بایگانی مطالب نشریه
ممنوعیت عکس پروفایل بدون پوشش اسلامی در خراسان رضوی
دبیر ستاد امر به معروف و نهی از منکر استان خراسان رضوی اعلام کرد که در طرح کنترل حجاب و عفاف که در دستور کار خود دارد به بررسی حجاب و مسائل انضباطی پیرامون مردان و زنان در نهادهای مختلف میپردازند. در بخشی از طرحهایی که این ستاد در نظر گرفته، بررسی عکس پروفایل در فضای مجازی نیز مطرح شده و کارمندان دستگاههای مختلف نباید از عکسهای غیر مجاز و بدون پوشش اسلامی در فضای مجازی به عنوان عکس پروفایل استفاده کنند. به گزارش پایگاه خبری-تحلیلی عصر ایران، مهدی رضایی، دبیر ستاد امر به معروف و نهی از منکر خراسان رضوی با اعلام اینکه سال ۱۳۸۵ طبق مصوبه ۴۲۷ شورای عالی انقلاب فرهنگی ۳۲ دستگاه موظف شدند وظایفی را در حوزه عفاف و حجاب انجام دهند، اعلام کرد این مصوبه تا به امروز به درستی اجرا نشده بود. او تاکید کرده ستاد امر به معروف بهعنوان یکی از این نهادهای ناظر به طور جدی کار خود را در مشهد آغاز کرده و «قرارگاه ۲۱ تیر» در این راستا ایجاد شده است.
نیاز فوری زلزلهزدگان به کولر و حمام
کمتر کسی تابِ کارِ سنگین روی خاک تفتیده و ورم کرده بیابان سایهخوش را دارد. آن هم به روزی عادی که میشد به خنکای خانه پناه برد. حالا نه از خانه خبری است و نه از جانپناهی برای آسایش. حالا کار است و کار است و کار. زن و مرد و غریبه و آشنا هم نمیشناسد. آوار روی آوار است که هوار شده، سقف تا کف خانهها زیر و رو شده، همان روز اول، مصدومان و درگذشتگان را از زیر ویرانهها بیرون کشیدند اما هیچ چیز عادی نشد. داغ از رفتگان که عادی نمیشود. درد خانههای فروریخته که فراموش نمیشود. از روستایی که حالا فقط شبیه تلی از خاک است که نمیشود گذشت، آن هم به این زودیها. با این حال با عزا و بیعزا، داغ دیده و ندیده، چشمها انتظار زندگی را میکشد و دستها برای تحققش کار میکند؛ شبیه منجیل، بم، ورزقان و سرپل. باید همه آوارها برداشته تا شاید چیزی به چادرهای تهی اضافه شود. اما هرم گرما امان میبرد. روزگار «سایهخوش» در استان هرمزگان بر وفق مراد نبوده، این را حالا نه اهالی روستاهای زلزله زده که کلوتها و یاردانگهای بیابان هم شهادت میدهند. گرچه کسی، میان این سرشلوغیها از آنها هم خبری ندارد، شاید لرزههای مهیب 6 ریشتری، آنها را ویران کرده باشد، شبیه کاروانسرا و بند حسن.
«انگار روز هم مثل زندگی ما تیرهتار شده» این جمله را زینب میگوید. اهل سایهخوش است و صدای خستهاش سن و سال کماش را پنهان میکند. انگار آدمی در یک شب پخته شود. با 25 سال سن، مادر 3 فرزند است: دو دختر و یک پسر. میگوید: آمدیم سراغ ویرانههای خانه ببینیم میشود چیزی از وسایل را بیرون کشید. منظورم یخچال و این چیزها نیست. لباسی، ظرفی، اسباب بازی بچهها، چیزهایی شبیه این.
او فکر میکند آنچه برسرشان آمده کابوسی بود که تا صبح نمیشد باورش کرد. حقیقتی که نخستین اشعه خورشید در صلات صبح و خروسخوان، از آن پردهدری کرده. با این همه زینب فقط نگران بچههایش نیست. میگوید: باید از زیر ویرانههای آغل و طویله خوراک دامهایی که ماندهاند را هم بیرون بیاوریم. خدا را خوش نمیآید. هوا گرم است. حیوان خدا از تشنگی و گرسنگی تلف شود گناهش که گردن زلزله نیست گردن ماست. همه زندگی ما که از دست رفت. معلوم هم نیست کی سرو سامان بگیریم. بچههایمان را باید توی این چادرهای داغ بزرگ کنیم. البته قول دادهاند کولر بیاورند. جان ما و جان دامهایمان همیشه یکی بوده، حالا بیشتر از قبل همین زبان بستهها تنها داراییمان هستند.
زینب یکی از مشکلاتی که بیش از دیگران به چشم میآید را نبود حمام میداند. او میگوید: خدا را شکر که آینهای نیست وگرنه هیچ کس نمیتوانست خودش را در آن تماشا کند. در این گرمای شرجی راهاندازی حمام حتی از کولر هم واجبتر است.
فقط خانهها را سرپا کنید
مجید یکی دیگر از اهالی این روستای کوچک که مشغول آواربرداری با نیروهای جهادی است میگوید: توزیع چادرها خیلی سریع انجام شد. آب و غذا هم به مقدار کافی تامین شده است. البته به دلیل گرمای بیش از حد هوا نمیشود غذا را نگه داشت. اگر بگویم هیچ چیز به اندازه گرما اذیت نمیکند دروغ است. این ویرانهها، عزیزانی که از دست دادیم، روزهایی که معلوم نیست باید چگونه بگذرانیم آزاردهندهتر از هر چیزی است که فکرش را بکنید. حتی زمینهای کشاورزی و استخرهای پرورش میگو ترک خورده است. شب و روز سختی را گذراندیم گرچه میدانیم تازه اول ماجراست. بچهها خیلی ترسیده بودند و هنوز هم میترسند. پسرم و پسر برادرم دیشب چشم روی هم نگذاشتند. هرچه میگفتیم که در چادر خطری نیست باور نمیکردند. حق هم دارند. انگار این زلزله یک روز کامل ادامه داشت. خشت خشت این طرف و آن طرف پرت میشد. یک خشت آمد توی کمر پدرم. با چنان ضربهای پرت شد که کمرش از دو ناحیه شکست و حالا در بیمارستان است.
او فکر میکند تنها چیزی که حالا مردم نیاز دارند این است که بدانند خانههایشان دوباره سرپا میشود و به زندگیهایشان بر میگردند. موضوعی که هنوز نمیتوان از زمان آن حرف زد.
کولر نیاز منطقه است
محمدعلی غلامی یکی از نیروهای جهادی است که بلافاصله پس از حادثه به منطقه رفته است. با وجود مشغله زیاد و در حالی که یک گوشش با ما و یک گوشش با آدمهای آن سوی خط تلفن است میگوید: آواربرداری در مرحله کشف اجساد و مصدومان تمام شده است. در حقیقت همه اقدامات فوری بحران انجام شد و حالا وقت اقدامات تثبیتی است. دقیقترین تصویری که می توانم برایتان توصیف کنم این است که هیچ خانهای در سایهخوش سالم نمانده است. ما هنوز هم داریم آواربرداری میکنیم. برای اینکه هر خانواده بتواند بخشی از وسایلش را، اگر سالم مانده، بیرون بیاورد.
او میگوید: کمکهای زیادی از جمله آب و غذا میرسد. اما در این منطقه به کولر نیاز فوری وجود دارد. روز شنبه، تا ساعت 10 صبح در سایهخوش و تا ساعت 10 شب در همه مناطق و آبادیهای زلزله زده، چادر توزیع شد. دغدغه نخست ما بیرون کشیدن افراد از زیر آوار بود که در همان ساعتهای صبح شنبه انجام شد اما پس از آن رساندن وسایل سرمایشی به منطقه است. اینجا مردم زیر دمای 40 تا 50 درجه کار میکنند و همه مردم در حال همکاری و کمک با نیروهای جهادی هستند. متاسفانه افراد مسن و بچهها هم باید در همین دما در چادرهای دم کرده بمانند. هفته آینده کانکسها هم به منطقه میرسند اما کانکسها نیاز مبرم به کولر دارند چون در این گرما، به سادگی به کپسولی داغ تبدیل میشوند.
صدور دستور پرداخت خسارت
مانند هر بحران دیگری؛ دولت نیز اقدامات خود را بلافاصله آغاز میکند. مدیرکل مدیریت بحران استانداری هرمزگان که از نخستین ساعات حادثه در منطقه حاضر بوده، به «پیام ما» میگوید: به تعداد زیاد دستگاه چادر ۵۰ نفره با توجه به گرمای شدید موجود برای استفاده زلزلهزدگان این استان تهیه و به منطقه سایهخوش ارسال شد. ۲ نانوایی سیار، یک آشپزخانه سیار، ۱۲ چشمه سرویس بهداشتی، ۲ هزار لیتر سوخت گازوییل، ۳۵ دستگاه ماشین آلات آواربرداری و چهار دستگاه کانکس تهیه و در همان ساعات اولیه به مناطق زلزلهزده ارسال شد.
مهرداد حسنزاده تایید میکند که نیاز به حمام در منطقه بسیار ضروری است: در حال پیگیری برای تهیه حمام برای استفاده زلزلهزدگان هستیم و نیروهای نظامی هم در کنار این مدیریت و مسئولان دولتی در حال ارسال برخی اقلام مورد نیاز به منطقه هستند. شب گذشته تمام منطقه پهنهبندی و برای هر منطقه مسئولی تعیین شد. این کار باعث افزایش هماهنگی در کارهای اجرایی و رفع شدن سریعتر نیازهای مردم میشود. گرچه باید بپذیریم که تا مناسب شدن دوباره شرایط زندگی مردم زلزلهزده راه درازی داریم.
او درمورد برنامههای دولت برای ساماندهی این شرایط نیز به دستور وزیر اقتصاد و حضور وزیر کشور در منطقه اشاره میکند و توضیح میدهد: خوشبختانه وزیر اقتصادی و دارایی بلافاصله پس از زلزله به مدیرعامل صندوق بیمه حوادث طبیعی کشور دستور داد نسبت به ارزیابی فوری و پرداخت خسارت وارده به ساختمان های مسکونی در منطقه زلزلهزده طبق قانون تاسیس و در چارچوب ضوابط اقدام کند. امیدواریم بتوانیم بازسازی منطقه را هرچه زودتر شروع کنیم تا عزیزانمان هرچه زودتر به خانههایشان بازگردند.
فقط دو روز از این حادثه گذشته است اما تصور آنچه بر اهالی سایهخوش و سایر مناطق زلزله زده میگذرد، ممکن نیست. این ویرانی نخستین بار نیست که در ایران رخ داده و بسیاری نقاط کشور در خاطرات خود، درد از دست رفتن زندگی به چشم برهم زدنی با غرش لرزان زمین را تجربه کردهاند. اما هیچ چیز از مشکلات زندگی در چادرهای داغ یا سرد برزنتی، استفاده از سرویسهای بهداشتی مشترک و زندگی بدون حریم امن یک خانه کم نمیکند. دردی که شاید فقط سرعت در بازسازی بتواند کمی تسکینش دهد.
ایران میز مذاکرات محیط زیستی را ترک نکند
عراق از شور شدن آب شطالعرب ناراضی و مدعیست مقصر ایران است که مسیر کارون را به سوی استان بصره عراق مسدود کرده است. از آن سو ساکنان استان سیستان و بلوچستان که زندگیشان به آب هامون وابسته است، نگران حقآبه این تالاب هستند. آن هم در روزگاری که طرف مذاکرات و دیپلماسی محیط زیستی دولت جمهوری اسلامی، طالبانی است که این روزها عملاً حاکمان افغانستان هستند و نه صرفاً یک گروهک تروریستی؛ همزمان مذاکراتی دیگر نیز پس از حدود 4 ماه وقفه در حالی در انتهای هفته گذشته در دوحه ازسرگرفته شد که بهرغم امیدواری طرفین، خروجی روشنی در پی نداشت. مذاکراتی که برای از سرگیری مجددش، ظاهراً باید تا 2 هفته آینده یعنی پس از انجام سفر رئیسجمهور ایالات متحده به عربستان سعودی و دیگر کشورهای منطقه، منتظر بمانیم. حال آنکه مذاکرهکننده ارشد جمهوری اسلامی در این مذاکرات پس از بازگشت به تهران، در سفری بدون اعلام قبلی راهی مسکو شد تا بار دیگر صحبت از راهبرد «نگاه به شرق» در فضای رسانهای مطرح شود. برای صحبت درباره این مسائل و بیش از اینها به سراغ جلال میرزایی رفتیم که علاوه بر عضویت در کمیسیون انرژی مجلس دهم، بهعنوان رئیس کمیته سیاسی فراکسیون امید با زیر و بم این دست مذاکرات و مسائل دیپلماتیک آشناست.
