیه مربوط به گروه کارشناسی است. اصالت آثار حراج تهران را چه کسی تعیین میکند؟ منتقدان میگویند در حالی که حراجهای بزرگ دنیا، گروه کارشناسی و سابقه آنها را معرفی میکنند، روند کارشناسی آثار در حراج تهران مبهم است. در همین ارتباط صفحه اینستاگرام «هفدانگ» نوشته است: «یکی از عجیبترین رفتارهای حراج تهران، مقاومت در برابر معرفی گروه کارشناسی است. این در حالی است که همه حراجهای بزرگ دنیا، از جمله حراج کریستیز، در کاتالوگهایش نام تیم کارشناسی را با سابقه افراد میآورند. با اینکه علیرضا سمیعآذر، مدیر حراج تهران گفته که لیست محرمانهای در کار نیست اما تاکید کرده که «از من نخواهید که اسامی آنها را اعلام کنم» و شاخههای «سابقه، خریدار و شناسنامه اثر» را برای پذیرش یک اثر عنوان کرده است. حراج تهران با این عدم شفافیت غرضورزانهاش، نه تنها سود اصلی را به دلالان بینام دنیای هنر میرساند بلکه ضرر اصلی را به نام هنرمندان بزرگ میزند که آثارشان در چنین زمینه نادرستی به مردم معرفی میشود. در کانالهای خبری مجازی در کنار عدد و رقمهای بالا که پرداختکنندههای آنها نامعلوماند و مخاطبان را از همین چیزی هم که هستند نسبت به هنر معاصر بدبینتر میکنند.»
حاشیههایی درباره اصالت
در حراج امسال از سوی دیگر اما و اگرهای زیادی درباره اصالت آثار هم مطرح شد. اینطور که بعضی رسانهها نوشتهاند، حراج تهران این بار در کاتالوگ معرفی آثار تاکید کرده که «اصالت آثار را تضمین نمیکند». «هنر امروز» در همین ارتباط نوشته: «موسسه حراج تهران که این روزها در پی برگزاری پانزدهمین حراجی خود است در کاتالوگ حراج ۲۴ دیماه ۱۴۰۰، بند تازه و سوالبرانگیزی اضافه کرده که حراج هیچگونه ضمانت و مسئولیتی در خصوص اصالت اثر هنری ارائهشده در حراج ندارد و درصورتیکه پس از فروش اثر به خریدار، خریدار ادعای عدم اصالت اثر کند، باید به مالک اثر جهت جبران ضرر و زیانهای وارده رجوع کند.»
با این همه روابط عمومی حراج تهران درباره مسئولیت اصالت آثار هنری مندرج در کاتالوگ پانزدهمین دوره این رویداد چنین توضیحی داده است: «کلیه آثار ارائه شده در حراج تهران توسط کارشناسان معتبر بررسی و اصالت و انتساب آنها به پدیدآورنده اثر مورد بررسی قرار میگیرد. درخصوص آثار کلاسیک، عنداللزوم بررسی توسط کارشناسان وزارت میراث فرهنگی و گردشگری صورت خواهد گرفت. علیایحال با توجه به آنکه آثار ارائه شده در حراج به مدت ۳ روز جهت رویت متقاضیان در معرض بازدید عموم قرار میگیرد، متقاضیان این امکان را جهت بررسیهای کارشناسی متعارف از جانب کارشناسان منتخب خود در مدت مزبور دارا میباشند.» این اطلاعیه اما باز هم واکنشهایی را در فضای تجسمی در پی داشت.
از سوی دیگر اثر «عاشورا» از هانیبال الخاص، تاریخ خلق اثر سال ۵۹.۶۰، قیمتگذاری از دویست و هشتاد میلیون تومان و به مبلغ چهارصد میلیون تومان فروخته شد. اما این اثر از کدام گالری یا مجموعه شخصی به پانزدهمین حراج تهران راه یافت؟ پاسخ روشن نیست. چه آنکه بونا الخاص، فرزند هانیبال نیز این موضوع را با هفدانگ مطرح کرده و گفته است: «هر سال از حراج تهران میپرسم آثار پدرم را از کجا آوردهاند و با اینکه به آنها گفتهام که کارهای پدرم دزدیده شده باز هم با من همکاری نکردند و جواب درستی ندادند.»
حراج تهران واسطهای بین فروشندگان و خریداران آثار هنری است که طرفداران میگویند به دنبال رشد و ترویج هنر و معرفی هنرمندان و آثارشان و کمک به آنهاست اما از دید منتقدان، صرفا اهداف مالی و اقتصادی را دنبال میکند.
