بایگانی مطالب نشریه
هفته نخست لیگبرتر فوتبال ایران در حالی برگزار شد که تیمها بدون حضور تماشاگر به مصاف هم رفتند. اینک که دومین هفته لیگ با حضور تماشاگر برگزار شد وزیر کشور اعلام کرده است هر ورزشگاهی که برای حضور بانوان آماده باشد ورودشان بلامانع است. اما پرسش این است که شاخصهای آماده بودن چیست؟
احمد وحیدی وزیرکشور دیروز درحالی که از خط دادن افرادی از داخل به فیفا اظهار گلهمندی میکرد گفت: هر جایی که بتوانیم ورزشگاه را برای حضور بانوان آماده کنیم، این موضوع مانعی ندارد اما شرط آن این است که ورزشگاهها آماده باشند.
او سپس در مورد آماده بودن ورزشگاهها نیز تأکید کرد: طبیعتا تا این آمادگیها به وجود بیاید، زمان میبرد. ورزشگاههایی که مانند استادیوم آزادی آمادگی دارند، اگر مواردی پیش بیاید تا حدی که بتوانند این بحث را پوشش بدهند، منعی برای حضور بانوان ندارند.
براساس خبری که همشهریآنلاین منتشر کرده است، وزیر کشور همچنین دراینباره گفت: اگر کسی با دستگاه داخلی مشکلی دارد و مشکلات ورزش را به فدراسیونهای بینالمللی بگوید، حتما با مسئولیتهای ملی تناقض دارد.
وزیر کشور در مورد نامه اخیر فیفا به فدراسیون فوتبال و اینکه به نظر میرسد برخی افراد از داخل به فیفا خط میدهند تا فوتبال ایران آسیب ببیند، عنوان کرد: این کارها با مسئولیت ملی تطابق ندارد. یعنی اگر کسی حتی با دستگاه داخلی مشکلی دارد، این موضوع را به مرجعی بینالمللی بگوید، حتما با مسئولیتهای ملی تناقض دارد.
او درعینحال تاکید کرد: اگر حرفی هم دارند باید در داخل بزنند. ضمن اینکه فدراسیونها تقریبا یک استقلالی دارند و باید موضوعات را به آنها انتقال دهند. تلاش برای انعکاس و به میدان آوردن دستگاههای غیر ملی اصولا کار خوبی نیست.
وزیر کشور : هر جایی که بتوانیم ورزشگاه را برای حضور بانوان آماده کنیم، این موضوع مانعی ندارد اما شرط آن این است که ورزشگاهها آماده باشند
البته وزیرکشور نامی از شخص خاصی نبرده است با این حال به نظر میرسد پس از آنکه فیفا به مسئولان اجرایی کشور نامهای ارسال کرده این موضعگیری تغییر کرده است. به ویژه آنکه در روزهای گذشته از برخی تریبونها در نقد نامهنگاری فیفا و اینکه تحمیل نظر این نهاد بینالمللی فوتبال پذیرفتنی نیست سخنانی به میان آمده بود.
در همین حال تسنیم درباره نامهنگاریهای اخیر با فدراسیون فوتبال ایران نوشت: نامه مشترک فیفا و AFC به فدراسیون فوتبال ایران بار دیگر شائبهها را درباره ارتباط خاص برخی افراد و جریانها با نهادهای بینالمللی تقویت کرد. این خبرگزاری همچنین افزوده است :مهمترین سؤال و ابهام این است؛ چرا هر زمان درباره تاج مشکل یا موضوعی پیش میآید فیفا و کنفدراسیون فوتبال آسیا نامه تهدیدآمیز مینویسند؟
پیشتر ایزد سیفاللهپورمدیرعامل باشگاه نساجی در مصاحبه با ورزش۳ نسبت به ممنوعیت ورود هواداران به استادیومها در هفته اول واکنش نشان داده بود. او تأکید کرده بود: به نظرم اصلیترین موضوع، بحث حضور بانوان در ورزشگاههاست که هفته گذشته نیز وزیر ورزش عنوان کرد فیفا نامه زده تا این مسئله حل شود. همین نگرانی موجب میشود تا تماشاگران نتوانند به ورزشگاهها بیایند.
ایزد سیفاللهپور در گفتوگوی تلفنی با برنامه ورزشگاه پیرامون دراختیار گذاشتن بلیتفروشی در نیمفصل اول برعهده باشگاهها عنوان کرد: قرار بر این شده تا برعهده باشگاهها باشد، اما عنوان کردند در هفته اول بازیها بدون تماشاگر است. همه ما علاقهمند هستیم تا حضور تماشاگران را در ورزشگاهها داشته باشیم؛ بهویژه باشگاهی مثل نساجی که افتخار میکند چنین هوادارانی دارد و جزو پنج تیم پرتماشاگر لیگ برتر است.
نامه فیفا در حد پیشنهاد است
حمید سجادی وزیر ورزش و جوانان پیشتر در گفتگویی توضیح داده بود: تاکید میکنم نامه فیفا در حد پیشنهاد بوده. فیفا در نامه خود حضور زنان در رقابتهای باشگاهی را پیشنهاد داده است. ما در حال پیگیری برای شناسایی استادیومهایی هستیم که زیر ساخت مناسب دارند و شرایط شورای تامین، دستورالعملهای امنیتی و انتظامی در آنها فراهم است.
او همچنین تأکید کرده بود: در حال حاضر جلساتی برگزار کردیم. خودمان حضور خانوادهها برای تماشای ورزشهای مختلف را دوست داریم و نمیخواهیم خدایی ناکرده نگاهها در بیرون از ایران اینطور باشد که بگویند ایرانیها مخالف ورود زنان به استادیومها هستند. خیر اصلا چنین تفکری وجود ندارد.
حمید سجادی که در حاشیه جلسه هیات دولت درباره حضور زنان در استادیومهای ورزشی سخن گفته بود بر این نکته هم تأکید کرد: ما اصلا به دنبال تفکیک بحث فوتبال از سایر رشتهها و به قول قدیمیها به دنبال طناب کشیدن بین دریای مازندران و گیلان نیستیم. در حال حاضر در بیشتر رشتههای ورزشی خانوادهها قصد حضور دارند و برای انجام این کار نیازمند یکسری هماهنگیها هستیم. این هماهنگی گاهی سهلتر و قابل وصولتر است و گاهی مثل فوتبال سازوکار، جمعیت و محل برگزاری آن رویداد متفاوت است. وقتی ۵۰۰، هزار یا حتی ۳ هزار خانم قصد حضور در یک رویداد فوتبالی را دارند، باید دستورالعملها را بیشتر رعایت کنیم، هماهنگیها بیشتر باشد و آنچه به آن محیط انتظام میدهد، باید دیده شود. در برخی از رشتهها خیلی راحت وارد سالن میشوند و مسابقه را نگاه میکنند اما سازوکار فوتبال متفاوت است.
وزیر ورزش در ادامه گفت: یکسری اطلاعات از ایران به بیرون میدهند و میگویند در فلان رشته زنان و تماشاگران را راه نمیدهند. در حالی که چند سال است که خانمها با عزت و احترام به استادیومها میآیند و بازیهای تیم ملی فوتبال را میبینند. حتی بازی ایران و عراق شبهنگام برگزار شد ولی برای تردد خانمها اتوبوس گذاشتیم و ورودی مستقل و خوبی داشتند. در جریان این دیدارها همه تیپ آدمی حضور داشتند و هیچ ایرادی هم به ما گرفته نشد؛ حاشیهای ایجاد نشد و مشکلی خاصی نداشتیم.
کدام ورزشگاهها؟ کدام زیرساختها؟
پیشتر وقتی سخن از ورود زنان به ورزشگاهها بود واکنشهای دیگری دیده میشد. فروردین ۱۴۰۱ وقتی ماجرای ورزشگاه مشهد در حاشیه بازی فوتبال ایران و لبنان پیش آمد موضعگیریهای متفاوتی از مسئولان دیده شد. برای مثال وزیرکشور در پی بروز آن حوادث گفت: بلیطهای بیشتری از آنچه قرار گذاشته شده بود، فروخته بودند که برخی از آنها بلیط واقعی نبوده و موجب شده تعداد خیلی بیشتری به ورزشگاه هجوم بیاورند و همین مساله موجب بروز اتفاقات شد؛ ضمن اینکه اساسا قرار نبود خانمها برای این بازی به ورزشگاه بروند.
وزیر ورزش و جوانان: یکسری اطلاعات از ایران به بیرون میدهند و میگویند در فلان رشته زنان و تماشاگران را راه نمیدهند. در حالی که چند سال است که خانمها با عزت و احترام به استادیومها میآیند و بازیهای تیم ملی فوتبال را میبینند
در عین حال که وزیر ورزش و جوانان از آماده بودن زیرساختها در ورزشگاه آزادی خبر داده است به طور مشخص نگفته است که این زیرساختها کدامها هستند. در حال حاضر در ایران ورزشهای فوتبال، کشتی و والیبال علاقمندان بیشتری دارد که برای تماشای مسابقات آن وقت میگذارند. اگر تماشای ورزش فوتبال را ملاک قرار دهیم باید توجه داشته باشیم که لیگ برتر فوتبال ۱۶ تیم دارد. بنابراین هر تیم باید بتواند در بازی خانگی خود ورزشگاهی داشته باشد که در صورت لزوم آن زیرساختهای مورد نظر مسئولان اجرایی کشور را برای ورود زنان داشته باشد. از سوی دیگر در ایران از میان فضاهای ورزشی ۴۹ ورزشگاه مهم فوتبال داریم که از میان آنها ۹ ورزشگاه بزرگ به سبب ظرفیت از سایر آنها متمایز شده است.
به جز ورزشگاه آزادی ورزشگاه تختی در تهران هم از جمله ورزشگاههای بزرگی است که مسابقات لیگ ممکن است در آن برگزار شود. در اهواز دو ورزشگاه غدیر و فولاد خوزستان دو ورزشگاهی هستند که مسابقات لیگ در آن برگزار میشود. ورزشگاه یادگار امام تبریز، ورزشگاه نقشجهان اصفهان، ورزشگاه پارس شیراز، ورزشگاه مس کرمان و ورزشگاه امامرضا مشهد بزرگترین ورزشگاههای ایران از نظر ظرفیت هستند. پرسش این است که این ورزشگاهها نیازمند چه زیرساختهایی هستند تا از نظر وزیر کشور و وزیر ورزش و جوانان، با توجه به تأکید آنها بر زیرساختها، به نقطه مناسب برسیم.
آزادراه، قلب پارک «کلاهقاضی» را میشکافد
با وجود مخالفت سازمان حفاظت محیط زیست کشور با عبور آزادراه اصفهان- شیراز از پارک ملی کلاهقاضی، این پروژه با تایید اداره محیط زیست استان اجرا میشود.به گزارش مهر آزادراه کنارگذر شرق اصفهان با شش باند رفت و برگشت قلب پارک ملی کلاهقاضی را میشکافد تا کریدور شمال به جنوب کشور را متصل کند. شنیدهها حاکی از آن است که این پروژه سهشنبه هفته گذشته در جلسه شورای هماهنگی ترافیک استان، مصوب شده است. آبان ماه پارسال، مدیرکل دفتر مدیریت زیستگاهها و امور مناطق سازمان حفاظت محیط زیست کشور در نامهای به ایرج حشمتی، مدیرکل وقت محیط زیست اصفهان صراحتاً اعلام کرد که «اصلاح مسیر آزادراه کنارگذر شرق اصفهان در داخل محدوده پارک ملی کلاهقاضی مورد تایید این دفتر است و ضرورت دارد ضمن جلوگیری از هر گونه دخل و تصرف در محدوده پارک ملی کلاهقاضی (در مسیر مدنظر) اقدام لازم جهت اصلاح و خارج کردن مسیر پروژه از پارک ملی کلاهقاضی انجام شود.» این پروژه ملی که از دوره مدیریت احمدرضا لاهیجانزاده، مدیرکل اسبق محیط زیست اصفهان به محیط زیست اعلام شده همواره مورد مخالفت مدیران محیط زیست بود. پروژهای که دوره مدیریت حمید ظهرابی و سید رحمان دانیالی نیز موفق به اخذ مجوز نشد اما اکنون با برچسب حفظ محیط زیست و چراغ سبز محیط زیست استان از دل کلاهقاضی میگذرد.مهران زینلیان معاون هماهنگی امور عمرانی استاندار اصفهان در حاشیه جلسه اخیر شورای هماهنگی ترافیک استان با بیان اینکه به لحاظ گزینه فنی در مورد آزادراه کنار شرق چارهای برای عبور از منطقه کلاهقاضی نیست، به مهر گفت: با توجه به هماهنگیهای انجام شده و اینکه آزادراه شرق شریان حیاتی شمال به جنوب کشور محسوب میشود و نیز با توجه به اینکه بخشهای زیادی از این آزادراه بزرگ اجرا شده و فقط این قسمت قفل شده، تاکید شد با رعایت همه ملاحظات محیط زیستی، مانند خارج از کشور با فِنسگذاری و احداث تونلهای زیرگذر برای عبور حیوانات و دوربینهای مداربسته برای کنترل حفاظت، اجرا شود.به گفته زینلیان پروژه آزادراه کنارگذر شرق (اصفهان- شیراز) در سطح استان مورد تایید اداره کل محیط زیست قرار گرفته است و مراحل اداری را طی میکند و در تهران نیز جلسات مقدماتی آن انجام شده است.در همین ارتباط رضا اقتدار مدیرکل دفتر مدیریت زیستگاهها و امور مناطق سازمان حفاظت محیط زیست کشور میگوید: مجوز این پروژه ملی با سازمان حفاظت محیط زیست کشور است و در این باره تفویض اختیار به اداره کل استان اصفهان نشده است. اگر این پروژه در استان مصوبه گرفته باشد در نهایت سازمان حفاظت محیط زیست باید به آن مجوز دهد.براساس قوانین سازمان حفاظت محیط زیست و مقررات اتحادیه بینالمللی حفاظت از طبیعت IUCN فعالیتهایی که ماهیت یا موجودیت پارک ملی را به خطر اندازد یا تهدید کند، ممنوع است و پیگرد قانونی دارد. این قانون همچنین به صراحت عبور لولههای نفت، گاز، ریلهای راه آهن و آزادراه و … در پارکهای ملی را ممنوع کرده است.
| پیام ما | یک مقام ارشد دولت آمریکا در گفتوگو با سیانان از احتمال بالاتر دستیابی به توافق نسبتبه دو هفته پیش از این سخن گفته است. هرچند در گزارش این شبکه خبری که بدون اشاره به نام این «مقام ارشد در دولت ایالات متحده» منتشر شد، بلافاصله به نقل از همین منبع مطلع تاکید شده «همچنان نتیجه نهایی قطعی نیست.»
