بایگانی مطالب نشریه

پنجره دیپلماسی باز است

رئیس دولت سیزدهم در آئین دریافت استوارنامه سفیر جدید سوئیس با بیان اینکه آمریکا باید تصمیم بگیرد که به الزامات مذاکره و توافق پایبند باشد، اظهار داشت: اقدام آمریکا و سه کشور اروپایی در پیشنهاد صدور قطعنامه در شورای حکام در زمانی که مذاکره برای توافق در جریان است، اقدامی غیرمسئولانه و ناقض روح مذاکره و توافق و بیانگر تناقض رفتاری آنها است. این در حالی بود که دیروز وزیران خارجه ایران و فرانسه نیز در باره مذاکرات احیای برجام و مذاکرات دو روزه دوحه به صورت تلفنی گفت‌وگو کردند.

 

ابراهیم رئیسی گفته «آمریکا باید تصمیم بگیرد که به الزامات مذاکره و توافق پایبند باشد» رئیس دولت سیزدهم که دیروز در آئین دریافت استوارنامه سفیر جدید سوئیس، «پیشنهاد صدور قطعنامه علیه ایران در حین مذاکره» را اقدامی «غیرمسئولانه و ناقض روح مذاکره و توافق» خوانده، معتقد است این اقدام آمریکا و سه کشور اروپایی، «بیانگر تناقض رفتاری آنها است.» او البته در عین حال با اشاره به قدمت بیش از ۱۰۰ ساله روابط دو کشور ایران و سوئیس، گفت: «ایران آماده گسترش حداکثری روابط با همه کشورها از جمله سوئیس در عرصه‌های تجاری، اقتصادی و سیاسی است.» رئیسی همچنین با اشاره به نقش دیپلماتیک سفارت سوئیس در تهران افزود: «آمریکا و کشورهای اروپایی در قبال ایران گرفتار اشتباه محاسباتی هستند و امیدوارم شما واقعیات ایران را به دولت متبوع و دیگر کشورها منتقل کنید تا متوجه شوند که ایران به‌رغم دشمنی‌ها، به پیشرفت خود ادامه داده و سیاست‌های سلطه‌طلبانه آنها اثر معکوس گذاشته است.» این در حالی بود که سفیر جدید سوئیس نیز در این مراسم گفت: «ایران و سوئیس در بیش از ۱۰۰ سال سپری شده از برقراری روابط دیپلماتیک، همواره تعاملات و همکاری‌های مثبت و سازنده‌ای با یکدیگر داشته‌اند.» نادین اولیویری لوزانو با اشاره به نقشه راه روابط تهران و برن خاطرنشان کرد: «به‌عنوان سفیر سوئیس برنامه اصلی من تلاش برای گسترش روابط با جمهوری اسلامی ایران است.»

ابراهیم رئیسی گفته «آمریکا باید تصمیم بگیرد که به الزامات مذاکره و توافق پایبند باشد!» رئیس دولت سیزدهم که دیروز در آئین دریافت استوارنامه سفیر جدید سوئیس، «پیشنهاد صدور قطعنامه علیه ایران در حین مذاکره» را اقدامی «غیرمسئولانه و ناقض روح مذاکره و توافق» خوانده، معتقد است این اقدام آمریکا و سه کشور اروپایی، بیانگر تناقض رفتاری آنها است

اما رئیسی روز گذشته علاوه بر شرکت در آیین دریافت استوارنامه سفیر جدید سوئیس در تهران، در جلساتی با حضور سفیران اکرودیته لیتوانی و ویتنام نیز شرکت کرد و بر «لزوم اجرای تعهدات کشورهای غربی نسبت به ایران» تاکید کرد. رئیسی در دیدار سفیر آکرودیته لیتوانی اظهار با اشاره به ظرفیت‌های دو کشور برای ارتقای روابط و همکاری‌های اقتصادی و تجاری با یکدیگر، گفت: «جمهوری اسلامی ایران طبق تایید همه ناظران به تعهدات خود در توافق عمل کرده، اما در عوض آمریکا از این توافق خارج شده و کشورهای اروپای نیز از عمل به تعهدات خود تخطی کرده‌اند.» رئیسی بار دیگر اقدام آمریکا و کشورهای اروپایی برای پیگیری صدور قطعنامه علیه کشورمان از سوی شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در حین مذاکرات را وقیحانه و بر خلاف الزامات مذاکره و توافق توصیف و تصریح کرد: «رفع تحریم‌های ظالمانه علیه ایران زمینه توافق و همکاری را فراهم خواهد کرد.»
سفیر آکرودیته لیتوانی نیز در این مراسم خواستار گسترش روابط و ارتقای سطح همکاری‌های اقتصادی و تجاری ایران با کشورهای عضو اتحادیه اروپا و از جمله لیتوانی شد. ریکارداس دیگوتیس گفت: «به عنوان عضوی از اتحادیه اروپا تاکید می‌کنم که زمینه و فرصت مناسبی برای توسعه هر چه بیشتر روابط با جمهوری اسلامی ایران وجود دارد.» این در حالی بود که ابراهیم رئیسی در ادامه روز گذشته در آئین دریافت استوارنامه سفیر جدید ویتنام نیز گفت: «تاریخ هیچ‌گاه جنایت‌های آمریکا علیه ملت ویتنام را از یاد نخواهد برد.» رئیس دولت سیزدهم با اشاره به برگزاری منظم جلسات کمیسیون مشترک همکاری‌های اقتصادی ایران و ویتنام، گفت که این جلسات می‌تواند به یافتن راهکارهای به فعلیت رساندن ظرفیت‌های دو کشور در عرصه‌های کشاورزی، فناوری، حمل و نقل و دیگر عرصه‌ها کمک کند. ابراهیم رئیسی با اشاره به روابط دوستانه میان تهران – هانوی، با بیان اینکه ویتنامی‌ها را مردمی می‌شناسیم که در مقابل استعمار و سلطه‌طلبی ایستادگی کردند، گفت که ایران و ویتنام در این زمینه مواضع نزدیکی به یکدیگر دارند. سفیر جدید ویتنام نیز در این مراسم ایرانیان را مردمی صلح‌دوست با فرهنگ و تمدنی غنی و تاریخی توصیف کرد. لونگ کوک هویی با قدردانی از سیاست خارجی فعال جمهوری اسلامی ایران و اولویت قائل شدن برای توسعه روابط با همه کشورهای منطقه و جهان تصریح کرد: «ایران با وجود سال ها تحریم و فشار به پیشرفت‌ها و دستاوردهای بسیار درخشانی دست یافته است.»
اما در حالی که در 24 ساعت گذشته و در جریان آیین دریافت استوارنامه سفیران سوئیس، ویتنام و سفیر آکرودیته لیتوانی، رئیس دولت به مذاکرات احیای برجام اشاره کرد و خواهان پایبندی طرفین غربی به تعهداتشان شد، وزیر امور خارجه دولت سیزدهم نیز در گفت‌وگوی تلفنی با همتای فرانسوی خود گفت: «ارزیابی تهران از گفتگوهای اخیر دوحه مثبت است.» حسین امیرعبدالهیان که «مسیر دیپلماسی» را همچنان گشاده و فراخ می‌داند، در گفت‌وگو با کاترین کولونا در خصوص مهمترین موضوعات مورد اهتمام دو کشور در عرصه دوجانبه، منطقه‌ای و بین‌المللی به‌صورت تلفنی گفت‌وگو و تبادل نظر کردند. امیرعبدالهیان با تبریک انتصاب خانم کاترین کولونا به‌عنوان وزیر امور خارجه فرانسه، ابراز امیدواری کرد با تلاش دو طرف، شاهد توسعه مناسبات در عرصه های گوناگون باشیم. او بر آمادگی کشورمان برای ارتقای سطح همکاری ها بر اساس احترام و همکاری متقابل تاکید کرد. رئیس دستگاه دیپلماسی ایران با اشاره به گفتگوهای رفع تحریم‌ها در وین و دوحه اظهار کرد: «ارزیابی ما از گفتگوهای اخیر دوحه مثبت است. اما باید دید طرف آمریکایی چگونه می‌خواهد از فرصت دیپلماسی بهره گیرد. اکنون مسیر دیپلماسی باز است . ما برای رسیدن به نقطه نهایی توافقی خوب و پایدار ، جدی و صادق هستیم و همواره در مذاکرات، پیشنهادات و ایده های مثبت خود را مطرح کرده‌ایم.» وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی همچنین در ادامه خاطرنشان کرد، که طرف آمریکایی‌ بدون رویکرد مبتنی بر ابتکار و پیشرفت در دوحه حضور یافت. معتقدیم نباید جای ابتکار سیاسی را ، تکرار مواضع قبلی پر کند. امیرعبداللهیان افزود: جمهوری اسلامی ایران همواره به تعهدات خود پایبند بوده و انتظار دارد طرف های مقابل نیز به تعهدات خود به درستی عمل کند. این در حالی بود که وزیر امور خارجه فرانسه نیز در این گفت‌وگوی تلفنی با اشاره به برگزاری مذاکرات لغو تحریم‌ها و احیای برجام گفت: «باید از فرصت گفتگو و مذاکره استفاده کنیم و برای رسیدن به توافقی که مورد رضایت همه طرف ها باشد، تلاش کنیم.» کاترین کولونا از وجود روابط خوب تهران و پاریس استقبال کرد و بر ضرورت تداوم مذاکرات هسته‌ای و لغو تحریم‌ها تأکید کرد. او گفت: «باید از فرصت گفتگو و مذاکره استفاده کنیم و برای رسیدن به توافقی که مورد رضایت همه طرف ها باشد، تلاش کنیم.» وزیر خارجه فرانسه همچنین گفت: «ما معتقدیم پنجره دیپلماسی همچنان باز است و باید از آن به بهترین شکل استفاده کنیم تا توافق حاصل شود. انجام توافق،بهتر از نداشتن توافق است.» او ابراز امیدواری کرد: «سفیران جدید دو کشور به زودی فعالیت خود را آغاز کنند تا روند توسعه همکاری ها و مناسبات دو کشور بیش از پیش تسریع شود.»
همزمان با گفت‌وگوی تلفنی وزیران خارجه ایران و فرانسه در گوشه‌ای دیگر از این کره خالی نیز وزیر خارجه استرالیا با مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی درباره برنامه هسته‌ای ایران و کره شمالی گفت‌وگو کرد. رافائل گروسی که سفر به استرالیا با پنی وُنگ، وزیر امور خارجه این کشور دیدار کرد با او درباره مسائل مختلفی از جمله خریداری زیردریایی‌های اتمی توسط استرالیا ذیل توافق تسلیحاتی AUKUS (استرالیا، انگلیس و آمریکا) و ایران گفت‌وگو کردند. این در حالی است که پیرو سفیر بدون اعلام قبلی مسئول تیم مذاکره‌کنندگان هسته‌ای ایران به مسکو بلافاصله پس از بازگشت از دوحه به تهران، انتقادهایی در این رابطه مطرح شد و حالا علی باقری‌کنی به بیان توضیحاتی در این رابطه ‍‍پرداخته است. او که در این رابطه با ایلنا به گفت‌وگو نشسته، در اظهاراتی مختصر در پاسخ به این سوال که هدف شما از سفر به روسیه بعد از پایان مذاکرات دوحه چه بود، گفت: «ما در طول دوران مذاکرات، با همه طرف‌های مذاکره از جمله چین و روسیه رایزنی و مشورت کردیم.» باقری‌کنی گفته است: «چین به دلیل وضعیت کرونا شرایط مناسبی برای سفر ندارد به این جهت ما با چینی‌ها از طریق سفارت ‌آنها در تهران و سفارت ما در پکن و از طریق تلفن رایزنی‌های مستمری داریم و به علت آنکه روس‌ها محدودیت کرونایی ندارند بعضی وقت‌ها یا آنها می‌آ‌یند یا ما می‌رویم‌.»

زمزمه‌هایی به رنگ صدا

جمعیت زیادی که البته بیشتر آنها ماسک روی صورت ندارند کنار ماشین پلیس به صف ایستاده‌اند تا از ورودی و ایست بازرسی‌های متعدد تالار وزارت کشور گذر کنند و به سالن کنسرت همایون شجریان برسند. ساعت از 6 و نیم عصر را گذشته و تصویر ترافیک خیابان گمنام یاد ترافیک یک روز پاییزی در همین خیابان و حرف‌های راننده پیکان گوجه‌ای را زنده می‌کند که با اشاره دست تالار را نشان می‌داد و می‌گفت: «خیابان به خاطر کنسرت محمدرضا شجریان شلوغ شده.»

