بایگانی مطالب نشریه

دو استعفای جدید در سازمان محیط زیست

|پیام ما| همزمان با شنیده‌شدن خبرهایی درباره تغییر مدیر کل محیط زیست یزد، نیره پورملائی از سمت خود استعفا کرد و علاوه بر او سجاد جلالی، سرپرست دفتر حقوقی و امور مجلس اعلام کناره‌گیری کرد. درخواست استعفای دو مدیر در یک روز در حالی است که در روزهای گذشته مدیرکل محیط زیست استان تهران بدون اعلام قبلی برکنار شده و تغییرات ناگهانی حدود 50 مدیر ستادی و استانی سبب اعتراض پرسنل سازمان حفاظت محیط زیست هم شده است. از سوی دیگر در روزهای گذشته انتشار فایلی صوتی از سرپرست حراست سازمان، حاکی از دستوراتی برای تغییر بسیاری از مدیران داشت، هر چند این گفته‌ها «تقطیع‌شده» خوانده شد.
همانطور که «پیام ما» دیروز در گزارشی از نامه جمعی از کارکنان محیط زیست استان یزد خطاب به علی سلاجقه، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست مبنی بر درخواست جلوگیری از آمدن مهتاب طاهری به جای نیره پورملائی و از احتمال تغییر او در روز یکشنبه خبر داده بود، این مدیر کل صبح دیروز از سمت خود کناره‌گیری کرد. نیره پورملایی که زمانی مدیرکل محیط زیست استان سیستان و بلوچستان بود، در دوره کلانتری به سمت مدیرکل حفاظت محیط زیست استان یزد رسید. در نامه استعفای او که رونوشت آن برای استاندار یزد و مدیران کل سازمان محیط زیست ارسال شده، هدف از این درخواست «پویایی و اثرگذاری و فعالیت در حوزه جدید کاری» عنوان شده است.
در همین حال سجاد جلالی، مشاور رئیس سازمان و سرپرست دفتر حقوقی و امور مجلس نیز در نامه‌ای جداگانه درخواست استعفا کرد. در نامه او خطاب به سلاجقه درباره دلیل کناره‌گیری آمده است:‌ «علی‌رغم توافقات اولیه و دستورات صریح جنابعالی در خصوص استقلال حوزه حقوقی و امروز مجلس که متاسفانه هیچگاه عملیاتی نشد، امکان ادامه همکاری برای اینجانب ذیل معاون توسعه مدیریت سازمان میسر نمی‌باشد.» جلالی در ادامه گفته است که «به دلیل ایجاد هماهنگی و انسجام امور حقوقی و امور مجلس سازمان» و همچنین «پرهیز از تنش و اختلافات» استعفا می‌دهد. گلایه او در حالی است که اردیبهشت امسال رضا انجم‌شعاع در جایگاه معاون توسعه مدیریت، حقوقی و امور مجلس قرار گرفت. از سوی دیگر سجاد انجم شعاع که پدر رضا انجم‌شعاع است از سوی سلاجقه به‌ عنوان مدیرعامل صندوق ملی محیط زیست منصوب شده بود.
در نامه‌ اخیر پرسنل سازمان حفاظت محیط زیست که تعداد و اسامی آنها برای «پیام ما» روشن نیست، به ابراهیم رئیسی بر «ایجاد شکافی عظیم در بدنه پرسنلی این سازمان» از سوی سلاجقه تاکید شده و آمده است که او‌ «علاوه بر نداشتن عملکردی مناسب قادر به پاسخگویی به مردم هم نیست تا جایی که با نصب درب آهنی همچون زندان‌ها در ورودی طبقه محل کارش احدی را ملاقات نمی‌کند، انتصابات مورددار و در سطحی بسیار پایین و بدون کارشناسی انجام شده به طوری که پس از عزل و نصب‌های فراوان (بالغ بر۵۰ نفر فقط مدیران ستادی و استانی) هنوز عملکردی را نه دولت شاهد است و نه پرسنل و نه مردم… ایشان در مواردی حتی منسوبین خودش را در فاصله کوتاهی مجدد عزل کرده است».

درخواست همسان‌سازی پرداخت‌های عیدانه و مناسبت‌های ملی مذهبی مختلف

کارزاری با عنوان «درخواست همسان‌سازی پرداخت‌های عیدانه و مناسبت‌های ملی مذهبی مختلف» در وب‌سایت کارزار در جریان است. در متن این کارزار خطاب به رئیس جمهور، رئیس مجلس شورای اسلامی، رئیس قوه قضائیه، نمایندگان مجلس و رئیس سازمان برنامه و بودجه آمده: «اینجانبان فرهنگیان ایران زمین نسبت به عدم پرداخت‌های متفاوت از قبیل اعیاد ملی و مذهبی و همچنین مناسبت‌هایی مانند روز معلم و روز زن و مرد و… گلایه‌مند هستیم، زیرا در دستگاه‌های مختلف این پرداختی‌ها به طرق مختلف و با ارقام متفاوت و بعضاً برابر یک ماه حقوق فرد انجام می‌شود.
با توجه به مبالغ دریافتی و احکام کارگزینی فرهنگیان عزیز لازم است تا اینگونه عدالت در پرداخت‌ها که پیشتر رئیس جمهور محترم به آن اشاره کرده بودند به عرصه ظهور برسد و ما فرهنگیان نیز ذره‌ای طعم عدالت را بچشیم.»
این کارزار از 22 مرداد آغاز شده و تا 31 شهریور ادامه دارد. همچنین این کارزار تاکنون از سوی 6051 نفر امضا شده است.

شورایعالی محیط زیست، ناجی «کلاه قاضی» ؟

بهره‌برداری از آزادراه اصفهان به شیراز حالا به لحظات سخت خود نزدیک شده است. این آزادراه که بخشی از آن از پارک ملی و پناهگاه حیات وحش «کلاه‌قاضی» می‌گذرد، در سال‌های گذشته محل مناقشه محیط زیست با سازندگان جاده بوده و در حالی که سال گذشته، مدیرکل دفتر مدیریت زیستگاه‌ها و امور مناطق سازمان حفاظت محیط زیست طی نامه‌ای به ایرج حشمتی، مدیرکل وقت محیط زیست استان اصفهان بر ضرورت جلوگیری از هرگونه دخل و تصرف در محدوده پارک ملی کلاه قاضی و خارج کردن مسیر پروژه آزادراه از این منطقه تاکید کرده بود، چند روز قبل معاون هماهنگی امور عمرانی استاندار اصفهان از تصویب پروژه در استان خبر داده و گفته: «آزادراه کنارگذر شرق (اصفهان- شیراز) از منطقه حفاظت‌شده می‌گذرد و این در سطح استان مورد تایید اداره محیط زیست هم قرار گرفته است و مراحل اداری را طی می‌کند و در تهران نیز جلسات مقدماتی انجام شده است.» اتفاقی که به گفته حسن اکبری، معاون محیط زیست طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست «بعید به نظر می رسد». او به «پیام ما» می‌گوید: «استان به تنهایی چنین اختیاری ندارد و هنوز مکاتبه جدیدی با سازمان در اینباره صورت نگرفته است.»

موضوع ساخت آزادراه اصفهان به شیراز از ماه‌های قبل شروع شد؛ زمانی‌که اعلام شد که تا سال 1401 باید آزادراه افتتاح شود و بعد از آن هم مسئولان بسیاری بر تسریع کار تاکید کردند. اما ماجرای ساخت این آزادراه و گره موجود در آن به منطقه‌ای برمی‌گردد که باید از درون پارک ملی و پناهگاه حیات وحش «کلاه قاضی» بگذرد. این پروژه که از سال ۱۳۵۵ طراحی و در سال ۱۳۸۱ عملیات اجرایی آن آغاز شد، از سال ۱۳۸۵ به دلیل مشکلات اعتباری به مدت ۱۰ سال نیز متوقف بوده است. ۵۵ کیلومتر از قطعه‌های یک و دو این آزادراه از تقاطع جاده اصفهان- کاشان تا پل فرودگاه آبان ماه سال گذشته افتتاح شد. قطعه سوم این کنارگذر از جوار باغ رضوان اصفهان تا گردنه لاشتر در غرب پارک ملی کلاه‌قاضی پس از به طول ۳۰ کیلومتر است. سازمان محیط زیست اما با این طرح مخالف بود و سال گذشته هم رضا اقتدار، مدیرکل دفتر مدیریت زیستگاه‌ها و امور مناطق سازمان حفاظت محیط زیست طی نامه‌ای به ایرج حشمتی، مدیرکل حفاظت محیط زیست استان اصفهان بر ضرورت جلوگیری از هرگونه دخل و تصرف در محدوده پارک ملی کلاه‌قاضی و خارج کردن مسیر پروژه آزادراه از این منطقه تاکید کرد. در این نامه که آبان ماه پارسال ارسال شد آمده: «اصلاح مسیر آزادراه کنارگذر شرقی اصفهان در داخل محدوده پارک ملی کلاه قاضی مورد تأیید این دفتر است و ضرورت دارد ضمن جلوگیری از هرگونه دخل و تصرف در محدوده پارک ملی کلاه قاضی (در مسیر مدنظر) اقدام لازم جهت اصلاح و خارج نمودن مسیر پروژه از پارک ملی کلاه‌قاضی صورت پذیرفته و از نتایج این دفتر را مطلع فرمایید.» با این همه ایرج حشمتی دو روز پیش به تهران آمد و بر صندلی معاونت محیط زیست انسانی در پردیسان نشست. در این میان مهران زینلیان، معاون هماهنگی امور عمرانی استاندار اصفهان هم، پنج روز قبل در حاشیه برگزاری پنجمین جلسه شورای هماهنگی ترافیک استان در سال جاری گفت: «بهره‌برداری از کمربندی غرب باعث حذف حمل و نقل سنگین در محور اتوبان صفه و انتقال این بار ترافیکی به مسیر بعد از سپاهان شهر می‌شود و آزادراه شرق نیز لازم بود در این جلسه مصوب شود؛ بخشی از این آزادراه از منطقه حفاظت‌شده کلاه‌قاضی رد می‌شود و این امر در سال‌های اخیر مورد مناقشه بوده است.»

معاون هماهنگی امور عمرانی استاندار اصفهان ابراز تاسف از اینکه «بسیاری از جاده‌های استان در گذشته بدون رعایت مسائل محیط زیستی اجرا شده»، گفت که «به‌هرحال در مورد آزادراه شرق شاید به لحاظ گزینه فنی، چاره‌ای نیست که از این منطقه رد شود» و اضافه کرد: با توجه به هماهنگی‌های انجام شده و اینکه آزادراه شرق شریان حیاتی شمال به جنوب کشور محسوب می‌شود و نیز با توجه به اینکه بخش‌های زیادی از این آزادراه بزرگ اجرا شده و فقط این قسمت از آزادراه قفل شده بود، تاکید شد با رعایت همه ملاحظات محیط زیستی اجرا شود

همین حرف‌ها بود که بار دیگر عبور آزادراه از پارک ملی را به میان کشید. او با ابراز تاسف از اینکه «بسیاری از جاده‌های استان در گذشته بدون رعایت مسائل محیط زیستی اجرا شده»، گفت که «به‌هرحال در مورد آزادراه شرق شاید به لحاظ گزینه فنی، چاره‌ای نیست که از این منطقه رد شود» و اضافه کرد: «با توجه به هماهنگی‌های انجام شده و اینکه آزادراه شرق شریان حیاتی شمال به جنوب کشور محسوب می‌شود و نیز با توجه به اینکه بخش‌های زیادی از این آزادراه بزرگ اجرا شده و فقط این قسمت از آزادراه قفل شده بود، تاکید شد با رعایت همه ملاحظات محیط زیستی، مانند خارج از ایران با فنس‌گذاری و احداث تونل‌های زیرگذر برای عبور حیوانات و دوربین‌های مداربسته برای کنترل حفاظت، اجرا شود.»

