بایگانی مطالب نشریه

شهرنشینی علیه تالاب‌ها

تالاب‌ها ارزش مهمی ‌در پایداری اقلیمی‌ دارند. آنها خدمات اکوسیستمی‌مانند پشتیبانی از تنوع زیستی، کنترل سیل، تنظیم رطوبت خاک و آب‌های زیرزمینی، سازگاری با تغییرات آب و هوایی و همینطور فواید محیطی برای انسان‌ها فراهم می‌کنند. تالاب‌ها همچنین به تغییرات آب و هوایی و کاربری/پوشش زمین از طریق تأثیراتشان بر هیدرولوژی محیط حساس هستند. تغییرات تالاب‌ها ممکن است به دلایل مختلفی رخ دهد. پدیده‌ای که در بسیاری از نقاط جهان تا به حال روی داده و پیامدهای جدی برای وضعیت اکوسیستم و تنوع زیستی داشته است.
شرایط و تغییرات جغرافیایی و آب و هوایی، هیدرولوژیکی و کاربری زمین/پوشش زمین(Land Use/ Land Cover) (LULC) در تعیین روند تغییر تالاب‌ها نقشی تعیین‌کننده دارند. تشخیص روابط تاثیرگذار و محرک اصلی در کوچک شدن تالاب‌ها برای درک اساسی این پدیده و حفاظت و احیای موثر تالاب‌ها ضروری است. از دیدگاه تغییرات آب و هوایی، تغییرات در بارش و دما می‌توانند هر دو به تغییر در میزان تبخیر و تعرق واقعی و رواناب منجر شوند. بارش کل، ورودی آب به یک حوضه هیدرولوژیکی را تغییر می‌دهد که غالبا بین جریان خروجی رواناب و تبخیر و تعرق از حوضه تقسیم می‌شود در حالیکه تغییرات دما مستقیماً بر دومی‌تأثیر می‌گذارد. به طور کلی، بارش، تبخیر و تعرق و رواناب در میزان وسعت حوضه و ذخیره‌سازی آن نقش دارند. تبخیر و تعرق و رواناب می‌توانند تحت تاثیر عوامل غیراقلیمی ‌مانند تغییرات کاربری زمین/پوشش زمین نیز قرار گیرند. این تغییرات می‌تواند بر تبخیر و تعرق و همچنین رواناب از طریق اختلال در تعادل آب حوضه به ازای هر سطح بارندگی معین تأثیر بگذارد.
هدف از این تحقیق تشخیص عوامل اقلیمی‌ و غیراقلیمی ‌برکوچک شدن تالاب با استفاده از روش کمی‌سازی داده‌محور است. این مطالعه بر روی داده‌های مشاهده‌ای برای شش سایت تالاب در ایران که در حال کاهش وسعت هستند، آزمایش شده است. این سایت‌های تالاب بر اساس در دسترس بودن داده‌های لازم برای تجزیه و تحلیل و آزمایش روش انتخاب شده‌اند.

 

ایران در سال‌های اخیر دستخوش تغییرات هیدرولوژیکی بزرگی شده است و یکی از تاثیرات عمده این تغییر عظیم، کاهش وسعت تالاب‌ها در سراسر ایران بوده است. با توجه به تغییر هیدرولوژیکی در ایران، بررسی عوامل کاهش تالاب‌ها موضوعی مورد توجه محققان و سیاستمداران است. در ایران و سایر نقاط جهان که با تغییرات هیدرولوژیکی مشابه مواجه هستند، مطالعاتی برای شناسایی علت خشک شدن تالاب‌ها انجام شده است. مهمترین مورد خشک شدن تالاب در ایران، دریاچه ارومیه، بزرگترین دریاچه کشور و دومین دریاچه بزرگ شور جهان است که موضوع بسیاری از مطالعات هیدرولوژیکی بوده است. بیشتر این توجه پژوهشی ناشی از کاهش چشمگیر مساحت این دریاچه در دهه گذشته است که منجر به تخصیص اعتبار ویژه برای تحقیقات احیای دریاچه شده است. روش‌های مختلفی توسط محققین برای شناسایی علل کوچک شدن دریاچه ارومیه پیگیری شده از جمله بررسی روند جریان سطحی در حوضه و ارتباط آن با متغیرها و تغییرات اقلیمی، استفاده از رویکرد بیلان آب و همینطور تصاویر ماهواره‌ای برای مطالعه روند کشاورزی. اکثر مطالعات قبلی در مورد حوضه دریاچه ارومیه بر نقش برجسته عوامل انسانی تاکید کرده‌اند. تحقیقات به منظور تعیین نقش عوامل انسانی در کاهش مساحت دریاچه را می‌توان بر اساس رویکرد مورد استفاده به دو دسته کلی تقسیم کرد: بررسی مستقیم عوامل انسانی و فرآیندهای مدیریت منابع آب و بررسی غیرمستقیم تأثیر عوامل انسانی از طریق بررسی تغییرات متغیرهای اقلیمی ‌و سهم پایین آنها در تغییر مساحت دریاچه (پارسی نژاد و همکاران، 2022). سایر حوضه‌های آبی ایران مانند حوضه تالاب گاوخونی در مرکز ایران نیز مورد مطالعه قرار گرفته‌اند. مطالعات بلندمدت (بیش از 50 سال) با بررسی تغییرات متغیرهای اقلیمی‌ و انسانی در تالاب گاوخونی، شرایط تقریباً نرمال را در اوایل دوره مورد مطالعه نشان می‌دهد، اما خشکسالی شدید هیدرولوژیکی ناشی از فعالیت‌های انسانی در دهه‌های اخیر، منجر به تضعیف قابل‌توجهی در جریان سطحی این حوضه شده است. (ابوزکی و همکاران، 2020، آزادی و همکاران، 2022). همچنین در حوضه دریاچه مهارلو و بختگان، بررسی‌های مکانی و زمانی متغیرهای اقلیمی،‌ روندهای قابل توجهی را در خشکسالی هیدرولوژیکی نشان داده است که دلیل اصلی آن را گسترش فعالیت‌های انسانی، به ویژه مناطق آبی و تولید محصولات زراعی مرتبط با آن دانسته‌اند. (جمالی و همکاران، 2009).

دریاچه ارومیه در سال‌های اخیر به دلیل انقباض گسترده، مورد توجه محققان، سیاستمداران، رسانه‌ها و مردم قرار گرفته است. این در حالی است که سایر تالاب‌های ایران نیز کاهش چشمگیری داشته و مساحت تالاب گاوخونی و دریاچه نمک به گونه ای کم شده که در چند سال گذشته به صفر نزدیک شده است

از دیگر تالاب‌های مورد مطالعه می‌توان به تالاب هورالعظیم در پایین‌دست حوضه کرخه اشاره کرد. مطالعات با استفاده از مدل‌سازی SWAT (فریدون و کخ، 2018) و مدل‌سازی مبتنی بر داده (کمالی و همکاران، 2017، داوطلب و همکاران، 2017) برای ارزیابی شرایط حوضه گزارش داده‌اند که تغییرات اقلیمی‌ و خشکسالی اثرات جزئی بر روی رواناب خارج شده از این حوضه داشته‌اند. حوضه دریاچه نمک در شمال ایران که اکثر جمعیت ایران در آن متمرکز هستند، از نظر هیدرولوژیکی نیز دستخوش تغییرات متعددی شده است. در این حوضه، برداشت آب به‌ویژه آب‌های زیرزمینی با توجه به گسترش فعالیت‌های انسانی به‌عنوان عاملی قوی‌تر از تغییرات اقلیمی‌در کاهش جریان سطحی دریاچه نمک شناسایی شده است (شیخ و همکاران، 2020، عمادی و همکاران، 2022). حوضه خلیج گرگان از دیگر مناطقی است که دچار جنگل زدایی گسترده شده است و علاوه بر تغییرات در حوضه بالادست، رابطه آن با دریای خزر به عنوان عاملی موثر در تغییرات حوزه تالاب شناسایی شده است (قریب رضا و همکاران، 2018).
روش شناسی
در مطالعه حاضر از رویکردی ثابت برای بررسی و مقایسه عوامل کوچک شدن تالاب‌های نام برده در ایران بر اساس داده‌های مشاهداتی مستقیم به همراه داده‌های مربوط به آب و هوا، هیدرولوژیکی و LULC بهره‌گیری شده است. در ادامه خلاصه‌ای از ویژگی‌های اقلیمی‌ و جمعیتی این شش تالاب آمده است. تالاب گاوخونی در انتهای رودخانه زاینده‌رود قرار دارد که به حوضه گاوخونی می‌ریزد. میانگین دمای سالانه حوضه 15.8 درجه سانتیگراد و میانگین بارندگی سالانه 259 میلی متر در سال است. حوضه گاوخونی شامل 69 شهر می‌شود که مهمترین آنها اصفهان (6/1 میلیون نفر جمعیت) است. این شهر در کنار رودخانه زاینده‌رود در بالادست تالاب گاوخونی قرار دارد. تالاب خلیج گرگان در پایین‌دست حوضه گرگان در شمال ایران قرار دارد که میانگین دمای سالانه آن 4/15 درجه سانتی‌گراد و میانگین بارندگی سالانه 307 میلی متر در سال است. سطح آب در تالاب خلیج گرگان توسط رواناب حوضه‌ای و یک کانال طبیعی به سمت دریای خزر در شمال شرقی تعیین می‌شود. در این حوضه 29 شهر وجود دارد که گرگان و گنبدکاووس به ترتیب با 350 هزار و 200 هزار نفر جمعیت در کنار رودخانه‌های منتهی به خلیج گرگان قرار دارند. تالاب هورالعظیم در جنوب غربی ایران قرار واقع شده است و میانگین دمای سالانه آن 9/17 درجه سانتی‌گراد و میانگین بارندگی سالانه 388 میلی متر در سال می‌رسد. این تالاب از رودخانه‌های اطراف تغذیه می‌شود. در این حوضه 58 شهر وجود دارد که سه شهر بزرگ کرمانشاه، خرم آباد و ملایر به ترتیب حدود یک میلیون، 400 هزار و 200 هزار نفر جمعیت دارند. حوضه این تالاب فرامرزی است، هرچند این مطالعه فقط بر روی بخش ایرانی متمرکز شده است. دریاچه نمک در پایین دست حوضه‌ای به همین نام در مرکز ایران با میانگین دمای سالانه 1/15 درجه سانتی‌گراد و میانگین بارندگی سالانه 268 میلی متر در سال قرار دارد. این حوضه دارای بیشترین جمعیت ساکن در بین حوضه‌های ایران است (معادل 28 درصد جمعیت ایران) و شامل 169 شهر از جمله تهران (8.9 میلیون نفر)، کرج (1.9 میلیون)، قم (1.2 میلیون)، همدان (600 هزار نفر)، اراک (550 هزار نفر) و قزوین (450 هزار نفر) می‌شود. دریاچه ارومیه در شمال غرب شناخته‌شده‌ترین مورد کوچک شدن چشمگیر دریاچه/تالاب در ایران است. تمامی‌ رواناب‌های تولید شده در حوضه دریاچه ارومیه که دارای میانگین دمای سالانه آن 9/11 درجه سانتی‌گراد و بارندگی سالانه 377 میلی متر در سال است، وارد دریاچه ارومیه می‌شوند. این حوضه در مجموع شامل 57 شهر است که دو شهر اصلی تبریز و ارومیه به ترتیب 1.6 و 1 میلیون نفر جمعیت دارند. در انتها، دریاچه‌های مهارلو و بختگان در مرکز ایران و در پایین‌دست حوضه مهارلو قرار دارند که میانگین دمای سالانه آن 17.6 درجه سانتی گراد و میانگین بارندگی سالانه 332 میلی متر در سال دارند. در این حوضه 19 شهر وجود دارد که شیراز با یک میلیون و 600 هزار نفر جمعیت بزرگترین آنهاست.

مطالعات بلندمدت (بیش از 50 سال) با بررسی تغییرات متغیرهای اقلیمی‌ و انسانی در تالاب گاوخونی، شرایط تقریباً نرمال را در اوایل دوره مورد مطالعه نشان می‌دهد، اما خشکسالی شدید هیدرولوژیکی ناشی از فعالیت‌های انسانی در دهه‌های اخیر، منجر به تضعیف قابل‌توجهی در جریان سطحی این حوضه شده است

افزایش زیاد مساحت زمین شهری محرک‌ اصلی کوچک شدن تالاب‌ها
دریاچه ارومیه در سال‌های اخیر به دلیل انقباض گسترده، مورد توجه محققان، سیاستمداران، رسانه‌ها و مردم قرار گرفته است. این در حالی است که سایر تالاب‌های ایران نیز کاهش چشمگیری داشته و مساحت تالاب گاوخونی و دریاچه نمک به گونه‌ای کم شده که در چند سال گذشته به صفر نزدیک شده است. در همین مدت، تالاب هورالعظیم و دریاچه مهارلو و بختگان بیش از نیمی ‌از مساحت خود را از دست داده‌اند. تنها خلیج گرگان کاهش وسعت کمتری را در این دوره تجربه کرده است که احتمالاً به دلیل اتصال کانال آن به دریای خزر بوده است.
ویژگی مشترک همه حوضه‌های تالابی در ایران افزایش زیاد مساحت زمین شهری بوده است به طوری که در فاصله زمانی سال‌های 1372 تا 1395 که داده‌های ماهواره ای موجود است، در همه موارد از 140 درصد فراتر رفته است. بیشترین رشد اراضی شهری در حوضه دریاچه ارومیه (185+ درصد) و حوضه دریاچه نمک (184+ درصد) و کمترین آن در حوضه دریاچه مهارلو و بختگان (147+ درصد) و حوضه هورالعظیم (140+ درصد) رخ داده است. این رشد شهری مطابق با افزایش جمعیت شهری و مناطق مسکونی گزارش شده در ایران، همراه با گسترش زیرساخت‌ها و مناطق صنعتی است.
از میان دیگر متغیرهای کاربری زمین/پوشش زمین(LULC)، تغییر سطح علفزارها است که بین 6- درصد تا 6+ درصد در پنج حوضه مورد بررسی گزارش شده است. حوضه گاوخونی به عنوان استثنا در ابتدا رشد شدید و سپس روند تثبیت در حدود  75 درصد را داشته است. زمین‌های زراعی که عمدتاً مربوط به فعالیت‌های کشاورزی است، در همه موارد به جز حوضه دریاچه نمک، که 24- درصد کاهش داشت، افزایش (5-12درصد) داشته‌اند. در هر شش حوضه، اراضی کم پوشش گیاهی (عمدتاً خاک لخت) کاهشی را از 1- تا 26- درصد نشان داده‌اند که بیشترین کاهش در حوضه دریاچه ارومیه و کمترین آن در حوضه خلیج گرگان بوده است. تغییر مساحت جنگل در همه موارد به جز حوضه خلیج گرگان که 16- درصد به دلیل جنگل‌زدایی گسترده در استان گرگان بوده است، بین -9و-4 درصد ​​متغیر بوده است که در غالب موارد به زمین زراعی تبدیل شده است.

