بایگانی مطالب نشریه
حدود یک هفته از قطع آب شهرکرد، مرکز استان چهارمحال و بختیاری و 7 شهر و 34 روستای این استان به دلیل گلآلودشدن چشمه کوهرنگ که منبع تامین کننده 60 درصد از آب نیمیاز جمعیت این استان است، میگذرد. در این هفت روز، 70 تانکر که تعداد قابل توجهی از آن نیز از سایر استانها به چهارمحال و بختیاری آمدهاند، به شهروندان این منطقه آبرسانی میکنند.
با گذشت یک هفته و اعلام رسمی مسئولان به شهروندان، آب برخی شهرهای استان چهارمحال و بختیاری هنوز وصل نشده است. حل نشدن این بحران کار را به جایی رساند که صبح دیروز، 25 مرداد، گروهی از شهروندان شهرکردی با تجمع در برابر استانداری نارضایتی خود را اعلام کردند. گرچه روابط عمومیاستانداری این استان از حضور مسئولان ستادی مانند معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی، معاون عمرانی و مدیرکل سیاسی و انتخابات استانداری چهارمحال و بختیاری در میان معترضان و گفتوگو با آنان خبر میدهد اما مردم فکر میکنند نیاز به کار بنیادینتری از گفتوگو و وعده دارند. به ویژه اینکه گرچه از سوی دولت، سیلاب مقصر این قطعی و گلآلود شدن چشمه کوهرنگ اعلام شده اما این رخداد ناگهانی پرده از حقیقتی دیگر برداشته «چشمه کوهرنگ تصفیهخانه ندارد». بنابراین آبفا در این استان 15 سال است آب بدون تصفیه را مستقیم وارد لولهها میکند.
بیش از یک هفته است در فصل تابستان آب نداریم. سیلاب آمد و حتی به روستاهای ما هم خسارت زد اما قرار نیست که مردم استان در کنار همه مشکلات اقتصادی؛ خسارتهای بارندگی و سیل و مانند آن، مشکلات دیگری هم متحمل شوند
مشکل 20 ساله دو روزه حل نمیشود
مرضیه.ح، یکی از شهروندان شهرکرد که در این تجمع حضور دارد میگوید به چیزی بیشتر از وعده حل بحران نیاز دارند و آن تضمین آب شرب پایدار و پاکیزه برای شهرکرد است: «بیش از یک هفته است در فصل تابستان آب نداریم. سیلاب آمد و حتی به روستاهای ما هم خسارت زد اما قرار نیست که مردم استان در کنار همه مشکلات اقتصادی؛ خسارتهای بارندگی و سیل و مانند آن، مشکلات دیگری هم متحمل شوند. با کودکانمان چه کنیم؟ چقدر باید بگوییم آب نیست. حتی مجبورشان کنیم برای اجابت مزاج خودشان را نگه دارند تا تانکر آبرسان بیاید؟ چقدر بگوییم امکان حمام نداریم به بیمار و پیر و معلول و سالمند مان چه بگوییم؟» آنچه مرضیه میگوید سوال و گلایه بسیاری از شهروندان دیگر شهرکرد نیز هست. محمد. خ یکی دیگر از مردمی است که بیآبی او را جلوی درب استانداری کشانده. محمد که بیش از 60 سال سن دارد میگوید: این اتفاق باز هم سابقه دارد. زمانی که چشمه آب، مناطقی دیگر غیر از شهرکرد را تامین میکرد و این خط لوله جدید احداث نشده بود هم شاهد این اتفاق در سرچشمه بودیم. باید برای سرچشمه فکری میکردند. او در مورد قولهای امروز مسئولان در جمع اعتراضکنندگان توضیح میدهد: «گفتند طی یکی دو روز آینده، این مشکل برای همیشه رفع میشود. آیا میشود فکر کرد که مشکلاتی که 20 سال روی هم انباشته شدهاند و با وجود بحران در این مدت هم حل نشدهاند دو روزه مرتفع شوند؟ دولت باید این را به مردم بگوید که وضعیت تامین آب شرب ما چه میشود؟ تامین آب شرب مراکز خدماتی و درمانی چطور؟ مثلا یک درمانگاه، یک مرکز درمانی روستایی، اینها که چاه ندارند!»
عجلهای برای رفع مشکل آب چهارمحال و بختیاری وجود ندارد
شهروندان شهرکرد و شهرهایی مانند باباحیدر، فیل آباد، چلگرد و همه مناطقی که در پی گل آلودگی کوهرنگ از دسترسی به آب شرب محروم شدند، در حالی چشم انتظار اتصال دوباره آب شرب هستند که بنا به اعلام دولت دو حلقه چاه طی این یک هفته برای تامین آب شرب حدود 4 هزار نفر وارد مدار شدهاند هر چند این چاهها در مجموع فقط 30 لیتر آب وارد مدار میکنند. عددی که با توجه به مصرف 150 لیتری هر فرد در یک شبانه روز ممکن است تامینکننده نیاز آبی یک محله باشد. هر چند شرکت آبفای کشور از روز اول این حادثه برای حل مشکل اقدام کرده اما حل نهایی مسئله در احداث تصفیهخانه نهفته است که به نظر میرسد فعلا برای آن برنامهای وجود ندارد. مدیر روابطعمومی ادارهکل آب و فاضلاب چهارمحال و بختیاری دیروز اعلام کرد: در صورت همکاری مردم و صرفهجویی، با کمترین مشکل از این بحران آبی در شهرکرد عبور خواهیم کرد. او با بیان اینکه در گذشته ۳۲ چاه تامین آب در مدار آبرسانی شهرکرد قرار داشت اعلام کرد که با خارج شدن چشمه کوهرنگ از مدار، ۱۰ چاه آب کشاورزی و ادارات وارد مدار شد، همچنین آب سامانه پدافندی شهرستان سامان به دو برابر افزایش یافت. عددی که با اعداد اعلامیاز سوی منابع خبری پیام ما در استانداری چهارمحال و بختیاری متفاوت است. به گفته این منبع آگاه فقط 2 چاه در حال حاضر در مدار هستند.
فرشاد متقی به ایسنا گفته درصدد هستیم تا با تقویت سامانه پدافندی سامان، آب ورودی به مدار را به ۱۲۰ لیتر بر ثانیه افزایش دهیم، در حال حاضر ۲ سامانه آبرسانی با نصب پکیج تصفیه به رفع گلآلودی تحت فشار کمک میکند. ۷۰ تانکر آبرسانی در سطح استان در حال آبرسانی سیار هستند. از این تعداد ۴۷ دستگاه تانکر در شهر شهرکرد مشغول آبرسانی در محلات هستند. در محلاتی از شهرکرد که آب قطع است و تانکر آبرسانی حضور ندارد، شهروندان با شماره تماس ۱۲۲ درخواست خود برای اعزام تانکر را اعلام کنند.
مدیرعامل شرکت آب منطقهای چهارمحال و بختیاری نیز پس از یک هفته از این رخداد به خبرگزاری ایسنا گفته «وزارت نیرو برای حل جبران کسری آب کوهرنگ وارد میدان شده است. در گام اول ظرفیت تصفیهخانه سامان به دو برابر افزایش پیدا کرد. همچنین یک خط انتقال آب از منابع آب سطحی در غرب شهرستان سامان به طول دو کیلومتر برای کسری آب شرب شهرکرد با هزینه بالغ بر ۲۵میلیارد تومان در حال انجام است.» فردوس کریمی با بیان اینکه با وارد کردن آب چاههای کشاورزی اطراف شهرکرد تاکنون ۷۰ لیتر بر ثانیه آب وارد مدار آبرسانی شهرکرد شده است، اعلام کرد که رایزنی برای تزریق ۲۵۰ لیتر آب سطحی به منابع آبی شهرکرد در حال انجام است و پیشبینی میشود تا عصر فردا وارد مدار آبرسانی شهرکرد شود. در میان این گفتهها اما آنچه سندیت دارد این است که آب همچنان در همه مناطق شهرکرد، 6 شهر اطراف و 34 روستا کاملا قطع است و هیچ یک از مسئولان نه پاسخ دقیقی از زمان رفع این مشکل میدهند و نه برنامه احداث تصفیهخانه را اعلام میکنند. در این میان موضوع انتقال آب بن – بروجن دوباره از سوی برخی چهرههای سیاسی مطرح شده است. طرحی که به نظر میرسد آدرس غلطی برای حل مسئله باشد. درست شبیه دیگر طرحهای انتقال آب در استانهای دیگر که مناسبات اجتماعی را بر هم زده است.
گفتند طی یکی دو روز آینده، این مشکل برای همیشه رفع میشود. آیا میشود فکر کرد که مشکلاتی که 20 سال روی هم انباشته شدهاند و با وجود بحران در این مدت هم حل نشدهاند دو روزه مرتفع شوند؟ دولت باید این را به مردم بگوید که وضعیت تامین آب شرب ما چه میشود
روایت متفاوت استاندار
استاندار چهار محال و بختیاری در مورد این منبع تامین کننده آب شرب مرکز استان به «پیام ما» میگوید: آب شرب شهر شهرکرد که قریب به 200 هزار نفر جمعیت دارد چشمه کوهرنگ است این چشمه بیش از 100 کیلومتر با مرکز استان فاصله دارد و توسط یک خط لوله آبرسانی به مرکز استان را انجام میدهد. غلامعلی حیدری ادامه میدهد: یکی از شاخصهای سنجش میزان کدورت آب ام تی یو است. ام تی یو زیر 5 قابل چشمپوشی است. ولی بالاتر از این عدد، دارای استانداردهای لازم برای شرب نیست. روزهای پس از سیل ام تی یو چشمه کوهرنگ تا 4 هزار هم بالا آمد و عملا یکی از منابع اصلی تامین کننده آب شهرکرد را از دست دادیم. باید بلافاصله چاههای اطراف شهرکرد را شناسایی و با اتصالاتی وارد مدار میکردیم. از همان اول ستادی متشکل از فرماندار، معاون سیاسی و امنیتی و رئیس صنف کشاورزان استان تشکیل تا چاهها را احصا و با کشاورزان رایزنی کنند. ما در فصل برداشت محصول هستیم. در استان ما معمولا محصولات شهریور برداشت میشوند و آبدهی در این فصل برای کشاورزان بسیار ضروری است. رایزنی سنگین و گستردهای برای جلب رضایت کشاورزان انجام شد. تا الان 15 حلقه چاه با دبیهای مختلف وارد مدار شدند. برخی از این چاهها تا هفت کیلومتر با شبکه فاصله داشت که نیاز به انجام لولهکشی و اتصالات بود. او افزود: گام بعدی خطهای پدافندی بود. 3 خط پدافندی طراحی شد. یک خط در ابتدا 40 لیتر برثانیه آبدهی داشت که بخشی از لوله را تعویض کردیم و پمپاژها تقویت شد. آبدهی این خط به بالای 100 لیتر در ثانیه رسید. خط پدافندی دوم که کارشناسان آبفا گفتند امروز وارد مدار میشود با برخی مخازن ما در شهرکرد نزدیک به 45 کیلومتر فاصله دارد. این خط هم در مرحله نهایی لولهگذاری است. براساس برآورد کارشناسان آبفا، تا آخر وقت امروز (سه شنبه 25 مرداد) وارد مدار میشود. این خط هم بالغ بر 170 لیتر در ثانیه آبدهی دارد. خط پدافندی سوم با بالای 250 لیتر بر ثانیه آبدهی تا آخر هفته وارد مدار میشود. با وارد مدار شدن خط دوم بخش قابل توجهی از مشکلات حل میشود و ورود خط سوم هم مشکل را به طور کامل حل میکند. حیدری تاکید میکند: نکته حائز اهمیت این است که شهرکرد 8 روز است اصلیترین منبع آبش را از دست داده و ما در این هشت روز، بالای 70 درصد از مناطق مسکونی شهرکرد قطعی آب نداشتند. برخی از محلات افت فشار هم نداشتند که مرتبط با اقدامات پدافندی و کار شبانه روزی بدون وقفه است. یعنی کاری که 3 الی 6 ماه زمان لازم داشت طی یک هفته انجام شد. همچنین توزیع آب شرب توسط بیش از 100 تانکر بود که از صبح تا عصر در محلههای مختلف آب توزیع میکنند و از شب تا صبح هم به تقویت مخازن شهر کرد کمک میکنند. او در خصوص نبود تصفیه خانه که از سوی بسیاری منابع به عنوان یکی از دلایل این چالش معرفی میشود میگوید: ما مشکلی در بخش تصفیهخانه و مخازن نداریم و این بحثها هیچ کدام دلیل قطعی آب نبود بلکه سیل منبع اصلی آب ما را آلوده کرده است. استاندار چهارمحال و بختیاری در حالی معتقد است قطع آب در بیش از 70 درصد از مناطق مسکونی شهرکرد تاثیری نداشته است که چشمه کوهرنگ 60 درصد از آب آشامیدنی این شهرستان را تامین میکند. یعنی در بهترین حالت 60 درصد از جمعیت این شهرستان تحت تاثیر خروج از مدار این چشمه قرار گرفتهاند. همچنین به جز شهرکرد درباره سایر شهرها و روستاهای بحرانی هم هنوز گزارش دقیقی منتشر نشده است.