معاون هماهنگی امور عمرانی استاندار اصفهان علاوه بر اینها بر لزوم توسعه و رعایت همزمان ملاحظات محیط زیستی تاکید کرد و مدعی‌ شد که اینها در این پروژه اتفاق می‌افتد. او البته خبر داد که اجرای آزادراه کنارگذر شرق (اصفهان- شیراز) مورد تایید اداره محیط زیست هم قرار گرفته است و مراحل اداری را طی می‌کند و در تهران نیز جلسات مقدماتی آن انجام شده است.
درخواست بررسی مجدد نشده است
صحبت‌های اخیر زینلیان اما مورد تایید سازمان محیط زیست نیست. حسن اکبری، معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی سازمان محیط زیست در گفت‌و‌گو با «پیام ما» با تاکید بر اینکه او هم چنین حرف‌هایی را شنیده گفت: «بعید می‌دانم چنین اتفاقی عملی شود چرا که استان‌ها به تنهایی قادر به انجام چنین کاری نیستند و در این مورد مکاتبه جدیدی با سازمان نشده است.»
به گفته او دفتر زیستگاه‌ها به صورت تخصصی این موضوع را در دستور کار خود قرار داده و البته مخالف‌های اصولی هم از سال گذشته مطرح شده است. معاون محیط زیست طبیعی سازمان تاکید می‌کند: «این طرح ملی است و چنانچه مکاتبه جدیدی انجام می‌گرفت، باید جلسه‌ای برای آن برگزار می‌شد که تاکنون چنین اتفاقی رخ نداده و هنوز درخواست پیگیری مجدد مطرح نشده است و بعید میدانم اداره راه چنین کاری انجام دهد.» او همچنین تاکید می‌کند این جاده و محل عبور آن از سویی و از سوی دیگر میزان تخریبی که ایجاد می‌کند مورد بررسی کارشناسی قرار گرفته و این در حالی است که پارک ملی کلاه‌قاضی از جمله نقاط بسیار مهم استان اصفهان است.
شورای عالی محیط زیست باید نظر دهد
جلسه شورای هماهنگی ترافیک استان اصفهان و نتایج حاصل از آن، باعث شد تا محیط زیست اصفهان هم واکنش نشان دهد و روز گذشته حسین اکبری، معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی حفاظت محیط زیست استان اصفهان، مطالب مطرح شده درباره ادامه این پروژه را نادرست و غیرکارشناسی بداند و بگوید: «از حدود ۶ سال پیش مکاتبات و بازدیدهای کارشناسی استانی و ستادی از محل، به عمل آمده و علی‌رغم تفویض صدور مجوز اولیه از معاونت وقت سازمان حفاظت محیط زیست به منظور اعمال حداکثر الزامات محیط زیستی و بهره‌مندی از نظرات کارشناسان متخصص و بی‌طرف با محوریت اداره کل حفاظت محیط زیست استان اصفهان، در آبان ماه سال گذشته برای تصمیم‌سازی جلسه‌ای با فعالین و متخصصان برون‌سازمانی در محل اداره کل حفاظت محیط زیست استان اصفهان تشکیل و نتیجه آن به شورای ساماندهی مناطق سازمان حفاظت محیط زیست کشور ارسال شد. پس از بررسی‌های کارشناسی و فنی موضوع در دفتر تخصصی زیستگاه‌ها و امور مناطق و حسب مصوبات جلسه مورخ ۱۸ بهمن سال گذشته در سازمان حفاظت محیط زیست، مقرر شد در صورت احراز کلیه شرایط حفاظتی و تمهیدات زیست محیطی، موضوع این پروژه برای تعیین تکلیف به بالاترین مرجع تصمیم‌گیری در این زمینه یعنی شورای عالی حفاظت محیط زیست کشور ارجاع شود. از جمله مهم‌ترین این شروط این بود که یک مرجع تخصصی بی طرف، یعنی شورای هماهنگی ترافیک استان با دعوت از متخصصان دانشگاهی و مشاورین مستقل پیشنهادهای مطرح شده از قبیل وجود مسیرهای جایگزین را بررسی نمایند که نهایتا در جلسه اخیر این شورا، اینگونه مطرح شد که گزینه جایگزینی برای این آزادراه وجود نداشته و سایر گزینه‌ها به لحاظ ترافیکی و تداخل با سایر کاربری‌ها و عوارض توپوگرافی، امکان اجرا و کارکرد ترافیکی و ضوابط حاکم بر طراحی و اجرای آزادراهی را ندارند.»

معاون محیط زیست طبیعی سازمان محیط زیست می‌گوید:‌ این طرح ملی است و چنانچه مکاتبه جدیدی انجام می‌گرفت، باید جلسه‌ای برای آن برگزار می‌شد که تاکنون چنین اتفاقی رخ نداده و هنوز درخواست پیگیری مجدد مطرح نشده است و بعید میدانم اداره راه چنین کاری انجام دهد

به گفته او، برای تصمیم‌گیری نهایی، لازم است نتیجه جلسه شورای هماهنگی ترافیک استان به شورای عالی حفاظت محیط زیست که به ریاست رئیس‌جمهور تشکیل می‌شود، ارسال شود. بنابراین موضوع گذشتن یا نگذشتن آزادراه از پارک ملی کلاه‌قاضی در حیطه اختیارات استان نیست و در این مورد هنوز در مرجع عالی یعنی شورای عالی حفاظت محیط زیست کشور تصمیم‌گیری نشده است.
هرچند معاون هماهنگی امور عمرانی استاندار اصفهان تلویحا از امکان ازسرگیری کار برای راه‌اندازی جاده در این منطقه خبر داده، اما محیط زیست می‌گوید تا شورای عالی استان‌ها و وزارت راه در این زمینه تایید نهایی را ارائه ندهند کار پیش نخواهد رفت. چرا که پروژه ملی است و پای پارکی ملی در میان است که حیات وحش ارزشمندی را در خود جای داده و علاوه بر این در استانی واقع شده که حالا زخم بی‌تدبیری‌های محیط زیستی بیش از سایر مناطق بر وجودش پیداست. حالا باید منتظر ماند و دید این جلسات چه زمانی برگزار خواهند شد و نتیجه آنها چه خواهد بود.

ایجاد مرکز «هشدار گرد و خاک غرب آسیا» با همکاری ایران و ترکیه

رئیس سازمان هواشناسی کشور از ایجاد مرکز هشدار گرد و خاک با مشارکت کشور ترکیه در دو سال آینده خبر داد.
سحر تاج‌بخش در گفت‌وگو با ایسنا با اشاره به قصدنامه کشورهای ایران و ترکیه برای ایجاد این مرکز در غرب آسیا عنوان کرد: این موضوع فعلا در مرحله قصدنامه است. در جلسه‌ای که با حضور رئیس هواشناسی کشور ترکیه به‌صورت مجازی برگزار شد، موارد اولیه مرتبط با این طرح بررسی شد.او با بیان این خبر افزود: فعلا در قصدنامه مذکور هدف این است که کشورهای ایران از منطقه دو سازمان جهانی هواشناسی و ترکیه از منطقه شش سازمان جهانی هواشناسی با همکاری یکدیگر در منطقه غرب آسیا این مرکز را ایجاد کنند این درحالیست که ابتکار جمهوری اسلامی ایران در ایجاد زمینه همکاری مستقیم بین دو کشور از مناطق متفاوت سازمان جهانی هواشناسی در نوع خود کم‌نظیر بوده است.رئیس سازمان هواشناسی همچنین درباره زمان بهره‌برداری از این مرکز گفت: فرایند اجرایی این ابتکار، یک سال و نیم تا دو سال طول می‌کشد و این مدت زمان نیاز است تا این مرکز به‌طور کامل بر اساس فرایندهای تعریف شده سازمان جهانی هواشناسی راه‌اندازی شود. ما تقریبا در شروع اجرای این فرایندها هستیم و در این مسیر با مشارکت دستگاه‌های بین‌المللی و کشورهای همسایه در تلاش هستیم که بر اساس مصوبات سازمان جهانی هواشناسی این طرح را اجرایی کنیم. تاج‌بخش در پایان تاکید کرد: اگر به مرحله‌ای برسیم که توافق‌نامه مشترک(MOU) را با کشور ترکیه امضا کنیم، حتما نظرات تمام دستگاه‌های مرتبط با مسئله گرد و خاک از جمله سازمان حفاظت محیط زیست، جهاد کشاورزی و وزارت نیرو را دریافت خواهیم کرد تا منافع ملی کشور حفظ شود.

فرایند اجرایی این ابتکار، یک سال و نیم تا دو سال طول می‌کشد و این مدت زمان نیاز است تا این مرکز به‌طور کامل بر اساس فرایندهای تعریف شده سازمان جهانی هواشناسی راه‌اندازی شود

او 31 خرداد امسال هم رئیس سازمان هواشناسی کشور در حاشیه اجلاس شورای اجرایی سازمان جهانی هواشناسی در سوئیس با «ولکان میوتلو جاشکون»، رئیس خدمات هواشناسی ترکیه درباره گردوخاک غرب آسیا گفت‌وگو کرد. تاج‌بخش در این دیدار با اشاره به تفاهم‌نامه همکاری هواشناسی ایران و ترکیه برای تاسیس مرکز منطقه‌ای هشدار توفان شن و گرد و خاک سازمان جهانی هواشناسی در غرب آسیا بر ضرورت افزایش همکاری‌های دو طرف تاکید کرد.این تفاهم‌نامه اسفند 1400 با هدف هماهنگ‌سازی دیدبانی‌ و نمونه‌سازی پیش‌بینی تحقیقاتی توفان شن و گردوخاک منعقد شد.

رفسنجان چگونه توانست یک شهر تاب‌آور شود

روایت‌های بعد از وقوع یک ماجرای تاثیرگذار نظیر سیل می‌تواند بسیار تعیین‌کننده باشد تا آنجا که آینده شهر را رقم می‌زند. شهر رفسنجان و شیوه مواجهه مردم با سیل این شهر را به یک شهر تاب‌آور ملقب کرده است.

 

شهرستان رفسنجان در پی سیل مرداد امسال خسارات مختلفی متحمل شد. سیل دستکم به ۲۰۰ رشته قنات شهرستان رفسنجان خسارت ۵۰ تا ۱۰۰ درصدی وارد کرد. در حال حاضر و پس از گذشت چندین هفته از وقوع سیل آب بسیاری از مناطق سیل‌زده کوهستانی قطع است و آبرسانی سیار به اهالی انجام می‌شود.
سیل همچنین به ۳۵ روستا و ۵۰ آبادی، خسارت وارد کرد و موجب تلف شدن ۲هزار راس دام شد. سیل و سایر پدیده‌های طبیعی همه روزه در همه دنیا مردم را تحت تاثیر قرار می دهند. از میان این پدیده‌ها برخی بیشتر در فضای مجازی مورد توجه قرار می‌گیرد و برخی کمتر. در برخی جوامع و مناطق این فاجعه تبدیل به نقطه عطفی در تاریخ آن شهر یا کشور می‌شود در جای دیگر همه سعی در فراموش کردن آن دارند و یا اینکه دنبال مقصر بگردند. سوالی که پیش می‌آید این است: آیا میزان تأثیر گرفتن از آن رویداد و واقعه، نحوه برخورد با آن و انعکاس آن در جوامع دیگر تنها به عمق فاجعه و میزان خسارت ربط دارد یا خیر؟

یکی از مسائل مهم پس از هر فاجعه‌ای شیوه‌ی روایت آن حادثه توسط بازماندگان است. روایت کردن فاجعه به افراد کمک می‌کند تا آن اتفاق هولناک را قابل‌فهم کند و کم‌کم احساس تسلط نسبت به محیط خود را نیز پیدا کنند