 

آدم‌های توی پیاده‌رو با گذر از گیت‌ها و ورودی سالن صندلی خود را پیدا می‌کنند و با صحنه تالار وزارت کشور روبه‌رو می‌شوند؛ در و پنجره و صندلی‌های سفید. اگر چه ساعت اجرای کنسرت در بلیط‌ها 18 و 30 دقیقه اعلام شده اما کمی دیرتر حدود 5 دقیقه مانده به 7 عصر وقتی سالن پر شده، ارکستر سیاوش وارد صحنه می‌شوند و سه دقیقه پس از آن همایون شجریان همراه آرش گوران از سمت چپ به آنها اضافه می‌شود. عصر یکشنبه دوازدهم تیر ارکستر سیاوش بار دیگر کنسرت «به رنگ صدا» را با یاد محمد رضا شجریان و پرویز مشکاتیان روی صحنه برد و نوبت بعدی کنسرت چند روز دیگر است. حدود 14 سال پیش محمدرضا شجریان به مناسبت روز جهانی موسیقی برای آخرین بار در همین تالار آواز خواند و حالا پسر بزرگ او یک بار دیگر پس از حدود دو سال محدودیت برگزاری کنسرت‌ها روی سکوی تالار ایستاده، شاید دقیقا همان جا که پدر ایستاده بود و به رسم او برای ادای احترام دست بر سینه می‌گذارد.

عصر یکشنبه دوازدهم تیر ارکستر سیاوش بار دیگر کنسرت «به رنگ صدا» را با یاد محمد رضا شجریان و پرویز مشکاتیان روی صحنه برد و نوبت بعدی کنسرت چند روز دیگر است

از بیات اصفهان تا آواز دشتی
با فریاد سازهای کوبه‌ای و آرشه‌ای سالن رنگ صدای موسیقی می‌گیرد و صدای عود اضافه می‌شود. همایون با آواز بیات اصفهان آغاز می‌کند و شعر فریدون مشیری را می‌‌خواند«بگذار سر به سینۀ من/تا که بشنوی آهنگ اشتیاقِ دلی دردمند را..» خورشید آرزو که تمام می‌شود کیبورد خودنمایی می‌کند، تک نوازی کوبه‌ای‌ها دقیقه‌ای همه را سر ذوق می‌برد و بعد ویولن، ویولن آلتو، ویولنسل و کنترباس اضافه می‌شوند. با حرکت سریع سر و دست آرش گوران قطعه بعدی آغاز می‌شود و سازهای زهی دوباره اوج می‌گیرند« زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم.» همایون شجریان این تصنیف را پیش از تعطیلات نوروز امسال به آهنگسازی سعید فرجپوری و تنظیمی از غلامرضا صادقی منتشر کرده بود.
پس از قطعه آسمان ابری که سال گذشته همزمان با پخش یک سریال شبکه نمایش خانگی منتشر شده بود، نوبت به قطعه‌ای می‌رسد که همین چند روز پیش با عنوان «یک نفس آرزوی تو» در سبک پاپ منتشر شد. همزمان با تغییر قطعات نورپردازی صحنه کنسرت به رنگ‌های مختلفی تغییر می‌کند؛ بنفش، قرمز و آبی و هنوز مانیتورهای سالن تصاویر بزرگ شده گروه سیاوش را به نوبت نمایش می‌‌دهد. نوبت به آواز دشتی می‌رسد که همایون شجریان سال گذشته روی شعر هوشنگ ابتهاج بدون ارکستر و ساز در اینستاگرام منتشر کرده بود. آرش گوران هم زیر نور سرخ سالن می‌‌رود و روی صندلی‌ می‌نشیند تا دشتی حرف بزند: «نشود فاش کسی آنچه میان من و توست.» و این آواز دشتی زمینه ساز آواز دشتی دیگری است که سالها پیش محمدرضا شجریان با آهنگسازی حسن یوسف زمانی بر روی شعر سیاوش کسرایی خوانده است.« به من گفتی که دل دریا کن ای دوست…» در تمام لحظات خواندن درآمد و بیات راجع و عشاق تصاویر محمدرضا شجریان بر مانیتورها نقش می‌بندد و آنها که روی صندلی نشسته‌اند همزمان با خواندن و شنیدن «اشک مهتاب» به تصاویر چشم دوخته‌اند.
نوای رفتگان
«کجاست بارشی از ابر مهربان صدایت» قطعه دیگری که همایون شجریان پس از اشک مهتاب آن را انتخاب کرده تا شاید مرثیه‌ای برای رنگ صدای پدر باشد. «ای ساربان آهسته ران کارام جانم می‌رود» محمدرضا شجریان سال 63 این غزل حافظ را در آلبوم پبوند مهر به صورت ضربی خوانده بود و حالا همایون آن را با خوانش دیگری، همراه با کیبورد، درام، کاخن، ویولن‌ها و سایر سازهای غربی اجرا می‌کند که به حال و هوای موسیقی جز نزدیک است. تصنیف «سرو چمان» در دستگاه ماهور از قطعات بسیار معروف محمدرضا شجریان با تشویق‌های بسیار زیاد مخاطبان آغاز شد و همین تشویق‌های بی‌اندازه برای لحظه‌ای کیفیت آواز را تحت تاثیر قرار داد ولی در لحظات بعدی اجرا به خوبی ادامه یافت. قطعه که تمام شد همایون شجریان هم به وجد آمد و همراه مردم به مانیتورها خیره شد و تشویق کرد. در ادامه همایون شجریان به نظاره اجرای گروه نوازندگان نشست که اثری از پرویز مشکاتیان در دستگاه «نوا» را می‌نواختند. همزمان هم تصاویر دو استاد موسیقی در مانتیورهای سالن وزارت کشور نمایش داده می‌شد. «دود عود» یکی از همکاری‌های ماندگار دو استاد مهم موسیقی ایران است که در این کنسرت هم اجرا شد.

یک مصرع یا بیت از هر کدام از تصنیف‌هایی که برای کنسرت رنگ صدا انتخاب شده بود به صورت خطاطی و به رنگ‌های آبی، سبز و قرمز بر روی ستون‌های لابی سالن وزارت کشور به نمایش گذاشته شده بود

به نام نامی ایران و به یاد اسحاق انور
همایون شجریان قطعه «دیار عاشقی‌هایم» را هم در لیست اجراهای خود قرار داده بود، همان قطعه‌ای که اردیبهشت امسال در دبی آن را خواند. این قطعه فروردین 1400 به یاد اسحاق انور، شاعر و آهنگساز ایرانی که سوم تیر سال 98 از دنیا رفته بود، اجرا و منتشر شد. همزمان با اجرای این ترانه تصاویری از میراث فرهنگی ایران از جمله سازه‌های آبی شوشتر، کاخ گلستان، تخت جمشید، باغ ارم، سی‌وسه‌پل، نقش جهان، سعدیه، حافظیه، مسجد امام اصفهان، گنبد سلطانیه، نقش رستم، قلعۀ فلک‌الافلاک، چغازنبیل و زیگورات و جنگل و کویر و دماوند و کوه‌های زاگرس در مانیتورها پخش شد. در پایان هم به رسم همیشه تصنیف مرغ سحر از سروده‌های بهار خوانده شد و البته از میانه‌های کنسرت هم بارها حاضران آن را درخواست کرده بودند. یک مصرع یا بیت از هر کدام از تصنیف‌هایی که برای کنسرت رنگ صدا انتخاب شده بود به صورت خطاطی و به رنگ‌های آبی، سبز و قرمز بر روی ستون‌های لابی سالن وزارت کشور به نمایش گذاشته شده بود. این طراحی نکته‌سنجانه برگزارکنندگان موجب شده بود تا بعضی از حاضران کنسرت هم پس از ترک سالن و قبل از خروج از تالار وزارت کشور کنار ستون‌ها بایستند و عکسی هم به یادگار برای خود ثبت کنند. این چنین بود که این کنسرت تجربه جدیدی از حضور در یک رویداد هنری را برای تماشاچیان رقم زد.

علی‌رغم همه جوسازی‌ها؛ موفق شدیم

بهرنگ اکرامی دامپزشک معتمد سازمان حفاظت محیط‌ زیست و دامپزشک مسئول برنامه‌های تولید مثلی و مراقبت از یوزها در طرح تکثیر در اسارت یوزپلنگ در توران است، پروژه‌ای که برای نخستین بار در ایران باعث به دنیا آمدن 3 توله یوزپلنگ در اسارت شد. با این حال سزارین ایران، مرگ دو توله و تصاویر منتشر شده از سایت توران انتقاد‌های زیادی به اجرای این پروژه و شخص دکتر اکرامی را به همراه داشت. گرچه برخی از این نقدها مستقیما به اکرامی باز نمی‌گردد، با او درباره مسائل رخ داده و انتقادهایی که به این پروژه وارد شده است گفت‌وگو کردیم. دکتر اکرامی در حین این مصاحبه ضمن پذیرش برخی انتقادات به ما گفت که درباره آنها از قبل تذکر داده بوده و علاوه بر یوز خود او هم از سهل‌انگاری‌های رخ داده آسیب دیده است.

 

در پروژه تکثیر در اسارت یوزپلنگ در توران، سمت و نقش شما چه بوده است؟
بعد از اینکه در سال 1399 با من در این مورد صحبت شد، به دلیل سابقه پردیسان من هم مثل بسیاری دید مثبتی نداشتم اما پس از چند جلسه با مسئولان محیط ‌زیست مثل آقای عبدوس و کارشناسانی مثل آقای وینسنت از آفریقای جنوبی و دامپزشکانی خارجی که سابقه کار با یوزپلنگ را داشتند، قرار شد عملیات تولید مثلی این یوزها بر عهده من باشد. با توجه به این‌که سن کوشکی بالا بود و دلبر هم وضعیت رحمی مناسبی به دلیل دستکاری‌های انجام شده نداشت، شروع به جمع‌آوری اطلاعات در مورد گربه‌سانان کردم تا مشخص شود چه گزینه‌هایی برای تکثیر در اسارت داریم.

ما وقتی رسیدیم آقای شهرداری همراه ما بود، توله هم 10 ساعتی بود که تلف شده و گفته شده بود که شیر باعث مرگش شده است. آقای ادیبی هم از خودش دفاع می‌کرد که خیر چنین مشکلی نبوده. بنابراین برای حل شدن ماجرا تصمیم گرفتیم توله همان‌جا در حضور مدیرکل و مسئول حراست و رئیس پارک توران کالبد شکافی شود که نتیجه‌اش هم اعلام شد

تا پیش از زنده‌گیری فیروز بیشتر صحبت از انواع روش‌های لقاح مصنوعی برای تکثیر در اسارت یوز بود؟ چه شد که به سمت زنده‌گیری یک نر دیگر رفتید؟
ما تلاش کردیم اشتباهات قبلی را اصلاح کنیم. اطلاعاتی در مورد تکثیر در اسارت یوز در پردیسان در اختیار من است که نشان می‌دهد اشتباهات بسیاری در این مرکز رخ داده است. مثلا در حالی که به دلیل عدم سلامت جنسی مناسب دلبر دریافت‌کننده خوبی برای لقاح مصنوعی نبوده است، بارها تحت هورمون درمانی قرار گرفته که این درمان‌ها در بخش‌های مختلف دارای ایرادات فاحشی بوده است. در واقع همین مسئله باعث شده بود که دلبر تمایل توانایی باروی‌اش کاهش یابد و با افزایش سن گزینه مناسبی نباشد. من این موضوع را در یکی از جلسات سازمان محیط‌زیست با حضور کارشناسان داخلی هم عنوان کردم. در آن جلسه حتی مطرح شد از رحم یوز آفریقایی به عنوان رحم اجاره‌ای برای اجرای IVF (لقاح آزمایشگاهی) استفاده شود. این مسائل روی کاغذ خیلی زیبا است، اما ما ذخیره تخمک مناسبی برای این روش که نرخ موفقیت پایینی دارد، نداشتیم. برای این‌کار حتما به 50 تا 100 تخمک نیاز است تا چند رویان با کیفیت از آنها به دست بیاید و چنین چیزی در دسترس نبود و چنین پروژه‌ای داشت تعریف می‌شد. با توجه به سابقه اقدامات انجام شده روی دلبر ما اصلا نمی‌توانستیم اجازه چنین اقداماتی روی «ایران» که ماده جوانی بود، بدهیم.
در مورد کوشکی چطور؟ چون گفته می‌شود که در زمان شروع پروژه در توران کوشکی هنوز بارور بوده است.
من با خانم «ایمکه لودرز» که برای استخراج اسپرم از کوشکی و پلنگ باغ وحش ارم در ایران حضور داشت، تماس گرفتم. ایشان برخلاف ادعاهای موجود، گفتند که اسپرم کوشکی اصلا تحرک خوبی ندارد و فقط به درد تلاش برای تکنیک‌های باروری‌های بسیار تخصصی می‌خورد. از آن‌جایی که این شیوه‌ها شانس موفقیت پایینی دارند باز هم صلاح نبود که شانس بارداری ایران را در بهترین سال‌های عمرش از دست بدهیم یا به سمت لقاح مصنوعی برویم. (ایمکه لودرز دامپزشک آلمانی با سابقه کار در بخش تولید مثل حیات وحش است و پژوهش پایان‌نامه تخصصی‌اش در همین زمینه روی فیل آسیایی بوده است. او پیش از این چند مرتبه برای ذخیره‌سازی اسپرم و لقاح مصنوعی غیر تهاجمی (بدون جراحی) گربه‌سانان از جمله یوزپلنگ‌های پردیسان و پلنگ‌های باغ وحش ارم به ایران سفر کرده است. در رزومه کاری او تلاش موفق درباره لقاح مصنوعی غیرتهاجمی گربه‌سانان، در مورد گربه طلایی آسیایی Catopuma temminckii دیده می‌شود.)