توسعه شهری می‌تواند با ایجاد و گسترش سیستم تامین و توزیع آب، سیستم دفع فاضلاب و سازه‌های انتقال، منجر به تغییرات هیدرولوژیکی در یک منطقه شود. این اثرات زمانی تشدید می‌شود که توسعه شهری فراتر از ظرفیت اکولوژیکی یک منطقه باشد

نتیجه‌گیری بر اساس مشاهدات
به طور کلی، همبستگی متغیرهای LULC یا کاربری/پوشش زمین با کاهش مساحت تالاب‌ها در حد متوسط ​​تا قوی اندازه‌گیری شده است که بالاترین مقادیر تاثیر مربوط به زمین‌های زراعی و مناطق شهری بوده است. در واقع همبستگی متغیرهای آب و هوایی از جمله دما و بارش با کاهش مساحت تالاب‌ها به طور قابل توجهی ضعیف‌تر از بسیاری از متغیرهای LULC بوده است. توسعه شهری می‌تواند با ایجاد و گسترش سیستم تامین و توزیع آب، سیستم دفع فاضلاب و سازه‌های انتقال، منجر به تغییرات هیدرولوژیکی در یک منطقه شود. این اثرات زمانی تشدید می‌شود که توسعه شهری فراتر از ظرفیت اکولوژیکی یک منطقه باشد. با رشد شهرها، افزایش تقاضا و برداشت آب قابل انتظار است و این روند در طول زمان تشدید و پیچیده‌تر می‌شود. نمونه بارز آن را می‌توان در گسترش شهرها در اطراف شش تالاب ایرانی مورد مطالعه مشاهده کرد. در نهایت، این مطالعه نقش مهم تغییرات توسعه سرزمینی ناشی از عوامل انسانی را علاوه بر تغییرات کلی آب و هوایی، در تغییر تالاب‌های ایران نشان می‌دهد. در ایران، این عوامل ترکیبی منجر به کاهش شدید جریان آب ورودی (روان از حوضه‌ها) به تالاب‌ها شده است. نقش تغییر اقلیم را نباید نادیده یا دست کم گرفت اما در مورد ایران تا به امروز نسبت به تغییرات غیراقلیمی‌(LULC) عامل تأثیرگذار ضعیف‌تری بوده است. می‌توان انتظار داشت تغییرات آب و هوایی تأثیر قوی‌تری در اقلیم خشک‌تر مورد انتظار در آینده ایران داشته باشد، به‌ویژه از آنجایی که عوامل انسانی، تالاب‌های ایران را در برابر تغییرات بیشتر اقلیمی‌آسیب‌پذیر کرده است.

هورنشینان در محاصره دود و آتش

تداوم دود و آلودگی ناشی از آتش‌سوزی بخش عراقی تالاب هورالعظیم در یک ماه گذشته، نارضایتی اهالی شهرهای اطراف این تالاب را به دنبال داشته است.
به گزارش ایرنا هورالعظیم دوباره به خودسوزی افتاده است. این تالاب مرزی، دومین تابستان خشک را در حالی سپری می‌کند که نه از رودخانه کرخه سهمی گرفته است و نه از رودخانه دجله. حالا بیش از یک ماه است که آتش سوزی در نیزارهای بخش عراقی این تالاب شروع شده و روز بروز بر وسعت آن افزوده می‌شود. چند آتش سوزی نیز در بخش ایرانی آن در خوزستان به این فاجعه دامن زده است.
دود غلیظ و بوی نامطبوع ناشی از آتش سوزی نیزارهای این تالاب، از اواخر خرداد، نفس شهرها و روستاهای مرزی را تنگ کرده و با وزش باد، در برخی مواقع تا بیش از ۱۰۰ کیلومتر را در برمی‌گیرد. شدت و تداوم این دود غلیظ اما در روزهای اخیر صدای اعتراض اهالی شهر «رُفیِّع» در جوار هورالعظیم را بلند کرده است. شهر مرزی رفیع از توابع شهرستان هویزه، در کنار رودخانه نیسان (از انشعابات کرخه) و حاشیه هورالعظیم قرار دارد. اهالی رفیع ویدیوهایی از هوای دودآلود منتشر کرده و از تداوم این وضعیت گلایه کرده‌اند.
عضو شورای اسلامی شهر رفیع خواستار اقدام مسئولان برای حل مشکل آتش سوزی در هورالعظیم و دودگرفتگی شهرها و روستاهای حاشیه این تالاب شده است.
محمد سواری به ایرنا گفت: بیش از یک ماه است که هر روز عصر دود غلیظی شهر را فرا می‌گیرد و این وضعیت تا پیش از ظهر روز بعد ادامه دارد. شرایط شهرهای رفیع و بستان و روستاهای اطراف آنها بدتر است و دود و بوی نامطبوعی که ایجاد می‌شود نفس مردم را گرفته و امکان فعالیت را از آنها سلب کرده است. غلظت این دود به حدی است که حتی امکان دید در جاده و هنگام رانندگی را کم می‌کند.
معاون محیط زیست طبیعی اداره کل حفاظت محیط زیست خوزستان به خبرنگار ایرنا می‌گوید: تصاویر ماهواره‌ای نشان می‌دهد بیش از ۲۰ هزار هکتار در بخش عراقی هورالعظیم دچار آتش‌سوزی شده و در بخش ایرانی نیز حدود ۲۰۰ هکتار از قسمت‌های خشک تالاب دچار آتش‌سوزی شده است.
عادل مولا این آتش سوزی‌ها را ناشی از خشکسالی و خشک شدن تالاب در بخش عراقی می‌داند و می‌افزاید: آتش سوزی‌ها در صورتی خاموش می‌شود که آب از طریق بارندگی و یا رودخانه‌های منتهی به تالاب، به این تالاب برسد؛ البته با توجه به شرایط موجود امیدی به تامین حقابه تالاب از رودخانه‌های دجله و فرات در عراق نیست. او بیان می‌کند: ادامه این روند نگرانی‌ها را از تداوم آتش سوزی در بخش ایرانی هورالعظیم و حتی در سایر مناطق حفاظت شده نیز بیشتر می‌کند.

آفت‌زدایی مجلس از واردات سموم

نمایندگان در جریان نشست علنی دیروز مجلس در حالی با ۱۶۳ رأى موافق، ۴۲ رأی مخالف و ۱۱ رأی ممتنع از مجموع ۲۴۳ نماینده حاضر در جلسه با انجام تحقیق و تفحص از وزارت جهاد کشاورزی درباره عملکرد سازمان حفظ نباتات موافقت کردند که این طرح تفحص اواخر فروردین‌ماه سال جاری با مخالفت کمیسیون کشاورزی مواجه شده بود.

 

زمستان پارسال بود که همزمان با چند نوبت مرجوع شدن محصولات کشاورزی ایران از چند کشور، حساسیت رسانه‌ها نسبت‌به بحث کیفیت محصولات کشاورزی بالا می‌رفت، چند نفر از اعضای کمیسیون کشاورزی مجلس طرحی را کلید زدند تا از وزارت جهاد سازندگی درباره عملکرد سازمان حفظ نباتات تحقیق و تفحص کنند. به‌خصوص آن‌که در جریان برگشت خوردن سیب‌زمینی‌های صادراتی ایران از ترکمنستان به‌عنوان یکی از آخرین موارد مرجوعی محصولات کشاورزی در آن مقطع زمانی، معلوم شد علت همان است که طی ماه‌ها و فصول پیشین، در جریان مرجوع شدن دیگر محصولات کشاورزی از روسیه، چین، هند و چند کشور دیگر، بر مهر برگشت و فاکتورهای محصولات مرجوعی درج شده بود؛ «استفاده ایران از سموم غیرمجاز در تولید محصولات».

معصومه پاشائی بهرام که به عنوان یکی از متقاضیان طرح تفحص از سازمان حفظ نباتات در صحن علنی صحبت می‌کرد، با بیان این‌که «غذای آلوده به سموم آفت‌کش‌ها علت بسیاری از سرطان‌ها است» گفت: آیا آفتی در جایی از جهان بوده که سریع وارد کشور ما نشده باشد؟

در این میان اما واکنش وزارت جهاد کشاورزی نسبت‌به پرسش رسانه‌ها در مورد علت تکرار مکرر این اتفاق و نگرانی افکار عمومی نسبت‌به استفاده بی‌رویه از سموم در تولید محصولات کشاورزی و کیفیت و سلامت این محصولات کشاورزی وطنی، چیزی نبود مگر سکوت؛ سکوتی که در حالی دست‌کم در آن مقطع تنها واکنش این وزارتخانه بود که این غائله همزمان با نگرانی ناظران و افکار عمومی، حتی نمایندگان مجلس همسو با دولت را نیز به صرافت انداخته بود که حتی اگر شده با بکارگیری ابزار نظارتی قانونی‌شان علیه دولت، مسئولان وزارت جهاد کشاورزی و مشخصاً سازمان حفظ نباتات را به‌عنوان یکی از سازمان‌های زیرمجموعه این وزارتخانه به پاسخگویی وادار کنند. نمایندگانی که بالاخره در نشست روز ۶ بهمن‌ماه سالی که گذشت، نخستین اطلاعات را از مسئولان سازمان حفظ نباتات دریافت کردند. هرچند نتیجه نزدیک به ۳ ماه بررسی آن اطلاعات در کمیسیون کشاورزی مجلس، نشان داد توضیحات ارائه شده، کافی و قانع‌کننده نیست. در نتیجه وقتی این نمایندگان در یکی از نخستین جلسات کمیسیون کشاورزی در سال جاری که روز ۲۲ فروردین‌ماه برگزار شد، نظرشان را مبنی بر عدم کفایت توضیحات و اطلاعات ارائه شده ازسوی سازمان حفظ نباتات اعلام کردند، کمیسیون بلافاصله به‌منظور تعیین‌تکلیف تقاضای تحقیق و تفحص از این سازمان تشکیل جلسه داد. طرح تفحصی که طراحانش در ۵ محور پرسش‌هایی اساسی را درباره عملکرد ۱۰ ساله سازمان حفظ نباتات مطرح کرده و از جمله می‌پرسد «چرا سازمان حفظ نباتات نسبت‌به سموم و قرنطینه به‌قدری بی‌مسئولیت بوده که اکنون سلامت محصولات کشاورزی ایران در دنیا زیر سوال رفته و سلامتی مردم ایران نیز تهدید شده است؟» متقاضیان این طرح تفحص همچنین با طرح پرسش‌هایی در مورد «نحوه برون‌سپاری و علت عدم‌تجهیز آزمایشگاه‌ها» و نیز «علت عدم‌تست سموم باقیمانده محصولات کشاورزی»، در مورد «نحوه صدور مجوزهای واردات سموم کشاورزی» نیز طرح سوال کرده و از مسئولان این سازمان خواستند که به مجلس توضیح دهند که «چه کسانی، چگونه، از کجا و چه سمومی را به کشور وارد کرده‌اند؟» این نمایندگان که می‌خواستند در مورد «رانت‌های وابسته به بدنه کارشناسی و مدیرانی که جان مردم و اعتبار محصولات کشاورزی ایران را در بازارهای جهانی تهدید کرده‌اند» تفحص کنند، همچنین در دو محور دیگر این طرح تفحص در خصوص «نحوه صدور مجوزهای واردات سموم کشاورزی» و «علت عدم‌اجرای کد شناسایی کشاورز در ۱۰ سال گذشته» طرح پرسش کرده و در نهایت پس از بررسی توضیحات مسئولان سازمان حفظ نباتات، اعلام کردند که از این توضیحات قانع نشده‌اند.
اتفاق عجیب اما رای کمیسیون کشاورزی مجلس به تقاضای تفحص از سازمان حفاظت از نباتات بود. رای ۱۷ عضو کمیسیون کشاورزی حاضر در آن جلسه که برخلاف نظر متقاضیان تفحص، توضیحات مسئولان سازمان حفاظت از نباتات را قانع‌کننده تشخیص داده و بر رد تقاضای تفحص تاکید کردند. هرچند این رای منفی به معنای مختومه شدن پرونده تفحص از سازمان حفاظت از نباتات نبود. چه آن‌که به موجب آیین‌نامه داخلی مجلس، رای کمیسیون به تقاضای تفحص نمایندگان، صرفاً از جنبه کارشناسی وجاهت دارد و تصمیم‌گیری در مورد انجام یا عدم انجام طرح‌های تفحص، صرفاً در صلاحیت اکثریت نمایندگان حاضر در نشست علنی مجلس است. تصمیمی که دیروز با رای قاطع نمایندگان حاضر در صحن اتخاذ شد و بر این اساس، در حالی ۱۶۳ نفر از ۲۴۳ نماینده حاضر در نشست علنی دیروز مجلس به این رای تفحص رای مثبت دادند که تنها ۴۲ نفر مخالف انجام این تفحص بودند و ۱۱ نفر از نمایندگان هم به آن رای ممتنع دادند.
اما این‌که در این ۳، ۴ ماه گذشته یعنی از اواخر فروردین‌ماه که این تقاضای تفحص در کمیسیون کشاورزی رد شد تا دیروز که نمایندگان حاضر در صحن علنی با رایی قاطع با انجام این تفحص موافقت کردند، چه اتفاقی افتاد و چه شد که مخالفت کمیسیون کشاورزی بر نظر نهایی مجلس اثر نگذاشت، پرسشی است که سخنگوی کمیسیون کشاورزی در پاسخ به آن معتقد است که آن‌چه عجیب بوده، همان رای منفی ۳، ۴ ماه پیش کمیسیون است، نه رای دیروز صحن علنی. ذبیح‌الله اعظمی ساردوئی که در این رابطه با «پیام ما» به گفت‌وگو نشسته، با اشاره به آن‌چه «توضیحات دقیق نمایندگان متقاضی طرح تفحص در نشست علنی دیروز مجلس» و «تشریح کارشناسی و علمی مسئله برای نمایندگان»، خوانده، می‌گوید: «این مسئله بسیار مهم است و با امنیت غذایی و سلامت شهروندان سر و کار دارد. درنتیجه وقتی متقاضیان طرح تفحص از سازمان حفظ نباتات موضوع را برای صحن تشریح کردند، دل مجلس به حال ملت سوخت و رای مثبت داد.»