بابک برزویه عکاس باسابقه سینمای ایران پس از مدتها تحمل عوارض ناشی از بیماری درگذشت. به گزارش ایسنا، بابک برزویه از عکاسانی است که نه تنها در حوزه سینما بلکه در حوزه عکاسی مطبوعاتی و همکاری با رسانههای مختلف از جمله خبرگزاریها کارنامه پُر باری دارد. خبر به کما رفتن این هنرمند در تاریخ هشتم دی ماه ۱۴۰۰ منتشر شد. دیروز اما مهدی نورعلیشاهی، روابط عمومی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با انتشار متنی در اینستاگرام از درگذشت این هنرمند خبر داد. او در عکاسی سینما همکاری با کارگردانهای همچون: رسول ملاقلی پور، احمدرضا درویش، مسعود کیمیایی و پوران درخشنده را در کارنامه خود دارد.
منتظر سیلهای ناشی از تغییر اقلیم باشیم
تغییر اقلیم و اقدامات انسانی دخیل در تسریع تغییر اقلیم در بروز و افزایش شدت و فراوانی سیل در آینده نقش پررنگی خواهد داشت. پذیرش این مسئله بهمنظور کسب آمادگی در مقابل آن حائز اهمیت است. البته خشکسالی و بارندگی برای همه مناطق جهان به طور یکسان و با شدت برابر پیشبینینشده است. تغییر اقلیم با تغییر در الگوهای بارش و نوسانات بارندگی برای برخی نقاط سیل و برای برخی دیگر خشکسالی به همراه دارد. مبتنی بر ارزیابیهای هیئت بینالدولی تغییر اقلیم در بعضی مناطق بهویژه در عرضهای جغرافیایی بالاتر میانگین بارندگی سالانه افزایش مییابد. بنا بر مدلسازیهای ارائه شده رابطه مستقیمی بین گرمایش زمین و افزایش پتانسیل بارش وجود دارد.
افزایش دمای یک درجه سلسیوس منجر به افزایش هفت درصدی حداکثر رطوبت در جو میشود و این به معنای احتمال بارندگی بیشتر است. آب موجود در کره زمین چرخهای را بین جو و اقیانوسها و یخ و… طی میکند. بهصورت برفوباران باریده میشود. به زمین نفوذ میکند. در مجراها جریان مییابد. به دریاها و اقیانوسها میپیوندد. منجمد میشود و تبخیر میشود. پوشش گیاهی و خاک آن را جذب میکنند و همچنین گاهی بهواسطه تعرق گیاهان به محیط بازمیگردد. گرمایش زمین رویدادهای این چرخه را با افزایش کلی در آهنگ (تغییرات یک کمیت نسبت به زمان) بارندگی و تبخیر تشدید میکند. ذوب زودهنگام برف کوهستانها، تغییرات متضاد در بارانهای موسمی، کاهش یخچالهای طبیعی کوهستانی و کمتر روی زمین ماندن برف، بارش بیشتر باران نسبت به برف همگی از پیامدهای افزایش گازهای گلخانهای و گرمایش زمین هستند. پس از هر بارش بخشی از آن را خاک و پوشش گیاهی جذب میکنند. درصدی تبخیر میشود و باقی بهصورت رواناب در مسیر رود جاری میشود. اگر مسیر برای گذر حجم آب کافی نباشد آب به بستر مجاور وارد میشود و سیل با فشار بالا و قدرت تخریب رخ میدهد. اگر پوشش گیاهی و خاک نتواند بخشی از بارش را جذب کند سیلاب رخ میدهد. در گذشته در مناطق سردتر، در عرضهای جغرافیایی بالاتر و مناطق کوهستانی سیلها ناشی از ذوب شدن برف بود. اما با گرمشدن زمستانها بر اثر تغییر اقلیم بارشهای زمستانی کمتر بهصورت برف میبارد. بارش باران در زمستان به معنای بروز سیلهای بیشتر است. زیرا سریعتر به رود میپیوندد و روانابی که ایجاد میکند در مقایسه با حجم آب ناشی از ذوب شدن کند برفها در بهار و تابستان بسیار بیشتر است.
از سوی دیگر بارش باران بر برف بهخصوص در برههای که زمین هنوز یخزده است و امکان جذب آب را ندارد، حجم رواناب رود را افزایش داده و منجر به بروز سیلهای بیشازپیش میشود. به طور کل دادههای آماری سیل ناشی از باران را از سیل ناشی از برف بیشتر گزارش کردهاند. با گرمتر شدن زمین این مسئله حتی در ارتفاعات بالاتر نیز افزایش مییابد. در ارتفاعات پایینتر برف مدتزمان کمتری تا ذوب شدن روی زمین میماند و بارش باران روی برف نیز خطر سیل را به دنبال دارد. آتشسوزیهای ناشی از خشکسالی و تغییر اقلیم در جنگلها پوشش گیاهی را از بین برده و با تغییر در وضعیت و کیفیت خاک این مناطق را در معرض مخاطرات سیلها و سیلابهای بیشتر قرار میدهد. با افزایش دما و گرمشدن بیش از حد متعارف آب اقیانوسها و سطح دریاها بهواسطه جذب نود درصدی گرمای دهههای اخیر، گردش بادهای موسمی در تابستان از روی آبهای بسیار گرم، حجم رطوبت بسیاری را به سایر نقاط انتقال داده و سبب بارندگیهای کوتاهمدت و شدید میشوند و همچنین سبب بارش فرا سنگین در برخی مناطق جغرافیایی میگردند. در صورت خشکی بیش از حد زمین و فقدان پوشش گیاهی مناسب این بارشهای رگباری موجب سیل میشود. تغییر اقلیم سبب گسترش جغرافیایی چنین بارندگیهایی خواهد شد. همچنین تغییر اقلیم وقایع فرین یا رویدادهای حدی را افزایش میدهد. هیئت بینالدولی تغییر اقلیم رویدادهای حدی را رویدادهای با احتمال وقوع کم و شدت بالا در مکان و زمان مشخص تعریف میکند. این وقایع میتوانند شرایط عادی ساکنان و اکوسیستم را دچار اختلال کنند. ورای همه معضلات سیل مانند آسیبدیدن تاسیسات شهری، ازبینرفتن آثار باستانی و ناامنی غذایی و آب و ضربات جسمی و روانی به افراد و تهدید سلامت آنها، پس از سیل نیز منطقه بسته به شرایط جغرافیایی و اقلیمی میتواند دچار مشکلات دیگری شود. میتواند منجر به افزایش یا کاهش گونهها شده و به اکوسیستم منطقه لطمه وارد کند. برای ایران بهعنوان کشوری تأثیرگذار بر تغییر اقلیم به دلیل تولید بالای کربندیاکسید و همچنین آسیبپذیر از تغییر اقلیم افزایش دمای بیش از دو درصد و کاهش سی و پنج درصدی بارندگی و خشکسالی در سالهای آتی پیشبینی شده است. عدم توجه کافی به محیطزیست و اولویت ندادن به آن و مواردی نظیر جنگلزدایی، بیابانزایی و تغییر کاربری زمینها و چرای بیرویه دامها و عدم رعایت حریم بستر رود و ساختوسازهای غیرمجاز و خشکسالی ایران را تا چندین برابر در مقابل بلایای طبیعی مانند سیل آسیبپذیرتر کرده است. باتوجهبه تغییر اقلیم کشورها چارهای جز پایبندی به هدف توافق پاریس در راستای محدود کردن گرمایش زمین به یک و نیم درجه ندارند. کاهش انتشار گازهای گلخانهای تأثیرات سو را کاهش میدهد و آگاهی افکار عمومی، توانمندسازی جامعه محلی، هشدار بهموقع، رعایت حریم رود، مدیریت صحیح بحران و جلوگیری از تراکم و سکونت بیش از حد جمعیت در نواحی سیلخیز میتواند تلفات مالی و خسارات ناشی از سیل را کاهش دهد. چهبسا که شاید با مدیریت علمی بتوان چالش سیل را به فرصتی برای بهرهوری تبدیل کرد
نقاشیها پوسید، آثار حجمی ویران شد
از هفت سال قبل که بعد از یک مناقصه، مدیریت موزه هنرهای معاصر اهواز به فردی سپرده شد که حتی در ایران نبود، تا به امروز، از موزه فقط یک ساختمان ویرانه باقی مانده است. بی در و پیکر و پر از خرابی. ساختمانی که بخشی از آن در آتش سوخته و حدود دو سال قبل هم مورد سرقت قرار گرفته. این عاقبت واگذاری بدون قید و شرطی بوده که قراردادش 31 مرداد ماه، یعنی کمتر از یک هفته دیگر تمام میشود و این در حالی است که بر اساس کارشناسی اداره ارشاد، موزه خسارتی 20 میلیارد تومانی دیده است. وضعیت ساختمان موزه هنرهای معاصر آبادان هم بهتر نبوده. ساختمان، مانند بناهای باقیمانده از جنگ هشت ساله ایران و عراق است. ویران، با شیشههای شکسته و پنجرهها و درهایی که از قاب خارج شدهاند. موزه آبادان پیش از موزه اهواز به این روز افتاد و بعد هم گنجینهاش به موزه هنرهای معاصر اهواز فرستاده شد؛ گنجینهای که از چند سال قبل حتی اجازه دیدن آن به اداره ارشاد هم داده نشده و در پنج سال گذشته هم موزه بدون برق روزگار گذرانده و این یعنی آثار هانیبال الخاص، شیشهگران و احصایی و دیگران در دما و رطوبت بالا، بدون هیچ نظارتی در دخمهای نگهداری میشوند که بنا به گفته محمد عدیلیپور، رئیس سابق انجمن هنرهای تجسمی خوزستان «آیندهاش مبهم است.»
هفت سال قبل، اداره ارشاد خوزستان، در حالی که میگفت قادر به اداره موزه هنرهای معاصر اهواز نیست، مناقصهای برگزار کرد. در سه نوبت با قیمت بالا آگهی این مناقصه در روزنامهها به چاپ رسید و بعد از آنکه کسی نیامد، بدون هیچ تشریفات اداری، رایگان، بدون تعهد و حق نظارت به فردی به نام علی منوچهری داده شده. فردی که بنا به گفته عدیلیپور، رئیس سابق انجمن هنرهای تجسمی خوزستان در آن زمان در ایران نبود و بعد از آن هم به ایران نیامد: «تخلفات اداری گستردهای برای این واگذاری رخ داد. آن زمان همایون قنواتی، مدیرکل اداره ارشاد خوزستان بود و در حالی که برای مناقصهای از این دست، تلاش میشود فردی مناسب انتخاب شود اما موزه را به یک پیمانکار دادند که از کار هنری هیچ چیز نمیدانست. در تمامی قراردادهای وزارت ارشاد برای واگذاری، بندی وجود دارد با نام فسخ یکطرفه اما این قرارداد فسخ یکطرفه نداشت و در نتیجه در تمام این سالها با وجود همه آسیبها نتوانستند قرارداد را فسخ کنند.»
هفت سال قبل، اداره ارشاد خوزستان، در حالی که میگفت قادر به اداره موزه هنرهای معاصر اهواز نیست، بدون هیچ تشریفات اداری، رایگان، بدون تعهد و حق نظارت، این موزه را به فردی به نام علی منوچهری واگذار کرد که در ایران نبود. موزه در این مدت به تالار عروسی و نمایشگاه گل تبدیل شد. حالا که فقط یک هفته تا پایان قرارداد واگذاری مانده، سرنوشت موزه هنرهای معاصر اهواز پر از ابهام است
عدیلیپور، به عکسهای موزه اشاره میکند. به ساختمان نیمهویرانهاش و تمام وسایلی که حالا یا به سرقت رفتهاند یا خراب شدهاند. به سیستم تهویه گرانی که چیزی جز لاشه از آن باقی نمانده. همه اینها مدتهاست قلب او و دیگر دوستداران موزه را به درد آورده. آنها که میگفتند موزه اهواز بعد از موزه هنرهای معاصر تهران بزرگترین موزه کشور است، حالا جنازه بیجانی را میبینند که بعد از قرارداد هفت ساله کمکم جانش گرفته شد. «برای گرفتن این ساختمان، گویا منوچهری سفتهای صد میلیون تومانی و بدون ضمانت داده و البته هیچ کدام از امضاهای این قرارداد اسم ندارد. من وقتی قرارداد را دیدم واقعا تعجب کردم. چطور چنین چیزی ممکن است. این ساختمان حتی مدتها به سالن عروسی و مواردی از این دست اجاره داده شد و از پنج سال قبل هم برقش را قطع کردند و آثار در دمای بالا و رطوبت اهواز بدون هیچ سیستم تهویه و نگهداری به جا ماندند. البته یک آتشسوزی هم در اتاق برق اتفاق افتاد و سیستم کلا نابود شد.»
او به جلسه دیروز که در اداره ارشاد خوزستان برای وضعیت موزه برگزار شده اشاره میکند و میگوید که بر اساس برآورد کارشناسان ارشاد، خسارت 20 میلیارد تومانی به موزه زده شده و البته این خسارت صرفا از نظر فیزیکی و ساختمان است و از وضعیت گنجینه بیخبریم. «در حیاط موزه اهواز، یک سرویس بهداشتی توسط شهرداری ساخته شد که اصلا مورد استفاده هم قرار نگرفت و به پاتوق بدل شد. اما معلوم نیست بر اساس چه مناسباتی چنین اتفاقاتی به این سهولت رخ داده است.»
فرستادن آثار موزه بدون بیمه و طی مراحل اداری
مهمترین آثار موزه هنرهای معاصر اهواز را آثاری تشکیل میدهند که از موزه هنرهای معاصر آبادان به اینجا آمدند. آثاری از هنرمندانی چون هانیبال الخاص، کوروش شیشهگران، محمد احصایی و …. .