پس از ارسال پاسخ جمهوری اسلامی به پیشنویس اتحادیه اروپا که دوشنبه هفته گذشته صورت گرفت، دبیر شورایعالی امنیت ملی، وزیر امور خارجه، رئیس و سخنگوی سازمان انرژی اتمی و مسئول تیم مذاکرهکنندگان هستهای جمهوری اسلامی در یک نشست غیرعلنی که روز چهارشنبه برگزار شد، درباره برخی جزئیات مذاکرات در ماههای گذشته و بهخصوص آنچه در این مرحله اخیر رقم خورده، به نمایندگان مجلس گزارش داده و پس از آن، نمایندگان مجلس انقلابی بر پایبندی تیم مذاکرهکنندگان هستهای زیر نظر دولت ابراهیم رئیسی صحه گذاشته و گفتند جمهوری اسلامی از خطوط قرمز خود عدول نکرده است. حال یک مقام ارشد دولت امریکا در گفتوگوی خود با سیانان مدعی شده که ایران رسما از خط قرمز اصلی خود، عقبتنشینی کرده است. خط قرمزی که این منبع آگاه در کاخ سفید مدعی است، مانع اساسی بر سر راه تلاشها برای احیای توافق هستهای ایران بوده و آنطور که این مقام ارشد آمریکایی به سیانان گفته، این خط قرمز اصلی همان بحث پرتکرار حذف نام سپاه پاسداران از فهرست گروههای تروریستی مورد ادعای ایالات متحده است. خط قرمزی که بهگفته منبع مطلع سیانان، جمهوری اسلامی با پرهیز از اشاره به آن در پاسخ ارسالی روز دوشنبه به پیشنویس اتحادیه اروپا عملاً از آن چشمپوشی کرده است. آنطور که ایسنا و البته اغلب خبرگزاریهای داخلی به نقل از سیانان گزارش کردند، این مقام آگاه در کاخ سفید، با اشاره به اینکه آمریکا بارها درخواست ایران برای حذف نام سپاه از این لیست را رد کرده، گفته است: «در نسخه پاسخ ارائه شده از سوی ایران، این درخواست وجود ندارد و به همین خاطر است که به توافق نزدیک هستیم.» همزمان بهگفته یک مقام ارشد دیگر در دولت ایالات متحده، آنچه بهعنوان «پیشرفت در مذاکرات» مورد تایید طرفین مختلف مذاکرات قرار گرفته، ممکن است چندان با سرعت پیش نرود و «کُند» باشد. هرچند بهگفته همین مقام ارشد در دولت آمریکا نیز سرعت پیشرفت مذاکرات احیای برجام، دستکم نسبتبه مقطع مشابه در سال گذشته از سرعتی بیشتر برخوردار است. این اظهارات اما در حالی مطرح شده که صرفنظر از چند هفته اخیر که پیرو ابتکار مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، بار دیگر امید به احیای برجام زنده شد و تحرکاتی در روند مذاکرات هستهای به وجود آمد، ماهها بنبست در مذاکرات از اسفندماه ۱۴۰۰ تا همین اواخر، عملاً نشان از سکون مطلق در روند پیشرفت این مذاکرات بود.
یک مقام آگاه در کاخ سفید، با اشاره به اینکه آمریکا بارها درخواست ایران برای حذف نام سپاه از این لیست را رد کرده، گفته است: در نسخه پاسخ ارائه شده از سوی ایران، این درخواست وجود ندارد و به همین خاطر است که به توافق نزدیک هستیم
اما اگر چشمپوشی جمهوری اسلامی از برخی خطوط قرمز خود در مذاکرات، مورد تاکید این مقام دولتی و شبکه خبری آمریکایی سیانان قرار گرفته، همزمان شبکه الجزیره هم در گزارشی اختصاصی از این مهم خبر داده که توافق برای احیای برجام بهزودی اعلام خواهد شد. الجزیره عربی که به نقل از منابع مطلع، بدون ذکر نام گزارش داده توافق احتمالی پیشرو در ۴ مرحله و ۲ دوره ۶۰ روزه اجرایی خواهد شد، همچنین به نقل از این منابع آورده که در روز نخست امضای توافق، ۱۷ بانک و ۱۵۰ نهاد اقتصادی رفع تحریم میشوند و از همان روز اول اجرای توافق، تهران بهطور تدریجی شروع به کاهش گامهای هستهای خود خواهد کرد. بنابر ادعای منابع مطلع الجزیره، همزمان با اجرای توافق، همچنین ۷ میلیارد دلار از اموال بلوکه شده ایران در کره جنوبی آزاد خواهد شد. بهگفته این منابع آگاه، در بخشی دیگر از آنچه بهعنوان سازوکار توافق احتمالی پیشرو مطرح شده، جمهوری اسلامی قادر خواهد بود طی ۱۲۰ روز پس از امضای توافق ۵۰ میلیون بشکه نفت صادر کند. مسیری که بنابر گزارش الجزیره، صادرات نفت ایران را پس از این دوره، به میزان روزانه ۲.۵ میلیون بشکه افزایش خواهد داد. در این گزارش همچنین تاکید شده که «اگر واشنگتن بار دیگر از توافق خارج شود، باید غرامت مالی بپردازد.»
همزمان با انتشار این گزارش اما شورای امنیت ملی آمریکا امتیازدهی به ایران را در مذاکرات رد کرده است. این شورا که در واکنش به ادعای چندی پیش «جیم ریش» سناتور جمهوریخواه از رد امتیازدهی به ایران سخن گفته، در توییتی نوشته است: «هیچچیز اینجا درست نیست. ما هرگز چنین شرایطی را نمیپذیریم. ما همچنین از توافقی که کارایی داشت، خارج نمیشدیم تا شاهد سرعت گرفتن گسترده برنامه هستهای ایران باشیم.»
همزمان با این تحولات مثبت در مسیر احیای برجام اما گروهی متشکل از چند سناتور آمریکایی از هر دو حزب جمهوریخواه و دموکرات با ارائه طرحی موسوم به «مستحکم کردن قانون تحریمهای ایران»، درصدد لغو حکم انقضای قانون تحریمهای ایران هستند که در سال ۱۹۹۶ به تصویب رسیده بود. قانونی که به «قانون آیسا» معروف است و به رئیسجمهوری آمریکا اجازه اعمال تحریمهای ثانویه علیه ایران در حوزه انرژی را میدهد.
گروهی متشکل از چند سناتور آمریکایی از هر دو حزب جمهوریخواه و دموکرات با ارائه طرحی موسوم به «مستحکم کردن قانون تحریمهای ایران»، درصدد لغو حکم انقضای قانون تحریمهای ایران هستند که در سال ۱۹۹۶ به تصویب رسیده بود. قانونی که به «قانون آیسا» معروف است و به رئیسجمهوری آمریکا اجازه اعمال تحریمهای ثانویه علیه ایران در حوزه انرژی را میدهد
اما در حالی که طی روزهای گذشته و در پی تحرکاتی که امید به احیای برجام را زنده کرد، تهران و واشنگتن از آمادگی برای تبادل زندانیان خود در حاشیه توافق احتمالی پیشرو خبر دادند، دیروز ایسنا در گزارشی اختصاصی با اشاره به دلایل آنچه «تعلل آمریکا در پذیرش توافق» خوانده، آورده است: «موضوع تبادل ۴ زندانی ایرانی در مقابل ۴ آمریکایی که در ایران زندانی هستند، روی میز مذاکرهکنندگان و مسئولان دو کشور قرار گرفته است.» این در حالی است که معاون امور بینالملل قوه قضاییه هفته گذشته در توییتی با اشاره به «دهها تن از ایرانیان بیگناه» که بهگفته او در زندانهای آمریکا در حبس هستند، نوشت: «آقایان سرهنگپور و عطار کاشانی دو نفر از بازداشتشدگان اخیر هستند که باید هرچه سریع تر آزاد شوند.» این در حالی است که برخی ناظران نیز در خصوص احتمال آزادی یکی از فعالان محیط زیستی بازداشتی در ایران بهعنوان یکی از ۴ زندانی آمریکایی در جریان توافق احتمالی پیشرو گمانهزنی کردهاند. «مراد طاهباز» که همراه با تعدادی از فعالان محیط زیستی از چند سال پیش در بازداشت و حبس بهسر میبرد، از جمله ایرانیان دو تابعیتی است که گفته شده ممکن است در صورت دستیابی به توافق هستهای آزاد شود.
زمستان بیبار امسال برای حیاتوحش در البرز مرکزی سال تلخی بود، بیماری طاعون نشخوارکنندگان کوچک بر خلاف الگوهای رایج قبلی سال گذشته با آغاز فصل سرما نه تنها فروکش نکرد، بلکه قتل عام وسیعی را در طالقان و کلاردشت رقم زد. البته این ظن و گمان وجود دارد که طاعون زمستانه تنها به این دو منطقه محدود نبوده، بلکه در این دو منطقه به دلیل حضور زیاد کوهنوردان گزارش شده است. این اتفاق در شرایطی رخ میدهد، که بنا بر ادعای سازمان دامپزشکی سال گذشته واکسیناسیون گسترده علیه این بیماری در کشور صورت گرفته است. امسال هم کمی زودهنگامتر از ابتدای مردادماه دوباره در همان مناطق پیشین به جان کل و بزهای منطقه طالقان افتاده است و گویا کشتار آن سر ایستادن ندارد. این اتفاق البته از سال 94 در بخش غربی دره طالقان آغاز شده، اما اخیرا در بخش شرقی دره شیوع پیاپی دارد. راهکارهای مرسوم مثل دفن و سوزاندن اجساد و دور کردن آنها در منابع آبی هم مشکلی را حل نکرده و انتهای شرقی دره طالقان حالا با شیوع پیاپی و مستمر طاعون نشخوارکنندگان کوچک روبرو است. در این مطلب بر اساس تجارب روبرویی با بیماری در این منطقه و اطلاعات بینالمللی و آمار و اطلاعات از سایر مناطق کشور، نگاهی انداختهایم به دلایل شیوع و گسترده شدن، راهکارهای احتمالی کنترل و چشمانداز آینده این بیماری در ایران و جهان.
طاعون نشخوار کنندگان کوچک معضل جدیدی نیست و سالها است که بلای حیاتوحش کشور شده است. این بیماری مشترک بین دام اهلی و حیاتوحش یک بیماری ذاتا گرمسیری است. در ایران و براساس گزارش برنامه ملی کنترل و ریشه کنی طاعون نشخوارکنندگان کوچک سازمان دامپزشکی کل کشور، نخستین بار در سال 1373 به شکل بالینی در فارس و به شکل رسمی و آزمایشگاهی یک سال بعد حضور آن در ایلام تایید شد. از آن زمان و به استناد همان گزارش در ایران فقط بین سالهای 2005 تا 2011 بیشتر از 5000 کانون شیوع شناسایی شده و بیماری در ایران به شکل اندمیک و یا بومی درآمده است. با این وجود و برخلاف تصور عمومی از بیخطر بودن بیماری اندمیک، این بیماری منشاء خسارت فراوان به پرورش دام شده است. بر اساس یک مطالعه از دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران در سال 2006 این بیماری تا آن تاریخ باعث ضرر 1.5 میلیون دلاری به صاحبان گلههای دام سبک کشور شده است. مطابق معمول اما ضرر و زیان وارده به حیاتوحش نه محاسبه شده و نه اهمیت چندانی داشته است. این در حالی است که در چشمانداز بلندمدت، آسیب به گونههای حیاتوحش و در پی آن از بین رفتن یکپارچگی اکوسیستمها باعث ضرر و زیان بسیار بیشتری چه از نظر اقتصادی و چه زیستپذیری سرزمین خواهد شد.
بر اساس گزارشها و مطالعات دقیق از سازمان جهانی بهداشت دام، طاعون نشخوارکنندگان کوچک که در سال 1942 در ساحل عاج کشف شد، تا پایان 2018 در 70 کشور جهان شامل خاورمیانه، آسیای میانه و شرق و حتی اروپا دیده شده و اخیرا گزارشهایی از ابتلای قوچ و میش وحشی در داغستان شوروی هم وجود دارد
شدت گرفتن و تغییر الگوی شیوع؛ چرا و چگونه؟
در طی بیشتر از 25 سال حضور رسمی بیماری در ایران و به استناد چندین مطالعه داخلی چرخش و زمان شیوع بیماری به پایان فصل گرم محدود میشد و معمولا بازگشتی در بیماری تا سال بعد دیده نمیشد. دلایل احتمالی برای این الگوی شیوع کاهش منابع آب و بیشتر شدن تعداد آبشخورهای مشترک حیات وحش با دام اهلی است. همچنین برای اساس روشهای دامداری سنتی در ایران (که قدمتش احتمالا به دوران مادها بر میگردد و نیازمند تغییر جدی است.) با نزدیک شدن به پایان فصل چرا، دام اهلی به تدریج از ارتفاعات پایین آمده و حیاتوحش در مناطق تخلیه شده جایگزین آن میشود. از آنجایی که در بسیاری از مناطق ویروس این بیماری به طور عمده در پسماند و فضولات دفع شده دام اهلی وجود دارد، ممکن است حضور حیات وحش در چراگاهها و سکونتگاههای موقت چوپانی باعث انتقال بیماری به حیاتوحش شود. همچنین با پایان فصل چرای تابستانه، بسیاری از گلههای گوسفند بر خلاف دستورالعملهای موجود، از مسیرهای کوهستانی اقدام به کوچ کرده و مدت زمانی را بین مسیر اتراق میکنند. این اتفاق از جمله در البرز مرکزی بسیار رایج است و کنترل واکسیناسیون دام عبوری و مدت زمان چرای آنها در هنگام عبور از مناطق کوهستانی چندان آسان نیست. بنابراین ظهور این بیماری ارتباط و همبستگی تنگاتنگی با دامداری دام کوچک مثل بز و گوسفند در ایران دارد. برای درک بهتر مسئله خوب است چند آمار را با هم مرور کنیم.