آقای میرزایی! برای شروع بگذارید از مذاکرات محیط زیستی آغاز کنیم که بهخصوص طی یکی، دو ماه گذشته در پی سفر رئیس سازمان حفاظت از محیط زیست به عراق و دیگر اقداماتی که با محوریت این سازمان انجام گرفت، تا حدودی امید به حل برخی مشکلات از جمله بحث گرد و غبار را زنده کرد. با این حال اخیراً وزارت منابع آب عراق در توضیحاتی که درباره شور شدن شطالعرب در استان بصره عراق بهدست داد، از ایران انتقاد کرد و گفت که ظاهراً علت انسداد مسیر آب کارون در ایران بوده است.
ببینید، به هر حال همانطور که ما در مناسبات سیاسی عراق و رویاروییهای داخلی این کشور از طیفی از نیروهای سیاسی حمایت میکنیم، عربستان سعودی و برخی از دیگر دولتهای منطقه نیز به بعضی از دیگر طیفها و نیروهای سیاسی عراقی نزدیک هستند. در واقع با توجه به ساختار قانون اساسی و تقسیم قدرت در عراق، اگرچه شیعیان و بخشی از نیروهای سیاسی نزدیک به ایران در مناسبات تاثیر گذارند اما در عین حال همواره شاهد این وضعیت نیز هستیم که بخشی از نیروهای اهل سنت، کردها و برخی از دیگر طیفهای سیاسی عراقی که ممکن است چندان با منافع ما همراه نباشند، در ساختار سیاسی و حاکمیتی این کشور کرسیهایی قدرتمندی را نیز در اختیار دارند. آنچه در این شرایط حائز اهمیت است آن است که اجازه ندهیم دستکم مسائل و مشکلات غیر واقعی منجر به کدورت روابط تهران-بغداد شود. بهخصوص آنجا که مباحث محیطزیستی در میان است؛ موضوعاتی که عواقب و آسیبهایشان اولاً محدود به جغرافیای سیاسی کشورها نبوده و معمولاً بحران و مشکلات را در هر دو سوی مرز تشدید میکند و ثانیاً آثار و تبعاتی طولانیمدت و ماندگار در پی دارند و شما در تصمیمگیریهای اینچنینی موظفید حقوق نسلهای بعدی و آیندگان را نیز در نظر داشته باشید. بنابراین معتقدم بهعنوان مثال در همین بحث شور شدن آب شطالعرب باید بهنحوی عمل شود که اصل موضوع که همان مسئله بهرهبرداری منطقی از آب، منابع طبیعی و محیط زیست باشد، قربانی جار و جنجال سیاسی و رسانهای نشود. البته شخصاً نمیدانم طرف عراقی در ادعایش صادق است یا اینکه احیاناً با اهداف و انگیزههای غیر، اقدام به این نوع موضعگیری کردهاند. اما توصیه و درخواستم از سازمان حفاظت از محیطزیست، آقای سلاجقه و همینطور شخص آقای رئیسی این است که نگذارند روند دیپلماسی خدشهدار شود و در هیچ شرایطی میز مذاکرات محیطزیستی را ترک نکنند. فراموش نکنیم موضوع مهمتری که در راستای این مذاکرات محیط زیستی با مسئولان عراقی آغاز شده، مبحث گرد و غبار است و درنتیجه هر دو طرف باید تعامل مثبتی را که در این حوزه آغاز شده، ادامه داده و اجازه ندهند طرح مباحث حاشیهای در سطح رسانه منجر به اختلال در روند مذاکرات محیطزیستی شده و تعامل و همکاری ایران و عراق از مسیر منطقی خود خارج شود.
مشخصاً چه کاری از سازمان حفاظت از محیط زیست و مجموعه دولت جمهوری اسلامی برمیآید؟ در واقع پیشنهاد عملیاتی شما برای حل این مشکل چیست؟
ایران چند سالی است که درگیر خشکسالی است و ظاهراً این مشکلات در سال جاری تشدید شده است. در این شرایط چند رودخانه بزرگ که از مناطق مرکزی حوالی اصفهان سرچشمه میگرفت و وارد حوضه آبریز کرخه یا کارون میشد، عملاً خشک شدهاند. این وضعیت بهنحوی دیگر در بحث هیرمند و هامون نیز وجود دارد و ورودی آب رودخانههای مرزی بهشدت کاهش پیدا کرده و این حدس و گمان نیست و ایران میتواند از عراقیها دعوت کند تا به چشم ببینند که وضعیت آب رودخانههای ایران به چه ترتیب است. اتفاقا در سیاست و سیاستورزی، گاهی همین مشکلات و بحرانها به فرصتی برای عبور از همان مشکلات و حتی بحرانهای اساسیتر تبدیل میشوند. در نتیجه معتقدم با توجه به تعامل مثبتی که میان دو کشور وجود دارد و همچنین قرابت فرهنگی میان ایران و عراق، میتوانیم از همین اختلافات جزئی بهعنوان ظرفیتی برای توسعه همکاریهای محیطزیستی استفاده کنیم و لایروبی اروند را که سالها بهدلیل عدم همکاری طرف عراقی متوقف مانده، به سرانجام برسانیم. ضمن آنکه همانطور که آلودگی یا خشک شدن اروند، ساکنان آن سوی مرز در کشور عراق را با مشکلات اساسی روبهرو میکند، شور شدن شطالعرب نیز برای ایران و ساکنان این سوی مرز تبعات سختی بههمراه دارد. درنتیجه همین مسئله میتواند دو دولت ایران و عراق را بهسوی همکاری مضاعف و تخصیص اعتبارات بیشتر برای مدیریت مشکلات زیستمحیطی هر دو سوی مرز ترغیب کند؛ نه اینکه این مسائل به ابزاری برای تخریب و تضعیف عراق از جانب مخالفان دولت عراق و همچنین تخریب ایران از سوی مخالفان و اپوزیسیون جمهوری اسلامی تبدیل شود.
همزمان بحث حقآبه هیرمند نیز مشکلاتی را برای ساکنان مناطق جنوب شرق کشور ایجاد کرده است؛ دیپلماسی محیطزیستی جمهوری اسلامی و طالبان را در چه وضعیتی میبینید؟
تا پیش از روی کار آمدن طالبان، اشرف غنی و برخی افراد صاحبنفوذ در دولت پیشین افغانستان نسبتبه دولت جمهوری اسلامی موضع چندان مثبتی داشتند و بهخصوص در بحث حقآبه هیرمند کارشکنی گستردهای با محوریت دولت اشرف غنی انجام میگرفت. حال آنکه وقتی طالبان قدرت را در این کشور به دست گرفت، مقامهای طالبان از تعامل و همکاری با جمهوری اسلامی استقبال کرده و مواضع مثبتی را مطرح کردند. در مقابل بهرغم فشار سنگین خارجی و با وجود فشار شدید افکار عمومی داخل کشور که حتی در مقاطعی در روزهای نخستِ قدرتگیری مجدد طالبان، نوعی مداخله و اقدام نظامی تهران علیه طالبان را مطالبه میکرد، دولت ایران با نگاهی واقعگرایانه، تعاملی مثبت را با طالبان شکل داد و در برخی مسائل بشردوستانه حتی به حاکمان جدید افغانستان یاری رساند. در نتیجه امروز فضای بهنسبت مثبتی میان دولت جمهوری اسلامی و طالبان شکل گرفته که امید آن میرود ایران بتواند به حقآبه خود از هیرمند دست پیدا کند. حال آنکه در آخرین مذاکرات اینطور عنوان شد که تعامل منطقی براساس معاهده آبی هلمند شکل گرفته و درصدد برنامهریزی برای ساختوساز تأسیسات مشترک و ایستگاههای اندازهگیری آب در راستای از میان برداشتن موانع فنی هستند تا ایران بتواند از حقآبه خود استفاده کند.
و اما برسیم به مذاکرات هستهای بهعنوان یکی دیگر موضوعاتی که بحث بر سر منابع انرژی موجب اختلافات سیاسی شده؛ اخیراً پس از حدود ۴ ماه توقف مذاکرات احیای برجام، شاهد از سرگیری مذاکرات در دوحه بودیم اما به جایی نرسید. پس از آن نیز مسئول تیم مذاکرات ایران در سفری بدون اعلام قبلی راهی مسکو شد که با انتقادهایی نیز همراه شد. نظرتان درباره راهبرد نگاه به شرق در شرایطی که روسیه درگیر جنگ اوکراین است، چیست و اساساً امیدی به احیای برجام و رفعتحریمها دارید؟
اولیانوف روس در توضیح سفر آقای باقریکنی به مسکو گفت که این سفر برای «تبادلنظر حرفهای» بوده و برداشتم این است که منظور این است که جمهوری اسلامی برای جلوگیری از سوءتفاهم و حفظ تعامل مثبت با مسکو، روسها را در جریان آنچه در دوحه گذشته، قرار دادهاند و هدف این سفر همین بوده است.
اما آیا این اقدام _ بر فرض ضرورت _ از طریق یک تماس تلفنی میسر نمیشد؟
حتما میشد. معتقدم ایران در این شرایط نباید همان سیاست نگاه صرف به شرق را که پیش از آغاز جنگ روسیه علیه اوکراین و بهخصوص پس از توقف مذاکرات احیای برجام در دستور کار قرار داد، ادامه دهد. ما در چند سال گذشته شاهد بودیم که جمهوری اسلامی اقداماتی را در راستای راهبرد نگاه به شرق در دستور کار قرار داد و این رویه را پس از توقف مذاکرات وین و پیش از آغاز جنگ روسیه با توانی مضاعف مورد تاکید قرار میداد اما امروز شرایط تغییر کرده و نباید همچنان همان رویه را دنبال کنیم. ما امروز به سیاست موازنه مثبت و تعامل توامان با شرق و غرب نیاز داریم تا بتوانیم بر اساس آنچه منافعمان اقتضا میکند، برخی از اختلافاتی که با غرب و آمریکا داریم، حل و فصل کنیم تا به تبع آن بتواند صادرات نفت خود را از سر بگیرد و محدودیتهایی را که در این زمینه بهوجود آمده، کنار بزند.
دیروز رسانههای عربی از این خبر دادند که اسرائیل میخواهد در جریان سفر دو هفته آینده بایدن به ریاض، از توافق امنیتی با عربستان سعودی رونمایی کند. فکر میکنید آیا ایران هنوز برای احیای برجام فرصت دارد؟
نکته مهم این است که همواره در آستانه نزدیک شدن به توافق و جدی شدن مذاکرات هستهای، اقدامات اسرائیلیها و برخی کشورهای منطقه در راستای «ایرانهراسی» تشدید میشود و این دست خبرها نیز دستکم بخشی به این دلایل پمپاژ میشود. با این همه معتقدم هنوز فرصت مذاکره و احیای برجام وجود دارد. ضمن آنکه اتفاقاً در خبرها اینطور عنوان شد که پس از سفر بایدن به منطقه خاورمیانه، مذاکرات برجام از سر گرفته شود. درنتیجه برای اینکه مذاکرات به نتیجه برسد لازم است طرف مقابل ضمانتهایی را به ایران بدهد که دستکم امکان فروش نفت و انتقال پول و درآمد حاصل از صادرات نفت به داخل کشور از طریق سیستم بانکی فراهم شود و محدودیتهای بانکی و فروش نفت برداشته شود. در مقابل جمهوری اسلامی نیز باید برای اعتمادسازی امتیازاتی به طرف مقابل بدهد. بهعنوان مثال در حالی که قرار بود بهموجب برجام و توافق سال ۲۰۱۵، تا چند سال آینده یعنی نیمه دهه دوم قرن بیستویک برخی محدودیتها در صنعت هستهای و استفاده از سانتریفیوژهای پیشرفته برداشته شود، ایران میتواند این زمان را مثلاً از ۵ سال به ۱۰ سال افزایش دهد تا اعتمادسازی کند و طرف مقابل نیز از برخی تحریمها کوتاه بیاید.