موزه آبادان که زمانی پررونق بود و دیوارهایش به آثار هنرمندان معروفی زینت میشدند، از اوایل دهه 90 رو به زوال رفت. سال 93، احمد نشان، فرزند خسرو نشان، مدیرکل پیشین میراث فرهنگی استان خوزستان مدیریت موزه آبادان را که مدتی از آغاز ویرانیاش میگذشت به دست گرفت، اگرچه در دوره کوتاه مدیریت او موزه بازسازی شد اما با رها کردن موزه در بیخبری ارشاد، روند تخریب دوباره موزه آغاز شد. در نهایت آثار این موزه به اهواز منتقل شد. اهواز هم که از هفت سال قبل دستخوش تغییرات شد و با بستن قراردادی عجیب، نظارت از آثار هم حتی از توان اداره ارشاد خارج شد.
عدیلیپور میگوید وضعیت آثار این موزه اصلا مشخص نیست. علاوه بر آنکه در گرما و رطوبت احتمال از بین رفتن بسیاری از آنها وجود دارد، بلکه در این میان تخلفات گستردهای هم رخ داده. «نمونهاش فرستادن یکی از آثار شیشهگران به گالری شیرین در تهران است. وقتی قرار است اثری از یک موزه به گالری برود، باید ترتیبات اداری برایش رعایت شود و اثر بیمه شود. هیچکدام از اینها رخ نداد. موزه اهواز فرستادن این اثر را رد کرد اما گالری شیرین تایید کرد. حالا سوال این است که با وجود طی نشدن این مراحل چقدر ممکن است این اثر آسیب ندیده باشد یا حتی اثری جعلی به موزه برنگشته باشد؟»
اینها سوالاتی است که برای فعالان این حوزه مطرح است. اما رئیس سابق انجمن هنرهای تجسمی خوزستان پرسش مهمتری دارد. او میگوید همه این اتفاقات برای گذشته بوده اما آیا برای آینده برنامهای وجود دارد؟ «اصلا مشخص نیست وزارت ارشاد و اداره ارشاد چه برنامهای برای بعد از 31 مرداد دارند. آیا قرار است باز هم مناقصه برگزار شود و همین وضعیت ادامه یابد؟ قرار است خود اداره ارشاد مانند گذشته ناظر شود؟ یا زیر نظر ارشاد، کار به انجمن هنرهای تجسمی سپرده شود؟ هنوز برای آینده هیچ تصمیمی نگرفتهاند و وضعیت مبهم است اما شاید بهترین راه سپردن به انجمن هنرهای تجسمی باشد.»
از تهران کسی مسئولیت آثار موزه را بر عهده نگرفت
زمانی که قرار شد اداره موزه به منوچهری سپرده شود، مدیریت موزه زیر نظر سید حسین فدایی بود. او که یک سال مدیریت این موزه را در آن زمان بر عهده داشت، حالا کارشناس بخش تجسمی اداره ارشاد خوزستان است و به «پیام ما» میگوید: «همان زمان هم این قرارداد عجیب بود و چندین بار اعتراض کردم و به تهران هم نامه نوشتم اما اتفاقی نیفتاد. نگران آثاری بودیم که از موزه آبادان آمده بود چون موزه اهواز آثار خیلی خاصی نداشت و فقط آثار هنرمندان استان بود اما در موزه آبادان آثار خوبی داشتیم. به موزه هنرهای معاصر تهران نامه زدم که برای این آثار فکری کنند و ببرند اما گفتند آثار چندان خاصی نیست و این کار را نکردند.»
او میگوید همان زمان، مدیر ارشاد وقت گفته بود که برای واگذاری موزه هنرهای معاصر اهواز تحت فشار بوده و آن قرارداد هم تحت فشار نوشته شده است. «اما هیچوقت صحت این حرف مشخص نشد و این وضعیت همواره برای ما سخت بود. من در سال 91 به مدت یک سال مدیر موزه بودم و سال 92 یا 93 بود که از طرف ارشاد به همراه یکی از همکارانم به آبادان رفتیم تا آثار آنجا را به اهواز بیاوریم. از تهران افراد متخصصی برای ساختن کشوهای نگهداری به موزه هنرهای معاصر اهواز آمدند. 72 اثر از آبادان به آنجا آوردیم که آثار خوبی هم بودند.»
او میگوید در این میان احتمال تخریب و از بین رفتن بسیاری از آثار مطرح است و یکی از نمونههایی که نام میبرد آثار جلال شباهنگی است. «کارهای آقای شباهنگی در موزه آبادان به درستی نگهداری نشده بودند و بعد از آمدن به اهواز هم وضع مساعدی نداشتند. اثر به شیشه چسبیده بود و گرما و رطوبت آن را خراب کرده بود. کارهای حجمی رسیده از آبادان هم، اغلبشان از بین رفتند. ما تا یک سال بعد از آمدن آقای منوچهری همچنان به مخزن موزه سر میزدیم تا اینکه کمکم دعواها شروع شد و بعد از آن اجازه بازدید ندادند. البته بر اساس قرارداد میتوانستند این کار را انجام دهند.»
رئیس اسبق موزه هنرهای معاصر آبادان: آثار جلال شباهنگی در موزه آبادان به درستی نگهداری نشده بودند و بعد از آمدن به اهواز هم وضع مساعدی نداشتند. اثر به شیشه چسبیده بود و گرما و رطوبت آن را خراب کرده بود. کارهای حجمی رسیده از آبادان هم، اغلبشان از بین رفتند. ما تا یک سال بعد به مخزن موزه سر میزدیم تا اینکه کمکم دعواها شروع شد و بعد از آن اجازه بازدید ندادند
فدایی حالا که به گذشته نگاه میکند میگوید نمیداند نوشته شدن آن قرارداد و واگذاری به فردی که چیزی از موزهداری نمیدانست تحت فشار بوده یا تصمیم مدیریت وقت اما هرچه بود بعد از شکایت قضایی در دوره مدیران بعدی هم امکان ملغی شدن قرارداد فراهم نشد.
او حالا میگوید نگاهش به آینده مبهم است و نمیداند چه وضعیتی بعد از 31 مرداد ماه برای موزه هنرهای معاصر اهواز پیش خواهد آمد. «اما آنچه مشخص است این است که موزه ویران است و این ساختمان ویرانشده با این حجم از خرابی به سرمایه کلانی برای سرپا شدن نیاز دارد که معلوم نیست باید از کجا تامین شود. چرا که وزارت ارشاد آن را تقبل نخواهد کرد. چون اگر قرار به تقبل بدهیها بود، اصلا موزه را به بخش خصوصی نمیدادند و از سویی انجمن هنرهای تجسمی هم همیشه مستقل از ارشاد بوده و هنوز انجمنی وجود ندارد که همه هنرمندانش با یکدیگر هم نظر باشند و بتوانند موزه را اداره کنند. مسائل مالی هم که در این میان مطرح است.»
او هرچند شنیده که انجمنها و موسساتی گفتهاند اداره موزه به آنها واگذار شود اما هزینههای بالا ممکن است در این مورد اختلال ایجاد کند. شاید دوباره مزایده برگزار شود اما کسی نمیداند وضعیت آینده موزه هنرهای معاصر اهواز چه خواهد شد.
بازنگری رویکردها در آلودگی هوا
هیچ حد پایینتری وجود ندارد که بتوان از آن برای تعریف کیفیت هوای ایمن استفاده کرد. حتی سطوح پایین آلودگی هوا نیز میتواند به سلامت آسیب برساند. هر ساله قرار گرفتن در معرض آلودگی هوا باعث مرگ زودرس 7 میلیون نفر و از دست دادن میلیونها سال زندگی سالم دیگر میشود. از دود معلق در شهرها گرفته تا دود در داخل خانه؛ آلودگی هوا یک تهدید بزرگ برای سلامت و آب و هوا در سراسر جهان است.
با توجه به اینکه سطح ایمن آلودگی هوا را شناسایی نکردهایم، باید رویکرد خود را بازنگری کنیم و به جای تعیین استانداردهای غلظت ثابت که فقط هر پنج تا 10 سال یکبار بازنگری میشوند، روی کاهشهای مداوم سال به سال تمرکز کنیم. تأثیرات روی سلامتی بسیار زیاد است. محققان آمریکایی کانادا را مورد مطالعه قرار دادند تا مشاهده کنند چگونه مردم در پاکترین مناطق هنوز از مشکلات در سلامتی رنج میبرند. مطالعه در یکی از پاکترین کشورهای جهان میتواند به دولتها کمک کند تا در مورد راههای آینده برای مدیریت آلودگی هوا فکر کنند.
دادههای فراوان از مه دود لندن سال 1952 به ما میگوید که تنفس غلظت بالای آلودگی هوا به سلامتی ما آسیب میرساند. این ایده قرن بیستم در مورد اهداف بهبود کیفیت هوای به ما کمک میکند. با این حال، مطالعه جدید از زاویه دیگری به آسیب سلامتی ناشی از آلودگی هوا پرداخته است. سوابق سرشماری بیش از 7 میلیون کانادایی بین سالهای 1981 تا 2016 با دادههای آلودگی هوا ترکیب شد تا مشخص شود که آیا میزان کمی از آلودگی ذرات همچنان مضر است یا خیر. با وجود هوای نسبتاً تمیز، این مطالعه نشان داد که به دلیل آلودگی هوای بیرون، تقریباً 8000 کانادایی هر سال زودتر جان خود را از دست میدهند. قابل توجه است که حتی مردم در تمیزترین مناطق نیز تجربه تاثیر آلودگی بر سلامت خود را داشتند. مطالعه کانادا یکی از سه موردی بود که توسط موسسه اثرات سلامت ایالات متحده تامین مالی شد. دو مورد دیگر به بیش از 60 میلیون نفر در ایالات متحده و 27 میلیون نفر در اروپا پرداختند. آنها به نتایج مشابهی رسیدند: هیچ حد پایینتری وجود ندارد که بتوان از آن برای تعریف کیفیت هوای ایمن استفاده کرد. این بدان معناست که دولتها نباید جاهطلبی خود را در مورد تعیین اهداف برای بدترین هوایی که مردم باید تنفس کنند محدود کنند. در یک بررسی در بریتانیا هشدار داده شد که آلودگی هوا به بروز زوال عقل میانجامد و یک بررسی در ایالات متحده نشان داد که چگونه آسم میتواند از قرار گرفتن در معرض آلودگی هوا ناشی از ترافیک شروع شود. اگرچه انگلستان و کشورهای اروپایی متعهد به کاهش میانگین آلودگی ذرات و کل آلودگی تولید شده توسط هر کشور هستند، شواهد فزاینده بر نیاز به اقدام برای بهبود آلودگی هوا در همه جا و به ویژه برای افراد جوان و افراد آسیبپذیر تاکید میکند. این یافتهها نشان میدهد که میتوان مزایای مهم سلامتی را از کاهش مداوم آلودگی هوا و استانداردهای نظارتی دقیقتر، از جمله در کشورهایی مانند کانادا و بریتانیا، بهدست آورد. آلودگی هوا در کنار تغییرات اقلیمی یکی از بزرگترین تهدیدات محیط زیستی برای سلامت انسان است. در کودکان، میتواند شامل کاهش رشد و عملکرد ریه، عفونتهای تنفسی و تشدید آسم باشد. در بزرگسالان، بیماری قلبی و سکته مغزی شایعترین علل مرگهای زودرس ناشی از آلودگی هوای بیرون هستند و شواهدی نیز مبنی بر اثرات دیگری مانند دیابت و بیماریهای تخریبکننده عصبی در حال ظهور است. این امر بار بیماریهای ناشی از آلودگی هوا را با سایر خطرات عمده سلامت جهانی مانند رژیم غذایی ناسالم و سیگار کشیدن برابری میکند. امیدواریم که کشورها و همه کسانی که برای محافظت از محیط زیست ما میجنگند برای کاهش رنج و نجات جان افراد تلاش کنند. هوای پاک باید از حقوق اساسی بشر و شرط لازم برای جوامع سالم و مولد باشد.
در حالی که وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی از اعلام موضع ایران در خصوص پیشنویس اتحادیه اروپا، نهایتاً تا ساعت ۱۲ شامگاه دوشنبه خبر داد و گفته که هماکنون میتوان گفت که در نقطه «شروعِ پایان توافق» قرار گرفتهایم، سخنگوی این وزارتخانه در یک نشست خبری گفته که پیشنویس پیشنهادی مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا نتوانسته تمامی خواستههای ایران را تامین کند. هرچند بهگفته این دیپلمات ارشد جمهوری اسلامی نیز متن پیشنهادی جوزف بورل و مذاکراتی که در حدود ۱۶ ماه گذشته در راستای احیای برجام و رفع تحریمها برگزار شده، منجر به دستیابی به «پیشرفتهای نسبی» شده است.