لاوه بر آسیب به یوزپلنگ، یکی از کسانی که از این کمبودها و سهل‌انگاری‌ها ضربه خورد خود من بودم. به دلیل سابقه قبلی تلاش‌ها، کسی تصور نمی‌کرد ما موفق شویم. انواع اتهامات برای کاستن ارزش این کار در رسانه‌ها توسط افرادی خاص به ما زده شد و گفتند این کارها باعث آسیب به ایران می‌شود

پس اگر قرار بر انتخاب بین روش‌های مختلف باروری مصنوعی و جفت‌گیری طبیعی باشد، کدام‌یک مزیت‌های بیشتری دارد؟
قطعا جفت‌گیری طبیعی. این روش ضریب موفقیت بالاتری دارد و آسیبی به حیوان وارد نمی‌شود، نیاز به بیهوشی و کارهای هورمونی نیست. اکثر مراکز تکثیر هم از این روش استفاده می‌کنند و اولویتشان این روش است. تلقیح مصنوعی به عنوان یک گزینه وقتی شیوه دیگری امکان‌پذیر نباشد به کار گرفته می‌شود و مشخص نیست چرا در پردیسان اصرار بر استفاده از این روش بوده است که که 10 تا 15 درصد شانس موفقیت دارد. حتی دیگر روش‌های تخصصی‌تر تلقیح مصنوعی هم اگرچه شانس موفقیت بالاتری تا حد 50 تا 60 درصد هم دارند، اما اجرای آنها کار اصلا آسانی نیست و نیاز به جراحی و بیهوشی دارد و بسیار تهاجمی‌ است. بنابراین این روش‌ها در مجموع در اولویت پایین‌تری نسبت به جفت‌گیری طبیعی قرار دارند.
اما انتقادهایی به زنده‌گیری یک نر وحشی که نر غالب منطقه هم بوده، وارد است؟
البته به این سوال باید بیشتر اکولوژیست‌ها جواب بدهند. از نظر دامپزشکی اولویت با جفت‌گیری طبیعی بوده و همچنان نیز همین است. اما این‌که بگوییم دست به طبیعت نزنیم با واقعیت‌ها سازگار نیست و تلاش‌های 20 سال حفاظت روی زمین موثر نبوده است. شاید روزی یوزهای در اسارت تنها امید برای بقای این حیوان باشد و سرمایه ارزشمندی برای ما خواهند بود. این موضوع هیچ ارتباطی به حفاظت یوزپلنگ‌ها در طبیعت ندارد از این رو باید این طرح‌ها تشدید هم شوند. اما توجه کنید در این سال‌ها کاهش جمعیت یوز در طبیعت انکارناپذیر است.
شما جایی در صحبت‌هایتان اشاره کردید که مشاورانی از آفریقای جنوبی داشته‌اید. چقدر مشاوره‌های این مشاوران و حتی پیشنهادات خود شما در سایت تکثیر توران عملی شده است؟
برای زنده‌گیری با توجه به موقعیت جغرافیایی زیستگاه، از روش تله‌گذاری در مسیر استفاده کردیم. برای معرفی هم روش‌های متفاوتی توسط مشاوران پیشنهاد شد که اکثرا با رفتار یوزهای ما و ساختار سایت توران سازگار نبود. پس علاوه بر اصول کلی کار که معرفی آنها در زمان فحلی و نگهداری جداگانه در سایر زمان‌ها و منطبق با رفتار طبیعی زادآوری یوزپلنگ در طبیعت است، از نر دیگر یعنی کوشکی برای ایجاد رقابت هم استفاده کردیم. مطالعه‌‌ای هم بعد منتشر شد که به نقش حضور یوزهای نر و بوی ادرار آنها در کلید زدن دوره فحلی اشاره کرده است همین‌طور حضور نر دیگری به نام فراز در کنار فنس به این تکنیک کمک کرد تا رقابت بین نرها در موفقیت جفت‌گیری موثر باشد.
برای تشخیص زمان فحلی از چه روشی استفاده کردید؟
بررسی‌های نشان داد که با تکیه صرف بر رفتارشناسی نمی‌توان زمان اوج فحلی را به دقت تشخیص داد، چون رفتارهایی که با فحلی مرتبط هستند در بقیه ایام هم تکرار می‌شوند. گزینه دیگر این بود که در زمان‌های مشکوک حیوان را بیهوش کنیم و با سونوگرافی وضعیت تخمدان حیوان را بررسی کنیم. این روش چون نیاز به بیهوشی داشت، من موافق نبودم. روش جایگزین استفاده از کیت استروژن بود که بررسی و مشاوره‌های ما نشان داد این روشن می‌تواند تا حد خوبی بازه زمانی فحلی را مشخص کند.
آیا پژوهشی هست که نشان دهد می‌توان از تغییرات هورمونی صرفا برای تشخیص دوره فحلی یوز پلنگ استفاده کرد؟ چون در پرس‌وجو از دیگر دامپزشکان و همین‌طور بررسی دستورالعمل‌ها چنین توصیه‌ای را ندیدم
ما صرفا از روش هورمونی استفاده نکردیم. بعد از وارد کردن کیت‌هایی که غلظت استروژن مدفوع حیوان را اندازه‌گیری می‌کند از مهر 1400 با همکاری دانشگاه سمنان شروع به بررسی وضعیت هورمونی کردیم. با این کیت‌ها ما دو بازه فحلی را در ایران شناسایی کردیم. سپس این دوره‌ها را با رفتارهای ایران در تصاویر دوربین‌های مداربسته بررسی و الگوهای رفتاری مثل میزان غلت‌ زدن‌ها، غذا خوردن و دیگر رفتارها را با نوسانات هورمونی تطبیق دادیم. مطالعاتی وجود دارد که همبستگی تغییرات در غلظت استرادیول مدفوع را با تغییرات در بروز انواع مختلفی از رفتارها بررسی کرده و بین آنها همبستگی مثبت پیدا کرده است. بنابراین در دوره بعدی ما توانستیم با ترکیبی از تغییرات هورمونی-رفتاری دوره فحلی را پیش‌بینی کنیم. اما در زمان‌های فحلی دو حیوان جفت‌گیری نکردند، یک بار فیروز نپسندید و یک بار ایران. حتی یک بار تلاش کردیم کوشکی را به ایران معرفی کنیم که موفق نبود. در بهمن ماه اما حضور فراز در کنار فنس و رقابت بین دو نر باعث شد که جفت‌گیری موفقیت آمیز اتفاق بیفتد. البته موارد تخصصی دیگری هم هست که جای بحث درباره آنها اینجا نیست .
اما ظاهرا به نیازهای بعد از جفت‌گیری چندان فکر نشده بود. مثلا این‌که ممکن است نیاز به سزارین باشد، نیاز به بزرگ کردن دستی باشد و… . حتی بعد از سزارین حیوان‌ها روی پتو گذاشته شده‌اند.
یک نکته جابجایی مدیریت بود که آقای دکتر عبدوس رفتند و آقای دکتر ظاهری آمدند. ایشان وقتی رفتند ارتباط کاری ما با ایشان قطع شد و بعدا فهمیدیم با دو مرکز برای این مسائلی که شما گفته بودید هماهنگ کرده بودند. اما شخص من در جریان قرار نگرفتم و از این ماجرا انتقاد هم کردم.
چرا خودتان برای این موضوعات اقدام نکردید؟
بعد از نوروز آقای دکتر ظاهری تماس گرفتند و مشخص شد اداره سمنان و سازمان اصلا در جریان نیستند. من در آن جلسه اسکایپی که فیلمش موجود است و برای کمیته حقیقت‌یاب هم استفاده شده، تمام ملزومات زایمان و قبل و بعدش را توضیح دادم؛ به صراحت گفتم باید یک مرکز دامپزشکی و نزدیک‌ترین کلینیک دامپزشکی با امکانات جراحی آماده باشند. اکیپ دامپزشکی با امکانات کامل بر سر حیوان حاضر باشد و ماشین مناسب برای جابجایی هم وجود داشته باشد. حتی برای برنامه زایمان من یک برنامه مکتوب دادم. هرچند ما تصور می‌کردیم نیاز به سزارین نداریم، اما امکاناتی که من درخواست کردم، پاسخگوی این نیاز هم بود. اما با توجه با زایمان اول من حتی پیشنهاد تیمارگر، شیر و غیره را هم دادم و این‌ها هم در همان فیلم موجود است.

تا زمانی که ما در باروری و زایمان موفق نشده بودیم، توران جای خوبی برای نگهداری از یوزهای بالغ بود. اما حالا که این دستاورد مهم باروری و زایمان را برای اولین بار در کشور داشته‌ایم و باز هم خواهیم داشت، توران باید تجهیز شود

