بایگانی مطالب نشریه
ماموریت به دریافت کننده 83 درصد بودجه
معاون اول رئیس جمهور در اظهاراتی عجیب از وزارت نیرو خواست باید ظرف دو هفته آینده اقدامات انجام شده و مصوبات ستاد احیای دریاچه ارومیه در سال گذشته را «آسیبشناسی» کند. این سخنان در حالی از سوی محمد مخبر بیان شده که وزارت نیرو یکی از دستگاههای اجرایی ذینفع در طرح احیای دریاچه ارومیه به شمار میرود که بر اساس مستندات منتشر شده از سوی ستاد احیا، تاکنون بیش از 83 درصد بودجه ستاد احیا را به طرحهای خود اختصاص داده است.
معاون اول رئیس دولت سیزدهم در نشست کارگروه نجات دریاچه ارومیه که با حضور وزیران نیرو و جهاد کشاورزی، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست، سخنگوی دولت، استانداران آذربایجان غربی و شرقی و مسئولان دستگاههای مربوطه برگزار شد، با تأکید بر اینکه احیای دریاچه ارومیه جزء طرحهای جدی و اساسی دولت سیزدهم است، تصریح کرد: احیای این دریاچه جز با فعال شدن و مشارکتمحوری مردم امکانپذیر نیست و باید تمام ظرفیتها برای آگاهسازی مردم بهکار گرفته شود. به گزارش ایرنا، محمد مخبر بر ضرورت تأمین اعتبارات لازم طرحهای نیمه تمام با پیشرفت فیزیکی بالای ۹۵ درصد در زمینه احیای دریاچه ارومیه تأکید کرد و گفت: وزارت نیرو باید ظرف دو هفته آینده یک آسیبشناسی جدی در خصوص وضعیت اقدامات انجام شده و مصوبات ستاد احیای دریاچه ارومیه در سال های گذشته انجام دهد. مخبر با اشاره به اشکالات موجود در برخی از طرحهای ساختاری انتقال آب به دریاچه ارومیه تصریح کرد: باید مشخص شود که به چه دلیل تکمیل و بهرهبرداری یکی از طرحهای انتقال آب و ساخت تونل بهرغم هزینههای انجام شده و پیشرفت بالای ۹۷ درصدی با مشکل روبرو شده و امروز مجبور به ترمیم و ایمنسازی آن هستیم. او با اشاره به اهمیت اصلاح الگوی کشت و همچنین بهرهگیری از روشهای نوین آبیاری و کشت گلخانهای در راستای کاهش برداشت آب از مسیرهای انتقال آب به دریاچه ارومیه بیان کرد: هرگونه تصمیمگیری برای احیای این دریاچه باید با درنظر گرفتن معیشت مردم برنامهریزی شود. او با اشاره به اهمیت مدیریت منابع و مصارف در حوضه آبریز دریاچه ارومیه بیان کرد: در یک برنامهریزی زمانبندی شده باید نحوه مصارف در استانهای حوضه این دریاچه با جدیت و قاطعیت نظارت شود. مخبر همچنین از وزارتخانههای نیرو و جهاد کشاورزی خواست تا با اتخاذ اقدامات فوری و بررسیهای همه جانبه از حفر چاههای جدید غیرمجاز جلوگیری و تدابیر لازم برای چاههای حفر شده غیرمجاز در حوضه این دریاچه اتخاذ شود. مخبر با تأکید بر تکمیل هرچه سریعتر طرحهای پساب و تصفیهخانههای فاضلابهای شهری در استانهای حوزه این دریاچه ادامه داد: با کمک دانشگاههای منطقه و در کل کشور، طرحهای دانشگاهی و دانشبنیان برای جلوگیری از تبخیر آب دریاچه و همچنین سدهای این منطقه و در کشور تهیه شود.
|پیام ما| تقریباً 100 سال پس از انقراض و نیستی، ببر تاسمانی ممکن است بار دیگر به زندگی برگردد. دانشمندان در حالی میخواهند این کیسهدار راه راه را که با نام تیلاسین شناخته میشود، احیا کنند که آخرین فرد بازمانده از این گونه سال ۱۹۳۶ در باغ وحشی در جزیره تاسمانی از بین رفت. احیای ببر (گرگ) تاسمانی رویای جدیدی نیست. 17 سال پیش هم موزه استرالیا برنامه داشت با استفاده از نمونههای دیانای این جانور منقرضشده را به زندگی برگرداند، اما از تصمیم خود منصرف شد چون علم ژنتیک به اندازه امروز پیشرفته نبود. با این همه هنوز تردیدهایی وجود دارد.
موزه استرالیا بیشتر از 17 سال پیش از تصمیم به احیای جمعیت تیلاسین برگشت چون نمونههای ژنتیکی بازمانده بیش از حد دستخوش استحاله و تغییر شده و با فناوری آن زمان قابل بازیابی نبود. احیای ببر تاسمانی همیشه طرفدار داشت. حتی در سال 1999 (سه سال پس از مرگ آخرین تیلاسین) هم رئیس وقت موزه استرالیا گفته بود که میخواهد با جای دادن تخمک حاوی اطلاعات ژنتیکی حیوان منقرض شده در بدن شیطان تاسمانی (یک پستاندار کیسهدار دیگر) ببر تاسمانی را زنده کند. آن زمان اما این پیشنهاد با تردید بسیار روبهرو بود. حالا طبق گزارشی که کیتی هانت در سیانان نوشته و دیروز منتشر شده، پروژه بلندپروازانه جدید قرار است از پیشرفتهای مهندسی ژنتیکی، بازیابی دیانای باستانی تکثیر مصنوعی برای بازگرداندن حیوان استفاده کند.
پاسک میگوید: فناوریهایی که برای برنامه احیای تیلاسین در حال توسعه آن هستیم، فواید حفاظتی فوری دارند، مثل شرایط کنونی که گونههای کیسهدار نیازمند حفاظتاند. همین حالا نمونههایی از جمعیت کیسهداران زنده که به دلیل آتشسوزی در خطر انقراض قرار دارند، در بیوبانکهای بافت منجمد جمعآوری شده است. هرچند، ما هنوز فناوری لازم برای برداشت آن بافت، ایجاد سلولهای بنیادی کیسهدار و سپس تبدیل آن سلولها به حیوان زنده را نداریم. اما به عنوان بخشی از این پروژه فناوری را توسعه خواهیم داد
اندرو پاسک، استاد دانشگاه ملبورن و رئیس آزمایشگاه تحقیقاتی ترمیم ژنتیکی تیلاسین، که مدیریت این ایده جدید را بر عهده دارد، میگوید: «ما قویا از این دفاع خواهیم کرد که قبل از هر چیز باید از تنوع زیستی خود در برابر انقراض بیشتر محافظت کنیم، اما متاسفانه ما شاهد افزایش سرعت از بین رفتن گونهها نیستیم.»
این زیستشناس تکاملی کیسهداران اضافه میکند: «این فناوری فرصتی برای اصلاح این روند فراهم میکند و میتواند در شرایط استثنایی که گونهای مهم از بین رفته، بهکارگرفته شود.»
این پروژه یک همکاری با شرکت علوم زیستی کولوسال (Colossal) است که بن لام، کارآفرین فناوری و جورج چرچ، کارشناس ژنتیک دانشکده پزشکی هاروارد، موسسان آن هستند. این شرکت همین حالا در حال کار روی پروژه جاهطلبانه -اگر نگوییم جسورانهتر- دیگری هم است؛ پروژهای 15 میلیون دلاری برای بازگرداندن ماموت پشمالو البته به شکلی تغییریافته. ماموت پشمالو گونه منقرضشده باستانی است که از اواسط دوره پلیستوسن تا اوایل دوره هولوسن در زمین حیات داشت و حدود چهار هزار سال پیش از بین رفت. شرکت کولوسال تقریبا از یک سال پیش نوید داده که با استفاده از دندانها، عاج، استخوانها و موهای بازمانده از این ماموت، دیانای آن را بازیابی خواهند کرد.
چرا تیلاسین منقرض شد؟
سیانان از برنامه تازه دانشگاه ملبورن در همکاری با این شرکت علوم زیستی خبر داد و درباره ببر (گرگ) تاسمانی نوشت: تیلاسین که تقریباً به اندازه یک کایوت است، حدود 2000 سال پیش تقریبا در همه جا ناپدید شد به جز جزیره تاسمانی استرالیا. این کیسهدار شکارچی که در دوران مدرن میزیست، اگرچه نقشی کلیدی در اکوسیستم خود داشت، اما به دلیل تعارضات، در بین انسانها محبوب نبود. مهاجران اروپایی در این جزیره، در دهه 1800 ببر تاسمانی را عامل تلفات دام میدانستند، هرچند در بیشتر موارد، سگهای فرال و سوءمدیریت زیستگاه انسانی مقصر اصلی بود. همین بهانه شد تا انسان، ببرهای خجالتی و شبگرد تاسمانی را تا نقطه انقراض شکار کند.
آخرین تیلاسین که در اسارت زندگی میکرد و بنجامین نام داشت، در سال 1936 در باغ وحش بوماریس در هوبارتِ تاسمانی از بین رفت. فیلمی سیاهوسفید از بنجامین در سالهای گذشته رنگی شد و بهانه صحبت دوباره درباره انقراض و گرگ تاسمانی شد. مرگ آخرین تیلاسین که اتفاقی مهم در تاریخ حیات وحش بود، پس از اعلام وضعیت حفاظتشده به این گونه اتفاق افتاد؛ زمانی که برای نجات گرگ تاسمانی خیلی دیر بود.
به امید نشانگرهای ژنتیکی
این پروژه شامل چندین مرحله پیچیده شامل علوم و فناوری پیشرو است؛ کارهایی مثل ویرایش ژن و ساخت رحم مصنوعی. ابتدا این گروه ژنوم دقیقی از حیوان منقرضشده میسازد و آن را با ژنوم نزدیکترین خویشاوند زندهاش -یک کیسهدار گوشتخوار به اندازه موش به نام دانارت دمچاق- مقایسه میکند تا تفاوتهایشان را شناسایی کند.
پاسک که متخصص ببرهای تاسمانی است، به سادگی توضیح میدهد: «سپس سلولهای زنده را از دانارت استخراج میکنیم و DNA آنها را در هر جایی که با تیلاسین متفاوت است ویرایش میکنیم. ما از اساس سلول دانارت را مهندسی میکنیم تا به سلول ببر تاسمانی تبدیل شود.»
او اضافه میکند: «هدف نهایی ما با این فناوری این است که این گونهها را به طبیعت بازگردانیم، یعنی همان جایی که نقشی کاملا اساسی در اکوسیستم داشتند. بنابراین امید نهایی ما این است که روزی دوباره آنها را در بوتهزاری تاسمانی ببینید.»
برنامه نجات شیطان تاسمانی و دیگران
جثه دانارت دمچاق بسیار کوچکتر از ببر بالغ تاسمانی است، اما پاسک میگوید که همه کیسهداران بچههای کوچکی به دنیا میآورند که گاهی به اندازه یک دانه برنج است. این یعنی حتی یک کیسهدار به اندازه موش، در مراحل اولیه رشد میتواند به عنوان یک مادر جایگزین برای یک حیوان بالغ بزرگتر مانند تیلاسین، عمل کند. با این همه به گفته او بازگرداندن تیلاسین به عادت قبلی خود باید بسیار محتاطانه انجام شود. « قبل از اینکه به فکر بازگرداندن کامل آن باشید، هر گونه رهاسازی اینچنینی، مستلزم مطالعه حیوان و تعاملات آن در اکوسیستم در طول فصول مختلف و در مناطق وسیعی از زیستگاههاست.»