اتحادیه اروپا ۱۵ اوت یا همان ۲۴ مرداد ماه را آخرین مهلت اعلامنظر در خصوص پیشنویس پیشنهادی اعلام کرده و پیش از نیمروز گذشته، وزیر امور خارجه ایران به خبرنگاران گفت جمهوری اسلامی نهایتاً ظرف ۱۲ ساعت آینده یعنی حداکثر تا ساعت صفر روز ۱۶ اوت یا ۲۵ مرداد ماه در این رابطه اعلامنظر خواهد کرد. حال آنکه پیش از این، نماینده دائم روسیه در سازمانهای بینالمللی وین، متن پیشنهادی اتحادیه اروپا، صرفاً نتیجه کار دیپلماتهای این اتحادیه نیست و در واقع از سوی همه شرکتکنندگان در مذاکرات تهیه شده است. متنی که البته اتحادیه اروپا و مسئول سیاست خارجی این اتحادیه، در قامت هماهنگکننده مذاکرات، آن را به طرفها ارائه کرده است. این اظهارنظر میخائیل اولیانوف که در قامت مذاکرهکننده ارشد روسیه در این حدود ۱۶ ماهی که از آغاز مذاکرات احیای برجام میگذرد، نقش و حضوری فعال در گفتوگو داشته، عملاً به این معناست که اساساً نباید منتظر پاسخ مثبت یا منفی سه کشور اروپایی و چین و روسیه باشیم. به این اعتبار تنها کشور عضو برجام که میبایست در این مهلت چند روزه درباره پیشنویس پیشنهادی مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا اظهارنظر و اعلاممو ضع میکردند، جمهوری اسلامی ایران بوده است. البته از آنجا که بیراه نیست اگر بگوییم اگر یکی از اهداف مذاکرات ۱۶ ماه گذشته، بازگشت جمهوری اسلامی به تعهدات برجامی بوده، قطعاً دیگر هدف این گفتوگوها نیز بازگرداندن ایالات متحده بوده به توافقی که دونالد ترامپ اردیبهشتماه ۹۷ حکم به خروج این کشور از آن داد. بهویژه آنکه اساساً آنچه بهعنوان «بازگشت جمهوری اسلامی به تعهدات برجامی» عنوان میشود، در واقع بازگشت به تعهداتی است که ایران در واکنش به خروج آمریکا از توافق هستهای و مشخصاً در چارچوب متن برجام از انجام آن شانه خالی کرد. به عبارت دیگر ایران و صنعت هستهای این کشور اگرچه امروز در وضعیتی قرار گرفته که رئیس آژانس بینالمللی انرژی اتمی ضمن تایید مسالمتآمیز بودن آن تا همین چند ماه پیش، مدعی میشود که بهدلیل کاهش سطح دسترسی و نظارتها قادر به تایید ادامه این روند نیست اما آنچه بهعنوان کاهش تعهدات برجامی در دستور کار جمهوری اسلامی قرار گرفت، خود ناظر بر موادی از متن توافق هستهای سال ۲۰۱۵ یا همان برجام بود و به همین دلیل نیز بهرغم تلاش گاه و بیگاه برخی لابیهای ضدایرانی برای پایان دادن به توافق هستهای، ایران همچنان عضو برجام و بهموجب متن این توافق، در مجموع متعهد به سطحی قابلقبول از تعهدات برجامی خود است. این در حالی است که اولیانوف روس که گفته بود آنچه از سوی جوزف بورل، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در اختیار طرفهای مختلف مذاکرات قرار گرفته، به تعبیری دستپخت تمامی طرفهای مقابل جمهوری اسلامی در برجام است، علاوه بر آن تصریح کرده بود که روسیه و چین مخالفتی با مفاد پیشنویس پیشنهادی جوزف بورل ندارند و این یعنی دستیابی به توافق در این مرحله منوط است به اینکه جمهوری اسلامی بهعنوان یک کشور عضو برجام و ایالات متحده بهعنوان کشوری که از این توافق خارج شده، موافقتشان را با متن پیشنهادی اعلام کنند. جالب آنکه اولیانوف حدود ۲۴ ساعت پیش از اظهار نظر و مواضع دو پهلوی وزیر امور خارجه و سخنگوی دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی درباره متن پیشنهادی اتحادیه اروپا، از موافقت احتمالی ایالات متحده نیز خبر داده و گفته بود: «به نظر میرسد آمریکا با متن پیشنهادی اتحادیه اروپا برای توافق احیای برجام موافقت کرده اما هنوز ایران در مورد این متن اظهار نظر نکرده است.»
معاون وزیر خارجه قطر پس از گفتوگوهایی که با وزیر امور خارجه و مسئول تیم مذاکرهکنندگان جمهوری اسلامی در مذاکرات احیای برجام داشت،دیروز در یک گفتوگویی تلفنی با رافائل گروسی، بر نقش آژانس بینالمللی انرژی اتمی در ممانعت از انتشار سلاح هستهای تاکید کرد و خواستار احیای برجام شد
حالا حدود ۲۴ ساعت پس از آن سخنان میخائیل اولیانوف البته ایران نیز در رابطه با پیشنویس پیشنهادی اظهارنظر کرده و میتوان گفت در واپسین ساعات مهلتی که در این مرحله تعیین شده بود، دستکم گامی به پیش برداشته شده است. هرچند با وارسی محتوای اظهارات و مواضع اعلامی جمهوری اسلامی در حدود ۱۲ ساعت پایانی این مهلت، پاسخ دقیقی دستگیرمان نمیشود و همچنان حتی روشن نیست که جمهوری اسلامی دستکم تا این میزان موافق متن پیشنهادی هست که نهایتاً پس از چکشکاری جزئی در دور پایانی مذاکرات، بتوان از احیای برجام و رفعتحریمها سخن گفت یا نه؛ چه آنکه در اولین اظهارنظر رسمی ایران که پیش از نیمروز گذشته، از سوی سخنگوی وزارت امور خارجه ایران اعلام شد، ناصر کنعانی آنچه را که پیشتر جوزف بورل «بهترین توافق ممکن» خواندهبود، صرفاً زمینهساز «پیشرفتهای نسبی» توصیف و در عین حال تاکید کرد که این متن پیشنهادی نتوانسته خواستههای ایران را بهتمامی تامین کند.
ساعتی پس از اتمام نشست خبری سخنگوی دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی و در حالی که ۱۲ ساعتی بیشتر تا پایان مهلت تعیینشده باقی نمانده بود، وزیر خارجه ایران نیز در یک نشست خبری دیگر در این رابطه اظهار نظر کرد و گفت: «تصمیم کشور این است که چنانچه خطوط قرمز و حقوق ما رعایت شود، توافق انجام گیرد.» بهگفته حسین امیرعبداللهیان، «طرف آمریکایی اخیرا در دو موضوع انعطاف شفاهی نشان داده اما این باید مکتوب شود؛ مهم این است که موضوع تضمین هم با واقعبینی آمریکا مواجه شود.» او همچنین گفته است: «حداکثر تا ۱۲ شامگاه دوشنبه آخرین جمعبندی خود را در مورد مسائل باقیمانده، به صورت مکتوب به هماهنگکننده اتحادیه اروپا ارائه میدهیم و اگر واکنش آمریکا همراه با واقعبینی و انعطاف باشد، توافق رخ میدهد و اگر انعطافی نشان ندهند، باید بیشتر گفتوگو کنیم.»
اما ناصر کنعانی که پیش از این اظهارات امیرعبداللهیان، در یک نشست خبری گفته «در این دور از مذاکرات پیشرفتهای نسبی حاصل شده اما این پیشرفتها، بهطور کامل تامینکننده مطالبات قانونی ایران نیست»، در عین حال تاکید کرده است: «ما به صورت دقیق میتوانیم بگوییم که در مرحله پیشرفت قرار داریم، اما این که بگوییم به توافق نزدیک شدیم و این دور از گفتوگوها به توافق منتهی میشود، معطوف به برآورده شدن انتظارات به حق ایران است.» سخنگوی وزارت خارجه دستیابی به توافق را صرفاً مشروط به «رعایت خطوط قرمز » و «تامین منافع اساسی جمهوری اسلامی» خوانده و گفته «در این صورت، حتما زمینه برای انجام توافق در آینده نزدیک وجود دارد.» این در حالی است که هفته گذشته نیز وبسایت نورنیوز که از آن بهعنوان رسانه نزدیک به دبیر شورایعالی امنیت ملی یاد میشود، از بررسی کارشناسی پیشنویس پیشنهادی در سطوح عالی حکومت خبر داده بود. این وبسایت که پیشنویس اتحادیه اروپا را طرح «مورا-مالی» توصیف و به تعبیری آن را دستپخت مشترک انریکه مورا، معاون مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و رابرت مالی، مذاکرهکننده ارشد ایالات متحده خوانده، در عین حال تاکید کردهبود که این پیشنویس نمیتواند «متن نهایی» باشد و طرفهای مقابل مذاکرات نمیتوانند جمهوری اسلامی را برای پذیرش این پیشنویس تحت فشار بگذارند. همچنین در حالی که در این چند روز اخیر برخی نمایندگان مجلس انقلابی تاکید کردهاند که پیشنویس اتحادیه اروپا، خواست جمهوری اسلامی را تامین نمیکند، برخی جریانها همچون روزنامه کیهان از این فراتر رفته و متن پیشنهادی را «فاجعهبار» و «خسارتبار» خواندهاند. جالب اینکه ابراهیم رئیسی این بار نیز همچون چند نوبت مشابه در گذشته، با وجود سخنرانی در جمع نمایندگان مجلس، از هرگونه اظهارنظر در این رابطه خودداری کرده است. هرچند عصر دیروز خبرگزاریها از برگزاری نشست فوقالعاده شورایعالی امنیت ملی بهمنظور تصمیمگیری نهایی در این رابطه خبر داده و تاکید کردند که این نشست به ریاست ابراهیم رئیسی برگزار شده است.
حال در شرایطی که محمد بن عبدالعزیز الخلیفی، معاون وزیر خارجه قطر پس از گفتوگوهایی که با حسین امیرعبداللهیان و علی باقریکنی در تهران داشت، در گفتوگویی تلفنی روز گذشته خود با رافائل گروسی، بر نقش آژانس بینالمللی انرژی اتمی در ممانعت از انتشار سلاح هستهای تاکید کرده و خواستار احیای برجام شده، وزیر امور خارجه ایران نیز در سخنانی که حدود ۱۲ ساعت مانده به پایان مهلت اعلامنظر درخصوص این متن پیشنهادی مطرح کرد، گفته «اکنون در نقطهای هستیم که شاید بتوان آن را شروع ِ پایان توافق بنامیم!» هرچند او درعینحال تاکید دارد که تا دستیابی به توافق یا به تعبیری رسیدن به نقطه پایانِ پایان توافق، هنوز فاصله داریم.
ردپای ویرانگر تورم را میتوان در همه فعالیتهای عمومی مشاهده کرد. تورم بیش و کم ساختارها و رویههای پیشین را میبلعد و پیش میرود. یکی از فعالیت هایی که تورم بر آن اثر گذاشته اما ممکن است نمود بیرونی چندانی نداشته باشد، فعالیت موسسات نیکوکاری است. بسیاری از این موسسات طبق سنت هر ساله تلاش میکنند در آستانه سال تحصیلی لوازمالتحریر دانش آموزان مناطق کمتر برخوردار را تامین کنند. مسئولان یکی از سازمان های مردم نهاد که بیشتر در مناطق صعبالعبور سیستان و بلوچستان فعالیت میکند به «پیام ما» میگویند که امسال برای تامین لوازمالتحریر مورد نیازشان با مشکلات عدیدهای روبهرو شدهاند. این موسسه پارسال بیش از هشت هزار قلم نوشت افزار و لوازم دیگر را توزیع کرده اما امسال گرانی دامن فعالیت آنها را هم گرفته است. کمیبیش از یک ماه به بازگشایی مدرسهها و سال تحصیلی جدید نمانده، همین موضوع باعث شده تشکلهای مردمی و خیریههایی که در زمینه لوازم تحریر و ملزومات آموزشی فعال هستند فراخوانهای متعددی را برای جمعآوری کمک منتشر کنند.
«مهرورزان» یکی از این تشکلها است که گرچه پارسال به شکل رسمی ثبت شد اما سابقه فعالیتش به بیش از یک دهه میرسد. این موسسه که در مناطق مرزی سیستان و بلوچستان مانند سروان و خاش فعالیت میکند هدف خود را روی توسعه آموزش فراگیر با تامین اقلام مورد نیاز قرار داده است. مدیرعامل این مجموعه این روزها نگران است نتواند مانند سالهای گذشته اقلام مورد نیاز کودکان در مناطق محروم را تهیه کند.
مهرنوش قائممقامیمیگوید: سالی که وارد این کار شدیم با هزار بسته نوشتافزار کارمان را شروع کردیم. اما هر سال با افزایش گستره تحت پوشش بر این تعداد اضافه شد به طوری که سال گذشته 8 هزار بسته لوازم تحریر و 4 هزار جفت کفش میان دانشآموزان مناطق مرزی سراوان و خاش در استان سیستان و بلوچستان توزیع کردیم.
او ادامه میدهد: امسال قیمتها واقعا سرسامآور شده، یعنی ما پارسال کفش را مستقیم از کارخانه، به قیمت 30 تا 40 هزار تومان به ازای هر جفت میخریدیم. حالا قیمت کفش با کیفیتی بسیار پایینتر، از 85 هزار تومان شروع میشود. آن هم کفشی که دو یا سه سال در انبار مانده و مشتری نداشته. همین اتفاق برای لوازم تحریر افتاده. قیمت نوشتافزار چندین برابر شده. هیچ سالی مانند امسال به این مشکل برنخوردیم که به پایان مرداد نزدیک شده باشیم اما نتوانسته باشیم حتی دفترهایمان را تامین کنیم.