واقعا چقدر ایران به سزارین نیاز داشت؟
ما زمانی متوجه شدیم که حیوان مشکل دارد که فرآیند زایمان شروع شده بود. من تجهیزات لازم برای جراحی را از کلینیک شخصی برداشته بودم و همراه داشتم. فرآیند زایمان در گربه‌سانان تعریف دارد؛ مرحله نخست که ممکن است تا 72 ساعت هم طول بکشد، حیوان غذا نمی‌خورد و بی‌تاب است و ایران این مرحله را پشت سر گذاشت. مرحله دوم که از غروب روز 10 اردیبهشت تا صبح روز بعد طول کشید، ایران دراز کشید زورهای زایمانی‌اش شروع شد. این مرحله دیگر ارادی نیست و مکانیزم‌های هورمونی دخیل است. زمان این مرحله در گربه‌سانان از نیم ساعت تا 3 ساعت است، یعنی زمانی که توله اول دنیا بیاید و زمان به دنیا آمدن توله‌های دیگر به این زمان اضافه می‌شود و حتی می‌تواند به 24 ساعت هم بکشد. این روند در ایران 10 ساعت طول کشید و حیوان دچار بی‌حالی و افت قند خون خستگی رحمی(اینرسی ثانویه) هم شد که فیلمش موجود است. بعد از چند ساعت اولیه شروع زایش، حیوان به جای نشستن چمباتمه که حالت مخصوص زایمان است به پهلو دراز کشید و زورهایش شکمی شد که هیچ حاصلی نداشت. این روند تا جایی طول کشید که حیوان دچار بی‌حالی و همان زورهای شکمی هم از ظهر آن روز دیگر متوقف شد. ایران تا ساعت 3 بعد از ظهر کمی استراحت کرد و دوباره شروع کرد به زور زدن و باز هم بی نتیجه بود و این مرتبه حیوان دیگر تعادلش مختل شده بود. حالت بی‌حالی و نیمه هوشیاری داشت و وضعیت عمومی‌اش نیز رضایت‌بخش نبود و دیگر توان بلند شدن هم نداشت و دراز کش کامل شد. من با آقای دکتر ظاهری تماس گرفتم، ایشان در راه بودند. وقتی رسیدند با آقای دکتر اکبری صحبت کردیم و با بررسی ریسک‌ها و وضعیت بسیار خطرناک حیوان تصمیم به سزارین گرفتیم. در حین عمل مشاهده شد اولین توله در مسیر کانال زایش چرخید و به صورت مورب transvers قرار گرفته و کانال زایمان را مسدود کرد و علت وضعیت سخت‌زایی حیوان همین بوده است.
آیا شما قبلا عمل سزارین انجام داده بودید و این جراحی تاثیری در باروری حیوان ندارد؟
بله من در طی سال‌ها، عمل‌های سزارین بسیاری در گونه‌های اهلی گاو، گوسفند، سگ و گربه انجام داده‌ام و لقاح مصنوعی شیر آفریقایی را نیز با جراحی و تزریق اسپرم در داخل شاخ‌های رحم انجام دادم. در حضور آقای دکتر کالدول (دامپزشک حیات‌وحش که به درخواست سازمان حفاظت محیط‌زیست برای معاینه ایران و توله‌اش به ایران آمده بود)، ایران معاینه و سونوگرافی شد و حیوان هیچ مشکلی برای باروری‌های بعدی ندارد. منتها شایعاتی بر سر زبان افتاد که ایران توانایی باروری را از دست داده و بعد هم با تقطیع و جعل صحبت‌های آقای دکتر کالدول گفتند ایشان گفته ایران نیاز به سزارین نداشت که به هیچ عنوان صحت ندارد.
اما فیلم‌های منتشر شده از کالبد شکافی توله تلف شده روی اپن آشپزخانه در حالی که صدای دو توله دیگر هم از دور به گوش می‌رسد، واقعا عجیب بود. انکار نوعی سهل‌انگاری در کار بوده، در حالی که این پروژه ارزش ملی و بین‌المللی دارد
بله درست است، ایراد به این برمی‌گشت که خیلی خوشبینانه به فرآیند نگاه شده بود و سازمان تصور می‌کرد همه چیز طبیعی طی خواهد شد. در مورد جایگاه توله‌ها هم سایت یک اتاق بیشتر ندارد و باز هم این‌ها ناشی از این است که اصلا به بزرگ کردن دستی فکر نشده بود. حتی ما دو مرتبه تلاش کردیم که توله‌ها را به مادر معرفی کنیم، از بخت بد ما و خوش شانسی منطقه، آن روزها بارندگی هم بود. اما این تلاش هم موفق نبود و به دلیل سرما ناچار شدیم دوباره توله‌ها را داخل بیاوریم. برای تیمار هم آقای دکتر ادیبی را معرفی کردند و ایشان ادعا کرد که در پرورش گربه‌سانان تجربه دارد. من هر چند توله شیر آفریقایی را یک ماه در منزل نگهداری کرده بودم، اما شخصا تیمارگری را در تخصص و تجربه خود نمی‌دیدم. بعد از غذا خوردن ایران پس از 14 روز اقامت در توران به ساری برگشتم. فردایش فیلمی از شیر دادن توله‌ها دیدم و با آقای دکتر ظاهری تماس گرفتم و در مورد شیر دادن توضیح دادم. فردایش خبر آمد که یکی از توله‌ها تلف شده و این همان توله ای بود که به نسبت بقیه ضعیف‌تر بود. من در پی تماس آقای علیرضا شهرداری و ابراز آمادگی‌اش،‌ با ایشان تماس گرفتم و با هماهنگی من با مدیر کل سمنان،‌ آقای شهرداری در سایت مستقر شد و بعد از یک هفته سایت را ترک کردند.
خب چرا توله را روی اپن کالبدشکافی کردید؟
ما وقتی رسیدیم آقای شهرداری همراه ما بود، توله هم 10 ساعتی بود که تلف شده و گفته شده بود که شیر باعث مرگش شده است. آقای ادیبی هم از خودش دفاع می‌کرد که خیر چنین مشکلی نبوده. بنابراین برای حل شدن ماجرا تصمیم گرفتیم توله همان‌جا در حضور مدیرکل و مسئول حراست و رئیس پارک توران کالبد شکافی شود که نتیجه‌اش هم اعلام شد. البته بحث زمان مرگ و جلوگیری از طولانی‌تر شدن ماندگاری لاشه و ایجاد تغییرات پس از مرگ نیز در انجام این عملیات در آن مکان موثر بودند.
اما قبول دارید که این فرایند استاندارد نبوده است؟
من موافقم، اما شرایط هم با ما همراه نبود.
شاید این مسئله مستقیما به شما مربوط نباشد، اما این‌که سایت توران امکانات بهداشتی کافی ندارد یکی دیگر از انتقادات مهم و به جا است و هیچ پیش‌بینی‌ای نشده بود.
بله من هم قبول دارم این‌ها درست است. من هم این همه زحمت کشیدم می‌خواستم از این دست‌آورد بهره آن را ببرم. علاوه بر آسیب به یوزپلنگ، یکی از کسانی که از این کمبودها و سهل‌انگاری‌ها ضربه خورد خود من بودم. به دلیل سابقه قبلی تلاش‌ها، کسی تصور نمی‌کرد ما موفق شویم. انواع اتهامات برای کاستن ارزش این کار در رسانه‌ها توسط افرادی خاص به ما زده شد و گفتند این کارها باعث آسیب به ایران می‌شود. اما دیدید که ما موفق شدیم و کاری که سال‌ها در پردیسان برای آن تلاش ناموفق شده بود را انجام دادیم. برای هدر نرفتن همین زحمات بود که من حتی چند بار درخواست کردم ایران سونوگرافی شود که آقای دکتر عبدوس مخالفت کرد. اگر این کار شده بود، شرایط تغییر می‌کرد. البته ایشان هم برای جلوگیری از شایعات این تصمیم را گرفتند، چه بسا همان افراد هر ایرادی در پروسه زایش را به آن عملیات ربط می‌دادند. البته نکته قابل تامل این است که کارنامه این منتقدان سرشار از ابهام و تناقض است و روشن شدن حقیقت نیاز به تحقیقات تخصصی دارد. اما متاسفانه سازمان حفاظت محیط زیست به راحتی از آنها گذشته و این دید را پدید آورده که این افراد مجاز به هر کاری هستند.
بله این‌ها درست است، اما نکاتی که خود شما هم در خلال حرف‌هایتان گفتید. آنتن موبایل نیست، امکانات بهداشتی ندارد، دسترسی دور است. اگر قرار باشد کار در توران ادامه پیدا کند، قبول دارید که نباید به این شکل ادامه پیدا کند؟
بله کاملا درست است. تا زمانی که ما در باروری و زایمان موفق نشده بودیم، توران جای خوبی برای نگهداری از یوزها بالغ بود. اما حالا که این دستاورد مهم باروری و زایمان را برای اولین بار در کشور داشته‌ایم و باز هم خواهیم داشت، توران باید تجهیز شود.
چه اقداماتی از نظر شما برای تجهیز توران ضروری است؟
نخستین اقدام آنتن و اینترنت است تا بتوانیم با متخصصان ارتباط زنده داشته باشیم. نیاز به اتاق معاینه و جراحی داریم نه تنها برای زایمان،‌ بلکه ممکن است برای هر کدام از یوزها اتفاقی بیفتد. نیاز به یک فضای بسیار خوب برای اسکان متخصصان داریم تا بتوانند این فضا را بدون خستگی تحمل کنند. من در این شرایط بوده و 14 روز مستمر در سایت اسکان شبانه روزی داشتم و کاملا درک می‌کنم خستگی روحی و جسمی یعنی چه! تیمارگران و متخصصان نمی‌توانند طولانی‌مدت آنجا اسکان داشته باشند. این امکانات باید حتما در 5 یا 6 ماه آینده آماده شود، زیرا در 5 یا 6 ماه آینده دوباره شاهد معرفی یوز نر و ماده هستیم.

 

از ساری تا توران، از شیر تا یوز آسیایی

بهرنگ اکرامی دکترای دامپزشکی عمومی از دانشگاه آزاد اسلامی گرمسار و فارغ‌التحصیل دوره تخصصی مامایی و تولیدمثل از دانشگاه آزاد واحد علوم تحقیقات است. او سابقه همکاری با سازمان حفاظت محیط‌ زیست برای جابجایی‌هایی گوزن زرد، مرال و گور ایرانی در مناطق مختلف را داشته است. دکتر اکرامی همچنین کارهای تحقیقاتی روی تولیدمثل گونه‌هایی مثل مرال، گوزن زرد ایرانی، پلنگ و شیر افریقایی، سیاه گوش و گربه جنگلی در خصوص خصایص بیوتکنولوژیک اسپرم و دیگر پارامترهای تولید مثلی انجام داده و سومین لقاح مصنوعی موفقیت‌آمیز در شیر آفریقایی در دنیا در باغ وحش ساری توسط او منجر به تولد دو توله شده است. به گفته خودش، دکتر اکرامی در زمینه گربه‌سانان روی موضوع اسپرم‌گیری کار تخصصی کرده و در سال 1394 موفق به اسپرم‌گیری از پلنگ با استفاده از تکنیک کاتتریزاسیون (‌catheterization) شده است. همچنین در پروژه قلاده‌گذاری روی پلنگ ایرانی در پارک ملی تندوره سابقه همکاری دارد. در سوابق او رهاسازی و تیمار موفقیت‌آمیز حدود سی خرس قهوه‌ای در طبیعت و بیشتر از 10 پلنگ ایرانی و جابجایی و انتقال و درمان حداقل 120 راس گوزن زرد و مرال وجود دارد. اولین معرفی به طبیعت چهار راس مرال از طریق بالگرد در منطقه گلستانک البرز مرکزی نیز در فهرست فعالیت‌های او دیده می‌شود. دکتر اکرامی می‌گوید پیش از پروژه تکثیر در توران سابقه کار و یا برخورد با یوزپلنگ را فقط یک‌بار آن هم زمانی داشته که یک توله یوز در جاده عباس‌آباد تصادف کرده و او با بیهوش کردن حیوان را گرفته و اقدامات اولیه درمانی از جمله سی‌تی اسکن را روی او انجام داده است. اشاره او به هیراد توله یوزی است که در تهران توسط دکتر فتاحیان عمل شد و سپس جانش را از دست داد.

آلودگی هوا، آب و خاک مقصر بیش از ۹ میلیون مرگ سالانه

آلودگی هوا، آب و خاک مسئول بیش از ۹ میلیون مرگ در سال است. به نقل از ارث، بیش از ۶۰ درصد از بیماری‌ها و مرگ‌ومیرهای مرتبط با آلودگی‌ها ناشی از مشکلات قلبی و عروقی است. در حالی که آلودگی هوا و آب به‌ عنوان علل اصلی بیماری‌های قلبی و عروقی مورد مطالعه گسترده قرار گرفته‌ اما اثرات آلودگی خاک بر قلب کمتر مورد توجه علمی قرار گرفته است. ایسنا با انتشار این گزارش نوشته است که در حال حاضر یک گروه تحقیقاتی به رهبری مرکز پزشکی دانشگاه ماینز آلمان دریافته‌اند که آفت‌کش‌ها و فلزات سنگین موجود در خاک اثرات مضری بر سیستم قلبی عروقی دارند. توماس مونزل، سرپرست گروه این مطالعه، گفت: آلودگی خاک خطر کمتری برای سلامتی انسان نسبت به هوای آلوده دارد اما شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد آلاینده‌های موجود در خاک نیز ممکن است از طریق مکانیسم‌های مختلفی از جمله التهاب و اختلال در ساعت طبیعی بدن به سلامت قلب و عروق آسیب برساند. با استنشاق خاک آلوده گرد و غبار کود کریستال و ذرات پلاستیک وارد بدن می‌شود و فلزات سنگین مانند سرب یا کادمیوم، پلاستیک‌ها یا سموم آلی از آفت‌کش‌ها نیز می‌توانند به صورت خوراکی وارد بدن شود. آلاینده‌های خاک اغلب به رودخانه‌ها می‌روند و آب را هم آلوده می‌کنند. مونزل عنوان کرد: تا زمانی که اطلاعات بیشتری کسب کنیم، پوشیدن ماسک صورت برای محدود کردن عوارض قرار گرفتن در معرض گرد و غبار بادی، فیلترکردن آب برای حذف آلاینده‌ها و خرید مواد غذایی پرورش یافته در خاک سالم معقول به نظر می‌رسد.