دامداری سنتی؛ متهم ردیف اول
بر اساس آمارهای موجود حدود 52 درصد مساحت ایران تحت عنوان مرتع دستهبندی شده است. معنی این حرف است این است که حداقل در بخشی از سال در این مراتع دام کوچک حضور دارد. از مجموع مراتع کشور حدود ۸.۵ درصد را مراتع متراکم، ۲۵.۳ درصد مراتع نیمه متراکم و ۶۶.۲ درصد را مراتع کم تراکم تشکیل میدهند. از سوی دیگر و براساس آمارهای ارائه شده از طرف مسئولان سازمان جنگلها و مراتع، این وسعت مراتع برای بهرهبرداری 37 میلیون دام کوچک ظرفیت دارد، در حالی که عملا چیزی حدود 80 میلیون دام نیمی از مساحت کشور را زیر پای خود دارند، این یعنی چرای 2.2 برابر ظرفیت. همین آمارها کافی است تا متوجه شویم که دامداری سنتی چه فشار خرد کنندهای به مراتع و به سبب آن به حیات وحش وابسته به همان منابع غذایی وارد میکنند. همین مسئله باعث رقابت شدید بر سر منابع غذایی و آبی باقی مانده در بسیاری از مناطق و نزدیکی زیستگاه دام اهلی و حیاتوحش شده است؛ موضوعی که ریسک انتقال بیماریهای مشترک از جمله طاعون نشخوارکنندگان را بالاتر از قبل میبرد. این مسائل در کنار حضور مستند شده و غیر قانونی دام در مراتع کوهستانی تا 2 ماه پس از پایان فصل چرا، واکسینه نشدن همه دامها اهلی و عدم کنترل دام عبوری، قاچاق دام از و به داخل کشور خطر شیوع چنین بیماریهایی را بالاتر و بالاتر برده است. البته سازمان دامپزشکی کل کشور همگام با ازمان جهانی بهداشت دام (OIE) طرحی را برای ریشهکنی بیماری طاعون نشخوارکنندگان کشور در دستور کار دارد. اما آمارهای ارائه شده از طرف این سازمان در خصوص واکسیناسیون دام اهلی نه تنها مورد قبول اتحادیه دامداران نیست، بلکه همان آمارها هم حداقل نشان میدهند 20 میلیون واحد دامی واکسینه نشده به صورت قانونی و غیر قانونی در مراتع کشور حضور دارند. این مسائل در کنار موضوع تغییر اقلیم و کاهش بارشها باعث تشدید نزدیکی دام اهلی و حیات وحش برای رقابت بر سر منابع موجود و در نتیجه شدت گرفتن شیوع و تعدد کانونهای بیماری شده و بیماریای که سابقا یک بیماری گرمسیری دانسته میشد، سال گذشته در جوار مرتفعترین منطقه کوهستانی ایران و در اوج زمستان از جمعیت کل و بز دو منطقه کلاردشت و طالقان قربانی زیادی گرفته است.
بیماریای که دیگر گرمسیری نیست
پیش از پرداختن به مسئله نقش تغییر اقلیم ابتدا باید شناخت بهتری از بیماری داشته باشیم. بیماری طاعون نشخوارکنندگان کوچک توسط ویروسی نام small ruminants morbillivirus از جنس Morbilivirus ایجاد میشود. ویروسهای این جنس قرار داد که باعث بیماریهای متنوعی بین گونههای پستانداران میشود. از جمله این بیماریها که توسط ویروسهای نزدیک به ویروس نشخوارکنندگان کوچک ایجاد میشود، سرخک در انسان، طاعون گاوی و دیستمپر در سگسانان میشود که به گربهسانان نیز سرایت میکند. بیماری نشخوارکنندگان کوچک همانطور که از نامش پیدا است، باعث صدمه به دامهای کوچک نشخوارکننده شده و بین جمعیت دام اهلی و برخی گونههای حیاتوحش از جمله قوچ اوریال (Ovis vignei)، قوچ ارمنی (Ovis gmelini) و پازن (Capra aegagrus aegagrus) مشترک است. البته گزارشهایی از مشاهده این بیماری با و بدون علایم بالینی در نشخوارکنندگان بزرگ نظیر گاو و شتر و حتی میزبانان غیر طبیعی چون سگ، خوک و شیر آسیایی وجود دارد، اما مشخص نیست که همه این حیوانات دفع کننده ویروس بوده و در چرخه بیماری و انتقال بینگونهای آن موثر باشند. هرچند در مورد شتر شواهد قوی برای دفع ویروس وجود دارد و شناخت این مسئله درباره سایر گونهها در ایران برای کنترل و ریشهکنی بیماری ضروری به نظر میرسد. این ویروس به حرارت بسیار حساس است و نیمه عمر آن در دمای 37 درجه خارج از بدن موجود زنده 3 ساعت است و در دمای بالاتر به سرعت عمر آن کاهش پیدا میکند. اما بالعکس برای مدت طولانی میتواند در بافت سرد و یا یخزده دوام آورده و عامل بیماری شود. درباره نرخ پایداری آن در مایعات دفع شده از بدن فرد بیمار در شرایط سرد تفاوت نظر وجود دارد. حالا با این دانستهها میتوانیم به سراغ نقش تغییر اقلیم هم برویم.
تغییر اقلیم به علاوه دلایل رایج
بر اساس گزارشها و مطالعات دقیق از سازمان جهانی بهداشت دام، طاعون نشخوارکنندگان کوچک که در سال 1942 در ساحل عاج کشف شد، تا پایان 2018 در 70 کشور جهان شامل خاورمیانه، آسیای میانه و شرق و حتی اروپا دیده شده و اخیرا گزارشهایی از ابتلای قوچ و میش وحشی در داغستان شوروی هم وجود دارد. بنابراین به نظر میرسد که بیماری سابقا گرمسیری حالا در عرضهای شمالی و سردتر هم دیده میشود. بر اساس چندین مطالعه و گزارش علمی دقیق گرم شدن بیماری میتواند باعث تغییر گسترش بیماریهایی شود که سابقا محدود به مناطق خاصی بودند در مناطق جدید شود. این مسئله در مورد این بیماری هم وجود دارد و در گزارش سازمان جهانی بهداشت دام هم به این مسئله و نقش تغییر اقلیم در گسترش بروز این بیماری اشاره شده است. بنابراین شاید بتوان افزایش شدت شیوع بیماری، گسترش آن به اروپا و متوقف نشدن بیماری با آغاز فصل سرد را بتوان با تغییر اقلیم مرتبط دانست. البته تمام این گمانهزنیها بر اساس دادههای بینالمللی نیازمند مطالعه دقیق است و طرح آن صرفا به عنوان یک فرضیه ابتدایی نیازمند بررسی، صورت گرفته است. علاوه بر موارد پیشین از جمله چرای بیرویه و خارج از ظرفیت، حضور خارج از فصل چرا، کاهش منابع آبی و غذایی و نزدیکی بیشتر حیاتوحش و دام اهلی، عدم کنترل بر نقل و انتقال دام اهلی، واکسیناسیون ناکافی، تغییر اقلیم را هم میتوان به عوامل تاثیرگذار بر گسترش بیماری طاعون نشخوارکنندگان کوچک افزود، مخصوصا که با کاهش بارندگی حضور غیر قانونی دام در مناطق کم ارتفاع در میانه زمستان در مناطق طالقان و کلاردشت مستند شده و احتمالا در باقی مناطق هم اوضاع به همین صورت است. چرای مقطعی دستههای کوچک دام بر اثر گرمای هوای و کاهش بارندگی میتواند باعث شیوع بیماری در فصل زمستان شود. به جز این مسئله تعدد شیوع و تغییر الگوی شیوع و گسترش به عرضهای بالاتر ممکن است در گروی تنوع ژنتیکی ویروس عامل بیماری در مناطق مختلف باشد که به شدت نادیده گرفته شده است. حداقل یک مطالعه وجود دارد که نشاندهنده نقش ورییشنهای مختلف ویروس در شدت و الگوی شیوع است. بر این اساس باید چه انتظار داشت و چه باید کرد؟
چه در انتظار ما است؟
بر اساس موارد طرح شده انتظار جهانی گسترش بیماری در مناطق مختلف جهان و شدت گرفتن بیماری در مناطق فعلی است. کاهش منابع آبی و غذایی تحت تاثیر عوامل ذکر شده باعث نزدیکی بیشتر زیستگاه حیاتوحش ودام اهلی میشود. حضور دام با پایان فصل چرا بر شدت بروز این معضل اضافه میکند. بر این اساس مطالعه و بررسی نقش این عوامل میتواند در برنامه کنترل بیماری موثر باشد، چرا که بر اساس روند موجود باشد انتظار شدت گرفتن شیوع، ادامهدار شدن آن و تلفات جدی برای حیاتوحش بود و عملا میتوان تصور کرد که این بیماری در آینده نه چندان دور به یکی از مهمترین تهدیدات حیاتوحش ایران شود. بر این اساس علاوه بر ضرورت مطالعه درباره موارد ذکر شده، راه کارهایی بر کاهش شدت بیماری پیشنهاد میشود که اجرای آن به طور کامل در اختیار سازمان حفاظت محیط زیست نیست و نیاز به هماهنگی بین بخشی با دیگر سازمانهای درگیر یعنی سازمان جنگلها و مراتع و سازمان دامپزشکی وجود دارد. این موضوع از این جهت اهمیت دارد که بدون این هماهنگی، محیطزیست قربانی معضلی خواهد شد که کنترل آن عملا در حیطه اختیارات سازمان حفاظت محیطزیست نیست. البته بدیهی است که این سازمان باید برای ایجاد این هماهنگی پیشقدم شده و دستورالعملهایی برای کنترل بیماری تهیه کند.
علاوه بر راهکارهایی که به صورت فوری در هنگام شیوع بیماری به کار گرفته میشود، مجموعهای از روشها برای پیشگیری از شیوع مجدد در مناطق مختلف آزموده شده است. از جمله این راهکارها میتوان به این موارد اشاره کرد: کنترل شدید و مستمر تعداد و زمان حضور دام در مراتع، واکسیناسیون گسترده و عدم اجازه حضور در مرتع برای دام واکسینه نشده، کنترل واکسینه بودن دام عبوری در زمان کوچ و برقراری جلسات با مرتعداران برای کاهش اجاره غیرقانونی مراتع به دام غیر مجاز
چه میتوان کرد؟
علاوه بر راهکارهایی که به صورت فوری در هنگام شیوع بیماری به کار گرفته میشود، مجموعهای از روشها برای پیشگیری از شیوع مجدد در مناطق مختلف آزموده شده است. از جمله این راهکارها میتوان به این موارد اشاره کرد؛ کنترل شدید و مستمر تعداد و زمان حضور دام در مراتع، واکسیناسیون گسترده و عدم اجازه حضور در مرتع برای دام واکسینه نشده، کنترل واکسینه بودن دام عبوری در زمان کوچ، برقراری جلسات با مرتعداران برای کاهش اجاره غیرقانونی مراتع به دام غیر مجاز، یافتن کاربریهای جایگزین برای مراتع در مناطق حساس و پر تراکم (به دلیل ریشههای اقتصادی رفتارهای غیر قانونی در دامداری سنتی فعلی در ایران)، ساختن آبشخور در مناطق دور از دسترس دام اهلی و مخصوص حیاتوحش حتی در مناطق پر آب، ضدعفونی آغلهای شب مانی دام اهلی در کوهستان در مناطق شیوع بیماری از جمله این راهکارها است که میتواند از شدت شیوع بیماری کم کند. افزون بر این، نگاه به کنترل این بیماری باید فرامنطقهای باشد. برای مثال برای دو منطقه طالقان و کلاردشت عبور و مرور کل و بز بین دو منطقه به خوبی مستند شده و در سایر مناطق همجوار هم دیده شده است. به همین دلیل کنترل بیماری بدون یک برنامه فراگیر بین مناطق همجوار در سراسر ایران امکانپذیر نیست و بیماری محدود به مرزهای مدیریتی نمیماند. معنای این مسئله این است اهمیتی ندارد که بیماری نخستینبار در کدام منطقه بروز کرده است و بدون کنترل بیماری در هر دو منطقه، بیماری به طور کامل به کنترل در نخواهد آمد و با گسترش شیوع حاصل زحمات سالیان محیطبانان زحمتکش در مدت زمان کوتاهی بر باد خواهد رفت.
در حالی که حدود 12 روز از قطع آب شرب در شهرکرد مرکز استان چهارمحالوبختیاری و 6 شهر و 34 روستای این استان میگذرد قطع آب شرب به شهرستان همدان مرکز استان همدان نیز رسید. با وجود اینکه استاندار همدان در پی سه روز قطعی بیاعلام و بیبرنامه زمانبندی آب در شهر همدان و برخی روستاهای اطراف، این رخداد را چالشی مقطعی اعلام کرده اما نظر شهروندان و کارشناسان آب در این استان متفاوت است و این چالش را معضلی پیشبینی شده میدانند که بارها نسبت به آن هشدار داده بودند اما مسئولان به آن توجهی نکردهاند.
با گذشت سه روز از قطع روزانه 20 ساعت آب در همدان، استاندار همدان نسبت به اطلاعرسانی زمانبندی دقیق برنامه مدیریت توزیع آب شهر همدان به مدیران آبمنطقهای و آبفا تاکید میکند و میگوید: مشکل تاریخی آب شرب مردم همدان، در ماههای آینده یکبار برای همیشه حل میشود.
نام بردن از مشکل آب به عنوان یک معضل تاریخی در همدان از سوی استاندار با شگفتی شهروندان روبهرو شده است و طبق گفتوگوهای «پیام ما» با شهروندان این شهر، نداشتن تجربه بیآبی در ساعات طولانی حتی در گرمترین فصلهای سال نیز باعث شده است تا اهالی این شهر خانههایشان را به تجهیزاتی از جمله منبع ذخیره آب یا پمپهای مکش مجهز نکرده باشند.
در روزهایی که نه فقط همدان بلکه برخی استانهای دیگر مانند لرستان با سهمیهبندی روزانه آب شرب در شهرها و روستاها درگیر شدهاند شهروندان شهرکردی به «پیام ما» میگویند شرایط دسترسی به آب شرب برایشان بهتر شده است و گرچه در نواحی همچنان آب با فشار بسیار کمی در شبکه جاری است اما بیشتر محلهها به آب لولهکشی دسترسی دارند
مشکل به گردن مصرف مردم
با این حال علیرضا قاسمیفرزاد، استاندار همدان، ۲۷ مرداد گفت: مدیران آبمنطقهای و آبوفاضلاب استان، هرچه سریعتر زمانبندی دقیقِ برنامه مدیریت توزیع آب شهر همدان را به مردم اطلاعرسانی کنند. متاسفانه رکورد مصرف آب استان در روزهای اخیر شکسته شده است و انتظار میرود مردم استان بیشاز پیش، اصلاح الگوی مصرف را رعایت کنند. با توجه به تلاش بیوقفه دستاندرکاران طرح آبرسانی شهر همدان، در ماههای آینده مشکل تاریخی آب شرب مردم یکبار برای همیشه حلخواهد شد.