برای پاسخ به این سوال ابتدا باید یادآور شویم که نوع نگاه آدم‌ها به فاجعه ارتباط نزدیکی با فرهنگ آن مردم دارد و واکنش مردم بر اساس پیش‌زمینه‌های ذهنی و جهت‌دهی رسانه‌ها و دستگاه‌های مرتبط است و بستگی دارد که آن‌ها چه روایتی از آن اتفاق برای مردم و برای آیندگان می‌کنند مثلاً گذشتگان ما در شهر رفسنجان قصه‌ای ساخته‌اند که: رفسنجان در ابتدا نامش سنجان بود چون شخصی پس از مدتی به شهر برگشت و اثری از شهر نیافت بعد از پرس‌وجو مردمان باقی‌مانده گفتند: رفت، سنجان و همین قصه را وجه‌تسمیه شهر معرفی کردند و خواستند با این قصه به آیندگان بگویند اینجا سیل‌خیز است. حالا می‌خواهیم مروری داشته باشیم بر انواع روایت‌هایی که می‌شود از این فاجعه داشت:
روایت پیش‌رونده
روایتی که تاکید اصلی بر روی اقدامات قهرمانانه پس از فاجعه دارد مانند اسطوره ققنوس و یا اگر قرار باشد به این روزها اشاره‌کنیم حماسه‌ای که مردم رفسنجان پس از وقوع سیل از خود نشان دادند و با تمام توان خود برای کمک به همشهریان قدمی برداشتند و از جان و مال خویش گذشتند تا کمکی به آن‌ها کرده باشند.
روایت رستگارانه
این روایت خاستگاه مذهبی دارد و نزول بلا را سبب رستگاری می‌داند و خود را به خاطر گناه پیشین (اقداماتی که می‌بایست توسط دستگاه‌های مربوط انجام می‌شد) مستوجب این گناه بدانند.
روایت زهرآگین
این نوع از روایت نه پیوندهای معنویِ نجات‌بخش دارد و نه انگیزه‌ای برای بازسازی، در این روایت انسان‌های مغلوب فاجعه شده اشتیاقی به زیستن ندارند.
یکی از پیش‌فرض‌های ذهنی مردم رفسنجان در سال‌های اخیر ضرب‌المثلی است که در گویش جغرافیایی منطقه رفسنجان و شهرهای اطراف به‌کاربرده می‌شود و در این جغرافیا به این شکل بیان می‌شود: «دنیا را آب ببرد، شال خرِ رفسنجانی ‌تَر (خیس) نمی‌شود» است و آن‌ها در ذهنشان به نحوی خود را از گزند و بلایای طبیعی دور می‌دیدند و چه‌بسا این‌که این اتفاق به شدتی رخ می‌دهد که آن‌ها حتی دچار زیان از نباریدن باران می‌شوند، حالا این مردم رویدادی را پشت سر گذاشته‌اند که اندوه آن آه از نهاد یک شهر برآورده و در این برهه از زمان فارغ از ابعاد انسانی و مالی که مردم شهر متحمل شده‌اند گروهی از مردم که به شهرشان به‌عنوان یک قهرمان خلل‌ناپذیر می‌بالیدند امروز جای‌جای آن آثار و جراحات این رویداد فاجعه‌بار دیده می‌شود و قهرمان همیشگی‌شان را آسیب‌پذیر، شکست‌خورده و بی‌دفاع می‌بینند.
عمق و وسعت فاجعه را می‌شود در معنایی جستجو کرد که آن فاجعه برای بازماندگان خودش ایجاد کرده در هر جامعه‌ای پدیده‌هایی وجود دارند که برای رفع یکسری نیازها به وجود آمدند این پدیده‌ها بعد از به وجود آمدن مورد آزمون قرار می‌گیرند تصحیح می‌شوند و دوباره آزموده می‌شوند، تصحیح می‌شوند و این چرخه ادامه پیدا می‌کند تا براثر گذشت زمان یا به‌کلی حذف می‌شوند یا این‌که اصلاح‌شده و به آینده منتقل می‌شوند و اگر بتوانند از این چرخه‌ی اصلاح شدن‌های پیاپی به هر شکلی بیرون بیایند دیگر برای همیشه در جامعه باقی می‌مانند تا اینکه مجدداً مورد آزمون و اصلاح قرار بگیرند. این پدیده‌ها تبدیل به چیزی می‌شوند بنام سنت و معمولاً هر جامعه یکسری سنت‌های منحصربه‌فرد دارد.
یکی از مسائل مهم پس از هر فاجعه‌ای شیوه‌ی روایت آن حادثه توسط بازماندگان است. روایت کردن فاجعه به افراد کمک می‌کند تا آن اتفاق هولناک را قابل‌فهم کند و کم‌کم احساس تسلط نسبت به محیط خود را نیز پیدا کنند. رفسنجان نیز در این برهه از زمان می‌تواند روایتی از شهر داشته باشد تا هم موقعیت جغرافیایی و خطرات احتمالی را به آیندگان گوشزد کند و هم شهر را به‌گونه‌ای توسعه دهد و پیش ببرد تا در صورت تکرار چنین فاجعه‌ای کمتر دچار حزن جمعی شود.
شهرهایی که پس از فجایع با اقدامات بجا و به‌موقع در جهت دفع کردن فجایع، جذب اثرات آن و برگشت به شرایط پیش از فاجعه عمل کنند و از روایت پیش‌رونده نیز استفاده کنند را شهرهای تاب‌آور می‌گویند حال اگر بخواهیم بدانیم رفتار شهر رفسنجان بعد از وقوع سیل چگونه بوده و چه زمانی می‌توان گفت شهر آسیب‌دیده‌مان بازسازی‌شده است یا خیر؟ بهتر است چهار مرحله اساسی تاب‌آوری را مرور کنیم:
نیاز به منابع حیاتی و امدادی
نیروهای مردمی، هلال‌احمر، شهرداری، سپاه و مجتمع مس سرچشمه رفسنجان از اولین دقایق تا امروز با تمامی توان خود اقدام به یاری‌رساندن به مناطق سیل‌زده کرده‌اند.
راه‌اندازی خدمات اصلی و برچیدن ویرانی‌ها
ادارات آب، برق، شهرداری، دهیاری‌ها و بخشداری شهرستان بسیاری از خدمات اصلی را راه‌اندازی و نیروهای مردمی و جهادی، بسیج، موکب‌ها، هیئت‌های مذهبی و تیم‌های ورزشی همچنان در تلاش هستند تا آثار سیل را از شهر رفسنجان پاک کنند.
برگشت سرمایه جامعه به قبل از فاجعه
یکی از مسئولیت‌های اصلی مدیران شهرستان پس از برچیدن ویرانی‌ها اقدام و استمرار تقاضا برای بازگشت سرمایه کشاورزان و ساکنینی است که دچار زیان‌های مالی شده‌اند.
بازسازی و توسعه
بازسازی شهر فاجعه دیده یک آزمون برای دولت‌ها است تا مردم مسئولان را بسنجند و اگر آن‌ها به‌خوبی عمل نکنند روایت زهرآگین پیش می‌رود. بازسازی و توسعه ضمن داشتن چشم‌اندازی از آینده بهتر است ضمن نگه‌داشتن خاطره‌ی فاجعه صورت پذیرد.
آنچه تاکنون گفته شد می‌تواند تلنگر و یادآوری باشد برای مردم، رسانه‌ها و مسئولان شهرستان رفسنجان تا فارغ از گروه و دسته‌ای که در آن قرار دارند روایت پیش‌رونده را در پیش گیرند و بدانند تاب‌آوری یک شهر در رابطه در برابر فاجعه متکی به منابع سیاسی و مالی است که در خارج از شهر هستند و تا می‌توانند آن‌ها را درگیر این موضوع کنند و آنچه رسانه‌ها می‌توانند بیشتر بدان توجه داشته باشند این است که رسالت خود را فراموش نکنند و یادشان باشد فجایع حتی اگر در مقیاس یک محله باشد می‌توانند به‌عنوان دغدغه ملی مطرح شوند و انسان‌ها در دوره بازیابی و دوباره‌سازی شهر نمایشی از میل به زندگی، رفاه و آرامش را ارائه می‌دهند و تلاش خود را بکنند تا چونان ققنوس از خاکستر به پا خیزیم و این فاجعه نقطه عطفی باشد برای ساختن دوباره رفسنجان.

چند هفته تا برجام ۲۰۲۲ یا ۲۰۱۵

کاخ سفید همچنان در حال بررسی پاسخ جمهوری اسلامی به پیش‌نویس پیشنهادی اتحادیه اروپا برای احیای برجام است و مشخص نیست دولت بایدن بالاخره کی در این رابطه اظهارنظر خواهد کرد. آن هم در حالی که رئیس دولت جمهوری اسلامی همین دیروز و در حالی که در جمع شماری از روحانیون و ائمه جماعات در هفدهمین اجلاس روز جهانی مسجد سخنرانی می‌کرد، به‌طور غیرمستقیم و تلویحی در رابطه با مذاکرات هسته‌ای و موضوع احیای برجام اظهارنظر کرده و گفته در هیچ نشستی از حقوق ملت ایران کوتاه نمی‌آییم.

 

ابراهیم رئیسی که در مقاطعی حساس، قاعدتاً به‌طور عامدانه از صحبت درباره مذاکرات خودداری کرده و این رویه را در دستور کار خود قرار داده که تا جای ممکن به این موضوع ورود نکند، دیروز با تأکید بر اینکه دولت با وجود تحریم‌ها و تهدیدها کار خود را با جدیت ادامه داده و خواهد داد، گفت: «با اعتقاد و اطلاع دقیق از ظرفیت‌ها و توانمندی‌ها می‌گویم که آینده برای کشور روشن است. امروز جنگ، جنگ اراده‌هاست و ملت ایران اراده کرده بر دشمنان خود فائق آید و قطعاً خدای متعال هم کمک حال و یاریگر ملت ایران خواهد بود.» رئیسی که تاکید کرد «دولت سیزدهم با رویکرد عزتمندانه دولت مردمی، بخش قابل‌توجهی از مطالبات خود از برخی کشورها را دریافت کرده»، همچنین با بیان این‌که «در هیچ نشست و مذاکراتی از حقوق ملت کوتاه نخواهیم آمد»، گفت: «ما زندگی مردم را به هیچ عامل بیرونی گره نخواهیم زد و مجدانه پیگیر رفع مشکلات کشور و مردم خواهیم بود.»

دیروز رسانه‌های رژیم صهیونیستی در گزارش‌هایی تاکید کردند که مقام‌های دولت بایدن در روزهای اخیر در تماس‌های خود با مقام‌های اسرائیلی، تلاش کرده‌اند تا به آنها اطمینان دهند که ایالات متحده در مذاکرات احیای برجام به جمهوری اسلامی امتیاز جدید نداده است