گروه مطالعاتی برای این پروژه خط زمانی تعیین نکرده است، اما بن لام معتقد است که پیشرفت در این حوزه، سریعتر از تلاشها برای بازگرداندن ماموت پشمالو خواهد بود، به علاوه اینکه زمان بارداری فیلها (که قرار است در برنامه احیای ماموت پشمالو به کار گرفته شوند) بسیار بیشتر از دونارتهاست.
گیلبرت میگوید: انجام این کار به نظر من بسیار قابل توجیه است چون مردم را درباره علم، طبیعت و حفاظت به هیجان میآورد. و با اطمینان میگویم اگر قرار است زیستمندان این جهان باشیم، به برنامههای احیا نیازمندیم. اما مسئله اصلی اینجاست؛ آیا آنها میدانند که آنچه به دست میآورند ببر تاسمانی نیست و فقط گونهای هیبرید و ناقص است؟ ما نمیخواهیم افراد بیشتری ناامید شوند یا احساس کنند که توسط علم فریب خوردهاند
این تکنیکها همچنین میتواند به جانوران کیسهداری مانند شیطان تاسمانی کمک کند تا به سرنوشت تیلاسین دچار نشوند، زیرا با تشدید آتشسوزیهای جنگلی در نتیجه تغییر اقلیم زندگی آنها در خطر است.
پاسک از طرف دیگر میگوید: «فناوریهایی که برای برنامه احیای تیلاسین در حال توسعه آن هستیم، فواید حفاظتی فوری دارند، مثل شرایط کنونی که گونههای کیسهدار نیازمند حفاظتاند. همین حالا نمونههایی از جمعیت کیسهداران زنده که به دلیل آتشسوزی در خطر انقراض قرار دارند، در بیوبانکهای بافت منجمد جمعآوری شده است. هرچند، ما هنوز فناوری لازم برای برداشت آن بافت، ایجاد سلولهای بنیادی کیسهدار و سپس تبدیل آن سلولها به حیوان زنده را نداریم. اما به عنوان بخشی از این پروژه فناوری را توسعه خواهیم داد.»
ردی از تردید
با این حال، مسیر پیش رو، از پیش تعیینشده نیست. تام گیلبرت، استاد مؤسسه GLOBE دانشگاه کپنهاگ، میگوید برای بازیابی یک گونه منقرضشده محدودیتهای قابل توجهی وجود دارد. او که مدیر مرکز هولوژنومیکس تکاملی بنیاد تحقیقات ملی دانمارک است، توضیح میدهد که بازسازی ژنوم کامل یک حیوان منقرض شده، به وسیله DNA موجود در اسکلتهای قدیمی بسیار چالشبرانگیز است چرا که برخی از اطلاعات ژنتیکی از دست رفته است. او برنامه احیای موش منقرضشده جزیره کریسمس، که با نام موش ماکلیر نیز شناخته میشود را مطالعه کرده و سالها پیش نامش به عنوان سرپرست پروژه احیای ماموتها مطرح شده اما در پروژه تیلاسین دخالتی ندارد و میگوید: «آنها نمیتواند دقیقاً ببر تاسمانی را بازسازی کند، اما در عوض یک حیوان ترکیبی یا هیبرید، که شکل تغییر یافتهای از تیلاسین است را ایجاد میکنند. بعید است که توالی ژنوم کامل گونههای منقرض شده را بهدست آوریم، بنابراین هرگز نمیتوانیم ژنوم از دست رفته را به طور کامل بازآفرینی کنیم. همیشه برخی از قسمتها قابل تغییر نیستند. این گروه باید تغییراتی که نیاز است را انتخاب کنند. پس نتیجه نهایی ترکیبی خواهد بود.»
به گفته گیلبرت یک تیلاسین هیبریدی با نقص ژنتیکی ممکن است مشکلات سلامتی داشته باشد و بدون کمک انسان زنده نماند. او در حالی از تردیدها میگوید که کارشناسان دیگر هم به صرف صرف دهها میلیون دلار برای بازیابی گونههای منقرض شده به شدت انتقاد دارند، آن هم در حالی که بسیاری از حیوانات زنده در آستانه نابودیاند. از نگاه گیلبرت اما فایده هر پروژه انقراضزدایی شبیه به این، شگفتانگیزبودن آن است. او میگوید: «انجام این کار به نظر من بسیار قابل توجیه است چون مردم را درباره علم، طبیعت و حفاظت به هیجان میآورد. و با اطمینان میگویم اگر قرار است زیستمندان این جهان باشیم، به برنامههای احیا نیازمندیم. اما مسئله اصلی اینجاست؛ آیا آنها میدانند که آنچه به دست میآورند ببر تاسمانی نیست و فقط گونهای هیبرید و ناقص است؟ ما نمیخواهیم افراد بیشتری ناامید شوند یا احساس کنند که توسط علم فریب خوردهاند.
قاتل محیطبان «برومند نجفی» همچنان فراری است
فرمانده یگان حفاظت سازمان محیط زیست با اشاره به نقصانهای قانون بهکارگیری سلاح برای محیطبانان گفت: از نظر ما محیطبان مقتول «برومند نجفی» شهید بوده و مسأله شهادت او را حتما پیگیری خواهیم کرد.
جمشید محبتخانی با بیان اینکه مشکلات قانون بهکار گیری سلاح توسط محیطبانان را به مجلس اعلام کردهایم به ایلنا گفت: قانون حمایت بیمه قضایی از محیطبانان در سال 99 تصویب و ابلاغ شد و تا پیش از آن هیچ قانونی در مورد استفاده از سلاح توسط محیطبان وجود نداشت. او افزود: پس از آن سه بند به قانون نحوه بهکارگیری سلاح توسط محیطبانان افزوده شد که از نظر ما این سه بند با توجه به نوع مأموریت محیطبانان ناقص بود و عملا در برخی موقعیتها کار را برای محیطبان سخت کرده است، این را ما نوشتیم و پیشنهادات خود را به مجلس دادهایم و قرار است همراه با اصلاح قانون بهکارگیری سلاح برای پلیس در دستور کار مجلس قرار بگیرد.
باید این قصور را پیگیری کرد که چرا این محیطبان به راحتی به قتل رسید و دست و پا بسته در تیررس تیر این قاتل قرار گرفت
محبتخانی ادامه داد: در حال حاضر به غیر از قانون بهکارگیری سلاح، محیطبانی کشور در حوزه ماموریت و امکاناتی که در اختیار قرار دارد سنتی است، در حالی که الان تجهیزات مأموریتی بسیار مدرنی وجود دارد که ارتباطات چهره به چهره محیطبان را با شکارچیان غیرمجاز به حداقل برساند.
او تأکید کرد: باید به این سمت برویم که تماس چهره به چهره با محیطبانان کاهش پیدا کند. تا اتفاقاتی مانند آنچه برای محیطبان کرمانشاهی رخ داد تکرار نشود.
محبتخانی یادآور شد: انرژی زیادی برای اخذ رضایت گذاشته شد و بسیاری بزرگان و ریشسفیدان محلی، مسئولان دلسوزانه کار را دنبال میکردند و ملاقاتهای بسیاری با پدرِ قاتل این محیطبان که آن زمان پدر مقتول بود انجام شد اما اصرار این فرد این بود که باید برومند نجفی را به پای طناب دار برساند و در پای طناب رضایت خواهد داد و در آن زمان نمیدانستیم که آیا راست میگفت یا خیر با این حال همزمان ما راهکارهای قانونی حمایت از محیطبان خود را پیگیری میکردیم تا به این مرحله رسیدیم، اما متأسفانه این محیطبان به راحتی به قتل رسید.
او تأکید کرد: باید این قصور را پیگیری کرد که چرا این محیطبان به راحتی به قتل رسید و دست و پا بسته در تیررس تیر این قاتل قرار گرفت.
محبتخانی افزود: تا این لحظه قاتل دستگیر نشده و همچنان فراری است.
مخالفت با حذف رشته موسیقی از هنرستان دخترانه کامیاب شیراز
کارزاری با عنوان «مخالفت با حذف رشته موسیقی از هنرستان دخترانه کامیاب شیراز» در وبسایت کارزار در جریان است. در متن این کارزار خطاب به وزیر آموزش و پرورش آمده: «باخبر شدیم که تنها هنرستان دخترانه شیراز که امکان تحصیل دختران این شهر را در رشته موسیقی فراهم کرده بود، با ممنوعیت ثبتنام، موجبات دلسردی اهالی هنر، خانوادهها و ناامیدی این عزیزان شده و این در حالی است که پسران را در همان رشته ثبتنام میکند.
لیکن از آنجایی که دختران از ادامه تحصیل این رشته در شهر هنردوست شیراز بازماندهاند و این امر به غیر از عدم تفهیم روشن از منظر کارشناسی، عجولانه بوده، نشان واضح از عدم عدالت آموزشی دارد. البته این مهم خبر از بیدقتی در مدیریتی کارآمد میدهد چراکه بدون اطلاعرسانی قبلی به والدین صورت گرفته و حدوداً ۱۵ دقیقه قبل از جلسه آزمون پذیرش، از ثبتنام دانشآموزان دختر ممانعت به عمل آمده است. لذا به جد از شما خواهان پیگیری و مطالبه این موضوع از مسئولین محلی مربوطه هستیم.اگر این اتفاق به علت محدودیتهای مالی رخ داده، چرا تنها هنرجویان دختر از تحصیل منع شدهاند؟ اگر آموزش و پرورش کشور از پس هزینه هنرستان دختران شیراز برنمیآید چرا تنها ممانعت در رشته موسیقی صورت گرفته است؟ اگر مشکلات مالی آموزش و پرورش چنان زیاد است که اقدام به تعطیلی رشتههای مدارس میکند، چرا از خیرین هنردوست شیرازی و بسیاری از دلسوزان فرهنگ و آموزش که همیشه در هر موقعیت صف اول یاریرسانی و همیاری بودهاند، تقاضای کمک نشده است؟قطعاً خیرین شیراز که در ایجاد فضای آموزشی و مدرسهسازی کمکحال توده مردم و البته همراه مدیران دولتی بودهاند، متقبل تمام هزینههای تحصیل دختران شهرمان در رشته موسیقی خواهند بود. اگر این موضوع به دلایل دیگری وقوع پیدا کرده، از شما انتظار داریم هرچه سریعتر به این موضوع ورود کرده و موانع موجود را مرتفع کنید.»
این کارزار از 25 مرداد آغاز شده و تا 25 شهریور 1401 ادامه دارد. همچنین این کارزار تاکنون از سوی 5813 نفر امضا شده است.
روزنامهنگاران هنوز مشغول کارند
برگزیدگان نخستین رویداد «برترین گزارش سال» دیروز در مراسمی که انجمن صنفی روزنامهنگاران استان تهران برگزار کرد، معرفی شدند. در این مراسم مرضیه قاضیزاده خبرنگار روزنامه «پیام ما» هم یکی از خبرنگارانی بود که از سوی هیات داوران شایسته تقدیر شناخته شد.
اختتامیه نخستین رویداد «گزارش برتر سال» همزمان با برگزاری مراسم بزرگداشت روز خبرنگار دیروز چهارشنبه در محل انجمن صنفی روزنامهنگاران استان تهران برگزار شد. در این مراسم شماری از پیشکسوتان و استادان روزنامهنگاری در کنار برخی چهرههای نام آشنا و جوان مطبوعات حاضر بودند. یونس شکرخواه در سخنانی با ابراز خرسندی از برگزاری اولین رویداد برترین گزارش سال، گزارشنویسی و یادداشت را دو ژانر نجاتدهنده رسانههای امروز برشمرد و گفت: «در دنیای رسانه امروز که سرعت اطلاعرسانی حرف اول را میزند، تقویت حوزه گزارشنویسی و یادداشت با رعایت مفاهیم پایهای فارغ از هر نوع احساسی و مبتنی بر یک منطق استوار باید در دستور کار فعالان حوزه رسانه قرار بگیرد.»