مهرداد ویس کرمی به‌عنوان نماینده دیگر درخواست‌کننده انجام این تحقیق و تفحص، با بیان اینکه «هر ایرانی به طور متوسط در سال نیم کیلو سم مصرف می‌کند»، گفت: در حوزه مصرفِ سم رتبه دهم در جهان را داریم

این نماینده مجلس همچنین در پاسخ به پرسشی دیگر درباره آن‌چه این سال‌ها در سازمان حفظ نباتات گذشته و علت حساسیت نمایندگان به این مسئله می‌گوید: «متاسفانه در این سال‌ها بسیاری از سمومی که همگی به‌عنوان موارد خطرناک برای سلامتی انسان از رده خارج شده، در کشور ما مورد استفاده قرار می‌گیرد.» اعظمی ساردوئی همچنین با اشاره به آن‌چه «مبالغ هنگفت، رانت و فساد در بحث واردات سموم کشاورزی» خوانده، می‌گوید: «متاسفانه بسیاری از شرکت‌های واردکننده سموم کشاورزی، درگیر این مفاسد شده‌اند.» سخنگوی کمیسیون کشاورزی مجلس که نبود نگاه کارشناسی و علمی در واردات سموم کشاورزی را از دیگر دلایل مشکلات اساسی در این حوزه می‌داند، به «پیام ما» گفته است: «ما شاهدیم که مواد تکنیکالی که وارد کشور می‌شود، کیفیت بسیار پایینی دارد و همان‌طور که در بحث تولید دارو با این معضل روبروییم و بسیاری اوقات داروهای تولید داخل فاقد اثرگذاری هستند، در بحث سموم کشاورزی هم این مشکل حتی با شدتی مضاعف دامن‌گیر کشاورزان ایرانی است.» او همچنین با اشاره به برخی مشکلات ساختاری در این بحث گفت: «قانون و مقررات هم یکی دیگر از دلایل گرفتاری ماست و فارغ از این، وقتی سمی وارد کشور می‌شود، در حالی که بنابر قانون باید ابتدا آزمایش شود و پس از آن مورد استفاده قرار گیرد، بعضاً شاهدیم که موضوع را مشمول زمان می‌کنند و درنهایت آن سم بدون انجام این آزمایش‌ها وارد چرخه مصرف می‌شود.» اعظمی ساردویی گفت: «بسیاری از سمومی که همه جای دنیا ممنوع هستند، در کشور ما مورد استفاده قرار می‌گیرند.» او تحصیلات نامرتبط رئیس سازمان حفظ نباتات با بحث گیاه‌پزشکی را نیز از دیگر دلایل ضعف عملکرد این سازمان عنوان کرد و در ادامه با اشاره به تاکید کشورهای پیشرفته بر استفاده از محصولات ارگانیک، گفت:«امروز محصولات کشاورزی ارگانیک در بسیاری از کشورهای پیشرفته مثل آلمان چیزی در حدود ۲۵ درصد از مجموع محصولاتشان را تشکیل می‌دهد؛ حال آن‌که این آمار در کشور ما شاید به یک درصد هم نرسد!»
اما در حالی که ذبیح‌الله اعظمی ساردویی به‌عنوان یکی از طراحان طرح تفحص از سازمان حفظ نباتات به این مسائل به‌عنوان دلایل لزوم تصویب طرح تفحص اشاره کرده که معصومه پاشائی بهرام و رامین ویس‌کرمی، دو نماینده دیگر متقاضی طرح تفحص نیز در جریان بررسی موضوع در نشست علنی دیروز مجلس به مسائل مهمی اشاره کردند. معصومه پاشائی بهرام که در سخنانی با تاکید بر اهمیت موضوع «سلامت و امنیت غذایی جامعه»، گفت: «غذای آلوده به سموم آفت‌کش‌ها علت بسیاری از سرطان‌ها است که آمار آن هر روز در کشور ما رو به افزایش است.» این نماینده مجلس همچنین با طرح این پرسش که «آیا آفتی در جایی از جهان بوده که سریع وارد کشور ما نشده باشد؟»، از میلیاردها تومان هزینه مبارزه با این آفات خبر داد و گفت: «بیش از ۹۵ درصد آفت‌کش‌های شیمیایی استفاده شده در باغات و مزارع و گلخانه‌ها از کشورهای دیگر وارد می‌شود.» او با اشاره به ضعف نظارتی سازمان حفظ نباتات نیز گفت: «کشاورزان به‌راحتی از مسیرهای مختلف سموم مجاز و غیرمجاز را تهیه و استفاده می‌کنند.»
همچنین مهرداد ویس کرمی به‌عنوان نماینده دیگر درخواست‌کننده انجام این تحقیق و تفحص، با بیان اینکه «هر ایرانی به طور متوسط در سال نیم کیلو سم مصرف می‌کند»، گفت: «در حوزه مصرفِ سم رتبه دهم در جهان را داریم.» او با اشاره به جریانی که به‌گفته او «مانع از تولید سموم سبز کشاورزی شده»، گفت: «حدود ۴ هزار میلیارد در یک سال به واردات سموم ارز دولتی اختصاص داده شده که نحوه هزینه‌کرد آن دارای ابهام است.»
به هر تفسیر حالا نمایندگان مجلس به انجام این طرح تفحص رای مثبت داده و به‌زودی بنابر آیین‌نامه داخلی مجلس این طرح تفحص پس از تشکیل هیات تفحص و انتخاب رئیس و هیات رئیسه این هیات آغاز به کار خواهد کرد.

درخواست حکم حکومتی برای لغو مصوبه کنکور توسط رهبر معظم انقلاب

کارزاری با عنوان «درخواست حکم حکومتی برای لغو مصوبه کنکور توسط رهبر معظم انقلاب» در وب‌سایت کارزار در جریان است. در متن این کارزار خطاب به رهبر انقلاب اسلامی آمده: «نحوه برگزاری کنکوری ۱۴۰۲ به مناقشه جدی میان موافقان و مخالفان تبدیل شده و هر یک با جدیت بر نظر خود اصرار دارند اما در این میان استدلال‌های گروه منتقد از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است چراکه تا زمان ایرادات این مصوبه برطرف نشود نمی‌توان انتظار داشت که قانون به‌درستی اجرا و به عدالت نزدیک شده باشد. کارشناسان و دلسوزان آموزش کشور ایرادات زیادی را بر مصوبه شورای محترم عالی انقلاب فرهنگی وارد می‌دانند و تا برطرف نشدن این ایرادات برگزاری کنکور، با مصوبه شورا را غیرممکن می دانند.
۱.امتحانات نهایی «سال دوازدهم» قدرت تفکیک داوطلبان را ندارد.
۲. سوابق تحصیلی پایایی ندارند و در نظر گرفتن تاثیر «مستقیم» به هر اندازه برای این سوابق، ایرادات آماری و ریاضی لاینحل دارد.
۳. این مصوبه، عطف به ماسبق شده‌ است. در سال ۱۴۰۲ بخشی از داوطلبان سابقه تحصیلی ندارند و سابقه تحصیلی داوطلبان تغییررشته‌ای ناقص است.
۴. این مصوبه موجب عسر و حرج مردم خواهد شد. تهیه سوابق تحصیلی جدید یا تکمیل و یا ترمیم آن، فشار مالی سنگینی برای طبقه مستضعف کشور وارد می‌آورد.
۵. این مصوبه مایه تشدید فشار مالی بر خانواده‌هاست و افزایش گردش مالی سودجویان حوزه آموزش را تضمین می‌کند.
۶. این مصوبه موجب تشدید رقابت و اضطراب دوچندان در سال پایانی و افزایش شهریه مدارس غیردولتی و مؤسسات آموزشی خواهد شد.
۷. این مصوبه واپسگرایانه است و باعث بی‌توجهی دانش‌آموزان به دروس فرهنگ‌محور و نظری خواهد شد.
۸. بی‌اخلاقی و تقلّب برای داوطلبان ورود به رشته‌های پررقابت دانشگاهی امری ناگزیر خواهد شد.
۹. این مصوبه احساس شکاف طبقاتی را در نگاه مردم افزایش خواهد داد.
۱۰. بروز مشکلات قومی از عوارض این مصوبه خواهد بود.
۱۱. حذف تدریجی داوطلبان مناطق محروم در دانشگاه‌های دولتی از پیامدهای این مصوبه است.
از موارد مذکور مشخص می‌شود که این قانون باعث افزایش تبعیض و فشار اقتصادی بر روی خانواده‌ها می‌شود و همچنین شکاف فقیر و غنی را در کشور افزایش می‌دهد و با عدالت در تضاد است. لذا دانش‌آموزان و کارشناسان و دلسوزان کشور از مقام معظم رهبری درخواست دارن که کارشناسان آموزشی نهاد رهبری این مصوبه را بررسی نمایند و با حکم حکومتی مقام معظم رهبری این مصوبه را لغو نمایند.»
این کارزار از یکم مردادماه آغاز شده و تا 30 مهر ادامه دارد. همچنین این کارزار تاکنون از سوی 5656 نفر امضا شده است.

بهایی که باید برای محیط زیست بپردازیم

بهای محیط زیست و منابع ارزشمند طبیعت سرزمین ما سال‌هاست فراموش شده و آلاینده‌های فزاینده هوا، خاک و آب حاصل این بی‌توجهی مزمن و دیرپاست. با وجود آنکه طی سال‌های گذشته به کرات کارشناسان محیط زیست کشور برای توجه به محیط زیست در هنگام استقرار صنایع با تاکید بر الزام به مطالعات محیط زیستی قبل از جانمایی (به‌عنوان رویکردی پیشگیرانه) و در صنایع مستقر و دارای فعالیت برای اجرای برنامه‌های مدیریت محیط زیست تلاش کرده‌اند، به واسطه نبود نگاه اولویت‌دار به محیط زیست در سیاستگذاری‌ها و تمرکز بر اشتغال، معیشت و اقتصاد نتیجه قابل قبولی به‌دست نیامده است. امروزه یکی از محوری‌ترین مسئولیت‌های صنایع، شرکت‌ها و بنگاه‌های اقتصادی دنیا، مسئولیت در قبال محیط زیست است.