این اصرار دولتمردان انقلابی بر پرهیز از اظهارنظر درباره مذاکرات که پیش از این به دفعات به‌تاکید از سوی آنان به‌عنوان راهکاری برای جلوگیری از تاثیر و تاثرات روند مذاکرات بر وضعیت اقتصادی مملکت و اوضاع معیشتی ملت مورد اشاره قرار گرفته اما در عمل لزوماً موثر نیفتاده است. چه آن‌که علت تاثیرپذیری اقتصاد مملکت و معیشت ملت از روند مذاکرات، ساختار و سازوکار اقتصادی کشور است. کشوری که تحت شدیدترین تحریم‌های اقتصادی است و مسئولانش چه تاثیر این تحریم‌ها را بر اوضاع اقتصاد منکر شوند و چه بر آن تاکیدی مضاعف داشته باشند، در اصل ماجرا تفاوتی ایجاد نمی‌کند. ماجرایی که از تاثیرپذیری نسبی اوضاع اقتصادی کشور از این شرایط تحریمی حکایت دارد.
اما همزمان با اظهارات غیرمستقیم رئیسی درباره برجام، یکی از معاونان او نیز در این رابطه اظهارنظر کرده است. محمد اسلامی که در قامت معاون رئیس‌جمهوری و البته رئیس سازمان انرژی اتمی جمهوری اسلامی در یک همایش دولتی با موضوع نامرتبط به مباحث هسته‌ای سخنرانی می‌کرد، در بخشی از اظهاراتش، تاکید کرد: «جمهوری اسلامی کمتر از ۲ درصد ظرفیت اتمی جهان را در اختیار دارد، اما ۲۵ درصد بازرسی جهان را در ایران انجام شده است.» او که تاکید دارد «برجام» در ادامه همین نظارت‌های گاه و بی‌گاه آژانس آغاز شده و دشمنان این توافق هسته‌ای را «با تخریب و زیر سوال بردن زیرساخت هسته‌ای کشور شروع کردند»، همچنین گفته است: «کشورهای غربی خواستند همه ظرفیت‌های خود را نابود کنیم و همه دستاوردها را مانند سال ۲۰۱۵ از ما بگیرند.» اسلامی با تاکید بر این‌که «جمهوری اسلامی با چنین نظرات بی‌منطق و زورگویی مواجه است»، گفته «چرخه سوخت هسته‌ای یک چرخه قدرت‌ساز» است و اضافه کرده است: «قبل انقلاب نیز با ورود به حوزه فناوری‌های نوین و نوظهور، به‌دلیل آن‌که قدرت‌ساز است، مخالف بودند.»
سخنان رئیس سازمان انرژی اتمی ایران که درست در زمانی بیان می‌شود که جمهوری اسلامی در حال انجام مذاکرات برای بازگشت واشنگتن به برجام است و رفع تحریم‌هایی که اقتصاد ایران را به چالش کشیده است. این در حالی است که کمتر از یک هفته پیش، ایران به پیشنهاد جدید مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا پاسخ داد و در حال حاضر همه طرف‌های مذاکرات منتظر پاسخ آمریکا هستند.
همزمان با این تحولات در تهران، یک رسانه آمریکایی گزارش داده که کاخ سفید در روزهای اخیر به‌دنبال جلب اطمینان رژیم صهیونیستی در ارتباط با توافق احتمالی برای احیای برجام بوده است. آن‌طور که وب‌سایت خبری اکسیوس گزارش داده، آمریکایی‌ها به اسرائیلی‌ها گفته‌اند که با وجود گزارش رسانه‌ها درباره عقب‌نشینی واشنگتن مقابل جمهوری اسلامی، دولت بایدن با دادن هیچ‌گونه امتیاز جدیدی به ایران موافقت نکرده‌ و توافق هسته‌ای به‌زودی به دست نمی‌آید. حال آن‌که بنابر همین گزارش، مقام‌های رژیم صهیونیستی از این پیام‌های آمریکایی‌ها قانع نشده‌اند. رژیم صهیونیستی که در ادامه مخالفت‌های آشکارش با هرگونه توافق و احیای برجام، حالا بار دیگر با آمریکا نیز دچار اختلاف شده، در آستانه انتخاباتی دیگر قرار دارد و و وضعیت سیاسی نامساعد این رژیم نیز باعث تشدید نگرانی‌های درون این کشور شده است. به‌نوشته اکسیوس اگر توافق با جمهوری اسلامی پیش از انتخابات ماه نوامبر رژیم صهیونیستی اعلام شود، بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر سابق و رهبر مخالفان دولت، می‌تواند از آن به‌عنوان اهرم فشاری علیه یائیر لاپید، نخست وزیر کنونی اسرائیل استفاده کند و لاپید نیز بخشی به همین دلیل، از قدرت‌های جهان خواسته که به مذاکره با تهران پایان دهند. او روز پنج‌شنبه گذشته در تماسی با اولاف شولتس، صدراعظم آلمان بار دیگر موضع کشورش را در مخالفت با احیای برجام تکرار کرد و خواستار پایان یافتن تلاش‌ها برای رسیدن به توافقی جدید با حکومت ایران شد.
اما در حالی که انتهای هفته‌ای که گذشت علی شمخانی، دبیر شورای‌عالی امنیت ملی و حسین امیرعبداللهیان وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی با حضور در یک نشست غیرعلنی در مجلس، در ارتباط با آخرین وضعیت مذاکرات با نمایندگان مجلس گفت‌وگو کردند، یکی از این نمایندگان گفته مجلس به تیم مذاکره‌کننده اختیار تام داده و نیازی نیست که توافق آنها با طرف مقابل تصویب شود.
در حالی که پس از ارسال پاسخ ایران به پیش‌نویس پیشنهادی مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، روزنامه آمریکایی وال‌استریت ژورنال در گزارشی از احتمال بن‌بستی دیگر در مسیر مذاکرات احیای برجام به‌دلیل محتوای بخشی از پاسخ ایران خبر داد، دیروز رسانه‌های رژیم صهیونیستی نیز در گزارش‌هایی تاکید کردند که مقام‌های دولت بایدن در روزهای اخیر در تماس‌های خود با مقام‌های اسرائیلی، تلاش کرده‌اند تا به آنها اطمینان دهند که ایالات متحده در مذاکرات احیای برجام به جمهوری اسلامی امتیاز جدید نداده است. وب‌سایت والانیوز به نقل از مقام‌های ارشد امریکایی گزارش داد که کاخ سفید طی ۱۰ روز گذشته با ارسال پیام‌های اطمینان‌بخش به دفتر نخست‌وزیری اسرائیل تصریح کرده که هنوز شکاف‌هایی در مذاکرات با ایران وجود دارد و انتظار نمی‌رود که برجام در آینده نزدیک احیا شود. این در حالی بود که دیروز سفیر سابق ایران در بریتانیا که مقطعی را در قامت معاون حقوقی وزیر امور خارجه در دولت پیشین فعالیت کرد، از این احتمال سخن گفته که شاید پذیرش کلیت برجام چند هفته دیگر وقت ببرد و بالاخره برجام به فرجام برسد. فرجامی که به‌گفته محسن بهاروند، اگرچه هنوز نامشخص است اما عایدی جمهوری اسلامی از این توافق چیزی است مشابه آن‌چه در سال ۲۰۱۵ نیز به دست آمد. چه آن‌که به‌گفته او، توافق کنونی، تقریباً همان برجام سال ۲۰۱۵ است.

موسیقی گیلان شروع نشده که تمام شود

در رشت گل می‌فروخت و از بس خوش قد و بالا و زیبا بود؛ رعنا صدایش کردند. مردان جوان محله به بهانه دیدن و هم کلام شدن با او، هر روز گل‌هایش را ‌‌خریدند و به خانه بردند ولی رعنا در چشم بر هم زدنی رفت، غیب شد و از نظرها پنهان ماند. یکسال بعد وقتی برگشت مردم تازه فهمیدند رعنای زیبایشان در زمان نهضت مشروطه ایران و در دوره قیام جنگل، جاسوس روسیه در رشت بوده است. روس‌ها که گیلان را تصرف کردند رعنا با مدالی که بر لباسش داشت در صف اول لشکر روس‌ها وارد شد و همین قصه آغازی برای شعر معروف رعنا در گیلان بود. اگر چه روایت‌های دیگری هم از رعنا در ادبیات ترانه و موسیقی رشت وجود دارد ولی برخی این روایت را نزدیکتر به تصنیف رعنا می‌دانند. زمان خیری چند سال وقتی در حال پژوهش درباره موسیقی گیلان بود این روایت را از سروش گیلانی، شاعر لنگرودی و چند پژوهشگر دیگر شنید. «او می‌گفت روایت‌های دیگر از رعنا در رشت هم درست است ولی این هم هست؛ روایت عجیبی است و با همه روایت‌ها تناقض دارد.»

زمان خیری معتقد است که آنچه تا به حال از موسیقی گیلک شنیده شده است، از خلال سده‌ها و قرن های متمادی راه خود یافته است و در این میان هنوز نغمه‌ها، قطعات و آیین‌های زیادی وجود دارد که شنیده نشده است

این موزیسین و پژوهشگر موسیقی در نشست آنلاین موسسه «ابرسین» به شرح پیوند موسیقی ساکنین جنوبی دریای کاسپین و سازهای آن با موسیقی ملی ایران پرداخت و از برخی قطعات خاص موسیقی گیلان نام برد. او معتقد است که آنچه تا به حال از موسیقی گیلک شنیده شده است، از خلال سده‌ها و قرن های متمادی راه خود یافته است و در این میان هنوز نغمه‌ها، قطعات و آیین‌های زیادی وجود دارد که شنیده نشده است.
گوشه‌هایی مانند دیلمان و زرد ملیجه، گلیگی، طبری یا امیری هم که از موسیقی گیلان وارد ردیف موسیقی ایران شده‌اند به واسطه تلاش‌ها و پژوهش‌های ابوالحسن صبا، استاد بزرگ موسیقی ایران است که طی دو سال اقامت او در گیلان به دست آمده. وزیری سال 1306 ارکستر مدرسه را به رشت برد و بعد مدرسه موسیقی «صنایع ظریفه» زیر نظر استاد حسن صبا در این شهر تاسیس شد. صبا در مدتی که در رشت بود با پای پیاده به کوهستان می‌رفت و صحبت و ساز و آواز و آوای نی چوپان‌ها را می‌شنید و در حافظه ضبط می‌کرد تا پایه‌های موسیقی ایران را محکم‌تر کند.
کوهستانی یکی از معروف‌ترین قطعاتی است که صبا از همین همنشینی‌ها به ارمغان آورده. «اگر این استاد موسیقی دو سال دیگر هم در رشت می‌ماند حتما موسیقی ایران رشد بیشتری را تجربه کرده بود. تصور بسیاری این است که موسیقی ایران تمام شده در حالی‌که اصلا شروع نشده است که بخواهد تمام شود. بسیاری از نغمه‌ها و تصنیف‌های منطقه تا به حال شنیده نشده است.» آیین‌ها، نواهای موسیقی ساکنین جنوبی دریای کاسپین بسیار است ولی خیری از قطعه‌ای می‌گوید که صبا آن را نوشته است و حالا یکی از معروف‌ترین آواهای بومی موسیقی ایران است. چوپان‌ها این قطعه را در کوهستان‌های گیلان برای برقراری نظم و جمع‌آوری گوسفندان می‌نواختند. یکی از روایت‌های گوشه کوهستانی که در آواز دشتی اجرا می‌شود درباره روزی است که دزد در نبود چوپان به گله گوسفندان می‌زند، یکی از عابران وقتی از قصد او برای دزدی آگاه می‌شود می‌گوید؛ صبر کن من با نی گوسفندها را جمع کنم تا بتوانی همه را راحت ببری. او سپس نی را طوری می‌نوازد که صاحب گله متوجه شود و برگردد: « ممد بدو رمشه/ ممد بدو رمشه/ بدو بدو بدو رمشه.» صاحب گله هم صدا را می‌شنود، بر می‌گردد و گله نجات پیدا می‌کند. به اعتقاد این پژوهشگر موسیقی، قطعه آوای «ممد بدو رمشه…» به کوهستانی که صبا نوشته بسیار نزدیک است. او می‌گوید: «کسی که آوایی را می‌سازد، چیزی بر او حادث شده که آن را ساخته و برای دیگران عیان کرده است. همواره در حاشیه دریای کاسپین اتفاقات اعجاب انگیزی رخ داده است و نمادهایی آدم‌ها را برای تغییر آماده می‌کند. متاسفانه جز چند مورد محدود، به جوانب موسیقی دریای کاسپین پرداخته نشده و به گوش مخاطب نرسیده است و بسیاری در حال از بین رفتن است.» خیری درباره تمدن‌های بزرگ مارلیک، املش و تالش در این منطقه توضیح می‌دهد که در روند تکامل فرهنگ و هنر این منطقه تاثیرگذار بوده‌اند و در تمام زمینه‌های زندگی و فرهنگی در هم ادغام شده‌اند: «آنها برای اغلب حرکات و نحوه زندگی موسیقی داشتند ولی شاید ما تاکنون به یک دهم آن هم نرسیده باشیم. بخشی از این اتفاقات و ادغام‌های فرهنگی در ساکنین دو طرف تمدن بزرگ و تاریخی سفیدرود به وقوع پیوسته است که منطقه را به دو قسمت شرقی و غربی تقسیم کرده. البته موسیقی آنها به دلیل تفاوتی که در گویش داشتند نیز متفاوت است ولی اشتراک‌های زیادی هم دارند. آنها برای هر کدام از وجوه زندگی خود موسیقی خاصی داشتند و نغمه‌ها به قدری زیاد بوده است که بعد از تکامل طی سده‌های طولانی به دوره ضبط موسیقی در سال 1284 هم رسیده و وارد موسیقی ملی ما شده‌اند.» او در ادامه از موسیقی زنگی که به روایتی با حضور برده‌های سیاه آفریقایی به این منطقه وارد شده یاد می‌کند؛ بردگانی که زائران گیلانی کعبه آنها را می‌خرند و آزاد می‌کنند ولی بعد متوجه می‌شوند که دوباره به بردگی برده می‌شوند بنابراین آنها را با خود به ایران می‌آورد و همین موضوع به گفته خیری زمینه‌ساز ورود موسیقی اقوام آفریقایی به موسیقی شمال ایران نیز می‌شود.