این استاد ارتباطات از خبرزدگی به عنوان آفت پیش روی رسانهها یاد کرد و گفت: «در دنیایی که مردم از طریق شبکههای مجازی به سرعت نور در جریان آخرین اخبار و وقایع قرار می گیرند، روزنامهنگاران باید تعقیب و تحلیل اخبار در قالب گزارشهای تولیدی، اطلاعرسانی جامع و کاملی را در جامعه داشته باشند و اجازه ندهند با تعقیب شیوههای اطلاعرسانی سه دهه گذشته از دنیای اطلاعرسانی امروز عقب بمانند.»
دورهمی صمیمانه روزنامهنگاران در انجمن صنفی روزنامهنگاران استان تهران فرصتی بود تا خبرنگاران برگزیده کمی هم از دغدغههای خود بگویند
این روزنامهنگار پیشکسوت با انتقاد از تقلیل برخی مفاهیم در جامعه روزنامهنگاری گفت: «ما امروز با تقلیل مفهوم ارتباطات به عنوان رسانه و بدتر از آن تقلیل مفهوم رسانه به روزنامهنگاری و در نهایت تقلیل مفهوم روزنامهنگاری روبهرو هستیم و این اتفاق زنگ خطر بزرگی است که رسانههای ما را به سمت بیراهه میبرد. رسانههای امروز نیاز دارند با تقویت حوزه گزارشنویسی و یادداشتنویسی گامهای جدی و اساسی در جهت اطلاعرسانی بردارند.»
شکرخواه ادامه داد: «خوشبختانه ما امروز با گزارشنویسان توصیفی خوبی در جامعه روزنامهنگاران روبهرو هستیم که گزارشهای مکانی خوبی ارائه میکنند و نیاز داریم این تعداد در رسانهها افزایش یابد.»
به گفته او گزارشها باید مبتنی بر یک مسئلهیابی باشد و بیطرفی در آن مشهود باشد: «راوی یک گزارش باید با روایتی محکم و چند وجهی مسیر اصلی گزارش را در پیش گیرد. ضمن اینکه با توجه به نیاز اطلاعرسانی امروز از گزارش تصویری هم غافل نشود. شرایط کنونی ایجاب میکند که با یادداشت، سرمقالهها و گزارشهای روایتی و تحقیقی به نجات روزنامهنگاری کم تیراژ و لاغر بپردازیم.»
او در ادامه از انجمن صنفی روزنامهنگاران به عنوان یک فرصت برای هماندیشی اهالی رسانه یاد کرد و گفت: «ما امروز در عرصه رسانه با گفتمانهای بسیاری روبهرو هستیم که اعم از گفتمانهای مقابله با قدرت و روشنگری اهالی رسانه، بخشی رسانههای خارج از ایران و بخشی رسانههای رقیب هستند که در فضای مشترک انجمن صنفی میتوان یکبار برای همیشه دربار این عوامل درونی و برونی رسانهها به گفتگو نشست و این چالشها را حل کرد.»
مجید رضائیان یکی دیگر از استادان حوزه روزنامهنگاری نیز در این نشست از گزارشنویسی به عنوان دولت عشق روزنامهنگاری یاد کرد و گفت: «روزنامهنگار پاینده کسی است که بتواند گزارشنویس خوبی باشد. توجه به ادبیات پایه، خاطرهنویسی و تحلیل درست سه پایه مهم و اساسی روزنامهنگاری است.» این روزنامهنگار پیشکسوت با بیان این که متاسفانه برخلاف گذشته که روزنامهنگاران ما پاورقینویسان و خاطرهنویسان خوبی بودند، امروز این دو بخش از حوزه روزنامهنگاری رخت بربسته است.
تلنگری درباره استفاده از شبکههای اجتماعی
در بخش دیگر از این مراسم محمد رهبری کارشناس و پژوهشگر شبکههای اجتماعی سخن گفت: «امروزه همه ما خبرنگاران از شبکه تویتر برای اطلاعرسانی و تحلیلهای خبری استفاده میکنیم. اما شاید کمتر کسی بداند که طبق نتایج یک پژوهش در سال 2019 از سوی دانشگاه اکسفورد یک سوم پیامها و بازخوردهای پیامی که در این شبکه منتشر میشد کار رباتهاست. رباتهایی که برای جهت دادن موضوعات مختلف در این الگوریتم فعال هستند و متاسفانه کسی خبر ندارد. بنابراین روزنامهنگاران باید با توجه به این مهم حواسشان باشد تا طعمه این رباتها نشوند و بتوانند در فضای رسانهای واقعیتر در باب برخی موضوعات اظهار نظر کنند.»
قرائت بیانیه انجمن صنفی برای روز خبرنگار
در بخش دیگر این مراسم بیانیه انجمن روزنامهنگاران به بهانه گرامیداشت 17 مرداد از سوی ایرج اسلامی قرائت شد.
بیانیهای که در آن ضمن گرامیداشت روز 17 مرداد آورده شده بود ۱۷ مرداد، روز خبرنگار برای ما روزنامهنگاران ایرانی گرچه یادآور خاطره تلخ جنایت علیه یکی از همکاران است، ولی در واقع روزی است که میباید فرصتی برای نگاه ما به آینده و گشودن دریچههای جدید بر حرفه روزنامهنگاری باشد و امید و نشاط را در میان جمع بزرگ و رو به گسترش روزنامهنگاران بگشاید متاسفانه اکنون تبدیل به روزی برای تکرار مشکلات گذشته شده است، مشکلاتی که بیشتر میشود و چشماندازی بر کاهش آن نیز در کوتاهمدت وجود ندارد.با این حال همچنان روزنههای امید را در این وضعیت میتوان دید و گزارش امروز هیأت داوران در باره برترینهای گزارشنویسی رسانههای ایران نشاندهنده روشن بودن این چراغ است، با این وجود وضعیت ایران در درجه اول از حیث جایگاه رسانه و در مرحله بعد از جهت کارآیی و جایگاه روزنامهنگاری با چالشهای اساسی مواجه شده است و باید برای برونرفت از این وضع کوشش کرد. بدون اصلاح رسانهها و به تبع آن جایگاه روزنامهنگاری هیچ افق روشنی پیش روی جامعه ایران نخواهد بود. مجموعه این مشکلات را در بهار امسال طی سند ملی رسانه تهیه و تقدیم کردیم
او ادامه داد: اولین و مهمترین مشکل برای روزنامهنگاران ایرانی ساختار سیاسی و استقلال حرفهای آنان است برای دسترسی آزاد و راحت به اطلاعات و بازتاب دادن حقیقت در جامعه ایران به رسمیت نمیشناسد. از نظر آنان روزنامهنگاران، سربازان جبهه «جنگ روایتها» هستند و باید در برابر روایتهای دیگران و دشمنان، «روایت رسمی» را تولید و بازتاب دهند، و این یعنی نادیده گرفتن فلسفه رسانه و این حرفه. از این رو باید راه را برای بازتاب و بیان حقیقت هموار نمود، روایتها در دل این حقیقت شکل خواهند گرفت.
ایرج اسلامی در ادامه قرائت بیانیه انجمن مشکل اول پیش روی جامعه روزنامهنگاران را تضعیف بیش از پیش جایگاه رسانههای رسمی در جامعه ایران برشمرد و گفت: «گروه اول که به صورت بیحساب از منابع عمومی و از جیب مردم تأمین میشوند، و در قید و بند مخاطب و رضایت آن نیستند، و تنها به انعکاس «روایت رسمی» مخدوش از جامعه مشغول هستند، بدون اینکه کارآیی و اثرگذاری لازم را داشته باشند. گروه دوم به دلیل محدودیتها و مشکلات، نمیتوانند منابع مالی لازم خود را از طریق مخاطب و بازار تأمین کنند، لذا بنیههای ضعیف اقتصادی دارند، و روزنامهنگاران شاغل در آنها از وضعیت مطلوب برخوردار نیستند. از حیث حقوق و دستمزد، از حیث امنیت شغلی و بیمه، و از همه مهمتر از حیث رضایت حرفهای در مقایسه با رسانههای رسمی وضعیت نامناسبی دارند.»
به گفته او به دلیل مسایل فوق سرمایهگذاری برای آموزش و کسب تواناییهای جدید بویژه روزنامهنگاری چند رسانهای، اندک است در نتیجه روزنامهنگاران نمیتوانند خود را با تحولات فنآورانه در رسانهها تطبیق دهند و این نیز منجر به کاهش توانمندی در آنان و ضعف بیشتر رسانهها میشود.
اسلامی با بیان این که این مشکلات موجب کاهش انگیزههای مشارکت مدنی در امور صنف و نهاد صنفی شده است افزود: «در حالی که این مسایل میتواند تحریککننده انگیزههای تکتک ما برای افزایش مشارکت از طریق نهاد مدنی مربوط به خودمان باشد. قطعاً دستاوردهای چنین نهادی در حال حاضر متناسب با انتظارات ما نیست، ولی راهحل افزایش مشارکت آحاد ما در شکلگیری و برنامههای آن است و نه دوریگزینی.»
او ادامه داد: «متأسفانه تعدادی از همکاران روزنامهنگار درگیر پروندههای قضایی هستند که شایسته جامعه ایران نیست و انتظار داریم که در سیاست مواجهه قضایی با رسانهها و روزنامهنگاران تجدیدنظر شود و این کار شدنی است و انجمن هم به تناسب توانش پیگیر آن است.»
اسلامی در بخش پایانی بیانیه انجمن صنفی روزنامهنگاران ضمن تبریک روز خبرنگار به همه همکاران گفت: «انجمن معتقد است که راه برای مشارکت عموم همکاران از خلال انجمن باز است، و با عضویت یا شرکت در انتخابات مجمع عمومی پیش رو از طریق نامزدی یا رأی دادن، چراغ انجمن را روشنتر از گذشته نمایند.»
مجید صیادی دبیر جشنواره گزارشهای برتر نیز در این نشست با ارائه گزارشی از روند برگزاری جشنواره گزارش برتر عنوان کرد: «اولین رویداد تخصصی رسانهها تحت عنوان گزارش برتر در حالی برگزار شد که خوشبختانه رسانهها استقبال خوبی از این جشنواره کردند.» او مجموع آثار ارسالی به دبیرخانه جشنواره را بالغ بر 600 گزارش برشمرد و گفت: «605 اثر واصله به دبیرخانه از سوی 177 خبرنگار 87 رسانه فعال ارسال شده بود که این تعداد آثار ارسالی مایه مباهات و دلگرمی ما برای برگزاری دورههای آتی این جشنواره شد.»
بیانیه هیات داوران
بیانیه هیات داوران نفرات برگزیده اولین جشنواره گزارش برتر سال معرفی شدند. در این بیانیه آمده بود جلسه داوری آثار جشنواره گزارشنویسی انجمن صنفی روزنامهنگاران استان تهران روز پنجشنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۱ با ارزیابی حدود 605 اثر ارسالی از 177 روزنامهنگار برگزار شد. داوری این آثار که توسط علیاکبر قاضیزاده، لیلا رستگار، نغمه دانش آشتیانی، رضا غبیشاوی، سعید ارکانزاده یزدی انجام شد، بهرغم تلخیها و رنجهایی که رسانهها و روزنامهنگاران کشور با آن درگیرند، برای هیئت داوران نشانههای خوشایندی نیز در بر داشت.