پایان سوتفاهم ۱۰ ماهه تهران-باکو

وزیر امور خارجه ایران اعلام کرد که در آینده نشست وزیران امور خارجه ایران، آذربایجان و ترکیه در کشورمان برگزار می‌شود. حسین امیرعبداللهیان ظهر دیروز در یک نشست مطبوعاتی با جیحون بایرامف وزیر خارجه آذربایجان که برای دیدار با مقامات کشورمان به تهران سفر کرده در محل وزارت امور خارجه، با تاکید بر اینکه ما بر تعمیق مناسبات دو کشور بر اساس حسن تفاهم، اعتماد و منافع متقابل دو کشور تاکید داریم، افزود: در گفت‌وگوهای امروز بار دیگر موضوع تمامیت ارضی کشورها از جمله آذربایجان مورد تاکید قرار گرفت. او افزود: در این جلسه همچنین ما بار دیگر حمایت خود را از روند حل و فصل مسالمت آمیز مناقشه قره باغ بر اساس اصول شناختی حقوق بین‌الملل مورد تاکید قرار دادیم. امیر عبداللهیان در همین ارتباط تصریح کرد: ایران از همان ابتدای مناقشه قره باغ همواره آمادگی خود را برای حل این بحران از طریق گفت‌وگو و راه‌حل سیاسی اعلام کرده و همچنان آمادگی داریم که مساعدت و کمک خود را در این زمینه ادامه دهیم تا مسائل باقیمانده بر پایه احترام به تمامیت ارضی، حق حاکمیت طرفین و از مسیر گفت‌وگو و سیاسی حل و فصل شود و از فرمت‌های منطقه‌ای که بین دو کشور و همچنین بین دو کشور و دیگر کشورها به صورت مشترک وجود دارد حمایت می‌کنیم و آنها را مورد توجه قرار داده‌ایم. او خاطرنشان کرد: در سفری که هفته پیش به آنکارا داشتم در جریان دیدار و رایزنی با وزیر خارجه ترکیه توافق کردیم که نشست سه جانبه ایران، آذربایجان و ترکیه در سطح وزیران امور خارجه سه کشور در تهران برگزار شود و امروز با برادر عزیزم آقای بایرامف در ادامه مذاکراتی که خواهیم داشت در ارتباط با بازه زمانی برگزاری این نشست توافق می‌کنیم.
امیرعبداللهیان با اشاره به فرمت ۳+۳ که برای موضوع بحران قره باغ ایجاد شده اشاره کرد و گفت: اجلاس ۳+۳ در سطح کارشناسان ارشد کشورهای عضو در ایران برگزار می‌شود و در گام بعدی نشست وزیران امور خارجه فرمت ۳+۳ با حضور وزیران امور خارجه ایران، آذربایجان، گرجستان، روسیه، ارمنستان و ترکیه برگزار خواهد شد. او افزود: ایران میزبان این اجلاس در تهران یا یکی دیگر از شهرهای کشورمان خواهد بود.او همچنین با اشاره به اعلام آمادگی رئیس جمهور آذربایجان برای سفر به تهران، افزود: در مورد زمان سفر رئیس جمهور آذربایجان به تهران در ادامه مذاکرات امروز با آقای بایرامف رایزنی و گفت‌وگو می‌کنیم تا تاریخ این سفر را مشخص کنیم و از همین جا به آقای الهام علی اف برای سفر به ایران خوش آمد می‌گوییم.
او همچنین با بیان اینکه در دیدار امروز در ارتباط با مسائل زیست محیطی از جمله موضوع ارس با همکارم آقای بایرامف رایزنی داشتیم ادامه داد: یکی از نگرانی‌های مردم عزیز ایران در استان‌های مرزی آلوده شدن رودخانه‌های مرزی است و نگرانی‌های زیست محیطی در مورد موضوع رود ارس ایجاد شده، بخشی از این آلودگی‌ها در حوزه‌های محیط زیست است و ریشه‌های آن در داخل ایران و آذربایجان مورد شناسایی قرار گرفته و امیدواریم که در راستای حل این مسئله بتوانیم همکاری‌های دو کشور را به پیش ببریم. امیرعبداللهیان تصریح کرد: ما در ۱۰ ماه گذشته از مرحله سوء تفاهماتی که بین دو کشور وجود داشت به خوبی عبور کردیم و اکنون در مرحله پیشرفت فزاینده مناسبات دو کشور در راستای منافع دو ملت هستیم.

مذاکره محیط زیستی بر مبنای بازی برد – برد

با شدت گرفتن بحران آب و مسائل اقلیمی در منطقه خاورمیانه کشور ما برای مذاکره محیط زیستی با همسایگان پیش قدم شده است. اما این مذاکرات برای آنکه به نتیجه برسند باید بر چه اصولی استوار باشند؟ در مذاکره بر سر موضوع آب و گرد و غبار مانند هر مذاکره دیگر، باید به این نکته توجه کرد که قرار نیست هر آنچه که ما می‌خواهیم را به‌دست بیاوریم. همچنین این موضوع برای طرف مقابل مذاکره نیز صادق است یعنی او هم نه همه خواسته‌هایش محقق می‌شود و نه قرار است هیچ چیز از آنچه می‌خواهد به او داده نشود. بنابراین در مذاکرات اصل بر این است که طرفین به حداقلی از خواسته‌های خود برسند. گرچه به صورت حداکثری منافع ملی خود را مطالبه و از آن دفاع می‌کنند.

برای همین زمینه‌های مشترک باید به درستی شناسایی شده و طرفین قدری از مواضع تمامیت‌خواهی خود عدول کنند تا مذاکرات از زمینه‌های دارای تناقض و محل مناقشه به نفع گفت‌وگو در زمینه‌هایی که هر دو طرف گفت‌وگو بر آن فصل و درک مشترک دارند تعدیل شود.
این موارد در مورد دیپلماسی آب و دیپلماسی آب و هوا هم صادق است. حتی در مورد موضوع ریزگردها که عمده کانون‌هایی که ما را تهدید می‌کند فراتر از مرزهای ماست نیز صدق می‌کند. ما باید علاوه بر دیدن نیازها و توقعات خودمان، نیازها و توقعات طرف‌های مذاکره را هم در نظر بگیریم. یک نکته دیگر را هم نباید فراموش کرد که در هر مذاکره باید در نظر گرفت که باید از چه ادبیاتی استفاده کنیم. ادبیات بالادستی چگونه است و ادبیات پایین دستی چگونه است. به عنوان مثال در مورد آب این را باید در نظر بگیرید که در موقعیت مذاکره بر سر پهنه آبی‌ای که در پایین دست آن قرار دارید، نمی‌توانید به شیوه‌ای مذاکره کنید که در مورد یک پهنه بالادستی. این بسیار اهمیت دارد که گیرنده هستید یا دهنده. یعنی اگر من در زمینه‌ای از بخشی از مطالبات خود چشم پوشی کرده و امتیازهایی می‌دهم در یک جایگاه متناظر گیرنده امتیاز خواهم بود و درک این موضوع است که مذاکرات را به حدود تعادل می‌رساند یعنی: بازی برد_برد برای همه طرفین.
همه آنچه گفتیم براساس شناخت کامل از طرفین گفت‌وگو و سیاست چگونگی ورود به مذاکرات برمی‌خیزد. نکته‌ای دیگر این است که وقتی صحبت از دیپلماسی محیط زیستی می‌شود، یقینا این دیپلماسی هم متاثر از دیپلماسی سیاسی و مراودات بین کشورها و همچنین تمایل سران این کشورها برای همکاری‌های دو یا چند جانبه با یکدیگر است. طبیعتا این تمایل به نسبت روابط سیاسی و اقتصادی طرفین مذاکره، چه دوجانبه باشد و چه چند جانبه، متغیر خواهد بود. مسلما دیپلمات‌های ایرانی یا هر نماینده‌ای از کشور که در مذاکرات محیط زیستی ایران حضور داشته باشند این موارد را در نظر می‌گیرند. دیپلماسی محیط زیستی کشور هم چندان نوپا نیست و عمری بیش از یک دهه دارد. برنامه عمل برای مقابله با ریزگردها که ابتکار و پیشنهاد جمهوری اسلامی ایران بود نمونه‌ای از این تلاش است که در سال‌های اول دهه نود، میان ایران، ترکیه، عراق ، سوریه و قطر دنبال شد اما با انواع دلایل گوناگون به ثمر ننشست و امکان تعمیم آن به کشورهایی مانند عربستان سعودی، کویت، امارات متحده عربی و بحرین میسر نشد. اما به هر صورت این نشان از اعتقاد نظام دیپلماسی کشور به این گفت‌وگو‌ها دارد که در صورت رعایت نکات اصولی و تداوم آن، انشالله به بار خواهد نشست.

گزارش وزیر خارجه از روابط تهران با دمشق و قاهره

وزیر خارجه ایران در جمع خبرنگاران در پاسخ به پرسشی در مورد صحبت‌های اخیر فواد حسین وزیر امور خارجه عراق مبنی بر اینکه گفت‌وگوهای اطلاعاتی بین ایران و مصر و ایران و اردن در بغداد برگزار شده، اظهار کرد: «ما هنوز مذاکره‌ای برای پیشرفت روابط و توسعه روابط به صورت مستقیم با طرف مصری نداشته‌ایم ولی برخی تلاش‌ها در جریان است که در جریان همکاری‌ها بین کشورهای اسلامی، تهران و قاهره هم روابطشان به حالت طبیعی و عادی برگردد.» حسین امیرعبداللهیان با بیان اینکه در حال حاضر دفتر حافظ منافع ایران در قاهره فعالیت می‌کند و مصر نیز در تهران دفتر حافظ منافع دارد، تصریح کرد: مصر کشور مهمی در جهان اسلام است و ما روابط طبیعی و رو به توسعه تهران و قاهره را به نفع دو کشور و منطقه می‌دانیم.» این دیپلمات عالی‌رتبه در مورد دیدار اخیرش از سوریه و رایزنی او با بشار اسد رئیس جمهور این کشور عربی و فیصل مقداد وزیر خارجه سوریه، گفت: «در این سفر توافقاتی که در جریان سفر اخیر آقای بشار اسد به تهران صورت گرفته بود را پیگیری کردیم. پیشرفت‌های خوبی در انجام این توافقات صورت گرفته و قرار شد که پیگیری‌ها را ادامه دهیم.» او با بیان اینکه قرار است که کمیسیون مشترک اقتصادی دو کشور در کوتاهترین زمان ممکن برگزار شود، از بیش از دو ساعت رایزنی با بشار اسد خبر داد و با اشاره به بحران پیش آمده بین سوریه و ترکیه و احتمال انجام عملیات ویژه نظامی از سوی آنکارا در بخش‌هایی از مناطق سوریه، افزود: «ما در تهران تلاش می‌کنیم که این بحران و مشکل از طریق سیاسی حل شود. توسل به جنگ را مردود می‌دانیم.»

غفلت از گردشگری غذا

رئیس انجمن علمی طبیعت‌گردی ایران با اشاره به جایگاه خوراک و ترویج فرهنگ غذایی در صنعت گردشگری، گفت: امروزه در صنعت گردشگری، اهمیت خوراک و غذا جایگاه ویژه‌ای پیدا کرده و ترویج فرهنگ غذایی، یکی از اقدامات مهمی است که مورد توجه رستوران‌ها و هتل‌ها قرار می‌گیرد. فرید جواهرزاده در گفت‌وگو با ایسنا در خصوص تعریف گردشگری خوراک و لزوم توجه به آن اظهار کرد: اما آنچه کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد نوع، پیشینه و تنوع غذاهای محلی و حتی مکتب غذایی ایرانی بوده که بسیار کمرنگ شده است.

 