دریای کاسپین به نوعی دروازه‌ای به دنیای دیگر یعنی روسیه و حتی اروپا بوده است و این ارتباط در تفکر و ایدئولوژی شیوه زندگی و شهری شدن گیلان و حتی موسیقی آن تاثیر داشته است. موسیقیدانان هم از طریق همین دروازه برای ضبط صفحه‌ها به کشورهای دیگر می‌رفتند و از آنها تاثیر می‌گرفتند

البته دریای کاسپین به نوعی دروازه‌ای به دنیای دیگر یعنی روسیه و حتی اروپا بوده است و این ارتباط در تفکر و ایدئولوژی شیوه زندگی و شهری شدن گیلان و حتی موسیقی آن تاثیر داشته است. موسیقیدانان هم از طریق همین دروازه برای ضبط صفحه‌ها به کشورهای دیگر می‌رفتند و از آنها تاثیر می‌گرفتند. مهمترین نمونه این موسیقیدان‌ها احمد عاشورپور، ترانه سرا و آهنگساز گیلکی بود که ترانه گیلکی را در فرم موسیقی غربی ارائه کرد و در واقع مردم گیلان در کنار شنیدن موسیقی محلی، با فرم موسیقی غربی هم آشنا شدند. «اگر چه این موسیقی وارداتی بود ولی رنگ گیلانی داشت و با تدبیر به کار رفت. خیلی موفق بود و در عین حال انتقاداتی هم بر او وجود داشت که باید موسیقی فولک را به شکل خود اجرا کرد ولی نمونه‌ای از تاثیر این دروازه باز را می‌توان در موسیقی احمد عاشورپور دید.»

برای پایش یوز ابزار کارآمد نداریم

پیام ما: برگزاری جلسه‌ها‌ی کارشناسی و تخصصی درباره یوز موضوع تازه‌ای نیست، در دولت قبل سازمان حفاظت محیط زیست جلسات متعددی با حضور کارشناسان مختلف ایرانی داخل و خارج از کشور برگزار کرد. با این حال در نهایت تصمیم‌ها‌یی که درباره یوز گرفته شد، بستگی به نظرات مدیران کل این سازمان داشت. حتی انتخاب استان محل انتقال یوزها باز تصمیمی‌درون سازمانی بود که پس از اتفاق افتادن از کارشناسان برای بهبود وضعیت کمک گرفتند. این روزها هم در سازمان حفاظت محیط زیست جلسه‌ها‌یی برای تصمیم‌گیری برای آینده یوز برگزار می‌شود، موضوعی که برخی کارشناسان به آن نقد دارند و معتقدند چنین جلسه‌ها‌یی در واقع وقت خریدن سازمان برای انجام ندادن کار اجرایی برای حفاظت از این گونه است. حسن اکبری معاون محیط زیست طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست اما کاملا با چنین گزینه مخالف است. او به خبرنگار «پیام ما» می‌گوید: «فعالیت‌ها‌ی اجرایی درباره یوز هیچگاه منوط به جمع‌بندی جلسات نبوده و به شکل متناوب انجام شده است.»

 

در آستانه هفته دولت سازمان حفاظت محیط زیست مجموعه‌ای از نشست‌ها‌ی خبری را تدارک دید که اولین آنها مربوط به معاونت محیط طبیعی این سازمان بود. در این نشست، حسن اکبری معاون محیط طبیعی، غلامرضا ابدالی سرپرست دفتر حفاظت و مدیریت حیات‌ وحش، «محمد مدادی» مدیر کل دفتر موزه تاریخ طبیعی و ذخایر ژنتیکی در برابر خبرنگاران قرار گرفتند تا ضمن ارائه عملکرد یکساله خود، به پرسش‌ها‌ی آنها پاسخ دهند. حسن اکبری در ابتدای این جلسه تلاش کرد از عملکرد یک ساله مجموعه تحت مدیریت خود دفاع کند و به اقداماتی که در این دوره انجام شده بپردازد، از جمله مهم‌ترین این اقدامات در نظر گرفتن بودجه 17 میلیارد تومانی برای اطفای حریق، لایحه حفاظت و بهره‌برداری پایدار از حیات وحش، تهیه برنامه عملیاتی برای گونه‌ها‌یی نظیر میش مرغ، گوزن، هوبره و یوز، تجهیز سایت گوزن در ارژن و پریشان به فنس الکتریکی، تهیه سامانه جامع محیط زیست، تهیه فهرست طبقه‌بندی مهره‌داران کشور، بیمه خسارت‌ها‌ی حیات وحش، تعریف بودجه هزار میلیارد تومان برای مقابله با خشکسالی، آموزش‌ها‌ی تخصصی به کارشناسان سازمان حفاظت محیط زیست، تولید محتوا در حوزه تنوع زیستی، در نظر گرفتن اولویت‌ها‌ی پژوهشی روی خزندگان و… بود. معمولا تا آنجا که بحث بیان دستاوردها و برنامه‌ریزی‌ها‌ست همه چیز خوب پیش می‌رود، اما نوبت به پرسش و پاسخ و شیوه اجرای برنامه‌ها‌ی تدارک دیده شده می‌رسد، تازه دشواری کار خود را نشان می‌دهد.

حسن اکبری معاون محیط طبیعی سازمان محیط زیست: با اطلاعاتی که حاصل پایش‌ها‌ی ناقص با ابزارهای سنتی است قطعا تفاوت در نظرها و تعارض در دیدگاه‌ها‌ پیش می‌آید به طوری که در جلسه‌ها‌ افراد نظرات متنوع و گاه ضد و نقیضی ابراز می‌کنند

در این جلسه خبرنگار «پیام ما» از معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست درباره زمان نتیجه‌گیری درباره برنامه‌ها‌ی مرتبط با یوز پرسید: شما از شکل‌گیری کمیته‌ها‌ی تخصصی درباره یوز صحبت می‌کنید، در دولت قبل هم انواع و اقسام جلسه‌ها‌ در این زمینه برگزار شد ولی خروجی مشخصی نداشت. این رویه آنقدر ادامه پیدا کرده که برخی عنوان می‌کنند سازمان حفاظت محیط زیست در حال خریدن وقت با برگزار کردن چنین جلساتی است. آیا می‌توانید یک بازه زمانی اعلام کرده و بگویید در این زمان خروجی جلسات مشخص شده و بر اساس آن اقدامات لازم انجام می‌شود؟ پاسخ حسن اکبری به این پرسش این بود که سازمان منتظر خروجی جلسات برای اقدام نبوده است. او در این باره گفت: «ما اگر هزار جلسه هم در این باره بگذاریم نتایج آن قطعی نیست زیرا هیچوقت ابزار پایش‌ها‌ی کارآمدی نداشتیم. بهترین ابزار در این زمینه ردیاب‌ها‌ی ماهواره‌ای هستند که با استفاده از آنها می‌توانیم اطلاعات دقیقی از یوز کسب کنیم. از جمله این اطلاعات، مشخص شدن کریدورها و یا قلمرو این گونه است. ما به تازگی یک توله یوز را از دست دادیم و تازه متوجه شدیم این قسمت از جاده کریدور یوز بوده است.»
به گفته اکبری «با اطلاعاتی که حاصل پایش‌ها‌ی ناقص با ابزارهای سنتی است قطعا تفاوت در نظرها و تعارض در دیدگاه‌ها‌ پیش می‌آید به طوری که در جلسه‌ها‌ افراد نظرات متنوع و گاه ضد و نقیضی ابراز می‌کنند.» او افزود: «ما برای حفاظت از یوز کار را متوقف نکرده‌ایم و سه میلیارد تومان اعتبار برای این موضوع در زیستگاه‌ها‌ی توران و میاندشت تعریف شده است. بخشی از این اعتبار صرف آموزش جامعه محلی می‌شود و در کنار آن گزینه‌ها‌یی مانند جذب همیاران در توران و…. را هم مدنظر داریم. در واقع برنامه‌ها‌یی که امروز برای یوز تدوین شده از دل نظرات کمیته‌ها‌ی قبلی و نظرات فنی کارشناسان سازمان درآمده است. همچنین با صندوق ملی محیط زیست رایزنی‌ها‌یی داشتیم که از آنجا اعتباراتی را جذب کنیم. از این رو این گزاره که کار منوط به نتیجه این جلسات است، منتفی بوده هر چند این جلسات در برنامه‌ریزی به ما کمک می‌کنند.»
احسان سلیمانی فعال محیط زیست طالقان روز 28 مرداد در گفت‌وگو با پیا ما گفته بود: «از لحاظ پراکنش بیماری تلفات تابستان 1401 گسترده‌ترین شیوع بیماری طاعون نشخوارکنندگان کوچک را در طالقان داریم. یعنی از مناطق اطراف روستاهای بالادست نظیر ناریان تا مرکز طالقان که چیزی حدود 10 روستا را شامل می‌شود کل و بزها در حال تلف شدن هستند.». حسن اکبری در پاسخ به پرسش «پیام ما» درباره موضع سازمان در برابر کم‌کاری اداره کل البرز و سازمان دامپزشکی که منجر به تلف شدن حداقل 100 راس کل و بزر در این منطقه شد، گفت: «اداره کل البرز خیلی دیر درباره شیوع این بیماری به ما اطلاع‌رسانی کرد و ما هم بخشی از این مشکلات در این زمینه را می‌پذیریم و معتقدیم چنانچه دامپزشکی بخواهد به تعهد خود در 2030 که ریشه کن کردن «طاعون نشخوارکنندگان کوچک» است عمل کند باید مسئله را جدی‌تر پیگیری و آن را دنبال کند.»
غلامرضا ابدالی سرپرست دفتر حفاظت و مدیریت حیات‌ وحش در ادامه صحبت‌ها‌ی اکبری اعلام کرد که نتیجه آزمایش‌ها‌ی دامپزشکی روی 50 گوسفند تلف شده طاعون نشخوارکنندگان کوچک روی دام‌ها‌ی اهلی را رد می‌کند. او ادامه داد: «همچنان پاسخ دامپزشکی درباره آزمایش روی حیات وحش اعلام نشده است. با این حال منطقه طالقان به واسطه نزدیکی به الموت و زیستگاه‌ها‌ی مازندران برای ما اهمیت زیادی دارد و از این جهت پیگیری‌ها‌ی لازم را انجام خواهیم داد.»
ابدالی در حالی طاعون نشخوارکنندگان کوچک را گزینه قطعی برای تلفات حیات وحش نمی‌داند که یک منبع آگاه روز پنجشنبه 27 مرداد به پیام ما گفته بود. نتایج آزمایش‌ها‌ی دامپزشکی چنین گزینه‌ای را تایید می‌کند. در همین زمینه یک فعال محیط زیست در منطقه نیز هشدار داده بود که با شیوع بیماری در مناطق میانی طالقان شاهد تلفات بسیار گسترده حیات وحش خواهیم بود. سرپرست دفتر حفاظت و مدیریت حیات‌ وحش البته به «پیام ما» گفت:«بخشنامه‌ای برای ارسال به استان‌ها‌ تنظیم شده است که اطلاعات مرتبط با بیماری‌ها‌ی حیات وحش به سرعت در اختیار سازمان مرکزی قرار گیرد.»
آخرین پرسش «پیام ما» در این نشست به خرس سیاهی برمی‌گشت که چندی پیش توسط یگان حفاظت اصفهان کشف شد و در اختیار این اداره کل قرار گرفت. بر اساس گزارشی که روزنامه پیام ما در سوم مرداد ماه منتشر کرد، اداره کل حفاظت محیط زیست کرمان اعلام آمادگی کرده بود فضای مناسب را برای این توله خرس مهیا می‌کند. کارشناسان حیات وحش نیز عنوان کرده بودند انتقال این توله خرس سیاه به کرمان می‌تواند به بهبود وضعیت زیستگاه‌ها‌ی خرس منجر شود. با این حال در این نشست خبری مشخص شد معاونت محیط طبیعی تصمیم متفاوتی برای این توله خرس گرفته است. ابدالی در این زمینه گفت: «از آنجا که زیرساخت در کرمان وجود نداشت در ابتدای شهریور ماه این توله خرس به پردیسان منتقل می‌شود. شما به ما حق بدهید خرس سیاه با وضعیت حمایتی که دارد، ما نسبت به آینده و پایداری‌اش حساسیت بیشتری داریم. از این رو برای اطمینان خاطر و دارا بودن تجهیزات به روز و داشتن کنترل لازم تصمیم داریم این توله را به پردیسان منتقل کنیم.»