در بخشی از این بیانیه آمده بود تعداد بالای آثار و گستردگی طیف رسانهها و روزنامهنگاران شرکتکننده در جشنواره تصویری را روبهرویمان قرار داد که نشان میداد در حال حاضر چند نسل روزنامهنگار در ایران در حال روزنامهنگاریاند و همچنان میتوانند اثر خود را بر جامعه و فضای عمومی ایران بگذارند.
هیات داوران اولین رویداد گزارشهای برتر سال در ادامه این بیانیه آورده بودند شاید تلقی عمومی از زاویهای دور به این تصویر چنان باشد که روزنامهنگاری در این کشور به پایان رسیده و رسانهها بهقدری ضعیف شدهاند که دیگر نمیتوان برایشان کاری کرد، اما از زاویهای نزدیکتر میتوان به آثار رسیده به دبیرخانه همین جشنواره نگاهی انداخت و بارقههایی از امید را مشاهده کرد.
هیات داوران در بخش دیگر این بیانیه تاکید کردند سطح گزارشهای مرحله نهایی داوری جشنواره نشان میدهد که هنوز هستند روزنامهنگارانی که مطالبی باکیفیت و تأثیرگذار در رسانههای ایران منتشر کنند، گزارشهایی که هم استانداردهای حرفهای را مد نظر دارند و هم متوجه منافع مردم و خیر جمعیاند.
به گفته هیات داوران در این جشنواره، گزارشهای متنی منتشرشده از ابتدای سال 1400 داوری شدند و دو شرط برای برگزیدن گزارشهای منتخب در نظر گرفته شد.یکی برخورداری گزارشها از استانداردهای لازم حرفهای و کیفیت موردنیاز در گزارشنویسی دیگری اثر گذاری گزارشها یعنی بتوانند ضمن روشن کردن خطاها و اصلاح روندها موجب تغییر شیوههایی در جامعه ده باشند.
طبق بیانیه هیات داوران در داوری نهایی، گزارشهای متعددی واجد این دو شرط بودند و تعدد گزینهها مایه امید و خوشبینی هیئت داوران به آینده روزنامهنگاری کشور بود. اما هیان داوران این نکته را هم متذکر شدند که در کنار این گزارشهای استاندارد و اثرگذار که بخشی از آنها در دو فهرست گزارشهای برگزیده و گزارشهای شایسته قدردانی آمدند، متأسفانه تعداد چشمگیری گزارش نیز منتشر شدند که معیارهای لازم گزارشنویسی را نداشتند. به گفته انها بهنظر میرسد لازم است رسانهها بر قواعد گزارشنویسی و ملزومات و تمرین عملی آن و حضور در میدان واقعه و همچنین فرایند سردبیری مطالب تمرکز بیشتری داشته باشند تا بتوانند به این ترتیب اثر عمیقتری بر مخاطبان و مسئولان بگذارند. افزون بر اینکه برخی از شاخههای گزارشنویسی همچون گزارشهای تحقیقی یا گزارشهای خبری و تحلیلی، و همچنین بعضی از حوزهها از جمله گزارشهای ورزشی و سیاسی، نیاز به تقویت و شکوفایی بیشتری دارند، هر چند که شاید شکوفایی در شاخههایی از گزارشنویسی ــ بهطور مشخص گزارشنویسی تحقیقی و گزارشهای سیاسی ــ مستلزم کاهش تسلط قدرتهای سیاسی بر رسانهها باشد.
یکی از نکات مهمی که هیات داوران بر آن تاکید کردند انتخاب آثار برگزیده بدور از هر گونه نگاه جنسیتی بوده است هر چند این موضوع نتوانست باعث شود تا سهم عمده زنان روزنامهنگاران در تهیه گزارشهای باکیفیت رسانههای ایران نادیده گرفته شود. هیات داوران در بخشی از این بیانه اوردند امیدواریم این سهم در رأس هرم مدیریتی و سطوح بالای تحریریه رسانهها نیز افزایش یابد. در گزارشهای رسیده به دبیرخانه، تعداد امیدوارکنندهای از آثار جالبتوجه در رسانههایی خارج از مرکز تهیه شده بود و با اینکه این آثار در فهرست برگزیدگان جشنواره حضور پررنگی ندارند اما باید تأکید کرد که روزنامهنگاری جدی در این کشور منحصر به مرکز نیست و اتفاقاً برای توسعه ایران لازم است که رسانههای خارج از پایتخت جدیتر گرفته شوند.
هیات داوران در پایان این بیانیه یادآور شدند در هر حال، با اینکه رسانههای ایران تحت فشارهای شدید محتوایی و نیز اقتصادی هستند، و رقبای قدرتمندی در فضای مجازی پیدا کردهاند، مرور آثار جشنواره از این بابت مایه خرسندی بود که نشان میداد هنوز میتوان به رسانهها و دسترنج روزنامهنگاران حرفهای کشور دلگرم بود، بدون اینکه با نگاههایی مطلقنگرانه، آنها را بهکلی تمامشده و پایانیافته فرض کرد یا به آنها بهچشم رسانههایی بسیار قدرتمند و در اوج توان خود نگریست.
مجید صیادی دبیر جشنواره گزارشهای برتر نیز در این نشست با ارائه گزارشی از روند برگزاری جشنواره گزارش برتر عنوان کرد: اولین رویداد تخصصی رسانهها تحت عنوان گزارش برتر در حالی برگزار شد که خوشبختانه رسانهها استقبال خوبی از این جشنواره کردند
برگزیدگان معرفی شدند
هیات داوران این رویداد اعم از علیاکبر قاضیزاده، لیلا رستگار، نغمه دانش آشتیانی، رضا غبیشاوی، سعید ارکانزاده یزدی بعد از داوری آثار واصله به دبیرخانه جشنواره آثار نیلوفرحامدی از روزنامه شرق برای گزارش: این گزارش تنش درد میکند، یاسر نوروزی از روزنامه سازندگی برای گزارش: کشتن کتاب در خیابان، مریم خباز از روزنامه جامجم برای گزارش معمای پسماند سوزیهای سازمان یافته، الهه محمدی از روزنامه شرق برای گزارش: قتل با اسم رمز ناموس، محمد باقرزاده از روزنامه اعتماد برای گزارش قبولشدگان شبهه ناک و مریم لطفی از روزنامه همشهری برای گزارش انبار زندگی را به عنوان نفرات برگزیده معرفی کردند.
این دورهمی صمیمانه روزنامهنگاران در انجمن صنفی روزنامهنگاران استان تهران فرصتی بود تا خبرنگاران برگزیده کمی هم از دغدغههای خود بگویند یاسر نوروزی که با گزارش کشتن کتاب در خیابان به عنوان یکی از این برگزیدگان انتخاب شده بود از بیپناهی روزنامه نگاران در برابر گزارشهای انتقادی سخن گفت و بیان کرد اگر انجمن صنفی و حمایت این تشکل نبود معلوم نبود متهمان نامبرده در گزارش فوق چه با خبرنگاران میکردند. این گزارش ثابت کرد قدرت انجمن صنفی در حمایت از روزنامهنگاران قدرتی بی مانند است و روزنامهنگاران به این قدرت نیازمندند.
نیلوفر حامدی نویسنده گزارش «این گزارش تنش درد میکند» نیز به معضل سانسور به عنوان یکی از اصلیترین موانع کاری روزنامهنگاران اشاره کرد و تاکید کرد که یک ماه از زندانی شدن سپیده رشنو گذشته و رسانه حتی جرات نمیکند نام او را ببرد. الهه محمدی، نویسنده گزارش قتل با اسم رمز ناموس، از سختیهای کار خبرنگاران در حوزه زنان سخن گفت. مریم خباز خبرنگار روزنامه جام جم که گزارش معمای پسماند او شایسته عنوان گزارش برتر سال شده بود در کنار سختیهای کار در حوزه زنان فعالیت زنان خبرنگار در عرصه رسانه هم فارغ از سختیها و مشقات خاص او نیست او گفت برای تهیه این گزارش ساعتها و شبهای زیادی را مجبور به گذراندن در محل سوژه بوده اما هیچ کدام از این سختیها به چشم مدیرانی که جنس رسانه نیستند و از سختی کار خبرنگاران خبر ندارند، نمیآیند.
محمد باقرزاده نویسنده گزارش قبول شدگان شبهناک هم معتقد است نبود دسترسی کافی روزنامهنگاران به اطلاعات جامع و کامل برای تکمیل گزارشها درد بزرگیست که همه ما با پوست و استخوان درکش میکنیم. مریم لطفی دیگر روزنامهنگار برگزیده این جشنواره از این فرصت استفاده کرد تا صدای زنان خبرنگاری شود که در حبس به سر میبرند و گفت: محدودیتهای پیش روی رسانهها باعث شده تا ما نتوانیم از حق زنان زندانی اهالی رسانه به راحتی سخن بگوییم و سراغ امثال سپیده رشنو را بگیریم که معلوم نیست امروز در کجا بسر میبرند.
معرفی 9 گزارش شایسته تقدیر
هیات داوران همچنین 9 گزارش زندگی در حلقه بسته باد و شن نوشته مرضیه قاضیزاده از روزنامه پیام ما، همه بمبهای جهان در افغانستان منفجر میشود نوشته نرگس جودکی از مجله شبکه آفتاب، مدرنا زیر زمین، جانسون پشت بام نوشته ترانه بنییعقوب از روزنامه ایران، شبی که رعد و برق قلب آسمان را پاره کرد نوشته محمد صادق خسروی علیا از همشهری، بیآر تی خوابی شبی 25 هزار تومان نوشته عاطفه محمودی از تجارت نیوز، من و طالبان نوشته زهرا مشتاق از روزنامه اعتماد، کویر در کرخه نوشته مریم شکرانی از روزنامه شرق، دق شدن در دریای هلمند نوشته حامد هادیان از روزنامه همشهری، پول بده رئیس جمهور شو نوشته رضیه امیری از رویداد 24 را شایسته تقدیر دانست.
شبکه سازی، ضرورت توسعه زنان در روستاها
پیامما: به دلیل توجه کمتر به ظرایف و پیچیدگیهای موضوع مشارکت، مشارکت زنان روستایی در پروژههای توسعه اغلب به صورت یک شـعار باقی میماند. همین موضوع باعث شده تا در بخشهای دانشگاهی و کارشناسی کشور که بر توسعه روستایی و جامعه محلی متمرکزند به بررسی راهبردهای مناسب برای تحقق مشارکت واقعی زنان روستایی در پروژههای توسعه بپردازند. مقالهای در آخرین شماره فصلنامه «راهبردهای توسعه روستایی ایران» با عنوان « راهبردهای تحقق مشارکت زنان روستایی در پروژههای توسعه در ایران» نوشته شهره سلطانی مدیر گروه توسعه کشاورزی و روستایی APERDRI (موسسه پژوهشهای برنامهریزی، اقتصاد کشاورزی و توسعه روستایی-وزارت جهاد کشاورزی) و مجتبی پالوج قایم مقام رئیس موسسه پژوهشهای برنامهریزی اقتصادکشاورزی و توسعه روستایی منتشر شده که مشارکت زنان در سه مرحله دسترسی به پروژه، منفعتیابی و توانمندی را مورد بررسی قرار داده است.