استاندار همدان تاکید کرد: اگر مردم مراعات و همراهی کنند، با تلاشی که همکاران در طرح آبرسانی همدان انجام میدهند قطعا از این وضعیت مقطعیِ برنامه مدیریت توزیع آب شهر همدان عبور خواهیم کرد.
قاسمیفرزاد با بیان اینکه یکی از پروژههایی که با سرعت بسیار بالا طی این چند ماه در سطح کشور اجرا شد، پروژه طرح آبرسانی همدان است، توضیح داد: ۱۷ سال در طرح آبرسانی همدان تاخیر صورت گرفته است. این طرح طی این مدت تنها ۴۰ درصد پیشرفت فیزیکی داشت. اما با اقدام و تلاش دولت سیزدهم و نگاه ویژه وزیر نیرو به این طرح، اکنون در مدت قریب به چهار ماه، بیش از ۵۰ درصد پیشرفت فیزیکی داشته است. مجموعه نیروهای آب منطقهای و آبو فاضلاب استان به صورت شبانه روز در حال تلاش هستند تا طرح آبرسانی به شهر همدان هرچه سریعتر به اتمام برسد و مشکل مردم حل شود. شخصا بر روند انجام پروژه نظارت دارم و از مدیران مربوطه مطالبه و توقع استمرار حرکت جهادی را دارم. مدیران آبمنطقهای و آبوفاضلاب هرچه سریعتر زمانبندی دقیقِ برنامه مدیریت توزیع آب شهر همدان را اطلاعرسانی کنند.
نیروگاه و کشاورزی آب را میخورند
با وجود گفتههای استاندار، حسین زندی از شهروندان و فعالان مطبوعاتی همدان معتقد است این چالش پیشبینی شده بود و به ویژه طی چند سال گذشته بارها مطبوعات محلی نسبت به آن هشدار داده بودند اما دولت آن را جدی نگرفته است.
زندی ادامه میدهد: بیشترین منابع آب همدان را نیروگاه و بخش کشاورزی به ویژه کشت هندوانه استفاده میکند. حتی آب تصفیه شده فاضلاب همدان با فاصله 80 کیلومتر به نیروگاه فرستاده میشود. در سالی که بارشی نداشتیم و سد تامین کننده آب کاملا خالی است این معضل قابل پیشبینی بود. دولت تلاش کرده است که برنامه زمانبندی برای قطعیها اعلام کند اما قطعیهای آب مطابق با برنامه نیست. طی سه روز گذشته، هر روز بیش از بیست ساعت قطعی آب را تجربه کردیم. در روستاهای اطراف شهرستان این تجربه وجود دارد و بسیاری روستاییان خودشان را به منبعهای ذخیره آب مجهز کردهاند اما در شهر همدان چون هرگز با این مشکل مواجه نبودیم آمادگی و تجهیزاتی هم نداریم.
زندی معتقد است جبران آب مورد نیاز از منابع زیرزمینی علاوه بر اشتباه بودن در همدان امکانپذیر نیست. او ادامه میدهد: منابع آب زیرزمینی ما را هم بخش کشاورزی استفاده میکند. عمق بعضی چاههای کشاورزی این استان از 120 متر گذشته است تا آبدهی داشته باشد. مشخص است که دولت در حال چاره جویی است اما علاج واقعه پیش از وقوع باید کرد.
بهبود در آب شرب شهرکرد
در روزهایی که نه فقط همدان بلکه برخی استانهای دیگر مانند لرستان با سهمیهبندی روزانه آب شرب در شهرها و روستاها درگیر شدهاند شهروندان شهرکردی به «پیام ما» میگویند شرایط دسترسی به آب شرب برایشان بهتر شده است و گرچه در نواحی همچنان آب با فشار بسیار کمی در شبکه جاری است اما بیشتر محلهها به آب لولهکشی دسترسی دارند.
گشایشی که به گفته مسئولان محلی در استان چهارمحال و بختیاری با اجرای خطوط اضطراری و ورود ۶۵۰ لیتر بر ثانیه آب شرب در مدار شبکه آبرسانی شهرکرد حاصل شده است اما از آنجا که مصرف آب ۷۵۰ لیتر بر ثانیه است در برخی محلات افت فشار همچنان پابرجاست.
مدیرعامل شرکت آبفای این استان روز جمعه در گفتوگو با رسانههای محلی این استان گفت: بین تولید و مصرف آب در شهرکرد همچنان ۱۰۰ لیتر بر ثانیه کسری وجود دارد که با ذخیره آب در شب، تلاش شده تا این کسری تا حدی جبران شود اما از آنجا که مصارف مردم پس از یک هفته قطعی افزایش یافته از این رو مصرف بیش از حد معمول است. طرحهای پدافندی انتقال آب به صورت شبانهروزی در حال اجراست بهطوریکه طرح عمان وارد مدار شده است و طرح فدک نیز در مراحل پایانی است و پیشبینی میشود در روزهای آینده وارد مدار شود، همچنین ظرفیت تصفیهخانه سامان نیز افزایش یافته است و ۱۰۰ لیتر بر ثانیه آب به شهرکرد انتقال میدهد.
احمدرضا محمدی با بیان اینکه ۱۷ چاه جدید برای تامین آب شهرکرد اجاره شده است، توضیح داد: پیش از این نیز بخشی از آب شرب شهرکرد از سوی ۳۲ چاه تامین میشد که تمامی این چاهها در مدار قرار دارد. با تجهیز تصفیه گردنه خُلک به فیلترهای سرامیکی و پکیچ رفع کدورت آب، در حدود ۵۰ لیتر بر ثانیه، آب چشمه تصفیه شده است.
او همچنین با بیان اینکه بخشی از کسری آب شرب در شهرکرد برطرف شده است، اضافه کرد: از آنجا که مخازن خالی از آب است و مدتی زمان میبرد تا پر شود از همین رو فشار آب در برخی نقاط شهر با افت روبرو شده است. توصیه میشود در مناطقی که آب از فشار بهتری برخوردار است مردم در مصرف آب صرفهجویی کنند تا آب به دیگر مناطق نیز انتقال داده شود.
با این وجود صحبتهایی در محافل کارشناسی وجود دارد که نسبت به احتمال خشکی کامل چشمه کوهرنگ منبع اصلی تامین آب شرب شهرکرد هشدار میدهد و گویی دولت باید برنامهای بلندمدت برای تامین آب شرب شهروندان این منطقه داشته باشد گرچه هیچ توضیحی از راه حل بلند مدت این چالش طی روزهای اخیر از سوی دولت اعلام نشده است.
دمای بدن تا 40 و 42 درجه بالا میرود، اشتها کم و موها به هم ریخته میشود، احتقان مخاطات چشم و دهان اتفاق میافتد. یکی دو روز که از تب گذشت ترشحات، چرکی میشوند، پلکها به هم میچسبند، تنفس سخت شده، سرفهها شروع و ریه درگیر میشود. زخمهای دهانی را هم در این بازه زمانی شاهدیم، در صورت بارداری، جنین سقط میشود. بز مبتلا شده به طاعون نشخوارکنندگان کوچک (PPR) به سمت مرگ رفته و در حال جان دادن است، اما پیش از آن بخش دیگری از دامها را آلوده و با تغذیه از منابع آبی عرصههای طبیعی، زمینه شیوع آن به حیاتوحش را هم فراهم کرده است.
کل و بزهایی که از دست رفتن هر کدام آنها به معنای از دست رفتن زحمت محیطبانان است، یکی یکی به زمین میافتند و در یک بازه زمانی محدود شاهد تلفات 100 راسی هستیم. زمانی که از 100 راس و بزرگی این عدد صحبت میکنیم باید در نظر بگیریم در یک قرق اختصاصی در نهایت ممکن است کل پروانههای شکار داده شده از سوی سازمان حفاظت محیط زیست با همه انتقادها 15 راس باشد؛ یا زمانی که از محمولههای قاچاق شکار صحبت میشود، عدد زیر 10 راس است. بنابراین تلف شدن یک ماهه 100 راس آنهم به واسطه شیوع بیماری موضوعی نیست که حاشیهای و فرعی باشد.
یک منبع آگاه به «پیام ما» درباره شیوع بیماری طاعون نشخوارکنندگان کوچک در منطقه شکار ممنوع طالقان میگوید: از اوایل مرداد این بیماری در منطقه شیوع پیدا کرده و از همان زمان کار جمعآوری لاشهها و امحای آنها در دستور کار قرار گرفته است
این روزها در منطقه شکار ممنوع طالقان طاعون نشخوارکنندگان کوچک باز هم در حال گرفتن قربانی است. این بیماری از سال 1394 در پایین طالقان یعنی غرب دره شایع شد. با این حال در چند سال اخیر بالاطالقان یا همان شرق دره بیشتر تلفات در این مورد را ثبت کرده که آخرین مورد بروز آن به همین چند ماه پیش در بهمن 1400 برمیگردد. در 27 فروردین این سال فردین حکیمی مدیرکل حفاظت محیط زیست استان البرز در گفتوگو با مهر عنوان کرد: «متاسفانه از مهرماه گذشته تاکنون حیات وحش طالقان برای سومین بار درگیر شیوع طاعون نشخوارکنندگان کوچک شده و در مجموع تاکنون حدود ۶۰ راس گونه کل و بز وحشی تلف شده است.» شش ماه بعد بار دیگر این منطقه در حال قربانی دادن باز هم به یک دلیل است «PPR».
احسان سلیمانی فعال محیط زیست در این منطقه به «پیام ما» میگوید: از سال 94 شاهد تلفات ناشی از طاعون نشخوارکنندگان کوچک هستیم. معمولا این بیماری یک سال در میان تلفات زیادی داشت اما در دو سال گذشته شاهدیم هم حجم تلفات افزایش یافته و هم شیوع بیماری نامنظم بوده است. سال 1400 جمعیت کل و بز اطراف دو روستای بزرگ طالقان به نامهای پراچان و جوستان نزدیک به صفر شد، در حالی که پیشتر این مناطق بیشترین جمعیت کل و بز را داشتند. در مقابل چنین فاجعهای رویه سازمان محیط زیست در سکوت و پنهانکاری بوده و ترجیح داده که موضوع را از چشم رسانهها دور نگه دارد.
جلوگیری از شیوع طاعون نشخوارکنندگان کوچک موضوعی است که گرچه محیط زیست از آن متاثر میشود اما کنترل آن در اختیار این سازمان نیست. این فعال محیط زیست با بیان این مطلب میافزاید: در حالی که کنترل دام در اختیار محیط زیست نیست و مدیریت آن با سازمان منابع طبیعی است، تلفات سوءمدیریت گریبان حیاتوحش را میگیرد که حفاظت از آنها به عهده سازمان محیط زیست است. بر اساس قانون دام باید شهریور از منطقه طالقان خارج شود ولی تا پایان آذر و گاهی زمستان شاهد حضور و تردد دام به سمت قزوین و زیاران هستیم. همین موضوع نشان میدهد کنترلی روی دام وجود ندارد و دامداران بدون هیچ دردسری از قوانین تخطی میکنند.
سلیمانی معتقد است در شیوع طاعون نشخوارکنندگان کوچک دامپزشکی اهمال جدی دارد. او میگوید: به نظر میرسد علیرغم ادعاهای مطرح شده 70 تا 80 درصد دامها واکسینه نشدهاند. در حال حاضر نیز با شیوع بیماری آنها در تلاشند دامهای خود را به سرعت به پاییندست آورده و یا به آنها واکسن بزنند.
او راهحل را در واکسیناسیون عمومی دامها میداند و معتقد است باید اجباری در این زمینه وجود داشته باشد. سلیمانی همچنین ادامه میدهد: اداره محیط زیست نمونه گیریهایی را انجام داده تا بیماری مشخص شود، با این حال با توجه به تغییر الگوی بیماری به نظر میرسد باید این نمونهها به شکل دقیقتری انتخاب شوند.
یک منبع آگاه نیز به «پیام ما» درباره شیوع بیماری طاعون نشخوارکنندگان کوچک در منطقه شکار ممنوع طالقان میگوید: از اوایل مرداد این بیماری در منطقه شیوع پیدا کرده و از همان زمان کار جمعآوری لاشهها و امحای آنها در دستور کار قرار گرفته است.
دامپزشکی در جلسات عنوان میکند که بالای 90 درصد دامها واکسینه شدهاند اما اگر این اتفاق افتاده، بیماری از کجا سراغ حیاتوحش رفته است؟
او به نتیجه نمونهگیریهای اشاره و اضافه میکند: جواب آزمایشها نشان میدهد بار دیگر طاعون نشخوارکنندگان کوچک در منطقه شیوع پیدا کرده است. البته این شیوع در حال حاضر در بالاطالقان بوده و پایین طالقان درگیر نیست.
به گفته این منبع آگاه گرچه اقداماتی در منطقه برای جلوگیری از شیوع انجام شده ولی قطعا این اقدامات کافی نبوده که بار دیگر شاهد شیوع «PPR» هستیم. دامپزشکی در جلسات عنوان میکند که بالای 90 درصد دام ها واکسینه شدهاند اما اگر این اتفاق افتاده، بیماری از کجا سراغ حیاتوحش رفته است؟ کل و بزها معمولا در ارتفاعات و مناطق صعبالعبور زندگی میکنند و همانطور که در یک جامعه دورافتاده و به دور از هیچگونه ارتباط با دیگران نمیتواند «کرونا» بروز پیدا کند، این احتمال هم وجود ندارد که حیاتوحش ایزوله مبتلا به چنین بیماریهایی شوند.
به گفته او گروهی از دامداران این منطقه در برابر زدن واکسن به دام مقاومت میکنند و برداشتشان این است که این موضوع باعث بیماری دام میشوند. گروه دیگری هم هستند که عنوان کردهاند دامپزشکی سراغ واکسیناسیون دام آنها نرفته و این اهمال از سوی این سازمان بوده است.
این منبع آگاه تلفات دام در یک ماهه جاری را بین 80 تا 100 راس عنوان میکند و میگوید: از آنجا که دسترسی به همه نقاط و صخرهها ممکن نیست معمولا نمیتوان برآورد دقیقی درباره تلفات داشت. با این حال خبرها حاکی از آن است که 80 لاشه جمعاوری شده و احتمالا 20 لاشه دیگر بین صخرههاو مناطق صعبالعبور باشد.