غلامرضا ابدالی سرپرست دفتر حفاظت و مدیریت حیات‌ وحش: بخشنامه ای برای ارسال به استان‌ها‌ تنظیم شده است که اطلاعات مرتبط با بیماری‌ها‌ی حیات وحش به سرعت در اختیار سازمان مرکزی قرار گیرد

در نشست خبری معاونت محیط طبیعی با وجود فهرست بلند بالای دستاوردها، ابهام‌ها‌ی بسیاری درباره عملکرد این معاونت وجود دارد. اینکه سازمان حفاظت محیط زیست قرار است چطور از نتایج کمیته‌ها‌ی تخصصی بهره بگیرد؟ تا چه زمانی این کمیته‌ها‌ جمع‌بندی خود را درباره یوز ارائه می‌دهند؟ چطور سازمان حفاظت محیط زیست می‌تواند سازمان دامپزشکی را مجبور کند به تعهدات خود درباره واکسیناسیون دام عمل کند؟ چرا با وجود اینکه کارشناسان تاکید دارند کرمان گزینه بهتری برای توله خرس سیاه است این گونه به پردیسان منتقل می‌شود. قرار است در پردیسان که شرایط آب و هوایی متفاوت با زیستگاه این گونه را دارد چه اتفاقی برای توله خرس بیفتد؟ آیا برنامه‌ای جز نگهداری برای این گونه چیده شده؟ و چه تضمینی وجود دارد که در نهایت باغ وحش گزینه محتومش نباشد؟ این پرسش‌ها‌ تنها مربوط به سه گزینه‌ای است که خبرنگار «پیام ما» با مدیران معاونت محیط طبیعی در میان گذاشت والا حرف درباره بیمه خسارت‌ها‌ی حیات وحش، برنامه‌ها‌ی عملیاتی برای برخی گونه و پایش‌ها‌ی هوشمند و… بسیار است.

برنامه‌ای برای واردات آب نداریم

وزیر نیرو گفت: هیچ برنامه‌ای برات واردات آب نداریم و در حوزه دیپلماسی آب در مورد اجرای طرح‌های مشترک آبی، توسعه صادرات خدمات فنی و مهندسی و حق‌آبه‌ها با کشورهای دیگر در حال مذاکره هستیم. به گزارش ایسنا علی اکبر محرابیان درباره برنامه وزارت نیرو برای اجرای پروژه‌های نیمه تمام گفت: پروژه‌ها در حوزه‌های آب، برق و آبفا اولویت‌بندی شده است؛ به طوری که ۲۳۰ پروژه اولویت‌دار در حوزه آب و آبفا و حدود ۵۰ پروژه اولویت‌دار نیز تنها در بخش نیروگاهی در دستور کار داریم و معادل همین عدد نیز در خطوط انتقال و پست و شبکه مورد توجه است.وزیر نیرو با بیان اینکه در ابتدای دولت سیزدهم ۳۰۰ شهر تنش آبی داشتند، گفت: برای برخی شهرها، پروژهای عظیم و خطوط انتقال و تصفیه‌خانه‌های بزرگ نیاز بود، اما برخی از شهرها با کمترین خط انتقال و افزایش چاه و آب شیرین کن سیراب شدند که طی کمتر از یک سال عملکرد دولت ۵۶۰ پروژه به مرحله بهره‌برداری رسیده و پروژه‌های دیگری هم در دستور کار قرار دارد.
علی‌اکبر محرابیان همچنین در آیین افتتاح و بهره‌برداری از طرح آب‌رسانی به شهرآبیک که شنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۱ انجام شد، بیان کرد: مسئولین استان قزوین مناقصه تکمیلی را اجرا کنند و تا تأمین مالی توسط بخش خصوصی، پروژه را با اعتبارات دولتی از محل جهاد آب‌رسانی آغاز کنند تا به سرعت آب ۱۴ شهر و ۱۹۴ روستا باقیمانده نیز تأمین شود.
او با بیان اینکه سد بالاخانلو در دهه فجر آبگیری می‌شود، گفت: از مسئولین استان قزوین انتظار می‌رود طرح‌های آبرسانی در جنوب و غرب استان هم با سرعت پیش رود و عملیات اجرای لوله انتقال و تصفیه‌خانه به‌زودی آغاز شود.محرابیان با اشاره به اینکه برخی از کلان پروژه‌ها باید به سرعت پیش رود، بیان کرد: مطالعات الموت‌رود توسط آب‌نیرو در حال انجام است، آب زیاران هم امسال تأمین می‌شود تا بتوانیم آب شرب بهداشتی به روش‌های مختلف تأمین کنیم و سرعت قابل قبولی به مطالبات ببخشیم.
او عنوان کرد: نمایندگان مجلس در بودجه ۱۴۰۱ برای اعتبارات وزارت نیرو در ردیف‌های متفرقه و متمرکز سنگ تمام گذاشتند. امروز کلان پروژه‌های تأمین آب در سراسر کشور در حال اجراست. وزیر نیرو ادامه داد: امروز در منطقه خوزستان، همدان، کردستان و سیستان بلوچستان طرح‌های بزرگ آب‌رسانی در حال اجراست که امیدواریم قطار افتتاح‌ها تا پایان دولت امتداد داشته باشد. او با بیان اینکه در ابتدای دولت سیزدهم ۳۰۰ شهر تنش آبی داشتند افزود: برای برخی شهرها، پروژهای عظیم و خطوط انتقال و تصفیه‌خانه‌های بزرگ نیاز بود، اما برخی از شهرها با کمترین خط انتقال و افزایش چاه و آب شیرین کن سیراب شدند که طی کمتر از یکسال عملکرد دولت ۵۶۰ پروژه به مرحله بهره‌برداری رسیده و پروژه‌های دیگری هم در دستور کار قرار دارد.
محرابیان یادآور شد: پروژه جهاد آبرسانی در کشور فعال است که در بخش اول ۱۰ هزار روستا در ۳۱ استان در دستور کار قرار گرفته تا در یک اقدام ملی با بسیج استعدادهای مختلف در دولت انقلابی و با به کارگیری پیمانکاران بخش خصوصی و خیّرین آب‌رسانی، این طرح جهادی در اقصی نقاط کشور اجرا شود.

روزنه‌ای برای احیای لنج‌سازی

11سال بعد از ثبت جهانی «دانش سنتی دریانوردی ایرانیان در خلیج‌فارس» در فهرست میراث معنوی یونسکو، وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی «اقدامات پاسدارانه برای دانش سنتی دریانوردی و لنج‌سازی» را به ثبت ملی رسانده است. این ثبت در شرایطی اتفاق می‌افتد که سال گذشته هیات وزیران «برنامه جایگزینی شناورهای سنتی تجاری با ظرفیت کمتر از ۵۰تن (لنج تجاری) را با هدف حذف ابزار قاچاق کالا از دریا، انتقال فعالیت‌های غیررسمی به رسمی و تجاری، رونق فعالیت‌های کشتی‌سازی داخلی و خدمات تعمیر و نگهداری آنها و نیز افزایش ایمنی دریایی» به تصویب رسانده بود.
لنج‌سازی سنتی حالا نه تنها در یاد و خاطره‌ها که حتی از حافظه کارگاه‌های لنج‌سازی و دست‌های استادکارانی که سال‌ها به این حرفه مشغول بودند هم در حال محو شدن است و ثبت اقدامات پاسدارانه شاید نوشداروی بعد از مرگ سهراب باشد.

 

سوغاتی از سرزمین‌های دور
با وجود اینکه اغلب هنرهای در دست فراموشی کمابیش از سوی پیشکسوتان و نسل‌های قدیمی اجرا می‌شوند، اما هستند جوانانی که نسل به نسل آن را فراگرفته‌ و به امید همان رونق پیشین حتی مسیر دانشگاهی را هم طی کرده‌اند.
«فرشاد بوستان‌افروز» یکی از همین جوانان است و با اینکه در دهه 60 متولد شده،‌ اما هم مهارت ساخت لنج چوبی را دارد و هم فایبرگلاس.

لنج مرغوب در گذشته لنجی بود که در منطقه ملیواری هند یا ناکوی پاکستان ساخته شده باشد، اما بعد که ایرانی‌ها دانش ساخت آن را فراگرفتند، لنج‌های چوبی هنر دست مردان جنوب شد به طوری که اولین لنج سنتی ملی در جنوب هم در بندرعامری بوشهر به ثبت رسید