این موضوع در کشورهای توسعه‌یافته به ضرورتی انکارناپذیر تبدیل‌شده و صاحبان صنایع نه‌ صرفا برای نیت خیرخواهانه، که با سازوکارها و الزامات برای کاهش انتشار آلاینده‌ها، کاهش ردپای کربن، حفظ منابع طبیعی و از همه مهم‌تر تضمین توسعه پایدار جوامعی که در آن فعالیت دارند بخشی از منافع اقتصادی خود را به محیط زیست اختصاص می‌دهند. در کشور ما نیز بهبود وضعیت محیط زیست واحدهای تولیدی صنعتی و فعالیت بر اساس استانداردهای ملاک عمل سازمان حفاظت محیط زیست نه اقدامی سلیقه‌ای و داوطلبانه که یک تکلیف قانونی و نظارت بر آن به عهده این دستگاه حاکمیتی است. وجود برخی ابزارهای تشویقی چون قانون یک در هزار فروش (بند دال ماده 45 قانون وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معین مصوب 1373 و آیین‌نامه اجرایی آن مصوب سال 1375، که سال‌هاست فراموش شده است) و ابزارهای بازدارنده همچون عوارض آلایندگی صنایع (یک درصد فروش) و سایر ابزارها در قوانین موضوعه از جمله قانون هوای پاک به‌رغم برخی مسائل و کاستی‌ها می‌تواند محملی برای بهتر شدن عملکرد محیط زیستی صنایع فعال در کشور باشد. با این حال ارتقای وضعیت محیط زیستی واحدهای تولیدی و صنعتی کشور نیازمند برخی اقدامات و فعالیت‌ها مانند نصب و بهینه‌سازی فیلتراسیون، بهینه‌سازی ماشین‌آلات، تعطیلی بخش‌های آلاینده، تغییر در فرآیند تولید، جایگزینی خطوط فرسوده با خطوط واجد فناوری روز است. همچنین دسترسی به سوخت مناسب و استفاده نکردن از سوخت‌های فسیلی میان‌تقطیر (مازوت، گازوئیل و…) در مصارف گرمایشی و نیز در بخش‌های صنعتی و نیروگاهی در فصل سرما و شرایط پایدار جوی نیز از موضوعات اساسی برای کاهش آلودگی‌های منتشرشده به محیط است. با توجه به شرایط متاثر از تحریم و مسائل اقتصادی عدیده‌ای که بخش صنعت با آن مواجه است امکان ارتقای وضعیت محیط زیستی اغلب صنایع موجود و انطباق آلاینده‌های خروجی با استانداردها بدون حمایت دولت دشوار به نظر می‌رسد. صرف‌نظر از صنایعی که قائل به رعایت ضوابط و استانداردهای محیط زیست نیستند (و باید با شیوه‌های الزام‌آور قانونی و حقوقی درباره آنها اقدام کرد)، برای آن بخش از صنایع که علاقه‌مند به حرکت در مسیر سازگاری با خط‌مشی‌های مدیریتی محیط زیست هستند نیز گره کور تحریم‌ها علاوه بر مشکلات اقتصادی، هزینه‌های سنگینی را از لحاظ تامین تجهیزات کنترل آلودگی، مرمت و بازسازی خطوط تولید، انتقال فناوری‌های سبز و سایر مولفه‌های دخیل در بهبود عملکرد محیط زیستی صنعت وارد می‌کند. چرا که اغلب کشور سازنده یا واجد فناوری محیط زیست، به واسطه تحریم‌ها وارد همکاری مستقیم نشده و در نهایت منجر به خرید تجهیز یا فناوری‌ها، سیستم‌ها و قطعات با قیمتی چند برابر از کشورهای جایگزین می‌شود. با توجه به رفع نشدن تحریم‌ها و حداقل امکان برای تعاملات جهانی، بهبود ارتباط بیشتر مراجع علمی و دانشگاهی با بخش صنعت و محیط زیست، تمرکز بیشتر فعالیت شرکت‌های دانش‌بنیان داخلی بر توسعه فناوری‌های دوستدار محیط زیست در واحدهای صنعتی، مصرف بهینه آب و انرژی در صنایع، نوسازی واحدهای فرسوده صنعتی و اعمال سیاست‌های حمایتی از جانب صندوق ملی محیط زیست برای رفع مشکلات مالی صنایع آلاینده همراه با تقویت بخش ناظر در سازمان حفاظت محیط زیست می‌تواند بخشی از مسائل محیط زیستی ناشی از صنایع آلاینده در کشور را کاهش دهد و همه این‌ها قبل از هر چیز، مستلزم باور عمیق و بسط این نگاه است که هزینه‌کرد برای محیط زیست صنایع، اتلاف و هدررفت سرمایه نیست و محیط زیست این سرزمین و حفظ آن در جایگاه سرمایه بین نسلی بر هر فعالیت و توسعه صنعتی مقدم است.

واکنش بهزیستی خوزستان به معلول آزاری

روابط عمومی اداره کل بهزیستی خوزستان در واکنش به پخش ویدیویی در فضای مجازی با عنوان در مرکز احسان اهواز چه خبر استجوابیه‌ای منتشر کرد.به گزارش ایرنا ب پس از انتشار فیلمی در شبکه‌های اجتماعی با عنوان در مرکز احسان اهواز چه خبر است”، هیاتی از مسئولان بهزیستی خوزستان و اهواز در محل مرکز توانبخشی غیر دولتی نگهداری معلولین ذهنی احسان اهواز حاضر و بررسی دقیق به عمل آمد.در این متن با بیان اینکه مرکز فوق الذکر خصوصی و غیردولتی بوده و سابقه حدود ۲۰ سال فعالیت تخصصی در حوزه نگهداری معلولان ذهنی پسرانه بالای ۱۴ سال را دارد، آمده است: فیلم مذکور مربوط به چند ماه پیش است که دو نفر از کارکنان این مرکز برای کنترل یکی از توانخواهان دارای معلولیت ذهنی اوتیسم و اختلال رفتاری خیلی شدید، اقدام به مهار فیزیکی با استفاده از لباس کردند.«توانخواه مذکور به دلیل نوع معلولیت و اختلال رفتاری خیلی شدید، با وجود ارائه خدمات پزشکی و توانبخشی، به طور مستمر به خود و دیگران آسیب می‌رساند و خانواده نیز حاضر به نگهداری او نیست. این معلول هم اکنون در مرکز نگهداری می‌شود و با معاینه بدنی تخصصی صورت گرفته هیچگونه آسیب، کبودی و … در او ملاحظه نشده و از نظر جسمی سالم است.این گزارش حاکیست: به دلیل اهمیت و حساسیت موضوع، دادستان عمومی و انقلاب شهرستان اهواز به همراه هیاتی با حضور در مرکز ضمن بررسی وضعیت معلولان و نحوه مراقبت از آنها، پیگیری دقیق موضوع و برخورد قانونی با افراد خاطی احتمالی را صادر کرد و نشست کمیته نظارت بر مراکز غیر دولتی بهزیستی خوزستان در محل مرکز و سپس در بهزیستی استان برگزار شد.در این نشست مقرر شد ۲ نفر مراقب مذکور به دلیل نحوه مهار غیراصولی توانخواه توسط صاحب امتیاز مرکز اخراج و به مراجع قانونی برای تصمیم‌گیری معرفی، مسئول فنی مرکز به دلیل نبود نظارت کافی، تعلیق و صاحب امتیاز مرکز با حفظ سمت و تا انتخاب مسئول فنی جدید انجام وظیفه کند و نیز اخطار کتبی برای مرکز توسط کمیسیون نظارت بر مراکز غیردولتی بهزیستی خوزستان صادر شود.

بارندگی ، سیلاب و تغییر اقلیم

سازمان هواشناسی در هشدارهایی از بارش رگبار باران، رعدوبرق و احتمال سیلاب ناگهانی در برخی استان‌ها به ویژه در جنوب کشور خبر تا پایان هفته اول مرداد 1401 خبر داده است‌. تشدید فعالیت بارش‌های مونسونی در جنوب شرق و جنوب کشور و نفوذ و تشدید فعالیت سامانه بارشی در سواحل دریای مازندران ‌دلیل این هشدار‌هاست. در یک سال معمولی سه چهارم بارندگی ایران بین آذر و فروردین ماه می‌بارد. دو عامل برای تمرکز این بارندگی به گونه‌ای عمل می‌کند که می‌تواند منجر به سیل شود. اولاً، رشته کوه زاگرس که در جنوب غرب ایران و رشته کوه‌های البرز در شمال شرق قرار دارند، هر دو به عنوان سدی در برابر جریان هوا عمل می کنند و با انباشته شدن باران در سمت بادگیر در ارتفاعات‌، مرکز کشور را خشک نگه می‌دارند.

همچنین‌، ترکیبی از کاربری زمین و نوع خاک در دره‌ها موجب می‌شود که مقدار زیادی از بارندگی به سطح زمین نفوذ نکند و به سرعت روان می‌شود و منجر به سیلاب ناگهانی ‌شود. پیامدهای تغییر اقلیم در خاورمیانه و به ویژه ایران شدید است. ایران در دهه‌های آینده با افزایش حداقل 2.6 درجه سانتی‌گراد میانگین دما و کاهش 35 درصدی بارندگی مواجه خواهد شد. همچنین ایران با انتشار مجموع گازهای گلخانه‌ای نزدیک به 620 هزار‌ ‌میلیون تن CO2 اولین کشور مسئول تغییر اقلیم در خاورمیانه و هفتمین کشور در جهان است. سهم سطح بالای ایران در انتشار گازهای گلخانه‌ای به تولید قابل توجه نفت، گاز و شهرنشینی سریع مربوط است .
تغییر اقلیم بر دما و الگوهای بارندگی جهانی اثر می‌گذارد. این اثرها به نوبه خود بر شدت و در برخی موارد فراوانی رویدادهای شدید محیطی مانند سیلاب و خشکسالی، آتش سوزی جنگل‌ها، توفان‌ها، امواج گرما و توفان اثر می‌گذارد. میانگین دمای جهانی از دهه 1970 حداقل 0.4 درجه سانتیگراد‌ ‌افزایش یافته است و تا سال 2100 می‌تواند تا حدود 4 درجه سانتیگراد ‌بالاتر برود. ثابت نشده است که تغییر اقلیم مستقیماً باعث رویدادهای شدید محیطی می‌شود، اما شواهد نشان می‌دهد این رویدادها را مخرب‌تر می‌کند. ضمنا تعداد این رخداد‌ها نیز بیشتر می‌شود‌. این تغییر شدید به دلیل افزایش انتشار گازهای گلخانه‌ای است.
سیل پس از زلزله دومین مخاطره طبیعی رایج ایران است‌. در مرداد 1380، 247 نفر در استان گلستان بر اثر سیلاب با بازگشت‌ 200 ساله کشته شدند و سیل در 4 مرداد 1366 در منطقه گلابدره و تجریش در شمال تهران حدود 250 کشته برجای گذاشت. تغییر دمای آینده ایران را با استفاده از داده‌های اقلیمی مدل کرده‌اند و دریافته اند که میانگین دمای کشور تا پایان سده بیست و یکم حدود 2.5 درجه سانتی‌گراد در مقایسه با دوره پایه 1365-1385 افزایش می‌یابد. افزایش شدید دما در مرز ایران و عراق نیز پیش‌بینی می‌شود. شاخص‌های شدید دمایی اثرهای مهمی دارند. بیشتر مطالعات اخیر در مورد رویدادهای شدید بیشتر بر بارش شدید ، ناگهانی و کوتاه مدت متمرکز بوده است. بارندگی‌ها در سال‌های آبی جاری و 1399-1400 نسبت به سال آبی 1398-1399 حدود 40 درصد کاهش داشته است. در این دو سال آبی کشور سخت‌ترین شرایط بارش را در 50 سال گذشته تجربه کرده است. ایران با میزان بارندگی سالانه در حدود یک سوم میانگین جهانی در میان کشورهای خشک جهان قرار دارد. بیش از 200 شهر ایران، در بخش‌های البرز، آذربایجان، مناطق ایران مرکزی و جنوبی، دچار تنش آبی هستند. بر اساس اطلاعات مرکز ملی هشدار و پایش خشکسالی وابسته به سازمان هواشناسی کشور، خراسان جنوبی از کم باران‌ترین نواحی ایران طی دو سال گذشته است و هم نسبت به سال آبی 1398-1399 و هم در درازمدت با کمبود باران مواجه است.

میراث باستانی قره حسنلو ویلکیج را دریابیم

کارزاری با عنوان «میراث باستانی قره حسنلو ویلکیج را دریابیم» در وب‌سایت کارزار در جریان است. در متن این کارزار خطاب به وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، وزیر صنعت، معدن و تجارت و ریاست کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی آمده:«آثار و بناهای متعلق به دوره اشکانی در سراسر کشور عزیزمان، ایران، به ندرت پیدا می‌شود. محوطه باستانی قره حسنلوی منطقه ویلکیج، از توابع شهرستان نمین، گنجینه‌ای از دوران سلسله اشکانیان برای تاریخ و تمدن ایران و استان اردبیل است.متاسفانه زمین این محوطه باستانی به کاربری صنعتی تغییر داده شده و در اختیار شرکت سرمایه‌گذار قرار داده شده است. سوالی که برای فعالین مدنی و متخصصین مطرح شده، این است که آیا نمی‌توان این صنعت را در محلی دیگر احداث نمود و حتماً باید در نزدیکترین فاصله به این محوطه باستانی احداث گردد؟ محوطه‌ای که به اعتقاد کارشناسان باستان شناس، قابلیت ثبت جهانی دارد، اما با توجه به شرایط ثبت اثر، فعالیت‌های عمرانی اخیر در مجاورت این محوطه این احتمال را از بین می‌برد.» و در ادامه این کارزار گفته شده:«هدف ما لغو مجوز کارخانه یا مقابله با توسعه اقتصادی استان و یا ثروت‌آفرینی برای کشور عزیزمان نیست و ما مخالف کارآفرینی برای منطقه نیستیم، بلکه مخالف از بین رفتن این میراث عظیم و بی‌نظیر و محوطه آیینی دوره اشکانی به بهانه توسعه اقتصادی هستیم. بنابراین ما امضاکنندگان این کارزار تقاضا داریم در سریع‌ترین زمان ممکن:
– نسبت به ثبت ملی اثر اقدام گردد.
– دستور توقف هر گونه عملیات ساختمانی و عمرانی در حریم باستانی صادر و حریم قانونی و کارشناسی رعایت گردد.
– دستور عملیات ساخت سقف موقت، جهت محافظت محوطه در برابر نزولات جوی و تابش آفتاب، صادر گردد.
– نسبت به احداث سایت باستانی در محوطه و انتقال کشفیات به سایت اقدام عاجل انجام گیرد.
– زمین مناسب دیگری در فاصله مناسب از سایت باستانی به صنعت فولاد اختصاص داده شود.»
این کارزار از 30 تیر آغاز شده و تا 30 شهریور ادامه دارد.