او احتمال ابتلا به سیاهزخم توسط حیاتوحش را رد میکند و میگوید: تمام شواهد حکایت از آن دارد که ما با «PPR» مواجهیم و باید برای آن چارهای بیندیشیم.
یکی از فعالان محلی نیز به پیام ما میگوید: در حال حاضر شیوع طاعون که سال گذشته به مناطق بالادست منطقه محدود مانده بود، گسترش بیشتری یافته است. واکسیناسیون دام اهلی هم در این مرحله در حکم نوشداروی پس از مرگ سهراب است که در این مناطق در حال اجرا است زیرا به گفته یکی از دامداران منطقه، در بخشهای میانی منطقه طالقان گلههای دام واکسینه نشده زیادی حضور دارند و در صورت سرایت بیماری به این مناطق تلفات حیاتوحش بیشتر از قبل میشود.
|پیام ما| این بار هشدار مربوط به بلندترین فلات زمین است؛ آثار تغییر اقلیم به این نقطه هم رسیده و ذخایر آب این جغرافیا را دستخوش تغییرات جدی کرده است. یک مطالعه جامع در مورد ذخیرهسازی آب در فلات تبت، پیشبینی میکند که تا اواسط قرن تلفات چشمگیر ذخیرهسازی آب شیرین، بخشهایی از آسیا را تحت تاثیر قرار دهد. فلات تبت که «برج آب» آسیا شناخته میشود، بزرگترین و بلندترین فلات زمین است و آب شیرین را برای حدود دو میلیارد نفری که در پاییندست این فلات زندگی میکنند، تامین میکند. حالا خطر همین دو میلیارد نفر را تهدید میکند؛ از آسیای مرکزی و افغانستان تا شمال هند و کشمیر و پاکستان.
مطالعات تازه از تلفات بیش از حد آب در حوضههای آمودریا و رود سند (ایندوس) میگوید که بحرانیترین تهدیدات کمبود آب در این منطقه است. این تحقیقات با هدایت دانشمندان ایالت پن، دانشگاه چینهوا و همینطور دانشگاه تگزاس در آستن نشان میدهد که تغییر اقلیم، تحت سیاستهای ضعیف اقلیم، باعث کاهش غیرقابل بازگشت ذخیره آب شیرین در فلات تبت خواهد شد. بر این اساس تا اواسط قرن مشکل جدی در تامین آب نقاط مرکزی آسیا و افغانستان و فروپاشی در شمال هند، کشمیر و پاکستان قابل پیشبینی است. محققان میگویند نتایج این تحقیقات میتواند راهبردهای سازگاری تحت تغییرات آب و هوایی آینده را ارائه دهد. دانشمندان پس از بررسی ذخایر آب زمینی (TWS)، که شامل منابع سطحی و زیرزمینی است، به این نتایج رسیدهاند و میگویند اگر سیاستهای تهاجمی آب و هوایی تدوین نشود، ظرف 40 سال آینده 100 درصد آب در دسترس در برخی مناطق از بین میرود.
پیشبینی این محققان برای آینده ذخیره آب زمینی طبق سناریوی انتشار متعادل کربن (به ویژه مسیر SSP 2-4.5 که یکی از پنج مسیر مورد انتظار گزارش ارزیابی هیئت بینادولتی تغییر اقلیم برای کاهش انتشار کربن) نشان میدهد که سراسر فلات تبت میتواند تا اواسط قرن بیست و یکم (۲۰۶۰-۲۰۳۱) حدود 230 گیگاتن زیان خالص را در مقایسه با اوایل قرن 21 تجربه کند
مایکل مان، استاد برجسته علوم جوی در ایالت پن میگوید: «این پیشبینی اصلا خوب نیست. در یک سناریوی «تجارت بهصورت معمول» (BAU) (اجرای معمولی عملکردها)، که طبق اجرای آن نمیتوانیم استفاده از سوختهای فسیلی را بهطور معناداری در دهههای آینده محدود کنیم، کاهش قابلتوجه دسترسی به آب در مناطق پاییندست فلات تبت دیگر دور از انتظار نیست؛ این یعنی نزدیک به صد درصد ضرر. من از اینکه کاهش پیشبینیشده حتی بر اساس سیاستهای اقلیمی متوسط چقدر است، شگفتزده شدم.»
به گفته محققان، با وجود اهمیت این موضوع، تاثیرات تغییر اقلیم بر وضعیت ذخیره آب زمینی (TWS) در گذشته و آینده (که شامل همه آبهای سطحی و زیرزمینی میشود) چندان در فلات تبت بررسی نشده است.
دی لانگ، دانشیار مهندسی هیدرولوژی در دانشگاه چینهوا هم میگوید: «فلات تبت بخش قابل توجهی از آب مورد نیاز دو میلیارد نفر را تامین میکند.» او ادامه میدهد: «وضعیت ذخیره آب زمینی در سراسر این ناحیه، در تعیین میزان دسترسی به آب بسیار مهم و البته نسبت به تغییر اقلیم هم بسیار حساس است.»
مان هم اضافه میکند که برای تغییرات ذخیره آب زمینی که در حال حاضر در فلات تبت رخ داده است، معیار محکمی وجود ندارد. علاوه بر این او میگوید: «نبود پیشبینیهای قابل اعتماد درباره ذخیره آب زمین، هرگونه راهنمایی درباره سیاستگذاری را محدود میکند، این در حالی است که فلات تبت از دیرباز به عنوان کانون تغییرات آب و هوایی در نظر گرفته شده است.»
گروه محققان برای پر کردن این شکاف اطلاعاتی، از پیشمایشهای مبتنی بر ماهواره و سنجشهای زمینی از توده آب در یخچالهای طبیعی، دریاچهها و آبهای زیرزمینی همراه با روشهای فراگیری ماشین استفاده کردند تا معیاری از تغییرات مشاهدهشده ذخیره آب زمینی (TWS) در طول دو دهه گذشته (2002 تا 2020) و پیشبینیهایی درباره چهار دهه آینده (2021 تا 2060) ارائه دهند.
مان همچنین توضیح میدهد که پیشرفتهایی که در ماموریت ماهوارهای بازیابی گرانش و آزمایش اقلیم (GRACE) انجام شده، فرصت بیسابقهای برای تعیین کمیت تغییرات ذخیره آبهای زمینی در مقیاسهای بزرگ فراهم کرده است. اشاره او به پروژه مشترک ناسا و مرکز هوافضای آلمان برای اندازهگیری دقیق ناهنجاری گرانشی در میدان گرانش زمین است که دادههای آن ابزار مهمی در مطالعه اقیانوسها، زمینشناسی و اقلیمشناسی به شمار میرود. به گفته این استاد علوم جوی مطالعات قبلی حساسیت راهحلهای GRACE را با استفاده از منابع داده مستقل و مبتنی بر زمین مورد بررسی قرار ندادهاند و همین سبب شده که درباره تغییرات ذخیره آبهای زمینی در منطقه توافقی وجود نداشته باشد. مان خود توضیح میدهد: «در مقایسه با مطالعات پیشین، ایجاد سازگاری بین رویکردهای بالا به پایین و پایین به بالا مسئلهای است که در این مطالعه به ما اطمینان میدهد که میتوانیم کاهش ذخیره آب زمینی را که پیشتر در این منطقه بحرانی رخ داده، به دقت اندازهگیری کنیم.»
محققان در مرحله بعد از یک تکنیک جدید فراگیری ماشین مبتنی بر شبکه عصبی استفاده کردند تا تغییرات مشاهده شده در ذخیره کل آب را با متغیرهای کلیدی آب و هوا، از جمله دمای هوا، بارش، رطوبت، پوشش ابر و نور دریافتی خورشید ارتباط دهند. آنها پس از تربیت این مدل شبکه عصبی مصنوعی، توانستند ببینند که چگونه تغییرات پیشبینیشده آب و هوایی در آینده احتمالا بر ذخیره آب در این منطقه تاثیر میگذارد.
دی لانگ، دانشیار مهندسی هیدرولوژی در دانشگاه چینهوا میگوید: فلات تبت بخش قابل توجهی از آب مورد نیاز دو میلیارد نفر را تامین میکند. وضعیت ذخیره آب زمینی در سراسر این ناحیه، در تعیین میزان دسترسی به آب بسیار مهم و البته نسبت به تغییر اقلیم هم بسیار حساس است
در بین نتایج بهدست آمده که در نشریه علمی Nature Climate Change منتشر شده است، گروه تحقیقات دریافتند که تغییر اقلیم در دهههای اخیر منجبر به کاهش شدید میزان ذخیره آب زمینی TWS)) شده است؛ کاهشی به میزان 15.8 گیگاتن در سال در مناطق خاصی از فلات تبت و همینطور افزایش قابل توجه TWS به میزان 5.6 گیگاتن در سال در مناطق دیگر. این گزارش میگوید این تغییرات شدید احتمالا به دلیل اثرات رقابتی عقبنشینی یخچالهای طبیعی، تخریب زمینهای یخزده فصلی و گسترش دریاچه است.
پیشبینی این محققان برای آینده ذخیره آب زمینی طبق سناریوی انتشار متعادل کربن (به ویژه مسیر SSP 2-4.5 که یکی از پنج مسیر مورد انتظار گزارش ارزیابی هیئت بینادولتی تغییر اقلیم برای کاهش انتشار کربن) نشان میدهد که سراسر فلات تبت میتواند تا اواسط قرن بیست و یکم (۲۰۶۰-۲۰۳۱) حدود 230 گیگاتن زیان خالص را در مقایسه با اوایل قرن 21 تجربه کند.
به طور خاص، پیشبینی تلفات بیشتر آب در حوضه آمودریا -که آب مورد نیاز آسیای مرکزی و افغانستان را تامین میکند- و همچنین حوضه سند -که تامینکننده آب شمال هند، کشمیر و پاکستان است-، حاکی از کاهش 119 درصدی و 79 درصدی ظرفیت تامین آب است.
مان در آخر تاکید میکند که با وجود این پیشبینیها، جایگزینی منابع دیگر برای تامین آب مانند پروژههای استخراج آبهای زیرزمینی و انتقال آب، ممکن است برای رفع کمبودهای آتی ضروری باشد. طبق گزارشی که در nature climate change منتشر شده، دانشمندان میگویند که پیشبینیهای آنها حاکی از عواقب جدی است، حتی اگر تلاشهایی برای کاهش انتشار کربن انجام شود.
پیامهایی از تحلیل سیلابهای مرداد
مرداد هنوز به آخر نرسیده که «پژوهشکده سوانح طبیعی» وزارت علوم، تحقیقات و فنآوری در گزارشی ۵۴ صفحهای نتیجه بررسی سیلابهای این ماه در کشور را منتشر کرده است. در این گزارش سیلابهای استان تهران یعنی «امامزاده داوود» و «مزداران»، روستای بازده از توابع شهرستان بن در چهارمحال و بختیاری و یزد به صورت میدانی ارزیابی شدهاند.
همچنین این گزارش راهکارها و نکاتی پیشنهادی هم داشتهاست. ضمن آنکه باید از سرعت بررسی و تحلیل این سیلابها توسط یک نهاد دانشگاهی قدردانی کرد بار دیگر این پرسش برجستهتر میشود که سیاستمداران، تصمیمگیران و تصمیمسازان تا چه اندازه از محتوای این بررسیهای علمی مطلع شده بهرهبرداری میکنند؟ این پرسش وقتی برجستهتر میشود که میدانیم در پی سیلابهای شمال تا جنوب ایران در بهار ۱۳۹۸ یک هیئت کارشناسی و علمی از استادان دانشگاه به دستور رییسجمهور وقت تشکیل و گزارش ملی سیلاب تهیه و تدوین شد اما به نظر میرسد از ماحصل بررسیها و نتایجآن و همچنین راهکارهای ارائه شده در آن کمترین بهرهبرداری شد. این فقط یک ادعا نیست زیرا امسال وقتی میزبان سیل در «رودبال» استهبان بودیم و زنگ ورود سیلاب در کشور به صدا درآمد انتظار این نبود که در همه مناطق کشور غافلگیر شده و هیچ کاری از دستمان برنیاید. نکته بسیار مهم دیگر که همچنان در ادبیات مدیران و تصمیمگیران و حتی پژوهشگران ملموس است اینکه همچنان به فکر «مقابله» با پدیدهای چون سیل هستند. در حالی که ما همه توان علمی و اجراییامان قادر به لحظهای مقابله با طبیعت نیست. هوشمندانهترین انسانها آنها هستند که خود را با طبیعت و قواعد آن تطبیق دادهاند و برخلاف آن اقدامی نمیکنند. اینک که گزارش «پژوهشکده سوانح طبیعی» منتشر شده بار دیگر بر نکاتی در آن تأکید شده که غفلت ما از همین رویه را ملموستر و برجستهتر میکند. در همه مناطق مورد بررسی تجاوز به حریم رودخانه، ساخت و ساز در شیب تند ارتفاعات مشرف به رودخانه، فقدان هرگونه طرحهای آبخیزداری و آبخوانداری و فعالیتهای مختلف ازجمله کشاورزی در بستر رودخانه به وضوح دیده میشود. جالب اینجاست که با توجه به وضعیت آبی کشور از سال ۱۳۹۶ مقرر شد کشت برنج به جز در سه استان شمالی در سایر نقاط کشور ممنوع باشد. گزارش این مرکز نشان میدهد که مزارع برنج سرقلعه در چهارمحال و بختیاری به دلیل کاهش عرض رودخانه و کاشت در مسیر قدیمی رودخانه همه از بین رفته است. آیا بهتر نبود قانون در مورد کشت برنج در کشور اجرا میشد و نهاد بزرگ و با نفوذی چون وزارتخانه جهاد کشاورزی دراینزمینه مانع از نقض قانون میشد؟
به جز این گزارش بر نکاتی تأکید کرده است که جای تأسف دارد هنوز تصمیمگیران کشور ما در این زمینه حاضر به سرمایهگذاری نشدهاند و آن در سالی که با توصیف «دانشبنیان» نامگذاری شده بفهمیم که ما هنوز در زمینه سنجش قادر به استفاده از تصاویر ماهوارهای نیستیم و نیازمند مراکز مجهزتری به پیشرفتهترین سوپرکامپیوترها و سامانههای نرمافزاری هشدار به هنگام هستیم. براساس گزارش «پژوهشکده سوانح طبیعی» مرکز اروپایی پیشبینی میانمدت وضع هوا از بارش «معنیدار» در مرداد در سرزمین ما خبر داده بود و حتی پژوهشکده اقلیمشناسی و تغییر اقلیم نیز از بارش در فاصله ۴ مرداد تا ۱۳ شهریور۱۴۰۱ خبر داده بود. اما به نظر میرسد همانطور که در گزارش این نهاد تأکید شده در خصوص مخاطرات از نظر فنی متخصصان علمی و صاحبنظران در مدیریت مخاطرات بهرهگیری شود همچنان ما بهموقع توان استفاده از پیشبینیها را نداریم. این به جز نداشتن تکنولوژیهای مدرن در این عرصه است.