رئیس انجمن علمی طبیعت‌گردی ایران می‌گوید تنوع غذایی که تحت تأثیر ویژگی‌های جغرافیایی کشور و تنوع قومی و نژادی وجود دارد، کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد. تنوع اقلیمی، آب‌وهوایی و شرایط بسیار خاص ایران که پرورش انواع گیاهان و مواد خام غذایی را در بر می‌گیرد، سبب می‌شود سبزی‌های معطر متنوع و همچنین گیاهانی که قابلیت طبخ غذایی دارند، در کشور رشد و تنوع غذایی را ایجاد کند.
به گفته رئیس انجمن علمی طبیعت‌گردی ایران، کشور ما مملو از امکانات و شرایطی است که می‌تواند چند هزار نوع غذای محلی را معرفی و ارائه دهد. اما متاسفانه این تنوع غذایی در کشور کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد. این در صورتی است که رستوران‌هایی با غذاهای کشورهایی مانند لبنان، چین، ژاپن، یونان، هند و … در کشور گسترش پیدا کرده و معمولا مشتریان زیادی را به خود جذب می‌کنند. این رستوران‌ها به طور مشخص انواع غذاهای محلی کشورهای دیگر را ارائه می‌دهند که در شرایط مناسبی عامه‌پسند شده و اغلب گردشگران را مجاب می‌کند که از غذاهای غیر ایرانی نیز استفاده کنند.
گردشگری خوراک می‌تواند هدف اصلی سفر باشد
جواهرزاده عنوان کرد: بنابراین شاید بتوان این اقدام را نوعی نقصان بیان کرد. بر این اساس ما از پتانسیل عظیمی که می‌تواند به عنوان هدف سفر گردشگر شناخته شود، غافل شده‌ایم. به این ترتیب گردشگری غذا یا گردشگری خوراک می‌تواند به عنوان هدف اصلی سفر به شمار رود مشروط بر آن که با برنامه‌ریزی منسجم و هدفمند تورهای گردشگری، برخی تسهیلات و امکانات را برای این نوع از گردشگری ایجاد کرده و با افزودن غذاهای بومی و محلی به منوی رستوران‌ها و هتل‌های کشور به راهبردی متناسب برای ترویج گردشگری خوراک در کشور دست پیدا کنیم.
او افزود: به طور معمول گردشگری غذا می‌تواند شامل ۲ یا ۳ نوع شود. یکی از آن‌ها در ارتباط با سفر کردن به یک مقصد و استفاده از غذاهای بومی و محلی آن منطقه است که نوعی از گردشگری غذایی محسوب می‌شود. اما بخش دیگری نیز می‌تواند به عنوان گردشگری خوراک تلقی شود و آن آشنایی با انواع مختلف خوراک و نوشیدنی‌ها و بررسی نحوه تهیه و طبخ غذاها است که در این خصوص گاهی سفرهایی شکل می‌گیرد و گروهی از گردشگران برای بازدید از مراکز و مزارع کاشت و پرورش مواد گیاهی، گوشتی و حتی نحوه عرضه آن‌ها در بازار به سفر و گردشگری می‌پردازند. در واقع افرادی که به هر نحوی با تهیه و سرو غذا سروکار دارند، در زنجیره تأمین گردشگری خوراک قرار می‌گیرند و افرادی که به عنوان گردشگر وارد این زنجیره می‌شوند و به مطالعه روند تولید، طبخ، تهیه و حتی مصرف غذا می‌پردازند، در زمره گردشگران خوراک قرار می‌گیرند.
تاثیر مثبت گردشگری خوراک بر جسم و روح انسان
رئیس انجمن علمی طبیعت‌گردی ایران اضافه کرد: بخش دیگری نیز وجود دارد که با حوزه اکوتوریسم و طبیعت‌گردی بسیار مأنوس و درهم‌آمیخته است. این بخش از گردشگری خوراک در طبیعت دنبال می‌شود و سبک غذایی خاصی در دنیا به وجود می‌آید که در ارتباط با نحوه تهیه و طبخ غذا در فضاهای طبیعی و با استفاده از فضای مفرح طبیعی شکل می‌گیرد که واژه ارگانیک در این خصوص بیشتر مصداق پیدا می‌کند. مانند استفاده از نان محلی و تفاوت فاحش تهیه و طبخ آن با نان‌های غیرسنتی یا صنعتی در شهرها است. بر این اساس گردشگری خوراک علاوه بر این‌ها می‌تواند بر جسم انسان تأثیرات مثبتی ایجاد کند و روح و روان انسان را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
جواهرزاده تصریح کرد: لبنانی‌ها، هندی‌ها، ژاپنی‌ها، چینی‌ها ویونانی‌ها تا اندازه‌ای در حوزه گردشگری خوراک فعالیت‌هایی داشته‌اند و به رونق این بخش از گردشگری اهتمام ورزیده‌اند. به اعتقاد من گردشگری خوراک در ایران به عنوان یکی از کشورهایی که از قدرت بسیار بالایی در جذب گردشگر برخوردار است و با توجه به تنوع بسیار زیاد در غذاهای ایرانی در سطح دنیا و تنوع اقلیمی، می‌تواند نوعی برند و رقیب بسیار مهم برای انواع سبک‌های غذایی و گردشگری خوراک در سایر کشورها باشد.
او افزود: ایجاد فضاهای سنتی در کنار شرایط سرو غذاهای سنتی نیز حائز اهمیت است. از این رو سفره‌خانه‌های سنتی، بناهای تاریخی و میراث فرهنگی و موزه‌ها می‌توانند در این خصوص مورد توجه قرار گیرند، زیرا به طور معمول نگاه و خاستگاه تقاضایی که از سوی گردشگران در این اماکن تاریخی وجود دارد غذاهای سنتی و بومی است‌. بنابراین غذاهای سنتی ایرانی در کنار خانه‌های سنتی، کاخ‌موزه‌ها و مراکز تاریخی می‌تواند شرایط مطلوبی را از نظر تعریف یک مقصد گردشگری تاریخی یا فرهنگی ایجاد کند.
جواهرزاده ادامه داد: وجود چای‌خانه‌ها و رستوران‌های سنتی که در سال‌های اخیر بسیار مورد استقبال قرار گرفته و در اقصی نقاط کشور راه‌اندازی شده است، در کنار اقامتگاه‌های بوم‌گردی به خوبی می‌تواند موجب افزایش گردشگر و استقبال از خوراک‌های ایرانی شود.
جذب سرمایه‌گذار یکی از اثرات اقتصادی گردشگری خوراک
رئیس انجمن علمی طبیعت‌گردی ایران در خصوص اثرات اقتصادی گردشگری خوراک گفت: طبخ غذاهای سنتی و اصیل علاوه بر ایجاد کارآفرینی و توسعه کسب وکارها و اشتغال، می‌تواند زمینه استفاده از ظرفیت‌های تبلیغاتی و ایجاد فضاهای مشارکتی و جذب تسهیلات دولتی، سرمایه‌گذاری و همچنین آموزش‌های لازم در این خصوص را فراهم آورد. به نوعی می‌توان بیان کرد که گردشگری خوراک می‌تواند به توسعه اقتصاد محلی و اشتغال‌زایی در مناطق محروم منجر شود. ضمن اینکه استفاده از خوراک محلی و غذاهای بومی که اغلب سالم و ارگانیک هستند، می‌تواند شرایط بسیار قابل تأملی را در بخش توسعه گردشگری خوراک در کشور ایجاد کند.
جواهرزاده اظهار کرد: معرفی هنرهای بومی مناطق مختلف و استفاده از توانمندی‌ها و تجربه‌های آن‌ها در حفاظت از میراث فرهنگی نیز می‌تواند به گردشگری خوراک کمک کند. از طرفی دیگر توجه به نقش زنان و بانوان در ترویج این نوع از گردشگری، می‌تواند به افزایش سطح توانمندی‌های زنان شاغل و کارآفرین کمک کند.
او خاطرنشان کرد: در این راستا برخی از خانه‌های تاریخی مرمت‌ شده، می‌توانند بسترهای مناسبی برای فضای گردشگری خوراک باشند و زمینه فعالیت‌های اقتصادی را ایجاد ‌کنند. همچنین محصولات غذایی سنتی، صنایع‌دستی و موسیقی سنتی نیز می‌تواند به چرخه تأمین گردشگری خوراک کمک کند و آن‌ها را پررنگ‌تر نشان دهد تا به عنوان الگویی برای توسعه اقتصادی در جوامع محلی و به ویژه مراکز و فضاهای غیرشهری مانند مناطق روستایی یا مناطق کمتر توسعه‌یافته، عمل کند.
او ادامه داد: بنابراین به واسطه تغییرات اقتصادی گردشگری می‌توان اثرات فرهنگی و اجتماعی آن را نیز پیدا کرد. به گونه‌ای که ارتقاء سطح فرهنگی و انتقال پیام‌های میراثی در قالب آموزش روش‌های پخت و معرفی و ارائه خوراک‌ها که برگرفته از سنت‌ها و باورها و به تعبیری آداب و رسوم سنتی مناطق مختلف کشور هست نیز از جمله آثار فرهنگی و اجتماعی محسوب می‌شود که به گسترش میراث فرهنگی و ابعاد اجتماعی و فرهنگی کمک کند.
رئیس انجمن علمی طبیعت‌گردی ایران بیان کرد: به طور کلی موضوع برندسازی گردشگری خوراک یکی از موضوعات مهمی که باید در ایران مورد توجه قرار گیرد. در این خصوص می‌توان خوراک‌های ایرانی را به عنوان میراث فرهنگی ناملموس شناسایی کرده، به ثبت ملی برسانیم و پرونده‌های آن‌ها را برای ثبت جهانی در یونسکو آماده کنیم و در کنار آن‌ها رایزنی‌های فرهنگی و سیاسی را انجام دهیم تا پرونده‌ها در سطح بین‌المللی مطرح شود. این اقدامات در راستای معرفی خوراک ایرانی و به تبع توسعه گردشگری خوراک بسیار حائز اهمیت و مفید خواهد بود.
گردشگری خوراک؛ از تغییر رویکرد تا برندسازی
جواهرزاده اضافه کرد: به عنوان مثال سال‌ها قبل در خراسان به دنبال پیگیری ثبت ملی شیشلیک در شاندیز بوده‌ایم و این روند بایستی در تمام ابعاد آن ادامه پیدا کند. ایجاد پرونده‌های شهرهای خلاق گردشگری و … نیز بسیار کمک‌کننده خواهد بود. به علاوه حضور ما و عضویت شهرهای ایرانی در زمره شهرهای خلاق یونسکو به نظر من مهم‌ترین گام برای برندسازی گردشگری خوراک است.
او اظهار کرد: به طور کلی رونق گردشگری خوراک، مستلزم افزایش تعداد رستوران‌ها نیست. طبق تعریف گردشگری خوراک، این نوع از گردشگری شامل مجموعه فعالیت‌های خوردن و نوشیدن هنگام سفر و حتی نحوه پخت و طبخ آن‌ها، ایجاد بازارچه‌های صنایع غذایی، کشاورزی و… که می‌تواند بخشی از گردشگری کشاورزی را نیز در خود جای دهد، لذا برای ترویج آن باید تمام این موضوعات را مورد توجه قرار گیرد. رئیس انجمن علمی طبیعت‌گردی ایران افزود: در حال حاضر به طور ویژه هنگام صحبت در خصوص گردشگری خوراک در ایران معمولا تعدادی از گردشگران خارجی که به رستوران‌ها مراجعه می‌کنند، در نظر گرفته می‌شوند. در حالی که این نوع از گردشگری بازار ویژه خود را دارد و صرفا از حالت لوکس و لاکچری نیز خارج شده است. به عنوان مثال می‌توان به غذاهای سبک، شیرینی‌جات و نمونه‌های کوچکی از خوراکی‌های محلی نیز اشاره کرد که به توسعه گردشگری خوراک می‌انجامد. بنابراین زمانی گردشگری خوراک ایرانی در دنیا مصداق بارز توسعه گردشگری ایران خواهد بود که بتوانیم جایگاهی همچون قهوه ترک و کباب ترکی برای غذاهای ایرانی در منوهای خارجی ایجاد کنیم.

تقاضای خلع ید دولت از سازمان تأمین اجتماعی

کارزاری با عنوان «تقاضای خلع ید دولت از سازمان تأمین اجتماعی» در وب‌سایت کارزار در جریان است. در متن این کارزار خطاب به رئیس مجلس شورای اسلامی، رئیس قوه قضائیه و نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی آمده: «احتراماً صندوق تأمین اجتماعی کاملاً غیردولتی و متعلق به همهٔ ما بیمه‌شدگان است، که طی سال‌های خدمت هر ماه سی درصد از درآمد خویش را به‌عنوان سهم بیمه برای سال‌های بازنشستگی در آن پس‌انداز کرده‌ایم و براساس قانون قرار بوده دولت ناظر بر آن باشد.
اکنون بر همهٔ مسئولان و مقامات جمهوری اسلامی، براساس قانون تأمین اجتماعی، محرز است که این صندوق متعلق به همهٔ بیمه‌شدگان و بازنشستگان است. همچنین شما بزرگواران کاملاً مستحضرید که حتی مبالغ پرداختی کارفرمایان بابت بیمه وفق قانون فقط برای کارکنان بوده است. کارفرما مجموع پرداختی‌های قانونی بابت دستمزد نیروی انسانی را به‌عنوان هزینهٔ دستمزد اعم از هزینهٔ مستقیم یا سربار در قیمت تمام‌شدهٔ کالای تولیدی یا خدماتی و یا … منظور و محاسبه می‌کند، وگرنه ایشان ریالی محض رضای خدا پرداخت نکرده‌اند و هرچه بوده وفق قانون به حساب مشمولان است و در مجموع این مبالغ تحت عنوان سی درصد حقوق کارکنان متناسب با مسئولیت و مهارت یا شرایط و محیط کاری است.
لیکن متأسفانه در سال‌های اخیر نقش و وظیفهٔ نظارتی دولت بر صندوق تأمین اجتماعی به حق مالکیت، حاکمیت و مدیریت بر آن تبدیل شده، که باعث تصمیمات خلق‌الساعه و دست‌درازی به این صندوق بین‌النسلی شده است! این حق‌الناس است و به‌هیچ‌وجه به رضایت ما، مشمولان و بازنشستگان، که صاحبان واقعی این صندوق هستیم نیست و قطعاً حرمت شرعی دارد. تقاضا داریم دولت را از صندوق تأمین اجتماعی خلع ید کنید و هرچه سریع‌تر، با انجام حسابرسی توسط حسابرسان مستقل، بدهی دولت براساس اسناد مثبته اعلام و مبالغ به ارزش روز محاسبه و به صندوق تأمین اجتماعی بازگردانده شود. مبالغی که دولت به هر دلیلی بدون اجازهٔ صاحبان از صندوق برداشته است بیش از پانصد هزار میلیارد تومان تخمین زده می‌شود و می‌بایست به آن بازگردانده شود.» این کارزار از 6 تیر آغاز شده و تا 6 مهر 1401 ادامه دارد. همچنین این کارزار تاکنون از سوی 9299 نفر امضا شده است.