خاک هیرکانی را می‌فروشند

«اروت» روستایی کوچک در حوالی دهستان چهاردانگه است که این روزها به واسطه برداشت خاک از آب‌بندان یا برکه روستا در صدر اخبار منابع طبیعی و محیط زیست کشور قرار گرفته است. خبرهای جسته و گریخته با تیترهایی مانند قاچاق خاک جنگل‌های هیرکانی، سوداگران به جان جنگل‌های هیرکانی افتاده‌اند و مانند آن همه جا به گوش می‌رسد. اما حقیقت آنچه در این برکه کوچک رخ می‌دهد، چیست؟

 

در مسیر دسترسی به «اروت» و برکه معروفش که اهالی بومی آن را «اُندون» می‌خوانند علاوه بر مناظر حیرت‌انگیز البرز شرقی، طبیعت بکر و پاکیزه خودش را نشان می‌دهد. از جاده اصلی کیاسر به سمت مسیر خاکی روستا که می‌پیچیم از هیچ زباله‌ای در حاشیه جاده خبری نیست. اینجا البرز دست نخورده مانده است. دور از دسترس بودن، گردشگران و تبعات آن یعنی زباله و تخریب را به اینجا نیاورده است. موضوعی که برخی اهالی آن را عامل حفظ روستا و گروه دیگر از آن به عنوان عامل عقب‌ماندگی یاد می‌‌‌کنند. درباره لایروبی و لایه‌برداری از خاک «اُندون» هم به همین ترتیب جامعه دیدگاه‌های مختلف است،‌ موافقان معتقدند برکه باید ساماندهی شود و مخالفان می‌گویند این توسعه را نمی‌خواهیم.

محمد احمدی نماینده پیمانکار: فکر می‌کنم بیشتر این جنجال ها از سوی شرکت رقیب انجام شده است. در فضای مجازی بارها به ما گفتند سودجو و سوداگر. اما ما اقدام غیر قانونی انجام نداده‌ایم. در حال حاضر را هم طرح را به این دلیل که به حکمیت سپردیم تعلیق کردیم

همان اول، جاده کشیدند
با داوود، رضا و وحید از اهالی روستا همراه می‌شویم. برکه که گویی از گذشته‌های دور در همکاری میان انسان و طبیعت به وجود آمده است ساز و کار پیچیده‌ای دارد و چونان یک اسفنج بزرگ عمل می‌کند. در مسیر برکه به جاده‌ای برمی‌خوریم که از سه سال پیش برای جابه‌جایی ادوات و ماشین آلات لایروب، در دل جنگل ایجاد شده است. گرچه ادعا می‌شود این جاده در گذشته زده شده اما هنوز سیم خاردار و پایه‌هایی که منطقه را محصور می‌کرد و برای ورودی جاده بریده شده، کمی آن سوتر از ورودی جاده افتاده است. تا رسیدن به برکه جای جای گودال‌هایی از گل است که اهالی آن را «خی استر» یعنی گودال هایی که خوک‌ها برای غلتیدن در گل از آن استفاده می‌کنند، می‌نامند. سطح برکه یا آب‌بندان شبیه بستری از اسفنج نرم است که جای جایش درختان بید مشک و توسکا روییده‌اند. با هر قدم که در بستر آ‌ب‌بندانی که این روزها آبش را برای انجام لایروبی تخلیه کرده‌اند بر می‌داری انگار فنری زیر پایت می‌خواهد تو را از هوا بلند کند، زیر پا خاک سفت نیست. بلکه سطحی سیاه رنگ، غنی از خاک، خاک برگ، ریشه گیاهان و جانوران خاک‌زیست دارد که به گفته کارشناسان غنایی مشابه کودهای موسوم به کمپوست را دارا است. اهالی معتقدند سنگ در این خاک ، سبز می‌شود و می‌روید. تراکم بالای پوشش گیاهی، خلاف آنچه از سوی موافقان اعلام شد خود موید حاصلخیزی این خاک است.
این بستر اسفنجی آب را مانند دالانی از حفره‌های کوچک به دام انداخته و نه فقط سفره آب زیرین خود را تامین می‌کند، بلکه محل تغذیه چشمه‌های پایین دستش نیز به شمار می‌رود. در واقع شبیه سدی پوشیده است که با کمترین تخریب و آلودگی آب را حفاظت می‌کند. در زمان بازدید ما از برکه، باران شدیدی می‌بارد، برکه این آب را از زیر زمین به سمت چشمه ها هدایت می‌کند و از بروز روان‌آب و سیل جلوگیری می‌کند.
داوود یکی از اهالی روستا و همراه ماست. او می‌گوید: آب‌بندان برای ما بسیار اهمیت دارد چرا که حیات روستای ما در گرو آن است. در گذشته که بارندگی و وضعیت آبی بهتر بود اهالی با آب همین برکه شالی‌کاری می‌کردند. حالا هم خدا را شکر کسی در روستا، مشکل آب ندارد. می‌گویند باید آب‌بندان را لایروبی کنیم. چرا باید یک موهبت خدا داده را دست‌ورزی و درختانش را قطع کنند یا پوشش گیاهی‌اش را از بین ببرند؟ می‌گویند اینجا نه درختی است و نه جانوری زندگی می‌کند. در حالی که ما از زمین‌های کشاورزی‌مان شاخ گوزن برمی‌داریم. همین گودال‌های خوک را می‌بینید این را هم انکار می‌کنند و می‌گویند در این منطقه چیزی نیست.
او ادامه می دهد: سه سال پیش آمدند و بخشی از برکه را تخریب کردند. این پوشش گیاهی و خاکی که بیشتر آب‌بندان را تشکیل داده است حدود 9 متر عمق دارد. جلویش را گرفتیم اما دوباره روز از نو و روزی از نو! می‌گویند توسعه را برایتان به ارمغان می‌آوریم اگر ما این توسعه را نخواهیم باید چه کسی را ببینم.
نه دکتر داریم نه جاده لااقل برکه‌مان را خراب نکنید
رضا یکی از جوان‌های روستا است. او هم ‌می‌گوید: ما در این روستا مشکلات زیادی داریم دولت به هیچ یک از آن ها رسیدگی نمی‌کند. کمتر از 10 کیلومتر مسافت روستا از جاده اصلی است اما خودتان که آمدید و دیدید این مسافت را چهل دقیقه طی می‌کنیم چون جاده خراب است. در روستا یک مدرسه ابتدایی داریم و بچه‌هایمان که بزرگ می‌شوند یا باید به مدرسه‌های شبانه‌روزی بروند یا ناچاریم به شهر مهاجرت کنیم. هیچ امکانات بهداشتی و درمانی نداریم. چند وقت قبل کسی را در روستا از دست دادم فقط به این دلیل تا رساندنش به بیمارستان زمان زیادی صرف شد. زن زائو در روستای ما اگر برایش اتفاقی بیفتد امکان سریع رساندنش به دکتر را نداریم. این همه مشکل و مسئله اما دولت فقط می‌خواهد برکه ما را لایروبی کند و برایش مجوز بهره‌برداری از خاک را صادر کرده است.
رضا خاطره‌ای از جوانی تعریف می‌کند که سه سال قبل جانش را از دست داد. او می‌گوید: لودرها را آورده، درخت‌ها را قطع کرده و جاده جدید ساخته بودند. هر روز کامیون کامیون خاک از روستا خارج می‌شد و اعتراض اهالی هم بی فایده بود. تا اینکه یکی از افراد یک بیل مکانیکی را آتش زد. مامور آمدند و آن جوان از ترس دستگیری به جنگل زد. در سرما سه روز و سه شب در جنگل ماند و عاقبت جسدش پیدا شد. اما هنوز هم دست‌بردار نیستند. هنوز هم اهالی را با مامور و پاسگاه تهدید می‌کنند.
حق با اهالی روستا است در زمان عکاسی ما از منطقه هم نگهبان‌های مستقر در کنار برکه، ما را با خبر کردن مامور تهدید کردند و بعد شروع به گرفتن فیلم و عکس از چهره‌های ما کردند. کار که از این حرف‌ها گذشت نوبت خبرکردن نگهبان تبر به دست رسید.

آب‌بندان برای ما بسیار اهمیت دارد چرا که حیات روستای ما در گرو آن است. در گذشته که بارندگی و وضعیت آبی بهتر بود اهالی با آب همین برکه شالی‌کاری می‌کردند. حالا هم خدارا شکر کسی در روستا، مشکل آب ندارد. می‌گویند باید آب‌بندان را لایروبی کنیم. چرا باید یک موهبت خدا داده را دست‌ورزی و درختانش را قطع کنند یا پوشش گیاهی‌اش را از بین ببرند؟

چطور از خواست لایروبی برکه توبه کنیم
پس از بازدید پرچالش از منطقه، میهمان خانه کربلایی حیدر شدیم. کربلایی بزرگ اروت است. کربلایی پس از چیدن سفره عصرانه می‌گوید: اندون از زمان پدران پدران ما بوده. برکه‌ای طبیعی که ما با لوله های سفالی از آن آب را به زمین‌هایمان می‌رساندیم. این لوله‌ها هم کار پدر پدر ما هم نیست خیلی قدیم‌تر از این حرف هاست. پدربزرگ من یادش نبود این‌ها را چه کسی و چه زمانی ساخته است. اینجا مردم با مشکلات زیادی زندگی می‌کنند. برای همین جاده من بارها رفتم و آمدم تا همین جاده خاکی را ساختند. اما کسی نمی‌آید کار دیگری برای این مردم انجام دهد.
کربلایی ادامه می‌دهد: می‌گویند خود مردم خواستند. کشاورزان خواستند. بیایید بپرسید چند نفر خواسته‌اند. عده‌ای هم که موافق بودند وقتی فهمیدند ماجرا این است که خاک ما را بردارند ببرند، مخالف شدند. طومار جمع و امضا کردند. شما می‌گویید سه سال قبل، چهار سال قبل گروهی از مردم می‌خواستند حالا نمی‌خواهند باید برای مسئولان توبه‌نامه امضا کنند؟ روزی که لودرها را آوردند نگفتند قرار است درخت‌ها قطع و در برکه کانال‌های عمیق حفر کنند. آنها درخت‌ها را قطع کرده و تا به برکه جاده جدید کشیدند اما جاده دسترسی به روستا را درست نکردند در کجای جهان این کار منصفانه است؟
کربلایی فکر می کند این حق مردم است که نخواهند از توسعه‌ای که دولت پیشنهاد می‌دهند استقبال کنند. او می‌گوید: نمی‌گذارند ما حرف بزنیم. دوران ارباب و رعیتی شده است. نمی توانیم برای خودمان تعیین تکلیف کنیم. به یک نفر امتیاز گاز می‌دهند به چند خانه این امتیاز را نمی‌دهند،‌ باز به دو خانه پایین ترش گاز می‌رسد. اینکه برنامه‌ریزی نیست. من دیگر مریض شده‌ام و راه رفتن برایم سخت است. ولی خواستم حتما شما را ببینم و بگویم این حرف‌های مرا به هر کجا می‌توانید برسانید. بگویید ما برکه‌مان را همین طور که هست می خواهیم کسی نمی‌تواند به آن دست بزند، درخت‌ها را قطع کند و خانه حیوانات را از بین ببرد.
دنبال توسعه روستا هستیم
دهیار روستا نظری متفاوت از اهالی دارد. او معتقد است لایروبی آب‌‌بندان به نفع روستاست و در نهایت به توسعه گردشگری در منطقه منجر می‌شود. سید رضا حمیدی می‌گوید: این کار را دولت برای توسعه و افزایش ظرفیت آب‌بندان مصوب کرده است و در آن هیچ اقدام غیر قانونی اتفاق نمی‌افتد. خود منابع طبیعی که الان اعلام می‌کند با این کار مخالف است چند سال قبل موافق بود.‌
سید رضا حمیدی ادامه می‌دهد: این همه جنجال برای اینکه کسی می‌خواهد خیری به منطقه برساند بی‌فایده است. من برای این ّاندان کتابچه طرح نوشته‌ام . می‌دانید اگر گردشگری در این منطقه توسعه پیدا کند چقدر در وضعیت اقتصادی مردم موثر خواهد بود؟ آدم‌هایی که با این طرح مخالفت می‌کنند به نفع خودشان فکر می‌کنند نه منفعت همه.
او این موضوع که بیشتر اهالی روستا با اجرای عملیات لایه‌برداری و خاکبرداری مخالفند و آن را طرحی خلاف حفظ محیط زندگی‌شان می‌دانند را رد می‌کند.
حالا میان موافقان و مخالفان طرح دعوا بر اثر این است که چرا دولت باید مجوز بهره‌برداری از خاک جنگل‌های البزر، آن هم منطقه‌ای که جز یکی از لکه‌های ثبت شده در پرونده ثبت جهانی هیرکانی است را صادر کند. مجوزی که از سوی سازمان صنعت، معدن و تجارت مازندران صادر شده است. درست در زمانی که ما در حال بازدید از روستا و برکه هستیم خودروی مدیرکل صمت مازندران در مسیر تهران تصادف می‌کند و امکان گفت‌و گو با او موقتا سلب می‌شود. با این همه ، حسینقلی قوانلو، دبیرکل سابق که مجوز در زمان مدیریت او صادر شده با تاکید بر اینکه دو ماه است بازنشسته شده و دیگر مسئولیتی ندارد در خصوص این مجوز به ما می‌گوید: از آنجایی که خاک آب‌بندان‌ها به عنوان ماده معدنی در نظر گرفته می‌شود این مجوز را سازمان صمت صادر می‌کند. اما این به معنای دخالت مستقیم ما نیست. آب‌بندان یا در تولیت جهادکشاورزی است و یا در تولیت شرکت آب منطقه‌ای. هر یک از این دو دستگاه بسته به نیاز خود به ما اعلام می‌کنند که قرار است لایروبی یا خاک‌برداری از آب‌بندان انجام شود و سازمان صمت براساس این درخواست موظف به صدور مجوز است.
تا زمان تنظیم گزارش «پیام ما»، پاسخی از سوی شرکت آب منطقه‌ای مازندران داده نمی‌شود. اما بررسی‌های پیام ما نشان می‌دهد مراحل انجام مزایده برای واگذاری امتیاز بهره‌برداری از خاک این آب‌بندان، به شکل قانونی انجام شده است آنچه مورد انتقاد گروهی از کارشناسان است برگزاری مزایده بدون استعلام از منابع طبیعی و سازمان حفاظت محیط زیست برای در نظر گرفتن ملاحظات محیط زیستی است.
صادرات صحت ندارد فروش داخلی است
محمد احمدی نماینده پیمانکار اجرای این طرح هم در گفت‌وگو با «پیام ما» تاکید می‌کند که همه مجوزهای لازم را گرفته و هیچ اقدام غیرقانونی انجام نداده است. او می‌گوید: من فکر می‌کنم بیشتر این جنجال‌ها از سوی شرکت رقیب انجام شده است. در فضای مجازی بارها به ما گفتند سودجو و سوداگر. اما ما اقدام غیرقانونی انجام نداده‌ایم. در حال حاضر را هم طرح را به این دلیل که به حکمیت سپردیم تعلیق کردیم.
او ادامه می‌دهد: تاکنون بیش از بیست میلیارد تومان هزینه کرده‌ایم. ما کار غیرقانونی انجام نداده‌ایم پس چرا از موضع خود عقب بنشینیم.
نماینده پیمانکار در مورد شنیده‌هایی مبنی بر صادرات این خاک به کشورهای اروپایی می‌گوید: این موضوع صحت ندارد چرا که این امر غیرقانونی است و کسی اجازه خروج خاک از کشور را ندارد. این خاک برای فروش برداشت می‌شود و در صورت برداشت اگر این جنجال تمام شود به مصارف گلخانه‌ای و همین طور پرورش قارچ می‌رسد.
احمدی در خلال صحبت‌هایش تاکید می‌کند به این موضوع نگرشی یک جانبه شده و تا این لحظه رسانه‌ها صحبت‌های آنان را نشنیده یا سراغی از آنان نگرفته‌اند. او به نکته دیگری نیز اشاره می‌کند که بخشی از دلایل نگرانی فعالان محیط زیست است. او می گوید: در حقیقت آنچه ما از برکه برداشت می‌کنیم آن تصور معمول شما از خاک نیست. بلکه چیزی است مخلوط از بقایای جانوری و موجودات زنده‌ای که در برکه زندگی می‌کنند و پوشش گیاهی مانند برگ درختان است.
او در مورد درختان روییده بر بستر منحصر به فرد این مخزن نگهداری آب می‌گوید: آب برکه تخلیه شده و درختان روییده‌اند و با آبگیری دوباره از بین می‌روند. درست است ما به به درآمد و سرمایه‌مان فکر می‌کنیم اما این ایده هم در باره ما اشتباه است که به فکر طبیعت‌مان نیستیم. پیمانکار با اینکه وظیفه‌ای نداشت به محلی‌ها گفت برای توسعه اینجا اقدامی انجام خواهم داد اما این همه هجمه و ماجرا، نتیجه آن است.
هیچ یک از دستگاه‌های متولی پاسخ روشنی نمی‌دهند. به نظر می‌رسد مجوز اولیه در یک عدم هماهنگی، یا براساس باور به بدون اشکال بودن این عملیات صادر شده است اما تاکنون دو بار به حالت تعلیق درآمده است. گرچه پیمانکار می‌گوید تا کنون هیچ مجوزی برای صادرات گرفته نشده اما برداشت به قصد فروش را هم تایید می‌کند که از دیدگاه اقتصادی طبیعی به نظر می‌رسد. آنچه غیر‌طبیعی است اینکه شرکت آب منطقه‌ای چگونه در محدوده‌ای در لکه ثبت جهانی که نه فقط ضوابط ملی که قوانین حفاظت بین‌المللی بر آن حاکم است مجوز بهره برداری صادر کرده است و سازمان‌های منابع طبیعی و حفاظت محیط زیست از سال نود و هشت تا کنون در برابر آن سکوت کرده‌اند؟ حالا کار به جایی رسیده است که یک طرف ماجرا باید بازی را ببازد یا پیمانکار یا مردم محلی؟ آیا دولت می‌تواند راهی بینابین برای این مناقشه پیدا کند؟