در حالی که برخی منابع رسانهای و نیز بعضی کاربران شبکههای اجتماعی از «خاموشی و قطع برق خانگی در استانهای اردبیل، بوشهر، قزوین، گلستان، همدان، خراسان جنوبی، مرکزی، کهگیلویه و بویراحمد و چند استان دیگر خبر داده و نایب رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس نیز چندی پیش گفته «۴۵۰ واحد صنعتی بزرگ در کشور، در هفته از ۱۱ صبح تا ۱۱ شب، قطعی برق داشتهاند»، مدیرعامل شرکت توانیر از «۹۰ روز گرم، بدون خاموشی» میگوید و سخنگوی صنعت برق کشور نیز در آخرین گزارش خود، از تاکید دارد که حدود ۹۲ درصد از واحدهای صنعتی کشور مشکلی از حیث خاموشی و مصرف برق نداشتهاند.
مدیرعامل شرکت توانیر نیز در یادداشتی، از «۹۰ روز گرم بدون خاموشی» گفته و به تشریح دلایل توقف خاموشیهای گاه و بیگاه ۲ سال گذشته پرداخته است. آن هم در حالی که همزمان با انتشار این یادداشت آرش کردی در روزنامه ایران، برخی از منابع رسانهای از جمله ۳ خبرگزاری ایرنا، فارس و تسنیم گزارش واحدی را با تیتر «دولت سیزدهم چگونه موفق به مهار خاموشیها در ۱۴۰۱ شد» منتشر کردند و روزنامه کیهان هم آنچه در این گزارش ادعا شده را «دستاوردی بزرگ» توصیف کرده است. اما همزمان با این تعریف و تمجید رسانههای حامی دولت از عملکرد مدیران توانیر و وزارت نیرو و تاکید و تصریح این مدیران بر صحت و سلامت کارشان در برقرسانی، یک پایگاه خبری-تحلیلی تخصصی در این حوزه، گزارشهای مطبوعاتی و اظهارات مدیران دولتی را به چالش و پرسش کشیده و مدعی است آنچه «دستاورد بزرگ» دولت و وزارت نیرو عنوان شده، جز از طریق قطع برق صنایع کشور محقق نشده است. وبسایت برقنیوز که گزارش واحد ۳ خبرگزاری ایرنا، فارس و تسنیم و آنچه کیهان در این رابطه گزارش کرده را «رپرتاژ آگهی» این رسانهها برای دولت انقلابی خوانده، نوشته است: «به نظر میرسد برخلاف گذشته بسیاری از اطلاعیههای خاموشی برق، بجای اطلاعرسانی در مجاری رسمی و سایت شرکت توزیع نیروی برق، در کانالها و صفحات شبکههای اجتماعی محلی انتشار مییابد.» این وبسایت تخصصی حوزه برق همچنین با استناد به آمار و ارقامی که اپلیکیشن سامانه خاموشی برق ۱۲۱ در این مدت مخابره کرده، از «خاموشیهای مختلف برای استانهای اردبیل، بوشهر، قزوین، گلستان، همدان، خراسان جنوبی، مرکزی، کهگیلویه و بویر احمد و چند استان دیگر» خبر داده به نقل از نایب رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس آورده است: «قطعی برق صنایع نهتنها باعث خسارت زیاد به کارخانهها و سهامداران شده، بلکه زمینه گرانی لجامگسیخته برخی از اقلام مانند سیمان را در بازار فراهم کرده است.» شهباز حسینپور گفته است: «۴۵۰ واحد صنعتی بزرگ در کشور، در هفته از ۱۱ صبح تا ۱۱ شب، قطعی برق داشتهاند.» این در حالی است که سخنگوی صنعت برق در گزارشی که پنجشنبه هفتهای که گذشت، در اختیار اصحاب رسانه و افکار عمومی قرار گرفت، گفته «از ۶۳۰ هزار واحد صنعتی کشور، تعداد ۵۸۰ هزار واحد مشمول هیچ محدودیت و مدیریت مصرف برق نبودهاند.» مصطفی رجبیمشهدی که گفته «حدود ۹۲ درصد از این واحدهای صنعتی – که البته عمدتاً از واحدهای صنعتی کوچک هستند _ مشکلی بهلحاظ مصرف برق نداشته و توانستهاند به اشتغال پایدار خود ادامه دهند»، در عین حال اذعان کرده که ۸ درصد از واحدهای صنعتی مشمول محدودیتهای در مصرف برق بودهاند. او در ارتباط بخشی از واحدهای صنعتی کشور که بهلحاظ مصرف برق محدودیتهایی را متحمل شدهاند، گفته تعمیرات یا تعطیلاتِ طول سال ۴۴۰ واحد انرژیبر در کشور _ که عمدتاً از واحدهای بزرگ در بخش فولاد، سیمان، آلومینیوم و مس هستند _ به تابستان موکول شده تا بخشی از فشار به نظام برقرسانی کنترل و مدیریت شود. رجبیمشهدی با اشاره به زمانبندی کار در شهرکهای صنعتی، گفته شهرکهای صنعتی کشور امسال تنها ۱۲ ساعت در هفته با این دست محدودیتها مواجه بودند. او که آمار چند ماه نخست امسال را با بازه زمانی یک ساله پیش از آن مقایسه کرده، گفته ساعات محدودیت در فعالیت شهرکهای صنعتی در سال ۱۴۰۰ به ۲ روز در هفته میرسید.
یک نماینده مجلس انقلابی گفته تایید وضعیت کنونی تولید برق در کشور، در واقع ناشی از همان «انتخاب همیشگی میان وضعیت بد و بدتر» است؛ وضعیت بد، وضعیتی است که اکنون به آن دچاریم و اوضاع بدتر، آنچه در گذشته به آن گرفتار بودیم
اما حقیقت چیست یا به بیان دیگر، بین سطور کدامیک از این دو گروه واکنشهای رسانههای میتوان بیشتر به آنچه بهواقع در جریان است و در این زمینه به وقوع پیوسته، نزدیک شد؟ در حالی که گزارشهای مردمی و آنچه بسیاری از کاربران شبکههای اجتماعی در روزهای گذشته، در ارتباط با خاموشی مکرر در شهرهای گوناگون سراسر کشور گفته و ویدئوها و تصاویری که در این رابطه همرسان کردهاند، بههرحال از این واقعیت حکایت دارد که ادعای مطلق مدیرعامل توانیر از که از ۹۰ روز گرم، «بدون خاموشی» گفته، دستکم چندان دقیق نیست. بهخصوص آنکه مرور آنچه یک نماینده عضو کمیسیون صنایع مجلس در این رابطه به «پیام ما» گفته نیز موید این مدعا است. علی جدی که گفته در ماههای گذشته در صنایع بزرگ، خاموشی و قطعی برق داشتیم، تاکید کرده این خاموشیها بنابر برنامهریزیهای رقم خورده که با اطلاع صاحبان این صنایع به اجرا درآمده است؛ «پیرو زمانبندی و مدیریتی که برای بهرهبرداری صنایع بزرگ از برق صورت گرفت و بخشی با نظر و موافقت صاحبان این صنایع و بخشی بهناچار و الزام به اجرا درآمد، دولت تا حدودی توانست خاموشیها را بهخصوص در مورد برق مصرفی خانگی مدیریت کند.» او با بیان اینکه در گذشته مشکل خاموشیها هم در حوزه برق خانگی مشکلساز بود، هم در مورد برق مصرفی صنایع و شهرکهای صنعتی، میگوید: «اگر میخواهیم مشکل را بهطور بنیادی مرتفع کنیم، چارهای نداریم جز آنکه میزان تولید برق را در کشور افزایش دهیم.»
آنچه این نماینده عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس گفته، در واقع همان معضلی است که کارشناسان این حوزه، سالهاست از آن میگویند و نسبتبه کمتوجهی مسئولان و دولتها به آن گلایه دارند. معضل کهنه و البته همواره جدیِ ناترازی میزان تولید و مصرف برق در کشور که اگرچه بخشی از آن، ناشی از میزان فراتر از استاندارد مصرف برق در کشور است و علتش، کمکاری در مسیر فرهنگسازی مصرف اما واقعیت آن است که راه عبور و برونرفت از این اوضاع و ایجاد تناسب منطقی در میزان مصرف و تولید و رفع ناترازی برق، افزایش میزان تولید است.
علی جدی در این رابطه به «پیام ما» گفت: «در حال حاضر ما در تولید برق مورد نیاز کشور، دستکم ۱۰ تا ۱۵ هزار مگاوات کسری داریم و باید به فکری به حال نیازی که در کشور وجود دارد، کنیم؛ چراکه میزان تولید برق در کشور ایدهآل نیست. با این حال آنچه امسال شاهد بودیم و حتی در صحبتی که با برخی صاحبان صنایع داشتم، آنها هم تایید میکردند که در بحث مدیریت برقرسانی در کشور اقدامات مثبتی انجام شدهاست.» او گفته تایید وضعیت کنونی، در واقع ناشی از همان «انتخاب همیشگی میان وضعیت بد و بدتر» است؛ وضعیت بد، وضعیتی است که اکنون به آن دچاریم و اوضاع بدتر، آنچه بهگفته این نماینده مجلس انقلابی، در گذشته به آن گرفتار بودیم. این نماینده مجلس همچنین گفته «امسال خاموشی کمتری در صنایع بزرگ اعمال شد و صاحبان صنایع نیز اذعان داشتند که بعضاً برای برنامهریزی خاموشی و قطعی برق با آنان هماهنگیهایی انجام شده است.»
علی جدی گفته است: متاسفانه در حال حاضر اگر چه الزاماتی برای ایجاد نیروگاه وجود دارد اما حمایت درخوری از صنایع برای ساخت نیروگاه نمیشود. باید بهسمتی برویم که صنایع بزرگی که مصرف بالا دارند، با حمایت و یاری دولت بهسمت ایجاد نیروگاه بروند تا اولاً برق مصرفی مورد نیازشان را تولید کنند و ثانیاً در ادامه مسیر به کمک دولت بیایند و میزانی از برق مصرفی مورد نیاز کشور را نیز پوشش دهند
اما در حالی که این نماینده مجلس نیز همصدا با بسیاری از کارشناسان این حوزه، ضعف در تولید برق را علت اصلی ناترازی در کشور میداند، برخی ناظران و کارشناسان معتقدند که کمکاری در جذب سرمایه و سرمایهگذاری در حوزه تولید برق از علل اصلی تولید اندک برق در کشور است. جدی در پاسخ به پرسش «پیام ما» در این رابطه میگوید: «دولت باید ۳ مسیر را بهطور توامان دنبال کند. نخست بحث مصرف است و واقعیت این است که ما مصرف نادرست هم کم نداریم. بنابراین مصرف باید بهینه شود و دولت باید برای فرهنگسازی جهت بهبود و اصلاح الگوی مصرف بهویژه در حوزه برق مصرفی خانگی بیشتر تلاش کند. نکته دوم این است که صنایع بزرگ برای ساخت و ایجاد نیروگاهها هم باید مورد نظارت و هدایت دولت قرار گیرند و هم کنار این الزام به ایجاد نیروگاه، دولت باید به آنها کمک کند. متاسفانه در حال حاضر اگرچه الزاماتی برای ایجاد نیروگاه وجود دارد اما حمایت درخوری از صنایع برای ساخت نیروگاه نمیشود. باید بهسمتی برویم که صنایع بزرگی که مصرف بالا دارند و بعضاً ۵۰ تا ۱۰۰ هزار مگاوات و برخی حتی ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار مگاوات برق مصرف میکنند، با حمایت و یاری دولت بهسمت ایجاد نیروگاه بروند تا انشاءالله به جایی برسیم که این صنایع با احداث نیروگاه، اولاً برق مصرفی مورد نیازشان را تولید کنند و ثانیاً در ادامه مسیر به کمک دولت بیایند و میزانی از برق مصرفی مورد نیاز کشور را نیز پوشش دهند.» این نماینده عضو کمیسیون صنایع مجلس که بهنمایندگی از مردم شیروان در مجلس حاضر است، همچنین به نقش و وظیفه دولت در راستای ساخت و ایجاد نیروگاه اشاره کرد و گفت: «دولت در این حوزه نیز مسئولیت دارد. البته در این حوزه اقداماتی در دست انجام است و بهعنوان مثال دولت در استان خراسان رضوی، ساخت یک نیروگاه حدوداً ۵۰۰ هزار مگاواتی زیرنظر وزارت نیرو آغاز شده است.» این عضو مجمع نمایندگان استان خراسان رضوی همچنین با اشاره به ورود صنایع بزرگ به حوزه ساخت نیروگاه، گفت: «برخی صنایع بزرگ شاهدیم که اقداماتی از جمله در استان خراسان رضوی انجام گرفته است.» جدی همچنین در واکنش به پرسشی درخصوص آنچه کارشناسان در مورد بهرهوری پایین نیروگاههای موجود میگویند و معتقدند بهعلت کوتاهی در اورهال این نیروگاهها و عدم بهسازی و نوسازی زیرساختها از حداکثر توان تولید برق موجود نیز استفاده نمیشود، گفت: «برخی کارشناسان و مهندسان معتقدند که بهرهوری نیروگاهها با توجه به استانداردهای موجود مناسب نیست و در مجموع با این نکته موافقم که بهرهوری نیروگاههای موجود مناسب نیست اما در این حوزه هم تا جایی که اطلاع دارم، کارهایی انجام شده و امیدواریم در سالهای آینده از این حیث هم مشکل کمتری داشته باشیم.»