بحران پلاستیکی

از 14 سال قبل تاکنون که «روز جهانی بدون پلاستیک» در سوم ژوئیه (12 تیر) پاس داشته می‌شود تاکنون، کشورهای بسیاری برای ممنوعیت استفاده از پلاستیک پیشقدم شده‌اند. شمار کشورهایی که در این راه قدم گذاشته‌اند به 80 رسیده اما ایران که کارشناسان حوزه پسماند مشکل کیسه‌های پلاستیکی را در آن جدی می‌دانند، از این راه دور است. امسال برای نخستین بار 12 تیر به عنوان روز بدون پلاستیک در ایران معرفی شده است. آنطور که نرگس آذری، مدیر سابق میز محیط زیست شهری مرکز استراتژیک ریاست جمهوری می‌گوید، بر اساس پژوهش‌های جدید، هر تهرانی به طور متوسط از سه کیسه پلاستیکی در روز استفاده می‌کند؛ آماری عجیب و بالا. این در حالی است که پژوهش‌های جدید وجود ذرات نانوپلاستیک در خون انسان را تایید کرده‌اند که این هم در نوع خود فاجعه بزرگی است؛ اتفاقی که البته در ایران چندان جدی گرفته نشده و حتی در استان‌های شمالی کشور که مشکل عمده مدیریت پسماند دارند و وجود کیسه پلاستیکی در آنها بسیار بالاست هم چندان توجهی به آن نشده است. در این شرایط آذری می‌گوید وقتش رسیده قانون‌گذاران کشور کیسه‌های پلاستیکی را جدی بگیرند.

 

یکی از پژوهش‌هایی که باعث شد مسئله استفاده از پلاستیک کمی جدی‌تر گرفته شود، مطالعه پژوهشگران هلندی بود که در آن بررسی نمونه خون دست کم ۲۲ فرد داوطلب سالم نشان داد که ذرات خرد پلاستیک یا میکروپلاستیک در خون ۸۰ درصد این افراد وجود دارد. نیمی از نمونه‌های خون، ردی از پلاستیک بطری‌های نوشیدنی را نشان می‌داد و یک‌سوم از نمونه‌ها حاوی پلی‌استیرن (پلاستیک مورد استفاده در ظروف غذا و محصولات دیگر) بود. سال گذشته هم پژوهشی با عنوان «بررسی آلودگی میکروپلاستیک در رسوبات بستر ناحیه ساحلی جنوب دریای خزر» توسط تعدادی از پژوهشگران در دانشگاه گیلان منتشر شد که با بررسی لاشه خوتکاهای معمولی (نوعی پرنده آبزی) در سواحل جنوبی دریای خزر، میکروپلاستیک زیادی را در دستگاه گوارش این پرندگان مشاهده کردند. بر این اساس در دو استان گیلان و مازندران، در مجموع ۴۶ لاشه گونه خوتکای معمولی که در حاشیه سواحل، تورهای صیادی و کارگاه‌های تاکسیدرمی یافت شده بودند، تشریح شد و در مجموع از لاشه‌های بررسی‌شده، ۳۱۶ قطعه میکروپلاستیک به اشکال مختلف شناسایی شد. این قطعات بین ۰.۰۷۱ میلی‌متر تا ۱۳.۵۴۳ میلی‌متر بودند. مقایسه مناطقی که لاشه پرندگان در آن‌جا یافت شده بود، نشان داد که فراوانی میکروپلاستیک‌ها به فاصله از منابع و مراکز جمعیت انسانی بستگی دارد و وفور قطعات فیبر در لاشه این پرندگان، احتمالاً به دلیل مجاورت با مناطق شهری است.
پلاستیک، پشت میکروسکوپ
ماجرای استفاده از کیسه‌های پلاستیکی اما آنطور که نرگس آذری، پژوهشگر حوزه پسماند و مدیر سابق میز محیط زیست شهری مرکز استراتژیک ریاست جمهوری به «پیام ما» می‌گوید از سال 2020 و با همین تحقیقات جدی شد؛ یعنی تحقیقاتی که وجود میکروپلاستیک را در خون انسان تایید می‌کرد و این به آن معنا بود که اگر تا پیش از در آب و بدن حیوانات و جانوران وجود داشته، حالا به بدن انسان هم رسیده است. «همین باعث جدی‌تر شدن ماجرا شد تا دولت‌های بیشتری قوانینی را برای منع استفاده پلاستیک به کار بگیرند تا جلوی استفاده غیرمنطقی از پلاستیک گرفته شود. اما وقتی در مورد نه به پلاستیک در سال 2020 صحبت می‌کنیم باید بدانیم درباره چه حرف می‌زنیم. تخریب پلاستیک ممکن است هزار سال و بیشتر طول بکشد و حتی وقتی ظاهرش تجزیه شد، می‌تواند تبدیل به ذرات میکروپلاستیک شود و وارد زنجیره غذایی همه موجودات شود. سالانه 7/12 میلیون تن پلاستیک وارد اقیانوس‌ها می‌شود که معادل وزن 12 میلیون فیل است. ادامه این وضعیت یعنی تا سال 2050 تعداد پلاستیک در اقیانوس بیشتر از ماهی‌هاست و 88 تا 95 درصد پلاستیکی که به اقیانوس‌ها می‌رود از 10 رودخانه وارد اقیانوس می‌شود.»
به گفته او، ما انسان‌ها با مصرف بیش از اندازه پلاستیک باعث شده‌ایم همه موجودات زمین تحت تاثیر قرار بگیرند. این حجم عظیم که با جریان‌های اقیانوسی به هم می‌پیوندند، لکه‌های پلاستیک شناوری را به وجود می‌آورد و بزرگترین لکه زباله در اقیانوس آرام است که حجمش سه برابر کشور فرانسه است.
قانون‌گذاری مهم‌تر از فرهنگسازی
این پژوهشگر حوزه پسماند اما مسئله قانونگذاری در این عرصه را جدی‌تر از فرهنگ‌سازی می‌داند و می‌گوید اینکه برای آسایش لحظه‌ای از این کیسه‌ها استفاده کنیم هم از منظر قانونی و هم اخلاقی باید مورد تجدید نظر قرار گیرد «وضعیت در ایران خوب نیست. آماری به تازگی منتشر شده که می‌گوید هر تهرانی به طور متوسط روزانه 3 کیسه پلاستیکی استفاده می‌کند و این بدان معنی است که یک خانواده چهار نفره به صورت متوسط، 12 کیسه پلاستیکی وارد خانه‌اش می‌شود و اگر همین حجم را ضرب در روزهای سال و جمعیت کنیم با رقم بزرگی روبه‌رو می‌شویم. تصور افراد این است که کیسه‌ها بازیافت می‌شوند و شاید این ایراد مدیریت پسماند است که باید نشان دهد وضعیت به چه شکل است. من چند سال قبل به آرادکوه رفتم و آنجا دشتی بود که به شکل وحشتناکی پر از پلاستیک بود و کیسه‌ها روی هم تلنبار شده بودند و گفتند دستگاه زباله‌سوز اینها را نمی‌سوزاند. بعد هم گفتند کیسه‌ها بازیافت هم نمی‌شود اما مردم تصویر این دشت را ندیده‌اند تا بدانند کیسه‌های پلاستیکی نه سوزانده می‌شوند و نه بازیافت.»
او در ادامه اضافه می‌کند که مسئله اساسی نه آگاهی‌بخشی است و نه فرهنگ‌سازی. «مسئله اساسی این است که باید استفاده از این کیسه‌ها هرچه زودتر ممنوع شود و افراد برای استفاده از آنها پول پرداخت کنند تا در نهایت مجبور به استفاده کمتر شوند. همانطور که در نانوایی‌ها کیسه پولی شد و بعد از آن استفاده از کیسه بسیار کم شد و مردم برای خرید نان از پارچه یا سبد استفاده کردند.» اینطور که آذری می‌گوید اقدام اولیه این است که باید نمود بحران در امر روزمره شهروندان وارد شود و قانونگذاری یعنی همین. «مسئولان باید این بحران را جلوتر از مردم ببینند و برایش راهکار و قانون بگذارند. اما در ایران اینطور نیست.»
هند با کیسه‌های پلاستیکی چه کرد؟
پلاستیک یکبار مصرف از اول ژوئیه در هند ممنوع شده است. به همین دلیل روز بدون پلاستیک امسال رویداد مهمی در هند است. دیروز وبگاه خبری ایندیا تودی مربوط به هندوستان، به همین مناسبت در گزارشی نوشت: فعالان محیط زیست از ممنوعیت جدید برای کاهش آلودگی پلاستیک استقبال کرده‌اند. برخی در حال برنامه‌ریزی کمپین‌های آگاهی‌بخشی در رسانه‌های اجتماعی هستند، در حالی که برخی دیگر برنامه‌ای برای جمع‌آوری کیسه‌های پلاستیکی دور ریخته شده ترتیب داده‌اند.
تصمیم برای ممنوعیت پلاستیک‌های یکبار مصرف در سراسر هند با خوش‌بینی همراه است: ما به سمت آینده‌ای دوستدار محیط زیست حرکت می‌کنیم. مانند سایر نقاط کشور، دهلی هم با زباله‌های پلاستیکی در نبرد است. در روز جهانی بدون کیسه‌های پلاستیکی، هندوستان‌تایمز با فعالانی که سال‌ها برای مهار این عوامل مخرب محیط زیست تلاش کرده‌اند، گفت‌وگو کرده.
کونتاک ساها، دانشجوی سال اول میکروبیولوژی در کالج علوم کاربردی بااسکاراچاریا (BCAS) دانشگاه دهلی می‌گوید: «ما در فرایند آگاهی‌بخشی گسترده درباره جایگزین‌های کیسه‌های پلاستیکی متوجه شدیم دلیل اینکه بیشتر مردم کیسه‌های پلاستیکی را ترجیح می‌دهند، راحتی و هزینه ارزان آن است، اما این در حالی است که پلاستیک برای اکوسیستم مضر است. بنابراین نمایش‌هایی خیابانی را ترتیب داده‌ایم تا نشان دهیم استفاده از کیسه‌های ساخته‌شده از مواد سازگار با محیط زیست مانند پارچه، کنف هندی و کاغذ چقدر مطلوب است. ما همچنین برنامه‌هایی برای بازدید از دریاچه‌های مجاور ترتیب داده‌ایم و مردم را تشویق می‌کنیم تا در جداسازی کیسه‌های پلاستیکی از سایر زباله‌ها به ما بپیوندند.»
گونجان سیروحی، استادیار بخش میکروبیولوژی در BCAS هم می‌گوید: «من شاهد تلاش‌های دانش‌آموزان برای محدود کردن زباله‌های پلاستیکی بوده‌ام. بسیاری از آنها می‌خواهند استفاده از کیسه‌های پلاستیکی را در سطح شهر ریشه‌کن کنند. حتی یک نظرسنجی در محوطه دانشگاه انجام دادیم تا به شروع ممنوعیت پلاستیک یکبار مصرف کمک کنیم. مانند دانش‌آموزان جوان، عموم مردم هم می‌توانند ابتکار عمل را به دست بگیرند و کیف‌های پارچه‌ای یا کیسه کنفی را با خود حمل کنند. ما به عنوان شهروندان مسئول نباید از کیسه‌های پلاستیکی استفاده کنیم.»
وقت آن است که با کشورهای
دیگر هم‌صدا شویم
فهرست کشورهایی که ممنوعیت‌هایی درباره کیسه‌های پلاستیکی اعمال کرده‌اند، هر سال بلندبالاتر می‌شود و قوانین مرتبط به تدریج سخت‌گیرانه‌تر می‌شود تا همه به سمت ممنوعیت کامل پیش بروند. بنگلادش اولین کشوری بود که قانون ممنوعیت کیسه‌های پلاستیکی را در سال 2002 اعمال کرد و در حال حاضر بیش از 80 کشور در جهان ممنوعیت‌ کامل یا جزئی استفاده از کیسه‌های پلاستیکی یکبار مصرف را اجرا می‌کنند، از جمله بیش از 30 کشور آفریقایی. آذری می‌گوید: «استفاده از کیسه‌های پلاستیکی دسته‌دار در کنیا شدیدترین ممنوعیت را در جهان دارد. این کشور از 2017 این ممنوعیت را اعلام کرد و دلیلش این بود که سیل شدید کیسه‌های پلاستیکی راه‌های آبی این کشور را بسته و سیستم زهکشی را دچار اختلال کرده بود. علاوه بر این دولت برای اعمال قانون به تحقیقی استناد کرد که نشان می‌داد این کیسه‌ها در معده بیش از نیمی از گاوها پیدا شده است. بنابراین مجاب شدند که برای حفظ کشور قوانینی را وضع کند، بر این اساس تولید، واردات و فروش کیسه‌های پلاستیکی در کنیا ممنوع شد و در حال حاضر مجازات استفاده از کیسه پلاستیکی 4 سال حبس یا 40 هزار دلار جریمه دارد.» آمریکا که «مصرف‌گراترین کشور جهان شناخته می‌شود و بعد از استرالیا بیشترین میزان پلاستیک را وارد محیط زیست می‌کند»، هم به این ممنوعیت پیوسته و در نیویورک و سانفرانسیسکو ممنوعیت‌هایی اعمال شده است. این پژوهشگر حوزه پسماند با اشاره به فراگیر نبود این ممنوعیت در همه ایالات آمریکا اما می‌گوید: «حتی وضع نشدن قانون ممنوعیت در همه نقاط این کشور باعث نشده به راحتی و در همه جا از کیسه‌های پلاستیکی استفاده شود و در مواردی استفاده از این کیسه‌ها برای غذای آماده یا دارو ممنوع است اما ما در ایران به خطر مواد پلاستیکی یکبارمصرف کاملا بی‌توجهیم و همه‌جا پر از کیسه‌های پلاستیکی است. اتحادیه اروپا بعد از هشدار دانشمندان این موضوع را جدی گرفت و کشورهای فقیری مثل کنیا و رواندا وقتی به شکل واقعی در زندگی‌شان با تبعات استفاده از کیسه‌های پلاستیکی مواجه شدند، پیگیر وضع قانون شدند.
او با اشاره به اینکه مشکلات پسماند و زباله‌ها در ایران و اعتراضاتی چون ماجرای سراوان هشدار می‌دهد: «تصمیم‌گیران کشور با توجه به شرایط امروز و اعتراضات هر روزه باید بدانند که اکنون با بحران مواجه‌ایم. وقتش رسیده که ما هم از دولت بخواهیم ممنوعیت‌هایی درباره کیسه‌های پلاستیکی اعمال کند.»