مدیرعامل خیریه مهرورزان: مسال قیمتها واقعا سرسام آور شده، یعنی ما سال گذشته کفش را مستقیم از کارخانه، به قیمت 30 تا 40 هزار تومان به ازای هر جفت میخریدیم. حالا قیمت کفش با کیفیتی بسیار پایینتر، از 85 هزار تومان شروع میشود. آن هم کفشی که دو یا سه سال در انبار مانده و مشتری نداشته. همین اتفاق برای لوازم تحریر افتاده. قیمت نوشتافزار چندین برابر شده. هیچ سالی مانند امسال به این مشکل برنخوردیم که به پایان مرداد نزدیک شده باشیم اما نتوانسته باشیم حتی دفترهایمان را تامین کنیم
به گفته قائممقامی در چنین شرایطی، ادامه کار برای تشکلهایی که در حوزه آموزش کودکان و نوجوانان کار میکنند ممکن نیست. به ویژه برای نهادهای مردمیکه پشتوانه مالی یا حامیبزرگی ندارند: «تشکلی مانند ما، حامی مالی بزرگی ندارد. ما کمکهایمان را معمولا با فراخوانهایی منتشر شده، جذب میکنیم. حامیان ثابت ما هم معمولا از طبقه متوسط و یا حتی ضعیفتر هستند که قدرت کمککردنشان به شدت پایین آمده است. ما در مهرورزان نیرویی هم نداریم از ما حقوق بگیرد. یعنی همه همراهان ما کار داوطلبانه انجام میدهند. میتوانید تصور کنید در این شرایط اقتصادی حتی تامین هزینه سفرهای ما نیز دشوار است.»
افزایش 50 درصدی قیمتها
بررسیهای «پیام ما» نشان میدهد چالشی که برای سال تحصیلی جدید برای مهرورزان وجود دارد، نه تنها این تشکل بلکه سایر انجمنهایی که در حوزه تامین وسایل آموزشی و نوشتافزار مورد نیاز دانشآموزان فعالیت میکنند را هم تحت تاثیر خود قرار داده است.
یکی از تولیدکنندگان نوشتافزارهای کاغذی مانند دفتر، دفترچه و غیره در خصوص افزایش قیمت لوازمتحریر به «پیام ما» میگوید: درباره اقلام کاغذی در یک سال گذشته چندین بار افزایش قیمت اتفاق افتاده و این حوزه همچنان نوسانهای شدیدی را هم تجربه میکند. در این دوره بخشی از کالاهای کاغذی تا 80 درصد افزایش قیمت داشته است و میتوان گفت به شکل میانگین درباره اقلام کاغذی بیش از 50 درصد افزایش قیمت داشتیم. این نکته را هم در نظر بگیرید که کالای کاغذی در ایران تولید میشود، یعنی در مورد کالای وارداتی صحبت نمیکنیم.
به گفته علی حجتی کیف و کوله پشتی و جامدادی در میان اقلامی که عمدتا فروش شهریور دارند، کالاهای گرانتری هستند. با وجود اینکه حجم اصلی موجودی بازار از این محصولات را کالاهای خارجی و وارداتی به ویژه چینی شامل میشوند که افزایش قیمت کمتری دارند. این اقلام به طور میانگین 40 درصد افزایش قیمت داشتهاند. بنابراین کالاهای گرانتر هم سود و هم افزایش قیمت کمتری دارند هر چند افزایش قیمت کولهپشتیهای داخلی به نسبت نمونه خارجی، اندکی بیشتر بود.
به گفته حجتی اقلامی مانند: مداد، خودکار، پاککن و… که بازار گستردهتری دارند، تا بالای 50 درصد افزایش قیمت داشتند و به ندرت کالاهایی بودند که این بازه را رعایت نکردند. «در حقیقت میتواند گفت بازار لوازم تحریر افزایش بین 40 تا 45 درصد را تجربه کرده است که طبیعتا این مشکل هم برای مشتری مشکلاتی ایجاد کرده، هم سود فروشنده را پایین آورده است و در کنار آن تعداد مشتری را هم کاهش داده است.»
راهی جز درآمد پایدار نیست
در این بازار که بسیاری اقلام، افزایش 50 درصدی قیمت را از سر گذراندهاند، کار برای همه ذینفعان سخت تر از قبل شده و تشکلها هم از این چالشها بی نصیب نبودهاند. اما یک پژوهشگر اجتماعی معتقد است علاج چالش باید پیش از این میشد.
یک فعال اجتماعی: ایجاد فرصتهای اشتغالپذیری و یا اشتغالافزایی، فراهم آوردن شرایطی برای آموزش مهارتهای عملی و فنی جهت تسهیل حضور ذینفعها در بازار کار، برگزاری کارگاههای مهارتافزایی شغلی و کسب و کار تا افراد با یادگیری و به دست آوردن صلاحیت نسبت به کسب درآمد و رفع نیازهای اولیه خود اقدام کنند ضروری است. به نظرم استفاده سازمانهای مردمنهاد از این روشها و راهکارها برای ماندگاری و موثر بودن به نفع شهروندهای طبقه آسیب پذیر به تداوم فعالیتهای آنها کمک میکند
محسن جافر به «پیام ما» میگوید: ورود موسسهها به حوزههای کمکرسانیهای معیشتی یا آموزشی برای رفع نیازهای اساسی و اولیه بعضی از شهروندان آسیب پذیر خواسته یا ناخواسته آنها را در گیرو دارِ شرایط اقتصادی وقت آن جامعه قرار میدهد. تقریبا همه این موسسات نیازمندِ حامیهای مالی برای پیش بردِ اهداف خود میشوند. حامیهای مالی این موسسات و سازمانهای مردمنهاد را معمولا بازاریها و صاحبان صنعت و تجارت تشکیل میدهند که کمکهای آنها بستگی به رونق کسب و کار خود دارد. در نتیجه رکود فعالیت اقتصادی و به همان میزان بالا رفتن تورم قیمت کالاهای مصرفی، سازمانهای مردمنهادی که حوزه فعالیت خود را تامین معاش اولیه تعریف میکنند تحت تاثیر قرار میگیرند. در این حالت زنجیره کمکها به شکل ناخواسته کاهش پیدا کرده و تشکلهای مزبور از کمکرسانی به موقع بازمانده و یا ناچار به کمکهای بیکیفیت میشوند.
او ادامه میدهد: آنچه میگویم به این معناست اگر سازمانی تا سال پیش صد خانوار را تحت پوشش قرار میداد مجبور به حذف برخی ذینفعها از دایره حمایت خود شده است. خود این موضوع، مسئله بیاعتمادی و اعتراض به تحت پوششها را به دنبال دارد. در این شرایط ایجاد فرصتهای اشتغالپذیری و یا اشتغالافزایی، فراهم آوردن شرایطی برای آموزش مهارتهای عملی و فنی جهت تسهیل حضور ذینفعها در بازار کار، برگزاری کارگاههای مهارتافزایی شغلی و کسب و کار تا افراد با یادگیری و به دست آوردن صلاحیت نسبت به کسب درآمد و رفع نیازهای اولیه خود اقدام کنند ضروری است. به نظرم استفاده سازمانهای مردمنهاد از این روشها و راهکارها برای ماندگاری و موثر بودن به نفع شهروندهای طبقه آسیب پذیر به تداوم فعالیتهای آنها کمک میکند.
این پژوهشگر البته یادآوری میکند که گفتههایش به این معنا نیست که همه نهادهای حمایتی باید حذف شوند. جافر بر این نظر است که «این نهادها باید بتوانند برای درآمدهای پایدار و یک سیستم اقتصادی برنامهریزی کنند. کسبوکاری که درآمد و سودش صرف امور خیریه و حقوق و هزینههای جاری خود میشود. این خلا به شدت در تشکلهای مردمیایران وجود دارد که صرفا براساس کمکهای مردمی اداره میشوند و همین نقطه ضعف در این بزنگاه اقتصادی بیشتر خودش را نشان میدهد.»
ایران در مسیر بحران محیط زیستی
|پیام ما| مرکز پژوهشهای مجلس بحرانهای محیط زیستی کشور را تحلیل کرده و در گزارشی گفته که میانگین شاخصهای حکمرانی خوب تأثیر مستقیم و معناداری بر کیفیت محیط زیست دارد. بر اساس این گزارش اگرچه هزینه تغییر در سیستم حکمرانی فعلی محیط زیست کشور زیاد است اما به طور طبیعی هزینههای طولانیمدت تخریب محیط زیست برای کشور بسیار بیشتر است. به دنبال تهیه این گزارش از سوی دفتر مطالعاتی مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، در روزهای گذشته رئیس این مرکز در نامهای به رئیس کمیسیون کشاورزی، آب و منابع طبیعی، هشدار داده که هنوز در کشور آمادگی لازم برای حل مشکلات پیچیده محیط زیستی وجود ندارد و این رد حالی است که هیچ راهحل سادهای نمیتواند پاسخگوی معضلات درهمتنیده محیط زیستی ایران باشد.
حکمرانی خوب چیست؟ گزارش «درآمدی بر حکمرانی خوب در بخش محیط زیست» چنین توضیحی دارد: «حکمرانی خوب در بخش محیط زیست دارای ویژگیهای مهمی است که بخشی از مهمترین آنها عبارتند از: جامعنگری، رعایت پایداری سرزمینی، دارای رسانههای محیط زیستی با نقش فعال، تعامل مثبت دولت و نهادهای مدنی و افزایش رضایتمندی اجتماعی.» در چکیده این پژوهش که اوایل مرداد منتشر شده، آمده است: «مدیریت دولتی به دنبال یافتن ترکیبی میان تعقلگرایی مدیریت و تحقق منافع عمومی است. با توجه به اهمیت مسائل محیط زیست، همه کشورها تلاش میکنند با برنامهریزی صحیح و با بهکارگیری روشهای مناسب، هم به اهداف اقتصادی خود دست یابند و هم آسیبهای محیط زیستی را به حداقل برسانند که با حکمرانی خوب در بخش محیط زیست میتوان به آن دست یافت.»
این گزارش که الهه سلیمانی و میترا چراغی تهیه و تدوینکنندگان آن هستند میگوید: «عوامل زیادی بر تخریب محیط زیست و کیفیت آن تاثیرگذارند که در این میان، حکمرانی خوب به عنوان یکی از مهمترین عوامل اثرگذار بر متغیرهای محیط زیستی مورد توجه تصمیمگیرندگان اقتصادی و سیاسی قرار گرفته است. از این رو با توجه به اهمیت محیط زیست و بحرانهای محیط زیست کشور در این گزارش سعی شده است تا ضمن تشریح بحرانهای محیط زیست کشور، با بررسی شاخصهای حکمرانی خوب به بررسی نقش دولتها در نحوه مدیریت بحرانهای محیط زیستی پرداخته شود.»
نویسندگان این گزارش میگویند: قوانین و مقررات محیط زیستی در حقوق ایران از ضمانت اجرای مناسبی برخوردار نیستند که نتیجه این امر افزایش جرایم مرتبط با محیط زیست است. ایراد اساسی قوانین محیط زیست کشور ما بهروز نشدن و ضعف ضمانت اجرایی آن با توجه به اقتضائات زمانه است، بنابراین قوانین توان بازدارندگی مطلوب را ندارد
در مقدمه این گزارش به این اشاره شده است که تغییر اقلیم، افزایش جنگلزدایی، افزایش سطح آلودگی رودخانهها و دریاچهها، بحران آب، این مسئله را روشن میکند که ما هنوز برای حل مشکلات پیچیده محیط زیستی جهانی آماده نیستیم چرا که ریشه بسیاری از پدیدههای مخرب محیط زیست که امروزه به عنوان مهمترین معضلات محیط زیستی کشور ایران تبدیل شده است، در نحوه عملکرد در کیفیت مقررات، حاکمیت قانون در جامعه، پاسخگویی به افکار عمومی، مشارکت مردم و همچنین نحوه رفتار اقتصادی دولت از منظر کارایی و امکان نظارت دقیق دارد.
نتایج این گزارش نشان میدهد که میانگین شاخصهای حکمرانی خوب تأثیر مستقیم و معناداری بر کیفیت محیط زیست دارد و بهبود این شاخصها تأثیر مثبتی بر عملکرد محیط زیست دارد و کشورهای در حال توسعه میتوانند به توسعه پایدار همراه با حفظ محیط زیست دست پیدا کنند. این در حالی است که شاخص عملکردی محیط زیست کشور ما (رتبه 67 در سال 2020) نشان از وضعیت ضعیف شاخصهای محیط زیستی را میدهد که نشانگر ضرورت توجه کافی به مسائل حوزه محیط زیست است. اگرچه هزینه تغییر در سیستم حکمرانی فعلی محیط زیست کشور زیاد است اما به طور طبیعی هزینههای طولانیمدت تخریب محیط زیست برای کشور بسیار بیشتر است. بنابراین یا باید با احتساب هزینه های محیط زیست و ارزشگذاری اقتصادی منابع طبیعی، هزینه مدیریت محیط زیست پایدار را پرداخت یا باید منتظر پیامدهای مدیریت ناپایدار محیط زیست کشور بود. از این رو «تصمیمگیرندگان حوزه سیاستگذاری باید بدانند که ایران به لحاظ محیط زیستی وضعیت حساسی دارد و اگر اقدامات جدی و موثری در حوزه حکمرانی محیط زیست صورت نگیرد باید انتظار مشکلات بزرگتری را در کشور داشت.»
این گزارش در ادامه میگوید: «در دهههای اخیر روند رو به رشد بحرانهای محیط زیستی به شکل فزایندهای رو به رشد بوده است بهطوری که عمده مسائل محیط زیست کشور را میتوان در چهار محور جنگلزدایی، آلودگی هوا، بحران کمآبی و از بین رفتن گونههای در معرض خطر عنوان کرد. استفاده ناکارآمد از آب و منابع طبیعی و اجرا نشدن مقررات محیط زیستی موجود در بحران محیط زیستی کشور از جمله مسائلی است که به این موضوع مربوط است.»