پروژه «گاپ» ریزگردها را به ایران آورد
|پیام ما| مناقشه آبی میان ایران و همسایگانش بالا گرفته است. ایران و عراق و بسیاری دیگر از کشورهای منطقه در سالهای اخیر با تنش آبی روبهرو هستند. در این میان ابرپروژههای ترکیه در منطقه نگرانیها را افزایش داده است. همزمان مقامهای عراقی هم علیه سیاستهای آبی ایران اظهار نظر کردهاند. اولین بار در سال 1913 میلادی موضوع بهرهبرداری از آبهای مشترک بین ایران و عثمانی در جریان مذاکرات انعقاد پروتکل استانبول مطرح شد. با شکلگیری کشور عراق در سال 1960 یعنی 62 سال پیش دولت وقت عراق ادعا کرد ایران آب رودخانههای مشترک با این کشور را به سمت کشورش منحرف کرده است. هشت سال بعد زمانی که حزب بعث به قدرت رسید اختلافات دو کشور در این زمینه شدت گرفت تا اینکه در سال 1975 با قرارداد الجزایر موافقتنامهای درباره رودخانههای مرزی ایران و عراق مصوب شد. سال 1980 بود که صدام و رژیم بعث مدعی شدند قرارداد 1975 تحت اجبار به امضا رسیده و آن را یکجانبه لغو کردند هر چند در سال 1990 صدام در مکاتبهای با رئیس جمهور وقت ایران بازگشت به همین قرارداد و اجباری نبودن آن را اعلام کرد. با این حال این پذیرش بدان معنا نبود که مناقشات آبی میان ایران و عراق پایان یافته تلقی شود. از سال 1913 یعنی بیش از 100 سال پیش آب موضوعی چالشبرانگیز بین دو کشور بوده است. در آخرین اقدامها در آبان سال گذشته «عون دیاب»، مشاور فنی وزارت منابع آب عراق اعلام کرد که وزارت منابع آب عراق طی نامهای رسمی به مقامات عالی در شورای وزیران، دفتر رئیس جمهوری، دفتر رئیس مجلس و وزارت امور خارجه عراق، خواستار شکایت از ایران به دیوان بینالمللی دادگستری (دادگاه لاهه) به خاطر عدم تخصیص سهم حق آبه عراق از منابع مشترک آبی شده است. موضوعی که ایران بارها آن را رد و اعلام کرده به تعهدات خود پایبند بوده است.
ایران و عراق و بسیاری دیگر از کشورهای منطقه در سالهای اخیر با تنش آبی روبهرو هستند. در این میان ابرپروژههای ترکیه در منطقه نگرانیها را افزایش داده است. بر اساس هشدارهای بانک جهانی در آذر 1400 عراق تا سال 2050 شاهد کاهش 20 درصدی منابع آبی خود است و این امر پیامدهای منفی به ویژه روی رشد و اشتغال دارد. بر اساس این گزارش همچنین کاهش منابع آبی باعث آوارگی اجباری در جنوب این کشور شده و اقدامات دولت هم شور شدن 60 درصد از زمینهای کشاورزی و کاهش بین 30 تا 60 درصدی سطح محصولات را به دنبال داشته است. در ایران هم آمارها وضعیت بهتری را نشان نمیدهند. کمبود آب، کشاورزی و دامپروری کشور را به شدت تحت تاثیر قرار داده و چالشهای موجود در زمینه منابع آب زیرزمینی و مدیریت نامعقول این منابع در دهههای اخیر، فرونشست زمین و بسیاری عواقب دیگر را به مردم این سرزمین تحمیل کرده است.
نگران اقدامات سدسازی و ایجاد مخازن روی دجله و فرات هستیم
در تازهترین اظهارنظرها فیروز قاسمزاده سخنگوی صنعت آب، وضعیت آبهای مرزی بین سه کشور ایران، عراق و ترکیه را بررسی کرده و درباره تبعات عدم رعایت حقابهها بر ایران هشدار داده است. سخنگوی صنعت آب در گفتوگو با «ایلنا» گفت: آورد دجله حدود ۴۳ میلیارد متر مکعب است اما ۳ برابر این آورد یعنی حدود ۱۳۰ میلیارد متر مکعب مخزن برای اهداف ذخیرهسازی آب از سوی سه کشور به خصوص ترکیه و عراق ایجاد شده است، آورد فرات هم حدود ۳۰ تا ۳۴ میلیارد متر مکعب است که ۵ برابر آن یعنی حدود ۱۷۰ میلیارد متر مکعب بارگذاری مخزن اتفاق افتاده است.
فیروز قاسمزاده درباره پروژه داپ و گاپ و تاثیر آن بر ایران بیان کرد: کشور ترکیه در راستای سیاستهای توسعهای پروژههایی را در بخش آب آغاز کرده که از مهمترین آنها داپ و گاپ هستند، داپ در حوضه آبریز رودخانه ارس و گاپ در حوضه آبریز دجله و فرات و در بالادست واقع شده و قرار است آب را ذخیرهسازی کنند، اگر ترکیه معیارهای محیط زیستی را رعایت نکند در پاییندست منجر به اتفاقاتی خواهد شد اما اگر حقابه محیط زیستی تعیین و کشور ترکیه مجاب به رعایت شود؛ از آسیب جلوگیری میشود.
او افزود: پروژه گاپ روی حوضه رودخانههای دجله و فرات اجرایی میشود، ایران از فرات سهمی ندارد اما 6 درصد از آورد 78 میلیارد متر مکعبی دجله در کشور ما واقع شده است. ما به خاطر اقدامات بشردوستانه و حسن همجواری با کشور عراق در این سهم اندک هم سعی کردیم حقابه محیط زیستی را رعایت کنیم و آب را به سمت پاییندست رهاسازی میکنیم، اما اجرای پروژه گاپ از سوی ترکیه تبعات محیط زیستی بر پاییندست داشته به طوری که شاهد ورود ریزگردها به ایران هستیم.
سخنگوی صنعت آب با اشاره به سدسازیهای ترکیه، عراق و سوریه بر روی دجله و فرات گفت: آورد دجله حدود 43 میلیارد متر مکعب است اما 3 برابر این آورد یعنی حدود 130 میلیارد متر مکعب مخزن برای اهداف ذخیرهسازی آب از سوی سه کشور به خصوص ترکیه و عراق ایجاد شده است، آورد فرات هم حدود 30 تا 34 میلیارد متر مکعب است که 5 برابر آن یعنی حدود 170 میلیارد متر مکعب بارگذاری مخزن اتفاق افتاده است.
او با بیان اینکه ما نگران اقدامات سدسازی و ایجاد مخازن روی دجله و فرات هستیم، بیان کرد: در بخش ترکیه از طریق دیپلماسی مباحث را دنبال میکنیم که تضمینهایی حاصل شود تا تبعات محیط زیستی ایران را تهدید نکند، هرچند این تهدیدها فراتر از ایران بوده و کل منطقه را تحتالشعاع قرار داده است، چند بار نیز از کشور عراق دعوت رسمی به عمل آوردیم که بتوانیم معاهداتی داشته باشیم تا از تبعات منفی محیط زیستی بر ایران جلوگیری شود اما از سوی مقامات عراق استقبال نشد ولی ما همچنان پیگیر موضوع هستیم.
قاسمزاده درباره پیگیری موضوع حقابه و تبعات محیط زیستی از مسیری غیر از دیپلماسی گفت: وزارت نیرو اقدامات خود را در حوزه دیپلماسی انجام میدهد، خارج از این مبحث اگر اقدامی متصور باشد در حیطه وظایف وزارت خارجه است و وزارت نیرو دخالتی ندارد. اما قطعا با کشورهای همسایه در حوزه رودخانههای مرزی دیپلماسی آب را پی میگیریم و در حال حاضر اقدام دیگری را حداقل در بخش فنی متصور نیستیم و اعتقاد داریم که این مسائل از طریق دیپلماسی حل میشود و اقدامات دیگر تاثیرگذاری پایداری نخواهد داشت.
او تاکید کرد: در هر حال عدم رعایت حقابه محیط زیست علاوه بر تاثیرگذاری روی کمیت و کیفیت منابع آب، منابع آب در دسترس را تحتتاثیر قرار میدهد، همچنین به دلیل کاهش دبی منجر به کاهش کیفیت آب شده و امکان برداشت از این منابع را سلب میکند.
سخنگوی صنعت آب یادآور شد: علاوه بر آسیبهای محیط زیستی؛ طبیعتا اگر منابع آبی از یک منطقه حذف شود کیفیت خاک هم به مرور از دست میرود، پوشش گیاهی از بین میرود و ممکن است کانونهای ریزگرد در منطقه به وجود آید.
کاهش دما تا ۵ درجه در بیشتر نقاط کشور
رئیس مرکز ملی پیشبینی و مدیریت بحران مخاطرات وضع هوا با بیان اینکه مردم اطلاعات صحیح را فقط باید از سازمان هواشناسی پیگیری کنند، اظهار کرد: دمای هوا از روز یکشنبه(۱۲ تیرماه)بین ۳ تا ۵ درجه سانتیگراد کاهش خواهد یافت.
به گزارش ایسنا، با آغاز فصل تابستان دمای هوا رو به افزایش میرود . طبق گزارشی که از سوی سازمان هواشناسی اعلام شد، ایستگاههای هواشناسی دهلران،شوش،بستان، کشاورزی اهواز و بندرماهشهر در روزهای گذشته دمای بالای ۵۰ درجه را ثبت کردند.به گفته احد وظیفه – رییس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران خشکسالی – نیز برای اکثر نقاط کشور در تیرماه دمایی ۱.۵ درجه بیش از حد نرمال و بدون بارش پیش بینی میشود.
حالا بعد از گذراندن دو هفته گرم تابستانی در شبکههای مجازی خبر نفوذ پرتکرار امواج خنک تا پایان امسال دست به دست میشود صادق ضیاییان در گفت و گو با ایسنا، با تکذیب اخبار منتشر شده اظهار کرد: اخبار منتشر شده مبنی بر خنکی هوا تا پایان تابستان صحت ندارند. این کاهش دما طی هفته جاری به صورت نسبی و بین ۳ تا ۵ درجه سانتیگراد خواهد بود.
وی درباره وضعیت دمای هوا در هفته جاری اظهار کرد: امروز( ۱۱ تیرماه) ماندگاری هوای گرم در کشور مورد انتظار است اما از فردا ( ۱۲ تیرماه) کاهش نسبی دما بین ۳ تا ۵ درجه در استانهای واقع در نوار شمالی کشور پیشبینی میشود و موج گرمایی که از اواسط هفته گذشته تا امروز بر کشور حاکم بود و موجب افزایش دما شده بود، برطرف میشود و کاهش نسبی دما خواهیم داشت. رئیس مرکز ملی پیشبینی و مدیریت بحران مخاطرات وضع هوا ادامه داد:هفته گذشته در تهران بیشترین دمای هوا ۳۹ و ۴۰ درجه سانتیگراد و کمترین دما در روزهای اخیر۲۴درجه سانتیگراد ثبت شد و این کاهش دما در حدی است که بیشترین میزان دمای هوا در تهران به ۳۵ درجه و کمترین میزان آن نیز به ۲۱ درجه سانتیگراد برسد.
| پیامما | سایهاش دیگر خوش نیست. ساعت ۲ و ۲ دقیقه بامداد یازدهمین روز تابستان بزرگای ۶.۱ در مقیاس ریشتر، خواب «سایهخوش» در ۳۰ کیلومتری بندرخمیر در استان هرمزگان را آشفته کرد. ۵ تن شامل ۲ زن و ۳ مرد جان باختند، بیش از ۸۰ نفر مصدوم شدند و «سایهخوش» به طور کامل ویران شد.