درخت کشی در تهران مثل یک سریال تلویزیونی هفتگی شده است، سریالی چند قسمته که به نظر دستاندرکاران آن خیال پایان آن را ندارند. هفتهای نیست که خبری از قطع درخت در پایتخت منتشر نشود. قسمت اول این سریال فروردین امسال پخش شد. زمانی که خبر رسید، درختان مرکز لرزهنگاری دانشگاه تهران قطع شدهاند. اعضای شورای شهر تهران خبر دادند که ۱۵۰ اصله درخت اسفند سال ۱۴۰۰ در مرکز لرزهنگاری دانشگاه تهران قطع شد. مسئولان دانشگاه ادعا میکردند که تنها ۲۰۰ نهال جابهجا شده و ۵۰ درخت در موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران قطع شده است. بعدتر ماجرای درختان به حاشیه رفت و ماجرای درگیری و ضرب شتم نیروهای شهرداری دانشگاه نقطه اوج داستان شد. دعوا به حدی بالا گرفت که شهرداری کلیپی از قطع درختان در موسسه ژئوفیزیک منتشر کرد و ادعای جابهجایی درختان را غیرواقعی خواند مسئولان نیز کلیپی از دوربینهای مداربسته دانشگاه منتشر کردند، تصاویری که نشان میداد ماموران شهرداری به ضرب و شتم کارکنان اقدام کردند.
قسمتهای بعدی سریالی که از آن حرف میزنیم اردیبهشت ماه اولین بار از دوربین گزارشگر صداوسیما پخش شد. خبر رسید که درختان بوستان کوچک چیذر به بهانه احداث پارکینگ در منطقه قلع و قمع شدند. اهالی منطقه تایید میکردند که چیذر همانند سایر نقاط پایتخت مشکل جای پارک دارد اما مشکل نبود پارک و فضای سبز نیز دارد. شهرداری زیربار قطع درخت نرفت و تاکید داشت که چندین اصله درخت با بن ۱۵ الی ۲۰ سانتی متر را به بوستان قیطریه منتقل کرده تا مشکل ترافیک سنگین محله و جای پارک را خاص روزهایی که حسینیه چیذر فعال است، از بین ببرد. پارلمان شهری اما در اینباره سکوت نکرد، ناصر امانی که به نظر روایت جابهجایی درختان را پذیرفته بود، تاکید داشت که اقدام شهرداری کج سلیقگی است و فصل جابهجایی درختان یک فصل مشخص است و از بهار به بعد هرگونه جابهجایی خلاف قانون است. مهدی عباسی، رئیس کمیسیون معماری و شهرسازی شورای شهر اما روایت دیگری برای غیب شدن درختان چیذر داشت و میگفت شهرداری برای جابهجا کردن درختان این زمین درخواستی به کمیسیون ماده ۷ نداشت. اهالی منطقه اما به چشم خود دیده بودند که بیل مکانیکی به جان زمین هزار متری چیذر افتاده و درختان یک به یک قطع شدند.
میلانی نکته دیگری را هم متذکر میشود، آن هم موضوعی که زمینه قطع درخت را فراهم میکند، یعنی خشک شدن درختان. نکتهای که به تامین آب ارتباط دارد. شهرداری در گذشته تفاهمنامهای با وزارت نیرو داشت تا بتواند پساب را تصفیه کند و برای آبیاری فضای سبز از آن استفاده کند. پروژهای ده ساله که به گفته میلانی روند پیشرفت آن بسیار کند شده و بودجه آن هم افزایش پیدا نکرده است
نقطه اوج قسمت دیگر سریالی که از آن حرف میزنیم، در پارلمان رخ داد. سوده نجفی، عضو هیات رییسه شورای شهر تهران، اردیبهشت ماه، همان روزهایی که حرف غیب شدن درختان چیذر شده بود در تذکری از قطع شدن از ریشه درختان در منطقه ۱۷ خبر داد. او گفت: براساس شواهد میدانی از ۲۰ فروردین سال ۱۴۰۱ درختان سبز دو لاین شمالی و جنوبی راهآهن تهران- اهواز به بهانه احداث زیرگذر از سوی شهرداری به صورت غیر اصولی و با کمک جرثقیل از ریشه قطع شدند. او تاکید کرد: در پاسخ به اعتراض مردم به این اقدام ضد محیط زیستی شهرداری اعلام کرده که به خاطر این پروژه درختان را جابهجا میکنیم. ۹۰ درخت در اینجا ریشه کن شده در حالی که منطقه ۱۷ سرانه فضای سبز کمی دارد.
در روزهای اخیر اما اوضاع کمی پیچیدهتر شده و اخبار قطع و جابهجایی درختان بیش از فصل بهار به گوش میرسد. هفته گذشته ۲۳ مرداد بود که که ناصر امانی، عضو شورای شهر تهران، قطع درختان در تهران را اپیدمی خواند. او اشارهای به نام یک نهاد علمی کرد که اقدام به قطع درختان کرده است. با اینکه نامی از نهاد علمی نبرده بود، رسانهها خبر دادند که منظور او دانشگاه الزهراست. به گفته شهرداری منطقه ۳، دانشگاه الزهرا بدون مجوز ۱۵ درخت در محوطه دانشگاه را قطع کرده است. اقدامی که به گفته معاون خدمات شهری و محیط زیست منطقه ۳ در گذشته هم بدون هماهنگی با شهرداری در دانشگاه الزهرا رخ داده بود. این مقام مسئول در گفتوگو با رسانهها گفته بود: هنوز جریمه سر بُری ۱۱ درخت کهنسالی که در گذشته قطع شدند از سوی دانشگاه پرداخت نشده و سربری ۴ درخت دیگر هم تخلف و بدون مجوز کمیسیون ماده ۷ بوده است. برخی شاهدان میگویند درختانی که در دانشگاه الزهرا قطع شدند، قدیمیاند و حدودا ۱۰۰ ساله به نظر میرسند، سرشاخههایشان خشک شده اما از ارتفاع ۴ تا ۶ متری سر بریده شدهاند.
هرچند که اعضای پارلمان شهری در روزهای گذشته خواستار معرفی متخلفان قطع درخت در دانشگاه الزهرا شدند اما هنوز متخلفان قطع درختان در ماههای قبل شناسایی نشدند.
تازهترین قسمت سریال طولانی قطع درختان را مهدی پیرهادی اطلاع رسانی کرده است، قسمتی قدیمی که به نظر تازه زمان پخش آن رسیده است! رئیس کمیسیون محیط زیست و خدمات شهری در جمع خبرنگاران گفته تعدادی از درختان مجموعه ورزشی انقلاب طی سالهای قبل خشکانده و قطع شده است اما هیچکس پیگیر آن نبوده. او گفته تعداد درختان این مجموعه در سال ۹۸، ۱۹ هزار و ۵۲۴ اصله درخت بوده اما اکنون درختان مجموعه ورزشی انقلاب به ۱۹ هزار و ۳۲۵ درخت کاهش پیدا کرده است. او گفته براساس بررسیهای انجام شده در سال ۹۸ تعداد ۱۳۰ اصله درخت این مجموعه خشک شده و ۵۷ درخت نیز قطع شده که مجموع آنها ۱۸۷ درخت است.
اطلاعرسانی درباره قطع درختان اما در روزهای اخیر سرعت بیشتری گرفته است و به نظر باید منتظر قسمتهای تازه هم بود، باشگاه خبرنگاران جوان به نقل از یک منبع آگاه در شورای شهر نوشته ۳۵ اصله چنار قربانی دیده شدن نمای دو مجتمع تجاری در خیابان پاسداران تهران شدند، او گفته این درختان اول خشک و سپس قطع شدند.
خبرهای پیدرپی قطع درختان نشانه چیست؟
مدتی پیش هم یکی از کانالهای تلگرامی خبرهایی از خشک کردن درختان در فرحزاد تهران منتشر کرده بود. خبرهایی که در چند ماه ابتدایی سال پیش از هر گذشته به گوش میرسند، نگرانیها از اندک ذخایر محیط زیستی پایتخت را دوچندان کرده است. اما علت پخش مکرر سریال قطع درختان در فضای رسانهای چیست؟ بعضی بد بینند و معتقدند درختان مزاحم پروژههای عمرانی یک به یک سر به نیست خواهند شد و بعضی دیگر حساسیت مردم را نسبت به این مقوله بیشتر از قبل میدانند. آرش حسینی میلانی، رئیس کمیته محیط زیست شورای پنجم شهر تهران معتقد است که نشانههای قاطعیت در برخورد با متخلفان قطع درخت از جانب مدیریت شهری آنچنان که باید مشهود نیست و این یعنی: اگر چنین سیگنالی وجود داشت، یعنی هم برخورد و هم نظارت کافی مشهود بود و با اولین متخلف برخورد میشد، این روند متوقف میشد. او معتقد است هنگامی که اهتمام و نگاه پیگیرانه در شهرداری تضعیف میشود تخلف هم تبعا افزایش پیدا میکند. میلانی به جنبههای دیگری نیز اشاره میکند که اگر وجود داشت، درختان بیشتری اکنون در تهران زنده بودند: «در دوره پنجم دنبال میشد بحث سامانه نهال را با حمایت کمیسیون سلامت شورا و توسط سازمان بوستانها و فاوا پیگیری میکردیم، سامانهای که در راستای شناسنامهدار کردن درختان فعال بود. این سامانه نهال ابزار مهمی در خدمت مدیریت فضای سبز شهرداری تهران است تا از درختان آگاهی کامل داشته باشد.» سامانهای که البته خبری از آن نیست. میلانی معتقد است که تقویت ساختار تشکیلاتی و جایگاه سازمانی فضای سبز و استفاده از نیروهای کارآمد و قوی نیز میتواند مقابل هجوم متخلفان لشگر دفاعی باشد. در کنار تمام اینها به گفته این عضو سابق شورای شهر تهران نظارت بر پهنههای بزرگ و دانه درشتها میتواند درس عبرتی برای مالکانی باشد که خواستار قطع درختند. او البته نکته دیگری را هم متذکر میشود، آن هم موضوعی که زمینه قطع درخت را فراهم میکند، یعنی خشک شدن درختان. نکتهای که به تامین آب ارتباط دارد. شهرداری در گذشته تفاهمنامهای با وزارت نیرو داشت تا بتواند پساب را تصفیه کند و برای آبیاری فضای سبز از آن استفاده کند. پروژهای ده ساله که به گفته میلانی روند پیشرفت آن بسیار کند شده و بودجه آن هم افزایش پیدا نکرده است. این موضوع باتوجه به خشکسالی دو سال اخیر در تهران یعنی افزایش برداشت آب زیرزمینی که منابعی محدود است. چشمانداز به گمان میلانی روشن نیست، کمبود آب در فضای سبز بیشتر میشود و خشکسالی هم پیش روست. او میگوید اگر تابآوری خودمان را افزایش ندهیم، شرایط محیطی بد و بدتر خواهد شد. درختان میخشکند و قطع درخت هم توجیهپذیر میشود: اگر آب نرسد، درختان میخشکند، شهرداری هم آمار عمومی از وضعیت خشکیدگی درختان منتشر نمیکند، ما نمیدانیم اکنون وضعیت چگونه است اما خشکیدگی مقدمه قطع درختان است.
در آن سوی ماجرا اما هادی کاشانی، فعال محیط زیست درباره قطع درختان و انتشار خبرهای مربوط به آن سناریوی بدبینانهای در ذهنش دارد، او میگوید: به نظر میرسد مدیریت شهری تسهیلاتی برای صدور پروانههای ساختمان قائل شده است. اکنون تحرکات تازه شکل گرفته است و مدیریت شهری تسهیلاتی قائل شده و حرف این است که پیامد آن به تبع درختان مزاحم پروژههای ساختمانی از سوی مالکین سریعتر و راحتتر قطع میشوند. او تاکید میکند، قاطعیت مدیریت شهری میتواند جلوی قطع درختان را بگیرد: به نظر میرسد که تساهل و تسامحی در این خصوص رخ میدهد، ما نمیدانیم این جرایم قطع درخت اخذ میشود یا نه به نظر میرسد که اعضای شورای شهر هم صحبتهایی از این کرده که برای مالک حفظ درخت باید منفعتهایی داشته باشد، این به نظر چراغ سبز و اجازهای است به مالکین که تصور کنند گشایشهایی برای صدور زودتر پروانه ساختمانی است.
اما اینکه در نهایت آخرین قسمت از سریال هفتگی قطع درختان چه زمانی منتشر میشود را هنوز کسی نمیداند، حتی دستاندرکاران.
طرح مرمت جدید برای پل دختر کرج آغاز میشود
پیام ما: پل دختر در شهر کرج یا پل خاتون یکی از ابنیه تاریخی در حوزه سازههای آبی کشور است که در سال 1379 فهرست میراث ملی کشور نیز به ثبت رسیده است. این بنا که تاریخ به قدمت سلجوقی دارد با وجود آسیبهای گسترده در کالبد و تاکید متولیان و کارشناسان و همچنین انعقاد قرارداد مرمت با پیمانکار هنوز مرمت نشده است. گرچه براساس شواهد موجود مرمتهای که طی ادوار گذشته بر این بنا اعمال شد بخشی از اصالت بنا را مخدوش کرده بود. این بار اما مدیرکل اداره میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان البرز خبر داده که فاز جدید مرمت این پل تاریخی از شنبه آغاز میشود.
مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان البرز گفت: قرارداد مرمت پلدختر کرج با پیمانکار جدید بسته شده و همچنین پیمانکار تجهیز کارگاه کرده و قرار است از شنبه هفته آینده مرمت این پل آغاز شود. این فاز از مرمت شامل اقدامات اجرایی برای نجاتبخشی پایه از آسیبهای به وجود آمده و ایجاد سازههای نگهبان است.
به گزارش ایسنا، سید هادی محمدی پیشبینیها حاکی از این است که این پل در حین مرمت ممکن است دچار آسیب شود، بنابراین شورای فنی وزارتخانه میراث فرهنگی در دو جلسه با ما و بازدید از پلدختر به این نتیجه رسیدند که ایجاد سازه نگهبان الزامی است. بعد از ایجاد سازه نگهبان این پل وارد مرحله دیگری از مرمت میشود و در این مرحله طاق، مرمت خواهد شد. سال گذشته اعلام کردیم که مرمت پل ممکن است یک ساله تمام شود، اما با توجه به اقدامات انجام شده و بررسیهای فنی و کارشناسی مشخص شد که سطح آسیبهای این پل از آنچه پیشبینی کرده بودیم خیلی بیشتر است، بنابراین ممکن است مرمت این پل بیش از یک سال و حتی دو سال طول بکشد.