او نسل اندر نسل لنج‌سازی و لنج‌داری را یاد گرفته و مدیر شرکتی است که سفارش لنج‌سازی قبول می‌کند: در گذشته ترددهای زیادی بین خلیج‌فارس، هند و جنوب آفریقا اتفاق می‌افتاد و پدربزرگم تعریف می‌کرد آن‌زمان به سمت سومالی، زنگبار و بندر دارالسلام می‌رفته‌اند. آن‌طور که پدربزرگ می‌گفت قبلا انسان‌های بسیار خوبی در این مناطق بودند و مثل امروز دریانوردان اسیر دزدان دریایی سومالی نمی‌شدند. صنعت کشتی‌سازی و لنج‌سازی هم اساسا از همین مناطق و به ویژه هند و پاکستان به کشور ما و ابتدا به بندرلنگه و بوشهر آمد.
لنج مرغوب در گذشته لنجی بود که در منطقه ملیواری هند یا ناکوی پاکستان ساخته شده باشد، اما بعد که ایرانی‌ها دانش ساخت آن را فراگرفتند، لنج‌های چوبی هنر دست مردان جنوب شد به طوری که اولین لنج سنتی ملی در جنوب هم در بندرعامری بوشهر به ثبت رسید: شناورهای چوبی از تکه‌های کوچک چوب ساخته و ساخت از پایین لنج شروع می‌شود تا شلمان یا ستون‌های بغل لنج که به صورت هلالی با زاویه‌های باز از سینه تا تفر (قسمت عقبی لنج) روی ستون‌های بیس (تیر حمال لنج) قرار می‌گیرند، ادامه می‌یابد. بعد از این مرحله به دیواره‌ها لو می‌چسبانند یعنی چوبی که از بیرون به دیواره چسبانده می‌شود و بعد وصله‌های بین چوب‌ها با فتیله‌های روغنی پر می‌شود تا جلوی ورود آب را بگیرد.
لنج‌ها می‌فهمند
بوستان‌افرزو با اینکه سن زیادی ندارد، اما سال‌هاست تجربه ساخت لنج چوبی را دارد و معتقد است لنج‌های چوبی حال و هوای متفاوتی دارند و به ویژه روغن یا همان خون کوسه که به لنج زده می‌شود با وجود بوی بد حس خوبی برای همه اهالی جنوب ایجاد می‌کند.
از نگاه او و دیگر جنوبی‌ها لنج فقط یک وسیله برای سفر به دریا نیست، بلکه همچون نخل برای نخلداران یک موجود زنده است که لنج‌ساز با آن صحبت می‌کند: لنج به دریا می‌رود و خودت را با آن به خدا و دریا می‌سپاری و اینکه در دریا چه اتفاقی بیفتد و موج‌ها چه بلایی بر سر لنج و سوارانش بیاورند خدا داند. من وقتی لنج را می‌سازم به او می‌گویم مرد باش و مسافرانت را سالم به خشکی برسان.
مصوبه‌های جنجالی
لنج برای لنج‌ساز موجود زنده است و می‌گویند جنوبی و ساحل‌نشین باید همیشه یک نخل در خانه و یک لنج در ساحل دریا داشته باشند، چه چرخش بچرخد و چه نچرخد.
چرخ لنج‌سازی و لنج‌داری البته این روزها کمتر از گذشته می‌چرخد و در شرایطی که معیشت جوامع محلی ساحلی بر مبنای دریا شکل گرفته و دولت سیزدهم بر اقتصاد دریامحور تاکید دارد، مصوبه‌ها طوری روزگار را پیش برده‌اند که خبری از شور و حال گذشته نباشد. چیزی که بوستان‌افروز هم به آن اشاره می‌کند: بی‌ثباتی اقتصاد و بالا و پایین رفتن ناگهانی ارز کار و کاسبی لنج‌سازان را تحت‌الشعاع قرار داده است و از سوی دیگر به دلیل اینکه عمده مصرف لنج برای واردات کالای ته‌لنجی است، طرح ساماندهی کالای ملوانی یا ته‌لنجی که از سال 97 اجازه ثبت شناورهای جدید را نمی‌داد موجب لغو شدن قراردادهای ساخت، افت تولید و ورشکستگی برخی شرکت‌ها از جمله ما شد.
بوستان و بقیه لنج‌سازان اما دست از کار نکشیدند و کار و کاسبی خود را مجدد به راه‌ انداختند، اما این مصوبه از سال 98 تا کنون چند بار تغییر کرده و موجب شده است لنج‌سازان نتوانند برنامه‌ریزی برای تولید داشته باشند: روزانه تا 300 نفر با شرکت ما کار می‌کنند، اما چون هیچ چیزی ثبات ندارد نمی‌توانیم آنها را به صورت نیروی ثابت داشته باشیم و همه کارها به صورت پیمانکاری انجام می‌شود.
دور، دور فایبرگلاس است
با وجود همه مشکلات اقتصادی و کاهش سفرهای شناورهای ته‌لنجی از 6 بار به 2بار در سال، اما بعد از سال 98 و ممنوعیت واردات و تحریم‌های جدید کار لنج‌ها رونق دیگری گرفته و درخواست ساخت لنج هم بیشتر شده است. بوستان‌افروز هم تاکید می‌کند که با ارائه مجوز سفر جدید ملوان‌ها در همین چند هفته گذشته درخواست ساخت لنج افزایش یافته است.
هرچند لنج‌های فایبرگلاس به دلیل نداشتن هزینه‌های تعمیرات، زمان ساخت کمتر، در دسترس بودن مواد در داخل، وزن سبک‌تر دارند و تعادل و ایمنی مشتری بیشتری دارند و خوزستان‌، بوشهر و هرمزگان به عنوان استان‌هایی که دانش ساخت این لنج‌های چوبی را دارند حالا کمتر شاهد ساخت آن هستند؛ اتفاقی که کمابیش در ساحل سیستان‌وبلوچستان به ویژه پسابندر هم رخ داده.

عباس نوروزی‏، معاون میراث فرهنگی معتقد است همین اقدامات پاسدارانه می‌تواند مسیر فعال ماندن کارگاه‌های لنج‌سازی‏، لنج‌های چوبی و استفاده از آن‌ها در مقاصد نزدیک برای باربری و گردشگری را هموار کند

عمر رو به پایان
گرچه لنج‌های چوبی سیستان و بلوچستان اغلب ساخت پاکستان است و فقط طرح‌ها و نقش‌های زیبایشان از سوی صیادان بلوچ زده می‌شود، اما همین لنج‌های خوش نقش و نگار هم کم کم جای خود را به لنج‌های فایبرگلاس می‌دهند و سرنوشت پسابندر (ساحلی در شرقی‌ترین نقطه سیستان و بلوچستان) دیر یا زود شبیه سواحل خلیج‌فارس می‌شود.
بوستان‌افروز و خیلی‌های دیگر شبیه او ساخت لنج‌ چوبی را می‌دانند، اما به یاد دارد آخرین لنج چوبی 7سال پیش در بندرعامری (بوشهر) به آب انداخته شد که آن هم حدود 4-5 سال زمان برای ساختش صرف شده بود یعنی سفارشی مربوط به 12سال پیش.
اگر سفارش و مشتری و سازنده هم باشد، واردات چوب از هند ممنوع شده و چوب مناسب ساخت لنج در داخل کشور پیدا نمی‌شود و از این رو لنج ساخته شده با هزینه بسیار بالا کیفیت چندانی نخواهد داشت.
در این شرایط ثبت ملی اقدامات پاسدارانه آن هم در حد اقدامات نمایشی نه لنج‌های چوبی را روانه دریا می‌کند و نه رونق لنج‌سازی را به جنوب برمی‌گرداند.
در انتظار اقدامات پاسدارانه
در پرونده دانش سنتی دریانوردی با لنج‌سازی سنتی در حوزه خلیج فارس تمامی آیین‌ها، مراسم، آوازها و نواها، گویش‌های محلی، اعیاد، فنون سنتی دریانوردی، صیادی و لنج‌سازی در محدوده استان‌های هرمزگان، بوشهر، خوزستان و جزایر مسکونی خلیج فارس مورد بررسی قرار گرفته‌اند. اما آنچه به گفته مسئول ثبت پرونده «اقدامات پاسدارانه برای دانش سنتی دریانوردی و لنج‌سازی» در هرمزگان‏، اتفاق افتاده بیشتر مربوط به 3 بخش مشارکت‏، پژوهش و آموزش و ترویج و همچنین پایش است که شامل اقداماتی چون برگزاری همایش‏، کارگاه علمی‏، آموزش به کودکان و نوجوانان‏، فعالیت کلوپ دریانوردان در بندر کنگ‏، ساخت نماد‏، تولید محتوای رسانه‌ای، برگزاری مسابقات، چاپ کتاب و تولید فیلم و همچنین تدوین تاریخ شفاهی دریانوردی می‌شود.
از میان همه اقدامات پاسدارانه صورت گرفته که رضایی برمی‌شمرد‏، معافیت کارگاه‌های لنج‌سازی از مالیات، مرمت لنج بوم بابو با عمر بیش از 100 سال و بازگشت آن به دریا‏، مرمت لنج بوم نابینا با هدف گردشگری دریایی که قرار است با عنوان اولین هتل شناور به آب انداخته شود و مرمت لنج عبدالله کرچی‏ و همچنین ایده راه‌اندازی هنرستان دریانوردی را می‌توان برای حفظ و زنده ماندن لنج‌های چوبی و دانش لنج‌سازی موثر دانست‎؛ گرچه هنوز هیچ یک از این موارد به صورت کامل به بهره‌برداری نرسیده است.
عباس نوروزی‏، معاون میراث فرهنگی اما معتقد است همین اقدامات پاسدارانه می‌تواند مسیر فعال ماندن کارگاه‌های لنج‌سازی‏، لنج‌های چوبی و استفاده از آن‌ها در مقاصد نزدیک برای باربری و گردشگری را هموار کند و تاکنون هم موجب فعال ماندن این لنج‌ها در استان‌های جنوبی شده است.

پشت پرده ناآرام پردیسان

|پیام ما| یازده ماه از زمانی که ابراهیم رئیسی، سکان محیط زیست کشور را به علی سلاجقه سپرد می‌گذرد و در این ماه‌ها کش و قوس‌ها و جابجایی‌ها در این سازمان آنقدر زیاد بوده که کارکنان سازمان حفاظت محیط زیست را به اعتراض واداشته و جامعه محیط زیست کشور را نسبت به شیوه مدیریت این حوزه نگران کرده است. به دنبال این روند و تغییر حدود ۵۰ نفر از مدیران ستادی و استانی که سبب جابجایی‌های ناگهانی مدیریتی در استان‌های مختلف شده، تعدادی از کارکنان سازمان حفاظت محیط زیست نامه‌ای خطاب به رئیس جمهور نوشته‌اند و در آن عملکرد سلاجقه را باعث ایجاد شکاف در بدنه پرسنلی سازمان دانسته و از رئیس جمهوری خواسته‌اند تا برای این سازمان تعیین تکلیف کند. اینها در حالی است که همزمان انتشار فایلی صوتی از مسعود بنام، سرپرست حراست سازمان محیط زیست شائبه تاثیرات مختلف در این تغییر و تحولات را بالا برده است. او در این فایل صوتی که مربوط به جلسه پرحاشیه عزل مدیرکل محیط زیست استان تهران است، از دستوراتی می‌گوید که یک ماه پیش در جلسه معاونت اجرایی ریاست جمهوری اعلام شده است: «به صراحت به ما اعلام کردند که هیچ مدیرکلی را ابقا نکنید. ما گفتیم عملکرد برخی استان‌ها مناسب است و به صراحت گفتند اگر قرار است ابقا شود استاندار و حوزه محیط زیست و نهادهای امنیتی و نمایندگان مجلس هم اگر موافق هستند بعد بفرستید نهاد ریاست جمهوری. اما هیچ یک از مدیرکل‌های استانی این شرایط را ندارند.» با این همه در حالی که دیروز سازمان حفاظت محیط زیست باز هم از انتصابات جدید مدیریتی خبر داد، سرپرست حراست سازمان حفاظت محیط زیست این فایل صوتی را «تقطیع‌شده» خواند و گفت که حرف‌هایش «بدون دقت کافی و متأثر از شرایط تنش‌آلود حاکم بر جلسه» بوده و از معاون اجرایی رئیس جمهور عذرخواهی کرد.

 

«رفت‌وآمد مدیران اتوبوسی نیست»
نامه کارکنان محیط زیست خطاب به رئیسی، بعد از آن منتشر شد که خبر رسید مهران برادران نصیری، دفتردار حوزه ریاست که همزمان مشاور سلاجقه است، عنوان سرپرست معاونت انسانی سازمان محیط زیست را گرفته و سعید محمودی، مدیرکل حفاظت محیط زیست استان تهران هم بدون اطلاعش کنار گذاشته شد که جلسه تودیعش به درگیری کشیده شد. در حالی که تغییرات بسیار زیاد یک سال گذشته و جایگزینی افرادی که شایستگی آنها زیر سوال رفته نوک انتقادات را به سمت سلاجقه برده است، او ظهر دیروز مراسم گرامیداشت محیطبان شهید برومند نجفی در سخنانی اشاراتی غیرمستقیم به این اتفاقات کرد: «همه موقعیت‌ها، مقام‌ها و امتیازات گذرا و موقتی هستند و در نهایت همه ما «ارجعی الی ربک» خواهیم بود. پس بهتر آن است که تلاش کنیم اعمال ما مرضی درگاه حق تعالی باشد.» او در بخش دیگری از سخنانش به این اشاره کرد که «ولایتمداری، عدالت‌پروری، ظلم‌ستیزی و فسادستیزی در احکام رئیس جمهوری برای انتصاب اعضای هیات دولت و مدیران کشور، مورد تاکید قرار می‌گیرد» و گفت: «این کلیدواژه‌ها خط مشی ما و مسیر حرکت ما در سازمان حفاظت محیط زیست را ترسیم می‌کنند و ما بر خود فرض می‌دانیم که در جهت تحقق آنها گام برداریم، ولو اینکه در این راه از جان، آبرو و مال خود بگذریم.»