«سایهخوش» برق ندارد و این از لرزش دوباره زمین هم طاقتفرساتر است. هیچ سایهای نمیتواند گرمای ۳۹ درجهای با رطوبت ۴۹درصدی را پناه باشد. همه ۴۵۰ سازه «سایهخوش» ویران شده و تاسیسات توزیع برق هم آسیب دیده است. برای همین نمیتوان «سایهخوش» را برقدار کرد و این تا اطمینان کامل از ناامن بودن شبکه توزیع برق ادامه پیدا میکند. اگر برق وصل شود میتوان کولرهای گازی را به چادرها برد و دستکم از ترس پسلرزههای آمیخته به شرجی و گرما آسود. استاندار وعده داده ظرف ۴ روز تا یک هفته از هر تولیدکننده کانکسی، کانکس بگیرند و برای اِسکان موقت مردم به سایهخوش بیاورند. حتی اگر چادرهایی که «پیرحسین کولیوند» رئیس جمعیت هلالاحمر وعدهاش را داد برسند مسئله اصلی نبود برق است. چادر «رابهال» مجهز به تهویه و سیستمهای خنک کننده است و صبح دیروز رئیس جمعیت هلال احمر گفته بود که چنین چادری به منطقه ارسال میشود. کولیوند گفته بود: با توجه به شرایط جوی منطقه یک دستگاه چادر امدادی ویژه “راب هال” به ظرفیت حداقل ۳۰۰ نفر و مجهز به سیستم تهویه و خنک کننده به منطقه ارسال شد.
احمد مرادی نماینده مردم بندرعباس، قشم، ابوموسی، حاجی آباد و خمیر در مجلس شورای اسلامی درباره موقعیت و جمعیت سایهخوش گفت: ما بین بندرخمیر و بندرلنگه، روستای ۴۰۰ خانواری سایهخوش از توابع بخش مرکزی شهرستان بندر لنگه بصورت ۱۰۰ درصد تخریب شده است.
همچنین شهریار نوری زاده مدیرکل بنیاد مسکن هرمزگان به ایسنا گفته است : در پی این زلزله که کانون آن در سایه خوش بوده، ۴۵۰ واحد مسکونی ۱۰۰ درصد خسارت دیدهاند. چند روستای در اطراف نیز همچون کنخ و دژگان نیز خساراتی دیدهاند که در حال بررسی میزان خسارات در این روستاها نیز هستیم.
تا ۳۸ دقیقه بعد از زلزله با بزرگای ۶.۱ در مقیاس ریشتر ۵ پسلرزه دیگر حواس مردم را ربوده بود. خبرگزاری دانشجویان ایران به نقل از مهدی ولیپور، رئیس سازمان امداد و نجات جمعیت هلال احمر گزارش داد: در شعاع ۱۵ کیلومتری مرکز وقوع این زلزله ۲هزا رو ۵۱ خانوار ساکن هستند که در مجموع ۷هزار و ۸۶۶ نفر را شامل میشوند. علاوه بر سایهخوش ۹ روستا در منطقه زلزلهزده وجود داشت که باید ارزیابی از آنها صورت میگرفت.
تا آفتاب یازدهم تیر بتابد ۱۹ بار زمین لرزید. برابر گزارشی که موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران منتشر کرده تا ساعت ۶ و ۲۰ دقیقه صبح ۱۹ پس لزره هرمزگان را لرزانده است که بزرگترین آنها ۶.۱ و ۵.۹ ریشتر بزرگی داشتند اما عمق وقوع آنها به ترتیب در ۲۶ و ۲۸ کیلومتری از عمق زمین بوده است.
مثل حوادثی که در دو ماهه اخیر روی داده احمد وحیدی وزیر کشور فوری در محل حادثه حاضر شده است. او در حین بازدید از مناطق زلزلهزده گفته است : اتصال آب و برق مناطق زلزلهزده در حال انجام است همچنین۲ هزار ۵۰۰ غذای گرم آماده و بین مردم مناطق زلزله زده در حال توزیع است. مسئولان استانی از همان ساعات اولیه در مناطق زلزله حضور دارند.
وزیر کشور ضمن گفتگو با اهالی روستای سایه خوش اطمینان داد که دولت در کنار مردم حادثه دیده است.
به دنبال وقوع زلزله ۶.۱ ریشتری بامداد امروز استان هرمزگان، مدیرکل کمیته امداد هرمزگان از تخریب کامل ۱۰۸ واحد مسکونیِ مددجویان تحت پوشش و فوت دو نفر از مددجویان خبر داد.
جلیل تراهی در گفتوگو با ایسنا، با اشاره به خسارات و ارزیابیهای ناشی از زلزله هرمزگان، بیان کرد: ۱۰۸ واحد از منازل مددجویان تحت پوشش در زلزله هرمزگان به طور کامل تخریب شد که ۸۰ واحد مسکونی مربوط به روستای سایه خوش و ۲۸ واحد مربوط به روستای برکه سفلین بوده است. همچنین بر اساس بررسیهای صورت گرفته تاکنون ۲ نفر از مددجویان تحت پوشش کمیته امداد در پی وقوع این زمین لرزه جان خود را از دست دادهاند.
مدیرکل کمیته امداد هرمزگان با اشاره به اقدامات این نهاد برای خدماترسانی به مددجویان تحت پوشش آسیبدیده نیز به ارائه توضیحاتی پرداخت و گفت: سرکشی از منازل مددجویان و جمعبندی آمار شروع شده و ادامه دارد. همچنین خدمترسانی و ارائه بستههای معیشتی نیز آغاز شده و چادرهای هلال احمر در حال توزیع میان آسیبدیدگان است.
دبیرکل جمعیت هلالاحمر با اشاره به اینکه ۶۰۰ دستگاه چادر در منطقه نصب شده و حدود ۷۰ درصد خانوادههای آسیبدیده، چادر امدادی دریافتکردهاند، اعلام کرد: ۴هزار تخته موکت و ۵هزار تخته پتو نیز در منطقه توزیع شده و یکهزار بسته غذایی نیز تا ساعات آینده وارد منطقه و میان زلزلهزدگان توزیع میشود.
به گزارش ایسنا دکتر یعقوب سلیمانی که به همراه مدیرعامل جمعیت هلالاحمر هرمزگان وارد مناطق زلزلهزده شده است در تشریح اقدامات جمعیت در زلزله استان اظهار کرد: زمینلرزه بامداد امروز در هرمزگان ۲۰ پس لرزه داشته است و ۷ دقیقه پس از وقوع زمینلرزه، تیمهای ارزیاب هلالاحمر استان به منطقه حادثهدیده وارد شدند.
وی با بیان اینکه دقایق اولیه پس از وقوع حادثه، ارزیابی تلفنی از طریق خانههای هلال نیز انجام شد، افزود: ۲۳ منطقه روستایی و شهری تاکنون ارزیابی شده و براساس گزارش تیمهای ارزیاب، روستاهای سایه خوش، دژکان و کوشک به ترتیب بیشترین میزان آسیب را از زلزله دیدهاند.
دبیرکل جمعیت هلالاحمر اظهار کرد: بلافاصله پس از گزارش تیمهای ارزیاب اعزامی، به هلالاحمر استانهای هرمزگان، بوشهر، فارس، سیستان و بلوچستان و کرمان اعلام آماده باش شد و تقویت و شارژ انبارهای امدادی شعب از سوی مرکز استان در دستور کار قرار گرفت.
سلیمانی ادامه داد: در حال حاضر کمپ اسکان اضطراری در ورزشگاه خلیج فارس در شهرستان بندرعباس برپا شده و اقلام امدادی از استانهای معین در حال ارسال به منطقه است.
به گفته دبیرکل هلالاحمر، در مجموع با حضور تیمهای عملیاتی از استانهای هرمزگان، فارس و بوشهر به مناطق زلزلهزده، ۲۷ تیم عملیاتی شامل ۱۰۵ امدادگر و نجاتگر در منطقه زلزلهزده هرمزگان حضور دارند. علاوه بر این، ۲۵ خودروی عملیاتی، ۳ فروند بالگرد و ۴ تیم سگهای زندهیاب برای عملیات جستوجو و نجات و همچنین امدادرسانی به حادثهدیدگان در منطقه حضور دارند.
براساس گزارش پایگاه خبری جمعیت هلال احمر، وی با اشاره به اینکه ۶۰۰ دستگاه چادر در منطقه نصب شده و حدود ۷۰ درصد خانوادههای آسیبدیده، چادر امدادی دریافت کردهاند، افزود: ۴هزار تخته موکت و ۵هزار تخته پتو نیز در منطقه توزیع شده و یکهزار بسته غذایی نیز تا ساعات آینده وارد منطقه و میان زلزلهزدگان توزیع میشود.
خسارت به ۵۰ بادگیر در بافت تاریخی لافت
سهراب بناوند مدیر کل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان هرمزگان نیز به گفت: زلزلههای بامداد شنبه به ۵۰ بادگیر در بافت تاریخی لافت خسارت وارد کرد.
سهراب بناوند با بیان این مطلب گفت: با ارزیابی انجام شده و حضور کارشناسان میراثفرهنگی در کانونهای زلزله و بررسیهای اولیه از آثار تاریخی در این مناطق مشخص شد، خساراتی در بافت تاریخی لافت شامل: ریزش و ترک خوردگی ۵۰ بادگیر و ریزش گلدسته مسجد جامع اتفاق افتاده است.
مدیر کل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی هرمزگان افزود: به دلیل شدت زلزلهها و وقوع پسلرزهها کارشناسان میراثفرهنگی و عوامل یگان حفاظت بهطور مداوم در حال بررسی شرایط هستند و در صورت وصول گزارشی دیگر مبنی بر خسارت به آثار و ابنیه تاریخی اطلاعرسانی خواهد شد.
زنبورها میتوانند زاگرس را نجات دهند
گویی مردهاند، بی آنکه زخم تبری تن را لمس کرده و به خاکشان انداخته باشد. در نگاه اول گمان میکنی عکاس، قابی از زاگرس در زمستان یا پاییز را ثبت کرده است. با این حال نگاه دوباره به تصویر و سبزی پای درخت نشان میدهد بلوطها در بهار و تابستان چنین خشک شدهاند. مرگ آرام آرام در زاگرس پخش میشود و خشکیدگی جای زندگی را میگیرد.
«پروانه برگخوار سفید بلوط» این روزها همچون ویروسی به جان بلوطها افتاده، با خوردن برگهای آنها، درختان را برهنه کرده و مدیران و متولیان را به فکر راهکاری برای توقف دومینوی مرگ بلوط ها انداخته است. محلول «بیتی» قرار است در زاگرس معجزه کند، دارویی که برخی معتقدند آفت را فلج می کند و درخت را زنده! با این حال گروهی از کارشناسان معتقدند داروی شفابخش، زهری است که نه تنها آفت، بلکه سایر زیستمندان منطقه را هم گرفتار کرده و به این ترتیب تعادل زیستی شکننده در زاگرس را بیش از پیش بر هم میزند.
نقی شعبانیان، معاون امور جنگل سازمان منابع طبیعی کشور گرچه برخی انتقادات درباره «بیتی» را میپذیرد اما در گفتوگویی با «تسنیم» تاکید میکند این محلول کمخطر است و زمان و غلظت استفاده از آن هم در کم و زیاد شدن ضررهای آن تأثیرگذار است. او در این گفتوگو با تایید اینکه این سم باکتریایی بر سایر حشرات نیز تأثیر میگذارد، اما آن را یک راهکار کوتاه مدت میداند.
به گفته شعبانیان در حال حاضر جنگلهای بلوط زاگرس به دلیل استفاده نادرست و بهرهبرداری بیرویه، خشکسالیهای پیدرپی و بیتوجهی به آنها، حال و روز خوبی ندارند و تعادل زیستی منطقه به هم خورده است. او میافزاید: طبیعتاً به دنبال این موارد شاهد شیوع آفات و بیماریهای زیادی در این جنگلها هستیم که آفت جوانهخوار بلوط و آفت پروانه برگخوار سفید بلوط اصلیترین این آفتها هستند. علاوه بر آن سایر آفات مانند بیماری ذغالی بلوط نیز به درختان جنگل بلوط آسیب میزند. این موجودات که امروزه به عنوان آفات از آنها یاد میکنیم در گذشته حشرات ساکن جنگلهای زاگرس بودند اما از آنجا که تعادل زیستی بههم خورده است، تعادل جمعیت این حشرات نیز بههم خورده و افزایش جمعیت شدید آنها را به عنوان آفت معرفی کرده است. ما برای مبارزه با این آفات سه برنامه کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت را در نظر گرفتهایم که در برنامه کوتاهمدت محلولپاشی و سمپاشی بیولوژیکی به وسیله محلول بیتی را در نظر داریم که محلولی بیولوژیکی و کمخطر است.