تفاهم‌نامه‌ای برای نجات میراث

خشکسالی فقط به جان اکوسیستم‌ها و طبیعت ایران نیفتاده است. برداشت بی‌رویه آب از سفره‌های زیرزمینی و خالی شدن آنها موجب فرونشست‌های خطرناک شده که آثار تاریخی و تمدنی ما را دیر یا زود می‌بلعد. در این گزارش به بررسی این آثار پرداخته شده است.

 

افزایش میانگین دمای هوا‏ و تبخیر آب، خشک شدن روخانه‌ها و تالاب‌ها و تبدیل آن‌ها به منابع ریزگرد‏ و از سوی دیگر کاهش قابل توجه سفره‌های آب زیرزمینی و بروز فاجعه‌ای به نام زلزله خاموش یا فرونشست‏، اهمیت اقلیم و حفظ آن را بیش از هر دوره دیگری کرده‎، اما درگیر و دار تذکرهای متعدد درباره خشکسالی و انتشار آماری چون تاثیرپذیری 18استان از فرونشست، 26استان از ریزگرد و خشکسالی شدید در 5استان‏، گذشته و آینده میراث فرهنگی و آثار تاریخی فراموش شده‌اند‎. به اذعان مسئولان با وجود خطرپذیری بالا، تنها بررسی علمی و کارشناسی در این زمینه، درباره 3پهنه در معرض خطر شدید از فرونشست است. با وجود این، مدیر بخش زلزله و خطرپذیری مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی به عنوان مسئول این مطالعات، از امضای تفاهم‌نامه‌ای با پژوهشگاه میراث‌فرهنگی و گردشگری خبر می‌دهد که 1ماه پیش با هدف محافظت از آثار فرهنگی و تاریخی در مقابل فرونشست امضا شده است.

بیت‌اللهی می‌گوید این کار با امضای تفاهم‌نامه با پژوهشگاه میراث‌فرهنگی و گردشگری آغاز شده تا اولویت‌بندی‌ها بر اساس خطر فرونشست و ارزش بناها تعیین شود، اما همه این‌ کارها بدون اعتبار در حد حرف باقی می‌ماند

یک گام به جلو
گرچه مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی تحقیقات مستقلی درباره تاثیر خشکسالی و فرونشست بر بناهای تاریخی انجام نداده،‌ اما مدیر بخش زلزله و خطرپذیری مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی در گفت‌وگو با خبرنگار ما از مطالعاتی خبر می‌دهد که قرارگیری 3محوطه تخت‌جمشید، نقش رستم و مجموعه آثار تاریخی شهر اصفهان در محدوده فرونشست، شکاف‌ها و ترک‌های اطراف و تهدیدها بررسی کرده است.
آنچه علی بیت‌اللهی می‌گوید انتظاری است که کارشناسان و فعالان حوزه میراث فرهنگی از وزارت میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری دارند: وزارتخانه باید این حساسیت را در مقابل صیانت از آثار تاریخی و سابقه فرهنگی کشور در مقابل فرونشست داشته باشد و اعتباری برای این کار اختصاص دهد. هشدارهای جدی درباره فرونشست از 3سال پیش و با انتشار گزارش‌های مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی مطرح شد و حالا این نهاد، نقشه کاملی از زون‌های فرونشست و شدت و ضعف آن در مناطق مختلف در اختیار دارد و وزارتخانه فقط باید موقعیت المان‌ها و نمادهای فرهنگی و تاریخی را روی نقشه فرونشست تطبیق دهد.
البته آن‌طور که بیت‌اللهی می‌گوید این کار با امضای تفاهم‌نامه با پژوهشگاه میراث‌فرهنگی و گردشگری آغاز شده تا اولویت‌بندی‌ها بر اساس خطر فرونشست و ارزش بناها تعیین شود، اما همه این‌ کارها بدون اعتبار در حد حرف باقی می‌ماند. به گفته او، با توجه به روند خشکسالی و افزایش خطر فرونشست، شاید بتوان ساختمان‌ها را مقاوم‌سازی یا تعمیر کرد و زیرساخت‌ها را مجدد ساخت، اما میراث فرهنگی به دلیل شرایط خاص و منتسب به گذشته بودن اهمیت دارند و هرگونه تخریب، دخل و تصرف و بازسازی یا مقام‌سازی‌ ارزش تاریخی‌شان را از بین می‌برد. بیت‌اللهی معتقد است بناهای تاریخی به دلیل قدمت بالا، اسکلت‌دار نیستند و عمدتا با مصالح بسیار قدیمی ساخته شده‌اند و اگر در اثر نشست دچار ترک‌خوردگی و شکستگی شوند ترمیم آن‌ها به هیچ وجه امکان‌پذیر نیست و اگر هم بشود ارزش خود را از دست می‌دهد.
زاینده‌رود خشک و شکاف در پل‌ها
اصفهان، کلانشهر تاریخی و گردشگری ایران و یکی از‌ قطب‌های گردشگری در فلات مرکزی به عنوان یکی از پهنه‌های در معرض خطر شدید،‏ از 2 دهه پیش تا امروز با خشکسالی دست به گریبان است‎ و زندگی مردم‏، کشاورزی و گردشگری آن از این پدیده اقلیمی تاثیر گرفته. اما تاثیر خشکسالی بر میراث فرهنگی و تاریخی اصفهان‏، موضوعی است که به ویژه در سال‌های اخیر از سوی کارشناسان مختلف مطرح شده که به طور کلی می‌توان این تاثیر را به 2بخش آثار فرونشست و همچنین آثار باز و بسته شدن مداوم آب رودخانه تقسیم کرد. در بخش اول باید گفت اصفهان نخستین کلان‌شهری بود که فرونشست در آن به مناطق شهری نفوذ پیدا کرد و 18.5سانتی‌متر در سال نرخ بیشینه فرونشست آن در مناطق شهری است. در این شرایط همه مستحدثات از ساختمان‌های مسکونی گرفته تا زیرساخت‌ها و آثار باستانی در معرض خطر قرار دارند. در بخش دوم اما ماجرا بیش از هر چیز به پل‌های تاریخی روی زاینده‌رود مربوط می‌شود. در مجموع 12پل مهم روی این رود وجود دارد که از این تعداد، 6پل به عنوان پل‌های تاریخی با پایه‌های قدرتمند از سنگ و ساروج آبدوست ساخته شده‌اند که برای ادامه حیات و حفظ استحکام خود به طور دائمی به آب نیاز دارند و خشکی طولانی‌مدت، نوسانات و قطع و وصل مکرر آب رودخانه به آن‌ها آسیب وارد می‌کند. مدیر امور فرهنگی و ارتباطات اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی اصفهان این موضوع را تایید می‌کند و توضیح می‌دهد که حیات اجتماعی و فرهنگی این شهر به صورت مستقیم به زاینده‌رود گره خورده است: طی دهه‌های اخیر تغذیه آب در سرمنشا زاینده‌رود کاهش و بهره‌برداران از آب این رودخانه افزایش یافته‌ که این اتفاق در کنار خشکسالی موجب خشکی 150کیلومتر از مسیر 370کیلومتری زاینده‌رود در بیشتر روزهای سال، افزایش بهره‌برداری از آب‌های زیرزمینی برای جبران خشکی زاینده‌رود، کاهش سطح این آب‌ها و در نتیجه پیشروی فرونشست به ویژه در 2-3سال اخیر شده است. سفر اخیر رئیس‌جمهوری به اصفهان (خردادماه) بهانه‌ای شد تا به گفته شهرام امیری، خطرات فرونشست بر حیات مردم اصفهان و همچنین میراث فرهنگی عظیم آن گوشزد شود؛ اتفاقی که در نهایت به تشکیل یک کارگروه منجر شد. کارگروه با همکاری اداره کل بحران، راه و شهرسازی و شهرداری اصفهان خطرات فرونشست در بناهای تاریخی را بررسی خواهد کرد و قرار است از اواخر همین ماه، دستگا‌ه‌هایی در بناهای حساس و بیشتر در معرض خطر نصب شود تا هر گونه تحول آن‌ها را سریع گزارش دهد. مسئولان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی اصفهان و کارشناسان اما هم‌چنان معتقدند چاره ماجرا در اصفهان، جاری بودن آب در زاینده‌رود است.
فرونشست، بیخ گوش میراث جهانی فارس
فارس اما نسبت به اصفهان هم شرایط بدتری را تجربه می‌کند. علاوه بر اینکه خشکسالی ۴۰۰روستا و ۱۴شهر فارس را با تنش آبی مواجه کرده و 4 تالاب از مجموعه 11 تالاب این استان را در فهرست کنوانسیون رامسر قرار داده، اما فرونشست و فروچاله‌های عمیق زنگ‌خطری بیخ گوش آثار باستانی آن است. فرونشست در این استان در دشت فسا تا جهرم به ۵۴سانتی‌متر در سال رسیده که ۱۴۰برابر حد بحران جهانی است. فارس با ۲اثر ثبت ملی شده تا سال ۱۴۰۰، 30 درصد از آثار تاریخی و 10 درصد از آثار ثبت ملی شده را در خود جای داده و میزبان آثار جهانی مهمی چون تخت جمشید، پاسارگاد، باغ ارم، شهر تاریخی بیشاپور، تنگ چوگان، غار و مجسمه شاپور، کاخ ساسانی سروستان، قلعه دختر، کاخ اردشیر و شهر تاریخی گور و نقش برجسته‌های تنگاب است؛ آثاری که بخش زیادی از آن‌ها تحت‌تاثیر فرونشست در معرض خطر دارند،‌ اما این خطر در سال‌های گذشته بیش از همه درباره تخت‌جمشید، نقش رستم و مجموعه پاسارگاد گوشزد شده است.
فروردین امسال بود که پایگاه میراث جهانی تخت‌جمشید ـ پرسپولیس با انتشار عکسی قدیمی از این اثر باستانی، نسبت به خشکسالی و بی‌آبی در کشور هشدار داد. حمید فدایی، مدیر پایگاه میراث جهانی تخت‌ جمشید هم پیش از این یادآور شده بود که در کنار خشکسالی، مدیریت نشدن منابع آبی و حفر چاه‌های غیرمجاز در نقاط مختلف به ویژه در دشت مرودشت و محدوده سایت تخت‌جمشید و نقش رستم، از عوامل مهم مؤثر بر وقوع پدیده فرونشست بوده است. آخرین مطالعات در استان فارس نیز نشان می‌دهد فرونشست مرودشت مجموعه تاریخی نقش رستم را تحت‌تاثیر قرار داده و تا ۳۰۰متری سازه تخت‌جمشید ادامه پیدا کرده است. دانشگاه شیراز هشدار داده در صورتی که جلوی این روند گرفته نشود در محوطه تخت‌جمشید فروچاله رخ خواهد داد. در همه سال‌های گذشته ممنوعیت کشت برنج در دشت‌های اطراف و کاهش برداشت آب از چاه‌ها به عنوان مهم‌ترین راهکارها برای مقابله با این اتفاق مطرح شده بود. به گفته عزت‌الله رئیسی اردکانی، استاد دانشگاه شیراز و پدر علم هیدرولوژی آب‌های زیرزمینی، یکی از راهکارهای اساسی برای پیشگیری فروچاله ها حفر نشدن چاه آب جدید است، زیرا وجود هر چاهی، احتمال وقوع فروچاله را بیشتر می‌کند.
این در شرایطی است که آمارها نشان می‌دهد برداشت آب‌های عمیق در فارس حتی تا 300متر هم پیش رفته.
فراتر از فرونشست
گرچه بیشترین آثار خشکسالی بر میراث فرهنگی را می‌توان مربوط به فرونشست و تبعات آن دانست، اما بروز ریزگرد و توفان‌های شن در جنوب شرقی کشور که بعد از کاهش بارندگی، اختصاص نیافتن حقابه هیرمند و خشکی دریاچه هامون دامان سیستان‌وبلوچستان، کرمان، خراسان جنوبی و یزد را گرفته است، هم بخش دیگری از این سرنوشت است. مدیر پایگاه میراث فرهنگی کوه خواجه زابل، اوشیدا یاکوه رستم که در افسانه‌ها آن را زادگاه رستم می‌دانند و تنها عارضه طبیعی دشت سیستان محسوب می‌َشود، سال 85 درباره فرسایش این اثر در نتیجه خشکسالی و وزش توفان شن صحبت کرده بود. طبق پیش‌بینی‌ها، بارش‌های سیل‌آسا و رگباری سال گذشته موجب شد آب به طبقات پایینی کوه فرسوده شده نفوذ کند و موجب ترک‌خوردن و ریزش کاهگل قسمت‌هایی از فضاهای معماری شود. اثر سازه‌های آبی شوشتر در خوزستان هم نوع دیگری از این بحران را تجربه می‌کند به طوری که در سال‌های گذشته علاوه بر همه آسیب‌های موجود درباره تامین نشدن آب مناسب، عبور فاضلاب‌های اسیدی از کارون و لایروبی نشدن رودخانه، کاهش سطح آب و افزایش نمک و املاح هشدارهایی داده بود.
قدمت سازه‌های آبی شوشتر به دوره ساسانیان برمی‌گردد که حدود 40 آسیاب آبی در این سازه فعال بود، اما تعداد زیادی از آنها در گذر سال‌ها تخریب شده است. یونسکو برای سازه‌های آبی شوشتر، حق‌آبه در نظر گرفته و وزارت نیرو موظف است به این حق آبه، جامه عمل بپوشاند اما متاسفانه به دلیل کمبود آب عملا آسیاب‌ها کار نمی‌کنند. هشدارهای زیادی هم درباره اثر خشکسالی و ایجاد ترک در مجموعه‌های تاریخی شهر کرمان از جمله بازار و مجموعه گنجعلی‌خان داده شده بود که البته فریدون فعالی، مدیر کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی آن را تایید نمی‌کند، اما می‌گوید این خطر درباره باغ‌های تاریخی استان وجود دارد که بررسی آن‌ها از سوی کارشناسان در دست انجام است.
طبق آمار، یزد هم یکی از استان‌هایی است که در میان محدوده‌های واقع بر پهنه‌های با خطر بالای فرونشست زمین قرار گرفته و برداشت بی‌رویه آب از سفره‌های آب زیرزمینی، چاه‌ها و قنوات، اضافه برداشت، حفر چاه‌های غیرمجاز و افت سطح سفره‌های آب زیرزمینی افت موجب شده خطر فرونشست به شهر جهانی و بافت تاریخی یزد برسد و به گفته محمدصالح جوکار، نماینده یزد آثار باستانی و تاریخی این شهر را در آستانه تخریب قرار دهد.
بودجه‌ای برای مطالعه نداریم
با همه نگرانی‌هایی که از تبعات خشکسالی و کاهش بارندگی در میان دوستداران میراث فرهنگی وجود دارد، اما آن‌طور که معاون پژوهشی پژوهشگاه میراث‌فرهنگی و گردشگری اظهار می‌کند هیچ مطالعات دقیق و کارشناسی در این باره انجام نشده است و فعلا بودجه‌ای برای این کار نداریم. علیرضا انیسی توضیح می‌دهد که قرار است اعتباری در این زمینه اختصاص یابد تا ساز و کار مطالعات را تدوین و کار را شروع کنیم.