خانه‌های محیط زیست و مشارکت محله‌ای

نگاه به موضوعات محیط‌زیست شهری به عنوان موضوعاتی اجتماعی و فرهنگی و ایجاد فضایی برای مشارکت و حضور آگاهانه، داوطلبانه و موثر شهروندان همواره یکی از اهداف مدیریت شهری بوده است. از سال گذشته با راه‌اندازی «خانه‌های محیط زیست» به عنوان یکی از خانه‌های اختصاصی مدیریت محله در شهر تهران، پایگاهی برای حضور افراد علاقه‌مند به مشارکت و همکاری در موضوعات مرتبط با محیط زیست شهری فراهم شد. در شهر تهران نهادهای محلی مانند شورایاری‌ها و سراهای محله (مدیریت محله) نقش مهمی در واگذاری فعالیت‌های مردم به مردم دارند و خانه‌ها غالباً به عنوان رکنی از توسعه محلات پیش‌بینی شده‌اند. در اوایل دهه نود شمسی با فعالیت کانون‌های محیط زیستی در مناطق بیست و دوگانه تهران، این کانون‌ها در ذیل خانه‌های سلامت مستقر شدند.
با این حال به‌واسطه در اولویت قرار داشتن موضوعات سلامت‌محور در خانه‌های سلامت، عملا بستر مناسبی برای توسعه فعالیت‌های محیط زیستی در سراهای محلات شکل نگرفت و از این رو تشکیل خانه‌های مستقل محیط زیست با همکاری ستاد مدیریت محله (دبیرخانه ستاد راهبری مرکزی ساماندهی مشارکت‌های اجتماعی) از سال 1399 در دستور کار قرار گفت و خوشبختانه در حال حاضر بالغ بر 56 خانه محیط زیست در مناطق مختلف شهر تهران تشکیل شده‌اند.
آغاز به کار خانه‌های محیط زیست در زیرمجموعه مدیریت محله به‌نحوی است که هر منطقه به فراخور ظرفیت و بضاعت اقدام به تجهیز و راه‌اندازی خانه‌های محیط زیست در سرای محلات متبوع خود کرده است. شکل‌گیری خانه‌های محیط زیست در حقیقت توجه بیشتر به ظرفیت‌های محلی است و بخش‌های مختلف نیز می‌توانند فعالیت‌های محیط زیستی خود را از طریق این خانه‌ها، در سطح محلات اجرا کنند. «توانمندسازی» و «تثبیت و توسعه خانه‌های محیط زیست» از فازهای اجرایی برنامه عملیاتی پیش‌بینی شده است که مشارکت شهروندان در برنامه‌ریزی و نیازسنجی محله‌ای و بسیج منابع و امکانات موجود در سطح محله با افزایش شهروندانی آگاه و مسئولیت‌پذیر می‌‌تواند به بهبود وضعیت محیط زیست محله‌های شهری منجر شود.
ارتقاء سطح دانش کاربردی و مهارتی شهروندان در زمینه محیط زیست و بهره گیری از دانش متخصصان و سازمان‌های مردم‌نهاد، شناسایی معضلات محیط زیست محله توسط ساکنان و اقدام برای رفع مشکلات در تعامل با سازمان‌ها و نهادهای اجرایی، ایجاد ساختارهای پایدار اجتماعی در سطح محلات برای مدیریت مسائل محیط زیست و تشکیل شبکه محیط زیست محلات، جلب مشارکت آگاهانه و داوطلبانه شهروندان برای بهبود کیفیت محیط زیست شهری از جمله اهداف راه‌اندازی خانه‌های محیط زیست بوده که امید است با برداشته شدن قدم‌های آغازین برای استقلال، هویت‌بخشی و اثرگذاری بیشتر فعالیت کانون‌های محیط زیست، شاهد آن باشیم که موضوعات محیط زیستی از جمله پیاده‌سازی شاخص‌های محله سبز، فعالیت‌های آموزشی و ترویجی، و ‌سایر پروژه‌های فرهنگی و‌ مشارکتی محیط زیست در سطح محلات با سرعت و‌ اولویت بیشتری پیگیری شود.

وضعیت نگران‌کننده علفخواران وحشی در زاگرس

معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست از افزایش دو درصدی جمعیت علفخواران کشور در سرشماری سال قبل خبر داد و گفت: «جمعیت گونه‌های کل وبز و قوچ ومیش در استان‌های زاگرسی به دلیل تخلفات مربوط به صید و شکار نگران‌کننده است.» حسن اکبری با اشاره به نتایج سرشماری گونه‌های برجسته حیات وحش گفت: «ما در سال ۱۴۰۰ براساس شمارشی که انجام دادیم به طور میانگین شاهد افزایش دو درصدی جمعیت علفخواران در مناطق چهارگانه نسبت به سال ماقبل آن بودیم. این افزایش جمعیت با وجود همه مشکلاتی که در زمینه خشکسالی با آن مواجه بودیم و بیماری‌هایی که با آن درگیر شدیم، اتفاق افتاده است و حکایت از کارایی تلاش‌هایی دارد که در حوزه پیشگیری از تخلفات شکار و صید صورت گرفته است.»
اکبری افزود: بر مبنای این تخمین، جمعیت قوچ و میش،کل و بز و گور ایرانی نسبت به سال ۱۳۹۹ افزایش یافته در حالی که جمعیت آهوی ایرانی و جبیر با کاهش روبرو بوده است.
او با بیان اینکه علت کاهش جمعیت آهو در دست بررسی است، عنوان کرد: «عمده کاهش جمعیت این گونه مربوط به پناهگاه حیات وحش موته در استان اصفهان است که بخشی از آن سرشماری نشده و از طرف دیگر یک تغییر مدیریتی در آن منطقه اتفاق افتاده است و مقرر شده همکاران برای شمارش مجدد اقدام کنند. اگر این شمارش اتفاق بیفتد ممکن است در آمار تغییراتی به وجود بیاید اما در هر حال کاهش جمعیت آهو در این منطقه اتفاق افتاده است.»
اکبری افزود: اگر بخواهیم این گونه‌های برجسته را به تفکیک استان‌ها بررسی کنیم، اطلاعات بسیار جالبی در اختیار ما قرار می‌دهد. مثلاً قوچ و میش یکی از مهم ترین گونه‌های ما است و در سراسر کشور حدود ۱۱۱هزار راس از این گونه شمارش شده‌اند.
به گفته معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست، در میان استان‌های کشور بالاترین جمعیت قوچ و میش به استان تهران اختصاص دارد که با وجود جمعیت انسانی بسیار زیاد، توسعه اقتصادی و اجتماعی و مسائل و مشکلات مرتبط با محیط زیست این استان، موضوع عجیبی به نظر می‌رسد. او تصریح کرد: بیش از یک ششم کل جمعیت قوچ و میش کشور در استان تهران است و این نشان می‌دهد زیستگاه‌های طبیعی اطراف تهران زیستگاه‌های ارزشمندی هستند.
اکبری در ادامه افزود که در بخش مهمی از استان‌های زاگرسی مثل کردستان، کرمانشاه، ایلام، لرستان، کهگیلویه و بویراحمد، چهارمحال و بختیاری و فارس زیستگاه‌های بسیار مناسبی برای این دو گونه وجود دارد اما جمعیت آن‌ها به برخی لکه‌های مناطق حفاظت‌شده محدود شده است که به صورت کوچک و غالباً جزیره‌ای هستند. این نشان می‌دهد که ما در این استان‌ها به شدت به فرهنگ‌سازی برای پیشگیری از تخلفات مربوط به صید و شکار نیاز داریم.
اکبری در عین حال تاکید کرد: اگر با آموزش و فرهنگ سازی صحیح این مشکل مدیریت شود، امکان رشد سریع جمعیت این گونه‌ها در مناطق یاد شده وجود دارد چون شرایط زیستگاهی، رویشی و منابع آبی این زیستگاه‌ها بسیار مناسب است و به هر حال مردم علاقه‌مندی به طبیعت دارند. چنانچه علایق آنان به سمت حفاظت گرایش پیدا کند، تاثیر عجیبی در کوتاه مدت خواهد گذاشت.
او همچنین با بیان اینکه بیشترین جمعیت آهوی کشور در استان‌های اصفهان، خراسان شمالی، بوشهر و خراسان رضوی قرار دارد، گفت: متاسفانه خیلی از استان‌های کشور که از دیرباز آهو داشتند، چندین دهه است که دیگر آهو ندارند و در مابقی استان‌ها هم جمعیت این گونه کم شده است.
معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست ادامه داد: بر اساس سرشماری پستانداران برجسته کشور تعداد کل آهوی ایرانی در کشور حدود ۲۴ هزار رأس است.
او با اشاره به وجود برخی نگرانی‌ها درباره جمعیت گونه جبیر در کشور تصریح کرد: جبیر نژادی از آهوان است که با خشکی طبیعت سازگارتر است و بالاترین جمعیت جبیر را در استان‌های سمنان، فارس و کرمان داریم.
به گفته اکبری، تجربیات نشان داده که احیای جمعیت جبیر بسیار سخت‌تر از آهو اتفاق می‌افتد.
او افزود: آهوی ایرانی و حتی کل و بز و قوچ و میش به محض این که شرایط زیستگاهی مناسبی پیدا کنند با رشد جمعیت چشمگیری مواجه می‌شوند اما احیای جمعیت جبیر قدری سوال‌برانگیز است و در بعضی مناطق حتی با وجود مناسب شدن شرایط زیستگاه، احیای جمعیت این گونه به دشواری صورت می‌گیرد.
معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست عنوان کرد: در کل کشور حدود ۳۰۰۰ راس جبیر داریم که عدد درشتی نیست.
او در ادامه گفت: ما در برخی از مناطق آزاد به‌ویژه در فلات مرکزی ایران و شرق کشور که جمعیت بسیار بالایی از گونه‌ها را درخود جای داده است بعضاً مناطق آزادی داریم که تا ۲۰۰۰ راس کل و بز و قوچ ومیش را درخود جای داده‌اند حتی در این مناطق طعمه خوارانی مثل پلنگ داریم که نشان می‌دهد زنجیره غذایی تقریباً کامل است.