بر اساس دادههای مقاله راهبردهای تحقق مشارکت زنان روستایی در پروژههای توسعه در ایران»، تحقق مشارکت زنان در پروژههای توسعه شامل برنامهریزی بر اساس ویژگیهای فـردی زنـان، برنامـهریزی بـر اسـاس موضوعات فرهنگی و اجتماعی، برنامهریزی برای توسعه آموزش، محتوای رسانهها و فناوری اطلاعات و ارتباطات، تشکیل گـروههای خـاص زنـان و شبکهسازی، دسترسی به منابع مالی، امکان مشارکت در طرحهای اعتبارات خرد و در نهایت ارتقای سیاستهای دولت و عملکرد سـازمانها است. همچنین اولویت بندی راهکارهای تحقق مشارکت زنان در پروژههای توسعه در مراحل سه گانه مذکور تفاوت دارد. راهبردی کـه در هـر سـه مرحله دارای اولویت بالایی است به تشکیل گروههای خاص زنان و شبکهسازی برمیگردد.
مجریان پروژههای توسعه روستایی باید آگاه باشند که با پیشرفت پروژه، اهمیت راهکارها تغییر پیدا میکند. بـه عنـوان نمونـه، مجـری پـروژه بایستی در مراحل ابتدایی اهتمام بیشتری بـر شناسایی ویژگـیهای فردی زنان روستایی داشته باشد. به مرور زمان، اهمیت این موضوع کاهش مییابد و در مرحله توانمندی کمترین اهمیت را دارد. در حالی که شبکهسازی در مرحله توانمندی بـه بیشترین اهمیت رسیده است
این مقاله درباره مرحله نخست مشارکت توضیح داده است: مهـمتـرین راهکار با 4.8 از 5، وجود سیاستهـای مناسـب بـرای مشارکت واقعی زنان روستایی در پروژههای توسعه و کـم اهمیتتـرین راهکـار در مرحلـه دسترسـی نیز افـزایش دسترسی زنـان بـه رســانهها و ICT با امیانگین 2.71 دهم از 5 است. همچنین در مرحله دوم مشارکت زنان روستایی که همان منفعتیابی از پروژهها است، مهمترین راهکار، تشکیل گروههای خاص زنان از طریق روشهای تسهیلگری است. در این مرحله نیز همانند مرحله قبـل، کـماهمیتتـرین راهکـار افزایش دسترسـی زنـان بـه رسـانهها و ICT است. این در حالی است که راهکار « تهیه و انتشـار کلیپهای کوتاه آموزشی در مورد موضوع پروژه در فضای مجازی» با میانگین ۶۵/۴ از 5 یکی از پراهمیتتـرین راهکارها در این مرحله از مشارکت زنان روستایی برآورد شده است. بنابراین، گزارش نشـان میدهد که با دسترسی فزاینده زنان به رسـانهها و ICT، آنچـه اکنون مهم است استفاده از این رسانهها برای آگـاهیرسـانی در مورد پروژههای توسعه روستایی است.
بر اساس دادههای این مقاله که در مجله راهبردهای توسعه روستایی منتشر شده است در مرحله سوم مشارکت، راهکار « ایجاد فرصت برای بیان تجارب شغلی و فعالیتهای کارآفرینانه قبلی زنان روسـتایی» بـا میانگین ۳۴/۴ از بیشترین اهمیت برخوردار اسـت. در مرحلـهای که انتظار میرود زمـانی از اجـرای پـروژه گذشته باشد و زنـان روستایی علاوه بر دسترسی به پروژه، منافعی از پـروژه حاصـل کـرده و بـه توانمنـدی رسـیده باشـند، طبـق نظـر متخصصـان، مهمترین راهکار، ایجاد فضایی اسـت کـه در آن زنـان روسـتایی بتوانند نتیجه فعالیتهای شـغلی خـود را ارائـه دهنـد.
در درجه اهمیت بعدی، احترام به عقاید همه گروههای سنی اعم از مسـن و جوان است. نمرهدهیها اینطور روایت میکند که اهمیت این گزینـه در همه مراحل سه گانـه از نظر شرکتکنندگان در این تحقیق کم است، امـا از میان مراحل سه گانه در مرحلـه توانمنـدی، از کمترین اهمیت از دیدگاه پاسخگویان برخوردار بوده است. همچنین به نظـر میرسد پیشرفتهای کشور در زمینه توسعه رسـانههـا و فنـاوری اطلاعـات و ارتباطـات در روسـتاها دهـههـای اخیر، مطلـوب و امیدبخش ارزیابی شده است.
این مقاله نتیجه میگیرد: در این تحقیق، به طور کلی راهکارهای تحقق مشارکت زنان در پروژههای توسعه روستایی بر اساس پیشینه تحقیق گردآوری شدند. پس از دسـتهبنـدی، شـش دسـته عمـده راهبرد شامل برنامهریزی بر اساس ویژگیهـای فـردی زنـان (شـامل تجـارب شغلی قبلی، سن، تحصیلات و درآمـد ایشـان)، برنامـهریزی بـر اساس موضوعات فرهنگی و اجتماعی، برنامهریزی بـرای توسـعه آموزش، محتوای رسانهها و ICT، تشکیل گروههای خاص زنـان و شبکهسازی، دسترسی به منابع مالی، امکان مشارکت در طرحهای اعتبارات خرد و در نهایت ارتقای سیاستهای دولـت و عملکرد سازمانها حاصل شد. نتایج تحقیق نشاندهنـده اهمیت کلی هر شش دسته از راهبردها بود، با این وجود اهمیت راهبرد شبکهسازی و تشکیل گروههـای زنـان از بقیـه راهبردها بیشتر بوده است.
تحقق مشارکت زنان در پروژههای توسعه شامل برنامهریزی بر اساس ویژگیهای فـردی زنـان، برنامـهریزی بـر اسـاس موضوعات فرهنگی و اجتماعی، برنامهریزی برای توسعه آموزش، محتوای رسانهها و فناوری اطلاعات و ارتباطات، تشکیل گـروههای خـاص زنـان و شبکهسازی، دسترسی به منابع مالی، امکان مشارکت در طرحهای اعتبارات خرد و در نهایت ارتقای سیاستهای دولت و عملکرد سـازمانها است
نتیجه این تحقیق نشـان داد کـه اولویتبنـدی راهبردهای تحقق مشارکت زنان در پروژههای توسعه میتواند در مراحل سهگانه تفاوت داشته باشند. بـه عبـارت دیگـر مجریان پروژههای توسعه روستایی باید آگاه باشند که با پیشرفت پروژه، اهمیت راهکارها تغییر پیدا میکند. بـه عنـوان نمونـه، مجـری پـروژه بایستی در مراحل ابتدایی اهتمام بیشتری بـر شناسایی ویژگـیهای فردی زنان روستایی داشته باشد. به مرور زمان، اهمیت این موضوع کاهش مییابد و در مرحله توانمندی کمترین اهمیت را دارد. در حالی که شبکهسازی در مرحله توانمندی بـه بیشترین اهمیت رسیدهاست. راهکاری کـه در هـر سـه مرحلـه اولویت بـالا ، از ۱ تـا ۳ داشته است، تشکیل گروههای خاص زنان و شبکهسازی است. در این خصوص بررسیهای میدانی نشان میدهـد کـه زنـان در گروههای مختلط (شامل زنان و مردان) اغلب سکوت میکننـد و به حاشیه کشانده میشوند. بنابراین جلوگیری از به خطر افتادن مشارکت آنها، مستلزم تشکیل گروههای خاص ایشان است. با توجه به یافتههای تحقیق، پیشنهادات زیر بـه مجریان و دست اندرکاران پروژههای توسعه روستایی برای تحقق مشارکت واقعی زنان در این پروژهها ارائه میشود: توجه به سه مرحله مشارکت زنان شامل دسترسی، دستیابی به منافع پروژه و در نهایت رسیدن به توانمندی، تدوین سیاستهای مناسـب بـرای مشارکت واقعی زنان روستایی در پروژههای توسعه به منظور دسترسی و منفعـتیابی زنان روستایی از پروژههای توسعه، تشکیل گــروههــای خــاص زنــان از طریق روشهــای تسهیلگری به منظور استفاده از منافع پروژه برای زنان روستایی، ایجاد فرصت برای بیان تجارب شغلی و فعالیتهای کارآفرینانـه قبلـی زنان روستایی بـه منظـور رسیدن بـه توانمندی، ایجاد دسترسی به منابع مالی و وجـود امکـان مشـارکت در طرحهای اعتبارات خرد، تشکیل گروههای خاص زنان روستایی و شبکهسازی بـه منظور بیرون آمدن زنان از حالت انزوا و ایجاد اعتماد به نفس لازم برای انجام کارهای بزرگتر، توجه به تغییر راهکارهای تحقق مشارکت واقعی زنـان روستایی با پیشرفت پروژه. این امر مستلزم پایش مستمر نتیجه استفاده از راهبردها و راهکارهای مختلف است، توجه به تفاوتهای فرهنگی و زمینهای مستلزم این است که در کاربرد راهبردها و راهکارها، انعطاف وجود داشته باشد.
میخواهیم با ایران هراسی مقابله کنیم
وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی با اشاره به آسیبهای همهگیری کرونا به صنعت گردشگری از بهبود وضعیت این صنعت در ایران خبر داد و گفت در یک سال گذشته ۳میلیون گردشگر خارجی به کشور آمدهاند.
عزتالله ضرغامی که در برنامه تلویزیونی «صف اول» سخن میگفت، درباره آخرین وضعیت صنعت گردشگری در جهان و ایران توضیح داد: «بر اساس پیشبینیهای سازمان جهانی گردشگری تا پایان سال ۲۰۲۴ به حالت عادی پیش از کرونا بر میگردد. این در حالی است که ما زودتر از پیشبینیهای سازمانهای جهانی به حالت عادی برگشتیم. همچنین در گردشگری داخلی نیز ۴۰ درصد افزایش گردشگر داخلی نسبت به قبل از شیوع کرونا داشتیم.»
ضرغامی درباره موانع ورود گردشگران خارجی به کشور هم گفت: طراحی پروژه ایرانهراسی و ارائه تصویر منفی از ایران در برخی از رسانهها یکی از موانع جذب گردشگران خارجی است. این در حالی است که مزیتهای نسبی فراوانی داریم و امکاناتی داریم که هیچکدام از کشورهای منطقه ندارند. به همین دلیل هر کاری از دستشان برآید برای ایجاد مانع برای توسعه گردشگری انجام میدهند. برخیها نیز به ایجاد این موانع کمک میکنند. آقای یونسی، وزیر اسبق اطلاعات، از دستگیری گروهکی خبر داده بود که فعالیتشان ایجاد مانع در گردشگری ایران بود، به این دلیل که کشورهای عربی میخواهند درآمد خود را داشته باشند، برخی از این کشورها هم با قدرت برای رونق گردشگری خود کار میکنند، بهعنوان مثال قطر الان ۲۰۰ میلیارد دلار برای حوزه گردشگری و استفاده از فرصت جام جهانی هزینه کرده است.
وزیر میراثفرهنگی از تلاش ایران برای مقابله با «ایرانهراسی» هم سخن گفت: «با سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی تفاهمنامه امضا کردیم و امروز تمام رایزنهای فرهنگی عملاً نمایندگان این وزارتخانه هستند و یکی از مأموریتهای آنها مقابله با ایرانهراسی و معرفی ایران است.»
او گفت: «اولویت ما تقویت روابط با کشورهای همسایه است و اکنون پروژه سفر زمینی ارزانقیمت با کشورهای همسایه را دنبال میکنیم.»