به سال‌های آلوده برنمی‌گردیم

|پیام ما| زمزمه‌های بازگشت بنزین پتروشیمی خیلی‌ها را یاد آن سال‌های آلوده و سرطانی انداخته است. 1389 تا 1392، کسری تولید بنزین و ورود بنزین پتروشیمی به چرخه سوخت. آن زمان جلیل سالاری، مدیرعامل شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده‌های نفتی ایران بود. اکنون هشت سال گذشته و سالاری بار دیگر مدیرعامل شرکت ملی پالایش و پخش کشور شده است. او چند روز پیش در نشستی خبری افت تولید بنزین به 70 میلیون لیتر در روز را تکذیب و رقم تولید را «بین 94 تا 104 میلیون لیتر» عنوان کرد. درباره صادرات بنزین هم گفت: «در ماه‌های اول سال، صادرات داشتیم، اکنون بیشتر به دنبال تامین نیاز داخل و ذخیره‌سازی هستیم، اما در همین هفته گازوئیل و بعضی از فرآورده‌ها را صادر کرده‌ایم.» همین ابهام درباره میزان تولید بنزین، وضعیت صادرات آن و ضرورت احتمالی واردات آن هم در شرایط تحریم فعالان حوزه انرژی و حالا محیط زیستی‌ها را یاد آن سال‌های سخت انداخته است.

 

سالاری گفته است: «تولید بنزین بر مبنای تعداد پالایشگاه‌هایی که در بخش عملیات هستند و دوره تعمیرات، ممکن است دچار نوسان‌هایی شود، اما اینکه گفته شود تولید بنزین به‌۷۰ یا ۸۰‌میلیون لیتر رسیده است صحت ندارد، ما در برخی موارد به تولید ۹۴، ۹۷، ۱۰۰ تا ۱۰۴ میلیون لیتر بنزین هم رسیدیم.» او به نگرانی‌ها پاسخ داده و گفته که دریافت «ریفورمیت» از پتروشیمی‌ها توسط پالایشگاه‌ها به معنای تولید بنزین پتروشیمی نیست؛ برنامه‌ای برای تولید بنزین پتروشیمی نداریم. ریفورمیت همان عنصری است که باعث نگرانی‌ها شده. وبسایت فراز نوشته است که «ریفورمیت پتروشیمی در پالایشگاه‌های بنزین یعنی تولید بنزین با آروماتیک بالای پنجاه درصد و بنزن ده درصد». نگرانی‌ها بالا گرفته و آمار بیماری سرطان در سال‌های 89 تا 92 در حال مرور دوباره است. واکنش سازمان محیط زیست به این خبرها اما چیزی جز این نگرانی‌هاست. آنها می‌گویند بازگشت به گذشته امکان ندارد.

سرپرست مرکز ملی هوا و تغییر اقلیم: نمونه‌برداری‌هایی انجام‌شده از سوخت عرضه شده در دفتر پایش سازمان محیط زیست و همینطور سازمان استاندارد انجام می‌شود، چنین روندی را نشان نمی‌دهد. البته در بنزین معمولی میزان بنزن و سولفور بالاتر است اما در حال حاضر حداکثر 40 میلیون لیتر بنزین یورو 4 و 5 و 37 میلیون لیتر گازوئیل در کلانشهرها و محورهای مواصلاتی کشور توزیع می‌شود و آنچه اکنون توزیع می‌شود بنزین پتروشیمی نیست

داریوش گل‌علیزاده، سرپرست مرکز ملی هوا و تغییر اقلیم در سازمان حفاظت محیط زیست به پیگیری «پیام ما» درباره بازگشت دوباره به آلودگی‌های هشت سال پیش اینطور پاسخ می‌دهد: «نمونه‌برداری‌هایی انجام‌شده از سوخت عرضه شده در دفتر پایش سازمان محیط زیست و همینطور سازمان استاندارد انجام می‌شود، چنین روندی را نشان نمی‌دهد. البته در بنزین معمولی میزان بنزن و سولفور بالاتر است اما در حال حاضر حداکثر 40 میلیون لیتر بنزین یورو 4 و 5 و 37 میلیون لیتر گازوئیل در کلانشهرها و محورهای مواصلاتی کشور توزیع می‌شود و آنچه اکنون توزیع می‌شود بنزین پتروشیمی نیست. الان هم صادرات بنزین داریم و مشکلی نیست. با همه اینها پیش‌بینی‌شان این است اگر با همین روند مصرف ادامه یابد شاید به واردات بنزین نیاز پیدا کنیم. بنابراین موضوع اصلا بازگشت بنزین پتروشیمی نیست. » او همچنین می‌گوید که خبرهای منتشر شده درباره بنزین پتروشیمی را دنبال کرده و رئیس سازمان محیط زیست از مدیران مجموعه‌اش خواسته پیگیر ماجرا باشند و پاسخی فنی بدهند.
قانون مخالف است، ما هم مخالفیم
در صورت بازگشت بازگشت به بنزین پتروشیمی و آلودگی‌های گذشته موضع سازمان چیست؟ گل‌علیزاده می‌گوید قانون نمی‌گذارد این اتفاق بیفتد. «در قانون هوای پاک تکالیفی متوجه وزارت نفت شده است و بر اساس قوانینی که الان داریم تمام اقدامات و برنامه‌ها باید در راستای کاهش آلودگی هوا و کنترل منابع آلاینده باشد. پس دوباره به عقب برنمی‌گردیم و این اتفاق نمی‌افتد.»
او ادامه می‌دهد: «وزارت نفت اعلام کرده که اگر بخواهد بنزینش را ارتقا دهد و توزیع سراسری بنزین و نفت و گاز منطبق با یورو 4 و 5 داشته باشد، به اعتبار و زمان احتیاج دارد تا در بازه چهار، پنج‌ساله بتواند به توزیع سراسری کشور باشد. در حال حاضر طبق اعلام وزارت نفت برنامه‌ فعلی این وزارتخانه در راستای ارتقای توزیع پالایشگاه‌های کشور است. ولی همه اینها به شرایط کشور بستگی دارد. هرچند خسارتی که دولت با آلودگی هوا متحمل می‌شود آنقدر چشمگیر است که به سمت سوخت نامرغوب نرویم. ضمن اینکه در کل باید در راستای کاهش مصرف سوخت‌های فسیلی حرکت کنیم. چه در نیروگاه‌ها و چه در مصرف سوخت در خودروها و کارخانجات باید به این سمت برویم چون در حال حاضر پایه تولید انرژی در کشور بر اساس مصرف سوخت‌های فسیلی است.»
اینطور که گل‌علیزاده می‌گوید اکنون 97 درصد انرژی که در کشور تولید می‌شود بر مبنای احتراق سوخت فسیلی است و حتی اگر همه مصرف‌کنندگان به اندازه میزان مجازی که سازمان تعیین کرده از سوخت فسیلی استفاده کنند، باز هم اثرات تجمیعی آلودگی افزایش می‌یابد. «در کلان‌شهری مثل تهران که این همه ماشین تردد می‌کند، حتی اگر همه خودرو‌ها و بنزین استاندارد باشد، اثرات تجمعی این انتشار در شرایط وارونگی دما منجر به ایجاد آلودگی هوا خواهد شد. اما کشور باید هم به سمت خودروهای هیبریدی و برقی و موتورسیکلت‌های برقی برود و هم به سمت توسعه نیروگاه‌های انرژی تجدیدپذیر.» سرپرست مرکز ملی هوا و تغییر اقلیم در ادامه می‌گوید: «طبق برنامه‌ای که وزارت نیرو داده، طی دو سه سال آینده حدود 10 هزار مگاوات گفته‌اند به ظرفیت انرژی کشور از انرژی تجدیدپذیر اضافه می‌کنیم. یعنی مکلف شده تا پایان امسال 1500 مگاوات، سال بعد 4000 مگاوات و سال بعد از آن 4500 مگاوات تولید انرژی تجدیدپذیر تولید کند. این در حالی است که همین حالا نیروگاه‌های حرارتی ما حدود 65 هزار مگاوات ظرفیت تولیدشان است و در حال مصرف سوخت فسیلی هستند و اگر بخواهیم آلودگی را کاهش دهیم باید به سمت انرژی‌های تجدیدپذیر برویم.» حرف آخر او این است: «سازمان حفاظت محیط زیست با بنزین پتروشیمی مخالف است و قانون هم همینطور. حتی در سیاست‌های ابلاغی رهبری در حوزه محیط زیست که 94 ابلاغ شد پیشگیری از آلودگی هوا دیده شد و چشم انداز ما همین است و خارج از این سیاست برنامه‌ریزی نمی‌کنیم.»