نویسندگان این گزارش با بررسی قوانین محیط زیستی کشور به جایگاه محیط زیست در قانون پرداخته و میگویند: «بدون تردید برای آن که بتوان از محیط زیست به خوبی حمایت کرد، در کنار استفاده از ضمانت اجراهای مدنی و اداری، باید به ضمانت اجرای کیفری نیز متوسل شد؛ اما متاسفانه قوانین و مقررات محیط زیستی در حقوق ایران از ضمانت اجرای مناسبی برخوردار نیستند که نتیجه این امر افزایش جرایم مرتبط با محیط زیست است. اجمالاً ایراد اساسی قوانین محیط زیست کشور ما بهروز نشدن و ضعف ضمانت اجرایی آن با توجه به اقتضائات زمانه است، لذا این قوانین امروزه توان بازدارندگی مطلوب را ندارد.»
بررسی انجام شده از سوی دیگر حاکی از آن است که «در کشور ما کنشگران و گروههای ذینفع متکثری در موضوع خط مشیگذاری محیط زیستی هستند که لازم است در موضوع حکمرانی خوب در بخش محیط زیست به آنها توجه شود». نویسندگان همچنین در بخش دیگر ضرورت انجام ارزیابیهای محیط زیستی و درک درست از توسعه را تشریح کرده و میگویند: «شتاب برای توسعه زیرساختها و توسعه فناوری باعث شده توجه کمتری به اثرات طولانیمدت توسعه به محیط زیست کشور معطوف شود. از این رو تمرکز اصلی تصمیمگیرندگان بر توسعه سریع با انتظار جدی منافع اقتصادی فوری بوده است. بنابراین در این سالها ارتباط مهم بین توسعه و محیط زیست تا حد زیادی نادیده گرفته شد.»
هنوز آمادگی نداریم
پس از تهیه و انتشار گزارش «درآمدی بر حکمرانی خوب در بخش محیط زیست»، بابک نگاهداری، رئیس مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی در نامهای به محمدجواد عسکری، رئیس کمیسیون کشاورزی، آب و منابع طبیعی مجلس درباره وضعیت مدیریت محیط زیست در کشور هشدار داده و با اشاره به نتایج بررسی مرکز پژوهشها نوشته است: «همانگونه که مستحضرید تکرار وقایع مربوط به تغییرات اقلیم، افزایش جنگلزدایی، افزایش سطح آلودگی در منابع آب وخاک، بحران آب، رتبه 67 شاخص عملکردی محیط زیست در سال 2020 و … این مسئله را روشن میسازد که هنوز در کشور آمادگی لازم برای حل مشکلات پیچیده محیط زیستی وجود ندارد. مطابق با این گزارش، با توجه به شواهد و مستندات، اینگونه برمیآید که ایران در حال حرکت به سمت یک بحران محیط زیستی چندجانبه است.»
او ادامه میدهد: «مسائل اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی با محیط زیست ارتباط دوسویه دارند. هر سیاستی که برای محیط زیست اتخاذ شود، پیامدهای بسیاری برحوزههای دیگر خواهد داشت. واضح است که کمتوجهی به چالشهای محیط زیستی هزینههای جبرانناپذیری به جامعه وارد میکند. این ارتباطات درهمتنیده به پیچیدگی مسئله میافزاید. از سوی دیگر نگاه نکتهوار و بخشی به محیط زیست سبب شده که در ارزیابی روندها و راهکارها ابهامهایی وجود داشته باشد. ارتباط تنگاتنگ چالشها با امور سیاسی و اجتماعی به این عدم قطعیتها افزوده است. تمام این عوامل، یعنی پیچیدگی، ابهام، عدم قطعیت و نیاز به کلنگری،ضرورت آیندهپژوهی در این عرصه راهبردی را آشکار میکند.
از اینرو هدفگذاری برای آینده محیط زیست کشور و حفاظت از محیط زیست بحثی است که باید به طور جدی مورد توجه قرار گیرد.»
رئیس مرکز پژوهشهای مجلس: کمتوجهی به چالشهای محیط زیستی هزینههای جبرانناپذیری به جامعه وارد میکند. این ارتباطات درهمتنیده به پیچیدگی مسئله میافزاید. نگاه نکتهوار و بخشی به محیط زیست سبب شده که در ارزیابی روندها و راهکارها ابهامهایی وجود داشته باشد. ارتباط تنگاتنگ چالشها با امور سیاسی و اجتماعی به این عدم قطعیتها افزوده است
پیشنهاداتی برای حکمرانی خوب
نگاهداری به نتایج همین پژوهش اشاره کرده که میگوید: «دو دیدگاه در آیندهپژوهی مورد توجه است؛ یکی حرکت از وضعیت موجود به سوی آینده و تکیه بر اصلاح و بهبود آنچه تا کنون گذشته است و دیگری هدفگذاری برای دستیابی به آیندهای حداقل قابل قبول و قابل مقایسه با کشورهای توسعهیافته (اگر نگوییم ایدهآل).»
این پژوهش برای رسیدن به حکمرانی خوب در حوزه محیط زیست چند پیشنهاد را مطرح میکند و میگوید: «با توجه به اینکه عمده آسیبهای وارده به محیط زیست و خسارات محیط زیستی که در نتیجه بیتوجهی به مؤلفههای زمامداری مطلوب و ناکارآمدی دولت در انجام تکالیفش در صیانت از محیط زیست رخ داده است، هیچ راهحل سادهای نمیتواند پاسخگوی معضلات درهمتنیده محیط زیستی کشور باشد. بنابراین برای رسیدن به حکمرانی خوب پیادهسازی چند راهبرد همزمان ضروری است.»
در بند دوم اشاره شده: «تقویت سامانه دادههای اطلاعاتی،ساختارهای شفافیت و انجام برخط پایشها و انتشار دادههای آن در کنار ایجاد بستر نظارت همگانی میتواند ضمانت بسیار خوبی برای ایجاد حکمرانی خوب در بخش محیط زیست را نوید دهد». در پیشنهاد بعدی هم گفته شده که بازنگری در آییننامهها و دستورالعملهای مصوب ذیل قوانین برای تقویت کارایی آنها، لازم است در دستور کار قرار گیرد و از آنجا که وضعیت ارزیابی محیط زیستی برنامهها و بسیاری از پروژهها در کشور نامشخص است، باید ضمن تصویب قانون، نظارت مؤثری در این حوزه برقرار شود.»
نگاهداری میگوید: «جرمانگاری و تقویت مبانی حقوقی خسارت به محیط زیست در کنار دانشافزایی و توسعه بسترهای تخصصی حقوقی محیط زیستی، بهعنوان بازوی کلیدی میتواند بازدارندگی خوب در جهت حفاظت از محیط زیست و تکمیل چرخه مطلوب حکمرانی محیط زیستی را فراهم کند.»
این پیشنهادات اینطور به پایان میرسد: «تحلیلهای مبتنی بر نظریه حکمرانی خوب را شاید بتوان بهترین چارچوب برای حل معمای توسعه در ایران دانست که میتوان بسیاری از پدیدههای منفی گریبانگیر جامعه، را با این چارچوب تحلیل کرده و به نتیجه مطلوبی دست یافت.»
خسارت بیسابقه آتشسوزیهای جنگلی اخیر در اروپا
بررسیها نشان میدهد خسارتهای ناشی از وقوع آتشسوزیهای جنگلی در اروپا در سال ۲۰۲۲ بیسابقه بوده است.
به گزارش ایسنا، آمارهای اتحادیه اروپا حاکی از آن است که در سال جاری نزدیک به ۶۶۰ هزار هکتار از اراضی اروپا به دلیل وقوع آتشسوزیهای جنگلی تخریب شده است. این میزان از خسارت از سال ۲۰۰۶ بیسابقه بوده است.
رکورد پیشین بیشترین خسارت وارد شده به اراضی ناشی از آتشسوزیهای جنگلی مربوط به سال ۲۰۱۷ بوده که ۴۲۰ هزار و ۹۱۳ هکتار در آتش سوخت.
عیسی سانمیگل، هماهنگکننده سیستم اطلاعات آتشسوزی جنگلهای اروپا (EFFIS) گفت: وضعیت خشکسالی و دمای بالا طی سال جاری کل مناطق اروپا را تحت تاثیر قرار داد و وضعیت کلی منطقه نگرانکننده است و این در حالی است که هنوز در میانه فصل آتشسوزی هستیم.
او افزود: از سال ۲۰۱۰ شاهد روندی هستیم که به سمت وقوع آتشسوزیهای بیشتر در اروپای مرکزی و شمالی حرکت میکنیم و شعلههای آتش در کشورهایی گزارش شده که معمولا در قلمرو خود چنین آتشسوزیهایی را تجربه نمیکنند.
آمارهای EFFIS نشان میدهد: رومانی، اتریش و آلمان از جمله این کشورها هستند.
در سال جاری اسپانیا بیشترین آسیب ناشی از وقوع آتشسوزیهای جنگلی را متحمل شده است. بر اثر وقوع این حوادث ۲۴۴ هزار و ۹۲۴ هکتار زمین نابود شده است و پس از آن رومانی (۱۵۰ هزار و ۵۲۸ هکتار) و پرتغال (۷۷ هزار و ۲۹۲ هکتار) قرار دارند.
به گزارش دویچهوله، سرویس نظارت بر جو کوپرنیک اتحادیه اروپا روز جمعه در هشداری اعلام کرده بود که بخشهای وسیعی از غرب اروپا اکنون با خطر شدید آتشسوزی مواجه است.
ایرنا هم نوشته که وزارت انتقال محیط زیستی اسپانیا از آغاز سال ۲۰۲۲ تاکنون، ۴۳ آتشسوزی بزرگ را ثبت کرده است. طبق دادههای جمعآوری شده، در فرانسه که در روزهای اخیر با آتشسوزیهای شدید مواجه است، این رقم به ۶۱ هزار و ۲۸۹ هکتار میرسد.
دادههای EFFIS هم نشان میدهند که در سال جاری میلادی، آتشسوزیها علاوه بر کشورهای حوزه مدیترانه، در سایر عرضهای جغرافیایی شمالیتر که به طور معمول با این پدیده مواجه نمیشدند، رخ داده است. اسلوونی از جمله این کشورها است که بدترین آتشسوزیهای چند نسل اخیر در آن گزارش شده است.
طرحهای توسعه مسکن متناسب با منابع آب اجرا شوند
وزیر نیرو دیروز در نشستی خبری به پرسش های خبرنگاران پاسخ گفت. علی اکبر محرابیان که از زمان انتصابش ارتباط کمرنگی با رسانهها داشته است دیروز کوشید تا به پرسش های پرشمار خبرنگاران پاسخ گوید. از آنجا که روابط عمومی وزارت نیرو خبرنگار روزنامه «پیام ما» را به این نشست خبری دعوت نکرد، گزارش این نشست را به نقل از «شبکه خبری آب ایران» منتشر می کند. امیدواریم روابط عمومی این وزارتخانه در سیاست نادیده گرفتن و حذف رسانههای مستقل بازنگری کند.
علی اکبر محرابیان درباره طرحهای توسعه افقی شهرها با توجه به محدودیت منابع انرژی گفت: تأمین زیرساخت طرحهای مسکن را از وظایف خود میدانیم و بر این اساس برق را به صورت نامحدود تأمین میکنیم، فاضلاب را نیز به همین شکل با توجه به مباحث محیط زیستی پیش خواهیم برد، اما در مورد آب طرحهای توسعه باید با توجه به منابع آب شروع شوند. وزیر در شرایطی از لزوم توجه به تامین آب طرحهای تولید مسکن سخن گفته که دولت سیزدهم اعلام کرده قصد دارد زمینه تولید سالانه یک میلیون مسکن جدید در کشور را فراهم کند. پیش از این برخی کارشناسان درباره چالش تامین آب و برق این طرحها هشدار داده بودند.
وزیر نیرو در این نشست خبری، همچنین بازنگری در نحوه تعیین تعرفه مشترکان پرمصرف را مورد اشاره قرار داد و گفت: بر اساس قانون بودجه سال 1400 پیشبینی کردیم مشترکانی که دارای مصارف بالای الگو هستند، بابت مصارف مازاد خود از یارانه انرژی برخوردار نباشند
توافق رسمی با افغانستان بر سر حقابه هیرمند
وزیر نیرو در بخش دیگری از سخنانش درباره آخرین وضعیت پیگیری حقابه ایران از هیرمند گفت: طی چند سال اخیر در 70 کیلومتری بند کمال خان سازهای احداث شده است که آب را از هیرمند به منطقهای بیابانی به نام گود زره منحرف کرده و نه تنها ایران که افغانهای مرزنشین با ایران را از این آب محروم میکند.
او با اشاره به اینکه تنها در پاییز و زمستان گذشته 900 میلیون مترمکعب آب به سمت منطقه بیابانی گود زره رهاسازی شده است، افزود: طرف افغان امروز پذیرفته و رسماً اعلام کرده اجازه نخواهد داد از این پس یک قطره آب به سمت گود زره رهاسازی شود و ایران در بارشها و سیلابهای آتی میتواند حقابه خود را دریافت کند. وزیر نیرو ابراز امیدواری کرد با پذیرش غلط بودن احداث سازه، هیئت حاکمه افغانستان به قول رسمی که برای رهاسازی حقابه ایران داده است پایبند باشد.