پس از انتقادات و حاشیه‌های بسیار برادران نصیری از سرپرستی معاونت محیط زیست انسانی کنار گذاشته شد و همین دیروز ایرج حشمتی برای این سمت انتخاب شد که پیش از این مدیر کل محیط زیست اصفهان بود و تایید عبور بزرگراه اصفهان به شیراز از پارک ملی کلاه قاضی از سوی اداره محیط زیست اصفهان در دوره مدیریتی او اتفاق افتاده است

با این حال انتشار فایل صوتی سرپرست حراست، بعد از آنکه مدیر محیط زیست استان تهران بدون آنکه بداند از کار برکنار شد و زدوخوردها و حواشی دیگری که بین محمودی و برادران نصیری رخ داد، حاشیه‌ها را بیشتر کرده است. این فایل صوتی به صراحت می‌گوید مدیران استانی عزل و نصب خواهند شد و در این میان گلایه از این است که برخی مدیران مانند مدیرکل محیط زیست استان‌ تهران، مازندارن، کرمان و سیستان‌وبلوچستان که چندی پیش عزل شدند از جمله مدیران خوب و برخاسته از بدنه سازمان بودند. هرچند سرپرست حراست در توجیه فایل صوتی منتشر شده گفت: «طبق تاکید رئیس محترم جمهوری، رفت‌وآمد مدیران به این دولت همچون بعضی از دولت‌های گذشته، به شکل اتوبوسی و باندی نیست و ملاک، صلاحیت و شایستگی مدیران است که باید در مجاری تخصصی و صلاحیت‌سنجی احراز شود، لذا چه بسا مدیران صاحب صلاحیتی در ادوار گذشته که در این دولت ارتقاء نیز یافته‌اند و از ظرفیت آنها برای پیشرفت و آبادانی ایران عزیز استفاده شده است.»
تغییر 50 مدیر فقط در بخش ستادی و استانی
در نامه‌ تازه‌ای که از طرف «جمع کثیری از پرسنل سازمان حفاظت محیط زیست» که تعداد و اسامی آنها برای «پیام ما» روشن نیست، خطاب به رئیس جمهور آمده است: «از حضرتعالی درخواست داریم تا به موضوع سازمان محیط زیست انقلابی و آنی رسیدگی فرموده و با علی سلاجقه که از اعتماد دولت کمال سوء‌استفاده را نموده و با بی‌تدبیری و عدم کفایت لازم موجب ایجاد شکافی عظیم در بدنه پرسنلی این سازمان شده و علاوه بر نداشتن عملکردی مناسب قادر به پاسخگویی به مردم هم نیست تا جایی که با نصب درب آهنی همچون زندان‌ها در ورودی طبقه محل کارش احدی را ملاقات نمی‌کند، انتصابتش مورددار و در سطحی بسیار پایین و بدون کارشناسی انجام شده به طوری که پس از عزل و نصب‌های فراوان (بالغ بر۵۰ نفر فقط مدیران ستادی و استانی) هنوز عملکردی را نه دولت شاهد است و نه پرسنل و نه مردم… ایشان در مواردی حتی منسوبین خودش را در فاصله کوتاهی مجدد عزل کرده است! که نشان از عدم تدبیر و کفایت دارد، برخوردی قاطع گردد.»
نویسندگان این نامه در ادامه بر این تاکید می‌کنند که سلاجقه باید «در برابر فساد، رانت، بی‌انصافی و بی‌انگیزگی در سازمان محیط زیست وجود دارد پاسخگو باشد» و از مقام رهبری هم می‌خواهند که «از مسئولین بخواهند نگاه جناحی و حزبی را در این سازمان حذف نموده و فرمایش گهربار ایشان را که «مسئله محیط زیست مسئله این دولت و آن دولت نیست» را فصل‌الخطاب قرار دهند». آنها همچنین از نمایندگان مجلس درخواست کرده‌اند که از حقوق عامه مردم حوزه استحفاظی خود دفاع و عملکرد تیم سلاجقه را پیگیری کنند و در نهایت از دستگاه‌های امنیتی و نظارتی «رسیدگی به تخلفات گزارش شده و موجود مالی، اداری، اخلاقی و… مسئولین این سازمان» را مطالبه می‌کنند.
همه عزل و نصب‌های دیگر
این نامه و توضیح سرپرست حراست، تنها خبر دیروز سازمان حفاظت محیط زیست نبود. علاوه بر اینکه خبر آمد علیرضا مزینانی به عنوان سرپرست حفاظت محیط زیست استان تهران معرفی شد اما مهمتر از آن برکناری برادران نصیری بود که منتقدان بسیاری داشت و در همین چند روز بسیاری او را برای حضور در سمت معاونت انسانی سازمان محیط زیست نامناسب می‌دانستند. چنانچه در هفته گذشته نامه‌ای دیگر خطاب به سلاجقه درباره برادران نصیری که توسط تعدادی از فعالان نوشته شد که انجمن مردم‌نهاد محیط زیست شایان آن را منتشر کرده و در آن آمده است:‌ «برادران نصیری از صلاحیت علمی و مدیریتی و حتی درک مفهوم حفاظت و مدیریت محیط زیست برخوردار نبوده و در تفکیک تعریف محیط ‌زیست و منابع طبیعی عاجز بوده و این موضوع به کرات در جلسات ایشان با اعضای این انجمن تایید شده است لذا تصدی این پست برای نامبرده، خطر بزرگی برای محیط زیست کشور محسوب شده، مخالفت خود را با این انتخاب اعلام نموده و منتظر عزل زودهنگام ایشان هستیم.» در نهایت برادران نصیری از این سمت کنار گذاشته شد و همین دیروز ایرج حشمتی برای این سمت انتخاب شد. حشمتی، پیش از این مدیر کل محیط زیست اصفهان بود و تایید عبور بزرگراه اصفهان به شیراز از پارک ملی کلاه قاضی از سوی اداره محیط زیست اصفهان در دوره مدیریتی او اتفاق افتاده است.

سرپرست حراست در این فایل صوتی از دستوراتی می‌گوید که یک ماه پیش در جلسه معاونت اجرایی ریاست جمهوری اعلام شده است: «به صراحت به ما اعلام کردند که هیچ مدیرکلی را ابقا نکنید. ما گفتیم عملکرد برخی استان‌ها مناسب است و به صراحت گفتند اگر قرار است ابقا شود استاندار و حوزه محیط زیست و نهادهای امنیتی و نمایندگان مجلس هم اگر موافق هستند بعد بفرستید نهاد ریاست جمهوری. اما هیچ یک از مدیرکل‌های استانی این شرایط را ندارند.» او دیروز فایل صوتی را تقطیع‌شده خواند

در این میان خبرهایی از تغییر مدیر کل محیط زیست البرز و یزد هم به میان آمده است. نیره پورملایی که زمانی مدیرکل محیط زیست استان سیستان و بلوچستان بود، در دوره کلانتری به سمت مدیرکل حفاظت محیط زیست استان یزد رسید و حالا جمعی از کارکنان محیط زیست استان یزد در نامه‌ای به علی سلاجقه از او خواسته‌اند تا از آمدن مهتاب طاهری به جای پورملایی جلوگیری کند. آنها در این نامه که نسخه‌ای از آن به «پیام ما» رسیده نوشته‌اند: «خانم طاهری دارای 16 سال سابقه کار است که 14 سال اخیر به دلیل مشکلات خانوادگی (بیماری فرزند) در اکثر اوقات نتوانسته در محل خدمت خود حضور یابد و مکررا از مدیران کل وقت و فعلی درخواست مساعد خاص و حضور در منزل داشته. از آنجا که کارمندان در جریان عدم حضور مکرر و ناتوانی او در انجام وظایف محوله کارشناسی بوده‌اند، انتصاب نامبرده به عنوان مدیر کل حفاظت محیط زیست استان یزد، مصداق بارز و روشن عدم شایسته سالاری است که به طور جدی منجر به یاس، دلسردی و ناامیدی کارکنان محیط زیست استان و بالطبع باز شدن عرصه برای تاخت و تاز متخلفان و متجاوزان به محیط زیست خواهد شد.»
همه این اتفاقات در زمانی رخ داده که انتقادات درباره قدرت عملکرد سازمان حفاظت محیط زیست بیشتر شده است. آن هم در حالی که مطالبات حقوقی پرسنل سازمان بی‌جواب مانده و با اینکه مجلس بودجه ۳۰۰ میلیاردی برای افزایش حقوق نیروها در نظر گرفته، مدیران این سازمان نتوانسته‌اند موانع قانونی را برای رسیدگی پاسخ به مطالبات معیشتی کارکنان را مدیریت کنند. در همین حال وقوع رویدادهایی چون قتل محیط‌بان «برومند نجفی» به انتقادات از ضعف‌های مدیریتی سازمان حفاظت محیط زیست دامن زده است.

یک فرصت تاریخی

رویکرد وزیر کشور برای ورود زنان به ورزشگاه‌ها می‌تواند با استقبال عمومی همراه باشد و چقدر خوب است که ما چه در حوزه صنفی، چه در حوزه تخصصی و چه در حوزه سیاسی منتظر نهادهای بین‌المللی برای تعیین تکلیف نباشیم. خوب است ما خودمان به این جمع‌بندی برسیم که ظرفیت‌های لازم برای حضور زنان در ورزشگاه‌هایمان را داریم. ورزشگاه‌هایی که امروز آمادگی لازم و زیرساخت‌های مورد نظر را دارند، فعال شده و وارد عرصه شوند و حتما در مسابقه‌های فوتبال و بقیه مسابقه‌ها زن و مرد بتوانند حضور داشته باشند. ورزشگاه آزادی به عنوان یک ورزشگاه بزرگ و قابل اتکا در کشور که همیشه نشست‌های مشترک زنان و مردان را در درون خودش داشته، ظرفیت‌های لازم برای حضور زنان در درون خودش را دارد. بقیه ورزشگاه‌ها هم چه تازه‌ساز و چه قدیمی، اگر آمادگی دارند این تصمیم را با آنها آغاز کنیم و اگر آمادگی ندارند، می‌توانند در یک بازه زمانی کوتاه‌مدت آماده شوند.

نکته مهم در این قضیه این است که ما خودمان به این باور برسیم که حضور زنان و مردان در ورزشگاه یک فرصت برای نشاط اجتماعی و استفاده از حق مدنی است. چه ضرورتی دارد که تحت فشار خارجی بگوییم ما از حضور زنان در ورزشگاه‌ها استقبال می‌کنیم یا مجبوریم از حضور آنها استقبال کنیم. در شان جمهوری اسلامی و مردم ایران نیست که تابع نظرات نهادها و انجمن‌های صنفی بین‌المللی باشند. ما خودمان به این باور رسیدیم. همانطور که زنان و مردان ما در راهپیمایی‌های 22 بهمن و مراسم عزاداری و به طور کلی همه مناسک ملی و مذهبی در کنار یکدیگر حضور دارند، ظرفیت‌های لازم را در مجامع ورزشی ایجاد می‌کنیم. به خصوص که استقبال زیادی در میان دختران وجود دارد و تیم‌های فوتبال برجسته‌ای متعلق به زنان در کشورمان هم داریم. من از این جهت‌گیری از سخنان وزیر کشور استقبال می‌کنم و امیدوارم در اسرع وقت در اولین بازی‌های لیگ‌های برتر، شاهد حضور زنان در ورزشگاه باشیم. آنچه من از امکانات ورزشی شنیده‌ام این است که حدود ۴۹ ورزشگاه بزرگ در سطح کشور وجود دارد که 9 عدد آن‌ها از نظر ظرفیت در صدر هستند و می‌توانند سریعتر آمادگی مورد نظر وزیرکشور را ایجاد کنند. برجسته‌ترینشان ورزشگاه آزادی است و بقیه ورزشگاه‌ها ظرف یک مدت کوتاه می‌توانند آماده شوند. وقتی کشور ما در صنعت سدسازی سرآمد است٬آماده‌سازی ورزشگاه‌ها مسأله پیچیده‌ای نیست. قرار نیست مساله مهندسی خاصی در ورزشگاه به کار گرفته شود. فقط گذاشتن درها و سرویس‌های بهداشتی متناسب نیاز است تا همانقدر که مردان از ورزشگاه استفاده می‌کنند، زنان هم بتوانند با کمترین هزینه استفاده کنند و به بخشی از مطالبات اجتماعی درون جامعه پاسخ دهیم.