او راهکار میانمدت را کاهش استرس جنگلها و جوانسازی آن میداند. به گفته شعبانیان جنگلهای بلوط ما پیر شدهاند و اکثر درختان به دلیل کهولت سن در مقابل آفات بسیار آسیبپذیر هستند. از این رو برای جوانسازی برنامه ما این است که در 10 سال اول 100 اصله نهال را در هر هکتار از این جنگلها مستقر کنیم. در برنامه بلندمدت هم سندی را تحت عنوان احیای جنگلهای زاگرس در نظر گرفتهایم که در این سند راهکارهای احیای جنگلها پیشبینی شده است. در ذیل این سند طرح جنگلداری اجتماعی تعریف شده که این طرح در سال 1401 به صورت پایلوت در چند منطقه اجرایی شده است.
شرایط برای کنترل طبیعی فراهم نیست
یزدانفر آهنگران کارشناس بخش حفاظت سازمان منابع طبیعی به «پیام ما» می گوید: آفتی که در حال حاضر در حوزه زاگرس جنوبی به شکل یک بحران در آمده «پروانه برگخوار سفید بلوط» است. این آفت با ۴ تا ۵ نسل در سال آفتی خطرناک به حساب میآید و از اواخر اسفند تا اواسط آبان فعال شده و به طور مستمر در حال تغذیه از پارانشیمها (سبزینههای) برگ است.پروانه برگخوار سفید بلوط» از سبزینههای برگ تغذیه میکند به شکلی که درخت از راه دور سوخته به نظر می رسد. ما اکنون در آستانه نسل سوم آفت هستیم و دو نسل دیگر از آن تا پاییز باقی مانده است.
او میافزاید: هر چه دمای هوا بالاتر برود، دوره زندگی آفت کوتاهتر و در مدت زمان کمتر میزان تغذیه آن بیشتر میشود، از طرفی افزایش دما باعث می شود غلظت مواد قندی و سایر ترکیبات مورد نیاز آفت در برگها بیشتر شود در این حالت نسبت جنسی در شب پره تغییر کرده یعنی تعداد افراد ماده بیشتر شده و تعداد تولید تخم برای نسل بعد هم بیشتر می شود. در نتیجه برای نسلهای بعدی با جمعیت بیشتری از آفت مواجه می شویم. از سوی دیگر این آفت تکخوان یا مونتاژ بوده و فقط و فقط از درختان بلوط تغذیه میکند. بیش از ۷۰ درصد پوشش گیاهی جنگلهای زاگرس هم بلوط هست و این یعنی وفور غذا و نعمت برای آفت؛ هم از نظر تراکم میزبان و هم از نظر شرایط آب و هوایی. بنابراین باید منتظر بحرانهای بدتر از شرایط فعلی باشیم.
این کارشناس بخش حفاظت سازمان منابع طبیعی درباره شیوه کنترل آفت و برون رفت از بحران شکل گرفته در زاگرس عنوان میکند: درست است در شرایط طبیعی جنگلی (اگرچه زاگرس چندان طبیعی هم نیست!) دشمنان طبیعی اعم از زنده و غیر زنده در کنترل جمعیت آفت بسیار موثرند و در کوتاهمدت ممکن است جمعیت آفت را به حالت تعادل برگردانند ولی همچنان که شرایط اقلیمی پیش آمده در افزایش جمعیت آفت موثر بوده به همین نسبت در کاهش جمعیت دشمنان طبیعی زنده (شکارگرها، پارازیتوئیدها و پاتوژنها یا بیمارگرها) هم اثرگذارند زیرا این عوامل کنترل کننده طبیعی بیشتر در شرایط سایه، خنک و رطوبت متوسط فعال شده و به جستجوی غذای خود (که مراحل زیستی این آفت باشند) میپردازند از این رو فعلا شرایط برای کنترل طبیعی اصلا فراهم نیست.
آهنگران اضافه میکند: درباره کنترل بیولوژیک با استفاده از انواع زنبورها، مگسها و سوسکهای شکارگر هم باید به 4 نکته اشاره کرد: ۱- جمعیت اندک آنها پاسخگوی مبارزه با جمعیت بسیار بالا و گسترده آفت در طبیعت نیست،۲- اگر قرار باشد به شکل کلاسیک (یعنی پرورش انبوه در آزمایشگاه و رهاسازی آنها در طبیعت) این کار را انجام دهیم در کشور این پتانسیل وجود ندارد و به هزینه بالا و تخصص و امکانات خاص نیاز دارد، ضمن اینکه بسیاری از این عوامل پرورش یافته در محیط بسته با محیط طبیعی سازگاری ندارند و قبل از اقدام به کنترل، خودشان تلف میشوند. ۳- اجرای کنترل بیولوژیک برای چنین آفاتی زمانی موثر خواهد بود که به صورت کاملا اختصاصی عمل کنند و مراحل زیستی آنها با مراحل زیستی میزبان تطابق داشته باشد مثل زنبور تریکوگراما که اختصاصا روی تخم تعداد معدودی از پروانهها فعال است.4- کنترل بیولوژیک در ایران بیشتر در فضاهای گلخانهای، باغات و مزارع محدود تا حدودی موثر و پاسخگو است ولی در سطوح وسیع مثل جنگلهای یکدست بلوط با توپوگرافی خاص خودش پاسخگو نخواهد بود. اما بیتی یک عامل بیمارگر یا پاتوژن برای لاروهای آفت است. در واقع یکی از میکروارگانیسمهایی است که در کنترل بیولوژیک آفت به شکل کاربردی از آن استفاده میشود.
او ادامه میدهد: بی تی یک باکتری میلهای شکل خاکزی است که به علت تولید اسپور و کریستالهای پروتئینی در روده میانی لاروهای جوان آفت مذکور آنها را بیمار و فعالیت تغذیه آنها را متوقف میکند. بیتی فقط روی لاروهای سن ۱ و۲ پروانهها اثر حشرهکشی دارد و لاروهای بزرگتر و حتی روی سایر حشرات و موجودات زنده اثرات سوئی ندارد. همچنین بیتی پس از محلول پاشی و اثر روی آفت قابلیت تکثیر مجدد را ندارد و کاملا تجزیه شده است و به عنوان عامل تاثیرگذار روی سایر موجودات به طبیعت باز نمیگردد. آزمایشات مختلف در ایران و جهان هم حاکی از عدم سوء آن بر انسان و طبیعت است.
آهنگران میگوید: در چنین شرایطی در خصوص کنترل آفت باید یکی از این دو راه را انتخاب کنیم: ۱- هرگز کاری به طبیعت نداشته باشیم و مسئولین اجرایی سازمان منابع طبیعی را زیر سوال نبریم ۲- در جهت کاهش تراکم جمعیت آفت (در صورت نیاز) از روشی استفاده کنیم که حداقل خسارت به طبیعت وارد شود.
محلولهای بیولوژیک و آسیبهای برگشتناپذیر به جمعیتهای دشمنان طبیعی
حسین رجائی حشرهشناس و مدیر بخش تحقیقات پروانهشناسی موزه تاریخ طبیعی اشتوتگارت آلمان به «پیام ما» میگوید: آفتی که اکنون به جان درختان بلوط افتاده است، آفت جدیدی نیست. این شب پره بومی و از مدت طولانی در منطقه حضور داشته است و هر چند سال یک بار طغیان می کند.
به گفته این محقق مبارزه شیمیایی یا مبارزه بیولوژیک به سبکی که در مزارع کشاورزی با استفاده از محلول های بیتی انجام میشود در محیط طبیعی ناکارآمد و بسیار مخرب است. چراکه محلول هایی شبیه بیتی یا سایر سموم، تمام دشمنان طبیعی که فعالانه در حال نبرد برای کنترل این آفت هستند را هم تحت تاثیر قرار داده و مستقیم یا غیر مستقیم آنها را از بین میبرد. با این بدترین انتخاب، تعادل اکولوژیک محیط بیش از پیش بهم خورده و در سالهای آتی به جای یک آفت با تعداد بیشتری گونه آفت مواجه میشویم.
او اضافه میکند: مسئولان سالها است در جنگلهای هیرکانی درحال سمپاشی و محلولپاشی هستند و نه تنها پیشرفتی در کنترل آفات نداشتهاند بلکه زیستگاه تعداد زیادی گونه بومی را هم تحت تاثیر منفی این محلولها قرار دادهاند. زاگرس زیستگاه هزاران گونه بومی پروانه، شبپره و سایر حشرات است و بی تی بدون هیچ اثر انتخابی، به همه آنها را صدمه میزند.
مدیر بخش تحقیقات پروانهشناسی موزه تاریخ طبیعی اشتوتگارت آلمان درباره تبعات استفاده از «بیتی» برای مبارزه با «پروانه برگخوار سفید بلوط» میافزاید: این آفت یا شبپره دشمنان طبیعی زیادی در طبیعت نظیر پرندگان، موشهای جونده کوچک حشرهخوار دارد. به علاوه تعداد زیادی از حشرات مثل کفشدوزکها، مورچهها، انواع و اقسام زنبورها و عنکبوتها هم جزو دسته دشمنان طبیعی این شبپرهها هستند. استفاده از محلولهای بیولوژیک باعث وارد آمدن آسیبهای برگشتناپذیر به جمعیتهای دشمنان طبیعی میشود.
رجائی معتقد است برای چنین مشکل پیچیدهای راهکار ساده و سریع وجود ندارد. او میگوید: کسانی که میخواهند سرطان را با قرص آسپرین درمان کنند دانسته یا ندانسته لطمههایی جبرانناپذیر به محیطهای طبیعی میزنند. راههای علمیتر و کمخطر برای مقابله موثر با این آفت وجود دارد. در حالی که استفاده از محلولهای بیتی تعادل محیط را به هم ریخته و راه را برای شیوههای موثر کنترل آفت سد میکنند. به عنوان مثال پژوهشگرانی نظیر دکتر لطفعلیزاده عضو هیات علمی دانشگاه تبریز در سال 2017 در مقالهای دشمنان طبیعی یکی دیگر از آفات جنگلهای بلوط را ارزیابی کردند. بر اساس این پژوهش دو گونه زنبور تا 66 درصد جمعیت شب پره را میتوانند کنترل کنند، بدون اینکه به گونههای دیگر صدمه بزنند.
به گفته این محقق موزه تاریخ طبیعی اشتوتگارت آلمان اگر زنبور مناسب برای مبارزه زیستی شناسایی شود، پرورش این زنبورها کار چندان پیچیدهای نیست و به راحتی امکانپذیر است. او اضافه میکند: در یک اتاق سه در چهار با کنترل رطوبت و دما میتوان زنبورها در تعداد زیاد تکثیر و در فصل مناسب رهاسازی کرد. آنها به شکل هدفمند تخمهای خود را در بدن لارو شبپره میگذارند و لاروها را از بین میبرند. این روش نه تنها در مقایسه با محلولپاشی ارزانتر است، بلکه خطرات محیط زیستی آن روشها را هم ندارد.
نگاهی به گفتههای مسئولان دولتی و کارشناسان این حوزه نشان میدهد، انتخاب کمخطر از نگاه گروه دوم استفاده از «بیتی» به عنوان گزینهای مطلوب نیست. در مقابل آنها معتقدند چنین انتخابهایی ما را در معرض چالشهای جدیتر در آینده قرار میدهد. به نظر میرسد در چنین شرایطی به جای دو گزینه روی میز که آهنگران از آن نام میبرد و شامل هیچ کاری نکردن و انتخاب بیتی به عنوان راهکار کمخطر میشود، باید گزینه سومی را هم لحاظ کرد و آن مشورت با کارشناسان این حوزه خارج از فضاهای دولتی و تلاش برای رسیدن به یک راهحل واقعا کمخطر است.
|پیام ما| موجهای گرما، شدیدتر، بیشتر و طولانیتر میشوند؛ این پیشبینی اقلیمی در حالی است که در «ماهِ شکسته شدن رکوردهای دمایی جهان» (ژوئن امسال) دمای بیسابقه ۳۲.۵ درجه سانتیگراد در مدار شمالگان ثبت شد. ایستگاههای هواشناسی در سراسر اروپا، شمال آفریقا و آسیا رکوردهایی از گرمای بیسابقه ثبت کردهاند. در همین حال برنامه کوپرنیک درباره موجهای هشدار داده و اعلام کرده، جهان رو به گرمای بیشتر پیش میرود.