وزیر میراث فرهنگی در بخش دیگری از سخنانش به حوزه میراثفرهنگی هم اشاره کرد. او با اشاره به رتبه نهم ایران در حوزه میراثفرهنگی ملموس و رتبه هفتم کشور در بخش میراث ناملموس از چالشهای این حوزه سخن گفت: «ما یک پدیده نامیمون بهنام مخزن داریم. من این را برای مردم تشریح کردم اشیای ارزشمندی داریم که در مخزنهای ما نگهداری میشود که نیازمند ساخت موزههای متعدد هستیم.»
ضرغامی افزود: «با تمام مشکلاتی که در بودجه داریم برای تمام بناهای تاریخی حتی مرمت کلیساها بودجه میگذاریم. سه کلیسای ثبت جهانی داریم و مرمت کلیساها و آتشکدهها در حال انجام است»
به گفته او عدهای قصد داشتند دانسته یا ندانسته در حوزه میراثفرهنگی دو قطبی ایجاد کنند و بین ایران باستان و ایران بعد از اسلام تفکیک ایجاد کنند. اما واقعاً اینگونه نیست و ایران قبل از اسلام و بعد از اسلام باهم تفاوتی ندارد.
ضرغامی به آسیب بناهای تاریخی در سیل اشاره کرد و افزود: «در سیل اخیر گزارشی را به دولت دادم. برآورد اولیه این بود که حدود ۷۳۰ بنای ما آسیب دید و ۲ هزار میلیارد تومان خسارت وارد شد. ما نیازمند این هستیم که برای صیانت از این آثار سرمایهگذاری دقیق انجام دهیم.»
وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی در بخش دیگری از صحبتهای خود به موضوع معماری و مرمت بناهای تاریخی اشاره کرد و افزود: «یکی از آسیبشناسیهایی که باید انجام دهیم وضعیت معماری بعد از انقلاب است. ما بعد از انقلاب در حوزه معماری مشکلاتی داریم باید با صدای بلند اعلام کنیم و باید جبران کنیم.»
او در بخش پایانی صحبتهای خود درباره مشکلات بومگردیها هم گفت: «بومگردی ها ظرفیتهای خوبی هستند و داریم آنها را تکثیر میکنیم. توجه به جنبههای مختلف بومگردیها و ظرفیتهای آنها میتواند کمبودهای اقامتی ما را جبران کند.»
تاکید وزیر کشور بر لزوم اجرای طرحهای آبخیزداری
پیامما: در پی سیلابهای اخیر که طی روزهای نخست مرداد 18 استان کشور را در برگرفت و در برخی مناطق مانند فیروزکوه در میانه تابستان تکرار شد، لزوم توجه به بحثهای آبخیزداری یک بار دیگر خودش را نشان داد. مسئلهای که گرچه در قالب طرح طی 6 ماه گذشته در مجلس شورای اسلامی دنبال میشد اما این بار در قالب لایحهای در دولت نیز بررسی شد.
وزیر کشور در نامهای به استانداران سراسر کشور از آنان خواست با توجه به ظرفیتهای بالفعل و بالقوه موجود در استانها به برنامهریزی و اجرای عملیات آبخیزداری با رویکرد جهادی توجه کافی داشته باشند.
به گزارش پیامما و به نقل از مرکز اطلاع رسانی سازمان منابع طبیعی کشور، احمد وحیدی در این نامه که بیست و دوم مرداد خطاب به استانداران سراسر کشور نوشته شده است با اشاره به اهمیت منابع طبیعی و حفاظت از آن به عنوان پایه و اساس امنیت غذایی و اجتماعی نوشت: ایران در منطقه خشک و نیمه خشک واقع شده و با بحرانهای متعددی مانند خشکسالی و سیل مواجه است که هر سال خسارت اقتصادی و اجتماعی بسیاری به دنبال دارد به گونهای که ظرف 20 سال گذشته وقوع 3500 مورد سیل در کشور باعث خسارت فراوانی شده است.
وزیر کشور خطاب به استانداران: عملیات آبخیزداری اقدامی کم هزینه و موثر در زمینه مدیریت منابع آبی کشور است
وزیر کشور اجرای عملیات آبخیزداری را یکی از اساسیترین اقدامات در مقابله با کاهش خسارت سیل، فرسایش خاک و از دست دادن زیرساختهای کشاورزی و تولیدی کشور دانست و افزود: عملیات آبخیزداری اقدامی کم هزینه و موثر در زمینه مدیریت منابع آبی کشور است.
وحیدی همچنین اشاره کرد: مقام معظم رهبری هم در هفدهم اسفندماه سال 93 و هم در سیزدهم فروردین ماه سال 98 روی موضوع آبخیزداری برای مدیریت سیلابها و حفظ مراتع و جنگلها به عنوان موضوعی بسیار مهم تاکید داشتند و ما وظیفه داریم اجرای این موضوعات مهم را مورد توجه جدی قرار دهیم.
وزیر کشور در ادامه تاکیدات خود به استانداران سراسر کشور، به توجه جدی ریاست جمهوری به موضوع آبخیزداری اشاره و تاکید کرد: حجتالاسلام رئیسی در جلسه هیات دولت راهکار برون رفت از خطرات ناشی از سیل را اجرای عملیات آبخیزداری نام برد و از دستگاههای مربوطه خواست فعالیتهای خود را در این زمینه گسترش دهند.
وزیر کشور همچنین اعلام کرد: بررسیهای میدانی نشان میدهد با صرف هزینههای نه چندان زیاد و با رویکرد استفاده از توان مردم و گروههای جهادی میتوان اجرای عملیات آبخیزداری در کشور را به عنوان یک نهضت با خیرات و برکات بسیار زیاد در دستور کار قرار داد. امروز توان علمی و اجرایی آبخیزداری در کشور قابل توجه است و در صورت برقراری عزم ملی و انسجام سازمانی و استفاده از توان نیروهای جهادی این اقدام با سرعت بیشتری قابل انجام است.
احمد وحیدی وزیر کشور سرانجام از دفتر آبخیزداری و مدیریت منابع آب قرارگاه جهادی وزارت کشور خواست همکاری لازم را با استانداران داشته و میزان پیشرفت کار را در هر استان ارزیابی و بصورت ماهانه به او اعلام کنند.
نامه وزیر کشور در حالی به استانداران ابلاغ شده است که به دوشنبه گذشته، مدیرکل دفتر آبخیزداری و حفاظت خاک سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور از نهایی شدن طرح آبخیزداری و آبخوانداری و ارسال این طرح توسط کمیته کارشناسی و برای وزیر جهاد کشاورزی ارسال شده است.
هوشنگ جزی به خبرگزاری ایسنا گفت: با توجه به اهمیت آبخیزداری و آبخوانداری به عنوان راهکار موثر و زیربنایی در زمینه پیشگیری از پیامدها و خسارات ناشی از مخاطرات طبیعی و ذخیره بارشهای مازاد در دوران ترسالی، طرح آبخیزداری و آبخوانداری با امضای بیش از ۵۰ نفر از نمایندگان مجلس در سال ۱۳۹۹ در دستور کار کمیسیون کشاورزی، آب، منابع طبیعی و محیط زیست مجلس قرار گرفت.
او ادامه داده بود: پس برگزاری جلسات بررسی طرح با حضور نمایندگان دستگاههای دولتی موثر و مرتبط با مدیریت نماینده کمیسیون کشاورزی، آب منابع طبیعی و محیط زیست در مجلس مقرر شد سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور نسبت به تنظیم نهایی طرح برای تصویب در صحن مجلس، جلسات کارشناسی با دستگاههای دولتی و نمایندگان بخش تحقیقات آبخیزداری برگزار کند و پس از تایید کمیته کارشناسی، طرح به مجلس ارسال شود. در حال حاضر طرح توسط کمیته کارشناسی بررسی و نهایی شده و برای وزیر جهاد کشاورزی ارسال شده است.
تلاشهای توامان مجلس و دولت پس از وقوع بحران اخیر در حالی اتفاق میافتد که اجرای طرحهای آبخیزداری در کشور با وجود تدوین در قوانین برنامههای توسعه 5 ساله کشور، به دلایل متعددی از جمله بودجه همواره از حدود مقرر عقبتر بوده است. گرچه یکی از انتقاداتی که طی سالها متوجه اجرای این طرحها بوده، خلاصه سازی آن در سدسازیهاست که با مساله اعتبار نیز گره خورده است و همچنین پیامدهای محیط زیستی و اجتماعی زیادی داشته است. به عنوان مثال در ابتدای برنامه ششم توسعه اجرای ۱۰ میلیون هکتار عملیات آبخیزداری پیشبینی شد. در ابتدای این دوره انجام عملیات آبخیزداری در هر هکتار یک میلیون تومان هزینه داشت و برای ۱۰ میلیون هکتار آبخیزداری حدود ۱۰ هزار میلیارد اعتبار نیاز بود. طی سالهای ۹۷ ، ۹۸ و۹۹ به دستور مقام معظم رهبری از محل صندوق توسعه ملی اعتباری به آبخیزداری اختصاص پیدا کرد و این اعتبار به دلیل اینکه طی سالیان گذشته اعتبارات به توسعه آبخیزداری کمک کرد، با این حال تنها ۴۵ درصد تعهدات برنامه ششم به سرانجام رسید.
«بخشینگری» و «یکجانبهگرایی» آفت محیط زیست ایران
|پیام ما | حکمرانی محیط زیست در ایران با چالشهای متعددی روبهرو است. منطقه گرایی، بخشینگری دستگاههای دولتی، روی کاغذ ماندن قوانین بالادستی و… موجب شده حال محیط زیست ایران روز به روز بدتر شود. به نظر میرسد حکمرانی محیط زیست ایران نیازمند بازنگری جدی است. «پیام ما» در این شماره متن خلاصه سخنرانی کیومرث اشتریان، متخصص سیاستگذاری عمومی و دانشیار هیئت علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشکده تهران را منتشر میکند. این سخنرانی با موضوع «گونهشناسی فعالیت مدنی در حفاظت از محیطزیست» در یکی از نشستهای مدرسه روزنامهنگاری کمپین مردمی حمایت از زاگرس مهربان انجام شده است.
دانشیار دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران در سخنانی مهمترین فاکتور پیشرفت تمدن غرب را تفکر و تامل در کنش جمعی آنها دانست که متاسفانه در جامعه ما این موضوع جا نیفتاده است. بنابراین جامعه به یک مهارت عمومی برای فعالیتهای جمعی در حوزه محیط زیست نیاز دارد.
کیومرث اشتریان معضلات محیطزیستی در ایران جزو مسائل بغرنج دانست و بخشیگرایی در دستگاههای دولتی را مهمترین عامل مشکلات محیط زیستی دانست.
کیومرث اشتریان: جامعه برای حفاظت و مراقبت از محیطزیست نیازمند نهادهای سنتی و غیرانتفاعی است
اشتریان گفت: «مسئله محیطزیست در ایران جزو مسائل بغرنج محسوب میشود، در واقع اینطور مسائل ذیربطها و تصمیمگیرندگان متعددی در بخشهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، بینالمللی دارند. در نتیجه تبعات واضح و روشن نیست. در دستگاههای دولتی مثلا وزارت صنایع و کشاورزی سازمان محیطزیست همه میخواهند به سمت خودشان بکشانند. با تشکیل سازوکار حقوقی و نهادی نیز مشکلی حل نشد و فقط کشمکشها بیشتر شده است. هر کسی قدرت بیشتری داشته باشد کار را به سمت خودش میکشاند،بنابراین بخشگرایی از مهمترین معضلات محسوب میشود و دستگاههای دولتی نیز خودآگاهی و مهارت کافی را ندارند.»