مدیرعامل شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده‌های نفتی به نگرانی‌ها پاسخ داده و گفته که «دریافت «ریفورمیت» از پتروشیمی‌ها توسط پالایشگاه‌ها به معنای تولید بنزین پتروشیمی نیست؛ برنامه‌ای برای تولید بنزین پتروشیمی نداریم». ریفورمیت همان عنصری است که باعث نگرانی‌ها شده. وبسایت فراز نوشته است که ریفورمیت پتروشیمی در پالایشگاه‌های بنزین یعنی تولید بنزین با آروماتیک بالای پنجاه درصد و بنزن ده درصد

تهران آلوده‌ترین شهر شد
دیروز، دوشنبه، سوم مرداد، تهران دومین شهر آلوده جهان شد. این رتبه را چندی پیش هم از آن خود کرده بود و دیروز در ساعات عصر با وزش باد، به رتبه دهمین شهر آلوده جهان سقوط کرد. سایت جهانی بررسی آلودگی هوا (IQAir) که تهران را با شاخص 156 دومین شهر آلوده زمین خواند البته داده‌ای از غبار برخاسته در خوزستان و سیستان‌وبلوچستان که همزمان با تهران وضعیت خطرناک را تجربه می‌کردند ثبت نکرده بود. با این همه سوال اینجاست که آلودگی دیروز تهران ناشی از چه بود. سرپرست مرکز ملی هوا و تغییر اقلیم می‌گوید ناشی از آلودگی معدنی بوده، نه صنعتی. گفته‌های او نشان می‌دهد بخشی از آلودگی دیروز این شهر غبار کانون‌های خارجی بوده است.
«در سال‌هایی که بنزین پتروشیمی مصرف می‌شد با آلودگی هوای غیرمنتظره‌ای مواجه شدیم اما اکنون مشکل اصلا این نیست. روز دوشنبه آلودگی و ثبت رکورد ناشی از گرد و غبار و ذرات معلق بود. ذرات معلق در زمستان از جنس دوده‌ و ترکیباتی عالی ناشی از احتراق سوخت‌های فسیلی در خودروها و کارخانجات و موتورخانه‌های منازل است. اما در سه سال اخیر در تابستان بنزن یکی از شاخص‌های آلودگی تهران بوده که ناشی از افزایش میزان ناکس و ترکیبات عالی فرار است که در صورت تابش خورشید، آلاینده ثانویه ازن را تشکیل می‌دهد. اما گردوغبار دیروز بخشی ناشی از کانون‌های داخلی و بخشی دیگر ناشی از کانون‌های فرامرزی در کشورهای عراق، سوریه و اردن و . .. بود که به صورت توفان گردوغبار نیمه غربی کشور را متاثر می‌کند و گاه تا شمال کشور می‌رسد.»

هشدار سیل به ساکنان جنوب

پیام ما | «مونسون» هر سال تابستان می‌آید، بدون حتی یکبار غیبت هر سال می‌آید ولی گویا بسیاری فراموش کردند که «مونسون» چقدر بی‌رحمانه در تابستان می‌تازد. «سیل» همراه همیشگی «مونسون» است و فراموشی این پدیده سبب شد تا امسال شاهد قربانی شدن ۲۲ نفر در سیل ناشی از آن در «استهبان» شویم.

 

سه‌روز پس از سیل رودبال استهبان مدیرعامل جمعیت هلال‌احمر استان فارس از پایان عملیات جستجو برای آخرین قربانی این سیل خبر داد. این در حالی است که در همین حال جیرفت در جنوب استان کرمان و جنوب سیستان و بلوچستان نیز گرفتار سیل شده است. «احمد بلندنظر» سرپرست فرمانداری جیرفت گفته است : راه‌های روستایی زمین حسین و به‌بحرآسمان در حوزه ساردوئیه به دلیل سیلاب شب گذشته هنوز مسدودند.
پدیده مونسون در تابستان بر روی اقیانوس هند تشکیل می‌شود که بارش های شدید به دنبال دارد و اثرات آن علاوه بر جنوب استان سیستان و بلوچستان در کرمان و فارس هم دیده می‌شود. در همین حال عمان و یمن هم این روزها گرفتار سیل‌های ناشی از مونسون است.
مردمان مناطق جنوبی سیستان و بلوچستان و کرمان معتقدند منافع سیل بسیار بیشتر از ویرانی‌های آن است اما نکته اینجاست که ما فراموش می‌کنیم این ما هستیم که باید با قوانین طبیعت خودمان تطبیق دهیم نه برعکس آن.

مدیرکل هواشناسی استان کرمان: سامانه‌های مونسون از هند در حال نزدیک شدن به کشور است و استان کرمان بارش‌های خوبی طی این سامانه خواهد داشت

پایان عملیات تجسس
حسین درویشی مدیرعامل جمعیت هلال احمر استان فارس اعلام کرد: بخشی از پیکر آخرین مفقودی سیل استهبان که دختربچه‌ای یک ساله است، توسط تیم های جستجو و نجات پیدا شد. این در حالی بود که تا روز یکشنبه جسد ۲۱ نفر کشف شد و تلاش برای یافتن اثری از دختربچه یک ساله ادامه یافت.
مدیرعامل جمعیت هلال احمر استان فارس همچنین به ایرنا گفت: حوالی ساعت ۹:۳۰ صبح دوشنبه سوم تیرماه و پس از ۷۵ ساعت تلاش بی‌وقفه بخشی از پیکر آخرین مفقودی سیل استهبان پیدا شد و به این ترتیب پیکر هر ۲۲ تن مفقودی سیل روز جمعه منطقه رودبال استهبان تحویل شد.
جاده‌های بلوچستان تحت تأثیر سیل
سرهنگ احمد شیرانی رییس مرکز اطلاعات و کنترل ترافیک پلیس راهنمایی و رانندگی گفت: همچنین در جنوب استان سیستان و بلوچستان طغیان رودخانه سبب بسته شدن جاده ایرانشهر – مهرستان شده است. او درباره انسداد شریانی محورها اضافه کرد: محور ریگان-ایرانشهر تنها محوری است که به صورت شریانی مسدود است.
در همین حال علیرضا شهرکی مدیرکل دفتر مدیریت بحران استانداری سیستان و بلوچستان گفت: با توجه به فعالیت سامانه بارشی مونسون تمامی دستگاه های مسئول در مدیریت بحران در محل مستقر بوده تا در صورت بروز بحران در کمترین زمان ممکن امداد‌رسانی انجام شود.
شهرکی همچنین درباره بارندگی به ایرنا توضیح داد: از ابتدای تیرماه تاکنون بیشترین مقدار بارندگی مربوط به چاه کمال ۸۹ میلی‌متر، آپگاه نیکشهر ۱۱۸ میلی‌متر، ایرانشهر ۴۴ میلی‌متر و دهیرک ۱۲۳ میلی‌متر گزارش شده همچنین فعالیت سامانه بارشی نیز در این هفته شدیدتر خواهد شد.
شهرکی همچنین گفت: با توجه به پیش‌بینی فعالیت این سامانه بارشی در کشور افغانستان و احتمال جاری شدن روان آب در رودخانه هیرمند مقرر شد تا شرکت آب منطقه‌ای استان نسبت به پاکسازی و لایروبی مسیر جریان و هدایت حداکثری آب به چاه نیمه ها نیز اقدام کنند.
مونسون با بیشترین اثرگذاری در کرمان
محمد نکوآمال مدیرکل هواشناسی استان کرمان درباره تأثیرات پدیده مونسون بر این خطه گفت: سامانه های مونسون از هند در حال نزدیک شدن به کشور است و استان کرمان بارش های خوبی طی این سامانه خواهد داشت. این سامانه اکنون در کشور هند فعال است و روز سه شنبه هفته جاری می‌توانیم این بارش ها را به صورت ملموس‌تر در استان داشته باشیم.
مدیرکل هواشناسی استان کرمان ادامه داد: روز چهارشنبه سامانه مونسون در استان کرمان تقویت می شود و بارش ها و فعالیت این سامانه طی چند سال گذشته در استان بی‌سابقه خواهد بود.
او به مردم بافت و کهنوج هشدار داد و گفت: هسته مرکزی سامانه موسوم به مونسون شهرستان بافت و کهنوج را تحت تاثیر قرار خواهد داد و این شهرستان ها بارش‌های شدیدی را تجربه می‌کنند و به احتمال فراوان دچار خسارت می‌شوند.
در همین حال مدیرعامل شرکت آب منطقه‌ای استان کرمان نیز به ایرنا گفت: رودخانه زهکلوت ایستگاه باران سنجی نداشت به این علت که این رودخانه دایمی نبوده و احتمال سیلاب ضعیف بوده است.
علی رشیدی افزود: ایستگاه‌های مجاور این منطقه نیز یکی بارش یک میلیمتری و دیگری بارش پنج و نیم میلیمتری و سه ایستگاه این منطقه بارش صفر را نمایش دادند که آمار نشان می دهد بارش‌ها در این منطقه نقطه ای بوده و مناطق مختلف را درگیر نکرده است.
او یادآور شد: این رودخانه با دبی ۳۰ متر مکعب در ثانیه آب دارد و بسیار کوچک است و حجم کلی آب در این رودخانه طی سال گذشته نیم میلیون مترمکعب بوده، در حالی که ۵۷۰ میلیون مترمکعب آب به سد نسا وارد شده است.
رشیدی عنوان کرد: سد بافت، نسا و جیرفت امسال شاهد بارندگی خوبی خواهند بود اما طی سامانه جدید بارشی احتمالا فقط در سد بافت نیاز به مدیریت و تخلیه آب خواهیم داشت.
او با اشاره به احتمال جاری شدن سیلاب و ضرورت انجام اقدامات شرایط ویژه و خاص برای استان گفت: ضمن اطلاع رسانی ویژه در طول سامانه مونسون، تمام استان مشمول بارندگی می‌شود و باید در حالت آماده باش باشند.
مدیرعامل آب منطقه ای استان کرمان تصریح کرد: ضمن بازگشایی مسیر رودخانه‌ها به عشایر نیز اطلاع‌ دهیم که سیلاب وارد محل زندگیشان نشود.
لزوم هشدار جدی به مردم
مدیرعامل جمعیت هلال احمر استان کرمان نیز در این نشست با اشاره به سیل گذشته که آسمان آفتابی بود و هشدارهای زیادی دادیم گفت: افراد مناطق سیل خیر را تخلیه نکردند و حتی ۲ تن را سیل با خود برد.
رضافلاح افزود: باید آنقدر هشدارها زیاد و جدی باشد که مردم احساس ترس کنند تا اقدامات لازم را در برابر سیل انجام دهند.
او تاکید کرد: با ۱۵ سانتیمتر سیل تعادل خودرو از بین می‌رود، ۳۰ سانتیمتر آن را شناور می‌کند و آب ۶۰ سانتیمتری خودرو را با خود می‌برد و اتفاقی که در گلباف افتاد همین‌گونه بود.
فلاح افزود: سیل ریگان و کیسکان بافت به صورت کامل در ارتفاعات بود لذا باید تدابیر لازم در این مناطق اندیشیده شود.
توصیه‌هایی به جزآماده‌باش
در حالی که علاوه بر استان‌های سیستان و بلوچستان و کرمان استان‌ هرمزگان نیز برای مواجهه با مونسون و باران‌هایش به حال آماده‌باش درآمده سازمان هواشناسی توصیه‌هایی به ویژه برای کشاورزان و پرورش‌دهندگان ماهی داشته است. در توصیه این سازمان اقدام‌هایی که در ادامه می‌خوانید تأکید شده است :‌ باز کردن خروجی کرت‌های شالیزاری در مرحله رسیدن جهت جلوگیری از ماندابی شدن مزرعه، تسریع در برداشت شالیزارهای رسیده (ارقام زودرس) قبل از شروع بارندگی، کاهش غذادهی استخرهای پرورشی به نصف نرمال با توجه به ابری بودن و بارندگی، عدم آبیاری مزارع سویا و پنبه به دلیل وقوع بارندگی، زهکشی و پاکسازی مسیر آبیاری باغات و مزارع با توجه به بارش ها، عدم انجام آبیاری، محلول پاشی و سم پاشی با توجه به وقوع بارش‌ها بویژه در مزارع گندم استان اردبیل و مرکبات استان های شمالی، انجام آبیاری در خاک‌های شور بعد از وقوع باران به منظور آب‌شویی شوری از محیط ریشه، تسریع در انتقال محصولات برداشت شده به مکان‌های مسقف، کنترل دما و رطوبت انبارها با توجه به افزایش رطوبت، جهت جلوگیری از خسارت بیماری‌های قارچی، عدم استفاده از آب باران برای دام‌ها، جلوگیری از ورود آب گل‌آلود به استخرها با توجه به حجم بالای روان آب و سیلابی شدن رودخانه‌ها، تنظیم دریچه‌های ورودی و خروجی آب استخرها با توجه به رخداد بارندگی.