پیشبینی بحران اقلیمی حاکی از آن است که گرم شدن کره زمین احتمال وقوع چنین رویدادهایی را افزایش میدهد. اسکاینیوز گزارش داده که در ماه ژوئن که در کشورهای سراسر اروپا رکوردهای افزایش دما شکسته شد، در مدار شمالگان دمای بیسابقه ۳۲.۵ درجه سانتیگراد ثبت شده است. طبق هشدار مؤسسه هواشناسی نروژ افزایش دما نشانه آشکاری از تغییر اقلیم است. در شبه جزیره باناک، جایی که این رکورد دمایی جدید شکسته شد، میانگین دما در ماه ژوئن معمولا ۱۳ درجه سانتیگراد است.
رکوردهای گرمایی؛ از ژاپن تا ایتالیا
سازمان جهانی هواشناسی اعلام کرده است که بسیاری از رکوردهای افزایش دما در ماه ژوئن در آسیا، شمال آفریقا، بخشهایی از قطب شمال و اروپا ثبت شده است. ایستگاههای هواشناسی سراسر منطقه اسکاندیناوی روز چهارشنبه دمای بالای 30 درجه سانتیگراد را ثبت و آسیای مرکزی و ژاپن نیز گرمای شدید را تجربه کردند. در همین حال بر اساس پیشبینیها پایان غیرمعمول و زودهنگام فصل بارانی ژاپن منجر به افزایش دما تا 35 درجه سانتیگراد شده است. در این شرایط دولت ژاپن از شهروندانش خواسته، تا مصرف برق خود را تا حد امکان کاهش دهند و در عین حال برای حفظ سلامت از کولر استفاده کنند. در توکیو دمای 37 درجه سانتیگراد در حالی رکورد زده که تجربه چنین گرمایی در این زمان از سال غیرعادی است. بر اساس این گزارش چنین افزایش دمایی نگرانی از بحران انرژی و قطعی برق را بیشتر کرده است.
موج گرما در سراسر اروپا هم محسوس است. هشدارهای افزایش دما همچنان در سرتاسر لهستان پابرجاست، اگرچه پیشبینی شده با رفتن موج گرما، رعد و برق و توفان اتفاق بیفتد. در ایتالیا، بدترین خشکسالی در 70 سال اخیر رخ داده است، به این معنی که آب شور دریای آتلانتیک به طولانیترین رودخانه این کشور سرازیر شده و بنابراین محصولات زراعی با اولین موج گرمای تابستانه آسیب دیدهاند.
در شمال آفریقا هم، دمای بالا و آتشسوزی بر برداشت غلات در تونس تاثیرات بدی گذاشته است.
کریستی مککیی، کارشناس هواشناسی اسکاینیوز میگوید: «بسیاری از قسمتهای اروپا در ماه ژوئن بهطوری غیرعادی گرم بودهاند، چنان که بریتانیا در اوایل ماه جاری انفجار گرما را تجربه کرد.» به گفته او افزایش دما در سراسر اروپا به دلیل توده هوای پرفشاری است که گرما را از آفریقا به سمت شمال هدایت میکند.
اوایل این هفته، برنامه کوپرنیک (برنامه دیدهبانی زمین مربوط به اتحادیه اروپا) هشدار داد که صدها میلیون نفر تحت تاثیر امواج گرما قرار گرفتهاند، «با پیامدهایی برای سلامت و رفاه، کشاورزی و منابع غذایی، قیمت انرژی و تقاضای آن و همچنین اکوسیستمهای طبیعی».
برنامه کوپرنیک اضافه کرده، در حالی که این موجهای گرما استثنایی است، اما غیرمنتظره نیست و قرار است با ادامه این روند، جهان رو به گرمشدن بیشتر پیش برود.
از سوی دیگر در بریتانیا، پیشبینیهای اداره هواشناسی نشان میدهد که میانگین دما در ژوئن امسال، 13.9 درجه سلسیوس بوده که 0.6 درجه از میانگین بلندمدت بین سالهای 1991 و 2020 بیشتر بوده است. تاکنون، حتی در یک ماه از سال 2022 هم میانگین دمایی کمتر از دمای میانگین نبوده است. این در حالی است که از سال 1884 تاکنون، دمای دوره زمانی ژانویه تا ژوئن، پنج بار رکورد گرمترین دمای بریتانیا را ثبت کرده است.
دکتر مارک مککارتی از مرکز ملی اطلاعات آب و هوا میگوید: «این به آن معنی نیست که ماههای خنکتر دیگر رخ نخواهد داد، این تغییر طبیعی آب و هوای بریتانیاست اما روند گرم شدن در این منطقه، در یک دوره طولانیتر با آنچه در آمار آب و هوایی دیدهایم مطابقت دارد.»
چرا این روند مهم است؟
وبگاه خبری آکسیوس در بررسی این رویداد دمایی نوشته است: رکوردهای ماهانه و تمام دوران در حداقل 12 کشور از اروپا تا آسیا در هفته گذشته شکسته شده است. هیچ یک از این رویدادها نیز برای ژوئن معمولی نبوده است. ژاپن، ایتالیا، نروژ، ایران و فنلاند از آخرین کشورهایی هستند که دومینوی رکوردهای گرما در ماه ژوئن، در آنها ثبت شده است.
اما این وضعیت چرا مهم است؟ مطالعات نشان میدهد که با گرم شدن آب و هوا، فرکانس امواج گرما به طور چشمگیری افزایش مییابد، و همچنین شدت و طول عمر چنین رویدادهایی بیشتر میشود.تحقیقات در مورد عوامل ایجاد امواج گرمای منفرد، مانند رویداد مرگبار ژوئن در شمال غربی اقیانوس آرام در سال گذشته، مشخص کرده است که وقوع برخی از این رویدادها در نبود مقادیر اضافی گازهای گلخانهای در جو «عملاً غیرممکن» بود.
از طرف دیگر موضوع این است که گرمای شدید کشنده است، به طوری که گرما برترین قاتل مرتبط با آب و هوا در ایالات متحده در یک سال معمولی رتبهبندی میشود. همچنین میتواند شبکههای برق را تحت فشار قرار دهد، به ویژه در کشورهایی که از خشکسالی رنج میبرند و همچنین کشورهایی که در پی تهاجم بیدلیل روسیه به اوکراین با بحران جهانی انرژی دست و پنجه نرم میکنند.
رم سهشنبه گذشته با دمای 40 درجه سلسیوس، رکورد گرمترین دمای طول تاریخ خود را ثبت کرد. به گفته ماکسیمیلیانو هررا، کارشناس هواشناسی، فلورانس و ناپل نیز در این هفته رکوردهای ماهانه را ثبت کردند.
بر اساس این گزارش با وجود یک گنبد گرمایی بر روی بخشهایی از اروپا و هوای کمفشار در غرب، هوای فوق گرم از شمال به شمال شرق تا قطب شمال کشیده شده است.
ترومسو در نروژ، که بالای مدار قطب شمال قرار دارد، در 28 ژوئن به 30 درجه سلسیوس رسید. این یک رکورد ماهانه بود و نیم درجه از رکورد تمام دوران بیشتر بود. مهامن (mehamn) در قطب شمال که در منتهیالیه شمالی نروژ قرار دارد نیز روز چهارشنبه به 30.7 درجه سلسیوس رسید و رکورد ژوئن قبلی 25.3 درجه بود را از بین برد.
هشدارهایی برای قطب شمال
سال 2017 بود که پنل بین دولتی سازمان ملل درباره تغییر اقلیم و به طور مشخص افزایش دمای شمالگان هشدارهایی صادر کرد و پیامدهای ناشی از افزایش ۱.۵ درجهای دمای هوای زمین را به تصویر کشید اما در این هشدار حرفی از پیامدهای افزایش دمای شمالگان و ذوب شدن خاک منجمد قطب شمال به میان نیامد. یک سال بعد از آن بود که دانشمندان اعلام کردند که حتی در صورت کاهش یافتن تصاعدات کربنی مطابق با توافقنامه اقلیمی پاریس، باز هم احتمال افزایش دمای شمالگان بسیار بالا و غیرقابل اجتناب خواهد بود.
طبق گفته دانشمندان در آن زمان، دمای هوای زمستان قطب شمال تا اواسط سده جاری دست کم به سه درجه بالاتر از میزان ثبت شده در دوران پیش از انقلاب صنعتی میرسد و این افزایش دما حتی میتواند بین ۵ تا ۹ درجه نسبت به آخرین میانگین ثبت شده مربوط به این منطقه باشد. این تغییرات دمایی میتوانند در نهایت باعث ذوب شدن هرچه سریعتر یخهای قطبی، خاک منجمد و در نهایت افزایش سطح آب دریاها و وقوع پیامدهای خطرناک گرمایش زمین شوند. دانشمندان نگران آن هستند که افزایش دمای شمالگان به «نقطه حساس و بحرانی» برسد و اقلیم زمین را دستخوش تغییراتی غیرقابل جبران کند چرا که ذوب شدن خاک منجمد در قطب باعث آزاد شدن گازهای گلخانهای به اتمسفر میشود و این اتفاق میتواند گرم شدن هرچه بیشتر زمین را به دنبال داشته باشد.
بعد از این هشدارها بود که جویس سویا، مدیر اجرایی دپارتمان محیط زیست سازمان ملل متحد در مجمع محیط زیست سازمان ملل متحد در نایروبی درباره افزایش دمای شمالگان گفت: «آنچه در قطب شمال اتفاق میافتد در این منطقه باقی نمیماند. حالا ما دانش بیشتری داریم و میدانیم که به اقدامات فوری بیشتری برای جلوگیری از رسیدن به این نقطه بحرانی نیاز است.»
خطر بیخ گوش حمام و قلعه رشیدالدوله تکاب
حمام تاریخی و قلعه رشید الدوله واقع در روستای دورباش شهرستان تکاب، با بیش از ۳۰۰ سال قدمت بازمانده از دوران قاجار در آستانه تخریب قرار دارد. به گزارش مهر، حمام و قلعه تاریخی رشیدالدوله با قدمتی بالای ۳۰۰ سال در روستای دورباش شهرستان تکاب واقع شده در آستانه تخریب کامل قرار دارد، نکته قابل تأمل اینکه تابلو این اثر فاخر باستانی نیز رنگ و رو رفته که نشانگر عدم توجه جدی به این اثر باستانی و تاریخی است.
قلعه اربابی رشید الدوله مربوط به خان ایل افشار از حکمرانان ایل افشار در دوره قاجار است که بیش از ۳۰۰ سال قدمت دارد، در حال نابودی کامل است. حمام تاریخی این روستا نیز در جوار این قلعه اربابی بیش از ۸۰ درصد تخریب شده و با قدمت ۳۰۰ ساله در حال نابودی کامل است و میراث فرهنگی نسبت به حفاظت و مرمت از آن اقدامی انجام نداده است. بنای تاریخی مربوط به رشیدالدوله، یکی از حکمرانان ایل افشار در دوره شاهان قاجار است که در زیربنایی به مساحت سه هزار و ۹۶۰ مترمربع و با پلانی نامنظم، از ۲ بخش کلی ساخته شده، این بنای تاریخی در سال ۱۳۹۴ در فهرست آثار ملی سازمان میراث فرهنگی ثبت شده است. معاون میراث فرهنگی اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی آذربایجان غربی در خصوص آخرین وضعیت این دو اثر تاریخی گفت: این آثار تاریخی در دوران حیات خود جزو مجموعههای مهم تأثر گذار در منطقه بوده و در زمینی به مساحت ۴ هزار متر مربع محصور و دارای تزئینات آینه کاری و گچ کاری نفیسی است.
داوود فرازی در گفتوگو با مهر با بیان اینکه این مجموعه با هدف حفاظت و صیانت در فهرست آثار ملی ثبت شده است افزود: پس از انقلاب اسلامی سپاه پاسداران در این مجموعه پایگاهی ایجاد کرده بود و بعد به جمعیت هلال احمر واگذار شده است. معاون میراث فرهنگی اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی آذربایجان غربی افزود: بر اساس ماده ۹۸ قانون ششم توسعه هر دستگاهی موظف است بناهای تاریخی در اختیار را با اعتبارات داخلی خود و زیر نظر میراث فرهنگی مرمت کند و از آنجایی که مالکیت این مجموعه در اختیار جمعیت هلال احمر استان است مذاکره و جلساتی با متولیان این نهاد برگزار کردیم تا برای اقدامات مرمتی زیر نظر میراث فرهنگی تأمین اعتبار کنند که البته تا این زمان اقدامی نشده است.