مدیرکل میراث فرهنگی البرز: قرارداد مرمت پلدختر کرج با پیمانکار جدید بسته شده و همچنین پیمانکار تجهیز کارگاه کرده و قرار است از شنبه هفته آینده مرمت این پل آغاز شود. این فاز از مرمت شامل اقدامات اجرایی برای نجاتبخشی پایه از آسیبهای به وجود آمده و ایجاد سازههای نگهبان است
او همچنین ادامه داد: در حال حاضر بحث هزینه مرمت این پل تاریخی مطرح نیست و وزارتخانه میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی و اداره کل میراث فرهنگی استان البرز عزمشان را جزم کردهاند که اعتبارات لازم برای مرمت پل دختر را تأمین کنند و از سوی منابع ملی و منابع استان نیز این اطمینان به ما داده شده که اعتبارات مرمت این پل تأمین میشود و الان نگرانی درباره هزینه مرمت پلدختر وجود ندارد. نکته مهم در مرمت این پل، آن است که عملیات اجرایی و اقدامات مرمتی مطابق با برنامهریزیهای شورای فنی وزارتخانه میراث فرهنگی مبنی بر ایجاد سازه نگهبان پیش برود.
تیرماه گذشته این مقام مسئول اعلام کرده بود: هزینه مرمت پل دختر کرج ۴ تا ۵ میلیارد تومان برآورد شده است که عملیات آن حداقل یک سال طول میکشد. نخستین بار در سال ۱۳۸۶ زنگ خطر برای پل دختر کرج به صدا درآمد و نگرانیهایی برای تخریب و از بین رفتن این پل به وجود آمد. هرچند اعلام خبر مرمت آن در مهر ماه سال ۱۳۸۸ خیال را تا حدی آسوده میکرد، ولی در طول یک دهه گذشته، آنچه این پل تجربه کرد بیشتر از مرمت و حفاظت، فرسودگی و تخریب بود؛ عوامل انسانی و محیطی دست به دست هم داده بودند تا موجب تخریب پل شوند. بعد از ۱۰ سال دوباره زنگ خطر برای این پل تاریخی به صدا در آمد و این هشدار داده شد که این پل علاوهبر مرمت به توجه و پایشهای مستمر نیاز داشته است.
سرانجام در آذرماه سال ۱۳۹۹ بخشی از این پل فرو ریخت و در همان زمان فریدون محمدی ـ مدیر میراث فرهنگی استان البرز ـ و علی اصغر مونسان ـ وزیر وقت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی ـ از مرمت اضطراری پل درست یک روز بعد از ریزش آن خبر دادند، اما حدود چهار ماه طول کشید تا در ۳۱ فروردین ۱۴۰۰ مدیرکل میراث فرهنگی البرز خبر دهد که فرآیند مرمت پل تاریخی کرج شروع شده است. این در حالی بود که گزارش میدانی ایسنا از این پل تاریخی در اردیبهشت سال ۱۴۰۰، خبری از مرمت پل دختر کرج نمیداد.
در شهریور سال ۱۴۰۰ دوباره خبر ریزش پل دختر کرج بر سر زبانها افتاد که مدیرکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی البرز با بیان اینکه سطح رویی پل به منظور تکمیل عملیات مرمتی برداشته شده است، این خبر را تکذیب کرده و گفته بود: در حال حاضر با نظر کارشناسی و در راستای اجرای عملیات مرمت و رفع نواقص بخش زیرین، سطح رویی پل به طور موقت توسط پیمانکار برداشته شده است. با مساعد شدن شرایط جوی و تکمیل طرح مرمتی عملیات وارد فاز اجرایی شد و در صورت نیاز مرمتگران شکاف سطح را گستردهتر خواهند کرد.
در آذر ۱۴۰۰ دوباره مرمت این پل تاریخی متوقف شد و کمبود اعتبار را بهانه آوردند. مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان البرز با اشاره به اینکه بخشی از عملیات مرمت پل دختر انجام شده، ولی طاقزنی و ادامه روند مرمت این سازه تاریخی به دلیل تخصیص ندادن اعتبار، متوقف شده است، به ایسنا گفته بود: برای تکمیل مرمت پل دختر بین یک ونیم تا سه میلیارد تومان اعتبار نیاز است که در شرایط فعلی تامین آن ساده نیست.
در تیرماه سال ۱۴۰۱، سید هادی احمدی روئینی، مدیرکل حفظ و احیا بناها، محوطهها و بافتهای تاریخی وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی ـ نیز درباره مرمت پل دختر کرج گفته بود: هزینه مرمت پل دختر کرج ۴ تا ۵ میلیارد تومان برآورد شده است که عملیات آن حداقل یک سال طول میکشد. این پل بخشی از شهر است و حتما باید شهرداری در مورد هزینهها کمک کند و در این زمینه تعهدی هم داشته است. همچنین از اعتبارات وزارتخانه و از محل اعتبارات استانی میراث فرهنگی برای مرمت پل استفاده میشود؛ البته وقفنامهای هم موجود است که نشان میدهد برای هزینههای پل موقوفههایی وجود دارد که با اوقاف در این مورد صحبت شده است.
وزیر جهاد کشاورزی میگوید توصیه رئیس جمهوری در جریان بازدید از این وزارتخانه، تامین پایدار غذای با کیفیت، سالم و ارزان با منشاء داخلی بوده است. حال آنکه یک نماینده مجلس همزمان با این سخنان وزیر جهاد کشاورزی، نسبتبه آنچه «فاجعه در مدیریت منابع آب» خوانده، گلایه کرده و خواستار اصلاح الگوی کشت شده است. این در حالی است که بهباور دبیر اندیشکده آب ایران، امنیت غذایی لزوماً با خودکفایی در یک محصول محقق نمیشود و حتی ممکن است این نوع خودکفایی تکمحصولی نافی تامین امنیت غذایی باشد.
«نگاه ما پایداری خودکفایی در گندم و نان است»؛ این را نیمروز گذشته وزیر جهاد کشاورزی در حاشیه برگزاری نشست هفتگی هیات دولت در گفتوگو با خبرنگاران مطرح کرده و بر این اساس گفته است: «در سالهای گذشته خودکفایی گندم داشتیم، اما این حرکت سینوسی بود و ما به دنبال پایداری این امر هستیم.» اشاره جواد ساداتینژاد به «خودکفایی پایدار گندم» اگرچه در نگاه نخست ممکن است این برداشت را در مخاطب و ناظر بیرونی ایجاد کند که وزارت جهاد کشاورزی سرانجام از نگاه صرف به خودکفایی دست کشیده و احیاناً با جایگزینی نگاه مبتنی بر «امنیت غذایی»، رویکردی پایدار، جامعنگر و بلندمدت را در سیاستگذاریهای حوزه تامین نیازهای غذایی کشور دنبال میکند اما واقعیت آن است که تاکید وزیر جهاد کشاورزی بر «پایدار» بودن خودکفایی گندم، چنانکه در بالا نیز اشاره شد، خارج کردن وضعیت خودکفایی گندم از «حرکت سینوسی» و ایجاد ثبات در مسیر این خودکفایی است. ساداتینژاد اگرچه گفته «محوریترین مسئلهای که رییسجمهوری در جریان بازدید از وزارت جهاد کشاورزی مطرح کرد، تأمین پایدار غذای با کیفیت، سالم و ارزان با منشاء داخلی بود که بحث تنظیم بازار، سلامت غذا، افزایش بهرهوری، کاهش دلالی و حمایت از تولید داخل در آن لحاظ شده باشد»، اما در عین حال اضافه کرد: «از ابتدای دولت حمایت از تولید داخل در حوزه کشاورزی با کشاورزی قراردادی شروع شده و با افزایش قیمت خرید تضمینی و کاهش قیمت کود، عملاً افزایش تغذیه خاک را باعث شده و امسال ما از مرز ۷ میلیون تن تولید گذشتیم و شرایط مطلوبی در تولید گندم داریم.» وزیر جهاد کشاورزی همچنین گفته است: «در نتیجه این رخدادها در خصوص گندم و کود گرفته شده، ما در سال زراعی آینده همین مسیر را پیش خواهیم رفت و نگاه ما پایداری خودکفایی در گندم و نان است. ما در سالهای گذشته خودکفایی داشتیم اما این حرکت سینوسی بود و اکنون بهدنبال پایداری این امر هستیم.»
انوش نوری اسفندیاری: قرار نیست صرفاً برای یک بازه زمانی محدود و کوتاهمدت امنیت غذایی را تامین کنیم. بلکه باید برای سالهای متمادی و طولانیمدت برنامهریزی کنیم و بنابراین به ثبات و دوام در برنامهریزیهای کشور و همچنین نگاهی بلندمدت و جامعنگر نیاز داریم، نه اینکه صرفاً برای یکی، دو سال برنامهریزی کنیم یا احیاناً برنامههایمان را ۵ سال یکبار تجدید کنیم و هر بار با نگاهی متفاوت با این مسئله مواجه شویم
اما همزمان با این اظهارات وزیر جهاد کشاورزی، یک نماینده مجلس از زاویه دیدی متفاوت به این موضوع اشاره کرده است. صدیف بدری در جریان نشست علنی دیروز مجلس گفت: وزارت کشاورزی در اصلاح الگوی کشت غفلت کرده است. این نماینده مجلس که «تامین امنیت غذایی کشور و توسعه بخش کشاورزی با تکیه بر توان و ظرفیت داخلی» را در گروی «مدیریت بهینه منابع ارزشمند آبی و خاکی کشور» میداند، گفته است: «متاسفانه اصلاح الگوی کشت و مصرف آب بر پایه الگوهای آبرسانی بهروز در وزارت کشاورزی مورد غفلت قرار گرفته است.» نماینده اردبیل که از آنچه «فاجعه در مدیریت منابع آب» خواند، گلایه کرده است. او با طرح این پرسش از وزیر جهاد کشاورزی که چطور این وضعیت آشفته را توجیه میکند، گفت: «متاسفانه در بحث اصلاح الگوی کشت، همکاران شما در وزارت جهاد کشاورزی فقط به توصیه کفایت میکنند و اثربخشی چندانی در این حوزه ندارند.» بدری تصریح کرد: «این روند زیانبار را متوقف کنید.»
اما در حالی که بحث خودکفایی و امنیت غذایی همواره بهعنوان موضوعاتی مهم در سیاستگذاریهای کشور مورد توجه دستاندرکاران و مسئولان کشور بوده و در عین حال شاهد اختلافنظر کارشناسی جدی در این حوزه بوده و هستیم، دبیر اندیشکده آب ایران به «پیام ما» میگوید: «هدفی که سیاستگذاران و مسئولان اجرایی این سیاستها از خودکفایی دنبال میکنند، وقتی بهطور پایدار محقق خواهد شد که بیش از تمرکز بر صرف خودکفایی، از زاویه دیگری با موضوع مواجه شده و مشخصاً دستیابی به امنیت غذایی را مدنظر قرار دهیم.» انوش نوری اسفندیاری میافزاید: «نکته مهم این است که بهجز بهبود وضعیت تولید داخلی یا حتی توسعه واردات محصولات غذایی، باید اصول و مسائل دیگری را نیز مدنظر قرار دهیم و با نوعی نگاه همهجانبه، گسترده و عمیق، مسائل گوناگونی را هدفگذاری کرده و در راستای تحقق این اهداف گام برداریم.» از نظر نوری اسفندیاری بحث امنیت غذایی در کشور ما چندان روشن نیست: «این بحث به عبارتی شامل توانایی برای دستیابی به حداقل غذا برای هر خانوار ایرانی است و در این راستا مباحث و عواملی همچون قدرت خرید و دسترسی به غذا نیز مدنظر است. در واقع این بحث کاملتر از صرف خودکفایی است. روی این موضوع باید بیش از این روی آن کار کنیم؛ اینکه اولاً تولید داخل تا چه میزان ضرورت دارد و ثانیاً باید مشخص کنیم که میخواهیم تولید داخلی را با چه قیمت و با پرداخت چه هزینههایی محقق کنیم. آن هم در شرایطی که ما با شرایطی روبروییم که امنیت آبیمان در خطر است.» او گفت: «در واقع ما در شرایطی از خودکفایی صحبت میکنیم که همزمان با خطرات جدیتری روبروییم که از جمله ناشی از برداشت بیش از حد از منابع آب زیرزمینی است و طبیعتاً نمیتوانیم هر دو را باهم و بهطور توامان محقق کنیم.»
دبیر اندیشکده تدبیر آب ایران بر این نظر است که «اهداف امنیت غذایی به جهات گوناگون اهدافی منطقیتر و در عین حال انسانیتر از اهدافی است که در صورت تحقق خودکفایی حاصل میشود.» نوری اسفندیاری درباره الزامات تحقق این اهداف میگوید: «شاید بتوان گفت مهمترین مسئله در دستیابی به امنیت غذایی، تدوین برنامهای جامع برای توسعه و رفاه اجتماعی است.» به گفته این پژوهشگر آب و کشاورزی اگر در حوزههای خودکفا باشیم اما مشکلات دیگری داشته باشیم و بهعنوان مثال نتوانیم حداقل گوشت و مواد غذایی گوناگون را برای هر خانواده ایرانی تامین کنیم، طبیعتاً امنیت غذایی بهطور کامل محقق نخواهد بود و ناقص میماند. او تاکید میکند: «خودکفایی در یک محصول حتی ممکن است نافی تحقق امنیت غذایی باشد. خودکفایی در یک محصول بهمعنای امنیت غذایی نیست. امنیت غذایی هدفی جامعتر است و امکان برنامهریزی بهنحوی منطقیتر را برای تامین حداقل مواد غذایی هر خانوار ایرانی محقق خواهد کرد.»
اما شاید پرسشی اساسی که در این میان محلتامل است، این باشد که اساساً باید چه اهدافی مدنظر قرار داد تا مسیر را برای دستیابی به امنیت غذایی هموار کنیم. پرسشی که نوری اسفندیاری در پاسخ به آن میگوید: «طبیعتاً برای دستیابی به امنیت غذایی باید قدرت خرید و تنوع محصولات را نیز مورد توجه قرار دهیم. نکته مهم دیگر این است که باید امکان پایدار بودن امنیت غذایی را نیز مورد توجه قرار دهیم. چرا که قرار نیست صرفاً برای یک بازه زمانی محدود و کوتاهمدت امنیت غذایی را تامین کنیم؛ بلکه باید برای سالهای متمادی و طولانیمدت برنامهریزی کنیم و بنابراین به ثبات و دوام در برنامهریزیهای کشور و همچنین نگاهی بلندمدت و جامعنگر نیاز داریم، نه اینکه صرفاً برای یکی، دو سال برنامهریزی کنیم یا احیاناً برنامههایمان را ۵ سال یکبار تجدید کنیم و هر بار با نگاهی متفاوت با این مسئله مواجه شویم».