اشتریان دومین گام در این زمینهها را نحوه بررسی مسائل مشارکتی دانست: «مشارکت تبعاتی دارد و مشهورترین نظریه در خصوص این موضوع پلکان مشارکت است که از سادهترین شکل آن یعنی تحت عنوان اطلاعرسانی شروع میشود تا تفویض اختیار. باید به پلکان مشارکت از پایین به بالا توجه کنیم و میزانی از مشارکت را برای افراد قائل شویم. در حل مسائل بغرنج دولت باید مسئولیت برعهده بگیرد و دیگران را مشارکت دهد، در واقع دولت نقش تسهیلگری را ایفا میکند. تسهیلگری یک مهارت و فن است و دولت مانند یک بنگاه کاملا مسلط بر قوانین مشارکت افراد را تبدیل به قوانین و مقررات میکند. متاسفانه شناخت و سابقهای که بنده از دولتهای قبلی و کنونی دارم همه دچار عدم مهارت تسهیلگری بودند و هستند و این معضل، مشکلی تمدنی است. بنابراین مهارتهای تسهیلگری، تصمیمگیری برای حل مسائل پیچیده در بخش دولتی ضروری است.»
اشتریان در ادامه گفت: «توجه به مهارتهای تحقیق توسعه برای پشتیبانی فنی از تصمیمگیریهای مشارکتی در دولت و بخش مدنی نیازمند مهارتهای تحقیق و توسعه است. بدون مطالعه نمیتوانیم کاری را پیش ببریم. بسیاری از مراکز خصوصی و دولتی با تحقیق و توسعه آشنا نیستند.» به گفته او الزامات دیگر که باید به آن توجه شود مهارتهای حقوقی و فرایندی برای فعالان مدنی است. دانشیار دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران در بخش دیگری از سخنانش گفت: «ما اطلاع دقیقی از فرایندها نداریم و نمیدانیم برای یک تصمیم چه فرایند طولانی در دولت انجام میشود. افراد کمی با کل فرایند دولتی و برنامههای 5 ساله آشنا هستند. بنابراین با وجود تکثر نهادی فرایندها خیلی پیچیده است. با نگاه به قوانین وضع شده در پیشنویس تشکلهای اجتماعی میتوان به راحتی فهمید افرادی که این قوانین را وضع کردهاند چه دیدگاههایی داشتهاند. مثلا تشکلهای محیطزیستی را یک فعالیت غیرسیاسی و با اهداف اجتماعی میدانند. ممکن است خیلی از ما تصور کنیم سیاست یعنی مبارزه جناحهای سیاسی است، اما فعالیتهای به ظاهر اجتماعی، اقتصادی جزو اصلیترین فعالیتهای سیاسی محسوب میشود.»
اشتریان گفت: توجه به مهارتهای تحقیق توسعه برای پشتیبانی فنی از تصمیمگیریهای مشارکتی در دولت و بخش مدنی نیازمند مهارتهای تحقیق و توسعه است. بدون مطالعه نمیتوانیم کاری را پیش ببریم. بسیاری از مراکز خصوصی و دولتی با تحقیق و توسعه آشنا نیستند
اشتریان ادامه داد: مهارت حقوقی که باید به آن توجه داشته باشیم مهارت گفتوگو با مقامات امنیتی است. با توجه به شناختی که از کشور خودمان داریم، همه ما از هر گروهی که هستیم باید مشوقانه نگاه کنیم که این کار عمومی است و قرار نیست هر کسی که فعالیت مدنی برعهده دارد فعالیتش علیه وضعیت امنیتی باشد. از طرف دیگر باید نهادهای مدنی هم به مسائل مورد اهمیت کشور توجه کنند و نگاه بیمنطق و یک جانبهگرا نداشته باشند. اگر ما نگاه منصفانه و مشوقانه داشتهباشیم و همه با هم مهربانه رفتار کنیم و دستگاههای امنیتی هم از یک جانبهگرایی پرهیز کنند میتوان بخشی از مشکلات را حل کرد.»
اشتریان تاکید کرد: «جامعه برای حفاظت و مراقبت از محیطزیست نیازمند نهادهای سنتی و غیرانتفاعی است. مثلا شوراهای که در شهر و روستاها تشکیل میشود، در واقع تصنعی هستند و ابزار مبارزه منافع و فساد عدهای شدهاند. وقتی یک نهاد انتخاباتی وارد جامعه میشود بدون اینکه سازوکارهای اجتماعی وجود داشته باشد عملا همین میشود. ما نیازمند نهادهایی هستیم که ورود و خروج به آن بسته نباشد. مثلا مجالس منطقهای بتوانند در مورد آب، جنگل و… دائما در حال فراز و فرود باشند. مجالس منطقهای مهم هستند. علاو بر نهادهای سنتی موجود حتما حضور و مشارکت متخصصان و نهادهای مدنی رسمی و اصحاب محیط زیستی نیز برای گرفتن نتیجه مطلوب الزامی است.»
خسارت سیل به زنبورداران 12 استان
مجری طرح توسعه زنبورداری کشور از اجرای پوشش بیمه تکمیلی برای تلفات احتمالی ناشی از سمپاشیهای مزارع و باغات به عنوان عامل خارج از مدیریت زنبورداران در سال زراعی آینده خبر داد.
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی وزارت جهاد کشاورزی، تورج صارمیبا بیان این مطلب افزود: دستورالعمل بیمه تکمیلی زنبورداران با موافقت صندوق بیمه کشاورزی نهایی شده و با اجرایی شدن آن در سال زراعی آینده، بابت تلفات ناشی از سمپاشیهای باغات و مزارع کشاورزی به زنبورداران غرامت پرداخت میشود.
او افزود: در حال حاضر زنبورداران میتوانند از بیمههای پایه، ویژه و تکمیلی صندوق بیمه محصولات کشاورزی برخوردار شوند که افزودن بیمه تکمیلی جدید برای جبران خسارت ناشی از سمپاشیها نیز میتواند ریسک فعالیت و تولید در حوزه زنبورداری را کاهش دهد.
صارمیبا اشاره به تلفات زنبورهای عسل در استان آذربایجان غربی بر اثر سمپاشیهای باغات و مزارع گفت: با هماهنگی به عمل آمده از طریق سازمان جهاد کشاورزی استان آذربایجان غربی در حال پیگیری اخذ آمار تلفات تایید شده و پیشبینی خسارت وارده به زنبورستانها از سوی مدیریت بحران استانداری استان هستیم تا ضمن انعکاس موضوع به مدیریت بحران در وزارت جهاد کشاورزی و پیگیری موضوع در وزارت کشور، اقدامات حمایتی لازم برای جبران خسارت به زنبورداران آسیبدیده صورت گیرد.
او درباره خسارتهای ناشی از سیلهای اخیر به زنبورستانهای کشور نیز اعلام کرد: مطابق استعلام به عمل آمده از سوی سازمان جهاد کشاورزی استانها، سیل به صورت محدود و تنها در برخی از استانها خسارتی را به کلنیهای زنبور عسل وارد کرده است که بر اساس گزارش اولیه حدود ۳ دهم درصد از کلنیهای موجود در کشور بر اثر سیل آسیب دیدهاند. مجری طرح توسعه زنبورداری کشور تعداد کلنیهای زنبور عسل در کشور را بالغ بر۱۱ میلیون کلنی عنوان و اضافه کرد: خسارت ناشی از سیل در ۱۲ استان گزارش شده است که بیشترین آمار خسارت وارده در استانهای چهارمحال و بختیاری، فارس اصفهان، یزد و مرکزی است. او ادامه داد: پیش از وقوع سیل علاوه بر اطلاعرسانی سازمان هواشناسی به مراکز استانها، از سوی دفتر توسعه زنبورداری کشور نیز مکاتبهای با استانهای در معرض خطر و اعلام هشدار قرمز مطابق اعلام سازمان هواشناسی به زنبورداران داده شده بود تا از نگهداری کندوهای زنبورعسل در کنار رودخانهها خودداری و کلنیهای زنبور عسل را به مناطق امن انتقال دهند. صارمیگفت: به واحدهای زنبورداری آسیب دیده بر اثر سیل در صورت بیمه بودن از سوی صندوق بیمه کشاورزی غرامت پرداخت میشود. او اضافه کرد: علاوه بر اعلام گزارش خسارت ناشی از سیل اخیر از سوی سازمان جهاد کشاورزی استانها، به مدیریت بحران و پدافند غیر عامل وزارت جهاد کشاورزی و وزارت کشور، گزارشهای اولیه در مورد خسارات ناشی از سیل اخیر نیز از طریق دفتر توسعه زنبورداری به واحدهای ذیربط برای پیشبینی سیاستهای حمایتی ارسال شده است.
در رشته کوههای البرز دادهها و پیشبینیهای تغییرات آب و هوا بسیار پراکنده و پیشبینی تغییرات به دلیل پیچیدگی توپوگرافی و کمبود داده ها مشکل است. مدلهای تغییر اقلیم تغییرات قابل توجهی را نشان میدهد تعداد رویدادهای خطرناک، به ویژه خشکسالی، سیل و زمین لغزش در حال افزایش است. مدلها نشان میدهند که با بارانهای شدید و ساختوسازهای غیرقانونی که دامنههای کوهها را بیثبات میکند، و مردم ساکن در دامنهها بیشتری متضرر میشوند. خسارتهای سیلاب در مرداد 1401 در مناطق مختلف نشان داد که خسارتهای سیل در منطقه البرز ایران به شدت به مداخلات انسانی وابسته است. ریسک زمین لغزش به دلیل دو روند افزایشی – تغییر اقلیم و شهرنشینی – افزایش مییابد. اکنون، محققان باید ارزیابی کنند که چنین خطراتی دقیقا کجا و تا چه حد افزایش مییابد. این کار هم به داده های دقیق نقشه برداری و هواشناسی و هم برداشتهای به هنگام زمینشناختی وابسته است.
بسیاری از مهاجران که به شهر میرسند در نهایت در سکونتگاههای غیررسمی بر روی تپهها و دشتهای سیلابی در حاشیه شهرها زندگی میکنند. شیوه های غیررسمی مسکن مانند جنگل زدایی بی رویه، مداخله در شیب طبیعی زمین و زهکش کردن آب خانگی در داخل دامنه های با پتانسیل زمینلغزش ، احتمال رانش را افزایش دهد و چنین جوامعی به طور نامتناسبی آسیب می بینند. زمینلغزش زمانی رخ میدهد که نیروی جاذبه – گرانش – بر نیروهای مقاوم خاک یا سنگ در شیب غلبه کند و باعث لغزش، سقوط یا سرازیر شدن توده به سمت پایین شود. بارندگی شدید محرک اصلی است که با نفوذ آب به زمین، فشار در منافذ را افزایش میدهد و خاک را ضعیف می کند. از سوی دیگر زمینلرزهها هم به عنوان محرک بالقوه به ویژه در مناطق لرزه خیزی مانند ایران عمل میکنند. هر چه شیب تپه بیشتر باشد و موادی که از آن ساخته شده ضعیفتر باشد، ناپایدارتر خواهد بود. عوامل دیگر، مانند ریشههای گیاه، ممکن است مقداری موجب تقویت مقاومت در برای گسیختگی و وقوع لغزش شود. تغییرات انسانی در شیبها می تواند احتمال شکست آنها را بیشتر کند. اوضاع پیرامون شهر لواسان و روستاهای زردبند، رودک و آهار شمیرانات در شمال تهران، که کوهخواری، تغییر دامنهها برای ایجاد تراس یا مسطح کردن دامنه کوهها برای خانهسازی ، حاشیه جاده ها را شیبدارتر و در نتیجه ناپایدارتر کرده، گواه دقیق چنین وضعی است. چنین حالتی تقریبا در تمام محدوده جاده اوشان تا شمشک در استان تهران در حاشیه شهرهای اوشان، فشم، میگون و شمشک رخ داده است. حذف پوشش گیاهی و تزریق آب از طریق زهکشی ضعیف یا لولههای نشتی نیز خطر زمینلغزش را افزایش میدهد. استخراج معادن و ساخت جادههای بیشتر تنها نمادهای آشکار توسعه ناپایدار در این ناحیه نیستند. لغزش معمولاً در دامنه تپههایی با شیب تندتر از 10 درجه رخ میدهد و با افزایش زاویه شیب، احتمال افزایش مییابد. با سکونت بیشتر مردم در حومه شهرها، تعداد ساکنان در شیب های 10 درجه یا بیشتر در حال افزایش است . تعداد کسانی نیز که در زمینهای هموار پایین زندگی میکنند، افزایش مییابد که در معرض خطر جریانهای سیلابهای واریزهای هستند.