فرازی گفت: بخشهایی از این مجموعه به ویژه قسمت شاه نشین که در اثر آتش سوزی خسارت دیده بود با اعتبار ۵۰۰ میلیون تومان و در سه فصل کاری از سوی میراث فرهنگی استان مرمت موقت و اضطراری شده است، اما با توجه به وسعت بالای مجموعه و تعهدات قانونی مالک کنونی مرمت و ساماندهی کامل این آثار تاریخی نیازمند همکاری و تأمین اعتبار از سوی جمعیت هلال احمر استان است.
مدیرکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی آذربایجان غربی هم در گفتوگو با مهر درباره آخرین وضعیت این دو اثر تاریخی گفت: قلعههای اربابی ساعد سلطان و میرپنج روستای دورباش تکاب تحت مالکیت جمعیت هلال احمر استان بوده و طبق قانون وظیفه نگهداری آنها برعهده مالک است.
جلیل جباری در خصوص انتشار اخباری در خصوص عدم مرمت قلعه اربابی دورباش تکاب اظهار کرد: قلعههای اربابی ساعد سلطان تکاب و میرپنج روستای دورباش دو قلعه تاریخی شهرستان تکاب هستند که تحت مالکیت جمعیت هلال احمر استان قرار دارند. مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی آذربایجان غربی افزود: طبق ماده ۹۸ قانون ششم توسعه وظیفه مرمت، احیا و حفاظت از بناهای تاریخی برعهده مالک بوده و در این راستا نیز وظیفه نگهداری از این دو بنا برعهده جمعیت هلال احمر استان است.
اعتباری توسط مالک برای احیا و نگهداری قلعه اربابی هزینه نشده است
او افزود: تاکنون اعتباری توسط مالک برای مرمت، احیا و نگهداری قلعه اربابی دورباش تکاب هزینه نشده است، با این وجود ادارهکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی آذربایجان غربی برای صیانت از مواریث تاریخی با وجود ممانعتهای جمعیت هلال احمر استان اقدام به ثبت ملی این دو بنای تاریخی کرد تا از دخل و تصرفهای غیراصولی، تخریبها و تغییر کاربریهای فضاهای تاریخی بهعنوان فضای اداری این بناها جلوگیری کند.
جباری تصریح کرد: با تمام این شرایط این ادارهکل به دلیل اضطراری بودن حفاظت این بناها اعتباری بالغ بر ۷ میلیارد ریال برای احیا و مرمت هر دو قلعه هزینه کرده تا از تخریب بیش از پیش آن جلوگیری شود. به گفته او این دو قلعه از پتانسیلهای مهم شهرستان تکاب هستند که جمعیت هلال احمر نه با واگذاری آنها به ادارهکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان موافقت میکند و نه به وظایف مالکانه خود در حفظ و نگهداری بناها به درستی عمل میکند. مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی آذربایجان غربی خاطرنشان کرد: در صورت واگذاری این قلعهها میتوان با تبدیل آنها به موزه و مراکز اقامتی سنتی گام مؤثری در رونق گردشگری شهرستان تکاب برداشت. مرمت، ساماندهی و حفاظت قلعه اربابی روستای دورباش تکاب در سه فصل با اعتباری بالغ بر ۵ میلیارد ریال انجام شده است.
او با بیان اینکه قلعههای اربابی دورباش در مالکیت جمعیت هلال احمر استان بوده که تاکنون برای حفاظت و مرمت این دو قلعه اعتباری از طرف مالک هزینه نشده است، افزود: همه اعتبارات مرمتی و حفاظتی توسط ادارهکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی آذربایجان غربی هزینه شده است.
به گفته مدیرکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی آذربایجان غربی مرمت کلی پل ساروق پس از تخریب سیلاب با هزینه اعتبار سه میلیارد ریال، انجام مرمت و حفاظتهای میراث جهانی تخت سلیمان با اعتبار هفت میلیارد ریال و تولید گچ سنتی و نیمکوب در تخت سلیمان با اعتبار ۶۰۰ میلیون ریال از دیگر اقدامات انجام شده در حوزه میراثفرهنگی تکاب است. جباری گفت: مرمت و حفاظت بقعه ایوب انصاری دورباش تکاب با همکاری ادارهکل اوقاف و امور خیریه تکاب با اعتبار یک میلیارد ریال و مرمت و استحکامبخشی قسمتی از رواق قلعه اربابی هلال احمر تکاب با اعتبار دو میلیارد ریال هم از جمله اقدامات انجام شده در تکاب هستند.
به گفته جباری ثبت سه اثر تاریخی تپه قالابلاغی، حمام یلقونآغاج و آغداغ و یک اثر طبیعی آبشار قینرجه در فهرست آثار ملی ایران از دیگر اقدامات حوزه میراث فرهنگی تکاب است. مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی آذربایجان غربی با اشاره به اقدامات حوزه سرمایهگذاری در تکاب عنوان کرد: «تقویت زیرساختهای گردشگری تخت سلیمان از جمله سنگفرش، افزایش ظرفیت پارکینگ و انتقال آب شرب، تقویت زیرساختهای گردشگری زندان سلیمان از جمله سنگفرش محوطه ورودی و انتقال آب شرب و راهاندازی سرویس بهداشتی از جمله این اقدامات هستند.
جباری ایجاد راه گردشگری قوشهبلاغ بدرلو به طول چهار کیلومتر، آسفالت یک کیلومتر راه دسترسی چملیگول از بدرلو تا چمن متحرک و پرداخت تسهیلات به فعالان حوزه سرمایهگذاری را از اقدامات انجام شده برای تقویت زیرساختهای گردشگری در تکاب برشمرد.
وارد مرحله جدیدی در ارتباط با سوریه شدهایم
وزیر امور خارجه ایران پس از ورود به سوریه تاکید کرد: سفر اخیر آقای رئیسجمهور بشار اسد به ایران نقطه عطفی در روابط دو کشور بود و ما وارد مرحله جدیدی در همه زمینه ها شده ایم. به گزارش ایسنا، حسین امیرعبدالهیان همچنین گفت: ایران تجاوز صبح امروز صهیونیستی به جنوب طرطوس را محکوم می کند. رژیم صهیونیستی با تجاوزات خود سعی دارد دمشق را شهری ناامن نشان دهد تا در مسیر بازگشت آوارگان سوری مانع تراشی کند. بر اساس گزارش خبرگزاری رسمی سوریه (سانا)، فیصل مقداد، وزیر امور خارجه سوریه پس از استقبال از همتای ایرانی خود در فرودگاه بین المللی دمشق به خبرنگاران گفت: این سفر حائز اهمیت بسیاری است و در پی تحولات داخلی، منطقه ای و بین المللی فراوان انجام شد. او گفت: در کنار ایران در پیگیری پرونده هسته ای می ایستیم و از موضع ایران در این زمینه حمایت می کنیم.
وزیر امور خارجه ایران که در جریان این سفر با بشار اسد رییس جمهور سوریه نیز دیدار کرد، پیش از عزیمت به دمشق در گفتوگویی اظهار کرد: در ادامه سفری که ۴ روز پیش به ترکیه داشتم ضروری است که با مقامات سوریه هم مشورتهایی را داشته باشیم. امیرعبداللهیان گفت: تحولاتی در منطقه در حال وقوع است که باید تلاش کنیم جمهوری اسلامی ایران همواره نقش سازندهای را در منطقه ایفا کند و مانع وقوع بحران جدید در منطقه شویم. او خاطرنشان کرد: بخشی از سفر من به سوریه با این هدف انجام میشود که بتوانیم در مسیر استقرار صلح و امنیت در منطقه میان سوریه و ترکیه بعنوان دو کشوری که جمهوری اسلامی ایران روابط مهمی با هر دو طرف دارد قدم برداریم. او بیان کرد: بخش دیگر سفر من هم پیگیری مناسبات دوجانبه و رایزنی با بشار اسد و وزیر امور خارجه و مقامات عالیرتبه سوریه درخصوص مسائل مختلفی که در سطح منطقهای و بینالمللی وجود دارد، است.
ابراهیم رئیسی دیروز در حالی بهمناسبت فرارسیدن روز ملی «صنعت و معدن» نسبتبه تصمیمات خلقالساعه در حوزه صنعت و تولید انتقاد کرد و گفت که این دست تصمیمگیریها در نهایت به زیان روند حمایت از تولید و صنعت تمام میشود که او و دولتش در روزهای گذشته تفکیک وزارت صمت را بهعنوان دلیل مشکلات در این حوزه مورد تاکید قرار داده و با همراهی رئیس مجلس موفق شدند استیضاح وزیر صمت را تا ۲ ماه آینده به تعویق بیاندازند. آن هم در حالی که این خواسته دولت سیزدهم و رئیس مجلس یازدهم پیش از این بهرغم اصرار دولت دوازدهم در ۳ مقطع زمانی متفاوت با مخالفت سفت و سخت مجلس دهم مواجه شد و در نهایت وقتی دولت سعی کرد در سال پایانی مجلس دهم و از طریق طرح تعدادی از نمایندگان پارلمان خواسته خود را به سرانجام برساند، این بار شورای نگهبان با این تفکیک مخالفت کرد و آن را مغایر قانون اساسی اعلام کرد.