اجرای پروژه مطالعاتی بهرهبرداری از آبهای ژرف در سیستان
وزیر نیرو درباره توسعه آبهای ژرف با بیان اینکه با افراط و تفریط در موضوع بهرهبرداری از آبهای ژرف مخالف هستیم، گفت: در این باره نباید افراط و تفریط صورت گیرد. شورای راهبری بهرهبرداری از آبهای ژرف با حضور معاونت فناوری ریاست جمهوری، موسسه تحقیقات آب و شرکت مهندسی مدیریت آب و فاضلاب کشور در این رابطه فعال بوده و همزمان با پیشبرد طرحهای مطالعاتی، پروژه تحقیقاتی استحصال آب ژرف در سیستان اجرایی میشود.
او افزود: حفظ محیط زیست برای ما یک اصل است و در این رابطه به شرایط محیط زیستی، اقتصادی، علمی و سایر جنبهها حتماً توجه میکنیم.
بازنگری در طرح احیای دریاچه ارومیه
محرابیان در پاسخ به این پرسش که آیا میتوان گفت طرحهای به اجرا درآمده برای احیای دریاچه ارومیه شکست خورده است، بیان کرد: نمیتوانیم بگوییم این طرحها شکست خورده، چه بسا اگراین طرحها اجرایی نمیشد، کسری منابع آب بیش از این بود، در عین حال معتقدیم طرح احیا و تعادل بخشی به اصلاحاتی نیاز دارد و یکی از مهمترین ضرورتهای آن مردمیسازی طرح است.
وزیر نیرو تاکید کرد: محور موفقیت هر طرح مردم هستند و اگر بتوانیم آگاهی مردم را در این باره بالا ببریم، میتوانیم امیدوار باشیم طرحهای مورد نظر به موفقیت برسد.
او با اشاره به مدیریت آب چاههای کشاورزی و نیز نصب کنتورهای هوشمند بیان کرد: امیدواریم با توجه به این چند محور و ارتقای حکمرانی آب بتوانیم مدیریت بهتری بر منابع و مصارف آب اعمال کنیم.
بازنگری در آییننامه نحوه تعیین تعرفه مشترکان برق
وزیر نیرو در این نشست خبری، همچنین بازنگری در نحوه تعیین تعرفه مشترکان پرمصرف را مورد اشاره قرار داد و گفت: بر اساس قانون بودجه سال 1400 پیشبینی کردیم مشترکانی که دارای مصارف بالای الگو هستند، بابت مصارف مازاد خود از یارانه انرژی برخوردار نباشند.
او تدابیر بازدارنده اعمالشده را در جهت تعدیل مصارف بیرویه انرژی در کشور آنهم از سوی اقلیتی از مشترکان عنوان کرد و افزود: برنامه کلی این است که دستان پرمصرفها در جیب مشترکان کممصرف نباشد.
محرابیان همچنین ارتقای فرهنگ و دانش عموم مردم نسبت به الگو و نحوه صحیح مصرف را از دیگر اقداماتی دانست که در این رابطه مورد توجه قرار داشته است و تأکید کرد: امروز شاهد ارتقای ویژهای در سطح آگاهی مردم نسبت به مدیریت مصرف هستیم.
وزیر نیرو در عین حال از تصویب و اعمال اصلاحاتی در آییننامه نحوه تعیین تعرفه مشترکان برق در کمیسیونهای مربوطه خبر داد و اضافه کرد: آئیننامه جدید نیز به زودی به تصویب هیئت دولت خواهد رسید.
او در این باره توضیح داد: مصارف انرژی برخی مشترکان مانند برخی سفارتخانههای خارجی عجیب و غریب است و شاید اساساً نیز تمایل نداشته باشند دستشان در جیب مردم باشد، بر همین اساس نیاز است اصلاحاتی در آییننامه مورد توجه قرار گیرد.
سرمایهگذاری در برق سودآور میشود
وزیر نیرو در پاسخ به پرسشی درباره سرمایهگذاری در صنعت برق، بیان کرد: در سال 1400 با ناترازی حداقل به میزان 15 هزار مگاوات روبهبهرو بودیم که این ناترازی سال به سال رو به افزایش است، بر همین اساس نیز افزایش ظرفیت 35 هزار مگاواتی نیروگاهی در دستور کار قرار گرفته که 10 هزار مگاوات آن به احداث نیروگاههای اختصاصی صنایع، 10 هزار مگاوات توسعه نیروگاههای تجدید پذیر و 10 هزار مگاوات به افزایش ظرفیت نیروگاههای دولتی اختصاص دارد.
محرابیان با اشاره به این که این پروژهها در مراحل اولیه پیشرفت خود قرار دارند، بیان کرد: در بخش نیروگاههای دولتی تا کنون 4200 مگاوات به بهرهبرداری رسیده است و امیدواریم تا پایان نیمه نخست سال 1200 مگاوات دیگر هم به بهرهبرداری برسد. دراین رابطه زمان بهرهبرداری سایر طرحها نیز مشخص است.
او ادامه داد: احداث 6000 مگاوات از نیروگاههای صنایع نیز شروع شده که در این رابطه نیروگاه سمنان هماکنون با شبکه سنکرون شده و امیدواریم تا پایان سال دو نیروگاه کلاس F فولاد مبارکه نیز به بهرهبرداری برسد.
پیگیری تامین مالی صنعت برق از صندوق توسعه ملی
وزیر نیرو احداث نیروگاه را برای صنایع سودآور عنوان کرد و افزود: تولید برق برای صنایع بزرگ میتواند حتی سودآورتر از تولید محصولات آنها باشد، ما تجربه موفق بورسی کردن صنعت سیمان را در صنعت برق اجرایی خواهیم کرد و با اطمینان میگویم سرمایهگذاری در صنعت برق پرسود خواهد بود.
وزیر نیرو در این رابطه تصریح کرد: صندوق توسعه ملی در این رابطه به وظایف خود عمل نکرده و به دلیل عملکرد یکی دو نیروگاه از وظایف خود در زمینه تأمین منابع برای سرمایهگذاری در صنعت برق سرباز میزند.
او با تأکید بر این که بدون ایجاد ظرفیتهای جدید در صنعت برق نمیتوان شاهد رشد دیگر صنایع بود، ادامه داد: با حمایت دولت، سرمایهگذاری از محل صندوق توسعه ملی باید ادامه یابد.
محرابیان ادامه داد: توسعه سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر نیز سیاست دولت است، مصوبات خوبی در این رابطه گرفتهایم و چندی پیش یک مناقصه سراسری در این رابطه برگزار شد.
بازنگری در طرح احیای دریاچه ارومیه
محرابیان در پاسخ به این پرسش که آیا میتوان گفت طرحهای به اجرا درآمده برای احیای دریاچه ارومیه شکست خورده است، گفت: نمیتوانیم بگوییم این طرحها شکست خورده، چه بسا اگراین طرحها اجرایی نمیشد، کسری منابع آب بیش از این بود، در عین حال معتقدیم طرح احیا و تعادل بخشی به اصلاحاتی نیاز دارد و یکی از مهمترین ضرورتهای آن مردمیسازی طرح است.
وزیر نیرو تاکید کرد: محور موفقیت هر طرح مردم هستند و اگر بتوانیم آگاهی مردم را در این باره بالا ببریم، میتوانیم امیدوار باشیم طرحهای مورد نظر به موفقیت برسد.
او با اشاره به مدیریت آب چاههای کشاورزی و نیز نصب کنتورهای هوشمند بیان کرد: امیدواریم با توجه به این چند محور و ارتقای حکمرانی آب بتوانیم مدیریت بهتری بر منابع و مصارف آب اعمال کنیم.
3 ویژگی طرح عظیم آبرسانی غدیر
وزیر نیرو همچنین در پاسخ به پرسش خبرنگاران درباره اجرای طرح عظیم آبرسانی غدیر در استان خوزستان گفت: تأمین آب شرب سالم و مطمئن به خصوص برای مناطقی که دچار تنش آبی هستند، در اولویت کاری ما قرار دارد، در استان خوزستان با دو مشکل در کمیت و کیفیت آب مواجه بودیم، به مناطق جنوبی استان خوزستان آب کافی نمیرسید و یا آب از سد کرخه و کارون تأمین میشد که به دلیل برخی مشکلات مانند آلایندههای شهری از کیفیت مناسب برخوردار نبود.
او با اشاره به حضور نخستین سفر استانی دولت که به استان خوزستان صورت گرفت، اضافه کرد: در این سفر طرحی به رئیسجمهوری ارائه شد که سه ویژگی داشت، اول این که کمیت آب منطقه برای 25 سال تضمین میشد، دوم کیفیت آب به بالاترین سطح کیفیت آب کشور که نمونه آن آب سد دز است، میرسید و سوم طرح در حداقل زمان ممکن اجرایی شده و به بهرهبرداری میرسید.
محرابیان با اشاره به این که علاوه بر پروژه آبرسانی غدیر طرحهای دیگری نیز برای آبرسانی به شهرها و روستاهای استان خوزستان در برنامه و در دست اجرا قرار دارند، ابراز امیدواری کرد با بهرهبرداری از این طرحها، وضعیت پایداری آب خوزستان به حد مطلوب برسد.
| پیامما | آخرین روزهای مرداد امسال قرار است گرمتر شود و این در حالی است که برای پایتخت افزایش ذرات آلاینده پیشبینی شده و اوضاع کیفیت هوا در ۸ کلانشهر نامناسب توصیف شده است. مردم اهواز نیز این گرما را در حالی تجربه میکنند که این شهر به عنوان آلودهترین شهر کشور شناخته شده است.
ترافیک در بزرگراههای پایتخت این روزها از ساعات شروع به کار ادارات و پایان آن به سایر ساعات روز هم تسری پیدا کرده است و عموما نمیتوان بزرگراهی را بدون ترافیک یافت. این در حالی است که هنوز تا فرا رسیدن مهر و آغاز به کار مدرسهها و دانشگاهها یک ماهی فاصله داریم. جالب اینجاست که هیچ واکنش و برنامهای از سوی مدیران شهری برای بهبود وضعیت ترافیک و در نتیجه آن کاهش آلودگی هوا مطرح نیست. در همین روزهایی که «علیرضا زاکانی» شهردار تهران از شنبههای افتتاح میگوید هیچ برنامهای برای مدیریت ترافیک و کاهش آلودگی هوا در برنامههایش دیده نمیشود. در چنین شرایطی سازمان هواشناسی علاوه بر گرمشدن هوا از افزایش آلایندهها در تهران خبر داده است.
به گزارش ایسنا، بر اساس بررسی دادهها و نقشههای پیشیابی هواشناسی، وضعیت جوی استان تهران طی پنج روز آینده آسمان صاف تا کمی ابری، در بعضی ساعات همراه با وزش باد و در ارتفاعات و نیمهجنوبی استان گاهی وزش باد نسبتا شدید (در ارتفاعات گاهی قسمتی ابری) پیشبینی میشود.
در همین روزهایی که «علیرضا زاکانی» شهردار تهران از شنبههای افتتاح میگوید هیچ برنامهای برای مدیریت ترافیک و کاهش آلودگی هوا در برنامههایش دیده نمیشود. در چنین شرایطی سازمان هواشناسی علاوه بر گرمشدن هوا از افزایش آلایندهها در تهران خبر داده است.
طی امروز افزایش نسبی دما و از چهارشنبه تا جمعه(۲۶ تا ۲۸ مردادماه) روند کاهش نسبی دما مورد انتظار است. طی سه روز آینده در بعضی ساعات افزایش نسبی بعضی آلایندههای جوی بهویژه ازن سطحی پیشبینی میشود.
بر اساس اعلام اداره کل هواشناسی استان تهران، ایستگاههای ورامین و فرودگاه امام خمینی(ره) با بیشینه دمای ۳۹ درجه سانتیگراد گرمترین نقطه استان تهران در ۲۴ ساعت گذشته گزارش شده است.
در همین حال گزارش تحلیلی وضعیت شاخص آلودگی هوای ۸ کلانشهر کشور در تاریخ ۲۴ مرداد ماه ۱۴۰۱ نشان از آن دارد که اهواز از نظر شاخص آلودگی هوا در وضعیت ناسالم قرار دارد.
به گزارش خبرگزاری مهر، طبق گزارش دریافتی از مرکز ملی هوا و تغییر اقلیم سازمان حفاظت محیط زیست، وضعیت شاخص آلودگی هوا در ۸ کلانشهر در تاریخ ۲۴ مرداد ماه ۱۴۰۱ به ترتیب آلودهترین مشخص شد.
اهواز در وضعیت ناسالم برای گروههای حساس برای عامل ذرات معلق کمتر از دو و نیم میکرون (AQI=۱۴۰) است. اما در رتبه دوم شهرهای آلوده کشور شهر تهران قرار دارد که در وضعیت ناسالم برای گروههای حساس و به دلیل افزایش عامل ازن (AQI=۱۲۳) قرار دارد.
پس از اهواز و تهران شهر کرج در وضعیت ناسالم برای گروههای حساس قرار گرفته که در این شهر عامل ازن با عدد AQI=۱۱۷ در جدول خودنمایی میکند.
شهر اصفهان چهارمین شهر آلوده کشور است که در وضعیت قابل قبول قرار گرفته اما در این شهر ذرات معلق کمتر از دو و نیم میکرون بر روی عدد ۸۲ قرار گرفته است.
پنجمین شهر آلوده کشور شهر اراک است که در وضعیت قابل قبول برای عامل ذرات معلق کمتر از دو و نیم میکرون (AQI=۶۶) جای گرفته است.