گزارش یک فاجعه؛ ۳ ماه پس از واقعه
|پیام ما| در حالی که وزیر کشور پس از استماع گزارش کمیسیون عمران در خصوص دلایل فروریختن ساختمان متروپل در جریان نشست علنی دیروز مجلس، خواستار برخورد با خاطیان و مجرمان در این پرونده شد، رئیس مجلس از لزوم اصلاح قانون نظام مهندسی گفت و تاکید کرد تا زمانی که مشکل درآمد پایدار شهرداریها به صورت ریشهای حل نشود، مشکلاتی مانند ساخت و ساز و حوزه نظارتهای مهندسی و صدور پروانهها بر قوت خود باقی است.»
۸۶ روز از روزی که متروپل فروریخت گذشت. دیروز اما از جهاتی با اغلب ۸۵ روز دیگر این بازه زمانی حدوداً سهماهه متفاوت بود. روزی که سخنگوی کمیسیون عمران گزارش ۱۰ هزار کلمهای این کمیسیون در خصوص علل و عوامل فروریزش ساختمان متروپل را در صحن علنی مجلس قرائت و تاکید کرد که تخلفات اداری و نظامی برخی افراد در این حادثه برای اعضای کمیسیون عمران محرز است و به همین دلیل میخواهند با قید فوریت برای تخلفات پرونده تشکیل شود. گزارشی که عبدالجلال ایری در جریان قرائت آن، با تاکید بر «موارد بسیار زیاد نقض قوانین»، خواستار اتخاذ تدابیر خاص در قوه قضائیه برای رسیدگی به این پرونده و همچنین اقدامات فوری پیشگیرانه در مورد تخلفات در عرصه ساخت و ساز شد. دیروز مجلس البته بهجز نمایندگان، چند میهمان مهم نیز داشت. میهمانانی همچون احمد وحیدی وزیر کشور و محمود محمودزاده معاون مسکن و ساختمان وزارت راه و شهرسازی که بهمنظور استماع گزارش کمیسیون عمران خود را به صحن علنی مجلس رساندند و پس از اتمام روند قرائت این گزارش در این رابطه اظهار نظر کردند. آن هم در حالی که بجز این دو مقام دولتی، چند نفر از نمایندگان مجلس نیز به بیان دیدگاهها و نقطهنظراتشان درباره علل و عوامل فروریزش متروپل پرداختند و در نهایت رئیس مجلس با بیان اینکه «حل مشکلات ساخت و ساز در کشور منوط به رفع مشکل درآمد پایدار شهرداریها به صورت ریشهای است»، گفت: «اگرچه مجلس یازدهم اخیراً در حوزه درآمد پایدار شهرداریها یک مصوبه داشته اما این مشکل درآمد پایدار شهرداریها حل نمیکند و تا این مشکل به صورت ریشهای حل نشود، مشکلاتی مانند ساخت و ساز و حوزه نظارتهای مهندسی و صدور پروانهها بر قوت خود باقی است.» محمدباقر قالیباف که ۱۲ سال شهردار پایتخت بوده و تا همین یکی، دو سال پیش هم بیش از هر عنوان و منصب بهعنوان شهردار پیشین تهران شناخته میشود، همچنین تاکید کرد که قانون نظام مهندسی دارای مشکلات جدی است. قالیباف در قامت رئیس مجلس یازدهم در پایان سخنانش از کمیسیون عمران خواست ضمن بررسی قانون نظام مهندسی، نسبتبه اصلاح آن اقدام کند. چراکه بهگفته او، در این صورت، میتوان هم نظارتها را دقیق کرد و هم علل و عواملی را که منجر به بروز این دست حوادث تلخ میشود، کشف و حل و فصل کرد. رئیس مجلس اما در شرایطی بر این مهم تاکید کرد که پیش از او، شماری از نمایندگان از جمله جلیل مختار، سیدمحمد مولوی و سیدمجتبی محفوظی نمایندگان آبادان و همچنین محمدحسن آصفری نماینده اراک و کمیجان و خنداب، علیرضا سلیمی نماینده محلات و دلیجان، حسن محمدیاری نماینده طوالش، رضوانشهر و ماسال و علی بابائیکارنامی نماینده ساری، پس از قرائت گزارش کمیسیون عمران مجلس، یکی از دلایل وقوع این دست حوادث را سپردن امور به مدیران ضعیف و نالایق دانسته و بر لزوم معرفی بانیان این حادثه و برخورد جدی با آنها تاکید کردند.
این در حالی بود که وزیر کشور نیز در این رابطه گفت: «افراد خاطی و مجرم در حادثه متروپل باید به طور جدی مورد پیگرد قانونی قرار گیرند.» احمد وحیدی که در بخشی از سخنانش از ایجاد سامانهای توسط این وزارتخانه برای شناسایی سازههای ناپایدار در کشور خبر داد، یکی از وظایف و اقدامات جاری وزارت کشور را شناسایی سازههای ناپایدار برای ایجاد چارچوب قانونی خواند و تاکید کرد که این برعهده و وظیفه شهرداریها است که پس از دریافت گزارش از این سازهها به مالکان تذکر بدهند و اگر در مهلت تعیین شده موارد اصلاح نشد، در این رابطه به قوه قضائیه گزارش دهند. معاون مسکن و ساختمان وزارت راه و شهرسازی نیز که بهعنوان یکی از دو مقام ارشد دولتی حاضر در نشست علنی دیروز پس از قرائت گزارش کمیسیون عمران مجلس، درباره حادثه فروریختن متروپل اظهار نظر کرد، در بخشی از سخنانش با بیان اینکه «بارها دستور توقف پروژه متروپل صادر شده»، گفت: «بهطور خاص در سال ۹۶ و ۹۸ دستور توقف این پروژه صادر شدهبود اما به آن توجهی نشد.» محمود محمودزاده همچنین با بیان اینکه «پرونده قضایی این پروژه با پیگیری و رونوشتهایی که از دادستان شهرستان روی آن وجود دارد، از سال ۹۵ موجود است»، گفت: «پس از حادثه، گروه کارشناسی به دستور قاضی تشکیل شد و کارگروه ۷ نفره مسئولیت وقوع حادثه را تا ۷۵ درصد متوجه سازنده تشخیص داد.»
سخنگوی کمیسیون عمران گزارش ۱۰ هزار کلمهای این کمیسیون در خصوص علل و عوامل فروریزش ساختمان متروپل را در صحن علنی مجلس قرائت و تاکید کرد که تخلفات اداری و نظامی برخی افراد در این حادثه برای اعضای کمیسیون عمران محرز است و به همین دلیل میخواهند با قید فوریت برای تخلفات پرونده تشکیل شود
این در حالی بود که کمیسیون عمران در گزارش اعلام دلایل فرو ریزش ساختمان متروپل، «ضعف سازهای در پروژه»، «بار ثقلی بسیار زیاد که با حذف یک تیر یا ستون امکان باز پخش مجدد را ندارد»، «فقدان محاسبات مربوط به انهدام پیشرونده»، «نامناسب بودن اتصالات تیرها و ستونها»، «ضعیف بودن ستونها»، «فقدان شکلپذیری لازم در اتصالات»، «ضعف جوشکاری»، «ضعف بتن به نحوی که میلگردها بدون هیچگونه پیوستگی و چسبندگی از بتن خارج شده و بتن در موارد متعدد خرد شده» را بهعنوان مهمترین علل فنی فروریزش ساختمان متروپل مورد تاکید قرار داد. همچنین در ادامه این گزارش که برخی از دیگر عوامل فروریزش ساختمان مترول میپردازد، آمده است: «از دیگر علل فنی ریزش ساختمان بر اثر بار مرده و بخشی از بار زنده – در حالی که بارگذاری و بهرهبرداری کامل از آن صورت نگرفته بود – میتوان به تعارض منافع شهرداری در مقام کارفرمای پروژه و مقام کنترلکننده ساختمان، کنار عدم رعایت ضوابط شهرسازی و عدم اجرای الزامات قانونی در تقبل و انجام وظایف و خدمات مهندسی و عدم اجرای صحیح وظایف و تکالیف قانونی اشاره کرد.» همچنین «عدم اتصال مناسب و جوشهای ضعیف و اتصال ناکافی»، «عدم اتصال صحیح سقف به ستونها»، «تعداد کم ستونها» و «عدم طراحی، نظارت و اجرای صحیح ساخت» بهعنوان برخی از دیگر عوامل فروریزش متروپل مورد تاکید قرار گرفته و در ادامه آمده است: «از مشکلات اساسی، کیفیت پایین مصالح در اجرای ساختمان متروپل است که علیالخصوص میتوان به کیفیت پایین بتن سقفها، با توجه به خرد شدن کامل بتن و بیرون کشیده شدن کامل آرماتورها اشاره کرد.»
این در حالی است که در بخش دیگر این گزارش به مشکلات «طراحی» ساختمان، بهعنوان بخشی از دیگر عوامل فروریزش متروپل اشاره و تاکید شده است: «طراحی ساختمان متروپل در حد طراحی برای یک ساختمان ۱۲ طبقه نیست. همچنین در حوزه مشکلات «اجرا» نیز آمده است: «بسیار محتمل است که در چنین فرایندی اجرای ساختمان نیز با نقشهها انطباق نداشته باشد، در پروانه ساختمانی نام مجری دارای صلاحیت نیز ذکر نشده و معلوم نیست که هر قسمت از عملیات ساختمانی توسط چه اشخاصی اجرا شده است. ناظران و دفتر نمایندگی سازمان استان به این نقص پروژه نیز هیچگونه تذکری ندادهاند.»
در این گزارش همچنین تاکید شده است: «قوانین و مقررات پراکنده، نهادهای متعدد دخیل در ساخت و ساز، دوگانگی نظامهای ساخت و ساز کشور، کاستیها و ایرادات موجود در قوانین و مقررات جاری، رعایت نکردن اصول و قواعد قانونگذاری در تدوین برخی از قوانین و مقررات موجبات سردرگمی دستاندرکاران از یکسو و سوءاستفاده سودجویان را از سوی دیگر فراهم کرده است.» همچنین در بخش دیگر این گزارش، یکپارچهسازی نظامهای ساخت و ساز کشور در ۳ موضوع «صلاحیتهای پایه»، «مقررات لازمالاجرا» و نیز «تبیین دقیق وظایف و مسئولیتهای مهندسان» لازمه انسجام ساخت و ساز در کشور عنوان و تاکید شده که این مهم باید با رفع مخالفت بیمورد بعضی سازمانها بهجد پیگیری و اجرا شود. در سطور پایانی این گزارش همچنین قویا توصیه شده که «برنامه شناسایی ساختمانهای پرخطر با برنامهریزی و استراتژی مشخصی به عمل آید.»