میانه هفته پیش بود که در حالی ناظران منتظر اعلام زمان نخستین استیضاح مجلس و دولت انقلابی از سوی رئیس مجلس بودند، محمدباقر قالیباف در اقدامی نامتعارف از انجام این وظیفه سر باز زد. زمانی که مهلت قانونی سیدرضا فاطمیامین برای اقناع بیش از 30 نماینده مجلس انقلابی که متقاضی استیضاح او در قامت وزیر صنعت، معدن و تجارت دولت انقلابی بودند، به پایان رسید و در حالی که قانون تصریح کرده تا زمانی که حداقل 10 نفر از نمایندگان همچنان بر استیضاح اصرار داشته باشند، رئیس مجلس مکلف به اجابت این خواسته قانونی نمایندگان است، قالیباف بهرغم اصرار 17 نماینده بر استیضاح، حاضر به اعلاموصول این طرح استیضاح نشد. قالیباف البته در جریان آن نشست علنی روز سهشنبه 7 تیرماه توضیح داد که ظرف 3 روز گذشته از آن تاریخ یعنی احتمالاً از ابتدای هفته گذشته تا روز دوشنبه هفته گذشته با ابراهیم رئیسی، محمد مخبر و سیدرضا فاطمیامین صحبت کرده و دولتمردان در آن مذاکرات بر لزوم «اصلاحات ساختاری» تاکید کردهاند. او که با تاکید بر اینکه «رئیسجمهور به این نتیجه رسیدهاند که وزارت صمت حتما باید به دو وزارتخانه تبدیل شود»، استدلال کرد که «چون در این صورت نهایتا باید دو وزیر به مجلس معرفی شود»، بنابراین لازم است نمایندگان 2 ماه به دولت فرصت بدهند و از حق و وظایف قانونیشان در انجام استیضاح صرفنظر کنند»؛ آن هم در حالی که تصمیمگیرنده در این رابطه نه برعهده رئیسجمهوری و دولت، بلکه در حیطه وظایف «مجلس شورای اسلامی» و نه صرفاً شخص رئیس پارلمان است. هرچه بود قالیباف در آن مقطع دولت رئیسی را از یک استیضاح قطعی نجات داد. آن هم به این ترفند که ظرف 2 ماه آینده قرار است وزارت صمت به دو وزارتخانه تبدیل شوند و در نتیجه چه استیضاحی در کار باشد، چه نه، رئیسجمهوری ناگزیر به معرفی 2 نفر به مجلس جهت دریافت رایاعتماد از پارلمان است؛ حال چه یکی از این دو، همین وزیر فعلی باشد، چه نه. بماند که ظاهراً آن 17 نمایندهای که پس از اتمام فرصت 7 روزه وزیر برای اقناع نمایندگان همچنان بر استیضاح اصرار داشتند، تنها به این شرط خواسته رئیس مجلس را پذیرفته و تن به مهلت 2 ماهه به وزیر صمت دادهاند که رئیس دولت در زمان معرفی 2 وزیر پیشنهادی برای دو وزارتخانه منفک از وزارت صمت دیگر فاطمیامین را به عنوان یکی از آن 2 گزینه پیشنهادی راهی بهارستان نکند و افرادی جدید را برای تصدی آن دو وزارتخانه احتمالی معرفی کند. اینها البته تا همین جا هم چندان خالی از عیب و ایراد حقوقی و فنی نبود. اما صرفنظر از تمامی این عیب و ایراد قانونی، آنچه معلوم نیست چطور نمایندگان بیتوجه به آن به خواسته عجیب و نامتعارف قالیباف تن دادهاند، پیشینه بحث تفکیک وزارت صمت است. وزارتخانهای که تا زمانی نه چندان دور، یعنی درست 11 سال پیش در چنین روزی و در جریان ادغام دو وزارتخانه «بازرگانی» و «صنایع و معادن» به این شکل و شمایل کنونی درآمده و تا پیش از آن تاریخ در قالب دو وزارتخانه مستقل از یکدیگر فعالیت میکرد. حالا ابراهیم رئیسی در شرایطی در پی انتزاع مجدد این وزارتخانه و تفکیک آن به دو وزارتخانه «تجارت» و «خدمات بازرگانی» است که این خواسته پیش از در زمان فعالیت مجلس دهم و دولت دوازدهم نه یک بار و دوبار، بلکه عملاً 4 بار در دستور کار مجلس قرار گرفت و در مجلس همسو با دولت وقت، 3 مرتبه با این درخواست مخالفت کرد که در نوبت چهارم وقتی دولت سعی کرد خواستهاش را از طریق طرح مجلس پیش ببرد، مصوبات مجلس دهم در این رابطه با مخالفت شورای نگهبان مواجه شد. اقداماتی که از سال 94 تا 97 در 4 مقطع زمانی متفاوت وقت مجلس و دولت را گرفت و خروجیاش برای هر دو هیچ بود. آن هم در حالی که دستکم یکی از این 4 نوبت بررسی موضوع اصلاحات ساختاری دولت و تفکیک وزارتخانهها، در یک کمیسیون مشترک متشکل از اعضای تمامی کمیسیونهای تخصصی مجلس رقم خورد و با این همه در حالی مجموعه این اقدامات بینتیجه ماند که کمیسیون مشترکی که اساساً به همین منظور تشکیل شده بود رای به عدم انتزاع و ابقای وضع فعلی داد. این در حالی بود که ماموریت کمیسیون مشترک رسیدگی به لایحه اصلاح بخشی از ساختار دولت در مجلس دهم تبدیل وزارت راه و شهرسازی به وزارتخانههای «راه و ترابری» و «مسکن و شهرسازی»، وزارتخانه صنعت، معدن وتجارت به وزارتخانههای «صنعت و معدن» و «بازرگانی» و تفکیک وزارت ورزش و جوانان به «وزارت ورزش» و «سازمان ملی جوانان» بود. بر این اساس در حالی که تیرماه 96 پس از رد کلیات این لایحه در کمیسیون های اقتصادی و صنایع و معادن مجلس و مخالفت کمیسیون کشاورزی با تصویب تبصره یک ماده یک آن لایحه مبنی بر انتزاع بخش بازرگانی از وزارت جهاد کشاورزی، صرفا کلیات این لایحه و بخش مربوط به تفکیک وزارت ورزش و جوانان به تصویب کمیسیونهای اجتماعی و برنامه و بودجه رسید. با این همه اما با توجه به پافشاری دولت و با پیشنهاد رئیس مجلس، لایحه دولت مجددا در کمیسیونی تحتعنوان کمیسیون مشترک اصلاح بخشی از ساختار دولت مورد بررسی قرار گرفت و همانطور که اشاره شد، مجددا کلیات آن رد شد. جالب آنکه حال در شرایطی دولت سیزدهم و رئیس مجلس یازدهم بر تفکیک وزارت صمت اصرار دارند که در آن مقطع در زمان فعالیت مجلس دهم و دولت دوازدهم، مهمترین دلیل اعضای کمیسیون مشترک رسیدگی به لایحه اصلاح ساختار دولت، مخالفت با تفکیک وزارت صمت بود.
نظر برخی اعضای کمیسیون مشترک رسیدگی مجلس دهم در خصوص تفکیک وزارت صمت
۱- بیتالله عبدالهی (نایب رئیس کمیسیون مشترک): به نظر بنده، تفکیک وزارت صنعت، معدن و تجارت در راستای توسعه و بزرگ کردن دولت و افزایش هزینههای جاری است. دولت بجای تفکیک باید بخشی از ساختار و وظایف خود را بخشهای خصوصی و غیر دولتی واگذار کند. به هیچ عنوان به تفکیک تولید از تجارت رای مثبت نمیدهم.
۲- داریوش اسماعیلی (نایب رئیس کمیسیون مشترک): بنده با تفکیک وزارت صنعت، معدن وتجارت و احیاء دوباره وزارت بازرگانی ۱۰۰ درصد مخالفم.
۳- قاسم میرزایینیکو (سخنگوی کمیسیون مشترک): اعضای کمیسیون ویژه معتقد بودند با تفکیک وزارت صمت موجی از التهاب و ناهماهنگی بین دستگاهها ایجاد خواهد شد و خواسته کمیسیون از دولت این بود که بجای تغییر ساختار باید مدیریت فعلی خود را اصلاح کند.
۴- همایون هاشمی: اکثریت اعضاء کمیسیون اصلاح بخشی از ساختار دولت با تفکیک وزارت صمت و احیای وزارت بازرگانی مخالف هستند و بنده هم در کل با تفکیک مخالفم. با جابهجایی و تغییر ساختار وزارتخانهها، هیچ مشکلی حل نخواهد شد. تشکیل یک وزارتخانه جدید تصدیگری و بنگاهداری را بهدنبال خواهد داشت. این در حالی است که نیاز امروز کشور کاهش تصدیگری و افزایش نظارت است. دولت بجای ایجاد وزارتخانه جدید باید اختیارات خود را به نهادهای غیر دولتی، انجمنها و صنوف واگذار کند.
۵- سلمان خدادادی: هنوز ادغام چند سال پیش بهطور کامل محقق نشده و اعتقاد راسخ داریم که با تفکیک مشکلی حل نخواهد شد.
۶- علیاکبر کریمی: تولید و تجارت نیازمند مدیریت واحد هستند و به همین دلیل با تفکیک وزارت صمت مخالفم. در سالهای گذشته که وزارت بازرگانی از وزارت صنعت جدا بود، این دو وزارتخانه بر سر تعرفهگذاری با یکدیگر اختلافنظر اساسی داشتند و در نهایت همیشه تولید ضرر میکرد.
۷- سید احسن علوی: در شرایطی که با کمبود اعتبارات مالی مواجهایم، تفکیک وزارت صمت حقیقتاً درست نیست. اگر وزارت بازرگانی احیا شود، خود به مشکلات بسیاری از جمله افزایش واردات دچار میشود.
زلزلههای چارک و خمیر و گسلش در نمک هرمز
زلزلههای منطقه غرب هرمزگان در ماههای گذشته به عنوان رخدادهای شاخص در پهنه جنوب شرق زاگرس با بزرگای بیش از 5ثبت شده. مهمترین زلزله در سری رخدادهای 11 تیر 1401 بزرگای 6.2 داشت، ولی مراکز لرزهنگاری داخلی و بینالمللی بزرگای آن را بین 6.0 تا 6.3 اعلام کردهاند. این میزان خطا برای برآوردهای سریع از محل اندازه و البته ژرفای زلزله طبیعی است. کانون این زمینلرزهها در منطقهای کمجمعیت تقریباً 100 کیلومتری غرب بندرعباس واقع بود. حدود 200 دیاپیر نمکی در منطقه خلیج فارس شناخته شده که تعداد زیادی از آنها هنوز فعال هستند. گنبدهای نمکی بیشتر در راستای گسلهای پیسنگی بیرون زدهاند. در زاگرس یک توالی رسوبی به ضخامت 14 کیلومتر از پیسنگ کریستالی با سری نمک هرمز پیشاکامبرین سوراخ شده و مواد تبخیری «نمک هرمز» همراه با مارن، ماسه سنگ، کربنات و سنگهای آتشفشانی از طریق دیاپیرهای نمکی در سطح زمین برونزد دارند.
فعالیت زمینساخت نمکی (هالوکینتیکس) در مراحل مختلف 450 میلیون سال قبل، 250 و 70 میلیون سال قبل به صورت پالسهای حرکتی اتفاق افتاد. استقرار گنبدهای نمکی در راستای گسلهای فعال در جنوب شرق، نوار چینخوردگی زاگرس بهویژه از تنگه هرمز تا شمال کمان فارس در ناحیه شمال عسلویه قابل ردیابی است. این نواحی میزبان دو سوم ذخایر نفت اثباتشده و یکسوم ذخایر گاز جهان است. واحدهای نمکی با ویژگی کارستی منجر به اشکال درهمانند، چشمهها و غارها در محیط گنبدهای نمکی میشود. دو غار به عنوان طولانیترین غارهای نمکی در ناحیه هرمزگان وجود دارد. بقایای رسوبات آواری در پلاگهای نمکی ایجاد میشوند، جریانهای یخچال نمکی بهصورت محلی توسعه مییابند. کوتاهشدگی در این ناحیه با راستای تقریبا شمالی–جنوبی با سرعت تقریباً 25-30 میلیمتر در سال در لبه شرقی ورقه عربستان فعال هستند. این راستا بهصورت مورب با روند عمومی شمال غربی- جنوب شرقی نوار کوهزایی زاگرس است. سازوکارهای کانونی زلزلهها نشان میدهد که این کوتاهشدن مورب در امتداد گسل تقسیمبندی میشود. بیشترین پوشک نمکی در هرمزگان و جنوب شرقی استان فارس قرار دارد. میدان دیاپیر و حوضه نمک هرمز از شرق به خط عمان در تنگه هرمز، از غرب به گسل کازرون و از شمال به راندگی اصلی زاگرس محدود میشود. تعداد زیادی جزایر کوچک دیاپیری در خلیج فارس در جنوب مرز نوار چینخورده زاگرس وجود دارند. وجود گنبدهای نمکی سازند هرمز، نشاندهنده فعالیت زمینساختی است. اگرچه گنبدهای نمکی در بسیاری از نقاط جهان گزارش شده است، اکثر آنها بیرونزده نیستند و با روشهای ژئوفیزیکی شناسایی شدهاند. به عکس آنها، گنبدهای نمکی در زاگرس و در خلیج فارس، نه تنها گنبدهای مرتفعی هستند، بلکه در بسیاری از موارد نمک بهصورت یخچال نمکی از جناحین سرازیر میشود. فرآیند تشکیل گنبد نمکی، که اغلب به عنوان دیاپیریسم نامیده میشود، با تغییر شکلهای قابل توجهی در اندازه سنگهای روباره و خود نمک همراه است. این بخشی جداییناپذیر از پدیدهای است که به نام تکتونیک نمک یا هالوکینتیکس (زمینساخت نمکی) شناخته میشود. کلمه دیاپیر (diaper) از فعل یونانی diaperein به معنی «سوراخ کردن» گرفته شده است. هالیت (سنگ نمک) و سایر سنگهای تبخیری اغلب به عنوان مواد چسبناکی در نظر گرفته میشوند که هرگز در اثر گسلش شکننده تغییر شکل نمیدهند. با این حال، شکستگیها و گسلها به صورت بسیار محلی در برخی گنبدهای نمکی و یخچالهای طبیعی مشاهده میشوند و با دادهها یا شوکهای مناطق فعال لرزهای نشان داده میشوند. چنین وضعی در گسلهای منطقه شمال تنگه هرمز به خوبی قابل مشاهده است. آزمایشهای مکانیک سنگ نشان میدهد که هالیت، زمانی که میزان تغییر شکل به اندازه کافی بزرگ باشد با گسلش شروع به تغییر شکل میکند. بسیار نادر است که چنین میزان تغییر شکل بالایی در نمک رخ دهد. گسل در نمک به احتمال زیاد در جایی رخ میدهد که تنش محصورکننده موثر بهطور قابل توجهی با فشار بیش از حد سیال کاهش یابد؛ بهطوری که نمک در تنش دیفرانسیل بسیار پایینتر تسلیم شده و تغییر شکل میدهد. چنین وضعی موجب میشود تا رخداد زلزلههای متعدد در گسلهای فعال که در حوزههای نمکی هستند – مانند منطقه تنگه هرمز- با آزاد شدن تدریجی تنش همراه باشد.