باید اشاره کرد شهر مشهد در این رده بندی در جای ششم قرار دارد که وضعیت آن قابل قبول برای عامل ذرات معلق کمتر از دو و نیم میکرون (AQI=۵۹) است.
شهر تبریز در این جدول هفتم است و وضعیت آن قابل قبول برای عامل ذرات معلق کمتر از دو و نیم میکرون (AQI=۵۷) است.
و در آخر شهر شیراز آخرین کلانشهر آلوده در این جدول است و وضعیت آن پاک برای عامل ذرات معلق کمتر از دو و نیم میکرون (AQI=۵۰) است.
وضعیت هوای کلانشهرهای کشورمان در حالی نامناسب است که پنج سال پس از تصویب قانون هوای پاک در مجلس شورای اسلامی و تایید و ابلاغ آن، هنوز هم بسیاری از احکام این قانون روی زمین مانده و عملی نشده است. آلودگی هوای شهرها در کشور مثال عینی وضعیت اجرای این قانون در کشور است.
بهمن ماه سال 1400 مرکز پژوهشهای مجلس در گزارشی، قانون هوای پاک را آسیب شناسی کرد. بر اساس این گزارش از بین 56 ماده مقرر در قانون هوای پاک و آییننامه فنی آن اجرای 22 ماده به صورت ضعیف، 17 ماده متوسط و 17 ماده خوب، برآورد کارشناسی شده است. بنابراین بیشترین وزن کیفیت اجرا مربوط به اجرای ضعیف و پس از آن اجرای متوسط و خوب بوده است. با این توصیفات به طور کلی دستگاههای اجرایی در اجرای قانون هوای پاک و آییننامه فنی آن عملکرد ضعیف رو به متوسط داشتهاند. بدیهی است تا زمانی که نحوه عملکرد بدین صورت باشد نباید انتظار بهبود کیفیت هوا و تحقق هوای پاک را داشت.
چندی ضعف در اجرای این قانون موجب شده تا رئیس سازمان بازرسی کل کشور در دیدار با رئیس سازمان حفاظت محیط زیست (به عنوان دستگاه ناظر قانون) از این وضعیت انتقاد کند.
ذبیحالله خداییان رئیس سازمان بازرسی کل کشور دفتر بازرسی امور ویژه سازمان بازرسی کشور را مامور کرد تا با همکاری معاونت تولیدی این سازمان و سازمان حفاظت محیط زیست ظرف مدت ۲ هفته انجام وظایف دستگاه ها را در راستای قانون هوای پاک بررسی و نتیجه را اعلام کنند تا اگر مجموعه ای به وظیفه خود عمل نکرده به دستگاه قضایی معرفی شود.
او تاکید کرد: لیست دستگاههای سهلانگار در اجرای قانون هوای پاک به رئیس محترم جمهور و رئیس محترم قوه قضاییه اعلام خواهد شد و اگر دستگاهی هم به وظیفه خود عمل کرده، قدردانی خواهد شد.
ناامیدی از بازگشت الواح هخامنشی
|پیام ما| در حالی که قائم مقام وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی از ممانعت ایالات متحده از بازگشت الواح هخامنشی به ایران خبر داده و گفته «در حال حاضر حدود ۱۷هزار لوح هخامنشی در اختیار موسسه شیکاگو قرار دارد»، یک پژوهشگر میراث فرهنگی و آثار باستانی امیدی چندانی به بازگشت این الواح به کشور ندارد و در عین حال از تاثیر لابیگری افرادی میگوید که از داخل کشور و در راستای منافع طرف آمریکایی این دعوای حقوقی فعالیت میکنند.
قائم مقام وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی از ممانعت ایالات متحده از بازگشت الواح هخامنشی به ایران خبر داده است. علی دارابی که در حاشیه نشست مدیران پایگاههایی میراث ملی و جهانی با خبرنگاران گفتوگو میکرد، با بیان اینکه ۱۳ پرونده استرداد آثار تاریخی روی میز این وزارتخانه قرار دارد، گفته «استرداد آثار تاریخی فرآیندی بسیار پیچیده دارد. برای تعدادی از آنها اقامه دعوا شده و سال گذشته ۲۷ قلم به کشور برگردانده شد.» به گزارش ایسنا، دارابی در عین حال گفته «در حال حاضر پرونده مهم بازگشت الواح هخامنشی است که (حدود ۱۷هزار لوح) در اختیار موسسه شیکاگو قرار دارد.» او تاکید کرده در این پرونده «با کشوری طرفیم که با اندک بهانه، در روند کار گره میاندازد و مشکلاتی را ایجاد میکند.» قائم مقام وزارت میراث فرهنگی افزوده است: «بنا بود این الواح چندماه قبل به ایران تحویل داده شود. این اراده سران آمریکا است که [بازگشت الواح هخامنشی را] با موضوعاتی گره زده، آن هم وقتی دادگاهی برگزار شده و حکم صادر شده است.» قائممقام وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در موضوع صادر نشدن مجوز بازگشت الواح هخامنشی از سوی «اوفک» یا همان «دفتر کنترل داراییهایی خارجی وزارت خزانهداری آمریکا» پاسخ داده است: «خیر! هنوز اجازه نداده. اوفک محدودیت و ممنوعیتهایی ایجاد میکند.» دارابی همچنین نسبتبه برخی اظهارنظرها در خصوص بازگشت الواح هخامنشی تا حدود ۲ ماه آینده واکنش نشان داد و با تاکید بر اینکه «نمیتوان زمان دقیقی مشخص کرد»، این اوضاع را ناشی از تعدد پروندههایی خوانده که همچون پرونده بازگشت الواح هخامنشی در دست بررسی دولت جمهوری اسلامی است. او گفته است: «هم ما در وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی هم وزارت خارجه و هم معاون اول ریاستجمهوری تلاش میکنیم که آثار برگردد اما ۱۳ پرونده روی میز است.» به گفته دارابی از این ۱۳ پرونده، بعضی تا حدودی پیش رفته و برخی به زمان بیشتری نیاز دارد. او که از تلاش دولت انقلابی برای استرداد این آثار تاریخی سخن گفته، در عین حال به تحولات جهانی بهعنوان عاملی تاثیرگذار در کامیابی یا ناکامی این تلاشها اشاره و تاکید کرده که این تحولات جهانی در اختیار دولت نیست.
دارابی در حالی از گرهافکنی کاخ سفید در مسیر بازگشت الواح هخامنشی به ایران سخن میگوید که در روزهای پایانی اردیبهشتماه امسال نیز در قامت قائم مقام وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی از همکاری و تلاش وزارت خارجه و سازمان فرهنگ و ارتباطات و بررسی و پیگیری آن در قالب یک پروتکل همکاری با سایر دستگاهها خبر داده بود. او که پس از چند سال مدیریت در سازمان صداوسیما، احتمالا از آنجا که وزیر کنونی میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی از مدیران پیشین سازمان صداوسیما است، در این کرسی و جایگاه حساس بهکار گرفته شده، در سخنانی که اواخر اردیبهشتماه امسال روی خروجی ایسنا قرار گرفت، با اشاره به تعدد آثار تاریخی در خارج از کشور که بخشی بهبهانه مطالعه از کشور خارج شده و بخشی نیز قاچاق شدهاند، گفته بود: «برای استرداد باقی آثار در حال اقدام هستیم و وزارت خارجه و سازمان فرهنگ و ارتباطات نیز براساس گزارشهایی که ما در اختیارشان گذاشتهایم، درحال گفتوگو هستند.» او با اشاره به روند طولانی استرداد این دست آثار تاریخی، تاکید کرده بود که گاهی روند استرداد چنان طولانی میشود که عمر یک دولت برای اتمام کار کفاف نمیدهد و بر این اساس گفته بود: «باید رایزنی شود!» هرچند دارابی در همان سخنان روز ۲۸ اردیبهشتماهش نیز آنجا که صحبت به استرداد الواح هخامنشی رسیده بود، تاکید داشت که «بازگشت بخشی از این آثار به بهانههای واهی و تحریم تحتتاثیر قرار میگیرد. بخشی از این آثار نیز صرفاً به اقدام نیاز دارد تا اعلام؛ اجازه بدهید اقدامات انجام شود.»
یک پژوهشگر میراث فرهنگی و زبانهای باستانی گفت: آقای استارپر در ایمیلی که به آقای وودز زد، صراحتاً اعلام کرده که حاضر نیست این الواح را در اختیار ایران قرار دهد. آقای وودز هم این مسئله را به اطلاع آقایان طالبیان و بهشتی مسئولان وقت سازمان میراث فرهنگی رساند که آمریکا حاضر نیست این الواح را به ایران تحویل دهد. آنها علناً این مسئله را اعلام کرده و هیچ پروایی نیز از بیان این موضع نداشتند
اما در حالی چندماه گذشته شاهد تاکید موکد و مکرر این مواضع سیاسی از سوی این مقام ارشد در وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی بودیم که بهگفته یک پژوهشگر میراث فرهنگی و آثار باستانی، بهجز اصرار کاخ سفید بر حفظ این آثار بیبدیل و ارزنده تاریخی که با توجه به منافع هنگفت مادی و معنوی آن، دور از انتظار هم نیست، جای خالی «همت مدیران و مسئولان ایرانی» نیز در این پرونده احساس میشود. عبدالمجید ارفعی که نخستین مترجم استوانه کوروش از زبان اصلی بابلینو به فارسی است، در این رابطه به «پیام ما» میگوید: «آقای استارپر و تیمش طبیعتاً نمیخواهند اولا آن شهرتی را که در سایه در اختیار داشتن این الواح تاریخی به دست آوردهاند، از دست بدهند. ثانیاً نمیخواهند سرمایه هنگفتی را که در مسیر مستندسازی این الواح به سوی آنها سرازیر شده، از دست بدهند.» اما این تنها نیمی از ماجراست و آنچه در این راستا در ایالات متحده میگذرد. حال آنکه بههرحال ایران طرف دیگر این دعوای حقوقی است و آنچه در این راستا در ایران میگذرد نیز طبیعتاً خالی از اهمیت نیست. ارفعی در این رابطه میگوید: «در ایران متاسفانه اوضاع خوب نیست و اینجا هم لابیهای امریکاییها فعال است. درواقع کسانی که در ایران برای طرف آمریکایی لابی میکند و سنگ آنان را به سینه میزنند، در این داستان موثرند و لابیگری این افراد در عمل باعث تشویق امریکاییها است تا از ارسال کتیبهها به ایران خودداری کنند.» این پژوهشگر زبانهای باستانی معتقد است این لابیگریها در بخشهای مختلف دستگاههای مسئول در ایران فعال است و به طعنه میگوید: «گاهی یک سفر خارجی یا یک امتیاز باعث میشود که افرادی داخل کشور خودمان طرف آمریکاییها را بگیرند؛ متاسفانه آنها چشم آبی و بلوند هستند و ظاهراً حتی از نگاه هموطنانمان هم این چشمآبیها به ما سرسیاهان برتری دارند!» او با اشاره به منافع گستردهای که در اختیار داشتن این الواح برای طرف آمریکاییها بههمراه دارد، تاکید کرد که طرف امریکایی حتی حاضر نیست نتایج مستندنگاریهایی را که روی این الواح انجام داده، در اختیار ایران نیز قرار دهد. ارفعی میگوید: «آقای استارپر در ایمیلی که به آقای وودز زد، صراحتاً اعلام کرده که حاضر نیست این الواح را در اختیار ایران قرار دهد. آقای وودز هم این مسئله را به اطلاع آقایان طالبیان و بهشتی مسئولان وقت سازمان میراث فرهنگی رساند که آمریکا حاضر نیست این الواح را به ایران تحویل دهد. آنها علناً این مسئله را اعلام کرده و هیچ پروایی نیز از بیان این موضع نداشتند.» او با اشاره به حضور در جلسات متعددی که در حدود یک دهه گذشته به این منظور در ایران تشکیل داده، گفت: «من بارها در جلسات به آقایان گفتهام که هیچکس نمیتواند جلوی دادگاه فدرال بایستد. وقتی اعلام کردند که برای ارسال ۱۷۰۰ لوح از مجموع الواح هخامنشی مجوز صادر کردیم، ایران باید وکلای خود را میفرستاد و تقاضای استرداد تمامی محموله الواح هخامنشی را اعلام میکرد اما متاسفانه چنین نکردند و اجازه دادند امریکاییها هر کاری که میخواستند انجام دهند. در نهایت نیز ایرانیها به همان ۱۷۰۰ لوح بسنده کردند و حتی جشن گرفتند که این ۱۷۰۰ لوح را به کشور بازگرداندهاند.» اشاره ارفعی به حدود ۱۷ هزار لوحی است که بجز این حدود ۱۷۰۰ لوح مسترد شده، همچنان در خاک ایالات متحده و در اختیار موزههای این کشور است. این در حالی است که او در پاسخ به پرسش دیگر «پیام ما» در این خصوص که آیا در نهایت میتوان نسبتبه استرداد ۱۷ هزار لوح دیگر امید بست، به ناامیدی و افسوس میگوید: «نمیدانم! آنچه مسلم است بازگشت این الواح به ایران، حق ماست و نیازمند آنکه همتی در کار باشد. اما آخرین خبری که دارم مربوط به همان دورانی است که جلساتی برای استرداد آن ۱۷۰۰ لوح برگزار میشد و پس از آن، بهواقع نمیدانم مسئولان ایرانی چه میکنند».
